اثبات جواز زیست‌فناوری و استخدام قوانین حاکم بر حیات در آیات قرآن

اثبات جواز زیست‌فناوری و استخدام قوانین حاکم بر حیات در آیات قرآن

آنچه پیش روی خوانندگان قرار دارد، سلسله مباحثی است برگرفته از دروس خارج فقه آیت الله علی اکبر رشاد رئیس شورای حوزه های علمیه استان تهران تحت عنوان «فقه‌ زیست‌فناوری» که در مؤسسه آموزش عالی حوزوی امام رضا (ع) ارائه می‌شود.

به گزارش ایسنا، آیت الله رشاد در این درس گفتارهای فقه محیط زیست آورده است:

جلسه گذشته از جواز و عدم جواز استخدام فناوری زیستی و زیست‌فناوری در حوزه حیات و موجودات زنده بحث شد بعد از ذکر پاره‌ای مقدمات به نمونه‌ای از پرسش‌ها و مسائلی که قابل طرح و بحث در این زمینه هستند نیز اشاره و گفته شد که باید با منطق مناسبی تفریع فروع بحث را سامان داد، بر اساس روش‌شناسی که برای تفریع فروع و تنسیق مسائل بیان شد تبعاً نخست از جواز اباحه یا حرمت علی الإطلاق یا اباحه یا حرمت در قیود و شروط و ظروف خاص سخن گفت.

بررسی ادله جواز یا عدم جواز اصل استخدام قوانین زیست‌فناورانه از لحاظ حکم اولی

اولین مسئله‌ای که می‌توان مطرح کرد آن است که آیا اصل استخدام قوانین و قواعد کشف‌شده و حاکم بر عرصه حیات و فرآیند زیستِ زیست‌وران و موجودات زنده مباح است یا نه. این نخستین پرسشی است که باید در بحث فقهی در زمینه فقه زیست‌فناوری پاسخ پیدا کند.

اگر جواز فرآیندهای زیست‌فناورانه فی الجمله اثبات شد نوبت به این پرسش می‌رسد که آیا می‌توان جواز مطلق را نیز اثبات کرد و در صورت عدم امکان آیا شروط و قیود و ظروفی که تحدیدکننده برای جواز و اباحه است چیست و در نتیجه آن‌ها را یک‌به‌یک در قالب مسائل بعدی به بحث و بررسی بگذاریم.

مفروض آن است که جواز زیست‌فناوری و استخدام قوانین حاکم بر حیات مُجاز و مباح است و بر این موضوع می‌توانیم حسب روند عملیة الإستنباط و فرآیندهای اجتهاد به کتاب، سنت، عقل و در فرض وجود اجماع به آن استدلال کنیم.

قرآن

پاره‌ای از آیات بر جواز اجمالی زیست‌فناوری دلالت دارد؛ مانند آیاتی که تصرفات غیرعادی و فرآیندهای غیرمتعارف و غیرطورِ مألوف و مأنوس در زمینه فعل و انفعالات حیاتی و تکوین و تکوّنِ موجودات زنده در قرآن کریم مطرح می‌شود که به مثابه إعجاز و دلیل نبوت و رسالت انبیاء و پیامبران الهی قلمداد می‌شود، این آیات می‌تواند دلیل آن باشد که فرآیندهای غیر متعارف و فنون غیرمأنوس ممنوع نیست.

وقتی پاره‌ای از افعالی را که از قِبَلِ حق‌تعالی از انبیاء خواسته می‌شود که حضرات آن فرآیندها و فعالیت‌های مؤثر بر حیات جنبندگان و جانوران را به مثابه إعجاز ادعای نبوت إعمال کنند، این فرایندها وفعالیت‌ها می‌تواند بر جواز تصرفات و تعدیلات تکنولوژیک زیستی و حَیَوی دلالت کند.

آیه 49 سوره آل عمران:

وَرَسُولًا إِلَی بَنِی إِسْرَائِیلَ أَنِّی قَدْ جِئْتُکُمْ بِآیَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ أَنِّی أَخْلُقُ لَکُمْ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَةِ الطَّیْرِ فَأَنْفُخُ فِیهِ فَیَکُونُ طَیْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ

از جمله فرآیندهایی که از انبیاء خواسته می‌شود ماجرای حضرت عیسی (س) است. آن بزرگوار فرمودند من هیئت طیر را از گل می‌سازم و در آن می دمم و به اذن الله پرنده می‌شود. حضرت عیسی (س) این معجزه را در قبال منکران برای اثبات نبوت خویش مورد تمسک قرار می دهد. در ادامه آیه از لسان حضرت مسیح (س) دیگر اعجازها از جنس اعجازهای طبی یا علم به غیب را هم ذکر می‌کند «وَأُبْرِئُ الْأَکْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْیِی الْمَوْتَی بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُکُمْ بِمَا تَأْکُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِی بُیُوتِکُمْ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَةً لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ».

در قرآن کریم همه این معجزات را آن بزرگوار به عنوان یک سلسله معجزاتی که دال بر نبوت خویش است ذکر می‌فرماید.

شیوه استدلال

ممکن است این‌گونه استدلال کرد که وقتی خدای متعال این روند و فرآیند متفاوت از طور و طرزِ معمول و مأنوس را به مثابه دلیل رسالت پیامبر خود نقل می‌فرماید همچنین أعمال حضرت عیسی بن مریم را به مثابه یک عمل موفق نقل می‌فرماید، اگر طی فرآیندهای زیست‌ورانه، نظیر این أطوار غیرمتعارف [اعجازی انبیا علیهم السلام] باشد و از جمله مصادیق آن بوده و مذموم و منهی علی الإطلاق بود [و فرایندهای زیست فناوری را مذموم تلقی کنیم]، صحیح نبود قرآن کریم برهم‌زدن آن طورهای عادی و کاربست طورهای غیرعادی را ممدوح قلمداد کند؛ فضلاً اینکه آن را دلیل بر نبوت اعلام کند.

به نظر می‌رسد اثبات نبوت که یک امر قدسی است و اثبات این شأن برای اولیاء الهی نمی‌تواند با تمسک و یا با کاربست افعال و اعمال و أطوار غیر مباح صورت بپذیرد و قهراً مباح است؛ در نتیجه می‌توان به این مقدار اثبات کرد که صرف نقل اینکه پیامبر بزرگوار و اولوالعزمی چنان عیسی بن مریم (سلام الله علیه) با إعمال شیوه‌ها و روش‌های غیرمتعارف در حوزه زیست و حیات جنبندگان نبوت خویش را اثبات می‌کند، این دلالت دارد بر اینکه در هر صورت طیِ سیر و مسیر غیرمتعارف در عالم زیست مباح است.

یادآوری می‌گردد در صدد آن نیستیم که بگوییم آن‌چه که به دست مبارک پیامبر خدا واقع شده از نوع زیست فناوری است؛ نخیر! بلکه می‌خواهیم این مقدار از آیه استفاده کنیم که به هر حال إعمال أطوار غیرمتعارف در عرصه حیات و زندگی زیست‌وران و جنبندگان محذور و مذموم نیست؛ می‌خواهیم از این [ماجرای قرآنی] جواز اجمالی إعمالِ أطوار غیرمتعارف و استخدام قوانین حیات را استفاده کنیم.

البته این آیه از جهت دیگری به یک نکته دیگر نیز دلالت دارد و آن این است که به رغم آن‌که حضرت عیسی (س) عامل ارادی طی فرآیند پیدایش موجود زنده است اما فعل به اذن الله صورت پذیرفته و در حقیقت علیّت حقیقیه منسوب به خودِ باری‌تعالی است یعنی همین آیه وقتی این عمل را به اذن الله مقید می‌کند به این معنا است که حضرت عیسی (س) علت حقیقیه و اصلیه این پدیده نیست بلکه این اذن الهی و اراده و مشیت الهیه است که به دست حضرت مسیح اتفاق می‌افتد این رخداد، معلولی است که علت حقیقیه آن حق تعالی است.

آیه 260 سوره بقره:

َ «إِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِی الْمَوْتَ قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ قَالَ بَلَی وَلَکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّیْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَیْکَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَی کُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ یَأْتِینَکَ سَعْیًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ»

داستان حضرت ابراهیم (علی نبینا و آله علیه السلام) است در مسئله احیای طیور اربعه علی نمةٍ غیر عادیٍ؛ زنده‌کردن غیرمتعارف پرندگان چهارگانه‌ به امر الهی؛ آن‌گاه که ابراهیم به محضر الهی عرض کرد که بار پروردگارا! به من نشان بده که چگونه مُرده زنده می‌کنی و مگر ممکن است مرده زنده شود و اگر ممکن است چگونه است. پاسخ می شنود مگر به احیاءکردن مردگان توسط ما ایمان نداری!؟ عرض کرد باور دارم ولیکن می‌خواهم دلم آرام شود؛ می‌خواهم علاوه بر بالحدس، روندِ احیاء را ببینم و شهود کنم. خدای متعال دستور می‌دهد جان چهار پرنده را بگیر و تجزیه و پراکنده کن و در چهار نقطه از کوه قطعات آنها را قرار بده و بعد آن‌ها را فرابخوان. خواهی دید که آن‌ها زنده می‌شوند و با شتابی خاص به سمت تو می‌آیند و از آن می‌فهمی که خدای متعال عزیز و حکیم است؛ خدای متعال هم قاهر و قادر است و هم قدرت و قهاریتش مبتنی بر حکمت است.

شیوه استدلال

اگر احیاء جانوران و زیست‌وران با فرآیند و شیوه مألوف و آشنا -که پرنده از رهگذر تخمی که پرنده ماده قرار می‌دهد و سیر و مسیری طی می‌شود و نهایتاً تخم پرنده جوجه می‌شود- انجام نگیرد بلکه با فرآیند دیگری غیر از فرآیند معمول انجام شود -به این شکل که شرایط پیدایش جوجه را در داخل تخم پرنده ایجاد کنیم و با فرآوری سلول بنیادین پرنده‌ای به وجود بیاید- سوال می‌شود که آیا این مجاز است یا خیر؟ در ماجرای حضرت ابراهیم (س) به‌هرحال پرندگانی با طی فرآیندی غیرفرآیند متعارف و با سپری‌شدن طوری غیر از طور مألوف و مأنوس زنده می‌شوند. اگر بنا بود که احیاء بر اساس طور غیر عادی، مذموم و محذور باشد خدای متعال این درخواست حضرت ابراهیم (س) را اجابت نمی‌فرمود اما اجابت شد.

دوباره تأکید می‌کنیم ما نمی‌خواهیم بگوییم فعل حضرت ابراهیم (س) یک عمل زیست‌فناورانه بود ولیکن می‌خواهیم بگوییم زنده‌شدن پرندگان به صورت غیرمتعارف با استفاده از سیر و مسیر غیر عادی مجاز است، پیشتر گفته شد و در ذیل آیه قبل بحث شد که طی این فرآیند مانند فرآیند متعارفی که مألوف و مأنوس است همگی بدون تفاوتی تحت اراده و مشیت تکوینیه الهیه و با علیّت حقیقیه حضرت باری صورت می‌بندد و حضرت ابراهیم و حضرت عیسی (سلام الله علیهم) تنها نقش مُعِدّ و عاملِ تحت مشیت الهیه را ایفاء می‌کنند و در نتیجه علت واقعی، حق‌تعالی است به هر حال در تمام أطوار و انواع پیدایش موجودات زنده این حقیقت جاری است که علت حقیقی حق‌تعالی است.

در هر صورت به نظر می‌رسد از این آیه استفاده می‌شود که خروج از طور متعارف و مألوف در مسائل مربوط به زیست ممنوع و مذموم نیست و اشکالی ندارد.

آیه 8 سوره نحل:

وَالْخَیْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِیرَ لِتَرْکَبُوهَا وَزِینَةً وَ یَخْلُقُ مَا لَا تَعْلَمُونَ

مورد دیگری که می‌تواند دلالت بر جواز طی طریق و طور متفاوت برای پدیدآوردن جانور و حیوان و موجودی زنده دلالت کند جایی است که قرآن کریم از موجودِ زنده‌ای نام می‌برد که با فرآیند متفاوت و غیر عادی به وجود آمده است؛ حیوان و جانوری با تناکح دو نوع حیوان متفاوت.

قرآن موضوع «قاطر» را به عنوان یک حیوان که از تناکح اسب و الاغ پدید می‌آید بدون اینکه نسبت به این اتفاق واکنش منفی داشته باشد قاطر را کنار خیل و اسبان و درازگوش به عنوان یکی از حیوانات ذکر می‌کند؛ یعنی نه تنها تقبیح نمی‌کند بلکه این استیلاد بِغال به شیوه تناکح دو نوع حیوان متفاوت (اسب و الاغ) را عادی و این خلقت را منسوب به خویش می‌کند.

تناکح دو نوع از حیوان و پدیدآوردن نوع سومی که متفاوت با نوع اول و دوم است و به اصطلاح این حیوان جدید با ابوان (پدر و مادرش) خود متفاوت است این نوعی تأیید این تصرف است؛ یعنی خدای متعال می‌فرمایند انسان‌هایی این تجربه را کرده‌اند که از طریق تزاوج و تناکح اسب و الاغ یک نوع سومی را به صحنه حیات آوردند و این هیچ اشکالی ندارد این مقدار می‌تواند فی الجمله فعالیت‌هایی که امروزه از طریق زیست‌فناوری اتفاق بیفتد دلالت بر جواز کند.

در گذشته چنان‌که قرآن ذکر کرده است قاطر با تناکح دو نوع از چهارپایان پدید آمده است و امروز موجودی به نام «لایگر» از تناکح شیر نر و ببر یا پلنگ ماده به وجود می‌آید، بعضی قائلند این اشکال دارد؛ ولی به نظر می‌رسد بین استری که از پدر و مادری متفاوت متولد می‌شود و مورد تأیید قرآن است با موجود دیگری که به لایگر معروف است- و به تعبیر عرب ها لایجر نام گذاری شده است که از شیر و پلنگ یا ببر به وجود آمده است- چه تفاوتی باشد؟ چرا آن [قاطر] مجاز است و صریحاً در قرآن کریم مورد تأیید خداوند متعال است و این [لایگر] مورد تایید نباشد! پس بنابراین اجمالاً ممکن است این‌گونه از آیه استفاده کرد.

نکات بسیار دقیقی در این آیه کوتاه وجود دارد مانند سواری‌گرفتن و زینت و زیبایی. قاطر از پدر و مادری از جنس خودش پدید نیامده است ولی خدای متعال می‌فرماید که ما این‌ها را خلق کردیم تا سوار آنها شوید؛ آن‌ها مرکب شما هستند و برای رکوب شما خلق کردیم؛ آن‌ها زینت و زیبایی هستند. و باز هم [قرآن] تأکید می‌فرماید که خدای متعال چیزهای دیگری را هم خلق می‌کند و شما نمی‌دانید، ممکن است اشاره به آن باشد که: چیزهایی را خلق کرده است که شما آن‌ها را نمی‌شناسید مثلا مردم منطقه خاورمیانه، جزیرة العرب و شرق با حیواناتی آشنا هستند که آن را مخلوق الهی می‌دانند ولی در غربِ عالَم حیواناتی هست که این [حیوانات را] در آن روزگار ندیده‌اند یا به این معنا است که ما مخلوقات دیگری از این قسم داریم و شما این‌جا با اسب و استر و حمیر آشنا هستید و در قسمت دیگر عالَم ما مرکوب‌های دیگری خلق کردیم یا به این معنا است که بعد از این هنوز خواهیم آفرید و آفرینش متوقف نشده است(چیزهایی که شما نمی دانید) یعنی احتمال دارد که با طی فرآیندهای زیست‌فناورانه جانوران و زیست‌ورانِ جدیدی به وجود خواهد آمد که آن‌ها نیز مخلوق الهی قلمداد می‌شوند.

«وَالْخَیْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِیرَ» عطف به آیات قبلی است و در آیات قبلی آمده است «وَالْأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَکُمْ فِیهَا دِفْءٌ وَمَنَافِعُ وَمِنْهَا تَأْکُلُونَ وَلَکُمْ فِیهَا جَمَالٌ حِینَ تُرِیحُونَ وَحِینَ تَسْرَحُونَ وَتَحْمِلُ أَثْقَالَکُمْ إِلَی بَلَدٍ لَمْ تَکُونُوا بَالِغِیهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّکُمْ لَرَءُوفٌ رَحِیمٌ»؛ «وَالْخَیْلَ وَالْبِغَالَ» عطف به «وَالْأَنْعَامَ» است که در آیات قبلی آمده است. آیه مورد استشهاد ما نیز آیه 8 است.

نکته: عمل تهجینِ (به وجود آوردن) جانوران و زیست‌وران و حیوانات دو وراثتی و دو ژنی که یک نوع فعالیت ژنتیکی قلمداد می‌شود در پذیرش بلکه مدح خدای متعال قرار گرفته است و آن را به عمل خود نسبت می‌دهد. این هم آیه دیگر و پدیده دیگری است که می‌توان برای اثبات جواز اجمالی به آن تمسک کرد.

بعضی از آیاتی که اصل پژوهش و دانش‌ورزی در زمینه زیست‌فناوری و کشف قوانین حاکم بر حیات و زندگی جنبندگان و جانوران را مورد تشویق قرار می‌دهد مورد تمسک قرار گرفت. بعضی از آیات و بعضی از مصادیق مذکور در آیاتی که دالّ بر جواز پژوهش و دانش‌ورزی است می‌تواند دالّ بر جواز استخدام نیز باشد چراکه دانش‌ورزی در بعضی از موارد و مصادیق مستلزم استخدام تجربی قوانینی است که حدس می‌زنیم زیرا وقتی کار علمی و پژوهشی ممکن [وقوعی] باشد گاهی کار علمی و پژوهشی انجام دادن مستلزم استخدام همان قوانین و تجربه‌کردن آن‌ها است و تبعاً تصرف در موجودات زنده اتفاق می‌افتد و این به آن معنا است که قرآن کریم به صورت ضمنی بر جواز اصل إعمال فرآیندهای زیست‌فناورانه و استخدام قوانین قابل کشف نیز حکم فرموده است.

این‌ها نمونه‌هایی از آیاتی است که به نظر ما ممکن است به آن‌ها برای اثبات جواز اجمالی زیست‌فناوری تمسک کرد.

بررسی مسائل پزشکی و بهداشتی مرتبط با مسئله زیست‌فناوری و مهندسی ژنتیک

بررسی مسائل پزشکی و بهداشتی مرتبط با مسئله زیست‌فناوری و مهندسی ژنتیک

آنچه پیش روی خوانندگان قرار دارد، سلسله مباحثی است برگرفته از دروس خارج فقه آیت الله علی اکبر رشاد رئیس شورای حوزه های علمیه استان تهران تحت عنوان « فقه‌ زیست‌فناوری» که در مؤسسه آموزش عالی حوزوی امام رضا (ع) ارائه می‌شود.

به گزارش ایسنا، آیت الله رشاد در این درس گفتارهای فقه محیط زیست آورده است:

پاره ای امور و نکات تمهیدی و مقدماتی را مطرح کردیم، بر اساس امور مقدماتی به روش‌شناسی «تفریع فروع» و «تفصیل مسائل» و «تبویب مباحث فقه زیست‌فناوری» دست پیدا کردیم؛ درنتیجه در شرایط فعلی اکنون ۲۰ فصل که شامل ۲۰ بحث محوری خواهد شد مجموعه فقه زیست‌فناوری را تشکیل می دهد.

مرور مباحث گذشته

به بررسی مبادی نظری فقه ژنتیک اجمالا پرداختیم، فصل دوم و فصل سوم محور دوم راجع به مبادی و قواعد اخلاقیه مرتبط یا مختص به فقه زیست‌فناوری بود و بحث شد، در فصل سوم به قواعد اصولیه مرتبط به فقه زیست‌فناوری اشاره شد و در فصل چهارم اجمالاً در خصوص قواعد فقهیه مرتبط و مختص به فقه زیست‌فناوری بحث شد.

در مجموع این ۴ فصل را اجمالاً به مثابه مقدمات و مبادی مطرح کردیم.

گفته شد محورهای موضوعی که متعلق مباحث فقهی فقه زیست‌فناوری قلمداد می شوند در ۱۶ محور قابل طرح و فرض است که یک به یک باید آن‌ها را بحث و بررسی کرد، اولین محور که در ساختار موضوعی فصل پنجم از فصول ۲۰ گانه فقه زیست‌فناوری قلمداد شد عبارت از احکام دانش‌ورزی و پژوهش در زیست‌فناوری بود که آیا به طور مطلق یا اجمالی مُجاز به کار پژوهشی و دانشی در زمینه زیست‌فناوری هستیم؟ اگر مطلقاً مُجاز هستیم ادله آن کدام است؟ اگر به نحو ثانوی محدودیت‌هایی وجود دارد در چه حوزه‌هایی می‌باشد؟

فصل ششم: مسائلِ قلمرو بهداشت و درمان و پزشکی

اجمالاً این فصل در حد ذکر بعضی نمونه ها طی چند جلسه بررسی شد و به پایان بردیم، طبق ساختار و ترتیب پیشنهادی در فقه زیست فناوری باید در این جلسه به مسائل مربوط به حوزه «علوم شناختی» که مرتبط و در پیوند با التکنولوجیه الحیویّه (زیست فناوری) هستند بپردازیم و بعد از آن به فصول دیگری که در پِی این فصل (فصل ششم) باید مورد بحث و بررسی قرار بگیرد؛ اما از آن‌جا که ما مجال کافی برای پرداختن اجمالی به مسائل همه فصول ۱۶ گانه را نداریم ناچاراً در این مرحله و دوره پُرمسئله‌ترین و نسبتاً مفصل‌ترین این محاور و فصول یعنی مسائلِ قلمرو بهداشت و درمان و پزشکی بپردازیم.

مسائل پزشکی و بهداشتی مرتبط با مسئله زیست‌فناوری و مهندسی ژنتیک به شدت مورد ابتلا و مورد چالش است و فروع و مسائل پیش‌آمده یا قابل فرض فراوانی در ذیل آن مطرح است؛ در نتیجه به نظر می‌رسد نمی توانیم به همه مسائل این فصول هرچند در حد نمونه به آن بپردازیم و به ناچار با گزینش از میان این فصول، اولویت با بحث از این محور [مسائل پزشکی و بهداشتی] خواهد بود و قبل از ورود به فروع فقهی مطرح در ذیل این محور یا این فصل دو یا سه نکته را تذکراً بیان می‌کنیم.

نکته اول (نقش مهم زیست فناوری در پزشکی معاصر)

زیست‌فناوری و بالأخص مهندسی ژنتیک و الهندسة الوراثیه نقش و سهم بزرگی در امور بهداشتی و درمانی و پزشکی دارد و این نقش از پیشینه دیرینه‌ای نیز برخوردار است؛ در مسائل سلامت یا درمان و تولید دارو از شیوه‌های زیست‌فناورانه ولو از شیوه‌های بسیار ساده و اولیه و نخستینه آن استفاده می‌شده است و در روزگار ما این مسئله بسیار بسیار توسعه یافته است.

گسترش سرسام‌آوری (برای اینکه این واژه بسیار رسا است از آن استفاده می‌کنم) کاربست زیست‌فناوری و به خصوص مهندسی ژنتیک در حوزه بهداشت و درمان و مسائل متعلق و مرتبط با دانش پزشکی پیدا کرده است.

این گسترش به صورت فزاینده و روز به روز بلکه در مقیاس جهانی اگر به مسئله نگاه کنیم و تحولات و تحرکات را رصد کنیم باید بگوییم دم به دم در حال توسعه و تعمیق است به طوری که به نظر می رسد در آینده‌ای نه چندان دور طب (البته به معنای وسیع آن) تبدیل به زیست‌فناوری با دامنه گسترده آن می‌شود؛ یعنی زیست‌فناوری همه ابعاد و عرصه‌های طبّ بالمعنی الأوسع و الأعم یعنی در علوم آزمایشگاهی مرتبط در امر تشخیص، در مسائل بهداشت، پیشگیری، درمان، داروسازی و سایر مسائل مرتبط و امور پیراپزشکی و دیگر امور متعلق در پیوند با طبّ به معنای وسیع آن را فراخواهد پوشید.

نکته دوم (کاربست قوانین مکشوفه در پزشکی جایز است یاخیر؟)

ما در دروس قبلی تا جلسه پیش راجع به پژوهش و دانش‌ورزی در زمینه زیست‌فناوری و زیست و موجودات زنده و کائنات حیّه و جواز آن بحث کردیم که آیا بشر مُجاز است که به مداقّه در قوانین حیات و سنن حاکم بر عالم حیات بپردازد و به اسرار حیات پِی ببرد یا نه. این بحث انجام گرفت.

اما سوال اصلی آن است که کاربست این قوانین مکشوفه در قلمرو طبّ الصحة مطلقاً جایز است یا نه. ممکن است کسی بگوید مطالعه علمی در یک موضوع اشکال ندارد؛ اما زمانی که به قوانین و قواعدی دست یافتیم استخدام این قوانین جایز نیست زیرا کاربست آن به معنای دخالت در خلقت است؛ یعنی آگاهی از اسرار خلقت مانعی ندارد و در قرآن و روایات چون منتهی به فهم عظمت خلقت، عظمت خالق و تحکیم ایمان مخلوقات و انسان نسبت به خالق می شود بسیار بر این توصیه فرموده است اما کاربست آن مُجاز نیست و ممکن است کسی چنین نظری بدهد.

لهذا پرسش این است که آیا کار دانش‌ورزانه در قلمرو زیست و زیست‌فناوری مشروطاً مُجاز است یا مطلقاً؟ یا فرض و وجه سوم قابل طرح است و آن اینکه ما در چه قسمی از حیوانات این قواعد و قوانین کشف‌ شده را استخدام کنیم؛ مثلاً در غیرانسان مُجاز هستیم یا در گونه‌های خاصی از حیوانات مُجاز هستیم و در همه گونه‌های حیوانی مُجاز نیستیم یا فقط در حیوانات مُجاز اما در انسان‌ها جایز نیست و یا در بعضی از اصناف و مصادیق انسانی و آحاد انسان مُجاز هستیم.

اینکه در کدام قسم از جنبندگان و زندگان و موجودات زنده و موجوداتی که دارای نفس حیوانی و انسانی هستند مُجاز به کاربست قوانین مکشوفه هستیم ممکن است کسی بگوید مقید به اقسام و اصناف خاصی از حیوان و انسان در مقام کاربست هستیم یا بگوید کاربست این قوانین با شیوه‌های خاصی (نه به هر شیوه‌ای) مُجاز است یا شخص دیگری بگوید تا حدودی مُجاز هستیم؛ مثلاً در حد انتقال ژن از انسانی به انسان دیگر یا از حیوانی به انسانی و از گیاهی به حیوانی یا از گیاهی به انسانی و نه فراتر از آن؛ مثلاً اینکه روی سلول بنیادی هم کار کنیم و فرآوری کنیم و موجود زنده‌ای را پدید بیاوریم مُجاز نیست.

به عبارت دیگر ممکن است کسی چنین حد و شرطی را قائل شود که تا مرتبه‌ای از مراتب زیست‌فناوری یا اغراض خاصی به کاربرد این قواعد و قوانین کشف شده مُجاز هستیم و برای هر غرضی حق استفاده از قوانین کشف شده را نداریم؛ مثلاً برای اصلاح نژاد، ارتقاء نسل مُجاز اما برای اغراض دیگر مجاز نیستیم و باید سایر ظروف و جهات را دخیل بدانیم.

اگر به این ترتیب شد ممکن است مسئله حالت ثانویه حسب مورد مثبت یا منفی پیدا کند؛ حکم ثانوی مثبت [بنابر مثال] یعنی این قیود و شروط مستحب یا واجب است و حکم ثانوی منفی یعنی با این قیود و شروط مکروه و یا حتی حرام است. به این ترتیب در واقع باید دقت کنیم و ببینیم حد ورود و تصرف ما و کاربرد و کاربست ما کجا است و چیست.

نکته سوم (بررسی مسائل محتمل)

به بعضی موارد و مسائلی که در زمینه طبّ الصحة در پیوند با زیست‌فناوری و مخصوصاً مهندسی ژنتیک قابل طرح است اشاره می‌کنیم.

اولین بحث «چیستی حکم استخدام قوانین مکشوفه در حوزه صحت و طبّ» است که توضیح نسبتاً مفصلی نسبت به این فرع دادیم سوال دیگری که مطرح است اینکه حکم «استخدام قوانین مکشوفه هنگام وجود ضرورت و مسائل حیاتی که اقتضاء استخدام و کاربرد این قواعد و قوانین را داشته باشد و ضرورت های بشری و دینی اقتضاء کند» چیست.

مسئله بعدی اینکه اگر کاربست قوانین و قواعد کشف شده منجر به ضرر قطعی شود مجاز هستیم؟

مسئله دیگر اینکه اگر در این مفروض -یعنی کاربست قواعد و قوانین- موجب اضرار به غیر شود حکم آن چیست؟

مسئله دیگر اینکه اگر کاربرد این قوانین و قواعد و اعمال فرآیندهای زیست‌فناورانه موجب ضرر محتمل باشد و به تعبیری ضرر محتمل معتدٌبهی مطرح است در این صورت آیا مُجاز به إعمال هستیم؟ اگر فرض در عدم جواز در ضرر قطعی باشد اگر احتمال ضرر یا اضرار معتدٌ به بدهیم حکم مسئله چیست؟ اگر فرآیند معینی از فرآیندهای زیست‌فناورانه را به کار ببندیم و احتمال دهیم زیان معتنی بهی متوجه دیگری باشد (که غالب این روندها و فرآیندهای زیست‌فناورانه ابتداءً باید در محدوده آزمایشگاهی مورد کاربست قرار بگیرد و پس از آزمودن فرایندها و تجربه کردن آنها توسعه بدهیم و به صورت انبوه و گسترده آن را به کار ببندیم.

گاه ممکن است بنا باشد روی انسان‌های خاصی چنین کاربست‌های نخستین و ابتدایی اعمال بشود. آیا در مقام آزمایش روی عناصر و افراد خاصی قید و شرطی می تواند مطرح باشد؛ و بلکه در فرض شایع‌تری) مثلاً اگر بخواهیم در مطالعات آزمایشگاهی فرآیندهای زیست‌فناورانه را به خاطر وجود احتمال خطر یا ضرر قطعی روی حیوان‌ها اعمال کنیم (در صورتی که روی انسان آزموده شود و احتمال ضرر ندهیم ممکن است بگوییم مشکلی نیست) آیا مجاز به کاربست آزمایش‌ها روی حیوان‌ها هستیم؟ مثلا حیوانی را مبتلا به بیماری خطیری بکنیم که علاج پذیر نیست یا صعب العلاج است، آیا حیات حیوانات ذاتا ارزش ندارد و ما می توانیم به هر صورتی در حیات حیوان‌ها تصرف کنیم یا چنین اجازه‌ای را نداریم؟ یا با قیود و شروط مشخصی خدای متعال چنین اجازه‌ای را به ما داده و مشروع می شود؟

پرسش و نمونه دیگر اینکه گاه جنین آزمایشگاهی تولید می‌کنند و سلول‌های بنیادی را از او دریافت و آنها را تا حدی فرآوری می‌کنند. آیا تخریب سلول‌های بنیادی مُجاز است یا این موجود زنده است و علی الإطلاق مُجاز نیستیم سلول بنیادی را تخریب کنیم؟ و یا در خصوص جنین همین طور؛ جنینی که با فرآوری سلول بنیادی به وجود می آید (جنین آزمایشگاهی) آیا مجاز به ازبین بردن این جنین هستیم؟ در چه مرحله از حیات او [مجاز هستیم] و در هر مرحله‌ای دارای چه حکمی است؟ آیا بین جنینِ آزمایشگاهی که با فرآوری سلول بنیادی به وجود آمده با جنین طبیعی که در رحم مادر پدید آمده است به لحاظ حکم تفاوت هست یا نیست؟

نمونه دیگر اینکه حکم انتقال سلول‌های بنیادی و ژن از فردی به فرد دیگر و از انسانی به انسان دیگر، از حیوانی به انسان، از انسانی به حیوانی چیست؟

از دیگر پرسش‌های بسیار پر اهمیت  اینکه آیا بدون استفاده از روش‌های طبیعی با کاربست قوانین و قواعد زیستی مکشوفه و اعمال فرآیندهای زیست‌فناورانه موجودات زنده‌ای را پدید بیاوریم مجاز هستیم این اتفاق بیفتد یا خیر؟ به تعبیر دیگر به جای استیلاد و تولید موجود زنده از نطفه و نکاح (چه در خصوص حیوان و چه در خصوص انسان) از طریق استفاده از سلول بنیادی انجام شود آیا اصل این موضوع مجاز هست یا نه؛ که بحث آن کما بیش با اصطلاحات استنساخ و همانندآوری و شبیه‌سازی و… مطرح است.

پرسش دیگر و از جمله مسائل شایع و مطرح دیگر موضوع DNA (الشیفره الوراثیه) است، آیا مجاز به کاربست اطلاعات و امور مرتبط با DNA و رمز زیستی انسان‌ها هستیم؟ به طورکلی ورود در این زمینه و استفاده از این امر آیا مطلقاً مجاز هستیم یا اجمالاً؟ در فرض اجمال چه قیود و شرایطی را باید رعایت کنیم؟ اینجا پرسش‌های فراوانی مطرح است اصولا بعضی از این پرسش‌ها اگر تفصیل بدهیم گاه تجزیه به چند ده پرسش فرعی می‌شود.

پرسش دیگر که قابل طرح است (و در عصر ما عمل می‌شود و باید احکام آن را بحث کرد) اینکه احکام مربوط به ایجاد بانک‌های ژنتیک چه ژن‌های نباتی، چه ژن‌های حیوانی و چه ژن‌های انسانی چیست؟ که بحث بسیار مهمی است و مسائل فراوانی در حول و حوش این فعالیت علمی و انسانی قابل طرح است.

چه تغییراتی در حوزه دام پزشکی مجاز است که انجام شود؟ چه تغییراتی مجاز است در حوزه انسان پزشکی اتفاق بیفتد؟ کدام از تغییرات مجاز است و کدام از تغییرات مجاز نیست؟ ملاحظه می‌کنید این «کدام ها» فروع بسیار و اجزاء فراوانی پیدا می کند به عنوان مثال آیا مجاز به تغییر وصف ذاتی یک فرد انسانی هستیم؟ مثلاً با اعمال فرآیندهای زیست‌فناورانه مرد را به زن تبدیل کنیم یا زن را به مرد تغییر صفت دهیم آیا مجاز هستیم یا مجاز خیر.

این چند مورد از باب مثال مطرح شد، با توجه به اینکه مسائل و فروع و فروض متفرق و متکثر و متنوعی مطرح است یک مطلب دیگر ضرورت پیدا می‌کند اینکه چگونه باید حوزه صحت و طبّ (بهداشت و درمان) و مسائل مرتبط و متعلق به طبّ بالمعنی الأوسع را تفریع فروع و تفصیل مسائل کنیم و منطق آن چیست؟ ظاهراً منطقی که ما برای تفریع فروع و تفصیل مسائل کل مباحث زیست‌فناورانه ارائه کردیم در اینجا کارایی دارد. این مسائل باید ساماندهی شده و در قالب ساختار منطقی صورت‌بندی شود بنابراین نیازمند به یک منطق و منهج هستیم. مجدداً اشاره می‌کنیم که با همان منطقی که برای صورت‌بندی و ساختاردهی و مهندسی مباحث و مسائل زیست‌فناوری با همه گستره آن پیشنهاد شد مشابه و مطابق همان در این محور و در ذیل این فصل نیز می توانیم به ساماندهی و مهندسی مسائل این بخش بپردازیم.

شاید الان دیگر نتوانیم وارد بحث‌های فرعی شویم اجمالاً این نکاتی که مطرح شد عرصه را مشخص کرد و حوزه بحث را تا حدی روشن ساخت و إن‌شاءالله از جلسه بعد به بررسی مسئله به مسئله و فرع به فرع از فروعی که فی الجمله به آن‌ها اشاره شد خواهیم پرداخت؛ گرچه ممکن است ما فقط به بعضی نمونه‌ها بپردازیم چون مجال ما بسیار محدود و مضیّق است.

روایت فراوانی داریم که اسباب حوادث بر پدیده ها را بیان می کند

روایت فراوانی داریم که اسباب حوادث بر پدیده ها را بیان می کند

رئیس و موسس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: روایت فراوانی داریم که اسباب حوادث بر پدیده ها را بیان می کند
ایت الله علی اکبر رشاد در جلسه درس اخلاق پژوهشگاه با اشاره به موضوع برخی از اسباب موثر در هستی و وجود شبهاتی در این باره اظهار داشت: یکی از شبهاتی که در این ایام مطرح می شود و در گذشته نیز مطرح می شده تردید نسبت به برخی از اسباب موثر در هستی است، گاهی تردید فلسفی و زیر سوال بردن نظام علّی و معلولی است که از جمله بحث های قدیمی بوده که از گذشته نیز وجود داشته اما گاهی این تردیدها کلامی است و جنبه عقیدتی و ایمانی دارد.
رئیس و موسس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی افزود: نوع اول و دوم هر دو پیشنیه تاریخی دارد، نوع اول امروز در قالب بحث های جدید نسبت علم و دین مطرح می‌شود و نوع دوم گاهی بین متدینین نیز مطرح می گردد.
وی در این باره توضیح داد: در بعضی از فتنه ها و بلاهایی که اتفاق بیفتد گفته می شود مثلا ترک صلاة باعث کم شدن روزی می شود گاهی از افراد معمم این را تشکیک می کنند در حالی که این آیه قرآن است و منشاء چنین تشکیکاتی جهل نسبت به حقیقتی مهم می باشد و این حقیقت آن است که در سراسر جهان هستی، نظام علی و معلولی حاکم و هر اتفاقی یک معلول بوده و تابع علتی است.
آیت الله رشاد خاطرنشان کرد: این مقدار را ممکن است در فلسفی قبول داشته باشیم، ولی براساس نگاه کلامی و معنوی و عرفانی برمبنای جهان بینی دینی باید بپذیریم که در عالم دو سلسلسه نظام علّی و معلولی حاکم است؛ نظام علّی و معلولی که در عالم مُلک حاکم است و با مختصری دقت انسان می تواند این ها را کشف کند و غالبا این ها را تشخیص می دهیم و یا نظام علّی و معلولی دیگری داریم که در باطن جریان دارد.
وی در تشریح نظام علّی و معلولی در جهان تصریح کرد: به هر حال برای هر انفعالی، فعلی و هر کنشی، واکنشی وجود دارد، وقتی باران و آفتاب می آید و و دانه ای سبز می شود، همه این مساله را قبول داریم که علل مادی سبب پیدایش پیدایش معلول مادی شده و درختی رویید و رشد کرد و بارور شده است، این نظام علّی و معلولی که حتی با حواس قابل درک است و آثار آن را مشاهده می کنیم.

رئیس شورای حوزه های علمیه استان تهران بیان کرد: آثار علیت چون با اصل قاعده هستی شناسانه پیوند دارد، توجه نداریم که هیچ گاه کسی علت و علیت را مشاهده نکرده است و علیت دیدنی نیست، اما چون مباشر هستند ما علت ها و علیت ها را می بینیم فعل و انفعالی که در فرآیند مناسبات معلولی رخ می دهد را مشاهده می کنیم و قبول داریم.
وی عنوان کرد: ولی یک نظام علّی و معلولی دیگری داریم که در باطن عالم جریان دارد و در باطن همه موجودات حاکم است، این نظام علّی و معلولی کاملی به شمار می رود و خودش یک جهانی است، علل و معالیل که در آن عالم جریان دارند ملکوتی و باطنی هستند لذا نظام علّی و معلولی، حاکم بر مُلک و ظاهر عالم و یا حاکم بر ملکوت و باطل عالم، آثاری آشکاری در عالم مُلک نیز دارند.
آیت الله رشاد در این خصوص ادامه داد: در نتیجه برخی از فعل و انفعالاتی که در باطن عالم اتفاق می‌افتد در ظاهر نیز نمود پیدا می کند و روابطی از نوع رابطه علّی و معلولی بین پدیده های ملکوتی و پدیده های مُلکی با علل ملکوتی وجود دارد بسیار بسیار قوی تر و استوارتر از رابطه ای که بین علل و معالیل مادی و مُلکی برقرار است ولی تشخیص آن نظام و علل و آثار علل و فهم رابطه بین این معالیل ناشی از عملکرد علل ملکوتی تشخیص اش کار هر کسی نیست و به دست خدای متعال و اولیای الهی و معصومین و یا اولیای غیر معصوم که در مرز عصمت هستند قابل تشخیص است.
وی تصریح کرد:این ها می توانند تشخیص دهند و شرط تشخیص، مشاهده است، همان طور که در نظام علّی و معلولی مُلکی از مشاهده رسیدیم، فلاسفه نیز از مشاهده به نظام علّی منتقل شدند؛ تشخیص ادراک نظام علی و معلولی ملکوتی نیز مشاهده می خواهد منتهی مشاهده علل معالیل و آثار مترتب بر نظام علی و معلولی مُلکی ممکن است با حواس نیز ممکن باشد ولی در نظام علی معلولی ملکوتی، روابط با حواس قابل ادراک نیستند، در نتیجه کسانی می توانند ادراک کنند که از توانایی خروج از طبیعت برخوردار باشند و قادر باشند فراتر از طبیعت بروند و بتوانند عالم ملکوت را مشاهده کنند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی اظهار داشت: یک عده چون نمی دانند چه پیوندی بین تقوا و فراوانی روزی و برکت در زمین وجود دارد و اگر عده ای تقوا پیشه کنند چگونه خداوند دربهای آسمان را به روی مردم باز می کند و چه ربطی بین نماز خواندن و رفع مشکلات مادی وجود دارد و نماز خواندن چه نسبت علّی و معلولی با توسعه روزی دارد و چون نمی توانند فهم کنند آن را از سر جهل انکار می کنند.
وی گفت:این آفتی است که در این ده سال اخیر دارد شایع می شود البته دوره های قبل و در 50 سال قبل نیز چنین نگاهی در عده ای و حتی در مومنین وجود داشته و یک نوع علم زدگی در دنیا حاکم و در ایران رایج بود که برخی پرچم دار آن بودند.
آیت الله رشاد افزود: در واقع یک نوع علم زدگی در روشنفکران جهان وجود داشت که موج آن در ایران آمد و عده ای اصرار می کردند مسائل را تعبیر مادی کنند و با علوم جدید حتی مطالب دینی را تطبیق دهند و افتخار می کردند که دین ما 1400 سال قبل این مسائل را گفته و وقتی نوبت به مسائل ملکوتی می‌رسید، اینها را انکار می کردند.
وی بیان کرد: این مسائل از جهل و کوتاهی فهم نسبت به عالم ملکوتی ناشی می شد و از این جهت نوعی مادی گرایی رواج پیدا می کند که در نتیجه این بحث ها مطرح می شود، روایت فراوانی داریم که اسباب حوادث بر پدیده ها را بیان می کند، گاهی بیان اسباب مادی است و در چارچوب نظام ملکی و مادی بیان می شود و گاه در نظام علی و معلولی ملکوتی است و درک نمی شود .
رئیس و موسس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی اظهار داشت: یکی از مباحثی که جای دارد در نظام مطالعاتی مورد توجه قرار بگیرد این نوع از روایاتی است که در حوزه های مختلفی بسیار فراوان بوده و در حوزه عالم وجود و به نحو هستی شناسانه و مباحث هستی شناسی و گاهی در مسائل معرفت شناختی و یا در مسائل اخلاقی مطرح می شود.
وی خاطرنشان کرد:اینکه گفته می شود هوای نفس باعث تباهی عقل می شود فهم پیوند این علت و معلول شاید برای برخی انسان ها درک نشود و چون درک نشود ممکن است آن را انکار کنند، وقتی این مسائل به جهات منفی برسد تشدید می شود.
آیت الله رشاد بیان کرد: فرض کنیم بگویند اگر بلایا زیاد می شود ناشی از گناه فراوان و ترک صلاة و و یا به دلیل فقدان علماست، این ها واقعیت دارد که نسبت و رابطه ای بین این علل و معلول است و عده ای در این مسائل بیشتر تشکیک می کنند در حالی که واقعیت دارد و نسبتی بین این علل و آن معالیل وجود داشته است.
وی عنوان کرد: در روایات داریم که وجود یک عنصر ملکوتی و جامع مانع از وقوع فتنه است، در برهه‌ای برخی از بزرگان و اهل معنا و علمای شیعی از جهان رخت بربستند، ما نمی توانیم به طور قاطع همه مصادیق را ادعا کنیم اما اجمالا می توانیم بگوییم بلایایی که این چند ساله اتفاق افتاده است بی ارتباط با عروج این پشتوانه های معنوی که لنگرهای معنوی جامعه هستند نیست و عدم حضورشان این بلایا را سبب می شود و گناه که زیاد شود جامعه دچار سقوط می شود و سقوط به معنای چنین فتنه هایی است.
رئیس و موسس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه بررسی این روایات نیاز به کار علمی دارد اظهار داشت: امثال این روایات را گاهی برای عامه مردم می خوانیم و کمتر پیش می آید فیلسوفی این روایات را که به صدها روایت می رسد بررسی کند و آن را صورت بندی کند و اطلسی طراحی کرده و رابطه ای و قوائدی را کشف کند.
وی تاکید کرد: ای سخنان بی قاعده نیست و مبادی اصولی دارد و اگر کسی تمرکز کند به این قواعد حاکم پی می برد و چه بسا می تواند این قواعد را کشف کند، در فلسفه نیز جهات و مسائلی داریم که نزدیک به این جهات است و می توان مطالعه فلسفی نسبت به این قضیه داشت که اسباب نسبت سنجی شود و قوائدی که برای ادراک نظام طراحی کرد لذا یکی از مسائل مهمی محسوب می شود؛ این مسائل در روایات آمده است و معصومین و اهل بیت بیان فرموده اند و ما غافل هستیم و نگاه فلسفی و عرفانی به این روایات نداریم و حقایق را از این دریچه درک نمی کنیم.

سرشت لسانی قرآن کریم و فقه محیط زیست

سرشت لسانی قرآن کریم و فقه محیط زیست

آنچه پیش روی خوانندگان قرار دارد، سلسله مباحثی است برگرفته از دروس خارج فقه آیت‌الله رشاد تحت عنوان «فقه زیست فناوری» که در مؤسسه آموزش عالی حوزوی امام رضا (ع) ارائه می‌شود.

آیت الله علی‌اکبر رشاد رئیس شورای حوزه های علمیه استان تهران درسلسله جلسات دروس خارج فقه تحت عنوان «فقه زیست فناوری» با مروری بر مباحث جلسات گذشته بیان کرد: جلسه گذشته راجع به برخی ادله کتابی مربوط به کار علمی در قلمرو مهندسی ژنتیک بحث شد. گفته شد ادله قرآنی را می‌توان به گروه‌ها و دسته‌های چندگانه‌ای تقسیم کرد. پاره‌ای از آیات به طور مطلق و به نحو فراگیر و عام در کاوش و پژوهش حوزه زیستی و زیست‌وران و موجودات زنده و کائنات حیّه لسان تجویزی دارند؛ بلکه بشر را در این زمینه تشویق و ترغیب می‌کند.

سرشت لسانی قرآن کریم

آیت الله رشاد با بیان این که به اختصار به این نکته تفسیری ناشی از سرشت لسانی قرآن اشاره کنم و سپس به توضیح نمونه آیاتی که به کار علمی در خصوص موجودات زیست‌ور تشویق می‌کند برگردم، اظهار کرد: قرآن کریم به جهت ساختار صوری و محتوایی خود اگر هر موضوعی را که مرتبط با شأن و رسالت این کتاب بزرگ باشد با آن رویکرد مطالعه کرده و مرور کنید این تصور در شما قوت می‌گیرد که گویی این کتاب درباره همین موضوع است یا ثقل مباحث این کتاب مربوط به همین موضوعی است که شما در صدد مطالعه آن هستید و این چیز بسیار شگفت و شگرفی است؛ مثلاً اگر بخواهید وارد بحث از توحید و ذات الصفات باری بشوید از باء بسم الله قرآن که آغاز می‌کنید تا سینِ ناسِ این کتاب مقدس و مبارک فکر می‌کنید این کتاب یکسره الهی‌نامه است؛ چنانکه اگر به قصد انسان‌شناسی و مطالعه سرشت و صفات و امور و شئون انسان وارد مطالعه بشوید باز از همان سوره فاتحة الکتاب (دیباچه قرآن کریم) تا سوره ناس آنقدر مطلب وجود دارد و انبوهی از معلومات و اطلاعات مربوط به انسان و در زمینه انسان‌شناسی در این کتاب مطرح شده که تصور می‌کنید کتاب قرآن انسان‌نامه است و اثری در انسان‌شناسی است؛ چنانکه با موضوع مطالعه جامعه شناسی یا حکم شناسی یا مباحث علمی.

وی با اشاره به این که اگر شما وارد قرآن کریم بشوید از آغاز تا انجام این نامه نورانی مطالب فراوانی را فراچنگ خواهید آورد که مربوط به مطالب و مسائل علمی می‌شود به حدی که بعضی از محققین و مؤلفین کتاب‌هایی تحت عنوان قرآن و علم و با نام‌های مشابه دیگر نوشته‌اند، متذکر شد: گاهی غیر مسلمان‌ها هستند که در این زمینه و با این دست عناوین مطالعه کرده و اثر تولید کردند؛ یعنی کتاب‌هایی وجود دارد که مسیحیانی از این زاویه وارد مطالعه قرآن شدند و دریافتند که در قرآن مطالب علمی شگفت و شگرف گسترده و ژرفِ بسیاری وجود دارد و مسائل پیچیده و مسائل پیشرفته و ظرائف و طرائف وسیعی در زمینه‌های علمی در قرآن کریم مطرح شده است.

آیت الله رشاد ادامه داد: در حوزه‌های مختلف مانند مسائل کیهان‌شناسی، مسائل زیستی مربوط به انسان و حیوان و گیاهان، زمین شناسی، مطالعه آثار و خواص زمین، کوه‌ها، دره‌ها و دریاها نکات معتنی بهی در این زمینه‌ها که مطالب علمی قلمداد شود- که پاره‌ای از آنها احیانا جدیدا کشف شده و بسا در قرآن از بعضی از آیات وعده داده شده که بعضی مطالب هست که بعدا به دست خواهد آمد- تصور می‌کنید قرآن کریم در این عرصه و زمینه نازل شده است، این سرشت و خصوصیت کتاب الهی است که بنده خودم این را تجربه کردم.

ادله جواز تحقیق و ژرفکاوی

قرآن (جواز خاص)

وی یادآور شد: دسته دیگر آیاتی است که کشف سنن حاکم بر خلقت را مطرح می‌کند که در موارد خاص و ناظر به نوع خاصی از موجود زنده از جواز و بلکه لزوم مطالعه در اسرار خلقت سخن می‌گوید. از این دست آیات بسیار است و اگر بخواهیم به شمارش آنها بپردازیم قطعاً به صدها آیه بالغ می‌شود.

آیت الله رشاد ادامه داد: آیاتی قهراً مطالعه زیست‌شناسانه و دانش‌ورزانه موضوعات معین و موجودات مشخصی را تجویز می‌کند؛ فقط یک ترغیب عمومی و کلی برای مطالعه مطلق موجودات در قرآن مطرح نیست بلکه نسبت به موارد مختلف از جمله راجع به زیست‌وران و موجودات زنده قرآن کریم ترغیب به مطالعه و پژوهش می‌کند.

وی با بیان اینکه از نگاه قرآن کریم مطالعه زیست‌شناسانه مُجاز و مباح است، اظهار داشت: بعد از این مسئله سخن راجع به این است که اگر ما مطالعه کردیم و کشف سنن و قوانین شد و به اسرار پی بردیم آیا مُجاز به استخدام این سنن و قواعد و قوانین زیستی هستیم یا نه(که همان زیست فناوری می شود).

آیت الله رشاد عنوان کرد: در بررسی آیات زیست‌ورانه قبلاً در یکی از جلسات به آیاتی از سوره واقعه تمسک کردیم؛ جایی‌که فصول 10و 16 گانه‌ای را که موضوع هر یک مسئله مهندسین ژنتیک بود و از جمله آن ساحات، ساحت کلام و الهیات بود، آن‌جا اجمالاً به این آیات اشاره کردیم.

وی با بیان آیات شریفه «أَفَرَأَیْتُمْ مَا تُمْنُونَ أَأَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقُونَ نَحْنُ قَدَّرْنَا بَیْنَکُمُ الْمَوْتَ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِینَ عَلَی أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثَالَکُمْ وَنُنْشِئَکُمْ فِی مَا لَا تَعْلَمُونَ وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولَی فَلَوْلَا تَذَکَّرُونَ أَفَرَأَیْتُمْ مَا تَحْرُثُونَ أَفَرَأَیْتُمُ الْمَاءَ الَّذِی تَشْرَبُونَ أَفَرَأَیْتُمُ النَّارَ الَّتِی تُورُونَ» (واقعه، 57 تا 73 )، تصریح کرد: آیات قبل و بعد هم کاملاً با همین آیات هماهنگ و در پیوند است، در این آیات قرآن کریم پرسش می‌کند آیا شما این مایعی که از مردها خارج می‌شود را دیده‌اید؟ آیا شما آن را آفریده‌اید و یا کلاً خلقی انسان را که ماده اولیه‌اش این مایع هست را شما انجام دادید یا ما خالق هستیم؟! شما که می‌دانید فرآیند پیدایش انسان چگونه است؛ اعتراف کنید که این فرآیند را شما هدایت می‌کنید یا ما آفریننده هستیم؟ که قطعاً ما آفریننده‌ایم در عین حال که ما با این فرآیند، حیات انسان را آغاز و ادامه می‌دهیم با یک فرآیند و واقعه‌ای نیز این حیات را به پایان می‌بریم، ما نه تنها حیات را بلکه موت نیز به دست ماست و کسی هم نمی‌تواند در این زمینه بر ما پیشی بگیرد یا احیانا کسی بر ما پیشی نگرفته است؛ یعنی حیات و ممات اگر به دست ما جریان پیدا می‌کند این بی‌پیشینه است و ما می‌توانیم امثال شما را دوباره بیاوریم یعنی در نشئه و حیات دیگر شما را از نو زنده کنیم، وجود شما را انشاء کنیم زمانی که از آن مطلع نیستید (یعنی قیامت)؛ و وقتی ممکن است فرآیندی را برای پدیدآوردن شما به عنوان موجودات زنده برتر طی کنیم که این کار را انجام داده‌ایم و شما هم بخشی از آن را مطلع هستید و مشاهده می‌کنید، آیا فکر می‌کنید دیگر نمی‌توانیم همین فرآیند را تکرار کنیم؟! یعنی نشئه دیگر و قیامت را برپا کنیم؟ که می‌توانیم؛ این آیات اشاره‌ای به مسائل زیستی و فرآیند حیات و ممات بود.

آیت الله رشاد در ادامه بیان کرد: آیات بعدی از آیه 63 اشاره به موضوع زراعت اشاره می‌کند که شما آنچه را که کشت می‌کنید آیا ملاحظه می‌کنید. آیا شما کشت و زراعت می‌کنید و می‌رویانید یا این ما هستیم که می‌رویانیم؟! حقیقتاً ما زارع و رویاننده‌ایم، ما این هسته و حبّه و دانه را سبز می‌کنیم و این در حالی است که ما می‌توانستیم چنین نکنیم. ما می‌توانستیم به عکس این فرایند عمل کنیم؛ یعنی به جای اینکه این خصلت هسته را که وقتی در شرایطی قرار می‌گیرد سبز بشود بر عکس این هسته نابود شود ولی چنین نکردیم که اگر می‌خواستیم {لَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَاهُ حُطَامًا} ما می‌توانستیم چنین کنیم که کلا بپوسانیم و بخشکانیم و متلاشی کنیم، لاشیء کنیم.

وی ابراز کرد: آیه 69 راجع به آب می‌فرماید {أَفَرَأَیْتُمُ الْمَاءَ الَّذِی تَشْرَبُونَ} آیا آبی را که می‌نوشید دیده‌اید. آیا این آب را شما از ابرهای باران‌زا و باران‌خیز می‌بارانید یا این ما هستیم؟! اگر ما می‌خواستیم غیر این می‌کردیم {لَوْ نَشَاءُ جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا} این آب نوشیدنی شیرین که شما از آن بهره می‌برید و دوام سلامت و حیات شما در گرو استفاده از آنست این را می‌توانستیم أجاج (تلخ) و ناگوار قرار بدهیم.

آیت الله رشاد با تاکید بر اینکه در روایتی دیگر منسوب به حضرت رسول (ص) آمده که می‌توانستیم این را شور، تلخ و ناگوار کنیم ولی شیرین و گواراست. آیا این شما هستید که چنین می‌کنید یا ما هستیم که در طبیعت این خصوصیات و این نظام علّی معلولی را قرار دادیم، یادآور شد: راجع به آتش سخن گفته می‌شود. شما آتشی را که برمی افروزید آیا شما هستید که آن ماده و وقود آن را فراهم می‌کنید و خاصیت سوختن را در آن قرار دادید و آن آتشگیره‌ای که مثلا نزدیک به کنده‌ای می‌شود و این حالت به وجود می‌آید را شما به وجود آوردید یا ما انجام دادیم؟!

وی متذکر شد: در این آیات سوره واقعه چند نکته زیست فناورانه وجود دارد که قابل طرح است که در جهت بحث به چند نکته اشاره می‌کنیم.

نکته اول: قوانین طبیعت تابع قواعد الهی (نظام علّی معلولی)

آیت الله رشاد بیان کرد: خدای متعال آنچه را که در طبیعت بر اساس جعل و قوانین موضوعه او جریان پیدا می‌کند به خودش نسبت می‌دهد؛ یعنی حتی آنچه را که در طبیعت در جریان است و تصور می‌کنیم که این طبیعت است که خود به خود در آن این اتفاقات می‌افتد اینها را می‌فرماید من انجام دادم. این به چه معناست؟ این قهراً به این معناست که این صورت قضیه را نبینید بلکه سیرت مطلب را ببینید. ظاهر را نگاه نکنید باطن را بنگرید. در باطن این من هستم که عالَم را اداره می‌کنم ولو اینکه قوانین و قواعدی گذاشتم و نظام علّی-معلولی را وضع کردم که در بستر علّی-معلولی و بر اساس این قواعد و سننی که وضع کردم این اتفاقات می‌افتد ولی تحت اراده من است، پس جعل این قواعد از خلق علت و از اعمال این قواعد همگی به من برمی‌گردد. «أم نحن الخالقون»، «نحن قدّرنا بینکم الموت»، «أم نحن زارعون»، «لو نشاء لجعلناه حطاما»، «أم نحن المُنزلون»، «لو نشاء جعلناه أجاجا»، «أم نحن المُنشئون» اینها می‌گویند ما هستیم یا شما هستید.

وی ادامه داد: در واقع همه این کارها را ما انجام می‌دهیم و تلویح به این است که ما برای این امور و شئون علت حقیقی هستیم زیرا قاعده علّیت را ما قرار دادیم، خالق علّت ما هستیم، مُنَفِّذ قوانین و به جریان‌افکننده قوانین و سنن حاکم نیز ما هستیم. همه اینها بر حسب مشیت تکوینیه ما جریان پیدا می‌کند و اگر ما اراده نکرده بودیم نه علّیتی معنا داشت، نه علّتی به وجود می‌آمد، نه جریان قوانین علّی-معلولی سریان پیدا می‌کرد؛ بلکه ما می‌توانستیم بر خلاف کنیم می‌توانستیم به جای اینکه مثلا آب را شیرین و گوارا قرار بدهیم، شور و تلخ قرار دهیم چنانکه در سراسر عالم انبوه آب‌هایی هستند که خاصیتی این چنینی دارند و دریاهایی هستند که قرآن هم به آن اشاره کرده که از یک نقطه‌ای شیرین و گواراست و از یک نقطه‌ای شور و تلخ و ناگوار است.

نکته دوم انسان و طبیعت واسطه اراده الهی

آیت الله رشاد توضیح داد: در عین حال به نقش عامل صاحب اراده مثل انسان در مسائل مربوط به نسل و نیز نقش عامل غیرصاحب‌اراده یعنی طبیعت در مسائلی در همین آیات اذعان می‌شود، در مسائل «نسل» به نقش و کارکرد عامل صاحب اراده یعنی انسان اعتراف شده و در مسائل انزال ماء از ابر و برافروختن آتش اینجا نقش عناصر طبیعی ملاحظه شده و به آن اذعان شده است؛ ولیکن معلوم است وقتی می‌گوییم علّیت نظام علّی-معلولی مجعول ماست، علّیت اراده ماست، علّت مخلوق ماست و قهراً معلول هم مخلوق ما خواهد بود اعمال این فرآیند نظام علّی-معلولی از قِبَلِ ماست. وقتی این بحث‌ها مطرح می‌شود تکلیف علّی واقعی و حقیقی روشن می‌شود اما در عین حال ما در همین نظام علّی‌معلولی فرآیندهایی را تعریف کردیم و عناصری را حق دخالت دادیم به مثابه مُعِدّات که عوامل صاحب اراده مانند انسان و عوامل غیرارادی مانند طبیعت چنان ابزارهای ما و معدّات عمل می‌کنند.

نکته سوم پدیده ها نظامندند

وی عنوان کرد: می‌توان گفت ما با یک فرآیندی و در چهارچوب طور و أطواری این عالم را اداره می‌کنیم، همان‌طور و اطواری که به نمونه‌هایی از آن در همین آیات اشاره شده است؛ مثلاً با این فرآیند که دریا بخار شود و ابر تشکیل شود و باد بوزد و این ابر به سمتی هدایت شود بعد ابر در جایی متراکم شود و فعل و انفعالاتی اتفاق بیفتد و سرانجام قطرات آب یا تگرگ فرود بیاید به هر حال این مسائل باید اتفاق بیفتد و همه اینها معدّات هستند و بالنتیجه انسان در این میان نقش آفرینی می‌کند.

آیت الله رشاد متذکر شد: اینجا قرآن کریم به این حیث و نکته می‌خواهد اشاره کند که طورهایی که ما در آن طورها این فعل و انفعالات را انجام می‌دهیم و این اتفاقات می‌افتد و این پدیده‌ها پیدا می‌شود اما این به این معنا نیست که ما دستمان بسته است ما این فرآیندها را جعل کردیم و آن فرآورده‌ها را پدید می‌آوریم ما می‌توانستیم و می‌توانیم و یا می‌شود که با فرآیندهای دیگری همین پدیده‌ها پدید آیند یا فرآورده‌های دیگر و محصولات دیگری پدید بیایند، این هم باز به نظر می‌رسد که نکته‌ای است که قرآن کریم در این آیات به آن اشاره می‌کند و می‌گوید اگر حتی به شکل دیگری هم اتفاقات جریان پیدا کند باز به تعبیری، ما پشت صحنه هستیم یعنی اگر آب به جای اینکه شیرین وگوارا باشد شور و تلخ می‌شد هم باز ما انجام داده‌ایم و می‌توانیم چنین کنیم، پس بنابراین طرز و طور دیگری هم از ما برمی‌آید و در این عالم به جای آنچه که عادت کردید و مشاهده می‌کنید و دیده‌اید خلاف آن هم می‌تواند اتفاق بیفتد و در آن هم باز نظام علّی‌معلولی مجعول ما و وضعی ما جریان پیدا خواهد کرد.

نکته چهارم خلق دنیا نشانه آخرت

آیت الله رشاد ادامه داد: در این آیات آمده وقتی ما قادریم این نشئه أولی و این خلقت اولیه و این حیات کنونی را پدید بیاوریم نظیر آن را هم می‌توانیم، می‌توانیم نشئه دیگری را یعنی برزخ و قیامت را هم ایجاد کنیم و شما را در عالم برزخ با حیات برزخی و با جسم برزخی در عالم قیامت با حیات قیامی و جسم قیامتی شما را از نو به منصه حیات بیاوریم و بنشانیم زیرا أدلُّ الدلیل علی إمکان شیءٍ وقوعه؛ و وقتی ما یکبار توانستیم این کار را انجام دهیم برای بار دیگر هم می‌توانیم همان را تکرار کنیم.

نکته پنجم فناوری خلقت در ذرات قابل تکثیر

آیت الله رشاد بیان کرد: این آیات تصریح می‌کند که إنشاء انسان کامل و حیوان کامل را می‌توانیم انجام دهیم و همچنین نباتی را با همان ویژگی‌هایی که دارد از یک ماده خیلی جزئی، کامل به وجود بیاوریم. در واقع این یک تلویح به این نکته است که اگر مثلاً مجموعه آنچه که در قالب یک انسان تمام، به منصه ظهور می‌رسد و متولد می‌شود و رشد کرده و بالغ و کامل می‌شود همه اینها در یک ذره نهفته است؛ یک‌ذره قابلیت تکثر و توسعه خویش را از ذره ناچیزی که به چشم غیرمسلح دیده نمی‌شود تا انسان تمام عیار ارتقاء پیدا کند؛ و در گیاه هم همین نکته مطرح است، این نکته در واقع به نحوی تلویح به امکان إنشاء از سلول‌های بنیادین هم هست، سلول‌های بنیادین در واقع به همین معناست که زیست‌شناس سلول بنیادی را با فناوری و فرآوری و طی فرآیندهای حیاتی خاص به لحاظ علمی به یک انسان کامل و حیوان کامل و گیاه کامل می‌رساند.

نکته هفتم امر به غوررسی در خلقت

رئیس شورای حوزه های علمیه استان تهران با بیان اینکه نکته ششم جواز تکثیر این فناوری که در این آیات به آن اشاره شد، در خصوص امر به غوررسی در خلقت تصریح کرد: این نکته جمع‌بندی نکات است هرچند بعضی از این نکات مستقیماً به بحث ما مربوط نمی‌شود ولی مجموعه نکات این مطلب را القاء می‌کند که این آیات نوعی فراخوان فراگیر پیوسته و بی وقفه‌ای است که خطاب به انسان صادر شده که عالَم را مطالعه کنید، اسرار عالَم را کشف کنید، قوانین و سنن موضوعه و مجعوله ما را در این عالَم کشف کنید و به دست بیاورید و با تدبر عقلی و پژوهش تجربی در خلقت با همه انواع و مراتب آن(یعنی مرتبه انسانی را در این آیات ذکر فرمود، مرتبه گیاهی، درختی، نباتی را ذکر فرمود، در مرتبه جمادی (غیر زنده) آب را ذکر فرمود، در مرتبه جامدات کُنده درخت و آتش‌افروزه را ذکر فرمود) در همه اینها مطالعه کنید.

وی ادامه داد: به این معناست که این آیات به غوررسی و ژرف‌کاوی در کائنات و موجودات زنده و غیرزنده جواز مطلق می‌دهد و ظاهر این آیات این است که بعدها ببینیم آیا قیدها و تخصیص‌هایی هم وجود دارد یا نه؛ ولی فعلاً این آیات بر همان مدعای اول و پاسخ مسئله اول است که ما مطرح کردیم اینکه آیا می‌توان گفت در حوزه زیست و فرآیندهای زیست‌ورانه علی الإطلاق مُجاز به کاوش و کوشش و پژوهش و تحقیق هستیم تا به فناوری زیستی قادر بشویم یا نه، بلکه می‌توان گفت این آیات صریح است در اکتشاف سنن حاکم به انواع خلائق و اسرار مستتر در عالم؛ لازم است که وارد شویم و گویی علاوه بر ترغیب، یک نوع تکلیف هم بر عهده ما هست که برای شناخت خدا، برای شناخت مبداء و برای شناخت معاد به این امر بپردازیم؛ آیات بسیاری از این دست در قرآن کریم است که می‌توان به آنها تمسک کرد که ما فهرست آن را در متن آورده‌ایم.

کرسی ترویجی فلسفه اصول با ارائه آیت الله رشاد برگزار می شود

کرسی ترویجی فلسفه اصول با ارائه آیت الله رشاد برگزار می شود

به گزارش اداره روابط عمومی و اطلاع‌رسانی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، کرسی علمی ترویجی با موضوع “فلسفه اصول“ توسط موسسه آموزش عالی حوزوی امام رضا علیه السلام و مشارکت پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار می‌شود.

در این کرسی علمی، آیت الله علی اکبررشاد به عنوان ارائه‌دهنده، آیت الله احمد مبلغی و حجت الاسلام دکتر علیرضا قائمی نیا نیز به عنوان ناقد حضور خواهند داشت.

دبیر علمی این کرسی نیز حجت‌الاسلام والمسلمین ذبیح الله نعیمیان می‌باشد.

کرسی علمی- ترویجی “فلسفه اصول“، چهارشنبه ۲۱ اردیبهشت ماه سال جاری ساعت ۱۷:۰۰ تا ۱۹:۰۰ به صورت حضوری محدود در آدرس قم، میدان سعیدی، خیابان هفت تیر، کوچه دوازدهم تقاطع اول سمت چپ، موسسه آموزش عالی حوزوی امام رضا(ع) و همچنین صورت مجازی تحت نرم افزار اسکایپ برگزار می شود. علاقه مندان جهت حضور آنلاین در این کرسی می توانند اینجا کلیک نمایند.

هندسه معرفتی دین و غفلت تاریخی ما

هندسه معرفتی دین و غفلت تاریخی ما

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، آیت‌الله علی‌اکبر رشاد، رئیس و موسس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، به مناسبت فرارسیدن عید سعید فطر؛ به بیان نکات اخلاقی و معرفتی ارزشمندی پرداخته است که متن کامل آن را در ادامه می‌خوانیم:

پیشاپیش عید فطر را که بازگشت به فطرت الهی است تبریک عرض می‌کنم و امیدوارم که همگان توفیق درک برکات و فیوضات این ماه نورانی را پیدا کرده باشند و انشاءالله که از مواهب این ماه به طور کامل بهره‌برداری کرده باشند و راضی از این ماه خارج بشوند و خداوند متعال هم از آنها راضی باشد.

من از باب تذکر یک نکته‌ای را مرتبط با ماه رمضان عرض می‌کنم و قبل از آن یک مطلبی را می‌خواهم عرض کنم که مسئله مهمی است. ما مسلمین، یا شیعه یا حوزه‌ها یک غفلت تاریخی داریم که این غفلت تاریخی تجزیه سنت است و فراموش کردن بخش‌های عمده‌ای از سنت که شاید به لحاظ کمی – کیفی از آن بخشی که مورد توجه بود و هست بسی بالاتر و فراتر است.

بخش‌های مغفول مانده سنّت

ما به هر قول و فعلی که از معصوم صادر می‌شود و منشاء تشریعی یا شرعی دارد سنت اطلاق می‌کنیم اما ما عمدتا تمرکز کرده‌ایم بر روایات فقهی و آن‌چه که از سنت عملی به حوزه فقه مربوط می‌شود. در این بخش بزرگان ما اهتمام خوبی داشته‌اند از نظر ثبت و ضبط و حفظ این دسته از روایات و نگاهداری اسناد این اخبار و اهتمام شگرف و ژرفی هم در تفسیر و درک و فهم و اشاعه این دسته از اخبار داشته‌اند ولی در عوض بخش‌هایی از سنت بر اثر غفلت ما مغفول مانده و ما کار درخوری نکرد‌ه‌ایم.
دعاهای ما غنی است، مشحون از معارف است. در ادعیه ما هر چند مباحث الهیاتی و کلامی، حکمی، اخلاقی، معنوی غالب است اما حتی در همین ادعیه چه بسا بتوان فقراتی پیدا کرد که کاربرد فقهی داشته باشد و لازم باشد به آن اهتمام بکنیم ما هیچ فقیهی را سراغ نداریم که وقتی در خصوص فقهی کار می‌کند احیانا اگر در دعا و مناجاتی نکته‌ای که وجود دارد که کاربرد فقهی دارد و در فرآیند اجتهاد می‌شود از آن استفاده کرد به آن پیشنهاد و مراجعه بکند.

ضرورت مطالعه در ابعاد فقهی دعاهای معصومین (ع)

من به گروه منطق فهم دین پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی پیشنهاد کرده‌ام که حل این مسئله و جبران این غفلت را در برنامه‌های خودشان قرار دهند چون ما باید راجع به انواع سنت، به ویژه سنت و اقوالی که در زمینه‌های مختلف دارای کاربرد و حجت است یک کار جدی و اساسی انجام بدهیم.

من از باب اذکار در این روزهای آخر ماه منور و مبارک رمضان، به یک فقره‌ از دعای ابوحمزه ثمالی اشاره می‌کنم. ابوحمزه ثمالی یکی از بزرگان تشیع و مکتب اهل بیت و صحابه و کسی است که از اصحاب سرّ حضرت به حساب می‌آید و خودش صاحب مقامات معرفتی و معنوی بوده آن‌چه را که نقل کرده پیداست که برغم نسبتا مفصل بودن این دعا با امانت آن را نقل کرده است. نسخ خطی این دعا چندان متشتت نیست. پیداست که با دقت حفظ کرده این سند ارزشمند را.

در یک فقره‌ای در یک بخشی از این دعا آفاتی که مانع تحجب می‌شود مانع نماز با حضور قلب می‌شود حضور در مشاهد و مجالس معنوی و معرفتی می‌شود. سلب توفیق‌هایی که در زندگی آدم پیش می‌آید این ها را حضرت می‌شمارند.

تصادف در این عالم معنی ندارد!

یک مختصری راجع به بعضی از فقرات عرض می‌کنم؛ حدود 10 آفت را در این بخش برشمردند. اللَّهُمَّ إِنِّی کُلَّمَا قُلْتُ قَدْ تَهَیَّأْتُ وَ تَعَبَّأْتُ [تَعَبَّیْتُ‏] وَ قُمْتُ لِلصَّلاةِ بَیْنَ یَدَیْکَ وَ نَاجَیْتُکَ أَلْقَیْتَ عَلَیَّ نُعَاسا، چیزهایی برای ما پیش می‌آید خیال می‌کنیم اینها طبیعی است مثلا می‌خواهیم یک عبادتی بکنیم یک نماز مثلا مناسبی و با روحی بخوانیم می‌بینیم آن اوان در آن زمان حال بی‌رمقی، خمودی و حالت چرت به آدم دست می‌دهد.

آدم حال نماز خوب خواندن را ندارد. این را خیال می‌کنیم طبیعی است آدم خسته است دیگر، خوابش می‌آید، بهار است، در طول روز یکسره کار کرده و الان حوصله ندارد، می‌فرماید این بی‌حساب نیست. در این عالم تصادف معنی ندارد اصلا ما تصادف در این عالم نداریم هر چه هست بر اساس نظام علل و معلولی و با یک فلسفه‌ای در زندگی بشر اتفاق می‌افتد.

این‌که بگوییم تصادفا حال خواب به من دست داد؛ می‌فرماید هر زمان که من می‌گویم من آماده‌ام و حاضرم برای مثلا عبادت و پا می‌شوم که پیش روی تو بایستم و نماز بخوانم و مناجات بکنم تو بر من چرت را عارض می‌کنی، حالت خواب‌آلودگی را برمن القا می‌کنی، طبیعی نیست!‌ أَلْقَیْتَ عَلَیَّ نُعَاسا، نعاس به معنای خواب سبک است، یک خواب سبکی را تو بر من القا می‌کنی! تو گویی اجازه نمی‌دهی که با تو مناجات بکنم اجازه نمی‌دهی که یک نماز با روح، با اخلاص و با حضور قلب را بخوانم.

إِذَا أَنَا صَلَّیْتُ زمانی که برای نماز می‌روم این حالت به من دست می‌دهد! وَ سَلَبْتَنِی مُنَاجَاتَکَ إِذَا أَنَا نَاجَیْتُ وقتی می‌خواهم مناجات بکنم می‌بینم که خموده شده‌ام خواب‌آلود شده‌ام، خواب دارد من را می‌رباید، می‌خواهم مناجات بکنم این از من سلب می‌شود این توفیق از دست می‌رود نمی‌توانم با تو مناجات بکنم، چرا؟ مَا لِی کُلَّمَا قُلْتُ قَدْ صَلَحَتْ سَرِیرَتِی وَ قَرُبَ مِنْ مَجَالِسِ التَّوَّابِینَ مَجْلِسِی عَرَضَتْ لِی بَلِیَّةٌ أَزَالَتْ قَدَمِی هر بار که فکر می‌کنم که من درون خودم را پاک کرده‌ام، درونم، قلبم زلال شده است و می‌خواهم که بروم در جمع اهل توبه، در مجالس توابین شرکت کنم، به محض این‌که تصمیم می‌گیرم که در مجلس اهل معنایی در یک محفل با روحی با معنویتی، شب قدری، شب فطری، شب غدیری (این‌ها همه شب‌های قدر هستند واقعا)، بر من یک مانعی عارض می‌شود و پیش می‌آید؛ یک مشکلی پیش می‌آید و سبب گاهی لرزش قدم‌های من می‌شود.
گاهی وقت‌ها آدم گناهی می‌کند معصیتی از او سر می‌زند،‌ بعد دستش زخم می‌شود و این کفاره است که اتفاق افتاده است این بد نیست ولو سلب توفیق می‌شود از عبادتی و از مناجاتی. اما این‌که بلیّه‌ای پیش بیاید که باعث لغزش من بشود این معلوم می‌شود که از مشیت الهی ناشی شده است وَ حَالَتْ بَیْنِی وَ بَیْنَ خِدْمَتِکَ، آن وقت این لغزشی که رخ می‌دهد بین من و تو بین من و عبادت تو ای آقای من ای مولای من خداوند بزرگ فاصله می‌شود و عملا من ان شب را از دست می‌دهم.

سحر پا شدم که نافله بخوانم یک مرتبه چاقویی دستم را می‌برد وقتی مشغول آن می‌شوم می‌شود اذان صبح این طبیعی نیست. با بیان حضرت این طبیعی نیست این نشان می‌دهد که یک مشکلی دارد که یک موانعی پیش می‌آید که ظاهرا طبیعی است. بعد حضرت شروع می‌کند یکی یکی موانع را برشمردن لَعَلَّکَ عَنْ بَابِکَ طَرَدْتَنِی شاید من را از در خانه‌ات راندی! این‌که این اتفاقات برای من می‌افتد از در خانه‌ات رانده‌ای که من نمی‌توانم. وَ عَنْ خِدْمَتِکَ نَحَّیْتَنِی، از خدمت خودت، خدمت الهی همان عبادت الهی است، عبادت به جز خدمت خلق نیست؛ گفته می‌شود، نخیر! عبادت به جز خدمت الله نیست خدمت خلق نیز ذیل خدمت الله است من را از خدمتت دور می‌کنی، من را پس می‌زنی، آیا این به خاطر این است که من را از در خانه‌ات راندی؟ أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی مُسْتَخِفّا بِحَقِّکَ فَأَقْصَیْتَنِی شاید به خاطر آن است که دیدی که من حق تو را سبک می‌شمارم، آن حقوقی که تو بر گردن من داری، این‌ها را سبک می‌شمارم دست کم می‌گیرم.

خداوند متعال بر ما حق الوهیت دارد و ما وظیفه عبودیت داریم

گاهی می‌گویم از واجبات، حداقلی که در فقه گفته شده همان را انجام می‌دهم مثلا اینکه اول وقت است فرض فضیلت صلاة، اقامه صلاه بکنم می‌گویم من مجاز هستم که تا 4 رکعت مانده به غروب نماز عصرم را عقب بیندازم، یا 4 رکعت مانده به نیمه شب، نماز عشایم را عقب بیندازم، دو رکعت مانده به آفتاب من نماز صبحم را دیر بخوانم و دراز کشید‌ه‌ام تا وقتی دارد آرام آرام آفتاب می‌زند، یک دو رکعتی را دولا راست می‌شود و می‌گوید که من نمازم را خواندم! این حق خدا را سبک شمردن است،

خداوند متعال بر ما حق الوهیت دارد و ما وظیفه عبودیت داریم در محضر او باید احترام بکنیم به این نماز. این در واقع در ادای حق باریتعالی وقتی می‌گوییم نماز اداست، ادای حقّ حق تعالی است. ما حقِّ حق تعالی را دست کم می‌گیریم با بی‌اطلاعی، با بی رمقی، با بی حالی. مثل سائلی که دم در بیاید 5 تومنی می‌دهیم و نگاهش نمی‌کنیم و کف دستش می‌گذاریم که رفع تکلیفی کرده باشیم… انگار که با خدا هم این‌گونه برخورد می‌کنیم، این استخفاف حق خداست در واقع.

اینکه من معصیت بکنم بگویم که توبه می‌کنم دیگر، این خیلی بد است ولی متاسفانه این خیلی رایج است میان عوام! به فلان کارمند یا معلم می‌گویی چرا کارت را درست انجام نمی‌دهی؟ می‌گوید بروید جلوی اختلاس‌ها را بگیرید!‌ این دو معنا دارد، چرا در این مملکت اختلاس می‌شود که حرف درستی است یک معنای دیگرش این است که این کاری که من کردم که گناه نبود من هم یک گناه مختصری کردم.

استخفاف حقّ اولوهیت هزاران جلوه دارد

به هر حال هزارها جلوه دارد این استخفاف حق خداوند متعال. می‌فرماید نکند که بین من و خودت فاصله می‌اندازی این به خاطر این است که من را از در خانه‌ات رانده‌ای یا وقتی من می‌خواهم به عبادت بایستم این حال به من دست می‌دهد شاید به این خاطر است که می‌بینی که من حقت را ادا نمی‌کنم، آن وقت من را دور می‌کنی. یا می‌گویی تو با من چه نسبتی داری؟ برو!‌ أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی مُعْرِضا عَنْکَ فَقَلَیْتَنِی یا به این جهت است که تو می‌بینی من به تو بی‌اعتنا هستم اصلا نگاهت نمی‌کنم، می‌بینی که من از تو اعراض کردم، رویگردان هستم از تو. مثل آدمی که نسبت به او نامهربانیم، مثل کسی که خیلی به او محبت و علقه و علاقه نداریم به این خاطر است که لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی مُعْرِضا عَنْکَ می‌بینی که از تو اعراض کرده‌ام من اعراض کرده‌ام من تو را ترک کرد‌ه‌ام من رویگردان از تو شده‌ام و طبیعی است که تو هم واکنشی در قبال این کنش من داشته باشی به همین جهت است که تو من را «اقاله» بکنی؛ وقتی کسی پیمانی را بهم می‌زند می‌گویند که اقاله کرد.

نکند خدای من با تو یک پیمانی و یک پیوندی داشتیم و این پیمان و پیوند را از آن اعراض کردم. در نتیجه دیگر من بنده تو نیستم به لحاظ تشریعی بندگی تو را نمی‌کنم تو هم من را بنده خودت نمی‌دانی برای همین است که سلب توفیق می‌کنی می‌گویی که چه نسبتی بین من و توست؟ برو!‌ نکند به خاطر این است که «اقاله» کرده‌ای و استعفای من از بندگیت را پذیرفته‌ای و من را دور می‌کنی از محضرت! و بعضی از موانع و بعضی از حالات را … وجوه را هم حضرت بر می‌شمرد.

ضرورت اُنس مدام با ادعیه معصومین (ع)

ما خیال می‌کنیم که برخی از ادعیه که گفته می‌شود در فلان شب یا فلان روز یا فلان مناسبت بخوانید، صرفا مخصوص همان روز و همان وقت است و مثلا دعای کمیل را نباید روز یکشنبه خواند، در حالی که یک چنین چیزی وجود ندارد. همین طور اگر می‌گوییم ابوحمزه را باید سحرها خواند منظور این نیست که در غیر سحر نباید سراغ آن رفت.

لازم نیست تمام این دعای بلند بالا را از اول تا آخر با حوصله بخوانیم، هر یک فقره‌ای را یک شب بخوانیم. یک تدبری بکنیم شب بعدش فقره بعدیش را بخوانیم همیشه مانوس باشیم با آن. این انس با ادعیه خیلی برکت دارد و پیوستگی در انس امتداد و التزام، مداومت و ممارست برکاتی دارد که در اصل عمل نیست.

اصل عمل حداقلی برکاتی دارد اما وقتی انسان ممارست و مداومت می‌کند چندین برابر می‌شود آثارش. این ادعیه را در همه فصول، در همه ایام و لیالی باید خواند در هر فرصت و زمانی که پیش بیاید و توفیق دست بدهد. اما خواندن به صورت لقلقه زبان کافی نیست؛ دست‌کم، کم فایده است. ما که طلبه هستیم و اهل بحث و درس و … هستیم جا دارد که این فقرات را با تامل بخوانیم. بعضی از بزرگان ما بعضی از این ادعیه را گاه با همه طولانی بودنش حفظ بودند بس که می‌خواندند و به متن و محتوای دعا دل می‌دادند از بر می شدند و به خاطر می‌سپردند و از حفظ می‌خواندند.

خداوند به همه ما توفیق انس با قرآن و ادعیه را عنایت کند؛ بمنّه و کرمه!

کاروانسراسنگی(خاطرات انقلابی آیت الله رشاد)

کاروانسراسنگی(خاطرات انقلابی آیت الله رشاد)

خاطرات سال 1356 شهر قدس
به روایت: سردار علی حمیدی نیا از همراهان آیت الله علی اکبر رشاد

در کوچه مسجد سنگی خیابان ری تهران، آیت الله علی اکبر رشاد در منزل حاجی مانیان که حیاط بزرگی داشت سخنرانی داشتند، پس از شهادت آیت الله حاج‌آقا مصطفی خمینی (ره) این مراسم اولین مجلسی بود که در بزرگداشت شهادت حاج‌آقا مصطفی در منزل آقای حاجی مانیان برگزار می شد و جمعیت زیادی نیز شرکت می کردند که آیت الله رشاد نیز سخنرانی ‌داشتند. سخنرانی ایشان سیاسی و شامل تعرض به شاه و تجلیل از حضرت امام (ره) بود. شاید این حادثه از نادرحادثه هایی بود که پس از قیام پانزده خرداد در آن از امام رسما و علنا تجلیل می‌شد. بعد از سخنرانی ایشان داریوش فروهر صحبت کرد و موضوع سخنرانی ایشان هم بحث غارت انرژی ایران توسط امریکا بود. جلسه که در این منزل پایان یافت مقرر شد روز عید قربان هم مجلس دیگری برگزار شود ولی ساواک با برگزاری جلسه در تهران مخالفت کرد. مسولین برگزار کننده تصمیم گرفتند که این مراسم در روز عید قربان در شهرک کاروانسرای سنگی کرج (شهر قدس فعلی) در محلی به نام باغ گلزار برگزار شود. روز عید غدیر به اتفاق آقای رشاد، مرحوم آقای محمد متدین (برادر خانم حاج آقا بهرام حمیدی نیا) و آقای علیمحمد وحیدی کمال که هر دو از فعالان سیاسی و انقلابیون بودند با خودروی پیکان اینجانب (علی حمیدی‌نیا) حدودا ساعت سه بعدازظهر به طرف کرج و به سمت کاروانسراسنگی حرکت کردیم.
من عادت داشتم تند رانندگی می‌کردم محمد متدین که از انقلابیون دو آتشه بود مدام می‌گفت علی آقا کمی آرام تر رانندگی کنید احتمال خطر وجود دارد. به کاروانسرا سنگی رسیدیم؛ باغ گلزار در انتهای کوچه بود حدودا 500 متر طول کوچه با عرض ۶ متر بود. مجلس با نظم خاصی برگزار می‌شد. قبل از ورودی کوچه زمین بازی بود برای پارک خودرو و یا به این موضوع اختصاص داده شده بود خودروی ما را به پارکینگ هدایت کردند. ماشین را پارک کردیم و از ماشین پیاده شدیم. طول مسیر کوچه را طی کردیم تا در انتهای کوچه به باغ گلزار برسیم؛ وقتی وارد باغ شدیم یک خانم بی حجاب همراه یک نفر مرد کرواتی با کت و شلوار در محوطه باغ قدم میزدند من به حاج آقا رشاد گفتم اینها احتمالا ساواکی هستند ایشان گفتند این ها معمولاً در این گونه جلسات حضور پیدا می‌کنند.
در حال صحبت داشتیم محیط باغ را برانداز می کردیم ما را به یک اطاق راهنمایی کردند که حدود سه متر مربع بود، و در انتهای آن عکس یک و نیم در دو متره قدی دکتر مصدق قاب گرفته شده بود و به دیوار تکیه داده بودند افرادی از جمله مهدی بازرگان، داریوش فروهر، شاپور بختیار، حاج آقای مانیان که از معتمدین بازار تهران بود و چهره‌های شناخته ای از طیفهای مختلف سیاسی و انقلابی در سالن حضور داشتند. پس از خیر مقدم گویی مهندس بازرگان و پذیرایی از آیت الله رشاد، حاج ماونیان خطاب به حاج آقای رشاد گفتند: پس از اتمام سخنرانی شما، از ساواک با منزل ما تماس گرفته و گفتند نوار سخنرانی آقای رشاد را بفرستید. من با اجازه شما نوارهای سخنرانی را برای ساواک فرستادم. با این دید که کسی که بر روی منبر سخنرانی می کند دیگر برای ارائه آن سخنرانی مشکلی نخواهد داشت لذا همه نوارهای سخنرانی شما را به ساواک فرستادم؛ همزمان خادمان مجلس داشتند محل سخنرانی و وسایل پذیرایی را آماده می‌کردند محل اجتماعات تعداد دو باب سالن بود که سراسر آن صندلیهای ارج چیده شده بود؛ در یک سالن آقایان و سالن دیگر خانم ها مستقر می شدند ؛ جمعیت کثیری نیز در محیط باغ هم تجمع کرده بودند. حدوداً تعداد جمعیت به ۲۰۰۰ نفر می رسید شاید هم بیشتر؛ اکثراً بازاری بودند، شخصیت های سیاسی برجسته و احیانا افراد بازاری متمول با ماشین های مدل بالا مثل بنز و… بودند؛ در جلوی ورودی سالن ها میز بزرگی گذاشته بودند؛ درب ورودی سالن ها همانند ورودی درب منزل بود مهمانان با خوشحالی عید قربان را به یکدیگر تبریک می گفتند و احوال پرسی می کردند به دلیل عید قربان و پیروزی های امام خمینی و وحدت مردم در اطاعت از اوامر رهبر کبیر انقلاب خلاصه همه این روز را یک روز به یاد ماندنی تلقی می کردند. مهمان ها بر روی صندلی داخل سالن ها استقرار پیدا کردند؛ سخنران با استقبال خوب مهمانان مواجه شده و مجری برنامه در پشت تریبون قرار گرفت؛ ضمن عرض تبریک عید قربان و تشکر بابت حضور گسترده و استقبال خوب مردم تقاضا نمود که سخنران جهت ارائه مطالب خود در پشت تریبون قرار گیرد آیت الله رشاد در پشت تریبون قرار گرفت؛ مقدمه چینی دینی موضوع اصلی سخنرانی ایشان بود؛ داستان حضرت ابراهیم و شکستن بت و گذاردن تبر بر روی بت بزرگ را تعریف کردند. همینطور سخنرانی ادامه پیدا می‌کرد مرتب به مهمانان جدیدی وارد مجلس می شدند آقای فروهر و حاج آقا ماونیان و بنده حمزه حمیدی نیا در جلو سالن ها ضمن راهنمایی مهمانان در ایجاد نظم مجلس تلاش می‌کردیم حدوداً وسطهای سخنرانی بود که صدای جاوید شاه سمت کوچه به گوش می رسید من به فروهر گفتم که آقا طرفداران شاه و سلطنت‌طلب‌ها دارند میان فروهر گفت جناب حمیدی نیا اینها دانشجویان هستند دارند میان جلسه می‌گفتم آقای فروهر شعار دانشجو مرگ بر شاه است نه جاوید شاه هر چه زمان می گذشت صدای جمعیت جاوید شاه نزدیک تر و پر ابهت تر می شد خلاصه به نتیجه رسیدیم که طرفداران شاه دارند به باغ و به مجلس حمله می‌کنند درب ورودی باغ درب گاراژی بود مقداری کیسه سیمان و تیر چوبی بر پشت در گذاشتم تا نتوانند در برابر بشکنند خلاصه با صدای جاوید شاه گویان زدن درب باغ را شکستند و وارد باغ شدند فرماندهان این ها با بیسیم و افراد در بازوی چپ خود یک پارچه قرمز رنگ که روی آن نوشته شده بود رستاخیز به‌عنوان بازوبند بر بازوی خود بسته و یک عدد چوب خراطی شده به شکل دسته کلنگ با بند محکم بر مچ دست بسته بودند تا درب باغ شکسته شد فروهر رفت جلو گفت خوش آمدید بفرمایید اولین دسته کلنگ بر روی سر فروهر فرود آمد و خون جاری شد فرمانده شاه دوستان با صدای بلند گفت بزنیدشان حاج ماونیان پرید رفت بالای در رفت با سنگ زدند مانند گنجشک از درخت افتاد پایین هنوز این درگیری در محوطه باغ است یعنی هنوز وارد سالن ها نشده اند همچنان سخنران دارد سخنرانی می‌کند افراد جلوی درب سالن مانع از ورود ضد انقلاب ها به داخل سالن ها به خصوص سالنمدیران می شدن مردم با دست خالی ولی ضد انقلاب مجهز و نظامی ملبس به لباس شخصی و دارای فرماندهی از قبل تمرین نموده و توجیه شده اند.
مقاومت درب ورودی به سالن شکسته شد و وارد سالن شدند از همان اول سالن مردم را وحشیانه کتک می‌زدند مردم همه سعی بر فرار داشتندتا اینکه سخنران حاج آقای رشاد اعلام کردند مردم از خود دفاع کنید سلاح ضد انقلاب شما و سلاح مردم صندلیهای فلزی ارج بود زد و خورد ادامه پیدا کرد تا اینکه رسید به سخنران و گفتند محور جلسه این شخص سخنران است حاجی را مفصل کتک زدند من با تعدادی از دوستان رفته بودیم بالای پشت بام با سنگ اینها را می زدیم تا اینکه همه پا به فرار کردند و دستگیر شدند دکتر فروهر در حالی که سر شکسته بود و دستمال کاغذی روی زخمش گذاشته بود در کوچه حرکت می‌کرد و به حدی کتک خورد بود تعادل خود را از دست داده بود صدا میزد پاسگاه کجاست باز هم کتک می‌خورد و یکی از مهمانان آمد زیر بغل فروهر را گرفت ضد انقلاب تا تا خورد او را زیر کتک گرفت به حدی که غش کردند حاج آقای رشاد هم انقدر کتک خورده بود تمام بدنش خورد در کوچه حرکت می کرد ضد انقلاب و شاهد به ایشان گفتند فرار کنی منظور آنان این بود که ایشان فرار کند و حمله کنند کتکش بزنند ایشان فرار نکرد طول کوچه حدوداً ۵۰۰ متر بود همه خودرو با پیروزی از کوچه پارک شده بودند در این مسیر افراد از دست رستاخیزی آن کتک می‌خوردند حاج آقای رشاد آمده بودند تهران منزل و از منزل خارج شده رفته بودند فروهر رفته بود پاسگاه ژاندارمری کاروانسرا سنگی شکایت‌کند آنجا هم ایشان را مفصل کتک زده بودند ایشان رفت بیمارستان بستری شد از بیمارستان اعلام کرد من پس از ترخیص از بیمارستان بر علیه رستاخیز ها شکایت خواهم کرد مردم شرکت کننده در مجلس سخنرانی رفتن در سمت جنوب شرقی فاصله ۵۰۰ متری باغ تجمع کردند و رستاخیزی ها هم در یک طرف آنها حالت تهاجم با علامت رستاخیز و چوب خراطی شده در دست مردم عادی هم حالت دفاعی به خود گرفته‌اند صحنه کربلا را تداعی می‌کند و هر دو طرف از هم می‌ترسیدند رستاخیز ای ها جرات پیدا کردند با هجوم به صفوف مردم زد و خورد شروع شد در این درگیری دست‌ها و پاها شکستشاید چشم ها در می آمد وقتی مردم متفرق شدند ارتش نیرو آورد و جایگزین رستاخیزی ها شد فرماندهی نظامیها اعلام کرد هر کس می‌خواهد ماشین خود را ببرد ببرد مردم هجوم آوردن به پارکینگ خودرو ها با تعجب دیدیم تمام ماشین ها راداغون کرده اند کاپوت ها صندوق عقب سقف ماشین و آیینه شیشه ها خورد شده تمام محتوای ماشین ها را خالی کرده بود ضبط رادیو نوار برده بودند از هر ماشین یک تا دو تا لاستیک پنچر کرده بودند تمامی خودروها با حالت ۵ روی رینگ حرکت کردند و از منطقه خارج شدند ماشین من دو تا لاستیکش را پنچر کرده بودند اتفاقاً من دو حلقه لاستیک در صندوق عقب داشتم آمدم جاده کرج لاستیک ها را عوض کردم و حرکت کردم یک افسر راهنمایی و رانندگی با موتور می‌رفت گفت پا خوب خوردید با ماشین گذاشتم دنبالش و فرار کرد و من چون حاج آقای رشاد را پس از درگیری ندیده بودم احتمال می دادم که کشته شده باشد (بعضی بین درگیر گفتند آقای رشاد کشته شد) یعنی درگیری در این حد شدید بود وقتی رسیدن به کوچه خودمان شروع کردم با صدای بلند شاه را فحش دادن صدای من حاج آقای رشاد بزرگ از منزل شنید بودند از منزل آمد بیرون فحش این ده ساکت باش گفتم از حاج علی اکبر خبری نیست ایشان گفتند علی اکبر آمد و رفتن خیالم راحت شد علی محمد و حیدی کمال تعدادی از دوستان ما در جلسه کاروانسرا سنگی حضور داشتند به محض پایان درگیری با عجله آمده بودند به تهران منزل حاج آقا رشاد تمام کتب ممنوعه از نظر ساواک و غیره را داخل گونی ریخته از منزل خارج کرده بودند ساعت ۴ صبح ساواکیها ریخته بودند منزل آقای رشاد خودشان را ات معرفی کرده بودند و می خواستند با کفش وارد اتاق شوند خواهرزاده‌ام مانع از ورود با کفش شده آنها اظهار کرده بودند ما هم نماز می‌خوانیم و سید هستیم پس از بررسی کتابخانه ای چگونه کتابی مبنی بر ضد رژیم به دست نیاوردند فروهر
پس از ترخیص فروهر از بیمارستان به اتفاق حاج آقای رشاد بزرگ پدر آیت الله رشاد و خود ایشان و بنده رفتیم به عیادت فروهر مقداری هم تودماغی صحبت می‌کرد گفت جناب رشاد وقتی مرا در باغ و کوچه باغ کتکم می‌زدند منو به نام صدا می‌کردند و فحش زن و بچه می‌دادند.
فردای روز حمله رستاخیزی ها و کتک زدن مردم در کاروانسرا سنگی روزنامه رستاخیز نوشته عده‌ای در کاروانسرا سنگی جمع شده بودند و تکا کولا می‌خوردند کارگران مومن و زحمتکش رفته آنها را زدن و متفرق کردند.
بعداً مشخص شد کارگران مومن و زحمتکش پرسنل ژاندارمری ستاد تشکیلات تهران بودند با انجام هماهنگی و آموزش و به قول ما رزمایشی به فرماندهی ساواک این مأموریت را اجرا نمودند.

علم هویت و شاکله‌ی انسان را می‌سازد و عالم با علم خود متحد است

علم هویت و شاکله‌ی انسان را می‌سازد و عالم با علم خود متحد است

هم‌اندیشی مجمع معاونان تهذیب حوزه‌های علمیه سراسر کشور با حضور آیت‌الله علی اکبر رشاد رئیس شورای حوزه های علمیه استان تهران، عصر چهارشنبه مورخ ۲۴ آذرماه جاری، به میزبانی سازمان دارالقران کریم استان تهران برگزار شد.
آیت الله رشاد در ابتدای این هم‌اندیشی ضمن تشکر از حضور معاونان تهذیب حوزه‌های کشور و ضرورت برگزاری این نشست گفت: طبق نظریه‌‌ای ذیل کتاب نظام علمی آموزشی پرورش مآل، ما دو نوع نگاه و نگرش بلکه دو نظام در امر آموزش داریم که دغدغه‌ی امروز دردمندان نسبت به حوزه مربوط به تحول است. تحول به معنای کلمه بازگشت به هویت تاریخی و احیای سنت‌های آزموده افزون بر هزار ساله جاری در حوزه‌های علمیه است اما با روزآمد کردن و کارآمد ساختن این سنت‌ها.
وی افزود: بعضی متصورند که تحول این است که ما هر چیزی که داریم را تغییر دهیم و گاه از نظام‌های آموزشی دیگر که بسا هیچ سنخیت و پیوندی با فضای پیشینه حوزه و اقتضائات این نهاد نورانی ندارد جستجو می‌کنند و عملاً حوزه را به سمت دانشگاه شدگی و طلبه‌ها را به سمت دانشگاهی شدن سوق می‌دهند. گاهی بنده این مطلب را عرض کرده‌ام که حوزه کنونی را چیزی به اندازه‌ی این آفت تهدید نمی‌کند.
آیت الله رشاد گفت: حوزه باید هویت خود را داشته باشد و هر آن چیزی که حوزه را از هویت خود تهی سازد و باعث فاصله بین حوزه و هویت خود شود، تهدید حوزه است. اما بزرگترین تهدید و بیشترین چیزی که امروز در نقاط مختلف و در بخش‌هایی از حوزه خود را نشان می‌دهد، دانشگاه شدگی حوزه و گرته‌برداری از آنچه در جریان دانشگاه‌های ایران که در واقع در بستر آموزش و پرورش مدرن الگو و نوع ناقص آن نظام آموزشی مدرن آمده است. کسی که این نظام را وارده ایران کرده نه حوزه را می‌شناخته و نه درسی خوانده بوده و اقتباسا این نظام را از کشورهای تحت تاثیر دنیای غرب به صورت ناقص و نارس، به عنوان رقیب حوزه در کشور مستقر کرده است.
رییس شورای عالی حوزه‌های علمیه استان تهران ادامه داد: این نوع نظام آموزشی نظامی است که به پرورش فکر نمی‌کند و اساساً در صدد فراگرفتن و انباشتن حافظه از مجموعه‌ای از معلومات اصولی است. نظام موجود دانشگاهی ما تحت تاثیر این نظام و همچنین نظام آموزش و پرورش ما نیز اینگونه است. در واقع نظام حافظه محوراند و غایت این نظام فراگرفتن است. این که مجموعه‌ای از علوم و معلومات حصولی را در دسترس دانشجو و دانش‌آموز قرار دهند و حافظه دانش‌آموز و دانشجو از مجموعه‌ای از معلومات انباشته گردد. همه‌ی امور، شئون، رفتارها و نهادها و همه تصمیمات تحت تاثیر این نقطه است و در واقع این نقطه به تعبیر ما «فرا گرفت مآل» بودن است. یعنی مآل و مقصد نهایی فراگرفتن مجموعه‌ای از علوم حصولی است و تربیت در آن هیچ جایگاهی ندارد.
آیت الله رشاد افزود: این نظام هم برای خود مبانی خاصی دارد. در فلسفه، تعلیم و تربیت، در حوزه معرفت شناسی، در حوزه فلسفه علم، در حوزه رفتارشناسی و در همه چیز از مبانی تا نهادها و روش‌ها، ابزارها و نهایتاً غایت یک منظومه است. یک نظام است. معمولاً متخصصان مدیریت نظام را تعبیر می‌کنند به مجموعه اجزایی که برای دستیابی به یک هدف مشخص به کار گرفته می‌شوند. در واقع امری منسجم و پدید آمده از مجموعه اجزایی که برای تامین هدفی و غایتی صورت بندی شده است. دستاورد این نظام همین است که امروزه ما بعد از قریب به یک قرن ملاحظه می‌کنیم همچنان وابستگی علمی آن سر جای خودش بوده و همچنان خلع و کمبود نیرو در کشور وجود دارد و ناکارآمدی و ناکارایی نیروها خودنمایی می‌کند و گره‌ای از کار کشور باز نمی‌شود. این نظامی است که در آموزش و پرورش ما در جریان است. در دانشگاه‌های ما نیز همین نظام وجود دارد. این نظام ناقص‌ترین گونه از نظام آموزشی است که جریان داشته و کسانی که آنرا از فرنگ به ایران آورده‌اند این نوع را انتخاب کرده و دیگران این الگو را به ارمغان آورده و تحویل عناصر و جریان‌های وابسته به خود داده‌اند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: در مقابل این نظام ناقص، ما یک فکر و ایده و الگو و نظام دیگری داریم که در همه چیز در تقابل با این نظامی است که اجمالاً مورد توصیف قرار گرفت. اگر این نظام به غایت تعریف شد و غایت آن فرا گرفتن است در مقابل آن نظام پرورش مآل است و مقصد نهایی آن پروردن است نه فراگرفتن.
وی افزود: پرورش دادن و پرورش یافتن غایت و نهایت این نظام پرورش مآل است. به لحاظ مبانی همانطور که عرض شد نظام علمی و آموزشی فراگرفت مآل بر بنیادهایی در زمینه‌ها و عرصه‌های مختلف استوار است. به هر حال یک نظام علمی زمانی که پدید می‌آید نظام بسیطی نیست و نظامی بسیار پیچیده و لایه لایه بوده و دارای ساحت‌های گوناگون و سطوح مختلف است.
آیت الله رشاد تصریح کرد: در نظام علمی آموزشی پرورش مآل انسان را فطرت نمون میدانیم، انسان دارای یک سرشت ثابت الهی است. بعضی از نظریه ها در انسان شناسی، برای انسان فطرت و ماهیتی قائل نیستند و غالباً میگویند برای انسان سرشت ساخته می‌شود، سرشت صورت میگرد و ذاتی نیست و منوط به جامعه و محل زندگی آن انسان است. این موضوع می‌تواند مربوط به آن نظام رقیب باشد، اما در نظام مورد توجه و علاقه‌ی ما و نظامی که در تاریخ حوزه هم جریان داشته و قطعا در پیشینه هزار ساله حوزه هم همین نظام موجود بوده، از اساس راجع به انسان شناسی گفته می‌شود که انسان دارای فطرت است. فطرتی خوش و خوش‌سرشت. انسان کمال‌جو و حقیقت طلب است و هر آنچه از ارزش‌های خوب و نیک باشد، در متن وجود او نیز است. در وجود انسان و سرشت آدمی ابر ارزش‌هایی مثل عدالت، حقیقت، علم و کمال وجود دارد و خداوند متعال این ارزش‌ها را در خلقت انسان قرار داده است. این مبنا، اساس این نظام و این سامانه تعلیم و تربیتی قلمداد می‌شود. در نتیجه آن نظام حافظه محور بوده و این نظام فطرت محور است. آنجا بناست حافظه انباشته شود اما در اینجا قرار است که فطرت برتر گردد و استعدادهای فطری باید شناسایی شده و فرصت رشد آنها فراهم آید، استعدادهای فطری به کمال برسند. انسان در فطرت خود استعدادهای بسیاری دارد و این استعدادها باید شناخته شوند و با مدیریت بارور گردند در نتیجه ما هم تربیت را میسر و بلکه لازم می‌دانیم چون انسان از درون به سمت کمالات میل دارد و ما فقط باید او را به این جهت سوق دهیم.
وی افزود: آنچیزی علم است که با عالم متحد شود. اگر علم ما در باطنمان با آنچه معلوم و خارجی در بیرون وجود ما است انطباق نداشته باشد این معرفت نیست و خطا و جهل است و انسان عالم آن است که با معلوم و علم خود متحد است. علم در واقع می‌شود انسان، انسان می شود علم. اتحاد حاصل می‌شود. علم هویت انسان و شاکله انسان را می‌سازد و عالم کسی است که با علم خود متحد است.
آیت‌الله رشاد در ادامه گفت: کتاب نظام آموزشی پرورش مآل، نظامی جامع از همه‌ی جهات برای کار آموزش و پرورش ارائه می‌کند. این نظریه برای مشکلات موجود در نظام‌های آموزشی، راه‌حل‌هایی ارائه کرده‌ و اگر نظریه داشته باشیم در همه جهات باید این اتفاق بیفتد.
رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: مجموعه نهاد حوزه مانند هر نهاد دیگری دارای سه رکن است. رکن نرم‌افزار، رکن سخت افزار و رکن نیروی انسانی. رکن نرم‌افزار یعنی برنامه، محتوا و علم. رکن سخت‌افزار یعنی ساختمان، کتاب و کار افزارهایی که در خدمت پرورش و آموزش قرار می‌گیرد و رکن سوم یا عامل انسانی هم از سطح مراجع تا متولیان مدارس، مدیران، عوامل مدیریتی، مدرسین و نهایتاً طلاب و حتی خدام لحاظ شده است.
وی در پایان گفت: در این کتاب حتی در مورد معماری حوزه نیز سخن گفته شده است در مورد نوع مدارس، شکل مدارس و حتی بعضی مدارس در خارج و داخل کشور، در مناطق کویری و غیر کویری و مرکزی و در هر دوره‌ای که الگوهای مختلف معماری حوزه را طی کرده‌ایم اجمالاً ذکر شده و گفته شده مدارس چه خصوصیات و ویژگی‌هایی به لحاظ معماری و به جهت سمت‌گیری به سوی پرورش مآلی دارند. در واقع ساختمان حوزه با مجموع ۴۰ ویژگی از حالت صحن حوزه، باغچه‌هایی که معمولا مدارس دارند تا آبنمای وسط مدارس و حتی شکل حجره‌ها با نام و اشاره به نمونه‌هایی از مدارس و حوزه‌ها ذکر شده است.
در پایان معاونان تهذیب حوزه‌های علمیه حاضر در این هم‌اندیشی نقطه نظرات خود را با آیت‌الله رشاد مطرح کرده و این نشست به صورت پرسش و پاسخ ادامه داشت.

علوم انسانی اسلامی بدون فقه نظام ساز ممکن نیست

علوم انسانی اسلامی بدون فقه نظام ساز ممکن نیست

رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه علوم انسانی رایج معاصر شریعت است، افزود: دین به ما نحوه سبک زندگی را نشان می دهد و علوم انسانی هم این ادعا را دارد که با شاخه ها و رشته‌های مختلف همه‌ شون اجتماعی بشر را اداره می‌کند.

به گزارش روابط عمومی مجمع عالی علوم انسانی اسلامی، آیت الله علی‌اکبر رشاد رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در افتتاحیه ششمین کنگره بین‌المللی علوم انسانی اسلامی و پنجمین دوره جایزه جهانی علوم انسانی اسلامی گفت: موضوع علوم انسانی به مسئله روز تبدیل شده است که در دور بعدی این کنگره اشاعه و گسترش خواهد یافت.

رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، گفت: یکی از موضوعات مهم و مرتبط با تحول در علوم انسانی که متولیان این کنگره باید به آن توجه کنند، این است که در کنار مجموعه کمیسیون‌هایی که کنگره دارد، مجموعه ای برای فقه و علوم انسانی نیز تشکیل شود.

وی ادامه داد: اگر بنا باشد که کنگره هر دوره به موضوعات مختلفی بپردازد، یکی از موضوعات مهم، حیاتی، کاربردی و به شدت مورد تایید همین مسئله مناسبات فقه و علوم انسانی است.

رشاد رابطه علوم انسانی و فقه را رابطه دو سویه دانست و گفت: علوم انسانی امروز رقیب شریعت است. به طوریکه دین به ما نحوه سبک زندگی را نشان می دهد و علوم انسانی هم این ادعا را دارد که با شاخه ها و رشته‌های مختلف همه‌ شون اجتماعی بشر را اداره می‌کند.

وی تصریح کرد: عملاً علوم انسانی در دنیا و کشور ما پیشی گرفته است و امروز بخش عمده‌ای از زندگی ما را علوم انسانی سکولار از غرب آمده در اختیار دارد. فرافکنی نمی‌کنیم اما نمی‌توان از این واقعیت چشم‌پوشی کرد که بسیاری از مشکلات جامعه ما ناشی از همین علوم انسانی سکولار است که در بخش هایی هم الحادی است.

رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی یادآور شد: تا زمانی که نسبت علوم انسانی و فقه را تعریف نکنیم، نمی توان بین فقه و علوم انسانی سطح مثبتی تعریف کرد تا مشخص شود چه تعاملاتی بین فقه و علوم انسانی باید رخ دهد. علم ۵ مولفه دارد که تا زمانی که با هم سازگار نباشند، دستگاهی به نام علم تشکیل نمی شود. این در حالی است که مبانی، اصول، فلسفه، منطق و غایت ۵ مولفه علم هستند.

وی گفت: علوم انسانی عهده دار شناخت، تبیین و پاسخگوی حیات بشر در عرصه‌های گوناگون است که رخ می‌دهد. ما از این سخن نمی‌گوییم که فقه جایگزین علوم انسانی شود، بلکه باید نسبت و مناسبات آن را بررسی کنیم. هر آنچه که درباره انسان سخن بگوید و انسان را بشناسد و تعریف کند، جزء موضوعات علوم انسانی محسوب می شود.

وی شناخت انسان را اولین مسئله علوم انسانی دانست و گفت: شهید مطهری بخشی از کلام را به شناخت انسان و علوم انسانی اختصاص داد.

رشاد تصریح کرد: علوم انسانی درس های فلسفه توصیفی، تبیینی و تجویزی دارد. با وجودعلوم انسانی موجود، باز هم به این گروه از دانش نیاز داریم. هر رشته از علوم انسانی موضوعی دارد که خود آن را می شناسد و موضوعاتی است که قرار است درباره آن حکم صادر کند. علوم انسانی اسلامی بدون فقه نظام ساز ممکن نیست.

رئیس پژوهشگاه فرهنگ‌ و‌ اندیشه اسلامی با اشاره به اینکه موضوعات متعددی در حوزه علوم‌انسانی همچون ارتباط آن با فضای دیجیتال مطرح است، گفت: تشکیل کمیسیونی با عنوان فقه ‌‌علوم انسانی می‌تواند دین را به عرصه زندگی وارد کند. بر همین اساس باید به این‌امر توجه‌ویژه شود.

وی به شناخت انسان از علوم انسانی اشاره کرد و افزود: اگر کلام را در قلمروی جدیدش بنگریم، انسان شناسی بخشی از آن قلمداد می‌شود. تبیین بسیاری از حقایق به عنوان گزاره‌های علوم‌انسانی است که وارد ساحت جامعه‌شناسی معرفت می‌شود.

رئیس پژوهشگاه فرهنگ‌ و‌ اندیشه اسلامی با بیان اینکه موضوع‌شناسی بزرگ‌ترین خدمت علوم‌انسانی به فقه است، تصریح کرد: فقه کارآمد، روز آمد و‌ توسعه یافته در سایه این موضوع گسترش یافته است.

بدون تعاملِ هم افزایِ حوزه و دانشگاه، تولید علم دینی میسر نیست

بدون تعاملِ هم افزایِ حوزه و دانشگاه، تولید علم دینی میسر نیست

آیین بزرگداشت ۲۷ آذرماه سالروز وحدت حوزه و دانشگاه به همت نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری با حضور اساتید حوزه و دانشگاه در باغ موزه نگارستان تهران برگزار شد.

آیت الله رشاد گفت: بدون تعاملِ هم‌افزای حوزه و دانشگاه تولید علم دینی میسر نیست. بازنگری، آسیب‌شناسی و برنامه ریزی برای اصلاح و ارتقاء آرمان وحدت حوزه و دانشگاه امری ضروری است.
بنا بر این گزارش آیت‌الله علی اکبر رشاد در آیین بزرگداشت وحدت حوزه و دانشگاه که که ۲۷ آذرماه در باغ موزه نگارستان برگزار شد، ضمن تسلیت سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) گفت: وحدت حوزه و دانشگاه از آرمان‌های امام راحل و رهبر معظم انقلاب است که مانند بسیاری از آرمان‌ها و رهنمودهای دیگر به صورت شایسته شناخته نشده است.
وی با بیان اینکه هرکس تبین، تفسیر و نگاهی به این آرمان دارد، عنوان کرد: وحدت حوزه و دانشگاه به سالروز نیاز ندارد بلکه باید آن را تبیین و به آن عمل کرد، وحدت حوزه و دانشگاه یک مسئله ملی بسیار مهم است که از سوی بنیانگذار انقلاب اسلامی امام راحل ارائه شده است و آثار و برکات بسیار خوبی را به دنبال داشته است. به عنوان مثال تشکیل نهاد نمایندگی اتفاق خوبی بود که به نحوی نسبت سازمانی بین حوزه و دانشگاه را تعریف کرده است.
آیت الله رشاد با بیان اینکه طیف وسیعی از طلاب و فضلای جوان وارد دانشگاه شدند اتفاق خوب و واقعیتی است که در همه تاریخ نظام آموزشی کشور و سایر جوامع اسلامی تا امروز چنین اتفاقی رخ نداده بود. اظهار کرد: بنده از نسبت علم و دین در دیگر کشورها مطلع هستم آنچه در ایران رخ داده است در سایر جوامع دیده نمی شود. زمانی شاید دو یا سه نفر از حوزویان در دانشگاه حضور داشتند اما امروز اینگونه نیست.
رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی بیان کرد: در گذشته برخی تلاش کردند برای حوزه رقیب درست کنند به این ترتیب که بسیاری از علمای حوزه تحت فشار قرار گرفتند و شرایط به گونه‌ای شد که تعداد متنابهی از اساتید حوزه به دانشگاه آمدند، برخی از اساتید حوزه با کسوت روحانیت و برخی نیز بدون کسوت روحانیت در فضای دانشگاه حضور پیدا کردند.
وی با بیان اینکه حضور بسیاری از اساتید در دانشگاه‌ها برکاتی داشت. ابراز کرد: افرادی همچون شهید بهشتی، شهید مطهری و شهید باهنر دکترای دانشگاهی داشتند که این یک پدیده به حساب می آمد، اما امروز داشتن توأمان مدرک دانشگاهی و حوزوی یک امر عادی شده است. در حال حاضر هزاران نفر از فضلای حوزوی در سطوح و گاها اساتید درس خارج نیز دارای مدرک دکترا هستند، امروز این مسئله در حال توسعه است که اساتید مدرک سطوح عالی حوزه و دانشگاه را توأمان داشته باشند. برخی از اساتید همچون استاد موسویان در این زمینه بسیار درخشیدند تا جایی که بسیاری از مراجع و اساتید دانشگاه در زمینه مسائل اقتصادی به ایشان رجوع می‌کردند.
آیت الله رشاد افزود: برخی معارف دانشگاهی و حتی نظام و سازمان دانشگاهی نیز به حوزه وارد شد، اگرچه یک حوزه باید حوزه بماند و دانشگاه نیز دانشگاه بماند و هیچ یک نباید تبدیل به دیگری شود و هر دو باید هویت خود را حفظ کنند اما واقعیتی وجود دارد که حوزویان بیشتر خود را به دانشگاه نزدیک کردند و این اتفاق در دانشگاه کمتر رخ داد. اما در طول تاریخ دانشگاه ایران و خارج از آن تا امروز به این اندازه اساتید متدین در دانشگاه نداشتیم. امروزه اکثریت اساتید در دانشگاه‌ها افرادی متدین هستند.
رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه نهاد دانشگاه به شدت از نهاد دین یعنی حوزه متاثر شده است، هرچند که انقلاب هم بر آن اثر گذاشته اما آنچه بیشتر تاثیر گذاشته حوزه بر دانشگاه بوده است. گفت: دانشگاه از این جهت از وحدت خود با حوزه بهره مند شده است؛ اما این میزان برای هر دو طرف کفایت نمی کند. باید کار مشترک جمعی بین حوزه و دانشگاه سامان داده شود که اصل آرمان وحدت حوزه و دانشگاه تحقق و ارتقا یابد.
وی با بیان اینکه از جمله کارهایی که در وحدت حوزه و دانشگاه باید انجام گیرد تولید علم است. عنوان کرد: حوزه و دانشگاه باید علم مشترک تولید کنند. تولید علم دینی به خصوص در حوزه علوم انسانی جز با همدلی، همراهی و همدستی دانشگاهیان و حوزویان میسر نیست. تا زمانی که ما در حوزه علوم انسانی علم دینی تولید نکنیم هیچ یک از مشکلات این نظام اسلامی حل نخواهد شد. تا زمانی که علوم انسانی اسلامی تولید نکنیم و آن را در اختیار مدیران کشور قرار ندهیم موضوعات اساسی این نظام حل نخواهد شد و شریعت در حاشیه باقی می‌ماند. در این زمینه باید بین حوزه و دانشگاه تعامل جدی وجود داشته باشد.
آیت الله رشاد با اشاره به فرمایش رهبرمعظم انقلاب درباره اسلامی شدن دانشگاه‌ها، اظهار کرد: تا زمانی که علم سکولار است اسلامی شدن علوم ما خیال است. زمانی یک انسان بی سواد بدترین مدل دانشگاهی و علم سکولار را وارد کشورمان کرد. دشمنان طی چهارصد سال تلاش کردند علم سکولار را وارد کشور ما ‌کنند بنابراین اسلامی کردن علم زمان‌بر است و باید صبور باشیم و برای آن هزینه کنیم تولید علم شتابزده و با سطح پایین جلو نمی‌رود.
وی با بیان اینکه شورای اسلامی شدن دانشگاه‌ها باید تحول بنیادی پیدا کند، ابراز کرد: امروز تولید علم بدون همراهی، همدلی و همراهی دانشگاهیان و حوزویان معتقد، متعهد، ملتزم، دلسوز، مشفق، ایثارگر و جهادی میسر نیست.
رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه علم ۵ مولفه مبانی، موضوع، مسائل، منطق و غایت دارد که ملاک و معیار علم دینی و غیردینی است. گفت: زمانی که این ۵ مولفه با هم متناسب و سازگار می‌شوند یک دستگاه معرفتی به نام علم به وجود می آید، برای تولید این علم به همکاری دانشگاه و حوزه نیاز داریم.
وی در پایان خاطرنشان کرد: علم مدرن جزئی نگر اما علم اسلامی کلان نگر است، علم مدرن دل ذره را می شکافد اما خورشید را نمی بیند.