آیتالله علی اکبر رشاد در جمع مدیران مجتمع حوزوی امام رضا علیه السلام تهران در پی لبیک گویی به ندای رهبر معظم انقلاب اسلامی برای انتقام و خواهی از خون رهبر عزیز شهیدمان، با توصیف مراسم تشییع و بدرقه پیکر پاک و منور قائد عظیم الشان به عنوان «حماسهای بینظیر در تاریخ»، گفت: این واقعه عظیم علاوه بر آشکار ساختن محبوبیت و عظمت شخصیت ایشان، وحدت ملی ملت ایران و وحدت جبهه مقاومت را در عالیترین سطح به نمایش گذاشت و امید دشمنان به فاصله گرفتن مردم از آرمانهای انقلاب اسلامی را از میان برد.
وی در سخنانی تفصیلی با اشاره به ابعاد مختلف این رویداد تاریخی اظهار داشت: بدرقه پیکر پاک و منور این شهید بزرگوار، خود به یک حماسه چندوجهی تبدیل شد. از یک سو عظمت شخصیت ایشان، که در اوج اقتدار و در عین حال مظلومیت به شهادت رسید، برای جهانیان آشکار شد و از سوی دیگر عمق ارادت ملت ایران به ارزشهای انقلاب اسلامی، رهبر انقلاب و نظام جمهوری اسلامی به نمایش درآمد.
تشییعی که به یک واقعه تاریخی تبدیل شد
آیتالله رشاد با بیان اینکه مراسم تشییع قائد عظیم الشان از یک آیین معمولی فراتر رفت و به یک رخداد تاریخی تبدیل شد، گفت: دنیا مشاهده کرد که انقلاب اسلامی پس از نزدیک به پنج دهه همچنان زنده، پویا و برخوردار از پشتوانه عظیم مردمی است. این انقلاب در هر حادثهای جان تازه میگیرد و روحی نو در کالبد آن دمیده میشود.
وی افزود: وحدت ملی در این حادثه در بالاترین سطح خود نمایان شد و همزمان وحدت جبهه مقاومت نیز جلوهای کمنظیر پیدا کرد. اگر امکان تشییع این امام شهید در کشورهای مختلف منطقه و قلمرو جبهه مقاومت فراهم میشد، همان صحنههای باشکوه و کمنظیر تکرار میشد.
رئیس شورای حوزههای علمیه استان تهران با اشاره به ظرفیت عظیم مردمی در کشورهای مختلف منطقه اظهار داشت: در عراق، پاکستان، هند، افغانستان و جمهوری آذربایجان، ملتها ارادت عمیقی نسبت به شهدا و آرمانهای مقاومت دارند و اگر مراسم تشییع در این کشورها برگزار میشد، شاهد حضورهای گسترده و حماسهآفرین بودیم.
وی تأکید کرد: این واقعیت نشان داد که میان ملتهای جبهه مقاومت، وحدتی روحی، معنوی، عاطفی، ایمانی و اعتقادی وجود دارد که فراتر از مرزهای جغرافیایی است.
دشمن از ملت ایران مأیوس شد
آیتالله رشاد با اشاره به پیامدهای سیاسی و اجتماعی این حضور گسترده مردمی گفت: دشمنان انقلاب اسلامی با مشاهده این صحنهها دریافتند که امیدی به تسلیم ملت ایران یا فاصله گرفتن مردم از آرمانهای انقلاب ندارند.
وی افزود: اگر آمریکاییها و متحدان آنان تصور میکردند که میتوانند از طریق فشار، تهدید یا برخی روندهای سیاسی به سازش با ملت ایران دست یابند، این تصور با حضور مردم در این مراسم از بین رفت.
رئیس مجتمع حوزوی امام رضا علیهالسلام تصریح کرد: آنچه در این مراسم رقم خورد، یک واقعه عظیم تاریخی بود؛ واقعهای که به باور من در تاریخ بشر نمونهای برای آن نمیتوان یافت.
مقایسه با تشییع تاریخی حضرت امام خمینی(ره)
وی با اشاره به خاطرات خود از ارتحال حضرت امام خمینی(ره) اظهار داشت: با همه عظمتی که مراسم تشییع بنیانگذار جمهوری اسلامی داشت و نسل انقلاب آن روزها را با همه وجود درک کرد، آنچه در این حادثه مشاهده شد نیز رخدادی کمنظیر و ماندگار بود.
آیتالله رشاد افزود: این شهید بزرگوار در این واقعه بیش از پیش برای ملت ایران، ملتهای منطقه، پیروان اهلبیت علیهمالسلام و آزادیخواهان جهان شناخته شد و نام و راه او در حافظه تاریخی ملتها ماندگار خواهد ماند.
مردم؛ عامل اصلی پیروزیهای انقلاب اسلامی
وی در ادامه با تأکید بر نقش مردم در شکلگیری و استمرار انقلاب اسلامی گفت: یکی از ویژگیهای اساسی انقلاب اسلامی، مردمسالار بودن آن است. هر زمان که انقلاب با تهدید یا چالش مواجه شده، مردم به میدان آمدهاند و دشمن را مأیوس کردهاند.
وی افزود: در انقلاب اسلامی ایران پیروزی نهایی با حضور مردم رقم خورد. حضرت امام خمینی(ره) تا آخرین لحظه اجازه آغاز درگیری مسلحانه را ندادند و هنگامی که حکومت نظامی اعلام شد، مردم را به حضور در خیابانها فراخواندند و همین حضور، حکومت نظامی را بیاثر کرد و زمینه پیروزی انقلاب را فراهم آورد.
میدان نباید خالی بماند
رئیس شورای حوزههای علمیه استان تهران با اشاره به ضرورت استمرار حضور مردم در صحنههای اجتماعی و انقلابی تأکید کرد: میدانها نباید خالی شود؛ زیرا هرگاه نیروهای مؤمن، انقلابی و مسئولیتپذیر صحنه را ترک کنند، عناصر فرصتطلب و آشوبطلب جای آنان را پر خواهند کرد.
وی از مردم خواست همانگونه که در ماههای گذشته حضور مؤثر و تعیینکنندهای داشتهاند، همچنان در صحنه بمانند و از آرمانهای انقلاب اسلامی پاسداری کنند.
تازه ها
همبستگی اقلیتهای مذهبی و ملت ایران، تأکید همیشگی رهبر شهید انقلاب
به گزارش خبرگزاری حوزه از تهران استاد رشاد رئیس شورای حوزه علمیه استان تهران در دیداری صمیمانه با جمعی از رهبران و شخصیتهای برجسته جامعه کلیمیان ایران و فعالان حوزه ادیان، بر ضرورت تقویت گفتوگوی بینالادیان، همدلی ملی و تفکیک روشن میان آیین یهود و صهیونیسم تأکید کرد.
در این نشست، دکتر حمامی، خاخام اعظم جامعه یهودیان ایران، دکتر سامیح نجفآبادی، نماینده کلیمیان در مجلس شورای اسلامی و رئیس انجمن کلیمیان ایران، دکتر محبتی، نایبرئیس دوم انجمن کلیمیان، هرسل گل شیرازیان، نایبرئیس انجمن کلیمیان استان تهران، و آقای آبایی، از استادان دانشگاه ادیان و مذاهب، حضور داشتند.
در ابتدای این دیدار، دکتر سامیح نجفآبادی با اشاره به آسیبدیدن کنیسه رفیعینیا در جریان حمله رژیم صهیونیستی، بر ضرورت بازسازی این مکان دینی تأکید کرد و گفت: کنیسه رفیعینیا باید دوباره ساخته شود. رژیم صهیونیستی مسجد ویران میکند، اما جمهوری اسلامی کنیسه میسازد و این تفاوت نگاه و رویکردها را بهخوبی نشان میدهد.
همچنین دکتر حمامی، خاخام اعظم جامعه یهودیان ایران، با قدردانی از فضای همزیستی دینی در کشور، بر پیوند تاریخی جامعه یهودیان با ملت ایران تأکید کرد و گفت: جامعه یهودیان ایران همواره خود را بخشی از ملت ایران دانسته و در کنار مردم این سرزمین حضور داشته است. تقویت گفتوگوی ادیان نیز میتواند زمینهساز درک متقابل و آرامش اجتماعی باشد.
استاد رشاد نیز در ادامه این دیدار، با تأکید بر اهمیت گفتوگوی بینالادیان، به نقاط مشترک میان ادیان الهی اشاره کرد و نقش این گفتوگوها را در تقویت همزیستی، تفاهم و همدلی میان پیروان ادیان مختلف مهم دانست.
وی همچنین با اشاره به تفاوت بنیادین میان آیین یهود و صهیونیسم تصریح کرد: «یهودیت یک دین الهی است، در حالی که صهیونیسم جریانی سیاسی و سلطهطلب به شمار میرود و نباید این دو را با یکدیگر خلط کرد.»
رئیس شورای حوزه های علمیه استان تهران با اشاره به همراهی جامعه یهودیان ایران در مقاطع حساس کشور، خاطرنشان کرد که همبستگی و همدلی میان اقلیتهای مذهبی و سایر آحاد ملت ایران همواره مورد تأکید رهبر شهید انقلاب اسلامی بوده و این رویکرد بهعنوان اصلی مهم در تقویت وحدت ملی مورد توجه قرار داشته است.
وی افزود: جامعه یهودیان ایران در جریان جنگ رمضان میان ایران و رژیم صهیونیستی نیز نشان داد که در کنار ملت ایران، نظام و جمهوری اسلامی ایستاده است و نشانههای این همدلی در عرصههای مختلف اجتماعی قابل مشاهده است.
استاد رشاد در بخش دیگری از سخنان خود به ظرفیتهای همکاری علمی اشاره کرد و از آمادگی برای توسعه تعاملات علمی میان پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، مجتمع حوزوی امام رضا(ع) و انجمن کلیمیان ایران خبر داد. وی این همکاریها را بستری مناسب برای گسترش گفتوگوهای علمی و تدوین آثار مشترک در حوزه مطالعات دینی دانست.
وی همچنین با اشاره به حمله رژیم صهیونیستی به کنیسه رفیعینیا در جریان جنگ رمضان، این اقدام را نمونهای آشکار از خشونت و ددمنشی این رژیم توصیف کرد و تأکید داشت که تعرض به اماکن دینی، چه مسجد باشد و چه کنیسه، نشاندهنده ماهیت ضدانسانی جریان صهیونیسم است.
در پایان این دیدار، حاضران از کنیسه رفیعینیا بازدید کردند تا ضمن بررسی وضعیت این مکان دینی، زمینههای حمایت و پیگیری برای بازسازی و ساخت مجدد آن فراهم شود.
قدرشناسی آیت الله رشاد، از تهاجم تنبیهی سپاه به رژیم صهیونی
سلحشوران قهرمان! غرّش غرورانگیز موشکهایتان جانی تازه در کالبَد همهی امت اسلامی بویژه ارکان جبههی مقاوکت دمید».
رییس شورای حوزههای علمیه پایتخت تصریح کرده است: « جز به «تداوم تهاجم سخت» به خصم خائن، کار جبههي مقاومت به فرجام فلاح و نهایت نجاح پیوند نخواهد خورد. مذاکره ـ عند الضروره ـ فقط در سایهی رقص شمشیرهای آختهی شما و در غوغای هلهلهی غرش غرورانگیز موشکهای شما سر به آسمان پیروزی خواهد سود.»
بسم اللهِ قاصمِ الجبّارینَ مبیرِ الظّالمین
سلحشوران قهرمان سپاه و ارتش!
درود خدای منتقم و رسول مجاهدش (ص) نثار شما باد!؛ از عمق جان و سویدای دل، از زبان یکان یکان مردم مؤمن و مقاوم ایران اسلامي به شما دست مریزاد میگویم، و از صمیم وجود بر بازوان توانمندتان (که ستونهای خیمهی مقاومت است) بوسه میزنم.
غرّش غرورانگیز موشکهایتان جانی تازه در کالبَد همهی امّت اسلامی بویژه ارکان جبههی مقاومت دمید؛ با این اقدام قهرمانانه اعتبار صدق وعدههای خویش را صدچندان کردید؛ آنک تا فروچیدن فتنهي توسعهطلبی و اشغالگری، قتل و غارت، به دشمن فتنهگر فریبکار امان ندهید، که این فرمان صریح خداوند خطاب به شماست: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ» (البقرة: ۱۹۳)
بدیهی است که: جز به «تداوم تهاجم سخت» به خصم خائن، کار جبههي مقاومت به فرجام فلاح و نهایت نجاح پیوند نخواهد خورد. مذاکره ـ عند الضروره ـ فقط در سایهی رقص شمشیرهای آختهی شما و در غوغای هلهلهی غرش غرورانگیز موشکهای شما سر به آسمان پیروزی خواهد سود.
پیروزی در دفاع مقدّس هشت ساله با نبرد جانانهي شما مجاهدان مخلص راه خدا و مقاومت مردم مؤمن میهن فراچنگ آمد، فتح الفتوح جنگ دوازده روزه نیز با مذاکره و مداهنه حاصل نشد؛ اینک نیز «نبرد گرم»، تامین کنندهی «سوخت سلاح نبرد سرد» است. زیرا عدوّ عنود و دشمن ددمنش آمریکایی ـ صهیوني جز به «زبان قدرت» هیچ نمیفهمد.
«میز مذاکره» از نظر آمریکای شرور جز «تله و ترفند فرصتسوزي» به زیان جبههی مقاومت و «فن فرصتسازی» برای فتنه انگیزي خود هیچ نیست؛ به تعبیر قائد شهید عظیم الشأن (قدّه): «دلیل؟ تجربه!»؛ «هواخواهان اصالت مذاکره» بفرمایند: طی قریب به نیم قرن گذشته، چه سودي از «ذات مذاکره» عائد ملت ما شده است؟ و کدام مذاکره با آمریکای غدّار در طول پنج دههی گذشته، مورد نقض و بدعهدي قرار نگرفته است؟ هم اکنون نیز «دشمن دغلباز» براي سومین بار، میز مذاکره را به سکوی هجوم به جبههی مقاومت و حمله به ایران عزیز بدل کرد.
با توجّه به آنچه معروض افتاد، تمنا دارم علمداران عزیز و ارجمند عرصهی جنگ سرد (دیپلماسي) که سعیشان مشکور است، هوشمندانه مراقب خطّ منطقهی عملیاتی خویش باشند، و با قوت و شجاعت نگاهبان مرزهای این منطقهی عملیاتی باشند؛ مرزهای این منطقه همان «خطوط قرمز ابلاغی» رهبر معظم انقلاب اسلامي (دام ظله) است؛ علمداران «جنگ نرم» یعنی مردم صبور و سُتوار حاضر در سنگر خیابان نیز به کمتر از رهنمودهای معظم له رضا نخواهند داد.
والسلام علی عبادالله الصّالحین.
علیاکبر رشاد
۱۸، ۳، ۱۴۰۵
پیام تسلیت آیت الله رشاد بمناسبت ارتحال آیت الله محمداسحاق فیاض
در این پیام تصریح شده است که: منشا خدمات علمي و معنوي ماندگاری در جهت تقویت حوزهی مبارکهی نجف و ترویج تعالیم وحیانی و میراث معرفتی و معنوی اهل بیت وحی (سلام الله علیهم اجمعین) بود.
متن این پیام آیت الله رشاد بشرح زیر است:
انا لله و انا الیه راجعون.
خبر درگذشت مرجع عالیشان شیعه، حضرت آیت الله محمداسحاق فیاض (قدّس الله نفسه الزکيه) موجب تاسف و تاثر شد. ایشان ار تلامذهی برجسته فقیه سترگ آیت الله العظمی خوئي (قدّه) بشمار میآید، و وجود ذیجود او در امتداد استادش منشا خدمات علمي و معنوي ماندگاری در جهت تقویت حوزهی مبارکهی نجف و ترویج تعالیم وحیانی و میراث معرفتی و معنوی اهل بیت وحی (سلام الله علیهم اجمعین) بود.
اینجانب از سوی خود و ارکان حوزهی عریق و عظیم تهران، این واقعهی مولمه را به رهبر معظم انقلاب اسلامی (دام ظله) و دیگر مراجع عظام نجف و قم (دامت برکاتهم) و علاقهمندان و مقلدان این فقیه گرانمایه تسلیت عرض کرده، از بارگاه بلند باری برای آن مرحوم مغفرت و علو مرتبت، و برای بازماندگان سوگوار خاصه فرزندان برومندش، صبر و اجر مسئلت دارم.
علیاکبر رشاد
۱۶/۳/۱۴۰۵خورشیدی/۲۰ ذیحجه ۱۴۴۷
تبیین اندیشههای آیتالله مکارمشیرازی توسط آیت الله علیاکبر رشاد
آیت الله علیاکبر رشاد در آئین رونمایی از مجموعه «منظومه فکری آیتاللهالعظمی مکارم شیرازی» با تبیین ابعاد شخصیتی، علمی و اجتماعی این مرجع تقلید، بر نقش اثرگذار ایشان در پاسخگویی به نیازهای فکری جامعه و هدایت فرهنگی نسل معاصر تأکید کرد و گفت: شجاعت در بیان حقیقت و صراحت در موضعگیریهای دینی، اجتماعی و فرهنگی همواره از ویژگیهای ممتاز آیتالله مکارم شیرازی بوده و ایشان در مقاطع مختلف، با درک دقیق شرایط جامعه اسلامی، مواضعی روشنگرانه و اثرگذار اتخاذ کردهاند.
وی افزود: آیتالله مکارم شیرازی افزون بر جایگاه رفیع علمی و مرجعیت دینی، در عرصههای اجتماعی و فرهنگی نیز حضوری فعال و مسئولانه داشتهاند و نسبت به مسائل جهان اسلام و چالشهای فکری جامعه بیتفاوت نبودهاند.
رییس شورای حوزه های علمیه استان تهران با اشاره به نقشآفرینی مراجع تقلید در صیانت از هویت دینی جامعه تصریح کرد: حوزههای علمیه زمانی میتوانند نقش تاریخی خود را به درستی ایفا کنند که عالمان دینی علاوه بر برخورداری از فقاهت عمیق، نسبت به نیازهای زمانه و تحولات فرهنگی و اجتماعی نیز شناخت دقیق داشته باشند.
وی ادامه داد: دغدغهمندی نسبت به مسائل امت اسلامی، توجه به آسیبهای فرهنگی و تلاش برای پاسخگویی به شبهات و نیازهای نوپدید فکری، از شاخصههای برجسته آیتالله مکارم شیرازی است که ایشان را به الگویی ممتاز برای عالمان دینی تبدیل کرده است.
رئیس و موسس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با اشاره به آثار گسترده علمی این مرجع تقلید اظهار کرد: تألیفات فراوان، تربیت شاگردان متعدد، حضور مستمر در عرصه تبیین معارف اسلامی و پاسخگویی به مسائل نوپدید فقهی و اجتماعی، نشاندهنده جامعیت علمی و ژرفاندیشی آیتالله مکارم شیرازی است.
وی خاطرنشان کرد: روحیه مسئولیتپذیری اجتماعی در کنار صلابت علمی و فقهی، جایگاه این مرجع تقلید را در میان مراجع معاصر ممتاز و اثرگذار ساخته است.
رییس مجموعه حوزوی امام رضا علیه السلام افزود: سرمایه حقیقی حوزههای علمیه، عالمانی هستند که علاوه بر تسلط بر علوم اسلامی، نگاه اجتماعی، آیندهنگر و تمدنی داشته باشند و آیتالله مکارم شیرازی بیتردید از برجستهترین چهرههای این عرصه به شمار میروند.
قدردانی آیت الله رشاد از موضعگیری شجاعانه پاپ لئون چهاردهم
عالیجناب پاپ لئون چهاردهم.
به همراه بهترین آرزوها و برترین درودها، بخاطر موضعگیریهای عدالتخواهانه و شجاعانه آن جناب در قبال جنایات جنگی سران ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیوني، از صمیم جان اقدام مسئولانهی شما را تحسین میکنم.
مسئولیت اساسی پیروان ادیان الاهي دفاع از حق، عدالت، آزادی، امنیت و معنویت و ارزشهای انسانی است؛ کسانی که در مقابل باطل، ظلم، استبداد و استعمار، خشونت و مادیگرایی سکوت میکنند (حتی اگر در کسوت دین باشند) بهرهای از تعالیم نجاتبخش انبیا الاهي نبرده اند.
مردم هوشیار، متمدن و مؤمن ایران اسلامی قدردان این موضعگیری صلحجویانه و خیرخواهانه جناب عالی هستند.
اینجانب توهین رییس جمهور مغرور و گنهکار آمریکا به ساحت مقدس پیامبر بزرگ الاهی حضرت عیسای مسیح (علیه السلام) را بشدت محکوم میکنم. ترامپ اکنون بطور ضمنی مدعی مقام مسیحایی شده است، باید نگران شد که همچون فرعون روزی ادعای خدایی کند؛ اما فرعون عهد موسی که ادعای خدایی میکرد، با همه غرور و قدرت فوق العاده ی خویش دچار عذاب الهی گشت و در نیل غرق شد؛ بی شک قدرت و شوکت فرعون زمانه ما نیز به مدد الاهی و عزم راسخ ملت قهرمان ایران در آبهای خلیج فارس غرق خواهد گشت.
عالیجناب!
اینک زمان آن فرارسیده است که اصحاب ادیان توحیدی با الهام از تعالیم جاودانه انبیا (علیهم السلام) با تشکیل جبههای متحد و منسجم، بازو در بازوی هم برای نجات بشریّت از ظلم و خشونت فرعونیان زمانه بپاخیزند و مسئولیت خویش را آنسان که شایسته و بایستهی پرورشیافتگان این تعالیم بلند است به انجام برسانند.
به امید ظهور منجی موعود ادیان توحیدي.
علی اکبر رشاد
رئیس شورای حوزههای علمیه استان تهران
۲۵، ۱، ۱۴۰۵ خورشیدی
پیام تسلیت آیت الله رشاد بمناسبت شهادت دکتر سیدکمال خرّازی
شهید عرصهی سیاست و معرفت.
پیام تسلیت آیت الله رشاد بمناسبت شهادت دکتر سیدکمال خرّازي:
در این پیام آمده است: «او شخصیّتي بود مخلص و متشرّع، دانشمند و دردمند، که طي سنوات متمادي، در حوزهی روانشناسی و نیز در زمینهی علوم شناختي، خدمات علمی ارزشمندی را تقدیم میهن کرد»
متن پیام آیت الله رشاد بشرح زیر است:
وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ .
شهادت مظلومانهی سیاستمدار متین، متدیّن و متخلّق، دکتر سیدکمال خرّازي (قدّس سرّه) و همسر محترمش را، که بدست آمریکای مکّار و اسرائیل خونخوار، در اوج قساوت و رذالت اتفاق افتاد، به رهبر معزّز انقلاب اسلامی حضرت آیت الله حاج سیّد مجتبی حسیني خامنهاي (دام ظلّه الوارف)، و اخوی بزرگوارش، فقیه زاهد، حضرت آیت الله سید محسن خرّازي تهراني (دامت برکاته)، کارگزاران دستگاه دیپلماسي جمهوري اسلامي و آحاد ملت مجاهد و مؤمن و فرزندان داغدار آن شهید عزیز تسلیت عرض میکنم.
او شهید عرصهی سیاست و معرفت بود؛ این کمترین، با آن شهید مظلوم معاشر بودم، او شخصیّتي بود مخلص و متشرّع، دانشمند و دردمند، که طي سنوات متمادي، در کنار فعّالیت در عرصهی سیاست و دیپلماسي، با علاقه و انگیزهی ستودني، در حوزهی تخصّص دانشگاهي خویش که روانشناسی بود و نیز در زمینهی علوم شناختي، خدمات علمی ارزشمندی را تقدیم میهن کرد، و پس از عمري مجاهدت خالصانه، طومار حیات نوراني خویش را به قطرات مبارک خون شهادت توشیح کرد. «الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ».
حشره الله مع سیّد الشهداء و الأحرار و اصحابه الأبرار و اسکنه فسیح جنانه.
علیاکبر رشـاد
۲۱، ۱، ۱۴۰۵
مبادا با سازشکاری، «جنگ برده» علیه دشمن را به «ننگ باختن» بدل کنیم
بیانات حضرت آیت الله رشاد در آغاز درس خارج حوزه علمیه امام رضای تهران:
مبادا با سازشکاري، «جنگ برده» علیه دشمن را به «ننگ باختن» بدل کنیم/ کمترین نتیجه «نبرد پیروز کنوني»، برچیده شدن کامل و دائمي «پایگاههای استعماری آمریکا» از منطقه است.
بسم الله ارحمن الرحیم
شهادت قائيد عظیم الشأن، خسارت عظیم بر ملت
ایامِ درد و داغِ سوگ و فراق است. ایام بسیار سخت و تلخی را سپری میکنیم. فاجعه پشت فاجعه در طول این حدود چهل روزی که از این جنگ تحمیلی جائرانه و ظالمانه میگذرد و خسارت عظیم مادی و معنوی بر ملت ما، جبهه مقاومت، ملت اسلامی و بلکه بر جهان بشریت وارد شده است. بزرگترین خسارت، از دید ما مُلکیان، شهادت قائد عظیمالشأن، فقیه فذّ، مجتهد مجاهد، زعیم حکیم و رهبر فرهمند انقلاب و امت اسلامی و عمود خیمه جبهه مقاومت، محبوب دلها و جانِ جانان، آیتالله العظمی امام خامنهای (قدس الله رمسه) است و در پی آن، شهادت امیران و سرداران بزرگ جبهه مقاومت و جبهه انقلاب اسلامی، نظامیان مجاهد ارتش و سپاه، سیاستمداران و مدیران، و مردم عادی، نوجوانان، کودکان و حتی اطفال شیرخوار که همه اینها فاجعه است.
الطاف خفیه الهیه، پیروزیهای نمایان و شایان ایران
اما این حوادث و وقایع تلخ، به لطف الهی و ذیل سنت الطاف خفیه، توأم شده با پیروزیهای نمایان و شایان؛ پیروزیهای تاریخی و تاریخساز به حرمت و برکت خون پاک قائد شهید و شهدای بزرگ و برجسته و مظلوم، بیپناه و بیدفاع. الحمدلله این نبرد جانانه با کفر، که با همه توان و با همه ارکان به عرصه آمده، و جبهه حق، جبهه انقلاب و جبهه امت اسلامی که شیعیان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) در یک سو و کفر و استکبار در سوی دیگر تمامقد در مقابل هم قرار گرفتند، به لطف خدا، عنایت حضرت حجت(عج) و به برکت مکتب امیرالمؤمنین و خون پاک این شهدا، الحمدلله یکتنه با کفر و استکبار هماوردی کردیم و پیروزی از آنِ ماست؛ دست برتر با ماست. خدا را شاکریم که این شرایط تاریخساز را برای ملت ما و امت اسلامی فراهم آورد تا دشمن ضربه شست اسلام و تعالیم اهلبیت و میراث معرفتی و معنوی و جهادی و حماسی امیرالمؤمنین را بچشد.
ایران، قدرت قاهره قارهای نوظهور
امروز و پس از پایان پیروزمندانه جنگ به نفع ما، دیگر ایرانِ قبل از این جنگ نیست؛ چنانکه دشمنان ما، صهیونیسم و امپریالیسم و اسرائیل غاصب و کودککش و خونخوار و آمریکای کودکخوار و کودککش، پست و پلشت و پلید، نیز دیگر آنهایی نیستند که پیش از جنگ بودند؛ نه آنها هماناند و نه ما، ایران و جبهه مقاومت و موالیان امیرالمؤمنین، همان هستیم که پیش از جنگ بودیم. آنها رو به زوال میروند و فرو میپاشند؛ هیمنه و ابهتشان فروپاشید، قدرت پوشالیشان در هم شکست و مچاله شد و ایران به قدرتی قارهای بدل شد و به عنوان قدرتی تعیینکننده در معادلات جهانی جایگاه احراز کرد و یکتنه بینی مستکبران، کافران و متحجران را به خاک مالید. بهرغم تهاجم به حقِ همه کفر و همه استکبار، الحمدلله امروز پیروز میدان است و امروز کسی یارا و جرأت مقابله و معادله با این قدرت نوظهور جهانی و قارهای را ندارد. در عین حال، نگرانیهایی ناصحان، دلسوزان و علاقهمندان جبهه مقاومت و انقلاب اسلامی و امت مسلمان را آزار میدهد؛ مبادا اتفاقاتی بیفتد. به صراحت میخواهم بگویم که مبادا برخی تصمیمسازان یا تصمیمگیران به این دستاورد عظیم تاریخی آسیب بزنند. لذا ما، چنانکه در بیانیهها گفتیم، به همه فعالان عرصه دیپلماسی و امنیت و نظامی عرض کردیم: هوشیار باشید. با الهام از بیان امیرالمؤمنین(ع) خطاب به مالک اشتر که ضمن توصیه به اینکه طبعاً صلح بهتر از جنگ است و جنگ اصالت ندارد، میفرمایند با چه کسی باید صلح کرد؟ با دشمن خونخوار، زورگو، بیمنطق، بیاخلاق و بیقانون نمیتوان صلح کرد.
مبادا «جنگ برده» علیه دشمن را با غفلت و سازشکاري به «ننگ باختن» بدل کنیم
امیرالمؤمنین خطاب به مالک اشتر میفرماید: «وَلَكِنِ الْحَذَرَ كُلَّ الْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّكَ بَعْدَ صُلْحِهِ، فَإِنَّ الْعَدُوَّ رُبَّمَا قَارَبَ لِيَتَغَفَّلَ؛ فَخُذْ بِالْحَزْمِ وَاتَّهِمْ فِي ذَلِكَ حُسْنَ الظَّنِّ». در همین نامه ۵۳ نهجالبلاغه، به مالک سفارش میفرمایند که مراقب دشمن باش، حتی اگر با او صلح کنی و احیاناً آتشبس برقرار شود. بههرحال روزی آتشبس برقرار خواهد شد، پس از آنکه حقوقمان استیفا شد و آنچه را که با دست برتر به دست آوردهایم تثبیت کنیم؛ اما حضرت امیر میفرمایند از دشمن هیچگاه غافل نشو. گاهی دشمن با زبان و ادبیات و رفتارهایی به تو نزدیک میشود تا تو را دچار غفلت کند؛ پس حتماً جانب احتیاط را داشته باش. همواره باید از دشمن ترسید؛ نه ترس از سر ضعف، بلکه ترس از سر حزم و احتیاط. همواره باید حسن ظن را متهم کرد و گفت این حسن ظن اساس ندارد. ما با دشمنی مواجهیم که دو بار در میانه مذاکره به ما حمله نظامی کرد؛ چنین دشمنی قابل اعتماد نیست و نگرانی این است که جنگ برده را با بیدقتی ببازیم؛ این تنها نگرانی ماست.
تا زدن گردن گردنکشان نبرد باید ادامه یابد
قرآن کریم نیز میفرماید: «فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا». با دشمن وقتی مواجه میشوی، «ضرب الرقاب» یعنی چون او گردنکش است، او را به فروتنی و پذیرش ذلت وادار کن. این صرفاً معنای فیزیکی ندارد و مفهوم باطنی نیز دارد؛ همانند «فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ». سران و سرداران آنها را به موضع ضعف بکشان و وقتی بر آنها مسلط شدی، اسیرشان کن. آنگاه در اختیار توست که بر آنها منت بگذاری و رهایشان کنی یا بابت جرمشان با آنها معامله کنی. تا زمانی که شعلههای جنگ فروکش نکرده، باید با قدرت قاهر با آنها برخورد کرد. آیات دیگری نیز داریم: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ». به هر حال، پایان جنگ زمانی است که فتنهای باقی نماند؛ تا فتنه هست، جنگ هست و با وجود فتنه صلح بیمعناست.
همه ارکان جبهه مقاومت در این پیروزی سهیمند
نگرانی دلسوزان، بزرگان، اعاظم و مراجع نیز همین است. رفتارشناسی و گفتارسنجی سران مکار آمریکا و سردمداران رژیم صهیونی نیز نشان داده که اینها قابل اعتماد نیستند. لذا اگر زمانی جنگ خاتمه یابد، باید شروط و عهود محکمی از دشمن گرفته شود. مهمترین آنها این است که این جنگ، جنگی منطقهای است و همانگونه که امام شهید، قائد امت فرمودند، منطقه باید از مواهب این پیروزی بهرهمند شود. بنابراین اگر قرار بر توافقی باشد، باید با همان جبههای که در برابر ما قرار گرفته ـ آمریکا، رژیم صهیونیستی، دولتهای غربی و دولتهای سرسپرده منطقه ـ به صورت یکپارچه برخورد شود؛ زیرا آنها نیز در یک جبهه واحد قرار گرفتهاند.
سران منافق، برخی کشورها را به مستعمره آمریکا بدل کرده اند
در عین حال، ما هرگز نمیخواستیم با همسایگان و مسلمانان درگیر شویم. ما با مسلمانان درگیر نیستیم؛ با منافقینی درگیر هستیم که قدرت را در برخی کشورهای اسلامی در دست دارند و کشورهایشان را به مستعمره آمریکا بدل کردهاند و امکانات و تسهیلات و پایگاه در اختیار آنان قرار دادهاند. آنها در آن سرزمینها آقایی میکنند و هرگاه اراده کنند به کشورهای مسلمان حمله میکنند؛ امروز نیز به ایران حمله کردند. بنابراین باید در هر تعهدی، منافع همه جبهه حق در نظر گرفته شود.
باید چرخه باطل «تهاجم، آتشبس، مذاکره و تهاجم دوباره» شکسته شود
مسئله مهم دیگر آن است که باید شرایطی فراهم شود که تکرار تعدی به ایران و جبهه مقاومت کاملاً منتفی گردد. این امر صرفاً روی کاغذ ممکن نیست؛ کاغذ را پاره میکنند. باید امکان حمله از بین برود؛ باید چرخه باطل «تهاجم، آتشبس، مذاکره و تهاجم دوباره» شکسته شود. باید کاری کرد که آمریکا و صهیونیستها دیگر قادر به حمله نباشند و راه آن، جمع شدن بساط پایگاههای آنها از منطقه است. تا زمانی که پایگاههای آمریکا در منطقه وجود دارد، منطقه روی آرامش و امنیت را نخواهد دید. وقتی این پایگاهها نابود شدند، نباید اجازه داد دوباره برپا شوند.
دشمن باید به آغاز جنگ اعتراف کند و در نتیجه غرامت بپردازد
مسئله سوم آن است که آنها باید بپذیرند متجاوز بودهاند و نهادهای بینالمللی اگر نفوذ و اقتدار دارند باید این امر را تثبیت کنند. آنها باید به آغاز جنگ اعتراف کنند و در نتیجه غرامت بپردازند؛ هم غرامت جنگ تحمیلی دوم و هم غرامت جنگ تحمیلی سوم و حتی غرامت کودتایی که در این میان در پی آن بودند. این غرامتها باید با تضمین خدشهناپذیر بینالمللی پرداخت شود.
ایران قدرتمند که از زیر خاکستر این جنگ ققنوسوار برخواهد خاست
همچنین باید به نحوی باشد که آمریکا دیگر در امور داخلی ایران، بهویژه در حوزه صنعت هستهای و توان دفاعی ما، هیچ سخنی نگوید و از هرگونه دخالت و اظهار نظر پرهیز کند. ایران قدرتمند که از زیر خاکستر این جنگ ققنوسوار برخواهد خاست، حق دارد از سلاحهای راهبردی بازدارنده برخوردار باشد. این جنگ نشان داد که حتی با وجود نرمشهایی که نشان دادیم، باز هم مورد حمله قرار گرفتیم؛ بنابراین برخورداری از ابزارهای بازدارنده راهبردی امری ضروری است.
باید همه تحریمها لغو شود
باید همه تحریمها بی قید و شرط لغو شود؛ چه علیه نهادها و چه علیه اشخاص، چه علیه ایران و چه علیه جبهه مقاومت. همچنین منابع عظیم مالی که پس از انقلاب مصادره یا مسدود شده باید آزاد و به ایران بازگردانده شود. مجرمانی که در اقدامات تروریستی و براندازانه علیه نظام مشارکت داشتهاند باید استرداد شوند تا طبق قوانین بینالمللی به دولت اسلامی تحویل داده شوند و درباره آنها تصمیمگیری شود.
باید سیادت و مالکیت ایران بر تنگه هرمز پذیرفته شود
همچنین باید رسماً پذیرفته شود که سیادت تنگه هرمز با ایران است و رژیم حقوقی و سامانه مدیریتی که برای اداره این تنگه طراحی میشود به رسمیت شناخته شود. ایران بزرگترین مرز را با خلیج فارس و دریای عمان دارد و به اقتضای این موقعیت، جایگاه خاصی در منطقه دارد. هزینههایی که ایران برای امنیت این منطقه میپردازد نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
مبادا از سر جهل یا خیانت خون قائد عظیمالشأن پایمال شود
در مجموع، نگرانی اصلی این است که مبادا کسانی از سر بیدقتی، جهل یا حتی خیانت به این دستاورد بزرگ تاریخی آسیب بزنند. اگر چنین شود، در واقع خون قائد عظیمالشأن، سرداران، دانشمندان، سیاستمداران و مردم بیگناه پایمال شده است. ما اجازه نخواهیم داد آنچه به دست آمده از دست برود. این بار مردم از خیانت خائنان نخواهند گذشت.
ما برنده جنگیم، پیروزیم و دست برتر با ماست و باید به لوازم این پیروزی ملتزم باشیم و منافع و مواهب این پیروزی بزرگ تاریخی را حفظ کنیم؛ به هر قیمتی، انشاءالله.
مبادا «جنگ برده» علیه دشمن را با سازشکاري به «ننگ باختن» بدل کنیم؛ کمترین نتیجه «نبرد پیروز کنوني»، برچیده شدن کامل و دائمي «پایگاههای استعماری آمریکا» از منطقه است.
پیام تسلیت آیت الله رشاد بمناسبت شهادت دریابان علیرضا تنگسیری
شهادت سهم دریادلان است، نه بزدلان.
پیام تسلیت آیت الله رشاد بمناسبت شهادت دریابان علیرضا تنکسیري:
وی تصریح کرد: « از «هر قطرهی خون شهید»، طوفان میجوشد؛ و از «هر ذرّهی خاکستر شهید»، ققنوسوار، هزاران شهید برمیخیزد، میبالد و قد میکشد».
متن پیام بشرح زیر است:
وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ .
شهادت «سهم دریادلان» است، نه بزدلان؛ «آسمانیان هرگز زمینگیر» نمیشوند، هرگز؛ «مردان مرد، نمیمیرند»؛ که:
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند / روبَهصفتان زشتخو را نکشند
گر عاشق صادقي ز مردن مهراس / مردار بود هر آنکه او را نکشند.
خبر، چون طوفان توفنده ناگهان در جان ما پیچید که:
«فرزند دلیر تنگستان، دریابان پاسدار علیرضا تنگسیري، از تنگنای تن رهید»؛ آري او «ابْرآسا»، از آبي دریا برخواست، به آبي آسمان پیوست، تا ببارد، تکثیر شود؛ تا در دشتستانِ دلهای مستعد نسلهای پیش رو، دسته دسته شقایق بشکفد، صحرا صحرا لاله بدمد؛ تا از بسیط بستان یاد، نام، و راهش، سَروهای سرفراز قد برافرازند؛ تا از تربت عرشياش هزاران چون او بروید، ببالد و بَر دهد.
ذهن علیل و آلودهی خصم خِصام، عاجز از درک این حقیقت است که:
از «هر قطرهی خون شهید»، طوفان میجوشد؛ و از «هر ذرّهی خاکستر شهید»، ققنوسوار، هزاران شهید برمیخیزد، میبالد و قد میکشد.
شهادت این دلاور مرد جبهههای نبرد را که باهمدستي شیطان بزرگ آمریکای غدّار و شیطان کوچک اسرائیل خونخوار، صورت بست، به رهبر معزّز انقلاب اسلامی و فرماندهي کلّ قوا، حضرت آیت الله حاج سیّد مجتبی حسیني خامنهاي (دام ظلّه الوارف)، همرزمان مجاهد در سپاه پاسداران قهرمان، خانوادهی آن شهید سعید، آحاد ملت شجاع و شکیبا، خانوادهی سوگوارش تسلیت عرض میکنم. حشره الله مع سید الشهداء و الأحرار و اصحابه الأبرار و اسکنه فسیح جنانه.
علیاکبر رشـاد
۱۰، ۱، ۱۴۰۵
are you heading?
In the Name of God, the Most Gracious, the Most Merciful
His Eminence, the Grand Imam, Professor Dr. Ahmad Muhammad Ahmad al-Tayyib, Sheikh of al-Azhar al-Sharif,
Peace be upon you and upon the righteous servants of God;
I was deeply astonished by the text attributed to al-Azhar, which has been widely circulated across virtual platforms and contains harsh and troubling content in its accusations against the Islamic Republic. I therefore deemed it necessary to bring the following points to Your Excellency’s attention, in Your capacity as the senior authority of this esteemed institution:
- It was the expectation of the free global community and members of the Islamic Ummah that Your Excellency, together with the scholars of that historic religious and academic institution, would adopt a responsible, clear, and courageous stance in defense of the Islamic Republic of Iran—particularly as it has been subjected to aggression, during the blessed month of divine hospitality, for no reason other than its defense of the cause of the liberation of Palestine. It was further expected that you would raise objection to those countries that have placed their land and air facilities at the disposal of such forces to carry out attacks against Iran, and that you would remind them of the religious (shar‘i) ruling concerning such actions.
However, regrettably, following the meaningful silence of Your Excellency and other scholars of that institution in the face of the unjust martyrdom of a prominent, wise, and devoted leader of the Islamic Revolution, along with a number of senior military and security officials, as well as a large number of civilians—many of whom are oppressed women, children, and adolescents—we are now confronted with a statement of such weakness and inadequacy that, instead of condemning the oppressor and the perpetrator, it directs accusation and condemnation toward the oppressed and the victims themselves.
“Do you kill a man for saying, ‘My Lord is Allah,’ while he has come to you with clear proofs?” (Qur’an 40:28). In what direction, then, are you heading?
- The long history of relations and coexistence between Iran and the countries of the region stands as clear testimony that our nation has consistently acted with goodwill toward them and has never engaged in aggression against them. Yet, at present, certain countries—contrary to explicit religious rulings grounded in the clear texts (Nusus) of the Qur’an, including: “And never will Allah grant the disbelievers a way over the believers” (Qur’an 4:141); “O you who have believed, do not take the Jews and the Christians as allies…” (Qur’an 5:51); “Let not the believers take disbelievers as allies instead of the believers” (Qur’an 3:28); and “Allah only forbids you from those who fight you because of religion and expel you from your homes… that you make allies of them” (Qur’an 60:8)—have placed themselves under the influence of hostile external powers. They have provided them with military bases, granted them access to economic resources and infrastructure, and, over recent decades, such entities have repeatedly used the facilities of these countries to carry out aggression against Muslim nations—including Iraq, Afghanistan, Palestine, Lebanon, Yemen, and now the Islamic Republic of Iran—occupying the lands of Muslims.
Accordingly, I pose this question to Your Excellency: should such states not be regarded as complicit in the aggression of these hostile powers against Islamic lands? And if so—as indeed it appears to be the case—what, then, is the responsibility of religious scholars and the leaders of other Muslim countries in the face of such cooperation with hostile forces?
- Despite the open assistance provided by certain countries to aggressor forces during the twelve-day war—including cooperation that facilitated attacks on Iran’s infrastructure and interests, the killing of officials, and the destruction of national facilities—a strong Iran exercised restraint, limiting its response to admonition and expressions of concern. Even prior to the outbreak of hostilities during Ramadan, Iran had issued an explicit warning that, should such countries once again assist hostile forces, it would exercise its legitimate religious and legal right of response. Yet these warnings went unheeded; indeed, cooperation with the aggressor expanded further.
Today, the Islamic Republic of Iran considers itself engaged in the defense of its land, people, and national interests in accordance with the principles of the noble Islamic law and on the basis of Qur’anic injunctions, including: “Permission [to fight] has been granted to those who are fought because they have been wronged, and indeed Allah is capable of granting them victory” (Qur’an 22:39); “Fight in the way of Allah those who fight you” (Qur’an 2:190); “Whoever transgresses against you, respond in like measure to that transgression” (Qur’an 2:194); and “Fight them until there is no persecution” (Qur’an 2:193).
Accordingly, drawing upon both reason and the explicit guidance of divine revelation—“And kill them wherever you encounter them… but if they fight you, then fight them” (Qur’an 2:191) and “If they turn away, then seize them and confront them wherever you find them” (Qur’an 4:89)—Iran maintains that it possesses the right to confront and deter hostile forces wherever they may operate. From this perspective, the location of such forces—whether within zones of conflict, non-Muslim territories, or even within Muslim lands—does not alter the principle of defensive response, regardless of whether they are stationed in military bases, at sea, in open terrain, or within civilian facilities.
I therefore ask Your Excellency: had hostile forces launched attacks against Muslim Egypt using the bases and facilities of these same countries, would our esteemed colleagues at al-Azhar have condemned Egypt for defending itself—or rather the aggressor forces and the governments that cooperated with them?
It is my sincere hope that other legal opinions issued by our respected brothers at al-Azhar are not founded upon similarly fragile reasoning, nor issued in contradiction to the well-established principles derived from the clear texts of divine revelation, or influenced—however unintentionally—by partisan political or regional considerations.
- At the present time, and in accordance with the Qur’anic injunction “Do not cooperate in sin and aggression” (Qur’an 5:2), it is incumbent upon those states to immediately and unconditionally close the bases made available to aggressor forces, cease logistical support, halt fuel supply and all forms of service provided to hostile military formations, and restore full sovereignty over their territories by ending such foreign military presence. By doing so, they would not only remain safe from potential military responses by the Armed Forces of the Islamic Republic, but could instead benefit from the support and goodwill of the Islamic Republic of Iran.
Otherwise, when attacks against Iran—targeting residential complexes, hotels, universities and seminaries, medical centers and hospitals, airports, fuel depots, energy infrastructure, and other civilian and national facilities—are launched from bases and installations placed at the disposal of hostile forces by these governments, Iran, in accordance with the principle of reciprocal response and for the purpose of establishing deterrence, will inevitably consider itself compelled to respond in kind against both the aggressors and those who assist them. As expressed in the eloquent words attributed to our master, Amir al-Mu’minin ‘Ali ibn Abi Talib (peace be upon him): “Return the stone from where it came, for evil is repelled only by evil.” (Nahj al-Balagha, Saying 314)
In conclusion, I respectfully suggest that, alongside offering guidance and counsel to those who issue such statements, Your Excellency—who on previous occasions has adopted courageous and balanced positions—once again take a stance commensurate with the gravity of this historic moment. For, God willing, these days shall pass with the decisive victory of the Islamic Republic of Iran and the Resistance Front; yet history, and future generations, will ultimately judge our words and actions in this decisive period.
Ali Akbar Rashad
President of the Seminary Council of the Capital of the Islamic Republic of Iran
and President of the Research Institute for Islamic Culture and Thought









