عالیجناب پاپ لئون چهاردهم.
به همراه بهترین آرزوها و برترین درودها، بخاطر موضعگیریهای عدالتخواهانه و شجاعانه آن جناب در قبال جنایات جنگی سران ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیوني، از صمیم جان اقدام مسئولانهی شما را تحسین میکنم.
مسئولیت اساسی پیروان ادیان الاهي دفاع از حق، عدالت، آزادی، امنیت و معنویت و ارزشهای انسانی است؛ کسانی که در مقابل باطل، ظلم، استبداد و استعمار، خشونت و مادیگرایی سکوت میکنند (حتی اگر در کسوت دین باشند) بهرهای از تعالیم نجاتبخش انبیا الاهي نبرده اند.
مردم هوشیار، متمدن و مؤمن ایران اسلامی قدردان این موضعگیری صلحجویانه و خیرخواهانه جناب عالی هستند.
اینجانب توهین رییس جمهور مغرور و گنهکار آمریکا به ساحت مقدس پیامبر بزرگ الاهی حضرت عیسای مسیح (علیه السلام) را بشدت محکوم میکنم. ترامپ اکنون بطور ضمنی مدعی مقام مسیحایی شده است، باید نگران شد که همچون فرعون روزی ادعای خدایی کند؛ اما فرعون عهد موسی که ادعای خدایی میکرد، با همه غرور و قدرت فوق العاده ی خویش دچار عذاب الهی گشت و در نیل غرق شد؛ بی شک قدرت و شوکت فرعون زمانه ما نیز به مدد الاهی و عزم راسخ ملت قهرمان ایران در آبهای خلیج فارس غرق خواهد گشت.
عالیجناب!
اینک زمان آن فرارسیده است که اصحاب ادیان توحیدی با الهام از تعالیم جاودانه انبیا (علیهم السلام) با تشکیل جبههای متحد و منسجم، بازو در بازوی هم برای نجات بشریّت از ظلم و خشونت فرعونیان زمانه بپاخیزند و مسئولیت خویش را آنسان که شایسته و بایستهی پرورشیافتگان این تعالیم بلند است به انجام برسانند.
به امید ظهور منجی موعود ادیان توحیدي.
علی اکبر رشاد
رئیس شورای حوزههای علمیه استان تهران
۲۵، ۱، ۱۴۰۵ خورشیدی
تازه ها
پیام تسلیت آیت الله رشاد بمناسبت شهادت دکتر سیدکمال خرّازی
شهید عرصهی سیاست و معرفت.
پیام تسلیت آیت الله رشاد بمناسبت شهادت دکتر سیدکمال خرّازي:
در این پیام آمده است: «او شخصیّتي بود مخلص و متشرّع، دانشمند و دردمند، که طي سنوات متمادي، در حوزهی روانشناسی و نیز در زمینهی علوم شناختي، خدمات علمی ارزشمندی را تقدیم میهن کرد»
متن پیام آیت الله رشاد بشرح زیر است:
وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ .
شهادت مظلومانهی سیاستمدار متین، متدیّن و متخلّق، دکتر سیدکمال خرّازي (قدّس سرّه) و همسر محترمش را، که بدست آمریکای مکّار و اسرائیل خونخوار، در اوج قساوت و رذالت اتفاق افتاد، به رهبر معزّز انقلاب اسلامی حضرت آیت الله حاج سیّد مجتبی حسیني خامنهاي (دام ظلّه الوارف)، و اخوی بزرگوارش، فقیه زاهد، حضرت آیت الله سید محسن خرّازي تهراني (دامت برکاته)، کارگزاران دستگاه دیپلماسي جمهوري اسلامي و آحاد ملت مجاهد و مؤمن و فرزندان داغدار آن شهید عزیز تسلیت عرض میکنم.
او شهید عرصهی سیاست و معرفت بود؛ این کمترین، با آن شهید مظلوم معاشر بودم، او شخصیّتي بود مخلص و متشرّع، دانشمند و دردمند، که طي سنوات متمادي، در کنار فعّالیت در عرصهی سیاست و دیپلماسي، با علاقه و انگیزهی ستودني، در حوزهی تخصّص دانشگاهي خویش که روانشناسی بود و نیز در زمینهی علوم شناختي، خدمات علمی ارزشمندی را تقدیم میهن کرد، و پس از عمري مجاهدت خالصانه، طومار حیات نوراني خویش را به قطرات مبارک خون شهادت توشیح کرد. «الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ».
حشره الله مع سیّد الشهداء و الأحرار و اصحابه الأبرار و اسکنه فسیح جنانه.
علیاکبر رشـاد
۲۱، ۱، ۱۴۰۵
مبادا با سازشکاری، «جنگ برده» علیه دشمن را به «ننگ باختن» بدل کنیم
بیانات حضرت آیت الله رشاد در آغاز درس خارج حوزه علمیه امام رضای تهران:
مبادا با سازشکاري، «جنگ برده» علیه دشمن را به «ننگ باختن» بدل کنیم/ کمترین نتیجه «نبرد پیروز کنوني»، برچیده شدن کامل و دائمي «پایگاههای استعماری آمریکا» از منطقه است.
بسم الله ارحمن الرحیم
شهادت قائيد عظیم الشأن، خسارت عظیم بر ملت
ایامِ درد و داغِ سوگ و فراق است. ایام بسیار سخت و تلخی را سپری میکنیم. فاجعه پشت فاجعه در طول این حدود چهل روزی که از این جنگ تحمیلی جائرانه و ظالمانه میگذرد و خسارت عظیم مادی و معنوی بر ملت ما، جبهه مقاومت، ملت اسلامی و بلکه بر جهان بشریت وارد شده است. بزرگترین خسارت، از دید ما مُلکیان، شهادت قائد عظیمالشأن، فقیه فذّ، مجتهد مجاهد، زعیم حکیم و رهبر فرهمند انقلاب و امت اسلامی و عمود خیمه جبهه مقاومت، محبوب دلها و جانِ جانان، آیتالله العظمی امام خامنهای (قدس الله رمسه) است و در پی آن، شهادت امیران و سرداران بزرگ جبهه مقاومت و جبهه انقلاب اسلامی، نظامیان مجاهد ارتش و سپاه، سیاستمداران و مدیران، و مردم عادی، نوجوانان، کودکان و حتی اطفال شیرخوار که همه اینها فاجعه است.
الطاف خفیه الهیه، پیروزیهای نمایان و شایان ایران
اما این حوادث و وقایع تلخ، به لطف الهی و ذیل سنت الطاف خفیه، توأم شده با پیروزیهای نمایان و شایان؛ پیروزیهای تاریخی و تاریخساز به حرمت و برکت خون پاک قائد شهید و شهدای بزرگ و برجسته و مظلوم، بیپناه و بیدفاع. الحمدلله این نبرد جانانه با کفر، که با همه توان و با همه ارکان به عرصه آمده، و جبهه حق، جبهه انقلاب و جبهه امت اسلامی که شیعیان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) در یک سو و کفر و استکبار در سوی دیگر تمامقد در مقابل هم قرار گرفتند، به لطف خدا، عنایت حضرت حجت(عج) و به برکت مکتب امیرالمؤمنین و خون پاک این شهدا، الحمدلله یکتنه با کفر و استکبار هماوردی کردیم و پیروزی از آنِ ماست؛ دست برتر با ماست. خدا را شاکریم که این شرایط تاریخساز را برای ملت ما و امت اسلامی فراهم آورد تا دشمن ضربه شست اسلام و تعالیم اهلبیت و میراث معرفتی و معنوی و جهادی و حماسی امیرالمؤمنین را بچشد.
ایران، قدرت قاهره قارهای نوظهور
امروز و پس از پایان پیروزمندانه جنگ به نفع ما، دیگر ایرانِ قبل از این جنگ نیست؛ چنانکه دشمنان ما، صهیونیسم و امپریالیسم و اسرائیل غاصب و کودککش و خونخوار و آمریکای کودکخوار و کودککش، پست و پلشت و پلید، نیز دیگر آنهایی نیستند که پیش از جنگ بودند؛ نه آنها هماناند و نه ما، ایران و جبهه مقاومت و موالیان امیرالمؤمنین، همان هستیم که پیش از جنگ بودیم. آنها رو به زوال میروند و فرو میپاشند؛ هیمنه و ابهتشان فروپاشید، قدرت پوشالیشان در هم شکست و مچاله شد و ایران به قدرتی قارهای بدل شد و به عنوان قدرتی تعیینکننده در معادلات جهانی جایگاه احراز کرد و یکتنه بینی مستکبران، کافران و متحجران را به خاک مالید. بهرغم تهاجم به حقِ همه کفر و همه استکبار، الحمدلله امروز پیروز میدان است و امروز کسی یارا و جرأت مقابله و معادله با این قدرت نوظهور جهانی و قارهای را ندارد. در عین حال، نگرانیهایی ناصحان، دلسوزان و علاقهمندان جبهه مقاومت و انقلاب اسلامی و امت مسلمان را آزار میدهد؛ مبادا اتفاقاتی بیفتد. به صراحت میخواهم بگویم که مبادا برخی تصمیمسازان یا تصمیمگیران به این دستاورد عظیم تاریخی آسیب بزنند. لذا ما، چنانکه در بیانیهها گفتیم، به همه فعالان عرصه دیپلماسی و امنیت و نظامی عرض کردیم: هوشیار باشید. با الهام از بیان امیرالمؤمنین(ع) خطاب به مالک اشتر که ضمن توصیه به اینکه طبعاً صلح بهتر از جنگ است و جنگ اصالت ندارد، میفرمایند با چه کسی باید صلح کرد؟ با دشمن خونخوار، زورگو، بیمنطق، بیاخلاق و بیقانون نمیتوان صلح کرد.
مبادا «جنگ برده» علیه دشمن را با غفلت و سازشکاري به «ننگ باختن» بدل کنیم
امیرالمؤمنین خطاب به مالک اشتر میفرماید: «وَلَكِنِ الْحَذَرَ كُلَّ الْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّكَ بَعْدَ صُلْحِهِ، فَإِنَّ الْعَدُوَّ رُبَّمَا قَارَبَ لِيَتَغَفَّلَ؛ فَخُذْ بِالْحَزْمِ وَاتَّهِمْ فِي ذَلِكَ حُسْنَ الظَّنِّ». در همین نامه ۵۳ نهجالبلاغه، به مالک سفارش میفرمایند که مراقب دشمن باش، حتی اگر با او صلح کنی و احیاناً آتشبس برقرار شود. بههرحال روزی آتشبس برقرار خواهد شد، پس از آنکه حقوقمان استیفا شد و آنچه را که با دست برتر به دست آوردهایم تثبیت کنیم؛ اما حضرت امیر میفرمایند از دشمن هیچگاه غافل نشو. گاهی دشمن با زبان و ادبیات و رفتارهایی به تو نزدیک میشود تا تو را دچار غفلت کند؛ پس حتماً جانب احتیاط را داشته باش. همواره باید از دشمن ترسید؛ نه ترس از سر ضعف، بلکه ترس از سر حزم و احتیاط. همواره باید حسن ظن را متهم کرد و گفت این حسن ظن اساس ندارد. ما با دشمنی مواجهیم که دو بار در میانه مذاکره به ما حمله نظامی کرد؛ چنین دشمنی قابل اعتماد نیست و نگرانی این است که جنگ برده را با بیدقتی ببازیم؛ این تنها نگرانی ماست.
تا زدن گردن گردنکشان نبرد باید ادامه یابد
قرآن کریم نیز میفرماید: «فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا». با دشمن وقتی مواجه میشوی، «ضرب الرقاب» یعنی چون او گردنکش است، او را به فروتنی و پذیرش ذلت وادار کن. این صرفاً معنای فیزیکی ندارد و مفهوم باطنی نیز دارد؛ همانند «فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ». سران و سرداران آنها را به موضع ضعف بکشان و وقتی بر آنها مسلط شدی، اسیرشان کن. آنگاه در اختیار توست که بر آنها منت بگذاری و رهایشان کنی یا بابت جرمشان با آنها معامله کنی. تا زمانی که شعلههای جنگ فروکش نکرده، باید با قدرت قاهر با آنها برخورد کرد. آیات دیگری نیز داریم: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ». به هر حال، پایان جنگ زمانی است که فتنهای باقی نماند؛ تا فتنه هست، جنگ هست و با وجود فتنه صلح بیمعناست.
همه ارکان جبهه مقاومت در این پیروزی سهیمند
نگرانی دلسوزان، بزرگان، اعاظم و مراجع نیز همین است. رفتارشناسی و گفتارسنجی سران مکار آمریکا و سردمداران رژیم صهیونی نیز نشان داده که اینها قابل اعتماد نیستند. لذا اگر زمانی جنگ خاتمه یابد، باید شروط و عهود محکمی از دشمن گرفته شود. مهمترین آنها این است که این جنگ، جنگی منطقهای است و همانگونه که امام شهید، قائد امت فرمودند، منطقه باید از مواهب این پیروزی بهرهمند شود. بنابراین اگر قرار بر توافقی باشد، باید با همان جبههای که در برابر ما قرار گرفته ـ آمریکا، رژیم صهیونیستی، دولتهای غربی و دولتهای سرسپرده منطقه ـ به صورت یکپارچه برخورد شود؛ زیرا آنها نیز در یک جبهه واحد قرار گرفتهاند.
سران منافق، برخی کشورها را به مستعمره آمریکا بدل کرده اند
در عین حال، ما هرگز نمیخواستیم با همسایگان و مسلمانان درگیر شویم. ما با مسلمانان درگیر نیستیم؛ با منافقینی درگیر هستیم که قدرت را در برخی کشورهای اسلامی در دست دارند و کشورهایشان را به مستعمره آمریکا بدل کردهاند و امکانات و تسهیلات و پایگاه در اختیار آنان قرار دادهاند. آنها در آن سرزمینها آقایی میکنند و هرگاه اراده کنند به کشورهای مسلمان حمله میکنند؛ امروز نیز به ایران حمله کردند. بنابراین باید در هر تعهدی، منافع همه جبهه حق در نظر گرفته شود.
باید چرخه باطل «تهاجم، آتشبس، مذاکره و تهاجم دوباره» شکسته شود
مسئله مهم دیگر آن است که باید شرایطی فراهم شود که تکرار تعدی به ایران و جبهه مقاومت کاملاً منتفی گردد. این امر صرفاً روی کاغذ ممکن نیست؛ کاغذ را پاره میکنند. باید امکان حمله از بین برود؛ باید چرخه باطل «تهاجم، آتشبس، مذاکره و تهاجم دوباره» شکسته شود. باید کاری کرد که آمریکا و صهیونیستها دیگر قادر به حمله نباشند و راه آن، جمع شدن بساط پایگاههای آنها از منطقه است. تا زمانی که پایگاههای آمریکا در منطقه وجود دارد، منطقه روی آرامش و امنیت را نخواهد دید. وقتی این پایگاهها نابود شدند، نباید اجازه داد دوباره برپا شوند.
دشمن باید به آغاز جنگ اعتراف کند و در نتیجه غرامت بپردازد
مسئله سوم آن است که آنها باید بپذیرند متجاوز بودهاند و نهادهای بینالمللی اگر نفوذ و اقتدار دارند باید این امر را تثبیت کنند. آنها باید به آغاز جنگ اعتراف کنند و در نتیجه غرامت بپردازند؛ هم غرامت جنگ تحمیلی دوم و هم غرامت جنگ تحمیلی سوم و حتی غرامت کودتایی که در این میان در پی آن بودند. این غرامتها باید با تضمین خدشهناپذیر بینالمللی پرداخت شود.
ایران قدرتمند که از زیر خاکستر این جنگ ققنوسوار برخواهد خاست
همچنین باید به نحوی باشد که آمریکا دیگر در امور داخلی ایران، بهویژه در حوزه صنعت هستهای و توان دفاعی ما، هیچ سخنی نگوید و از هرگونه دخالت و اظهار نظر پرهیز کند. ایران قدرتمند که از زیر خاکستر این جنگ ققنوسوار برخواهد خاست، حق دارد از سلاحهای راهبردی بازدارنده برخوردار باشد. این جنگ نشان داد که حتی با وجود نرمشهایی که نشان دادیم، باز هم مورد حمله قرار گرفتیم؛ بنابراین برخورداری از ابزارهای بازدارنده راهبردی امری ضروری است.
باید همه تحریمها لغو شود
باید همه تحریمها بی قید و شرط لغو شود؛ چه علیه نهادها و چه علیه اشخاص، چه علیه ایران و چه علیه جبهه مقاومت. همچنین منابع عظیم مالی که پس از انقلاب مصادره یا مسدود شده باید آزاد و به ایران بازگردانده شود. مجرمانی که در اقدامات تروریستی و براندازانه علیه نظام مشارکت داشتهاند باید استرداد شوند تا طبق قوانین بینالمللی به دولت اسلامی تحویل داده شوند و درباره آنها تصمیمگیری شود.
باید سیادت و مالکیت ایران بر تنگه هرمز پذیرفته شود
همچنین باید رسماً پذیرفته شود که سیادت تنگه هرمز با ایران است و رژیم حقوقی و سامانه مدیریتی که برای اداره این تنگه طراحی میشود به رسمیت شناخته شود. ایران بزرگترین مرز را با خلیج فارس و دریای عمان دارد و به اقتضای این موقعیت، جایگاه خاصی در منطقه دارد. هزینههایی که ایران برای امنیت این منطقه میپردازد نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
مبادا از سر جهل یا خیانت خون قائد عظیمالشأن پایمال شود
در مجموع، نگرانی اصلی این است که مبادا کسانی از سر بیدقتی، جهل یا حتی خیانت به این دستاورد بزرگ تاریخی آسیب بزنند. اگر چنین شود، در واقع خون قائد عظیمالشأن، سرداران، دانشمندان، سیاستمداران و مردم بیگناه پایمال شده است. ما اجازه نخواهیم داد آنچه به دست آمده از دست برود. این بار مردم از خیانت خائنان نخواهند گذشت.
ما برنده جنگیم، پیروزیم و دست برتر با ماست و باید به لوازم این پیروزی ملتزم باشیم و منافع و مواهب این پیروزی بزرگ تاریخی را حفظ کنیم؛ به هر قیمتی، انشاءالله.
مبادا «جنگ برده» علیه دشمن را با سازشکاري به «ننگ باختن» بدل کنیم؛ کمترین نتیجه «نبرد پیروز کنوني»، برچیده شدن کامل و دائمي «پایگاههای استعماری آمریکا» از منطقه است.
پیام تسلیت آیت الله رشاد بمناسبت شهادت دریابان علیرضا تنگسیری
شهادت سهم دریادلان است، نه بزدلان.
پیام تسلیت آیت الله رشاد بمناسبت شهادت دریابان علیرضا تنکسیري:
وی تصریح کرد: « از «هر قطرهی خون شهید»، طوفان میجوشد؛ و از «هر ذرّهی خاکستر شهید»، ققنوسوار، هزاران شهید برمیخیزد، میبالد و قد میکشد».
متن پیام بشرح زیر است:
وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ .
شهادت «سهم دریادلان» است، نه بزدلان؛ «آسمانیان هرگز زمینگیر» نمیشوند، هرگز؛ «مردان مرد، نمیمیرند»؛ که:
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند / روبَهصفتان زشتخو را نکشند
گر عاشق صادقي ز مردن مهراس / مردار بود هر آنکه او را نکشند.
خبر، چون طوفان توفنده ناگهان در جان ما پیچید که:
«فرزند دلیر تنگستان، دریابان پاسدار علیرضا تنگسیري، از تنگنای تن رهید»؛ آري او «ابْرآسا»، از آبي دریا برخواست، به آبي آسمان پیوست، تا ببارد، تکثیر شود؛ تا در دشتستانِ دلهای مستعد نسلهای پیش رو، دسته دسته شقایق بشکفد، صحرا صحرا لاله بدمد؛ تا از بسیط بستان یاد، نام، و راهش، سَروهای سرفراز قد برافرازند؛ تا از تربت عرشياش هزاران چون او بروید، ببالد و بَر دهد.
ذهن علیل و آلودهی خصم خِصام، عاجز از درک این حقیقت است که:
از «هر قطرهی خون شهید»، طوفان میجوشد؛ و از «هر ذرّهی خاکستر شهید»، ققنوسوار، هزاران شهید برمیخیزد، میبالد و قد میکشد.
شهادت این دلاور مرد جبهههای نبرد را که باهمدستي شیطان بزرگ آمریکای غدّار و شیطان کوچک اسرائیل خونخوار، صورت بست، به رهبر معزّز انقلاب اسلامی و فرماندهي کلّ قوا، حضرت آیت الله حاج سیّد مجتبی حسیني خامنهاي (دام ظلّه الوارف)، همرزمان مجاهد در سپاه پاسداران قهرمان، خانوادهی آن شهید سعید، آحاد ملت شجاع و شکیبا، خانوادهی سوگوارش تسلیت عرض میکنم. حشره الله مع سید الشهداء و الأحرار و اصحابه الأبرار و اسکنه فسیح جنانه.
علیاکبر رشـاد
۱۰، ۱، ۱۴۰۵
are you heading?
In the Name of God, the Most Gracious, the Most Merciful
His Eminence, the Grand Imam, Professor Dr. Ahmad Muhammad Ahmad al-Tayyib, Sheikh of al-Azhar al-Sharif,
Peace be upon you and upon the righteous servants of God;
I was deeply astonished by the text attributed to al-Azhar, which has been widely circulated across virtual platforms and contains harsh and troubling content in its accusations against the Islamic Republic. I therefore deemed it necessary to bring the following points to Your Excellency’s attention, in Your capacity as the senior authority of this esteemed institution:
- It was the expectation of the free global community and members of the Islamic Ummah that Your Excellency, together with the scholars of that historic religious and academic institution, would adopt a responsible, clear, and courageous stance in defense of the Islamic Republic of Iran—particularly as it has been subjected to aggression, during the blessed month of divine hospitality, for no reason other than its defense of the cause of the liberation of Palestine. It was further expected that you would raise objection to those countries that have placed their land and air facilities at the disposal of such forces to carry out attacks against Iran, and that you would remind them of the religious (shar‘i) ruling concerning such actions.
However, regrettably, following the meaningful silence of Your Excellency and other scholars of that institution in the face of the unjust martyrdom of a prominent, wise, and devoted leader of the Islamic Revolution, along with a number of senior military and security officials, as well as a large number of civilians—many of whom are oppressed women, children, and adolescents—we are now confronted with a statement of such weakness and inadequacy that, instead of condemning the oppressor and the perpetrator, it directs accusation and condemnation toward the oppressed and the victims themselves.
“Do you kill a man for saying, ‘My Lord is Allah,’ while he has come to you with clear proofs?” (Qur’an 40:28). In what direction, then, are you heading?
- The long history of relations and coexistence between Iran and the countries of the region stands as clear testimony that our nation has consistently acted with goodwill toward them and has never engaged in aggression against them. Yet, at present, certain countries—contrary to explicit religious rulings grounded in the clear texts (Nusus) of the Qur’an, including: “And never will Allah grant the disbelievers a way over the believers” (Qur’an 4:141); “O you who have believed, do not take the Jews and the Christians as allies…” (Qur’an 5:51); “Let not the believers take disbelievers as allies instead of the believers” (Qur’an 3:28); and “Allah only forbids you from those who fight you because of religion and expel you from your homes… that you make allies of them” (Qur’an 60:8)—have placed themselves under the influence of hostile external powers. They have provided them with military bases, granted them access to economic resources and infrastructure, and, over recent decades, such entities have repeatedly used the facilities of these countries to carry out aggression against Muslim nations—including Iraq, Afghanistan, Palestine, Lebanon, Yemen, and now the Islamic Republic of Iran—occupying the lands of Muslims.
Accordingly, I pose this question to Your Excellency: should such states not be regarded as complicit in the aggression of these hostile powers against Islamic lands? And if so—as indeed it appears to be the case—what, then, is the responsibility of religious scholars and the leaders of other Muslim countries in the face of such cooperation with hostile forces?
- Despite the open assistance provided by certain countries to aggressor forces during the twelve-day war—including cooperation that facilitated attacks on Iran’s infrastructure and interests, the killing of officials, and the destruction of national facilities—a strong Iran exercised restraint, limiting its response to admonition and expressions of concern. Even prior to the outbreak of hostilities during Ramadan, Iran had issued an explicit warning that, should such countries once again assist hostile forces, it would exercise its legitimate religious and legal right of response. Yet these warnings went unheeded; indeed, cooperation with the aggressor expanded further.
Today, the Islamic Republic of Iran considers itself engaged in the defense of its land, people, and national interests in accordance with the principles of the noble Islamic law and on the basis of Qur’anic injunctions, including: “Permission [to fight] has been granted to those who are fought because they have been wronged, and indeed Allah is capable of granting them victory” (Qur’an 22:39); “Fight in the way of Allah those who fight you” (Qur’an 2:190); “Whoever transgresses against you, respond in like measure to that transgression” (Qur’an 2:194); and “Fight them until there is no persecution” (Qur’an 2:193).
Accordingly, drawing upon both reason and the explicit guidance of divine revelation—“And kill them wherever you encounter them… but if they fight you, then fight them” (Qur’an 2:191) and “If they turn away, then seize them and confront them wherever you find them” (Qur’an 4:89)—Iran maintains that it possesses the right to confront and deter hostile forces wherever they may operate. From this perspective, the location of such forces—whether within zones of conflict, non-Muslim territories, or even within Muslim lands—does not alter the principle of defensive response, regardless of whether they are stationed in military bases, at sea, in open terrain, or within civilian facilities.
I therefore ask Your Excellency: had hostile forces launched attacks against Muslim Egypt using the bases and facilities of these same countries, would our esteemed colleagues at al-Azhar have condemned Egypt for defending itself—or rather the aggressor forces and the governments that cooperated with them?
It is my sincere hope that other legal opinions issued by our respected brothers at al-Azhar are not founded upon similarly fragile reasoning, nor issued in contradiction to the well-established principles derived from the clear texts of divine revelation, or influenced—however unintentionally—by partisan political or regional considerations.
- At the present time, and in accordance with the Qur’anic injunction “Do not cooperate in sin and aggression” (Qur’an 5:2), it is incumbent upon those states to immediately and unconditionally close the bases made available to aggressor forces, cease logistical support, halt fuel supply and all forms of service provided to hostile military formations, and restore full sovereignty over their territories by ending such foreign military presence. By doing so, they would not only remain safe from potential military responses by the Armed Forces of the Islamic Republic, but could instead benefit from the support and goodwill of the Islamic Republic of Iran.
Otherwise, when attacks against Iran—targeting residential complexes, hotels, universities and seminaries, medical centers and hospitals, airports, fuel depots, energy infrastructure, and other civilian and national facilities—are launched from bases and installations placed at the disposal of hostile forces by these governments, Iran, in accordance with the principle of reciprocal response and for the purpose of establishing deterrence, will inevitably consider itself compelled to respond in kind against both the aggressors and those who assist them. As expressed in the eloquent words attributed to our master, Amir al-Mu’minin ‘Ali ibn Abi Talib (peace be upon him): “Return the stone from where it came, for evil is repelled only by evil.” (Nahj al-Balagha, Saying 314)
In conclusion, I respectfully suggest that, alongside offering guidance and counsel to those who issue such statements, Your Excellency—who on previous occasions has adopted courageous and balanced positions—once again take a stance commensurate with the gravity of this historic moment. For, God willing, these days shall pass with the decisive victory of the Islamic Republic of Iran and the Resistance Front; yet history, and future generations, will ultimately judge our words and actions in this decisive period.
Ali Akbar Rashad
President of the Seminary Council of the Capital of the Islamic Republic of Iran
and President of the Research Institute for Islamic Culture and Thought
بیانیه هشدارآمیز و قدرشناسانهی آیت الله رشاد، خطاب به مسئولان دیپلماسی، امنیّتی و نظامی کشور در شرائط خطیر کنونی
الحذر! الحذر! الحذر!
بیانیه هشدارآمیز و قدرشناسانهی آیت الله رشاد، خطاب به مسئولان دیپلماسي، امنیّتي و نظامي کشور در شرائط خطیر کنوني.
رییس شورای حوزههای علمیه پایتخت تصریح کرده است: « نخستین بار است که آمریکا شکست نظامي را در در میدان نبرد تجربه ميکند؛ تا تسلیم کامل دشمن به او امان ندهید».
وی همچنین تاکید کرده است: « به حکم «قاعدهی إعداد» و با توجه به تغییرات فوق العادهاي که در پي جنگ جاري در زمینهی موقعیّت و منزلت جهاني ایران در سطح راهبردي فراچنگ آمده، و جمهوري اسلامی به «قدرت قارهای نوظهور» بدل شده است، استلزامات آن باید در زمینههای مختلف از جمله بهرهمندي از سلاحهای راهبردي پذیرفته شود.»
بسم الله قاصم الجبارین و مبیر الظالمین
حضرات آمران و عاملان معزز عرصههای دیپلماسي، امنیّت و نظامي! (نصرکم الله و رعاکم)
السلام علیکم بماصبرتم فنعم عقبی الدّار
به لطف الاهي و همّت و اهتمام شما عزیزان، امور تا اینجا بخوبي پیش رفته است؛ اینک در میدان «دست برتر با ماست»، و آمریکا در تاریخ مشحون از جنگ و جنایت خود، نخستین بار است که شکست نظامي را در میدان نبرد تجربه ميکند، از این رو: به او تا «تسلیم کامل» و «پذیرش شکست» امان ندهید، که این مقتضای رهنمود صریح قرآن است که فرموده: «فإذا لَقِیتُم الّذین کَفرُوا فَضرْبَ الرّقاب حتّی إذا أثخنتموهم فشُدّوا الوثاقَ، فإمّا منّاً بعدُ وَ إمّا فِداءً حتّیٰ تضَعَ الحربُ أوزارها …» (محمّد: ۴) و فرموده: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ» (البقرة: ۱۹۳)؛ امّا: «رفتارشناسي» و «گفتارسنجي» سران مکّار آمریکا و سردمداران غدّار رژیم صهیوني از یک سو، و «تحرّکات و لشگرکشي مجدّد» مستکبران از دیگرسو، بطور قاطع و آشکار حاکی از آن است که جبههی کفر و استکبار در حال آماده شدن براي یک «تهاجم سنگین» علیه جزایر و سواحل خلیج فارس و گروگان گرفتن «اشغال موقّت» آن براي خنثی کردن اثر اهرم کارآمد «مسدود شدن تنگهی هرمز» است؛ شما با پشتیباني مردم «شعورمند»، «شجاع»، «شریف» و «شهادتطلب»، انگارهی «جنگ، بمثابه تهدید» را به انگارهي «جنگ، بمثابه فرصت» تبدیل کردهاید، و هدف و نتیجهی جنگ را از راهبرد اعلامي آمریکای متفرعن (یعني: نابودي توان هستهاي ایران)، به راهبرد اعلامي از سوي ایران (رژیم حقوقي ادارهی تنگهی هرمز) تغییر دادهاید.
آنک «مالک اشترهای انقلاب در یکقدمي خیمه معاویهی زمان» شمشیر میزنند؛ «الحذر! الحذر! الحذر!» مبادا فریب حیلهی حیلهگران را بخورید که «علي تنها بماند»! (که بحمدالله شما تجسم هوشیاري و خودآگاهي تاریخي هستید)، و مبادا اسیر وعدههای دروغین گردید که «حضرت مجتبی در خیمهی بيوفایی زخمي شود»! (که بحمد الله شما نماد مروت و وفایید)
عزیزان من!
به نظر میرسد: انتشار مشتی «پیشنهادههاي مشکوک، مبهم و چندپهلو» و تحقرآمیز با عنوان «شروط آتش بس»، از سوی آمریکا، در شرائط کنوني، جز ترفند و حیلت برای موارد زیر نیست:
یک) «اثرسنجي جنگ» تا اکنون، و برآورد «میزان تابآوري و انعطاف شما» و «حدود توقعات ایران» در این مرحله از جنگ رمضان، در زمینهي «باجخواهي آمریکا» و «امتیازگیري از آمریکا»؛
دو) «انحراف اذهان شما از دسیسههایی که اندیشیدهاند» و قصد اجراي قریب الوقوع آن را دارند، براي «احیای هیمنهی از دست رفته» ببر کاغذي آمریکا، و یافتن راهي برای «نجات از حال استیصال» که گرفتار آمده، و خروج از «بن بست شرمساري بيدستآوردي» و ساختن یک «پیروزي غوغاپایهي» فریبنده و توجیه کنندهی «جنگ بي دلیل».
سه) «خلق فرصت» براي «بازسازي لشگر فروپاشیده» و «نفَس تازه کردن» آن جهت «حملهی دوباره» به جمهوري اسلامي.
لهذا: اگر شرائط آتش بس فراهم گشت، لازم است با دغدغه و دقتي درخور و فراخور، به موارد زیر توجه بفرمایید:
۱ـ از مهمترین شروطي که باید مورد توجه قرار گیرد این حقیقت است که جنگ جاري دو طرف دارد: در یک سو «آمریکا، رژیم صهیوني، برخی دولتهای غربي و کشورکهای سرسپردهی حاشیهی خلیج فارس»، و در سوی دیگر «ایران و همهی ارکان جبههی مقدّس مقاومت»؛ از این رو: برای پایان دادن به جنگ رمضان، باید جریان دشمنان ما به پارهاي تعهدات (مشترک و مختص، بسته به موارد) در قبال ایران و هر کدام از ارکان جبههی مقاومت (مشترک و مختص، همچنین بسته به موارد)، بر اساس اعلام مقامات ایران و ارکان جبههی مقاومت، تن در دهد.
۲ـ امر بس مهمّ دیگر «شرط تضمین عدم تکرار تعدّي» به ایران و هرکدام از ارکان جبههی مقاومت، و پایان دادن به چرخهی: باطل «حمله، توقف آتش، مذاکره؛ و حمله …»؛ اولین عنصر تضمینکنندهی اطمینانبخش از عدم تکرار این چرخهی باطل، «برچیده شدن پایگاههای غربیها» از منطقه و «اخراج آمریکا» از آن، و «نفي نفوذ و حضور صهیونیستها» در جغرافیاي اسلامي است؛ بدون تحقّق این امر هیچ تضمیني براي «عدم تکرار» جنایت شیطان بزرگ آمریکا، و نوچهي خونخوارش رژیم جعلي صهیوني به ایران و جبههی مقاومت و دیگر سرزمینهای اسلامی وجود ندارد.
۳ـ امر مهمّ دیگر: «اعلام آمریکا به عنوان آغازگر جنگ»، و پذیرش پرداخت «غرامت جنگ تحمیلي دوم و سوم»، با محاسبهی خسارتهای مادي و معنوي، براساس نرخ جهاني بطور دقیق، غیرقابل خدشه و با تضمین بین المللي است.
۴ـ تعهّد آمریکا به «پرهیز از هرگونه دخالت و اظهار نظر» در امور داخلي ایران، بویژه صنعت هستهاي صلحآمیز جمهوري اسلامي و توان دفاعي و امتداد فرامرزي انقلاب اسلامي؛ زیرا به حکم «قاعدهی إعداد» و با توجه به تغییرات فوق العادهاي که در پي جنگ جاري در زمینهی «موقعیّت و منزلت جهاني ایران» در سطح راهبردي فراچنگ آمده، و جمهوري اسلامی به «قدرت قارهای نوظهور» بدل شده است، استلزامات آن باید در زمینههای مختلف از جمله بهرهمندي از سلاحهای راهبردي پذیرفته شود.
۵ـ «الغاء کامل انواع تحریمهای جعل و اعمال شده» نسبت به نهادها و اشخاص در جمهوري اسلامی و همهی ارکان جبههی مقدّس مقاومت، و نیز «آزادسازي منابع مسدودشده» و برگرداندن اموال مصادره شدهی ایران طي دهههای اخیر.
۶ـ «استرداد مجرمانی» که در حوادث تروریستي و براندازانه مشارکت مؤثر داشتهاند و یا در پناه دولت جاني آمریکا و سایر کشورهای متخاصم و دولتهای منطقه، به خیانت و جنایت علیه ایران و ایرانیان ادامه میدهند.
۷ـ «پذیرش رسمي بین المللي حاکمیت» جمهوري اسلامي بر تنگهی هرمز و رژیم حقوقي و مدیریتي که ایران برای آن تعریف میکند.
۸ـ پس از برچیده شدن پایگاهها و تعطیل انواع ترفندهای نفوذ و دخالت آمریکا و رژیم جعلي در شؤون ایران، منطقه، و جبههی مقاومت، ایران نیز نسبت به «حمایت از امنیت کشورهای مسلمان منطقه» در قبال تهدید از سوی قدرتهای غریبه، شرائط لازم را فراهم میآورد.
والسلام علی عبادالله الصّالحین.
علیاکبر رشاد
۶، ۱، ۱۴۰۵
فأينَ تذهبون؟!
بسم الله الرّحمن الرّحیم
فضیلة الإمام الأکبر، الأستاذ الدکتور أحمد محمّد أحمد الطیّب، شیخ الأزهر الشّریف
السّلام علیکم و علی عباد الله الصالحین؛
لقد تملّكتني دهشةٌ عارمةٌ وصدمةٌ بالغةٌ ممّا تداولته الفضاءاتُ الرقميّةُ ووسائل التواصل الاجتماعي من نصٍّ منسوبٍ لمشيخة الأزهر، يفيضُ بمضامينَ مريرةٍ وقاسيةٍ في توجيه الإتّهاماتِ للجمهورية الإسلاميّة. ومن منطلقِ المسؤوليّة، رأيتُ لزاماً عليّ أن أسترعي انتباهَ جنابكم – بوصفكم المسؤولَ الأول في هذه المؤسسة الموقّرة – إلى جملةٍ من النقاط:
أولاً: كان المأمولُ من قِبل المجتمع العالمي الحُرّ وآحاد الأمّة الإسلاميّة، أن تقفوا أنتم ومشايخُ هذا الصرح العلمي والديني العريق، موقفاً مسؤولاً وصريحاً وشجاعاً في الدفاع عن إيران الإسلاميّة؛ وهي التي تَعرضت لعدوانِ الكفّارِ الحربيين من اليهودِ والنصارى في شهر ضيافة الله، لا لِجُرمٍ ارتكبتْه سوى دفاعِها عن قضية تحرير فلسطين. كان المنتظرُ منكم الاعتراضَ على الدول التي وضعتْ مرافقَها البريّة والجويّة تحت تصرّف الكفّار لضرب إيران، وتذكيرهم بالحُكم الشرعي لأفعالهم المشينة هذه.
ولكن، ويا للأسف! فبعد الصمتِ المريبِ من قِبلِ جنابكم وسائر علماء مؤسستكم الموقّرة تجاه الاستشهاد المظلوم للزعيم الحكيم والمجاهد المخلص للثورة الإسلاميّة، وكوكبةٍ من كبار القادة العسكريين والأمنيين، وجمعٍ غفيرٍ من المدنيين – بمن فيهم الكثير من النساء والأطفال والناشئة المظلومين – ها نحنُ اليوم نُفاجأُ بهذا البيانِ المتهافتِ والركيك؛ البيانِ الذي بَدلاً من إدانةِ الظالمِ والقاتل، نَصّبَ نفسَه لإتّهام المظلومِ والمقتولِ وإدانتِهما! «أَتَقْتُلُونَ رَجُلًا أَن يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَقَدْ جَاءَكُم بِالْبَيِّنَاتِ» (غافر: ۲۸)، فأينَ تذهبون؟!
ثانياً: إنَّ التاريخ الطويل لعلاقات إيران وجوارها من دول المنطقة، خيرُ شاهدٍ على أنَّ بلادنا كانت دوماً منبعاً للخيرِ لهم، ولم تَعتدِ عليهم قط. بيدَ أنَّ ما نراه اليوم من بعض الدول التي تدّعي الإسلام – خلافاً للأحكام الشرعية الصريحة المستندة إلى نصوص الآيات القرآنيّة، ومنها قوله تعالى: «وَلَن يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا» (النساء: ۱۴۱)، وقوله: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا لا تَتَّخِذُوا اليَهودَ وَالنَّصارىٰ أَولِياءَ بَعضُهُم أَولِياءُ بَعضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِنكُم فَإِنَّهُ مِنهُم» (المائدة: ۵۱)، وقوله: «لا يَتَّخِذِ المُؤمِنونَ الكافِرينَ أَولِياءَ مِن دونِ المُؤمِنينَ» (آلعمران: ۲۸)، وقوله عزّ وجلّ: «إِنَّما يَنهاكُمُ اللهُ عَنِ الَّذينَ قاتَلوكُم فِي الدّينِ وَأَخرَجوكُم مِن دِيارِكُم وَظاهَروا عَلىٰ إِخراجِكُم أَن تَوَلَّوهُم وَمَن يَتَوَلَّهُم فَأُولٰئِكَ هُمُ الظّالِمونَ» (الممتحنة: ۸) – قد رَضخت لسلطة الكفّار الحربيين، ومنحتهم القواعد العسكريّة، ووضعت تحت تصرّفهم الموارد والمرافق الاقتصاديّة لحرب أهل الإسلام.
لقد استغلّ الكفّارُ إمكانيات هذه الدول طوال العقود الأخيرة للاعتداء المستمر على بلاد المسلمين، بما في ذلك: العراق، وأفغانستان، وفلسطين، ولبنان، واليمن، والآن إيران الإسلاميّة، واحتلال أراضي المسلمين. وهنا، سؤالي الموجّه لجنابكم هو: ألا يُعدُّ هؤلاء شركاء في جُرمِ الكفّار الحربيين في عدوانهم على الأراضي الإسلاميّة؟ وإذا كان الأمرُ كذلك – وهو كذلك قطعاً – فما هو واجبُ علماء الدّين وقادة الدول المسلمة الأخرى قبالَ هذا التعاونِ والمعاضدةِ للكافرِ الحربيّ؟
ثالثاً: لقد أبدت إيرانُ المقتدرةُ في “حربِ الأيامِ الاثني عشر” أقصى درجاتِ ضبطِ النفسِ والصبّر، رغمَ المعاضدةِ العلنيةِ من قِبَلِ بعضِ الدولِ للكفارِ المعتدين في استهدافِ مَرافقِنا ومصالحِنا واغتيالِ مسؤولينا وتدميرِ مُقدراتِنا، واكتفتْ آنذاك بمجردِ التذكرةِ والعتاب الشكليين. وقبيلَ بدء “حربِ رمضان العدوانية”، وجّهتْ إليهم تحذيراً صريحاً مفادُه: «إنْ عُدتم هذه المرةَ لِمُعاضدةِ ومُساعدةِ الكفارِ الحربيين، فإننا سنمارسُ حقَّنا الشرعيَّ والقانونيَّ المُسَلَّم». بيدَ أنَّ تلك الدولَ لم تُلقِ بالاً للتحذير، بل ذهبتْ بعيداً في تعاونٍ واسعِ النطاقِ مع العدوّ.
إنَّ إيرانَ الحاملة لمشعل النور وراية الإسلام اليومَ – وفقاً لأحكامِ الشريعةِ الغراءِ واستناداً للنصوصِ القرآنيةِ القاطعة: «أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ» (الحج: ۳۹)، و «وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ» (البقرة: ۱۹۰)، و «فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ» (البقرة: ۱۹۴)، و «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ» (البقرة: ۱۹۳) – لهي في حالةِ جهاد دفاعٍي مشروعٍ عن أرضِها وشعبِها ومصالحِها. وبحكمِ العقلِ ونصوصِ الآياتِ الإلهية: «وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ … فَإِنْ قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذَلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ» (البقرة: ۱۹۱)، و «فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا» (النساء: ۸۹)، فإنَّ الواجبَ يقتضي ملاحقةَ العدوِّ وتأديبَه أينما وُجِد؛ ولا فَرقَ في ذلكَ بينَ أن يكونَ الكافرُ الحربيُّ في “دارِ الحربِ” أو “دارِ الكفرِ” أو متحصّناً في “دارِ الإسلام”، ولا فرقَ بينَ أن يكونَ مُتحصناً في ثكنةٍ عسكرية، أو في مجال البرِّ والبحر، أو في مسكنٍ أو فندقٍ أو غيرِ ذلك.
وهنا أسألُ جنابَكم: لو أنَّ الكفارَ الحربيينَ اتّخذوا من قواعدِ وإمكانیّاتِ هذهِ الدولِ مُنطلقاً لِشنِّ عدوانٍ على “مصرَ المسلمة” بدلاً من إيران الإسلامية، فهل كان زملاؤُنا في الأزهرِ سيُدينونَ مصرَ، أم يُدينونَ الكفارَ المعتدينَ والحكوماتِ الإسلاميةَ المتواطئةَ معهم؟! إننا نأملُ ألا تكونَ سائرُ فتاوى إخوانِنا الأزهريينَ صادرةً بهذا المستوى من انعدامِ المستند الشرعي، بل ومناقضةً للمباني المُسَلَّمِ بها من نصوصِ الآياتِ الإلهية، أو أن تكونَ – وا أسفاه – تحتَ تأثيرِ المواقفِ السياسيةِ والقبليةِ المنحازة.
رابعاً: والآنَ أيضاً، استناداً إلى قوله تعالى: «وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ» (المائدة: ۲)، يجبُ وبشكلٍ فوريٍّ وغيرِ مشروطٍ إغلاقُ قواعدِ الأعداء المعتدين، ووقفُ الدعمِ اللوجستي وتزويدِ الوقودِ وكافةِ الخدماتِ لجيوشِ الكفارِ الحربيين، وتحريرُ أراضيهم من دَنَسِ الاحتلال؛ لِيأمَنوا ضرباتِ القواتِ المسلحةِ للجمهوريةِ الإسلامية، بل ولِيَحظَوا بدعمِ إيرانَ الإسلاميةِ ومساندتِها. وإلّا، فإنه حينَ تُستهدَفُ المجمعاتُ السكنيةُ والفنادقُ والجامعاتُ والحوزاتُ العلمية والمراكز الدينية والمستوصفاتُ والمستشفيات والمطاراتُ وخزاناتُ الوقودِ وبُنى الطاقةِ التحتية في إيران، انطلاقاً من القواعدِ التي وضعتها تلكَ الدولُ تحتَ تصرّفِ الكفار، وباشغالِ مَرافقِهم وإمكاناتِهم، فإنَّ إيرانَ – بمقتضى «قاعدةِ المقابلةِ بالمثلِ» ومن أجلِ «تحقيقِ الردعِ» – ستضطرُّ لردٍّ مُماثلٍ على الأعداء ومعاضديهم؛ وذلك عَملاً بالقولِ البليغِ لِمولانا أميرِ المؤمنينَ عليِّ بنِ أبي طالبٍ (عليه السلام): «رُدُّوا الْحَجَرَ مِنْ حَيْثُ جَاءَ، فَإِنَّ الشَّرَّ لَا يَدْفَعُهُ إِلَّا الشَّرُّ» (نهج البلاغة، حكم: ۳۱۱)
وفي الختام: أقترحُ عليكم – إلى جانبِ نصحِ وإرشادِ القائمين على إصدارِ مِثلِ هذه البيانات – أن تتخذوا أنتم، بما عُهد عنكم في بعضِ المواقفِ والوقائعِ من شجاعةٍ وإنصاف، موقفاً يلیقُ بهذا المنعطفِ التاريخيِّ الخطير. فبإذنِ الله، ستَمضي هذه الأيامُ بنصرٍ حاسمٍ لإيرانَ الإسلاميةِ وجبهةِ المقاومة، ولكنَّ التاريخَ والأجيالَ القادمةَ سَيُصدرون حُكماً فصلاً على أقوالِنا ومواقفِنا خلالَ هذه البرهةِ التاريخيةِ الصانعةِ للتاریخ.
علي أكبر رشاد
رئيس مجلس حوزة طهران العلمية في الجمهوريّة الإسلاميّة
و رئيس المعهد العلمی العالی للثقافة والفكر الإسلامي
۳۰ رمضان المبارك ۱۴۴۷ هجري قمري
پاسخ قاطع آیت الله رشاد به بیانیه شورای افتای الأزهر مصر
در این بیانیه سست و سخیف، به جای محکوم کردن ظالم و قاتل، مظلوم و مقتول را متهم و محکوم کردهاید! فأینَ تذهبون؟
رییس شورای حوزه علمیه پایتخت و رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی خطاب به رییس دانشگاه الأزهر: «باذن الله، این ایام با پیروزی قاطع ایران اسلامي و جبههی مقاومت میگذرد، اما تاریخ و نسلهای آینده راجع به گفتار و رفتار ما در این برههی تاریخساز داوری خواهدکرد ».
بسم الله الرّحمن الرّحیم
سماحة الشّیخ احمد محمّد احمد الطیّب
السّلام علیکم و علی عباد الله الصالحین
از متن منسوب به الأزهر، که مشتمل بر مضامیني تلخو تند در متّهم کردن جمهوری اسلامی، در فضای مجازي دست به دست میشود، بشدّت شگفت زده شدم و لازم دیدم نکاتي را به حضور جناب عالی که مسؤول ارشد این نهاد محترم هستید گوشزد کنم:
۱ـ انتظار جامعهی جهاني آزاد و آحاد امت اسلامي این بود که جناب عالي و مشایخ آن نهاد علمی و دیني کهن، از ایران اسلامی که به جرم دفاع از آرمان آزادي فلسطین، و در ماه ضیافت الله مورد تهاجم کفار حربي یهود و نصاری قرار گرفته است مسؤولانه، صریح و شجاعانه دفاع کنید، و به کشورهایی که مرافق زمیني و آسمانيشان را برای حمله به ایران در اختیار کفّار قرار داده اند اعتراض کرده حکم شرعي افعالشان را بدانهاگوشزد کنید، امّا مع الأسف بعد از سکوت معنیدار جناب عالی و سایر علمای آن دستگاه در مقابل شهادت مظلومانهی زعیم حکیم، مجاهد و پاکباختهی انقلاب اسلامي، جمعي از مقامات عالی رتبهی نظامی و امنیتي، و جمع کثیری از غیر نظامیان، که بسیاری از آن را زنان، کودکان و نوجوانان مظلوم تشکیل ميدهند، اینک با چنین بیانیهی سست و سخیفي مواجه شدیم که: در آن به جای محکوم کردن ظالم و قاتل، مظلوم و مقتول متهم و محکوم شده است! «أتَقتُلونَ رَجلاً أن یقُولَ رَبّي اللهُ و قَد جائکم بالبیّنات» (الغافر: ۲۸) فاین تذهبون؟!.
۲ـ تاریخ بلند روابط و همجواري ایران با کشورهای منطقه، گواه آن است که کشور ما همواره خیرخواه آنان بوده و هرگز بدانها تعدّي نکرده است، امّا اکنون برخي کشورها بر خلاف احکام شرعي صریح مستند به نصّ آیات قرآني از جمله: «وَ لَن یجعلَ اللهُ للکافرین علی المسلمین سبیلاً» (النساء: ۱۴۱) و«یا أیّها الّذین آمنوا لا تتّخذوا الیهود و النصاریٰ أولیاء بعضهم أولیاء بعض و من یتولّهم منکم فانّه منهم» (المائدة:۵۱) و «لا یتّخذ المؤمنون الکافرین أولیاء من دون المؤمنین» (آلعمران: ۵۱) و «إنّما ینهاکم اللهُ عن الّذين قاتلوکم في الدّين و أخرجوکم من دیارکم و ظاهروا علی إخراجکم أن تولّوهم و من یتولّهم فأولئک هم الظّالمون» (الممتحنة: ۸) زیر سلطهی کفّار حربي رفتهاند، پایگاه نظامي به آنها دادهاند، منابع و مرافق اقتصادي در اختیارشان نهادهاند، و کفار با استفاده از امکانات این کشورها طی دهههای اخیر پیوسته به کشورهای مسلمان، از جمله: عراق، افغانستان، فلسطین، لبنان، یمن، و اکنون ایران اسلامی تعدّي کرده و سرزمینهای مسلمین را اشغال ميکنند؛ اینک سؤال بنده از جناب عالی این است که آیا آنها شریک جرم کفّار حربي در تجاوز به سرزمینهای اسلامی قلمداد نمیشوند؟ و اگر چنین است، که قطعا چنین است، وظیفهی علمای دین و سران دیگر کشورهای مسلمان در قبال معاضدت با کافر حربي چیست؟.
۳ـ ایران قدرتمند در جنگ دوازده روزه، برغم معاضدت آشکار برخی کشورها با کفار متجاوز در تعدّي به مرافق و منافع و قتل مقامات و ویران کردن امکاناتش، شکیبایی بخرج داد و فقط به تذکّر و گلایه از آنها اکتفا کرد، و قبل از آغاز جنگ رمضان نیز صریحاً به آنها اخطار کرد که: «اگر این بار با کفار حربي معاضدت و مساعدت کنید از حق مسلّم شرعي و قانونی خویش استفاده خواهیم کرد»، امّا نه تنها آنها اعتنا نکردند، بلکه این بار بصورت گسترده با دشمن همکاری کردند؛ اکنون ایران بر طبقاحکام شریعت غرّاء و به استناد نصوص قرآني: « أُذِن للّذین یقاتلون بأنّهم ظُلموا و إنّ الله علی نصرهم لقدیر» (الحج: ۳۹) و «وقاتلوا فی سبیل الله الذین یقـاتلونکم» (البقرة: ۱۹۰.) و «فَمَن إعتَدٰی عَلیکُم فاعتَدوا عَلیه بِمِثلِ ماإعتَدٰی عَلیکُم» (البقرة: ۱۹۴) و«قاتلوهم حتی لاتکون فتنة» (البقرة: 193)، در حال دفاع از سرزمین، مردم و منافع خویش است، و بحکم عقل و طبق نصوص آیات الاهي: «وأقتلوهم حیثُ ثَقِفتموهم … فإن قاتلوکم فأقتُلوهم کذلک جزاء الکافرین» (البقرة: ۱۹۱) و «فإن تولَّوا فخُذوهم وأقتلوهم حیث وجدتموهُم، و لاتتخذوا منهم ولیّاً و لانصیراً» (النساء: ۸۹)، دشمن را در هر مکاني که بیابد باید به او حمله کند و او را تنبیه کند؛ و تفاوت نمیکند که: کافر حربي در دارلحرب باشد یا دارالکفر یا دارالإسلام، و فرق نمیکند در پادگان پناه گرفته باشد، یا دشت و دریا، یا در مسکن یا در هتل یا …
بنده از جناب عالی سؤال میکنم: اگر با استفاده از پایگاهها و امکانات این کشورها، به جای ایران اسلامی، کفار حربي به مصر مسلمان حمله میکردند، دوستان الأزهري ما مصر را محکوم میکردند یا کفار حربي مهاجم و دولتهای اسلامي همکار مهاجمان را؟ امیدوارم سایر فتاوای براداران الأزهري ما این چنین بيمبنا، بلکه برخلاف مباني مسلّم برآمده از نصّ آیات الاهي، و أحیاناً تحت تاثیر مواضع جانبدارانهی سیاسي و قبايلي، صادر نشده باشد.
۴ـ اکنون نیز به استناد آیهی: «و لاتعاونوا علی الإثم و العدوان» (المائدة: ۲) باید سریعا و بدون قید و شرط پایگاههای دشمنان متجاوز را تعطیل و پشتیبانی لجستیک و تامین سوخت و ارائهی سایر خدمات به لشکر کفار حربي را متوقف، و سرزمینشان را از اشغال آنان آزاد کنند، تا از حملهی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در امان بمانند، بلکه از حمایت ایران اسلامی بهرهمند گردند؛ و الا وقتی از پایگاههایی که توسط این دولتها در اختیار کفار قرار داده شده، و با استفاده از مرافق و امکانات آنها، به مجتمعهای مسکوني، هتلها، دانشگاهها و حوزههای علمیه، درمانگاهها و بیمارستانها، فرودگاهها، مخازن سوخت و زیرساختهای انرژي، و … ایران حمله میشود، بحکم «قاعدهی مقابله بمثل» و برای «ایجاد بازدارندگي»، بناچار ایران باید به دشمنان و معاضدان آنها پاسخ مماثل بدهد؛ زیرا به تعبیر زیبای مولایمان امیر المؤمنین علی بن ابي طالب (علیه السلام) «رُدّوا الحجر من حیثُ جاء، فإنّ الشرّ لایدفعه الّا الشرّ» (نهج البلاغة، قصار الحکم: ۳۱۴)
در پایان: پیشنهاد میکنم ضمن نصیحت و هدایت کسانی که چنین بیانیههایی را صادر ميکنند، شخص شخیص شما که در برخی مواقع و وقایع، مواضع شجاعانه و منصفانه اي اتخاذ کردهاید، این بار نیز در این برههی خطیر تاریخي موضع درخوری اتخاذ فرمایید؛ چه آنکه باذن الله، این ایام با پیروزی قاطع ایران اسلامي و جبههی مقاومت میگذرد، اما تاریخ و نسلهای آینده راجع به گفتار و رفتار ما در این برههی تاریخساز داوری خواهدکرد.
علی اکبر رشاد
رییس شورای حوزه علمیه پایتخت جمهوری اسلامی
و رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
۳۰ رمضان المبارک ۱۴۴۷ هجري قمري
تسلیت آیت الله رشاد بمناسبت شهادت دکتر علی لاریجانی
شهادت مزد درخور خدمات خالصانهی او بود
متن پیام آیت الله علی اکبر رشاد بشرح زیر است:
شهادت مظلومانهی سیاستمدار دانشمند و دوراندیش و کارآزموده، دوست دیرینم، دکتر علی لاریجاني (قدّس سرّه) معاون متعهّد و فرزند فاضلش را، که باهمدستي شیطان بزرگ آمریکای غدّار و شیطان کوچک اسرائیل خونخوار، در اوج قساوت صورت بست، به رهبر معزّز انقلاب اسلامی حضرت آیت الله حاج سیّد مجتبی حسیني خامنهاي (دام ظلّه الوارف)، آحاد ملت شجاع و شکیبا، دو بیت پربرکت آملی لاریجاني و مطهّري، بویژه إخوان بزرگوارش تسلیت عرض میکنم.
شهید علی لاریجاني که از بیت مرجعیّت و نخبهپرور آملي لاریجاني برآمده و بالیده بود، شخصیّتی بود فرهیخته، فکور، فاضل، و مدیری بود مدبّر و کاردان و پرکار، و همهی عمر مبارک خویش را با اخلاص تمام به خدمت در جایگاههای مؤثر نظام و انقلاب اسلامی سپری کرد. الحقّ او سرنوشتی جز آنچه به کف آورد نمیتوانست داشت، شهادت مزد درخور خدمات خالصانهی او بود که حق تعالی برایش مقدّر فرموده بود. «الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ». از بارگاه بلند باری برای آن شهید عزیز مغفرت و علوّ مرتبت مسالت میکنم. حشره الله مع سید الشهداء و الأحرار و اصحابه الأبرار و اسکنه فسیح جنانه.
علیاکبر رشـاد
۲۷، ۱۲، ۱۴۰۴
بر همگان در سراسر کشور ضرور است که با «سرعت و قوّت»، با رهبر عزیزمان آیت الله سید مجتبی خامنهای (دام ظلّه) «اعلام بیعت» بفرمایند
پیام تبریک آیت الله علی اکبر رشاد
بسمِ اللهِ الرّحمنِ الرّحیمِ
قال الله الحکیم: «مانَنْسَخْ مِنْ آیةٍ أَو نُنْسِها نَأتِ بخیرٍ مِنها او مثلِها، ألم تَعلَمْ أنّ اللهَ علیٰ کلِّ شیيٍ قدیرٌ»
سجدهی سپاس به بارگاه بلند باري می بریم که قلوب اعضای بصیر مجلس خبرگان رهبري را به «تشخیص صائب مصداق» و «انتخاب اصلح» رهنمون گشت، و بدینسان «آیتي مماثل» را جاگزین آیت پیشين خویش فرمود، و حضرت آیت الله حاج سیدمجتبی حسیني خامنهای (دام ظلّه) به عنوان «سومین رهبر» انقلاب شکوهمند اسلامي و «زعیم امت» زمام امور را به دست گرفت.
شمّهاي از آنچه را که بندهی کمترین، طی سنوات متمادی ارتباط و آشنايی، از اوصاف و احوال این شخصیّت جامع و صالح، مطلع شدهام، بقصد ادای تکلیف شرعي خویش در این «شرائط تاریخيِ تاریخساز» و جهت آگاهي ملّت شریف و شجاع ایران عزیز و همهی دلبستگان به آرمانهای انقلاب اسلامی در سراسر بلاد اسلامي، به اجمال بازمیگویم:
- او «مجتهدي است زبده» و مسلط بر مباني استنباط، و صاحب کرسی درس خارج پرجمعیّت، که سالهاست جمع کثیري از فضلای برجسته و پراستعداد حوزهی علمیهی قم (صانها الله عن الحدَثان) از محضر پرفیض او مستفیض میشوند.
- او شخصیّتي است «متخلّق و متین»، «پارسا و سادهزیست»، «بي تکلّف و متواضع»، و بیپیرایه و «شهرتگریز»؛ و هم از اینروست که تا کنون هیچ سمت رسمیاي را در کشور نپذیرفته است؛ اکنون نیز علی رغم تمنّای مصرّانهی اعضای محترم مجلس خبرگان، همچنان از پذیرش مسئولیّت استنکاف داشته، و سرانجام به اقتضای تکلیف شرعياي که براساس رأی خبرگان بر عهده او مستقر شد، بدین مسئولیّت تن درداد و با جدّ بزرگوارش امیر المؤمنین (ارواحنا فداه) همنوا شدکه فرمود: «لَولا حُضورُ الحاضِر، و قیامُ الحجّة بِوجودِ النّاصر …».
- او عنصری است ـ همچون والد بزرگوارش ـ برخوردار از «استعداد سرشار» و «هوش فوق العاده»، «ذکاوت و جودت فهم»، «ذهن وَقّاد و نقّاد»، و بهرهمند از «بصیرت» و «بینش ژرف».
- افزون بر نکات پیشگفته، او طی چندین دهه، «چونان دستیاری امین» در کنار امام شهیدمان، در جریان زیر و بَم مسائل نظام و «تدبیر شؤون کشور» قرار داشته؛ و این انبوه تجربهی زیسته، از او «مدیري مدبّر» و «راهنمایی کارآشنا» ساخته و پرداخته است.
صفات و صلاحیّتهایي که به برخی از آنها اجمالا اشاره رفت، سبب شده است که از میان «چندین گزینهی مطرح شده» در مجلس خبرگان، رأی اکثریت قاطع نمایندگان خبرهی ملّت ـ البته به هدایت الاهي ـ به سمت ایشان مایل شود؛ و اکثریّت جامعهی نخبگاني کشور، از جمله فقها، بویژه مراجع بزرگوار تقلید نیز، از این تصمیم «بصیرتنمون»، «کارشناسانه» و «مسئولانه»ی مجلس خبرگان استقبال کنند.
اکنون ضمن قدرشناسی از مجلس محترم خبرگان که «تکلیف قانوني و شرعي» خویش را در انتخاب رهبر جدید، «با کمال دقت و احتیاط» به انجام رسانده است، شایسته است پارهای نکات، از سوي «مسئولان عزیز»، «نخبگان کشور»، و «همهی هم میهنان بزرگوار»، مورد توجه جدّي قرار گیرد، از جمله:
الف) ضروری است همگان در سراسر کشور، به هر نحو ممکن، از جمله به شیوهی «تنظیم طومارهای مکتوب نخبگاني» و «تشکیل اجتماعات مردمي»، با «سرعت و قوّت»، «اعلام بیعت» بفرمایند. «بیعت التزام ملّي» به ولایت معظّمٌ له، دشمنان و دسیسهگران داخلی و خارجی را از خیال آسیب زدن به «رکن رکین نظام اسلامي» و «عمود خیمهی استقلال» میهن عزیزتر از جانمان مأیوس خواهد ساخت.
ب) پس از طي فرایند شرعي و قانونی و استقرار هر یک از ارکان نظام اسلامي، از جمله رکن رکین ولایت فقیه، «هر قول و فعلی» که موجب تضعیف آن شود «حرام شرعي»، «خلاف قانون» و منافي «حکم عقل سلیم» است؛ و اینک که خبرگان ملت، طبق قانون اساسی و مطابق ضوابط شرعي، فقیه جامع و صالح را مشخّص و معیّن فرمودهاند، ولایت وي مستقر شده است، اطاعت از اوامر و نواهي ایشان شرعاً بر همگان واجب است.
ج) «حفاظت از سلامت رهبر عزیز» از اوجب واجبات است، لازم است مسئولان مربوط «تدابیر شایسته و فني» کافي در این جهت را اتخاذ و با دقت اعمال فرمایند، اهمال در خصوص این مهمّ «ذنب لایُغفَر» است.
خادم الطّلاب
علیاکبر رشاد
۱۹ رمضان المبارک ۱۴۴۷








