انقلاب اسلامی پدیده ای پویا، پایدار و بدون توقف است

انقلاب اسلامی پدیده ای پویا، پایدار و بدون توقف است

به گزارش اداره روابط عمومی و اطلاع رسانی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، به پاس ده‌ها سال خدمات علمی و انقلابی دکتر محمدی و تالیف آثار ممتاز در عرصه انقلاب اسلامی، “آیین‌ نکوداشت مقام علمی و فرهنگی استاد منوچهر محمدی” با حضور و سخنرانی آیت‌الله علی‌اکبر رشاد، آیت‌الله صدیقی، حجت‌الاسلام رضا غلامی و تعدادی دیگر از اساتید حوزه و دانشگاه، شامگاه سه‌شنبه مورخ ۲۸ دی‌ماه جاری در محل مجموعه فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی (سرچشمه) برگزار شد.

آیت‌الله علی‌اکبر رشاد با حضور در این مراسم ضمن قدردانی از برگزار کنندگان آن گفت: خداوند را شاکرم که این سعادت نصیب شد تا در مراسمی برای ادب‌گذاری نسبت به یک استاد بارز و مبارز، برجسته و نظریه پرداز، با اخلاص و فروتن حضور داشته باشم.

در ادامه متن کامل سخنان آیت‌الله رشاد در آیین نکوداشت مقام علمی و فرهنگی استاد منوچهر محمدی از منظرتان عبور خواهد کرد.

این جزئی از اخلاق اسلامی است که کسانی که خدمت می‌کنند و نسبت به ضرورت تلاش می‌کنند، مورد تجلیل و توجه قرار گیرند. هرچند به یاد دارم که آقای غلامی می‌گفتند استاد محمدی نسبت به برگزاری این مراسم مقاومت می‌کردند و به سختی رضا دادند که این محفل برپا گردد.

انقلاب اسلامی یک پدیده نیست. انقلاب اسلامی، انقلابی به مفهوم لغوی آن یا حتی به مفهوم اصطلاحی رایج آن نیست که تنها یک دگرگونی که دفعتاً اتفاق می افتد قلمداد شود و این انقلاب به مثابه یک اتفاقی که بعضی از شئون جامعه را در کشور تغییر داده باشد تلقی نمی‌گردد. اگر هم پدیده است، پدیده‌ای پویاست و هرگز متوقف نمی‌گردد. اگر پدیده است پدیده‌ای پایدار است و انشاالله زوال نمی‌پذیرد. انقلابی که روزافزون رو به گسترش است در عصر افول انقلاب‌ها. در روزگاری که انقلاب کردن به تعبیر عامیانه ورافتاده بود و همه انقلاب‌ها در سراسر جهان و عظیم‌ترین آنها که بخش بزرگی از جهان را فرا گرفته بود مانند انقلاب‌های چپ و انقلاب‌های مارکسیستی، سقوط کردند، در چنین روزگاری انقلاب اسلامی اتفاق افتاد. درست یک حرکت به ظاهر برخلاف رونده عادی جهانی. اگر ما بخواهیم جهات مختلفی را برای انقلاب اسلامی قلمداد کنیم قطعاً یکی از جهاتی که باید مورد توجه قرار گیرد این حیث است که عصر انقلاب از نظر متفکران در جوامع مختلف سپری شده بود و همه از اصلاح سخن می‌گفتند، اگر هم تغییری رخ می‌داد آن تغییر تدریجی پدید می‌آمد. یک انقلاب آمد این نگاه را تغییر داده و آن را زیر سوال برد. در آن روزگار این شعار جا افتاده بود که دین، افیون توده‌هاست. این انقلاب آمد و این تئوری پذیرفته را که بسا صدها میلیون انسان آن را باور کرده بودند ابطال نمود که دین افیون توده‌ها نیست، دین برانگیزنده توده‌هاست. شور و شورش و شعور از دین بر می‌خیزد. این که تصور می‌شد انقلاب یک امر مادی است، این انقلاب آمد و گفت خیر؛ انقلاب و این مصداق از انقلاب امری دنیوی نیست و سر و کار با آخرت مردم دارد. یک جریان معنوی است و اصلاً امری مادی نیست.

یکی از جهاتی که کمتر به آن توجه شده است و خوشبختانه مانند دیگر آثار و افکاری که استاد محترم جناب آقای دکتر منوچهر محمدی به آن توجه فرموده‌اند، دیدم که استاد محمدی به این موضوع هم توجه داشتند، این بود که انقلاب را با نگرش معنوی تحلیل نمایند. این نگاه، نگاه بسیار خوبی است و تفتنی به این جهت که آن حیث باطنی انقلاب و ژرفای انقلاب این بود که شاه را بیرون نمود. در طول تاریخ و در جوامع مختلف شاهان زیادی از سوی ملل برخاسته بیرون رانده شده‌اند و این اصلا اتفاقی تازه‌ای نبود، گرچه سلطنت و نظام پادشاهی در ایران ریشه‌دار بود و در کمتر نقطه‌ای از جهان چنین رژیم پایدار و پر پیشینه‌ی مستقر بوده و سقوط کرد و در قالب کشورها رژیم‌های پایدار این چنینی ماندند. به هرحال جوامعی هنوز که هنوز است بر پایه‌ی نظام سلطنت‌ها اداره می‌شوند؛ جمهوریت آمد و سلطنت برگشت، که این بسیار مهم بود و مهمتر از آن این جهت بود که این انقلاب آمد و ماهیت انقلاب کردن را تغییر داد. جهت‌گیری انقلابی بودن را تغییر داد. هرچه معنوی‌تر و با تقواتر و آخرت باورتر، انقلابیتر.

این انقلاب همه چیز را تغییر داد، اگر بخواهیم ویژگی‌ها به معنای اختصاصات انقلاب اسلامی را بر بشمریم، فهرست بلندی خواهد شد. یکی از آن جهات همین حیث معنوی بودن انقلاب اسلامی است. این واقعه، واقعه‌ای معنوی و آخرالزمانی بود. به تعبیری که می‌تواند یکی از حلقات سلسله معنوی وحیانی الهی که در طول تاریخ رخ داده است و غالباً انبیا الهی با الهام از سپهر الهی سرحلقه این حلقات بودند، باشد. اینبار هرچند که یک مرد الهی اما غیر از پیامبر ولی با تمام آن حالات و روحیات و خصوصیات که اولیای الهی دارند یک مرد معنا، یک مرد معرفت و یک مرد عرفان آمد و وارد عرصه شد.

جهاد سیاسی و حماسی حضرت امام رضوان الله تعالی علیه از نظر توده مردم و اکثریت جامعه برجسته بود و بیشتر این وجه دیده شد. بسیاری از وجوه شخصیتی حضرت امام(ره) از جمله این حیث که حضرت امام بیش از آنکه یک سیاستمدار باشد یا حتی فقیه و اصولی باشد، یک عارف بود، دیده نشد. عارفی که هم در مقام معرفت و نظر و هم در مقام عمل و سلوک عارف بود و به مراتبی از جهات معنوی جهات سلوکی و جهات عرفانی دست یافته بود و بسیاری از امور او از این وهله قابل مطالعه است. بسیاری از اتفاق‌هایی که رقم زد، باید از این جایگاه و پایگاه دیده شود و مطالعه گردد. بسیاری از تصمیماتی که ایشان رقم زد و تاثیرگذار بود که شخصا خودم این موارد را از حاج احمد خمینی رضوان الله علیه شنیدم. مثلا راجع به بازگشت ایشان به ایران بود که همه می‌گفتند امام از پاریس به ایران نباید برگردند، امثال استاد مطهری و دیگر ملی‌ها هم، نظرشان این بود که امام نباید به ایران بیایند چون خطراتی ایشان را تهدید خواهد کرد، اما امام یک روز صبح گفتند که باید برویم.

در قضیه پیامی که حضرت امام(ره) برای گرباچف فرستادند، سقوط امپریالیسم غربی را پیش بینی کردند. حاج احمدآقا می‌گفتند یک روز صبح امام بیرون آمدند و این پیام را نوشته بودند و ترکیب را هم مشخص کرده بودند. امام زمانی که چیزی می‌نوشتند حتی یک تکه مقوا هم زیر دست خود نمی‌گذاشتند، پیرمردی ۸۰ ساله با آن ادبیات زیبا، حماسی و شورانگیز به همین سادگی می‌نوشتند. استحضار دارید که دیوان حضرت امام را بنده گردآوری کردم. اشعار ایشان را که نگاه می‌کردم تماماً و شاید هم تمام اشعاری که در دهه شصت توسط ایشان نوشته شده بود، عموماً لابلای روزنامه‌ها و خبرنامه‌ها به نگارش درآمده بود. مثلا خبرنامه‌ای را خوانده بودند و در حاشیه آن شعر نوشته بودند. شعرا معمولاً در سکوت و با توجه می‌نشینند، شعر را می‌نویسند و ویرایش می‌کند، ولی ایشان در لابلای امورات خود و حتی خواندن اخبار یا گزارشی که برای ایشان ارسال شده بود، شعری نوشته بودند؛ که البته بعداً بخش‌های عمده این اشعار را در تقویمی که خانوم فاطمه طباطبایی به امام داده بودند و از ایشان خواسته بودند آنها را پاک‌نویس کرده و مرتب سازی کند، نوشته بودند. غرض این بود که بگویم ایشان آمده بودند، نامه را نوشته بودند و پیش‌بینی کرده بودند که امپریالیسم چپ سقوط می‌کند و آن پیش بینی عظیم در آن پیام نوشته شده بود که مارکسیسم به تاریخ خواهد پیوست و شما به امریکا پناه نبرید به سمت ما بیاید. جا دارد تا مضامین این پیام مورد مطالعه قرار گیرد. ما هیچ کاری در این بخش نکردیم حتی هیچگونه ساده نگاری در خصوص آن پیام تاریخی، برای فهم بیشتر این افراد هم صورت نگرفته است.

یکی از سفیرانی که قرار بود به روسیه بروند و این شخص هم فردی انقلابی است، پیش من آمدند، بنده به ایشان عرض کردم که شما پیام امام را دنبال کنید. برای این پیام با این عظمت هچ‌گونه کار فکری، کار تفسیری، کار تحلیلی و کار عملی صورت نگرفته است.

شخصی را در تاریخ سراغ دارید که پسرش فردی مانند حاج آقا مصطفی باشد؟ شخصیتی که قطعاً ایشان در فلسفه، در اصول، در تفسیر نابغه بودند و من تصورم این است که این بزرگوار اگر می‌ماند و فلسفه را ادامه می‌داد، مکتبی جدید تاسیس می‌نمود. قالب مشهورات فلسفی ما را ایشان نقد کرده است و یک مجموعه فلسفی را به نگارش درآورده که متاسفانه در همان حمله‌هایی که به بیت حضرت امام(ره) صورت می‌گرفت، مفقود شده است. همشیره ایشان خانم دکتر مصطفوی رساله دکتری خود را نیز در جستجوی این مجموعه فلسفی ادامه داد. این نشان می‌دهد که این مرد نگاهی جدی، شجاعانه و نقادانه نسبت به فلاسفه دارد. ایشان در اصول انصافا حرف نو داشته‌اند. در خیلی از جاها یا حرف نو داشتند و یا حرف‌های دیگران را نقد اساسی می‌کردند. تفسیر ایشان نیز به همین روال بوده که حتی یک جلد و نیم تفسیر پر حجم از ایشان فقط برای سوره حمد است که نشان می‌دهد ایشان مفسری برجسته نیز بودند.

امام(ره) فرمود که: مصطفی امید آینده اسلام است. امام احساساتی نبودند که بخواهند از سر احساسات این سخن را گفته باشند. حتی روزی که حاج آقا مصطفی به رحمت خدا رفتند امام درس خود را ترک نکردند و بعد از درس به منزل پسرشان آمدند. وقتی هم این خبر به گوش امام رسید امام فرمودند: این از الطاف خفیه الهی است. هر طور فکر می‌کردیم متوجه نمی‌شدیم که چگونه شهادت حاج احمدآقا می‌تواند از الطاف خفیه الهی باشد. ایشان فرزند امام بودند، امام باید غمگین می‌شدند اما آن جمله را فرمودند. حاج احمدآقا یک نابغه، یک فاضل و یک استاد بودند. حالا متوجه شدیم که اگر رحلت ایشان پیش نمی‌آمد انقلاب صورت نمی‌گرفت. رحلت ایشان بهانه شد برای شکسته شدن تمام مرزها. هنگامی که جنگ واقع شد امام باز هم این تعبیر را فرمودند که جنگ از الطاف خفیه الهی است. حالا تازه بعد از چهل و چند سال متوجه می‌شویم که چطور جنگ از الطاف خفیه الهی است. اگر جنگی نمی‌بود آیا این اقتدار وجود داشت؟ آیا این قدرت موشکی به وجود می‌آمد؟ آیا این ابهتی که جمهوری اسلامی در دنیا پیدا کرده، پیدا می‌شد؟ آیا این ترسی که ابر قدرت‌ها و مستکبرین از جمهوری اسلامی و انقلاب و ملت ما دارند در دلشان می‌بود، این‌ها هشت سال مقاومت را دیدند.

به نظر می‌آید که بنده در همان مقدمه دیوان امام این یادداشت را نوشته‌ام که اصولاً امام فقیه بود، اصولی بود، فیلسوف بود و اسفارگوی برجسته‌ای بود. دو نفر بودند که از اسفار می‌گفتند، علامه طباطبایی و حضرت امام(ره). با پیام مرحوم آیت‌الله بروجردی رضوان‌الله تعالی علیه مرحوم علامه درسشان را تعطیل می‌کردند، امام هم درس خود را تعطیل کردند و گفتند من از مرجعیت اطاعت می‌کنم یعنی امام در تراز علامه استاد مسلم حکمت و عرفان بودند.

تمام کتاب‌ها و نقدهای ایشان برای دوره جوانی و قبل از میان‌سالی ایشان است. مرحوم استاد مطهری و آقای منتظری که شاگردهای اول حضرت امام بودند اول شاگرد فلسفه، عرفان و اخلاق ایشان بودند، بعد شاگرد اصول و فقه ایشان شدند. یعنی آنها درخواست می‌کنند که امام درس خارج فقه و اصول شروع کنند و امام همزمان و همراه با شاگردان خود درس خارج فقه اصول شروع می‌کنند و با شاگردهای خود به درس آیت‌الله بروجردی می‌رفتند. یعنی امام اول عارف است بعد اصولی و سپس سیاستمدار شده است. به عقیده بنده مایه‌های انقلاب‌گری امام(ره) از عرفان ایشان آغاز شده است و ریشه در حس عرفانی و سلوکی ایشان دارد و این سّر توفیق است. این سّر موفقیت‌هاست و این سّر فتوحاتی است که اتفاق می‌افتد، صد‌ها شکسته می‌شود و همه حرف‌ها تغییر می‌کند.

بیش از صد سال بود که انقلابیون جز به جنگ مسلحانه فکر نمی‌کردند، اصلاً معنی نداشت انقلابی بودن و مسلحانه نجنگیدن. حتماً باید با ترور و حمله و جنگ مسلحانه به انقلاب فکر می‌کردند. امام رویه مبارزه را هم تغییر دادند و هیچ وقت دست به سلاح نبردند. بعضی‌ها به ملاقات امام(ره) رفتند و اصرار کردند ولی ایشان هرگز اجازه ندادند که از اسلحه استفاده شود. همان بیست و یکم و بیست و دوم بهمن ماه هم ایشان فرمان جهاد و دست به سلاح بردن نداد و فقط تهدید کرد و فرمودند: حکومت نظامی را نقض کنید در غیر این صورت ممکن است ما کار دیگری بکنیم. امام هیچگاه نفرمودند که ما سلاح به دست می‌شویم، همانطور که سلاح به دست مردم هم افتاد ولی هرگز ایشان فرمان جنگ مسلحانه ندادند و انقلاب را بر کلام و کتاب بنا نهادند. با این روش همه رویه‌ها و سنت‌ها تغییر کرد واقعا با انقلاب اسلامی تمام عادت‌ها شکسته شد. افسوس که چنین اتفاق عظیمی بی‌دخالت امثال بنده، همچنان و به لطف خدا پایدار و پویا است و ادامه پیدا می‌کند و روزافزون در حال درنوردیدن مرزهاست.

امروز ما قویتر هستیم یا ۴۰ سال پیش؟ قطعاً امروز ما قطبی در جهان هستیم و یک طرف تمامی مسائل در عالم، ایران است. کسی می‌تواند در جهان امروز تصمیمی بگیرد و کاری انجام دهد و اقدامی کند که ما یک طرف آن قضیه نباشیم؟ امکان ندارد. هیچ چیز در عالم بدون حضور ایران نمی‌تواند اتفاق بیفتد. این اتفاق، اتفاق بسیار بزرگی است و انشاالله ادامه خواهد داشت و این انقلاب به ظهور حضرت حجت(عج) به روایات فراوانی که وجود دارد منتهی خواهد شد.

یکی از این روایات که وعده و نوید امن انقلاب اسلامی در آن آمده است، تصدیق نام امام است. این دیگر تحلیل نیست در جلد هفتاد و سوم بهار روایتی از قول مرحوم علامه مجلسی نقل می‌کند که خلفای اول و دوم و سوم در نزدیک منزل پیامبر(ص) ایستادند، حضرت علی علیه السلام نیز حضور داشتند. پیامبر از منزل بیرون آمده و روبروی حضرت علی(ع) نشستند و شروع به بحث در خصوص قومی کردند. خلفا سوال کردند که این قوم کجا هستند؟ حضرت پاسخ ندادند. هر کدام از خلفا سوال کردند حضرت پاسخی ندادند تا زمانی که حضرت علی(ع) پرسیدند این قوم چه کسانی هستند؟ که پیامبر(ص) پاسخ دادند ایشان شیعیان تو هستند و ویژگی‌ها و صفاتی از جمله دوست داشتن روح‌الله بدون دوست داشتن مال و نصب آن برای این قوم است.

استاد منوچهر محمدی بیش از نیم قرن پای این انقلاب بودند و هنوز هم هستند و در آینده هم انشاالله جامعه ما از وجود با برکت ایشان استفاده خواهد کرد. استاد محمدی سه ویژگی بارز دارند؛ ویژگی اول ایشان دانشمند بودن است. ایشان آدم باسوادی هستند، وصف دانشمندی برای ایشان صدق می‌کند و ایشان عالم‌اند. دومین ویژگی استاد محمدی اندیشمند بودن است. ایشان متفکر و نظریه‌پرداز است. آثار ایشان را ملاحظه کنید اثری از آثار ایشان وجود ندارد که حرف نو در آن نباشد واقعاً ایشان اندیشمند است، می‌اندیشد و می‌نویسد. سومین ویژگی ایشان هم این است که استاد منوچهر محمدی دارای وسعت و دغدغه‌مندی انقلابی هستند. اگر بخواهیم شخصیت استاد ارزشمند منوچهر محمدی را در سه کلمه وصف کنیم باید بگوییم: ایشان مردیست دانشمند و اندیشمند و دغدغه‌مند.

استاد منوچهر محمدی همه وجود و حیثیت و شب و روز خود را در راه انقلاب وقف کرده است. ایشان با عمق وجود همراه انقلاب است و غم انقلاب را می‌خورد و برای این انقلاب تلاش می‌کند. ایشان زندگی خود را نیز صرف انقلاب کرده است. مجموعه آثار، کتاب‌ها و حتی منزل خود را نیز به مرکز مطالعات مربوط به انقلاب اسلامی تبدیل کرده است. خداوند مجاهدت‌های ایشان را ذخیره آخرت قرار دهد. به ایشان به خاطر این حالات روحی، انقلابی، جهادی، معنوی، ایثار، اخلاق خوش، تواضع و فروتنی و در عین حال بی پیرایگی تبریک عرض می‌کنیم.

نهمین کنگره اخلاق پزشکی ایران با سخنرانی آیت الله رشاد آغاز به کار کرد

نهمین کنگره اخلاق پزشکی ایران با سخنرانی آیت الله رشاد آغاز به کار کرد

آیت الله علی اکبر رشاد: اخلاق، بدون معنویت، فاقد پشتوانه تاثیرگذاری است / اخلاق بدون معنویت، به آداب خشک و بی روح فروکاسته می شود

نهمین کنگره سالانه اخلاق پزشکی ایران به صورت مجازی و به میزبانی دانشگاه علوم پزشکی کرمان با محوریت ملاحظات اخلاقی در پاندمی کووید۱۹ و دستیابی دانشجویان علوم پزشکی به هویت حرفه ‌ای، با سخنرانی دکتر باقر لاریجانی، آیت‌الله علی‌اکبر رشاد، دکتر حمیدرضا رشیدی‌نژاد، همراه با پنل‌های تخصصی دیگر در روز دوشنبه مورخ 20 دی‌ماه جاری آغاز به کار و روز چهارشنبه 22 دی‌ماه به پایان رسید.
آیت‌الله رشاد ضمن تقدیر از دست‌اندرکاران و برگزار کنندگان این کنگره و عرض تسلیت به مناسبت ایام سوگواری شهادت حضرت زهرا(س) و سردار دلها حاج قاسم سلیمانی گفت: غالباً گفته می‌شود که اسلام دارای سه بعد است، یعنی اضلاع و ابعاد هندسه‌ی معرفتی دین سه ضلع عقاید، احکام و اخلاق است. اما هندسه معرفتی دین از نظر ما دارای پنج بعد و پنج ضلع است.
در ادامه متن کامل سخنان آیت‌الله علی‌اکبر رشاد در نهمین کنگره سالانه اخلاق پزشکی ایران از منظرتان عبور خواهد رد.
هندسه معرفتی دین از نظر ما دارای پنج بعد و پنج ضلع است. ضلع عقائد، ضلع باورها که دانش کلام عهده داره تبیین و ترویج آن است و بر اساس ارزش‌های دینی مبانی برآمده از دین و با روش معتبر دینی آنها را به دست آورد، ضلع سوم ضلع معنویت است چهارچوب مواجهه با باطن هستی و رفتار بر اساس این مواجهه که معنویت نام دارد، ضلع چهارم نیز ضلع اخلاق است، فضائل و رذائل، مواجهه با فضائل و رذائل، مواجهه مثبت با فضائل و مواجهه سلبی با رذائل و پنجمین ضلع، ضلع احکام است به معنای خاص، که فقه عهده دار بیان آن است.
دین دارای پنج ضلع است و اسلام به مثابه دین کامل و جامع از یک هندسه پنج ضلعی برخوردار است. دین تنها یکی از این اضلاع نیست. دین عبارت نیست از، تنها قواعد، تنها احکام، تنها اخلاق و حتی تنها عرفان، تنها معنویت و احیاناً آموزه‌ها و گزاره‌های علمی بر آمده از دین یا معتبر از نظر دین؛ بلکه دین عبارت است از: همه این ابعاد و اضلاع. دین به معنای کلمه و به معنای درست آن یعنی عقائد علم دینی، معنویت دینی، اخلاق دینی و احکام دینی.
پزشکان اصحاب علم و امر سلامت‌اند ولیکن سلامت بدنی رسالت اولیه و ذاتی آنان است. سلامت بدنی مهم و بعد بسیار بسیار اساسی سلامت آدمی است، لکن سلامت به معنوی کلمه یعنی سلامت کامل. سلامت جامع‌الاطراف آن سلامتی است که آدمی را در همه این ابعادی که دین در پی تحصیل و تامین آن است به حد تراز برساند. ترازمندی انسان و توانمندی انسان در همه این ابعادی که دین در اندیشه تامین آن برای بشر است یعنی سلامت در واقع سلامت مطلق.
سلامت جامع عبارت است از ترازمندی انسان و توانمندی او در اضلاع و ابعاد مختلفی که دین برای تحصیل و تبیین آن فرود آمده است. در واقع به تعبیری دیگر سلامت دارای ابعاد گوناگون و اضلاع مختلفی به ابعاد شخصیت انسان است. شخصیت انسان یک منشور واره است. انسان هم محتاج عقیده است تا زیست کند. برای زیستن نیازمند مجموعه‌ای از باورهاست باید باور داشته باشد به جهان، جهان محتاج جهان بینی است و نیز محتاج جهان شناسی. جهان‌ینی را کلام و الهیات به انسان می‌بخشد و جهان شناسی را علم به انسان می بخشد. انسان همانگونه که نیازمند به جهان‌بینی است محتاج جهان‌شناسی نیز است. انسان نیازمند است که با باطن عالم مواجه شود با باطن کائنات روبرو گردد این عالم ملکی دارد و ملکوتی؛ آدمی می‌خواهد با ملکوت این عالم هم مواجه شود همانطور که با علم و ملک این عالم روبه‌رو و آشنا می‌شود و آن را می‌شناسد، نیازمند است که با ملکوت این عالم هم مواجه شود و علم و دانشی نسبت به باطن عالم معرفت کسب کند. همانگونه که محتاج است بر اساس آنچه از علم به دست آمده است رفتار کند و مطابق علم عمل کند، نیازمند است که مطابق فهم معنوی از عالم و آن مواجهه‌اش با باطن عالم نیز سلوک و رفتار کند. چنانکه این انسان نیازمند است با ارزش‌ها زیست کند فضائل را بشناسد و بدان ملتزم باشد و اگر آسیب دید درمان کند و رذائل را بشناسد و از آن‌ها پرهیز نماید و اگر مبتلا شد درمان کند و نیز این انسان محتاج است که سلوکی شرعی داشته باشد. آنسان که خالق او گفته است از خلقت و از تربیت او انسانی زندگی کند فقه که حاصل استنباط شریعت است عهده دار بیان این قسمت بوده و انسان به این نیز محتاج است.
انسان به همه این موارد احتیاج دارد آنگاه که همه این ابعاد حاصل شد او سالم است. سلامت هر چند اولاً در معنای خاص ناظر است به بدن؛ غالباً وقتی گفته می‌شود سلامت ذهن، به سمت سلامت بدنی منعطف می‌گردد. اما بشر که فقط بدن نیست، بشر دارای روان نیز هست، پس احتیاج به سلامت روان دارد.
بشر فقط فرد نیست باید با دیگران روابطی داشته باشد و نیازمند سلامت در حوزه مناسبات با دیگران است. پس بنابراین به سلامت اجتماعی هم محتاج است بشر تنها و تنها بنا نیست با ملک عالم مواجه شود، با حوزه مادی عالم مواجه شود، با قلمرو فرامادی و با حوزه ملکوت عالم هم می‌خواهد که مواجه شود. آنچه از ملکوت عالم به دست می‌آورد به او نوعی از رفتار را دیکته می‌کند و رفتار کردن مطابق با این مواجهه همان رفتار و سلوک معنوی و عرفانی خواهد شد و آنگاه که به حد ترازی از این نحوه مواجهه و این گونه سلوک رسید او از لحاظ معنوی هم، سالم قلمداد می‌شود.
در حوزه اخلاق نیز همینطور است. انسان با مجموعه‌ای از ارزشها باید زیست کند باید فضائل را دریافت و از رذائل دوری کند آنگاه که در حد تراز از این جهت بود او سالم اخلاقی است. در حوزه رفتار و بایدها و نبایدها که اگر در مقام بایدها و نبایدها برابر شریعت الهی رفتار کرد او از این جهت سالم خواهد بود. در واقع باید گفت که سلامت دارای ابعاد و لایه‌های گوناگون است سلامت جسمی، سلامت روانی، سلامت در مناسبات اجتماعی، سلامت از حیث معنوی، سلامت به لحاظ باور و اعتقاد، سلامت به لحاظ ادراک و سلامت به لحاظ اخلاق و جز اینها.
سلامت ابعاد گوناگونی دارد. هرچند اطبا عهده‌دار تامین سلامت جسم هستند، اما تامین سلامت جسم بدون سلامت روح میسر نیست. تحصیل سلامت جسمانی بدون حصول سلامت اخلاقی ممکن نیست. تدارک سلامت بدنی بدون فراهم آمدن سلامت معنوی امکان ندارد. لهذا ما اگر سلامت را به معنای جامع و وسیع آن با لحاظ همه ابعادی که باید حاصل شود بخواهیم تعریف نماییم، سلامت عبارت‌ است از: برخورداری آدمی از حد تراز به لحاظ جسم یا روان یا مناسبات اجتماعی یا معنویت یا باورـاعتقاد یا ادراک یا اخلاق یا جز اینها. هر یک قسمی از سلامت‌اند اما سلامت کامل آن است که کسی از همه این جهات تراز باشد و از توانایی لازم و طبیعی برخوردار باشد.
تامین سلامت بدنی بدون سلامت معنوی میسر نیست. تامین سلامت بدنی بدون سلامت اخلاقی میسر نیست. تامین و تدارک سلامت بدنی بدون تامین و تدارک سلامت اعتقادی و باورهای درست میسر نیست. چنانکه در ابعاد دیگر هم همین است یعنی دیگر ابعاد سلامت هم در گرو تامین سایر انواع آن هستند. یعنی اصولاً سلامت ادراکی، روانی، حتی سلامت اخلاقی و سلامت معنوی بدون اینکه حدی از سلامت بدنی فراهم باشد و تامین شود ممکن نیست. یعنی ما نباید این موضوع را یک سویه ببینیم و به آن تک ساحتی بنگریم.
مسئله سلامت دارای ابعاد گوناگونی است که هر بعد از این ابعاد در رهن تحقق سایر ابعاد است. البته هر یک از اصحاب معرفت در هر حوزه و رشته‌ای رسالت ذاتی و عرضی دارند. اطبا دارای رسالت ذاتی در قلمرو سلامت بدنی هستند. رسالت ذاتی پزشکان تامین و تدارک سلامت بدنی و جسمی است اما همانطور که گفته شد، مگر میسر است بی آنکه سلامت روحی حاصل شود، بی آنکه سلامت اخلاقی حاصل گردد، بی آنکه سلامت معنوی فراچنگ آید، سلامت بدنی آن‌سان که باید و شاید حاصل شود و بالعکس. بنابراین طبیب بدن به تعبیر روایی‌اش، آنکه عهده‌دار تامین طب‌الادیان است باید کم و بیش در حد دانش خود و در حد ضرورت به حیث طب‌العبدانی توجه نماید و این که معروف است میگویند عقل سالم در بدن سالم است، این مطلب عامیانه نیست، بلکه مطلبی است حکیمانه، دقیق، درست و از این جهت است که شما عزیزان و اساتید و دانشمندان و پزشکان متخلق به این امر اهتمام دارید که در حوزه پزشکی به اخلاق در ابعاد مختلف آن بپردازید. اینکه پزشکان یک سلسله اصول اخلاقی را باید ملتزم باشند، پرستاران باید به یک سلسله ارزش‌های اخلاقی پایبند باشند، مراجعان و بیماران و همراهان نیز همانگونه باید به این موارد اخلاقی پایبند باشند و همه عناصر انسانی که با امر سلامت مواجه هستند باید یکسری سلسله ارزش‌های اخلاقی را رعایت نمایند. مجموعه ارزش‌های اخلاقی مشترک و احیاناً هر یک عاری از ارزش‌ها و دستورهای اخلاقی خاص، اما بنده می‌خواهم عرض کنم که اخلاق هر چند بعدی از ابعاد هندسی و معرفتی دین و ضلعی از اضلاع منشور و وجود منشور‌واره انسان است و از ارزش خاصی برخوردار است، خودبه‌خود و ذاتاً، اما اخلاق بدون معنویت در خطر تبدیل شدن به آداب خشک بی روح است. اگر ما پایه‌ها و ریشه‌های اخلاق را به معنویت، یعنی باطن ملکوت، باطن عالم، باطن کائنات و درون هستی و لایه‌های زیرین هستی پیوند نزنیم، اخلاق تضمینی نخواهد داشت و عملاً به حدود آداب تنزل خواهد کرد. در مطالعاتی که کم و بیش بنده در حوزه اخلاق حرفه‌ای داشته‌ام و مواجهاتی که با بعضی از اصحاب این حوزه معرفتی اخلاق کاربردی و اخلاق حرفه‌ای داشتم و با برخی از بانیان این قلمرو و بعضی از مدعیان این حوزه که غیر ایرانی بودند ملاقلت داشتم، به بعضی از این آقایان عرض کردم که اخلاق خود به خود ارزشمند است، چون اصولاً عهده‌‌دار تبیین ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها و عهده دار مدیریت انسان در این قلمرو است، اما اگر این اخلاق را به باطن عالم و به معنای عالم پیوند نزنیم، چه بسا تاحد آداب تنزل کنیم. یعنی در دین هم همین‌طور است، در دین، عقاید، علوم، اسرار، اخلاق، احکام و آداب داریم. بعضی بزرگان در همین زمینه‌ها نوشتاری دارند مثل حضرت امام رضوان‌الله تعالی علیه که می‌دانیم ایشان هم فیلسوف، هم عارف، هم فقیه، هم اخلاقی بودند و کتاب فلسفی و کتاب عرفانی و کتاب اصولی و فقهی و کتاب معطوف به اسرار نیز دارند و بسا در قیاس با تمامی کتاب‌هایی که در این زمینه بزرگانی نوشته‌اند، دقیق تر است؛ اما خود ایشان در کنار اینکه اسرار الصلاة دارند آداب الصلاة هم دارند که می‌گویند آداب غیر از اخلاق است. لهذا سنن بیشتر معطوف به سبک زندگی است به معنای محدود آن وگرنه سبک زندگی شامل تمامی جهات می‌شود. اخلاق با معنویت اخلاق عمیقی است. اصولاً مکاتب اخلاقی گوناگون است. مانند اخلاق فلسفی، اخلاق عقلی، اخلاق روایی و همچنین اخلاق معنوی که از جمله آنها است. مثلاً نمونه امثال مرحوم آقای قاضی رضوان‌الله تعالی علیه که به عنوان عارف شناخته‌ شده‌اند، پیش از این ایشان به عنوان عارفی اخلاقی معنوی هستند. یعنی اخلاق ایشان پشتوانه معنوی دارد. لهذا بنده در پایان تاکید می‌کنم که شما عزیزان و اساتید بزرگوار و دانشمندان دردمند که در این محفل اجتماع فرموده‌‌اید اهتمام درست و به جایی است که ما هم خود مبادی آداب و اخلاق باشیم و هم از همکارانمان بخواهیم که چنین باشند. هم بیماران و همراهان بیماران باید چنین باشند اما بدانیم که اخلاق آنگاه که به معنویت پیوند میخورد پایدار و معنی‌دار می‌شود و ضمانت پیدا می‌کند. اگر بدانیم رفتار اخلاقی ما با بیمار ناشی از آن است که ما در مقابل این بیمار به عنوان امانت، با سلامت او به عنوان نعمت خدا و با جسم او به عنوان آفرینش خدا روبرو هستیم، در نتیجه به جای اینکه مسئله را مثلا در حد رعایت حقوق یا اخلاق متعلق به این بیمار تنزل بدهیم، خود را با خدا روبه رو میبینیم و می‌دانیم که با خداوند طرف هستیم چنانکه این سلامت نعمت خداست، این بدن خلقت خداست، این انسان عبد خداست و خدا از ما مطالبه می‌کند که چنین و چنان رفتار کنیم. یعنی رفتار اخلاقی را پیوند بزنیم به روح و باطن هستی که خداوند متعال است. به این ترتیب اخلاق معنی دارتر می‌شود و علاوه بر این که می‌دانیم ضمن اینکه اخلاق به مثابه ابزار برای تامین سلامت مفید است، اخلاق معنوی مفیدتر است؛ چنانکه معنویت نیز ابزار و روش خوبی است برای تامین سلامت و امنیت جسمی و روحی انسان‌ها.

علم هویت و شاکله‌ی انسان را می‌سازد و عالم با علم خود متحد است

علم هویت و شاکله‌ی انسان را می‌سازد و عالم با علم خود متحد است

هم‌اندیشی مجمع معاونان تهذیب حوزه‌های علمیه سراسر کشور با حضور آیت‌الله علی اکبر رشاد رئیس شورای حوزه های علمیه استان تهران، عصر چهارشنبه مورخ ۲۴ آذرماه جاری، به میزبانی سازمان دارالقران کریم استان تهران برگزار شد.
آیت الله رشاد در ابتدای این هم‌اندیشی ضمن تشکر از حضور معاونان تهذیب حوزه‌های کشور و ضرورت برگزاری این نشست گفت: طبق نظریه‌‌ای ذیل کتاب نظام علمی آموزشی پرورش مآل، ما دو نوع نگاه و نگرش بلکه دو نظام در امر آموزش داریم که دغدغه‌ی امروز دردمندان نسبت به حوزه مربوط به تحول است. تحول به معنای کلمه بازگشت به هویت تاریخی و احیای سنت‌های آزموده افزون بر هزار ساله جاری در حوزه‌های علمیه است اما با روزآمد کردن و کارآمد ساختن این سنت‌ها.
وی افزود: بعضی متصورند که تحول این است که ما هر چیزی که داریم را تغییر دهیم و گاه از نظام‌های آموزشی دیگر که بسا هیچ سنخیت و پیوندی با فضای پیشینه حوزه و اقتضائات این نهاد نورانی ندارد جستجو می‌کنند و عملاً حوزه را به سمت دانشگاه شدگی و طلبه‌ها را به سمت دانشگاهی شدن سوق می‌دهند. گاهی بنده این مطلب را عرض کرده‌ام که حوزه کنونی را چیزی به اندازه‌ی این آفت تهدید نمی‌کند.
آیت الله رشاد گفت: حوزه باید هویت خود را داشته باشد و هر آن چیزی که حوزه را از هویت خود تهی سازد و باعث فاصله بین حوزه و هویت خود شود، تهدید حوزه است. اما بزرگترین تهدید و بیشترین چیزی که امروز در نقاط مختلف و در بخش‌هایی از حوزه خود را نشان می‌دهد، دانشگاه شدگی حوزه و گرته‌برداری از آنچه در جریان دانشگاه‌های ایران که در واقع در بستر آموزش و پرورش مدرن الگو و نوع ناقص آن نظام آموزشی مدرن آمده است. کسی که این نظام را وارده ایران کرده نه حوزه را می‌شناخته و نه درسی خوانده بوده و اقتباسا این نظام را از کشورهای تحت تاثیر دنیای غرب به صورت ناقص و نارس، به عنوان رقیب حوزه در کشور مستقر کرده است.
رییس شورای عالی حوزه‌های علمیه استان تهران ادامه داد: این نوع نظام آموزشی نظامی است که به پرورش فکر نمی‌کند و اساساً در صدد فراگرفتن و انباشتن حافظه از مجموعه‌ای از معلومات اصولی است. نظام موجود دانشگاهی ما تحت تاثیر این نظام و همچنین نظام آموزش و پرورش ما نیز اینگونه است. در واقع نظام حافظه محوراند و غایت این نظام فراگرفتن است. این که مجموعه‌ای از علوم و معلومات حصولی را در دسترس دانشجو و دانش‌آموز قرار دهند و حافظه دانش‌آموز و دانشجو از مجموعه‌ای از معلومات انباشته گردد. همه‌ی امور، شئون، رفتارها و نهادها و همه تصمیمات تحت تاثیر این نقطه است و در واقع این نقطه به تعبیر ما «فرا گرفت مآل» بودن است. یعنی مآل و مقصد نهایی فراگرفتن مجموعه‌ای از علوم حصولی است و تربیت در آن هیچ جایگاهی ندارد.
آیت الله رشاد افزود: این نظام هم برای خود مبانی خاصی دارد. در فلسفه، تعلیم و تربیت، در حوزه معرفت شناسی، در حوزه فلسفه علم، در حوزه رفتارشناسی و در همه چیز از مبانی تا نهادها و روش‌ها، ابزارها و نهایتاً غایت یک منظومه است. یک نظام است. معمولاً متخصصان مدیریت نظام را تعبیر می‌کنند به مجموعه اجزایی که برای دستیابی به یک هدف مشخص به کار گرفته می‌شوند. در واقع امری منسجم و پدید آمده از مجموعه اجزایی که برای تامین هدفی و غایتی صورت بندی شده است. دستاورد این نظام همین است که امروزه ما بعد از قریب به یک قرن ملاحظه می‌کنیم همچنان وابستگی علمی آن سر جای خودش بوده و همچنان خلع و کمبود نیرو در کشور وجود دارد و ناکارآمدی و ناکارایی نیروها خودنمایی می‌کند و گره‌ای از کار کشور باز نمی‌شود. این نظامی است که در آموزش و پرورش ما در جریان است. در دانشگاه‌های ما نیز همین نظام وجود دارد. این نظام ناقص‌ترین گونه از نظام آموزشی است که جریان داشته و کسانی که آنرا از فرنگ به ایران آورده‌اند این نوع را انتخاب کرده و دیگران این الگو را به ارمغان آورده و تحویل عناصر و جریان‌های وابسته به خود داده‌اند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: در مقابل این نظام ناقص، ما یک فکر و ایده و الگو و نظام دیگری داریم که در همه چیز در تقابل با این نظامی است که اجمالاً مورد توصیف قرار گرفت. اگر این نظام به غایت تعریف شد و غایت آن فرا گرفتن است در مقابل آن نظام پرورش مآل است و مقصد نهایی آن پروردن است نه فراگرفتن.
وی افزود: پرورش دادن و پرورش یافتن غایت و نهایت این نظام پرورش مآل است. به لحاظ مبانی همانطور که عرض شد نظام علمی و آموزشی فراگرفت مآل بر بنیادهایی در زمینه‌ها و عرصه‌های مختلف استوار است. به هر حال یک نظام علمی زمانی که پدید می‌آید نظام بسیطی نیست و نظامی بسیار پیچیده و لایه لایه بوده و دارای ساحت‌های گوناگون و سطوح مختلف است.
آیت الله رشاد تصریح کرد: در نظام علمی آموزشی پرورش مآل انسان را فطرت نمون میدانیم، انسان دارای یک سرشت ثابت الهی است. بعضی از نظریه ها در انسان شناسی، برای انسان فطرت و ماهیتی قائل نیستند و غالباً میگویند برای انسان سرشت ساخته می‌شود، سرشت صورت میگرد و ذاتی نیست و منوط به جامعه و محل زندگی آن انسان است. این موضوع می‌تواند مربوط به آن نظام رقیب باشد، اما در نظام مورد توجه و علاقه‌ی ما و نظامی که در تاریخ حوزه هم جریان داشته و قطعا در پیشینه هزار ساله حوزه هم همین نظام موجود بوده، از اساس راجع به انسان شناسی گفته می‌شود که انسان دارای فطرت است. فطرتی خوش و خوش‌سرشت. انسان کمال‌جو و حقیقت طلب است و هر آنچه از ارزش‌های خوب و نیک باشد، در متن وجود او نیز است. در وجود انسان و سرشت آدمی ابر ارزش‌هایی مثل عدالت، حقیقت، علم و کمال وجود دارد و خداوند متعال این ارزش‌ها را در خلقت انسان قرار داده است. این مبنا، اساس این نظام و این سامانه تعلیم و تربیتی قلمداد می‌شود. در نتیجه آن نظام حافظه محور بوده و این نظام فطرت محور است. آنجا بناست حافظه انباشته شود اما در اینجا قرار است که فطرت برتر گردد و استعدادهای فطری باید شناسایی شده و فرصت رشد آنها فراهم آید، استعدادهای فطری به کمال برسند. انسان در فطرت خود استعدادهای بسیاری دارد و این استعدادها باید شناخته شوند و با مدیریت بارور گردند در نتیجه ما هم تربیت را میسر و بلکه لازم می‌دانیم چون انسان از درون به سمت کمالات میل دارد و ما فقط باید او را به این جهت سوق دهیم.
وی افزود: آنچیزی علم است که با عالم متحد شود. اگر علم ما در باطنمان با آنچه معلوم و خارجی در بیرون وجود ما است انطباق نداشته باشد این معرفت نیست و خطا و جهل است و انسان عالم آن است که با معلوم و علم خود متحد است. علم در واقع می‌شود انسان، انسان می شود علم. اتحاد حاصل می‌شود. علم هویت انسان و شاکله انسان را می‌سازد و عالم کسی است که با علم خود متحد است.
آیت‌الله رشاد در ادامه گفت: کتاب نظام آموزشی پرورش مآل، نظامی جامع از همه‌ی جهات برای کار آموزش و پرورش ارائه می‌کند. این نظریه برای مشکلات موجود در نظام‌های آموزشی، راه‌حل‌هایی ارائه کرده‌ و اگر نظریه داشته باشیم در همه جهات باید این اتفاق بیفتد.
رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: مجموعه نهاد حوزه مانند هر نهاد دیگری دارای سه رکن است. رکن نرم‌افزار، رکن سخت افزار و رکن نیروی انسانی. رکن نرم‌افزار یعنی برنامه، محتوا و علم. رکن سخت‌افزار یعنی ساختمان، کتاب و کار افزارهایی که در خدمت پرورش و آموزش قرار می‌گیرد و رکن سوم یا عامل انسانی هم از سطح مراجع تا متولیان مدارس، مدیران، عوامل مدیریتی، مدرسین و نهایتاً طلاب و حتی خدام لحاظ شده است.
وی در پایان گفت: در این کتاب حتی در مورد معماری حوزه نیز سخن گفته شده است در مورد نوع مدارس، شکل مدارس و حتی بعضی مدارس در خارج و داخل کشور، در مناطق کویری و غیر کویری و مرکزی و در هر دوره‌ای که الگوهای مختلف معماری حوزه را طی کرده‌ایم اجمالاً ذکر شده و گفته شده مدارس چه خصوصیات و ویژگی‌هایی به لحاظ معماری و به جهت سمت‌گیری به سوی پرورش مآلی دارند. در واقع ساختمان حوزه با مجموع ۴۰ ویژگی از حالت صحن حوزه، باغچه‌هایی که معمولا مدارس دارند تا آبنمای وسط مدارس و حتی شکل حجره‌ها با نام و اشاره به نمونه‌هایی از مدارس و حوزه‌ها ذکر شده است.
در پایان معاونان تهذیب حوزه‌های علمیه حاضر در این هم‌اندیشی نقطه نظرات خود را با آیت‌الله رشاد مطرح کرده و این نشست به صورت پرسش و پاسخ ادامه داشت.

علوم انسانی اسلامی بدون فقه نظام ساز ممکن نیست

علوم انسانی اسلامی بدون فقه نظام ساز ممکن نیست

رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه علوم انسانی رایج معاصر شریعت است، افزود: دین به ما نحوه سبک زندگی را نشان می دهد و علوم انسانی هم این ادعا را دارد که با شاخه ها و رشته‌های مختلف همه‌ شون اجتماعی بشر را اداره می‌کند.

به گزارش روابط عمومی مجمع عالی علوم انسانی اسلامی، آیت الله علی‌اکبر رشاد رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در افتتاحیه ششمین کنگره بین‌المللی علوم انسانی اسلامی و پنجمین دوره جایزه جهانی علوم انسانی اسلامی گفت: موضوع علوم انسانی به مسئله روز تبدیل شده است که در دور بعدی این کنگره اشاعه و گسترش خواهد یافت.

رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، گفت: یکی از موضوعات مهم و مرتبط با تحول در علوم انسانی که متولیان این کنگره باید به آن توجه کنند، این است که در کنار مجموعه کمیسیون‌هایی که کنگره دارد، مجموعه ای برای فقه و علوم انسانی نیز تشکیل شود.

وی ادامه داد: اگر بنا باشد که کنگره هر دوره به موضوعات مختلفی بپردازد، یکی از موضوعات مهم، حیاتی، کاربردی و به شدت مورد تایید همین مسئله مناسبات فقه و علوم انسانی است.

رشاد رابطه علوم انسانی و فقه را رابطه دو سویه دانست و گفت: علوم انسانی امروز رقیب شریعت است. به طوریکه دین به ما نحوه سبک زندگی را نشان می دهد و علوم انسانی هم این ادعا را دارد که با شاخه ها و رشته‌های مختلف همه‌ شون اجتماعی بشر را اداره می‌کند.

وی تصریح کرد: عملاً علوم انسانی در دنیا و کشور ما پیشی گرفته است و امروز بخش عمده‌ای از زندگی ما را علوم انسانی سکولار از غرب آمده در اختیار دارد. فرافکنی نمی‌کنیم اما نمی‌توان از این واقعیت چشم‌پوشی کرد که بسیاری از مشکلات جامعه ما ناشی از همین علوم انسانی سکولار است که در بخش هایی هم الحادی است.

رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی یادآور شد: تا زمانی که نسبت علوم انسانی و فقه را تعریف نکنیم، نمی توان بین فقه و علوم انسانی سطح مثبتی تعریف کرد تا مشخص شود چه تعاملاتی بین فقه و علوم انسانی باید رخ دهد. علم ۵ مولفه دارد که تا زمانی که با هم سازگار نباشند، دستگاهی به نام علم تشکیل نمی شود. این در حالی است که مبانی، اصول، فلسفه، منطق و غایت ۵ مولفه علم هستند.

وی گفت: علوم انسانی عهده دار شناخت، تبیین و پاسخگوی حیات بشر در عرصه‌های گوناگون است که رخ می‌دهد. ما از این سخن نمی‌گوییم که فقه جایگزین علوم انسانی شود، بلکه باید نسبت و مناسبات آن را بررسی کنیم. هر آنچه که درباره انسان سخن بگوید و انسان را بشناسد و تعریف کند، جزء موضوعات علوم انسانی محسوب می شود.

وی شناخت انسان را اولین مسئله علوم انسانی دانست و گفت: شهید مطهری بخشی از کلام را به شناخت انسان و علوم انسانی اختصاص داد.

رشاد تصریح کرد: علوم انسانی درس های فلسفه توصیفی، تبیینی و تجویزی دارد. با وجودعلوم انسانی موجود، باز هم به این گروه از دانش نیاز داریم. هر رشته از علوم انسانی موضوعی دارد که خود آن را می شناسد و موضوعاتی است که قرار است درباره آن حکم صادر کند. علوم انسانی اسلامی بدون فقه نظام ساز ممکن نیست.

رئیس پژوهشگاه فرهنگ‌ و‌ اندیشه اسلامی با اشاره به اینکه موضوعات متعددی در حوزه علوم‌انسانی همچون ارتباط آن با فضای دیجیتال مطرح است، گفت: تشکیل کمیسیونی با عنوان فقه ‌‌علوم انسانی می‌تواند دین را به عرصه زندگی وارد کند. بر همین اساس باید به این‌امر توجه‌ویژه شود.

وی به شناخت انسان از علوم انسانی اشاره کرد و افزود: اگر کلام را در قلمروی جدیدش بنگریم، انسان شناسی بخشی از آن قلمداد می‌شود. تبیین بسیاری از حقایق به عنوان گزاره‌های علوم‌انسانی است که وارد ساحت جامعه‌شناسی معرفت می‌شود.

رئیس پژوهشگاه فرهنگ‌ و‌ اندیشه اسلامی با بیان اینکه موضوع‌شناسی بزرگ‌ترین خدمت علوم‌انسانی به فقه است، تصریح کرد: فقه کارآمد، روز آمد و‌ توسعه یافته در سایه این موضوع گسترش یافته است.

بدون تعاملِ هم افزایِ حوزه و دانشگاه، تولید علم دینی میسر نیست

بدون تعاملِ هم افزایِ حوزه و دانشگاه، تولید علم دینی میسر نیست

آیین بزرگداشت ۲۷ آذرماه سالروز وحدت حوزه و دانشگاه به همت نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری با حضور اساتید حوزه و دانشگاه در باغ موزه نگارستان تهران برگزار شد.

آیت الله رشاد گفت: بدون تعاملِ هم‌افزای حوزه و دانشگاه تولید علم دینی میسر نیست. بازنگری، آسیب‌شناسی و برنامه ریزی برای اصلاح و ارتقاء آرمان وحدت حوزه و دانشگاه امری ضروری است.
بنا بر این گزارش آیت‌الله علی اکبر رشاد در آیین بزرگداشت وحدت حوزه و دانشگاه که که ۲۷ آذرماه در باغ موزه نگارستان برگزار شد، ضمن تسلیت سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) گفت: وحدت حوزه و دانشگاه از آرمان‌های امام راحل و رهبر معظم انقلاب است که مانند بسیاری از آرمان‌ها و رهنمودهای دیگر به صورت شایسته شناخته نشده است.
وی با بیان اینکه هرکس تبین، تفسیر و نگاهی به این آرمان دارد، عنوان کرد: وحدت حوزه و دانشگاه به سالروز نیاز ندارد بلکه باید آن را تبیین و به آن عمل کرد، وحدت حوزه و دانشگاه یک مسئله ملی بسیار مهم است که از سوی بنیانگذار انقلاب اسلامی امام راحل ارائه شده است و آثار و برکات بسیار خوبی را به دنبال داشته است. به عنوان مثال تشکیل نهاد نمایندگی اتفاق خوبی بود که به نحوی نسبت سازمانی بین حوزه و دانشگاه را تعریف کرده است.
آیت الله رشاد با بیان اینکه طیف وسیعی از طلاب و فضلای جوان وارد دانشگاه شدند اتفاق خوب و واقعیتی است که در همه تاریخ نظام آموزشی کشور و سایر جوامع اسلامی تا امروز چنین اتفاقی رخ نداده بود. اظهار کرد: بنده از نسبت علم و دین در دیگر کشورها مطلع هستم آنچه در ایران رخ داده است در سایر جوامع دیده نمی شود. زمانی شاید دو یا سه نفر از حوزویان در دانشگاه حضور داشتند اما امروز اینگونه نیست.
رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی بیان کرد: در گذشته برخی تلاش کردند برای حوزه رقیب درست کنند به این ترتیب که بسیاری از علمای حوزه تحت فشار قرار گرفتند و شرایط به گونه‌ای شد که تعداد متنابهی از اساتید حوزه به دانشگاه آمدند، برخی از اساتید حوزه با کسوت روحانیت و برخی نیز بدون کسوت روحانیت در فضای دانشگاه حضور پیدا کردند.
وی با بیان اینکه حضور بسیاری از اساتید در دانشگاه‌ها برکاتی داشت. ابراز کرد: افرادی همچون شهید بهشتی، شهید مطهری و شهید باهنر دکترای دانشگاهی داشتند که این یک پدیده به حساب می آمد، اما امروز داشتن توأمان مدرک دانشگاهی و حوزوی یک امر عادی شده است. در حال حاضر هزاران نفر از فضلای حوزوی در سطوح و گاها اساتید درس خارج نیز دارای مدرک دکترا هستند، امروز این مسئله در حال توسعه است که اساتید مدرک سطوح عالی حوزه و دانشگاه را توأمان داشته باشند. برخی از اساتید همچون استاد موسویان در این زمینه بسیار درخشیدند تا جایی که بسیاری از مراجع و اساتید دانشگاه در زمینه مسائل اقتصادی به ایشان رجوع می‌کردند.
آیت الله رشاد افزود: برخی معارف دانشگاهی و حتی نظام و سازمان دانشگاهی نیز به حوزه وارد شد، اگرچه یک حوزه باید حوزه بماند و دانشگاه نیز دانشگاه بماند و هیچ یک نباید تبدیل به دیگری شود و هر دو باید هویت خود را حفظ کنند اما واقعیتی وجود دارد که حوزویان بیشتر خود را به دانشگاه نزدیک کردند و این اتفاق در دانشگاه کمتر رخ داد. اما در طول تاریخ دانشگاه ایران و خارج از آن تا امروز به این اندازه اساتید متدین در دانشگاه نداشتیم. امروزه اکثریت اساتید در دانشگاه‌ها افرادی متدین هستند.
رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه نهاد دانشگاه به شدت از نهاد دین یعنی حوزه متاثر شده است، هرچند که انقلاب هم بر آن اثر گذاشته اما آنچه بیشتر تاثیر گذاشته حوزه بر دانشگاه بوده است. گفت: دانشگاه از این جهت از وحدت خود با حوزه بهره مند شده است؛ اما این میزان برای هر دو طرف کفایت نمی کند. باید کار مشترک جمعی بین حوزه و دانشگاه سامان داده شود که اصل آرمان وحدت حوزه و دانشگاه تحقق و ارتقا یابد.
وی با بیان اینکه از جمله کارهایی که در وحدت حوزه و دانشگاه باید انجام گیرد تولید علم است. عنوان کرد: حوزه و دانشگاه باید علم مشترک تولید کنند. تولید علم دینی به خصوص در حوزه علوم انسانی جز با همدلی، همراهی و همدستی دانشگاهیان و حوزویان میسر نیست. تا زمانی که ما در حوزه علوم انسانی علم دینی تولید نکنیم هیچ یک از مشکلات این نظام اسلامی حل نخواهد شد. تا زمانی که علوم انسانی اسلامی تولید نکنیم و آن را در اختیار مدیران کشور قرار ندهیم موضوعات اساسی این نظام حل نخواهد شد و شریعت در حاشیه باقی می‌ماند. در این زمینه باید بین حوزه و دانشگاه تعامل جدی وجود داشته باشد.
آیت الله رشاد با اشاره به فرمایش رهبرمعظم انقلاب درباره اسلامی شدن دانشگاه‌ها، اظهار کرد: تا زمانی که علم سکولار است اسلامی شدن علوم ما خیال است. زمانی یک انسان بی سواد بدترین مدل دانشگاهی و علم سکولار را وارد کشورمان کرد. دشمنان طی چهارصد سال تلاش کردند علم سکولار را وارد کشور ما ‌کنند بنابراین اسلامی کردن علم زمان‌بر است و باید صبور باشیم و برای آن هزینه کنیم تولید علم شتابزده و با سطح پایین جلو نمی‌رود.
وی با بیان اینکه شورای اسلامی شدن دانشگاه‌ها باید تحول بنیادی پیدا کند، ابراز کرد: امروز تولید علم بدون همراهی، همدلی و همراهی دانشگاهیان و حوزویان معتقد، متعهد، ملتزم، دلسوز، مشفق، ایثارگر و جهادی میسر نیست.
رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه علم ۵ مولفه مبانی، موضوع، مسائل، منطق و غایت دارد که ملاک و معیار علم دینی و غیردینی است. گفت: زمانی که این ۵ مولفه با هم متناسب و سازگار می‌شوند یک دستگاه معرفتی به نام علم به وجود می آید، برای تولید این علم به همکاری دانشگاه و حوزه نیاز داریم.
وی در پایان خاطرنشان کرد: علم مدرن جزئی نگر اما علم اسلامی کلان نگر است، علم مدرن دل ذره را می شکافد اما خورشید را نمی بیند.

نظام آموزشی حوزه پرورش مآل بوده و باید بماند

نظام آموزشی حوزه پرورش مآل بوده و باید بماند

آیت الله علی اکبر رشاد در آیین بزرگداشت هفته پژوهش حوزه های علمیه خواهران که ۲۵ آذرماه ۱۴۰۰ در مجموعه عصر انقلاب تهران برگزار شد، پژوهش را در حوزه‌های علمیه از دیرباز دارای جایگاه خاصی توصیف کرد و گفت: اگر بخواهیم فعالیت‌های حوزه را اولویت بندی کنیم، پرورش و تربیت رتبه اول را دارد و بر تمام شئون حوزه گسترده است و بلکه تربیت غایت حوزه است.

وی ادامه داد: بعد از تربیت، پژوهش اهمیت بیشتری دارد؛ با هزار سال تجربه می‌توان گفت که حوزه‌های علمیه از یک نظام علمی پیروی می‌کنند که پژوهش در آن محور است.

عضو شورای حوزه‌های علمیه استان تهران، نظام آموزشی مدرن و الگوی ناقص غرب در دانشگاه‌ها را پژوهش محور ندانست و ابراز داشت: بنابراین در سال‌های گذشته در آموزش و پرورش اهمیت خاصی بر پژوهش قائل شده‌اند و آن را ترویج می‌کنند؛ در دانشگاه‌ها هم دکترای پژوهش محور مطرح شده است که در مراکز خاصی این کار انجام می‌شود و هنوز هم رایج نیست.

وی اندیشیدن و پژوهیدن در حوزه‌های علمیه از سال‌های اول اشاره کرد و اظهار داشت: از سال اول منطق را آموزش می‌دهند و توصیه می‌کنند که مطالعه پیشینی کند، شروح و تعالی را ببیند و این شیوه پژوهش محوری است.

آیت الله رشاد تصریح کرد: طلبه بنا نیست کتابی که به عنوان متن درسی مشخص شده است، قناعت کند بلکه کتب موازی و شروح را باید مطالعه کند؛ البته اگر در دوره‌های اخیر به این شیوه‌ها بی‌اعتنایی می‌شود اما حوزه علمیه و تاریخ آن پژوهش محور است.

وی، ساده‌سازی دروس را خلاف سیستم آموزشی حوزه دانست و گفت: طلبه غیر از کلاس باید در دروس تأمل کند؛ نظام اصیل حوزه تفکر محور است؛ اگر در این دوره‌ها شیوه‌های قدیم منسوخ و متروک می‌شود اما اساس حوزه بر پژوهش محوری است.

رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، آموزش را دارای رتبه سوم در نقش آفرینی نظام حوزه توصیف کرد و ابراز داشت: در سطوح پایین بر آموزش تأکید می‌شود؛ در پایه‌های یک تا ده آموزش انجام می‌شود ولی پس از ۱۰ پایه، در درس خارج به صورت مطلق پژوهشی است.

وی تصریح کرد: اجتهاد یعنی پژوهش؛ در درس خارج طلبه آموزش نمی‌بیند بلکه پژوهش می‌کند؛ طلبه در ۱۰ پایه با خواندن سه کتاب، اصول را خوانده است و تمام را یاد گرفته است.

آیت الله رشاد، روش‌های آموزشی برخی از اعاظم در درس خارج را به خاطر ضعیف بودن برخی طلاب ارزیابی کرد و گفت: در تاریخ نداشته‌ایم که کسی در درس خارج اصول آموزش دهد؛ در درس خارج فرد باید مجتهد بار بیاید نه اینکه تمام مباحث اصول و فقه و ابواب آن‌ها را ارائه کنیم.

وی تربیت را غایت و پژوهش را محور دانست و گفت: بین غایت و محور تفاوت‌هایی وجود دارد و آموزش بستر است؛ آموزش تا حدی مفید است و در سنت حوزه هم اینچنین است؛ اینطور نیست که با پایان سطوح یا پایان یک دوره خارج اصول، کسی به نهایت خود رسیده باشد.

عضو شورای حوزه‌های علمیه استان تهران با اشاره به مفسر و محقق بودن حجت‌الاسلام والمسلمین بهجت پور، گفت: فرصت بسیار خوبی برای حوزه‌های علمیه خواهران است که کسی که این حوزه‌ها را اداره می‌کند در تحقیق صاحب رأی و تجربه است.

وی تصریح کرد: نظام آموزشی حوزه پرورش مئال بوده است و باید بماند؛ بنا نیست حافظه‌ها قوی شود بنا است که استعدادها تقویت شود؛ همه استعدادها در سرشت آدمی تعبیه شده است، اما کار حوزه کشف و به فعلیت رساندن این استعدادها است.

آیت الله رشاد با اشاره به مسائل فلسفی ادامه داد: وجود طلبه باید تغییر کند؛ اتفاقی که باید در نهایت در نظام آموزشی حوزه بیفتد این است که اصل اتحاد عقل و عاقل و معلوم حصولی باشد؛ بنا نیست که این معلوم واسطه بخورد؛ بنا نیست علم ما حصولی باشد بلکه بنا است که علم ما حضوری باشد؛ اگر علم حضوری شد با نفس متحد می‌شود و سه گانگی آن باقی نمی‌ماند.

وی ابراز داشت: به این شیوه عالم دینی، عالم دین نمی‌ماند بلکه عالم دینی می‌شود؛ عالم دین به ترکیب اضافی نیست که می‌تواند غیر مسلمان هم عالم دین باشد؛ برخی از غیر مسلمان‌ها از ما طلبه‌ها در فهم و شناخت اسلام قوی‌تر هستند؛ در حوزه‌های علمیه چه تعداد مفسر داریم که در هر عصری یک دوره کامل تفسیر نوشته باشد؟ من مسیحی می‌شناسم که این کار را کرده است.

رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تصریح کرد: طلبه باید طوری باشد وقتی کسی او را می‌بیند متن اسلام را ببیند و اسلام ناطق را ببیند؛ ما در حوزه‌های علمیه به دنبال ساختن این طلبه هستیم.

وی نظام آموزشی حوزه را از مناظر مختلف متفاوت از نظام آموزشی مدرن عنوان کرد و گفت: در سنجش‌های خود نیز به دنبال حافظه طلبه نیستیم بلکه باید ببینیم که تربیت، کمال، تعالی و پیشرفت طلبه حاصل شده باشد.

آیت الله رشاد، دانشگاه‌های فعلی را فاقد پرورش توصیف کرد و گفت: بدترین و سخیف‌ترین الگو را برای آن آدم بی‌سواد آوردند که در غرب هم این الگو پیگیری نمی‌شود؛ در غرب هم به پرورش توجه می‌شود.

وی با بیان این که دروس حوزه باید به صورت حضوری برگزار شوند تا هویت طلاب توسط استاد ساخته شود، ادامه داد: با برگزاری دروس به صورت مجازی نمی توان طلبه ای در تراز عالم دینی که به درد جامعه بخورد تربیت کرد.

رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی افزود: مشکل اصلی که در زمینه آرمان تحول حوزه داریم، این است که غالب افرادی که این نظریه را می دهند فاقد نظریه هستند و نظریه مبنایی و منسجم ندارند.

وی با بیان این که ارائه نظریه در بحث تحول فقط کافی نیست و باید این نظریه بسط پیدا کرده و در قالب نظام در بیاید و عملیاتی شود، خاطرنشان کرد: اگر بخواهیم به موفقیت برسیم باید نظریات تبدیل به نظام واره های علمیاتی شوند و حوزه امروز از این جهت به شدت دچار آسیب است.

آیت الله رشاد در پایان بیان داشت: باید دست اندرکاران حوزه در بحث تحول مسائل را به درستی مطرح و تبیین کنند، مبادا به بهانه تحول طلاب را از حوزه زده کرده و یا بی سواد بار بیاورند که این آسیب خواهد بود؛ چون وظیفه طلبه این است که رسائل، مکاسب، اصول فقه و لمعتین را مقدس بدانند که مقدس است چون این کتاب ها را شهیدین، آخوند خراسانی و … با روح و جان خود نوشته اند و هویت هستی آنها در این کتاب ها منعکس شده است که می تواد بر روح طلبه تأثیرگذار باشد.

توهین به اهل بیت(ع) اهانت به پیامبر(ص) است

توهین به اهل بیت(ع) اهانت به پیامبر(ص) است

آیت الله علی اکبر رشاد پیش از آغاز درس خارج فقه به اتفاقات اجتماعی روی داده اخیر در خطبه‌های نماز جمعه آزادشهر توسط مولوی گرگیج اشاره و اظهار داشت: یک شیخ جاهل یا مغرض و شاید سر سپرده با کمال وقاحت به ساحت قدسی حضرات اهل بیت و ائمه معصومین هتاکی کرد و این هتاکی دل صدها میلیون مسلمان و مومن محب اهل بیت را به درد آورد.

رییس شورای سیاست گذاری حوزه علمیه استان تهران ادامه داد: در گذشته نیز او نسبت به اساس انقلاب، نظام و مسوولان تعرض‌های وقیحانه و بی شرمانه ای از تریبون نماز جمعه شهر آزادشهر داشته و مماشات نظام و متولیان در قبال این هتاکی‌ها و سخنان وقیحانه نسبت به انقلاب و مسوولان سبب جریح تر شدن او شد تا اینکه امروز نسبت به حضرات ائمه اهل بیت به هتاکی و توهین حاد و غیر قابل تحمل دست زد.

رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی بیان کرد: گرچه ظاهراً عذرخواهی کرده است اما این سخنان حکایت از درون چرکین این انسان جاهل می‌کند که با این وقاحت و صراحت در کشور اهل بیت به اهل بیت اهانت کند. آیا غرض او کسب شهرت و موقعیت بین گروهی و جمعیتی از مخالفان نظام در داخل و بیرون مرزها است؟ کسب موقعیت در میان مخالفان اهل بیت است؟ آیا انجام ماموریتی است که از بیرون مرزها به او ارائه می‌شود؟ هر چه هست عمل قابل تحملی نیست و این رفتارها در زمره بخشی از آن نقشه‌ای است که در دامن زدن به نزاع میان فرق و مذاهب و اختلاف میان مسلمانان از سوی بیگانگان طراحی و مدیریت می‌شود.

وی با بیان اینکه بی شک چنین کسانی در متن نقشه دشمن ایفای نقش می‌کنند گفت: قهرا و اولاً انتظار می‌رود برای حفظ وحدت و برای تبرئه خویش علمای اهل سنت چه در داخل و چه در خارج از کشور از سخنان این شخص جاهل تبری بجویند. برای اینکه آنان متهم به تأیید نشوند و به مشارکت هتاکی به ساحت مقدس اهل بیت که یکی از دو ثقلی است که به مثابه میراث نبوی تا قیامت در اختیار بشر و مسلمین قرار گرفته باید خود آنان نیز این عمل را محکوم کنند و پاسخ این شخص جاهل را با استدلال علمی و متقن بدهند.

این استاد حوزه علمیه ادامه داد: همچنین علمای مکتب اهل بیت با منطق و استدلال هر چند که آن سخن سخنی زشت و سخیف است که مبنای علمی و استدلالی ندارد به تبیین و توضیح این مسأله که انکار خلافت یک خلیفه که نه از سوی پیامبر نصب شده و نه انتخاب فراگیر امت بوده، بپردازند.

رشاد گفت: از علمای طریقین انتظار می‌رود نسبت به این سخن موضع بگیرند و محکوم کنند تا هم خودشان را تبرئه کنند و هم پاسخ سخیف این فرد جاهل را بدهند با توجه به تداوم هتاکی‌های این انسان جاهل در حوزه‌های مختلف سیاسی و مسایل نظام می‌طلبد مسوولان ذی ربط نیز این مسأله را مورد بررسی قرار دهند. مبادا این عناصر عوامل رسمی بیگانگان باشند یا اگر رسماً هم عامل بیگانگان نباشند مورد حمایت آنان باشد و جریان‌های برون مرزی و دستگاه‌های جاسوسی بر گرده این حمالان بی سواد سوار شده باشند و لگام این افراد در کف دشمنان باشد این را باید مسوولان بررسی کنند و بر اساس قانون با این عالمان برخورد کنند آن چیزی که مهم است حفظ وحدت مسلمانان است حفظ حریم اهل بیت و رعایت مقدسات فریقین است.

وی در پایان خاطرنشان کرد: اهل بیت برای همه مسلمین از همه فرق محترم است و هتک حرمت اهل بیت هتک حرمت پیامبر و مقدسات همه مسلمانان است در کنار حفظ وحدت تدابیر لازم برای آنکه این وقایع تلخ تکرار نشود باید صورت بپذیرد. تاسف انگیز است از فضای آزاد و شرایط و محیط موجودی که برای ابراز نظر و آزاد اندیشی و آزاد گویی در کشور وجود دارد افراد جاهلی سو استفاده می‌کنند و سبب می‌شوند که فضا تحت تاثیر قرار گیرد اگر کسی سخن علمی دارد بیاید و در محیط‌های علمی سخن بگوید. اینکه کسی بیاید و عده‌ای از عوام را در یک شهر کوچک جمع کند و اساس انقلاب و نظام زیر سوال ببرد و به اساس دین و اهل بیت اهانت کند هنر نیست.

فلسفه جهاد احیای ذکر خداوند است

فلسفه جهاد احیای ذکر خداوند است

آیت‌الله علی اکبر رشاد رئیس شورای سیاست گذاری حوزه های علمیه در جلسه درس اخلاق پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی طی سخنانی با استناد به حدیثی از رسول اکرم (ص)، گفت: هیچ عملی محبوبتر از ذکر باری تعالی نزد خداوند نیست، همچنین برای بندگان عملی نجات‌بخش‌تر از ذکر خداوند وجود ندارد که او هر بدی رها کند.
وی عنوان کرد: برخی متعجب می‌شوند چرا جهاد محض محبوب‌تر از ذکر خداوند نیست، جهادی که فرد از جان و اموال خود می‌گذرد.
تولیت مدرسه علمیه امام رضا(ع) با اشاره به روایتی دربارۀ جهاد و قتال فی سبیل‌الله، اظهار کرد: چه امری بالاتر از جهاد وجود دارد این جهاد البته به صورت نسبی خوب است اما در مقام مقایسه با ذکر خداوند نیست بلکه در مقام اهمیت و بنیان است.

آیت الله رشاد ابراز کرد: زمانی که جهاد با اعمال و مصادیق دیگر سنجیده می‌شود تفسیر مطلق است و نسبی و قیاسی نیست، در واقع ذکر خدا از اطاعت، جهاد در را خدا، جهاد نظامی نیز مقام بالاتری دارد.
رئیس شورای سیاست گذاری حوزه‌های علمیه استان تهران با بیان اینکه ذکر خدا سخت است، گفت: ذکر خداوند متعال فقط شامل ذکر تسبیح و از این قبیل نیست بلکه ذکر خدا را باید با تمام وجوه آن در نظر گرفت.
وی در خصوص فلسفه جهاد و قتال فی‌سبیل‌الله، افزود: جهاد و قتال فی سبیل‌الله ذکر خدا است زیرا در راستای ذکر خداوند و پایداری است، لذا فلسفه جهاد احیای ذکر خداوند است. وقتی کسی وارد جهاد می شود با نیت، قصد قربت و تذکر الهی است در واقع ذکر الله و حفظ ذکر خدا فلسفه قتال فی‌سبیل‌االله و جهاد است، جهاد فی‌سبیل‌الله با ذکر الهی ارزش پیدا می‌کند.
رئیس شورای سیاست گذاری حوزه‌های علمیه استان تهران، ادامه داد: ذکر خداوند با کلمات و مفاهیم رایج اشتباه می‌شود زیرا زمانی ذکر الله ارزش دارد که در وجود انسان و هستی جریان پیدا کند.
وی گفت: باید پیوسته و دائما متذکر خداوند متعال بود ذکر در خدا به بیان کردن نیست بلکه باید جان و وجود آدمی به ذکر خدا بپردازد، باید احساس شود که وجود انسان ذاکر الهی است و صرفا بیان از طریق جسم کافی نیست.
رئیس شورای سیاست گذاری حوزه‌های علمیه استان تهران با اشاره به اینکه عالم مظهر خداوند است و در مظهر خدا معصیت نباید کرد، خاطرنشان کرد: سه حالت حضور وجود دارد که شامل حس‌حضور، حال حضور و عدد حضور است بنابراین انسان باید با وجودش خدا را حس کند چراکه حس حضور بسیار مهم است ممکن است انسان به زبان و ظواهر موحد باشد اما حس فرد سکولار باشد.

حوزه‌ها تحولات جدید در حوزه فضای مجازی و هوش مصنوعی را جدی بگیرند

حوزه‌ها تحولات جدید در حوزه فضای مجازی و هوش مصنوعی را جدی بگیرند

آیین رونمایی از کتاب «الهیات سایبر» اثر حجت‌الاسلام‌والمسلمین علیرضا قائمی‌نیا به همت قطب علمی فلسفه دین اسلامی پژوهشگاه با همکاری کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی امروز دوشنبه ۱۵ آذرماه جاری با حضور و سخنرانی آیت‌الله علی‌اکبر رشاد، حجت‌الاسلام عبدالحسین خسروپناه و مولف کتاب برگزار شد.

آیت‌الله رشاد در ابتدای آیین رونمایی از کتاب الهیات سایبر گفت: این کتاب، اثر فاخر و نوآورانه از یک  استاد برجسته و نوآور است و عنوان‌ اثر هم حکایت از نوآوری‌ و نواندیشی دارد و موضوع آن هم بدیع و جدید است.

وی با تاکید بر اینکه حوزه سایبر، حوزه نو و جدیدی است، گفت: ما موضوعات جدید کم نداریم و همیشه بشر در عالم نو زندگی کرده و ذهن و زبان و رفتار او نو می‌شود ولی خصوصیت این عنوان نو، فراگیری آن است زیرا موج شروع شده است، سایبر تا سالیان درازی همچنین تداوم خواهد یافت.

رییس پژوهششگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی اضافه کرد: موضوعات نو و جدید در سطح خرد زیاد داریم که خیلی در تکامل زندگی بشر مؤثر نیستند ولی این نو، همه سطوح و لایه‌های زندگی انسان را تحت تاثیر قرار داده و آینده را به شدت دگرگون خواهد کرد. نام نویسنده هم همواره با نوآوری همراه است و دیدن چهره او این صفت را برای ما تداعی می‌کند. همیشه در موضوعات نو و فضای تازه قلم و قدم زده است. آثاری از وی منتشر شده که می‌تواند اولین‌ها به حساب آید و ذهن جوال و سیال ایشان آثار متقدمی را خلق کرده است.

پرهیز از نقد حوزه در جامعه

رئیس شورای سیاستگذاری حوزه‌های علمیه تهران، گفت: حوزه علمیه بسیار متحول شده و دهه‌هاست که در گرودنه و فرایند تحول‌آمیزی در حال حرکت است، گرچه برخی حرکت‌ها از رویکرد ذاتی حوزه فاصله گرفته و تحول آن در جهت منفی و عقبگرد است مانند گرایش به سمت نظام دانشگاهی. تحولات حوزه دو سه دهه اخیر در ایران، قابل مقایسه با تحولات قرون گذشته نیست؛ گاهی برخی تحولات یک قرن و دو قرن طول می‌کشد ولی در طول دو سه دهه اخیر تحولات پرشتابی رخ داده که قابل قیاس با قبل نیست. البته چون این تحولات در فضای رسانه و بین مردم دیده نمی‌شود آفتی ایجاد کرده  تا جایی که عده‌ای این تحولات را منکر شوند و  اذهان را خراب و اراده‌ها را سست کرده و نسل جوان را بدبین به حوزه می‌کند.

وی ضمن تاکید بر پرهیز از نقدهای حق ولی نابجا نسبت به حوزه در جامعه، اضافه کرد: تحول در حوزه در زندگی مردم مؤثر است ولی تحول، کار مردم نیست، همچنین وقتی نقدها را به طلاب بگوییم نشاط و شور و اعتقاد و انگیزه برای تحصیل را از دست می‌دهند و یکی از جهاتی که باعث تنزل حوزه است نقدهای به حق ولی نابجایی است که طرح شده است؛ البته برخی نقدها از روی بی‌اطلاعی از تحولات حوزه است.

وی با بیان اینکه بنده به حوزه خوشبین هستم گرچه انتقاد هم دارم، افزود: انتقاد غیر روشمند و بی‌جا و بدون ارائه راهکار منسجم و منظم و عملی، انتقاد نیست و عملا تخریب است. بنده در یکی از آثارم از بین ۵۰۰ آسیب حوزه، ۱۸۰ عدد را برگزیده و راهکار برای رفع آن ارائه کردم.

عقب‌ماندگی حوزه نسبت به تحولات علمی جدید

رشاد در ادامه سخنانش گفت: ما در برخی عرصه‌ها مانند سایبر، در حوزه خیلی عقب هستیم و اگر پیش‌دستی نکرده و پیشرو نباشیم، این موج ما را با خود خواهد برد. اجتهاد، قلب حوزه است و مرزی برای آن نیست و در همه چیز راه دارد و باید اجتهاد در همه زمینه‌ها وجود داشته باشد. حدود دو دهه قبل نگرانی ما این بود که موضوعات هوش مصنوعی به عقاید اساسی ما مانند تجرد روح آسیب بزند و فیزیکالیسم را تحکیم کند، ولی مسائل امروز بسیار جلوتر از اینها رفته است و نگران همه چیز هستیم، اخلاق ما و سبک زندگی و مناسبات و رفتارهای ما آسیب دیده و در این عرصه از دنیا عقب هستیم.

وی تاکید کرد: حوزه در این عرصه فاصله بسیار زیادی با علم دنیا دارد. سایبر مطالعات فنی هستی‌شناسانه و معرفت‌شناسانه دارد؛ اگر روزی وجود را به ۴ قسم تقسیم می‌کردیم، امروز وجود سایبری یک عینیت واقعی است ولی ما به عنوان حوزه، نسبتی با این مطالعات نداریم چنانچه در حوزه الهیات خاص و کلام هم این وضع را داریم؛ انبوهی از شبهات تولید شده ولی چقدر به آن پرداخته‌ایم و در جلسات درس به استقبال آن رفته‌ایم یا در فلسفه اخلاق و حوزه حقوق و فقه مباحث فراوانی بیان شده است ولی کمتر به سمت آن رفته‌ایم.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی بیان کرد: دفتری به نام فقه معاصر داریم و کسانی در عرصه موضوعات جدید بحث کرده‌اند که خیلی ارزشمند است ولی حجم مسائل جدید علمی بسیار زیاد است و باید فضلا و استادان بیشتری در این زمینه ورود کنند و حداقل صد موضوع جدید مورد بحث قرار بگیرد. بحث فقهی هم بدون حوزه الهیات و فلسفه جواب نمی‌دهد، بیش از فقه و همراه آن باید کار کلامی، اخلاقی و فلسفی بکنیم.

وی اضافه کرد: باید رشته‌های علمی پژوهش‌محور را توسعه دهیم، شورای عالی فضای مجازی نامه‌ای نوشتند که درس خارج فقه مجازی برگزار شود ولی این موضوعات، نیازمند طراحی یک بسته علمی و کارگروه‌های علمی است و با نوشتن یک نامه به یک استاد درست نمی‌شود، فقهای خوش فکر و فیلسوفان صاحب نظر و  استادان دانشگاهی موضوع‌شناس باید وارد عرصه شوند.

آیت‌الله رشاد تصریح کرد: سیل بنیان‌کن علوم و تکنولوژی‌های جدید، اخلاق و شریعت و دینداری و هویت ما را تهدید می‌کند و ما به برخی جزئیات مشغول هستیم. از خصوصیا رهبر انقلاب پیش بینی‌های اجتماعی و سیاسی است که منشا آن معنویت است؛ ۱۵ سال قبل چندین بند خطاب به حوزویان فرمودند که یکی از آنها توجه به موضوعات روز مانند سایبر و هوش مصنوعی بود. ایشان تاکید کردند من این مطالب را می‌گویم تا به گفتمان تبدیل شود و کسانی در حوزه آن را دنبال کنند.

تهی شدن  مرکز جمهوری اسلامی از علمای مهذّب و جامعی چونان آیت الله شیرازی، موجب نگرانی عمیق خادمان حوزه‌ی تهران است.

تهی شدن مرکز جمهوری اسلامی از علمای مهذّب و جامعی چونان آیت الله شیرازی، موجب نگرانی عمیق خادمان حوزه‌ی تهران است.

پیام تسلیت آیت الله رشاد در پی رحلت فیلسوف فرزانه و استاد برجسته‌ی حوزه تهران آیت الله سید رضی شیرازی:
رئیس شورای حوزه های علمیه استان تهران در این پیام تصریح کرده است:
تهی شدن مرکز جمهوری اسلامی از علمای مهذّب و جامعی چونان آیت الله شیرازی، موجب نگرانی عمیق خادمان حوزه‌ی تهران است.
متن پیام آیت الله رشاد بشرح زیر است:
إنا لله وإنا الیه راجعون
ارتحال فیلسوف فرزانه و استاد برجسته‌ی حوزه علمیه‌ی تهران، آیت الله سید رضی شیرازی (طاب ثراه)، مایه‌ی تاسّف و تاثّر عمیق گردید.
محضر او که از پیشگامان نهضت اسلامی و از ارکان حِکمی دوره‌ی اخیر حوزه‌ی عریق پایتخت بود، طی سالیان متمادی مجمع طالبان معنی و تشنگان معرفت بود، و هر کسی و گروهی، اعم از عامی و عالم، برحسب استعداد و استطاعت خویش از خرمن خرّم و خزان‌ناشناس وی توشه می‌گرفت.
تهی شدن مرکز جمهوری اسلامی از علمای مهذّب و جامعی چونان آیت الله شیرازی، موجب نگرانی عمیق خادمان حوزه‌ی تهران است. امید می‌رود با تدبیر و تلاش مضاعف مدیران و مدرسان عزیز در پروردن فضلا و فرزانگان صالح و متعهد، بخشی از این خلأ خطرناک جبران گردد .
اینک این ضایعه­ی مولمه را، از سوی خود و شورا و مرکز مدیریت حوزه‌ی علمیه­ی استان تهران، ونیز مدیران و اعضای هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، به محضر مبارک حضرت بقیت الله (ارواحنا فداه) و رهبر معظم انقلاب اسلامی (دام ظله)، مراجع عظام تقلید (دامت برکاتهم)، ارادتمندان، شاگردان و فرزندان ارجمند آن عالم مجاهد بویژه حجت الاسلام والمسلمین سیذحسین شیرازی تسلیت عرض کرده، از بارگاه باری برای بازماندگانش صبر و سلامت، و برای آن فقید سعید، غفران و حشر با اولیاء را مسئلت می­دارم.
علی­اکبر رشاد
/ یازدهم / ۲۶ ربیع‌الثانی