آیت الله رشاد:
امام باقر(ع)، شکافنده علوم و امام صادق(ع)، بسطدهنده و گسترش دهنده این علوم بوده است
رئیس و موسس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: امام باقر(ع)، شکافنده علوم و امام صادق(ع)، بسطدهنده و گسترش دهنده این علوم بوده است.
آیت الله علی اکبر رشاد در جلسهای با حضور طلاب با گرامیداشت شهادت امام باقر(ع) اظهار داشت: بسیار معروف است که مذهب ما را مذهب جعفری تعبیر میکنند، این در واقع اسم گذاری است که دیگران روی ما چنین نامی گذاشتهاند وگرنه ما همان تعبیر امام خمینی(ره) یعنی اسلام ناب را در اختیار شیعه داریم.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: همه جزییات عقایدمان به نام اسلام است و به دین اسلام معتقد هستیم و اصول مذهب همان اصول دین ماست و فقط جنبه آموزشی در ان نهفته است و ما با اسلام، تفاوتی نداریم.
وی تصریح کرد:اما برخی از فرق، تفاوتهایی با اسلام ناب دارند و مثلا عدل را قبول ندارند و به ما عدلیه میگویند،چون ما معتقدیم خدای متعال عادل است و همه اعمال حَسَن و قبح دارند و معتقدیم افعال ذاتا یا مَحسن یا قبیح هستند.
آیت الله رشاد عنوان کرد: هر چند برخی فرق چنین دیدگاهی را ندارند و میگویند هر چه شارع گفت حَسَن است همان است و هر چه گفت قبیح بوده نیز همان است و ذاتا چیزی حَسَن و قبیح نیست.
وی خاطرنشان کرد: اما در تشیع و طبق اسلام ما معتقدیم خدا براساس حَسَن و قبح احکام، حکم داده و همه احکام نیز حکمت و علت دارند لذا افعال حَسَن را، خدا واجب و یا قبیح را حرام و مکروه کرده است.
رئیس شورای حوزه های علمیه استان تهران گفت: این همه آیات، نشانگر اسلام حقیقی است و فلسفه نیز برای شیعه است، از این رو بسیاری از آیات را به خوبی تفسیر میکنند و در اهل سنت کمتر فیلسوف داریم و عرفان از ناحیه اهل سنت شروع شده است.
وی در این باره افزود: در زمان اهل بیت(ع) نیز عرفان شرقی را دامن زدند و برای فلسفه نیز این گونه گفته می شود و خلفا آن را به جهان اسلام آوردند اما مسلم این است شیعه عقل گرا و همچنین عرفانی نیز هست.
آیت الله رشاد عنوان کرد:مکتب تشیع، مکتب جدیدی نیست که بگوییم انشعابی از اسلام است، از این رو تعبیر مکتب جعفری را نمیپسندم، چون مکتب جدیدی نیست؛ اینکه تصور شود امامان دیگر یک مذهب داشتند و امام صادق(ع)، یک مذهب دیگری داشته باشد این گونه نیست.
وی بیان کرد:در واقع مکتب جعفری، مکتب مجزایی از مکتب امامان نیست، همانطور که در حدیث ثقلین آمده که قران و عترت از یکدیگر جدا نمیشود و هیچ حدیثی این قدر محکم نیست و این حدیث برای حقانیت شیعه کافی است، چون مکررا از پیامبر صادر شده است و دلالت ها این قدر مفصل و دقیق است که ذره ای احتمال خلاف نمیتوان داد و عالمان بزرگی در مورد حدیث ثقلین آثار ارزشمندی دارند.
رئیس حوزه علمیه امام رضا(ع) اظهار داشت: مکتب جعفری نیز مجزا از شیعه و اسلام نیست و تعبیر مذهب تشیع داریم لذا مذهب نیست و خود دین است.
وی تصریح کرد: بسیاری از علوم میراث امام باقر(ع) است و از امام صادق(ع) توسعه یافته است،70 درصد از احادیث از امام صادق(ع) و سپس بخش زیادی از آن امام باقر(ع) بوده و این پسر آن پدر عالم است.
آیت الله رشاد گفت: بسیاری از روایات امام صادق(ع) از پدر نقل شده و در واقع احادیث بیشماری از امام باقر(ع) بوده و نقل آن تا رسول خدا(ص) میرسد که از آن با نام سند طلایی تعبیر میشود و در مقطعی از تاریخ فرصتی ایجاد شد امام صادق جلوه کرد.
وی افزود: کار امام باقر(ع) سختتر از امام صادق(ع) بود، چون امام باقر(ع) بعد از اختناق به روی کار آمد، همان طور که از برخی از امامان حدیث کمتری داریم چون در دوران خفقان بودند و اجاره نقل نمیدادند؛ امام باقر(ع) در چنین دورانی زیست.
رئیس شورای حوزه های علمیه استان تهران بیان کرد: 4 هزار نفر شاگرد در جلسات بحث امام صادق(ع) حاضر شدند و این علوم اشاعه یافت وگرنه مجوعه مطالب از حضرات قبلی و از امام باقر(ع) است، از این جهت بسیار غنی هستیم.
وی عنوان کرد:اهل تسنن 40 هزار حدیث از پیامبر(ص) دارند که از اصحاب نقل میکنند و ما احادیثی داریم که مستقیم از اهل بیت(ع) و از محضر رسول خدا(ص) گرفتهایم، ما احادیث را از امام صادق(ع) میگرفتیم که ایشان نیز از پدر و سایر امامان گرفتهاند.
آیت الله رشاد تاکید کرد: در مجموع باید گفت ما مذهب مجزایی نداریم و در واقع اسلام ناب داریم و متن اسلام را ما از تشیع در اختیار داریم.
وی تصریح کرد:توحید و عدل دو اصل علویان است و احیاکننده این دو اصول هستیم و از طرفی جوهر نهج البلاغه نیز توحید و عدل است هر چه داریم از امام باقر(ع) و دیگر ائمه داریم، به ویژه اینکه امام باقر(ع)، شکافنده علوم و امام صادق(ع)، بسطدهنده و گسترش دهنده این علوم بوده است و در مقام فهم و فعل در برابر این علوم باید کوشا باشیم.
درس اخلاق
ماندگاری اسلام ناب مرهون تلاش های علمی امام صادق(ع) است
آیت الله رشاد: از مکتب امام صادق علیه السلام نباید فاصله بگیریم/ ماندگاری اسلام ناب مرهون تلاش های علمی امام صادق است.
رئیس و موسس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: از مکتب امام صادق علیه السلام نباید فاصله بگیریم.
آیت الله علی اکبر رشاد، امروز صبح در درس خارج اصول با گرامیداشت سالروز شهادت امام جعفر صادق علیه السلام اظهار داشت: در آستانه سالروز شهادت حضرت جعفر ابن محمد امام صادق سلام الله علیه قرار داریم که وجود مبارک و نورانی این بزرگوار در عرصه معرفت و علم همان نقشی را ایفا کرد که وجود نورانی حضرت سید الشهدا علیه السلام از طریق حماسه و شهادت به ایفای آن پرداخت.
رئیس شورای حوزههای علمیه استان تهران افزود: اگر نبود شهادت حضرت سید الشهدا علیه السلام چیزی از اسلام باقی نمی ماند و اگر چیزی باقی مانده بود فقط نام بود. شهادت آن بزرگوار نه تنها مسیر اهل بیت را تحکیم و تداوم بخشید؛ بلکه حتی نسبت به سایر مذاهب که در مکتب خلفا زیست و تنفس می نمودند و در مذهب آنها نیز حقایقی که وجود داشت ممکن بود از دست برود.
وی تصریح کرد: در واقع اثر شهادت حضرت سید الشهدا علیه السلام محدود به پیروان اهل بیت و مکتب اهل بیت نبود. گاه این چنین است که یک حرکت حتی در رفتار دشمن نیز تاثیر میگذارد و رفتار دشمن را هم اصلاح می کند و بقای اسلام ناب و خالص، به خون مطهر و پاک سید الشهدا علیه السلام بود.
آیت الله رشاد عنوان کرد: امام صادق سلام الله علیه نیز چنین نقشی را به شیوه ای دیگر ایفا فرمودند. ایشان نه تنها مکتب اهل بیت را احیا کردند بلکه بعد از سیطره بنی امیه و در نزاع میان بنی امیه و بنی عباس از این فرصت استفاده کردند و مکتب اهل بیت علیهم السلام را تقویت فرمودند. تعالیم امام صادق علیه السلام روی مذاهب دیگر و سران آنها، همچنین برای افرادی که مستقیم و غیر مستقیم از شاگردان آن بزرگوار بودند موثر بود و لاجرم در طرز تفکر و رفتار آنها تاثیر گذاشت.
وی بیان کرد: این که تعبیر می شود امام صادق علیه السلام رئیس مذهب شیعه هستند از یک جهت تعبیر مناسب و دقیقی نیست؛ چرا که شیعه را رسول خدا شیعه نامیده است. روایات متعددی داریم که به لسان حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم، خطاب به امیرالمومنین سلام الله علیه فرمودند هم شیعتک، علی جان آنها شیعیان تو هستند.
رئیس حوزه علمیه امام رضا علیه السلام خاطرنشان کرد: روایتی است که سه خلیفه و امیرالمومنین سلام الله علیه جلوی درب منزل پیامبر روی سکویی نشستند و وقتی حضرت از منزل خارج شدند روی سکوی مقابل امیرالمومنین نشستند و آن جا بحث از قومی یا جماعتی با ویژگی های خاص شد. یکی از سه نفر پرسیدند این ها چه کسانی هستند؟ حضرت پاسخ نفرمودند تا اینکه امیرالمومنین سوال کردند و ایشان در مورد ویژگیهای آنان فرمودند هُمْ شِیْعَتُکَ ؛ رسول خدا فرموند این ها شیعیان تو هستند.
وی گفت: از امام علی علیه السلام سوال کردند شیعه کیست؟ و حضرت حرکت کردند از نقطه ای و به سلمان گفتند پشت سر من بیا و سلمان پا جای پای امیرالمومنین قرار میداد، حضرت برگشتند و گفتند تشیع این است یعنی پا جای پای ما بگذارید.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: اصطلاح شیعه و تشیع اصطلاح متعارفی در عهد رسول خدا بوده است و این گونه نیست تشیع را امام صادق سلام الله علیه بنا نهاده باشد. یا فرقه ای شکل گرفته باشد و یک انشعابی از اسلام ایجاد شده باشد، بلکه تشیع، اسلام ناب و اسلام اصیل است و باقی مذاهب و فرق انشعاب از متن صراط اسلام اند. این گونه معروف است چون مذاهب اسلامی در آن عهد شناخته و تفکیک شده است، فرق و مذاهب به وجود آمد و تشیع نیز یک مذهب تلقی شد.
وی بیان کرد: در تقسیمات کلامی نیز از این اصطلاح استفاده شد به عنوان مذهب شیعه که گویی مذهب و مسلک است در مقابل دین والا خود دین است. البته نقش صادقین در احیای اسلام ناب و ارتقای و توسعه مکتب اهل بیت فوق العاده بوده است شرایط مساعدی به وجود آمده و این دو بزرگوار این کار را انجام دادند.
آیت الله رشاد عنوان کرد: ما عمده مباحث کلامی و حکمی و فقهی و اخلاقی مستند به کلمات به امام باقر علیه السلام و بیش از ان امام صادق علیه السلام است این خود روشن است و اگر نمی بود کلمات امام باقر و امام صادق، کلام ما و فقه ما فقیر بود و اخلاق ما به لحاظ مذهبی فقیر بود.
وی تاکید کرد: این مساله مهمی است چنان چه که فقه و کلام سایر مذاهب نیز فقیر تر بودند و با متن اسلام فاصله میگرفت، کما اینکه ما در حال حاضر فاصله مان با مرام و مکتب امام صادق علیه السلام کم نیست. گاهی از رویه امام صادق فاصله می گیریم بنده معتقد هستم اگر با یک زاویه دید متفاوت و به انگیزه ارزیابی میزان انطباق و و فاصله کلام و فقه ما خصوصا با آن چه از لسان امام صادر شد در سایر معارف اگر با این نگاه به عنوان چنین ارزیابی کنیم خواهیم دید در جایی فاصله داریم.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی اظهار داشت: یکی از جهت که فاصله داریم جهات عقلانیت است. در کلام و عقاید و در فقه و اخلاق و دیگرمعارف امام صادق بسیار اهتمام دارند بر وجه شان عقل و عقلانیت اما خب به نظر می رسد ما در این جهت بیشتر نص گرا شده ایم. بعضی از فقهای ما، برخی از متکلمین ما، لااقل بیش از آن که عقل گرا باشند نص گرا هستند. گاهی تا جایی که برخی خرده جریان هایی در تشیع پیدا شد که نه تنها نص گرا شدند، که اخبار گرا و اخباری شدند. نه تنها گرایش چنینی، بلکه به جای نص گرایی که بگوییم محور نص است و سایر منابع را نباید کنار بگذاریم یا محور اخبار است اما قرآن را نباید کنار بگذاریم، در عمل نزدیک شدیم به این که سایر منابع را کنار بگذاریم و به جای نص گرایی دچار نص بسندگی بشویم و به جای اخبار گرایی حتی اخباربسندگی ما را مشغول کند.
ایشان افزودند: گاهی چنین آفاتی در آثار برخی خرده جریان ها به چشم می خورد. ما آن چنان که امام صادق علیه السلام فقه را عقلانی می بیند و بیان می فرماید و به عقل اهتمام دارند؛ گاهی بعضی افراد سهمی برای عقل قائل نیستند و می گویند عقل کاربرد عالی و استقلالی دارد این فاصله گرفتن از مکتب امام صادق علیه السلام قلمداد می شود. حتی حوزه ها اهتمام کمی به امام صادق علیه السلام دارند و حق ایشان را ادا نکردیم مگر ما حق امیرالمومنین سلام الله علیه را در حوزه ادا کرده ایم که گلایه کنیم چرا حق امام صادق ادا نشده است.
آیت الله رشاد افزود: در حوزه علمیه ما نهج البلاغه به اندازه کدام درس بشری عادی ارزش دارد؟ در فلسفه و کلام و عرفان فقه و اخلاق چقدر اهتمام داریم؟ ما طلاب را به برخی از آثار الزام می کنیم، این ها را بخوانند و حفظ کنند و فهم کنند، آن وقت یک صدم اهتمام به نهج البلاغه نداریم. چرا نباید نهج البلاغه متن درسی حوزه ها شود؟ چرا نباید به صحیفه سجادیه که متن تدیون شده امام سجاد علیه السلام است و ساختارش نسل به نسل از امام سجاد به ما رسیده است اهتمام داشته باشیم؟ در واقع صحیفه از زید شهید به حضرت زینب رسیده و الان این کتاب در اختیار شیعه است. این مانند کتابی است که امام سجاد خودشان نوشتهاند و چرا ما برای این کتاب عرفانی و اخلاقی مانند سایر کتاب ها ارزش قائل نیستیم؟ چرا نباید یک جا در حوزه سراغ داشته باشیم که بگویند صحیفه سجادیه درس اصلی است و طلاب باید آن را بخوانند.
وی بیان کرد: البته در این انتقاد به عنوان کسی که در خدمت طلاب پیر شده ام من هم مقصر هستم و در این جهت کوتاهی کرده ام. طلاب باید یک دور کامل تفسیر قرآن کریم را نیز بخوانند. آیت الله جوادی آملی چهل سال تفسیر قرآن می گوید و این جبران تقصیر امثال ماست، هر چند دروس حوزه متراکم است اما این کتب مقدس باید خوانده شود.
وی در پایان عنوان کرد: تبلیغ را به دهه محرم و صفر و رمضان محدود نکنیم در این مناسبت ها طلاب باید به کار تبلیغ بپردازند و طلابی که دارای توانایی تبلیغ هستند اهتمام داشته باشند هر چند در حوزه تبلیغ نیز کوتاهی هایی شده و استغفار میکنیم.
ما سرمایههای عظیمی در حوزه معنویت داریم که هنوز به جهان عرضه نکردهایم
ما سرمایههای عظیمی در حوزه معنویت داریم که هنوز به جهان عرضه نکردهایم/ یکی از مطالبات مهم ما از حوزه علمیه، اخذ مجوز برای راهاندازی رشته سلامت معنوی است
رئیس شورای حوزه های علمیه استان تهران گفت: ما سرمایههای عظیمی در حوزه معنویت داریم که هنوز به جهان عرضه نکردهایم.
آیتالله علی اکبر رشاد در ابتدای درس اخلاق حوزه علمیه امام رضا(ع) تهران با تبریک تقارن بهار طبیعت با بهار قرآن اظهار داشت: بهار طبیعت و بهار شریعت در سال جاری مقارن شدند و این تقارن میتواند پیامهای مهمی را به همراه داشته باشد.
وی در خصوص ویژگیهای بهار طبیعت افزود: در بهار طبیعت، طبیعت نو و تازه و درختان و گیاهان از نو سبز میشوند و شاخ و برگ تازه میگیرند و شکوفه میکنند و برای بار دادن آماده میشوند و در مجموع محشری و قیامتی در عالم طبیعت برپا میشود و موجودات طبیعی، زندگی را از سرمیگیرند.
رئیس شورای حوزه های علمیه استان تهران بیان کرد: اینکه مرگ همه طبیعت را فراگرفته بوده و دوباره به زندگی برمیگردند، از نشانههای الهی است و آیات فراوانی در خصوص زندگی طبیعت و از باب استدلال و بیان یک فرآیندی که در ید خدای متعال است نسبت به بیان پایان عمر ثانی و سرگرفتن عمر جدید از حیات را مطرح میکند.
وی تصریح کرد: گاهی از باب اینکه زندگی ما انسانها همان طور که گیاهان و درختان در پاییز و زمستان میمیرند و بهار و تابستان، زندگی دوبارهای دارند بپذیریم اینکه خدای متعال قادر است چنین روندی را در طبیعت اعمال کند و مشاهده کنیم چنین روندی را در حیات انسان نیز خداوند اعمال میکند و همان خدایی که گیاه خشکیده را احیا میکند و از نو به آن زندگی میبخشد راجع به انسان نیز توانایی دارد.
آیت الله رشاد همچنین عنوان کرد: ماه مبارک رمضان ابتدای سال معنویت است، چنان چه هر امری آغاز سالی دارد سال معنوی نیز با رمضان آغاز میشود؛ باید در سال جدید روند جدیدی را در رمضان آغاز کنیم.
وی خاطرنشان کرد: ما در این ماه خود را آماده میکنیم تا برنامهای که خداوند آن را تصویب کرده عملیاتی کنیم، خدای متعال در سه شب قدر نیز برنامههایی را تصویب و تثبیت میکند و شب قدر سه مرحله برنامه آینده زیستی ما در یک سال و حتی یک عمر را رقم میزند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: ما هر آن چه برای قدر آماده کنیم، خداوند آن را مقرر میکند و در شب اول برنامه تصویب میشود در دومین شب قدر تثبیت و شب سوم نیز بسته خواهد شد، ما ایام فوقالعاده ای را در معنویت سپری میکنیم که باید قدر آن را بدانیم.
وی در خصوص مقوله معنویت افزود: در سالهای اخیر در نقاط مختلف جهان، مباحث معنوی با انگیزههای متنوع مطرح شده و انگیزه اصلی آن، خلائیست که در زندگی و حیات بشر و دوره مدرنیته و پسا مدرن به وجود آمده است.
آیت الله رشاد در این باره عنوان کرد: انسان در چنین برههای احساس پوچی و خلاء و کمبود میکند و به رغم اینکه از همه چیز برخوردار است و هر توانایی را دارد، با چنین احساسی مواجه میشود، شاید رفتارهایی از این انسانهای متمدن کذایی به دلیل احساس خلاء سر بزند که ما به عنوان مسلمان تعجب کنیم.
وی بیان کرد:انسانهایی که به پوچی رسیدهاند کارهای ضد اخلاق و ضد انسانی انجام میدهند و گاه جنگهایی را به راه میاندازند و قتل عامهای گستردهای را مرتکب میشوند که این یک نوع برآیند احساس خلاء و کمبود است و میخواهند دیده شوند و بگویند ما نیز هستیم.
رئیس و موسس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تصریح کرد: این رفتارها را میتوان براساس روانشناسی تحول نیز تحلیل کرد، مثلا برگزاری مراسمات و رفتارها و حتی ازدواجهای عیجب و غریب شکل میگیرد و همه اینها به معنای پوچی است و رسیدن به انتهای خط در زندگی است.
وی خاطرنشان کرد: کارهای عجیبی در دنیای غربی اتفاق می افتد و پایان دادن به زندگی نیز برای آنان آسان است، زیرا دیگر از زندگی مادی نیز لذتی نمیبرند و حتی برای کسب معنویت نیز گاهی دست به کارهای عجیب و مصرف مواد مخدر و توهم زا میزنند.
آیت الله رشاد اظهار داشت: در این جوامع متمدن، مذاهب و فرقههای انحرافی عجیبی وجریانهای معنوی پدید میآید که متاسفانه برخی از جوانان تحت تاثیر این فرقهها قرار میگیرند.
وی گفت: وهابیت و شاخههایی چون داعش نیز از گروههای افراطی و انحرافی هستند که خود را مسلمان میدانند اما دست به جنایات مختلفی میزنند و به دلیل قساوتی که ناشی از نگاه افراطی به اسلام دارند، آبروی اسلام را بردند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: همین فرقهها و مذاهب انحرافی اگر مبانی دینی و معارف ناب اهل بیت(ع) را به خوبی برای آنها بیان کنیم میتواند اثرگذار باشد، ما سرمایههای عظیمی در حوزه معنویت داریم که هنوز به جهان عرضه نکردهایم؛ همه ما باید به لحاظ معنوی تاثیر گذاری داشته باشیم.
وی تصریح کرد: در مردم جهان خلایی است که اگر ما بتوانیم معنویت و دین را به دیگران منتقل کردیم موفق میشویم، در اغتشاشات اخیر مهمترین بعد خلا معنوی بود و حیث معنوی و جمالی دین به این نسل منتقل نشده است و این جزئی از رسالت حوزه به شمار میرود.
آیت الله رشاد بیان کرد: یکی از مطالبات مهم ما از حوزه علمیه، اخذ مجوز برای راهاندازی رشته سلامت معنوی است که دراین باره نباید تعلل کرد، همان طور که در دانشگاهها این رشته راه افتاده است.
وی عنوان کرد: معنویت، چتر دین است، ما علمای بزرگی داشتیم که رفتار معنوی داشتند و جلسات اخلاقی عظیمی را به راه میانداختند که بسیار تاثیر گذار بود و مردم را جذب میکرد، طلاب باید سبک زندگی این علما را الگو قرار دهند.
طلاب باید در کنار تحصیل و تهذیب به ورزش و سلامت جسم نیز توجه داشته باشند
رئیس شورای حوزه های علمیه استان تهران گفت: طلاب باید در کنار تحصیل و تهذیب به ورزش و سلامت جسم نیز توجه داشته باشند.
آیت الله علی اکبر رشاد در ابتدای درس اخلاق حوزه علمیه امام رضا(ع) تهران با قدردانی از تلاش های این حوزه در خصوص موفقیت های ورزشی طلاب اظهار داشت: پیشرفت جنبه های علمی و پژوهشی در کنار پیشرفتهای تهذیبی و اخلاقی طلاب بسیار ارزشمند است؛ همچنین توجه به سلامت جسم نیز اهمیت زیادی دارد و طلاب باید در کنار تحصیل و تهذیب به ورزش و سلامت جسم نیز توجه داشته باشند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود:در واقع باید حفظ سلامت و توجه به ورزش نیز مورد تاکید طلاب باشد، برنامه های جمعی همچون کسب مقام ورزشی طلاب به همان اندازه باعث خرسندی است که طلاب مقالات علمی می نویسند و این نشان از آینده درخشان این عزیزان دارد، انشالله این موفقیت ها تداوم مییابد.
وی تصریح کرد: جوانی که ورزش نمی کند بی رمق و بی حرکت است، حضور در این برنامه های ورزشی خود یک رتبه محسوب می شود؛ این نخستین دور از مسابقات ویژه طلاب بود و از تلاش صورت گرفته و تداوم چنین برنامه هایی قدردانی می کنیم.
آیت الله رشاد رویدادهای ورزشی در میان طلاب را اتفاقی خوب برشمرد و بیان کرد: رسول خدا(ص) جوان هایی که داشتند ورزش و با یکدیگر مبارزه می کردند را تشویق کرد و گفت برترین ها کسی است که با نفس خود بجنگد، گاهی انسان با نفس خود مقابله می کند و در این شرایط خدا در وجود و ذهن او حاضر می شود.
وی عنوان کرد: پیامبر اسلام(ص) سلامت جسم و شجاعت جوانان را مورد تشویق قرار دادند، شجاعت واقعی نیز مقابله با نفس است، طلاب باید به کار علمی و تهذیبی و سلامت جسم نیز توجه داشته باشند همان طور که رهبری بارها در این باره توصیه هایی داشته اند، از این رو طلاب ورزش را جدی بگیرند و تصور نشود که ارزش ورزش از تحصیل کمتر است.
رئیس شورای حوزه های علمیه استان تهران خاطرنشان کرد: تالیف و تحقیق دشوار تر از تدریس است چرا که احیای آثاری است که در طول تاریخ به دست آمده است از این رو توصیه به طلاب توجه به فعالیت های علمی و تحقیقی است، امیدواریم در زمینه علمی و ورزشی رویدادهای خوبی را شاهد باشیم.
وی گفت: اگر تهذیب نباشد و علم به تنهایی مورد توجه قرار بگیرد، انسان می تواند از علم سواستفاده کند، طلبه ای که فاقد اخلاق و تهذیب باشد می تواند خطرناک باشد.
آیت الله رشاد در ادامه افزود: انسان گرفتار فقر یک فاجعه است و بدتر از آن بیماری جسمی است و سخت تر از آن نیز بیماری قلب و روح و نفس به شمار می رود، اگر انسانی جسم بیماری داشته باشد رنج می برد و آزار می بیند، باید بدانیم سلامتی نعمت بزرگی است و از آن مهم تر سلامت نفس است.
وی بیان کرد: خداوند در همه حال به انسان عنایت دارد، انسانی که شکر گزار است همین نقصان و کمبودها را نیز فرصتی برای تعالی می داند.
رئیس و موسس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در خصوص علم و دین نیز عنوان کرد: عالم به دین یعنی فردی که می داند دین چیست ولی عالم دینی یعنی کسی وجود و سکنات اش در مسیر الهی است و وجودش توقف ندارد و دائم در حال ستایش و ذکر است و حتی خواب او نیز در حال عبادت است.
وی تصریح کرد: امام خمینی(ره) فرمود عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنیم؛ اگر انسان احساس کند عالم محضر خداست مگر امکان دارد که معصیت و ستم کند.
آیت الله رشاد گفت: انسان نیز می تواند معصوم باشد نه معصومی که ویژگی ائمه است، بلکه منظور معصومی که مرتکب گناهی نمی شود، این معصومیت به واسطه احساس حضور است ما بزرگانی داریم که حتی به گناه نیز فکر نکرده اند.
وی افزود:اگر طلبه ای نفس خود را پاک کرد و شفاف شد همه انوار در آن منعکس می شود، اگر طلبهای از نظر علمی رشد کند اما نفس خود را پاک نکرده باشد بسیار آسیب زاستريال پس تحصیل علمی در کنار تهذیب باید دنبال شود.
رئیس و موسس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی بیان کرد: شخصیت امام خمینی(ره) به واسطه تهذیب نفس این گونه پرورش یافت، امامی که اعلم علما و فقها و فیلسوفی بزرگ و سیاستمداری برجسته و عالمی برجسته بود، این اتفاق همواره تکرار نمی شود.
وی در پایان در خصوص اهمیت دعا به خصوص در این ایام نیز خاطرنشان کرد: در دعاها باید جامع دعا کرد و همه بزرگان و نزددیکان و دوستان و شهدا را دعا کنیم، و نیکان و کسانی که برای تعالی این نظام جان دادند را از دعای خیر محروم نکنیم.
کشور ما با امام رضا(ع) هویت پیدا می کند
آیت الله علی اکبر رشاد رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در ابتدای درس اخلاق پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، بارگاه ملکوتی حضرت امام رضا (ع) در ایران را مایه سرافرازی کشور بیان و اظهار داشت: کشور ایران با مضجع شریف امام رضا (ع) تعریف میشود و ما با امام هشتم هویت پیدا میکنیم. وجود بارگاه ملکوتی ایشان سبب شده ایران به عنوان کانون و محور معنوی به شمار آید.
رئیس شورای سیاست گذاری حوزه علمیه استان تهران در خصوص حدیث قدسی سلسلة الذهب بیان داشت: این حدیث قدسی است و حضرت امام رضا (ع) این حدیث را به نقل از پدر بزرگوارشان و امام کاظم (ع) نیز از پدر بزرگوار خویش، امام صادق (ع) نیز از پدر بزرگوارشان این حدیث را نقل میکنند و این سلسله قولها ادامه پیدا میکند تا پیامبراکرم (ص) و ایشان نیز از جانب خداوند متعال حدیث سلسلةالذهب را بیان میکنند. به همین منظور است که این حدیث با نام حدیث سلسلةالذهب معروف است چرا که این حدیث را که طلاییترین کلام حیات بشری محسوب میشود را کسانی که معصوم و زرین هستند نقل میکنند. لازم به تاکید است هیچ کلمهای بالاتر از این وجود ندارد و هیچ کلمه و جملهای طلاییتر و ارزشمندتر از این جمله متصور نیست؛ بنابراین هم خود کلمان در واقع کلمات طلایی بوده که مشتمل بر توحید است و هم اینکه این حدیث ولایت را نیز در بر میگیرد.
این استاد حوزه علمیه افزود: بر این اساس علاوه بر اینکه حدیث سلسلة الذهب سخن از توحید خالص به میان میآورد حصن حصین الهی نیز در آن معرفی شده که مهمترین آن ولایت بوده و نظام سیاسی نیز مورد توجه و تذکر قرار گرفته است. اصل حدیث قدسی است اما امام رضا (ع) نیز ذیلی را به عنوان معصوم به آن میافزاید که آن ذیل اشاره به نقش ولایت در توحید دارد. گرچه حضرت به انواع شروط اشاره کردند مبنی بر اینکه این کلمه شروطی دارد ولی مهمترین و سریعترین شرط را ولایت بیان میکنند؛ بنابراین توحید همراه با شروط توحیدی بوده که مهمترین آن شرط ولایت است.
رشاد با استناد به کلام امام رضا (ع) بیان کرد: حضرت فرمودند کلمه الله دژ و من حصار آن هستم هر کسی حقاً وارد این دژ بشود از عذاب الهی در امان خواهد ماند. امام رضا (ع) زمانی که از مرو به مشهد میرفتند در نیشابور اطراق کردند و زمانی که روات حدیث، دانشمندان، نخبگان، اندیشمندان و اصحاب فکر و فرهنگ متوجه حضور امام شدند به سوی ایشان شتافتند و از امام خواستند تا حدیثی را نقل کرده و آنان حدیث را مکتوب کنند؛ حضرت حدیث سلسلةالذهب را در مقیاس چند هزار نفری قرائت فرمودند.
رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با اشاره به جایگاه علمی نیشابور در عصر امام هشتم، گفت: نیشابور آن زمان مرکز فکر و اندیشه بود و آن دوران دوره طلایی علمی نیشابور به شمار میرود به گونهای که بسیاری از متفکران، اندیشمندان، فقها و علما در این شهر زندگی میکردند و همه به محضر امام رضا (ع) مشرف شدند و از حضرت خواستند که حدیثی را نقل کنند. در طول تاریخ اسلام تنها دو مرتبه چنین وضعیتی به وجود آمده و شرایط اجتماع نخبگانی یک پیام تعیین کننده ابلاغ شده را به ثبت رسانده اند. مشابه واقعه نیشابور را میتوان در غدیر خم مشاهده کرد. در حجةالوداع حاجیان و نخبگان جوامع اسلامی حضور داشتند که پیامبر اکرم (ص) پیام الهی را ابلاغ کردند و فرمودند من کنت مولاه فهذا علی مولاه؛ این جمله تاریخی و تاریخ ساز بود که اصل و اساس آن ولایت و حکومت الهی است. در واقع واقعه نیشابور نیز اصل و اساس توحید بود اما توحیدی که با شرایط خودش بیان شد که مهمترین آن شرایط التزام به ولایت است.
وی ادامه داد: حضرت زمانی که حدیث سلسلةالذهب را نوشتند و حرکت کردند مقداری که از اجتماع فاصله گرفتند مجدد توقف کردند و سر از محمل بیرون آوردند و این جمله را اضافه کردند که هر کسی اگر وارد این حصن الهی شود از عذاب دور میشود و شرط این دوری ولایت است و من از جمله آن شروطم.
رئیس شورای سیاست گذاری حوزه علمیه استان تهران با تاکید بر اینکه توحید در رهن ولایت است، خاطرنشان کرد: زیرا فهم توحید اگر از رهگذر ولایت نباشد به خطا خواهد رفت دریافتهای گوناگون و تحلیلهای مختلف که گاهاً انحرافی است منجر به ایجاد و شکل گیری جریانهایی مانند وهابیت که بسیاری از اعمال عبادی را شرک قلمداد میکنند، میشود. آنان بی آنکه به بیانات امیرمومنان علی (ع) که توحید ناب است توجه کنند از خود توحیدی ترسیم میکنند که عملاً نفی توحید است و حاصل آن داعشی میشود که به نام توحید موحدین را سر میبرند. بنابراین به لحاظ فهم، توحید را باید از رهگذر اولیا فهمید چرا که توحید بی ولایت توحید ناب نیست اصولاً باید بدانیم توحید و ولایت دو روی یک سکه هستند توحید علاوه بر مفسر و مبین نیازمند مجری نیز هست و باید در عمل پیاده شود توحید لقلقه زبان ارزش ندارد توحید باید در حیات آدمی و همه ساحت زندگی آدمی جریان پیدا کند این توحید است.
نسبت به ادعیه حضرات معصومین(ع) کوتاهی کردهایم
آیتالله رشاد:
پژوهشکدههای ما باید نسبت به مضامین ادعیه فعال عمل کنند/ «نظام نیایشی» اسلام مورد توجه دانشی قرار گیرد
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: متأسفانه نسبت به فعالیتهای علمی و پژوهشی مضامین بلند ادعیه حضرات معصومین(ع) کوتاهی کردهایم، این نقد ابتدا به خودم و سپس به سایر همکارانم وارد است.
آیتالله علیاکبر رشاد، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و رئیس شورای مدیریت حوزهعلمیه استان تهران طی سخنانی با اشاره به فرازهایی از دعای ابوحمزه ثمالی و دیگر ادعیه مأثور اظهارکردند: ان شاءالله خداوند متعال روح و جان ما را با این ادعیه نورانی با این معارف غنی، با این معانی بلند ادعیه حضرات معصومین(ع) مأنوس گرداند تا این معارف را دنبال کنیم، متأسفانه ما نسبت به ادعیه و تببین مفاهیم آن کوتاهی کردهایم، مراکز علمی، آموزشی و پژوهشی ما در حق ادعیه کم گذاشتهاند و ما نیز در پژوهشگاه نسبت این موضوع مهم غافل بودهایم.
استاد سطوح عالی حوزه علمیه ادامه داد: ما در حق ادعیه معصومین(ع) کم گذاشتهایم، پیش از این تأکید داشتهام حتماً در پژوهشکده حکمت در بخش «کلام»،«منطق فهم دین» و«عرفان» دوستان اهتمامی نسبت به ادعیه و مضامین بلند آن داشته باشند. حتی پژوهشکده های دیگر نسبت به این ادعیه اقداماتی درخور داشته باشند، باید در پژوهشکده نظامها، یا گروه اخلاق، یا به طورکلی علل اطلاق با نظام معنایی«نظام نیایشی» اسلام هم کار شود و هم تببین گردد. چون در پژوهشگاه فرهنگ ما به ترویج مضامین بلند ادعیه و محصولات مرتبط با آن نیازمند هستیم و باید نسبت به آن اهتمام داشته باشیم. در حیطه پژوهشگاه بنده اول مقصرم در این قضیه و سپس بقیه همکارانم. ما این سرمایه عظیم را داریم و اصلا به این سرمایه توجهی ندارم و آن را هدر می دهیم.
آیتالله رشاد در ابتدای سخنان خود در درس خارج فقه و اصول با اشاره به فرازهایی از دعای ابوحمزه ثمالی افزود: در دعا و مناجات ابوحمزه ثمالی، فرازهایی است که ضمن آن موانع اتصال به ساحت الهی و ارتباط به محضر خداوند منان را منع میکند و آسیبهایش را بیان میکند، همچنین عللی که احتمالاً سبب این حال امتناع و منع میشود را برشماریم. حضرت می فرمایند؛«اللَّهُمَّ إِنِّی کُلَّمَا قُلْتُ قَدْ تَهَیَّأْتُ وَ تَعَبَّأْتُ وَ قُمْتُ لِلصَّلاةِ بَیْنَ یَدَیْکَ وَ نَاجَیْتُکَ أَلْقَیْتَ عَلَیَّ نُعَاسا إِذَا أَنَا صَلَّیْتُ وَ سَلَبْتَنِی مُنَاجَاتَکَ إِذَا أَنَا نَاجَیْتُ مَا لِی کُلَّمَا قُلْتُ قَدْ صَلَحَتْ سَرِیرَتِی وَ قَرُبَ مِنْ مَجَالِسِ التَّوَّابِینَ مَجْلِسِی عَرَضَتْ لِی بَلِیَّةٌ أَزَالَتْ قَدَمِی وَ حَالَتْ بَیْنِی وَ بَیْنَ خِدْمَتِکَ، سَیِّدِی لَعَلَّکَ عَنْ بَابِکَ طَرَدْتَنِی» شاید من را از در خانهات راندهای. وَ عَنْ خِدْمَتِکَ نَحَّیْتَنِی شاید از خدمت تو که عبادت توست مرا دور کردهای. أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی مُسْتَخِفّا بِحَقِّکَ فَأَقْصَیْتَنِی شاید هم دیدی که من در حق تو استخفاف میکنم و حق تو را کوچک میشمارم، من را به جای دور پرتابم کردهای. أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی مُعْرِضا عَنْکَ فَقَلَیْتَنِی و شاید هم دیدی که من پشت به تو کردهام، احراز از تو کردهام، برای همین اقاله کردهای. أَوْ لَعَلَّکَ وَجَدْتَنِی فِی مَقَامِ الْکَاذِبِینَ فَرَفَضْتَنِی شاید هم دیدی که من را اینچنین یافتهای که در مقام دروغگویانم و مرا دروغگو یافتهای و به همین جهت من را ترک کردهای.
استاد برجسته حوزه علمیه بیان کرد: انسان گاهی به خودش هم دروغ میگوید و گاه ممکن است به خودش دروغ نگوید بیشر به خدا دروغ بگوید، خیال کنم دارد سر خدا کلاه میگذارد. گاهی آدم خودش را فریب میدهد یک چیزی را دوست دارد آرزو میکنم احیانا،ً اما نه قصد میکند که به آن عمل خیر بپردازد و نه در عمل اقدام میکند که به آن کار خیر بپردازد، ولی همین انگار او را اشباع میکند برای کارهای عادی هم هست.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: بعضی وقتها کارهای علمی ما عقب میافتد، حالا کار علمی میخواهیم انجام دهیم انجام نمیدهیم و به دیگران گاهی در گزارشهایمان میگوییم که فلانی در جریان است و میخواهم کاری انجام بدهم و یا یک چنین قصدی داریم بعد میبینیم نمیشود، چرا؟ چون آرزوی آن را داشته ایم نه برنامه ای برای انجام دادن.
گریه های دروغین
استاد رشاد در بخش دیگری از درس خارج فقه و اصول خود بیان داشتند: گاهی ما دروغ میگوییم یعنی امر مشترح میشود و گریه میکنیم ممکن است در مجلسی در ساعتی از شبانهروز، سحر دو رکعت نماز بخوانیم گریه هم میکنیم ولی این گریه دروغین است در بعضی از روایات داریم که گریههای دروغین، گریه ای که ظاهرا با اشکی همراه است، اشک زبان قلب است، اما همانجا هم دروغ میگوییم، نشانهاش این است که آن لحظه که گریه میکنیم در پیشگاه خداوند میرویم، اما فردا همان گناهی که شب قبل برایش گریه و توبه کردهایم را باز مرتکب میشویم، این معلوم است که آن گریه دروغ بوده وبه خدا هم دروغ میگوییم.
ارحم الراحمین بودن خدا را فراموش کردهایم
رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود به منبع اتصال لایتناهی گفت: أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی فِی الْغَافِلِینَ شاید مرا گرفتار غفلت دیده، دچارنسیان دیدهای که فَمِنْ رَحْمَتِکَ آیَسْتَنِی، وقتی من غافلم از تو، باید مأیوس شوم، برای اینکه به کانون کمال و خیر اتصال ندارم و لذا مأیوس میشوم، برای اینکه چیزی در اختیارم نیست، اگر ما از خدا بریده شویم به چه چیزی امید داشته باشیم؟ مگر مبدأ امید دیگری هم وجود دارد که آدم دل به آنجا ببندد؟ مبدأ امیدی نیست، هرچه امید است معطوف به ساحت قدسی احدیت است، وقتی خدایی با این عظمت بالای سر آدم است چرا انسان باید ناامید شود.
به اندازه جیب چپمان یاد خدا نیستیم!
فردی از امام صادق(ع) سوال کرد، خدا را برایم اثبات کنید؟- منکر بود- حضرت پاسخ دادند: تو سفر دریایی رفتهای آیا کشتی شکسته؟ آیا در شرایطی قرار گرفتهای که فکر کنی نجات پیدا نخواهی کرد؟ گفت بله، من سفر رفتهام، طوفان شد، کشتی شکست، من افتادم روی تخته ای شکسته ووسط اقیانوس شناور بودم و امید اینکه یعنی در ظاهر بتوانم بیآیم در ساحل نبود، حضرت فرمودند، در آن لحظه باز امید به نجات داشتی، فکر میکردی که بالاخره کسی تو را نجات خواهد داد؟ گفت بله، حضرت فرمودند؛« این امید، همان خداوند است که منشأ امید همگان است»، مبدا و منشا تمام امیدها خداوند متعال است و اگر غفلت کردیم از مبدأ امید غافل شدیم، کسی که مسافر در غربت است، یک مرتبه فرض کنید، جیبش را میزنند یکباره دیگر ناامید میشود من چکار کنم؟ حالا کجا بروم؟ از چه کسی پول بگیرم؟ از چه کسی قرض کنم؟ چطور ماشین پیدا کنم و برگردم به وطنم؟ الآن گرسنهام، با وجود اینکه پول ندارم، پولم را زدهاند، با گرسنگی چه کنم؟ ناامید ناامید است بعد یکمرتبه یادش میافتد که در جیب چپش یک مبلغ گذاشته بود او را نزدهاند و به یکباره امیدوار میشود. ما خدا را به اندازه آن جیب سمت چپ مان هم نمیدانم، گاهی یادمان میرود که خدایی هم است، ناامید میشویم، والا کسی نباید ناامید شود. در هستی کسی ناامید نباید باشد برای اینکه مبدأ امید حق تعالی است در همین دعا بارها در مسئله رجاء و اینکه رجاء حتماً واقعیت دارد و رجاء متعلق دارد و اگر رجاء و امیدی بود، خداوند متعال به آن رجاء جامع عمل میپوشاند، بارها در همین دعا و ادعیه دیگر تصریح شده است.
اگر من از رحمت تو مأیوس و غافلم شدهام، یادم رفته است که تو«ارحم الراحمین» هستی و نباید مأیوس میشدم.
زهد، آزاده بودن و آزاده زیستن است
آیت الله علی اکبر رشاد در ابتدای نهصد و نودمین جلسه خارج اصول حوزه علمیه امام رضا علیه السلام در بیان زهد و ابعاد گوناگون آن سخت گفت که از منظرتان خواهد گذشت:
امام صادق علیهالسلام میفرمایند: «جُعِلَ الخَيرُ كُلُّهُ في بَيتٍ وجُعِلَ مِفتاحُهُ الزُّهدَ فِي الدُّنيا»
این روایت منسوب به حضرت امام صادق(ع) است و در بحارالانوار جلد ۷۳ صفحه ۴۹ آمده است که ایشان فرمودند: تمام خیر و همهی نیکی، گویی در یک خانه و اتاقی است و برای ورود به این اتاق که همه خیرات در آن جمع است یک کلید وجود دارد که با آن کلید در این خانه گشوده میشود و خیرات در دسترس انسان قرار میگیرد که اگر این در باز نشود گویی انسان هیچ راهی به هیچ خیری ندارد و هیچ خیری نصیب آدمی نمیشود. آن کلید، کلید زهد در دنیا است.
زهد به معنی بی رغبتی است، زهد به معنی وابسته و دلبسته نبودن است، زهد به معنای نداشتن نیست چون برای زاهدشدن نداشتن کفایت نمیکند. ممکن است آدمی نداشته باشد اما در این حال دل بسته باشد و دلخوش به کمترین داشتهها و وابسته به کمترین داشتههای خود باشد، این زاهد نیست. ممکن است برعکس کسی ثروت بسیاری داشته باشد اما هرگز به این ثروت وابسته و دلبسته نباشد. این فرد ممکن است زاهد به حساب آید اما آنکه حداقلی دارد اما سرسپرده و دل سپرده آن حداقل است زاهد قلمداد نشود. غالباً تصور میکنیم که زهد فقط در حوزه اموال و ثروت معنی دارد، در بستر برخورداری از مال دنیا معنی میدهد ولی زهد وسیع تر از این است. زهد بی رغبتی نسبت به ثروت و مال است، بی رغبتی نسبت به جاه هم است. کسی که زاهد است مقام پرست نیست، همانطور که مال پرست نیست. گاه ممکن است کسی مال پرست نباشد ولی مقام پرست باشد، دلداده جاه و مقام باشد و همه سعی و تلاش خود را مصروف بدست آوردن پست و به کف آوردن مقامات دنیوی سازد، این انسان هم زاهد نیست. گاه کسی ممکن است دلسپرده مال دنیا نباشد و دلداده مقام دنیوی هم نباشد، به عنوان پست و جاه در تشکیلات حکومتی یا سلسله مراتب اجتماعی جایی نداشته باشد، اما گاهی ممکن است که وابسته به شهرت باشد، عطش عنوان داشته باشد و دلداده آوازه و نام باشد؛ وابسته نان نیست اما دلسپرده نام است و میخواهد که مشهور شود و همین طور است نسبت به سایر داشتهها.
کسی اگر دل داده و دل سپرده حتی فرزندان خود باشد هم زاهد نیست، اسیر فرزندان است. کسی در قبال محبت به فرزندان خود بی اختیار است و ارادهای ندار،د در نتیجه نمیتواند به فرزندان خود نه بگوید، خلاف میکنند از ایشان نهی نمیکند و خلاف میطلبند به آنها نه نمیگوید، پس این هم زاهد نیست. بنابراین زهد به معنای آن است که انسان، هر آنچه که میشود داشت را کنار بگذارد، دلداده اینگونه داشتهها نباشد، نسبت به هر آنچه که باید کنار گذاشت و هر آن چیزی که آدم را اسیر میکند آزاده باشد. زاهد یعنی آزاده، آنکه آزاده است روح آزادهای دارد. آزاد بودن معنی زهد نیست، آزاده بودن معنی زهد است و فرق است میان آزاد بودن و آزاده بودن.
پرندهای بیرون قفس آزاد است، او را از قفس بیرون گذاشتهاند اما به قفس خود برمیگردد، در قفس نیست اما پرواز نمیکند در مقابل هم پرندهای داخل قفس است ولی آرام نمیگیرد مرتب خود را به این در و آن در میکوبد، روح او آرام نمیگیرد این پرنده آزاده است، نمیخواهد در بند و قفس باشد حتی آنجا به او آب و دانه میدهند و شاید بیرون رود گرسنه بماند، درون آن قفس کاملاً به او رسیدگی میشود اما همین که در قفس است ناراحت است. این علاوه بر اینکه آزاد نیست آزاده هم نیست. گاه آزاد نبودن عیبی ندارد، یک مبارز یا یک مجاهد راه خدا اسیر میشود، زندان میرود و شکنجه میشود. این آزاد نیست اما زیر شکنجه بر مبانی و مواضع خود تاکید دارد و در حال مقاومت کردن است، این آزاده است؛ زهد آزاده بودن است. آزاده زیستن را زهد میگویند.
در روزگار ما گاهاً پیش میآید، در روزگاران دیگر هم بوده و حتی در دوران حاکمیت حضرات معصوم هم وجود داشته و دیده شده که برخی از مسولان زهد مالی دارند، چیزی از دنیا ندارند و واقعاً از مال دنیا زاهد هستند. اما خودشان را برای مقام میکشند به هر دری میزنند، به هر کاری دست میبرند تا فلان مقام را به دست آورند. مال دنیا ندارند و احیاناً الان هم مقام ندارند اما حرفهایی میزند و موج ایجاد میکند، حرفهای غیرمنطقی و غیرعقلی که باعث خبر سازی میشود. فردی که در زندگی خود مال و منال کمی دارد و یا حتی اگر مقامی به او پیشنهاد شود احیاناً نپذیرد، این آدم زاهد نیست. گاهاً دیده میشود که این فرد مرتب به این در و آن در میزند، فکر میکند و چیزهایی میگوید که خبرساز شود، این آدم زاهد نیست و اسیر شهرت است. آدم گاهی اشتباه میکنند میگویند فلانی خیلی انسان درستی است، پاکدست است، ولی پاک دست نسبت به مال است، اما آیا نسبت به جاه هم پاک دست است؟ حاضر است از مقام دست بردارد؟ اگر به شیوههای غلط و تبلیغات دروغ و وعدههای پوچ مقامی را کسب کند، حاضر است آن را کنار بگذارد و دنبالش نباشد؟ از اینها گذشته حاضر است برای خدا حرف بزند نه برای شهرت؟ حاضر است از شهرت دست بردارد؟ اگر چیزی را که خلاف شرع و انصاف و اخلاق و مصلحت است بگوید و خبرساز شود، این زاهد نیست و غالباً مردم و گاه خود ما حتی ممکن است اشتباه کنیم و بگوییم فلانی خیلی انسان زاهدی است؛ خیر این نیست و این زاهد بودن نیست. اینکه به دنبال آن باشد که هر روز یک چیز کج و معوجی بگوید و مطلب انحرافی را در جامعه به اصطلاح منتشر نماید این زاهد نیست، چون زهد ابعاد دارد.
زاهد آن کسی است که وقتی همهی چیزهایی که میشود داشت را از دست میدهد، ناراحت نمیشود و برای دوباره به دست آوردن آن هیچ تلاشی نمیکند و اگر هم به دست آورد و در اختیار داشته باشد دلبسته و وابسته و اسیر آن نیست.
زهد آن است که در کل اسیر دنیا نباشد و دنیا را اسیر خود سازد. کسی که همه چیز اسیر اوست، زاهد نیست. آنکه اسیر هیچ چیز نیست، حتی حب به فرزندان و حتی امور خیر به این قصد که بگویند او کار خیر انجام میدهد، زاهد نیست.
در عصر پیامبر اکرم صلیالله شهره شده بود که شخصی در همهی صحنههای جهاد و در تمام غزوات همراه پیامبر و به دستور ایشان حضور داشته است و به محض اینکه پیامبر اشاره می فرمایند، اعلام آمادگی میکرد. پیش خود میگوید اینبار که اعلام میشود نروم تا ببینم چه اتفاقی خواهد افتاد. اعلام جهاد شد و ایشان به میدان نیامد مردم گفتند فلانی کجاست که همیشه حاضر بود. ناراحت شد دیگر نمیگفتند اولین نفر است، زیرا فلان دفعه نیامده بود. تازه فهمید تمام این جهادهایی که حضور داشته، هیچکدام برای جهاد نبوده است و برای نفس خود بوده است. کسی که دشمن در درون سینه خود را نتوانسته از بین ببرد، چگونه برای کشتن دشمن دنیایی حضور داشته است. پس برای دشمن به جهاد نرفته و بیشتر برای تقویت دشمن درونی خود به جهاد رفته است. قصد داشته تا نفس خود را بزرگتر سازد و جهادهای او نفسانی بوده است. چون برای خدا نبوده پس جهاد هم نبوده است، گاهی حتی اینگونه دلبستگیهایی که ظاهر عبادی دارد، خلاف زهد است و چنین دلبستگیهایی هم زهد نیست.
امام صادق ع میفرمایند که جُعِلَ الخَيرُ كُلُّهُ في بَيتٍ همه خیر در یک خانه است گویی در یک خانهای جمع شده و کلید این خانه همان زهد در دنیا است امام صادق هیچگاه نفرمودند زهد درمال یا جاه یا شهرت، فرمودند زهد دنیایی. اگر کسی نسبت به همه امور دنیوی زهد ورزید، زاهد است. آن وقت این در خانه به روی او باز میشود و هر خیری میتواند نصیب او گردد و به هر خیری میتواند دست یابد، برای اینکه عدم زهد مانع است.
دلبستهی مال است، خیلی جاها نمیتواند از مال دنیا بگذرد. فرد دلبسته نام است، میبیند که باید از نام خود بگذرد تا کار خیر انجام شود، باید نیمه شب بدون اعلام و بدون اطلاع دیگران و حتی بدون اینکه دیده شود به خانه فقیری برود.
دلبستهی جاه است باید از جاه بگذرد تا خیری اتفاق افتد. فلان فرد اگر مسئولیت را بپذیرد لایقتر از من است و من دست از این مقام بکشم تا او به جای من آید آن وقت این است که باعث خیر و ثواب است.
دلبستهی هر چیزی، وقتی نمیتواند از آنچه میتوان داشت بگذرد، زاهد نیست و هر آنچه که انسان نسبت به آن دلبسته است اگر از آن نگذرد، زاهد نیست. به هر چیزی که دلسپرده و سرسپرده باشیم مانع دستیابی ما به خیر میگردد و این مفهوم آن بیان حضرت امیر(ع) در فراز ششم از مناجات شعبانیه است که میگوید: الهی هب لی کمال الانقطاع الیک، یعنی از همه چیز انسان دل بریده باشد. وقتی از همه چیز دل میبری، از همه جهت به خدا وابسته میشوی. کمال الانقطاع الیک یعنی من از بقیه انقطاع پیدا کنم، اما به سوی تو آیم، ولی وقتی به یک طرف بستهای به طرف دیگر وابسته نخواهی شد. وقتی به مال، به نام، به جاه، به شهرت، به محبت، به عواطف وابستهای و این وابستگی را خرج کردی و دیگر در این حال نمیتوانی وابستهی خداوند هم باشی، چون باید به یکجا بند باشی و به یکجا وابسته باشی، اگر به چیز دیگری متصل باشی دیگر به خداوند اتصال پیدا نمیکنی. انقطاع از آن سو نباشد، اتصال از این سو بر قرار نمیشود و اتصال به سمت ذات و ساحت الهی منوط به این است که تو از سایر اتصالها بریده باشی و منقطع شده باشی، اگر از همه اینها منقطع شدی آن وقت کمال انقطاع اتفاق افتاده است، همه طنابها و ریسمانها از آن سو بریده شده و به این سو وصل شده است. آن موقع است که دیگر حدیث نوافل اتفاق افتاده و انسان تمام وجودش خیر میشود؛ حرف میزند خیر میگوید، نگاه میکند خیر است، راه میرود خیر است، چون خداوند که بشر تولید نمیکند، خداوند همه فیض و خیر و کرم است و آدمی است که میشود زبان خدا، دست، دست خدا، پای، پای خدا، چشم، چشم خدا و همه وجود او میشود خدا. پس این آدم یکسره خیر میشود و خیر کثیر همانی است که خداوند متعال به رسول خدا داد. «إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ: به تو خیر کثیر دادیم» خیر کثیر به پیامبر داده شد چون از همه چیز برید و به او وصل شد و جلوه او شد و هر آنچه از او صادر میشود همه خیر است، همه فضل است، همه کمال است، همه جود و وجود است و عدم در آن وجود ندارد. بارآفریدگارا، به عنایت خودت این کلید را در غبضهی ما هم قرار ده.
هندسه معرفتی دین و غفلت تاریخی ما
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، آیتالله علیاکبر رشاد، رئیس و موسس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، به مناسبت فرارسیدن عید سعید فطر؛ به بیان نکات اخلاقی و معرفتی ارزشمندی پرداخته است که متن کامل آن را در ادامه میخوانیم:
پیشاپیش عید فطر را که بازگشت به فطرت الهی است تبریک عرض میکنم و امیدوارم که همگان توفیق درک برکات و فیوضات این ماه نورانی را پیدا کرده باشند و انشاءالله که از مواهب این ماه به طور کامل بهرهبرداری کرده باشند و راضی از این ماه خارج بشوند و خداوند متعال هم از آنها راضی باشد.
من از باب تذکر یک نکتهای را مرتبط با ماه رمضان عرض میکنم و قبل از آن یک مطلبی را میخواهم عرض کنم که مسئله مهمی است. ما مسلمین، یا شیعه یا حوزهها یک غفلت تاریخی داریم که این غفلت تاریخی تجزیه سنت است و فراموش کردن بخشهای عمدهای از سنت که شاید به لحاظ کمی – کیفی از آن بخشی که مورد توجه بود و هست بسی بالاتر و فراتر است.
بخشهای مغفول مانده سنّت
ما به هر قول و فعلی که از معصوم صادر میشود و منشاء تشریعی یا شرعی دارد سنت اطلاق میکنیم اما ما عمدتا تمرکز کردهایم بر روایات فقهی و آنچه که از سنت عملی به حوزه فقه مربوط میشود. در این بخش بزرگان ما اهتمام خوبی داشتهاند از نظر ثبت و ضبط و حفظ این دسته از روایات و نگاهداری اسناد این اخبار و اهتمام شگرف و ژرفی هم در تفسیر و درک و فهم و اشاعه این دسته از اخبار داشتهاند ولی در عوض بخشهایی از سنت بر اثر غفلت ما مغفول مانده و ما کار درخوری نکردهایم.
دعاهای ما غنی است، مشحون از معارف است. در ادعیه ما هر چند مباحث الهیاتی و کلامی، حکمی، اخلاقی، معنوی غالب است اما حتی در همین ادعیه چه بسا بتوان فقراتی پیدا کرد که کاربرد فقهی داشته باشد و لازم باشد به آن اهتمام بکنیم ما هیچ فقیهی را سراغ نداریم که وقتی در خصوص فقهی کار میکند احیانا اگر در دعا و مناجاتی نکتهای که وجود دارد که کاربرد فقهی دارد و در فرآیند اجتهاد میشود از آن استفاده کرد به آن پیشنهاد و مراجعه بکند.
ضرورت مطالعه در ابعاد فقهی دعاهای معصومین (ع)
من به گروه منطق فهم دین پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی پیشنهاد کردهام که حل این مسئله و جبران این غفلت را در برنامههای خودشان قرار دهند چون ما باید راجع به انواع سنت، به ویژه سنت و اقوالی که در زمینههای مختلف دارای کاربرد و حجت است یک کار جدی و اساسی انجام بدهیم.
من از باب اذکار در این روزهای آخر ماه منور و مبارک رمضان، به یک فقره از دعای ابوحمزه ثمالی اشاره میکنم. ابوحمزه ثمالی یکی از بزرگان تشیع و مکتب اهل بیت و صحابه و کسی است که از اصحاب سرّ حضرت به حساب میآید و خودش صاحب مقامات معرفتی و معنوی بوده آنچه را که نقل کرده پیداست که برغم نسبتا مفصل بودن این دعا با امانت آن را نقل کرده است. نسخ خطی این دعا چندان متشتت نیست. پیداست که با دقت حفظ کرده این سند ارزشمند را.
در یک فقرهای در یک بخشی از این دعا آفاتی که مانع تحجب میشود مانع نماز با حضور قلب میشود حضور در مشاهد و مجالس معنوی و معرفتی میشود. سلب توفیقهایی که در زندگی آدم پیش میآید این ها را حضرت میشمارند.
تصادف در این عالم معنی ندارد!
یک مختصری راجع به بعضی از فقرات عرض میکنم؛ حدود 10 آفت را در این بخش برشمردند. اللَّهُمَّ إِنِّی کُلَّمَا قُلْتُ قَدْ تَهَیَّأْتُ وَ تَعَبَّأْتُ [تَعَبَّیْتُ] وَ قُمْتُ لِلصَّلاةِ بَیْنَ یَدَیْکَ وَ نَاجَیْتُکَ أَلْقَیْتَ عَلَیَّ نُعَاسا، چیزهایی برای ما پیش میآید خیال میکنیم اینها طبیعی است مثلا میخواهیم یک عبادتی بکنیم یک نماز مثلا مناسبی و با روحی بخوانیم میبینیم آن اوان در آن زمان حال بیرمقی، خمودی و حالت چرت به آدم دست میدهد.
آدم حال نماز خوب خواندن را ندارد. این را خیال میکنیم طبیعی است آدم خسته است دیگر، خوابش میآید، بهار است، در طول روز یکسره کار کرده و الان حوصله ندارد، میفرماید این بیحساب نیست. در این عالم تصادف معنی ندارد اصلا ما تصادف در این عالم نداریم هر چه هست بر اساس نظام علل و معلولی و با یک فلسفهای در زندگی بشر اتفاق میافتد.
اینکه بگوییم تصادفا حال خواب به من دست داد؛ میفرماید هر زمان که من میگویم من آمادهام و حاضرم برای مثلا عبادت و پا میشوم که پیش روی تو بایستم و نماز بخوانم و مناجات بکنم تو بر من چرت را عارض میکنی، حالت خوابآلودگی را برمن القا میکنی، طبیعی نیست! أَلْقَیْتَ عَلَیَّ نُعَاسا، نعاس به معنای خواب سبک است، یک خواب سبکی را تو بر من القا میکنی! تو گویی اجازه نمیدهی که با تو مناجات بکنم اجازه نمیدهی که یک نماز با روح، با اخلاص و با حضور قلب را بخوانم.
إِذَا أَنَا صَلَّیْتُ زمانی که برای نماز میروم این حالت به من دست میدهد! وَ سَلَبْتَنِی مُنَاجَاتَکَ إِذَا أَنَا نَاجَیْتُ وقتی میخواهم مناجات بکنم میبینم که خموده شدهام خوابآلود شدهام، خواب دارد من را میرباید، میخواهم مناجات بکنم این از من سلب میشود این توفیق از دست میرود نمیتوانم با تو مناجات بکنم، چرا؟ مَا لِی کُلَّمَا قُلْتُ قَدْ صَلَحَتْ سَرِیرَتِی وَ قَرُبَ مِنْ مَجَالِسِ التَّوَّابِینَ مَجْلِسِی عَرَضَتْ لِی بَلِیَّةٌ أَزَالَتْ قَدَمِی هر بار که فکر میکنم که من درون خودم را پاک کردهام، درونم، قلبم زلال شده است و میخواهم که بروم در جمع اهل توبه، در مجالس توابین شرکت کنم، به محض اینکه تصمیم میگیرم که در مجلس اهل معنایی در یک محفل با روحی با معنویتی، شب قدری، شب فطری، شب غدیری (اینها همه شبهای قدر هستند واقعا)، بر من یک مانعی عارض میشود و پیش میآید؛ یک مشکلی پیش میآید و سبب گاهی لرزش قدمهای من میشود.
گاهی وقتها آدم گناهی میکند معصیتی از او سر میزند، بعد دستش زخم میشود و این کفاره است که اتفاق افتاده است این بد نیست ولو سلب توفیق میشود از عبادتی و از مناجاتی. اما اینکه بلیّهای پیش بیاید که باعث لغزش من بشود این معلوم میشود که از مشیت الهی ناشی شده است وَ حَالَتْ بَیْنِی وَ بَیْنَ خِدْمَتِکَ، آن وقت این لغزشی که رخ میدهد بین من و تو بین من و عبادت تو ای آقای من ای مولای من خداوند بزرگ فاصله میشود و عملا من ان شب را از دست میدهم.
سحر پا شدم که نافله بخوانم یک مرتبه چاقویی دستم را میبرد وقتی مشغول آن میشوم میشود اذان صبح این طبیعی نیست. با بیان حضرت این طبیعی نیست این نشان میدهد که یک مشکلی دارد که یک موانعی پیش میآید که ظاهرا طبیعی است. بعد حضرت شروع میکند یکی یکی موانع را برشمردن لَعَلَّکَ عَنْ بَابِکَ طَرَدْتَنِی شاید من را از در خانهات راندی! اینکه این اتفاقات برای من میافتد از در خانهات راندهای که من نمیتوانم. وَ عَنْ خِدْمَتِکَ نَحَّیْتَنِی، از خدمت خودت، خدمت الهی همان عبادت الهی است، عبادت به جز خدمت خلق نیست؛ گفته میشود، نخیر! عبادت به جز خدمت الله نیست خدمت خلق نیز ذیل خدمت الله است من را از خدمتت دور میکنی، من را پس میزنی، آیا این به خاطر این است که من را از در خانهات راندی؟ أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی مُسْتَخِفّا بِحَقِّکَ فَأَقْصَیْتَنِی شاید به خاطر آن است که دیدی که من حق تو را سبک میشمارم، آن حقوقی که تو بر گردن من داری، اینها را سبک میشمارم دست کم میگیرم.
خداوند متعال بر ما حق الوهیت دارد و ما وظیفه عبودیت داریم
گاهی میگویم از واجبات، حداقلی که در فقه گفته شده همان را انجام میدهم مثلا اینکه اول وقت است فرض فضیلت صلاة، اقامه صلاه بکنم میگویم من مجاز هستم که تا 4 رکعت مانده به غروب نماز عصرم را عقب بیندازم، یا 4 رکعت مانده به نیمه شب، نماز عشایم را عقب بیندازم، دو رکعت مانده به آفتاب من نماز صبحم را دیر بخوانم و دراز کشیدهام تا وقتی دارد آرام آرام آفتاب میزند، یک دو رکعتی را دولا راست میشود و میگوید که من نمازم را خواندم! این حق خدا را سبک شمردن است،
خداوند متعال بر ما حق الوهیت دارد و ما وظیفه عبودیت داریم در محضر او باید احترام بکنیم به این نماز. این در واقع در ادای حق باریتعالی وقتی میگوییم نماز اداست، ادای حقّ حق تعالی است. ما حقِّ حق تعالی را دست کم میگیریم با بیاطلاعی، با بی رمقی، با بی حالی. مثل سائلی که دم در بیاید 5 تومنی میدهیم و نگاهش نمیکنیم و کف دستش میگذاریم که رفع تکلیفی کرده باشیم… انگار که با خدا هم اینگونه برخورد میکنیم، این استخفاف حق خداست در واقع.
اینکه من معصیت بکنم بگویم که توبه میکنم دیگر، این خیلی بد است ولی متاسفانه این خیلی رایج است میان عوام! به فلان کارمند یا معلم میگویی چرا کارت را درست انجام نمیدهی؟ میگوید بروید جلوی اختلاسها را بگیرید! این دو معنا دارد، چرا در این مملکت اختلاس میشود که حرف درستی است یک معنای دیگرش این است که این کاری که من کردم که گناه نبود من هم یک گناه مختصری کردم.
استخفاف حقّ اولوهیت هزاران جلوه دارد
به هر حال هزارها جلوه دارد این استخفاف حق خداوند متعال. میفرماید نکند که بین من و خودت فاصله میاندازی این به خاطر این است که من را از در خانهات راندهای یا وقتی من میخواهم به عبادت بایستم این حال به من دست میدهد شاید به این خاطر است که میبینی که من حقت را ادا نمیکنم، آن وقت من را دور میکنی. یا میگویی تو با من چه نسبتی داری؟ برو! أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی مُعْرِضا عَنْکَ فَقَلَیْتَنِی یا به این جهت است که تو میبینی من به تو بیاعتنا هستم اصلا نگاهت نمیکنم، میبینی که من از تو اعراض کردم، رویگردان هستم از تو. مثل آدمی که نسبت به او نامهربانیم، مثل کسی که خیلی به او محبت و علقه و علاقه نداریم به این خاطر است که لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی مُعْرِضا عَنْکَ میبینی که از تو اعراض کردهام من اعراض کردهام من تو را ترک کردهام من رویگردان از تو شدهام و طبیعی است که تو هم واکنشی در قبال این کنش من داشته باشی به همین جهت است که تو من را «اقاله» بکنی؛ وقتی کسی پیمانی را بهم میزند میگویند که اقاله کرد.
نکند خدای من با تو یک پیمانی و یک پیوندی داشتیم و این پیمان و پیوند را از آن اعراض کردم. در نتیجه دیگر من بنده تو نیستم به لحاظ تشریعی بندگی تو را نمیکنم تو هم من را بنده خودت نمیدانی برای همین است که سلب توفیق میکنی میگویی که چه نسبتی بین من و توست؟ برو! نکند به خاطر این است که «اقاله» کردهای و استعفای من از بندگیت را پذیرفتهای و من را دور میکنی از محضرت! و بعضی از موانع و بعضی از حالات را … وجوه را هم حضرت بر میشمرد.
ضرورت اُنس مدام با ادعیه معصومین (ع)
ما خیال میکنیم که برخی از ادعیه که گفته میشود در فلان شب یا فلان روز یا فلان مناسبت بخوانید، صرفا مخصوص همان روز و همان وقت است و مثلا دعای کمیل را نباید روز یکشنبه خواند، در حالی که یک چنین چیزی وجود ندارد. همین طور اگر میگوییم ابوحمزه را باید سحرها خواند منظور این نیست که در غیر سحر نباید سراغ آن رفت.
لازم نیست تمام این دعای بلند بالا را از اول تا آخر با حوصله بخوانیم، هر یک فقرهای را یک شب بخوانیم. یک تدبری بکنیم شب بعدش فقره بعدیش را بخوانیم همیشه مانوس باشیم با آن. این انس با ادعیه خیلی برکت دارد و پیوستگی در انس امتداد و التزام، مداومت و ممارست برکاتی دارد که در اصل عمل نیست.
اصل عمل حداقلی برکاتی دارد اما وقتی انسان ممارست و مداومت میکند چندین برابر میشود آثارش. این ادعیه را در همه فصول، در همه ایام و لیالی باید خواند در هر فرصت و زمانی که پیش بیاید و توفیق دست بدهد. اما خواندن به صورت لقلقه زبان کافی نیست؛ دستکم، کم فایده است. ما که طلبه هستیم و اهل بحث و درس و … هستیم جا دارد که این فقرات را با تامل بخوانیم. بعضی از بزرگان ما بعضی از این ادعیه را گاه با همه طولانی بودنش حفظ بودند بس که میخواندند و به متن و محتوای دعا دل میدادند از بر می شدند و به خاطر میسپردند و از حفظ میخواندند.
خداوند به همه ما توفیق انس با قرآن و ادعیه را عنایت کند؛ بمنّه و کرمه!
سیره اهل زُهد در دنیا
آیت الله علی اکبر رشاد در سلسله جلسات درس اخلاق که ابتدای شورای عالی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار می شود با اشره به حدیثی از امیرمنان حضرت علی(ع) سیره اهل زهد در دنیا را بازگو کرد.
وی گفت: در روایتی از نوف بكالى که گویا پاسدار و محافظ حضرت امیر بوده آمده است: رَأَيْتُ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ ذَاتَ لَيْلَةٍ وَ قَدْ خَرَجَ مِنْ فِرَاشِهِ فَنَظَرَ إِلَى اَلنُّجُومِ فَقَالَ يَا نَوْفُ إِنَّ دَاوُدَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَامَ فِي مِثْلِ هَذِهِ اَلسَّاعَةِ مِنَ اَللَّيْلِ فَقَالَ إِنَّهَا سَاعَةٌ لاَ يَدْعُو فِيهَا عَبْدٌ رَبَّهُ إِلاَّ اُسْتُجِيبَ لَهُ إِلاَّ أَنْ يَكُونَ عَشَّاراً أَوْ عَرِيفاً أَوْ شُرْطِيّاً أَوْ صَاحِبَ عَرْطَبَةٍ وَ هِيَ اَلطُّنْبُورُ أَوْ صَاحِبَ كُوبَةٍ وَ هِيَ اَلطَّبْلُ وَ قَدْ قِيلَ أَيْضاً اَلْعَرْطَبَةُ اَلطَّبْلُ وَ اَلْكُوبَةُ اَلطُّنْبُورُ … (بحار الأنوار ج84 ص166)
نوف بكالى گويد: شبى از شب ها ناظر حال امير مؤمنان على عليه السّلام بودم كه از بستر خواب برخاست نگاهى به ستارگان نمود سپس فرمود:اى نوف خوابى يا بيدار؟ عرض كردم بيدارم يا على فرمود اى نوف خوشا بحال سبكباران و پارسايان در دنيا و شيفتگان آخرت آنان قومى هستند كه زمين را فرش و خاك را بستر و آب را نوشيدنى گوارا، قرآن را شعار دائمى خود قرار داده و به دعا و گفتگوى با حق دل بسته و مسيحوار دنيا را از خود جدا و خود را از دنيا جدا نمودهاند. اى نوف داوود پيغمبر صلّى الله عليه و آله در چنين ساعتى از شب بود كه براى دعا برخاست و گفت عجب ساعتى است كه هر كس در چنين ساعتى از خداى خود چيزى بخواهد دعايش مستجاب مىشود! مگر اينكه تحصيلدار مالياتى سلطان ستمگرى باشد و يا رياست خواه و يا نگهبان ستمگران باشد و يا بشغل ساز و آواز و رقص باشد و ديگران را با اين اعمال بطرف فحشاء و فساد سوق دهد.
عبیر به قرآن را لباس زیرین و دعا را لباس رویین قرار دادند، کنایه از این است که دستورات قرآن در درون دل و جان و روحشان قرار دارد و دعا ورد زبانشان است همواره به هنگام قیام و قعود و هرگونه حرکت فردى و اجتماعى از خدا یارى مى طلبند و براى توفیق بیشتر دعا مى کنند و از این طریق هرگز خدا را از یاد نمى برند.
افزون بر این، بدن انسان در حال عادى بسیار آسیب پذیر است و لباس، او را از بسیارى آسیب ها حفظ مى کند، پس دعا را لباس رویین قرار دادن اشاره به این است که آنها در سایه دعا، خود را از خطرات مختلف و عذاب هاى دنیا و آخرت و انحرافات اخلاقى حفظ مى کنند.
رییس شورای حوزه های علمیه استان تهران گفت: تعبیر به «قَرَضُوا الدُّنْیا..». اشاره به پیمودن و طى کردن دنیا بر روش بسیار زاهدانه حضرت مسیح است (قرض هم به معناى قطع کردن و بریدن آمده و هم به معناى گذشتن و عبور کردن).
اشاره امام در اینجا به زندگى زاهدانه حضرت عیسى به طور مشروح تر در خطبه 160 آمده است که فرمود: «و اگر بخواهى (براى نمونه دیگرى) زندگى عیسى بن مریم ـ که درود خدا بر او باد ـ را برایت بازگو مى کنم; او سنگ را بالش خود قرار مى داد، لباس خشن مى پوشید، غذاى ناگوار (مانند نان خشک) مى خورد، نان خورش او گرسنگى، چراغ شب هایش ماه، سر پناه او در زمستان مشرق و مغرب زمین بود (صبح ها در طرف غرب و عصرها در طرف شرق رو به آفتاب قرار مى گرفت) میوه و گل او گیاهانى بود که زمین براى چهارپایان مى رویاند. نه همسرى داشت که او را بفریبد و نه فرزندى که (مشکلاتش) او را غمگین سازد، نه مالى داشت که او را به خود مشغول دارد و نه طمعى که خوارش کند; مرکبش پاهایش بود و خادمش دست هایش!»
انسان معیار زمان است
آیت الله علی اکبر رشاد رئیس شورای سیاست گذاری حوزه علمیه استان تهران گفت:با توجه به معنایی که از روایات متعدد فهم میشود،اینکه میگویند سال نو شد، عید شد و یا نوروز شد تعبیر درستی نیست.
وی ادامه داد: همه اینها تعبیر به قیاس است و درست این است که بگوییم برای چه کسی نوروز شد، سال برای چه کسی نو شد و برای چه کسی عید اتفاق افتاد.
آیت الله رشاد یادآور شد: تا در انسان تغییری اتفاق نیفتد در حقیقت عیدی اتفاق نیفتاده است. این تعبیر تنها بر کسانی صدق میکنند که در آنها تغییری اتفاق افتاده باشد.
تولیت حوزه علمیه امام رضا(ع) بیان کرد: حرکت خورشید و ماه سال و روز را معین میکند در این رویداد روز برای خورشید یا ماه نو شده است نه برای عموم انسانها. چرا که این خورشید و ماه هستند که دائم در حال تغییر و تطور هستند.
آیت الله رشاد تاکید کرد: اگر در انسان تغییری رخ ندهد و آغاز سال جدید نقطه عطفی در زندگی او نباشد نمیتوان گفت برای او عید شده و سالش نو شده است.
وی افزود: احادیث متعددی بر این مضمون دلالت میکنند که انسان معیار زمان است. در واقع وقتی میگوییم سال یا قرن تمام شد این انسان است که تمام میشود.
آیت الله رشاد اظهار داشت: اگر انسان نباشد زمان معنایی ندارد، زمان وقتی معنا پیدا میکند که انسانی وجود داشته باشد. معصوم(ع) میفرماید: ای انسان تو ملاک ساعت و زمان هستی.
رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ادامه داد: انسانی که سیر تکاملی در زندگی خود دارد پیش میرود و سال و قرن برای او عوض میشود و عکس آن اگر انسان راکد باشد گویی زمان راکد است. بنابراین نوروز فی نفسه وجود ندارد و زمان حول محور انسان است که معنا پیدا میکند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: هر چه روز، ماه و سالی که میگذرد در حقیقت از عمر انسان کم میشود. باید مراقب بود که فرصت از دست نرود چرا که فرصتها منتظر ما نمیمانند تا از آن استفاده کنیم. انسان مومن باید از فرصت کوتاه عمر نهایت استفاده را بکند و خود را در معرض این فرصتها قرار بدهد







