کشور ما با امام رضا(ع) هویت پیدا می کند

کشور ما با امام رضا(ع) هویت پیدا می کند

آیت الله علی اکبر رشاد رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در ابتدای درس اخلاق پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، بارگاه ملکوتی حضرت امام رضا (ع) در ایران را مایه سرافرازی کشور بیان و اظهار داشت: کشور ایران با مضجع شریف امام رضا (ع) تعریف می‌شود و ما با امام هشتم هویت پیدا می‌کنیم. وجود بارگاه ملکوتی ایشان سبب شده ایران به عنوان کانون و محور معنوی به شمار آید.

رئیس شورای سیاست گذاری حوزه علمیه استان تهران در خصوص حدیث قدسی سلسلة الذهب بیان داشت: این حدیث قدسی است و حضرت امام رضا (ع) این حدیث را به نقل از پدر بزرگوارشان و امام کاظم (ع) نیز از پدر بزرگوار خویش، امام صادق (ع) نیز از پدر بزرگوارشان این حدیث را نقل می‌کنند و این سلسله قول‌ها ادامه پیدا می‌کند تا پیامبراکرم (ص) و ایشان نیز از جانب خداوند متعال حدیث سلسلةالذهب را بیان می‌کنند. به همین منظور است که این حدیث با نام حدیث سلسلةالذهب معروف است چرا که این حدیث را که طلایی‌ترین کلام حیات بشری محسوب می‌شود را کسانی که معصوم و زرین هستند نقل می‌کنند. لازم به تاکید است هیچ کلمه‌ای بالاتر از این وجود ندارد و هیچ کلمه و جمله‌ای طلایی‌تر و ارزشمندتر از این جمله متصور نیست؛ بنابراین هم خود کلمان در واقع کلمات طلایی بوده که مشتمل بر توحید است و هم اینکه این حدیث ولایت را نیز در بر می‌گیرد.

این استاد حوزه علمیه افزود: بر این اساس علاوه بر اینکه حدیث سلسلة الذهب سخن از توحید خالص به میان می‌آورد حصن حصین الهی نیز در آن معرفی شده که مهمترین آن ولایت بوده و نظام سیاسی نیز مورد توجه و تذکر قرار گرفته است. اصل حدیث قدسی است اما امام رضا (ع) نیز ذیلی را به عنوان معصوم به آن می‌افزاید که آن ذیل اشاره به نقش ولایت در توحید دارد. گرچه حضرت به انواع شروط اشاره کردند مبنی بر اینکه این کلمه شروطی دارد ولی مهمترین و سریع‌ترین شرط را ولایت بیان می‌کنند؛ بنابراین توحید همراه با شروط توحیدی بوده که مهمترین آن شرط ولایت است.

رشاد با استناد به کلام امام رضا (ع) بیان کرد: حضرت فرمودند کلمه الله دژ و من حصار آن هستم هر کسی حقاً وارد این دژ بشود از عذاب الهی در امان خواهد ماند. امام رضا (ع) زمانی که از مرو به مشهد می‌رفتند در نیشابور اطراق کردند و زمانی که روات حدیث، دانشمندان، نخبگان، اندیشمندان و اصحاب فکر و فرهنگ متوجه حضور امام شدند به سوی ایشان شتافتند و از امام خواستند تا حدیثی را نقل کرده و آنان حدیث را مکتوب کنند؛ حضرت حدیث سلسلةالذهب را در مقیاس چند هزار نفری قرائت فرمودند.

رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با اشاره به جایگاه علمی نیشابور در عصر امام هشتم، گفت: نیشابور آن زمان مرکز فکر و اندیشه بود و آن دوران دوره طلایی علمی نیشابور به شمار می‌رود به گونه‌ای که بسیاری از متفکران، اندیشمندان، فقها و علما در این شهر زندگی می‌کردند و همه به محضر امام رضا (ع) مشرف شدند و از حضرت خواستند که حدیثی را نقل کنند. در طول تاریخ اسلام تنها دو مرتبه چنین وضعیتی به وجود آمده و شرایط اجتماع نخبگانی یک پیام تعیین کننده ابلاغ شده را به ثبت رسانده اند. مشابه واقعه نیشابور را می‌توان در غدیر خم مشاهده کرد. در حجةالوداع حاجیان و نخبگان جوامع اسلامی حضور داشتند که پیامبر اکرم (ص) پیام الهی را ابلاغ کردند و فرمودند من کنت مولاه فهذا علی مولاه؛ این جمله تاریخی و تاریخ ساز بود که اصل و اساس آن ولایت و حکومت الهی است. در واقع واقعه نیشابور نیز اصل و اساس توحید بود اما توحیدی که با شرایط خودش بیان شد که مهمترین آن شرایط التزام به ولایت است.

وی ادامه داد: حضرت زمانی که حدیث سلسلةالذهب را نوشتند و حرکت کردند مقداری که از اجتماع فاصله گرفتند مجدد توقف کردند و سر از محمل بیرون آوردند و این جمله را اضافه کردند که هر کسی اگر وارد این حصن الهی شود از عذاب دور می‌شود و شرط این دوری ولایت است و من از جمله آن شروطم.

رئیس شورای سیاست گذاری حوزه علمیه استان تهران با تاکید بر اینکه توحید در رهن ولایت است، خاطرنشان کرد: زیرا فهم توحید اگر از رهگذر ولایت نباشد به خطا خواهد رفت دریافت‌های گوناگون و تحلیل‌های مختلف که گاهاً انحرافی است منجر به ایجاد و شکل گیری جریان‌هایی مانند وهابیت که بسیاری از اعمال عبادی را شرک قلمداد می‌کنند، می‌شود. آنان بی آنکه به بیانات امیرمومنان علی (ع) که توحید ناب است توجه کنند از خود توحیدی ترسیم می‌کنند که عملاً نفی توحید است و حاصل آن داعشی می‌شود که به نام توحید موحدین را سر می‌برند. بنابراین به لحاظ فهم، توحید را باید از رهگذر اولیا فهمید چرا که توحید بی ولایت توحید ناب نیست اصولاً باید بدانیم توحید و ولایت دو روی یک سکه هستند توحید علاوه بر مفسر و مبین نیازمند مجری نیز هست و باید در عمل پیاده شود توحید لقلقه زبان ارزش ندارد توحید باید در حیات آدمی و همه ساحت زندگی آدمی جریان پیدا کند این توحید است.

نسبت به ادعیه حضرات معصومین(ع) کوتاهی کرده‌ایم

نسبت به ادعیه حضرات معصومین(ع) کوتاهی کرده‌ایم

آیت‌الله رشاد:
پژوهشکده‌های ما باید نسبت به مضامین ادعیه فعال عمل کنند/ «نظام نیایشی» اسلام مورد توجه دانشی قرار گیرد
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: متأسفانه نسبت به فعالیت‌های علمی و پژوهشی مضامین بلند ادعیه حضرات معصومین(ع) کوتاهی کرده‌ایم، این نقد ابتدا به خودم و سپس به سایر همکارانم وارد است.
آیت‌الله علی‌اکبر رشاد، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و رئیس شورای مدیریت حوزه‌علمیه استان تهران طی سخنانی با اشاره به فرازهایی از دعای ابوحمزه ثمالی و دیگر ادعیه مأثور اظهارکردند: ان شاءالله خداوند متعال روح و جان ما را با این ادعیه نورانی با این معارف غنی، با این معانی بلند ادعیه حضرات معصومین(ع) مأنوس گرداند تا این معارف را دنبال کنیم، متأسفانه ما نسبت به ادعیه و تببین مفاهیم آن کوتاهی کرده‌ایم، مراکز علمی، آموزشی و پژوهشی ما در حق ادعیه کم گذاشته‌اند و ما نیز در پژوهشگاه نسبت این موضوع مهم غافل بوده‌ایم.
استاد سطوح عالی حوزه علمیه ادامه داد: ما در حق ادعیه معصومین(ع) کم گذاشته‌ایم، پیش از این تأکید داشته‌ام حتماً در پژوهشکده حکمت در بخش «کلام»،«منطق فهم دین» و«عرفان» دوستان اهتمامی نسبت به ادعیه و مضامین بلند آن داشته باشند. حتی پژوهشکده های دیگر نسبت به این ادعیه اقداماتی درخور داشته باشند، باید در پژوهشکده نظام‌ها، یا گروه اخلاق، یا به طورکلی علل اطلاق با نظام معنایی«نظام نیایشی» اسلام هم کار شود و هم تببین گردد. چون در پژوهشگاه فرهنگ ما به ترویج مضامین بلند ادعیه و محصولات مرتبط با آن نیازمند هستیم و باید نسبت به آن اهتمام داشته باشیم. در حیطه پژوهشگاه بنده اول مقصرم در این قضیه و سپس بقیه همکارانم. ما این سرمایه‌ عظیم را داریم و اصلا به این سرمایه توجهی ندارم و آن را هدر می دهیم.

آیت‌الله رشاد در ابتدای سخنان خود در درس خارج فقه و اصول با اشاره به فرازهایی از دعای ابوحمزه ثمالی افزود: در دعا و مناجات ابوحمزه ثمالی، فرازهایی است که ضمن آن موانع اتصال به ساحت الهی و ارتباط به محضر خداوند منان را منع می‌کند و آسیب‌هایش را بیان می‌کند، همچنین عللی که احتمالاً سبب این حال امتناع و منع می‌شود را برشماریم. حضرت می فرمایند؛«اللَّهُمَّ إِنِّی کُلَّمَا قُلْتُ قَدْ تَهَیَّأْتُ وَ تَعَبَّأْتُ وَ قُمْتُ لِلصَّلاةِ بَیْنَ یَدَیْکَ وَ نَاجَیْتُکَ أَلْقَیْتَ عَلَیَّ نُعَاسا إِذَا أَنَا صَلَّیْتُ وَ سَلَبْتَنِی مُنَاجَاتَکَ إِذَا أَنَا نَاجَیْتُ مَا لِی کُلَّمَا قُلْتُ قَدْ صَلَحَتْ سَرِیرَتِی وَ قَرُبَ مِنْ مَجَالِسِ التَّوَّابِینَ مَجْلِسِی عَرَضَتْ لِی بَلِیَّةٌ أَزَالَتْ قَدَمِی وَ حَالَتْ بَیْنِی وَ بَیْنَ خِدْمَتِکَ، سَیِّدِی لَعَلَّکَ عَنْ بَابِکَ طَرَدْتَنِی» شاید من را از در خانه‌ات رانده‌ای. وَ عَنْ خِدْمَتِکَ نَحَّیْتَنِی شاید از خدمت تو که عبادت توست مرا دور کرده‌ای. أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی مُسْتَخِفّا بِحَقِّکَ فَأَقْصَیْتَنِی شاید هم دیدی که من در حق تو استخفاف می‌کنم و حق تو را کوچک می‌شمارم، من را به جای دور پرتابم کرده‌ای. أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی مُعْرِضا عَنْکَ فَقَلَیْتَنِی و شاید هم دیدی که من پشت به تو کرده‌ام، احراز از تو کرده‌ام، برای همین اقاله کرده‌ای. أَوْ لَعَلَّکَ وَجَدْتَنِی فِی مَقَامِ الْکَاذِبِینَ فَرَفَضْتَنِی شاید هم دیدی که من را اینچنین یافته‌ای که در مقام دروغگویانم و مرا دروغگو یافته‌ای و به همین جهت من را ترک کرده‌ای.

استاد برجسته حوزه علمیه بیان کرد: انسان گاهی به خودش هم دروغ می‌گوید و گاه ممکن است به خودش دروغ نگوید بیشر به خدا دروغ بگوید، خیال کنم دارد سر خدا کلاه می‌گذارد. گاهی آدم خودش را فریب می‌دهد یک چیزی را دوست دارد آرزو می‌کنم احیانا،ً اما نه قصد می‌کند که به آن عمل خیر بپردازد و نه در عمل اقدام می‌کند که به آن کار خیر بپردازد، ولی همین انگار او را اشباع می‌کند برای کارهای عادی هم هست.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: بعضی وقت‌ها کارهای علمی ما عقب می‌افتد، حالا کار علمی می‌خواهیم انجام دهیم انجام نمی‌دهیم و به دیگران گاهی در گزارش‌هایمان می‌گوییم که فلانی در جریان است و می‌خواهم کاری انجام بدهم و یا یک چنین قصدی داریم بعد می‌بینیم نمی‌شود، چرا؟ چون آرزوی آن را داشته ایم نه برنامه ای برای انجام دادن.
گریه های دروغین
استاد رشاد در بخش دیگری از درس خارج فقه و اصول خود بیان داشتند: گاهی ما دروغ می‌گوییم یعنی امر مشترح می‌شود و گریه می‌کنیم ممکن است در مجلسی در ساعتی از شبانه‌روز، سحر دو رکعت نماز بخوانیم گریه هم می‌کنیم ولی این گریه دروغین است در بعضی از روایات داریم که گریه‌های دروغین، گریه ای که ظاهرا با اشکی همراه است، اشک زبان قلب است، اما همانجا هم دروغ می‌گوییم، نشانه‌اش این است که آن لحظه که گریه می‌کنیم در پیشگاه خداوند می‌رویم، اما فردا همان گناهی که شب قبل برایش گریه و توبه کرده‌ایم را باز مرتکب می‌شویم، این معلوم است که آن گریه دروغ بوده وبه خدا هم دروغ می‌گوییم.
ارحم الراحمین بودن خدا را فراموش کرده‌ایم
رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود به منبع اتصال لایتناهی گفت: أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی فِی الْغَافِلِینَ شاید مرا گرفتار غفلت دیده‌، دچارنسیان دیده‌ای که فَمِنْ رَحْمَتِکَ آیَسْتَنِی، وقتی من غافلم از تو، باید مأیوس شوم، برای اینکه به کانون کمال و خیر اتصال ندارم و لذا مأیوس می‌شوم، برای اینکه چیزی در اختیارم نیست، اگر ما از خدا بریده شویم به چه چیزی امید داشته باشیم؟ مگر مبدأ امید دیگری هم وجود دارد که آدم دل به آنجا ببندد؟ مبدأ امیدی نیست، هرچه امید است معطوف به ساحت قدسی احدیت است، وقتی خدایی با این عظمت بالای سر آدم است چرا انسان باید ناامید شود.
به اندازه جیب چپ‌مان یاد خدا نیستیم!
فردی از امام صادق(ع) سوال کرد، خدا را برایم اثبات کنید؟- منکر بود- حضرت پاسخ دادند: تو سفر دریایی رفته‌ای آیا کشتی شکسته؟ آیا در شرایطی قرار گرفته‌ای که فکر کنی نجات پیدا نخواهی کرد؟ گفت بله، من سفر رفته‌ام، طوفان شد، کشتی شکست، من افتادم روی تخته ای شکسته ووسط اقیانوس شناور بودم و امید اینکه یعنی در ظاهر بتوانم بیآیم در ساحل نبود، حضرت فرمودند، در آن لحظه باز امید به نجات داشتی، فکر می‌کردی که بالاخره کسی تو را نجات خواهد داد؟ گفت بله، حضرت فرمودند؛« این امید، همان خداوند است که منشأ امید همگان است»، مبدا و منشا تمام امیدها خداوند متعال است و اگر غفلت کردیم از مبدأ امید غافل شدیم، کسی که مسافر در غربت است، یک مرتبه فرض کنید، جیبش را می‌زنند یکباره دیگر ناامید می‌شود من چکار کنم؟ حالا کجا بروم؟ از چه کسی پول بگیرم؟ از چه کسی قرض کنم؟ چطور ماشین پیدا کنم و برگردم به وطنم؟ الآن گرسنه‌ام، با وجود اینکه پول ندارم، پولم را زده‌اند، با گرسنگی چه کنم؟ ناامید ناامید است بعد یکمرتبه یادش می‌افتد که در جیب چپش یک مبلغ گذاشته بود او را نزده‌اند و به یکباره امیدوار می‌شود. ما خدا را به اندازه آن جیب سمت چپ مان هم نمی‌دانم، گاهی یادمان می‌رود که خدایی هم است، ناامید می‌شویم، والا کسی نباید ناامید شود. در هستی کسی ناامید نباید باشد برای اینکه مبدأ امید حق تعالی است در همین دعا بارها در مسئله‌ رجاء و اینکه رجاء حتماً واقعیت دارد و رجاء متعلق دارد و اگر رجاء و امیدی بود، خداوند متعال به آن رجاء جامع عمل می‌پوشاند، بارها در همین دعا و ادعیه دیگر تصریح شده است.
اگر من از رحمت تو مأیوس و غافلم شده‌ام، یادم رفته است که تو«ارحم الراحمین» هستی و نباید مأیوس می‌شدم.

زهد، آزاده بودن و آزاده زیستن است

زهد، آزاده بودن و آزاده زیستن است

آیت الله علی اکبر رشاد در ابتدای نهصد و نودمین جلسه خارج اصول حوزه علمیه امام رضا علیه السلام در بیان زهد و ابعاد گوناگون آن سخت گفت که از منظرتان خواهد گذشت:

امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: «جُعِلَ الخَيرُ كُلُّهُ في بَيتٍ وجُعِلَ مِفتاحُهُ الزُّهدَ فِي الدُّنيا»
این روایت منسوب به حضرت امام صادق(ع) است و در بحارالانوار جلد ۷۳ صفحه ۴۹ آمده است که ایشان فرمودند: تمام خیر و همه‌ی نیکی، گویی در یک خانه و اتاقی است و برای ورود به این اتاق که همه خیرات در آن جمع است یک کلید وجود دارد که با آن کلید در این خانه گشوده می‌شود و خیرات در دسترس انسان قرار می‌گیرد که اگر این در باز نشود گویی انسان هیچ راهی به هیچ خیری ندارد و هیچ خیری نصیب آدمی نمی‌شود. آن کلید، کلید زهد در دنیا است.
زهد به معنی بی رغبتی است، زهد به معنی وابسته و دلبسته نبودن است، زهد به معنای نداشتن نیست چون برای زاهدشدن نداشتن کفایت نمی‌کند. ممکن است آدمی نداشته باشد اما در این حال دل بسته باشد و دلخوش به کمترین داشته‌ها و وابسته به کمترین داشته‌های خود باشد، این زاهد نیست. ممکن است برعکس کسی ثروت بسیاری داشته باشد اما هرگز به این ثروت وابسته و دلبسته نباشد. این فرد ممکن است زاهد به حساب آید اما آنکه حداقلی دارد اما سرسپرده و دل سپرده آن حداقل است زاهد قلمداد نشود. غالباً تصور می‌کنیم که زهد فقط در حوزه اموال و ثروت معنی دارد، در بستر برخورداری از مال دنیا معنی می‌دهد ولی زهد وسیع تر از این است. زهد بی رغبتی نسبت به ثروت و مال است، بی رغبتی نسبت به جاه هم است. کسی که زاهد است مقام پرست نیست، همانطور که مال پرست نیست. گاه ممکن است کسی مال پرست نباشد ولی مقام پرست باشد، دلداده جاه و مقام باشد و همه سعی و تلاش خود را مصروف بدست آوردن پست و به کف آوردن مقامات دنیوی سازد، این انسان هم زاهد نیست. گاه کسی ممکن است دلسپرده مال دنیا نباشد و دلداده مقام دنیوی هم نباشد، به عنوان پست و جاه در تشکیلات حکومتی یا سلسله مراتب اجتماعی جایی نداشته باشد، اما گاهی ممکن است که وابسته به شهرت باشد، عطش عنوان داشته باشد و دلداده آوازه و نام باشد؛ وابسته نان نیست اما دلسپرده نام است و میخواهد که مشهور شود و همین طور است نسبت به سایر داشته‌ها.
کسی اگر دل داده و دل سپرده حتی فرزندان خود باشد هم زاهد نیست، اسیر فرزندان است. کسی در قبال محبت به فرزندان خود بی اختیار است و اراده‌ای ندار،د در نتیجه نمی‌تواند به فرزندان خود نه بگوید، خلاف می‌کنند از ایشان نهی نمی‌کند و خلاف می‌طلبند به آنها نه نمی‌گوید، پس این هم زاهد نیست. بنابراین زهد به معنای آن است که انسان، هر آنچه که می‌شود داشت را کنار بگذارد، دلداده اینگونه داشته‌ها نباشد، نسبت به هر آنچه که باید کنار گذاشت و هر آن چیزی که آدم را اسیر میکند آزاده باشد. زاهد یعنی آزاده، آنکه آزاده است روح آزاده‌ای دارد. آزاد بودن معنی زهد نیست، آزاده بودن معنی زهد است و فرق است میان آزاد بودن و آزاده بودن.
پرنده‌ای بیرون قفس آزاد است، او را از قفس بیرون گذاشته‌اند اما به قفس خود برمیگردد، در قفس نیست اما پرواز نمی‌کند در مقابل هم پرنده‌ای داخل قفس است ولی آرام نمی‌گیرد مرتب خود را به این در و آن در می‌کوبد، روح او آرام نمیگیرد این پرنده آزاده است، نمیخواهد در بند و قفس باشد حتی آنجا به او آب و دانه می‌دهند و شاید بیرون رود گرسنه بماند، درون آن قفس کاملاً به او رسیدگی می‌شود اما همین که در قفس است ناراحت است. این علاوه بر اینکه آزاد نیست آزاده هم نیست. گاه آزاد نبودن عیبی ندارد، یک مبارز یا یک مجاهد راه خدا اسیر می‌شود، زندان می‌رود و شکنجه می‌شود. این آزاد نیست اما زیر شکنجه بر مبانی و مواضع خود تاکید دارد و در حال مقاومت کردن است، این آزاده است؛ زهد آزاده بودن است. آزاده زیستن را زهد می‌گویند.
در روزگار ما گاهاً پیش می‌آید، در روزگاران دیگر هم بوده و حتی در دوران حاکمیت حضرات معصوم هم وجود داشته و دیده شده که برخی از مسولان زهد مالی دارند، چیزی از دنیا ندارند و واقعاً از مال دنیا زاهد هستند. اما خودشان را برای مقام می‌کشند به هر دری می‌زنند، به هر کاری دست میبرند تا فلان مقام را به دست آورند. مال دنیا ندارند و احیاناً الان هم مقام ندارند اما حرف‌هایی می‌زند و موج ایجاد می‌کند، حرف‌های غیرمنطقی و غیرعقلی که باعث خبر سازی می‌شود. فردی که در زندگی خود مال و منال کمی دارد و یا حتی اگر مقامی به او پیشنهاد شود احیاناً نپذیرد، این آدم زاهد نیست. گاهاً دیده می‌شود که این فرد مرتب به این در و آن در میزند، فکر می‌کند و چیزهایی می‌گوید که خبرساز شود، این آدم زاهد نیست و اسیر شهرت است. آدم گاهی اشتباه می‌کنند می‌گویند فلانی خیلی انسان درستی است، پاکدست است، ولی پاک دست نسبت به مال است، اما آیا نسبت به جاه هم پاک دست است؟ حاضر است از مقام دست بردارد؟ اگر به شیوه‌های غلط و تبلیغات دروغ و وعده‌های پوچ مقامی را کسب کند، حاضر است آن را کنار بگذارد و دنبالش نباشد؟ از اینها گذشته حاضر است برای خدا حرف بزند نه برای شهرت؟ حاضر است از شهرت دست بردارد؟ اگر چیزی را که خلاف شرع و انصاف و اخلاق و مصلحت است بگوید و خبرساز شود، این زاهد نیست و غالباً مردم و گاه خود ما حتی ممکن است اشتباه کنیم و بگوییم فلانی خیلی انسان زاهدی است؛ خیر این نیست و این زاهد بودن نیست. اینکه به دنبال آن باشد که هر روز یک چیز کج و معوجی بگوید و مطلب انحرافی را در جامعه به اصطلاح منتشر نماید این زاهد نیست، چون زهد ابعاد دارد.
زاهد آن کسی است که وقتی همه‌ی چیزهایی که می‌شود داشت را از دست می‌دهد، ناراحت نمی‌شود و برای دوباره به دست آوردن آن هیچ تلاشی نمی‌کند و اگر هم به دست آورد و در اختیار داشته باشد دلبسته و وابسته و اسیر آن نیست.
زهد آن است که در کل اسیر دنیا نباشد و دنیا را اسیر خود سازد. کسی که همه چیز اسیر اوست، زاهد نیست. آنکه اسیر هیچ چیز نیست، حتی حب به فرزندان و حتی امور خیر به این قصد که بگویند او کار خیر انجام میدهد، زاهد نیست.
در عصر پیامبر اکرم صلی‌الله شهره شده بود که شخصی در همه‌ی صحنه‌های جهاد و در تمام غزوات همراه پیامبر و به دستور ایشان حضور داشته است و به محض اینکه پیامبر اشاره می فرمایند، اعلام آمادگی می‌کرد. پیش خود می‌گوید اینبار که اعلام می‌شود نروم تا ببینم چه اتفاقی خواهد افتاد. اعلام جهاد شد و ایشان به میدان نیامد مردم گفتند فلانی کجاست که همیشه حاضر بود. ناراحت شد دیگر نمی‌گفتند اولین نفر است، زیرا فلان دفعه نیامده بود. تازه فهمید تمام این جهادهایی که حضور داشته، هیچکدام برای جهاد نبوده است و برای نفس خود بوده است. کسی که دشمن در درون سینه خود را نتوانسته از بین ببرد، چگونه برای کشتن دشمن دنیایی حضور داشته است. پس برای دشمن به جهاد نرفته و بیشتر برای تقویت دشمن درونی خود به جهاد رفته است. قصد داشته تا نفس خود را بزرگ‌تر سازد و جهادهای او نفسانی بوده است. چون برای خدا نبوده پس جهاد هم نبوده است، گاهی حتی اینگونه دلبستگی‌هایی که ظاهر عبادی دارد، خلاف زهد است و چنین دلبستگی‌هایی هم زهد نیست.
امام صادق ع میفرمایند که جُعِلَ الخَيرُ كُلُّهُ في بَيتٍ همه خیر در یک خانه است گویی در یک خانه‌ای جمع شده و کلید این خانه همان زهد در دنیا است امام صادق هیچگاه نفرمودند زهد درمال یا جاه یا شهرت، فرمودند زهد دنیایی. اگر کسی نسبت به همه امور دنیوی زهد ورزید، زاهد است. آن وقت این در خانه به روی او باز می‌شود و هر خیری می‌تواند نصیب او گردد و به هر خیری می‌تواند دست یابد، برای اینکه عدم زهد مانع است.
دلبسته‌ی مال است، خیلی جاها نمی‌تواند از مال دنیا بگذرد. فرد دلبسته نام است، می‌بیند که باید از نام خود بگذرد تا کار خیر انجام شود، باید نیمه شب بدون اعلام و بدون اطلاع دیگران و حتی بدون اینکه دیده شود به خانه فقیری برود.
دلبسته‌ی جاه است باید از جاه بگذرد تا خیری اتفاق افتد. فلان فرد اگر مسئولیت را بپذیرد لایق‌تر از من است و من دست از این مقام بکشم تا او به جای من آید آن وقت این است که باعث خیر و ثواب است.
دلبسته‌ی هر چیزی، وقتی نمی‌تواند از آنچه می‌توان داشت بگذرد، زاهد نیست و هر آنچه که انسان نسبت به آن دلبسته است اگر از آن نگذرد، زاهد نیست. به هر چیزی که دلسپرده و سرسپرده باشیم مانع دستیابی ما به خیر می‌گردد و این مفهوم آن بیان حضرت امیر(ع) در فراز ششم از مناجات شعبانیه است که می‌گوید: الهی هب لی کمال الانقطاع الیک، یعنی از همه چیز انسان دل بریده باشد. وقتی از همه چیز دل میبری، از همه جهت به خدا وابسته میشوی. کمال الانقطاع الیک یعنی من از بقیه انقطاع پیدا کنم، اما به سوی تو آیم، ولی وقتی به یک طرف بسته‌ای به طرف دیگر وابسته نخواهی شد. وقتی به مال، به نام، به جاه، به شهرت، به محبت، به عواطف وابسته‌ای و این وابستگی را خرج کردی و دیگر در این حال نمی‌توانی وابسته‌ی خداوند هم باشی، چون باید به یکجا بند باشی و به یکجا وابسته باشی، اگر به چیز دیگری متصل باشی دیگر به خداوند اتصال پیدا نمی‌کنی. انقطاع از آن سو نباشد، اتصال از این سو بر قرار نمی‌شود و اتصال به سمت ذات و ساحت الهی منوط به این است که تو از سایر اتصال‌ها بریده باشی و منقطع شده باشی، اگر از همه اینها منقطع شدی آن وقت کمال انقطاع اتفاق افتاده است، همه طناب‌ها و ریسمان‌ها از آن ‌سو بریده شده و به این سو وصل شده است. آن موقع است که دیگر حدیث نوافل اتفاق افتاده و انسان تمام وجودش خیر می‌شود؛ حرف می‌زند خیر می‌گوید، نگاه میکند خیر است، راه میرود خیر است، چون خداوند که بشر تولید نمی‌کند، خداوند همه فیض و خیر و کرم است و آدمی است که میشود زبان خدا، دست، دست خدا، پای، پای خدا، چشم، چشم خدا و همه وجود او می‌شود خدا. پس این آدم یکسره خیر می‌شود و خیر کثیر همانی است که خداوند متعال به رسول خدا داد. «إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ: به تو خیر کثیر دادیم» خیر کثیر به پیامبر داده شد چون از همه چیز برید و به او وصل شد و جلوه او شد و هر آنچه از او صادر می‌شود همه خیر است، همه فضل است، همه کمال است، همه جود و وجود است و عدم در آن وجود ندارد. بارآفریدگارا، به عنایت خودت این کلید را در غبضه‌ی ما هم قرار ده.

هندسه معرفتی دین و غفلت تاریخی ما

هندسه معرفتی دین و غفلت تاریخی ما

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، آیت‌الله علی‌اکبر رشاد، رئیس و موسس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، به مناسبت فرارسیدن عید سعید فطر؛ به بیان نکات اخلاقی و معرفتی ارزشمندی پرداخته است که متن کامل آن را در ادامه می‌خوانیم:

پیشاپیش عید فطر را که بازگشت به فطرت الهی است تبریک عرض می‌کنم و امیدوارم که همگان توفیق درک برکات و فیوضات این ماه نورانی را پیدا کرده باشند و انشاءالله که از مواهب این ماه به طور کامل بهره‌برداری کرده باشند و راضی از این ماه خارج بشوند و خداوند متعال هم از آنها راضی باشد.

من از باب تذکر یک نکته‌ای را مرتبط با ماه رمضان عرض می‌کنم و قبل از آن یک مطلبی را می‌خواهم عرض کنم که مسئله مهمی است. ما مسلمین، یا شیعه یا حوزه‌ها یک غفلت تاریخی داریم که این غفلت تاریخی تجزیه سنت است و فراموش کردن بخش‌های عمده‌ای از سنت که شاید به لحاظ کمی – کیفی از آن بخشی که مورد توجه بود و هست بسی بالاتر و فراتر است.

بخش‌های مغفول مانده سنّت

ما به هر قول و فعلی که از معصوم صادر می‌شود و منشاء تشریعی یا شرعی دارد سنت اطلاق می‌کنیم اما ما عمدتا تمرکز کرده‌ایم بر روایات فقهی و آن‌چه که از سنت عملی به حوزه فقه مربوط می‌شود. در این بخش بزرگان ما اهتمام خوبی داشته‌اند از نظر ثبت و ضبط و حفظ این دسته از روایات و نگاهداری اسناد این اخبار و اهتمام شگرف و ژرفی هم در تفسیر و درک و فهم و اشاعه این دسته از اخبار داشته‌اند ولی در عوض بخش‌هایی از سنت بر اثر غفلت ما مغفول مانده و ما کار درخوری نکرد‌ه‌ایم.
دعاهای ما غنی است، مشحون از معارف است. در ادعیه ما هر چند مباحث الهیاتی و کلامی، حکمی، اخلاقی، معنوی غالب است اما حتی در همین ادعیه چه بسا بتوان فقراتی پیدا کرد که کاربرد فقهی داشته باشد و لازم باشد به آن اهتمام بکنیم ما هیچ فقیهی را سراغ نداریم که وقتی در خصوص فقهی کار می‌کند احیانا اگر در دعا و مناجاتی نکته‌ای که وجود دارد که کاربرد فقهی دارد و در فرآیند اجتهاد می‌شود از آن استفاده کرد به آن پیشنهاد و مراجعه بکند.

ضرورت مطالعه در ابعاد فقهی دعاهای معصومین (ع)

من به گروه منطق فهم دین پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی پیشنهاد کرده‌ام که حل این مسئله و جبران این غفلت را در برنامه‌های خودشان قرار دهند چون ما باید راجع به انواع سنت، به ویژه سنت و اقوالی که در زمینه‌های مختلف دارای کاربرد و حجت است یک کار جدی و اساسی انجام بدهیم.

من از باب اذکار در این روزهای آخر ماه منور و مبارک رمضان، به یک فقره‌ از دعای ابوحمزه ثمالی اشاره می‌کنم. ابوحمزه ثمالی یکی از بزرگان تشیع و مکتب اهل بیت و صحابه و کسی است که از اصحاب سرّ حضرت به حساب می‌آید و خودش صاحب مقامات معرفتی و معنوی بوده آن‌چه را که نقل کرده پیداست که برغم نسبتا مفصل بودن این دعا با امانت آن را نقل کرده است. نسخ خطی این دعا چندان متشتت نیست. پیداست که با دقت حفظ کرده این سند ارزشمند را.

در یک فقره‌ای در یک بخشی از این دعا آفاتی که مانع تحجب می‌شود مانع نماز با حضور قلب می‌شود حضور در مشاهد و مجالس معنوی و معرفتی می‌شود. سلب توفیق‌هایی که در زندگی آدم پیش می‌آید این ها را حضرت می‌شمارند.

تصادف در این عالم معنی ندارد!

یک مختصری راجع به بعضی از فقرات عرض می‌کنم؛ حدود 10 آفت را در این بخش برشمردند. اللَّهُمَّ إِنِّی کُلَّمَا قُلْتُ قَدْ تَهَیَّأْتُ وَ تَعَبَّأْتُ [تَعَبَّیْتُ‏] وَ قُمْتُ لِلصَّلاةِ بَیْنَ یَدَیْکَ وَ نَاجَیْتُکَ أَلْقَیْتَ عَلَیَّ نُعَاسا، چیزهایی برای ما پیش می‌آید خیال می‌کنیم اینها طبیعی است مثلا می‌خواهیم یک عبادتی بکنیم یک نماز مثلا مناسبی و با روحی بخوانیم می‌بینیم آن اوان در آن زمان حال بی‌رمقی، خمودی و حالت چرت به آدم دست می‌دهد.

آدم حال نماز خوب خواندن را ندارد. این را خیال می‌کنیم طبیعی است آدم خسته است دیگر، خوابش می‌آید، بهار است، در طول روز یکسره کار کرده و الان حوصله ندارد، می‌فرماید این بی‌حساب نیست. در این عالم تصادف معنی ندارد اصلا ما تصادف در این عالم نداریم هر چه هست بر اساس نظام علل و معلولی و با یک فلسفه‌ای در زندگی بشر اتفاق می‌افتد.

این‌که بگوییم تصادفا حال خواب به من دست داد؛ می‌فرماید هر زمان که من می‌گویم من آماده‌ام و حاضرم برای مثلا عبادت و پا می‌شوم که پیش روی تو بایستم و نماز بخوانم و مناجات بکنم تو بر من چرت را عارض می‌کنی، حالت خواب‌آلودگی را برمن القا می‌کنی، طبیعی نیست!‌ أَلْقَیْتَ عَلَیَّ نُعَاسا، نعاس به معنای خواب سبک است، یک خواب سبکی را تو بر من القا می‌کنی! تو گویی اجازه نمی‌دهی که با تو مناجات بکنم اجازه نمی‌دهی که یک نماز با روح، با اخلاص و با حضور قلب را بخوانم.

إِذَا أَنَا صَلَّیْتُ زمانی که برای نماز می‌روم این حالت به من دست می‌دهد! وَ سَلَبْتَنِی مُنَاجَاتَکَ إِذَا أَنَا نَاجَیْتُ وقتی می‌خواهم مناجات بکنم می‌بینم که خموده شده‌ام خواب‌آلود شده‌ام، خواب دارد من را می‌رباید، می‌خواهم مناجات بکنم این از من سلب می‌شود این توفیق از دست می‌رود نمی‌توانم با تو مناجات بکنم، چرا؟ مَا لِی کُلَّمَا قُلْتُ قَدْ صَلَحَتْ سَرِیرَتِی وَ قَرُبَ مِنْ مَجَالِسِ التَّوَّابِینَ مَجْلِسِی عَرَضَتْ لِی بَلِیَّةٌ أَزَالَتْ قَدَمِی هر بار که فکر می‌کنم که من درون خودم را پاک کرده‌ام، درونم، قلبم زلال شده است و می‌خواهم که بروم در جمع اهل توبه، در مجالس توابین شرکت کنم، به محض این‌که تصمیم می‌گیرم که در مجلس اهل معنایی در یک محفل با روحی با معنویتی، شب قدری، شب فطری، شب غدیری (این‌ها همه شب‌های قدر هستند واقعا)، بر من یک مانعی عارض می‌شود و پیش می‌آید؛ یک مشکلی پیش می‌آید و سبب گاهی لرزش قدم‌های من می‌شود.
گاهی وقت‌ها آدم گناهی می‌کند معصیتی از او سر می‌زند،‌ بعد دستش زخم می‌شود و این کفاره است که اتفاق افتاده است این بد نیست ولو سلب توفیق می‌شود از عبادتی و از مناجاتی. اما این‌که بلیّه‌ای پیش بیاید که باعث لغزش من بشود این معلوم می‌شود که از مشیت الهی ناشی شده است وَ حَالَتْ بَیْنِی وَ بَیْنَ خِدْمَتِکَ، آن وقت این لغزشی که رخ می‌دهد بین من و تو بین من و عبادت تو ای آقای من ای مولای من خداوند بزرگ فاصله می‌شود و عملا من ان شب را از دست می‌دهم.

سحر پا شدم که نافله بخوانم یک مرتبه چاقویی دستم را می‌برد وقتی مشغول آن می‌شوم می‌شود اذان صبح این طبیعی نیست. با بیان حضرت این طبیعی نیست این نشان می‌دهد که یک مشکلی دارد که یک موانعی پیش می‌آید که ظاهرا طبیعی است. بعد حضرت شروع می‌کند یکی یکی موانع را برشمردن لَعَلَّکَ عَنْ بَابِکَ طَرَدْتَنِی شاید من را از در خانه‌ات راندی! این‌که این اتفاقات برای من می‌افتد از در خانه‌ات رانده‌ای که من نمی‌توانم. وَ عَنْ خِدْمَتِکَ نَحَّیْتَنِی، از خدمت خودت، خدمت الهی همان عبادت الهی است، عبادت به جز خدمت خلق نیست؛ گفته می‌شود، نخیر! عبادت به جز خدمت الله نیست خدمت خلق نیز ذیل خدمت الله است من را از خدمتت دور می‌کنی، من را پس می‌زنی، آیا این به خاطر این است که من را از در خانه‌ات راندی؟ أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی مُسْتَخِفّا بِحَقِّکَ فَأَقْصَیْتَنِی شاید به خاطر آن است که دیدی که من حق تو را سبک می‌شمارم، آن حقوقی که تو بر گردن من داری، این‌ها را سبک می‌شمارم دست کم می‌گیرم.

خداوند متعال بر ما حق الوهیت دارد و ما وظیفه عبودیت داریم

گاهی می‌گویم از واجبات، حداقلی که در فقه گفته شده همان را انجام می‌دهم مثلا اینکه اول وقت است فرض فضیلت صلاة، اقامه صلاه بکنم می‌گویم من مجاز هستم که تا 4 رکعت مانده به غروب نماز عصرم را عقب بیندازم، یا 4 رکعت مانده به نیمه شب، نماز عشایم را عقب بیندازم، دو رکعت مانده به آفتاب من نماز صبحم را دیر بخوانم و دراز کشید‌ه‌ام تا وقتی دارد آرام آرام آفتاب می‌زند، یک دو رکعتی را دولا راست می‌شود و می‌گوید که من نمازم را خواندم! این حق خدا را سبک شمردن است،

خداوند متعال بر ما حق الوهیت دارد و ما وظیفه عبودیت داریم در محضر او باید احترام بکنیم به این نماز. این در واقع در ادای حق باریتعالی وقتی می‌گوییم نماز اداست، ادای حقّ حق تعالی است. ما حقِّ حق تعالی را دست کم می‌گیریم با بی‌اطلاعی، با بی رمقی، با بی حالی. مثل سائلی که دم در بیاید 5 تومنی می‌دهیم و نگاهش نمی‌کنیم و کف دستش می‌گذاریم که رفع تکلیفی کرده باشیم… انگار که با خدا هم این‌گونه برخورد می‌کنیم، این استخفاف حق خداست در واقع.

اینکه من معصیت بکنم بگویم که توبه می‌کنم دیگر، این خیلی بد است ولی متاسفانه این خیلی رایج است میان عوام! به فلان کارمند یا معلم می‌گویی چرا کارت را درست انجام نمی‌دهی؟ می‌گوید بروید جلوی اختلاس‌ها را بگیرید!‌ این دو معنا دارد، چرا در این مملکت اختلاس می‌شود که حرف درستی است یک معنای دیگرش این است که این کاری که من کردم که گناه نبود من هم یک گناه مختصری کردم.

استخفاف حقّ اولوهیت هزاران جلوه دارد

به هر حال هزارها جلوه دارد این استخفاف حق خداوند متعال. می‌فرماید نکند که بین من و خودت فاصله می‌اندازی این به خاطر این است که من را از در خانه‌ات رانده‌ای یا وقتی من می‌خواهم به عبادت بایستم این حال به من دست می‌دهد شاید به این خاطر است که می‌بینی که من حقت را ادا نمی‌کنم، آن وقت من را دور می‌کنی. یا می‌گویی تو با من چه نسبتی داری؟ برو!‌ أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی مُعْرِضا عَنْکَ فَقَلَیْتَنِی یا به این جهت است که تو می‌بینی من به تو بی‌اعتنا هستم اصلا نگاهت نمی‌کنم، می‌بینی که من از تو اعراض کردم، رویگردان هستم از تو. مثل آدمی که نسبت به او نامهربانیم، مثل کسی که خیلی به او محبت و علقه و علاقه نداریم به این خاطر است که لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی مُعْرِضا عَنْکَ می‌بینی که از تو اعراض کرده‌ام من اعراض کرده‌ام من تو را ترک کرد‌ه‌ام من رویگردان از تو شده‌ام و طبیعی است که تو هم واکنشی در قبال این کنش من داشته باشی به همین جهت است که تو من را «اقاله» بکنی؛ وقتی کسی پیمانی را بهم می‌زند می‌گویند که اقاله کرد.

نکند خدای من با تو یک پیمانی و یک پیوندی داشتیم و این پیمان و پیوند را از آن اعراض کردم. در نتیجه دیگر من بنده تو نیستم به لحاظ تشریعی بندگی تو را نمی‌کنم تو هم من را بنده خودت نمی‌دانی برای همین است که سلب توفیق می‌کنی می‌گویی که چه نسبتی بین من و توست؟ برو!‌ نکند به خاطر این است که «اقاله» کرده‌ای و استعفای من از بندگیت را پذیرفته‌ای و من را دور می‌کنی از محضرت! و بعضی از موانع و بعضی از حالات را … وجوه را هم حضرت بر می‌شمرد.

ضرورت اُنس مدام با ادعیه معصومین (ع)

ما خیال می‌کنیم که برخی از ادعیه که گفته می‌شود در فلان شب یا فلان روز یا فلان مناسبت بخوانید، صرفا مخصوص همان روز و همان وقت است و مثلا دعای کمیل را نباید روز یکشنبه خواند، در حالی که یک چنین چیزی وجود ندارد. همین طور اگر می‌گوییم ابوحمزه را باید سحرها خواند منظور این نیست که در غیر سحر نباید سراغ آن رفت.

لازم نیست تمام این دعای بلند بالا را از اول تا آخر با حوصله بخوانیم، هر یک فقره‌ای را یک شب بخوانیم. یک تدبری بکنیم شب بعدش فقره بعدیش را بخوانیم همیشه مانوس باشیم با آن. این انس با ادعیه خیلی برکت دارد و پیوستگی در انس امتداد و التزام، مداومت و ممارست برکاتی دارد که در اصل عمل نیست.

اصل عمل حداقلی برکاتی دارد اما وقتی انسان ممارست و مداومت می‌کند چندین برابر می‌شود آثارش. این ادعیه را در همه فصول، در همه ایام و لیالی باید خواند در هر فرصت و زمانی که پیش بیاید و توفیق دست بدهد. اما خواندن به صورت لقلقه زبان کافی نیست؛ دست‌کم، کم فایده است. ما که طلبه هستیم و اهل بحث و درس و … هستیم جا دارد که این فقرات را با تامل بخوانیم. بعضی از بزرگان ما بعضی از این ادعیه را گاه با همه طولانی بودنش حفظ بودند بس که می‌خواندند و به متن و محتوای دعا دل می‌دادند از بر می شدند و به خاطر می‌سپردند و از حفظ می‌خواندند.

خداوند به همه ما توفیق انس با قرآن و ادعیه را عنایت کند؛ بمنّه و کرمه!

سیره اهل زُهد در دنیا

سیره اهل زُهد در دنیا

آیت الله علی اکبر رشاد در سلسله جلسات درس اخلاق که ابتدای شورای عالی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار می شود با اشره به حدیثی از امیرمنان حضرت علی(ع) سیره اهل زهد در دنیا را بازگو کرد.
وی گفت: در روایتی از نوف بكالى که گویا پاسدار و محافظ حضرت امیر بوده آمده است: رَأَيْتُ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ ذَاتَ لَيْلَةٍ وَ قَدْ خَرَجَ مِنْ فِرَاشِهِ فَنَظَرَ إِلَى اَلنُّجُومِ فَقَالَ يَا نَوْفُ إِنَّ دَاوُدَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَامَ فِي مِثْلِ هَذِهِ اَلسَّاعَةِ مِنَ اَللَّيْلِ فَقَالَ إِنَّهَا سَاعَةٌ لاَ يَدْعُو فِيهَا عَبْدٌ رَبَّهُ إِلاَّ اُسْتُجِيبَ لَهُ إِلاَّ أَنْ يَكُونَ عَشَّاراً أَوْ عَرِيفاً أَوْ شُرْطِيّاً أَوْ صَاحِبَ عَرْطَبَةٍ وَ هِيَ اَلطُّنْبُورُ أَوْ صَاحِبَ كُوبَةٍ وَ هِيَ اَلطَّبْلُ وَ قَدْ قِيلَ أَيْضاً اَلْعَرْطَبَةُ اَلطَّبْلُ وَ اَلْكُوبَةُ اَلطُّنْبُورُ … (بحار الأنوار ج84 ص166)
نوف بكالى گويد: شبى از شب ها ناظر حال امير مؤمنان على عليه السّلام بودم كه از بستر خواب برخاست نگاهى به ستارگان نمود سپس فرمود:اى نوف خوابى يا بيدار؟ عرض كردم بيدارم يا على فرمود اى نوف خوشا بحال سبك‌باران و پارسايان در دنيا و شيفتگان آخرت آنان قومى هستند كه زمين را فرش و خاك را بستر و آب را نوشيدنى گوارا، قرآن را شعار دائمى خود قرار داده و به دعا و گفتگوى با حق دل بسته و مسيح‌وار دنيا را از خود جدا و خود را از دنيا جدا نموده‌اند. اى نوف داوود پيغمبر صلّى الله عليه و آله در چنين ساعتى از شب بود كه براى دعا برخاست و گفت عجب ساعتى است كه هر كس در چنين ساعتى از خداى خود چيزى بخواهد دعايش مستجاب مى‌شود! مگر اينكه تحصيل‌دار مالياتى سلطان ستمگرى باشد و يا رياست خواه و يا نگهبان ستمگران باشد و يا بشغل ساز و آواز و رقص باشد و ديگران را با اين اعمال بطرف فحشاء و فساد سوق دهد.
عبیر به قرآن را لباس زیرین و دعا را لباس رویین قرار دادند، کنایه از این است که دستورات قرآن در درون دل و جان و روحشان قرار دارد و دعا ورد زبانشان است همواره به هنگام قیام و قعود و هرگونه حرکت فردى و اجتماعى از خدا یارى مى طلبند و براى توفیق بیشتر دعا مى کنند و از این طریق هرگز خدا را از یاد نمى برند.
افزون بر این، بدن انسان در حال عادى بسیار آسیب پذیر است و لباس، او را از بسیارى آسیب ها حفظ مى کند، پس دعا را لباس رویین قرار دادن اشاره به این است که آنها در سایه دعا، خود را از خطرات مختلف و عذاب هاى دنیا و آخرت و انحرافات اخلاقى حفظ مى کنند.
رییس شورای حوزه های علمیه استان تهران گفت: تعبیر به «قَرَضُوا الدُّنْیا..». اشاره به پیمودن و طى کردن دنیا بر روش بسیار زاهدانه حضرت مسیح است (قرض هم به معناى قطع کردن و بریدن آمده و هم به معناى گذشتن و عبور کردن).
اشاره امام در اینجا به زندگى زاهدانه حضرت عیسى به طور مشروح تر در خطبه 160 آمده است که فرمود: «و اگر بخواهى (براى نمونه دیگرى) زندگى عیسى بن مریم ـ که درود خدا بر او باد ـ را برایت بازگو مى کنم; او سنگ را بالش خود قرار مى داد، لباس خشن مى پوشید، غذاى ناگوار (مانند نان خشک) مى خورد، نان خورش او گرسنگى، چراغ شب هایش ماه، سر پناه او در زمستان مشرق و مغرب زمین بود (صبح ها در طرف غرب و عصرها در طرف شرق رو به آفتاب قرار مى گرفت) میوه و گل او گیاهانى بود که زمین براى چهارپایان مى رویاند. نه همسرى داشت که او را بفریبد و نه فرزندى که (مشکلاتش) او را غمگین سازد، نه مالى داشت که او را به خود مشغول دارد و نه طمعى که خوارش کند; مرکبش پاهایش بود و خادمش دست هایش!»

انسان معیار زمان است

انسان معیار زمان است

آیت الله علی اکبر رشاد رئیس شورای سیاست گذاری حوزه علمیه استان تهران گفت:با توجه به معنایی که از روایات متعدد فهم می‌شود،اینکه می‌گویند سال نو شد، عید شد و یا نوروز شد تعبیر درستی نیست.
وی ادامه داد: همه اینها تعبیر به قیاس است و درست این است که بگوییم برای چه کسی نوروز شد، سال برای چه کسی نو شد و برای چه کسی عید اتفاق افتاد.
آیت الله رشاد یادآور شد: تا در انسان تغییری اتفاق نیفتد در حقیقت عیدی اتفاق نیفتاده است. این تعبیر تنها بر کسانی صدق می‌کنند که در آنها تغییری اتفاق افتاده باشد.
تولیت حوزه علمیه امام رضا(ع) بیان کرد: حرکت خورشید و ماه سال و روز را معین می‌کند در این رویداد روز برای خورشید یا ماه نو شده است نه برای عموم انسان‌ها. چرا که این خورشید و ماه هستند که دائم در حال تغییر و تطور هستند.
آیت الله رشاد تاکید کرد: اگر در انسان تغییری رخ ندهد و آغاز سال جدید نقطه عطفی در زندگی او نباشد نمی‌توان گفت برای او عید شده و سالش نو شده است.
وی افزود: احادیث متعددی بر این مضمون دلالت می‌کنند که انسان معیار زمان است. در واقع وقتی می‌گوییم سال یا قرن تمام شد این انسان است که تمام می‌شود.
آیت الله رشاد اظهار داشت: اگر انسان نباشد زمان معنایی ندارد، زمان وقتی معنا پیدا می‌کند که انسانی وجود داشته باشد. معصوم(ع) می‌فرماید: ای انسان تو ملاک ساعت و زمان هستی.
رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ادامه داد: انسانی که سیر تکاملی در زندگی خود دارد پیش می‌رود و سال و قرن برای او عوض می‌شود و عکس آن اگر انسان راکد باشد گویی زمان راکد است. بنابراین نوروز فی نفسه وجود ندارد و زمان حول محور انسان است که معنا پیدا می‌کند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: هر چه روز، ماه و سالی که می‌گذرد در حقیقت از عمر انسان کم می‌شود. باید مراقب بود که فرصت از دست نرود چرا که فرصت‌ها منتظر ما نمی‌مانند تا از آن استفاده کنیم. انسان مومن باید از فرصت کوتاه عمر نهایت استفاده را بکند و خود را در معرض این فرصت‌ها قرار بدهد

نگاه به سیمای عالم حقیقی نگاه به وجه‌الله است

نگاه به سیمای عالم حقیقی نگاه به وجه‌الله است

آیت‌الله علی‌اکبر رشاد در جلسه درس اخلاق که در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد، گفت: احادیث و آیات در خصوص ذکر بسیار فراوان است تا جایی که انسان می‌تواند از بین آنها انتخاب کند.

وی افزود: وجود آدمی ذاکر خداست، مجموعه جهاتی که در وجود انسان است همگی یادآور ذکر الهی هستند. به همین جهت هم هست که گفتند هر کس انسان را بشناسد خدا را شناخته است.

آیت‌الله رشاد با بیان اینکه معجزات و آیات شگفت‌آوری در وجود انسان سبب تذکر الهی است. عنوان کرد: برخی انسان‌ها به خاطر کمالات خود جلوه جمال و جلال الهی می‌شود در نتیجه دیدن آنها انسان را به یاد خدا می‌اندازد.

تولیت حوزه علمیه امام رضا (ع) با بیان اینکه همه موجودات مظهر اسماً الله هستند، اظهار کرد: برخی موجودات مظهر جمال و برخی مظهر جلال الهی هستند برخی زیبایی‌های خداوند متعال را نشان می‌دهند برخی هم عظمت و ابهت ایشان را نشان می‌دهند.

رئیس شورای حوزه‌های علمیه با بیان اینکه برخی انسان‌ها بیش از سایرین صفات الهی را در خود متجلی کردند، ابراز کرد: به هر میزان که انسان صفات الهی را در خود متجلی کند مظهر جمال و جلال الهی می‌شود. برخی انسان‌ها در مقام تجلی صفات الهی غلیظ‌تر می‌شوند. در برخورد با امام راحل وجود خدا را در او حس می‌کردید.

وی افزود: بسیاری از انسان‌ها به جهت التزام به قوانین الهی تجلی اسماً الهی می‌شوند تا جایی دیگران هم خدا را در وجود او حس می‌کنند. از این جهت نگاه به چهره عالم ثواب دارد. عالم حقیقی مظهر جمال و جلال الهی است. نگاه به سیمای عالم حقیقی نگاه به وجه‌الله است.

آیت‌الله رشاد با بیان اینکه خداوند ذاکر و مذکور است، گفت: برخی انسان‌ها تجلی خداوند هستند و مذکور می‌شوند وقتی به آنها نگاه می‌کنید گویا وجه الله را می‌دهد در نتیجه از این حیث مذکور است و هم ذاکر است و وجود انسان را به یاد خدا می‌اندازد.

رئیس شورای حوزه‌های علمیه با بیان اینکه انسان وقتی تسبیحات حضرت زهرا (س) می‌گوید باید به مفاهیم آن توجه کند، خاطرنشان کرد: برخی عادت دارند که روزانه مقدار مشخصی ذکر را در برنامه‌های خود قرار دهن

فلسفه جهاد احیای ذکر خداوند است

فلسفه جهاد احیای ذکر خداوند است

آیت‌الله علی اکبر رشاد رئیس شورای سیاست گذاری حوزه های علمیه در جلسه درس اخلاق پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی طی سخنانی با استناد به حدیثی از رسول اکرم (ص)، گفت: هیچ عملی محبوبتر از ذکر باری تعالی نزد خداوند نیست، همچنین برای بندگان عملی نجات‌بخش‌تر از ذکر خداوند وجود ندارد که او هر بدی رها کند.
وی عنوان کرد: برخی متعجب می‌شوند چرا جهاد محض محبوب‌تر از ذکر خداوند نیست، جهادی که فرد از جان و اموال خود می‌گذرد.
تولیت مدرسه علمیه امام رضا(ع) با اشاره به روایتی دربارۀ جهاد و قتال فی سبیل‌الله، اظهار کرد: چه امری بالاتر از جهاد وجود دارد این جهاد البته به صورت نسبی خوب است اما در مقام مقایسه با ذکر خداوند نیست بلکه در مقام اهمیت و بنیان است.

آیت الله رشاد ابراز کرد: زمانی که جهاد با اعمال و مصادیق دیگر سنجیده می‌شود تفسیر مطلق است و نسبی و قیاسی نیست، در واقع ذکر خدا از اطاعت، جهاد در را خدا، جهاد نظامی نیز مقام بالاتری دارد.
رئیس شورای سیاست گذاری حوزه‌های علمیه استان تهران با بیان اینکه ذکر خدا سخت است، گفت: ذکر خداوند متعال فقط شامل ذکر تسبیح و از این قبیل نیست بلکه ذکر خدا را باید با تمام وجوه آن در نظر گرفت.
وی در خصوص فلسفه جهاد و قتال فی‌سبیل‌الله، افزود: جهاد و قتال فی سبیل‌الله ذکر خدا است زیرا در راستای ذکر خداوند و پایداری است، لذا فلسفه جهاد احیای ذکر خداوند است. وقتی کسی وارد جهاد می شود با نیت، قصد قربت و تذکر الهی است در واقع ذکر الله و حفظ ذکر خدا فلسفه قتال فی‌سبیل‌االله و جهاد است، جهاد فی‌سبیل‌الله با ذکر الهی ارزش پیدا می‌کند.
رئیس شورای سیاست گذاری حوزه‌های علمیه استان تهران، ادامه داد: ذکر خداوند با کلمات و مفاهیم رایج اشتباه می‌شود زیرا زمانی ذکر الله ارزش دارد که در وجود انسان و هستی جریان پیدا کند.
وی گفت: باید پیوسته و دائما متذکر خداوند متعال بود ذکر در خدا به بیان کردن نیست بلکه باید جان و وجود آدمی به ذکر خدا بپردازد، باید احساس شود که وجود انسان ذاکر الهی است و صرفا بیان از طریق جسم کافی نیست.
رئیس شورای سیاست گذاری حوزه‌های علمیه استان تهران با اشاره به اینکه عالم مظهر خداوند است و در مظهر خدا معصیت نباید کرد، خاطرنشان کرد: سه حالت حضور وجود دارد که شامل حس‌حضور، حال حضور و عدد حضور است بنابراین انسان باید با وجودش خدا را حس کند چراکه حس حضور بسیار مهم است ممکن است انسان به زبان و ظواهر موحد باشد اما حس فرد سکولار باشد.

مانع‌تراشی در مقابل سعی و تلاش مسئولان دلسوز انقلاب

مانع‌تراشی در مقابل سعی و تلاش مسئولان دلسوز انقلاب

به گزارش خبرنگار قرآن و معارف خبرگزاری شبستان، آیت‌الله علی‌اکبر رشاد طی سخنانی اخلاقی بیان کرد: امیرمومنان امام علی(ع) در نهج‌البلاغه می‌فرمایند هر روز یک چالش، مساله و مانع پیش پای من می‌تراشند که من نتوانم اصلاح ایجاد کنم.

وی افزود: در طول ربع قرن پس از رحلت پیامبر(ص) با سلطه و سلطنت خلفای سه گانه و با فاصله‌ای که جامعه از تعالیم نبوی گرفته در حوزه سیاست مشکلاتی پدید آمده بود. مسئله روشن بود که خلیفه رسول‌خدا باید به وصایت خاصه تعیین شود، نمی‌شود که پیامبر(ص) به عنوان عقل کل بدون اینکه جانشینی برای خود تعیین کرده باشند امت را به حال خود رها کند.

آیت‌الله رشاد با بیان اینکه طی ربع قرن در نگاه سیاسی مردم تغییراتی به وجود آوردند که گویا وصی پیامبر(ص) را نه ایشان که خود مردم باید انتخاب کنند و این انحرافی است که در حوزه سیاست و بلکه در نگاه کلامی و در عقیده مردم به وجود آوردند، عنوان کرد: به خصوص در دوره عثمان انحرافاتی به وجود آوردند که خلافت رسول خدا(ص) و وصایت آن بزرگوار به سلطنت تبدیل شد و کسانی همچون عثمان آمدند و با رفتار اشرافی موقعیت آن بزرگوارو کیفیت رفتار خلیفه را با مردم طور دیگری جلوه دادند و فرهنگ دیگری را به وجود آوردند.

رئیس شورای سیاستگذاری حوزه‌های علمیه با بیان اینکه در حوزه عقاید و باورها القائاتی که در این ربع قرن صورت پذیرفت منشاء پیدایش مذاهب انحرافی در اسلام شد. ابزار کرد: در حوزه اقتصاد و معیشت تحریفات و انحرافاتی به وجود آمد، اشرافی‌گری اقتصادی بر زندگی شمار قابل توجهی از اصحاب حاکم شد، زیاده‌خواهی و به تعبیر امروز رانت‌خواری در بین اصحاب و چهره ها رایج شد. اموالی به ناحق جابجا شد و به افراد امتیازات بیجا داده شد. جامعه به سمت جاهلیت سوق داده شد. تحریفات و انحرافات زیادی در این ربع قرن پس از رحلت پیامبر(ص) اعظم اتفاق افتاد.

تولیت حوزه علمیه امام رضا(ع) ادامه داد: این موارد مشکلاتی بود که باید حل می‌شد، این مشکلات شبیه مشکلاتی است که امروز در رفتار، گفتار، افکار و اندیشه‌های برخی از پیشکسوتان مبارزه در انقلاب کشور ما به وجود آمده است که با مرام امام راحل سازگاری ندارد. با خواست، مشیت، رهنمودها و نیات رهبر معظم انقلاب سازگاری ندارد؛ اما در حوزه سیاست، افکار، معیشت، سبک زندگی، مناسبات و روابط اجتماعی و قلمرو فرهنگ انحرافاتی و اشکالاتی به وجود آمده است که اصلاح آن مجال و تدبیر نیاز دارد و نباید کارشکنی شود بلکه باید موانع از پیش پا برداشته شود.

رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: حضرت می فرماید این موانع و مشکلات به وجود آمده اما افزون بر آن هر روز برای من یک چالش جدید و لغزشگاهی را ایجاد می‌کنند که باید مرتب مراقب آنها باشم، یک روز قاسطین، یک روز ناکثین، یک روز مارقین، عده‌ای خروج می‌کنند، عده‌ای نقض عهد می‌کنند و هر روز یک مانع ایجاد می‌کنند، ربع قرن انحراف، تحریف، کج‌روی در افکار و اندیشه‌ها به وجود آمده حالا که می‌خواهم اوضاع را اصلاح کنم اجازه نمی‌دهند و هر روز مانعی را می‌تراشند. از طرف دیگر معاویه شورش می‌کند.

وی افزود: جنگ های بسیار سنگین ایجاد کردند. حضرت می‌فرمایند اگر از این موانع و چالش‌ها بتوانم عبور کنم که برای اصلاح امور مجال پیدا کنم و اوضاع را به روزگار پیامبر(ص) بر‌گردانم بسیاری چیزها را تغییر خواهم داد؛ اما کسانی برای من مانع ایجاد می‌کنند که من نتوانم از این مشکلات عبور کنم، اموالی که به ناحق کسب کردند از آنها بازستانده می‌شود، مقاماتی که به ناحق به دست آورند از آنها گرفته می‌شود. اما کمتر از ۵ سال خلافت آن بزرگوار آنقدر مانع ایجاد کردند که ایشان مجال اصلاحات و مبارزه با مفاسد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و حتی اداری را به دست نیاوردند.

آیت‌الله رشاد در پایان خاطرنشان کرد: این بلا در تاریخ وجود داشته است که امروز هم ادامه دارد، امروز در انقلاب اسلامی هم شاهد هستیم که در مقابل سعی و تلاش مسئولان دلسوز و مشفق موانع و مشکلاتی ایجاد می‌کنند که مطالبات و پیگیری‌های رهبر معظم انقلاب پیگیری نشده و اصلاحات واقعی و حقیقی محقق نشود.

مسئله فرج فراتر از تاریخ است/ باید از منظر هستی‌شناسی و جهان‌شناسی بررسی شود

مسئله فرج فراتر از تاریخ است/ باید از منظر هستی‌شناسی و جهان‌شناسی بررسی شود

به گزارش خبرنگار گروه غدیر و مهدویت خبرگزاری شبستان، آیت‌الله علی‌اکبر رشاد شنبه، ۲۴ مهرماه همزمان با سالروز آغاز امامت حضرت صاحب الامر و زمان(عج) در جلسه درس اخلاق که در حوزه علمیه امام رضا(ع) برگزار شد، گفت: پیامبر(ص) فرموده است که در آخرالزمان از امت من مهدی(عج) ظهور می‌کند.
وی افزود: از نظر کلامی همه‌ فرق مسلمان ها فرج و ظهور حضرت مهدی(عج) را قبول دارند، صرفاً اختلافاتی وجود دارد که شاخص‌ترین آن در زنده بودن است به عنوان مثال ما و برخی فرق به شدت معتقد هستیم حضرت مهدی(عج) در حال حاضر زنده هستند و هر زمان خداوند اذن دهد ظهور خواهند کرد اما برخی فرق دیگر می‌گویند حضرت مهدی(عج) متولد می‌شوند و سپس ظهور می‌کنند یعنی هنوز متولد نشدند. لذا اصل اینکه حضرت حجت(عج) فرج و ظهور خواهند داشت مورد اجماع همه مسلمانان است و این اختصاص به شیعه ندارد.
آیت‌الله رشاد ادامه داد: در داخل یکی از حیات‌های مسجدالحرام اسامی مبارک ۱۲ امام و از جمله حضرت مهدی با خطاطی به صورت زیبایی روی سنگ نوشته شده است.
تولیت حوزه علمیه امام رضا(ع) با بیان اینکه بیشترین روایات درباره ظهور حضرت مهدی(عج) از پیامبر(ص) است و اهل سنت هم این روایات را نقل می‌کنند که در آخرالزمان مهدی(عج) خروج خواهند کرد، گفت: پس از ظهور خداوند متعال باران را فراوان می‌باراند و آسمان بسیار سخاوتمند عمل می‌کند، زمین گیاهان خود را خارج کرده و پر برکت می‌شود.

رئیس شورای سیاستگذاری حوزه‌های علمیه بیان کرد:‌ پس از ظهور حضرت مهدی(عج) اموال را بین مردم به عادلانه تقسیم می‌کنند.
رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه پس از ظهور امت اسلامی اقتدار پیدا کرده، تعظیم، تکریم و عزیز می‌شوند، اظهار کرد: همه اهل زمین جزو امت اسلامی می‌شوند.

وی با بیان اینکه مسئله فرج فراتر از تاریخ است، ابراز کرد: تاریخ یک امر انسانی است که بر اساس تحولات، اتفاقات و رفتارهای انسانی با یکدیگر اتفاق می‌افتد اما اینجا مسئله فرج از عالم انسانی فراتر می رود و به حوزه طبیعیات هم مربوط می‌شود و تنها به مناسبات انسانی مربوط نمی‌شود بلکه حتی مناسبات حیوانی را هم تغییر می دهد.

آیت‌الله رشاد ادامه داد: پس از ظهور طبیعت موجودات عوض و اصلاح می‌شود و به سوی کمال می‌رود. در برخی روایات است که گرگ و میش با امنیت در کنار هم زندگی می‌کنند.

رئیس شورای سیاستگذاری حوزه‌های علمیه با تاکید بر اینکه امر فرج مناسباتی فراتر از مناسبات انسانی دارد، خاطرنشان کرد: مساله فرج باید در چهارچوب فلسفه هستی‌شناسی و جهان‌شناسی تحلیل شود. ما باید موضوع فرج را از فراتر از مناسبات انسانی و عوامل مادی ببینیم.