ملت ایران ۲۲ بهمن ماندگاری را رقم خواهند زد

ملت ایران ۲۲ بهمن ماندگاری را رقم خواهند زد

آیت‌الله علی‌اکبر رشاد رییس و موسس پژوهشگاه در گفت‌وگو با رسا، درباره ضرورت حضور مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن و وظیفه تبلیغی طلاب در این زمینه، گفت: مردم همیشه پیش از ما طلاب در همه صحنه‌ها و عرصه‌ها حضور داشته و دارند.

وی افزود: این حضور مردم است که علما، طلاب، مسؤولان و مقامات را به صحنه می‌کشاند در واقع حضور مردم سبب حضور طلاب و مسؤولان می‌شود؛ چهل سال است که مردم با حضور خود در عرصه‌های سرنوشت ساز و خطیر، دوام و تکامل انقلاب اسلامی را تضمین کرده‌اند.

رییس و موسس پژوهشگاه ابراز داشت: ملت ایران بدون آنکه مقام یا مسؤولی از آنها چیزی خواسته باشد به وظیفه خودشان آگاه هستند اما امسال به خاطر حرف بی‌ربطی که رییس جمهور آمریکا زده است (ترامپ: انقلاب اسلامی چهل سالگی خود را نمی‌‌بیند.) با وجود آن، بینی کذایی او را به خاک خواهند مالید.

وی در پایان خاطرنشان کرد: ملت ایران سابقه خوبی در به خاک مالیدن بینی افراد و گروه‌های مغرور در طول تاریخ دارند؛ به همین علت امسال بسیار پرشورتر از سال‌های قبل در صحنه حضور خواهند یافت و یک ۲۲ بهمن ماندگاری را ان شاءالله رقم خواهند زد.

همایش انقلاب اسلامی و تحول فقه برگزار شد

همایش انقلاب اسلامی و تحول فقه برگزار شد

به گزارش اداره روابط عمومی و اطلاع رسانی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، همایش “انقلاب اسلامی و تحول فقه” به همت مرکز مدیریت حوزه علمیه تهران و با حضور و سخنرانی حضرات آیات علی‌اکبر رشاد مووسس و رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و رییس شورای حوزه‌های علمیه استان تهران و ابوالقاسم علیدوست و همچنین حجج اسلام احمدعلی یوسفی و عبدالحمید واسطی اعضای هیات علمی پژوهشاه صبح امروز پنجشنبه مورخ ۱۱ بهمن‌ماه جاری در محل مسجد امام حسین(ع) تهران برگزار شد.

در ابتدای این همایش حج‌الاسلام والمسلمین رحیمی صادق ضمن عرض خوش آمد گویی و گرامی داشت ایام‌الله دهه فجر فاطمی، گفت: امیدواریم برگزاری این همایش، سرآغاز سلسله نشست‌ها و همایش‌هایی از این دست در حوزه علمیه تهران باشد.

در این همایش که به‌عنوان سرآغازی برای برگزاری سلسله‌همایش‌های مختلف حوزه در این زمینه بود، به موضوعاتی از قبیل: نگاهی به ابعاد و انواع تحولات فقه پس از انقلاب با ارائه آیت‌الله علی‌اکبر رشاد، تأسیس و توسعه فلسفه اصول و فلسفه فقه با ارائه آیت‌الله ابوالقاسم علیدوست عضو هیأت علمی گروه فقه و حقوق پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، تأسیس و توسعه فقه‌الاقتصاد با ارائه حجت‌الاسلام احمدعلی یوسفی مدیر گروه اقتصاد اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، تحول روش‌شناسی فقه پس از انقلاب اسلامی با ارائه حجت‌الاسلام عبدالحمید واسطی عضو هیأت علمی گروه منطق فهم دین پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی پرداخته شد.

وی افزود: شناختن و شناساندن آثار و دستاوردهای حوزه‌های علمیه از اهداف مهم این همایش است. واقعیت این است که اگر انسان به دستاوردهای انقلاب اسلامی با دقت نگاه کند، این مطلب به وضوح قابل برداشت است که متاسفانه هنوز ما به دستاوردهای نظام اسلامی به خوبی واقف نیستیم.

رحیمی صادق ادامه داد: انقلاب اسلامی یک انقلاب الهی و ملکوتی است و با وجود این همه آثار بی بدیلش متاسفانه ناشناخته مانده است.

وی اظهار کرد: یکی از رسالت‌های حوزه علمیه این است که دستاوردهای نظام اسلامی را در عرصه علوم حوزوی، انسانی و در رأس همه این‌ها فقه آل محمد(ص) که زیر بنا و محور اصلی فعالیت‌های حوزوی است و نظام ما برآمده از فقه اهل بیت(ع) است را تبیین و در این زمینه ورود کند و به نظر می‌رسد این دستاوردها مظلوم‌تر مانده‌اند.

مدیر حوزه‌های علمیه استان تهران در پایان با بیان این که انقلاب اسلامی برآمده از نور فاطمه(س) است، گفت: امیدواریم با همکاری همه اساتید، مدیران، فضلاء و طلاب مدارس علمیه تهران، رسالت خود را در شناساندن و معرفی دستاوردهای انقلاب اسلامی به طور شایسته‌ای انجام بدهیم.

آیت‌الله علی‌اکبر رشاد در ابتدای سخنان خود با بیان این که انقلاب اسلامی، رنگ فرهنگی، عطر معنوی و جوهر معرفتی داشت، گفت: انقلاب اسلامی، انقلاب علم و فکر و فقه بود.

وی با بیان این که بزرگترین دستاورد انقلاب اسلامی تحول علم بود، افزود: مع الاسف آنچه در تبیین دستاوردهای انقلاب اسلامی، کمتر مورد توجه واقع شده، تشریح تحول علمی در انقلاب اسلامی است.

رئیس شورای حوزه علمیه تهران بیان داشت: درصدد هستیم در صورت فراهم شدن شرایط دانشنامه تحول علم در طول چهل سال انقلاب اسلامی تدوین و ارائه شود.

وی ادامه داد: در همه حوزه‌ها تحولات شگرفی اتفاق افتاده است و این تحولات گسترده و متنوع است، به لحاظ سطوح دارای لایه‌های مختلف، و به لحاظ ساحات دارای عرصه‌های گوناگون است.

رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی اظهار داشت: در حوزه فقه نیز تحولات جدی و قابل توجهی رخ داده و مسئله تحول علم از مسائل اصلی فلسفه علم است و باید در همین راستا درباره تحول علم سخن گفت.

وی افزود: باید بررسی شود وقتی علم متحول می‌شود در چه چیزی، در چه ساحت و در چه سطحی این تحول رخ می‌دهد. به نظر می‌رسد تحول علم می‌تواند در چهار لایه رخ بدهد.

لایه اول؛ در لایه خود علم یعنی در مقیاس تاسیس علم، علم جدید به وجود بیاید.

لایه دوم؛ ممکن است تحول در علوم موجود رخ بدهد که شامل مولفه‌های رکنی علم است

لایه سوم؛ تحویل ممیزهای جوهری علم است.

لایه چهارم؛ تحول در مشخصه‌های بنیادی و هویتی علم است.

این استاد درس خارج حوزه ادامه داد: در حوزه فقه نیز در عموم عرصه‌ها اتفاقات جدیدی افتاده است. مجموعه علوم فقهی در همه لایه‌های چهارگانه شاهد تحول است که در ادامه اجمالا به آن دسته از تحولاتی که در حوزه معرفتی فقه رخ داده است اشاره می‌کنیم.

رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی بیان داشت: امروز دانش‌های مستقلی تاسیس شدند و عهده دار تعلیم مبانی فقه یا علوم فقهی شده‌اند؛ مثلا در ۵۰ سال گذشته که حوزه رسمی داشتیم چیزی با عنوان فلسفه اصول نداشتیم اما امروز فضلائی هستند که از دانشی به نام فلسفه اصول سخن می‌گویند که مستقلا و یا در کنار اصول و فقه، دارای هویت و جایگاه خاصی است.

وی افزود: در حوزه فلسفه مضاف نیز عمدتا در بیست سال اخیر کارهای بسیار گسترده ای انجام شده، موضوع علم فقه امروز در حال چرخش است، یعنی رویکرد فقه به این سمت رفته که گزاره‌های حقوقی و تکالیفی را توامان تولید نماید.

رئیس شورای حوزه‌های علمیه استان تهران در پایان با اشاره به توسعه علم فقه در مسائل مستحدثه، گفت: فقه الاخلاق، فقه فرهنگ، فقه اجتماع و جامعه، فقه سیاسی، فقه بانوان، فقه اقتصاد، فقه حقوق انسان، فقه قضاء، فقه هنر، فقه رادیو و تلویزیون، فقه فضای مجازی و فلسفه آن، فقه تمدن و… از جمله مباحثی‌اند که در حال مستقل شدن به عنوان یک دانش بوده و هم اکنون فضلا و اندیشمندان حوزوی در حال تدوین این علوم هستند.

در ادامه آیت‌الله ابوالقاسم علیدوست به تشریح موضوع «تأسیس و توسعه فلسفه اصول و فلسفه فقه» پرداخت و گفت: در طول چهل سال انقلاب اسلامی در همه عرصه‌های علمی فقه، اصول، فلسفه‌های مضاف و دانش‌های دیگری که به حوزه علمیه مربوط می‌شود، به جرأت می‌توان گفت که کارهای زیادی صورت گرفته است.

عضو هیات علمی گروه فقه و حقوق پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با انتقاد از افرادی که دستاوردهای حوزه را نادیده می‌گیرند، افزود: حوزه علمیه کنونی با حوزه علمیه چهل سال قبل تفاوت اساسی دارد و هم اکنون در حوزه علمیه ساحت‌های علوم در موضوعات مختلف در حال پیش روی است.

آیت‌الله ابوالقاسم علیدوست در پایان با بیان این که منتقدین حوزه علمیه باید انصاف را رعایت کنند، گفت: حوزه‌های علمیه ظرفیت‌های خوبی دارند و باید از این فرصت‌ها و ظرفیت‌های پیش رو استفاده کرد.

اداره جامعه با احکام بی‌نظام ممکن نیست

آیت‌الله رشاد: اداره جامعه با احکام بی‌نظام ممکن نیست
به گزارش اداره روابط عمومی و اطلاع رسانی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،‌ آیت‌الله علی‌اکبر رشاد رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و رییس شورای سیاست‌گذاری حوزه علمیه استان تهران پیش از آغاز درس خارج فقه که امروز صبح دوشنبه در حوزه علمیه امام رضا(ع) تهران برگزار شد، نسبت به اظهارات آیت‌الله محمدجواد فاضل لنکرانی مبنی بر عدم نظام‌مندی فقه و تقلیل فقه اسلامی به مجموعه‌ای از قواعد و احکام فاقد نظام، واکنش نشان داد و گفت: آقای فاضل که از مدرسین سطوح عالی حوزه علمیه قم است، در ضمن سخنرانی در دومین همایش نکوداشت مرحوم آیت‌الله موسوی اردبیلی (ره) گفته بود: فقه فاقد نظام است، و نظام سازی فقهی ممکن نیست، و اگر چنین بود، آن‌کسی که باید به آن می‌رسید در درجه اول حضرت امام(ره) بود.
آیت‌الله رشاد در ادامه با تمسک به حکمت باری و شارع در تکوین و تشریع، و تأکید بر حکیمانگی خلقت و شریعت که نظام‌مندی نشان اصلی آن است، همچنین با استشهاد به برخی آیاتی که تکوین و تشریع را نظام‌مند می‌داند، و نیز با ذکر روایاتی که ثقلین (قرآن و عترت) را موجب نظام و انسجام شریعت و امت دانسته است، به نظرات آیت‌الله فاضل پاسخ داد و ابراز کرد: چندی است که هر کس از راه می‌رسد، و هر که فرصتی می‌یابد، نقدی و نقضی بر فقه وارد می‌کند و هجمه‌ای و حمله‌ای به فقها می‌برد، و گاه حتی افرادی که از آن‌ها توقع نمی‌رود نیز چنین رفتار می‌کنند، گویی این رویه مد شده و «هر دم از این باغ بری می‌رسد»!.
رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی بیان داشت: اخیراً در رسانه‌ها آمده که یکی از فضلای محترم که از مدرسین موفق سطوح عالی حوزه علمیه قم است در خلال سخنرانی در یک همایش مطالبی فرموده است که اگر انتساب آن‌ها به ایشان درست باشد بسیار مایه‌ تعجب و تأسف است. من برای شخص و شخصیت ایشان، به اعتبار فضائل خود او و به اعتبار مقام والد بزرگوارشان، احترام خاصی قائلم. ایشان فرد محققی است، من باور نمی‌کنم ایشان به چنین مطالبی تفوه کرده باشند.
تولیت حوزه علمیه امام رضا(ع) ادامه داد: در رسانه‌ها آمده است که گویی ایشان فرموده‌اند فقه ما فقط مجموعه‌ای از قواعد و احکام است، و نظامی در ورای آن نیست. یعنی گویی فرایند استنباطات فقه ما چنان بوده است که مقلد به‌طور جزئی و موردی استفتاء کرده و مجتهد هم موردی افتاء کرده، و سپس انباشته‌ آن پاسخ‌های پراکنده و ازهم‌گسیخته نیز بین الدفتین تدوین و به‌عنوان فقه شیعه ارائه‌شده است لهذا از این فقه توقع نظام‌مندی و نظام‌پردازی و نظام‌داری نباید داشت.
آیت‌الله رشاد در ادامه ابراز کرد: همچنین (علی ما نُقِل) ایشان گفته‌اند در مسائل روبنایی در اقتصاد، در هر فرعی از آن و در مالکیت خصوصی، اقوال، انظار، مختلط است، با اختلاف انظار چطور می‌شود به‌نظام رسید؟ اگر یک فقهی داشتیم، احکام واحدی داشت هیچ اختلافی هم در آن نبود اینجا ثبوتاً ممکن بود بگوییم به‌نظام می‌رسیم ولی باوجود اختلاف چطور می‌توانیم به‌نظام برسیم؟.
وی افزود: بنا به نقل‌ها، ایشان اضافه فرموده است که وقتی در اقتصاد می‌گوییم ما نظام اقتصادی داریم، در سیاست می گوییم نظام سیاسی داریم، در قضاوت باید بگوئید نظام قضایی داریم؟ باز یک سؤال دیگر پیش می‌آید که خود این نظام‌ها چه نظامی دارد، بالاخره این‌ها زیرمجموعه‌های دین هستند اگر زیرمجموعه‌های دین هست چطور می‌توانیم بگوییم؟ اگر شما می گویید در خود اقتصاد نظام است باید در مرحله کلان هم یک نظامی باشد که این‌ها قابل التزام نیست.
رییس شورای سیاست‌گذاری حوزه علمیه استان تهران در ادامه بیان داشت: همچنین از قول ایشان آورده‌اند که اگر ماورای این فقه فردی یک فقهی به نام فقه نظامات ‌داشتیم آن‌کسی که باید به آن می‌رسید در درجه اول حضرت امام (ره) بود. امام با همین فقه فردی انقلاب کرد. همچنین ایشان به نظریه شهید صدر مبنی بر اینکه « ورای فقه فردی و احکام اسلامی در اسلام ما نظاماتی داریم می‌توان نظامات فقهی را از طریق مراجعه به آرای فقها و تجمیع و برآیند گیری از آن‌ها کشف کرد»، انتقاد فرموده‌اند.
آیت‌الله رشاد با انتقاد از این سخنان ابراز کرد: چون طلاب از ما سؤال می‌کنند، فارغ از «من قال» و فقط ناظر به «ماقال»، راجع به این مطالب مختصراً چند نکته عرض می‌کنم.
تولیت حوزه علمیه امام رضا(ع) ادامه داد: لازم است که پرسیده شود آیا مراد شما از فقه شریعت است؟ یعنی «مشیت تشریعیه نفس الامریه الاهیه » و «ما انزل الله علی العباد من الحقوق و التکالیف» است؟ (ما در دروس قبلی شریعت را با این عبارت تعریف کردیم که: « ما أنزله الله تعالی علی العباد من الحقوق و التکالیف، تنظیما لشؤون حیاتهم المختلفه من هاتین الجهتین»)، یا مراد شما از فقه همان «محصل بذل وسع فقها برای کشف شریعت» است؟ ظاهر عبارات ایشان موهم آن است که به مقام ثبوت و نفس الامر نظر دارند چون فرموده‌اند ما این مقدار که در فقه کارکرده‌ایم چیزی به نام نظام نداریم. نه، اسلام در هر زمینه‌ای احکام جزئی دارد، قواعد دارد. و اگر مراد ایشان از فقه شریعت نفس الامری است باید عرض کنیم.
وی در ادامه بیان داشت: اولاً شریعت همچون خلقت از ساحت بارئ و شارع حکیم صادرشده است، چون هر دو مجلای حکمت الهی‌اند، خلقت اثر تجلای تکوینی و شریعت اثر تجلای تشریعی است، و نظام‌مندی شاخص مهم حکیمانگی است، و حکمت بدون نظام بی‌معناست، پس هم خلقت و هم شریعت نمی‌توانند حکیمانه نباشند.
رییس شورای حوزه‌های علمیه استان تهران افزود: ثانیاً انکار نظم مساوق با انکار خلقت است، چون تحقق خلقت در رهن وجود نظم است. برای این‌که اگر نظمی برجهان حاکم باشد نظام علی و معلولی هم وجود خواهد داشت، درنتیجه خلقت رخ خواهد داد. اما اگر قائل به نظم نباشیم نظام علی و معلولی وجود نخواهد داشت (و علی فرض وجود نیز) یا معلول‌ها از علت‌ها صادر نخواهند شد، یا از هر علتی هر معلولی صادر خواهد شد؛ بنابراین انکار نظم به معنی انکار خلقت است و چون خلقت تحقق‌یافته نظم نیز وجود دارد.
تولیت حوزه علمیه امام رضا(ع) در ادامه تأکید کرد: همین قاعده بر شریعت نیز صدق می‌کند. شریعت همچون خلقت از ساحت شارع حکیم صادرشده است، و لاجرم باید حکیمانه باشد، بی‌نظامی نقص و عیب است پس خلاف حکمت است. فعل تشریع خود گواه بر وجود نظم است، لهذا تشریع نیز مانند تکوین نظام‌مند است.
آیت‌الله رشاد ادامه داد: و ثالثاً شریعت برای تمشیت و تنظیم امور و شؤون انسان‌ها آمده است؛ چیزی که برای نظام‌بخشی به امور گوناگون و تنظیم شؤون مختلف آمده خود نمی‌تواند بی‌نظام باشد. «ذات نایافته از هستی‌بخش / کی تواند که شود هستی‌بخش؟» .
وی افزود: و رابعاً: به لحاظ زبان‌شناختی نیز شریعت یعنی منهج و منهاج، و اگر شریعت منهج و منهاج، صراط و سامانه زیستی است، و اگر انسان در آن گام بردارد اهل نجاح و نجات خواهدشد که قطعا چنین است، نمی‌تواند بی‌نظام باشد و اگر نظمی نباشد نجاتی محقق خواهد شد. مگر می‌شود آشوب و آشفتگی راه به نجات ببرد. بی‌نظمی و بی‌نظامی را نمی‌توان راه نامید، آشوب و آشفتگی بیراهه است.
رییس شورای حوزه‌های علمیه استان تهران با استناد به آیه یکم تا چهارم سوره ملک، بیان داشت: خداوند در خصوص خلقت عالم تکوین در سوره ملک می‌فرماید خداوند هفت‌آسمان را به‌صورت طبقه و طبقه آفرید هدف خلقت خداوند تفاوت و تخالفی نمی‌بینید هرچند با دقت و به چندباره آن را وارسی و بازرسی کنی، آیا اختلاف و تفاوتی و یا نقص و عیبی در آن می‌بینی؟ حق‌تعالی در مورد تشریع نیز که در قالب قرآن کریم صورت بسته است، می‌فرماید آیا در قرآن تدبر نمی‌کنید این قرآن اعجاز و وحی الهی است و اگر از غیر خداوند صادر می‌شد دچار اختلاف و پراکندگی می‌شدید اما چنین نیست.
این مفسر قرآن کریم ادامه داد: پس چنان‌که به لحاظ عقلی نیز تبیین کردیم تکوین منظم است چون باری حکیم است، تشریع منظم است چون شارع حکیم است، از حکیم جز حکمت صادر نمی‌شود و بی‌نظمی عملی غیر حکیمانه است که از حکیم صادر نمی‌شود.
تولیت حوزه علمیه امام رضا(ع) بابیان حدیثی از امیر حکمت و بلاغت امام علی(ع) گفت: «ألا إنّ فیه… نظم ما بینکم» (نهج‌البلاغه صبحى صالح: خطبه ۱۵۸) حضرت در شأن قرآن کریم می‌فرمایند آنچه باید در میان شما جریان پیدا کند در قرآن نظم و نظام آن وجود دارد؛ ایشان علاوه بر امامین همامین حسنین(س) فرزندان و اهل بیتش، به همه‌کسانی که در طول تاریخ تا قیام قیامت کلام امیر حکمت و بلاغت را می‌شنوند، می‌فرمایند: «اوصیکما و جمیع اهلى و ولدى و من بلغه کتابى بتقوى الله و نظم امرکم». ازنظر حضرت تقوا که جوهر دین و گوهر دین است بانظم امر هم‌نشین شده؛ در این کلام، نظم امر دوشادوش، همزاد و همراه تقوا قلمداد شده پس چگونه ممکن است امام معصوم جامعه را هم‌افق باتقوا به نظم دعوت کند بعد بگوید مطالب ما پریشان و پراکنده و بی‌نظام است آیا این ممکن است؟ آیا ممکن است اصرار شود از دستور و تعالیم اهل‌بیت(ع) اطاعت شود اما بعد بگوییم: کلام و تعالیم آن حضرات نظام ندارد.
وی همچنین با استناد به خطبه فدکیه، عنوان کرد: حضرت زهرا(س) فرموده‌اند: « جعل الله … و طاعتنا نظاماً للملّه، و إمامتنا أمانا من الفرقه» (بحارالانوار: ج ۶، ص۱۱۱) پیروی از ما اهل‌بیت(ع) را خداوند نظام امت قرارداد؛ آیا می‌شود نظام را از بی‌نظمی توقع برد می‌توان گفت شریعت بی‌نظم و بی‌نظام است اما تبعیت از او موجب نظام می‌شود؟ طاعت اهل‌بیت(ع) یعنی التزام به کلمات و تعالیم آن بزرگواران، تعالیم و کلمات آن بزرگواران اگر نظمی نداشته باشد آیا پیروی از آن موجب نظم امت می‌شود؟
آیت‌الله رشاد ادامه داد: آموخته‌ایم که به اهل‌بیت(ع) عرض کنیم: «السلام علیکم یا من هم زمام الدّین و نظام المسلمین» (بحارالانوار: ج ۹۸، ص۲۶۰) «شما سررشته دین، مایه نظام دین و امت هستید». و آموخته‌ایم که بر حضرت حجّت (عج) عرض کنیم: «أنت نظام الدین و عز الموحدین» (بحارالانوار: ج ۹۹، ص۹۹)
وی افزود: توقع نمی‌رود یک انسان فاضل فقه را فاقد نظام بداند، این سبب دل نگرایی مؤمنین می‌شود، در نهج‌البلاغه آمده است که امیر حکمت و بلاغت می‌فرمایند: «الْفَقِیهُ کُلُّ الْفَقِیهِ مَنْ لَمْ یُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ، وَلَمْ یُؤْیِسْهُمْ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ، وَلَمْ یُؤْمِنْهُمْ مِنْ مَکْرِ اللَّهِ ». (نهج البلاغه: قصار۹۰) من به الکفایه و بلکه مافوق کفایت هستند کسانی که در این ایام به فقه و فقاهت و فقها می‌تازند، دیگر خودی‌ها و اصحاب حوزه به این موج و مد نپیوندند و دامن نزنند.
رییس شورای حوزه‌های علمیه استان تهران تاکید کرد: اگر مراد استاد محترم از فقه، همین «محصل بذل وسع فقها برای دستیابی به شریعت» است، یعنی آنچه طی اعصار بر اساس استنباط فقها فراجنگ آمده است باید عرض می‌کنیم: چون فقه حاصل تلاش فقهای عظام و سلف صالح برای کشف شریعت نفس الامری است که نظام دارد، آن‌هم بی‌نظام نیست، زیرا هرچند فقه معرفت فقها به شریعت است، اما فقها اهل‌فن هستند و بر اساس مبانی محکم و به استناد ادله معتبر و طبق منطق و منهج موجه، برای دستیابی به حاق شریعت، دست به استنباط می‌زنند، فقه نظامی نزدیک به‌نظام شریعت را واجد است.
این مدرس خارج فقه و اصول بابیان اینکه فقها ساختارهای مختلفی را طی تاریخ آن پیشنهاد کرده و اعمال کرده‌اند، گفت: آنچه در سده‌های اخیر بعد از محقق حلی(ره) و تألیف تاریخ‌سازش شرایع الاسلام، رایج بوده است همان الگوی چهاربخشی محقق، یعنی تقسیم کلان فقه به عبادات، عقود، ایقاعات و احکام است، و این الگو ایرادهایی دارد که ما قبلاً در همین دروس آن‌ها را مطرح کرده‌ایم اما این ایرادها مستلزم فقدان نظام نیست، کما این‌که نقد ساختارهای موجود به معنی انکار نظام‌مندی نیست بلکه به معنای دفاع از نظام‌مندی فقه و تلاش برای کشف و یا صورت‌بندی کارآمدتر و روزآمدتر آن است. و البته وقتی فقه نظام‌مند انگاشته شده و غایت آن اداره نظام سیاسی قلمداد می‌شود، موضوع، مسائل، دسته‌بندی و طبقه‌بندی قضایا و نیز هندسه‌ی صوری و حتی منهج آن از این تلقی و تفطن متأثر می‌شود، و فقها باید کوشش کنند این عناصر را کشف و تبیین کنند، و نظامات فقهیه مانند اصل مسائل فقهیه اجتهادی‌اند و می‌تواند حسب اجتهادات و ظروف و شرائط مختلف متفاوت باشد، فقهای هر عصری باید تلاض نمایند که نظم فقه را بهتر و بهتر سازند تا آن‌که نظم واقعی تشریعی، کشف و ارائه کنند.
وی افزود: نظام در لغت آمده:نظَم نظماً و نِظاماً اللؤلؤَ و نحوَه : ألّفه و جمعه فی سلک، و منه نظَم شعراً لتألیفه کلاماً موزونا و مقفیً. نظَم الشیئ إلی الشیئ: ضمّه و ألّفه. ما در جلسات آغاز دروس فقه القضاء نظام را با این عبارت تعریف کردیم: «ما یتألّف من مؤلِّفات مختلفه متناسقه و متفاعله، یمتلک تمییزاً بالنسبه إلی الأنظمه الأخری و یستهدف تحقیق غایه مقصوده منه» . نظام عبارت است از: مجموعه‌ی دارای اجزای منسجم و متعاملی که از دیگر نظامات متمایز بوده و غایت مقصودی را تامین می‌کند. آیا شریعت و بلکه فقه (که معرفت فقها به شریعت است) فاقد عناصر چهارگانه نظام است؟ فاقد اجزاء، انسجام و تعامل درونی، تمایز با دیگر علوم و نظام‌ها، و غایتمندی است؟ به نظر ما فقه موجود واجد این مؤلفه‌های چهارگانه است اما در حد کمال مطلوب نیست.
تولیت حوزه علمیه امام رضا(ع) بابیان اینکه اصرار بر نظام دهی جدید فقه به معنی فقدان نظم در فقه کنونی نیست، گفت: این خلاف بدیهی است که کسی بگوید فقه کنونی فاقد نظم است. بلکه کسانی که می‌گویند باید نظام سازی فقهی کرد از سویی می‌گویند نظام و الگوهای ساختاری که درگذشته به فقه داده‌شده است متناسب با نیاز زمانه خود بوده و روزگار ما روزگار پیچیده و پیشرفته‌ای شده است باید نظمی متناسب و مطابق با اقتضائات این روزگار به فقه و احکام الهی داده شود و می‌گویند اگر نظم و نظام موجود فقه درگذشته‌های دور با مقاصد دیگری تنظیم‌شده است اکنون باید نظم متناسب با نیاز زمانه جدید داده شود، و این هرگز بعید نیست که نسل‌های آتی در قیاس با نسل‌های ماضی نوآوری کنند و مطالب جدید و عمیق‌تری از دین دریافت کنند. ازجمله نظام کامل‌تری را کشف و ایجاد کنند. بسا فقهایی ظهور کنند که قوی‌تر از فقهای پیشین باشند، حوزه عقیم نیست، اسلام زنده، زایا و پویاست. سرشت شریعت چنین است و نقش اجتهاد همین است.
آیت‌الله رشاد در ادامه بیان داشت: در خطبه الخیف که در کافی شریف واردشده است و حضرت ختمی مرتبت (ص) آن را در منی ایراد فرمودند، آمده است: « فَرُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ غَیْرُ فَقِیهٍ، وَ رُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ إِلَى مَنْ هُوَ أَفْقَهُ مِنْهُ». ممکن است فقیه نسل‌های بعد از فقیه نسل‌های قبل افقه و اعلم باشد، نباید استبعاد کرد. ما که سلفی نیستیم بر کلمات گذشتگان تصلب داشته باشیم، در مکتب اهل‌بیت (س) راه اجتهاد همواره گشوده است، این را سلف صالح به ما آموخته‌اند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی بابیان اینکه نظم فقه موجود نیاز کنونی امت و جامعه ما را که در آن حکومت اسلامی برقرارشده و فقه مترقی و منعطف وزنده و زاینده ما در معرض پرسش‌های جدید و جهانی قرارگرفته، کفایت نمی‌کند، اظهار داشت: امام راحل (س) فرمودند فقه فلسفه‌ای دارد و فلسفه آن حکومت است و حکومت تمام فلسفه فقه است، پس امروز باید فقه به طرزی صورت‌بندی شود که حکومت را اداره کند و اداره دولت با مجموعه احکام بی‌نظام ممکن نیست؛ دوست فاضل و عزیز ما فرموده‌اند اگر بنا بود فقه ساختاری داشته باشد امام بهترین فرد بود که باید این کار را انجام می‌دادند، اولاً از کجا که ایشان چنین کاری نکردند؛ درست است که ایشان کتابی با عنوان نظام حکومتی فقه ننوشتند اما مطالبی که ایشان قبل و بعد از انقلاب اسلامی درباره حکومت اسلامی بیان فرمودند بسیاری از مباحث نظامی را ارائه کردند و ثانیاً بر ماست که از خلال کلمات نورانی ایشان آن را استخراج‌کنیم، و اگر حضرت امام اصل فکر و نظریه را ارائه فرمودند ولی مجال بسط و بازنمایی آن را نداشتند بر دیگران است که بر اساس مبانی ایشان نظام سازی کنند.
رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در پایان خاطرنشان کرد: وانگهی اگر امام مجال ارائه مفصل و مکتوب مبانی نظام فقهی جدید را نداشتند، یا احیاناً افرادی مانند شهید صدر (ره) یا هر کس دیگری یک نظریه را برای نظام سازی ارائه کرده باشند و مخدوش باشد دلیل نمی‌شود که فقه از اساس فاقد نظام باشد. اختلاف اقوال، انظار، نیز نه دلیل عدم ‌نظام‌مندی شریعت در مقام ثبوت است و نه مانع نظام سازی فقهی در مقام اثبات است. بنا نیست نظام سازی مبتنی بر آراء متشتت و متعارض بنا شود، و قرار نیست با نظام سازی اجتهاد تعطیل یا دیگران ملزم به پذیرش ارائه‌کنندگان یک نظام و ساختار خاص باشند. چنین تلقی‌ها و تصوراتی، نه صحیح است و نه ممکن است و نه مطلوب است.

آیت‌الله سبحانی صدرالمتکلمین معاصر است

آیت‌الله رشاد: آیت‌الله سبحانی صدرالمتکلمین معاصر است
به گزارش اداره روابط عمومی و اطلاع‌رسانی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، همایش ملی فلسفه کلام به مناسبت روز جهانی فلسفه، صبح پنج‌شنبه مورخ ۱ آذرماه جاری، با حضور و سخنرانی حضرت آیت‌الله علی‌اکبر رشاد موسس و رییس پژوهشگاه در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی دفتر قم برگزار شد.
آیت الله علی اکبر رشاد رییس و موسس پژوهشگاه در این همایش با بیان این که همایش روز جهانی فلسفه هر ساله با تأکید بر فلسفه و کلام با تأکید بر آراء یکی از بزرگان برگزار می‌شود، اظهار داشت: قرار بود همایش امسال به نام حضرت آیت‌الله سبحانی برگزار شود که به رغم تلاش‌هایی که کردیم تواضع ایشان اجازه نداد که این مسیر را با این نگاه دنبال کنیم.
وی افزود: همه معترفیم حضرت آیت‌الله سبحانی از تحفه‌های روزگار و از برکات حوزه و مفاخر شیعه است، فردی محاسبه کرده بود که ایشان قریب ۴۰۰ عنوان کتاب نوشته‌اند که به سال و ماه و روز میانگین باید هر روز پنج صفحه مطلب مکتوب نوشته باشند تا این همه آثار فراهم شده باشد؛ این مطلب با محاسبه عادی جور در نمی‌آید ولی وقتی خدا به وقت کسی برکت بدهد جای تعجب ندارد.
آیت‌الله رشاد با بیان این که حضرت آیت‌الله سبحانی صدرالمتکلمین معاصر است، یادآورشد: در حقیقت آمار و آثار استاد سبحانی تفسیر برکت عمر و برکت داشتن علم مفید و برکت مند بودن خدمات علمی است؛ برخی از سلسله آثار ایشان فقط در تاریخ، یا فقط در کلام و فقه هریک کافی بود که تمام عمر یک انسان عالم عمیق پرکاررا به خود اختصاص بدهد و به او علامه به او بگوییم.
وی با اشاره به این که حوزه بدون داشتن چنین شخصیت‌هایی فقیر و تهی‌دست بود، خاطرنشان کرد: باید خدا را بابت داشتن چنین نعمت‌هایی در حوزه شاکر باشیم و قدر آن ها را بدانیم و از فیض وجودی و آثار علمی و معرفتی آنها استفاده کنیم.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه خاطرنشان کرد: عنوان بحث من فلسفه کلام و علوم انسانی اسلامی است؛ کلام عبارت است از دانش استنباط عقاید دینی و تنسیق و دفاع از دین که پیامدهای روش شناختی و ارزشی و غیر آن دارد و فلسفه دانش مولّد عقاید بنیادین عقلی است و این تلقی از فلسفه مرز آن را با کلام مشخص می کند.
وی بیان داشت: کلام علم مطالعه فرانگر عقلانی برای دستیابی به احکام کلی دستگاه معرفتی فلسفه دین و فلسفه دین نگرش فلسفی به دین است که از این جهت کاری به دانش کلام ندارد، فلسفه کلام جزئی از فلسفه معرفت دینی است و معرفت دینی عبارت است محصّل تلاش اهل فن برای دستیابی به معارف دینی و استنباط از مصادر آن، از این رو کلام هم بخشی از دین بر اساس تلاش برای استنباط عقاید دینی با روش معتبر است.
آیت‌الله رشاد با تأکید بر این که فلسفه کلام با فلسفه دین رابطه طولی دارند، ابراز داشت: فلسفه کلام بخشی از فلسفه معرفت دینی است و این از پیش فرض های فلسفه دین است، ولی نسبت فلسفه دین و کلام رابطه عرضی است؛ علوم انسانی هم برخلاف تصور رایج که گمان می کنند کاری به هست ها و نیست ها ندارد و قضایای توصیفی و اخلاقی را دل خود جای نمی دهد، همینگونه است.
وی اضافه کرد: علوم انسانی به سه دسته قضایای تببینی اخباری، قضایای تکلیفی الزامی و قضایای تحسینی ارزشی تقسیم می شود، یعنی علوم انسانی هم پاره ای از واقعیت ها را وصف می کند و بر اساس نگرشی که نسبت به قضایا دارد یک سری احکام تکلیفی یا ارزشی صادر می کند، بنابراین علوم انسانی مرکب از سه دسته از قضایا است که از این جهت قضایای معرفت شناختی و فلسفی هم دارد.
رییس شورای سیاست‌گذاری حوزه علمیه استان تهران خاطرنشان ساخت: علوم انسانی در حقیقت طیفی از دانش های متشکل از قضایای سه گانه یاد شده معطوف به رفتارهای فردی و جمعی آدمیان و مناسبات میان آنها در ساحت های مختلف حیات است.
وی با اشاره به رابطه بین علوم اسلام و کلام عنوان کرد: کلام مولد مبادی نظری قضایای تبیینی اخباری علوم انسانی اسلامی است، از این رو کلام رأسا با قضای تکلیفی و ارزشی در حوزه علوم انسانی کاری ندارد، اما فلسفه عهده دار تأمین مبانی هستی شناختی، انسان شناختی و ارزش شناختی علوم انسانی مطلق است، در فلسفه دغدغه قدسیت نیست به همین جهت مستلزم اسلامی بودن هم نخواهد بود.
وی افزود: آنگاه علم انسانی مبتنی بر فلسفه، اسلامی می شود که فلسفه هم اسلامی بشود از این رو فلسفه به شرط تطابق با دین می تواند دینی اطلاق شود، بنابراین ما کلام ضد دینی و غیر دینی نداریم ولو این که اصل دینی که این کلام منطبق بر آن است باطل باشد؛ اما فلسفه عهده دار تأمین مبانی است البته بسته به این که کدام فلسفه را مبنا قرار بدهیم.
رئیس و موسس پژوهشگاه یادآورشد: مسأله مهم دیگر معیار علم دینی است که هم بحث بسیار مهم و چالشی است؛ شاید هنوز جامعه نخبگانی به استقراء در حل این مسأله دست پیدا نکرده است، فردی می گوید همین علوم انسانی اسلامی غیر اسلامی نمی شود در حالی که چنین تفکری، مبانی را ندارد؛ تهذیبی برخورد کردن هم درست نیست چون علوم انسانی یک دستگاه مبتنی بر پیش فرض ها و روش خاصی است که قابل تهذیب نیست از این رو باید در مورد معیار علم دینی کارهای علمی جدی صورت بگیرد.

نظام‌سازی باید برمبنای فقه صورت گیرد

آیت‌الله رشاد: نظام‌سازی باید برمبنای فقه صورت گیرد
به گزارش اداره روابط عمومی و طلاع رسانی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، آیت‌الله علی‌اکبر رشاد موسس و رییس این پژوهشگاه چهارشنبه شب مورخ ۲۳ آبان‌ماه جاری با حضور در همایش ملی «المیزان و علوم انسانی اسلامی» که در محل دارالقرآن علامه طباطبایی(ره) شهر مقدس قم برگزار شد، به ایراد سخنرانی پرداخت.
ایشان علامه طباطبایی را آبروی نظام و حوزه خواند و گفت: باید خداوند را به خاطر تربیت چنین انسان‌هایی توسط حوزه شکر نمود.
عضو شورای انقلاب فرهنگی در خصوص این عالم دینی و مفسر بزرگ قرآن کریم افزود: ایشان از جمله افرادی است که حضور و وجود وی سبب آثار و برکات زیادی در زمینه تفسیر قرآن کریم و حکمت و نظریه‌های اجتماعی شده است.
رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی مطرح کرد: علوم انسانی، فقه دوره مدرنیته است و فقه نیز علوم انسانی قدسی است و علوم انسانی و فقه از جهاتی مختلف با هم تفاوت دارند.
آیت‌الله رشاد افزود: رقابت سنگین و جدی‌ای میان فقه و علوم انسانی در جریان است. ما با اساس علوم انسانی مخالف نیستیم ولی نمی‌توان انکار کرد که علوم انسانی موجود رقیب فقه است.
رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: انقلاب اسلامی که مبتنی بر فقه و توسط یک فقیه و مرجع تقلید در ایران شکل گرفت در حقیقت انقلابی علیه مدرنیته بود که تسلط مدرنیته بر حیات بشریت را به هم ریخت.
وی با بیان اینکه بین علوم انسانی و فقه یک نوع موازات، توأم با رقابت جدی است، مطرح کرد: گفتمان مبتنی بر علوم انسانی مدرن و فقه در تضاد با هم هستند و این رقابت با تحقق پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به اوج خود رسید.
رئیس شورای حوزه‌های علمیه استان تهران تصریح کرد: ما در کشوری هستیم که به نام امام زمان(عج) و اهل بیت شناخته می شود و مردم، نظام، روابط و معرفت و فقه شیعی است و نظام مبتنی بر مبانی کلامی شیعی طراحی شده است.
وی با بیان اینکه باید اعتراف کنیم بسیاری از شئون را به علوم انسانی سکولار سپردیم، گفت: کار تولید علم کار مجتهد است و این جز از اصحاب حوزه برنمی‌آید.
آیت‌الله رشاد همچنین افزود: باید در حوزه‌های مختلف، فقه شیعی به صورت نظام مند و کاربردی تبیین شود. حوزه علمیه وظیفه سنگین در تبیین فقه شیعی در حوزه‌های مختلف به منظور دست یابی به تمدن اسلامی مبتنی بر فقه شیعی در تمام ابعاد به عهده دارد. بر مبنای فقه باید نظام سازی کنیم و توضیح المسائل موضوعی و نهادی تولید نماییم.

عیب‌جویی از دیگران مانع اصلاح نفس می‌شود

آیت‌الله رشاد: عیب‌جویی از دیگران مانع اصلاح نفس می‌شود

به گزارش اداره روابط عمومی و اطلاع‌رسانی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، آیت‌الله علی‌اکبر رشاد رئیس و مؤسس پژوهشگاه، سه‌شنبه ۲۲ آبان ماه جاری پیش از آغاز درس خارج فقه که در حوزه علمیه امام رضا(ع) برگزار شد با اشاره به حکمت ۱۵۷ نهج البلاغه گفت: حضرت در این فراز می‌فرمایند از کسانی نباش که عبرت را بسیار وصف می‌کنند اما خود عبرت نمی‌گیرند.
وی افزود: این افراد خود می‌نشینند و از اینکه دنیا بی وفا، زودگذر و بی ارزش است و از سرگذشت گذشتگان سخن می‌گویند و به دیگران توصیه می‌کنند که باید از سرگذشت و سرنوشت پیشینیان عبرت بگیرند. اینان بسیار از عبرت گیری و عبرت آموزی سرگذشت و سرنوشت افراد مثال می‌زنند و سخن می‌گویند اما عجیب که خود هرگز عبرت نمی‌گیرند.
آیت‌الله رشاد ادامه داد: همچنان حضرت فرمودند: مانند کسانی نباش که معصیت‌های دیگران را بزرگ می‌داند و بزرگ جلوه می‌دهد اما معصیت‌های خود را که گاهی از گناهان دیگران نیز بزرگ‌تر و بیشتر است را کوچک می‌بیند؛ این افراد عیب خود را نمی‌بینند اما عیب دیگران را بسیار بزرگ می‌بینند.
رئیس و موسس پژوهشگاه در ادامه بیان داشت: کم نیستند کسانی که در مقابل برخی انحرافات و احیانا مفاسد موضع می‌گیرند اما خود بدتر از آن را مرتکب می‌شوند و یا در مقابل ارتکاب دیگران موضع می‌گیرند و حتی ناراحت می‌شوند اما عجیب آن است که همان فعل و یا بدتر از آن را خود مرتکب می‌شوند اما هرگز از فعل خود متاثر و ناراحت نمی‌شوند و به خود نمی‌گویند که چرا من این چنین کاری را انجام دادم.
رییس شورای سیاست‌گذاری حوزه علمیه استان تهران اظهار داشت: عیوب خود دیدن و چشم پوشی از عیوب دیگران از اصول اخلاق برای رسیدن به فضائل است و از موانع اصلاح نفس، عیوب خود ندیدن و به عیب دیگران پرداختن است؛ انسان اگر خطای دیگری را دید نباید آن را بزرگ بشمارد بلکه با اغماض باید از کنار آن خطا عبور کند.

بایستگی و بایسته‌های علوم انسانی اسلامی در سخنان آیت‌الله رشاد

بایستگی و بایسته‌های علوم انسانی اسلامی در سخنان آیت‌الله رشاد

به گزارش اداره روابط عمومی و اطلاع رسانی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،‌ همایش یادمان علامه سید محمدحسین طباطبایی (ره) با عنوان تشیع و مختصات فرهنگ شیعی با جستاری در علوم انسانی اسلامی، عرفان علامه طباطبایی صبح روز دوشنبه مورخ ۲۱ آبان‌ماه جاری در دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.
آیت‌الله رشاد موسس و رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و رییس شورای حوزه‌های علمیه استان تهران با حضور در این یادمان که با حضور اساتید حوزه و دانشگاه و شماری از منصوبین به علامه طباطبایی (رضوان الله تعالی علیه) برگزار می‌شد، با تشکر از کسانی که در برپایی این همایش اهتمام ورزیدند، گفت: عنوان بحث بنده علوم انسانی اسلامی بایستگی و بایسته‌های آن است. این بحث هم بسیار وسیع بوده و هم احیاناً به اعتبار پاره‌ای از نکاتی که اشاره خواهم کرد، باید جزء بدیهیات تلقی شود. این بحث در زمره پرسش‌های فلسفی نیست که راجع به علم قبل از مبادی و مبانی مطرح می‌شود. چند پرسش داریم که به تعبیر ما، ماقبل از مبادی‌اند. به فارسی صریح پیشاپیش انگارند؛ یعنی همانطور که مبادی و مبانی یک علم پیش از خود علم مورد بحث قرار می‌گیرد، در اینجا باید چند پرسش را پاسخ داده باشیم تا نوبت به مبادی و مبانی این مبحث برسد.
آیت‌الله رشاد با طرح این سوال که آیا چنین علمی ممکن است؟ افزود: این پرسش از مبادی و مبانی نیست، یعنی مبدا عزیمت به تولید علم قلمداد نمی‌شود، پیش از آنکه اصولا به مبادی علم بپردازیم، باید این پرسش، پاسخ مثبت دریافت کرده باشد. پس پرسش از امکان در زمره مبادی و مبانی نیست. اگر نگاه شرعی و دینی داشته باشیم، پرسش از جواز هم همینطور است. آیا جایز است؟ اولا می‌پرسیم آیا ممکن است؟ و دوم آیا جایز است؟
سومین پرسش که از این سنخ می‌باشد این است که آیا چنین امری ضروری و بایسته است؟ و چهارمین پرسش اینکه آیا قاعده‌مند و سودمند است؟ این چهار پرسش، پرسش‌های قبل از مبادی‌اند. چون این یک خطای شایع در بین کسانی است که در حوزه فلسفه مضاف فعالیت می‌کنند و تصور می‌کنند این‌ها جزء مبادی علم هستند؛ این مباحث ماقبل از مبادی‌ هستند. یعنی اگر پرسش اول جواب مثبت نگیرد، دیگر نباید از مبادی و منابع فلسفه و غایت آن سخن گفت.
رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: آنچه که عنوان اصلی عرض بنده در این جلسه است پاسخ به سوال چهارم، یعنی بایستگی علوم انسانی اسلامی است. آیا علم انسانی اسلامی ضروری است یا نه؟ از زوایای مختلفی به این مساله می‌توان پاسخ داد. یکی از آن‌ها این است که ما از مولفه‌های علم و مقوم‌‌های علم یعنی آن عناصری که با وجود آن‌ها علم، “علم” می‌شود سخن بگوییم مولفه‌های رکنی‌ای که انباشتی از معارف هرگاه برخوردار از آن شد، یک دستگاه معرفتی به وجود می‌آید که ما نام آن را “علم” می‌گذاریم.
آیت‌الله رشاد در ادامه تصریح کرد: بحثی در فلسفه سنتی ما مطرح است که به آن هم فلاسفه پرداخته‌اند و هم اصولیون و شاید اصولیون بیش از فلاسفه به این بحث پرداخته‌اند و آن این است که ملاک و مناط وحدت و تمایز علم به چیست؟ اصولا علم کی “علم” می‌شود؟ صرف انباشته‌ای از مسایل در کنار یکدیگر علم نخواهد شد. کی مجموعه از مسایل تبدیل به علم می‌شود و چه زمانی علوم شروع به جدا شدن از یکدیگر می‌کنند؟ مرز بین علم‌ها به چه چیزی تعیین می‌شود؟ به این مساله معیار وحدت و تمایز علم گفته می‌شود. در اینجا نظریات مختلفی است که مستحضرید بعضی گفته‌اند که ملاکی که وحدت علم را سبب می‌شود و امتیازی که سبب جدا شدن علم از سایر علوم می‌شود، “غایت” است. مجموعه مسایلی که غایت واحدی را تامین می‌کنند یک علم را به وجود می‌آورند. بعضی می‌گویند که به “موضوع” است که در هر علمی با علم دیگر متفاوت است و همینطور بعضی اشاره به “روش” و “منطق” و عناصر دیگر اشاره می‌کنند. عموم این‌ها مخدوش است چون موارد نقض دارند به همین جهت از جمله بحث‌های پر چالش همین بحث ملاک وحدت و تمایز علوم است که حل نمی‌شود؛ چون هرکس که یکی از این مسائل را به مثابه معیار وحدت و تمایز علوم قلمداد می‌کند؛ رقیبش موارد نقضی را مطرح می‌کند. کسانی معتقدند که علم لزومی ندارد که موضوع داشته باشد لذا اگر بخواهیم وحدت و تمایز علم را به موضوع تبیین کنیم، به مشکل برمی‌خوریم. اگر علمی موضوع نداشت یا کسانی بودند مثل حضرت امام(ره) که آخرین نظریه ایشان در اصول این بوده که علم اساساً فاقد موضوع است، حتی علوم حقیقت و فلسفه فاقد موضوع است، حسب مبنا بودن موضوع پرسش علم شدگی علم به چیست بی جواب می‌ماند. و همینطور نسبت به هرکدام از ملاک‌ها نقض‌هایی را طرح می‌کنند.
رییس شورای حوزه‌های علمیه استان تهران گفت: ما اینجا بحثی را طرح کردیم با عنوان تناسب مولفه‌های رکنی که مراد از آن پنج عنصر هستند که در فلسفه علم مورد بررسی قرار می‌گیرد که با فراهم شدن آن عناصر است که علمی پدید می‌آید. علم دارای مبادی است. علم دارای موضوع است. علم دارای مسائل است. علم دارای غایت و منطق است. نوعاً علوم این پنج عنصر را دارا هستند آنگاه که این پنج عنصر در تولید انبوهی از قضایا و مسایل با هم متناسب و سازگار شدند، یعنی هر یک فراخور چهارتای دیگر بود، یعنی روش فراخور تامین غایت یا حل مسایل یا منطق و موضوع بود، آنگاه که اینها متناسخ شدندو سازوار شدند، علم متولد شده است، صرف انباشت مسایل و قضایای متشتته علم به وجود نخواهد آمد، بلکه انبوهی از مسائل آنگاه که علم از این پنج مولفه برخوردار است و این مولفه ها با هم سازگار باشند، علم تولید شده است. این را “نظریه تناسخ” می‌گوییم. در واقع این بحث بخشی از مبادی علم یا مابعدالمبادی است. مبادی را اگر به اشکال مختلف طبقه‌بندی کنیم از جمله مبادی حول العلمی (مبادی که ناظر بر خود علم است، پرسش‌های فلسفی‌ای راجع به خود علم؛ کلیتش و با هویت علم بودگی‌اش پاسخ می‌دهد) و مبادی ناظر بر مسائل علم؛ و این دو دسته، دو دسته کلان هستند. آن بخش اول مبادی معطوف به خود علم مثل تعریف علم و از جمله همین پرسش‌ها مانند منطق این علم چیست؟ روش این علم کدام است؟ مسائل این علم چیست؟ غایت این علم چیست؟ پنج عنصر این مسائل و پرسش‌های فلسفی حول العلمی پنج عنصرش می‌شود همان مولفه‌های رکنی علم.
عضو شورای انقلاب فرهنگی در ادامه گفت: سوال این است آیا مبانی متخذ و مختار در حوزه‌ی شناخت انسان و تحلیل رفتارهای انسانی و پاسخگویی به چگونگی رفتار او و حل مسایل او در رفتار، مبتنی بر منابع و مبادی خاصی است یا نه؟ ما با چه روشی با مسائل مواجه می‌شویم؟ با کدام غایت و روشی به مسائل می‌پردازیم؟ موضوع علوم انسانی چیست؟ موضوع کلان آن قطعاً انسان است. موضوع هریک از شاخه‌ها یک حوزه‌ای از مناسبات انسانی است. آیا در هر یک از امور که در مجموع مولفه‌هایی هستند که علم را تشکیل می‌دهند در پاسخ به این مولفه‌ها و در تحلیل آن‌ها، آیا مبانی و مبادی ما به عنوان مسلمان، به عنوان کسی که به وحی قائل است و وحی را شناختاری می‌داند و منبع شناخت می‌داند و سنت را قبول دارد و مولد معرفت می‌داند، عقل را قبول دارد و منبع معرفت می‌شناسد، علاوه بر اینکه آن را ابزار می‌داند و احیانا اشراق و شهود را هم مولد معرفت می‌داند. این نگاه در حوزه معرفت‌شناسی که جزء مبانی هر علمی، چه ابراز بشود چه نشود و چه پنهان و آشکار باشد، آیا بین یک انسان مسلمان با نگاه اسلامی و یک فرد غیر مسلمان با نگاه غیر اسلامی تفاوتی ندارد؟
آیا انسان در نگاه اسلامی با نگاه غیر اسلامی تفاوتی ندارد؟ انسان در نگاه‌های مختلف، اینکه فی‌المثل انسان را موجودی ذات‌مند انگاریم یا بی ذات؟ یعنی بگوییم ذات خود را خود خلق می‌کند، تقدم وجود بر ذات، یا آن که انسان را فرهنگی محض ‌پنداریم با آن مکتبی که می‌گوید انسان ذات‌مند است تفاوت نمی‌کند و یا آن که می‌گوید ذات‌مند است اما بدسرشت است، انسان گرگ انسان است یا آنکه می‌گوید انسان ذات‌مند اما خوب‌سرشت است، دارای فطرت است و فطرت او الهی است این نگاه‌ها با هم در تعارض نیستند؟
آیت‌الله رشاد ادامه داد: آنکه انسان را فطری می‌انگارد و آنکه فرهنگی می‌انگارد، آنکه دنبال کیستی انسان است نه چیستی آن، به جای چیستی نفس‌الامری کیستی آن را مورد مطالعه قرار می‌دهد، تفاوت ندارند. این موضوع علم انسانی است تفاوت‌ها روشن و فاحش در حد تعارض در منابع و روش و منطق هم همینطور. آنکه صرفا تجربی می‌اندیشد. می‌خواهد همه معضلات و مسائل را با ابزار تجربه حل کند با آنکه به تعدد منابع از جمله وحی و عقل و سنت ملتزم و معتقد است و احیانا تجربه را هم به عنوان ابزار پذیرفته است، این دو با هم تفاوت نمی‌کنند؟ یعنی منطق و روش که منابع هم در درونش دیده شده است متفاوت است. همچنین دغدغه و مسائل انسان اسلام با انسان غیر اسلام چه مقدار با هم تفاوت دارند؟
وی گفت: غایت چیست؟ غایت حیات و زندگی؟ آنچه در نگاه اسلامی باید تامین شود این است که علوم انسانی بنا است راهکارهایی را برای تدبیر زندگی انسان تامین کند. علم انسانی چه غایتی را می‌خواهد تامین کند غایت متعالی و برین و بلندی که در نگاه الهی و اسلامی است یا غایت محدود و احیانا مادی؟
به هرحال با این مقدمه‌ای که گفته شد این توضیح مختصر را بگویم و نتیجه‌گیری کنم که ما اگر بپذیریم که تفاوت علم‌ها از همدیگر به موضوع است فقط، موضوع اگر در علوم انسانی، انسان و رفتارها و مناسبات اوست پس در دو مکتب در کلان تفاوت و تعارض تام دارد: اگر بگویند به غایت است، غایت انسان مسلمان با غیر مسلمان تفاوت می‌کند؛ اگر منابع روش‌شناسی و منطق است باز همینگونه است.
رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تصریح کرد: با این توضیح مختصر می‌خواهم عرض کنم که ضرورت علم انسانی اسلامی از بدیهیات است. از بایستگی عرض کردیم اکنون به بایسته‌ها اشاره می‌کنم. دانشگاه علامه طباطبایی از این عنوان از دو فقره و دو مولفه تشکیل شده است در واقع دانشگاه علوم انسانی علامه طباطبایی است و توقع می‌رود که این دانشگاه پیش‌قدم تولید علوم انسانی اسلامی شود. دانشگاه دیگری را در کشور نمی‌شناسیم که صرفا علوم انسانی باشد و هم چنین با نام علامه بزرگوار طباطبایی شناخته و نام‌بردار باشد.
وی در پایان گفت: زمانی در آن ابتدا یک جلسه و تشکیلاتی در اینجا تاسیس شده بود برخی از اساتید هم مانند استاد داوری و جناب آقای محقق داماد و استاد دینانی و جناب آقای اعوانی و ما در خدمتشان بودیم. در این جلسات بحث می‌شد که یک مرکزی در دانشگاه علامه تاسیس شود که طبق نظریات و تفکرات علامه به تولید علوم انسانی اسلامی بپردازد که بعد از مدتی منتفی شد. الان دانشگاه به سبب دارا بودن قدرت و ظرفیت و مدیریت خوب و منابع لازم، توقع انجام این کار را تقویت می‌کند.بایسته است که دانشگاه علامه یک اقدام خاصی انجام دهد و پرچمدار و پیش‌آهنگ علوم انسانی اسلامی شود.

برکت مال در انفاق و صدقه دادن است

آیت‌الله رشاد: برکت مال در انفاق و صدقه دادن است

به گزارش اداره روابط عمومی و اطلاع‌رسانی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، آیت‌الله علی‌اکبر رشاد رئیس و مؤسس پژوهشگاه، یکشنبه ۲۰ آبان ماه جاری پیش از آغاز درس خارج فقه که در حوزه علمیه امام رضا(ع) برگزار شد با اشاره به حکمت ۱۵۷ نهج البلاغه گفت: حضرت در این فراز می‌فرمایند از کسانی نباش که عبرت را بسیار وصف می‌کنند اما خود عبرت نمی‌گیرند.
وی افزود: این افراد خود می‌نشینند و از اینکه دنیا بی وفا، زودگذر و بی ارزش است و از سرگذشت گذشتگان سخن می‌گویند و به دیگران توصیه می‌کنند که باید از سرگذشت و سرنوشت پیشینیان عبرت بگیرند. اینان بسیار از عبرت گیری و عبرت آموزی سرگذشت و سرنوشت افراد مثال می‌زنند و سخن می‌گویند اما عجیب که خود هرگز عبرت نمی‌گیرند.
آیت‌الله رشاد در ادامه بیان داشت: حضرت همچنین فرمودند: چنین شخصی هزینه کردن عمر را برای پوشش دادن به فقر دیگران، پرداخت نفقه و انفاق را غرامت و خسارت تلقی کرده اما به اصطلاح بخل ورزیدن و ممسک بودن را غنیمت قلمداد می‌کند و تصورش این است که اگر از هزینه و انفاق کردن پرهیز کند صرفه جویی کرده و به سود او تمام می‌شود در حالی که چنین نیست.
رییس پژوهشگاه اظهار داشت: کسی که صدقه می‌دهد خداوند متعال به مال او برکت می‌دهد و آن صدقه موجب وسعت روزی او می‌شود اما انسان بخیل اصولا در مالش برکت نیست و اگر انباشتی از ثروت داشته باشد در اصل او انباردار آن ثروت به شمار می‌رود.
آیت‌الله رشاد ادامه داد: در اصل او از مال و ثروتش نگهداری می‌کند تا دیگران و ورثه بی وفا از آن بهره ببرند. بنابراین صدقه نوعی جایگزینی سود به جای زیان و بخل ورزی نوعی زیان به جای سود محسوب می‌شود.

مشکلات و سختی‌ها نباید سبب غفلت انسان از خدا شود

آیت‌الله رشاد: مشکلات و سختی‌ها نباید سبب غفلت انسان از خدا شود

به گزارش اداره روابط عمومی و اطلاع‌رسانی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، آیت‌الله علی‌اکبر رشاد رئیس و مؤسس پژوهشگاه، دوشنبه ۳۰ مهرماه جاری پیش از آغاز درس خارج فقه که در حوزه علمیه امام رضا(ع) برگزار شد گفت: حضرت علی(ع) در حکمت ۱۵۷ از کتاب شریف نهج البلاغه می‌فرمایند: مانند کسی نباش که اگر شرایطی برای اشباع و اقناع شهوت و خواهش‌های نفسانی پیش آید حتی اگر آن خواهش مباح نباشد هوای نفس را پیش می‌اندازد و معصیت را مرتکب می‌شود در حالی که توبه را عقب می‌اندازد.
وی افزود: گاهی برخی افراد بی‌موالات به سفر خارجی که در آن شرایط گناه فراهم است، می‌روند و گویی چند روزی که در سفر هستند رفع القلم شده هر کاری که نفس طلب می‌کند انجام می‌دهند و به هر گناهی آلوده می‌شوند.
آیت‌الله رشاد ادامه داد: برخی هم در زندگی امکاناتی پیدا می‌کنند به قول معروف بادی به پرچم‌شان می‌خورد و دسترسی‌هایشان زیاد می‌شود و می‌توانند به راحتی شهوات نفسانی خود را حتی از راه حرام اجابت کنند و معصیت را پیش می‌اندازند، در حالی که نسبت به معصیت پیش دستی می‌کنند که نسبت به توبه هیچ عجله‌ای ندارند و آن را عقب می‌اندازند، گمان می‌کنند خداوند مهلت مشخصی به آنها داده و حتما تا آن زمان زنده هستند و فرصت توبه پیدا خواهند کرد.
وی در ادامه اظهار داشت: این فقرات، انسان را به یاد رفتار برخی از طلاب و روحانیان می‌اندازد که وقتی بالای منبر می‌روند سخنرانی داغ و حماسی انجام می‌دهند اما وقتی زمان عمل کردن می‌رسد رفتارشان با گفتارشان هم‌‌خوانی ندارد.
رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی بیان کرد: مرگ یک مرتبه بر انسان عارض می‌شود، امروز حتی دیدن صحنه‌های فرارسیدن مرگ افراد در حالتهای مختلف با کمک فضای مجازی کار سختی نیست، از این دست فیلم‌ها و کلیپ‌های زیادی در اینترنت یافت می‌شود از جمله فردی که در حال صحبت کردن و لبخند زدن است و یک مرتبه مرگش فرا می‌رسد و تمام می‌کند، تصور و توهم اینکه مرگ حالا حالاها سراغ انسان نمی‌آید در زمانی که شرایط گناه و معصیت فراهم است بزرگترین خسارت‌ها را به انسان وارد می‌کند.
آیت‌الله رشاد ادامه داد: حضرت در ادامه فرمودند: از جمله کسانی مباش که اگر غم و رنجی بر آنان برسد از شرایط شریعت فاصله می‌گیرد.
وی بیان داشت: گاهی برخی افراد از الزامات شرعی فاصله گرفته و ضروریات دین را ترک می‌کنند و علت این رفتار را بیماری یا مرگ نزدیکان و یا اتفاق بدی که برایشان افتاده عنوان می‌کنند، در حالی که دین برای خوش‌گذرانی، خوش‌آمدی، تأمین منافع مادی و شهوات نیست، در نظر این افراد تا زمانی که امر زندگی به مراد و خوشایند است خدا، خدای خوبی است و آنگاه که سختی و مشکلی پدید می‌آید خدا را مقصر می‌دانند و با خدا لج می‌کنند.
وی در ادامه عنوان کرد: در حقیقت یک تصور و توهم غلط منشأ یک عمل غلط‌ و بدتر از آن می‌شود، باید این تصور اشتباه را برای افراد توضیح داد و باید این مطلب را روشن کرد که همان کسی که نعمت می‌دهد می‌تواند آن را هم بازپس بگیرد، انسان که از خداوند طلبی ندارد.
آیت‌الله رشاد ادامه داد: ضمن اینکه خداوند بی‌دلیل نعمتی را نمی‌گیرد، گاهی هم نعمتی در کار نیست و انسان گمان می‌کند که آنچه دارد به نفع اوست، گاهی خداوند نعمتی را می‌گیرد و بی‌شمار نعمت‌ها به انسان می‌دهد بنابراین انسان نباید در زمان سختی و مشکلات از خداوند غافل و دور شود به بیان دیگر انسان باید همواره در همه حال در سختی و راحتی به خواست خداوند اعتماد داشته و به او توکل کند.

حضور در راهپیمایی تکلیف شرعی و ملی است

حضور در راهپیمایی تکلیف شرعی و ملی است

انقلاب ایران؛ بازدمیدن روح انقلابی‌گری و حماسه در کالبد بشر معاصر

به گزارش اداره روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، آیت‌‏الله علی‌اکبر رشاد موسس و رییس پژوهشگاه و رییس شورای حوزه‌های علمیه استان تهران، در ابتدای درس خارج اصول روز شنبه مورخ ۲۱ بهمن‌ماه جاری در حوزه‏ی علمیه‏‌ی امام رضا(ع) بیاناتی در خصوص راهپیمایی ۲۲ بهمن مطرح کرد که در ادامه مشروح سخنان ایشان از منظرتان خواهد گذشت:

حضور در راهپیمایی تکلیف شرعی و ملی است

این ایام، دهه فجر نامبردار شده و این نام‌گذاری ملهم از تعبیری است که حضرت امام رضوان‌الله تعالی علیه، راجع به ماهیت انقلاب داشته‌اند که: «انقلاب ما انفجار نور» بود. هرچند که این تعبیر استعاری و شاعرانه است، از دقت بسیاری برخوردار است. الحق که در عمق ظلمت مدرنیته و در تیه ظلم حکومتِ جور، این اتفاق یک انفجار بود و انفجار نور.

به این نکته، حتی رقبای ما و بلکه معارضین انقلاب نیز اذعان می‌کنند. من از بعضی سران ادیان که چهره‌های جهانی رهبری بعضی ادیان مهم‌اند، شنیده‌ام که اعتراف می‌کردند که امام آمد و در تاریخ چرخشی ایجاد کرد. در حالی‌که جهان یکسره و چهارنعله به سمت مادیت می‌تاخت و طی قرون اخیر و بعد از دوره رنسانس و نوزایی، باشتاب به سمت الحاد و سکولاریزم پیش می‌رفت، ایشان یکباره به تاریخ تغییر جهت داد و منشأ تحول در حیات کل بشر شد.

آنچه امام رضوان‌الله و سلامه علیه، در این قیام عظیم انجام دادند، در قیاس با اقدام بعضی از انبیاء موفق‌تر بود. ما در تاریخ انبیای بزرگی داشتیم که به رغم تلاش مستمر، ممتد، متمادی و ایثار و نثار وصف‌ناشدنی، توفیق چندانی به کف نیاوردند. خداوند متعال به این بزرگوار توفیق داد تا اتفاقاتی را رغم بزند که به جهت مساعدبودن شرایط این دوره، و مساعدنبودن ظروف و شرایط در مقاطع دیگر تاریخی، بعضی از انبیاء و اولیاء هم نتوانستند این‌مایه و این میزان توفیق را کسب کنند.

انقلابی که اولاً در اوج نشاط و قوت مدرنیته، در نقد و نقض آن واقع شد، و ثانیاً، به ظاهر، در اوج حاکمیت ادبیات مبارزاتی مارکسیسم و چپ اتفاق افتاد و ادبیات مبارزه را تغییر داد. این انقلاب، زبان مبارزه، منطق مبارزه، ابزار مبارزه، فرهنگ مبارزه را تغییر داد و با تغییر ساختاری آرمان‌های انقلابی، آرمان‌های جدیدی را جایگزین آرمان‌های رایج در میان مبارزان سراسر جهان کرد.

در یک سوی جهان گفته می‌شد که دین جزء عهد سنت است، روزگار آن سپری شده و دیگر متعلق به این زمانه نیست و قابل احیا نیست؛ اما ایشان آمد و دین را محور حیات قرار داد. در دیگرسوی جهان گفته می‌شد که دین افیون توده‌هاست و به کار مبارزه نمی‌آید؛ اما ایشان آمد و دین را ابزار، بلکه مبنای مبارزه و جهاد قرار داد و دقیقاً ناقضِ هر دو جامعه مسلط جهانی، یعنی لیبرالیسم و مارکسیسم، شد و این دو نگرش و نگاه را نسخ کرد.

مهم‌تر اینکه این انقلاب در روزگاری اتفاق افتاد که رسم انقلابی‌گری در حال زوال منسوخ‌شدن بود و لیبرالیسم موفق شده بود انقلابی‌گری را قبیح نشان دهد و تحت عنوان اصلاح‌گرایی، راه دیگری را پیش روی انقلابیون قرار دهد تا آنها را با شعار اصلاح‌گرایی، از انقلابی‌گری بازدارد. همه سعی قدرت‌ها این شده بود که انقلاب‌ها را منکوب کنند و کسانی را که داعی و مدعی انقلاب هستند به رفرمیسم دعوت کنند و همه انقلاب‌ها نیز منکوب و سرکوب شد؛ یعنی اکنون در کره زمین هیچ انقلابی سرپا نیست. درست در همان اوانی که امام انقلاب کرد، همگی انقلاب‌ها در حال افول بودند و همگی هم نابود شدند. اگر پیش از پیروزی انقلاب و یا احیاناً مقارن با انقلاب اسلامی، در گوشه‌وکنار جهان، چیزی هم از تحرکات انقلابی به چشم می‌خورد همگی از میان رفت و دیگر جایی نیست که مدعی انقلابی‌گری باشد.

این در حالی است که امام از نو روح انقلابی‌گری و حماسه را در کالبد بشر دمید و برخلاف تدابیر بسیار طولانی و پیچیده‌ای که قدرت‌های جهان و کانون‌های قدرت و ثروت به‌کار بسته بودند تا از شر انقلابی‌گری راحت شوند و تصور می‌شد که دیگر روزگار انقلابی‌گری و سخن‌گفتن از انقلاب سپری و منسوخ شده و عملاً هم همه‌ انقلاب‌ها منکوب شدند، امام انقلابی را بنا گذاشت که دوام آورد. انقلاب‌ها عمر کوتاهی داشتند و معمولاً در حد یک قیام جواب می‌دادند. انقلاب‌هایی که حتی ما متأثر از آنها بودیم و علاقه‌مند بودیم و پیوسته با شوق خاصی از آنها سخن می‌گفتیم، مثل انقلاب الجزایر، عمرشان به پنج سال یا ده سال نمی‌رسید.

پیوسته وعده داده می‌شد که این انقلاب تا شش ماه دیگر، یا یکی دو سال دیگر تمام می‌شود، اما اکنون یک اربعین از این مسکر نورانی سپری شده و بالنده پیش می‌رود و مرزها را در نوردیده و یک منطقه را با آرمان‌های انقلابی درگیر کرده است. به‌جای افول و گراییدن به ضعف و سردی، روزافزون و بلکه لحظه‌افزون، فروغ‌افزا و رو به گسترش و ژرفایش است، و این مسئله به معضل ابرقدرت‌ها در جهان تبدیل شده است.

ابرقدرت‌هایی که توانسته بودند انقلابی را که نیمی از جهان را اشغال کرده بود و به لحاظ کمّی، جمعیت دو سوم جمعیت جهان را تحت سیطره داشت، تحت کنترل درآورند. کشورهای بزرگی چون چین، کشورهای شرقی و اقماری چین، کمونیست‌ها و شرقِ غرب و ابرقدرت مقابل ابرقدرت‌های غربی، یعنی شوروی با آن عظمت، به لحاظ کمّی جمعیت عظیمی از جهان را در اختیار داشتند. جمعیتی که در این بخش از جهان تحت سلطه چپ و در مجموع جریان مارکسیسم بود بسیار بیشتر از جمعیتی بود که در بخش دیگری از جهان تحت اشراف لیبرالیسم قرار داشت. آنها چنین جمعیتی را در قبضه داشتند و در کنار آن، شخصیت‌های عظیم، قدرت فراوان، سلاح بسیار و ثروت بسیار عظیمی را در اختیار داشتند؛ اما نتوانستند دوام بیاورند و رو به زوال گذشتند.

در همان اوان که قدرتِ مقابل، این دامنه وسیع و مجموعه گسترده را به فرسودگی و زوال سوق می‌داد، یکباره انقلاب اسلامی اتفاق افتاد. آنها تصور می‌کردند که مارکسیسم را به زانو درآورده‌اند و کار او به پایان می‌رود و درست هم بود؛ اما امام در همین زمان در پیام ماورای خود فرمودند که مارکسیسم به زباله‌دان تاریخ سپرده می‌شود؛ مبادا پس از سقوط، به امریکا پناه ببرید و ایشان این قطب جهانی را به دیانت و معرفت و عرفان و اسلام دعوت کرد.

در آن شرایطی که بزرگ‌ترین قدرت چپ و بزرگ‌ترین و وسیع‌ترین بلوک انقلابی و چپ رو به افول می‌رفت، یک‌مرتبه این انقلاب ظهور کرد و به رغم وعده‌های شش‌ماهه و یک‌ساله و امروز و فرداشدن که این انقلاب و این نظام برآمده از آن چیزی دوام نخواهد آورد، چهل سال دوام آورده، به‌کنار، بلکه پا را فراتر گذاشته و مرزها را درنوردیده.

آنها امروز دیگر با این مشکل روبه‌رو نیستند که انقلابی صورت گرفته که پایگاه و رژیم وابسته به آنها را نابود کرده؛ بلکه اکنون با این مشکل مواجه‌اند که کشورهای مختلفی تحت تیول و سیطره این انقلاب‌اند و این انقلاب در هر نقطه‌ای که اراده می‌کند در مقابل آنها می‌ایستد و با موفقیت هم می‌ایستد. آنها با این مشکل مواجه‌اند که چهل سال است که همواره در تمامی جبهه‌ها می‌بازند و چهل سال است که هرجا که این انقلاب اراده می‌کند با موفقیت سر بر می‌آورد.

همه این بازی‌هایی که در دوره‌های مختلف درآوردند، از کودتاهای پیاپی که تصور می‌کردند انقلاب با کودتا روی کار آمده و با کودتا هم می‌توان آن را برچید. بارها کودتا کردند و موفق نشدند و یا با شورش‌های حتی مسلحانه خیابانی و اخیراً نیز این اغتشاشات که اتفاق افتاد و تصور می‌کردند که خیلی مهم است. مهم‌تر از این اغتشاشات، شورش‌های قبلی بود. سال ۶۱ یک جریان با ۲۵۰۰۰ نیروی مسلح به خیابان آمد؛ یعنی یک لشکر جوان و جریّ به خیابان آمدند و در هم شکسته شدند. آن جریان خیلی قوی‌تر از اغتشاشات سال جاری بود. همین‌طور سال ۷۱، سال ۸۸، و پس از این هم از این وقایع اتفاق خواهد افتاد. اما این انقلاب عمیق‌تر و عظیم‌تر از آن است که به بادهای متعفنی که از غرب می‌وزد و ریشه در غرب دارد، از جا تکان بخورد و فردا ان‌شاءالله خواهیم دید که مردم درست مثل چهل سال پیش به صحنه خواهند آمد و تکلیف مردم هم همین است. هم تکلیف مردم است که به خیابان‌ها بیایند و هم حق آنهاست که اعلام موضع کنند و از حقوقشان دفاع کنند و بگویند ما این انقلاب را به وجود آورده‌ایم و پشت این انقلاب هستیم و حیات و زیست ما با این انقلاب پیوند خورده و از حقوق و حیات و هستی خودشان دفاع کنند.

این مسئله یک تکلیف شرعی است، به این اعتبار که از دین و میهن و آرمان‌های بلند الهی و خون سیصدهزار شهیدشان دفاع می‌کنیم. در عین حال تکلیف ملی هم هست، چون هویت ما به این انقلاب پیوند خورده و در دفاع از هویت ملی خود از چیزی فرو نمی‌گذاریم و ملت ایران، در همه تاریخ، نشان داده‌اند که در سراسر تاریخ، آنگاه که بحث هویت، ملیت، استقلال و حریت ایرانی بوده به صحنه آمده‌اند و در قبال خطرها و دشمن ایستاده‌اند.

در عین حال تکلیف ملی ما نیز هست که ان‌شاءالله به صحنه بیاییم و خداوند متعال هم وعده خود را عملی می‌کند؛ «ان تنصرالله ینصرکم»، و این، یاری خداوند متعال و یاری امام زمان علیه‌السلام است؛ یاری حضرت سیدالشهداء است و حضور در عرصه‌ها و خیابان‌ها در واقع پاسخی است به: «هل من ناصر ینصرنی» سیدالشهداء و شهدای مسیر آن بزرگوار.

مردم ما قطعاً درکی عمیق از شرایط دارند و من پیش‌بینی می‌کنم که همین اغتشاشات بی‌پایه و بی‌مایه و پریشانی که جریان‌های مختلف، با پشتیبانی غرب شکل دادند، مردم را امسال تحریک و تحریض کرده و از سنوات گذشته بانشاط‌تر، شورانگیزتر، کمّی‌تر و کیفی‌تر به صحنه خواهند آمد.

والسلام.