بررسی مبانی و نظام فلسفه دین

بررسی مبانی و نظام فلسفه دین

نسبت و مناسبات و تفاوت و ویژگی های نظام معنوی با سایر اضلاع و ابعاد نظام معرفتی دین
در جدولی که ذیل مطلب خواهد آمد، هندسه معرفتی دین دقیقاً مشخص شده، اضلاع و ابعاد این هندسه بیان می شود. نخست، پنج ساحت تعریف شده است و سپس در محورهای مختلف توضیح داده‌ شده و عملاً نسبت آنها با همدیگر مشخص می گردد. حوزه عقاید، از مجموعه گزاره‌های جزمی تشکیل می‌شود، که متناسق و متفاعل هستند اینها را طوری تعریف کرده‌ام که هریک از اینها یک نظام باشد و تعریف نظام لحاظ شده است «تتشکّل من مجموعه قضایا حتمیه متناسقه و متفاعله، تحکی عن حقیقه الکون و واقعیّه الکائنات الغیبیّه (الّتی لاتقبل الشهود الحسّی) و عن شؤونِ تلکم الکائنات، و تَعکِس رؤیا کونیهً شمولیهً یجب علی العباد الإیمان بها استکمالاً لنفوسهم، و تمتلک قداسه ذاتیّه» که در واقع متشکل از مجموعه‌ای از گزاره‌های جزمی سازگار و سازوار و در عین حال متفاعل که با هم در تعامل و تفاعل هستند که حکایت‌کننده از حقیقت کون، حقیقت وجود و موجوداتی که دیده نمی‌شوند (موجودات غیرحسی) است و همین‌طور از شوؤن این موجودات است که بازتابنده بینش جهان‌شمولی و جهان‌بینی انسان است و یک جهان‌شمولی کامل (تَعکِس رؤیا کونیهً شمولیهً) را باز می‌تاباند و بر بنده‌های خدا واجب است که به این گزاره‌ها و جهان‌بینی ایمان بیاورند. غایت آن تکمیل و استکمال نفوس است و گزاره‌های آن قدسی است که این تعریفی از عقاید است.

تعریف حوزه علم دینی
در تعریف حوزه علم دینی، طوری که ویژگی‌های نظام در آن دیده شده است باید گفت: «تتشکّل من مجموعه قضایا فرَضیّه متناسقه و متفاعله، تصف الکائنات المشهوده (الّتی تخضع للتجربه و الإختبار و الفحص المادی) و عن شؤونِ تلکم الکائنات، تهدف الی اطلاع العباد علیها، تحسیناً لمجالات حیاتهم الدّنیویّه و ترسیخاً لإعتقاداتهم الدینیّه، و لاترتبط بالإیمان الدّینی مباشره» متشکل از مجموعه گزاره‌های فرضیه است و نه جزمی. علم، جزمی است؛ متناسق و متفاعل است که موجودات مشهود را توصیف می‌کند، موجوداتی که در دسترس تجربه و آزمایش و فحص مادی و حسی هستند و شوؤن این دسته از موجودات، غرضش، اطلاع بندگان خدا از موجودات و کائنات مشهود است از چه جهتی، غایت است، چه کارکردی دارد و کارکرد این گزاره‌ها، بهبود حیات دنیوی انسان و استحکام حیات دینی انسان است و ارتباط مستقمی به ایمان دینی ندارد و مثل گزاره‌های قبلی که عقاید را تشکیل می‌داد، لزوماً معلَّق به ایمان نیستند و رأساً نباید به این‌ها ایمان بیاوریم، مگر آنکه انکار آن موجب انکار ضروری دین شود.
تعریف گروه سوم که محل بحث ما است (ساحت ملکوتی و ماورایی و معنوی) این‌طور است که «تتشکّل من مجموعه تعالیم متعالیه سلوکیّه متناسقه و متفاعله، تربط بملکوت الکون و باطنه، و تُعنی بترقیه مراتب العباد الوجودیّه و الذاتیّه، و تترتّب علیها آثار خارقهٌ للعاده و العلل المادّیه الظّاهریه حسب الموارد». نظام معنوی، روحی یا ملکوتی یا سلوکی و ماورایی در مقابل متشکل از مجموعه‌ای از آموزه‌ها است (دوتای قبلی مربوط به گزاره‌ها بودند و اخبار می‌دهند و این سه تای بعدی آموزه و انشاء هستند). آموزه‌های برین سلوکی هستند، رفتاری هستند که متناسق و سازگار هستند و متفاعلند و با هم در درون یک نظام تعامل می‌کنند که نه به ظاهر و محسوس بلکه به ملکوت و باطن و کون هستی توجه می‌کند که جهت‌گیری و کارکردش ترقی و ارتقای وجودی بندگان خدا (ارتقای ذات و وجود انسان‌ها) است. یعنی کسی که به این تعالیم ملتزم است و درچارچوب اصول حکم می‌کند مرتبه وجودی‌اش ارتقاء پیدا می‌کند و باعث ارتقای وجودی او می‌شود و عمل این آموزه‌ها برآیند و آثار خارق‌العاده‌ای دارد. آنچه را که ما در شرایط عادی زندگی‌مان به آنها عادت کرده‌ایم نقض می‌شود. مثلاً مار، نیش می‌زند ولی با صدقه و دعا و عنایت و نذر و نیازی بر خلاف عادت، سم تأثیر خود را نمی‌گذارد و آنچه که ما به علل مادی عادت کردیم نقض می‌شود و علل عادی و مادی خنثی می‌شود و آثار خارق‌العاده‌ای از این معنویات به دست می‌آید. ملاحظه می‌فرمایید که علی‌الاصول و حسب عادت،‌ نباید کسی از آن طرف کره زمین در چارچوبی فراتر و ورای ماده خبر داشته باشد ولی اهل معنا خبر دارند که همه خرق عادت و نقض علل مادی است. علل مادی اجازه نمی‌دهد که ما ادراک حسی پیدا کنیم اما در عالم معنا و عالم ماورا و نظام معنوی این اتفاق می‌افتد. حسب‌المورد می‌تواند علل مادی را نقض کند و آثار خارق‌العاده‌ای داشته باشد؛ چرا که عالم معنا بر عالم ماده حاکم است؛ چون حاکم است تفوق دارد و از این جهت است که معنویات بر مادیات فایق هستند و لذا می‌بینید که خداوند متعال به مؤمنین وعده می‌دهد که به ملائکه در جنگ کمک کنند و با چند نفر پیروز شوند. قاعده این است که در جنگ عده زیاد بر عده قلیل پیروز شوند اما برخلاف قاعده این اقلیت است که پیروز می‌شوند.
بخش چهارم نظام اخلاقی است که «تتشکّل من مجموعه تعالیم قیمیه سلوکیّه متناسقه و متفاعله، تهتمّ بتخلیه النفوس الإنسانیّه عن الرذائل و تحلیتها بالفضائل» اخلاقی که مجموعه‌ای از آموزه‌های ارزشی و رفتاری سازوار متفاعل است که جهت‌گیری و کارکرد آن این است که نفوس را از رذایل تخلیه می‌کند و نفوس را به فضائل تحلیه می‌کند.
بخش پنجم که شریعت است و معرفت آن فقه می‌شود «تتشکّل من مجموعه تعالیم سلوکیّه تزکویّه متناسقه و متفاعله، تستهدف تنظیم شؤون حیاه الإنسان المختلفه، من حیث الواجبات و الحقوق (التکلیفیات) و الوضعیّات، تَتْبع المصالح و المفاسد الصدوریّه او السلوکیّه او الوقوعیّه علی نمط مانعه الخلوّ عنها» گزاره‌های فقهی و شریعت، تعالیم رفتاری هستند که سازوار و متفاعل هستند و کارکرد و جهت‌گیری آنها تنظیم شوؤن حیات انسان است، اقتصاد انسان، مدیریت انسان، سیاست انسان و … را می‌خواهد تنظیم کند؛ از چه جهتی می‌خواهند تنظیم کند؟ از جهت اخلاقی و معنوی نه، اما از جهت و حیث وظایف و حقوق، که یک‌جا می‌شود تکلیفیات. فقه سه کار دارد: مشخص‌کردن وظایف، حقوق و وضعیات. این را هم باید توجه داشته باشیم که برخلاف آنچه که مشهور است که فقه، واجبات و تکالیف را مشخص می‌کند باید بگوییم که حقوق را هم مشخص می‌کند. آنچه در فقه از حقوق بحث می‌شود کم از وظایف نیست؛ در نتیجه فقه عهده‌دار سه چیز است و گزاره فقهی سه نوع‌اند: وظایف، واجبات، حقوق و احکام وضعیه. که این احکام و احکام شریعتی و فقهی، از مصالح و مفاسد تبعیت می‌کنند و معتقدیم که مبتنی بر مصالح و مفاسد هستند منتهی مصالح و مفاسد سه گونه‌است: مفاسد و مصالح صدوریه که یعنی نفس اینکه حکمی صادر شود ولو نوبت به تحقق نرسد که گاهی مصلحت بر صدور حکم است؛ بخش‌نامه تهدید‌آمیز بشود، در همین است و بازدارنده است و هیچ‌وقت نوبت به عمل نرسد و نقض شود که این مسأله صدوریه است و خیلی‌ها قبول ندارند اما ما قبول داریم؛ یا مصلحت سلوکیه است، یعنی فرد، مکلف حرکت کند ولو نشود؛ داستان حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل. این مصلحت سلوکیه است؛ همین‌قدر ببینند که حضرت ابراهیم تا کجا قرار است پای عبودیت می‌ایستد؟ سومی هم وقوعیه است؛ واقع شود و از وقوع آن، مصلحتی تنظیم شود. منتهی این به این معنا نیست که هر سه نوع مصلحت در همه احکام وجود دارد، بلکه این مصالح و یا احیاناً مفاسد آن در در احکام وجود دارد و به نحو مانعه الخلو. نمی‌شود که حکمی الهی باشد و یکی از اینها را نداشته باشد ولی می‌شود که هرسه را داشته باشد.
محل بحث ما ساحت حیث درونی، روحی، ملکوتی و معنوی قضیه است. ما ذیل ستون‌های پنج‌گانه در شانزده یا هفده محور، مختصات این اضلاع را توضیح داده‌ایم و مختصات ضلع سوم که محل بحث ما است مشخص شده است و در اینجا آمده است. جوهر و گوهر این ساحت اتصال به ملکوت هستی و با ماواری ماده است. در واقع این حوزه مربوط به ملکوت عالم می‌شود نه به مُلک عالم. روح این گزاره‌ها و آموزه‌های معنوی، ملکوتی بودن آنها است. امهات قضایا، قضایای اصلی که این حوزه را تشکیل می‌دهد چیست؟ مثلاً در عقاید، «لا اله الا الله» است یا «انّا لله و انّا إلیه راجعون» است. در حوزه علم، اینکه عالم ماده و عالم ناسوت و عالم محسوس، قانون‌مند است و این قضیه، عمق و اصل این بخش است. در حوزه معنویات، قضایای کلی، حاوی و حاصل از بیان رابطه با باطن عالم و علل باطنی نافذ در حیات هستی است. این‌گونه قضایا، قضایایی که می‌گویند با عالم باطن و باطن عالم و علل باطنی نافذ و متفوق بر سایر علل این را بیان می‌کنند و این‌گونه قضایا امهات این نظام می‌شوند و قسمت‌های دیگر هم قضایای حاوی حامل بیان رئوس فضایل است و فقه هم قضایای کلی حاوی حامل تکالیف حقوق و وضعیات است. قلمرو هریک از اینها بیان شده است؛ قلمرو قسم سوم، روابط چهارگانه انسان است. بقیه هم همین‌طور هستند. هر مطلب اخلاقی و هر مطلب فقهی، مربوط به یکی از روابط اربعه می‌شود. در این جهت مشترک هستند.
متعلقات به چه چیزی تعلق می‌گیرد؟ آموزه‌های معنوی به چه چیزی تعلق می‌گیرد؟ عرض کردیم که به واقعیت‌های ماورایی و ملکوت هستی، به باطن هستی متعلق و میدان و ساحت موضوع این قضایا و گزاره‌ها است. ماورایی و ملکوت هستی است. پیش‌فرض‌ها و پیش‌انگاره‌های هریک از این ساحات، مثلاً در حوزه عقاید، اصل علیت است و در حوزه علم،‌ قانون‌مندی خلقت است. در این حوزه پیش‌فرض این است که عالم هستی جز واقعیت مُلکی و وجه مادی مشهودش، واقعیت ملکوتی و وجه باطنی نیز دارد. وجه باطنی هستی نیز مانند وجه مُلکی آن تحت نظام علّی تدبیر می‌شود. اما علل ملکوتی بر علل ملکی تفوق دارند. این پیش‌انگاره‌های این حوزه به حساب می‌آید. احکام، اینکه حکم فقهی هریک از این بخش‌ها چیست، در بخش معنا، و قضایای این حوزه،‌ به عناوین ثانوی می‌توانند مشمول احکام تکلیفی قرار بگیرند. یعنی می‌شود گفت که این قضیه و این آموزه یا سلوک معنوی که شما دارید مثلاً مباح است یا بسا با حکم ثانوی مکروه و یا حرام شود. یا احیاناً مستحب یا واجب شود ولی بالاخره حکم شرعی دارد و محکوم به احکام فقهی و شرعی است. جایگاه قضایای هریک از این پنج حوزه در کلان هندسه چیست؟ در قِسم نظام معنوی، مبتنی بر قضایای عقیدتی و ایمانی است. یعنی ما معنویات را هم مبتنی بر عقاید می‌دانیم از این جهت که ما براساس عقایدی که داریم معتقدیم عالم دارای ملکوت و مُلکی است و این یک مطلب عقیدتی است و قهراً نظام معنوی بر این مبنای کلامی مبتنی است. کما اینکه از آن طرف آموزه‌های الزامی و نیز آموزه‌های ارزشی اخلاقی در مقام استنباط آن و عمل به آن و باید مورد ملاحظه قرار بگیرند. بنابراین قضایا و آموزه‌های معنوی از حیثی مبتنی بر بعضی از این نظام‌ها است و از حیثی هم آن نظام‌ها از این قضایا به مثابه موضوع استفاده می‌کنند و حکم اخلاقی و حکم فرعی صادر می‌کنند. تعامل ساحات، هریک با دیگری چه تعاملی دارند هم مورد بحث است. در حوزه معنویات می‌گوییم که مکمل زیست مؤمنانه و تلطیف‌کننده روح آدمی است. بدون معنویات فقط براساس عقاید و احکام، زندگی اداره نمی‌شود و به معنویات نیاز داریم. یعنی انسان ذاتا به معنویات نیازمند است و این معنویات و آموزه‌های معنوی باعث تلطیف روح انسان مکلف می‌شود. دستاوردها و نتایج و پیامدها و کارکردهای هریک از این ساحات است. کارکرد حوزه معنویت این است که زندگی مؤمنانه را هم تکمیل می‌کند؛ انسان مؤمن آن کسی است که حیث معنویات را دارا باشد و در این دستاورها و پیامدهای این حوزه هم باعث تلطیف زندگی مکلفین می‌شود.
محور دیگر هدف و غایت است؛ غایات هریک از این مساحات و ساحات، در محور سوم، تزکیه و استکمال نفس و تحقق انفسی منزلت عبداللهی و خلافه اللهی انسان است که از رهگذر تحفظ بر سلوک و براساس آن در ساحت روابط اربعه به دست می‌آید و جامعه معنوی یک جامعه لطیف و دلپذیری می‌شود.
در محور بعدی نتایج مترتب و کارکرد گفته شده است که حصول آرامش، حصول آرامش باطنی و رضامندی روحی در ساحات روابط به حساب می‌آید. منابع هریک از اینها چه است که هریک از اینها به لحاظ منابع، اضلاع و محورهای پنج‌گانه، تفاوت چندانی ندارند و البته در حوزه معنویات مسأله اشراق وجود دارد که در بخش‌های دیگر حضور ندارد. درواقع فطرت، عقل، کتاب و سنت بالمعنی الاوسع،‌ و تعالیم حضرات معصومین (ع) و اولیای الهی، مصادر و منابع این حوزه هستند که در تعالیم اولیای الهی، مسایل اشراقی هم جایگاه پیدا می‌کند. درحقیقت، با اشراق هم بسیاری از گزاره‌ها و آموزه‌های معنوی دریافت می‌شود و کارکرد دارد ولو در جاهای دیگر، اشراق، حجیت نداشته باشد.
مورد بعدی، مسأله اکتشاف است و اینکه چه چیزی اجازه نمی‌دهد که ما این حوزه و از جمله حوزه معنوی را درست کشف کنیم. گفته شده است که در واقع، آفات انفسی، آفات آفاقی می‌تواند مؤثر باشد ولی در بخش معنویات،‌ مسأله بیشتر در معرض خطر است، چراکه کاسب‌کاران و سواستفاده‌چیانی وجود دارند که می‌خواهند استفاده کنند لهذا کار حاشیه‌دار است و موانع برای فهم و تشخیص معنویات واقعی از غیرواقعی، مقداری دشوار است و به همین جهت در دوره ما، یک‌ سلسله عرفان‌واره‌هایی ظهور کرده است که اتفاقاً‌ مدعی هم هستند. به هرحال همان‌ موانعی که در بخش‌های دیگر هست،‌ در اینجا هم حضور دارد.
مطلب بعدی، راجع به این است که آیا گزاره‌هایی که ما درباره هریک از این موارد از جمله معنویات تحصیل می‌کنیم اولاً دچار چه تطوراتی می‌شود؟ گفتیم تطورات ارتقایی و قهقرایی هر دو اتفاق می‌افتد. ما از دین گاهی فهم ارتقایی و پیشرفته داریم و می‌توانیم به دست بیاوریم که حاصل آن می‌شود نوزایش، چرخش و گسترش و بازنگری و پالایش معرفت دین. هم می‌تواند دریافت‌های قهقرایی و نزولی داشته باشیم و از گذشتگان تنزل کنیم و فهم غیردقیق‌تری به وجود بیاید که این می‌شود فروکاهشی. این هم راجع به آسیب‌ها.
البته برخی از موارد که به زبان فشرده عرض می‌کنم پشتوانه‌هایی دارد که در مقالات و کتاب‌هایم مفصل توضیح داده شده است. مثلاً همین قسمت یا قسمت بعدی در مقاله‌ای که فصلی از کتاب علم دینی هم است در یکی از مجلات به چاپ خواهد رسید با عنوان معرفت‌شناسی واقع‌گرای دینی، که در آنجا توضیح داده‌ام که این عوامل و موانع تأثیرگذرا هستند.
علل تطورات را گفته‌ایم که برحسب نوع تطور و تحول از جمله تأثیر ایجابی و سلبی عناصر سه‌گانه شناخت‌گر یعنی فاعل شناسا،‌ شناخته (متعلَّق شناسا) و شناخت‌یارها، عوامل و عناصری که در کنار عنصر شناخت‌گر و عنصر شناخته در تحقق شناخت مؤثر هستند. اینها تأثیرگذارند در اینکه معرفت ما دچار آسیب بشود یا کمک کنند که معرفت دچار آسیب نشود.
آخرین مطلب هم درباره ارزش معرفتی این‌ها است. ارزش معرفتی قضایای هریک از این پنج ضلع در چیست که در بخش معنویات گفته شده است که گزاره‌ها غالبا و نوعا ظنّی است و عمده قضایای این حوزه آزمون‌پذیر هستند. اینها بحث‌های معرفت‌شناسانه است و نگاه معرفت‌شناسانه به قضایای معنوی دارد. برای سنجش و صحت و سقم استنباطات،‌ نیازمند سنجه‌هایی است که براساس سازگاری با قضایای چهار حوزه دیگر باید طراحی شود. این هم ارزشیابی معرفت‌شناختی این قضایا.
این شانزده هفده محور، محورهایی هستند که می‌توانیم براساس آنها، نظام معنوی را در قیاس با چهار نظام دیگر ارزیابی و بررسی کنیم. این بحث، بحث بسیار مفصلی است که نیاز به جلسات متعددی دارد. همین مباحثی که ارایه شد احیاناً یک جلد خواهد شد.

  • دریافت جدول هندسه معرفت دینی:      

HendesemarefatDini

اتمام مراحل علمی جلد سوم دانشنامه قرآن شناسی زیر نظر آیت الله رشاد

اتمام مراحل علمی جلد سوم دانشنامه قرآن شناسی زیر نظر آیت الله رشاد

به گزارش اداره روابط عمومی و اطلاع رسانی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، به نقل از پژوهشکده دانشنامه نگاری دینی مراحل علمی جلد سوم دانشنامه قرآن شناسی به اتمام رسید.

بنا بر این گزارش تمام مراحل علمی جلد سوم دانشنامه علوم قرآن انجام شده و نسخ پایانی مقالات به تصویب شورای علمی دانشنامه رسیده و این مجلد هم اکنون در حال طی نمودن مراحل نشر و آماده سازی می باشد.
دانشنامۀعلوم قرآن فاز اول از کلان دانشنامه قرآن‌شناسی است که در مرحله تولید قرار گرفته و دوجلد نخست آن اسفندماه سال ۹۵ طی مراسم با شکوهی با حضور مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در قم رونمایی شد.
دانشنامه قرآن شناسی، ساختار موضوعی بوده و حدود هزار مدخل را پوشش می دهد که در سه بخش عمده‌ مباحث پیرامون قرآن‏ (علوم قرآنی)، حکمت نظری (درون قرآنی)و حکمت عملی (درون قرآنی) پی گیری می شود.
لازم به یادآوری است جلد سوم این دانشنامه بنا به شرایط بهداشتی حال حاضر کشور، فصل زمستان سال جاری طی مراسمی رونمایی خواهد شد.

پیام تسلیت آیت الله رشاد بمناسبت رحلت آیت الله حاج سیدمحمدحسین میرسجادی

پیام تسلیت آیت الله رشاد بمناسبت رحلت آیت الله حاج سیدمحمدحسین میرسجادی

با ارتحال این فقیه زبده، حوزه‌ی تهران، اسطوانهی استواری را از دست داد .
در پی ارتحال استاد برجسته‌ی حوزهی علمیهی تهران، عالم صمدانی و فقیه ربانی، مرحوم آیت الله حاج سیدمحمدحسین میرسجادی (طاب ثراه) پیام تسلیتی از سوی آیت الله علی اکبر رشاد، ریاست شورای حوزه‌های علمیه استان تهران صادر شد.
متن این پیام به شرح زیر است:
إنا لله وإنا الیه راجعون
با تاسف و تاثر عمیق مطلع شدیم استاد برجسته‌ی حوزهی علمیهی تهران، عالم صمدانی و فقیه ربانی، مرحوم آیت الله حاج سیدمحمدحسین میرسجادی (طاب ثراه) دار فانی را وداع گفته¬اند. ایشان که از تلامذه¬ی فقهای عظام آیت الله خوئی، آیت‌الله سید محمود شاهرودى و آیت‌الله شیخ باقر زنجانى، و میراثدار جد بزرگوارشان سیدابوالحسن اصفهانی (قدهم) بشمار میرفتند، سراسر عمر پربرکت خویش را، سخاوتمندانه صرف تزکیهی نفوس و ارائه‌ی خدمات علمی و دینی به جامعه‌ی ایمانی پایتخت و تدریس سطوح عالی و خارج فقه و اصول و تربیت طلاب در مدارس علمیه تهران نمودند.
با ارتحال این فقیه زبده، حوزه‌ی تهران، اسطوانهی استوار دیگری را از دست میدهد که رخنه‌ای در بنیه و بنیاد آن قلمداد می‌شود و این خلأ بزودی جبران نخواهد گشت.
بندهی کمترین به عنوان خادم حوزهی عریق و عظیم تهران، این واقعه‌‌ی مولمه را از سوی خود، شورا و مرکز مدیریت، به محضر شریف صاحب اصلی حوزه‌ها، حضرت بقیت الله (ارواحنا فداه)، رهبر معظم انقلاب و دیگر مراجع عظام (دامت برکاتهم)، ارگان حوزه‌ی علمیه تهران، شاگردان و فرزندان سوگمند آن بزرگوار، خاصه یادگار گرانقدرش حضرت حجت الاسلام والمسلمین سید مرتضی میرسجادی تسلیت عرض کرده، از بارگاه بلند باری برای آن فقید سعید، غفران و حشر با اجداد طاهرینش و برای بازماندگان آن فقید راحل صبر و سلامت، مسئلت می¬دارم.
علی¬اکبر رشاد
رییس شورای حوزه¬های علمیه¬ی استان تهران
۹، ۷، ۱۳۹۹

روانشناسی قدرت در کلام امیرالمومنین (ع)

روانشناسی قدرت در کلام امیرالمومنین (ع)

آیت الله رشاد در نخستین جلسه درس خارج فقه سال تحصیلی جدید حوزه امام رضا(ع):
روانشناسی قدرت در کلام امیرالمومنین (ع)/ دست‌یابی به قدرت ظاهری، برخی مسئولین را از مسیر انقلاب جدا می‌کند!

آیت الله علی اکبر رشاد در آغاز درس خارج فقه امروز صبح، در نخستین جلسه سال تحصیلی حوزه های علمیه، با اشاره به «روانشانسی قدرت» در کلام امیر مومنان حضرت علی علیه السلام تصریح کرد: قدرت دو قسم است: واقعی و ظاهری؛ «قدرت ظاهری» و کاذب موجب غرور و سرکشی و حتی چرخش صدوهشتاد درجه ای افراد ظاهراً بزرگ اما باطنا حقیر و ضعیف النفس می‌شود. اما «قدرت واقعی» و صادق در انسانهای باطنا بزرگ، موجب ثبات قدم و تواضع و برخورد بزرگوارانه آنان می‌شود. راز چرخش چهره‌ها و تغییر مبانی و مواضع فوق العاده و تعجب آور برخی افراد در این بیان بلند امیر حکمت و بلاغت نهفته است.
مشروح بیانات آیت الله علی اکبر رشاد:
آیت الله علی اکبر رشاد رییس شورای حوزه های علمیه استان تهران در ابتدای درس خارج فقه زیست فناوری و مهندسی ژنتیک در حوزه علمیه امام رضا(ع) تهران با بیان کلام مولای متقیان که فرهوده اند: «مَنْ نَالَ اسْتَطَالَ»: یعنی هر که به قدرت رسید سرکش و مغرور می‌شود، گفت: امیر حکمت و بلاغت، حضرت علی علیه السلام در حکمت ۲۰۷ کتاب شریف نهج البلاغه به یکی از اصول بسیار مهم روانشناسی قدرت، البته قدرت ظاهری، اشاره فرموده است؛ یعنی کسی که به قدرت دست یافته و به نعمت و مواهبی دسترسی پیدا کرده و استطاله می‌کند، زیاده روی، دست درازی، سرکشی، طغیان و گردن کشی می‌کند. اصولاً قدرت موجب استکبار، عجب و خود برتربینی می شود.
وی در بیان اقسام قدرت گفت: قدرت دو جور است؛ قدرت واقعی – قدرت ظاهری؛ قدرت صادق – قدرت کاذب. در این کلام امیرالمومنین علیه السلام، سخن از قدرت ظاهری و قدرت کاذب است، نه قدرت واقعی و قدرت صادق و سالم. چرا که در قدرت واقعی و کسی که حقیقتاً مقتدر می شود اثر آن استطاله، طغیان و گردن کشی یا خودبرتربینی و عُجب نیست، بلکه اثر آن معکوس است؛ یعنی اگر قدرت، حقیقی و واقعی باشد فرد آن‌چنان نفس قوی، سلیم و نفس متین و موقری پیدا می کند که به این بادها نمی لرزد، به اینکه قدرتی دارد و اقتداری به هم زده است غرور به او دست نمی دهد، فریفته نشده و دچار خودبرتربینی نمی‌شود؛ بر عکس اگر قدرت حقیقی و واقعی باشد انسان را به فروتنی و تواضع وا می دارد. قدرت واقعی، حقیقی و سالم و صالح این اثرش را دارد.
آیت الله رشاد تاکید کرد: قدرت ظاهری و قدرت کاذب به اعجاب و طغیان منجر می شود، چون قدرت واقعی نیست و انسان ضعیف النفس است درونش حقیر است در درون احساس حقارت می کند و لذا تا قدرت را به کف می آورد رفتار نابهنجار از او سر می زند و به سرکشی گردنکشی دست می‌زند و به دیگران، اموال و جان دیگران دست درازی می کند. این خاصیت قدرت کاذب و قدرت ظاهری چون چون حقیقتاً قدرت نیست و الا اگر کسی قدرت دارد به کاری که حاکی از ضعف نفس و حقارت باطن است دست نمی زند چون زورگویی و گردنکشی نشانه حقارت باطنی است و پیداست که این فرد عنصر وقور و متین و حقیقتاً بزرگی نیست و به تعبیر دیگر کسی که دست به قدرت پیدا می کند اگر قدرت حقیقی و باطنی باشد وقتی بزرگ‌می شود بزرگوار هم می شود اما کسی که به قدرت ظاهری دست پیدا می کند و به ظاهر بزرگ می شود باطن او بزرگوار نمی شود، در نتیجه کارهایی که خلاف بزرگواری است از او سر می زند. خداوند متعال قادر علی الاطلاق است اما هرگز ستم نمی کند، امیرالمومنین علی علیه السلام مقتدر و قدرتمند بود اما متواضع تر از او در عالم سراغ نداریم.
این مدرس خاج فقه و اصول افزود: امروز قدرت کاذب استکبار جهانی خصوصا آمریکا گفت: امروز شاهد هستیم که در غزب یک قدرت صوری و ظاهری به نام آمریکا ظهور کرده است اگر چه قوس نزول و سقوطش را طی می‌کند؛ یک امپراطوری پوشالی و بی محتواو بی مایه، فاقد بن و ریشه و پیشینه تاریخی است. کسانی که امروزه قدرت و حکومت را در این سرزمین بی تاریخ در قبضه دارند احساس قدرت کاذب می‌کنند و از قدرت ظاهری برخوردارند، بی آنکه بفهمند این قدرت واقعی نیست و با این توهم که مقتدرند گردنکشی می‌کنند و در صدد هستند که به همه عالم حتی به همپیمانانشان، حتی به اروپایی‌ها نیز زور می گویند حتی به دیگر کفار عالم، چه رسد به مومنین و مسلمانان جهان. این خاصیت قدرت کاذب و قدرت ظاهری است؛
رییس شورای حوزه های علمیه استان تهران در پاسخ به این سوال که چطور است بعضی از مسئولین و متولیان امور قبل از تصدی مسئولیت و قبل از تولیت سمت انسان های صالح و عناصر سالم و افراد متواضع و فروتنی هستند اشخاص متخلقی هستند اما وقتی به مقام می‌رسند به سمت دسترسی پیدا می‌کنند و به قدرت می رسند آرام آرام شخصیت آنها تغییر کرده و فکر آنها عوض می شود فعل آنها تغییر پیدا می‌کند نیز گفت: مع الاسف در کشور خودمان نیز هستند بی آنکه تصریح کنم به عنوان و سمتی چراکه همه مخاطبان و شنوندگان و بینندگان و خوانندگان این مطالب، خود به مصادیق منتقل خواهند شد و ضمیر مرجع خود را پیدا می کند. اینکه می‌بینیم افرادی صالح و سالم، متخلق و متعهد و حتی متعبد هستند وقتی به قدرت می رسند به تدریج تغییر می کنند حتی به ضد خودشان بدل می‌شود، ما مقامات و مسئولان کمی نداشتیم که در طول این افزون بر ۴۰ سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی وقتی در جایگاه های مسئولیتی قرار گرفتند در یک فرآیند پرشتاب شخصیتشان به ضد شخصیت قبلی‌شان تبدیل شد و گاهی از هر حیث کاملاً زیر و رو شدند. سر این مساله در چیست؟ آیا اینها قبلاً هم فاسد بودند؟ قبلاً هم دارای این خصایل منفی بودند یا بعداً چنین شدند؟ بعید نیست که بعضی از اینها چنین بوده و نفاق ورزیده باشند! اما به نظر می رسد بر اساس کلام امیرالمومنین علیه السلام کسی که به قدرت برسد گردن کش می شود چون قدرتِ کاذب است و ظاهری است و این قدرتی که به کف آمده با باطن فرد که حقیر است هم افق نیست، آن باطن بروز پیدا می‌کند و این قدرت را ابزار طغیان و گردنکشی و غرور و خود برتر انگاری و خود برتر بینی و اعمال این خود برتری کاذب وا می‌دارد و این حالت را در برخی افراد به وجود می‌آورد؛
رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تصریح داشت: لذا نباید تعجب کرد در صدر اسلام کسانی که در زمره مسلمانانی بودند که در همان اوان و زمان آغاز بعثت در صدر اسلام مسلمان شدند و در جنگ های مختلف در غزوات در کنار پیامبر اعظم شمشیر زدند اما بعد به فرهنگ جاهلیت بازگشتند و عملاً و فکراً در مقابل اسلام و در مقابل آرمان ها و آموزه های نبوی قرار گرفتند و سعی کردند که تعالیم نبوی و اسلام آزادی بخش را نابود کنند و در فکر و فعل در مقابل اسلام ایستادند هر چند که بعضی از آنها مدعی تداوم مسیر پیامبر اعظم(ص) بودند و ادعای خلافت آن بزرگوار را داشتند.
آیت الله رشاد در پایان یادآور شد: در روزگار ما نیز بودند و هستند مقامات و مسئولانی که در مراتب مختلف سمتی قرار گرفتند، صد و هشتاد درجه تغییر کردند و به جاهلیت قبل از انقلاب بازگشت کردند، و حال آنا پس از دستیابی به قدرت با حال آنها پیش از قدرت، دچار چرخش ۱۸۰ درجه متفاوت است و حتی گاه در مقابل آرمانهای انقلاب موضع می‌گیرند و انسان از این چرخش شگفت زده می‌شود! این مسئله به جهت اصل روان شناسی قدرت است که وقتی به قدرت کاذبِ ظاهری کسی دسترسی پیدا می‌کند در حالی که باطنش مقتدر نیست، ظاهر بزرگ است ولی باطن بزرگ نیست؛ بزرگ شده‌اند اما بزرگوار نیستند، در نتیجه به هنجار شکنی و شالوده شکنی و تقابل با انقلاب، اخلاق و تعالیم دینی که پیشتر مروج و مدافع آنها بوده اند دست می‌زند. یک تذکر در پایان عرض کنم و آن این که در جامعه‌شناسی بحثی هست تحت عنوان: «چرخش نخبگان»، برخی تحلیلگرام می‌خواهند چرخش هایی را که برخی چهره‌ها در فرایند چهل سال گذشته بدان مبتلا شده اند به اصل جامعه‌شناسی چرخش نخبگان تطبیق بدهن، و این یک اشتباه بزرگ است؛ زیرا آنچه در این دوره و در کشور رخ می نوعا مصداق «چرخش چهره‌هاست» نه « چرخش نخبگان » ؛ چون اکثزیت چشمگیر نخبگان کشور پای آرمانهای انقلاب ایستاده اند و اکثریت افراد دچار دگردیسی و چرخش مصداق نخبه نیستند، آنها فقط چهره اند یعنی به دلیلی مشهور شده اند، شهره و چهره‌اند، نه نخبه و فرهیخته.

حکم پژوهش و دانش‌ورزی در قلمرو زیست‌فناوری

حکم پژوهش و دانش‌ورزی در قلمرو زیست‌فناوری

آیت الله رشاد در دهمین جلسه درس خارج فقه مهندسی ژنتیک مطرح کرد:
حکم پژوهش و دانش‌ورزی در قلمرو زیست‌فناوری.
اشاره:
آنچه پیش روی خوانندگان ارجمند قرار دارد، سلسله مباحثی است برگرفته از دروس خارج فقه آیت الله رشاد که تحت عنوان «فقه مهندسی ژنتیک و جنگ بیولوژیک» (فقه التکنولوجیا الحیویه و الحرب البیولوجیه)، هفت صبح روزهای زوج هفته، در مؤسسه آموزش عالی حوزوی امام رضای تهران ارائه می‌شود. این دروس بصورت برخط (آنلاین) از طریق شبکه ‌اینترنتی Eshia (ایشیا/ مدرسه فقاهت) قابل دریافت است. (روش اتصال به شبکه در پایگاه رسمی استاد، توضیح داده شده است)
ضمنا صوت و متن دروس نیز در پایگاه رسمی آیت الله رشاد، پایگاه رسمی حوزه امام رضا (ع)، کانال آیت الله رشاد و کانال حوزه علمیه استان تهران، در شبکه‌های ایتا، سروش و بله، برای استفاده فضلا و طلاب عزیز متناوبا بارگذاری می‌شود.

فقه مهندسی ژنتیک و جنگ بیولوژیک
جلسه دهم (۱۳/۲/۹۹):
بسم‌الله الرحمن الرحیم
تا کنون راجع به پاره‌ای مباحث تمهیدی و مقدماتی از جمله، تعریف، موضوع شناسی، اقسام و قلمرو فقه مهندسی ژنتیک بحث کردیم. در ادامه، به منطق و روش تعریف فروع و تفصیل مسائل پرداختیم. آن گاه دربارۀ روش بررسی ساختار و مهندسی مباحث فقه مهندسی ژنتیک سخن گفتیم. بر اساس روش شناسیِ ساختاردهی، حدود بیست فصل را فهرست کردیم که می‌توان بر اساس آنها در فقه مهندسی ژنتیک بحث کرد. پس، مجموعۀ فقه زیست فناوری فعلاً در قالب بیست فصل قابل شرح است. سپس وارد فصول شدیم. فصل اول در باب مبادی، قواعد نظری و پیش انگاره‌های فقه مهندسی ژنتیک بود. بعد از قواعد فقهیۀ مرتبط با فقه مهندسی ژنتیک سخن گفتیم. سپس از قواعد اخلاقیه و ارزشی مرتبط با مهندسی فقه ژنتیک بحث شد. گفتیم منطقاً خوب است مباحث مربوط به قواعد اخلاقی و ارزشی را قبل از قواعد فقهیه مطرح کنیم.

اکنون، به فصول اصلی فقه مهندسی ژنتیک رسیده‌ایم. فصولی که در هریک از آنها، باید یکی از عرصه‌ها و ابعاد تأثیر مهندسی ژنتیک و یکی از حوزه های مرتبط با آن مطرح شده، احکام فروع قابل طرح ذیل آن، مورد بررسی و استنباط قرار گیرد.
به طور خلاصه، با اشاره به روش شناسی ساختاربندی و تفریع فروع، در اولین فصل بحث از مسائل «احکام پژوهش و دانش‌ورزی در قلمرو زیست‌فناوری» را آغاز می‌کنیم.
عرصه و ابعاد علمی‌مهندسی ژنتیک
بعد از بحث از قواعد نظری و معرفتی، قواعد اخلاقی و ارزشی، قواعد فقهی و حکمی، اولین فصل از مجموعه ۱۶ فصل اصلی که فقه فروعی مهندسی ژنتیک آغاز می‌شود بحث از احکام پژوهش و دانش‌ورزی (کار علمی) در مهندسی ژنتیک است. اینکه قبل از آنکه وارد احکام کاربست مهندسی ژنتیک در سایر عرصه‌های شانزدهگانه و کاربرد معین فرایندهای زیست‌فناوری در زمینه های مشخص شویم، بررسی کنیم ببینیم کهاحکام پژوهش و دانش‌ورزی در قلمرو زیست‌فناوری (کار علمی) ‌در قلمرو مهندسی ژنتیک چه حکمی‌دارد. این اولین فصلی است که می‌خواهیم مسائل آن را مشخص کنیم و احکام مربوط به مسائل آن را بیان کنیم. به طور خلاصه، همان روش‌‌شناسی تفریع فروع و تفصیل مسائل و نیز روش شناسی ساختاربندی فقه را می‌خواهیم در این فصلِ مشخص عرض کنیم. می‌خواهم آن دو منهجه و آن دو روش شناسی را در قالب دو بند عرض کنم. تا بر آن اساس وارد مباحث فرعی و حکمِ فروع این فصل اول از فصول اصلی فقه فروعی فقه مهندسی ژنتیک شویم.

اولاً باید انواع عرضی و مصداقی هر عرصه و سپس فروع و اجزاء طولی آن را مشخص کرد. توضیح آنکه وقتی در همین فصل می‌خواهیم بگوییم «حکم کار علمی ‌در زمینه مهندسی ژنتیک چیست؟» اول باید بگوییم «در زمینه مهندسی ژنتیک چند نوع کارِ علمی‌ می‌شود انجام گیرد؟» دسته‌‌بندی انواع کار علمی‌ای که در زمینه مهندسی ژنتیک می‌تواند به طور عرضی و افقی انجام شود بیان شود. هم چنین باید فروع، اجزاء، مراتب و لایه‌های کار علمی ‌که می‌شود در حوزه مهندسی ژنتیک انجام گیرد و نیازمند بررسی فقهی است شناخته شود. و لازم است، فروع قابل فرض را در لایه های زیرین انواع کار علمی‌که در زمینه مهندسی ژنتیک انجام می‌شود مشخص کرده، احکامش را بیان کنیم.
پس بنابراین اول باید بگوییم چند نوع کار علمی‌در مهندسی ژنتیک صورت می‌پذیرد که راجع به آنها سوال فقهی مطرح است و باید در قالب فروعی پاسخ این سوالات را داد. در وهله دوم، باید بگوییم مراتب و اجزاء انواع کار علمی ‌که زمینه مهندسی ژنتیک انجام میگیرد به صورت طولی کدام‌ها هستند که در زمینه آنها پرسش فقهی و شرعی مطرح می‌شود و باید به آنها پاسخ فنی داد.

نکته دوم اینکه خب قهراً باید بگوییم این انواع و فروع و اجزاء دارای چه حکمی ‌از احکام خمسه و احیانااحکام وضعیه هستند. فرض کنید به لحاظ کار علمی ‌در زمینه مهندسی ژنتیک ممکن است کسی در نوع گیاهی و دیگری در نوع حیوانی و سومی‌ در ساحت انسانی کار علمی‌ کند. انواع کارهایی که در عرصه‌های و گونه‌های مختلف علمی ‌می‌شود و لایه‌های فعالیت های علمی‌که صورت می‌پذیرد مهم است. اینکه کار علمی‌ در چند لایه و سطح، صورت می‌پذیرد. در زمنیه مهندسی ژنتیک از کمترین تا بیشترین تصرف و تعدیل در فرآیند کار علمی ‌میتواند در طول هم در زمینه‌های مختلف اتفاق بیفتد. از یک اختلاط و تمزیج عادی دو موجود زنده شروع کنیم، تا به ظاهر اختلاق و آفرینش یک موجود زنده، اینها با هم متفاوت هستند و لایه‌های گوناگون از کار علمی ‌در عرصه و زمینه مهندسی ژنتیک به حساب می‌آیند.
باید ببینیم این انواع، اجزاء، مراتب و لایه‌ها مشمول کدام یک از احکام خمسه تکلیفیه می‌شوند. یا احیاناً مصداق چه نوع حکم وضعی خواهند شد. این موضوع قهراً باید با نگاه به مراتب مبنایی که حکم بر اساس آن صادر می‌شود صورت بندد. به عنوان مثال، اگر احکام خمسه تکلیفیه در اینجا مطرح است، از جواز، استحباب، تا وجوب، از کراهت تا حرمت، به اقتضای چه حالت و وضعیت مفروض در موضوع می‌شود یکی از این احکام خمسه را طرح کرد و گفت حکم به آن داد. در این مرحله باید بگوییم به لحاظ اولی و ذاتاً، این فعل علمی (پژوهش و دانش‌ورزی در قلمرو زیست‌فناوری) ‌جایز ، و مباح، مستحب یاواجب، ، مکروه یا حرام است. یک بار حکم آن فعالیت را ذاتاً در نظر بگیریم و بگوییم حکم اولی و ذاتی آن چیست. بار دیگر، بگوییم عرضیاً، حکم ثانوی هر یک از این انواع و مراتب فعل علمی‌که در این قلمرو صورت می‌بندد چیست. به این ترتیب، ما در واقع، می‌توانیم احکام خمسه تکلیفیه را ناظر به انواع و مراتب کار علمی‌ در زمینه مهندسی ژنتیک بیان کنیم. روشن است که بیان احکام تکلیفیه و نیز احکام وضعیه، باید بر اساس قواعد نظریه، قواعد اخلاقیه و قیمیه ، هم چنین قواعد فقهیه و ادله سمعیه و عقلیه، مورد بررسی قرار گیرد. بسته به اقتضاء آن سه دسته قواعد، و این دو گروه ادله – ادله نقلیه و عقلیه- حکم متناسب مربوط به آن نوع و مرتبه مشخص شود. این اجمال روشی است که ما باید در دستیابی به حکم هرگونه فعالیت علمی ‌طی کنیم و به کار بندیم.
اجمالاً پاره‌ای فروع را فرض کردم که یکی یکی باید آنها را مورد بررسی قرار دهیم.
جواز یا عدم جواز غوررسی در خلقت برای کشف قوانین و سنن حاکم بر آن
اولین فرع و فرضی که در ذیل این فصل قابل طرح است عبارت است از اینکه آیا اصولاً توغل و غوررسی در خلقت برای کشف قوانین و سنن حاکم بر خلقت یا نوعی از مخلوق و اسراری که در خلقت آن نوع از مخلوق زنده (کائنات حیه) وجود دارد جایز است یا نه؟ آیا حق داریم وارد مطالعه شویم تا قوانین حاکم بر حیات یک موجودِ حَیِّ معین را کشف کنیم؟ یا انسان حق ندارد در حریم قوانین حَیَوی و زیستی موجوداتِ زنده ورود کند. به تعبیر مزاح آلودی بگوییم این نوعی فضولی در کار خدا است. ما باید سرمان را پایین بیندازیم و زندگیمان را کنیم. اصولاً اینکه جایز است وارد کشف سنن و قواعد حاکم بر حیات به طور کلی یا در خصوص یک موجود زنده مشخص شویم یا نشویم، اگر جایز باشد آیا مطلقاً جایز است؟ یعنی هرگونه ورود علمی ‌برای کشف سنن و اسرار در هر حدی مجاز است؟ یا تا یک مراتبی مجاز میباشد؟ به تعبیر دیگر، اگر طرفدار جواز شدیم، آیا جواز مطلق یا جواز مشروط و محدود؟ جواز محدود به این معنا که ما تا جایی می‌توانیم پیش رویم، وارد حریم حیات شویم و سنن و اسرار را کشف کنیم. نمی‌توانیم تا نهایت پیش رویم. مثلاً تا حد فهم اینکه اگر دو گیاه با هم پیوند بخورند چه قواعد، سنن و اسراری آنجا وجود دارد. یا اینکه می‌توانیم از این فراتر رویم و وارد مراتب بعدی شویم؟ تا جایی که مثلاً بتوانیم حسب ظاهر ، درختی را بیافرینیم.
پیشتر در فصل مربوط مباحث کلامی‌و الهیاتی گفتیم که این، خلق نیست. آنچه که دانشمندان و فیزیکدانان و احیائیون (زیست شناسان) انجام می‌دهند خلق نیست. بلکه کاربست قوانین و سنن الهی است. دانشمند زیست‌شناس به مثابه مُعدّ و ابزار خدای متعال در اعمال فرآیند زیست فناورانه نقش آفرینی می‌کند. اما فرض کنیم مرحله نهایی این می‌شود که از سلول بنیادی انسان همانندآوری ، استنساخ و مشابه‌سازی کنیم و یک انسان دیگری به عرصه وجود بیاید.
اگر اصلِ این کار جایز است، این جواز تا کجاست؟ یا چون این کار به نحوی دخالت در کار خدا، تصرف در خلقت و ورود در حریم خالق قلمداد می‌شود، اصلا جایز نیست. یا نه، چنانکه در جهت ایجاب و جواز گفتیم، مراحل و مراتبی از چنین فعالیت علمی‌جایز نیست.
این اولین و زیرساختی ترین پرسشی است که مطرح می‌شود.
طبق روال فنی بحث های فقهی، نخست باید به سراغ ادله نقلی برویم. در بین ادله نقلی هم اولاً باید به سراغ «کتاب» و بعد هم سراغ «اخبار» رفت. بعد از آن، احیاناً طبق سیری که در حوزه استنباط طی می‌کنند، اگر «اجماعی» یافتیم به سراغ آن برویم و بعد از آن هم به سراغ «ادله عقلی» برویم.
کتاب
من آیات را دسته‌بندی کردم که به تدریج و هر دسته را مورد اشاره قرار می‌دهیم. البته اجمالا به آنها استدلال می‌کنیم و عبور خواهیم کرد.
دسته‌ای از آیات، عموماتی هستند که به نحو فراگیر و مطلق، انسان را به تحصیل علم تشویق و ترغیب می‌کنند. تحصیل علم در حوزه محسوسات و مادیات، نه مثلا فقط تحصیل علم در حوزه الهیات، فلسفه یا شرعیات. گاه، غایت چنین تحصیل علمی ‌هم مورد تصریح قرار می‌گیرد. مثلاً برای اینکه پِی به اسرار حیات ببریم و عظمت خلقت و آن گاه، عظمت خالق را دریابیم. خطاباتی که انسان را به کشف سنن حاکم بر عالم مادی بر می‌انگیزند.
آیه ۵۳ سوره مبارکه فصلت
«سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَ لَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ» (فصّلت: ۵۳)

آیه می‌فرماید ما آیه ها و نشانه های خود را در افق های گوناگونِ محسوس که می‌تواند در دیدرس و تیررس معرفتی بشر قرار گیرد نشان خواهیم داد. نیز آنچه که در وجود خود انسان‌ها است؛ آیات و علائم مان را در أنفس آنها ارائه خواهیم کرد.
آیا این آیه به این معناست که مجموعه آیات و علائم یعنی همان سنن و اسرار و قوانین و ضوابط حاکم و شگفت و شگرف موجود در آفاق و أنفس برای انسان خواب نما می‌شود و در خواب به آنها ارائه می‌کنیم؟ یا صرفاً به نحو وحیانی به همه آحاد الهام می‌کنیم؟ یا احیاناً به طور فطری به آنها القاء می‌کنیم؟ یا آنها به نحو عقلی و علمی ‌و تجربی با مشاهده این آیات و علائم به اسرار و سننی که در بیرون (آفاق) و درون (انفس) وجود دارد پی می‌برند؟ قهراً این نکته اخیر به معنای همان مطالعه علمی () پژوهش و دانش‌ورزی‌می‌باشد. بنابراین خدای متعال به طور کلی و به لسان اطلاق می‌فرماید ما چنین می‌کنیم که انسان به سنن، اسرار و ظرائف و طرائف حیات و وجود در بیرون و درون هستی خود پی ببرد. از این آیه می‌توان استفاده کرد که انسان اجمالاً حق، بلکه بسته به غایت، تکلیف دارد. بسا بتوان از این آیه، وجوب پاره‌‌‌‌‌‌‌ای از مطالعات علمی ‌آفاقی و أنفسی را به دست آورد. دست کم اینجا جواز به دست می‌آید که خودِ خدای متعال مشوِّق و مرغِّب است. خداوند متعال به مطالعه سنن و اسرار و طرائف و ظرائف آفاقی و أنفسی ترغیب می‌فرماید.
آیه ۳ سوره مبارکه ملک
آیه دیگری که لسان امری دارد آیه ۳ سوره مُلک است:: «الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَّا تَرَی فِی خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَیٰ مِن فُطُورٍ [۳] ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ کَرَّتَیْنِ یَنْقَلِبْ إِلَیْکَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسیرٌ» (الملک:۴- ۳) آیه در خصوص کیهان شناسی است. می‌فرماید خدایی که آسمان های هفتگانه را به صورت طباق، طبقه طبقه و لایه لایه خلق کرد. البته نه به این مفهوم که ما به سهولت می‌توانیم به این طبقات دست پیدا کنیم. ولی اجمالا قرآن کریم می‌فرماید که کیهان چنین است. خدای متعال آسمان را آفرید و در این خلقت الهی تفاوتی نیست. شما در آن عدم انسجام نمی‌بینید. خلل و فشل نمیبینید. می‌پرسد بار دیگر بازنگری کن و چشم را دقیق‌تر بدوز. این می‌تواند اشاره باشد به اینکه نوعی مطالعه تجربی کن. آیا هرگز در هستی و خلقت فطور می‌بینی؟ این استفهام انکاری است و به معنای “نمی‌بینی” می‌باشد، هرگز فطوری در خلقت نمی‌بینی.
این آیه صریحاً اشاره به قواعد و سننی در خلقت کیهان و عالم ماده دارد. اینکه مجموعه این عالم قانون‌مند است. دارای انسجام و فاقد خلل و فشل است. به انسان هم خطاب می‌کند برو مطالعه کن «ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت» تفاوتی ملاحظه نمی‌کنی. عدم انسجام و ناهماهنگی ملاحظه نمی‌کنی. سپس امر می‌فرماید: «فارجع البصر» چندباره مطالعه کن، به نحو حسی مطالعه کن. آیا در آن فطور خواهی دید؟ نمیبینی.
از این آیه این مقدار می‌شود فهمید که مسلماً جایز است که به مطالعه هستی محسوس بپردازیم. اصل این جواز می‌تواند شامل زیست فناوری هم بشود. چون زیست فناوری هم نوعی فعالیت علمی‌قلمداد می‌شود. ما داریم فعلاً به عمومات اشاره می‌کنیم.
آیه ۲۰ سوره مبارکه عنکبوت
آیه دیگری که می‌تواند مورد تمسک قرا گیرد آیه ۲۰ سوره عنکبوت است «قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ۚ ثُمَّ اللَّهُ یُنْشِئُ النَّشْأَهَ الْآخِرَهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ» «قُلْ سیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنْشِئُ النَّشْأَهَ الْآخِرَهَ إِنَّ اللَّهَ عَلی‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ» (عنکبوت: ۲۰) خداوند در حکمی‌همه گیر به پیامبر خطاب می‌فرماید به مردم بگو ( در زمین سیر کنید. قطعا “سیر” با “سفر” تفاوت می‌کند. در سفر، بسا حرکتِ توام با دقت، لحاظ نشده باشد. دقت منظور نشده باشد. ولی این جهت در سیر تعبیه شده و نهفته است. وقتی می‌گوییم «سیر در آفاق» به این معنا نیست که فقط راه برویم یا سوار مرکب شویم و طی طریق کنیم. بلکه در حقیقت یک حرمت توأم با تأمل است. «در زمین سیر کنید و ببینید خدای متعال چگونه خلقت را آغاز فرموده است.» این یعنی مثلاً مانند یک عکاس، که فقط صورت را ثبت و ضبط می‌کند به خلقت نگاه کنید؟ مانند یک عطار فقط در حد خواص گیاهی گیاهان و سایر موجودات، با هستی و حیات مواجه شوید؟ یا عمیق تر از آن است. وقتی بناست ما بفهمیم خلقت چگونه پدید آمده، یعنی به قوانین آن پی ببریم. یعنی سنن آن را کشف کنی.، یعنی به اسرار آن دست پیدا کنیم که این نه تنها جواز ، بلکه امر است «قل سیروا» پیامبر (صلوات الله علیه) مأمور است که به همه بشریت امر کند «قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ۚ ثُمَّ اللَّهُ یُنْشِئُ النَّشْأَهَ الْآخِرَهَ» خدا در عالم آخرت هم خلقت را تجدید خواهد فرمود. همانطور که در این عالم ملاحظه می‌کنید با قوانین پیچیده و طی فرآیندهای شگفت و شگرفی خلقت پدید می‌آید و فرآیندی را طی می‌کند و همه دقیق و سنجیده است و خدای متعال با همه این سنجیدگی و دقت عالم را خلق کرده، همین خدا قادر است که بار دیگر شما را بعد از مرگ احیاء کند و به عرصه و صحنه حیات بیاورد.
از این آیه هم می‌شود بسته به غایت جواز و در بعضی از شرایط وجوب را استنباط کرد. ما فعلاً در مقام بحث از وجوب نیستیم.
این نمونه هایی از آیاتی است که به نحو عام جواز کار علمی ‌و دقت در حیات و هستی را صادر می‌کنند و می‌شود به این عمومات برای اثبات جواز فعالیت در قلمرو مهندسی ژنتیک تمسک کرد.
این دست آیات در قرآن فراوان است. از این قسم، آیات بسیار دیگری هم وجود دارد که الان لازم به ذکر آنها نیست.
در آینده به سراغ دسته‌ای دیگر از آیات می‌رویم که به طور مشخص به مطالعه کائنات حیّۀ معین، مانند انسان، حیوان و نبات اشاره می‌کنند. همینطور جلو خواهیم رفت تا بگوییم انواع فعالیت های علمی‌در قلمرو مهندسی ژنتیک و همینطور مراتب فعالیت علمی‌که در این زمینه میسر است حسب مبانی، قواعد اخلاقیه، قواعد فقهیه، ادله سمعیه و نقلیه دارای چه حکمی‌دارد

دروس آیت الله علی اکبر رشاد در سال تحصیلی جدید

دروس آیت الله علی اکبر رشاد در سال تحصیلی جدید

۱ـ خـارج اصول: مقدمه واجب : روزهای زوج، ساعت ۴۵/۶ دقیقه تا ۳۰/۷ صبح ـ حوزه علمیه امام رضا(ع)، تهران.
۲ـ خـارج فقه زیست فناوری و مهندسی ژنتیک: روزهای فرد، ساعت ۴۵/۶ دقیقه تا ۳۰/۷ صبح ـ حوزه علمیه امام رضا(ع).
۳- آیات الاحکام : چهارشنبه¬ها، ساعت ۱۰ تا ۱۱ صبح ـ حوزه علمیه امام رضا(ع).
۴ـ خـارج فقه السیاسه : پنج‌شنبه¬ها، ساعت ۷ تا ۸:۳۰ صبح ـ موسسه آموزش عالی حوزوی امام رضا(ع)، تهران/ قم.
۵ـ خارج فلسفه اصول : پنج‌شنبه¬ها، ۸:۳۰ تا ۱۰ صبح ـ موسسه آموزش عالی حوزوی امام رضا(ع) تهران و قم.
تذکر: علاقه¬مندان می¬توانند در کلیه دروس به صورت برخط با استفاده از «سامانه بیان» (حوزه آنلاین) یا شبکه «ایشیا» شرکت فرمایند. (روش اتصال به سامانه و شبکه، در پایگاه رسمی استاد، به نشانی …، توضیح داده شده)
ثبت نام تلفنی: شماره تماس: ۳۳۹۲۲۹۲۹ ۰۲۱ آقای زکیخانی .
آغـاز دروس: از اول مهرماه ۱۳۹۹
روابط عمومی حوزه علمیه امام رضا(ع)

پیام تسلیت آیت الله رشاد به مناسبت ارتحال آیت الله حاج شیخ یوسف صانعی

پیام تسلیت آیت الله رشاد به مناسبت ارتحال آیت الله حاج شیخ یوسف صانعی

او از فقیهان نوگرا و متفاوت اندیش روزگار ما بود / ارائه‌ خدمات ارزشمند با تصدی سمتهای قضائی و حقوقی و اجرائی گوناگون.

آیت الله رشاد در این پیام تصریح کرده است که: آن مرحوم از فقیهان نوگرا و متفاوت اندیش روزگار ما بود و بجِدّ دغدغه‌ی عصری‌سازی فقه را داشت، و این مهم را در پذیرش پیش‌انگاره‌ها و هنجارهای عصری و عرفی‌سازی و تصرف در موضوعات احکام جست و جو می‌کرد، هرچند این رویه می‌توانست لوازم و پیاوردهای تامل برانگیزی داشته باشد.

متن این پیام به شرح زیر است:

انا لله و انا الیه راجعون.

رحلت آیت الله حاج شیخ یوسف صانعی (قدّه) را به وابستگان و دلبستگان آن مرحوم صمیمانه تسلیت عرض می کنم. او از شاگردان و شیفتگان حضرت امام خمینی (قدّس سرّه) و مدافعان آرمانهای انقلابی او از پیشکسوتان نهضت اسلامی بشمار بود. پس از پیروزی انقلاب نیز با تصدی سمتهای قضائی و حقوقی و اجرائی مختلف منشا خدمات ارزشمندی شد. آن مرحوم از فقیهان نوگرا و متفاوت اندیش روزگار ما بود و بجِدّ دغدغه‌ی عصری‌سازی فقه را داشت، و این مهم را در پذیرش پیش‌انگاره‌ها و هنجارهای عصری و عرفی‌سازی و تصرف در موضوعات احکام جست و جو می‌کرد، هرچند این رویه می‌توانست لوازم و پیاوردهای تامل برانگیزی داشته باشد.

این عالم پرتلاش سالیان متمادی عهده‌دار تدریس دروس سطوح عالی و کرسی درس خارج فقه در حوزه‌ی علمیه قم بود و شاگردان بسیاری را پرورد.

این­جانب از بارگاه بلند باری برای آن مرحوم رحمت و مغفرت و برای بازماندگان سوگوار خاصه اخوی بزرگوارش جناب آیت الله شیخ حسن صانعی، صبر و اجر مسئلت دارم.

                                                                                  علی ­اکبر رشاد

                                                                ۲۲/۶/۱۳۹۹ مطابق بیست و سوم محرم ۱۴۴۲

پیام تسلیت آیت الله رشاد به مناسبت ارتحال بانوی فاضل و فرهیخته، سرکار خانم دکتر طوبی کرمانی

پیام تسلیت آیت الله رشاد به مناسبت ارتحال بانوی فاضل و فرهیخته، سرکار خانم دکتر طوبی کرمانی

او نمونه‌ی یک بانوی متقی، متعهد، فاضل و فرهیخته‌ی طراز عصر بود.
رئیس شورای حوزه‌های علمیه استان تهران و مؤسس و رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در این پیام تاکید کرده است که: این استاد متعهد و انقلابی از شیفتگان حضرت امام خمینی (قدّس سرّه) و مدافعان آرمانهای انقلابی امامین انقلاب و از زنان پیشکسوت در نهضت اسلامی بشمار بود.
متن پیام آیت الله رشاد بشرح زیر است:

انا لله و انا الیه راجعون.
خبر رحلت بانوی فاضل و فرهیخته، خلیق و خدوم، استاد سرکار خانم دکتر طوبی کرمانی (قدّس الله سرّها) مایه‌ی تاثر و تاسف شدید این‌جانب شد. آن شخصیت پرتلاش و دردمند، در عرصه‌ی علم نافع و عمل صالح منشا‌ آثار و خدمات ارزنده‌ی بسیاری بود. دانشگاه و حوزه، بعثه مقام معظم رهبری و مجمع جهانی تقریب بین مذاهب، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و شورای فرهنگی اجتماعی زنان، کمیسیون بانوان و جوانان مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای خیرین سلامت کشور، شورای سیاستگذاری زنان اهل بیت(ع)، کنفرانس‌ها و مجامع بین المللی ، همه و همه، صحنه‌ها و سنگرهایی بود که این بانوی فرهنگ‌ور و فرهمند در آنها در جهت توسعه‌ی معارف قرآن و ترویج تعالیم اهل‌بیت (ع)، تحکیم مبانی انقلاب و حمایت از نظام اسلامی، خدمات خالص و ماندگار فراوانی ارائه کرد. این استاد متعهد و انقلابی از شیفتگان حضرت امام خمینی (قدّس سرّه) و مدافعان آرمانهای انقلابی امامین انقلاب و از زنان پیشکسوت در نهضت اسلامی بشمار بود.
این کمترین که طی سنوات متمادی وی را از نزدیک می‌شناختم، شهادت می‌دهم که او نمونه‌ی یک بانوی متقی، متعهد، فاضل و فرهیخته‌ی طراز عصر بود.
این¬جانب از بارگاه بلند باری برای آن فقیده سعیده رحمت واسعه‌ی الاهی و حشر با حضرت صدیقه‌ی طاهره (س)، و برای بازماندگان سوگوار خاصه همسر گرامی و دو فرزند بزرگوارش، صبر و اجر مسئلت دارم.
علی¬اکبر رشاد
۲۲/۶/۱۳۹۹ مطابق بیست و سوم محرم ۱۴۴۲

آیین رسمی آغاز سال تحصیلی جدید حوزه های علمیه استان تهران با سخنرانی آیت الله رشاد

آیین رسمی آغاز سال تحصیلی جدید حوزه های علمیه استان تهران با سخنرانی آیت الله رشاد

آیین رسمی افتتاح حوزه های علمیه با سخنرانی مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سبحانی و همچنین با سخنرانی ریاست محترم قوه قضائیه آیت الله رئیسی برگزار گردید.

در این جلسه رئیس و اعضای شورا ،مدیر و معاونین مدیریت حوزه علمیه استان تهران ،جمعی از مسئولین و مدیران مدارس علمیه استان تهران حضور داشتند و به صورت برخط در همه مدارس علمیه استان پخش و همه طلاب استان به صورت مجازی در آن حاضر بودند.

در ابتدای جلسه حجت الاسلام و المسلمین رحیمی صادق مدیر حوزه علمیه تهران گزارشی از فعالیت های این حوزه علمیه و برنامه های سال جدید تحصیلی ارائه کردند.

در ادامه آیت الله رشاد رئیس شورای حوزه علمیه تهران ضمن بیان ورود جدی حوزه علمیه استان تهران به تدوین رشته های مختلف فقه نظام ساز ابراز داشت : حوزه علمیه استان تهران تمام قد در خدمت نظام اسلامی است.

در ادامه جلسه رئیس محترم قوه قضائیه به ایراد سخنرانی پرداختند .ایشان به روز بودن حوزه های علمیه را از ضروریات حوزه دانستند.

در پایان با حضور رئیس محترم قوه قضائیه و علمای حاضر در این مراسم از سامانه برخط آموزش مجازی حوزه علمیه استان تهران ( بیان ) رسماً رونمایی شد.

حضورافتخاری آیت الله علی اکبر رشاد در مسابقه بین المللی جایزه بزرگ شعر سال

حضورافتخاری آیت الله علی اکبر رشاد در مسابقه بین المللی جایزه بزرگ شعر سال

آیت الله رشاد که خود از شاعران برجسته و صاحب نام کشور هستند و کتاب شعری هم از ایشان با عنوان تماشای جمال منتشر شده است با ارسال یکی از اشعار شان در مورد امام حسین علیه السلام با عنوان دشت مست در مسابقه ای که به نام نامی ابا عبدالله علیه السلام برگزار شده است شرکت کرد.

رئیس حوزه علمیه تهران در یاد داشتی یاد آور شده اند که این شعر را در کربلا سروده اند و صرفا جهت تیمن و تبرک به نام حضرت سید الشهدا و رونق بخشیدن به این حماسه ادبی و تعظیم شعائر اسلامی شرکت میکند.
سراینده شعر سپید تلویحات و رئیس پژوهشگاه اندیشه اسلامی مشارکت در حرکتی که بنام ابا عبدالله شکل گرفته را یک افتخار و وظیفه دینی دانست و از همه شاعران فارسی زبان جهان برای شرکت فعال در این مسابقه دعوت بعمل آورد.

شاعر پیشکسوت و صاحب سبک حوزوی برگزاری این مسابقه را نقطه عطفی در تاریخ ادبیات ایران دانست و برای تحقق اهداف این مسابقه بین المللی بزرگ آرزوی موفقیت کرد.

دبیر مسابقه بین المللی جایزه بزرگ سال اعلام کرد: شاعران بسیار بزرگی برای شرکت در مسابقه اعلام آمادگی کرده اند و سیاست مسابقه عدم اعلام اسامی شرکت کنندگان است، اما در تماسی که با حضرت آیت الله رشاد برقرار شد از ایشان برای اعلام شرکت ایشان کسب اجازه شد و ایشان فرمودند: از آغاز فعالیت ادبی تا کنون در هیچ مسابقه ای شرکت نکرده ام اما خواستم اسم من به عنوان یکی از ذاکرین ابا عبدالله در لیست شاعران آنحضرت ثبت شود.

شاعران صاحب نام دیگر کشور نیز اگر مایل هستن در این حماسه ادبی نقش آفرین باشند میتوانند موافقت شان را برای شرکت تیمنی در مسابقه اعلام کنند.

دبیر خانه مسابقه بین المللی جایزه بزرگ شعر سال.

به ابر گروه جایزه بزرگ شعر سال بپیوندید:

https://t.me/joinchat/Bk4guRmTthDuqXl-hiGJQA