اولویت نظام‌پردازی فقهی، مطابق اقتضائات اجتماعی ـ سیاسی عصری

اولویت نظام‌پردازی فقهی، مطابق اقتضائات اجتماعی ـ سیاسی عصری

در پی انتصاب آیت‌الله حاج سیدعلیرضا حائری از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی به سمت ریاست مرکز دائره المعارف فقه اهل بیت(س)، آیت‌الله رشاد، طی پیامی این انتصاب را به ایشان تبریک گفت.

رئیس شورای حوزه‌های علمیه‌ استان تهران و مؤسس و رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در این پیام، بر آمادگی حوزه‌های علمیه تهران و نیز واحدهای علمی پژوهشگاه فرهنک و اندیشه‌ی اسلامی برای همکاری در زمینه نظام‌پردازی فقهی بر حسب اقتضائات عصری و رفع نیازمندیهای نظام جمهوری اسلامی تاکید کرده است.

بهره‌گیری از نظرات افق‌گشای فقیه متفکر و اصولی مبتکر، صدر الشهداء آیت‌الله سیدمحمدباقر صدر(قدّه)، که مع الاسف چندان که باید مورد توجه کافی قرار نگرفته است، دیگر نکته مورد تاکید در این پیام است.

متن پیام آیت‌الله رشاد به شرح زیر است:

حضرت آیت‌الله حاج سیدعلیرضا حائری (مازال موفقاً)

ریاست مکرم مرکز دائره المعارف فقه اهل بیت(س).

سلام‌ الله علیکم

اکنون که مشیت مبارک نیابت عامه­ی حضرت بقیه الله الأعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء)، آیت‌الله العظمی خامنه­ ای (دام ظله الوارف)، بر تفویض امر تدبیر شئون مرکز مهم دائره المعارف فقه اهل بیت(سلام الله علیهم) به کف با کفایت حضرت مستطاب عالی تعلق گرفته است، ضمن ابراز خرسندی از این اتفاق نورانی، حسن اعتماد و انتخاب معظم‌له را به آن برادر فاضل و فرهیخته متواضعانه تبریک عرض می­کنم.

بی‌شک با توکل به ساحت سبحانی و توسل به ذیل عنایات اهل بیت(س)، و در سایه‌­ی تدابیر کارگشا و مراتب فضل و سوابق علمی ارزشمند خویش، این فرصت فرخنده را به مجالی مغتنم برای تقویت و ارتقاء این مرکز علمی فقهی معتبر و موفق تبدیل خواهید فرمود.

چنان که انتظار می‌رود: نظام‌پردازی فقهی و صورت‌بندی فقه غنی و قویم شیعه را، که میراث هزارساله‌ی سلف صالح است، حسب اقتضائات اجتماعی ـ سیاسی عصری، خاصه در جهت تامین نیازمندی‌های نظام مقدس جمهوری اسلامی، در اولویت اقدامات آن مرکز قرار خواهید داد. نظرات افق‌گشای فقیه متفکر و اصولی مبتکر، صدر الشهداء آیت‌الله سیدمحمدباقر صدر(قدّه)، که جناب عالی از تلامذه آن بزرگ بشمارید، سرمایه‌ی عظیمی برای این مقصود قلمداد می‌شود اما مع الاسف چندان که باید هنوز مورد توجه کافی قرار نگرفته است.

اینک به عنوان خادم حوزه­ ی عریق عاصمه­‌ی ام القرای اسلام، به اقتضای ارادت قدیم، و به حکم تکلیف شرعی و تعلقات صنفی، بدین­وسیله آمادگی ارکان حوزه­ ی علمیه­‌ی تهران و نیز گروه‌های علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی را، برای هرگونه مساعدت و معاضدت با آن جناب در راستای تحقق رهنمودها و تدابیر رهبری فرهمند و فرزانه‌ی انقلاب اسلامی اعلام می­دارم.

با اغتنام فرصت، خدمات و خاطره­ ی فقیه نواندیش، شاگرد برجسته‌ی شهید صدر(قدّس سرّهما) و یار باوفای رهبر معظم انقلاب اسلامی، مرحوم آیت‌الله هاشمی شاهرودی را گرامی داشته، از بارگاه باری برای آن راحل رستگار رحمت و مغفرت مسئلت می­کنم.

علی‌اکبر رشاد

رئیس شورای حوزه‌­های علمیه­‌ی استان تهران

چهارم رمضان المبارک ۱۴۴۰/بیستم اردیبهشت هزارو سیصد و نود و هشت

آیت‌الله رشاد: طلاب از ابتدای طلبگی مجتهد تربیت شوند

آیت‌الله رشاد: طلاب از ابتدای طلبگی مجتهد تربیت شوند

 آیت‌الله علی‌اکبر رشاد رئیس و موسس پژوهشگاه در همایش یک روزه «به سوی اجتهاد» که در محل دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی برگزار شد، با اشاره به تفاوت میان حوزه و دانشگاه در زمینه تحصیل، ابراز کرد: در حوزه علمیه، مدت و مدرک تعیین نمی‌شود، بلکه اجتهاد هدف نهایی تحصیل علمی است که پیش روی طلبه قرار می‌گیرد.

رئیس و موسس پژوهشگاه افزود: با توجه به دوره های درسی سلف صالح به نظر می‌رسد که در گذشته این گونه بوده که تحقق ملکه اجتهاد به سرعت دست یافتنی و آثار آنان اجتهادی و نوپردازانه بوده است.

تولیت حوزه علمیه امام رضا(ع) تهران از اثرگذاری آثار علمایی مانند مرحوم شیخ انصاری گفت و یادآور شد: ایشان فروع بسیاری را در «مبسوط» آورد که نقطه عطفی تکرار ناپذیر در تاریخ فقه است که تا کنون نداشته‌ایم. مطالب و یادداشت‌های مرحوم صاحب جواهر نیز که در قالب کتاب ارائه شده‌است، از آثار دیگر ارزشمند علمای حوزه است.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه فراموش‌شدن یا از میان رفتن سنت‌های تاریخی در فقه و اصول و دروس حوزه علمیه موجب شده که امروزه دست یافتن به اجتهاد را سخت بدانند، توجه به مبانی در گذشته را عامل رشد و اجتهاد محوری دانست و غفلت از آن مانند توجه نکردن به علم کلام را از دلایل ضعف در این عرصه عنوان کرد.

وی با اشاره به اینکه همه اصول بر همه کلام مبتنی است، گفت:‌ امروز نگاه فرانگر به علم رایج است که این نگاه معرفت‌شناسانه به همه پدیده ها از دوره کانت ایجاد شد و در کشور ما نیز فلسفه‌های خاص که وجه معرفت شناسی دارد، رشد کرده است و از این رو، به نظر می‌رسد اهتمام نسبت به پیوند زدن قواعد اصول به این مبانی و مبادی لازم است.

آیت‌الله رشاد با بیان اینکه این امر موجب مسلط شدن طلبه به علم می‌شود، اظهار کرد: اگر به مبانی اهتمام نشود، بنای انسان بر مباحث دیگران قرار می‌گیرد و فرد بر اساس آن اهتمام می‌ورزد و به رای سایرین اعتماد می‌کند.

رئیس و موسس پژوهشگاه افزود: باید حوزه علمیه در عرصه مبانی برنامه‌ریزی کند و از همین رو می‌بایست به فلسفه، اصول و فقه به صورتی عمیق‌تر پرداخت.

وی توضیح داد: امروز به فلسفه دین نیاز داریم و فقه به این مبانی نیاز دارد و علوم انسانی نیز به فقه که بخش عمده سبک زندگی انسان و مناسبات مسلمانان را تنظیم می‌کند، محتاج است.

رئیس شورای حوزه علمیه تهران افزود: سبک زندگی، حاق و واقعیت تمدن است و غرب می‌خواهد سبک زندگی خود را به سایر جهان منتقل کند، بنابراین اگر این سبک در جامعه به فرهنگ تبدیل شود، هویت ما را می‌سازد و ما یک ایرانی غربی می‌شویم. یعنی لازم نیست کسی با هزینه زیاد و وجود بی‌فایده در غرب زندگی کند، بلکه پذیرش سبک زندگی در داخل کشور کافی است و هزینه‌ای نیز ندارد.

وی با اشاره به اینکه فقه با رویکرد فردی برای احکام فرد انسان، فقه اجتماعی مربوط به احکام جامعه و در مرتبه بالاتر، فقه فرهنگ‌ساز که فقه‌الحضاره نام دارد، به طور طبیعی در طول یکدیگر هستند، اظهار کرد: انسان موجودی اجتماعی است و شریعت می‌بایست این زندگی را تبیین کند و حکومت نیز زمینه‌ای برای ایجاد فرهنگ است. انقلاب اسلامی نیز بر همین اساس یعنی از فردپروری به حکومت اسلامی رسید و این امر نیز مقدمه تمدن‌سازی است که این نگاه، همان فهم جامع، دقیق و فرانگر به فقه می‌باشد.

رئیس و موسس پژوهشگاه اضافه کرد: باید علوم انسانی اسلامی ایجاد شود؛ زیرا علوم اسلامی به ما موضوع‌شناسی می‌دهد و وقتی فهم موضوعی مانند اقتصاد را داشته باشیم، می‌توان فقه اقتصاد اسلامی را بیان کرد.

وی در ادامه به سهم طلبه در تحصیل اشاره کرد و با اذعان بر اینکه این سهم در حال حاضر حذف شده است، توضیح داد: طلبه در درس خواندن باید زحمت بکشد، اما تلخیص، ترجمه و … موجب می‌شود که او بدون زحمت درس بخواند، در نتیجه مجتهد نمی‌شود.

آیت‌االه رشاد با بیان اینکه با رایج شدن کتاب‌ها و روش‌های جدید، سهم طلبه در تحصیل صفر شده و در حالی که ادبیات عرب نماد درس حوزه علمیه بوده است، امروز متون به صورت ترجمه در دسترس است، اذعان کرد: خسارت آثار سوء ترجمه‌ها و تلخیص‌ها به گونه‌ای است که اگر من در مقام و شان فتوا بودم، به طور قطع ترجمه کتاب‌ها را برای حوزه علمیه حرام اعلام می‌کردم.

تولیت حوزه علمیه امام رضا(ع) تهران، تعطیلی زیاد دروس را خسارتی برای حوزه دانست، اظهار کرد: اگر نسلی که در گذشته با زحمت درس خوانده است، نباشد و نسل امروز نیز با استفاده از متون ترجمه تحصیل کند و سر کار بیاید، برای آینده حوزه فاجعه در راه خواهد بود.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی اظهار کرد: سبک درسی باید مانند شیوه مرحوم میرزا به طور اجتهادی و تحقیق وار باشد تا همان طور که از کرسی درس او افراد بسیاری به عنوان مجتهد تربیت شدند، طلاب مجتهد زیادی فعالیت علمی کنند.

وی، قاعده‌سازی برای محاسبه رشد و سنجش مراحل اجتهاد برای هر فرد را لازم دانست و گفت: مرحله‌گذاری و ایجاد قواعدی برای سنجش یک طلبه در عرصه اجتهاد موجب می‌شود که بتوان فهمید که او اصول و فقه را در دوره سطح تا چه حدی آموخته و در چه مرحله‌ای از یادگیری است و در مقطع خارج که باید پژوهش‌وار کار کند، در چه مرحله‌ای هست.

آیت‌الله رشاد افزود: مرحله‌بندی و سنجش سطح علمی لازمه کار در مسیر طلبگی و اجتهاد است که به نوعی معرفت‌شناسی برای فرد نیز محسوب می‌شود.

رئیس شورای حوزه علمیه تهران به جمع‌بندی مطالب خود پرداخت و ایراد کرد: حیث معرفتی یک سری علوم را رها کرده‌ایم که باید احیا و یا ایجاد کرد و طلبه نیز باید مشارکت، زحمت و مشق اجتهاد کند و مطالب را استدلالی بیاموزد نه اینکه طوطی وار یاد بگیرد.

رئیس و موسس پژوهشگاه با تاکید بر اینکه لباس طلبگی یونیفرم کار نیست، بلکه هویت یک طلبه است، اظهار کرد: او باید از ابتدای طلبگی مجتهد تربیت شود و از صرف تا فقه و اصول را استدلالی بیاموزد نه اینکه متون را طوطی‌وار یاد بگیرد.

آیت‌الله رشاد: گاهی ظاهر سمت‌های مادی سود است اما عین خسارت است

آیت‌الله رشاد: گاهی ظاهر سمت‌های مادی سود است اما عین خسارت است

آیت‌الله علی‌اکبر رشاد رئیس و موسس پژوهشگاه در جلسه درس اخلاق پنجم اردیبهشت ماه ۹۸ مدرسه علمیه امام رضا(ع) با اشاره به فقراتی از فرمایشات امیرمومنان امام علی(ع)، گفت: حضرت می‌فرمایند اهل تقوا و متقین دنیاگریز هستند از نعمات، مواهب، مقامات و موقعیت‌های دنیوی گریزان هستند.

رئیس شورای سیاست‌گذاری حوزه‌های علمیه افزود: خداوند بازار و تجارت پرسودی را برای آنها فراهم کرده است اما آنها نسبت به آن بی‌اعتنا هستند.

آیت‌الله رشاد با اشاره به سوره والعصر و آیه «ان الانسان لفی خسر» عنوان کرد: بسیاری از انسان‌ها در دنیا در حال زیان هستند، در واقع انسان بدون اینکه چیزی از شغل یا اموال خود را دست بدهد ارزش عمر، نعمات و مواهبی را که از آن برخوردار است را از دست می‌دهد.

وی با اشاره به مثالی، اظهار کرد: وقتی دانه گندمی در خاک قرار گیرد و رشد کند به ۷۰ یا ۷۰۰ دانه تبدیل شود سود کرده است اما اگر گندم در ظرفی بماند اگرچه رشد نمی‌کند اما به مرور زمان پوسیده شده و از بین خواهد رفت ارزشی نخواهد داشت در این صورت ضرر کرده است بشر هم چنین حالتی دارد اگر کاری انجام ندهد ضرر کرده است.

وی افزود: خداوند به ما استعداد و انرژی فراوان داده که در یک روز می‌توانیم کلی حال معنوی به دست آوریم اگر از آن استفاده نکنیم ضرر کردیم، بشر یا سود یا ضرر می‌کند اگر سود نکند ضرر کرده است.

آیت‌الله علی‌اکبر رشاد با بیان ایکه سود معنوی سود متعالی و اصلی است، گفت: برخی سودها خسارت است تحصیل فلان مقام، ثروت یا موقعیت را باید بررسی کرد که آیا به نفع ما است یا نه؛ آیا این موارد به معنویت و دینداری ما ضرر نمی‌زند اگر به دینداری و معنویت ما صدمه بزند سود نکردیم.

رئیس و موسس پژوهشگاه افزود: اینکه یک شخص یک میلیارد پول به دست آورد به بهای اینکه حق دیگران را تضیع کند او سود نکرده است، گاهی ظاهر سمت‌های مادی سود است در حالی که عین خسارت است، برخی گناهان برای برخی ممکن نیست که انجام دهند که خوشا به حال آنان، کارمندی که نمی‌تواند همچون وزیر اختلاس کند او آسوده‌تر است چرا که در معرض جهنم قرار نمی‌گیرد.

وی با بیان اینکه علما و بزرگان ما حتی از مقامات معنوی هم گریزان بودند، یعنی همواره دنبال این بودند کسی که اصلح از دیگری است به عنوان مرجع جامعه شیعیان جلودار باشد، اظهار کرد: برخی نظیر آیت‌الله مرعشی، امام راحل(ره) و آیت‌الله گلپایگانی در معرض مرجعیت بودند اما پای درس آیت الله بروجردی می‌نشستند و دنبال جایگاه و مقامات نبودند؛ کسی که با حس جاه طلبی دنبال مرجعیت باشد او مرجع نیست.

آیت‌الله رشاد با بیان اینکه صرفا در جبهه جنگ اسیر شدن بد نیست بلکه اسارت در جبهه هوای نفس بدتر است، خاطرنشان کرد: مجاهد نفس در مبارزه با نفس خود حاضر است جان خود را از دست بدهد اما اسیر هوای نفس و مادیات نشود، همه موقعیت و دارای خود را از دست می دهد که اسیر نشود.

پیام تبریک آیت‌الله رشاد خطاب به سردار سرلشگر پاسدار عزیز جعفری

پیام تبریک آیت‌الله رشاد خطاب به سردار سرلشگر پاسدار عزیز جعفری

 آیت‌الله علی‌اکبر رشاد مؤسس و ریاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و رییس شورای حوزه‌های علمیه استان تهران، طی پیامی از خدمات سردار سرلشگر پاسدار جعفری قدردانی و انتصاب وی را به مسؤولیت قرارگاه فرهنگی اجتماعی بقیه‌الله (عج) تبریک گفت. وی در این پیام برای سردار جعفری توفیقات شایان و نمایانی را در سنگر خطیر جبهه‌ی جنگ نرم آرزو کرد.

متن پیام ایشان به شرح زیر است:

حضرت مستطاب سردار سرلشگر پاسدار عزیز جعفری- مازال موفقاً.
مسؤول قرارگاه فرهنگی اجتماعی بقیه الله (ارواحنا فداه) .
سلام ‌الله علیکم.

خدمات ارزنده‌ی آن برادر مجاهد و انقلابی در سنگرگاه‌های مختلف انقلاب و دفاع، خاصه دوره‌ی درخشان فرماندهی کلّ سپاه، هرگز از حافظه‌ی قدرشناسی ملت وفادار زدوده نخواهد شد. اینک که حسب علاقه‌ی جناب‌عالی و به حکم زعیم حکیم امت و رهبر فرهیخته‌ی انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (دام ظله الوارف)، به سنگر خطیر جبهه‌ی جنگ نرم انتقال یافته‌اید، امید می‌رود همچون گذشته، گام‌های شایانی و نمایانی در جهت صیانت از آرمان‌های انقلاب و تحقق رهنمودهای راهبردی معظم‌له بردارید.
اینجانب ضمن قدرشناسی از خدمات ارزشمند پیشین و عرض تهنیت به‌ مناسبت این انتصاب شایسته، از صمیم قلب، از بارگاه بلند باری برای شما سلامت و سعادت و سرفرازی مسألت می‌کنم.

علی‌اکبر رشاد ۲، ۲، ۹۸

پیام تبریک آیت‌الله رشاد خطاب به سردار سرلشگر پاسدار حسین سلامی

پیام تبریک آیت‌الله رشاد خطاب به سردار سرلشگر پاسدار حسین سلامی

درپی انتصاب سردار سرلشگر پاسدار حسین سلامی به عنوان فرمانده کلّ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله علی‌اکبر رشاد رئیس و موسس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و رییس شورای حوزه‌های علمیه‌ی استان تهران در پیامی انتصاب ایشان را تبریک گفتند.

متن پیام ایشان بدین شرح است:

حضرت مستطاب سردار سرلشگر پاسدار حسین سلامی- مازال موفقاً.
فرمانده کلّ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی .
سلام ‌الله علیکم.

برازندگی شولای اعتماد نیابت عامه‌ی حضرت بقیه الله (عج) و فرماندهی کل قوی را بر قامت برومند آن برادر مجاهد و فکور مبارک باد می‌گویم، و از صمیم قلب، از بارگاه بلند باری برای شما سلامت و سعادت و سرفرازی مسألت می‌کنم.
تقارن این انتصاب شایسته با اعیاد شعبانیه، خاصه میلاد منور حضرت سیدالشهداء (ع) و سالگشت تاسیس نهاد انقلابی، جهادی و مردمی سپاه و همزمان با رفتار نابخردانه‌ی رییس جمهور بی‌خرد آمریکای جبار غدار، بسیار معنی‌دار است. رجاء واثق دارم که در سایه‌ی الطاف رحمانی و عنایات خاصه‌ی حجت حاضر حق(عج) و اندیشه و اراده‌ی انقلابی خویش و همکاران مجاهدتان، تدابیر کارسازی در جهت ارتقاء اقتدار و توانایی‌های دفاعی امنیتی کشور و تقویت سپاه سربلند که نهاد رکنی دفاع و امنیت میهن ماست، در مقابله با تهدیدات روزافزون دشمنان، و گسترش و ژرفایش بصیرت انقلابی و روحیه‌ی ولایی در آحاد آن نهاد، و تحقق رهنمودهای راهبردی زعیم حکیم امت و فرماندهی شجاع و بصیر حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای (دام ظله الوارف)، موفق خواهید بود.

علی‌اکبر رشاد ۲، ۲، ۹۸

امروز کلیشه‌ای اندیشی بزرگترین آفت نظریه‌پردازی و نوآوری است

امروز کلیشه‌ای اندیشی بزرگترین آفت نظریه‌پردازی و نوآوری است

به گزارش اداره روابط عمومی و اطلاع رسانی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،‌ در راستای تحقق منویات مقام معظم رهبری در بسط و توسعه کرسی‌های آزاداندیشی و نظریه پردازی، سومین کنگره «کرسی‌های نظریه پردازی، نقد و مناظره در چهل سالگی انقلاب اسلامی» با حضور و سخنرانی آیت‌الله علی‌اکبر رشاد رئیس هیات حمایت از کرسی‌های نظریه پردازی و رییس و موسس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، صبح امروز دوشنبه مورخ ۲۰ اسفندماه جاری برگزار شد.

یک دهه طول کشید تا جامعه دانشگاهی و حوزوی ما بپذیرد که این نهاد، نهادی انقلابی و بی‌طرف است

آیت‌الله علی‌اکبر رشاد ضمن تبریک ایام و اعیاد پیش روی و تشکر از مدیریت، ریاست هیات امنا و هیات موسس دانشگاه آزاد اسلامی و دست‌اندرکاران همایش و همچنین خیر مقدم به اساتید حاضر گفت: به هرحال محتوا قبضه‌ی اساتیدی است که صاحب نظر بوده و جسارت نظریه‌پردازی، شهامت نقد و قدرت ارائه آراء و نقدهای خود را داشته و با صفا، تواضع و فروتنی خود را در معرض نقد ناقدان و داوری داوران قرار داده‌اند؛ بنده از یکان یکان ایشان تشکر می‌کنم.

وی افزود: باید از مجموعه تشکیلات دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی که طی سنوات پیگیر برنامه‌ها و وظایف این نهاد بودند. نهادی که بیش از یک دهه زمان برده تا در جامعه نخبگانی و دانشگاهی و حوزوی پذیرفته شود و این با هزار و یک توهم و تهمت روبرو بود که این دستگاه با چه انگیزه‌ای به وجود آمده است. بنده تصور میکنم که تقریبا یک دهه طول کشید تا جامعه دانشگاهی و حوزوی ما بپذیرد که این نهاد نهادی انقلابی، علمی و بی‌طرفی است و عملاً تجربه برگزاری صدها کرسی این واقعیت را به اثبات رساند.

صبوری، شکیبایی و سعه صدر باعث مقبولیت این نهاد شد

آیت‌الله رشاد گفت: صبوری، شکیبایی و سعه صدر دوستان باعث شد تا این نهاد مقبولیت خود را پیدا کند. این کاری بزرگ بود که بحمدالله انجام شد.

ایشان ضمن تشکر از حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر خسروپناه گفت: بنده به اسم رییس هستم ولی به راس و به حقیقت جناب آقای خسروپناه این بار را به دوش می‌کشند. شخص ایشان در حالی که جزء نظریه‌پردازان شناخته کشورند، جزء پیش قدمان برگزاری کرسی هستند و از اولین کرسی‌های موفق، کرسی ایشان بود که در حوزه فلسفه برگزار کردند که طی جلسات ممتد و متعدد پذیرفته شد. در واقع ایشان نمونه و الگوی این امر بوده و الان هم کار مدیریت را بر عهده دارند و به رقم اشتغالات علمی و فرهنگی بسیار و نوعاً تصدی مدیریت دستگاه‌های بزرگ علمی، با تعهدی که دارند می‌توانند رونقی به این بخش دهند.

پاسخ رهبر فرهیخته انقلاب دقیق، کارساز و کاربردی بود

رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تصریح کرد: اراده و تصمیم دوستان باعث شد تا این جلسه در این لحظه برگزار شود. بنده یک نکته را عرض خواهم کرد که اگر بگویم عمری است از آن رنج می‌برم، بی‌راه نگفته‌ام. و آن مشکل اصلی و مانع اصلی پیشروی نظریه‌پردازی برای نو آوری در کشور ما و خاصه در علوم انسانی است.

در سال ۱۳۸۱ همان زمانی که فضلای ارجمند و فرهیخته نامه‌ای را به محضر مبارک رهبر فرهیخته و فرزانه و فرهمند انقلاب مبنی بر اینکه موضوع نظریه‌پردازی و نوآوری باید مسولی پیدا کرده و نهادینه شود، نوشتند. همان سالی بود که ایشان همین موضوع را مطرح می‌فرمودند و همین نامه سبب شد که رهبری در فاصله یک یا دو روز این نامه را پاسخ دادند. آن پاسخ دقیق، کارساز و کاملا کاربردی از ناحیه ایشان صادر شد، بنده در سفر حج بودم و همانجا با چن تن از افرادی که نامه را نوشته‌ بودند جلساتی تشکیل شد و مشورت‌هایی انجام پذیرفت و این پیشنهاد که برای ممیزی نظریه‌ها و کسانی که مدعی هستند نظریه‌ جدیدی دارند جایی را سراغ داشته باشند که بتوانند نظریه خود را عرضه کنند و مورد حمایت قرار گیرد و معلوم شود که نظریه است و اگر نظریه است آیا کلان نظریه یا فرانظریه بوده و یا نظریه خرد است. اگر نظریه نیست آیا در حد نظری است و به هر حال جایی لازم است بیرای تشخیص و برای حمایت. به هرحال هر امری در این کشور متولی دارد و این موضوع فاقد متولی است.

وی افزود: در بحث فنی جایی برای ثبت آن وجود دارد، اما اصحاب علوم انسانی و هنر چنین محلی را ندارند. این بحث‌ها همانجا گفته شد و بعد در صحن شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح شد و دوستان استقبال کردند و منتهی شد به تصویب تاسیس نهاد حمایت از کرسی‌های نظریه‌پردازی، نقد و مناظره ویژه علوم انسانی، معارف اسلامی و هنر که البته خود این اسم هم تشریفات است. همان موقع که بنده مشرف بودم ذهنم درگیر شد که مشکل اصلی کجاست. لابد مشکلی اساسی در این کشور وجود دارد که با این مشکل مواجه هستیم. البته نفس مطرح شدن این قضیه، آن نامه و آن پاسخ و بعد پیگیری تاسیس این نهاد نوید روزگار خوشی را می‌داد و خیلی دلپذیر بود که این مساله دغدغه شده است.

بحث نوآوری و نظریه‌پردازی و حمایت از آن جزیی از اساسنامه دستگاه‌ها است

آیت‌الله رشاد ادامه داد: تاملات آن ایام در آن سرزمین مقدس باعث شد که بنده مصاحبه‌ای را انجام دادم و در آن ۴۶ مانع پیشروی نظریه‌پردازی و نوآوری در شش دسته با تعاریف مشخص را معرفی کردم. الان بین آن ۴۶ مانع روانشناختی و انفسی که احیانا در محققین وجود دارد، عدم شهامت، عدم جرات نقد، عدم مرزشکنی و احیانا موانع اخلاقی و موانع آفاقی در حوزه‌ی فرهنگ و مشکلات فرهنگی، موانع سیاسی، موانع سخت افزاری از عناصر نظریه‌پرداز حمایت لازم نمی‌شود.

وی تصریح کرد: بنده همان زمان دیدم دستگاه‌های متعددی نوعا پس از انقلاب و به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی تاسیس شده که در اساسنامه آنها اگر بند اول و ماده اول آن نیست در ماده دوم آن بحث نوآوری و نظریه‌پردازی و حمایت از آن است.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: اما چرا این نظریه‌پردازی اتفاق نمی‌افتد. اهتمام وجود دارد تصمیماتی گرفته شده، قانونگذاران قوانینی را بر آن وضع نموده‌اند و نهادهایی را تاسیس می‌کنند، اما چرا این امر اتفاق نمی‌افتد. مجموعه آن ۴۶ آفت و مانع به اصطلاح به ذهن بنده خطور کرد و در آن مصاحبه بازگو کردم.

فضای دانشگاه ما متاسفانه اسیر کلیشه‌ای اندیشی است

رییس هیات حمایت از کرسی‌های نظریه‌پردازی، نقد و مناظره گفت: بنده می‌خواهم بزرگترین آفت را مورد اشاره قرار دهم. تصور میکنم این مانع مانع مادر بوده و چه بسا اصل بسیاری از موانع دیگر قلمداد شود و آن مانع، مانع کلیشه‌ای اندیشی است. چه در حوزه و چه در دانشگاه.

دانشگاه‌های ما اسیر کلیشه‌ای اندیشی هستند. جمع حاضر همگی استاد هستید و در دانشگاه حضور دارید و موظف به کار علمی هستید. فضای دانشگاه ما متاسفانه اسیر کلیشه‌ای اندیشی است. دانشگاهیان ما متدین، متعهد، انقلابی دلسوز و احیاناً هدفدار هستند و احساس مسولیت می‌کنند، اما غالباً نتوانسته‌اند از زندان کلیشه خارج شوند. یک سلسله ابزارها سنت‌ها عرفیات که خیلی هم جلوه علمی پیدا کرده و گاهی نماد و علامت علم و علمی بودن است، الزامات کلیشه اندیشی اند. مثل اینکه وقتی مقاله ایس را برای مجله عملی پژوهشی ارسال می‌کنید،‌ از جمله دلایلی که کافی است برای رد شدن آن مقاله، نداشتن ارجاع لاتین است. یا می‌گویند که نظریه معروف جهانی را نقد نکرده است و نظریه معروفی را نقد نکرده است که قهراً مجبور می‌شود تا به نظریه داخلیس یا خارجی ارجاع دهد، اما آن که ارجاع ندارد یعنی از خارجی ها گرفته نشده است. این یعنی چرا این مقاله متاثر از یافته‌های فرامرزی و غربی نیست. البته هرچند ممکن است بعضی موارد از این قسم نباشد. مثلا ممکن است کسی بگوید که چرا این نظریه، فلان گفته خارجی را نقد نکرده است که این خوب است و غالباً این موضوع دیده نمی‌شود و می‌گویند که چرا نظریه به گفته و یافته خارجی‌ها مستند نشده است. حتی اگر مشهون از ارجاعات داخلی باشد بازهم بعضی از مجلات مقاله را رد می‌کنند. یا مثلا فرض کنید که اگر کسی مقاله نوشت ولی درisi  ثبت نبود. الان بعضی از دانشگاه‌های ما به رقمی که رهبر معظم انقلاب گفتند ما آثار علمی خود را به بیرون ارجاع ندهیم که دیگران مرجع علمیت و عدم علمیت ما باشند. اشکال ندارد که مقالات ما در مجلات خوب خارجی درج شود، این خوب است اما شرط نکنیم.

برون مرزی بودن ممیز اعتبار تولیدات علمی ما، نوعی کلیشه‌ای اندیشی است

به رقم فرمایشات رهبری شنیده می‌شود که گاه وزارت علوم، بخشنامه کرده و در صحن شورای عالی انقلاب فرهنگی بارها و بارها صریحاً مخالفت شده و تاکید شده که چنین شرطی برای ارتقاء اعضا گذاشته نشود، ولی باز شنیده می‌شود که فلان دانشگاه داخلی معتبر ما گفته‌اند اصلاً مقاله isi وتویی است و اگر کسی این مقاله را نداشت نمی‌تواند ارتقاء پیدا کند. این یک نوع کلیشه اندیشی است. چه بسیار نظریه‌های تاریخ ساز و تحول آفرین که منشا بسیاری از تحولات معرفتی و احیاناً ‌در سایر رشته‌ها نیز شده که حتی یک ارجاع هم نداشته است.

سال ۱۹۶۴ گتلی پرابلوم‎ موضوع خاص معرفت‌شناسی در دو صفحه نوشته شد. نه ارجاعی داشت و نه چیز دیگری. البته این موضع در فلسفه ما پیشتر پاسخ گرفته بود. اما بعد از گذشت نیم قرن همچنان این مقاله، مقاله است و هیچ ارجاعی هم نداشته. بعضی از آقایان مثل آقای دکتر گلشنی می‌گفت که بنده مقاتله دارم که isi نیست ولی افزون بر هزار ارجاع به آن شده است.

اینکه اصرار کنیم مرجع و ممیز اعتبار علمی تولیدات علمی ما بیرون مرزها باشد، نوعی کلیشه‌ای اندیشی است. یا مثلا در تعریف نظریه گفته می‌شود که نظریه آن است که در بیرون مرزها مطرح شده باشد و ارجاعات خارجی بر آن بشود، خارجی‌ها به آن ارجاع دهند، کسی منکر نیست که این حسن است، خیلی خوب است اگر ما حرفی بزنیم که در سطح جهانی دیگران به آن ارجاع دهند این خیلی خوب است اما اینکه ملاک نظریه‌انگاری یک حرف نو این باشد که تا خارجی‌ها ارجاع ندهند ولو اینکه در داخل ارجاع فراوان شده باشد نظریه نیست، یعنی اینکه نظریه را به ماهیست تعریف نمی‌کنیم و به قالب و صورت تعریف می‌کنیم که اینها ملاک‌های کلیشه‌ای اندیشی است.

اجتهاد تقلیدی مشکل اصلی حوزه است

وی افزود: در دانشگاه مبتلا به این بلا و معضل اصلی هستیم و تا زمانی که از زندان کلیشه خارج نشویم و اسیر کلیشه‌ای اندیشی باشیم، پیشرفتی حاصل نخواهد شد.

آیت‌الله رشاد گفت: در حوزه نیز اجتهاد تقلیدی معضل بزرگی است. فرقی میان دانشگاه و حوزه وجود دارد که بنده با صراحت عرض خواهم کرد. من طلبه هستم و با دانشگاه نیز در ارتباطم و تعصب هر دو را دارم و با افتخار اعلام می‌کنم که حوزوی هستم. این را باید بگویم که یک فرق بین حوزه و دانشگاه وجود دارد که مساله وحدت حوزه و دانشگاه اگر می‌توانست این فرق را از میان بردارد هم وحدت حوزه و دانشگاه به معنای کلمه محقق شده بود و هم بسیاری از گره‌ها گشوده میشد و آن فرق این است که در حوزه یک قله تعریف شده به نام اجتهاد، طلبه وقتی داوطلبانه وارد یک مدرسه علمیه می‌شود از همان بدو ورود می‌گوید که می‌خواهم مجتهد شوم. یعنی از اول به او گفته‌اند که تو در حوزه درس می‌خوانی و باید به مقام و قوت نظریه‌پردازی برسی؛ نه اینکه یک نظریه به شکل کلیشه‌ای و فرمولی ارائه کنی، بلکه ملکه اجتهاد باید در تو بوجود آید. یعنی نوآوری باید در وجود تو ملکه شود، اجتهاد ملکه و کلید نفسانی است که باید در تو محقق شود، همیشه نو فکر کنی، قالب شکنی کنی، وقتی درس خارج می‌خوانی از کتاب و مکتب فراتر روی و  در قید این کتاب و آن کتاب نباشی؛ درس خارج اجتهاد ورزی است. این را روبروی کسی که وارد حوزه می‌شود قرار داده‌اند.

اما در دانشگاه آمدیم و گفته‌ایم که می‌خواهیم مهندس، پزشک و … بشویم،‌ بسیاری از چیزهایی که چاره‌ای هم جز آن در دانشگاه نیست. اما از همان آغاز آن نقطه نهایی را پیش روی دانشجو قرار نداده‌ایم. دانشجو باید فکر کند که قرا  است از همه چیز عبور کند، اگر این طور فمکر کرد، آن زمان تولید علم در دانشگاه ما رواج خواهد یافت.

در حوزه یک آفتی نظیر آفت کلیشه‌ای اندیشی در دانشگاه وجود دارد و آن هم این است که گاهی خود این اجتهاد بد معنی می‌شود و اجتهاد تقلیدی انگار می‌شود.

گاهی در حوزه اتفاق می‌افتد که شاگرد در قالب افکار استاد خود گیر می‌کند، همه چیز را اجتهاد می‌کند و فرآیند اصول را طی می‌کند، دستگاه اجتهاد را بدست آورده و دستگاه روش‌شناسی اجتهادی را که علم اصول است فراگرفته ولی گاهی نمی‌تواند از استاد خود عبور کند. گاه استاد در نظر او خیلی عظیم است. یا گاهی یک استاد کل شیخ طوسی پیدا می‌شود که یک قرن و نیم همه محو عظمت او هستند. ملاصدرایی پیدا می‌شود که چهر قرن همه محبوب عظمت او هستند و نمی‌توانند از او عبور کنند و حرف‌های اور ا عمدتا شرح می‌دهند. البته شرح نگاری فلسفه دیگری دارد که الان مجال توضیح آن نیست.

این را می‌گوییم آفت که از استاد عبور نمی‌کند البته فراوان داریم آنکه مکتب استاد را زیر و رو کرد و انقلاب در دانش ایجاد نمود اتفاقا شاگرد آن استاد است. کسانی که علم اصول را متحول کردند، شاگردان اساتید و اصولیون موسس بودند. استاد مووسس بود و شاگرد هم موسس شد یعنی توانست از استاد عبور کند.

ما بزرگترین مانعی که پیش روی داریم از آن ۴۶ مانع و آفتی که به شماری از آنها اشاره کردم، این مانع است که در دانشگاه اسیر کلیشه‌ای اندیشی هستیم و تا زمانی که نتوانیم از آن عبور کنیم چندان امیدی به تحول علمی، تولید علوم انسانی اسلامی در سایر حوزه‌ها نخواهد بود و در حوزه هم اگر گرفتار اجتهاد تقلیدی شویم، بزرگترین مانع در برابر ما قرار گرفته و جلوه‌گری می‌کند.

آیت‌الله رشاد در پایان ضمن اشاره به آمار اعضای هیات‌های علمی سراسر کشور گفت: آیا تعداد ۷۰ هزار عضو علمی سراسر کشور هر کدام یک حرف نوز زده‌اند که بتوانیم ۷۰ هزار حرف نو داشته باشیم. یعنی یک فرد دانشگاهی اگر تنها در طول عمر خود فقط یک حرف نو زده باشد، می‌شود ۷۰ هزار حرف نو که آیا این تعدا حرف نو داریم؟ آیا ۷ هزار حرف نو داریم؟ و آیا ۷۰۰ حرف نو در سراسر کشور ارائه شده یا خیر؟ امروز تنها ۱۶ حرف نو از ۱۵ استاد رونمایی خواهد شد.

والسلام علیکم و رحمه‌الله

انتصاب شما امید تحول در دستگاه قضا را در دلها برانگیخت

انتصاب شما امید تحول در دستگاه قضا را در دلها برانگیخت

آیت الله رشاد رییس شورای حوزه‌های علمیه استان تهران طی پیامی به عنوان تبریک انتصاب آیت‌الله حاج سیدابراهیم رئیسی، بر تحول اساسی در دستگاه قضا و فرایند دادرسی و دادگذاری تاکید کرد.

مؤسس و رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ضمن برشمردن پانزده تحول ضروری که باید در قوه‌ی قضائیه صورت بندد، آمادگی ارکان حوزه‌ی علمیه‌ی تهران و اعضای پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، برای همکاری با ریاست جدید قوه قضائیه را اعلام داشت.

متن پیام تبریک و توصیه‌های آیت‌الله رشاد به شرح زیر است:

صدیق شفیق آیت‌الله حاج سیدابراهیم رئیسی (مازال عزیزاً)

ریاست مکرم قوه‌ی قضائیه‌ی جمهوری اسلامی ایران.

سلام علیکم.

ردای قاضی القضاتی نظام مقدس جمهوری اسلامی، بر بالای برومند آن برادر فاضل فرهیخته مبارک‌باد. خبر اعتماد مقام ولایت امت در سپردن سکان دستگاه دادرسی و دادگذاری کشور، به کف باکفایت شخصیت انقلابی کاردیده، و مدیر پاکدل پاکدستی چون جناب‌عالی، امید به تحول در سراسر و شراشر این قوه‌ی بس خطیر و حساس را در دلها برانگیخت. حق آن است که اکنون حفظ و ارتقای اعتماد ملت به نظام، در گرو جلب اعتماد ملی به روند و فرایند دادرسی و استیفای حقوق مستحقان و استقرار عدالت از سوی دستگاه قضاست؛ و مبدا عزیمت به اصلاح عمده‌ی شؤون و امور کشور در همه‌ی قوا و قضایا، اصلاح این دستگاه معظَم و معظّم است. و این مهم نیز جز به عزم انقلابی و اقدام جهادی میسر نمی‌گردد.

اصلاح ساختار قوه‌ی قضائیه و نزدیک ساختن آن به نظام قضائی اسلام؛ واگذاری شؤون غیرقضائی و شبه‌قضائی به دیگر نهادهای نظام، و مقابله با دخالت سایر دستگاهها در امور قضائی محض؛ بازسازی اساسی نیروی انسانی در همه‌ی ارکان این رکن رکین نظام، و گماردن عناصر امین و انقلابی و کاردان و کارآمد در امور آن؛ کاستن تشریفات زائد و عدالت‌کش و ناراضی‌تراش؛ قانونزدایی، سهل، سریع و ساده‌سازی فرایند دادرسی؛ ایجاد ثبات در مقررات و رویه‌های قضائی، به حداقل رساندن تغییرات قوانین مربوط؛ تاکید بر بی‌طرفی قضات و برخورد با رفتارهای سلیقه‌ای و احیانا سیاسی مبادی امور در روند قضا؛ کاستن از جرم‌انگاری، مقابله با زمینه‌ها و علل جرم‌ به جای سرگرم و  دلگرو بودن به مبارزه با ظواهر و معالیل‌، مواجهه‌ی اخلاقی با جرم و مجرم بیش و پیش از اصرار بر برخوردهای بیروح حقوقی، زندان‌زدایی (که در شرعیت حبس در موارد غیرمنصوص، بمثابه نوعی مجازات مجرمان، محل تامل جدی است، و عملا نیز منشا مفاسد و مضرات جبران‌ناپذیر بیشماری است)، اصرار بر استقلال قوه‌ی قضائیه علاوه بر استقلال قضات؛ و سرانجام این که: التزام به لوازم اولویت مبارزه بی‌امان و بی‌محابا با مفاسد، خاصه فساد اقتصادی و اداری، همه و همه، آرزوها و آرمانهایی است که مردم مؤمن و نجیب و ایثارگر، توقع دارند سکاندار کارآزموده و انقلابی کشتی امنیت و عدالت، بدانها جامه‌ی تحقق بپوشاند.

فرصت مغتنم داشته، از باب وظیفه‌ی شهروندی و طلبگی، از یک دهه تدبیر و تلاش متفکر متعمّق، اصولی نواندیش، عالم انقلابی، برادر بزرگوار حضرت آیت الله حاج شیخ صادق آملی لاریجانی (زید عزه) در اداره‌ی قوه‌ی قضائیه‌‌ی جمهوری اسلامی، قدردانی می‌کنم.

ارکان حوزه‌ی علمیه‌ی عریق و عظیم تهران و اعضای پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، در راستای انجام تکلیف دینی انقلابی، مستعد کمال همکاری با آن جناب برای تحقق آنچه بدانها اشاره رفت هستند. و السلام علی من اتبع الهدی.

علی اکبر رشاد

۱۹/ ۱۲/ ۱۳۹۷، مطابق سوم رجب المرجب ۱۴۴۰

کتاب درباره علم دینی

کتاب درباره علم دینی

مباحث محوری فلسفه­ ی علم دینی

فلسفه‌ی علم دینی، به تبیین مباحثی همچون عنوانهای زیر می‌پردازد: «ماهیت» و «معیار» علم دینی (تفاوت علم دینی و علم سکولار)، «امکان تصوری» (معناداری عنوان علم دینی) و «امکان تصدیقی» (تحقق خارجی) آن، «مبانی/مبادی» هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی، ارزش‌شناختی، و… علم دینی، «منابع/ مصادر» و «روش‌شناسی» علم دینی، «موضوع»، «مسائل»، «قلمرو»، «غایت و کارکردها»ی علم دینی، «هندسه‌ی معرفتی» علم دینی ، «فرایند تکوّن و تکامل» علم دینی، عوامل دخیل در تحوّل علم دینی (نظریه‌ی تحول علم)، وحدت و تکثر علم دینی، طبقه‌بندی علوم دینی، نسبت و مناسبات علم دینی با دیگر اضلاع هندسه‌ی دین و ….

کتاب حاضر، اثری است در فلسفه­ی علم دینی این کتاب را، از آن جهت که به بخش عمده‌ی مباحث فلسفه‌ی علم دینی ـ هرچند در بخشی زا مباحث به­طرز کوتاه و گذرا ـ پرداخته است، می‌توان اثری در زمینه­ی فلسفه‌ی علم دینی قلمداد کرد.

علم دینی یک ضلع از اضلاع/ساحات چهارگانه­ی معرفت دینی است. معرفت دینی، عبارت است از «محصَّل سعی موّجه برای کشف/فهم دین و داده‌های دینی». از این رو فلسفه‌ی علم دینی نیز یکی از شاخه‌های فلسفه‌ی معرفت دینی به شمار می­رود. فلسفه‌ی معرفت دینی، عبارت است از: «دانش مطالعه‌ی فرانگر ـ عقلانی احکام کلی معرفت حاصل از سعی موّجه برای کشف/فهم دین و داده‌های دینی». فلسفه‌ی علم کلام دینی، فلسفه‌ی علم اخلاق دینی، فلسفه‌ی علم احکام دینی (فقه)، شاخه‌های دیگر فلسفه‌ی معرفت دینی‌اند. فلسفه‌ی معرفت دینی (و در ذیل آن فلسفه‌ی علم دینی) از زمره‌ی فلسفه‌های مضاف به معرفت‌هاست.[۱]

موضوعات فصول کتاب

کتاب از پنج فصل و یک پیوست صورت بسته است: فصل نخست، به پاسخگویی درباره­ی چهارده «چالش ـ پرسش» در زمینه‌ی «امکان»، «روایی»، «سودمندی» و «بایستگی» علم دینی، پرداخته است. پاسخ شایسته یافتن این چهار پرسانه، پیش‌شرط معقولیت و روایی سخن گفتن از علم دینی‌ است؛ و از آن‌جا که حتا پیش از بحث از «پیش‌انگاره‌های» علم دینی، این پرسانه‌ها باید بررسی شده پاسخ درخور یابند، از آنها به «پیشاپیش‌انگاره‌‌های» (ماقبل المبادی) علم دینی تعبیر کرده‌ایم.

در فصل دوم، که در چهل بند سامان گرفته است، ارکان و اجزاء نظریه‌ی مختار راقم در زمینه‌ی علم دینی و مختصات عمده‌ی آن تبیین شده است؛ به نظر این کمین، علم دینی از لحاظ منابع، «کثرت‌گرا» و «آمیخت‌ساختگان»؛ از حیث معرفت‌شناسی، «واقع‌گرا» و «واقع‌نما»؛ از نظر منطق و فرایند تولید، «دیالکتیک ـ دینامیکال» (هم‌افزا و پیوسته پویا)؛ از جنبه‌ی سنجش‌وری «آزمون‌پذیر» و تصحیح‌شونده؛ از نقطه‌نظر ارزشی «اخلاق‌مدار» و «غیربحران‌زا» ست. و نیز علم دینی مورد نظر راقم، هرچند به لحاظ گزاره‌ها ممکن است خطاپذیر باشد (احتمال خطا در آنها منتفی نیست)، اما به جهت اصابت حد اکثری و به اعتبار قداست منابع، مبانی، موضوع و مقاصد، «مقدس» است.

سومین فصل کتاب، معیارها و مختصات «ماهوی» و «هویتی» علم دینی را بررسیده است. برابر این مقال، اطلاق عنوان علم دینی به معرفت دستگاهواری که همه‌ی معیارهای ماهوی آن بر اساس دین تکوّن یافته باشد «اطلاق حقیقی» است، اما اطلاق این عنوان به دستگاه معرفتی‌ای که واجد همه‌ی معیارهای مطرح شده در این فصل نیست، «اطلاق مجازی» و احیاناً مسامحی است. به تعبیر دیگر: عنوان علم دینی می‌تواند در سه افق متفاوت به کار رود:

اطلاقات سه­ گانه­ ی علم دینی

۱ـ علم دینی «بالمعنی الاخص»، که عبارت است از دستگاه معرفتی‌ای‌‌ که علاوه بر برخورداری از همه‌ی معیارهای ماهوی مطرح شده در فصل‌ سوم، گزاره‌های آن به واقع اصابت کرده باشد.

۲ـ علم دینی «بالمعنی الخاص»، که عبارت است از دستگاه معرفتی‌‌‌ای که به حسب ظاهر از همه‌ی معیارهای مذکور برخوردار‌ است، اما به علتی (مانند خطا در کاربست روش یا خطا در مقام استنباط و استنتاج) همه‌ی گزاره‌های آن به واقع اصابت نکرده باشد.

۳ـ علم دینی «بالمعنی الاعم»، که عبارت است از دستگاه معرفتی‌‌‌ای که دست کم از معیارهای هویتی دینی برخوردار است. و به تعبیر سوم: به جهت امکان برخورداری «حد اکثری» و «حد اقلی»، از معیارهای ارائه شده در این فصل، کاربرد عنوان علم دینی به مراتب طیف دستگاههای معرفتی منتسب به دین، می‌تواند «اطلاق تشکیکی» قلمداد شود.

موضوع فصل چهارم فصل چهارم در صدد ارائه‌ی «مبانی معرفت‌شناختی» علم دینی بالمعنی الخاص است، و این مدعا را با ارائه‌ی الگویی در زمینه‌ی معرفت‌شناسی علم، با عنوان «نظریه‌ی واقع‌گرای دینی» سامان می‌بخشد. این مبحث با طرح و شرح کارکردهای عقل در تولید علم دینی فرجام می‌پذیرد. بر اساس مباحث فصل چهارم لامحاله باید «واقع‌گرایی انتقادی» را در علم دینی، خاصه در مورد آموزه‌ها (نه گزاره‌ها) بپذیریم؛ زیرا اصرار بر اصابت صد در صدی و «واقع‌نمایی شمولی» قضایای علمی، عملا مستلزم قول به انسداد و تن دردادن به عدم امکان وقوعی علم دینی است.

در فصل پنجم، به تبیین مبانی طبقه‌بندی علوم، بر اساس «نظریه‌ی تناسق» پرداخته‌ایم. به نظر ما طبقه‌بندی علوم عبارت است از: «مهندسی مطلوب مجموعه‌ی معارف بشری، بر اساس سنجش مؤلِّفه‌های رکنی تکوّن‌بخش آنها با یکدیگر، و با لحاظ قواعد و ضوابط معتبر و دخیل در صورت‌بندی صحیح». این فصل با ارائه‌ی الگوی مشخصی برای طبقه‌بندی علوم انسانی مطلوب (یعنی با رویکرد پیشینی) پایان می‌پذیرد.

فصل ششم، مطلب جامعی است درباره­ی «موانع نقد و نوآوری» در قلمرو دین­پژوهی و معرفت دینی (چنان که خواهد آمد علم دینی ضلع چهارم هندسه­ی معرفت دینی است). این مطلب که «دَردگویه و درماننامه­»ای است حاوی شرح چهل و پنج مانع معرفت و تولید علم و راهچاره­های آنها که در قالب پنج گروه طبقه­بندی شده است. این مقال را در گذشته­های دور نگاشته­ام و در کتاب دین­پژوهی معاصر نیز درج شده است، اما به جهت در بر داشتن نکات بسیار مهمی در تبیین علل رکود و رکون علمی در میان اصحاب علم و جامعه­ی مولد معرفت، از نظرگاه روانشناسی معرفت و جامعه­شناسی معرفت و نیز کاستی­ها و کژیهای موجود در سامانه­ی مدیریت تولید علم کشور، آن را به عنوان فصل ششم دفتر حاضر می­آورم.

بنا به پیشنهاد برخی دوستان، به مناسبت دربرداشت پاره‌ای نکات مرتبط با مطالب فصول کتاب، متن مباحثه‌ای که در تاریخ ۹/۳/۱۳۹۱ میان این بنده و صدیق خلیق حضرت آقای سید محمدمهدی میرباقری، در دانشکده‌ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران اتفاق افتاد، ضمیمه­ی کتاب شد. به جهت ارجاع در برخی فقرات از مباحث فصول کتاب، سه پیوست نیز در آخر درج شده است.

* * *

سپاس و ستایش

در پایان به‌جهت مساعدت و مساعی همکاران «مرکز مطالعات بینارشته‌ای» پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی برای عرضه‌ی اثر حاضر در فرایند برنامه­ های پژوهشگاه و ارائه­ ی پاره ­ای پیشنهادهای اصلاحی، همچنین به جهت تلاش جناب آقای امیرحسین حیدری در سامان دادن به امور فنی کتاب، و نیز سعی خالصانه­ی همکاران سازمان انتشارات پژوهشگاه در نشر مطلوب آن، از یکان یکان نامبردگان عزیز از سویدای دل و صمیم جان سپاسگزاری می‌کنم.

                           علی‌اکبر رشاد

                          5، ۵، ۱۳۹۵


[۱]. جهت ملاحظه‌ی تعریف، تقسیمات و اقسام فلسفه‌های مضاف، رک: علی‌اکبر رشاد؛ فلسفه‌ی مضاف؛ فصل اول.

کتاب فلسفه مضاف

کتاب فلسفه مضاف

                 پیشینه و پیرنگ‌های سنت مدخل‌نگاری

مدخل‌نگاری، ازجمله سنت‌های علمی کهن در تصنیف آثار علمی است. شاید فَرفُوریوس (234؟ـ۳۰۵؟م) نخستین کسی باشد که با نگارش رساله‌ی ایساغوجی،[۱] به‌مثابه مدخل منطق، این سنت علمی را بنا نهاد.[۲]

درآمدنگاری بر آثار و علوم، گاه در قالب دیباچه‌پردازی، توأم با صنعت «براعت استهلال»[۳] صورت می‌بست، گاه به‌صورت شرح «رئوس ثمانیه‌»ی علمِ مورد بحث، سامان می‌گرفت، و گهگاه نیز به انگیزه‌ی تبیین و تحلیل مبادی تصوری و تصدیقی علمِ مورد نظر، تدوین می‌شد.

رفته‌رفته «فهرست‌نگاری»های اجمالی و تفصیلی جایگزین دیباچه‌پردازی و براعت استهلال شد، چنان‌که اکنون صنعت نمایه‌پردازی بر آثار در شرف جایگزینی با فهرست تفصیلی است؛ همان‌گونه که بحث از رئوس ثمانیه نیز به‌تدریج جای خود را به مبحث مبادی‌پژوهی علوم سپرد. در روزگار ما، فنّ مبادی‌پژوهی نیز در شرف فراافزایی و تبدیل‌شدن به فلسفه‌های مضاف به علم‌هاست.

هشت مطلب فلسفی و تاریخیِ قابل طرح درباره‌ی یک علم، که آگاهی از آنها موجب آمادگی فراگیران و پژوهشگران برای حُسن تلقی و تحقیق می‌گردید «رئوس ثمانیه» نامیده می‌شدند. مباحث رئوس ثمانیه‌ی علم‌ها عبارت بودند از: «تعریف» علم، «موضوع» علم، «غایت» علم، «منفعت» علم، «عنوان» یا فهرست ابواب علم، «مؤسس» و مدوِّن علم، «مرتبه»‌ی علم و «انحاء تعلیمیه» (تقسیم، تحلیل، و تحدید) آن.[۴] مجموعه‌ی پیش‌پذیرفته‌های تصوری و تصدیقی‌ای را که تلقی مطلوب علم و مسائل اساسی آن متوقف بدانهاست، مبادی علم می‌خواندند.[۵]

[دغدغه‌ی دیرین تأسیس و توسعه‌ی فلسفه‌های مضاف]

تأسیس و توسعه‌ی فلسفه‌های مضاف به «علوم» و «امور»، براساس حکمت و معارف غنی و قویم اسلامی، که از دغدغه‌های دیرین این کمترین بوده،[۶] در سه دهه‌ی اخیر به‌تدریج به یکی از دلمشغولی‌های اصلی نگارنده بدل گشته و در این بازه‌ی زمانی هیچ فرصتی را برای پرداختن بدان فرو نگذاشته است.

این بنده بر این باورم که: اصلاح و تحول در هر ساحتی در گرو وقوع اصلاح و تحول در منطق و مبانی آن ساحت است و در این برهه‌ی تاریخی نیز اصلاح و تحول در معرفت و معیشت مسلمانان ـ که دغدغه‌ی عمده‌ی مصلحان مشفق امت است ـ بالمرّه در رهن اصلاح و تحول در روش‌شناسی و پیش‌انگاشته‌های رایج برای «درک جهان» و «فهم دین» است، و این مهم جز از رهگذر تأسیس و توسعه‌ی فلسفه‌های مضاف با اتکا بر منابع و ذخایر معتبر دینی و بومی فراچنگ نخواهد افتاد.[۷]

[گستره‌ی تأملات تأسیسی مؤلف در عرصه‌ی فلسفه‌های مضاف] در این سه دهه، ساحات و سطوح گونا‌گون این گستره‌ی معرفتی گسترده‌، مجال آمدشد پیوسته‌ی نگارنده بوده است؛ از تأملات تأسیسی در زمینه‌ی مبادی تصوری و تصدیقی و کلیات فلسفه‌ی مضاف علی‌الاطلاق، تا تولید ادبیات و اصطلاح‌سازی در زمینه‌ی مباحث عمده‌ی فلسفه‌های مضاف (که رساله‌ی حاضر برایند چنین درنگ و در‌ایتی است)، و پرداختن به مباحثِ شاخه‌های مهمی چون «فلسفه‌ی دین»، «مبانی منطق فهم دین»، «فلسفه‌ی علم دینی»، «فلسفه‌ی علوم انسانی»، «فلسفه‌ی فرهنگ»، «فلسفه‌ی هنر»، «فلسفه‌ی زبان»، «فلسفه‌ی ادبیات»، «فلسفه‌ی تعلیم و تربیت»، «فلسفه‌ی سیاست»، و تا پرداختن به حوزه‌های بی‌پیشینه‌ای چون «فلسفه‌ی معرفت دینی»، «فلسفه‌ی اصول»، «فلسفه‌ی فقه»، «فلسفه‌ی فرج»، «فلسفه‌ی پیشرفت‌ورزی»، «فلسفه‌ی سایبر»، و… .

[برخی آثار مؤلف در زمینه‌ی فلسفه‌های مضاف] در زمینه‌ی هرکدام از عنوان‌های پیشگفته، تک‌نگاره‌هایی در قالب رساله‌ی مستقل (مانند فلسفه‌ی دین،[۸] فلسفه‌ی علم دینی،[۹] فلسفه‌ی تعلیم و تربیت،[۱۰] فلسفه‌ی هنر،[۱۱] فلسفه‌ی سیاست و اندیشه‌ی سیاسی[۱۲])، یا مقاله‌ی علمی (مانند فلسفه‌ی معرفت دینی،[۱۳] فلسفه‌ی منطق فهم دین،[۱۴] فلسفه‌ی فرج،[۱۵] فلسفه‌ی پیشرفت،[۱۶] و…) سامان داده، منتشر ساخته‌ام. اکنون نیز در خصوص برخی دیگر از حوزه‌های معرفتی، مانند فلسفه‌ی فرهنگ (دو جلد)، مبانی و منطق فهم قرآن (دو جلد) و فلسفه‌ی اصول (پنج جلد)، تحقیقات رو به اتمام و در دست تدوین در جریان است.

[گام‌هایی که برای تحقق دغدغه‌های معرفتی برداشته شده] برخی از این موضوعات را طی دو دهه‌ی گذشته در قالب سلسله دروس برای جمع‌هایی از فضلای حوزه یا دانشگاه ارائه کرده‌ام.[۱۷] کما اینکه در این سال‌ها شماری از رساله‌های سطح سه و چهار حوزوی و کارشناسی ارشد و دکترای دانشگاهی را به همین زمینه‌ها سوق داده‌ام.[۱۸][a1]  همچنین از دیگر تدابیری که به انگیزه‌ی تأسیس و توسعه‌ی فلسفه‌های مضاف اسلامی و بسط ادبیات علمی این گستره‌ی معرفتی در این بازه‌ی زمانی صورت داده‌ام، ترغیب و جهت‌دهی شماری از اعضای فاضل و مستعد هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی به انتخاب تمحض علمی و مطالعاتی در یکی از شاخه‌های این گروه‌دانش حِکمی بوده است. این تدبیرِ ثمربخشْ سبب شده که علاوه بر رونق‌یابی مباحث این عرصه، صاحب‌نظرانی که نوعاً استطاعت لازم را برای نظریه‌پردازی در قلمرو تمحض خویش به کف آورده‌اند پرورده شوند.

[از نخستین کلان‌طرح‌های علمی پژوهشگاه] از نخستین طرح‌های تحقیقی‌ای که پس از تأسیس پژوهشگاه بدان اهتمام شد دو طرح جامع در «فلسفه‌ی دین»، با محوریت علامه‌ی فقید محمدتقی جعفری (ره) و «سیره‌ی معصومین و مبانی آن»، با محوریت استاد فقید دکتر رجبعلی مظلومی (ره) بود. دریغا که هر دو تحقیق با ارتحال آن دو محقق ناتمام ماند. بخش نخستِ طرح «فلسفه‌ی دین» در یک مجلد با همین نام انتشار یافت، و اکنون نیز مترصد فرصتیم که گسترده‌نگاشته‌ای را در قالب «دایرهًْ‌المعارف فلسفه‌ی دین» با همکاری اعضای «قطب علمی فلسفه‌ی دین» تألیف کنیم. طرح دوم نیز اینک در قالب مجموعه‌ی دانشنامه‌ی نبوی در دست تألیف است که دو جلد نخست آن به اصطیاد مبانی علوم اسلامی و نظام‌های اجتماعی اسلام از سنت و سیره‌ی حضرت ختمی‌مرتبت (ص) اختصاص یافته است. کلان‌طرح دیگری که در پژوهشگاه در دست اجراست، تألیف تفسیر موضوعی ـ تخصصی علوم انسانی و مبانی آن است. این مجموعه یک دوره تفسیر موضوعی تخصصی است که با انگیزه‌ی تولید علوم انسانی از قرآن در دستور کار قرار داده‌ایم. حدود ده جلد اول این مجموعه‌ی چهل جلدی به تولید مبانی علوم انسانی اختصاص دارد.

مطالعات گسترده و گوناگونی در زمینه‌ی افزون بر چهل شاخه از فلسفه‌های مضاف از سوی اعضای هیئت علمی گروه‌های پژوهشگاه یا محققان قراردادی در جریان است،[۱۹] که حسب مورد در زمینه‌ی هرکدام از این شاخه‌ها، آثاری (از حد چند مقاله تا چند جلد کتاب مستقل) تألیف و منتشر شده است.

[مطالعه‌ی برایندسنجانه‌ی تدابیر و تحقیقات فلسفه‌پژوهانه و منطق‌پژوهانه] مطالعات بنده و همکارانم، در سطح مباحث انتزاعی نظری این حوزه‌ها متوقف نمانده است، بلکه علاوه بر ورود گسترده به حوزه‌ی روش‌شناسی تحقیق در علوم و امور، و تأسیس و توسعه‌ی روشگان‌های مورد نیاز، به مطالعه‌ی برایندهای نتایج این تدابیر و تحقیقات فلسفه‌پژوهانه و منطق‌پژوهانه در تولید گزاره‌های علمی مربوط به هر یک از علوم و امور، خاصه علوم انسانی، اهتمام کرده‌ایم،[۲۰] و امید می‌بریم پیامدهای مبارک این تحقیقات در آینده‌ی نزدیک در قالب دانش‌های جدید اسلامی نمایان گردد. إن‌شاءالله الهادی الموفِّق.

[ارزش کار نسل حاضر] کار اندک‌شمارْ فضلایی که با خودآگاهی تاریخی و معرفتی، اکنون به امر عظیم تأسیس و تدوین فلسفه‌های مضاف دست زده‌اند، آن‌مایه ارزشمند و درخور ستایش است که کار بزرگانی از فقهای ما در دوره‌های تاریخ‌سازی چون عهد شیخ مفید، شیخ طوسی و سید مرتضی (قدس‌الله اسرارهم) که به تأسیس فقه استدلالی و تدوین دانش اصول فقه شیعه اهتمام کرده‌اند.

هرچند اینک (و بعد از ده قرن) التذکرهًْ بأصول الفقه شیخ مفید (م 413ق) الذریعهًْ إلی أصول الشّریعهًْ سید مرتضی (م 436ق) العُدّهًْ فی أصول الفقه و المبسوط شیخ طوسی (م 460ق) با کتب فقهی و اصولی‌ای چون کفایهًْ‌الأصول آخوند خراسانی (م 1329ق)، نهایهًْ‌‌الدرایهًْ محقق اصفهانی (م 1320ق)، فرائدالأصول و المکاسب شیخ اعظم (م 1281ق) و جواهرالکلام علامه نجفی (۱۱۶۶ ـ ۱۲۲۸ش.) قابل قیاس نیستند، [وامداری همیشگی سرآمدان به سرحلقگان علوم] اما همگی این سرآمدان گام بر شانه‌های آن سرحلقگان نهاده، بر چکاد معرفت اصولی و فقهی ایستاده‌اند، و تمام نسل‌های معرفتی در هر قلمرویی تا همیشه وامدار نسل مؤسس آن حوزه‌ی معرفتی‌اند. هنر نسل مؤسس جرئت و همت برای گام‌نهادن در راه نرفته و پیمودن جاده‌ی ناهموار بدون رهوار است.

چنان‌که معروض افتاد راه استقلال و استعلای معرفتی و معیشتی مسلمین اینک از معبر اصلاح و تحول در مبانی و منطق فهم دین (تجلیگاه تدوینی باری) و مبانی و منطق درک خلقت (تجلیگاه تکوینی باری) می‌گذرد، و مؤسسان فلسفه‌های مضافْ خالقان چنین اتفاق تاریخی‌اند.

[غرض از انتشار این اثر] غرض از انتشار این اثر ناچیز نیز، عرضه و ارائه‌ی برخی یافته‌ها و پیشنهاد‌های راقم سطور، در قلمرو کلیات فلسفه‌ی مضاف و برخی شاخه‌های مهم آن بوده است، تا مگر این خام‌گویه‌ها، اهل نظر را در نظر آید و کاستی‌ها و ناراستی‌های آن را گوشزد فرمایند، یا خود به ترمیم و تتمیم آن همت ورزند، که امیر حکمت و بلاغت فرموده‌اند: «حَقٌّ عَلَى الْعاقِلِ أنْ یُضیفَ إلى رَأْیِهِ رَأْىَ الْعُقَلاءِ وَیَضُمَّ إلى عِلْمِهِ عُلُومَ الْحُکَماءِ».[۲۱] و همان حضرت خطاب به فرزندش محمد حنفیه نیز فرموده‌اند: «اضْمُمْ آراءَ الرِّجالِ بَعْضَها إلى بَعْضٍ ثُمَّ اخْتَرْ أقْرَبَها إلَى الصَّوابِ وَأبْعَدَها مِنَ الإرْتِیابِ… [إلى أن قال:] قَد خاطَر بنفسِهِ مَن استَغنى بِرأیهِ، مَن استَقبل وجوهَ الآراءِ عَرف مواقعَ الخطإ».[۲۲]

[فلسفه‌ی فلسفه‌ی مضاف] مباحث محوری قابل طرح درباره‌ی فلسفه‌ی مضاف ـ علی‌الاطلاق ـ عبارتند از: «تعریف»، «تقسیم و طبقه‌بندی»، «مبادی‌پژوهی»، «موضوع‌شناسی»، «قلمروشناسی»، «مسائل‌پژوهی»، «روش‌شناسی»، «کاوش در غایت و کارکردها»، «تبیین هویت معرفتی»، و نیز «جایگاه‌شناسی» آن در میان دانش‌های هموند و همگن. اگر بحث از این محورها اشباع گردد، معرفتی از جنس فلسفه‌ی مضاف، معطوف به خود فلسفه‌ی مضاف شکل خواهد گرفت، اما هنوز ـ در حد اطلاع حقیر ـ چنین اتفاقی رخ نداده است و این وجیزه می‌تواند نخستین گام در چنین مسیری به‌شمار آید.

[ساختار کتاب] کتاب در دو بخش سامان یافته: بخش نخست از دو فصل صورت بسته، فصل اول عهده‌دار تحقیق تفصیلی درباره‌ی «تعریف فلسفه‌ی مضاف» علی‌الاطلاق است. فصل دوم نیز عهده‌دار بحث اجمالی در زمینه‌ی دیگر محورهای مربوط به فلسفه‌ی مضاف است. بخش دوم، که از چهار فصل صورت بسته، به بحث درباره‌ی چند شاخه‌ی مهم از فلسفه‌های مضاف می‌پردازد؛ فصل اول درباره‌ی فلسفه‌ی دین (نمونه‌ی فلسفه‌ی بیناساحاتی مضاف به امر آمیخت‌ساختگان قدسی/ معرفت درجه‌ی یکم)، فصل دوم درباره‌ی فلسفه‌ی فرهنگ (نمونه‌ی فلسفه‌ی بیناساحاتی مضاف به امر آمیخت‌ساختگان غیرقدسی/ معرفت درجه‌ی یکم)، فصل سوم درباره‌ی فلسفه‌ی معرفت دینی (نمونه‌ی فلسفه‌ی مضاف به امر معرفتی غیر دانش/ معرفت درجه‌ی دوم)، و فصل چهارم درباره‌ی فلسفه‌ی اصول فقه (نمونه‌ی فلسفه‌ی تک‌ساحتی مضاف به دانش/ معرفت درجه‌ی دوم).

[واپسین سخن] واپسین سخن اینکه: به‌جهت مساعی و مساعدت‌های رئیس معزز پژوهشکده‌ی حکمت و دین‌پژوهیِ پژوهشگاه، حضرت حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر محمد عرب‌صالحی، اعضا و مدیر محترم گروه فلسفه‌‌ی پژوهشگاه، جناب حجت‌الاسلام والمسلمین غفاری، و دیگر همکاران ارجمندم، برای عرضه‌ی این اثر در فرایند فعالیت‌های پژوهشگاه، از سویدای دل و صمیم سرّ از یکان‌یکان آنان تشکر می‌کنم. همچنین از جناب آقای امیرحسین حیدری که با دقت و دغدغه‌ی خاصی امور فنی کتاب را به فرجام آورد، و نیز از مدیرعامل و همکاران سازمان انتشارات پژوهشگاه به‌جهت قبول زحمات نشر اثر سپاسگزارم.

همتم بدرقه‌ی راه کن ای طایر قدس

که دراز است ره مقصد و من نوسفرم

علی‌اکبر رشاد

۹، ۹، ۱۳۹۵


[۱]. رساله‌ی ایساغوجی، تألیف فیلسوف نوافلاطونی فرفوریوس صوری، از شارحان مشهور آثار ارسطو و پیرو و شاگرد خاص فلوطین است. این رساله که به منظور تمهید مقدمه‌ای برای فهم سخنان ارسطو به نگارش درآمده از همان اوان تألیف مورد توجه و عنایت خاص اهل منطق قرار گرفته است و بواقع سرآغازی درخور و مفید بر ارغنون ارسطو به شمار می‌آید. قرار گرفتن آن در صدر آثار منطقی، سنتی دیرین است که تا زمان حاضر نیز تداوم و تداول یافته و هیچ منطق‌آموزی از فراگیری و مطالعه‌ی آن بی‌نیاز نیست. فرفوریوس، ایساغوجی و مقولات‌. ترجمه، مقدمه و  ‌توضیحات محمد خوانساری. تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۸۳٫

[۲]. محمد بن اسحاق ابن‌ندیم؛ الفهرست؛ ص۴۶۲٫

[۳]. براعت استهلال یکی از صنایع معنوی بدیع است و آن زمانی است که شاعر یا نویسنده، آغاز متن خود را به‌گونه‌ای خلق کند و در آن نکته‌ها و واژه‌هایی را بگنجاند که گویای متن اصلی سروده یا نوشته باشد. به‌نحوی که مخاطب از خواندن این آغاز، یا مقدمه، به حال و هوای کلی اثر پی برده و دریابد که نویسنده یا شاعر از چه چیزی می‌خواهد حرف بزند (سیروس شمیسا؛ نگاهی تازه به بدیع).

صنعت براعت استهلال، به زیبایی تمام در قرآن کریم نیز رعایت شده است، بسا سایرین این صنعت ادبی ـ علمی را از وحی‌نامه‌ی الهی اقتباس کرده باشند. سوره‌ی حمد، چنان‌که از برخی نام‌های این فصل از کتاب خداوندی (فاتحهًْ الکتاب، سبع مثانی، و…) پیداست، گویی دیباچه‌ی دیوان الهی است. در این سوره، به معارف اصلی قرآن کریم که توحید، نبوت، امامت، عدل، معاد، نسبت و رابطه‌ی عبد و رب، و گروه‌بندی جامعه براساس نحوه‌ی مواجهه‌ی آنان با دین الهی است، به‌خوبی تلویح شده است. این دقیقه را این کمترین، در قالب چند جلسه در تفسیر سوره‌ی فاتحهًْ الکتاب در سال ۱۳۶۴ برای شماری از طلاب بازگشوده است.

[۴]. محمد خوانساری؛ منطق صوری؛ ج۱، ص۲٫

[۵]. سیدجعفر سجادی؛ فرهنگ علوم فلسفی و کلامی؛ ص۶۵۶٫

[۶]. مقاله‌ی «آفت عقبگرد» را، که در آن به اجمال به بیان فرایند و عوامل فهم فروکاهشی از دین پرداخته‌ام، می‌توان سرآغاز این دغدغه قلمداد کرد. «تبیین فرایند و عوامل تکون و تطور فهم دین» از مباحث مهم فلسفه‌ی معرفت دینی به‌شمار است. این مقاله در سال ۱۳۵۶ نگاشته شد و سال ۱۳۵۸ در سالنامه پیام اسلام منتشر گردید (پیام اسلام؛ س۶، ش۶، آذر ۱۳۵۸، ص ۲۲۴ـ۲۳۱). در همان اوان، سلسله بحث‌هایی را، در زمینه‌ی فلسفه‌ی تمدن، در یکی از جلساتی که با حضور جمعی از جوانان در جنوب تهران تشکیل می‌شد، با عنوان «علل انحطاط مسلمانان» ارائه می‌کردم که مورد اقبال آنان قرار می‌گرفت. در ادامه نیز سلسله مباحثی در باب محرک‌های تحول تاریخ در نهج‌البلاغه ارائه کردم که نوار ضبط‌شده‌ی آن بین جوانان دست‌به‌دست می‌شد. این روند پس از انقلاب، خاصه بعد از تأسیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی شتاب افزون‌تری یافت.

[۷]. به همین دلیل، در ذیل فرع هشتم و دهم از فصل دوم کتاب، به بیان پاره‌ای نکات در زمینه‌ی «برایی/ غایت» و «بایستگی/ ضرورت» تأسیس و توسعه‌ی فلسفه‌های مضاف پرداخته‌ایم.

[۸]. علی‌اکبر رشاد؛ فلسفه‌ی دین؛ چ۱، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۳٫

[۹]. همو، درباره‌ی علم دینی؛ (در دست انتشار).

[۱۰]. همو، نظام علمی ـ آموزشی پرورش‌مآل، (در دست انتشار).

[۱۱]. همو، درباره‌ی هنر (گفت ـ نوشت‌هایی در فلسفه‌ی هنر و مباحث هموند)؛ تهران: سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، ۱۳۹۵٫

[۱۲]. همو، دموکراسی قدسی (اندیشه و فلسفه‌ی سیاسی)؛ چ۱، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۷۹٫

[۱۳]. نظریه‌ی ابتناء (برساختگی تکون و تطور معرفت دینی بر تاثیر – تعامل متناوب – متداوم مبادی خمسه؛ نظریه‌پرداز علی‌اکبر رشاد؛ تهران: سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی‏‫، ۱۳۸۹/ فلسفه‌ی معرفت دینی؛ ذهن، ش۴۰، زمستان ۱۳۸۸، ص۵-۱۵/ آشنایی اجمالی با مسائل فلسفه‌ی دین (سرمقاله)، قبسات، زمستان ۱۳۷۵، ش ۲، ص۲ ـ ۱۲٫

[۱۴]. نظریه‌ی ابتناء (برساختگی تکون و تطور معرفت دینی بر تاثیر – تعامل متناوب – متداوم مبادی خمسه؛ نظریه‌پرداز علی‌اکبر رشاد؛ تهران: سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی‏‫، ۱۳۸۹/ ضرورت تأسیس فلسفه‌ی دین، منطق اکتشاف دین و فلسفه‌ی معرفت دینی، و ترابط و تمایز آن‌ها با همدیگر، قبسات: سال دهم ش ۳۸، زمستان ۱۳۸۴، ص ۲۱ـ۵۲٫

[۱۵]. فلسفه فرج، فلسفه جهان برتر: کتاب نقد: سال ششم، ش ۲۴ و ۲۵، پاییز و زمستان ۸۱٫

[۱۶]. نه گام تا الگوی پیشرفت اسلامی ـ ایرانی نقشه‌ی راه اکتشاف مبانی معرفتی ـ ارزشی پیشرفت‌ورزی و طراحی الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت. ارائه‌شده به شورای عالی الگوی پیشرفت اسلامی ـ ایرانی.

[۱۷]. از باب نمونه: مبانی منطق فهم دین، برای استادان و دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه رضوی، طی دو نیمسال تحصیلی، از تاریخ … تا …؛ فلسفه‌ی فرهنگ، برای جمعی از فضلای دانشگاهی، طی دو سال به صورت هفتگی، از تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۹۰ تا ۴ اردیبهشت ۱۳۹۲؛ فلسفه‌ی اصول، برای جمعی از طلاب فاضل حوزه‌ی تهران، طی یکصد و پنجاه جلسه، از تاریخ … تا …؛ و یک دوره نیز برای جمعی از طلاب در قم، طی یک سال تحصیلی، از تاریخ ۲۲ مهر ۱۳۸۹ تا ۱ دی ۱۳۹۰٫ علاوه بر این که بسیاری از مباحث فلسفه‌ی اصول را در خلال دوره‌ی اول و دوم دروس خارج اصول مطرح کرده‌ام و حاصل آن، بخشی از مجموعه‌ی پنج جلدی فلسفه الأصول را سامان داده است.

[۱۸]. از باب نمونه: ارزیابی آرای منتقدان مسلمان به معرفت‌شناسی اسلامی، محمدرضا بهاری، سطح چهار، مرکز مدیریت حوزه‌ی علمیه‌ی قم، ۱۳۸۸٫

اصول تفکّر سیاسى در قرآن، محمد زارع قراملکى، سطح سه، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، بهار ۱۳۸۵٫

انتظارات بشر از دین، عبدالحسین خسروپناه، سطح چهار، مرکز مدیریت حوزه‌ی علمیه‌ی قم، رشته تخصصی کلام، بهار ۱۳۸۱٫

بررسی انظار و آراء درباره کلام جدید، مجتبی ارشاد، سطح چهار، مرکز مدیریت حوزه‌ی علمیه‌ی قم، تابستان ۱۳۸۵٫

جایگاه عقل در قرآن و احادیث، اشرف امین، کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، بهار ۱۳۸۴٫

دین، فطرت و عالم ذر، زهرا تولایی (حلبی)، کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، پاییز ۱۳۸۳٫

ذوبطون‌بودن قرآن، معصومه شارخی، کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، تابستان ۱۳۸۴٫

رابطه‌ی فقه و کلام، علی‌محمد حسین‌زاده، سطح چهار، مرکز مدیریت حوزه‌ی علمیه‌ی قم، رشته ‌تخصصی کلام، زمستان ۱۳۸۵٫

رهیافت عقلانی در فهم قرآن، شادی فروهش، کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، زمستان ۱۳۸۱٫

روش‌شناسی صدرالمتألهین در استنباط معارف عقلی از نصوص اسلامی، غلامرضا میناگر، سطح چهار، مرکز مدیریت حوزه‌ی علمیه‌ی قم، رشته ‌تخصصی کلام، زمستان ۱۳۸۹٫

صفات و صلاحیت‌های مفسـّر، سیدصادق سیدموسوی، سطح چهار، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، زمستان ۱۳۸۱٫

فهم دین در قرآن، عصمت شیرازى‏، کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامى‏، واحد تهران شمال‏، دانشکده: الهیات واحد تهران شمال، گروه: علوم قرآن و حدیث، زمستان ۱۳۸۱٫

فهم قرآن، ضوابط و روش‌هاى آن، سعیده حسینیان، کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامى‏، واحد تهران شمال‏، دانشکده: الهیات واحد تهران شمال، گروه: علوم قرآن و حدیث، زمستان ۱۳۸۱٫

مبانی (منطق) فهم قرآن، زهرا جعفری یزنی، کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامى‏، واحد تهران شمال‏، دانشکده: الهیات واحد تهران شمال، گروه: علوم قرآن و حدیث، تابستان ۱۳۸۶٫

مبانی کلامی فهم دین، رمضان على‏تبار فیروزجایى، سطح چهار، مرکز مدیریت حوزه‏ى علمیه‏ى قم، زمستان ۱۳۸۶٫

مبانی کاربرد عقل در فهم عقاید، زکیه اسدی، کارشناسی ارشد، دانشکده علوم حدیث، پاییز ۱۳۸۶٫

معرفت دینی و معرفت علمی، محمد کاوه، سطح چهار، مرکز مدیریت حوزه‌ی علمیه‌ی قم، رشته ‌تخصصی کلام، زمستان ۱۳۸۳٫

معرفت‌شناسی در کلام امام علی(ع)، حاجیه رزم‌شعار، کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، تابستان ۱۳۸۹٫

موانع فهم قرآن، مهین صدیق، کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شمال، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، زمستان ۱۳۸۶٫

نسبت وحی با سنت، منصوره مرادی مطلق، کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، پاییز ۱۳۸۵٫

وحیانیت الفاظ و آموزه‌های قرآن کریم، فریده شفیعی، کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شمال، دانشکده: الهیات و معارف اسلامی، گرایش: علوم قرآن و حدیث، زمستان ۱۳۸۴٫

هدایت‌مآلی قرآن، نرگس سادات حسینی، کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، تابستان ۱۳۸۵٫

[۱۹]. برای اطلاع مخاطبان علاقه‌مند، فهرست عنوان‌های تحقیقات و آثار پژوهشگاه در زمینه‌ی فلسفه‌های مضاف در پیش‌گفتار گروه فلسفه بر همین کتاب آمده است.

[۲۰]. از جمله آفات شایع و مشترک در آثار محققانی که در این اوان در ایران به «فلسفه‌پژوهی» و «روش‌پژوهی» علوم و امور پرداخته‌اند، این است که مطالب آنان از سطح کلی‌گویی و طرح مبادی بعیده و مشترکه، انتزاعی‌اندیشی و طرح مدعیات غیرکاربردی فراتر نمی‌رود؛ هرکه در فلسفه‌های مضاف قلم می‌گرداند جز تکرار مکررات چیزی بر سینه‌ی کاغذ نمی‌نشاند؛ فهرست مباحث ده نمونه از این آثار را ـ هر چند از اشخاص مختلف و در زمینه‌های متفاوت ـ با هم مقایسه کنید تا به میزان شیاع و شمول این آفت پی خواهید برد. با برنامه‌هایی که در بالا بدانها اشاره شد سعی شده است از وقوع و شیوع این دست آفات در تحقیقات پژوهشگاه در حد میسور پیشگیری گردد.

[۲۱]. عبدالواحد آمدی؛ غررالحکم؛ ص۵۴٫

[۲۲]. محمدبن علی صدوق؛ من لا یحضره الفقیه؛ ج۴، ص۲۷۶ و ۲۷۸؛ هادی کاشف‌الغطاء؛ مستدرک نهج‌البلاغه؛ ص۱۵۲)


 [a1]لطفا نحوه درج مطالب این پاورقی را بازبینی و تایید فرمایید.

تفاوت فقه نظام و فقه نظام‌مند

تفاوت فقه نظام و فقه نظام‌مند

«همایش ملی فقه نظام‌ساز»، صبح پنج شنبه، ۹ اسفندماه، با حضور آیت‌الله علی‌اکبر رشاد رییس و موسس پژوهشگاه، در مؤسسه آموزش عالی حوزوی امام رضا(ع) برگزار شد. آیت الله رشاد در ابتدا اظهار کرد: این موسسه اولین موسسه آموزشی عالی حوزوی است که در ایران تأسیس شده است. اولین جایی که از مرکز تخصصی به موسسه آموزشی عالی تبدیل شده همین موسسه است. متأسفانه در حوزه اعتنایی به علوم انسانی به معنای خاص نمی‌شود؛ لذا ضرورت دارم که علوم انسانی را در متن آموزشی حوزه قرار دهیم و طلاب، علوم انسانی را با علم فقه توامان بیاموزند. بدون پرداختن به علوم انسانی، صرف اجتهاد عام کفایت نمی‌کند و باید به علوم انسانی اهتمام خاص شود؛ چرا که شئون ملل را علوم انسانی اداره می‌کند.
وی افزود: علوم انسانی به تعبیری الآن رقیب شریعت است. همانگونه که شریعت مدعی است برای شئون مختلف زندگی بشر برنامه دارد، علوم انسانی هم همین ادعا را دارد و در مقام عمل، علوم انسانی این وظیفه را بر عهده گرفته است؛ لذا لزوما باید به علوم انسانی بپردازیم تا هم علوم انسانی اسلامی تولید شود و هم فضلای حوزوی در زمینه علوم انسانی صاحب نظر بشوند. به این ترتیب باید تفقه را با تسلط بر علوم انسانی توام کنیم و فاضل حوزوی، متخصص در یکی از رشته‌های علوم انسانی بشود.
وی با بیان اینکه تصور برخی تصور می‌کنند وقتی می‌گوییم «فقه نظام» مقصودمان فقه نظام‌مند است، گفن: مراد این نیست که بگوییم فقه دارای ساختار و نظم است. روشن است که فقه موجود دارای نظم است و حسب الگو‌های مختلفی که برای مهندسی ابواب فقه از سلف بر جای مانده دارای نظم و ساختاری است. مشهورترین ساختار همان ساختاری است که محقق حلی تنظیم فرموده است. بعدا، همه فق‌ها تقریبا همان ساختار را پذیرفتند. منظور ما از فقه نظام این نیست که ساختاری نظیر ساختار موجود ارائه کنیم. باید توجه داشت در واقع دو رویکرد در فقه مطرح است. یک رویکرد می‌گوید فقه جزء‌نگر و فردگرا است یا کافی است که اینچنین باشد. رویکرد دیگر می‌گوید شریعت ثبوتاً مولد نظامات است و فقه هم باید در چهارچوب نظامات مشخصی که بتواند سعادت انسان را حاصل کند تحقق پیدا کند. برای اینکه بدانیم وقتی می‌گوییم فقه دارای نظام است مرادمان چیست باید به تعریف خود نظام برگردیم. نظام با سه معیار توصیف می‌شود: یکی اینکه دارای اجزا باشد، دوم اینکه این اجزا با هم سازگار باشند و دیگر اینکه هدف واحدی را دنبال و تأمین کنند. غالبا این سه ویژگی را برای نظام بیان می‌کنند. هر مجموعه‌ای که از این سه ویژگی برخوردار بود یعنی اجزایش با هم سازگار بود و هدفی را تأمین می‌کرد نظام است.
رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در ادامه تصریح کرد: با این وجود، ما نظام را با شش عنصر تعریف می‌کنیم. عنصر اول نظام این است که دارای اجزاء است؛ لذا شی بسیط، نظام به شمار نخواهد آمد. دوم اینکه اجزاء باید گوناگون باشند؛ یعنی اگر یک مجموعه از اجزای تکراری تشکیل شده باشد باز هم نظام درست نمی‌شود. سوم اینکه اجزا در عین اختلاف، سازگار هم باشند. مجموعه اجزا باید با هم متناسب باشند. البته صرف تناسب کفایت نمی‌کند، و لازم است با هم در تعامل باشند و هر کدام نقش خاص خود را ایفا کند تا انباشت و فرآیند این ایفای نقش‌ها موجبات تأمین غایت را فراهم کند. پنجمین شاخص این است که یک نظام باید با نظامات دیگر تفاوت داشته باشند؛ یعنی هر نظامی باید یک جایی از نظام دیگر جدا شود. نتیجه اینکه اگر نظام در طول نظامات دیگر است باید مرز مشخصی داشته باشد. همچنین مرزش با نظامات هم‌عرضش مشخص باشد.
وی در ادامه یادآور شد: شاخص ششم نظام این است که هر نظامی باید غایت مقصوده‌ای را تأمین کند. بنده نسبت به این مورد اشکالی را وارد می‌دانم و آن اینکه نظاماتی داریم که فاقد غایت بیرونی است؛ مثل نظام آفرینش که قطعا نظام است، اما غایتی بیرون از آن وجود ندارد که تأمین شود. پس امکان دارد نظامی وجود داشته باشد که فاقد غایتی بیرون از خودش باشد. وقتی ما می‌گوییم فقه نظام، چنانکه عرض شد مقصودمان فقه دارای نظم نیست. مسئله ما این نیست که فقه نظام دارد یا خیر، چون قطعا نظم دارد.
آیت‌الله رشاد در ادامه تأکید کرد: قهرا فقه یک علم است و جامعه نخبگانی معرفت فقهی پذیرفتند که فقه، علم است و چون علم است نظم دارد. مراد از فقه نظام این است که شریعت دارای این خصوصیت شش‌گانه‌ای است که در تعریف نظام بر می‌شماریم. به تعبیر دیگر، مفهوم نظام بر شریعت صدق می‌کند. نتیجه اینکه فقه نظام با فقه دارای نظم تفاوت دارد. فقه نظام با فقه اجتماعی نیز متفاوت است؛ کما اینکه با فقه حکومتی هم متفاوت است. نکته دیگر اینکه طبق تعریفی که برای نظام عرض شد فقه می‌تواند فردی باشد، اما فقه نظام به شمار آید؛ یعنی احکام یک فرد به تنهایی دارای نظام باشد. مثلا اگر یک فرد که به تنهایی در یک جزیره زندگی می‌کند به احکام اسلام عمل کند، این احکام دارای نظام است و فرد را به سعادت خود می‌رساند.