عمده کارکرد فقه القضاء بیان ارکان و شئون قوه قضائیه است

عمده کارکرد فقه القضاء بیان ارکان و شئون قوه قضائیه است

آنچه پیش‌روی خوانندگان قرار دارد، مباحثی برگرفته از دروس خارج فقه آیت‌الله علی اکبر رشاد است که تحت عنوان «فقه القضاء»(و به تعبیر مناسب‌تر فقه السلطه القضائیه) روزهای فرد در حوزه علمیه امام رضا(ع) تهران ارائه می‌شود.

نظر به ویژگی‌های این سلسله دروس و شامل بودن مباحث آن بر مسائل و موضوعات جدید و کاربردی قضایی انعکاس و انتشار آن می‌تواند نقش بسزایی در تحقق اهداف تحولگرایانه‌ قوه قضاییه و اشنایی قضات جوان و دیگر عوامل درگیر فرآیند دادرسی با مباحث فقه‌القضاء ایفاء کند.

ادامه بحث تعریف فقه القضاء تعریف پیشنهادی از «فقه القضاء»

از برخی از آیات شریفه قرآن نیز همین کاربرد را می‌توان به دست آورد که «قضاء» از نوع ولایت است، به طور مثال در آیه‌ای می‌فرماید «یا داوُدُ إِنّا جَعَلْناکَ خَلِیفَهً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بین الناس بالحق» یعنی داود را ما خلیفه قرار دادیم. به او گفتیم حکم کن به حق، به این معنا که اول خلافت و ولایت را به او دادیم سپس گفتیم حکم کن! اگر مراد از حکم در «فاحکم بین الناس»، حکم قضایی باشد، ناشی از خلافتی است که در اصل از جانب خدای متعال به او عطا شده است. حالا کسی ممکن است بگوید «فاحکم» مثل خلافت عام است و معنایش آن است که یک شاخه و یک بُعد آن قضاوت است. همچنین در آیه شریفه «وَ آتَیْناهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا»، که راجع به حضرت عیسی (ع) به همین مطلب اشاره دارد.

پاسخ به اشکال به تفسیر شاهد قرآنی

اِن قُلت: اما اگر کسی گفت که آیه «فاحکم بین الناس بالحق» یعنی قضاوت کن، صرفا دلالت بر قضاوت کردن دارد. قلت: این معنا صحیح نیست، زیرا با توجه به «انا جعلنا خلیفه فی الارض فاحکم» این قضاوت مترتب بر جعل خلافت و از شعب و شئون ولایت است. همچنین آیه «اتیناه الحکم صبیا» صرفاً دلالت بر اعطای مقام قضاوت در عهد طفولیت و صباوت ندارد، بلکه با توجه به واژه حکم «اتیناه الحکم» دلالت بر حکومت دارد که از شئون ولایت بوده و قضاوت از شعب آن است.

لذا ایشان با استشهاد به کلام امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام خطاب به شریح قاضی قضاوت بدون ولایت را نیابی قلمداد کرده‌اند و چنین نقل می‌فرمایند «یَا شُرَیْحُ قَدْ جَلَسْتَ مَجْلِساً لَا یَجْلِسُهُ إِلَّا نَبِیٌّ أَوْ وَصِیُّ نَبِیٍّ أَوْ شَقِیٌّ» در جایگاهی نشستی و بر مسندی تکیه زدی که فقط باید نبی و یا وصی و یا شقی بر آن تکیه بزند یا اگر کسی از طرف نبی و وصی نبود شقی است. بنابراین کسی حق قضاوت ندارد جز از این رهگذر. لذا کسی که مجتهد نیست حق قضاوت ندارد. اگرچه عرفاً به کسی هم قاضی بگویند اما این قضاوت نیابی است که اساساً و در وهله اول هم مورد محل بحث نیست.

در نتیجه با توجه به عنصر «حتمیت» که در کلمه «قضاء» نهفته است و این که در فقه هم بسیاری می‌گویند که حکم قاضی نباید نقض شود مگر این که دلیل قاطعی بر خطا باشد و ولی امر هم حق نقض حکم قاضی را ندارد از این جهت معنای اصلی و نفسی لفظ «قضاء» آن قضاء استقلالی است که از شئون ولایت است که در مسئله نیابت قهراً چنین قطعیتی وجود ندارد و ولی امر می‌تواند آن را نقض کند.

همین طور بیان حضرت صادق سلام‌الله علیه را نقل می‌کنند «اتَّقُوا الْحُکُومَهَ فَإِنَّ الْحُکُومَهَ إِنَّمَا هِیَ لِلْإِمَامِ الْعَالِمِ بِالْقَضَاءِ الْعَادِلِ فِی الْمُسْلِمِینَ لِنَبِیٍّ أَوْ وَصِیِّ نَبِیٍّ.» بنابراین اصالتاً حکم و قضاوت از آن نبی و وصی است و نتیجه می‌گیرند که آن از مناصب محمد(صلى الله علیه و آله) و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) الذین هم ولاه الأمر؛ اینها وُلات امر هستند و در ادامه به دو روایت از حضرت صادق(سلام الله علیه) اشاره می‌کنند با این تعبیر که «فَإِنِّی قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیْکُمْ حَاکِماً» و در روایت دیگر «فَإِنِّی قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیْکُمْ قَاضِیاً» و در پایان اشاره‌ای ظریف می‌فرمایند که «و قاضی التحکیم لیس من المناصب العامه» قاضی تحکیم از مناصب عام نیست.

بررسی کاربرد دیگر معنای «قاضی»

اینکه عنوان «قاضی» در موارد دیگر همچون قاضی تحکیم اطلاق می‌شود، یک تعبیر اصطلاحی است چرا که قاضی تحکیم با توافق طرفین دعوا «خصمان» یا شاکی و متشکی به قضاوت می‌پردازد و حکم او مورد پذیرش طرفین قرار می‌گیرد اما باید توجه داشت که هرچند قاضی تحکیم دانشمند باشد اما یک فرد عادی است که نه فقیه است و نه شأن ولایی دارد. از این جهت حق قضاوت هم ندارد و از مناصب عامه ولی امر به حساب نمی‌آید. هرچند فتاوای مختلفی در خصوص این نوع قضاوت مطرح شده است بعضی اجرای حکم قاضی تحکیم برای طرفینی که با هم توافق نموده‌اند واجب است، بعضی به تراضی طرفین فتوا داده‌اند و بعضی از آن جهت که توافق بین دو طرف است گفته‌اند که مخالفت با آن اشکال شرعی ندارد.

«قضاء» شأنی از شئون ولی امر

اما تلقی ما این است که قضا شأنی از شئون ولی امر یا از توالی و توابع آن است، یعنی این که ولی امر خود باید رأساً عهده‌دار قضاوت گردد؛ چنان که امیرالمؤمنین علی(علیه‌السلام) هم تقنین می‌فرمودند و احکام تدبیری مربوط به حکومت و جامعه را صادر می‌کردند، هم در دکّه القضاء مستقر می‌شدند و قضاوت می‌فرمودند و هم اجرائیات را خود بر عهده داشتند. مثلا امور جنگ را خودشان رأسا فرماندهی می‌فرمودند. پس قضاوت از شئون(حقوق و تکالیف) مستقیم ولی امر است. یا ممکن است کسی بگوید که از شئون ولی امر مباشرت در قضاوت نیست، بلکه ولی‌امر حق یا وظیفه دارد که فردی را منصوب کند که امور قضایی را انجام دهد پس قضا از توالی و تبعات شئون ولی امر است.

ما در این مبحث صرفا «قضاء» را به معنایی که اجمالاً عرض شد و توضیح دادیم نمی‌گیریم بلکه مراد ما از «قضاء» مجموعه احکامی است که به همه شئون و امور قوه‌قضاییه مربوط می‌شود که مورد بحث قرار خواهیم داد​​​​.

تعریف ما از «فقه القضاء»

لذا در این بحث صرفا به ارائه مباحث کتاب قضاء و شهادات رایج نمی‌پردازیم بلکه به دنبال ارائه بحث «فقه السلطه القضائیه» هستیم، نه فقط فقه مربوط به این شأن از شئون ولی امر بلکه فقه السلطه القضائیه یعنی بررسی فقه مربوط به قوه‌قضاییه. در واقع ترکیب فقه القضاء در این بحث تمامی مباحثی که به نحوی از انحا به امر قضاء مربوط می‌شوند و بخش عمده آن در کتب فقهی و فروع آمده است اما به صورت دستگاه‌وار و جامع سامان‌دهی می‌شوند را در بر می‌گیرد. لذا  تعریف ما از «فقه القضاء» عبارت است از «مجموعه متوافره، متناسقه و متمایزه من الأحکام الحقوقیه و التکالیفیه المستنبطه الّتی تتعلَّق بأرکان السّلطه القضائیّه وشؤونها، من ناحیه، و أطراف عملیّه فصلِ الخصومات و إستیفاءِ الحقوق من ناحیه أخری، تستهدف تحقیق الغایات المقصوده من ولایه القضاء.»

مجموعه انباشته همساز و متمیزی از احکام حقوقی و تکلیفی استنباط شده از منابع معتبر شرعی که از سویی به وظایف ارکان و شئون قوه‌قضاییه مربوط می‌شود و همه ارکان قوه را پوشش می‌دهد. از دیگر سو همه فرایند دادرسی و فصل خصومت و استیفای حقوق مستحقین را فرا می‌پوشد و غایات و اهداف ولایت قضائی را که عمده آن برپایی عدالت و امنیت در جامعه است تامین می‌کند.

قلمرو مباحث «فقه القضاء» نیز عبارت از عمده احکام مربوطه به قوه‌قضائیه است که غالباً در کتب فقهی و روائی شیعه و سنی ذیل این عناوین می‌آیند؛ کتاب‌القضاء، کتاب‌الشهادات، کتاب‌الدعاوی، کتاب‌الاقرار، کتاب‌البینه، کتاب‌الجنایات، کتاب‌القصاص، کتاب‌الحدود و الدیات، کتاب‌التعزیرات و امثال آن(برخی از فقهاء اخیرا با توجه به دوره حکومت اسلامی به صورت جدی‌تر وارد بحث تعزیرات شده‌اند). این احکام در این سلسله دروس به نحو جامع، ‌دستگاه‌وار، سامانمند صورت‌بندی در قالب یک مجموعه وسیع و منسجم معطوف به اجراء ارائه خواهد شد.

تشبه به مومنان مستحب است/ هویت یک ملت را سبک زندگی آن مشخص می‌کند

تشبه به مومنان مستحب است/ هویت یک ملت را سبک زندگی آن مشخص می‌کند

آیت‌الله «علی‌اکبر رشاد» امروز پیش ا‌ز آغاز درس خارج فقه حوزه علمیه امام رضا(ع) درباره فقراتی از فرمایشات امیرمومنان امام علی(ع) در نهج‌البلاغه، اظهار کرد: تمرین و تلقین بر روح و روان انسان اثر دارد.

رئیس شورای سیاستگذاری حوزه‌های علمیه تهران با اشاره به فرمایشی از امیرمومنان امام علی(ع) تصریح کرد:‌ اگر شما از نظر درونی انسان صبور و شکیبایی نیستند به حلم و شکیبایی تظاهر کنید زیرا کم هستند افرادی که در ظاهر خود را شبیه به قومی قرار دهند اما در باطن در زمره آنها قرار نگیرند.

وی درباره قاعده کلی تشبه، اظهار کرد: یک قاعده کلی وجود دارد که در امور مثبت یا منفی تشبه منجر به ملحق شدن است.

آیت الله رشاد با بیان اینکه‌ التزام به فضائل یا رذایل اخلاقی بر خلاف میل باطنی هم که باشد به مرور انجام آنها را برای انسان آسان و به عادت تبدیل می‌کند که در وجود او نهادینه شوند، ابراز کرد:‌ از جمله علت‌های حرام بودن تشبه به کفار در سبک زندگی اعم از خوراک، پوشاک، اخلاق یا رفتار همین است زیرا انسان به سبک زندگی آنها عادت می‌کند.

وی در ادامه با بیان اینکه هویت هر شخص یا ملت را سبک زندگی و رفتار آنها مشخص می‌کند، گفت: سبک زندگی، رفتار و اخلاق هر ملت یا قوم پرچم هویت آنها است، برای مسلمانان همچون کفار زندگی کردن شاید در ابتدا سخت و غیرطبیعی باشد اما اگر ادامه دار باشد به مرور عادت می‌کنند.

رئیس شورای سیاستگذاری حوزه های علمیه با بیان اینکه ظاهر لباس یا رفتار یک شخص یا ملت هویت آنها را نشان می‌دهد، تاکید کرد: در مقطعی از تاریخ صدر اسلام پیامبر(ص) به مسلمانان دستور دادند که ریش‌های خود را خضاب کنند اما امیرمومنان امام علی(ع) در زمانی دیگر فرمودند دیگر لازم نیست چنین کنید زیرا این دستور رسول خدا(ص) آن زمان برای تفاوت ظاهری مسلمانان با غیرمسلمانان بود.

آیت‌الله رشاد درباره حرام و حلال بودن تشبه، اضافه کرد:‌ تشبه به کفار جایز نیست اما در مقابل تشبه به مومنان مستحب و حتی در برخی مواقع واجب است و کسی که فضیلت یا فضائلی در دورن او نیست لازم است خود را به مومنان شبیه کند تا به مرور این فضیلت در درون او به عادت تبدیل شود.

وی با بیان اینکه انسان عالم به حقایق حلیم، شکیبا، متین و باوقار می‌شود، گفت: بر اساس آیات قرآن کریم و روایات ائمه معصومین(ع) حلم در علم ریشه دارد، صبر و تحمل نشانه علم و دانایی است، انسان جاهل در اثر جهل عجول بوده صبر و تحمل ندارد.

رئیس شورای سیاستگذاری حوزه‌های علمیه با توصیه بر طلاب و دانشجویان خاطرنشان کرد: مطالعه و تفکر درباره روایات ائمه معصومین(ع) می‌تواند اطلاعات علمی فراوانی در زمینه علوم روانشناختی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در اختیار دانشمندان و اندیشمندان قرار دهد، شما طلاب و دانشجویان از مباحث عمیق و شگفت‌آور ائمه معصومین(ع) غافل نشوید.

از ایشان، افزون بر یکصد جلد اثر محققانه برجای مانده است

از ایشان، افزون بر یکصد جلد اثر محققانه برجای مانده است

در پی ارتحال آیت‌الله علامه سیدجعفر مرتضی العاملی(ره)، پیام تسلیتی از سوی آیت‌الله علی‌اکبر رشاد، رییس شورای حوزه‌های علمیه استان تهران و مؤسس و رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‌­ی اسلامی صادر شد.

آیت‌الله رشاد در این پیام تاکید کرده‌اند: دردمندی حق‌طلبانه، تسلط گسترده‌ بر منابع و تتبع وسیع، روشمندی اجتهادورزانه، نوآوری منتقدانه، توجه عمیق به جعل و تحریفات واقع شده در حوادث تاریخی و کاوش پیشینه‌ی وقایع، دفاع بی‌محابا از حق اهل‌بیت وحی(س) و مبانی مکتب تشیع، از جمله ویژگی‌های آثار و آراء این محقق سترگ است.

متن این پیام به شرح زیر است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم.

إنّا لِلّه و إنّا إلیه راجعون

رحلت تاسف‌انگیز محقق مجاهد، حضرت آیت‌الله علامه سیدجعفر مرتضی العاملی(طاب ثراه) مایه‌ی تاثر عمیق شد. بنده‌ی کمترین این ضایعه‌ی مولمه را، از سوی خود و شورا، مدیریت و سایر ارکان حوزه‌های علمیه‌ی استان تهران و مدیران و محققان پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، به ساحت قدسی حضرت بقیت الله (ارواحنا فداه)، رهبر معظم انقلاب اسلامی و مراجع عظام تقلید(دام ظلّهم) همه‌ی شیعیان و شیفتگان مکتب اهل بیت(س) و ملت شریف لبنان، خاصه فرزندان برومند و بیت معزّز آن راحل رستگار، سوگمندانه تسلیت عرض می‌کنم.

علامه سیدجعفر مرتضی(ره) طی عمر پربرکت خویش منشأ خدمات علمی و فرهنگی بسیاری در ایران و لبنان بود، از او افزون بر یکصد جلد اثر محققانه برجای مانده است.

دردمندی حق‌طلبانه، تسلط گسترده‌ بر منابع و تتبع وسیع در مقام تحقیق، روشمندی اجتهادورزانه، نوآوری منتقدانه، توجه عمیق به جعل و تحریفات واقع شده در حوادث تاریخی و کاوش پیشینه‌ی وقایع، دفاع بی‌محابا از حق اهل‌بیت وحی (س) و مبانی مکتب تشیع، از جمله ویژگیهای آثار و آراء این محقق سترگ است.

عاش سعیداً و مات سعیداً و حشره الله مع اجداده محمد و آله الطاهرین و اسکنه فی اعلی علیین.

علی اکبر رشاد

 ۵/ ۸/ ۱۳۹۸ مطابق ۲۸ صفر ۱۴۴۱

تبیین نظریه علم دینی توسط آیت‌الله رشاد

تبیین نظریه علم دینی توسط آیت‌الله رشاد

هفتمین نشست هم‌اندیشی علم دینی با حضور و ارائه آیت‌الله علی اکبر رشاد رییس و موسس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و رییس شورای حوزه‌های علمیه استان تهران، صبح روز پنجشنبه مورخ ۱۱ مهرماه جاری، توسط دبیرخانه هم‌اندیشی علم دینی در ساختمان مرکزی پژوهشگاه برگزار شد.

موضوع این هم‌اندیشی دربارۀ توضیح نظریۀ علم دینی استاد علی‌اکبر رشاد بود که مبتنی بر دو نظریۀ «تناسق» و «ابتناء» است. آیت‌الله رشاد ابتدا دیدگاه و نظریۀ خود را ارائه دادند و پس از آن، به پرسش‌های مطرح دربارۀ دیدگاه‌شان پاسخ فرمودند. در ادامه گزارش تفصیلی این نشست از منظرتان عبور خواهد کرد.

بخش اول: ارائۀ نظریه

  1. نظریه تناسق

استاد رشاد ابتدا دیدگاه خود دربارۀ معرفت دینی به‌طور عام طرح کردند که مبنایِ آن، نظریۀ تناسق است. تعریف نظریه و پس از آن، «فرا نظریه» که با تسامح، شبیه گفتمان یا پارادایم است، آغاز ارائه بود. فرا نظریه نیز که شامل مبادی قریبه (انگاره‌ها)، وسیطه (پیش‌انگاره‌ها)، بعیده (پیشا انگاره‌ها) است. مفهوم بعدی، یعنی پیراانگاره‌ها، مبادیِ ماقبل از فرا نظریه است که بر مبادی، تاثیرگذار است. پس از تعریف امور مربوط به مبادی، پس از ذکر نظریۀ تناسق، بحث به طرح بحث علم دینی می‌رسد.

نظریۀ تناسق، دارای پنج مولفۀ رُکنی است: مبانی، موضوع، مسائل، منطق و غایت. وقتی این پنج مولفه، مجموعه‌ای پدید آمد که با هم تناسق داشته باشد، یک علم تکوین پیدا می‌کند.

اما یک علم، مولفه‌های دیگری دارند که از آن به مشخصه‌های علم تعبیر می‌کنیم که هرچند سازندۀ ماهیت علم نیستند، اما هویت‌سازِ آن هستند. این مشخصه‌ها شامل هویتِ هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی، هندسه و بافتار معرفتیِ یک علم، هندسۀ صوری علم و هویتِ کارکردی (آلی یا اصالی) می‌شود.

با نظر به این مولفه‌ها، علم دینی را در سه افقِ تفصیلی، اجمالی و مسامحی تعریف کرد. بر اساس مهمترین افق، یعنی افق تفصیلی، علم دینی، معرفت دستگاه‌وار متشکل از قضایای انباشتۀ معطوف به مطالعۀ قلمرو لاهوتی یا انسانی یا طبیعی که مبتنی بر نظریۀ مبادی اسلامی در جهت تکامل نفوس انسان‌ها و تعالی شئون اجتماعی.

  1. ارتباط میان علم و دین

در این بخش باید نسبت میان علم و دین و مرادمان از آنها را بیان کنیم، زیرا پاسخ به این پرسش، با فرضِ علم و دین به‌طور مطلق معنایی ندارد. مراد استاد رشاد از دین، اسلام است، زیرا به زعم ایشان، این اسلام است که توانایی و ظرفیت تولید علم را دارد. ایشان پس از طرح و نقد تعاریف مختلف از علم، مراد خویش از علم را مبتنی بر نظریۀ تناسق چنین بیان داشتند: «معرفت دستگاه‌وار متشکل از مجموعه‌ای از قضایا و قیاسات». اما مراد از دین، «دستگاه جامع معرفتی-معیشتی‌ای است که از سوی مبدا هستی و حیات برای تامین کمال و سعادت دنیا و عقبی آدمیان الهام و ابلاغ شده باشد». استاد رشاد متذکر می‌شوند که بر اساس مبانیِ ما، معرفت صائب به دین، ممکن است و اینطور نیست که همۀ قرائت‌ها، یکسان معتبر باشند، بلکه بعضی از معرفت‌ها صائب است و برخی دیگر، غیر صائب است و بر اساس همین، معرفت صائب، ممکن است. بنابراین علم و دین امکان دارد که در صورت صائب بودن، تزاحمی با هم ندارند و با هم متلائم‌اند. تزاحم در جایی است که یکی از این دو، صائب نباشند.

  1. از معرفت دینی تا علم دینی

هندسۀ معرفت دینی، چهار ضلع دارد: گزارۀ عقیدتی، گزاره‌های علمی، گزاره‌های بایستی (حکمی)، گزاره‌های ارزشی (اخلاقی). گزاره‌های عقیدتی، گزاره‌های مباشر ایمان‌اند و انکارشان مستلزم انکار متعلقِ ایمان است، اما گزاره‌های علمی، ذاتاً مباشر ایمان نیستند. بنابراین علم دینی که در چارچوب معرفت دینی قابل فهم است، نه تنها مطلوب است، بلکه محقق نیز هست. این علم دینی نیز شامل علوم انسانی و علوم طبیعی هم می‌شود، اما با نظر به انسجام پیش‌گفته میان گزاره‌های علم دینی که مبتنی بر نظریۀ تناسق است، از نظر استاد رشاد، نظریۀ تهذیب، نظریۀ درستی نیست. «علم سکولار، فاقد قابلیت تهذیب است».

با نظر به تفاوتی که میان معرفت دینی و علم دینی وجود دارد، استاد رشاد علم دینی را معرفتی آزمون‌پذیر معرفی کردند. بنابراین اگر یک دستگاه سنجمانی به‌وجود آید، امکان تشخص سرگی و ناسرگیِ نظریات علم دینی وجود دارد که البته در این بخش، کمتر کار شده است. استاد رشاد، به برخی از معیارها و سنجه‌ها اشاره کرد: سنجش از نقطه‌نظر تلائم برداشت‌ها و دریافت‌ها با فطرت و عدم تنافر با عقل سلیم، عدم تعارض با احکام قطعی عقل، سنجش با سیرۀ مستمرۀ قطعی عقلا، سنجش با مبانی انسان‌شناسی دینی، سنجش با ارتکازات مسلمین، سنجش با احکام و مقاصد شریعت، سنجش بر اساس میزان کارآمدی و نظایر آنها. از نظر استاد رشاد، مسئلۀ کارآمدی یکی از سنجه‌های مهم در سنجش علم دینی است.

  1. نظریۀ ابتناء

در نظریۀ ابیتناء، دینی‌بودنِ علم مورد بحث قرار می‌گیرد. به تعبیر دیگر از نظر استاد رشاد، علم دینی از ترکیب نظریۀ تناسق و نظریۀ ابتناء شکل می‌گیرد. در این نظریه، بحث دربارۀ این این است که علم دینی، چگونه بر مبانی‌ای خاص مبتنی می‌شود. ما یک اصول مبداء شناختی داریم که برخی از آنها عبارتند از: اصول مبدا-هستی‌شناختی، هستی-جامعه‌شناختی، اصل واقعیت‌مندی جهان، اصل توحیدبنیادبودنِ هستی و خالقیت، مالکیت ذاتی خداوند در جهان، اصل نظام احسن بودنِ جهان، اصل هدف‌داری و غایت‌مندی آفرینش، اصل ترتُب طولیِ جهان و اصل شبکۀ علل-معالیل.

در نظریۀ ابتناء، اصل برایندوارگی معرفت حاکم است که بر اساس آن، علم محصول نقش‌آفرینی برایند شناختگر(فاعل شناسا)، شاخته (متعلق شناخت) و پیرا شناخته (عوامل معد یا مانع) بر سر علم است. تعامل این سه مولفه، معرفت را ایجاد می‌کند. فاعل شناسا نیز حق‌تعالی است و لذا ساحت ربوبی است که معرفت را ایجاد می‌کند. علاوه بر اصل برایندگی، اصل تناسخ ابزار شناخت با موضوع شناخت نیز مطرح است. با نظر به این اصل، موضوع علم الهی، به دلیل گسترۀ شناختِ افعال خداوند و مخلوقات او، گستره‌ای به مراتب گسترده‌تر از علوم طبیعی و انسانی مدرن است.

بنابراین نظریۀ ابتناء، معرفت دینی و علم دینی، مبنایی متقن و منحصربه‌فرد برای تاسیس علم دینی است. علم دینی، بر اساس نظریۀ ابتناء، برایند فرایندِ تاثیر-تعاملِ متناوب-متداوم مبادی خمسۀ دین به‌عنوان پیام الهی است. بنابراین معرفت دینی، رویکردی تکاملی دارد که در یک فرایند حلزونی یا شبه هرمنوتیکی، کماً و کیفاَ وسیع‌تر می‌شود. تعابیر دینامیک-دیالکتیک‌بودن نیز ناظر به همین روند تکاملی است.

در مقام جمع‌بندی می‌توان گفت که نظریۀ ابتناء، از چهار اصل تشکیل می‌شود: فرایندمندیِ تکون معرفت و برایندوارگیِ معرفت دینی، دوگونگیِ سازوکارهای دخیل در معرفت دینی و امکان سرگی و ناسرگی معرفت دینی، پیام‌وارگیِ دین و شمول آن بر مبادی خمسۀ تاثیرگذار بر فهم و بیان، برساختگی کشف و کاربرد صائب و جامع دین بر کشف و کاربرد صائب مبادی. بنابراین نظریۀ ابتناء، در واقع راه کسب معرفت صائب را مطرح می‌کند و در مقابل نظریۀ قبض و بسط و امثال آن، راه برای کسب معرفت صائب را نشان می‌دهد.

بخش دوم

در بخش دوم، حضار جلسه پرسش‌های خود را مطرح کرده و استاد رشاد پس از تجمیع پرسش‌ها، به آنها پاسخ دادند؛ هرچند در مقام گزارش، پرسش و پاسخ به ترتیب آورده می‌شوند. البته استاد رشاد متذکر شدند که بهتر بود این جلسات با مخاطب عام برگزار شود.

آقای سهیلی: آیا همانطور که در بخش مبادی شناخت، تجربه در ذیل عقل مورد توجه قرار می‌گیرد، در بخش سنجه‌های علم دینی نیز تجربه مورد نظر است؟

تجربه، روش است و نه منبع و لذا می‌تواند هم در مقام تولید و هم در مقام سنجش، مورد بهره‌برداری قرار بگیرد، اما در هر دو، تجربه، روشگانی است.

آقای فرهمند: غایت‌شناسی، آیا مبادیِ هستی‌شناسی است یا اصلی جداست؟ آیا غایت‌شناسی را می‌توان به‌عنوان اصلی مجزا مورد نظر قرار داد یا در ارتباط با ارزش‌شناسی قابل بحث است؟ پرسش دیگر دربارۀ رابطۀ هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی است که در نظر استاد رشاد به شکل خطی مطرح است در حالی‌که معتقدند علم، مطابق با وجود است. آیا این دو قابل جمع است؟ در این مسئله، استاد تابع دیدگاه مشائی هستند یا صدرایی؟ پرسش سوم نیز ناظر به این بحث است که در بحث تقسیم علم، علم به سه ساحت لاهوتی و انسانی و طبیعی تقسیم شد، در حالی‌که در نگاه اسلامی، انسان، در همۀ عوالم حاضر است؟ میان این انسان با آن علوم انسانی چه رابطه‌ای برقرار است؟

ما با غایت‌شناسی در چند جا سروکار داریم. یکی از مولفه‌های علم است. یک‌جا در موارد بینشی علم است که از جنس هستی‌شناختی است، اما در علم، از حیث معرفت‌شناختی است. لذا تعابیر مختلف از غایت‌شناسی، ناشی از تفاوت در محل‌های مختلف است. مساوقت علم و وجود نیز از نظر بنده، تابع حکمت صدرایی است. البته حتی فیلسوفان ملحد نیز گاهاً مبداء علم را اشراقی یا الهامی می‌دانند. اما در حکمت صدرایی یا مبنای نوصدرایی که روشن است که علم مساوق با وجود است و مبداء وجود نیز حق‌تعالی است، بنابراین مبداء علم، باید حق‌تعالی باشد. به همین دلیل، معتقدیم که علم از ساحت الاهی به ساحت بشری نزول پیدا می‌کند. مراد از لاهوتی و انسانی و طبیعی، نیز ناظر به عوالم هستی‌شناختی نیست که مسئلۀ شما مطرح شود.

آقای قائمی‌نیک: اگر ما در این جهان فعلی زندگی می‌کنیم و می‌اندیشیم و با جهان مدرن، خواه به‌لحاظ نظری و خواه ‌به‌لحاظ عملی درگیری داریم و از سویی مطابق نظریۀ استاد رشاد، نظریۀ تهذیب نیز نظریۀ درستی نیست. راه‌حل ایشان برای مواجهه با جهان مدرن چیست؟

به نظر ما تهذیب، رویکرد مناسبی نیست، چون ما نمی‌توانیم علوم موجود را با همین شکل موجودش که در تصرف نگاه سکولار است، در دستگاه معرفتی سازوار خودمان قرار دهیم. برای انسان معمولی، برخلاف انسان معصوم، دست‌یابی به معرفت صائب، با کاربست تمامیِ مجاری معرفتی ممکن است و لذا رویکرد تهذیبی نمی‌تواند صائب باشد، چون برخی از مجاری معرفتش را از نگاه سکولار می‌گیرد. لذا باید با دستاوردهای دنیای مدرن، به شکل تصرفی مواجه شد تا برایندِ مجاری مختلف معرفت من بتوانند به معرفتِ صائب منتهی شوند.

آقای موسوی: به‌نظر می‌رسد در نگاه حضرت‌عالی، علم دینی بیشتر یک علم نظری و گزاره‌ای است. این در حالی است که بخشی از علم، حتی حکمت عملی هم نیست، بلکه مهارت‌ها و مناسباتِ عملی است که خواجه‌نصیرالدین طوسی نیز از آنها به نوامیس و آداب و رسوم یاد می‌کند. این وجه از امور در نظریۀ شما چه جایگاهی دارد؟

به زعم استاد رشاد، این قسم، خارج از علم است و بیشتر شبیه هنر است. مقولۀ هنر، مقولۀ دیگری است و باید در نسبت هنر با علم به آن اندیشید.

آقای یزدانی: مسائل یک علم تابع تحولاتی است که در جامعه شکل می‌گیرد یا به‌صورت بالا به پایین مطرح می‌شود؟ پرسش بعدی نیز ناظر به مسئلۀ کارآمدی است. این کارآمدی چه تفاوتی با کارآمدی پراگماتیستی دارد؟ آیا نباید کارآمدی با ملاک‌ها و قیود دیگری مطرح شود؟

به نظر ما ناکارآمدی، سنجۀ مطلق نیست، بلکه سنجش، با دستگاه سَنجمانی صورت می‌گیرد و لذا قیود و مولفه‌های مختلفی مطرح می‌شود. لذا کارآمدی در کنار دیگر سنجه‌ها و آنهم در یک دستگاه سنجمانی باید مورد توجه قرار بگیرد. این دستگاه‌بودن، هم در فتوا و هم در معرفت مورد نظر است. لذا اگر دیگر سنجه‌ها و انسجام میان آنها را درست انتخاب کردیم، سنجۀ کارآمدی را نیز مورد ارزیابی قرار می‌دهیم.

آقای عاشوری: به‌نظر می‌رسد یکی از پیش‌فرض‌هایی که باید دربارۀ نظریۀ علم دینی پاسخ گفت آن است که آیا علم، یک امر ذهنی است یا یک امر اجتماعی و بین‌الاذهانی؟ به‌نظر می‌رسد حضرت‌عالی این پرسش را مسکوت می‌گذارید؛ اما مسئله‌ای که مطرح می‌شود و آن اینکه وقتی علم را یک معرفت دستگاه‌وار می‌دانید و بر انسجام آن تاکید دارید، عملاً دیگر یک امر بین‌الاذهانی نمی‌تواند باشد. پرسش دقیق بنده آن است که این نظریۀ ذهنی و فردی، چه نسبتی با علوم بین‌الاذهانی دارد؟ نظریۀ علم دینیِ شما به ابعاد غیر معرفتی و غیر نظری علم که بیشتر بین‌الاذهانی است، چه نسبتی برقرار می‌کند؟

مسئلۀ بین‌الاذهانی بودن معرفت، خودش مورد تامل است و ما قبول نداریم، زیرا معرفت را تبدیل به امری فرهنگی می‌کند. اما این عدم اعتقاد به بین‌الاذهانی بودن معرفت، به‌معنای فردی بودن معرفت نیست، چون امکان کسب معرفتِ صائب، برای همه وجود دارد. همه می‌‌توانند با به‌کار بردن منطق درست و دیگر شرایط آن، می‌توانند به معرفت صائب دست پیدا کنند. خودِ معرفت بین‌الاذهانی بودنِ معرفت یا نظریات موجود در یک بین‌الاذهانیت، هرکدام چه نسبتی با دیگری دارند؟ این نظریه نیز با دیگر نظریات همان نسبت را برقرار می‌کند.

آقای محمدی: یکی از ویژگی‌های بسیار مهم نظریۀ حضرت‌عالی، تقسیمات دقیق و مستمر منطقیِ نظریه است، اما پرسش آن است که مابازاء محتوایی این نظریات چیست؟ منظورم از محتوا، وضعیتِ فعلی و تاریخیِ ما است. من در نظریۀ شما، در یک حصار صوری قرار می‌گیرم نه اینکه مقهور تحلیل محتوایی استاد قرار گرفته باشم. در نقطۀ مقابل، برخی از نظریات علم دینی، علم را اساساً محصول یک فرایند اجتماعی یا تاریخی می‌دانند که به نحو اجمالی شکل می‌گیرد و صورتِ منطقیِ آن، در واقع صورت‌بندیِ آن محتوا است.

یکی از مبادیِ خمسۀ دین، موضوع انسان است. انسان مخاطب دین است. در این انسان، با همۀ خصوصیاتش مورد توجه است؛ از جمله اینکه انسان، دنبال پیشرفت است. لذا باید نظریۀ علم دینی، این وجه پیشرفت انسان را تامین کند. در واقع ما مبادی را به شکلی تعریف می‌کنیم که متناسب با محتوای واقعی باشد. بنابراین وقتی مبانی درست باشد، می‌توانیم به امور اجتماعی و تمدنی و سیاسی نیز توجه داشت. البته باید توجه داشت که وقتی می‌خواهیم علم دینی یا فقه حکومتی و اجتماعی را تولید کنیم، باید ناظر به انسان بماهو انسان تولید کنیم، اما از این تولید می‌توان الگویی برای ایران استنباط کنیم. برخلافِ نظر شهید صدر، نظام اسلامی، یک نظام اسلامی است و ما نظام‌های اسلامی مختلف نداریم، اما می‌توان از آن، الگوی ایرانی و عراقی و … استخراج کرد. علم، محلی و تاریخی نیست، اما الگوهای برگرفته از آن در مقام کاربرد، می‌تواند منطقه‌ای و محلی استخراج کرد.

طلبگی شغل نیست؛ سمت نیست؛ صفت است

طلبگی شغل نیست؛ سمت نیست؛ صفت است

آیین آغاز سال تحصیلی ۹۸-۹۹ حوزه‌های علمیه استان تهران، صبح امروز چهارشنبه ۲۷ شهریورماه جاری، با حضور و افاضه حضرت آیت‌الله العظمی نوری همدانی و آیت‌الله علی‌اکبر رشاد، ‌حجت‌الاسلام رحیمی صادق، طلاب و اساتید، مدیران، کارکنان مدارس علمیه برادران و خواهران، شخصیت‌های حوزوی و فرهنگی و مسئولین سیاسی استان تهران و ائمه جمعه و جماعات در مصلی بزرگ حرم مطهر حضرت عبد العظیم حسنی(ع) برگزار شد.

آیت‌الله علی‌اکبر رشاد رییس و موسس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و ریس شورای حوزه‌های علمیه استان تهران ضمن خیر مقدم به مناسبت حضور آیت‌الله العظمی نوری همدانی و قدردانی از حضور پرشور طلاب جوان خواهر و برادر در این مراسم گفت: بنده به عنوان طلبه‌ای کوچک از سوی خودم و اعضای شورای حوزه‌های علمیه استان تهران نکاتی را عرض می‌کنم.

طلبگی صفت است و اقتضاعاتی دارد

وی در ابتدای سخنان خود با توجه به اهمیت و شان طلبه در جامعه گفت: طلبگی شغل نیست، سمت نیست؛ صفت است و این صفت اقتضاعاتی دارد. طلبه به نام‌گذاری نیست و بلکه یک هویت و حقیقت است. طلاب باید در متن و بتن وجودشان طلبه باشند و ما چیزی پراهمیت تر از این امر سراغ نداریم.

رییس شورای حوزه‌های علمیه استان تهران افزود: به نظر خطری تهدید کننده تر از اینکه هویت طلبگی مورد خطر قرار گرفته، پیش روی حوزه نیست. من نیز هم ابراز نگرانی کرده و هشدار و تذکر می‌دهم که آنچه امروز حوزه را تهدید می‌کند، خویش گمکردگی حوزویان است. طلبه باید از هر زاویه‌ای که به او نگریسته می‌شود، طلبه باشد.

فراگیری علوم انسانی در حاشیه علوم حوزوی

آیت‌الله رشاد گفت: طلبه، هر علمی را نیم‌تواند فراگیرد، بلکه علوم و معارفی که کسب می‌کند باید علوم طلبگی باشد. البته فراگیری علوم دیگر برای او مانعی ندارد اما در قیاس با این علوم، فضل می‌خواهد.

رییس شورای حوزه‌های علمیه استان تهران افزود: از دیگر آفاتی که امروزه به فراوانی دیده می‌شود این است که برخی طلاب به دانشگاه رفته و پس از دریافت مدرک دانشگاهی از تحصیل و فراگیری علم دست می‌کشند. عملا این افراد که علم آنها از علوم فقهی خالی است، دیگر حوزوی نخواهند بود. و این به معنی باختن هویت معرفتی در قلمرو حوزوی است. البته که باید یکی از رشته‌های علوم انسانی با دروس حوزوی برای اهتمام بیشتر در آن علوم همراه باشد.

هویت معنوی رمز طلبگی

رییس و موسس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در ادامه سخنان خود گفت: طلبه باید هویت معنوی داشته باشد. یعنی وقتی که او سخن می‌گوید یا همکلام با دیگران می‌شود معنویت در وجود او حس گردد و این مهم جز برقرای ارتباط منظم با ساحت کلام الهی ممکن نیست. طلبه باید انس خاصی با وحی نامه الهی و حدیث و سیره معصومین (علیهماسلام) داشته باشد. باید تاسف خورد آنچنان که باید و شاید در این جهات توجهی نیست. روی سخن من با طلاب جوان است. به عنوان مثال تقسیر با خواندن میسر نمی‌شود و طلبه به صورت غیرحضوری نمی‌تواند تفسیر بخواند.

نسبت طلبگی و انقلابی‌گری

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با تاکید بر جایگاه انقلاب و نیاز به روحیه انقلابی‌گری افزود: انقلابی‌گری اگر برای هر مسلمان عادی تکلیف باشد،‌ برای طلبه و عالم دینی فراتکلیف است. انقلابی‌گری برای طلبه هویت است و باید وجود طلبه انقلابی باشد، انقلابی فکر کند و انقلابی عمل کرده و انقلابی رفتار کند و سخن بگوید.

وی گفت: طلبه انقلابی نباید تقیه کند، تقیه برای آنهایی است که انقلابی نیستند. طلبه انقلابی باید انقلابی باشد و مانند انقلاب اسلامی که دیگر خام نیست، رفتاری پخته داشته باشد و این پختگی از حوزه بر می‌آید.

کارآمدی تحصیلات حوزوی برای مبارزه در جبهه انقلاب

آیت‌الله رشاد ابراز داشت: تحصیلات ما باید تحصیلاتی بروز و کارآمد باشد. حال حوزه و طلاب اکنون، حال سازمان‌ها و نهادهایی است که در ایام و شرایط جنگ به سر می‌برند. شرایط جنگ یعنی همان زمان جنگ، یعنی زمانی که افراد با حضور در جبهه از مرزها دفاع می‌کنند و دور از زمان صلح هستند.

آیت‌الله رشاد گفت: امروز کدام اساس دینی مورد جنگ نیست؛ هیچ عقیده و گزاره‌‌ی دینی باقی نمانده است که امروز مورد هجمه قرار نگرفته باشد. پس امروزه، ایام جنگ است و ما نیز سربازان این جبهه هستیم. کسی که وارد حوزه می‌شود باید بداند که این محفل جبهه‌ی جنگ است و باید در این جبهه مبارز بود.

حوزه خواهران پیشرو در امر پژوهش

رییس شورای حوزه‌های علمیه استان تهران با توجه به اهتمام بیشتر طلاب خواهر به پژوهش و همچنین پیشرفت تحصیلی طلاب تهران گفت: بحمدالله در بخش براردان و خواهران پیشرفت‌های نمایانی در حوزه علمیه استان تهران داشته‌ایم و از جهاتی نسبت به حوزه‌های موازی بالاتر و سرفرازتر هستیم. در مجموع ۱۵۰ حوزه علمیه در تهران وجود دارد که ۱۶ هزار طلبه داشته و ۱۶۰۰ مدرس در آن مشغول به تدریس هستند.

واقعه کربلا ظاهراً یک حادثه نیم‌روزه اما در باطن فشرده تاریخ است

واقعه کربلا ظاهراً یک حادثه نیم‌روزه اما در باطن فشرده تاریخ است

آیت‌الله علی‌اکبر رشاد موسس و رئیس پژوهشگاه در مراسم سوگواری دهه اول محرم در مدرسه علمیه امام رضا(ع) اظهار کرد: برخی از فیلسوفان تاریخ اعتقاد دارند که رخدادهای تاریخی بر اساس یک قواعدی در ادوار مختلف تکرار می‌شود.

وی با بیان اینکه انقلاب‌های علمی بر اساس قواعدی رخ می‌دهد، تصریح کرد: طبق نظریات امروزی وقتی گفتمانی ایجاد و پاسخ سوالات آن داده می‌شود به مرور اتفاقات دیگری رخ می‌دهد باید به آنها پاسخ داده شود.

آیت‌الله رشاد با بیان اینکه در تاریخ نیز جریانات در بسترهای مختلف بروز و ظهور کرده به اوج و زوال می‌رسند، ابراز کرد: پس از رحلت پیامبر(ص) جامعه اسلامی با چرخشی معنادار نسبت به حضرت‌زهرا(س) اهانت کرده و غدیر را فراموش و امیرمومنان امام علی(ع) را خانه‌نشین می‌کنند.

تولیت مدرسه علمیه امام رضا(ع) افزود: امت اسلامی مشاهده کرده بودند که پیامبر(ص) و امیرمومنان امام علی(ع) همیشه و همه جا در کنار هم و حضرت جان پیامبر(ص) هستند بنابراین اینکه امیرمومنان امام علی(ع) را کنار گذاشتند باید بررسی شود.

وی با بیان اینکه در تاریخ بشریت از ابتدا تا امروز هیچ واقعه‌ای همچون عاشورا دارای ابعاد مختلف نبوده است، اظهار کرد: واقعه کربلا ظاهرا یک حادثه نیم‌روزه اما دارای ابعاد بسیار گسترده است که گویا کل تاریخ در چندساعت فشرده شده است.

آیت‌الله رشاد با تاکید بر اینکه باید علت جنایت تاریخی کربلا بررسی شود، گفت: امام حسین(ع) فرمودند شما گرفتار دنیا‌پرستی، رفاه‌زدگی، جاه‌طلبی و مبتلا به مسامحه و تسامح در قبال حق شدید، شما تارک امر به معروف و نهی از منکر شدید و عهد خود را نقض کردید.

موسس و رئیس پژوهشگاه با بیان اینکه متاسفانه تاریخ در حوزه علمیه مغفول مانده است، تاکید کرد: تاریخ از آنچه امروز در حوزه‌ها تدریس می‌شود عمیق‌تر و وسیع‌تر است اما به علت زمان اندک و حج بالای دروس دیگر تاریخ کمتر مورد بحث قرار می‌گیرد.

آیت‌الله رشاد با بیان اینکه تاریخ همچون معلم به انسان بینش، مبدا و قدرت تحلیل می‌دهد، اظهار کرد: باید در حوزه‌های علمیه تاریخ تحلیلی آموزش داده شود که طلاب به ابعاد مختلف تاریخ اشراف و تسلط داشته باشند بتوانند با فهم روزگار حال و آینده را تحلیل کنند.

وی در پایان خاطرنشان کرد: برخی کلام، مبانی و خط فکری امام راحل را مورد نقد و تخطئه قرار می‌دهند بنابراین طلاب باید با کار علمی جدی پاسخ چنین افرادی را بدهند.

تحقق بیانیه گام دوم در گروی تحقق علوم انسانی اسلامی است

تحقق بیانیه گام دوم در گروی تحقق علوم انسانی اسلامی است

آیت‌الله علی‌اکبر رشاد موسس و رئیس پژوهشگاه گفت: بیانیه گام دوم یک توصیه تاریخی به ملت ایران است. این متن، به‌واقع مانیفست چهل سال دوم انقلاب اسلامی به شمار می‌آید چرا که صورت تدوین شده، مختصر و منسجم تمامی مواردی است که رهبر معظم انقلاب در سالیان متمادی برای برداشته شدن گام نخست انقلاب اسلامی فرموده بودند. بیانیه گام دوم سند جامعی است که توسط رهبری معظم، در مدت یک هفته نوشته شده است ولی برابری می‌کند با تمامی اسنادی که طی چهل سال با مشارکت هزاران نفر نوشته شده است.

وی افزود: تحقق بیانیه گام دوم، همانند عمده بیانات راهبردی دیگر رهبری معظم، در گروی تحقق علوم انسانی اسلامی است و این همان پیوندی است که می‌توان بین بیانیه گام دوم و عرصه علوم انسانی اسلامی تعریف کرد.

آیت‌الله رشاد گفت: اهتمام رهبر معظم انقلاب نسبت به حوزه علوم انسانی به هیچ وجه قابل انکار نیست. بنده در گفتگوهای خود با رهبر معظم انقلاب، بارها شاهد آن بوده‌ام که ایشان بر این نکته که علوم انسانی اسلامی کلید حل همه مشکلات ماست، تأیید کرده‌اند.

ریاست پژوهشگاه در ادامه گفت: البته تولید علوم انسانی اسلامی کار صرفاً دانشگاهی یا حوزوی نیست و دانشگاهیان و حوزویان به‌تنهایی نمی‌توانند این هدف را محقق کنند. دانشگاهیان باید در عرصه موضوع‌شناسی به ایفای نقش بپردازند و در منطق و حکم‌شناسی حوزویان فعالیت کنند و این دو فعالیت اگر به صورت توأمان رخ بدهد تحول در علوم انسانی محقق خواهد شد.

ولایت اجازه انباشت ثروت و قدرت نمی‌دهد

ولایت اجازه انباشت ثروت و قدرت نمی‌دهد

روز شنبه مورخ ۱۶ شهریورماه جاری آیت‌الله علی اکبر رشاد رییس و موسس پژوهشگاه در مجلس عزاداری روز هفتم ماه محرم الحرام با اشاره به خطبه‌ای از امام حسین(ع) به ایراد سخنرانی پرداخت.

آیت‌الله رشاد گفت: سیدالشهدا(ع) در صحرای منا در حالیکه از سراسر جهان اسلام جمعیت کثیری در آن مکان حضور داشت و این تجمع بزرگترین تجمع مسلمانان به لحاظ کمی و کیفی بود به ایراد خطبه‌ای پرداخت.

امام حسین(ع) بعد از حضور تمامی افراد در تجمع منا خطاب به ایشان گفت: آیا فراموش کرده‌اید که حدیث منزلت توسط پیامبر خوانده شد و حضرت رسول اکرم(ص) فرمودند که علی نسبت به من مانند هارون نسبت به موسی است، در حالیکه هارون نبی بوده اما علی نبوت ندارد؟ آیا جملاتی که ایشان نسبت به من، پدر، مادر، خواهر و برادرم فرموده‌اند را فراموش کرده‌اید؟ امام حسین(ع) فرمودند که آیا زماانی که در مسجد سجده شما طولانی می‌شد را بخاطر دارید؟ چگونه بعد از این همه تذکر و توصیه رسول اکرم شما تغییر کرده‌اید؟ چگونه شده‌اید؟رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: سپس حضرت به نوعی آسیب شناسی اجتماعی درون آن جمعیت پرداخته و گفتند: مشکل اساسی شما اشرافیت است، مشکل شما چسبیدن به جاه است. شما انباشت ثروت کرده، به جاه رسیده و به ثروت چسبیده‌اید. و انحراف عظیمی که در عالم اسلام امروز به وجود آمده است، همین است. ولایت اجازه انباشت ثروت نمی‌دهد. ولایت اجازه انباشت قدرت هم نمی‌دهد. ولایت باعث یکدستی خواهد بود و کوچکترین اجازه‌ای برای ظلم نخواهد داد.

رییس و موسس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در ادامه سخنان خود افزود: امیرالمومنین که میدانی ترین و شجاع ترین مرد زمان خود بود، بنا به مصلحت جامعه و جهان اسلام در حدود ۲۵ سال خانه نشین شد، کسی که در نزدیک به ۸۰ جنگ بزرگ و کوچک حضور داشت، ۲۵ سال خانه نشینی را تجربه کرد تا دین مبین اسلام به خطر نیفتد. این بزرگوار می‌دانست که اگر قرار باشد با شمشیر وارد شود، کیان اسلام آسیب خواهد دید و حتی همین فرقه‌ای که به نام اهل سنت نام دارد نیز الان باقی نمی‌ماند.

طلاب به صورت عملی مروج بیانیه گام دوم انقلاب در جامعه باشند

طلاب به صورت عملی مروج بیانیه گام دوم انقلاب در جامعه باشند

 آیت‌الله علی‌اکبر رشاد موسس و رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و رییس شواری سیاست گذاری حوزه‌های علمیه استان تهران، در گفت‌وگو با خبرگزاری رسا، با اشاره به بیانیه گام دوم انقلاب، گفت: مخاطب اصلی بیانیه گام دوم انقلاب جوانان هستند و طلاب جوان باید طلایه دار گام دوم انقلاب باشند.

وی با اشاره به اینکه در بیانیه گام دوم انقلاب نقشه راه دست یابی به تمدن نوین اسلامی مطرح شده است، ادامه داد: به لحاظ معرفتی و تقریری آن کسانی که این نقشه راه و مسیر را باید طی کنند در وهله نخست و درجه اولی طلاب هستند.

آیت‌الله رشاد اضافه کرد: طلاب نه تنها در سال تحصیلی باید به تحقق بیانیه گام دوم انقلاب توجه کنند بلکه باید بدانند مفاهیم و مضامین این بیانیه در حقیقت برای ده ها سال تکلیف مردم ایران و جوانان بخصوص طلاب را روشن کرده است.

رییس شواری سیاست گذاری حوزه‌های علمیه استان تهران با تاکید براینکه محورهای ۷گانه بیانیه گام دوم انقلاب باید مورد توجه طلاب باشد، اظهار داشت: بخصوص در بخش مسائل معرفتی و تولید معرفت و جنبه های معنوی بیانیه گام دوم تنها این طلبه ها هستند که می توانند از مسؤولیت این کار بربیایند و به مراتب وظیفه سنگینی در این زمینه برعهده دارند.

موسس و رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با تاکید بر اینکه طلاب در زمینه محورهای بیانیه گام دوم باید بسیار مطالعه داشته باشند و به مضامین آن تدبر کنند، گفت: طلاب به صورت عملی مروج بیانیه گام دوم انقلاب در جامعه باشند.

وی در خصوص مهمترین رسالت طلبگی، اظهار داشت: کار روحانی و علمای دین به عنوان تداوم رسالت انبیاء الهی، تربیت نفوس است؛ بنابراین طلاب باید اهتمام ویژه ای به تزکیه و تربیت جان و روح مردم که مهمترین رسالت طلبگی به شمار می رود داشته باشند

به یمن انقلاب، بهار مکتب اهل بیت(ع) آغاز گشته است

به یمن انقلاب، بهار مکتب اهل بیت(ع) آغاز گشته است

در پی انتصاب آیت‌الله حاج شیخ رضا رمضانی از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی به دبیرکلی مجمع جهانی اهل بیت(س) پیام تبریکی از سوی آیت الله علی اکبر رشاد رییس و موسس پژوهشگاه خطاب به ایشان صادر شد.

همکار فاضل فرهیخته
آیت‌الله حاج شیخ رضا رمضانی (مازال موفقاً).
دبیرکل مکرم مجمع جهانی اهل بیت (س)

خدمات علمی اجتماعی ارزشمند حضرت مستطاب‌عالی طی دهه‌های گذشته در داخل و خارج کشور، بس ستودنی و مایه‌ی تقدیر است؛ اینک نیز تشخیص صائب نیابت عامه¬ی حضرت بقیت الله (عج)، ساحت خدمت خطیر دیگری را فراروی آن برادر بزرگوار نهاده است که بی‌شک به سرانگشت تدبیر، آن را به فرصتی فرخنده برای تقویت حصن حصین دین یعنی امر ولایت، و تحکیم و توسعه‌ی تعالیم وحدت‌بخش اهل بیت وحی (س) و سامان‌دهی شؤون شیعیان و شیفتگان ساحت عُلوی عَلوی در جهان بدل خواهید فرمود.
اینک که به یمن انقلاب مقدس اسلامی، بهار جهانگیر مکتب اهل بیت (ع) آغاز گشته است، مجال مغتنمی فراهم شده است تا به جای اختلاف‌افکنی و نفرت‌پراکنی میان آحاد و واحدهای امت، آموزه‌های ژرف و شگرف آن حضرات (سلام الله علیهم) بشیوه‌های مناسب و مؤثر به طبقات نخبه‌ی بشریت تشنه‌کام معرفت و حقیقت‌ در اقصی نقاط عالم رسانده شود، که بفرموده‌ی حضرت ثامن الحجج (ع): «فَإِنَّ اَلنَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ کَلاَمِنَا لاَتَّبَعُونَا » .
اکنون ضمن عرض تبریک و ابراز خرسندی از این اتفاق مبارک، آمادگی کامل همکارانتان در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی و نیز همراهانتان در حوزه‌ی عریق و عظیم عاصمه‌ی ام القرای انقلاب اسلامی، تهران را برای همگامی با جناب عالی در راستای پیگرفت این مشی و ممشا و تحقق منویات زعیم حکیم انقلاب اسلامی (دام ظله) اعلام می‌دارم.
فرصت را مغتنم شمرده، ضمن آرزوی موفقیت برای جناب عالی، از باب وظیفه‌گذاری طلبگی، به جهت مساعی ممتد و موفق صدیق شفیق جناب حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمدحسن اختری (دامت برکاته) در سنگرگاه آن مجمع مقدس از معظم له قدردانی کرده، از بارگاه باری برایشان حسن عاقبت و اجر جزیل مسالت می کنم.

علی‌اکبر رشاد
۲، ۶، ۱۳۹۸ برابر ۲۲ ذی‌الحجه ‍۱۴۴۰