بازدید آیت الله علی اکبر رشاد از فرهنگستان هنر

به گزارش روابط عمومی فرهنگستان هنر آیت الله علی اکبر رشاد، در بازدید از خلق بزرگترین روایت تصویری «حبیب‌الله صادقی» از حضور سردار دلها؛ شهید «قاسم سلیمانی» از اسطوره و آیین تا تاریخ تصویری، تمثیلی و معنوی جهان معاصر، اسلام و ایران یادآور شد: چنین روایت فراگیر و جامعی تنها با همت و مدد عشق، خلوص و باوری ژرف می‌تواند خلق و ارائه شود همچنانکه جوهره و خمیرمایه همه آثار بزرگ هنری جهان، عشق است.

در این بازدید که ظهر روز شنبه بیست و هفتم دی ماه با توضیحات هنرمند این اثر از مراحل کار خود و با همراهی سرپرست و معاونان بخش‌های مختلف فرهنگستان هنر انجام پذیرفت، حجت‌الاسلام والمسلمین علی‌اکبر رشاد، خلق این روایت را حاصل معرفت به زوایا و ابعاد فرهنگ معنوی انقلاب و یکی از تجلیات درخشان هنر مقاومت اسلامی شمرد و خاطرنشان کرد: جاسازی حوادث گوناگون تاریخی، فرهنگی، نمادهای حکمی و معرفتی، در این گستره بزرگ و چشمگیر، ثمره تبدیل واقعیت به یک امر والا و متعالی است، همچنانکه حکمت هنر اسلامی نیز در پی تحقق همین مقصد و معناست.

رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه انقلاب اسلامی افزود: چنین تسلسلی از تاریخ و حماسه در یک روایت بصری و خلاقه، جلوه‌ای از عشق است که وجود سردار بزرگ و عزیز تاریخ ایران و انقلاب، یکی از عالی‌ترین مظاهر این عشق و عاطفه عمیق معنوی است. ارائه چنین آثار پرمحتوایی را پاسخ پرطنین و جهانی فرهنگ و هنر پویا و پرتوان انقلاب و مقاومت اسلامی به آمریکا و جبهه استکبار دانست و گفت این کار عین عبادت و نماز و نوافل و ثمره یک سلوک معرفتی و معنوی است.

کارگاه نقاشی «در رثای سیمرغ تجلی» از ۱۶ دی ‌ماه به مناسبت یکمین سالگرد شهادت سردار سلیمانی آغاز به کار کرد و تا امروز ۲۷ دی ماه ادامه داشت و حاصل این کارگاه ۲۰ تابلوی ۲ در ۲٫۵ متری بود که مجموعه‌ای در چهار پرده روایت و یکصد متر مربع را شامل می‌شود.

آیت الله مصباح هم مفسر قرآن بود و هم به معارف زمانه تسلط داشت

آیت الله مصباح هم مفسر قرآن بود و هم به معارف زمانه تسلط داشت

به گزارش خبرنگار مهر، به مناسبت ارتحال ملکوتی آیت‌الله مصباح یزدی، برای بررسی ابعاد علمی و شخصیتی ایشان به گفتگو با آیت الله رشاد عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، رئیس شورای سیاست گذاری حوزه‌های علمیه استان تهران و رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی پرداختیم که در ادامه از نظر شما می‌گذرد:

*در پیام تسلیتی که برای رحلت آیت الله مصباح یزدی صادر کردید اشاره داشتید: فقدان این شخصیت علمی و فکری عمیق و دقیق و خلیق و جامع، بصیر و شجاع، خلأ عظیمی را در حوزه‌های علمیه و عرصه تفکر پدید آورد که هرگز جبران نخواهد گشت. لطفاً در مورد ابعاد علمی و شخصیتی استاد توضیح دهید و بفرمائید این شخصیت جامع محصول چه تلاش‌هایی است؟

شخصیت و شکل‌گیری شخصیت، مانند شکل‌گیری معرفت است. مانند آفرینش یک اثر هنری است. همانطور که معرفت برآیند یک فرآیند است و یک سیری طی می‌شود تا به تکفل معرفت در ذهن یک انسان منتهی شود؛ همان طور که یک اثر هنری حاصل یک دوره طولانی و یک فرایند مفصلی است که بسا در ذهن هنرمند از سال‌ها پیش صورت بسته باشد و آرام آرام پخته و سخته شود تا بر روی بوم یا تابلو بنشیند. شخصیت هم این گونه است. شخصیت ناگهان ظهور نمی‌کند، شخصیت برآیندی است که یک فرایند طولانی را طی کرده تا صورت بسته است.

شخصیت علامه بزرگوار، متکلم فیلسوف بزرگ، مفسر و قرآن‌پژوه سترگ و اندیشمند و متفکر بی بدیلِ بدیع پرداز، آیت‌الله حاج شیخ محمدتقی مصباح یزدی هم چنین است. ما و نسل ما طی این دهه‌های اخیر با آن مرد آشنا شد ولی مصباح نهالی بود که روزی در خاک قدسی قم در باغ و بوستان حوزه رشد یافت، دست باغبان‌ها او را نواخت و آب‌های زلال در پای این نهال فروریخت. بالید، تناور شد، درختی بارور و سایه‌گستر گشت که میلیون‌ها انسان زیر سایه معنویت او و در هاله شخصیت او رشد کردند، راه یافتند و آنها نیز در حد خود با بهره‌گیری از این شخصیت عظیم بالیدند.

آیت‌الله مصباح از لحاظ شخصیت علمی یک شخصیت جامعی بود و باید تأسف خورد که امروز پس از ارتحال ایشان به صیغه ماضی راجع به او سخن میگوییم. ایشان هنوز هستند، با آثارشان زنده هستند، با افکارشان زنده هستند، با محبوبیتی که در قلب‌های مؤمنین داشته و دارند، به زندگی خود ادامه می‌دهند.

ایشان به لحاظ علمی شخصیت جامعی بود. او هم متکلم بود و هم فیلسوف، هم فقیه بود و هم مفسر، هم قرآن پژوه بود و هم تسلط فوق العاده‌ای به علوم انسانی داشت. هم معارف سنتی و به اصطلاح کلاسیک خودمان را داشت و بر آن مسلط بود و هم به معارف زمانه و آرا و افکار عصری تسلط فوق العاده داشت. در میان فقها و حکمای معاصر کمتر کسی را مانند علامه مصباح یزدی می‌شناسیم که این مقدار بر آرا و افکار نو و دیدگاه‌ها و نظریه‌های جدیدی که از این سو و آن سوی عالم به ایران فرا می‌رسید آگاهی و آشنایی داشته باشد.

*شما در مورد علامه مصباح یزدی گفته اید: ایشان طی عمر پربرکت خویش منشأ خدمات معنوی و تربیتی، علمی و فکری، انقلابی و سیاسی بی‌بدیل و ارزنده‌ی بسیاری بود؛ تألیف افزون بر یکصد جلد آثار فاخر در فلسفه، کلام، تفسیر، قرآن‌پژوهی، اخلاق، علوم انسانی اسلامی، اندیشه‌ی سیاسی؛ تربیت هزاران فاضل برجسته و صالح؛ تأسیس و هدایت مرکز علمی بزرگ و تأثیرگذار مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، نمونه‌ای از خدمات ارزشمند و حسنات ماندگار آن بزرگوار است. در مورد جایگاه ایشان به عنوان متکلم و فیلسوف، بیشتر توضیح می‌دهید؟

آیت‌الله مصباح از نظر شناخت مکاتب بسیار بر آرا مسلط بود. کلام او کلام معاصر بود. با اینکه او فیلسوف بود ولی در متکلم بودنش یک متکلم تمام عیار بود ولی نه متکلم سنتی و متکلمی که صرفاً یک سلسله آرایی که از پیشینیان بازمانده باشد را در سینه داشته باشد، بلکه او در کلام نوآوری می‌کرد، مسائل نو را طرح می‌نمود و پاسخ می‌گفت و به همین جهت اگر مکتب کلامی ایشان، به لحاظ مبانی، موضوعات، مسائل، منطق، روش و ادله‌ای که ایشان در بعضی مسائل اقامه می‌کرد که اختصاص به خود ایشان داشت صورت‌بندی شود و مجموع اینها تدوین گردد، کلام جدیدی شکل خواهد گرفت.

هیچ نکته‌ای و هیچ فقره‌ای و هیچ مطلب درخور بحثی در نهایه الحکمه نبوده است که علامه مصباح یزدی بر آن تعلیقه نزده باشد. و کمتر تعلیقه‌ای ذیل کلمات مرحوم علامه طباطبایی خورده که جنبه انتقادی نداشته باشد. یعنی تعلیقه نهایه الحکمه در حقیقت نوعی نقادی، مطالعه انتقادی، ارزیابی و شرح انتقادی نهایه الحکمه است. این در حالی است که او با نهایت احترام و علاقه‌ای که به استاد خود علامه طباطبایی قائل بوده، در زمان حیات ایشان این تعلیقه نگاری را آغاز می‌کند و در یک نقطه‌ای حدود اواسط نهایه الحکمه می‌آورد که: «در حالی این قسمت را می‌نویسم که استادم علامه طباطبایی به ملکوت اعلی پیوسته است.»

*در مورد فعالیت‌های و اندیشه‌های سیاسی ایشان هم توضیح می‌دهید؟

او مجتهد سیاستمدار بود و در سیاست مجتهد و مستقل بود. جهت دیگری که می‌توان به این موضوع افزود این است که او هرگز سیاست را چنان پیشه ندید و او سیاست را چنان اندیشه می‌دید. او سیاست را شغل ندانست و هرگز سمت سیاسی نپذیرفت و هرگز وارد عرصه‌هایی که منتهی به دست یافتن به سمت‌های سیاسی بود، نشد. زیرا شأن ایشان فراتر از این بود. او سیاست را به مثابه مسئولیت، آن‌هم مسئولیت شرعی تلقی می‌کرد.

جامه روحانیت؛ جامه جهاد و اجتهاد

جامه روحانیت؛ جامه جهاد و اجتهاد

عمامه گذاری به مثابه تعریف هویت
عِمامه گذاری در عُرف حوزه، برای طلاب، در عِداد وقایع عمده و اصلی زندگیِ صنفی و شخصی قلمداد می‌شود؛ ما در حوزه عنوانی داریم به تعبیر رایج به عنوان وقایع اربعه یعنی اینکه باید این وقایع مهم ثبت شوند؛ از جمله ولادت، ازدواج، طلاق و فوت به اینها می‌گویند وقایع اربعه؛ اما برای طلاب وقایع خمسه داریم؛ عمامه گذاری هم در حد تولد، ازدواج طلاق و فوت، عمده و مهم است؛ چرا که جامه ی روحانی بر تن طلبه و عمامه بر سر طلبه، به مثابه تعریف هویت است و طلبه با لباس روحانی، هویت پیدا می‌کند. هویت طلبه این است که معمم باشد و در حقیقت، عمامه گذاری به معنای آن است که طلبه یک هویت جدیدی را پذیرفته یا جایگاه او در ذیِّ طلبگی تثبیب شده است. لهذا این واقعه گاه از سایر وقایع مثل ازدواج و طلاق نیز ممکن است مهمتر قلمداد شود؛ همانطور که در آن وقایع شخصیت و هویت فرد تعریف می‌شود، با بر تن کردن جامه علم و عالم دینی و عمامه بر سر نهادن نیز هویت طلبه تعریف می شود.
به خاطر دارم که در سفری علمی برای شرکت در همایشی با مرحوم علامه سید مرتضی عسگری(ره) همسفر بودیم؛ طی مدتی که در همایش شرکت داشتیم با یکدیگر هم اتاق بودیم؛ ایشان شب در اتاقی که شب ها استراحت میکردیم و روزها در همایش حضور داشتیم روی تخت خود با عمامه می خوابید و حتی پیش من قبا و عمامه خود را در نمی آورد. این یعنی هویت! یعنی انگار عمامه و این قبا و احیاناً لباده جزء وجود یک فرد روحانی است! تاسف بار است که امروزه با طلابی روبه‌رو هستیم که دوزیست هستند. یک بار آنها را به کت شلوار می‌بینیم بار دیگر با عبا و قبا؛ این لباس به مثابه یک یونیفرم نیست؛ بلکه به مثابه هویت است، شناسنامه طلبه است!
بعضی از بزرگان و اساتید، توجه و تلقّی خاصی از لباس داشتند. مرحوم شیخنالاستاد حاج شیخ مجتبی تهرانی(ره) می فرمودند: تا زمانی که این پارچه را خریدیم و تا وقتی آن را شسته یا روی بند می اندازیم صرفاً یک پارچه است. اما وقتی عمامه را می بندیم دیگر حتی پا به سمت آن دراز نمی کنیم و آن را مقدس می دانیم!

بی توجهی طلاب امروزی به تقدس جامه روحانیت
ای کاش طلاب امروزی به این دو جهت لباس روحانیت توجه می داشتند که جامه روحانیت و عمامه از سویی هویت طلبه است و از دیگر سو از قداست برخوردار است و طلاب می بایست به لوازم هویت بخشی و قداست مندی عمامه و لباس روحانی توجه و التزام داشته باشند.
طلبه های عزیز باید بدانند با لباس، یک سلسله محدودیت ها و ممنوعیت ها و بلکه حرمت های شرعی خاص متوجه آنها خواهد شد. ما به عنوان یک مسلمان از محدودیت های شرعی مشخصی برخورداریم و باید آنها را مراعات کنیم. طلبه مضاف بر این ها یک سلسله محدودیت‌های شانی دارد که بسا در بعضی مواقع به حکم ثانوی محدودیت و ممنوعیت و حرمت شرعی هم تلقی می‌شود. پس بنابراین طلبه با دو نوع محدودیت و ممنوعیت مواجه است و باید دو نوع حرام را رعایت کند: حرام شرعی و حرام شانی. آنچه که با شان روحانیت سازگار نیست در جهات مختلف آنها را باید مراعات کند این بدان معناست که حد و مرز خاصی وجود دارد که مربوط می شود به شان روحانیِ فرد. بسیاری از چیزها بر مردم عادی مباح است در حالی که بر طلبه مکروه و بلکه گاه حرام است! بسیاری از چیزها بر مردم عادی احیاناً مستحب است در حالی که بر طلبه چه بسا واجب باشد! طلبه باید آنها را به لحاظ شانی رعایت کند. اینکه حضرت امام رضوان الله تعالی علیه فرمودند: زمان و مکان در اجتهاد تأثیر دارد که یک مبنای بسیار مترقّی و کارساز است و مطلب دقیق و صحیحی است؛ به اضافه آن باید گفت که هویت و فرهنگ هم در اجتهاد تاثیر دارند و باید در مقام اجتهاد به عنوان دو عنصر مهم مورد نظر قرار بگیرند و بعضی فتاوایی که از بعضی فقهای ما در اختیار است ناظر به همین حیث است. اینکه مثلاً کیفیت حجاب گرفتن بانوان در یک منطقه و در یک جامعه و در یک فرهنگ به نحوی باید باشد و هست و در جامعه دیگری احیاناً ولو اینکه متفاوت و حتی به نحوی که به طور متعارف حجاب می گیرند حجاب گرفته نشود بعضی فقها می گویند اشکالی ندارد مثلاً فرض کنید برخی لباس های محلی که در میان بعضی اقوام ایرانی معمول است که اصولاً آن لباس به نحوی است که شاید همه بدن و بخشی از چانه و زیر چانه را نمی پوشاند بعضی از فقها می گویند در آن جامعه و در آن فرهنگ ممکن است ایراد نداشته باشد و منافی عفت و منافی حجاب و ناقض حجاب نیست و شاید از این فِقره آیه هم استفاده کنند که ما ظَهَرَ است، یعنی فرهنگ می‌تواند در فتوا تأثیر گذاشته و هویت می تواند در فتوا لحاظ شود.

بیان خاطره از عمامه گذاری بدستان آیت الله گلپایگانی در سال ۱۳۵۲
من وقتی حوالی سال های ۱۳۴۹ و ۵۰ بعد از حدود دو سه سال که در آن شرایط و آن فضای تهران درس خواندم در سنین حدوداً ۱۵ سالگی به شهر مقدس قم مهاجرت کردم. بعد از عزیمت به قم از حُسن تصادف و بلکه از توفیق الهی _ نمی‌دانم به چه دلیل یا به پیشنهاد و راهنمایی چه کسی _ مستقیم سراغ مدرسه ای رفتم که ذیل نظارت و هدایت مرحوم آیت الله العظمی سیدمحمدرضا گلپایگانی بود در خیابان صفائیه؛ به آنجا رفتم و درس‌هایی که در تهران خوانده یا نخوانده بودیم امتحان دادم؛ مثلاً ما مغنی باب ثانی را خوانده بودیم باب رابع را نخوانده بودیم و بالعکس؛ هر دو را امتحان دادیم و حاشیه‌ ملا عبدالله را برای ورود به پایه ۴ امتحان دادیم؛ به تهران بازگشتم و پس از مدت چند روزه دوباره به قم رفتم تا نتایج امتحانات را ببینم. خاطرم هست که مثلاً باب چهارم را که اصلا هنوز نخوانده بودم گفتند قبولی! فهمیدم که باب ثانی که خوانده بودم را نیز حتما قبول شدم خیلی خوشحال شدم. بنابراین ابتدای سال تحصیلی به قم مهاجرت کردم و در مدرسه علوی حجره گرفتم؛ مدرسه آیت الله گلپایگانی آموزشی بود و مدرسه دیگری وجود داشت که خوابگاهی بود یعنی مدرسه علوی در خیابان تهران آن روز قم به ما حجره دادند و از اول که وارد قم شدم از نظر آموزشی در مدرسه آیت الله گلپایگانی خیابان صفائیه مشغول به تحصیل شدم و از نظر بیتوته و حیث خوابگاهی در مدرسه علوی خیابان تهران قم بودم که هنوز هم دایر است. این دو مدرسه تحت اشراف ایشان بود و ما تحت اشراف، هدایت و تربیت آیت الله گلپایگانی در آمدیم.
لمعه را شروع کردیم، اصولین و شرح لمعه و دو جلد اصول فقه مرحوم مظفر را آنجا خواندیم. البته مختصر را نیز نزد آیت‌الله حاج حسن آقا تهرانی خواندیم و بخش عمده اصولین را در جلسه درس آیت‌الله امینیان گیلانی تتلمذ کردیم و شرح لمعه و ابواب و کتب مختلف را نیز پیش اساتید گوناگون از جمله از مرحوم آیت الله اشتهاردی و آیت الله صلواتی و مرحوم آیت الله طالقانی تتلمذ می کردیم. یک دوره معالم را هم نزد آیت الله باکویی تتلمذ کردیم. تفسیر را در حضور آیت‌الله شب‌زنده‌دار شیرازی والد مکرم استاد بزرگوار آیت الله شیخ محمد مهدی شب‌زنده‌دار تتلمذ کردیم. کلام، ادیان، فِرَق و مباحث معنوی را نیز در محضر آیت الله شوشتری خواندیم.

طلاب با اتمام لمعه قریب الاجتهاد می شوند
عرف حوزه است که وقتی طلبه به لمعه می‌رسد یا آن را به اتمام می رساند معمم می‌شود گرچه سابقاً چنین بود که علما، خاصه سادات، فرزندشان را از همان دوران طفولیت و قبل از حتی نوجوانی معمم می کردند؛ من از رهبر معظم انقلاب شنیدم که می فرمودند من کوچک که بودم قبا و عمامه داشتم و در کوچه با این لباس با بچه‌ها و دوستانم بازی می‌کردیم! به هرحال معمول بود که علما فرزندانشان را حتی از کودکی معمم می‌کردند. این به این معنا بود که از همان اول، یک روحانی، روحانی بار بیاید. من در کتاب نظام آموزشی پرورش مآل گفته‌ام که طلبه باید به معنی الکلمه آخوند بار بیاید، یعنی آخوندی جزء حس هویتی او باشد و طبیعت ثانویه طلبه قلمداد شود؛ ولی خوب سنت دیگری که در این دوره های اخیر معمول شده و گرچه و مع الاسف مثل تاخیر سن ازدواج و بالا رفتن سن ازدواج سن عمامه گذاری هم بالا رفته است این بود که طلاب لمعه را که مشغول می شدند و پایان می‌گرفت معمم می شدند و این یک منطق داشت و آن منطق این بود که لمعه یک دور فقه شیعه است و طلبه هیچگاه دیگر توفیق پیدا نمی کند یک دور فقه شیعه را بخواند.
همه طلبه‌ها در عمرشان با لمعه یک دور کامل فقه شیعه را مرور می‌کنند این فی نفسه خوب است. خوب تر از آن این است که طلبه لمعه را خوب بخواند یعنی همچنان که حق لمعه است تدرس و تعلم کند لمعه یک کتاب نیمه اجتهادی و نیمه استدلالی است و اگر کسی به مقتضای همین نیمه استدلالی و نیمه اجتهادی بودنش آن را بخواند نیمه مجتهد می‌شود؛ که اصطلاحاً می‌گوییم قریب الاجتهاد. عرض من به عنوان یک طلبه که بیش از نیم قرن از دوران طلبگی و تتلمذ او سپری شده و بیش از نیم قرن است که به تدرس و تدریس و تعلم و تعلیم مشغول است این است که: اگر طلبه ای لمعه را آنچنان که باید و شاید خوانده باشد وقتی آن را به پایان می‌برد باید قریب الاجتهاد شود؛ با این منطق طلبه ها را معمم می کنند و این منطق درست است ولو اینکه گاه ممکن است این معنا و منطق محقق نشود. طلبه‌ها تا قبل از معمم شدن و بدون عمامه به تبلیغ نمی رفتند و نباید بروند و این آفتی است که بعضی طلبه ها بدون عمامه به کار تبلیغی می پردازند و این می‌تواند اگر جوانب قضیه ملاحظه نشود تبدیل به یک آفت شود که غیر معممین و غیر متخصصین وارد حوزه تبلیغ دین شوند که نوعاً نیز منتهی به تحریف و انحراف می شود!

خاطره سفر تبلیغی در محضر ملا آخوند همدانی
ولی گاهی طلبه ها قبل از آنکه معمم شده باشند به اقتضاء شرایط با احساس مسئولیت سفر تبلیغی می رفتند؛ ما هم یک نوبت از قم به همدان رفتیم و به محضر مرحوم آیت الله ملا علی آخوند همدانی مشرف شدیم در مسجد ایشان طلبه های زیادی شاید۵۰ تا ۱۰۰ نفر از نقاط مختلف کشور و عمدتا از قم آمده بودند و دورتادور مسجد نشسته بودیم؛ ایشان هم نشسته بودند یکی یکی احوالپرسی می کردند و سوال می کردند از کجا آمده اید و چه می خوانید کجایی هستید و بعد مشخص می فرمودند که کجا منتقل شوند و فقط هم همدان حوزه استحفاظی معنوی و حوزه اجتماعی آن بزرگوار نبود بلکه کل غرب کشور تحت نفوذ ایشان بود این در حالی است که شخصیت های بزرگ و برجسته‌ای مثل حضرت آیت الله شهید اشرفی اصفهانی هم در کرمانشاه مستقر بودند.
علی ایحال تا به ما رسید ما هنوز معمم نشده بودیم ولی لباس پوشیده و رفته بودیم من هم محاسنم هنوز کامل در نیامده بود ولی خوب مختصری محاسن داشتم و سرم را هم با تیغ تراشیده بودم و خیلی تیپ مقدسی پیدا کرده بودم!(خنده) ایشان خیلی از ما خوشش آمد و به دیگران گفت ببینید طلاب تهران چقدر مقدسند و چقدر ظاهر خوبی دارند، و بعد ما را به سُنقُر کُلیایی فرستاد که در جای خود قصه مفصلی دارد.
در هر صورت قبل از اینکه طلبعه لمعه را خوانده باشد معمم نمی‌شد و لمعه را نیز آن سان که باید و شاید می‌خواندند پس بنابراین عمامه گذاری از یک حیث هویت است و پوشیدن جامه مقدسی است از حیث دیگر نوعی خلعت افسری است. در حقیقت می‌خواهند بگویند که طلبه به یک رتبه و درجه ای رسیده است. اینها چیزهایی است که در سنت پیشین ما بوده حالا اگر احیاناً این سنن حفظ نشده یا رنگ باخته امر دیگری است ولی اینها در تاریخ حوزه محفوظ مانده است.
ما تقریباً عمده لمعه را خوانده بودیم؛ در حدی که یادم هست عید غدیر سال ۵۲ بود بنا شد مراسمی که مثل هرسال در ایام عید غدیر یا میلادحضرت حجت(س)در حوزه برگزار می‌شد برگزار شود که گاهی در مناسبت‌های دیگر مثل مبعث یا احیاناً موالید حضرات معصومین(ع) نیز مراسم عمامه‌گذاری اجرا می‌شد و مرحوم آیت الله گلپایگانی(ره) خودشان شخصاً این کار را می‌کردند.
در گذشته عمامه گذاری فقط به دست مراجع تقلید صورت می‌پذیرفت؛ اینجور نبود که هر طلبه متوسطی مثل بنده هم مرتکب چنین کاری بشود و عمامه بر سر دیگری بگذرد(خنده) چون می گفتند این اتفاق بزرگی است جزء وقایع خمسه حیات طلبه است. لهذا مراسم بسیار سنگینی برگزار می شد و می شود و بزرگان حضور دارند و طلبه ها به دست یک مرجع تقلید معمم می‌شوند خود ما هم این توفیق را داشتیم که تحت هدایت و تربیت آن بزرگوار بودیم و به دست مبارکشان نیز باید معمم می شدیم؛ در آن مراسم بزرگانی بودند مثل مرحوم آیت الله بنی فضل، مرحوم آیت الله حاج حسن طهرانی، آیت الله امینیان گیلانی و آیت الله صلواتی و سایر اساتیدی که در مدرسه آیت الله گلپایگانی تدریس می کردند یا به نحوی از حواریون ایشان قلمداد می شدند و دفتر ایشان را اداره می‌کردند که عموماً هم از اعاظم بودند و در این مراسم حضور داشتند؛ در آن روز نورانی و مبارک این اتفاق میمون افتاد و ما به دست پر برکت مرحوم آیت‌الله العظمی سیدمحمدرضاگلپایگانی معمم ‌شدیم و انشاالله که صلاحیت و شایستگی بوده و انشاالله ک آن صلاحیت حفظ شده باشد. امیدوارم اگر در منِ طلبه ی کفِ حوزه، اندک صلاحیتی هست به عنایت الهی این صلاحیت ارتقا و افزایش پیدا کند و اگر فاقد صلاحیت هستم به مشیت الهی اصلاح شوم و صلاحیت حاصل کنم و بتوانم بار سنگینی را که با قرار گرفتن عمامه بر سر من و بر دوش من سنگینی می‌کند به سر منزل مقصود برسانم. چه آنکه عمامه بر سر، کفن به همراه داشتن است و ما طلبه‌ها وقتی عمامه بر سر می گذاریم می‌خواهیم اعلام کنیم هویت و رسالت ما این است، مرز ما این است و می‌خواهیم اعلام کنیم کفن ما همراه ماست و همواره لباس رزم بر تن داریم و عمامه در حقیقت پرچم مبارزه‌ای است که به جای برکف گرفتن بر سر نهاده ایم و این عمامه را زمانی از دست می‌دهیم که سر از دست داده باشیم! امید که خداوند متعال حیات ما را با شهادت فرجام بخشد و عمر ما ختم به شهادت بشود به عنایت الهی و با دعای حضرت حجت سلام الله علیها
ان شاءالله

پیام تسلیت آیت الله علی اکبر رشاد در پی ارتحال علامه محمدتقی مصباح یزدی

پیام تسلیت آیت الله علی اکبر رشاد در پی ارتحال علامه محمدتقی مصباح یزدی

پیام تسلیت آیت الله رشاد بمناسبت رحلت آیت الله علامه محمدتقی مصباح یزدی:
او حنجره‌ی خروشناک گفتمان فکری انقلاب اسلامی بود/اعلام تعطیل کلیه‌ی مدارس علمیه‌ و مراکز حوزوی استان تهران .
در پی ارتحال آیت الله علامه محمدتقی مصباح یزدی، پیام تسلیتی از سوی رییس شورای حوزه‌های علمیه استان تهران و مؤسس و رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی آیت الله علی اکبر رشاد صادر شد.
وی در این پیام تاکید کرده است که: فقدان این شخصیت علمی و فکری عمیق و دقیق، خلیق و جامع، بصیر و شجاع، خلأ عظیمی را در حوزه‌های علمیه و عرصه‌ی تفکر پدید آورد که هرگز جبران نخواهد گشت.
آیت الله رشاد همچنین تصریح کرده است: او عاشقانه و مخلصانه به دین، مکتب اهل بیت (ص)، حوزه و دانشگاه، فکرو فرهنگ، نظام و انقلاب اسلامی خدمت کرد، و کسان بسیاری با انگیزه‌های سیاسی و نفسانی در حق وی جفا کردند، اما او هرگز در مقام دفاع از خویش برنیامد، با صبوری و سماحت ستودنی، غمض عین کرد و از کنار تهمتها و توهین‌ها مظلومانه و کریمانه گذشت.
متن این پیام آیت الله رشاد به شرح زیر است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم. مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا/لِیَجْزِیَ اللَّهُ الصَّادِقِینَ بِصِدْقِهِمْ وَیُعَذِّبَ الْمُنَافِقِینَ إِنْ شَاءَ أَوْ یَتُوبَ عَلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ کَانَ غَفُوراً رَحِیماً » (احزاب: ۲۳ ـ ۲۴)
خبر رحلت فیلسوف و متکلّم بزرگ، مفسر و قرآن‌پژوه سترگ، متفکّر بصیر بدیع‌پرداز، مجاهد زاهد و متقی، حنجره‌ی خروشناک گفتمان فکری انقلاب اسلامی، معلّم و مجسمه‌ی مکارم اخلاق، استاد علامه آیت الله محمدتقی مصباح یزدی (طاب ثراه) مایه‌ی تالم و تاسف شدید شد.
این طلبه‌ی کمترین، این واقعه‌ی مولمه را به ساحت قدسی حضرت بقیت الله (ارواحنا فداه) و زعیم حکیم امت حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (دام ظلّه الوارف) و دیگر مراجع عظام تقلید (دامت برکاتهم)، حوزه‌های علمیه و ملت شریف ایران، بیت مکرم و فرزندان فاضل و صالح و خیل شاگردان و دوستداران آن راحل رستگار، سوگمندانه تسلیت و تعزیت عرض می‌کنم.
فقدان این شخصیت علمی و فکری عمیق و دقیق و خلیق و جامع، بصیر و شجاع، خلأ عظیمی را در حوزه‌های علمیه و عرصه‌ی تفکر پدید آورد که هرگز جبران نخواهد گشت. او طی عمر پربرکت خویش منشأ خدمات معنوی و تربیتی، علمی و فکری، انقلابی و سیاسی بی‌بدیل و ارزنده‌ی بسیاری بود؛ تالیف افزون بر یکصد جلد آثار فاخر در فلسفه، کلام، تفسیر، قرآن‌پژوهی، اخلاق، علوم انسانی اسلامی، اندیشه‌ی سیاسی؛ تربیت هزاران فاضل برجسته و صالح؛ تاسیس و هدایت مرکز علمی بزرگ و تاثیرگذار مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (قدّه)، نمونه‌ای از خدمات ارزشمند و حسنات ماندگار آن بزرگوار است.
او عاشقانه و مخلصانه به دین، مکتب اهل بیت (ص)، حوزه و دانشگاه، فکرو فرهنگ، نظام و انقلاب اسلامی خدمت کرد، و کسان بسیاری با انگیزه‌های سیاسی و نفسانی در حق وی جفا کردند، اما او هرگز در مقام دفاع از خویش برنیامد، با صبوری و سماحت ستودنی، غمض عین کرد و از کنار تهمتها و توهین‌ها مظلومانه و کریمانه گذشت. حقا او مصداق تام « وَالَّذِینَ لَایَشْهَدُونَ الزُّورَ وَ إِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراماً » بود .
به جهت نقش مؤثر ایشان در فرایند تاسیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، و همراهیهای مخلصانه و متواضعانه‌ی او در دهه‌ی نخست فعالیتهای این نهاد علمی ـ فکری، مسؤولان پژوهشگاه، خود را بطور مضاعف، سوگوار و داغدار او می‌دانند.
بنده‌ی کمترین برای آن فقید سعید رحمت و علوّ درجات و برای فرزندان، شاگردان و خیل علاقه‌مندان او از بارگاه باری صبر و سلامت مسألت دارم .
کلیه‌ی مدارس علمیه‌ و مراکز حوزوی استان تهران، در سوگ آن علامه بی‌بدیل و عالم مجاهد و انقلابی شجاع، در روز شنبه‌ی سیزدهم دی‌ماه مطابق هیجدهم جُمادی الاولی تعطیل خواهدبود.
اللهم ألحقه بالشهداء و الصدیقین، و احشره مع اولیائه الکرام، و اسکنه فسیح جنانک.
علی اکبر رشاد
۱۲/ ۱۰/ ۱۳۹۹

پیام تبریک آیت الله رشاد در پی تولید واکسن ایرانی کرونا

پیام تبریک آیت الله رشاد در پی تولید واکسن ایرانی کرونا

آیت الله رشاد در پیام تبریک تولید واکسن ایرانی:
این تلاش علمی موفق، «اعتماد به نفس ملی»، و «باور به پیشرفت علمی بومی» را ارتقا بخشید. / مبادی امور، با پشتیبانی از این موفقیت،کشور را از واردات واکسن‌های مشکوک بیگانگان بی‌نیاز سازند.
رییس شورای حوزه‌های علمیه استان تهران و ریاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در بخشی از این پیام، ضمن تبریک به رهبر فرزانه‌ی انقلاب، و رییس ستاد اجرایی فرمان امام (ره) جناب آقای دکتر محمد مخبر، وزیر بهداشت و درمان، و دانشمندان مؤمن و انقلابی‌ای که این اتفاق ارزشمند علمی را رقم زده اند، تاکید کرده است: این فتح و فیروزی فخرآور، بیهودگی تحریمهای ضدانسانی و جائرانه‌ی جبهه‌ی جبار و جنایت‌پیشه‌ی غرب غدار را برای چندمین بار به منصه‌ی اثبات نشاند.
متن پیام آیت الله رشاد به شرح زیر است:
جناب آقای دکتر محمد مخبر (مازال موفقاً)
رییس محترم ستاد اجرائی فرمان حضرت امام خمینی (قدّه)
خبر غرورانگیز موفقیت آن نهاد مبارک، در تولید واکسن ایرانی را دریافت کردم. این کامیابی درخور مباهات را، به رهبر فرزانه‌ی انقلاب اسلامی (دام ظلَّه الوارف) که هادی و حامی اصلی این جهاد پیروز هستند، و به جناب مستطاب عالی، و وزیر دلسوز بهداشت و درمان جناب آقای دکتر سعید نمکی، و همه‌ی دست‌اندرکاران و همکارانتان، به ویژه دانشمندان مؤمن و انقلابی‌ای که با مدیریت و روحیه‌ی جهادی این اتفاق بزرگ را رقم زدید، از عمق جان و صمیم دل تبریک و تهنیت عرض می‌کنم.
این تلاش علمی موفق، «اعتماد به نفس ملی» را در عموم مردم، «روحیه‌ی مدیریت جهادی» را در نهادهای کشور، و «باور به پیشرفت علمی بومی» را در پژوهشگران و دانشمندان دین‌باور و انقلابی ارتقا بخشید.
این فتح و فیروزی فخرآور، بیهودگی تحریمهای ضدانسانی و جائرانه‌ی جبهه‌ی جبار و جنایت‌پیشه‌ی غرب غدار را برای چندمین بار به منصه‌ی اثبات نشاند.
این کمترین، ضمن تقدیر از همه دست‌اندرکاران این جهاد علمی، و از باب قدرشناسی عملی، با کمال اطمینان، آمادگی خود، و همه‌ی مسؤولان، مدیران، مدرسان و طلاب حوزه‌ی عریق و عظیم تهران را برای تزریق واکسن ملی اعلام می‌داریم.
امید می‌رود دولت محترم و مبادی امور نیز، با پشتیبانی جدی و مؤثر از این موفقیت، و تسهیل دسترسی مردم و اقشار حائز اولویت درمانی به این محصول، کشور را از واردات واکسن‌های مشکوک و اهدائی! بیگانگان بی‌نیاز سازند.
علی‌اکبر رشـــاد
۱۱/ ۱۰/ ۱۳۹۹

اختلاس به لحاظ ماهوی نوعی سرقت است

اختلاس به لحاظ ماهوی نوعی سرقت است

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، آیت الله علی اکبر رشاد رییس شورای سیاست گذاری حوزه های علمیه استان تهران، صبح امروز در جلسه درس خارج که در مدرسه علمیه امام رضا(ع) برگزار شد، گفت: امیرمومنان علی(ع) در بیان فلسفه حرمت سرقت می‌فرمایند سرقت اگر حرام شد برای آن است که عفت باقی بماند؛ این فقره از کلام امیرمومنان مبین نکته مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد.

وی با بیان اینکه انگیزه های متفاوتی می تواند در سرقت دخیل باشد، عنوان کرد: همچنین سرقت می تواند از افراد گوناگونی سر بزند برای مثال گاهی ممکن است شخص متمکن و بی نیازی دست به سرقت بزند که مساله این فرد با حرمت سرقت حل نمی شود چرا که مساله او عمیق تر از این حد است؛ یا کسی که به رغم دسترسی های بسیار و برخورداری از امکانات مالی فراوان دست به اختلاس می زند ولو اینکه اختلاس به لحاظ حقوقی با سرقت فرق دارد اما به لحاظ ماهوی این اقدام نوعی سرقت به شمار می رود.

آیت الله رشاد ادامه داد: گاهی اوقات کسی ممکن است به اعتبار دیگری مرتکب سرقت شود برای مثال بحث نیاز و زیاده خواهی دلیل سرقت او نبوده بلکه منشاء این فعل حرام تنوع طلبی و هوس رانی است؛ اما حضرت در این کلام به یک عنصر و جهتی اشاره می کند که فراتر از این انگیزه ها است.

رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی یکی از دلایل حرمت سرقت را صیانت از انسانیت برشمرد و عنوان کرد: سرقت حرام شد تا انسان ملتزم و متعهد به اصول اخلاقی و شرعی باشد حتی اگر فقیر و نیازمند بود عفت پیشه کند چرا که زینت فقر عفت است همانطور که زینت ثروت و تمکن بخشش بیان می شود.

تولیت مدرسه علمیه امام رضا(ع) با استناد به آیات قرآن کریم، بیان داشت: براساس آیات قرآن کریم فقرای عفیف ارزشمند بوده و عفت در فقر نشانه کمال و شخصیت آدمی است؛ امام علی(ع) می فرمایند: خداوند متعال اجتناب و پرهیز از سرقت را به خاطر آن وضع کرد تا تاکید کند که عفت و خویشتن داری برای انسان فقیر ضروری است.

وی در پایان خاطرنشان کرد: با این وجود دیگر کسی نمی تواند بگوید چون من تهی دست بودم ناچار به دزدی شدم زیرا هنر آن است که انسان در فقر و تهی دستی دست به دزدی و سرقت نزند.

خاطره تظاهرات به مناسبت شهادت آیت الله حسین غفاری در سال ۵۳

خاطره تظاهرات به مناسبت شهادت آیت الله حسین غفاری در سال ۵۳

مرحوم آیت الله حسین غفاری از ائمه جماعات فاضل و مبارز تهران قلمداد می شد؛ در دهه ۵۰ جزو علمایی بود که در مسائل سیاسی به نحوه تاثیرگذاری فعال بود و مسجد ایشان در شرق تهران، خیابان دماوند، مسجد الهادی جزو مساجد فعال به حساب می‌آمد و او چنان ستاره ای می‌درخشید؛ جوانان به ایشان علاقه مند بودند جلسات ارزشمندی داشت جلسات آگاهی‌بخشی داشت، نهایتاً به جهت همین فعالیت های فکری و سیاسی بازداشت شد؛ شکنجه های سختی را تحمل کرد و سرانجام همان موقع گفته شد که سرشان را با مته سوراخ کردند و به این ترتیب ایشان به شهادت رسید؛ وقتی خبر شهادت آیت الله غفاری در کل کشور مطرح شد و به قم رسید، ولوله ای به پا شد، طلاب جوان، پرشور و انقلابی به جوش و خروش آمدند و به اعتراض و تعرض به مامورین دست زدند. جسته و گریخته در گوشه و کنار شهر تجمعات کوچکی انجام شد و آرام آرام این تجمعات به هم پیوستند و در اطراف حرم حضرت معصومه سلام الله علیها تجمع‌های چشمگیری صورت گرفت؛ در کوچه پشت مسجد اعظم، کوچه ای که حسینیه آیت الله مرعشی نجفی آنجا قرارداشت تجمعی ‌شد و در داخل حسینیه و خیابان های اطراف جنگ و گریز های بین طلاب و مامورین ساواک اتفاقی افتاد. این واقعه روح انقلاب و حماسه را دیگر بار در زنده کرد و شور انقلابی را دامن زد یادم هست شعارهای بسیار شورانگیزی داده می شد از جمله اینکه جمع بسیار زیادی از طلاب جمع بودیم و آهنگین پا بر زمین می کوبید و این شعار را می خواندیم که
در کنج زندان کشته شد دان کشته شد دان کشته شد و با همین آهنگ شورانگیز و رجزگونه و غرور آفرین شعارهایی داده شد؛ در این میان بعضی از افراد گرفتار می‌شدند بازداشت شدند و نهایتاً مامورین شاهنشاهی حضور پررنگ تری پیدا کردند و افراد متعددی را بازداشت کردند. بازداشت شده ها را به شهربانی که آن موقع در خیابان باجک قم قرار داشت بردند. جمع نسبتاً قابل توجهی بودیم کسانی که به آنجا برده بودند. دور نشسته بودیم و افسری که نشسته بود و مذاکره و نصیحت می‌کرد و می‌گفت آشوب نکنید و نظم شهر را به هم نزنید و امثال این بحث ها. می گفت که شما علاقه به آیت الله خمینی دارید اشکالی هم ندارد. جالب بود تا او نام مبارک حضرت امام(ره) را برد یک مرتبه همه یک صدا و هماهنگ با فریاد بلند صلوات فرستادیم جوری که ساختمان به نوعی لرزید. این مساله برای آن افسر خیلی تکان دهنده بود و به شدت ترسید ورنگش پرید، این مساله برای او خیلی دور از ذهن بود در داخل کلانتری و در حالی که این جمع بازداشت و تحت نظر بودند به او به خیال خام خود می خواست طلبه ها را رام و آرام کند با ذکر نام مبارک حضرت امام فریاد کنان به احترام ایشان طلاب صلوات فرستادیم. این قضیه نقطه عطفی شد در سلسله تظاهرات و اعتراضاتی که بعد از واقعه ۱۵ خرداد هر از چندی در قم رخ می داد ولیکن در سنوات دیگر اگر اتفاقی می افتاد معمولاً در سالگرد قیام ۱۵ خرداد اتفاق می‌افتاد، آخر سال تحصیلی بود و نوعاً با تظاهرات، درس ها تعطیل می‌شد؛ مثل واقعه سال ۱۳۵۴ که سه روز فیضیه محاصره شد و زد و خورد شد و نهایتاً بعد از سه روز مقاومت طلاب در حالی که نه اجازه می دادند غذا و آب به طلبه‌ها برسد آب مدرسه را بسته بودند و در این حال با ماشین های آتش نشانی به داخل مدرسه از پنجره های بیرونی آب بستند؛ به هر حال به این شکل تظاهراتی می شد و سال تحصیلی فرجام پیدا می‌کرد و در واقع ختامه مسک می شد؛ این واقعه شهید آیت الله غفاری البته از این قسم نبود ولی تاثیر بسزایی در برانگیختن احساسات طلاب داشت و اگر موضوع از این موضوع مورد مطالعه قرار بگیرد که چه تاثیری روی جوان‌ترها و طلاب جوان دوره‌های اولیه که تازه به قم آمده بودند و طلبه شده بودند گذاشت احساس می‌کنم که برای بعضی از طلبه‌ها واقعه شهادت شهید غفاری اولین تجربه مبارزاتی بود و این حادثه سبب شد آنها به سلک طلاب مبارز در بیایند گرچه قالب طلبه ها و فضای عمومی حوزه ضد رژیم ستم‌شاهی پهلوی بود؛ اما اینکه طلابی فعال بشوند و در این قضایا حضور پیدا کنند به هر حال باید اتفاقاتی می افتاد صحنه‌هایی را می‌دیدند و به نحوی انگار آموزش و مبارزه بود؛ یکی از کارهای با ارزشی که مراکزی که تاریخ انقلاب را ثبت می کنند می توانند انجام دهند این است که نسبت به بعضی از حوادث متمرکز بشوند و با محوریت آن حادثه تاریخ را بکاوند و تحلیل کنند و ثبت و ضبط کنند و حواشی آن حادثه را درج کنند تا حفظ شود. پیامدها و پی آوردهای بعضی از این حادثه ها و اتفاقات انقلابی را بتوانند توضیح بدهند و آنگاه با یک زنجیره ای از اتفاقات تاثیرگذار طی دهه ۵۰ مواجه خواهیم شد که همه تمهید مقدماتی بود برای تظاهرات سال ۵۶ و پیروزی انقلاب در سال ۵۷ بود. اینجا یاد می‌کنیم و گرامی می داریم یاد و خاطره شهدای مظلومی را که در مظلومیت در آن زمان اختناق، سیاهی و ستم و ظلم به شهادت رسیدند و امکان برگزاری مراسم و مجالس ترحیم خیلی کم بود بعدها که ما سر مزار این شهید بزرگوار میرفتیم گاهی مامور آشکار و پنهانی آنجا ها پرسه می زد و به ناچار باید با احتیاط وارد قبرستان می‌شدیم و احیاناً اگر فضا را مساعد میدیم کنار مزار ایشان می رفتیم و فاتحه قرائت می‌کردیم به هر حال در مظلومیت و غربت به شهادت رسید ولی انقلاب و جامعه ما کشور ما و نظام وام دار این تک ستاره هایی است که در آن ظلمت درخشیدند و پیش پای ما را روشن ساختند تا ما بتوانیم مقصد را ببینیم و انشالله به مقصد دست پیدا کنیم

شرب خمر در همه ادیان آسمانی حرام است

شرب خمر در همه ادیان آسمانی حرام است

به گزارش خبرنگار مهر، آیت‌الله علی اکبر رشاد امروز پیش از آغاز درس خارج که در مدرسه علمیه امام رضا (ع) برگزار شد، با استناد به فرازی از کلام امیر حکمت و بلاغت امیرمومنان علی (ع)، اظهار داشت: حضرت در کتاب شریف نهج البلاغه به فلسفه و غایت حرمت شرب خمر اشاره می‌کنند و می‌فرمایند: خداوند متعال بر ترک شرب خمر تاکید کرد تا عقل حفظ و صیانت شود.

رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه شرب خمر سبب زوال عقل می‌شود، گفت: آثار فراوانی در آیات و روایات حتی در گزارش‌های تاریخی و مطالعات اجتماعی، روانشناختی و طبی در خصوص شرب خمر گفته شده اما زمانی که همه این مطالب را کنار هم می‌گذاریم و ژرفاکاوی و اثرشناسی می‌کنیم می‌بینیم که عمده این مطالب به زوال عقل ختم می‌شود.

رئیس شورای سیاست گذاری حوزه‌های علمیه استان تهران افزود: مقصود از زوال عقل تنها آن زمانی نیست که انسان شرب خمر می‌کند و مست می‌شود بلکه آن آثار پایدار و ماندگار منفی که بر عقل آدمی می‌گذارد را نیز در بر می‌گیرد. انسانی که امتیازش به عقل اوست نه تنها بلافاصله بعد از شرب خمر عقلش ضایع و به یک حیوان بدل می‌شود بلکه آثار منفی و سو شرب خمر بر عقل، جسم و روح او باقی می‌ماند حتی به نسلش نیز منتقل و ماندگار می‌شود.

آیت‌الله رشاد با اشاره به اینکه شرب خمر علاوه بر آثار سو فردی اثرات منفی نیز در جامعه به جای می‌گذارد، عنوان کرد: قرآن کریم در سوره مبارکه مائده می‌فرماید: شیطان می‌خواهد شما را با قمار و شرب خمر در دشمنی، خصومت و کینه با یکدیگر قرار دهد، شرب خمر و قمار موجب توسعه کینه و عداوت بین جامعه و آحاد اجتماع می‌شود، شیطان می‌خواهد از این طریق شما را از یاد خدا غافل کند، وقتی کسی مست و مدهوش می‌شود چنین فردی نه تنها خدا حتی خودش را نیز فراموش کرده است، ابلیس با این عمل حرام خواستار دور ساختن انسان از نماز است، آیا این همه خسارت و زیان کافی نیست که انسان از این دو فعل قبیح دست بردارد؟

استاد برجسته حوزوی با بیان اینکه همه ادیان آسمانی شرب خمر را حرام اعلام کردند، گفت: در حدیثی از امام رضا (ع) آمده خداوند هیچ پیامبری را نفرستاد جز اینکه حتماً شرب خمر را حرام کرد؛ تحریم شرب خمر یکی از مسلمات، ثابتات و مشترکات همه شرایع الهیه است و در هیچ شریعتی شرب خمر جایز نیست.

وی افزود: اینکه گاه در برخی مذاهب و ادیان تحریف شده در وضع کنونی احیاناً تصور می‌شود شرب خمر جایز است و یا پیروان برخی ادیان به رغم تحریم در ادیان مختلف دینی مرتکب شرب خمر می‌شوند به آن معنا نیست که پیامبرشان این فعل را حلال کرده است. حلال بودن شرب خمر در ادیان الهی بیانگر تحریف متون دینی و یا انحراف پیروان آن ادیان است.

رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی منشأ بعضی بیماری‌ها و سرطان‌های حاد و مضمن را الکل بیان و عنوان کرد: بر اساس آمار جهانی بیشترین جرایم از جمله قتل‌ها، ناسزاگویی ها، سرقت‌ها و …را الکلیست هایی که مرتکب به شرب خمر می‌شوند انجام شده است.

آیت‌الله رشاد در پایان خاطرنشان کرد: شرب خمر آثار سو معنوی، اخلاقی و رفتاری بسیاری بر فرد شراب خوار می‌گذارد که یکی از آنان عدم توفیق توبه است.

جفا در حق نهج البلاغه

جفا در حق نهج البلاغه

آیت الله علی اکبر رشاد، در جلسه درس خارج فقه که در مدرسه علمیه امام رضا (ع) برگزار شد، با استناد به فرازی از کلام امیرمومنان علی (ع) در کتاب شریف نهج‌البلاغه، اظهار داشت: حضرت در خصوص نسبت بین فراوانی آنچه که مورد اشتها و علاقه بشر است و میزان علاقمندی و میل آدمی به آن اشیا، اصلی را مطرح می‌کنند که بسیار قابل تأمل است. حضرت در این فراز می‌فرمایند: آنچه که در دسترس بشر است اگر زیاد شود هوس و میل به آن کم خواهد شد.

رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی افزود: غالب کلمات حضرت در بخش حکمت‌ها در حقیقت اصولی هستند که در حوزه‌های مختلف الهیات، اجتماعیات، اخلاقیات و غیره می‌تواند چون قاعده و مبنا مورد توجه قرار گیرد.

آیت الله رشاد کتاب شریف نهج‌البلاغه را اقیانوسی از معارف و حکمت‌ها بیان و عنوان کرد: حقایق، معارف و مفاهیم بلندی در بیانات حضرات معصومین خاصه پیامبر اکرم (ص) و امیرمومنان علی (ع) نهفته است، اما باید تأسف خورد که این معارف آنگونه که باید مورد دقت و توجه قرار نمی‌گیرد.

رئیس شورای سیاست گذاری حوزه‌های علمیه تهران با تاکید بر اینکه می‌توانست، می‌تواند و باید نهج‌البلاغه به مثابه متن درسی در همه رشته‌های علمی در دانشگاه‌ها مورد تدریس قرار گیرد، گفت: گزینه‌ای از کلمات آن بزرگوار را می‌توان متناسب با هر رشته‌ای مورد بحث و بررسی قرار داد. برای این کار فهمی فهیم، خوش سلیقه، صاحب ذوق و قریحه صالحه لازم است تا بنشیند و از نهج‌البلاغه زاویه‌ها، ساحات و بخش‌هایی متناسب رشته‌های تحصیلی دانشگاهی را استخراج و طبقه بندی کند سپس با یک تبیین دقیق توأم با حکمت و عقلانیت و همراه با بلاغت آن را تنظیم کرده تا در هر رشته علمی مطالب برحسب مناسبت مورد تدریس قرار گیرد.

این استاد برجسته حوزوی انس با کتاب شریف نهج‌البلاغه را انس با متن معارف دینی و عمق تعالیم حضرات معصومین (ع) دانست و اظهار داشت: همانگونه که این توصیه را به دانشگاه‌ها و دانشگاهیان داریم طریقه اولی آن باید در حوزه‌های علمیه انجام شود.

وی افزود: متأسفانه حق کتاب شریف نهج‌البلاغه در حوزه و دانشگاه ادا نشده و در حق این کتاب ارزشمند جفا شده است. چرا نهج‌البلاغه متن درسی حوزه‌های علمیه نیست؟ چرا در خلال دروس حوزوی از این کتاب بهره برده نمی‌شود؟ حتی در فقه و ذیل تفسیر و ادبیات تا سایر علوم و معارفی که در حوزه‌های علمیه رایج است اهتمامی به کتاب نهج‌البلاغه دیده نمی‌شود.

آیت الله رشاد ادامه داد: حوزه‌های علمیه حق نهج‌البلاغه را ادا نکردند از این جهت باید عذر تقصیر به پیشگاه امیرمومنان علی (ع) برد چرا که این کلمات گرانبها و ذی قیمت را قدر ندانستیم و مشخص نیست این نقیضه چه زمانی از حوزه و دانشگاه رفع شود.

این استاد اخلاق در پایان خاطرنشان کرد: کتاب شریف نهج‌البلاغه اقیانوسی مشهود، مملو، مواج، مالامال و سرریز از حکمت، قاعده، اصل و مبنا است که فکر، رفتار و فعل آدمی را جهت می‌دهد.

جاسوس جنایتکار را شهید نامیدن کمال وقاحت است

جاسوس جنایتکار را شهید نامیدن کمال وقاحت است

آیت الله علی اکبر رشاد، در جلسه درس خارج فقه که در مدرسه علمیه امام رضا (ع) برگزار شد، اظهار داشت: خداوند متعال اقامه حدود را وضع و فرض فرمود تا مرزهای محارم و حدود الهی محفوظ بماند.

رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ادامه داد: پروردگار برای حفظ، صیانت و بزرگداشت مرزهای محارم و ممنوعیات شرعی حدود را جعل فرمود و چنانچه خدای متعال حدود را جعل نمی‌فرمود مرزهای احکام الهی قطعاً مخدوش می‌شد. اگر مجرمان و مرتکبان به جرایم بدانند در قبال جرمی که انجام می‌دهند حد و قاعده‌ای وجود ندارد آنها هرگز خود را موظف و مکلف به ترک این نقض حدود و تقاص پس دادن نخواهند دانست در این صورت است که حد و مرزی برای اجرا باقی نخواهد ماند.

رئیس شورای سیاست گذاری حوزه‌های علمیه استان تهران با تاکید بر اینکه حدود الهی باید برپا، حفظ و صیانت شود، عنوان کرد: قاضی و مجری قانون الهی مرزبان حدود، سنت و شرع الهی هستند. اگر این حدود حفظ نشود حق الله و حق‌الناس از بین خواهد رفت و جامعه همانند جنگلی رها می‌شود.

آیت الله رشاد با بیان اینکه اگر حدود اجرا نشود دین الهی ترک، شریعت منقطع و فساد فراگیر می‌شود، تصریح کرد: در این صورت جامعه دچار طوفان فسادهای گوناگون می‌شود. خداوند متعال با جعل وجوب اقامه حدود خواسته مرزهای الهی، انسانی، اخلاقی، آبرویی و… امن بماند.

تولیت مدرسه علمیه امام رضا (ع) ادامه داد: شگفت است کسانی که با اندک خرد و بهره‌مندی از شریعت و دین و همچنین داشتن کمترین میزان التزام به قانون و اخلاق به اجرای حدود الهی اعتراض می‌کنند، این اعتراض یا حکایت از آن دارد که فرد خرد خود را از دست داده، یا بیانگر آن است که خود پایبند به رعایت حقوق دیگران نیست و ناقض حقوق است، یا همچنین می‌تواند نشانه آن باشد که خود به شریعت اعتقاد ندارد و آخر اینکه می‌تواند اغراض شخصی، نفسانی، سیاسی و سایر علل و انگیزه مانند جلب نظر جناح‌های خاص و منافع ویژه پشت این خالی کردن عقده‌های فروخورده باشد.

آیت الله رشاد افزود: مایه تأسف است که می‌شنویم افرادی که احیاناً از مختصر فضلی برخوردار بودند هر چند که از آغاز و دیرگاه مشخص بود افراد معتدلی نیستند و به تعبیر امروز آنرمال هستند از یک اعتدال فکری، روحی، عاطفی، سیاسی و احساسات برخوردار نیستند. زمانی رفتارها و گفتارهایی از آنان صادر می‌شد که همه از روی افراط بود و امروز نیز سخنانی را از روی تفریط بیان می‌کنند.

وی در پایان گفت: آنان امروز مدافع افراد مجرمی هستند که هزاران فساد مرتکب شدند و در کمال وقاحت از آنان که به جرم خود اعتراف کردند با عنوان شهید یاد می‌کنند. مگر می‌شود مجرمان مجازات شوند و شهید راه خدا به حساب آیند؟ مگر می‌شود وقتی حد بر ناقضان حدود الهی و انسانی که قصد براندازی نظام را نیز داشتند و با کمال وقاحت به جاسوسی خود اعتراف می‌کنند با عنوان مقدسی چون شهید یاد کرد؟ اگر کسی یک جو سواد و اعتقاد دینی داشته باشد چنین مطالبی بیان نمی‌کند.