آیت الله علی اکبر رشاد از لسان دکتر محمد محمدرضایی

جهادگر جبهه تولید علوم انسانی اسلامی
محمد محمدرضایی، رییس کارگروه تخصصی فلسفه دین و کلام جدید شورای تحول و ارتقاء علوم انسانی
سر دبیر مجله علمی، پژوهشی قبسات در حوزه فلسفه دین و کلام جدید
و سردبیر مجله علمی و پژوهشی فلسفه دین دانشگاه تهران

باسمه تعالی
در ابتدا به عنوان مقدمه خدمتتان عرض نمایم که یکی از افتخارات اینجانب در زندگی آشنایی با جناب استاد رشاد بوده و هست.
حدوداً از ۲۰ سال پیش، ایشان از ما دعوت کردند که سردبیری مجله «قبسات» را که در حوزه فلسفه دین و کلام جدید فعالیت می کند، بپذیرم. با توجه به تعهد و اصالت فکری و مدیریت صحیح و ارزشمند ایشان، این مسوولیت را پذیرفتم. از آن زمان تا کنون با ایشان در این حوزه همکاری داشته ام و از این رفاقت و همکاری همواره احساس سرور و شعف و نشاط می کنم. مخصوصاً مدیریت خوب و عالی و دلسوزی و تعهد ایشان در جهت دهی حوزه صحیح فکری و دفاع از ارزش های دینی و انقلابی در بین مدیران مراکز پژوهشی شاخص و زبانزد می باشند. و از این جهت الگوی مناسبی هستند.
از خداوند متعال سلامتی و طول عمر با عزت برای ایشان مسئلت می نمایم.

تبحر خاص در فلسفه دین
اما در باب کیفیت مطالعه ایشان درباره حوزه فلسفه دین و کلام جدید و فلسفه باید خدمتتان عرض کنم که برخی بر این باورند که فلسفه دین همان موضوعاتی است که از جهان غرب آمده است و کسانی می توانند در این حوزه متخصص و صاحبنظر باشند که با فلسفه دین غرب آشنایی داشته باشند.
اما باید بگویم: فلسفه دین، تفکر عقلانی در باب دین و آموزه های اساسی آن است و این امر سابقه دیرینه در حوزه اسلام داشته است. فلسفه اسلامی و کلام عقلی، تعبیر دیگری از فلسفه دین است؛ زیرا هر دو آن علوم، در پی آن هستند که از مقدمات عقلی صرف، نتیجه ای را اثبات کنند.
اما نکته بعد آن که برخی می گویند فلسفه دین با کلام عقلی تفاوت دارد زیرا یکی در پی کشف حقیقت است و دیگری التزام به دین دارد، در حالی که التزام یک امر درونی و قلبی است. ما نمی توانیم در علوم، نیت خوانی کنیم و از فیلسوف و متکلم سوال کنیم که آیا شما التزام دارید یا نه؟ مساله دیگر آن که فلسفه دین، تفکر فلسفی در باب دین و آموزهای اساسی آن است که اگر با فلسفه الهی به دین نگاه کنیم. آموزهای دین اثبات می شود و اگر با فلسفه مادی به دین نگاه کنیم آموزه های دین نفی می شود. لذا فلسفه دین فقط جنبه سلبی ندارد، بلکه جنبه ایجابی را نیز شامل می شود.
از این رو، فلسفه اسلامی و کلام عقلی که رویکرد عقلانی به دین و آموزهای اساسی آن است، مشمول فلسفه دین می شود.
بنا بر این، ملاحظات استاد رشاد که در حوزه کلام و فلسفه اسلامی تبحر دارند و با توجه به ذکاوت و تیزهوشی ایشان در فهم مسایل وارداتی فلسفه دین، در حوزه فلسفه دین متخصص هستند و هم شبهاتی را که از طرق برخی رویکردهای فلسفی به دین و اسلام مطرح شده است به نحو بسیار دقیقی پاسخ می دهند.
و من شهادت می دهم که نوشته ها و مقالات ایشان در این حوزه واقعاً قابل استفاده است و برخی از مقالات ایشان را شخصاً برای استفاده، چندین بار مطالعه نموده ام و به دانشجویان حوزه فلسفه دین و کلام جدید نیز سفارش می کنم که مقالات جناب استاد را مطالعه کنند.

رابطه مرید و مرادی استاد با مراجع تقلید
یعنی در باب ارتباط ایشان با مراجع عظام تقلید و عنایت مراجع نسبت به ایشان باید بگویم ایشان نسبت خود را با مراجع، نسبت مراد و مریدی تعریف کرده و وظیفه خود می داند که نهایت احترام را در نظر و عمل به این اسطوانه های علم و فضیلت داشته باشد و من از نزدیک شاهد عشق و علاقه ایشان به آن بزرگواران بوده ام و نیز وظیفه خود می داند که به توصیه و رهنمودهای آن عزیزان در حوزه پژوهش ملتزم باشد، مخصوصاً عشق و علاقه ایشان به مرجع و رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (دام عزه)، زبانزد عام و خاص است. متقابلاً وقتی ایشان چنین رابطه ایی نسبت به آن عزیزان از خود ظهور و بروز می دهد، بر حسب آیه «اِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا» خدا دوستی و محبت ایشان را در دل آن بزرگوار قرار می دهد و متقابلاً شاهد محبت و عشق علاقه مراجع بزرگوار تقلید به ایشان هستیم. در مجموع چنین رابطه ای که ایشان با مراجع عظام تقلید دارد می تواند الگویی برای همه محققان و مدیران پژوهشی باشد.

ایستادگی مقابل شبهات وارداتی
علاوه بر این، درباره جهت گیری فکری پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلام تحت اشراف و مدیریت آیت الله رشاد باید گفت: الحق و الانصاف پژوهشگاه در مقابل هجمه ویرانگر اعتقادی، فلسفی و کلامی، توانسته در این ۲۰ سال اخیر به عنوان یک جبهه قوی و توانمند و قابل اعتماد، ایستادگی کند و بسیاری از شبهات وارداتی را به نحو علمی و متقن پاسخگو باشد. با این پشتوانه فکری قوی و قابل اطمینان، جوانان و دانشجویان عزیز احساس آرامش می کنند و این امر تا حدی زیادی مرهون زحمات طاقت فرسای مدیر عالم و فرهیخته، دور اندیش، مهربان و متعهد پژوهشگاه یعنی آیت الله استاد علی اکبر رشاد (دام عزه) است.

آیت الله رشاد در حوزه علوم انسانی اسلامی و درباره فلسفه های مضاف هم فعالیت های مطلوبی داشته و «نظریه ابتناء» ایشان می تواند در حوزه های مختلف دانش علوم انسانی اسلامی کارایی داشته باشد آنهم نه فقط به صورت کاربردی بلکه فلسفه ها و نظام معرفتی آن علوم را نیز شامل شود تا اینگونه بتوان دیدگاه اسلام را استنباط کرد.
علاوه بر این، به نظر می رسد همه فعالیت های پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با توجه به به روز بودن آن، می تواند در مسیر تولید علوم انسانی اسلامی قرار بگیرد چراکه پژوهشگاه در حوزه های مختلف دانش علوم انسانی ای که وجود دارد ورود و طرح و تبیین ارائه کرده و فعال است و نیز توانسته در حوزه مبانیِ روش شناختی و هستی شناختی، مولفه های دیگر این حوزه را مورد بحث و بررسی قرار دهد و از این منظر با تولیدات و تالیفات اش کمک حال نظام دانشگاهی شود.
همچنین، در برخی شعبه ها مثل فلسفه اسلامی، پژوهشگاه همکاری خوبی با شورای تحول علوم انسانی دارد و از هیچ کمک مادی و معنوی برای رفع دغدغه مقام معظم رهبری در حوزه تحول علوم انسانی دریغ نکرده است و شخص آیت الله رشاد در این میدان حضوری جهادی دارد که این شایسته تقدیر است و انتظار می رود همه مدیران ما دغدغه اینچنین داشته باشند که اگر داشتند در حوزه علوم انسانی به ویژه مراکز دانشگاهی، کارها با سرعت بیشتری انجام می گرفت و مشکلات مرتفع می شد.
لذا از خداوند توفیقات روزافزون برای آن برادر عزیز و گرامی و فرهیخته و عالم مسالت می کنم و امیدوارم خداوند توفیق همکاری با این بزرگوار را از ما نگیرد.

آیت الله علی اکبر رشاد از لسان حامد رشاد

روایت جالب و خواندنی حامد رشاد از رشادت ها و مجاهدت های آیت الله رشاد؛
پدری که «انقلابی بودن» همزادِ او است

بی تردید تصویری که از «پدر» در قاب ذهن نقش می بندد مرهون رنگ هایی است که از فکر، گفتار و عمل او جان گرفته و ترکیبشان قهرمانی را نقش زده که هیچ کس و هیچ چیز قدرت حذف و جایگزینی اش را ندارد.
اما… وقتی این رنگ ها از مجاهدت، روح انقلابی، دغدغه دائم علمی فرهنگی و رشادتی بی بدیل برای حذف دست اندازهای بزرگراهِ علم و فکر، روح گرفته باشند قطعا این تصویر همانقدر که در قاب تاریخ زنده و پررنگ می ماند، برای فرزند هم جاودانه خواهد بود و هیچ گرد و خاکی از زمان نمی تواند آن را کدر و کمرنگ کند.
این همان حقیقتی است که بوضوح و از میان واژه واژه و حتی حالات چهره و تکان دست های حامد رشاد، فرزند ارشد آیت الله علی اکبر رشاد، رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و مجاهد جبهه علم، در طول بیش از یک ساعت گپ و گفت برداشت می شود.
حاصل این گپ و گفت که ثانیه ثانیه اش لبریز بود از عشق پسر به رشادت ها و مجاهدت های پدر، به حضورتان تقدیم می شود:

به عنوان فرزند و در جایگاه فردی که حضور ایشان را فارغ از جنبه های کاری درک کردید از نوع نگاه آیت الله رشاد به مطالعه بگویید و اینکه چه قدر این نگرش در زندگی شخصی ایشان نمود دارد و بر اعضاء خانواده تاثیرگذار است؟
از زمانی که به خاطر می آورم همراه همیشگیِ ایشان کتاب یا اوراق یادداشت های تدریس و تحقیق بوده است. جدا از وقت های مشخص، در کوچکترین فراغت ها و نیز مابین مشغله ها و مسئولیت ها، به مطالعه و قلم زدن مشغول می شد، به یاد نمی آورم ایشان بدون کتاب یا جزوه ای برای مطالعه جایی رفته باشد.
نزدیک یک دهه هم است که همیشه لپ تاپ همراه دارد و برای مطالعه و یادداشت های تحقیقی از آن استفاده می‌کند.
طبعاً این نوع نگاه روی اعضا خانواده هم اثر دارد و همه ما در حوزه علوم انسانی اهل مطالعه و تحصیل هستیم.

سلوک شخصی و رفتار فردی ایشان در حوزه کار و پژوهش چگونه است؟
از مهمترین خصیصه های ایشان پرکاری و جهادی کار کردن است، چه پیش از انقلاب در حوزه های مبارزاتی، سیاسی و فرهنگی؛ چه اوایل انقلاب و نیز دو دهه پس از آن در حوزه کارهای فکری، فرهنگی و تبلیغی؛ چنان که ایشان در آن سالها از موسسان بسیاری از نهادهای جدی فرهنگی کشور نظیر سازمان تبلیغات اسلامی، ستاد اقامه نماز، ستاد امر به معروف و نهی از منکر، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و … بود و چه در بیش از دو دهه اخیر که خصوصاً تمحض بر تولید علم و حضور موثر در معرکه های فکری علمی داشته است.
نقطه اشتراک همه این دوران ها همین پرکاری و خستگی ناپذیری است. ایشان روزانه پانزده تا شانزده ساعت کار می کند. در منزل کتابخانه ای دارد و بیشتر اوقات هفته را در آنجا مشغول کار است. بعضی روزها فقط یک یا دو نوبت برای صرف غذا به طبقه بالا می آید؛ گاهی وقت ها می گوید: شب گذشته در فواصل مختلف مختصری استراحت کردم، یا به خواب رفتم، دوباره بیدار شدم و کار تحقیقی را تا سحر ادامه دادم.
همین روحیه جهادی و دل به کار زدن باعث شده در اکثر حوزه ها به شیوه تاسیسی وارد شود، برای مثال در «فلسفه های مضاف»، «فلسفه علوم انسانی اسلامی»، «فلسفه ادبیات»، «فلسفه فرهنگ»، «فلسفه اصول»، «منطق فهم دین» و بسیاری از حوزه های دیگر.
اساساً کار تاسیسی چه در حوزه یک علم، چه در ساحت طراحی و تاسیس یک نهاد علمی، فکری یا فرهنگی نیازمند کار جهادی است. نظریات بدیعی که ایشان در حوزه های مطالعاتی ارائه کرده یا شکل گیری نهادهایی چون پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و حوزه های علمیه استان تهران محصول همین روحیه و خصیصه وجودی است.
چندی پیش در مجلسی صمیمی قدری درباره سوابق فعالیت های فکری فرهنگی خود توضیحاتی می داد و من دریافتم ایشان در تاسیس بیش از ۲۰ مجموعه قابل توجه کشوری محور بوده یا در زمره موسسین، نقش جدی داشته و به تعبیر ایشان شاید در این سالها فقط در شورای عالی انقلاب فرهنگی مسئولیت غیرتاسیسی داشته است.

این پُرکاری و حجم وسیع فعالیت سبب گلایه خانواده خاصتا شما به عنوان فرزند ارشد خانواده نمی شد؟
ما با این سبک زندگی حاج آقا کنار آمده ایم. افسوسی که ایشان بابت از دست رفتن بعضی خردوقت هایی می خورد، برای ما ناراحت کننده تر است. بیش از یک دهه است که همه روزه در کنار جلسات دیگر مثل اخلاق و فلسفه، درس خارج دارد. تابستان ها، حتی بعضاً دهه هایی که مرسوم است بخاطر تعزیت ائمه اطهار(ع) کلاس های حوزه تعطیل می شود ایشان برخی کلاسهایش را تعطیل نمی کند.
به یاد دارم حدود بیست سال قبل منزل مان دچار آتش سوزی شد، بعد از مسائلی ساعت دو نیمه شب به منزل یکی از اقوام رفتیم، اما در آن اوضاع آشفته ذهنی و علیرغم این اتفاق، حاج آقا صبح ساعت شش و نیم درس خارج خود را تعطیل نکرد!
کسی که اهل تدریس حوزه باشد، می داند که درس خارج نیاز به مطالعه هر روزه دارد چون مباحث اجتهادی و تولیدی است و کسی هم که بنا داشته باشد حرف جدیدی در درس بزند باید تتبع و مطالعه مضاعف داشته باشد. لذا حاج آقا تقریبا اوقات بعد از غروب، پس از پایان کارهایی که به آن اشتغال دارد، در حال تمهید درس خارج صبح است، همین طور از پیش از اذان صبح که بیدار می شود تا حدود ساعت هفت.
اما… علیرغم این همه مشغله کاری مطالعاتی، وجود دیگر جنبه های روحی شخصیتی در ایشان باعث شده که ما هیچ گاه خلاء شان را احساس نکنیم. لطافت روح، محبت و خوش محضری ای خدا به ایشان عنایت کرده فرصت های محدود حضور ایشان را برکت می دهد و کیفی می کند. خانواده هم انصافاً این سختکوشی و دلدادگی و دغدغه مندی فکری علمی را فهم و همراهی می کنند.

امروز که در پژوهشگاه به عنوان همکار در کنار آیت الله رشاد هستید، نسبت به پرکاری ایشان چه احساسی دارید؟
در مجموعه پژوهشگاه هم که به عنوان همکار خدمت شان هستیم طبعاً قضیه بر همین منوال است. خصوصا که مشهور است در مجموعه و جمع همکاران ایشان که حاج آقا نسبت به خودش حسابی سخت می گیرد، دیگر دوستان و همکاران هم ناگزیر به همراه کردن خودشان با این ضرب آهنگ تند هستند.
این حجم از کار و محدود کردن استراحت به حدود پنج-شش ساعت در روز، کم عارضه هم نیست. از سحر تا حدود یازده شب کار پیوسته. البته استراحت کوتاهی بعد از ظهر دارند بعد از عارضه ای که چند سال قبل، پیش آمد و به تشخیص اطبا ناشی از همین پرمشغلگی بود، بسیاری از بزرگان، برخی مراجع تقلید که به ایشان لطف دارند و حتی حضرت آقا فرمودند که حرام شرعی است اگر همین مقدار استراحت را ترک کند.

به عنوان همکار حاج آقا معتقدید غیر از جهادی کار کردن چه ویژگی هایی موجب توفیق ایشان در حوزه هایی که فعالیت می کند، شده است؟
ویژگی بارز دیگر حاج آقا بحث نوگرا و نواندیش بودن است که البته با جهادی کار کردن بی ارتباط نیست، ایشان در حوزه های مطالعاتی و تحقیقاتی تقریبا وارد حوزه هایی شده که علیرغم نیاز، کمتر مورد توجه بوده اند.
اقتضائات زمان و روزآمدی مسائل باعث شده که روی این مباحث وقت و انرژی بگذارد. از تاسیس برخی دانش ها مثل «منطق فهم دین» که دغدغه چندده ساله شان بود تا شکل گیری نظریاتی مثل «نظریه ابتناء» که از دل این حوزه بیرون آمد. کتاب «منطق فهم دین» ایشان حاصل پنج هزار ساعت تدریس و تدقیق و مطالعه بوده و یک دانش واره است.
تاسیس یک دانش یا دانشواره، کار جهادی علمی و اساس آن نوآوری و ابداع طاقت فرسای علمی است که از دل آن نظریات متعدد علمی استخراج و مورد اقبال واقع می شود. چنانکه نشان هایی از طرف نهادهای داخلی رصد علم و نهادهایی چون «آیسسکو» و «یونسکو» به آنها اختصاص یافته و بعدها مبنای تاسیس رشته ای جدید قرار گرفتند.
برای مثال در حوزه منطق فهم دین، ایشان از مبانی و مبادی ایده را پرداخت، ادبیات این حوزه و نظریه های محوری اش را تولید کرد و این عرصه بعدها در قالب مجموعه ای از رساله های دکتری، مقالات و کتاب هایی که با راهبری ایشان تولید شد، پر و بال گرفت و ادبیات علمی این حوزه رایج شد و گروه علمی اش در پژوهشگاه شکل گرفت و اکنون با چند عضو هیات علمی فعالیت می کند. بتدریج در مقطع دکتری ایجاد و تبدیل به یک رشته در وزارت علوم شد و نهایتاً ایده نخستین آن به عنوان مدلِ تولید علم انسانی اسلامی قابل مطالعه و اشاره است.
لذا خروجی کار ایشان در حوزه منطق فهم دین، دستگاه معرفتی است برای پاسخ به بسیاری از شبهات روز جامعه در حوزه فهم دین.
همچنین، در حوزه «فلسفه فرهنگ» ایشان شاید از معدود افرادی باشد که به این حوزه ورود کرده و اکنون دو جلد کتاب تولیدی و اجتهادی در همین خصوص زیر چاپ دارد.
پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی که از محصولات عمر ایشان است هم همین رویکرد نوگرایانه و نوکاوانه را دنبال می کند. چنان که یکی از مراجع عظام که بیش از بیست سال پیش، در ابتدای تاسیس پژوهشگاه در جریان ایده شکل گیری پژوهشگاه بود، دو سال قبل در جمعی گفت: آن ایده ای که آقای رشاد در ان سالها از باب مشورت طرح می کرد به نظر ما ایده بلندپروازانه ای بود که نه تصور تحققش را داشتیم و نه ممکن می نمود اما بحمدالله ایشان حتی فراتر از آن تصور اولیه، آن امر به نظر غیرممکن را به نحو مطلوبی ممکن کرد.
همینطور است آرمان تحول حوزه و حوزه مطلوب که حاج آقا چه در کلیت حوزه و جه سطح حوزه علمیه خودشان و چه مشخصاً در سطح حوزه های استان تهران دنبال می کند.
ایشان در حوزه های مختلف اهل خطر کردن و پیمودن راه های نرفته است.

اشاره داشتید به دامنه وسیع فعالیت ها و پُرکاری حاج آقا، خیلی ها مثل ایشان پانزده-شانزده ساعت در روز کار می کنند ولی برآیند کارش شان هرگز مثل ایشان نیست، حاج آقا چگونه کار کردند که حاصل اش چنین عمق و دامنه علمی فکری و اثرگذاری دارد؟
فکر می کنم بخشی از این مساله به ذوق و قریحه شخصی باز می گردد، اینکه بر چه باید انرژی گذاشت و کجا باید خطر کرد. انسان باید یک شمّ مدیریتی داشته باشد تا بتواند درست تشخیص دهد و بعد پرتوان عمل کند. ظاهراً ایشان اینگونه است، لذا کمتر دیده ام که کاری را شروع کند و قرین با توفیق نباشد. البته اولاً به فضل الهی و احتمالاً اخلاص حاج آقا و دوستانی که در آن امر مشارکت دارند، باز می گردد.
مثلاً در مورد پژوهشگاه باید بگویم که واقعا بدون امکانات و از هیچ شروع شد، از طرح روی کاغذ!. حاج آقا زمان تاسیس پژوهشگاه از سازمان تبلیغات جدا شد و زیرزمینی مخروبه مانندِ رو به روی دانشگاه تهران تحویل ایشان شد. فقط دو نفر از مجموعه معظم قبلی حاضر شدند این ریسک را بپذیرند و از امکانات و آرامش و سابقه ای که در مجموعه برخوردار بودند، منصرف شوند به همراه ایشان پای کار این کار جدید بیاید و حقیقتاً در آن شرایط، یک جهاد علمی برای تاسیس یک دستگاه فکری نیاز بود که به فرمایش مقام معظم رهبری بتواند ان شاء الله جای مطهری را پُر کند. عرض می کنم «جهادی» چون به خوبی مفاهیمی چون کار طاقت سوز، بی امکان و امکانات، مخالصانه را به ذهن متبادر می کند.
اگر بخواهم دلیل دیگری را برای کسب توفیق در قعالیت های ایشان قید کنم، باید به نظم و انضباط فوق العاده شان اشاره شود، چنانکه برای کوچک ترین امور برنامه ریزی می کند. بسیار اهل نظم و تدبیر است، در طرح ریزی و پیگیری امور وسواس دارد.
همواره خرد و کل امور را یادداشت می کند. اکنون در منزل مجموعه سی سال از یادداشت های روزانه ایشان را در تقویم داریم که شامل کوچک ترین و مهمترین کارهای روزانه ایشان در آن سال هاست، از تماس هاس تلفنی تا نشست های کاری و علمی و خانوادگی تا امورات زندگی و وظایف تحقیقی که برای خودش تعریف می کند. بارها آزمودیم که با مراجعه به این یادداشت های منظم می توان فهمید فلان ساعت در فلان روز از فلان سال چه برنامه ای داشتیم یا چه اتفاق مهمی افتاده است.
از ثابتات عاداتش این است که اول سال کارهای سال پیش رو را در همان تعطیلات عید می نویسد؛ اینکه نگارش کدام مقالات یا کتاب ها باید دستور کار سالشان باشد یا امسال در چه حوزه هایی باید تحقیق و چه کلان برنامه هایی را باید دنبال کند و… اسفند هر سال نیز کارنمای سالی که گذشته را یادداشت کرده و روی سایت شخصی اش می گذارد.
در مورد کارهایی عهد شرعی می بندد تا اگر عمل نکرد، قضای آن را جبران کند و به این شکل نفس را مجبور می‌کند به عمل به برنامه.
خداوند ذکاوت علمی خوبی هم به ایشان عنایت فرموده؛ همواره نگاه انتقادی دارد و از ذهن سازماندهی شده و فلسفی منطقی برخوردار است که در تحلیل موضوعات و تولید فکر بسیار کارا عمل می‌کند.

شاید بیست سال قبل برای شما که آن زمان در سنین نوجوانی بودید، این سختکوشی و پرکاری سخت بوده باشد اما اکنون که در مقام همکار در جوار ایشان هستید چه طور؟ به هر صورت پدر برای فرزند خود به مثابه یک قهرمان است، این بُعد قهرمان بودن ایشان چه قدر برایتان پررنگ تر شده است و توانستید از آن الگو بگیرید؟
اگرچه به عنوان فرزند یا فرزندان ایشان، باید از ایشان الگو بگیریم و تاسی کنیم ولی حقیًقت این است که بسیار سخت است! و از این جهت هم کم مورد توصیه و توبیخ پدرانه ایشان قرار نمی گیریم. خداوند اراده قوی به ایشان داده که بسیاری از آسایش ها، راحتی ها و موقعیت هایی که طبیعتاً نمی شود از کنارشان گذشت، را کنار می گذرد.
سی سال است که مدارس علمیه دارد، دو دهه به نام فعالیت های فرهنگی در عداد افراد موثر و موفق شناخته می شد اما ناگهان و به جهت تشخیص وظیفه و نیاز مبرم انقلاب، با تغییری، بر عرصه پژوهش و تولید علم تمرکز کرد. همین کندن از عرصه ای که سال ها در آن فعالیت داشته ای، کاری سخت و ریاضت و نوعی پوست اندازی شخصیتی است.
اگر نگاهی به فعالیت های قبل از انقلاب حاج آقا بیندازیم، هم می بینیم که فعالیت های مفصل سیاسی و مبارزاتی داشته که بعد از انقلاب شکل اش تغییر کرد و با جد و جهدی بیشتر در حوزه فرهنگ و تاسیس و کار اثباتی و در قالب تولید علم و دفاع از کیان فکری دین و گفتمان انقلاب ادامه یافت.
این تغییرات به ویژه آنکه از ابتدا، انتهایش مشخص نیست کم هزینه ندارد.

چنین تغییراتی چه جنس جسارت و شجاعتی را می طلبد؟
قطعا، ایشان بسیار نترس است. بنا نیست در این مجال مختصر وارد در معرفی امتیازات و تمایزات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی بشویم اما همینقدر عرض کنم برخی خصوصیات روحی ایشان در این مجموعه و همکاران متبلور است. اکثر گروه های فعال در پژوهشگاه در حوزه هایی کار می کنند که در حوزه یا دانشگاه و ساحت های رسمی مطالعاتی به آنها کمتر توجه شده است. برخی گروه ها، حوزه ها یا کتاب ها اولین از حیث تقدم در عرصه خودشان هستند.
در کلاس درس خارج ایشان هم تمرکز بر مباحثی است که کمتر مورد توجه بوده، لذا حقیقتاً در مقام فرزند الگوگیری از ایشان سخت است چون به نظر می رسد خداوند به ایشان ظرفیت وجودی و ذوق خاصی عنایت فرموده که در ساحات متعدد و متنوعی قرین با توفیق شده است.
برای مثال ایشان در حوزه شعر نیز صاحب ذوق و از بنیانگذاران یا پیشکسوتان شعر حوزه بعد از انقلاب است و سال ها به این کسوت هم مشهور بود و بر شعر بزرگان اهل حکمت و ادبی چون لاهیجی و صائب کار کرده و تالیفاتی دارد. لذا تدوین دیوان امام خمینی(ره) بعد از رحلت ایشان که امر خطیری بود به ایشان محول شد. ارتباطات گسترده و نزدیکی با شعرای پیشکسوت انقلاب داشت و دخیل در تاسیس بسیاری از مجموعه های ادبی و هنری چون حوزه هنری، انجمن شعر طلاب و… بود ه و چند دفتر شعر از ایشان منتشر شده است.
اکنون هم اگرچه گاه به گاه و کمتر مرتکب شعر (این تعبیر طنزآمیز خودشان است) می شود، در حوزه نثر و قلم پردازی نیز ذوق و توان ادبی قریحه رشک برانگیزی دارد. در حوزه های مطالعاتی واژه سازی و واژه پردازی فنی می‌کند و تعریف این ذوق ایشان را از بسیاری از بزرگان اهل فن شنیده ام.

دغدغه اصلی این روزهای آیت الله رشاد چیست؟ شما به عنوان فرزند ایشان فکر می کنید که دنبال چه چیزی هستند تا آن را محقق کنند؟
بحث تولید علوم انسانی اسلامی با نگاه فلسفی از دغدغه های جدی حاج آقا است، همچنین، پاسخ به شبهاتی که در جامعه فکری ما وارد می شود که در این رابطه یعنی مواجهه جدی و مستقیم با گفتمانِ معارض و مخالف تفکر دینی، کارهای شاخصی داشته و از ویژگی های ایشان همین روحیه انتقادی است. مجموعه مناظرات و مکاتباتش با امثال پرفسور جان هیک، نشانگر همین دغدغه است.
از دیگر دغدغه های ایشان فلسفه های مضاف (به عنوان حوزه پژوهشی جدید نه فقط در ایران بلکه در سطح دنیا) است. ایشان قطعاً از اندیشمندان شاخص در عرصه فلسفه مضاف در بین جامعه علمی کشور است.

در حوزه علوم انسانی کارهای زیادی انجام شده و بعضا کارهای بازاری هم زیاد است، تا به حال شده حاج آقا نسبت به این کارها و اینکه چرا در مسیری که باید، حرکت نمی کنند، گلایه داشته باشد؟
بله؛ عارضه سطحی نگری به مسائل فکری دانشی، عمومیت دارد. در مسئله اسلامی سازی دانشگاه (البته حاج آقا با کاربرد این لفظ مشکل داشته و دارد) در مقام تاسیس کارگروه اسلامی سازی دانشگاه ها بوده اما شاید همین تفاوت نگاه با برخی اساتیدی که در آن حوزه ها فعالیت می کنند، باعث شد تا در ادامه مسیر همراهی برایش مقدور نباشد.
یا در باب ایده مهم وحدت حوزه و دانشگاه، جالب است بدانید که پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی از معدود مراکز وزارت علومی است که بیش از هشتاد-نود درصد اعضای هیئت علمی آن تخصص توامان حوزوی و دانشگاهی دارند. این به نوعی تحقق همین آرمان ارتباط و وحدت حوزه و دانشگاه است که در پژوهشگاه تا حدی اجرا شده و در حد شعار باقی نمانده است.
در مورد مساله ای که اشاره کردید گاهی حاج آقا گلایه دارد. در واقع همه دلسوزان از بدفهمیِ موضوع علم دینی و تولید علوم انسانی اسلامی گله دارند. حاج آقا همچنین از بدفهمی نسبتِ فلسفه با این مقولات هم گله مند است.

درباره حوزه های علمیه و تحول آنها آیت الله رشاد چه نظرگاه و افق دیدی دارد؟
اساسا نگاهی که ایشان به حوزه علمیه خودشان دارد و نظامی که برای اداره حوزه علمیه مطلوب ترسیم می کند، بسیار متفاوت است. تحول حوزه همواره از آرمان های ایشان بوده است و در یک دهه اخیر بسیار پررنگ تر شده است.
باید عرض کنم تحقق «حوزه الگو» که توامان دغدغه مراجع محترم و رهبر معظم انقلاب است، از دغدغه های شب و روز فعلی ایشان است.
شاید بیش از نیمی از وقت ایشان با همین موضوع تحول خواهی در حوزه پیوند خورده چه آنجایی که در مقام یک استاد حوزه، درس می دهد، و درس خارج شان یکی از پرتعداترین دروس خارج تهران است و چه در مقام اداره و راهبری مدارس علمیه و چه در مراتب بالاتر مدیریتی حوزه. این نوگرایی در همه شئون است. شاید جالب باشد که عرض کنم تدریس درس خارج ایشان، یک دهه است که با ارائه پاورپوینت و مبتنی بر ابزارهای جدید است که شاید نوعی خرق عادت است، تدریس می شود. البته از باب مثال عرض کردم و این صورت ماجراست، در باطن و معنا هم همین نوگرایی وجود دارد. در واقع حاج آقا چه در مقام درس و بحث و چه در مقام تولیت حوزه علمیه امام ضا(ع)، از شیوه های رایج فاصله گرفته و سبک و سیاق جدید و متناسب را پی می گیرد. در مقام شورای حوزه های استان تهران که در آنجا جمعی از مدارس راهبری می شود، نیز همین نگاه تحولی جاری و ساری است و بحمدالله حوزه تهران در همین چند سال گذشته، توفیقات خوبی کسب کرده و از حیث اجرای طرح های ابتکاری و پیاده کردن نظامات تحولی، علیرغم همه کمبودهای نرم افزاری و سخت افزاری، در سطح کشور مطرح شده است.
این نکته را هم عرض کنم که حتی این آمران تحول حوزه هم در منظر ایشان، اصولی ساخته و پرداخته شده است. نظر و روش شخص دارد. ایشان نظریه ای دارد تحت عنوان «نظریه آموزش پرورش مآل» که محصول تجربیات و تاملاتشان در موضوع آموزش و پروش به معنای کلی است. تحقیقی همین سال اخیر از ایشان منتشر شده با عنوان «نظام علمی آموزشی پرورش مآل؛ طرحی برای تحول حوزه» که بسیار مورد توجه هم واقع شد و علیرغم تخصصی بودن در مدت کمتر از یک سال در شرف چاپ چهارم است. در این اثر، ایشان در مورد حوزه طراز انقلاب اسلامی و اینکه چنین حوزه علمیه ای چگونه باید باشد، مفصلاً، مبنامند و نظام دار بحث و به عنوان یک طرح عمل از معماری تا دخل و خرج و ارتباطات انسانی حوزه و مفاد درسی و شیوه آموزش و امتحان و صحبت کرده است. همین طرح در چندین مدرسه علمیه سطح کشور به طور خودجوش مقدمات پیاده سازی را طی می کند. حتی در سطح چند دانشگاه مورد توجه واقع و ارائه و به بحث گذاشته شده است.

ارتباط حاج آقا با نسل جوان چگونه است؟ چقدر در فعالیت های علمی پژوهشی و تولید علم بر توان و استعداد نسل جوان اتکاء دارد؟
اولا در خود ایشان روحیه جوانانه موج می زند و اهل جنب و جوش و خروش و عمل است، خداوند به ایشان خُلق خوبی هم عطا کرده که جاذب است و زمینه ارتباط را فراهم می کند. به تعبیر بهتر باید عرض کنم در زمینه ارتباطات شخصی با جوانان چه اهل فامیل باشند چه طلاب و دانشجویان، بی اغراق بیش از آنکه باید وقت صرف می‌کند و دل می سوزاند.
در رابطه با همین آرمان تحول حوزه که عرض شد مستلزم گفت وگوی و مرابطه بی واسطه با طلاب جوان است. گاهی برخی طلاب، فردی یا جمعی از شهرهای دیگر برای دیدار حاج آقا می آیند که زمینه شکل گیری این جنس ارتباطات، اعتقاد ایشان به نسل جوان است.
در مجموعه خودمان هم بخش قابل توجهی از تولیدات متوجه جوانان است. کانون اندیشه جوان با همین ایده ارتباط مستمر و خط دهی به جوانان تاسیس شد و تداوم دارد. به فرمایش مقام عظم رهبری، پژوهشگاه می باید هم مطهری قم باشد؛ یعنی به مباحث علمی و فکری از نگاه محققانه بنگرد و در ساحت جامعه نخبگانی مولد و هم مطهری تهران باشد؛ یعنی در میان جوانان و طیف عمومی تر حضور یابد و مباحث و مسائل روز را بکاود و پاسخگو باشد و به ترویج معارف در سیح جوان اهتمام کند. لذا هم در سیره شخصی و هم در مشی فکری و کاری توجه به مخاطب جوان، مورد عنایت خاص ایشان است.

با توجه به آنکه نزدیک به چهار دهه از انقلاب اسلامی می گذرد، چه قدر انقلابی بودن و انقلابی ماندن را در حاج آقا درک کردید؟
انقلابی بودن همزاد ایشان است. از دوران نوجوانی و جوانی سرپر شوری برای دین و انقلاب داشته، یک بار می گفت: اولین مطلب جدی که از بنده منتشر شد در سن حدودا پانزده سالگی، در مجله «مکتب اسلام» بود که آن زمان بزرگانی چون حضرات عظام آیت الله سبحانی و آیت الله مکارم شیرازی موسس و هادی آن بودند. مطلبی انتقادی به اوضاع کشور که اتفاقا منجر به تعطیلی شماره بعدی مجله شد و این نکته را چند وقت پیش در بزرگداشتی که برای نشریه گرفته بودند، السابقون مجله اشاره کردند.
مبارزات سالهای منجر به انقلاب هم مشخص است و خود حکایاتی دارد. آن زمان که به تخلص «صادقی» شناخته می شد و نام مستعار مبازراتی ایشان بود؛ و البته از ایشان کمتر شنیدیم درباره وقایع آن دوران اما دیگران برایمان گفته اند. به نظر بنده این طراوات و شور یا دقیقتر بگویم حرارت و شور همچنان باقی است.

از نظر رویکرد سیاسی و پیگیری مسائل روز سیاست و ورود در آنها ایشان چگونه است و چگونه عمل می کند؟
حاج آقا سیاسی به معنای مصطلح نیست اما دغدغه بحث های روز را دارد. اهل روزنامه خواندن یا تلویزیون دیدن آن طور که معمول است؛ هم نیست اما در معرض اخبار است و به قدر وسع و آبرویش سعی می کند از کیان انقلاب دفاع کند.
بسیار پیش آمده که در تلگرام مطلب و شبهه ای را ببیند و به صورت ناشناس وارد بحث شود حتی ساعتی وقت در پاسخ به یک شبهه بگذارد و اگر وقت نداشته باشد حتما به دیگران توصیه می کند که آن شبهه را ببینید و پاسخ دهید. تنها جایی که ممکن است کارهای دیگرش را به خاطر آن کنار بگذارد، همین دفاع از حریم انقلاب و آرمان‌های آن است.
ما در مجموعه خودمان سه شاخص برای عضویت هیات علمی داریم: میزان تحصیلات و کیفیت تحقیقات؛ مولد بودن از نظر علمی، یعنی صرف دانستن و مطلع بودن کفایت نمی کند بلکه عضو هیات علمی باید اهل فکر و فکر نو باشد و در نهایت انقلابی بودن!
انقلابی بودن هم تعریف دارد، انقلابی بودن به این نیست که در راهیپمایی بیست و دو بهمن حاضر شویم و یا … هرچند که این حضور وظیفه همه ماست ولی انقلابی بودن یعنی الان لازم است که در مقام متفکر مفید به حال انقلاب، به چه حوزه هایی پرداخته شود، کدام حوزه ها نیاز نظام است هرچند ممکن است اولویت اول منِ محقق نباشد و در چه معرکه هایی باید حاضر شد و از گفتمان دینی و انقلابی در مقابل معارضین فکری دفاع کرد.

آیا رابطه پدر و پسری وارد حیطه کار و فعالیت تان شده یا حاج آقا مرزی را رعایت می کند و همان میزان انتظارات و سخت گیری ها را از شما هم دارد؟
ایشان سختگیر است و چون نسبت به خودشان سخت می گیرد نسبت به ما هم قاعدتاً اینگونه است. این سختگیری و توصیه به تحفظ بر حقوق بیت المال، ایفای نقش درست، ترجیع بند توصیه های ایشان به ماست.
تعلق حاج آقا به این مجموعه هم یک تعلق فکری است نه سازمانی. حتی عرض می کنم یک تعلق پدرانه است لذا ممکن است از ایشان بیش از بیست عنوان اثر در مجموعه منتشر شده باشد اما سخن از حقوق مادی و معنوی آن نباشد. به هر حال منش ایشان اینگونه است و طبیعی است که ما را هم به همین توصیه و تشویق کند.
در مجموعه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی فقط بنده منسوب به حاج آقا هستم و توفیق خدمت دارم. این مساله هم شاید لاجرم باید اتفاق می افتاد چون در برخی حوزه ها نیاز است شخصی کارها را وقت و بی وقت پیگیری کند هرچند پا به پای حاج آقا کار کردن سخت است!
اغلب روزها بعد از کلاس ساعت ۶:۳۰ صبح پژوهشگاه می آید و جلسات لاینقطع ادامه دارد و تا زمان نماز و ناهار حتی از صندلی بلند نمی شود، گاهی سه تا چهار بار اعضای جلسه تغییر می کنند ولی حاج آقا حتی فرصت بلند شدن از روی صندلی را نمی یابد.

و سخن پایانی… درباره پدری که هم الگو است هم انقلابی و هم همکار و نظریه پرداز!
جفاست عرض نکنم ایشان بسیار خودشان را وامدار شهدا، امام راحل و مقام معظم رهبری و در وهله دیگر خود را وامدار والدین می داند. ندیدم تا زمانی که والدین شان در قید حیات بودند، عادت دست بوسی آنها را ترک کند.
پس از فوت والده شان و در طول پنج سالی که پدربزرگ مان تنها بود حاج آقا علیرغم همه مشغله ها، یکی دو روز را نزد پدر می رفت و شب نزد ایشان می ماند، بسیاری از کارهای شخصی پدر را انجام می داد مثل استحمام و همراهی ایشان به مسجد برای اقامه نماز.

آیت الله علی اکبر رشاد از لسان حجت الاسلام خسروپناه

مروری بر مجاهدت های علمی آیت الله رشاد در گفت وگو با رییس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران:
پیشگام دفاع از جبهه فکری انقلاب!

اگرچه ایران و ایرانی در طول تاریخ درگیر جنگ های متعدد بوده و دشمن به طرق مختلف کوشیده تا به ما ضربه بزند، اما همواره بوده اند مردان مخلص و بی ادعا که در میدان نبرد حاضر شده و همّ و غم شان را برای جهاد گذاشته اند… مهم آنکه این حضور فقط مختص جنگ سخت نبوده و نیست بلکه در عرصه جنگ نرم که استراتژی دشمن در آن تمرکز بر اندیشه و فکر است نیز بوده اند شخصیت هایی که آتش به اختیار، سلاح قلم در دست گرفته و در گودِ علم و اندیشه، حریفان را خاک کرده اند.
آیت الله علی اکبر رشاد، رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی که مروری کوتاه بر زندگی اش، کتابی قطور از مجاهدت علمی فکری را پیش چشم می گشاید، از جمله این شخصیت ها است.
از این رو، در گفت وگو با حجت الاسلام والمسلمین دکتر عبدالحسین خسروپناه، رییس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران کوشیده ایم شِمایی هر چند محدود از رشادت ها و مجاهدت های علمی وی را بازگو کنیم که مشروح آن به حضورتان تقدیم می شود:

*آیت الله رشاد در دفاع از جبهه فکری انقلاب اسلامی و دفاع از کیان تفکر دینی چه دغدغه و تلاشی داشته و آیا دغدغه مندی و سعی ایشان توانسته در این حوزه نقش ماندگاری را رقم بزند؟
آیت الله رشاد شخصیتی است که علاوه بر توان علمیِ شخصی و انگیزش نظریه پردازی و دغدغده های فردی نسبت به نظریه پردازی و تولید علم، دغدغه مدیریتی نیز دارد و تلاش می کند در جبهه انقلاب اسلامی نوآوری و تولید علم شکل بگیرد؛ به تعبیر دیگر اگر جبهه انقلاب را مشتمل بر شبکه های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی بدانیم، استاد رشاد نقش کلیدی در شبکه فکری انقلاب اسلامی به ویژه در دو دهه اخیر داشته است.
چنان که پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی که انصافاً در عرصه های مختلف تولید علم مثل نظامات اجتماعی، حکمت و فلسفه، علوم بینشی و مبنایی و … تلاش های اثرگذار داشته را تاسیس کرد و نیز جزء پیشگامان دفاع از جبهه فکری انقلاب اسلامی در مقابل شبهات بوده است.
برای مثال فصلنامه «کتاب نقد» که به همت پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی منتشر شد، توانست در مقطعی در مقابل شبهات نواندیشان و روشنفکران دینیِ سکولار بایستد؛ چراکه این روشنفکران، دین حداقلی را قبول داشتند و میراث ۴۰۰ ساله دنیای مدرن که مسیحیت پروتستان به آن رسیده بود را ترجمه و بومی سازی کردند در حالی که شخصیت های مثل هگل، جان هیک و… خود دغدغه دینی داشتند و می خواستند از دین شان دفاع کنند اما روشنفکران ما شبهات الهیات مدرن و الهیات لیبرال را مطرح کردند، و بیشتر دغدغه شان نقد حکومت اسلامی و ایستادن مقابل آن و دفاع از سکولاریسم و سکولاریزاسیون بود!
در نظر بگیرید جمعی میراث ۴۰۰ ساله دنیای مدرن را به صورت گزینشی ترجمه و بعد بومی سازی کند و حتی برای این اندیشه های سکولار شواهدی از ادبیات شعری و عرفانی هم بیابد! لذا می تواند جامعه را متحول کند چنانکه تا حدودی گرایش های سکولار حتی در میان نخبگان حوزوی، دانشگاهی و انقلابی که نابغه انقلاب و در دوران جنگ تحمیلی مدافع حریم کشور بودند، ایجاد شد.
در این میان، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با مدیریت استاد رشاد جزء یکی دو مرکزی بود که در کشور بسیج فکری معرفتی تشکیل داد و اگر ایشان نبود شاید این انسجام شکل نمی گرفت.

*آیت الله رشاد این انسجام و بسیج نیروهای فکری ارزشی در جبهه انقلاب را چطور طراحی و پیاده کرد که منتج به نتیجه شود؟
خاطرم هست که استاد رشاد سراغ متفکران حوزه و دانشگاه می رفت و از آنها دعوت می کرد تا در این جبهه فکری حضور یابند و کمک کنند تا به شبهات پاسخ دهیم؛ و اینچینن بسیاری به مسیر آمده و آثار و تالیفات متعدد نگاشته شد.
لذا نقش مدیریتی استاد رشاد در تولید علم و پاسخ به شبهات و ایجاد جبهه فکری و شبکه فرهنگی بسیار کلیدی است.
ممکن است برخی کار مدیریتی انجام دهند اما خود اهل اندیشه و نظریه پردازی نباشند اما آیت الله رشاد در کنار مدیریت، دغدغده های فکری هم دارد و به دنبال آنها می رود و با روش اجتهادی و استدلالی به مباحث پاسخ می دهد. برای مثال اینکه ایشان درباره «فلسفه فرهنگ»، «علم دینی»، «نظریه فطرت» و «منطق فهم دین» تحقیق و نوآوری داشته، نشان می دهد استاد رشاد در پی تحول در حوزه دانش و معرفت بوده و است.
*با توجه به نگاه مبتکرانه و خلاقانه آیت الله رشاد به مسئله علم، نظرگاه وی درباره فلسفه های مضاف چیست و در این باره چه ابداعاتی داشته است؟
یکی از دغدغه های ایشان ورود فلسفه اسلامی در عرصه های مختلف فرهنگی اجتماعی است که از آن به «فلسفه امور و علوم» تعبیر می کند؛ فلسفه امور مثل فلسفه زیبایی، فلسفه فرهنگ، فلسفه تکنولوژی و فلسفه علوم مثل فلسفه علوم انسانی، فلسفه علوم طبیعی، فلسفه مهندسی، فلسفه فقه و علم اخلاق و…
استاد رشاد معتقد است که باید با نگاه معرفت شناسانه به مباحث علوم بنگریم تا ببینیم علوم چه کاستی ها و نقایصی دارند و آنها را برطرف کرد؛ یعنی راه تحول در علم و نوآوری و به روزرسانی علمی عبارت است از تولید فلسفه های مضاف یا فلسفه هایی که به علوم اضافه شده اند؛ البته فلسفه های اضافه شده به امور هم باعث می شود که هستی شناسی به عنوان جوهر فلسفه، توسعه بیابد و محدود به فلسفه نفس نشود و فلسفه های زیبایی فرهنگ، جامعه و … هم مورد توجه قرار بگیرد.
بنابراین، در نگاه آیت الله رشاد یکی از راه های تحول علم و توسعه فرهنگ، فلسفه های مضاف اند و وی در این باره تعاریف جدید داشته و علوم را طبقه بندی کرده و در آثارش ۴۰ قسم فلسفه مضاف را نام برده و درباره آنها تحقیق کرده است.

*با توجه به آنکه شما رساله دکتری خود را با آیت الله رشاد گذرانده اید، از نزدیک شاهد چه تیزبینی ها و دقت نظرهایی از جانب ایشان در پیشبرد کار علمی بودید و جنس کار علمی استاد رشاد را دارای چه ویژگی ها و امتیازاتی یافتید؟
استاد رشاد تیزبینی خاصی دارد و معمولاً عرصه هایی را می بیند که از دید دیگران پنهان است و مورد توجه قرار نمی گیرد؛ همچنین از نظر ادبیات بسیار قوی و شاعر است و نثر بسیار زیبایی دارد و واژه ها را خلق می کند، با توجه به پیوند وثیق زبان با فکر، شخصاً این پیوند اندیشه و زبان را در ایشان دیده ام.
این در حالی است که برخی ادبا فقط دغدغه ادبیاتی دارند و می کوشید واژه های فهیم به کار ببرند اما توانایی چندانی در تولید اندیشه ندارند و برخی بالعکس تولید اندیشه می کنند اما ادبیات قوی ندارند، اما آیت الله رشاد بسیار زیبا ذهن و زبان را به یکدیگر پیوند داده و مرتب زوایای پنهان یک مسئله را شناسایی و تشکیک شقوق و کشف و آنها را با ادبیات تازه تبیین می کند.
نهایت آنکه من استاد رشاد را یک متفکر می دانم که نه تنها دغدغه اندیشیدن دارد بلکه به کشف چالش های اندیشه ای نیز می پردازد و به دنبال متدولوژی حل اندیشه ها است و اندیشه را با روش شناسی و منطقی که به دست آورده است، حل و با ادبیات نو به جامعه عرضه می کند.
به عبارت بهتر، تمام فرآیند اجزای یک متفکر را در شخصیت استاد رشاد دیده ام اعم از ظرافت ها، دقت ها و زوایای مختلفی که یک مسئله می تواند داشته باشد و اینکه چگونه مسائل حل بشود.
من با ایشان مباحثات بسیار داشته ام و در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی یک هفته درمیان جلسه فلسفه، دین پژوهی، معرفت شناسی و کلام داشتیم و مرتب مباحث علمی مطرح می شد، حتی وقتی بحث «فلسفه اسلامی» که نظریه ام است را کار می کردم یک هفته درمیان با حضور ایشان جلسه داشتیم و ایشان با تیزبینی و دقت نظر خاصی وارد بحث می شد و روشمندی سخن کاملاً از ساحات مختلف تفکر ایشان آشکار بود.

*درباره کرسی های نظریه پردازی و توانمندی این کرسی ها در تحول علوم انسانی و تولید نوع اسلامی آن، نظرگاه آیت الله رشاد چگونه است و چه رهاوردی برای این میدان پُرچالش دارد؟
یکی از توانمندی های علمی ایشان تعمق و تفکر در حوزه علم دینی و علوم انسانی اسلامی است که در این باره تحقیقات داشته و کتابی نیز نوشته است و جا دارد به نظریه خاص وی در باب علم دینی پرداخته شود.
از نظر مدیریتی در پژوهشگاه فرهنگ و انیدشه اسلامی، کار مهم ایشان این بود که به اعضای هیئت علمی توصیه کرد که هر کس در حوزه ای خاص ممهز شود و مطالعه کند تا بعد از ۳۰ سال به طور عمقی به آن تسلط داشته و مشکلات و مباحث آن را حل کند.
همین سبک و ساختار مدیریتی باعث شد بسیاری از شخصیت های علمی صاحب کرسی نظریه پردازی و نوآوری شوند؛ مشکل ما در کشور درباره تولید علم و نظریه پردازی، مشکل محققان و عدم توانمندی اعضای هیئت علمی نیست چراکه همین افراد در دانشگاه های معتبر دنیا شخصیت های برجسته ای می شوند، مشکل ما به ساختارهای پژوهشی باز می گردد.
چنانکه وزارت علوم فقط خود را موظف واگذاری بودجه به دانشگاه ها و پژوهشگاه ها می داند اما مدیریت و تدبیری برای حاصل و خروجی این هزینه ها ندارد، اگر ساختارِ آموزشی و پژوهشی، ساختار تولید اندیشه باشد بسیاری از این هزینه ها به نظریه پردازی سوق می یابد و این همان چیزی است که استاد رشاد در پژوهشگاه انجام داده است.
همچنین، ایشان جزء موسسان هیئت حمایت از کرسی های نظریه پردازی و سال هاست که مسئولیت آن را عهده دار است و همه مباحث آئین نامه ای و بخشنامه های کرسی های نظریه پردازی را با همکاری کارشناسان تدوین و به جامعه حوزوی و دانشگاهی ابلاغ کرد و زمینه ای فراهم آورد تا محققان دیدگاه خود را در اجلاسی علمی ارائه کنند و در معرض نقد ناقدان قرار دهند.
اینها همه از ابداعات اجرایی و مدیریتی استاد رشاد در کنار نوآوری های معرفتی ایشان است.

*شناساندن شخصیت هایی مثل آیت الله رشاد به جامعه را دارای چه ضرورت هایی می دانید؟
توجه به خدمات شخصیت های علمی فرهنگی و معرفی وجهه معرفتی و مدیریتی آنها از جهت ارزشمند است: نخست برای الگوسازی چراکه باید شخصیت هایی مثل آیت الله رشاد را به جامعه معرفی کنیم اگرچه نخبگان ایشان را می شناسند اما باید بیس از این معرفی شوند تا جایگاه علمی اجرایی شان مشخص شود و اصلاً خوب است عده ای تز دکتری خود را درباره شخصیت علمی ایشان بنویسند که هم پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه را با این سطح از اثر و برکات به ثمر رسانده و هم مجموعه ای متناسب با نسل جوان با عنوان «کانون اندیشه جوان» را ایجاد کرده که در ارتباط با این نسل موفق بوده است.
بُعد دوم اهمیت این کار، مقابله با جریان مقابل یعنی روشنفکریِ سکولار است که بعضاً خود را روشنفکر دینی می دانند و ادعا می کنند دین را قبول دارند! اما… به دنبال تخریب چنین شخصیت هایی اند؛ حتی بعضاً دانشجویان تازه به دوران رسیده یا هنوز به دوران نرسیده و بیسواد درباره این شحخصیت ها اظهارنظر و توهین می کنند یعنی همان شیوه بنی امیه در تخریب اهل بیت(ع)، در حالی که امام صادق(ع) فرمودند: «ما در کلام صادق هستیم اما هستند کسانی که به ما دروغ می بندند تا مقام ما را تنزل دهند.»
همین شیوه اموی و عباسی را در جامعه امروز و در جریان های مقابل سکولار هم می بینیم؛ نمی گویم کسی نباید اندیشه کسانی مثل استاد رشاد را نقد کند، نقد باید باشد اما با روش منطق و اخلاق نه تحقیر، تخریب و توهین!
اما.. جریان مقابل، شخصیت های انقلاب را با این سبک تخریب می کنند چنان که درباره شهیدان مطهری و بهشتی هم چنین کردند و این بار اولشان نیست؛ اما وقتی اندیشه و سبک مدیر متفکر و مدیر موفق را نشان دهید بخش زیادی از این تبلیغات سوء تاثیرش را از دست می دهد.

خاطره آیت الله رشاد از سرودن نخستین اشعار

خاطره آیت الله رشاد از سرودن نخستین اشعار

در مقدمه مجموعه شعر قبسات(تماشای جمال) نیز اشاره کرده ام که شعر من از من ۱۴ سال جوان تر است! من از ۱۴ سالگی به سرودن شعر پرداختم، یعنی قریحه ام فعال شد و طبعم جوشید؛ آن اوان در تهران بعضی هیئات مذهبی بودند که در آنها شرکت می‌کردیم؛ هیئاتی بود و هست که از قدیمی های تهران هم به حساب می‌آید؛ در تهران چند هیئت وجود دارد که بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ سال قدمت دارند و فعال هستند یکی از آنها این هیئتی است که اشاره می‌کنم؛ هیئت بین الطلوعین در محله ما واقع در جنوب غرب تهران و سمت خیابان قزوین -خیابان عباسی آن زمان- واقع بود، بخشی از خیابان آسفالت نبود و معروف شده بود به عباسیِ خاکی، هیئات آنجا فعال بود؛ هیئت صبح های جمعه و بین الطلوعین بین اذان صبح تا طلوع آفتاب تشکیل می‌شد و منبری ها و مداح های خوبی می آمدند و برنامه‌های خوبی هم اجرا می‌شد؛ از جمله اینکه مرتب دعای ندبه هم قرائت می‌شد. تا زمانی که مرحوم کافی مجلسش فراگیر شد و مهدیه را در آن محله احداث کرد که ما هم دیگر به آنجا مراجعه می‌کردیم و بعد از آن اتفاقاً به خود مرحوم کافی هم نزدیک شدیم؛ ایشان مدرسه ای در همان محل مهدیه فعلی راه انداختند و تعدادی طلاب در سطوح مختلف به تلمذ و اساتیدی به تدریس مشغول شدند و به هر حال در این هیئت آمد و شد داشتیم و این هیئات در جهت گیری سروده های آن زمانی بنده که نوجوانی کم سن و سال بودم خیلی تاثیر داشت؛ آن زمان اشعاری را می سرودم که عمدتاً در مراثی و مدایح حضرات معصومین و اهل بیت علیهم السلام بود و این ادامه پیدا کرد؛ البته گرایش من از ابتدا به غزل بود و رفته رفته این جهت تقویت شد گرچه فراز و نشیب زیاد داشت؛ گاهی غزلیات من بسته به شرایط رنگ و بوی عرفانی و گاهی هم اجتماعی می گرفت!
وقتی برای ادامه تحصیل از تهران به قم عزیمت کردم سه سال اول بیشتر شعر گفتم؛ جهت آن این بود که در تهران که بودیم مرحوم پدرم -رضوان الله تعالی علیه- من را از شعر گفتن منع می‌کرد و می‌گفت: وقت خودت را صرف این کارها نکن و درس خودت را بخوان! گاهی به خاطر دارم که پنهانی و دور از چشم ایشان در اتاق خلوت مینشستم که ایشان حضور نداشتند شعر می‌گفتم ولی وقتی به قم رفتیم این محدودیت برداشته شد و به نوعی دو سه سال اول ورود به قم سرخود شدم و شعر زیاد گفتم؛(خنده)
در یکی از نوشته‌ها نیز آورده ام که آن سال‌ها به لحاظ کمّی بیشترین شعر را سروده ام؛ از جمله اشعاری که در آن ایام گفتم که ظاهراً آذرماه سال ۵۰ باید باشد؛ دو غزل است یکی غزل «حُسن جهان» که راجع به وجود مبارک حضرت امام حسن مجتبی(ع) است و دیگری غزل خورشید حق، که در شان نبی اکرم حضرت رسول(ص) سروده ام.

توفیق درک محضر آیت الله میرزا علی مشکینی اردبیلی

توفیق درک محضر آیت الله میرزا علی مشکینی اردبیلی

یکی از توفیقات تکرار ناشدنی حقیر درک محضر حضرت آیت الله العظمی میرزا علی مشکینی اردبیلی بود؛ البته چه بسا خیلی ها نمی دانند که نام شریف شناسنامه ای ایشان علی اکبر فیض است؛ ما هم درس فقه ایشان را در سال های ۵۴ و ۵۵ هرچند نه خیلی طولانی حضور یافتیم که ایشان فقه زکات می فرمودند، هم دروس اخلاق ایشان را حضور پیدا می کردیم که چهارشنبه ها در مسجد اعظم قم برگزار می شد و بسیار شلوغ و پر رونق بود؛ هم متناوباً درس تفسیر داشتند که درک می کردیم و یا به محضر ایشان می‌رسیدیم. بسیار از وجود نورانی، مبارک و پر فروغ ایشان بهره می‌بردیم؛ ایشان به لحاظ فقهی عنصر بسیار پر ذوقی بود و از قریحه بسیار خوبی در فهم منابع و مصادر فقه برخوردار بود و خاصه اهتمام خاصی به فهم حدیث داشت. در اصول بسیار با ذوق بود. کتب فقهی و احیاناً اصولی ایشان هر یک ارزشمند است؛ در میان این آثار کتاب اصطلاحات الاصول ایشان که بسا خیلی ها به اهمیت و ارزش این کار کمتر توجه می‌ کنند کتاب بسیار با ارزشی است گرچه کتاب ساده‌ای است و کتاب سردستی برای طلاب به حساب می‌آید اما در این کتاب ایشان یک دوره اصول را بسیار پاکیزه و منقح و عمدتا متکی به آراء اصحاب و آراء مشهور تنظیم کرده و خود یک کتاب اصولی بسیار با ارزش است و نشان دهنده ذوق ایشان در معجم نگاری، گزیده سخن گفتن و گزیده مطلب نوشتن است و انصافاً ایشان توانسته توان و قدرت خویش را در نگارش یک فرهنگ نامه فنی نشان دهد؛ این در حالی است که فرهنگ نامه نویسی چندان در حوزه متعارف و معمول نبوده و نیست اما ایشان این هنر را داشته و این کتاب ارزشمند را به این ترتیب نوشته است؛
جلسات درس اخلاق مرحوم آیت الله میرزا علی مشکینی هم محفل انس و محفل حالی بود، واقعا جلسه تحول بود، کمتر کسی بود که در مجلس اخلاق ایشان حضور پیدا کند و از کلمات ایشان متأثر نشود و کمتر کسی بود که اشکش جاری نشود منفعل و منقلب نگردد. هنگامی که در جلسات اخلاق ایشان حضور پیدا می‌کردیم دست‌کم تا جلسه بعد اثر این درس باقی می ماند یعنی لااقل به اندازه یک هفته انسان احساس مصونیت می کرد احساس صفای باطن می کرد و به طور قهری و وضعی آثار کلمات ایشان تا جلسه بعد باقی می‌ماند؛ سر این تاثیرگذاری التزام شخصی ایشان به آن چیزی بود که می گفت یعنی مرحوم آیت الله مشکینی خود مجسمه اخلاق بود مجسمه ارزش‌ها و فضایل اخلاقی و مجسمه تقوا، اخلاص و تواضع بود؛ آنچه را که به مثابه مطالب اخلاقی از فضایل بیان می‌کرد و در نقد رذائل ذکر می فرمود خود کاملاً به آنها توجه داشت یعنی به فضایل کاملاً مجهز و متخلق بود. راز تأثیرگذاری ایشان بر طلبه‌ها و اشتیاق طلاب به حضور در محفل اخلاقی ایشان این بود که چون عامل بود فوق العاده و به نحو کاملا محسوس و مشهودی کلمات ایشان بر انسان تاثیر می گذاشت.
افسوس که جای امثال ایشان امروز در حوزه‌های علمیه خالی است و مخصوصاً در این مقطع به شدت دچار خلا هستیم و زمانی بزرگانی در حوزه بودند مجسمه اخلاق بودند مجتهد اخلاق بودند و اخلاق را مجتهدانه برای طلبه‌ها بیان می‌کردند اما مع الاسف امروز جای چنین شخصیت ها و اشخاصی در حوزه‌های علمیه خالیست.

در منظر دیگران

در منظر دیگران

آیت الله العظمی خامنه ای(دام ظله العالی):
خیلی خوشحالم از زیارت این مجموعه با ارزشی که الحمدلله به همت جناب آقای رشاد و همکارانشان بوجود آمده است. باید خدا را شکر کنیم و از جناب آقای رشاد هم صمیمانه باید تشکر کنیم. ایشان همت کردند و زیر این بار سنگین شانه‌شان را گذاشتند و امروز الحمدلله یک مجموعه خوبی تشکیل شده و شخصیت‌های با ارزشی و استعدادهای درخشانی و سلیقه‌های خوبی در نگارش و در انتخاب موضوع انسان می‌بیند…. اینکه آقای رشاد حفظه الله می‌فرمایند ما یک جبهه جدیدی شدیم، خیلی خوب است. این احساس، احساس بسیار خوبی است. این جبهه را با داهیه‌های خودش مشخص کنید و این را گسترش دهید.

بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / دیماه ۱۳۷۵

_________________________________________________________________________________________________

حجت الاسلام والمسلمین استاد عبدالحسین خسروپناه:
آیت الله رشاد شخصیتی است که علاوه بر توان علمیِ شخصی و انگیزش نظریه پردازی و دغدغده های فردی نسبت به نظریه پردازی و تولید علم، دغدغه مدیریتی نیز دارد و تلاش می کند در جبهه انقلاب اسلامی نوآوری و تولید علم شکل بگیرد؛ به تعبیر دیگر اگر جبهه انقلاب را مشتمل بر شبکه های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی بدانیم، استاد رشاد نقش کلیدی در شبکه فکری انقلاب اسلامی به ویژه در دو دهه اخیر داشته است.
ممکن است برخی کار مدیریتی انجام دهند اما خود اهل اندیشه و نظریه پردازی نباشند اما آیت الله رشاد در کنار مدیریت، دغدغده های فکری هم دارد و به دنبال آنها می رود و با روش اجتهادی و استدلالی به مباحث پاسخ می دهد. برای مثال اینکه ایشان درباره «فلسفه فرهنگ»، «علم دینی»، «نظریه فطرت» و «منطق فهم دین» تحقیق و نوآوری داشته، نشان می دهد استاد رشاد در پی تحول در حوزه دانش و معرفت بوده و است.

بیشتر بخوانید

_________________________________________________________________________________________________

حجت الاسلام والمسلمین علیرضا قائمی نیا:
استاد رشاد همواره سفارش می کند که جلوتر از زمان باشید و بحث های مختلف حوزه های فکری را دنبال کنید. این نشان می دهد که ایشان دنبال نوآوری است و در برخی زمینه ها مطالب و اندیشه های نویی دارد.
در گستره هایی چون کلام، بحث های اجتماعی و مقوله فرهنگ در سال های اخیر توجه بیشتری داشته و بعد از اینکه وارد شورای عالی انقلاب فرهنگی شد، بسیار جدی در مورد مساله فرهنگ و فلسفه فرهنگ، مداقه و مطالعه دارد. یکی از مسایلی که در مورد ایشان باید بیان کرد، این است که نگاه انتقادی مثبت دارد. از سوی دیگر بسیار خوش ذهن است. به خاطر می آورم در جلساتی که در گذشته تشکیل می شد با اینکه در حوزه مباحث علوم شناختی مطالعات گسترده‌ای نداشتند اما از ذهن بسیار تیزی برخوردار بودند…
بیشتر بخوانید

_________________________________________________________________________________________________

حجت الاسلام دکتر ابوالفضل ساجدی:
استاد رشاد افزون بر فعالیت های اجرایی و مدیریتی، در مسیر شکوفایی اندیشه های اسلامی در رشته های گوناگون از جمله فلسفه دین،‌ آثار علمی مهمی هم تولید کرده است. از جمله آثار متعدد ایشان کتاب «منطق فهم دین» است که نظریه روش شناسی اکتشافِ گزاره ها و آموزه های دینی را طرح و تبیین می کند. علاوه بر این، دیدگاه ایشان در کرسی های نظریه پردازی مورد بررسی و تایید قرار گرفته و در دانشگاه های متعددی نیز مورد توجه بوده است. لذا ایشان هم در بُعد نظری، تالیف و تحقیق و هم در پژوهشگاه تحتِ اشراف خویش گام های بلند علمی را در مسیر فلسفه دین اسلامی برداشته است.
بیشتر بخوانید

_________________________________________________________________________________________________

حجت الاسلام والمسلمین حبیب الله غفوری:
شخصیت های فرهیخته ای مثل ایشان که در مکتب امام خمینی(ره) رشد کرده اند، درباره حوزه انقلابی دیدگاهی خاص دارند با این مبنا که دین نه تنها از سیاست جدا نیست بلکه سیاست ما عین دیانت ما و دیانت ما عین سیاست ما است و مجموعه دین و مکتب الهی اسلامی مرکب است از مجموعه طرح ها و برنامه ها برای زندگی بشر؛ یعنی همانطور که مباحث علمی، اجتماعی، فرهنگی، ارتباطات اجتماعی و … مطرح است و تکالیف فردی جمعی و حقوق و مباحث اقتصادی در لابلای آیات قرآن و روایات پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) بیان می شود، سیاست هم مورد تاکید است؛ لذا اینکه پیامبر(ص) با ورود به مدینه حکومت تشکیل دادند و مدینه النبی(ص) مرکز اولین حکومت بعد از نزول وحی و بعثت رسول خدا(ص) قرار گرفت، معنایی جز همراهی دیانت و سیاست نمی دهد.
بیشتر بخوانید

_________________________________________________________________________________________________

دکتر محمد محمدرضایی استاد تمام دانشگاه تهران:
استاد رشاد در حوزه کلام و فلسفه اسلامی تبحر دارند و با توجه به ذکاوت و تیزهوشی ایشان در فهم مسایل وارداتی فلسفه دین، در حوزه فلسفه دین متخصص هستند و هم شبهاتی را که از طرق برخی رویکردهای فلسفی به دین و اسلام مطرح شده است به نحو بسیار دقیقی پاسخ می دهند.
و من شهادت می دهم که نوشته ها و مقالات ایشان در این حوزه واقعاً قابل استفاده است و برخی از مقالات ایشان را شخصاً برای استفاده، چندین بار مطالعه نموده ام و به دانشجویان حوزه فلسفه دین و کلام جدید نیز سفارش می کنم که مقالات جناب استاد را مطالعه کنند.
بیشتر بخوانید

_________________________________________________________________________________________________

حجت الاسلام عبدالکریم بهجت پور:
جبهه فکری پژوهشگاه آنطور که آیت الله رشاد آن را سازماندهی کرده، می کوشد تا به عنوان تولیدگر دانش در حوزه علوم انسانی اسلامی نقش داشته باشد و به عنوان جریان تاثیرگذار در روند شکل گیری نظام مقدس جمهوری اسلامی، جایگاه بایسته خود را بیابد. در واقع استاد رشاد آنطور که من در طول سال ها ارادت و رفاقت دریافته ام، همیشه نگاهی عمیق و متفکرانه به حوزه مباحث دینی داشته و در کنار ارادت به نظام و تلاش برای آنکه بتواند جبهه دفاع از نظام و ارزش های بنیادین آن را سامان دهد، به سمت ایجاد پژوهشگاه حرکت کرده اند …
بیشتر بخوانید

_________________________________________________________________________________________________

جناب آقای حامد رشاد پسر ارشد استاد رشاد:
بی تردید تصویری که از «پدر» در قاب ذهن نقش می بندد مرهون رنگ هایی است که از فکر، گفتار و عمل او جان گرفته و ترکیبشان قهرمانی را نقش زده که هیچ کس و هیچ چیز قدرت حذف و جایگزینی اش را ندارد.
اما… وقتی این رنگ ها از مجاهدت، روح انقلابی، دغدغه دائم علمی فرهنگی و رشادتی بی بدیل برای حذف دست اندازهای بزرگراهِ علم و فکر، روح گرفته باشند قطعا این تصویر همانقدر که در قاب تاریخ زنده و پررنگ می ماند، برای فرزند هم جاودانه خواهد بود و هیچ گرد و خاکی از زمان نمی تواند آن را کدر و کمرنگ کند.
بیشتر بخوانید

افتخارات و جوایز

افتخارات و جوایز

در این بخش جوایز و نشان هایی که بصورت شخصی و یا برای تصدی جایگاه های علمی و اجرایی گوناگون طی بیست سال گذشته(بر اساس مستندات موجود) به آیت الله علی اکبر رشاد اهدا شده نمایه می گردد:

کل افتخارات و جوایز بدست آمده تا این لحظه: ۶۰ مورد
 بیشترین افتخارات ثبت شده: سال ۱۳۹۴ (۷ مورد)
 جوایز احراز شده از جشنواره فارابی: ۶ مورد
 جوایز احراز شده از کتاب سال حوزه: ۸ مورد
جوایز احراز شده به عنوان دستگاه برتر: ۲۲ مورد
 جوایز احراز شده توسط تحقیقات(آثار و …): ۲۳ مورد
 جوایز احراز شده به عنوان محقق برتر: ۹ مورد

 

  • سال 1401
    علی‌اکبر رشاد / تجلیل در آیین تکریم از خادمان قرآن کریم
    «دانشنامه علوم قرآن / زیر نظر آیت الله علی اکبر رشاد» اثر شایسته تقدیر بیست و چهارمین همایش کتاب سال حوزه

    سال 1400
    علی اکبر رشاد / کاندیدای دریافت شصتمین جایزه بنیاد البرز در بخش نخبگان و دانشمندان
  • سال ۱۳۹۹
    علی اکبر رشاد / انتخاب به عنوان ۵۰۰ مسلمان تاثیرگذار جهان در سال ۲۰۲۰
  • سال ۱۳۹۸
    علی اکبر رشاد / دانشنامه امام علی(ع) اثر شایسته تقدیر کنگره بازخوانی ابعاد شخصیتی امام علی(ع)
    علی اکبر رشاد/ عنوان نظریه پرداز برتر جهان اسلام از چهارمین کنگره بین المللی علوم انسانی اسلامی
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / مرکز پژوهشی برتر حوزوی در بیست و یکمین دوره جایزه کتاب سال حوزه.
  • سال ۱۳۹۷
    علی اکبر رشاد / لوح تقدیر همایش ملی حکیم طهران؛ نکوداشت مقام علمی آقا علی مدرس زنوزی
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / مرکز پژوهشی برتر حوزوی در بیستمین همایش کتاب سال حوزه.
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / دستگاه برگزیده توسعه دهنده گفتمان انقلاب اسلامی
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / لوح تقدیر آیین ملی چهل سالگی انقلاب اسلامی / سازمان بسیج اساتید و دانشگاه‌ها.
  • سال ۱۳۹۶
    علی‌اکبر رشاد / مقاله تعریف فلسفه‌های مضاف / شایسته تقدیر نخستین دوره جشنواره مقالات علمی حوزوی کشور.
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی/ لوح تقدیر از سوی معاونت پژوهش مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه جهت حضور در چهارمین نمایشگاه پژوهش دستاوردهای علمی و پژوهشی.
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی/ لوح تقدیر از کنگره بین‌المللی قرآن و علوم انسانی.
  • سال ۱۳۹۵
    علی اکبر رشاد / دانشنامه‌ امام علی(ع) / جایزه ویژه پژوهش در عرصه امام علی(ع) در چهارمین جشنواره بین المللی امام علی پژوهان
    علی اکبر رشاد / محقق برگزیده در عرصه علوم انسانی دومین دوره کتاب سال هیأت علمی دانشگاه های سراسر کشور؛ «نشان دهخدا» .
    علی اکبر رشاد / چهره فعال برگزیده در عرصه بین الملل سومین همایش حوزه علمیه.
    علی اکبر رشاد / جایزه برتر پژوهش در عرصه امام علی (دانشنامه‌ امام علی(ع)) در سومین دوره جایزه هنری غدیر.
  • سال ۱۳۹۴
    علی اکبر رشاد / کتاب «منطق فهم دین / رتبه سوم نخستین جشنواره علمی پژوهشی علامه طباطبایی .
    علی اکبر رشاد / دانشنامه فاطمی (س) / برگزیده هفدهمین همایش کتاب سال حوزه.
    علی اکبر رشاد / مدیر مسئول فصلنامه ذهن / دریافت رتبه علمی پژوهشی از معاونت پژوهش حوزه های علمیه.
    علی اکبر رشاد / مدیر مسئول فصلنامه فقه و حقوق اسلامی / کسب رتبه برتر مجلات حوزوی در ارزیابی معاونت پژوهش حوزه های علمیه.
    علی‌اکبر رشاد / لوح تقدیر نخستین همایش ملی پیشرفت از منظر قرآن و حدیث.
    علی‌اکبر رشاد / لوح تقدیر همایش بزرگ حوزه و عرصه بین‌الملل.
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / دستگاه برگزیده در عرصه پژوهش و نشر آثار از سوی مرکز مدیریت حوزه های علمیه.
  • سال ۱۳۹۳
    علی اکبر رشاد / قطب علمی فلسفه دین اسلامی / تنها قطب علمی برتر کشور در سال ۹۳ از سوی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری.
    علی اکبر رشاد / تقدیر از نظریه ابتناء برساختگی تکون و تطور معرفت دینی بر تأثیر تعامل مبادی خمسه در همایش کرسی های نظریه پردازی، نقد و مناظره.
    علی‌اکبر رشاد / گواهی درجه یک کرسی موفق / نظریه ابتناء.
  • سال ۱۳۹۲
    علی اکبر رشاد / مدیر مسئول فصلنامه علمی پژوهشی قبسات/ نشریه برگزیده در رده پژوهش تخصصی.
    علی اکبر رشاد / مدیر مسئول فصلنامه علمی پژوهشی قبسات / احراز گواهی ضریب تأثیر IF و کسب رتبه دوم.
    علی اکبر رشاد / مدیر مسئول فصلنامه علمی پژوهشی اقتصاد اسلامی/ احراز گواهی ضریب تأثیر IF و کسب رتبه دوم.
    علی اکبر رشاد / مدیر مسئول فصلنامه انتقادی نظری کتاب نقد / نشریه برگزیده در رده پژوهش عمومی.
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / لوح تقدیر دومین همایش ملی و اولین جشنواره ارتقای کیفیت آثار، محصولات و فعالیت‌های فرهنگی.
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / لوح تقدیر همایش فلسفه حقوق زن در اسلام.
  • سال ۱۳۹۱
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / شایسته تقدیر در نخستین دوره معرفی نهادهای پژوهشی فرهنگی غیردولتی به مناسبت ششمین دوره هفته پژوهش.
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / برترین موسسه پژوهشی کشور از ششمین دوره جشنواره بین‌المللی فارابی.
  • سال ۱۳۸۹
    علی اکبر رشاد / مدیر مسئول فصلنامه علمی پژوهشی قبسات / نشریه برتر در گزارش سالانه نشریات علمی حوزه توسط معاونت پژوهشی حوزه
    علی اکبر رشاد / مدیر مسئول فصلنامه علمی پژوهشی فقه و حقوق / نشریه برتر در گزارش سالانه نشریات علمی حوزه توسط معاونت پژوهشی حوزه
  • سال ۱۳۸۸
    علی‌اکبر رشاد/ نظریه‌پرداز برجسته از سومین جشنواره بین‌المللی فارابی.
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / موسسه پژوهشی کشور از سومین جشنواره بین‌المللی فارابی.
    علی‌اکبر رشاد / لوح تقدیر کتاب “معنا منهای معنا “.
  • سال ۱۳۸۷
    علی اکبر رشاد / لوح تقدیر و تندیس / عضو شورای سیاستگذاری جشنواره بین‌المللی فارابی.
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / لوح تقدیر از پانزدهمین جشنواره و نمایشگاه بین‌المللی مطبوعات و خبرگزاری‌ها.
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / مرکز برتر علمی از همایش «خانواده پژوهی پنجره‌ای به سوی آینده».
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / لوح تقدیر و تندیس / کنگره سراسری اقتدار علمی و اقتدار ملی.
  • سال ۱۳۸۶
    علی‌اکبر رشاد / پژوهشگر برتر سال استان تهران
  • سال ۱۳۸۵
    علی‌اکبر رشاد / لوح تقدیر / استاد برتر امر آموزش و پرورش / دانشگاه عالی دفاع ملی.
  • سال ۱۳۸۴
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، دستگاه برگزیده نمایشگاه کتاب استان قم.
  • سال ۱۳۸۲
    علی‌اکبر رشاد / دانشنامه امام علی‌(ع) / برگزیده کتاب سال جمهوری اسلامی ایران.
    علی‌اکبر رشاد / دانشنامه امام علی‌(ع) برگزیده پنجمین همایش کتاب سال حوزه.
    علی‌اکبر رشاد / دانشنامه امام علی‌(ع) / شایسته تشویق از طرف پنجمین دوره کتاب سال ولایت.
  • سال ۱۳۸۱
    علی اکبر رشاد / مدیر مسئول فصلنامه قبسات، برگزیده نخستین جشنواره مطبوعات اسلامی.
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، دستگاه پژوهشی برگزیده در دومین نمایشگاه مراکز علمی ـ پژوهشی حوزه علمیه قم.
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، دستگاه دارای لوح تقدیر برگزیده در حوزه نشریات در نخستین جشنواره مطبوعات اسلامی.
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، دستگاه شایسته تقدیر در نخستین دوره معرفی نهادهای پژوهشی غیر دولتی.
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، رتبه نخست دومین نمایشگاه دستاوردهای مراکز حوزوی.
  • سال ۱۳۸۰
    علی‌اکبر رشاد / دانشنامه امام علی‌(ع) / پژوهش دینی سال از سوی دبیرخانه دین‌پژوهان کشور.
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / تقدیر شده در اولین دوره معرفی نهادهای پژوهشی ـ فرهنگی غیردولتی» از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
  • سال ۱۳۷۹
    علی اکبر رشاد / مدیر مسئول فصلنامه قبسات اخذ درجه علمی ـ ترویجی از سوی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری.
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / «نهاد علمی تحقیقاتی ممتاز» به انتخاب مدیریت حوزه علمیه قم.

سوابق تحصیلی و علمی

دانش‌آموخته‌ی حوزه‌های علمیه‌ی تهران و قم هستم؛ دوره‌ی مقدمات را طی سال‌های هزاروسیصدوچهل‌وشش خورشیدی تا سال چهل‌ونه خورشیدی، نزد حجج‌ اسلام کمالی، محمدزاده‌ی مزینانی، علی افخمی (افخم‌رضایی)، آیت‌الله مجتهد زنجانی نجفی، آیت‌ا‌لله عبدالصمد خویی در تهران فراگرفتم.

 

سپس برای ادامه‌ی تحصیل در تابستان سال یکهزاروسیصدوچهل‌ونه، به شهر جهاد و اجتهاد، قم مهاجرت کردم و در مدرسه‌ی علمیه‌ی آیت‌الله العظمی گلپایگانی(ره) ـ که نخستین مرکز آموزشی تحت برنامه و جدید حوزه‌ی قم قلمداد می‌شد ـ پذیرفته و مشغول به تحصیل شدم.

 

پایه‌های سطح دو را نزد حضرات اساتید‌ باکویی، حاج‌ حسن‌ آقا تهرانی، مختار امینیان گیلانی، طالقانی، اشتهاردی،محمودی اشتهاردی، و صلواتی اراکی در این مدرسه سپری‌ کردم.

همچنین در همین دوره در دروس تفسیر و عقائد اسلامی آیت‌الله شب‌زنده‌دار شیرازی، و دروس ادیان و فرق (یهودیت و مسیحیت، وهابیت و بهائیت) حجت‌الاسلام عبدالقائم شوشتری شرکت جستم.

 

سطوح عالی حوزه را نزد حضرات آیات حاج شیخ علی‌پناه اشتهاردی، محسن حرم‌پناهی قمی(ره)، مرتضی مقتدایی اصفهانی، مصطفی اعتمادی خواجوی تبریزی، سیدابوالفضل موسوی تبریزی (ریحانی)(ره) مرتضی بنی‌فضل،آقا‌رسول موسوی تهرانی، ستوده‌ی اراکی، قافی یزدی، سیدعلی محقق داماد و جعفر سبحانی تبریزی طی کردم.

 

پس از اتمام سطوح سه‌گانه‌ی حوزه، مجموعاً افزون بر بیست سال در دروس خارج فقه و اصول حضرات آیات عظام وحید خراسانی، علی مشکینی، حسینعلی منتظری (در قم) و سید علی خامنه‌ای و مجتبی تهرانی (در تهران) شرکت جستم.

 

مقارن فراگیری فقه و اصول، سطوح مختلف فلسفه را نیز نزد اساتید و آیات دکتر احمد بهشتی، شهید مرتضی مطهری،محمد محمدی گیلانی، فراگرفتم.

زیست نامه


بخش نخست


در هنگامه‌ی تقارن بهار طبیعت (۲۳ فروردین) با بهار شریعت (پنجم رمضان) به سال ۱۳۳۵ ش / ۱۳۷۵ق، زاده شده‌ام؛ نخستین فرزند خانواده‌ام؛ حضرت والد ـ حفظه الله ـ زاده‌ی سال یکهزاروسیصدوپنج خورشیدی است، به جهت تلاقی مولدش با محرم الحرام ، مادرش ـ که شیفته ذکر حضرت سیدالشهداء(ع) بود ـ نام محرم را برای او می‌گزیند. در نشیب شباب، پدر ناگهان عزم تحصیل در حوزه می‌کند، و بدینسان آن نیت امّی بدین مشیت الوهی تقریر می‌گردد.

 

والد معظّم، شیدای اهل بیت وحی(ع) است، از ذکر آن حضرات جانش به وجد می‌آید و از ترویج تعالیمشان لذت می‌برد؛ نیم قرن است که نستوه و ناآرام، در یکی از محله‌های جنوبی تهران، به امامت و تربیت نفوس مشغول است؛ بیش از هر کتاب و مکتبی به مطالعه احادیث نبوی و ولوی علاقه و اهتمام دارد . در شبانه روز چند نوبت به تلاوت کلام الهی می‌پردازد . دهه‌هاست که هرگز تهجّد سحرگاهی‌اش ـ که عاشقانه بدان قیام می‌کند ـ ترک نشده است؛ شب‌های رمضانش روز جهان افروز است ، و شام تا بام آن را به تلاوت و تهجد سپری می‌سازد؛ در صراحت لهجه و غیرت دینی زبانزد است «وَلایَخافُ لَومهَ لاِئم»، الحق از دنیا رویگردان است و به زخارف آن بی اعتنا؛ خدایش نگاه دارد و سایه گرانمایه‌اش بر سر این کم‌ترین پیوسته دارد.


<!>

اما والده ـ روحی فداها ـ : تندیس محبت است، گویی نسب به مجنون برده است !، دلش در حصار مثلث«عشق به آل الله» و «حبّ اولاد» و «عِرق انقلاب» اسیر افتاده است؛ عمری است که تار دلش به ساز ذکر عترت مترنم است، گهر عمر نثار جناب والد کرده و جان شیرین فدای فرزندان؛ در هفتاد سالگی ـ و به رغم آن‌که از پاره‌ای بیماریهای دوران کهولت رنج می‌برد ـ هنوز عضو بسیج است و بدین نسبت و سمت مباهات می‌کند، در حضورش کس را یارای کم‌ترین تعرض و تعریض به انقلاب و آرمانهای آن، به حضرت امام(س) و شهدا، به رهبری و پیشگامان نهضت نیست. تلاوت روزانه‌اش ترک نمی‌شود، زمزمه زیارت عاشورا، در سینه سینایی‌اش کربلا به پا می‌کند. به قول خود او: پس از شهادت فرزندش، با صدیقه طاهره(س) احساس قرابت افزون‌تری می‌کند، و از این که سرو سرفرازش «یا حسین» گویان عروج کرده است، در محضر سالار شهیدان(ع)، خویش را سربلند می‌یابد.

حاصل ازدواج والدین که به سال ۱۳۳۱ ش اتفاق افتاده ، چهار پسر و چهار دختر بوده است؛ اما دو تن از پسران و یکی از دختران، در سنین خردسالی فوت شده‌اند ، سردار شهید حاج صفدر(ره۹ نیز روز نوزدهم دی ماه هشتادوچهار به درجه رفیع شهادت نائل آمد ـ طُوبی لَهُ وَحُسنُ مآب

سایه سار ساحت نورانی پدر و مهد مبارک دامان مادر، از دختران، بانوانی مؤمن و متعهد، متین و معتدل پرورده است؛ و در خورد نیت پاک و تربیت چالاک، حضرت حنّان دو عروس مؤمن و متعهد و سه داماد صالح و صادق، نصیب والدین فرموده است.

و اما برادر: درباره او گفتنی بسیار دارم و جداگانه به تفصیل خواهم نگاشت، اینک مختصری از مفصل را بازمی‌گویم:

سردار شهید حاج صفدر رشاد (رشادی)، در روز پنجم اردی‌بهشت ماه یکهزاروسیصدوچهل خورشیدی، دیده دیده‌ور به بسیط جهان گشود؛ چون روزگار کودکی سردار شهید ، مقاون بود با دوران طلبگی پدر و آغاز مبارزات حضرت امام خمینی(س)، جان چالاک و روح بلند او، از آغاز با زهد و ساده‌زیستی انس گرفت و با معرفت و دیانت بالید، و با مرام مبارزه با ستمکیشان و حمایت از ستمکشان بار آمد و برومند گشت.

سردار شهید، پیش از دبستان قرائت قرآن را نزد پدر فراگرفت، مهر ماه یکهزاروسیصدوچهل‌وشش وارد دبستان یغما جندقی (تهران، خیابان قلعه مرغی) شد؛ در سال یکهزاروسیصدوپنجاه‌وپنج، تهران را به شوق فراگیری علوم دینی ترک کرد و وارد حوزه علمیه قم شد و در مدرسه ستّیّه ـ که نمازگاه حضرت معصومه(س) طی مدت کوتاه اقامت آن بانوی بزرگوار در قم بود ـ سکونت گزید و مشغول تحصیل گردید.

اهانت به ساحت حضرت امام(س) در نوزدهم دی ماه پنجاه‌وشش، خشم اقشار ملت به ویژه مدرسان و طلاب حوزه را برانگیخت، و صفدر جوان را نیز همچون هزاران طلبه دیگر، به عرصه مبارزه با رژیم ستمشاهی کشاند.

در انتقال پیام‌های حضرت امام(س) و دیگر بیانیه‌ها و جزوات انقلابی، از تهران به قم و بالعکس، فعالیت‌های فرهنگی هنری برای روشنگری و بسیج جوانان و نوجوانان محلات جنوب غرب تهران، حضور فعال داشت. وی همواره با تهّور تمام در تظاهرات و جنگ و گریز با مأموران رژیم شاه شرکت می‌جست و سرانجام در سال پنجاه‌وهفت در درگیریهای خیابانی مورد اصابت گلوله دژخیمان قرار گرفت و مجروح شد. روز بیست‌ویکم بهمن ماه پنجاه‌وهفت، به همراه حقیر و عده‌ای دیگر از جوانان، در تصرف پادگان قلعه مرغی، مشارکت موثر داشت.

بنا به توصیه این‌جانب، به اقتضای ضرورت حفاظت از دست‌آوردهای انقلاب ، با شکل‌گیری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در تاریخ ۲۷/۲/۵۸ وارد سپاه شد. او از این توصیه، همواره به عنوان راهنمایی خوب و سرنوشت‌ساز یاد می‌کرد. با آغاز شرارت جریانهای ضدانقلاب، سپس با شروع جنگ تحمیلی، آن شهید بزرگوار نیز همچون دیگر جوانان انقلابی، به جبهه‌های نبرد شتافت.

سردار شهید، مبارزی متهور و مؤمن، مدیری مبتکر و مقتدر، و منتقدی صریح الّهجه و منصف بود. او از بنیانگذاران یگان موشکی سپاه بود که در سال‌های مظلومیت شهرها و غربت جبهه‌ها، سرنوشت جنگ را به نفع نیروهای ما تغییر داد، و اکنون که صنایع موشکی جمهوری اسلامی ایران به نقطه قوت کشور، در قبال تهدیدات آمریکا و به عامل وحشتِ اسرائیل در منطقه بدل شده است، ثمره شیرین این تدبیر مبارک است.

او همواره می‌گفت: شرم دارم بگویم سال‌های ممتد و متمادی در جبهه حضور داشته‌ام، اما زنده مانده‌ام؛ زیرا که شاید این، نشان عدم شایستگی من برای شهادت باشد !!. و سرانجام، در پی افزون بر ربع قرن جهاد و ایثار، سر پرشور بر سر پیمان نهاد و همراه با همبالان طوبانشینش، سرلشکر شهید حاج احمد کاظمی و دیگر فرماندهان نیروی زمینی سپاه، در حین مأموریت در منطقه عملیاتی شمال غرب کشور، ساعت نه و سی و پنج دقیقه صبح ۱۹/۱۰/۱۳۸۴ شمسی، برابر با عرفه ۱۴۲۶ قمری، به آسمان پیوست.

* * *

روز نوزدهم آبان ماه سال یکهزاروسیصدوپنجاه‌وهشت ازدواج کردم. ازدواج من بسیار ساده و صمیمی سرگرفت. مهر این پیوند پایدار مهربانی بود، و صداق صداقت این پیمان پاک مشتی غزل ناسفته و بی تکلیف سروده؛ در طول قریب به سه دهه نیز نسیم تبسم‌های صبح فام، گیرانه این شمعدان بوده است و کلام الله مجید آیین‌نامه این آیینه خانه.

همسرم نسبت و نسب به خاندانی دیندار و محترم می‌برد، خانواده پدرش ار موقعیت اجتماعی متوسطی برخوردارند، از ناحیه خانواده مادری به بیت سیادت و روحانیت متصل است؛ سی سال است که به کار تعلیم و تربیت مشغول است و به حکم شوق و شیفتگی به خدمت به دانش آموزان محروم و مستمند ـ به رغم مرارت‌ها و مشقت های بسیاری که متحمل می‌گردد ـ افزون بر دو دهه است که پیوسته عهده دار مدیریت واحدهای آموزشی در جنوبی ترین نقاط تهران بوده است.

او دل در گرو ارادت به آستان قدسی حضرت ثامن الحجج(ع) دارد؛ و مدت مدیدی است که هیچ صبحگاهی را بی زمزمه بیعت با حجت حاضر حق(عج) درک نکرده است. الحق اگر همدلی‌ها و همراهی‌های او نبود این بضاعت ناچیز علمی که مرا فراچنگ آمده و توفیق کم‌ترین خدمتی که برای این بی چیز فراهم گشته، حاصل نمی‌افتاد. جَزاها الله عَنْ الاسلام خَیْرَالجزاء.

حصیله و حصیده این پیوند خجسته پی، چهار تِژ تناور است : دو پسر، به نام‌های حامد و محمدهادی، و دو دختر با نام‌های هدی و بشری، و هر چهار، خلائق خصالند و ملائک مرام، وَهذا مِنْ فَضلِ رَبّی.

حامد، زاده سی‌ویکم اردی‌بهشت ماه یکهزاروسیصدوشصت شمسی است، عمران خوانده سپس با چرخش ذوقی به ادبیات روی آورده است، و اکنون ضمن تحصیل، در پژوهشگاه تواماً مدیریت مرکز دانشنامه‌ها و دبیری گروه ادبیات اندیشه را به عهده دارد؛ سرشار از ذوق و ذکاوت، و مُبادی آداب و مبدأ تدبیر است، خوش می‌نگارد و شیرین می‌سراید، اگر قدر و قرب خویش پاس دارد و بیش از این به خودکشی استعدادی پای نفشارد، می توان به آینده درخشان ادبی‌اش امید بست.

سال ۱۳۸۳ همسر اختیار کرد، از قضا همسرش نیز ادبیات خوانده است و عزم بر ادامه تحصیل و اقامه تحقیق و تدریس در همین رشته، جزم کرده است ـ ان شاء الله ـ خداوند عروسی مهربان و مؤدب، مجد و مؤمن نصیبم کرده است؛ فَلَه الشکرُ علی مااَنْعَم.

هدی خانم متولد یکم بهمن ماه یکهزاروسیصدوشصت‌ویک است، دوران دانش آموزی‌اش را در مدارس علوی و روشنگر سپری کرده، سپس در دانشگاه امام صادق(ع) فلسفه و کلام اسلامی خوانده است. هوش سرشار، تیزفهمی، التزام به موازین، اعتماد به نفس، متانت، صبوری، از جمله خصائل و خصائص اوست؛ پایان نامه کارشناسی‌اش را با عنوان «کارکردهای عقل در فهم دین (عقاید)» سامان داد، مصمم به استمرار تحصیل و تحقیق در فلسفه است ـ وفّقها الله لمرضاته و هداها الی السّداد و الرّشاد.

همسرش مهندسی کامپیوتر خوانده، اکنون نیز به تحصیل در رشته مکاترونیک اشتغال دارد، و اگر خدایش توفیق فرماید علاقه‌مند است به فراخور تحصیلات و تجاربش به کار علمی بپردازد؛ شکرلله جوانی است بس متدین و متعهد، سخت‌کیش و سخت‌کوش، و عنصری است ذکیّ و زکی، و خودباور و خودگردان.

بُشری خانم، فرزند سوم خانواده من است، در روز نهم فروردین ماه یکهزاروسیصدوشصت‌وشش (۲۸ رجب) دیده به دیدارش روشن کرده‌ایم. در دبستان دخترانه علوی، سپس در راهنمایی و دبیرستان روشنگر، دوران دانش آموزیش را به پایان برده، هرچند دانشجوی شیمی است اما سرشار از ذوق ادبی است، هم با شعر سهراب سپهری ممارست دارد هم با دیوان حافظ مؤانست. تیزیابی و خودباوری، سرخوشی و سرزندگی، پشتکار و پیوسته پویی، پایبندی به شوؤن شریعت و جوشش و کوشش دینی و انقلابی، از مؤلفه‌های شخصیتی او را بشمار می‌روند. به فضل الهی او نیز همچون دیگر فرزندانم جویای بینش است و پویای طریق دانش.

محمدهادی، حسن ختام «شعر زندگی» من است. خداوندش در روز دهم بهمن ماه یکهزاروسیصدوهفتاد به ما ارزانی کرده است؛ قبل از تولدش و در جوار مرقد منور حضرت ختمی مرتبت(ص) به تفأل، نام مرکّب و مبارک «محمد» و «هادی» را بر او نهاده‌ام. دوره دبستان را در پیام غدیر و راهنمایی تحصیلی را در نیک‌پرور سپری کرده، اکنون در دبیرستان هاتف با گرایش ریاضی، سرگرم تحصیل است. شکرا که او نیز از شمایل و خصایل برادر و دو خواهرش به کمال بهره دارد؛ بسی شوخ‌طبع است و شیرین حرکات، پاک‌سرشت است و نیکوصفات. از صمیم جان از بارگاه باری، تحقق تفّأل خود را در وجود او مسألت می‌کنم. این فصل از این مسودّه را به قطعه «حسن ختام» که در دوران و ایام نوزادیش پرداخته‌ام، ختام و فرجام می‌بخشم:

وقتی تو می‌خندی

صد چلچراغ سبز روشن می‌شود

در باغ چشمانت.

وقتی تو می‌خندی

رنگین کمانی دلکش و زیبا

در آسمان خانه‌ی من

می‌شود ظاهر.

وقتی تو می‌خندی

چراغان می‌شود دنیا،

دنیا چراغان می‌شود

وقتی «تو» می‌خندی.

تو چلچراغ من،

رنگین کمان آسمان سبز باغ من،

تو باده‌ی بزم فراغ من،

تو «هست» من هستی.

فرزند دلبندم!

می‌دانی آیا:

هستی افسانه است،

ـ وقتی نباشد عشق …؟

می‌دانی آیا:

عشق، شیرین‌ترین افسانه‌ی هستی است؟

(با این همه)

می‌دانی آیا:

زندگی زیباست،

زیبا چنان یک شعر،

یک شعر بارانی؟

دلبند من!

می‌دانی آیا:

تو

حسن ختام شعر من هستی؟

* * *

سال یکهزار‌وسیصدوچهل، پدر مرا برای قرآن‌آموزی به مکتب‌خانه سپرد، همان سال و با همان شیوه سنتی متکی به تلقین و تکرار، قرائت قرآن را فراگرفتم، و طبق معمول مکتب‌خانه‌ها، در کنار تعلیم قرآن، مقداری نصاب الصبیان نیز از برکردم و اندکی هم نوشتن آموختم؛ حاج وهب شیخ لر، میرزای مکتب‌خانه، یادش بخیر.

سال بعد برای کلاس اول به یک دبستان غیردولتی رفتم، بانی مدرسه، آیت‌الله شهید سیداسدالله مدنی بود؛ سیمای جدی و نگاه نافذ معلم کلاس اولم آقای ترابی ـ که همواره کت و شلوار سرمه‌ای و پیراهن سفید یقه بسته بر تن داشت و کلاه بِره بر سر می‌گذاشت، و مردی بلندقامت و سخت‌گیر به نظرم جلوه کرده بود، هنوز از خاطرم نرفته است.

سال هشتاد، همشاگردی دبستانی‌ام سیدصادق موسوی‌پور ـ که اخیراً دار فانی را وداع گفت، رحمه‌الله علیه ـ در مکه به سراغم آمد و اطلاع داد که آقای ترابی به حج مشرف شده و در کاروانی در مجاورت بعثه اقامت دارد؛ با اشتیاق و به استعجال، به همراه وی به دیدار «آقا معلم» شتافتیم، اما به رغم تصور دوران کودکی، با یک پیرمرد افتاده و تکیده روبرو شدم، بسیار مهربان و متواضع؛ او از دیدن من بسیار خرسند شد و من از دیدار او به وجد آمدم و بسیار لذت بردم، لحظه دلپذیری بود. پس از آن دیدار، اینک و در عرض هم، دو «آقا معلم کلاس اول» در خاطرم نقش بسته است: یکی آقای ترابی سال چهل‌ویک، دیگری پیرمرد ساده و صمیمی، ترکه و تکیده‌ای که زائر کاروان شماره . . . . موسم حج سال هشتاد بود! و این دو هیچ شباهتی با همدیگر ندارند.

سال یکهزاروسیصدوچهل‌وهفت ـ یادم نیست در چه فصل و ماهی ـ به تشویق بلکه به تصمیم پدر، در مسجد حاج مجید (خ شیروخورشید سابق تهران) نزد حجت‌الاسلام کمالی، تحصیل دروس حوزوی را آغاز کردم؛ در تهران آن روزگار تنها چند باب مدرسه، و اکثراً در جنوب شرقی آن دائر بود، از قبیل مسجد میرزاجعفر (مدرسه آقای مجتهدی) قائم چیذر (آقای هاشمی)، خان مروی، مجد، حاج ابوالفتح، شیخ عبدالحسین، حجت و . . .؛ در کنار این مدارس به ویژه در غرب تهران، مساجدی که از نعمت امامانی فاضل و صاحب ذوق درس و بحث برخوردار بودند نیز با جذب جوانان و گاه افراد میان‌سال علاقه‌مند به تحصیلات دینی و معارف اسلامی، فارغ از هرگونه نظم و نظارتی، به تدریس دروس و تربیت نفوس می‌پرداختند.

از سال یکهزاروسیصدوچهل‌وهفت تا سال پنجاه، در مسجد حاج مجید نزد حجت‌الاسلام کمالی، در مسجد اصغریه، خیابان بیست متری جوادیه نزد آیت‌الله مجتهد زنجانی نجفی، در منزل آیت‌ا‌لله عبدالصمد خویی نزد خود او، در مسجد صاحب‌الزمان اتابکی نزد شیخ حسین مداح، در مسجد صاحب‌الزمان خیابان عباسی خاکی نزد آقایان حجج‌اسلام محمدزاده مزینانی و علی افخمی (افخم رضایی)، و سرانجام در مهدیه تهران به سرپرستی مرحوم حجت‌الاسلام شیخ احمد کافی نزد آقای محمدزاده، دروس و متون دوره مقدمات (از امثله تا الحاشیه علی التهذیب فی المنطق) را فراگرفتم.

اوائل سال یکهزاروسیصدوپنجاه، در تشرف به آستانه حضرت علی‌بن موسی الرضا(ع) و توسل به ساحت قدسی آن بزرگوار، اسباب انتقال من به قم فراهم گشت، و با قبولی در امتحانات مقدمات و ورود به مدرسه علمیه آیت‌الله گلپایگانی(ره) ضمن اسکان در مدرسه علوی خیابان تهران، تحصیلاتم را در قم ادامه دادم.

مدرسه آیت‌الله گلپایگانی (خ صفائیه) به موازات مدرسه منتظریه (معروف به حقانی) یکی از دو مدرسه جدید قم و پیشگام تحول در نظام آموزشی و تربیتی حوزه، در جهت برنامه‌مند شدن تحصیلات دینی قلمداد می‌شود. در مدرسه آیت‌الله گلپایگانی(ره)،طی سال یکهزاروسیصدو‌پنجاه و پنجاه‌ویک، معالم الدین و ملاذ المجتهدین را نزد آیت‌الله باکویی، مختصر المعانی را نزد آیت‌الله حاج حسن آقاتهرانی، المنطق و اصول الفقه را نزد آیت‌الله مختار امینیان گیلانی، برخی کتب جلد اول و دوم شرح لمعه را نزد حضرات آیات طالقانی، اشتهاردی، محمودی اشتهاردی، صلواتی اراکی، و همچنین دروس تفسیر و عقائد را در محصر آیت‌الله شب‌زنده‌دار شیرازی و ادیان و فرق (بهائیت، مسیحیت و یهودیت) را نزد حجت‌الاسلام عبدالقائم شوشتری، فرا گرفتم.

از آغاز سال یکهزاروسیصد‌وپنجاه‌و‌دو، به انگیزه تمرکز بر دروس اصلی حوزه و تسریع در سپری کردن سطوح، به همراه همشاگردی ارجمندم جناب حجت‌الاسلام شیخ عباس اسماعیلی یزدی مدرسه آیت‌الله گلپایگانی را ترک کردیم و ضمن اسکان در حجره مدرسه خان (آیت‌الله بروجردی ره) با جدیت مضاعف به تحصیل ادامه دادیم، آن‌سان که در ایام تحصیل و تعطیل، حتا در تابستان، روزانه میانگین چهار درس از ابواب مختلف شرح لمعه را، البته اکثراً به صورت خصوصی، نزد استادانی چون حضرات آیات آشیخ علی‌پناه اشتهاردی، محسن حرم‌پناهی قمی(ره)، مرتضی مقتدایی اصفهانی، مصطفی اعتمادی خواجوی تبریزی، سیدابوالفضل موسوی تبریزی ره (ریحانی) درس می‌گرفتیم و مباحثه می‌کردیم.

فرائد الاصول (رسائل) را روز دوازدهم آبان ماه سال پنجاه‌ودو آغاز و روز سی‌ویکم فروردین سال پنجاه‌وچهار به پایان بردیم. المقصد الاول (مبحث قطع) را در نزد آیت‌الله مرتضی بنی‌فضل، المقصد الثانی (مبحث ظن) را در نزد آیت‌الله رسول موسوی تهرانی، المقصد الثالث (مبحث شک) را در نزد مرحوم آیت‌الله ستوده اراکی و آیت‌الله اعتمادی تبریزی، و مبحث تعادل و ترجیح را در نزد آیت‌الله قافی یزدی تتلمذ کردیم؛ هم مباحثه‌ام در همه جلدین شرح لمعه آقای اسماعیلی، و در برخی کتب آن و رسائل شیخ، توأماً حضرات آقایان اسماعیلی یزدی و سیدمحمدرضا مدرسی یزدی بودند.

همزمان با رسائل، فراگیری مکاسب شیخ اعظم نیز، در محضر استادان حضرات آیات ستوده اراکی ره (خیارات) سیدعلی محقق داماد (بیع)، یوسف صانعی و قافی یزدی به فرجام آمد. جلدین کفایه الاصول را، در خلال سال تحصیلی پنجاه‌وسه / پنجاه‌وچهار، در محضر حضرات آیات حرم پناهی، مقتدایی، محقق داماد و جعفر سبحانی تبریزی تدرّس کردم.

به رغم آن که بی‌برنامه‌گی دوره مقدمات در تهران، به من لطمه بسیار زد اما به فضل الهی، مجموعاً طی هشت سال و در نوزده سالگی، مقاطع چهارگانه حوزه پایان پذیرفت، و امتحانات سطوح عالی حوزه را در سال پنجاه‌وچهار با موفقیت پست سر نهادم و از آغاز سال یکهزاروسیصدوپنجاه‌وپنج شمسی، موفق به حضور در دروس خارج فقه و اصول شدم.

این سالها براساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، اتمام دو جلد اصول الفقه و دو جلد شرح لمعه، فوق دیپلم قلمداد می‌گردد، و اتمام رسائل و بخشی از مکاسب، کارشناسی، و اتمام مکاسب و جلدین کفایه، کارشناسی ارشد بشمار می‌رود.