شرح خطبهی فدکیه
جلسهی اول: ۲۴/۰۱/۹۲
در این سلسله جلسات بنا بر این است که مقدمهای راجع به شرح خطبهی فدکیه ارائه شود تا ذهنها برای طرح متن خطبه و تفسیر آن آماده شود.
ما از حضرت صدیقهی کبری(س) سند مکتوب و متن روایتشدهی حجیم و از نظر کمّی، وسیع نداریم. مجموعهی قطعات روایی که از آن بزرگوار در اختیار ماست حدود سیصد قطعه است. البته اخبار مربوط به ایشان فراوان است، آنچنان که حتی اگر اخبار موجود در صحاح و مسانید عامّه راجع به آن بزرگوار نقل شده است، جمعآوری شود، مجموعهی بسیار حجیمی گرد میآید.
سرّ کمبود منابع درخصوص حضرت فاطمهی زهرا(س)
در این خصوص عوامل مختلفی را میتوان نام برد که در اینجا تنها به آن اشاره میشود. عوامل فروکاهنده و شکنندهای که در ابراز حکمت و معرفت از ناحیهی آن بزرگوار مؤثر بوده و در بروز و ماندگاری کلمات آن بزرگوار تأثیر گذاشته عوامل متعددی است:
۱٫ کوتاهی عمر شریف آن بزرگوار، که عامّه نیز به آن تصریح کردهاند و نسبتاً صحیح است. بنابه نقلهای مختلف عمر شریف حضرت فاطمهی زهرا(س) از هجده سال تا بیستوهشت سال گفته شده است و طبعاً فرصت کافی برای ابراز وجود نداشته است؛
۲٫ تبعیضهای جنسیتی که بر جوامع و از جمله جامعهی اسلامی حاکم بوده و این تبعیضها بر حضور بانوان تأثیر زیادی داشته است؛
۳٫ اعمال سیاستهای جائرانه از سوی حکام و قدرتها و جریانهای مسلط در جهت مقابله با تعالیم اهل بیت(ع). سیاستهای محدود و ممنوعکنندهای که برای جلوگیری از نقل خبر اعمال میشد، که حتی این سیاست را در حق خود پیامبر اعظم(ص) نیز اعمال کردند و این سیاست جائرانه حدود دویست سال جریان داشته است. این سیاست درخصوص حضرت فاطمهی زهرا(س) به صورت خاص تشدید داشت. به کارگیری این سیاست درخصوص پیامبر (ص) بیشتر از این جهت بود که حقایق اهل بیت آشکار نشود، درخصوص اهل بیت(ع) نیز به این دلیل بود که تعالیم آن بزرگواران مستقیماً اشاعه پیدا نکند. در این دوران علاوه بر اینکه ائمه نوعاً در حصر و محدودیت بودند، اصحاب آن بزرگواران نیز که در مقام اشاعهی تعالیم اهل بیت(ع) بودند با محدودیتهای فراوانی روبرو میشدند. دستگیرها، بازداشتها، تحقیرها، تهدیدها و محدودیتها در این دوران بسیار بوده است
۴٫ تبعات سوء «تقیّهی خوفیه» از سوی خودیها. در برخی کلمات آمده است که با وجود محدودیتهای فراوانی که بر اهل بیت(ع) و به خصوص حضرت امیر(ع) اعمال شد، باز تعالیم آن بزرگان جهانگیر است. دشمنان از سر کینه و حسد کلمات این بزرگواران را پنهان میکردند و دوستان از سر خوف و ترس. دوست و دشمن به صورت ناخواسته و ناچار در این مسیر قرار گرفته بودند. شواهد فراوانی وجود دارد که این موضوع راجع به حضرت زهرا(س) شدیدتر بوده است.
بعد از ارتحال پیامبر اکرم(ص) حملهها، تهدیدها و فشارها روی اهل بیت، خاصه امیرالمؤمنین(ع) و علیالخصوص، حضرت زهرا(س) متمرکز شد. امیرالمؤمنین(ع) هم به دلیل عهدی که بر سکوت داشت تا جلوی تفرق و تشتت در جامعهی اسلامی گرفته شود، و هم به دلیل اینکه این شبهه پیش نیاید که ایشان به دنبال خلافت هستند، سکوت پیشه کردند. اما حضرت زهرا(س) چنین تعهد و تحملی را نداشتند، و فریادگر بودند و درست به همین دلیل بود که فشارها بیشتر به ساحت آن بزرگوار متوجه بود.
بنای دشمنان همواره بر این بود که کلمات و اخبار مربوط به آن بزرگوار را پنهان کنند، بهگونهای که حتی راجع به تاریخ شهادت ایشان نیز اختلاف فراوان وجود دارد و در این خصوص نزدیک به ده قول نقل شده است و تاریخهای متعددی از چهل روز، شصت روز، هفتادوپنج روز، هشتاد روز، نودوپنج روز، سه ماه و شش ماه از زمان ارتحال حضرت رسول(ص) تا شهادت فاطمهی زهرا(س) نقل شده است و با این کار قصد داشتهاند که این مسئله را به گونهای مشوش کنند. اگر یک زمان دقیق گفته میشد، این شائبه که بر اثر ضرب دیوار و توهین و ضربهی شلاق آن بزرگوار به شهادت رسیده است تقویت میشد، اما اگر گفته شود شش ماه بعد از پیامبر(ص) از دنیا رفتهاند، میتوان گفت که آن بزرگوار بیمار شده و از دنیا رفتهاند. تصرفات اینچنینی در اخبار صورت میگرفت.
همچنین کلمات ایشان را ثبت نمیکردند. ما در مساند و صحاح عامّه احادیث بسیار کمی از آن بزرگوار داریم. درحالیکه احمدبن حنبل در مسند خود بیش از دویستپنجاه صفحه روایت از عایشه نقل کرده است، تنها ده خبر از حضرت زهرا(س) ثبت کرده است که این خود نشاندهندهی سیاستی خاص است. برخی از عامّه گفتهاند که از ایشان تنها ده روایت نقل شده است، برخی دیگر از عامه نیز دوازده و یا هجده روایت را ذکر کردهاند. این در حالی است که ما در حدود چهل راوی که به صورت مستقیم از آن بزرگوار نقل روایت کردهاند را شناسایی کردهایم و اگر این چهل راوی هرکدام یک روایت نیز نقل کرده باشند، لااقل باید چهل حدیث از ایشان موجود باشد. عمر مبارک ایشان هجده و یا حداکثر بیستوهشت سال بود و تمام این هجده و یا بیستهشتسال را در محضر پیامبر(ص) حضور داشتهاند، اگر بنا باشد آن بزرگوار در طول این دوران در ماه یک حدیث آموخته باشد، چهارصد و یا هفتصد حدیث باید از ایشان باقی مانده باشد. حال اگر بنا باشد که حضرت زهرا(س) روزانه یک حدیث از پیامبر اکرم(ص) و یا حضرت امیر(ع) آموخته باشند این رقم به ده هزار روایت میرسد.
در این دوران سلطهی حکام و خلافت آنچنان بود که اقلیتی که پیرو اهل بیت(ع) بودند قادر به نقل مطالب آن بزرگواران نبودند. همهی مجالس و محافل در سلطهی عمال حکام بود و هیچگونه امکانی در اختیار پیروان اهل بیت قرار نداشت؛
۵٫ همزمانی حیات شریف آن بزرگوار با حیات حضرت رسول(ص) و امیرالمؤمنین(ع)؛ از سوی شخصیت آن دو بزرگوار هر چیزی را تحتالشعاع خود قرار میداد و از سوی دیگر حضرت زهرا(س) حریمداری میکردند. هنگامی که ایشان در محضر مقام رسالت و امامت بودند حریم رسالت و امامت را حفظ میکردند و هرچند که مادر رسالت و امامت بودند بنا نداشتند که در عرض آن دو بزرگوار عرض اندام کنند. ولذا هنگامی که موضوع خطبه مطرح شد و ایشان خطبه را القاء فرمودند، همه متحیر شدند. ابیبکر که البته از او برمیآمد که همهگونه توهینی به ساحت حضرت زهرا(س) روا بدارد، گفت این خطبه را علی به او آموخته است. خطبهی فدکیه آنچنان عمیق و دقیق است که میتوان گفت یک نهجالبلاغهی فشرده است، همهی نهجالبلاغه در خطبهی فدکیه نهفته است، با این تفاوت که این کلام، ربع قرن، قبل از نهجالبلاغه صادر شده است. عمدهی نهجالبلاغه مربوط به دورهی حکومت حضرت امیر(ع) است که بیستوپنج سال دورهی سکوت پشت سر گذاشته شده است.
نهجالبلاغه گزیدهی کلمات آن بزرگوار است و مسند ایشان در نسخهای که شهید قبانچی جمع کرده و همچنین نسخهی دیگری که محقق بزرگوار آقای عطاردی جمع کردهاند، به بیست جلد میرسد، اما آن فهم عمیق و دید و نگاه وقاد و تیزبین و پرجودت سید رضی(ره) البته کمک کرده است که گزینش بسیار بسیار کرامتآمیز و معجزهآسایی از کلمات حضرت امیر(ع) صورت گیرد که در طول تاریخ هزاران تن با مطالعهی نهجالبلاغه مسلمان شدهاند.
با اینهمه، بزرگان ما تصریح کردهاند که ما دین خود را از ساحت قدسی حضرت زهرا(س) و فرزندان ایشان گرفتهایم. با همهی این محدودیتهایی که ذکر شد، حکمت و معرفت کوثری، همچنان کوثری است. کوثر یعنی خیر کثیر، حکمت نیز به معنای خیر کثیر است. وجود مبارک ایشان کوثر بود. حضرت زهرا مجسمه و تبلور و تجلی حکمت بود. لهذا با اینکه آنچه از آن بزرگوار در اختیار ما است به صورت کمّی محدود است، اما به لحاظ کیفی بسیاربسیار عمیق و وسیع است، به گونهای که اگر تنها همین خطبهی فدکیه در اختیار شیعه بود، برای حقانیت تشیع و حقانیت توأم با مظلومیت اهل بیت(ع) و اثبات شأن و شخصیت والای حضرت زهرا(س) کفایت میکرد.
مباحثی پیرامون خطبهی فدکیه
راجع به خطبه مباحث بسیاری را میتوان طرح کرد. من بیست محور را شمردهام که در پیرامون خطبه میتوان به آنها پرداخت. البته هریک از این محورها یک بحث تفصیلی را میطلبد که من در اینجا فهرست این محورها را مطرح میکنم:
۱٫ تاریخ، ماهیت و مختصات جغرافیایی ـ اقلیمی و ارزش مادّی مزرعهی فدک. این خطبه در انتقاد به حکومت به دلیل مصادرهی فدک از ساحت سماوی این خاتون خلقت صادر شده است. فدک چه بوده که آن بزرگوار چنین خطبهای را القاء فرمودهاند؟
۲٫ ماهیت حقویقی واگذاری فدک که پیرامون آن فراوان بحث شده است. آیا این واگذاری نحله (بخشش) بوده؟ آیا پیامبر به امانت فدک را در اختیار آن بزرگوار قرار داده بودند؟ آیا به ارث رسیده است؟ ارثی که مطرح میشود به چه معناست و به کدام معنا از پیامبر به آن حضرت رسیده است؟ ماهیت حقوقی واگذاری فدک بحث بسیار مهمی است و حضرت زهرا(س) این مباحث را در متن خطبه مطرح فرمودهاند.
۳٫ سرّ غصب فدک چیست؟ این قطعه زمین چه بود که حکام اینهمه بر غصب آن اصرار داشتند و در طول تاریخ فدک اینهمه جابهجا شد و دست این و آن افتاد؟ هارون در زمان خلافت خود به امام موسیبن جعفر(ع) عرض کرد که من حاضرم فدک را برگردانم، بگویید فدک کجاست؟ آن بزرگوار فرمودند تمام سرزمین اسلامی فدک است که هارون گفت پس منظور شما از فدک، خلافت است. مأمون فدک را برگرداند و به ورثهی حضرت زهرا(س) نامه نوشت و در آن نامه اعتراف کرد که حق با آن بزرگوار بوده و ابوبکر خلاف کرده است. اما همچنان برای شیعه و اهل بیت(ع) فدک مسئله است. فدک چیست؟ چگونه واگذار شد؟ و چرا اصرار بر غصب آن داشتند؟ آیا همهی مشکلات جهان اسلام حل شده بود و مهمترین کار در دورهی خلافت این بود که فدک را از حضرت زهرا بازستانند؟ در آن زمان جهان اسلام در آشوب بود، از قدرتهای بزرگ جهان اسلام را تهدید میکردند؛ هر آن امکان حملهی ابرقدرتهای زمانه بود. ممکن بود ایران و روم حمله کنند و مسلمانان را بعد از رحلت پیامبر(ص) قلع و قمع کنند. با این وضعیت این مسئله چرا برای آنها اینقدر مهم بود و فدک را غصب کردند؟ سرّ اصرار آنها بر غصب چه بود و متقابلاً سرّ اصرار اهل بیت بر حفظ فدک و بازپسگیری آن چه بود؟ ماهیت این خطبه و غایت نهایی آن چه بود؟ آن بزرگوار چرا با آن حرارت و حدّت این خطبه را القاء فرمودند؟ این قضیه چقدر اهمیت داشت؟
۴٫ وثاقت سندی و وجاهت استنادی خطبه چیست؟
۵٫ خطیب که بود؟ منزلت خلقتی، منزلت اجتماعی، دینی و کلامی، معرفتی و حکمی ایشان در آن زمان چه بود؟
۶٫ مبانی معرفتی و حکمی خطبه؛ این خطبه مبانی عمیقی دارد که انشاءالله در این جلسات بیشتر به این موضوع خواهیم پرداخت.
۷٫ شرایط تاریخی ـ سیاسی و اجتماعی ـ روانی صدور خطبه؛
۸٫ مخاطب یا مخاطبان اصلی خطبه که بر شکلگیری خطبه مؤثر بودهاند؛ ترکیبی که در آن جمع حضور داشتند و حضرت زهرا(س) خطبه را در جمع آنان القاء فرمود. خطاب آن بزرگوار به چه کسانی بود؟
۹٫ روششناسی علمی حضرت در این خطبهی شریف؛
۱۰٫ شیوهشناسی خطابی و ویژگیهای منطقی خطبه؛ این خطبه یکی از متون مثالزدنی برای فن خطابه است. شاید کمخطبهای از نوادر تاریخ سراغ داشته باشیم که از نظر فن خطابه در منطق شرایط یک خطابهی منطقی و فنی را در حد اعلاء واجد باشد؛
۱۱٫ ویژگی ادبی و بلاغی خطبه؛
۱۲٫ هندسهی معرفتی خطبه؛ محور خطبه و گرانیگاه معرفتی آن چیست؟ مباحث حاشیهای این گرانیگاه کدام است؟ امروز در بعضی از علوم جدید متنشناختی این موضوع را بحث میکنند که حاق و حاشیهی این متن، کتاب و یا گفتار چیست؟ عنصر کلیدی یک متن چیست؟ علامه طباطبایی در تفسیر قرآن هر سورهای را که آغاز میکنند، پیوند آن سوره را با سورهی بعدی و ارتباط آن با سورهی قبلی را بیان میکند، سپس گرانیگاه مبحث آن سوره را بیان میکند و مجموعهی مباحثی را که در آن سوره مطرح شده و نقطهی ثقل معرفتی آن سوره است را توضیح میدهند؛
۱۳٫ مضامین خطبه، معارف و مسائلی که در خطبه مذکور افتاده است؛
۱۴٫ گستره و قلمروی مباحث خطبه؛ با تأملی که داشتیم، دستکم هفتاد موضوع اصلی در دوازده حوزهی معرفتی، در این خطبه فهرست کردهایم؛
۱۵٫ ساختار صوری خطبه؛ این خطبه هندسهی صوری و ساختاری بسیار فوقالعادهای دارد؛
۱۶٫ مصادر و منابع خطبه، هم به مفهوم رجالی و روایی و هم به معنای معرفتی؛ خطبه از کجا دریافت شده است؟ حضرت زهرا محدِثه بودند، یعنی در رحم مادر سخن میگفتند، بعد از آن محدَثه بود، یعنی فرشتهی وحی بر او فرود میآمد؛ البت وحی تشریعی بر او نازل نمیشد، و وحی تشریعی تنها بر ساحت پیامبر نازل میشد، اما وحی غیرتشریعی بر بزرگان و اولیاء و خاصه راجع به حضرت زهرا(س) وجود دارد و بسا مصحف فاطمه(س) حاصل وحی غیرتشریعی است که به محضر ایشان نازل شده است؛
۱۷٫ ارزش و نقش تاریخی خطبه؛
۱۸٫ مقارنه و مقایسه خطبه با اسناد و متون مشابه و متناظر، مانند نهجالبلاغه، صحیفهی سجادیه و یا کتب منسوب به ائمه(ع) همانند اخبار الرضاء و یا تفسیر امام حسن عسکری(ع) و یا مصباحالشریعه که به حضرت صادق(ع) نسبت داده شده است؛
۱۹٫ منهج صحیحِ فهم صائب خطبه، فهم این خطبه نیاز به روششناسی دارد. ابتدا باید مجموعه قواعدی را تأسیس کرد و سپس براساس آن قواعد این خطبه را فهمید. یکی از قواعد فهم مبانی معرفتی و حکمی خطبه است؛
۲۰ خطبه در بستر تاریخ. در طول تاریخ چه بر این خطبه گذشته است؟ چه تأثیری داشته است؟ جایگاه این خطبه در تاریخ اسلام چیست؟ شیعه و حتی غیرشیعه به این خطبه توجه داشتهاند، البته عامّه نوعاً سعی بر کتمان آن داشتهاند. باید تأسف خورد که این خطبه برای ما نیز مکتوم مانده است. مردم عمدتاً از این خطبه اطلاعی ندارند، چرا در مدارس ما این خطبه تدریس نمیشود؟ در بین اهل بیت و اتباع اهل بیت(ع) طی تاریخ آموزش و تعلیم و تعلم این خطبه یک سنت بوده که در حال حاضر ترک شده است. در بین شیعه رایج بوده است که در مجالس خود راجع به این خطبه گفتگو کنند. چرا این خطبه متروک شده است؟ بیشتر حاضرین در این جلسه طلبه هستند، من از شما سئوال میکنم چقدر روی این خطبه کار کردهاید؟ مدرسین شما چقدر اهمیت این خطبه را به شما یادآوری کردهاند؟ چقدر انگیزه دارید روی این خطبه کار کنید؟ من اینجا پیشنهاد میکنم که طلبههای حوزهی امام رضا(ع) حلقاتی تشکیل دهند و روی این خطبه کار کنند.
مطلب نهایی اهمیت مبانی معرفتی و حکمی این خطبه است. تا هنگامی که مبانی معرفتی و حکمی حضرت صدیقهی کبری(س) را دریافت و درک نکنیم، کلمات و حکم ایشان و از جمله این خطبه را نمیتوانیم درک و فهم کنیم. این خطبه مبانی معرفتی گوناگونی دارد که من این مبانی را به شرح زیر طبقهبندی کردهام:
۱٫ مبانی و مناشی انسانشناختی؛
۲٫ مبانی و مناشی ماورائی ـ لاهوتی؛
۳٫ مبانی کلامی ـ الهیاتی؛
۴٫ مبانی معرفتشناختی؛
۵٫ مبانی اجتماعی ـ تربیتی حکمت و معرفت فاطمی؛
والسلام