فرهنگ کلمات و تعابیر کلیدی منطق فهم دین

فرهنگ کلمات و تعابیر کلیدی منطق فهم دین

(Terminology)

درآمد و تذکارها:

یک) در ذیل کلماتی که دارای تعریفند، تعریف مشهور یا مختار یا پیشنهادی درج کرده‌ایم؛ و برای کلمات و تعابیری که فاقد تعریف اما واجد تلقی متعارفند، شرحی گویا و متلائم با تلقی شایع آورده‌ایم.

دو) در ذیل کلمات و تعبیراتی که فاقد تعریف و تلقی شناخته و پذیرفته‌ای هستند، عباراتی را ـ به عنوان توصیف آن‌ها، آن سان که خود در منطق فهم دین اراده می‌کنیم و به کار می‌بریم ـ آورده‌ایم.

سه) هرچند دقت کافی در ساخت عبارت برای شرح هر یک از کلمات و تعابیر فاقد تعریف صورت بسته است اما اکثر آنها به توصیف ماننده‌ترند تا تعریف، و اصراری نیز بر پذیرش آنها به مثابه تعریف نداریم؛ بلکه از اصحاب ذوق و دقت، فروتنانه برای اصلاح و تکمیل آنها استمداد می‌کنیم.

چهار) واژگان و عبارات نیازمند شرح و توصیف، افزون‌تر از موارد مندرج در این فهرست است که به تدریج، عنوان و توصیف آنها را به سیاهه‌ی حاضر خواهیم افزود.

اینک کلمات و تعابیر:

۱٫ دین: دستگاه معرفتی ـ معیشتی‌یی که از سوی مبدأ حیات و هستی برای تأمین کمال و سعادت آدمی به او الهام و ابلاغ شده است / به تعبیر کوتاه‌تر: مشیت متحقَّق (تکوینی) و متوقَّع (تکلیفی) ابلاغ شده‌ی الهی.

۲٫ اجتهاد: به معنی عام: کوشش برای فهم فطری و خردمندانه‌ی متون دینی در ظروف زمانی ـ مکانی (= انسانی) مشخص / در اصطلاح و به معنی خاص: «تحصیل حجت بر احکام شرعی فرعی براساس ملکه‌ی بالفعل».

۳٫ اصطیاد: تلاش برای فهم دین به صورت غیرروشمند یا براساس مبانی و منابع یا روش‌های غیرمعتبر.

۴٫ فهم دین: کشف صائب گزاره‌ها و آموزه‌های دینی.

۵٫ معرفت دینی: محصَّل کاوش موجَّه برای کشف گزاره‌ها و آموزه‌های دینی.

۶٫ مدارک (دوال) دین: حجت‌های برونی و درونی دریافت و درک مشیت تکوینی و تکلیفی الهی.

۷٫ متون دینی (مقدس): نصوصی که از سوی مبدأ، نازل یا از ناحیه‌ی انسان‌های معصوم صادر و به ما واصل شده است.

۸٫ کتاب: قرآن/ مصحف شریف/ وحی‌نامه‌ی‌ الهی/ مجموعه‌ی آیاتی که از سوی خدا به پیامبر اسلام(ص) نازل شده است و از صدر اسلام تاکنون به صورت مدون در اختیار مسلمانها است.

۹٫ سنت: هرگونه قول و فعلی که با شأنیت هدایتگری معصوم(ع) صادر شده است. (کلّ ما صَدَر عَنِ‌الْمَعصومِ دالاًّ عَلی رأیِهِ بِما هو هادٍ /کل ما صدر عن المعصوم داّلاً علی مشیت الله التشریعیهًْ بالمعنی الاعم)

۱۰٫ قول یا فعل تشریعی: سنت.

۱۱٫ سنت قولی: کلام و کتابت تشریعی صادر از معصوم(ع) (کل قول او کتابهًْ صدر عن المعصوم دالاً علی رأیه بما هو هاد)

۱۲٫ سنت فعلی: هرگونه فعلی که با شأنیت هدایتگری، از معصوم(ع) صادر شده است. (کل فعل او اشارهًْ فعلیهًْ صدر عن المعصوم دالاً علی رأیه بما هو هاد)

۱۳٫ قول و فعل تدبیری (عقلانی): کلام و کردار غیرتشریعی صادر از معصوم(ع).

۱۴٫ قول هادوی: سنت قولی.

۱۵٫ فعل هادی: فعل هادوی.

۱۶٫ فعل هادوی: سنت فعلی.

۱۷٫ فعل هادی: فعل هادوی.

۱۸٫ احراز صدور سنت: کشف صدور کلام و کردار از معصوم(ع).

۱۹٫ وثاقت‌سنجی: ارزیابی میزان صحت انتساب قول یا فعل منقول، به معصوم(ع).

۲۰٫ ابراز معنای سنت: تفسیر سنت و فهم مراد معصوم(ع).

۲۱٫ ظروف صدور سنت: شرایط و مختصات تاریخی، سیاسی اجتماعی، زبانی عرفی، جغرافیایی محیط صدور قول هادوی از معصوم(ع).

۲۲٫ فطرت: سرشت ویژه‌ی آدمی که منشأ پاره‌ای شناخت‌ها و گرایش‌های پیشابرهانی و پیشاآموزشی است.

۲۳٫ عقل: قوه‌ی معرفت‌زا و دراکه و سنجشگر آدمی.

۲۴٫ معرفت‌زایی: کاشفیت؛ منبع تولید آگاهی بودن.

۲۵٫ معناداری: حکایت‌گری و واقع‌مندی قضایای دینی.

۲۶٫ معناگری: کارکرد تفسیری یک مدرک نسبت به مدرک دیگر.

۲۷٫ دلالت‌پژوهی: پژوهش و کاوش برای احراز مدلول دوال.

۲۸٫ درستی‌آزمایی: واکاوی و سنجش صحت دلالات دوال.

۲۹٫ زبان دین: هویت و ساختار رسانشی و دلالی متون قدسی و قضایای لاهوتی.

۳۰٫ زبان دینی: هویت زبانی معرفت دینی و دانش‌های دینی.

۳۱٫ پیش‌انگاره‌های فهم‌پذیری: اصول موضوعی که امکان فهم دین و تعیّن معنایی متون دینی را توجیه می کند.

۳۲٫ مبادی پایه‌ی فهم: پیش‌انگاره‌ها و زیرساخت‌های «حقاً» و «بحق» ذی‌سهم و ذی‌نقش در تکون معرفت‌دینی.

۳۳٫ قواعد: واحدهای تشکیل‌دهنده‌ی روش‌ها.

۳۴٫ ضوابط: شروط و شرایط کارآیی و کاربرد روش‌ها و قواعد.

۳۵٫ سنجه‌ها: ابزارهای ارزیابی و سنجش معرفت دینی و تفسیر متون دینی.

۳۶٫ سنجه‌های محرِز: سنجشگرهای قطعی یا معتبر.

۳۷٫ سنجه‌های منذِر: سنجشگرهای ظنی هشداردهنده (سنجه‌هایی که وقوع خطا در فهم را محتمل می‌دارد).

۳۸٫ آسیب‌شناسی معرفت دینی: بازشناسی علل رخداد خطار در معرفت دینی.

۳۹٫ ارزش‌سنجی معرفتی: ارزیابی معرفت‌شناسانه‌ی یک قضیه یا دستگاه معرفتی از نقطه‌نظر صدق و واقع‌نمایی.

۴۰٫ رویکرد (اتجاه): زاویه‌ی دید فهمنده در مقام کاوش برای فهم دین مانند عقل‌گرایی یا نص‌گرایی.

۴۱٫ رهیافت (منهج): آن‌گاه که یک رویکرد (یا چند رویکرد توأماً) یک دستگاه روشگانی تام انگاشته شده در تحصیل فهم دین به کار می‌رود.

۴۲٫ روش (اسلوب): سامانه‌ی فراهم آمده از گروهی از قواعد و ضوابط همگن.

۴۳٫ تکون معرفت دینی: شکل‌گیری درک موجه از دین.

۴۴٫ تعامل حلقوی: دیالکتیک دینامیکال / داد و ستد متناوب ـ متقابل معنافزایانه، معناگرانه و معناسنجانه.

۴۵٫ تعامل درون ‌مبدأی/ درون‌ مدرکی/ درون حوزه‌ای: داد و ستد حلقوی داخلی فروع و اجزاء یک مبدأ یا یک مدرک یا یک حوزه با یکدیگر.

۴۶٫ تعامل بینامبادئی/ بینامدارکی/ بیناحوزاتی: داد و ستد حلقوی برونی هر یک از مبادی با دیگری یا هر یک از مدارک با دیگری یا هر یک از حوزه‌های معرفتی یا دیگری.

۴۷٫ تعامل بیناارکانی: داد و ستد متناوب هر یک از ارکان سه‌گانه‌ی «مبادی، مدارک و حوزه‌ها» با رکن دیگر.

۴۸٫ سرشت معرفت دینی: ساخت و صفات ذاتی «محصَّل کاوش موجه برای فهم دین».

۴۹٫ تحول معرفت دینی: هرگونه تطور ارتقایی یا قهقرایی در معرفت دینی.

۵۰٫ تحول ارتقایی: تطور تکاملی معرفت دینی.

۵۱٫ تحول قهقرایی: تطور تنزیلی یا تحریفی معرفت از دین.

۵۲٫ نظریه‌ی تحول: سامانه‌ی عقلانی تبیین و توجیه «تطور معرفت دینی».

۵۳٫ متغیرهای دخیل: عوامل متطوّر «حقاً» موثر بر تحول معرفت دینی.

۵۴٫ عوامل بحق دخیل: متغیرهایی که درک مشیت تکوینی و تکلیفی الهی را میسر می‌سازد و باید در مقام فهم دین ملحوظ گردد.

۵۵٫ عوامل نابحق دخیل: متغیرهایی که دخالت آنها در فرآیند تکون یا تحول معرفت دینی، موجب وقوع خطا در فهم دین می‌گردد.

۵۶٫ عوامل دخیل انگاشته: متغیرهای ادعاای‌یی که حقیقتاً بر تکون فهم و تحول معرفت‌دینی موثر نیستند.

۵۷٫ قرائت‌پذیری: برتافتن متن، برداشت‌های متفاوت بلکه متهافت را، آن‌سان که از متن واحد معرفت‌های دستگاهواره‌ی چندگانه فراهم تواند شد.

۵۸٫ فهم پذیری: امکان تفسیر عینی و کاشف از مراد ماتن.

۵۹٫ قداست معرفت دینی: نقدناپذیری.

۶۰٫ نقدناپذیری: حق غیرمشوب نامشتبه که نیاز به باطل‌زدایی ندارد (از باب سالبه به انتفای محمول، نه سالبه به انتفای موضوع).

۶۱٫ مطالعه‌ی فرانگرانه‌ی عقلانی ـ استقرایی: پژوهش از بیرون درباره‌ی یک معرفت یا مقوله‌ی عمده با کاربرد توأمانِ عقل و استقراء برحسب مورد.

۶۲٫ نوفهمی و نظریه‌پردازی دینی: هرگونه ابداع علمی موجه در زمینه‌های «تفهم»، «مفاهیم»، «تفهیم» و «تحقق» دین.

۶۳٫ مبانی نوفهمی و نظریه‌پردازی دینی: اصولی که امکان، جواز یا لزوم ژرفایش و گسترش و پردازش روشمند و روزآمد «منطق»، «ماده» و «صورت» حوزه‌های معرفتی دین را تبیین و توجیه می‌کند.

۶۴٫ نظام‌پردازی: استنباط و تنسیق کلانْ‌سامانه‌ای کاربردی برای تحقق تمام دین یا حوزه‌ای خاص از آن.

۶۵٫ مدل‌سازی: استنباط و تنسیق سامانه‌ی کاربردی خرد، برای تحقق یک بخش فرعی یا یک حوزه‌ی معرفتی دین.

۶۶٫ رهیافت‌شناسی: مطالعه‌ی مناهج و مشرب‌های گوناگون درک دین.

۶۷٫ فلسفه‌ی دین: دانش مطالعه‌ی فرانگر ـ عقلانی درباره‌ی امهات مسائل و مدعیات دین.

۶۸٫ فلسفه‌ی دینی: دانش هستی‌پژوهی مأخوذ از مدارک دین یا متلائم با دین.

۶۹٫ منطق فهم دین: دستگاه روشگانی کشف گزاره‌ها و آموزه‌های دین.

۷۰٫ فلسفه‌ی منطق فهم دین: دانش مطالعه‌ی مبادی و مبانی روشگان جامع فهم دین.

۷۱٫ روشگانهای تخصصی: سامانه‌های روش‌شناختی تفسیر هر یک از متون دینی، یا کاربرد هر یک از مدارک در فهم دین و یا استنباط و تنسیق حوزه‌ها و نظامهای معرفتی دین، یا سنجش و آسیب‌شناسی معرفت دینی.

۷۲٫ معرفت‌شناسی: Epistemology / نظریه المعرفه/ علمی که درباره‌ی ماهیت شناخت‌های آدمی، امکان، انواع و ملاک صحت و خطای آن و . . . بحث می‌کند.

۷۳٫ معرفت‌شناسی دینی: بنا به تلقی متعارف امروز: مطالعه‌ی معرفت‌شناسانه‌ی معرفت دینی/ به معنی صحیح‌، از آن جهت که ترکیب وصفی است: نظریه المعرفه مأخوذ از/ یا منسوب به دین.

۷۴٫ هرمنوتیک: Hermeneutic / برحسب تطورات متعدد معنایی رخ داده، این واژه به معانی زیر به کار رفته است: ۱) نظریه‌ی تفسیر کتاب مقدس، ۲) روش‌شناسی علم لغوی، ۳) علم هرگونه فهم زبانی، ۴) مبنای روش‌شناختی علوم انسانی، ۵) پدیدارشناسی وجود و پدیدارشناسی فهم وجودی، ۶) نظام‌های تأویل، . . . (برگرفته از ریچارد پالمر، علم هرمنوتیک، صص۱۹و۲۱و۴۱)

۷۵٫ سمانتیک: Semantics / علم دلالت‌شناسی الفاظ.

۷۶٫ نشانه‌شناسی: Semiology / علم العلامات اوالسمات/ دانش نشانه‌ها.

۷۷٫ فلسفه‌ی معرفت دینی: دانش مطالعه‌ی فرانگرانه‌ی «عقلانی ـ استقرائی» معرفت دینی.

۷۸٫ اصول فقه: روشگان تخصصی استنباط احکام فرعی شرعی (تنجیزی) براساس دلائل معتبر و تعیین تکالیف علمی (تعذیری) مکلفان در فقدان دلیل معتبر.

۷۹٫ علم تفسیر: دانش فهم کلام الهی.

۸۰٫ علم الحدیث: دانش شناخت حدیث و فهم کلام معصوم.

۸۱٫ جامعه‌شناسی دین: مطالعه‌ی جامعه‌شناسانه‌ی رفتار جمعی دینداران.

۸۲٫ روانشناسی دین: بررسی روانشناختی احساسات و رفتار فردی شخص دیندار.

۸۳٫ دین‌پژوهی: هرگونه پژوهش و بررسی در دین و درباره‌ی دین و دینداری و دینداران.

۸۴٫ ساحت‌های معرفتی: دو قلمرو اصلی معرفت دینی (حکمت نظری دین / حکمت عملی دین).

۸۵٫ حوزه‌های قلمرو دین: نظام‌‌های معرفتی ـ معیشتی پنجگانه‌ی دین (بینش، منش، کنش، دانش و پرورش).

۸۶٫ بخش‌های حوزه‌ی معرفتی: شاخه‌های فرعی هر حوزه‌ی معرفتی دین، مانند هر یک از امهات عقائد در حوزه‌ی بینشی دین (مثل خداشناسی).

۸۷٫ گزاره‌های دینی: قضایای اِخباری دینی (لاهوتی و غیرلاهوتی).

۸۸٫ آموزه‌های دینی: قضایای انشایی دینی (بایدی و شایدی).

۸۹٫ درون دینی: بنا به تلقی متعارف امروز: معرفت یا مسأله‌ی مأخوذ از متون مقدس/ نقلی/ بنابر نظر صحیح و اسلامی: هر آنچه از مدارک و دوال دینی معتبر ـ اعم از نقل و غیرنقل ـ به دست آید.

۹۰٫ برون دینی: بنا به تلقی متعارف و متأثر از ادبیات دینی پروتستانی: هر آنچه جز از متن مقدس فراچنگ آمده است/ بنابر نظر اسلامی و مختار: مقابل معرفت دینی موجه.

ساختار مباحث و مسائل فلسفه‌ی دین

درآمد: مباحث فلسفه‌ی‌ فلسفه‌ی دین:

۱٫ تعریف فلسفه‌ی دین / اطلاقات فلسفه‌ی دین،

۲٫ ماهیت گزاره‌های فلسفه‌ی دین،

۳٫ امکان فلسفه‌ی دین [مطلق / فراادیانی]، و فلسفه‌ی دین خاص [اسلامی]

۴٫ موضوع فلسفه‌ی دین،

۵٫ قلمرو فلسفه‌ی دین،

۶٫ مصادر و منابع فلسفه‌ی دین،

۷٫ روش فلسفه‌ی دین

۸٫ غایت و کارکردهای فلسفه‌ی دین،

۹٫ ساختار مباحث فلسفه‌ی دین،

۱۰٫ مطالعه‌ی تطبیقی فلسفه‌ی دین محض با فلسفه‌ی دین اسلامی،

۱۱٫ رویکردهای رائج در فلسفه‌ی دین، و طبقه‌بندی آن،

۱۲٫ نسبت فلسفه‌ی دین با فلسفه‌ی محض، فلسفه‌ی دینی، فلسفه‌ی معرفت دینی، منطق اکتشاف دین، کلام جدید، کلام سنتی، فلسفه‌ی کلام، فلسفه‌ی فقه، (بمعانیها) فلسفه‌ی اخلاق دینی، فلسفه‌ی علم دینی، و … ،

* میراث معرفتی بازمانده از سلف در فلسفه‌ی دین [اسلامی]،

* بایسته‌های فلسفه‌ی دین خاص [اسلامی]

 

مباحث فلسفه‌ی دین:

ما مباحث در خور بحث عمده در فلسفه‌ی دین به شرح زیر است:

۱. چیستی دین

در ذیل این فصل مباحثی مانند عنوان‌های زیر قابل درج است:

۱ـ۱٫ تعاریف دین،

۲ـ۱٫ گوهر و صدف یا حاق و حاشیه‌ی دین،

۳ـ۱٫ سرشت قضایای دینی،

۴ـ۱٫ قلمرو دین،

۵ ـ۱٫کارکردهای دین، (از جمله‌‌ی نسبت دین و دنیا)

۶ـ۱٫ هندسه‌ی معرفتی دین،

۲٫ هدف یا اهداف دین،

۳٫ منشأ دین،

۴٫ ضرورت بعثت،

۵٫ پلورالیزم دینی (= مسأله‌ی وحدت و تنوع ادیان)،

۶٫ کمال، جامعیت و جاودانگی دین،

۷٫ ایمان،

۸٫ تجربه‌ی دینی،

۹٫ عبادت و مناسک دینی،

۱۰٫ معرفت دین:

در این بخش، مسائل زیر می‌تواند بررسیده شود:

۱ـ۹٫ اشاره به تفاوت معرفت دین با معرفت دینی، معرفت‌شناسی دین، و معرفت‌شناسی دینی،

۲ـ۹٫ فهم‌پذیری دین (امکان اکتشاف دین)،

۳ـ۹٫ روشمندی اکتشاف دین،

۴ـ۹٫ مدارک و مدرِکات دین (منابع کشف / فهم گزاره‌ها و آموزه‌های دین)

۵ـ۹٫ فهم دین و هرمنوتیک متون،

۶ـ۹٫ تطور فهم دین، قرائت‌پذیرانگاری،

۷ـ۹٫ نسبت معرفت دینی با نفس‌الامر دین.

۸ـ۹٫ مختصات «منطق کشف مطلوب»

۱۰٫ زبان دین (= زبان متون مقدس، نه زبان علوم دینی که در زمره‌ی مباحث فلسفه‌ی معرفت دینی به‌شمار است)

۱۱٫ معناداری گزاره‌های دینی (قضایای مصرح دین، نه گزاره‌های معرفت دینی)

۱۲٫ توجیه‌پذیری و برهان‌پذیری مدعیات دین (قضایای مصرح دین، نه گزاره‌های معرفت دینی)

۱۳٫ نسبت و مناسبات دین با

۱ـ۱۳٫ علم‌ها و معرفت‌ها (علوم طبیعی، علوم انسانی، و …)

۲ـ۱۳٫ گفتمان‌ها و مشربها (فلسفه، عرفان، لیبرالیسم، دموکراسی‌‌خواهی، سکولاریسم، و …)

۳ـ۱۳٫ مقولات دیگر (تمدن، هنر، فناوری)

۱۴٫ امهات مدعیات دینی:

در این مبحث، عنوان‌های زیر باید مورد ژرف‌کاوی فلسفی قرار گیرند:

۱ـ۱۴٫ خدا (مفهوم و ادله‌ی اثبات و انکار)؛ این موضوع مهم‌ترین و گسترده‌ترین مسأله‌ی فلسفه‌ی دین قلمداد می‌شود و تفصیل شایان زیر مجموعه‌ای آن، فراتر از حوصله‌ی این فهرست است.

۲ـ۱۴٫ صفات،

۳ـ۱۴٫ شرور و بلایا (مسأله‌ی عدل، رحمت، حکمت خدا، و هدفداری خلقت و حیات)

۴ـ۱۴٫ خلقت و نحوه‌ی پیدایش عالم (و مسأله‌ی آغاز)

۵ـ۱۴٫ مجرد و مادی

۶ـ ۱۴٫ وحی و نبوت

۷ـ۱۴٫ اعجاز

۸ـ۱۴٫ انسان‌شناسی

۹ـ۱۴٫ مسأله‌ی تکلیف و نظام اخلاقی جهان (و مسأله‌ی فرجام تاریخ)

۱۰ـ۱۴٫ خلود نفس (تناسخ و برزخ)

۱۱ـ۱۴٫ معاد (سعادت و شقاوت ابدی)

در خورد گفت است که

یک) برخی از عنوان‌ها به طور استطردادی و از باب تتمیم مباحث اصلی فلسفه‌ی دین (با توجه به تعریف مختار) و برخی دیگر از سر هماوایی با سنت‌گزاران این حوزه‌ی معرفتی، در فهرست گنجانده شده است.

ما در تأملات خود، به سامانه‌ی دیگری در زمینه‌ی بافتار و ساختار فلسفه‌ی دین دست یافته‌ایم که خلاصه‌ی آن تحت عنوان «سرشت و صفات حوزه‌های معرفتی دین» در مبحث نظریه‌ی ابتناء درج شده است.

دو) هر چند مسائلی همچون نیاز انسان به دین، فطرت، انتظار آدمی از دین، علل اقبال و ادبار به دین، و …، به‌گونه‌ی تطفلی قابل طرح در فلسفه‌ی دین‌اند، اما قرابت این بحث‌ها با انسان‌شناسی، روان‌شناسی، جامعه‌شناسی دین، و تاریخ ادیان افزون‌تر است.

سه) بسیاری از مسائل مندرج در فهرست بالا، به اعتباری مسأله‌ی فلسفه‌ی دین‌اند، و به اعتباری دیگر از مسائل دانش‌های خویشاوند با آن، به شمار می‌روند، بدین‌رو لاجرم، در مطالعات فلسفه‌ی دین، به نوعی درآمیختگی صوری در مسائل علوم ذوی‌القربی باید تن در داد.

چهار) جایگاه طرح مسائل اختصاصی ادیان مانند: «تثلیت و تجسد خدا» و «رجعت»، دین‌شناسی تطبیقی (مقایسه‌ای) یا کلام خاص هر دین است.

فلسفه دین

فلسفه دین

فلسفه‌‏ى دین

 

مشخصات نشر: تهران: سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۳

 

پیشگفتار

این کمین، به رغم آنکه فلسفه‏‌ى دین را به «پژوهش عقلانى فرامتنى در پاره‏‌ى دین و گزاره‏ها و آموزه‏هاى بنیادین آن» یا «کاوش فلسفى در دین و درباره‏ى دین» اطلاق مى‏کنم، بر این باورم که عمده‏ى مباحث فلسفه‏ى دین از متون دینى (به ویژه اسلامى) قابل استنباط است و علاوه بر آن (و بلکه) یکى از راههاى سنجش صحت و سقم مدعیات اصلى فلسفه‏ى دین، عرضه و قیاس آن‏ها به مبانى و معارف دینى هموند با آن مدعیات است، از این رو استشهاد بلکه استناد به نقل، خدشه و خللى در هویت «فلسفه دین»ى مباحث این دانش نمى‏آورد، و ـ چنانکه ملاحظه خواهید فرمود ـ خود نیز در پاره‏اى از مقالات، از استشهاد به نصوص دینى احتراز نورزیده‏ام. همچنین بنده حصر مسائل فلسفه‏ى دین را در هشت مسأله‏ى معروف، بلاتوجیه مى‏دانم، بدین جهت فهرستى که از مسائل این دانش در مقاله‏ى نخست ارائه کرده‏ام فراتر و فراوان‏تر از مباحثى است که در آثار کلاسیک آمده است.
بین الدّفّتین، هشت مقاله پیش روى شماست:
مقاله‏‌ى نخست درباره‏ى دانش فلسفه‏‌ى دین است، پرسش‏هاى پیشینى و پیرامونى، چیستى و چِهایى فلسفه‏ى دین، بخش عمده‌‏ى مقاله را به خود اختصاص داده است.
مقاله‏ى دوم که عصاره و حصیله‏ى تدبر و تلاش فکرى چندین ساله‏ى این کمترین است، عهده‏دار پیشنهاد سامانه‏ى روشگانى جدیدى براى فهم دین و تحصیل معرفت دینى است.
در روزگار ما سه پرسش زیر سؤال‏هاى حیاتى دین پژوهى و معرفت دینى است:
«آیا فهم دین، ممکن است؟»، اگر آرى «آیا فهم دین روشمند است؟» و اگر روشمند است «منطق فهم دین چیست؟»
دانش‏هاى دین پژوهى کنونى ـ از جمله علم اصول، به رغم مزایا و مواهب بدیل ناپذیرش ـ در پاسخ گویى به این پرسش‏ها (به خصوص با توجه به نیازها و نظرهاى نوپیدا) از کمال و کفایت در خور برخوردار نیستند، و حقیر براین باورم که نه تنها در روش‏شناسى فهم دین با کاستى‏ها و کژیهایى مواجهیم، از حیث جامع‏نگرى در غایت و قلمرو دین، همچنین در بابت مدارک درک گزاره‏ها و آموزه‏هاى دینى و قواعد تنقیح و بازشناخت معرفت دینى، بغایت حاجتمند بازنگرى و بازنگارى هستیم؛ تقسیم ثلاثى سنتى معارف (به عقاید، احکام و اخلاق) تقسیم شاملى نیست؛ برخى مدارک مانند اجماع (به مثابه منبع) فاقد حجیّت و کارایى است؛ تقسیم سنتى سنت (به قول، فعل و اقرار) دقیق نیست؛ سنت فعلى و فعل هِدایىِ معصوم (که داراى سه قسم است: ایجادى، امساکى و امضایى) مى‏تواند در عرض سنت قولى، حجّت مستقلى قلمداد شود؛ عقل آن‏چنان که شایان شأن الاهى او ـ به مثابه حجّت موجّه حق ـ مصب اهتمام برخى دین‏پژوهان نیست؛ سهم فطرت در درک دین و بازشناخت سره از ناسره در معرفت دینى مغفول مانده است؛ سنجش و آسیب‏شناسى معرفت دینى نیازمند بسط و قاعده‏گذارى جامع‏ترین است؛ على هذا براى سد خلأها و رفع خطاهاى پیشگفته و ایجاد امکان دسترسى به فهم جامع و صائب، روزآمد و کارآمد دین، باید دانش کامل‏تر و کارآمدترى سامان یابد؛ این دانش مى‏تواند منطق فهم دین نامیده شود.
«پدیده‏ى فهم دین» عنصر کانونى مباحث منطق فهم دین است، برایند ماهیت و مختصات متغیرهاى پنجگانه‏ى «مبدأ دین»، «مدارک دین»، «مُدْرَک (ساحات و غایات) دین»، «مُدْرِک» (مخاطب و مفسّر) و «متد ادراک دین»، در مقام گزینش و کارگماشت روش‏ها و قواعد فهم باید به نحوى مضبوط و معقول منظور گردد؛ پدیده‏ى فهم دین، برآمد و پى‏آورد کاربرد درست و دقیق رهیافت جامع نگر به دین است؛ این کمین بر آنم که با پذیرش نقادانه‏ى بخش‏هایى از دست آورد علوم دین‏شناسى و متن پژوهى سنتى و جدید مى‏توان به یک سامانه‏ى کارآمد و روزآمدى در فهم دین دست یافت؛ در مقاله‏ى دوم در این راه سعى بلیغ صورت داده‏ام، وَ اللّه‏ُ مِنْ وراءِ الْقَصد و هُو الفّتاحُ الهادى.
مقاله‏ى سوم، (در حقیقت به مثابه نمونه)، شرح نسبى جزء کوچکى از یکى از مدعیات منطق فهم دین به عهده گرفته است؛ فهم قرآن که اولین مدرک درک معارف دینى است بدون درک و لحاظ یک سلسله نهادهاى پیش انگاشته میسر نمى‏گردد. این نهادها به دو گروه اصلى و اصطیادى قابل تقسیم است، نهادهاى اصلى عبارتند از: ۱٫ وحیانیت متن و محتواى قرآن، ۲٫هدایت مآلى قرآن، ۳٫ عقلایى بودن ساخت زبانى قرآن، ۴٫ حکیمانگى و معقولیت قرآن، ۵٫ فطرت نمونى آموزه‏هاى قرآنى. سایر نهادها از نهادهاى اصلى قاب اصطیاد است.
در مقاله‏ى چهارم پیامدهاى فلسفى کلامى نظریه تکثرگرایى دینى بازگفته شده، مقاله‏ى پنجم که متمم مقاله‏ى چهارم است گزارش چکیده‏اى است از مباحثه‏اى که بین حقیر و پروفسور جان هیک (صاحب نظریه‏ى پلورایسم دینى) صورت بسته است.
مطلب ششم به یکى از مهم‏ترین مباحث فلسفه‏ى دین یعنى نسبت دین و ایدئولوژى پرداخته است.
هرچند درج دو مقاله‏ى آخر در این کتاب، توجیه موجهى دارد، اما خواننده‏ى فرهیخته مى‏تواند عجالتا آن دو را میهمان این چاپ فلسفه‏ى دین بینگارد، تا مگر با سپردن جاى خود به مقالات دیگر، و با اندکى بسط و بازآرایى، این دو مقاله، در آینده صورت رساله‏‌ى مستقلى را پیدا کند.
از سازمان انتشارت پژوهشگاه، به ویژه جناب آقاى اشلافى مدیر تولید سازمان و همکارانشان که به کوششى حوصله سوز، سنگلاخ قول و قلم این بى‏بضاعت را به راهى در خور پیمایش بدل کردند، از صمیم دل سپاسگزارم. از اصحاب فکر و ارباب معرفت، خاصّه حوزویان ـ که مرزبانان حریم حلال و حرام الهى‏اند ـ نیز خاضعانه مى‏خواهم، این نوسفر خام سرا را از هیچ گونه نقد و نظر ـ هرچند خرد ـ محروم ندارند.
وَفِّقْنا اللّهمّ لما تُحبُّ و تَرضىَ واهدنا اِلى الصّوابِ و السّداد، فَانّک خیرُ موفِقٍ وهاد.

على اکبر رشاد
اردى‏بهشت یک هزار و سیصد و هشتاد و سه

فهرست

پیشگفتار

۱٫ فلسفه‌‏ى دین
پیشینه‏‌ى فلسفه‏‌ى دین
پرسش‏هایى درباره‏‌ى فلسفه‏‌ى دین
چیستى فلسفه‏‌ى دین
مراد از فلسفه و دین، در فلسفه‏‌ى دین
تعریف دین
چند نکته‌‏ى پیشا تعریفى
تعریف پیشنهادى ما
مسایل فلسفه‏‌ى دین
چند تذکار

۲٫ دیباچه‌‏اى بر منطق فهم دین
درآمد
یک) سه پرسش اصلى و عصرى دین پژوهى
دو) حُسن و هنر علم اصول
سه) کاستى‏ها و ناراستى‏هاى علوم رایج دین پژوهى
چهار) اصول رایج، فاقد خصال سه گانه‏ى شمول، کمال و حسن تالیف است
پنج) سیر و سنت‏هاى ظهور دانش‏هاى نو
ساختار کلان طرح منطق فهم دین
مقدمه: مبادى و کلیات
أ. درباره‏ى منطق فهم دین
جدول نسبت دانش منطق فهم دین با دانش‏هاى دین پژوهى
شرح پاره‏اى از اصطلاحات و مفردات کلیدى منطق فهم دین
مقارنه‏ى اجتهادگرایى و قرائت پذیرانگارى
فصول اصلى دانش منطق فهم دین
ب. درباره‏ى فلسفه‏ى معرفت دینى
فهرست تفصیلى برخى مباحث طرح «منطق فهم دین»
۱ ـ مبحث رهیافت‏شناسى فهم دین
یک) پیش انگاره‏هاى فهم پذیرى دین
دو) چیستى رهیافت به دین
سه) گونه‏هاى رهیافت به دین
چهار) رهیافت آمیخت ساختگان جامع‏نگر
پنج) نهادهاى عام راهنماى فهم دین
۲ ـ مبحث دوال و مدارک دریافت و درک دین
یک) تعریف
دو) اقسام مدارک و دوال
سه) بایستگى بازپژوهى نقادانه‏ى سنت‏شناسى
چهار) فطرت، به مثابه دال دینى
نمودار اقسام و مراتب فطرت
چالش‏هاى مدرک انگارى فطرت
پنج) نقد ادله‏ى غیرحجت
شش) مدارک درک دین و چهارده مساله‏‌ى اساسى
تقسیمات و اقسام کارکرد عقل در دین‏‌پژوهى

۳ ـ مبحث ضوابط فهم دین
یک) تعریف
دو) اقسام ضوابط
أ. ضوابط معطوف به مبدأ دین
ب. ضوابط معطوف به متن
ج. ضوابط معطوف به مُدْرَک
د. ضوابط معطوف به مُدْرِک و مفسِّر
ه. ضوابط معطوف به منطق ادراک
۴ ـ مبحث موانع فهم دین (آسیب‏شناسى معرفت دینى)
یک) تعریف
دو) اقسام آفات و موانع
سه) آفات (فرضى) عارض از سوى ماتن
چهار) آفات ناشى از متن
پنج) آفات معطوف به مُدرَک
شش) آفات ناشى از مضایق و مغیّرات مرتبط با مُدرِک و مخاطب
هفت) آفات ناشى از منطق ادراک
۵ ـ مبحث سنجش معرفت دینى
یک) تعریف
دو) نمونه‏هایى از روش‏هاى سنجش معرفت دینى
تذکار: تقسیمات روش‏هاى سنجش

۳٫ نهادهاى راهنماى فهم قرآن
درآمد
تعریف نهادهاى راهنماى فهم قرآن
نهاد یکم ـ وحیانیت قرآن
الف ـ تحلیل وحیانیت
ب ـ ادلّه و مؤیّدات وحیانیّت
ج ـ برایند و برونداد نهاد وحیانیت
نهاد دوم ـ هدایتْ مآلى قرآن
الف ـ تحلیل هدایتْ مآلى
ب ـ ادلّه و مویّدات هدایتْ مآلى
ج ـ برآیند و برونداد نهاد هدایت مآلى
نهاد سوم ـ هویت عقلایى ساخت عمومى زبان قرآن
الف ـ تحلیل هویت زبان قرآن
یک) رویکرد پوزیتیویستى (بى‏معناانگارى زبان دین)
نقد عمومى بى‏معناانگارى زبان دین
دو) رویکرد کارکردگرا
نقد اجمالى کارکردگرایى
سه) رویکرد نمادین‏انگارى
نقد اجمالى رویکرد رمزپندارى و مجازانگارى زبان دین
چهار) رویکرد ویژه‏انگارى زبان قرآن
پنج) نظریه‏ى مختار
ب ـ ادلّه و مؤیّدات نظریه‏ى مختار
نمونه‏هایى از تعبیرات استعارى در قرآن
نمونه‏هایى از مفاهیم ویژه و دیریاب
نمونه‏هایى از احادیثى که براى قرآن ظهر و بطن قائل است
ج ـ برایند نظریه‏ى مختار
نهاد چهارم ـ فطرت نمونى آموزه‏هاى قرآنى
الف ـ تحلیل فطرت نمونى قرآن
ب ـ اثبات فطرت نمونى آموزه‏هاى قرآن
ج ـ برآیند فطرت نمونى قرآن
نهاد پنجم ـ حکیمانگى و معقولیت قرآن
الف ـ تحلیل نهاد حکیمانگى
ب ـ اثبات نهاد حکیمانگى
ج ـ برآیندگى حکیمانگى

۴٫ آب حیوان به ظلمت بردن(پیامدهاى فلسفى کلامى نظریه‏‌ى تکثرگرایى دینى)
یک) تلویح به چند نکته‏ى بایسته
دو) وجوه نقض و نقدپذیرى پلورالیزم دینى
سه) لوازم عقلى و کلامى اصالت التکثر دینى
۱٫ پلورالیزم و اجتماع نقیضین
۲٫ پلورالیزم، خویش برانداز است
۳٫ پلورالیزم دینى و اجماع مرکب بر بطلان مسلّمات دینى
۴ . پلورالیزم و امتناع ایمان
۵٫ پلورالیزم و عدم حجّیّت نصوص و متون دینى
۶٫ پلورالیزم و لغویّت ایمان و انقیاد
۷٫ پلورالیزم و طرّارى و تردستى خدا
۸ . پلورالیزم و نقش هدایت گرانه‏ى دین
۹ . پلورالیزم: برات بدعت
۱۰ . پلورالیزم و تعطیل یا انعطال شریعت
۱۱ . پلورالیزم و عصمت انبیا
۱۲٫ دیگر لوازم

۵٫ پلورالیسم دینى و چالش معیار(مباحثه با پروفسور جان هیک)
مولوى و شمول‏گرایى
من از نسبیت دفاع نمى‏کنم
آیا پلورالیسم حدیقف دارد؟
خدشه در اطلاق پلورالیسم

۶٫ نسبت دین و ایدئولوژى
پیشینه‏ى واژه‏ى ایدئولوژى
تنوع و تطور کاربرد واژه‏ى«ایدئولوژى»
تعاریف ایدئولوژى
تعاریف کلاسیک و مدرن
اطلاق ایدئولوژى به مکاتب مختلف، در حد اشتراک لفظى است
مختصات متعارض ایدئولوژیها
ارائه‏ى تعریفى عام و شامل براى ایدئولوژى میسور نیست
ایدئولوژى در دیدگاه متفکران معاصر
ایدئولوژى در منظر دکتر شریعتى
کارکردهاى ایدئولوژى از نظر دکتر شریعتى
بایستگى طرح ایدئولوژى اسلامى از نظر شریعتى
تلقى‏هاى مختلف ایدئولوژى در دیدگاه مطهرى و شریعتى
معنا و مبناى ایدئولوژى اسلامى از منظر استاد مطهرى
ایدئولوژیک کردن دین
معانى چهارگانه‏ى ایدئولوژیک شدن دین
کارکرد ایدئولوژیک دین
ویژگى‏هاى‏ایدئولوژى
نقد تعمیم اوصاف ایدئولوژى‏ها
انتساب‏آنچه‏به «طبیعت آدمى» و «طبع قدرت» مربوط مى‏شود، به ایدئولوژى!
اسلام، ذاتا اوصاف منفى ایدئولوژى را برنمى‏تابد
برخى شبهات مطرح در باب ایدئولوژیک شدن دین
سامانه‏ى پیچیده اما دست‏یافتنى قرآن
رسالت دین، حیرت یا هدایت؟
مواضع غلط، نتیجه‏ى مبادى و مبانى غلط است
یکى از پنج خطا، منشاء متعارض‏انگارى دین و ایدئولوژى است

۷٫ فلسفه‌‏ى فَرَج، فلسفه‏‌ى جهان برتر
نظریه‏‌هاى فرجام شناختى
فلسفه‏‌ى فرج
مبانى نظریه فرج
مبناى اوّل: نظام احسن، بر جهان حکمفرماست
مبناى دوم: هستى، خدا محور و توحید بنیاد است
اصول دهگانه‏ى جهان‏بینى اسلامى
اصل یکم) هدفمندى آفریدگار و هدفدارى آفریدگان
اصل دوم) نظم و قانونمندى
اصل سوم) وحدت اندامواره
اصل چهارم) آینه‏سانى و آیه‏وارگى هستمندان
اصل پنجم) دو ساحتى بودن جهان
اصل ششم) شعورمندى پدیده‏ها
اصل هفتم) کرنش‏گرى و پرستندگى همه‏ى هستمندان
اصل هشتم) نیک سرشت و خوش آفرینش بودن انسان
اصل نهم) تداوم حیات و هستى و ترابط دنیا و عقبا
اصل دهم) فراگشتى انسان و جهان
ختام و خلاصه

۸٫ فرجام قدسى تاریخ
درآمد
یک) جهانى‏سازى، فرآیند یا ترفند؟
دو) سه گونه جهانى‏سازى: پیامبرانه، فیلسوفانه، اقتدارگرایانه
سه) چه چیزى مى‏باید و مى‏تواند جهانى گردد؟
دلایل امتناع جهانى‏سازى این جهانى
۱٫ استحاله‏ى وقوعى لیبرالیسم
۲٫ اراده‏ى معارض رقباى مقتدر
۳٫ تکثر فروناکاستنى
۴٫ غربى‏سازى، آغازى تنفرانگیز
۵٫ بیدارى و مقاومت‏هاى فزاینده‏ى جهانى
۶٫ تنازع با فطرت
۷٫ تعارض با مشیت الاهى
مبانى جهانى شدن قدسى
اصل اوّل: اراده‏ى خدا بر چیرگى حق و عدالت
خوشایند الهى
ناخوشایند الهى
فراخوان‏ها و فرمان‏هاى خدا
خلل‏ناپذیرى اراده خداوند
الف) کارها و کسان محبوب خداوند
ب) افراد و اعمالِ ناخوش داشتِ الهى
اصل دوم: هم‏تبارى، همگرایى و همخانگى آدمیان
شاخص‏هاى توسعه و تکامل حیات انسان در عصر فَرَج