سوابق فرهنگی، اجتماعی، مبارزاتی

در سه دهه‌ی گذشته پیوسته به تدریس سطوح عالیه‌ی فقه و اصول، فلسفه و عرفان در حوزه‌ی تهران، و فلسفه‌ی دین وکلام، تفسیر قرآن و منطق فهم دین، در دانشگاه‌های تهران و مشهد اشتغال داشته‌ام.

مؤسس و رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی هستم، که از بزرگ‌ترین مراکز تحقیقاتی دینی و علمی غیردولتی ایران قلمداد می‌شود.

 

پژوهشگاه دارای چهار پژوهشکده می‌باشد و مجموعاً مشتمل بر بیست گروه علمی در زمینه‌های: فلسفه، معرفت‌شناسی، عرفان، قرآن‌پژوهی، فلسفه‌ی دین، کلام، منطق فهم دین؛ اخلاق، فقه و حقوق، سیاست، اقتصاد، مدیریت اسلامی؛ غرب‌شناسی، تاریخ و تمدن، فرهنگ‌پژوهی، انقلاب اسلامی، ادبیات اندیشه و… است.

پژوهشگاه که به انگیزه‌ی پرداختن به مباحث فکری معاصر و اهتمام به نقد و نوآوری در زمینه‌های بالا در بهار ۱۳۷۳ هجری شمسی / ۱۹۹۴ میلادی تأسیس شده است، علاوه بر انتشار افزون بر هشتصد اثر مکتوب از حاصل تحقیقات گروه‌های علمی خود؛ اکنون هشت مجله‌ی علمی را با عنوان‌های «قبسات» (مجله‌ی تخصصی فلسفه‌ی دین/ دارای درجه‌ی علمی پژوهشی)، «ذهن» (مجله‌ی تخصصی معرفت‌شناسی)، «اقتصاد اسلامی» (دارای درجه‌ی علمی پژوهشی)، «حقوق اسلامی» (دارای درجه‌ی علمی پژوهشی) و «کتاب نقد» (مجله‌ی فکری و انتقادی) فصلنامه‌ی بین‌المللی حکمت در زمینه‌ی فلسفه و الهیات، به زبان انگلیسی؛ و فصلنامه‌ی بین‌المللی الحکمه در زمینه‌ی نظامات اجتماعی اسلام، به زبان عربی، و ماهنامه‌ی زمانه (تاریخ و جامعه‌شناسی سیاسی ایران معاصر) منتشر می‌کند.

 

در ده سال اخیر، در پژوهشگاه، چهار دانشنامه تحت نظر بنده با عنوان‌های:

۱٫ دانشنامه‌ی امام علی(ع) (در سیزده جلد منتشر شده)

۲٫ دانشنامه‌ی قرآن‌شناسی (بیست و پنج مجلد، شش جلد آن پایان پذیرفته)

۳٫ دانشنامه‌ی حکمت نبوی(ص) (پانزده جلد، در حال تألیف است)

۴٫ دانشنامه‌ی فرهنگ فاطمی(س) (در شش جلد پایان پذیرفته است).

تدوین شده و یا در حال تدوین است.

 

مؤسس و سرپرست حوزه‌ی علمیه‌ی امام رضا(ع)هستم. حوزه‌ی امام رضا که متشکل از چهار مدرسه‌ی علمیه (رضائیه، ثامنیه، محمدیه، ومؤسسه‌ی آموزش عالی تخصصی) می‌باشد، یک مجتمع حوزوی جامع همه‌ی پایه‌ها و سطوح آموزشی حوزوی و رشته‌های تخصصی (فلسفه، کلام، حقوق عمومی، حقوق خصوصی، جزا و…) است.

 

اکنون عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ،رئیس هیأت حمایت از کرسی‌های نظریه‌پردازی، عضو مجمع جهانی تقریب بین مذاهب اسلامی و عضو شورای سیاست‌گذاری گفت‌وگوی ادیان هستم.

 

در سال هزار وسیصد وهشتاد وهشت از سوی جشنواره‌ی بین‌المللی فارابی به عنوان نظریه‌پرداز برجسته معرفی شدم و به خاطر ارائه‌ی نظریه‌ی ابتنا، جوایز و تقدیرنامه‌هایی از سوی یونسکو، آیسسکو و ریاست جمهوری اسلامی ایران، دریافت کردم.

جهت ارائه‌ی مقاله و سخنرانی در کنفرانس‌های علمی و فکری، به کشورهای مختلف از جمله: آلمان، آمریکا، اتریش، اسپانیا، الجزایر، انگلستان، ایتالیا، بوسنی، پاکستان، ترکیه، تونس، روسیه، سریلانکا، سوئیس، سودان، سوریه، عراق، عربستان، فرانسه، قبرس، لبنان، واتیکان، هند، یونان و… سفر کرده‌ام.

سوابق تحصیلی و علمی

دانش‌آموخته‌ی حوزه‌های علمیه‌ی تهران و قم هستم؛ دوره‌ی مقدمات را طی سال‌های هزاروسیصدوچهل‌وشش خورشیدی تا سال چهل‌ونه خورشیدی، نزد حجج‌ اسلام کمالی، محمدزاده‌ی مزینانی، علی افخمی (افخم‌رضایی)، آیت‌الله مجتهد زنجانی نجفی، آیت‌ا‌لله عبدالصمد خویی در تهران فراگرفتم.

 

سپس برای ادامه‌ی تحصیل در تابستان سال یکهزاروسیصدوچهل‌ونه، به شهر جهاد و اجتهاد، قم مهاجرت کردم و در مدرسه‌ی علمیه‌ی آیت‌الله العظمی گلپایگانی(ره) ـ که نخستین مرکز آموزشی تحت برنامه و جدید حوزه‌ی قم قلمداد می‌شد ـ پذیرفته و مشغول به تحصیل شدم.

 

پایه‌های سطح دو را نزد حضرات اساتید‌ باکویی، حاج‌ حسن‌ آقا تهرانی، مختار امینیان گیلانی، طالقانی، اشتهاردی،محمودی اشتهاردی، و صلواتی اراکی در این مدرسه سپری‌ کردم.

همچنین در همین دوره در دروس تفسیر و عقائد اسلامی آیت‌الله شب‌زنده‌دار شیرازی، و دروس ادیان و فرق (یهودیت و مسیحیت، وهابیت و بهائیت) حجت‌الاسلام عبدالقائم شوشتری شرکت جستم.

 

سطوح عالی حوزه را نزد حضرات آیات حاج شیخ علی‌پناه اشتهاردی، محسن حرم‌پناهی قمی(ره)، مرتضی مقتدایی اصفهانی، مصطفی اعتمادی خواجوی تبریزی، سیدابوالفضل موسوی تبریزی (ریحانی)(ره) مرتضی بنی‌فضل،آقا‌رسول موسوی تهرانی، ستوده‌ی اراکی، قافی یزدی، سیدعلی محقق داماد و جعفر سبحانی تبریزی طی کردم.

 

پس از اتمام سطوح سه‌گانه‌ی حوزه، مجموعاً افزون بر بیست سال در دروس خارج فقه و اصول حضرات آیات عظام وحید خراسانی، علی مشکینی، حسینعلی منتظری (در قم) و سید علی خامنه‌ای و مجتبی تهرانی (در تهران) شرکت جستم.

 

مقارن فراگیری فقه و اصول، سطوح مختلف فلسفه را نیز نزد اساتید و آیات دکتر احمد بهشتی، شهید مرتضی مطهری،محمد محمدی گیلانی، فراگرفتم.

زیست نامه


بخش نخست


در هنگامه‌ی تقارن بهار طبیعت (۲۳ فروردین) با بهار شریعت (پنجم رمضان) به سال ۱۳۳۵ ش / ۱۳۷۵ق، زاده شده‌ام؛ نخستین فرزند خانواده‌ام؛ حضرت والد ـ حفظه الله ـ زاده‌ی سال یکهزاروسیصدوپنج خورشیدی است، به جهت تلاقی مولدش با محرم الحرام ، مادرش ـ که شیفته ذکر حضرت سیدالشهداء(ع) بود ـ نام محرم را برای او می‌گزیند. در نشیب شباب، پدر ناگهان عزم تحصیل در حوزه می‌کند، و بدینسان آن نیت امّی بدین مشیت الوهی تقریر می‌گردد.

 

والد معظّم، شیدای اهل بیت وحی(ع) است، از ذکر آن حضرات جانش به وجد می‌آید و از ترویج تعالیمشان لذت می‌برد؛ نیم قرن است که نستوه و ناآرام، در یکی از محله‌های جنوبی تهران، به امامت و تربیت نفوس مشغول است؛ بیش از هر کتاب و مکتبی به مطالعه احادیث نبوی و ولوی علاقه و اهتمام دارد . در شبانه روز چند نوبت به تلاوت کلام الهی می‌پردازد . دهه‌هاست که هرگز تهجّد سحرگاهی‌اش ـ که عاشقانه بدان قیام می‌کند ـ ترک نشده است؛ شب‌های رمضانش روز جهان افروز است ، و شام تا بام آن را به تلاوت و تهجد سپری می‌سازد؛ در صراحت لهجه و غیرت دینی زبانزد است «وَلایَخافُ لَومهَ لاِئم»، الحق از دنیا رویگردان است و به زخارف آن بی اعتنا؛ خدایش نگاه دارد و سایه گرانمایه‌اش بر سر این کم‌ترین پیوسته دارد.


<!>

اما والده ـ روحی فداها ـ : تندیس محبت است، گویی نسب به مجنون برده است !، دلش در حصار مثلث«عشق به آل الله» و «حبّ اولاد» و «عِرق انقلاب» اسیر افتاده است؛ عمری است که تار دلش به ساز ذکر عترت مترنم است، گهر عمر نثار جناب والد کرده و جان شیرین فدای فرزندان؛ در هفتاد سالگی ـ و به رغم آن‌که از پاره‌ای بیماریهای دوران کهولت رنج می‌برد ـ هنوز عضو بسیج است و بدین نسبت و سمت مباهات می‌کند، در حضورش کس را یارای کم‌ترین تعرض و تعریض به انقلاب و آرمانهای آن، به حضرت امام(س) و شهدا، به رهبری و پیشگامان نهضت نیست. تلاوت روزانه‌اش ترک نمی‌شود، زمزمه زیارت عاشورا، در سینه سینایی‌اش کربلا به پا می‌کند. به قول خود او: پس از شهادت فرزندش، با صدیقه طاهره(س) احساس قرابت افزون‌تری می‌کند، و از این که سرو سرفرازش «یا حسین» گویان عروج کرده است، در محضر سالار شهیدان(ع)، خویش را سربلند می‌یابد.

حاصل ازدواج والدین که به سال ۱۳۳۱ ش اتفاق افتاده ، چهار پسر و چهار دختر بوده است؛ اما دو تن از پسران و یکی از دختران، در سنین خردسالی فوت شده‌اند ، سردار شهید حاج صفدر(ره۹ نیز روز نوزدهم دی ماه هشتادوچهار به درجه رفیع شهادت نائل آمد ـ طُوبی لَهُ وَحُسنُ مآب

سایه سار ساحت نورانی پدر و مهد مبارک دامان مادر، از دختران، بانوانی مؤمن و متعهد، متین و معتدل پرورده است؛ و در خورد نیت پاک و تربیت چالاک، حضرت حنّان دو عروس مؤمن و متعهد و سه داماد صالح و صادق، نصیب والدین فرموده است.

و اما برادر: درباره او گفتنی بسیار دارم و جداگانه به تفصیل خواهم نگاشت، اینک مختصری از مفصل را بازمی‌گویم:

سردار شهید حاج صفدر رشاد (رشادی)، در روز پنجم اردی‌بهشت ماه یکهزاروسیصدوچهل خورشیدی، دیده دیده‌ور به بسیط جهان گشود؛ چون روزگار کودکی سردار شهید ، مقاون بود با دوران طلبگی پدر و آغاز مبارزات حضرت امام خمینی(س)، جان چالاک و روح بلند او، از آغاز با زهد و ساده‌زیستی انس گرفت و با معرفت و دیانت بالید، و با مرام مبارزه با ستمکیشان و حمایت از ستمکشان بار آمد و برومند گشت.

سردار شهید، پیش از دبستان قرائت قرآن را نزد پدر فراگرفت، مهر ماه یکهزاروسیصدوچهل‌وشش وارد دبستان یغما جندقی (تهران، خیابان قلعه مرغی) شد؛ در سال یکهزاروسیصدوپنجاه‌وپنج، تهران را به شوق فراگیری علوم دینی ترک کرد و وارد حوزه علمیه قم شد و در مدرسه ستّیّه ـ که نمازگاه حضرت معصومه(س) طی مدت کوتاه اقامت آن بانوی بزرگوار در قم بود ـ سکونت گزید و مشغول تحصیل گردید.

اهانت به ساحت حضرت امام(س) در نوزدهم دی ماه پنجاه‌وشش، خشم اقشار ملت به ویژه مدرسان و طلاب حوزه را برانگیخت، و صفدر جوان را نیز همچون هزاران طلبه دیگر، به عرصه مبارزه با رژیم ستمشاهی کشاند.

در انتقال پیام‌های حضرت امام(س) و دیگر بیانیه‌ها و جزوات انقلابی، از تهران به قم و بالعکس، فعالیت‌های فرهنگی هنری برای روشنگری و بسیج جوانان و نوجوانان محلات جنوب غرب تهران، حضور فعال داشت. وی همواره با تهّور تمام در تظاهرات و جنگ و گریز با مأموران رژیم شاه شرکت می‌جست و سرانجام در سال پنجاه‌وهفت در درگیریهای خیابانی مورد اصابت گلوله دژخیمان قرار گرفت و مجروح شد. روز بیست‌ویکم بهمن ماه پنجاه‌وهفت، به همراه حقیر و عده‌ای دیگر از جوانان، در تصرف پادگان قلعه مرغی، مشارکت موثر داشت.

بنا به توصیه این‌جانب، به اقتضای ضرورت حفاظت از دست‌آوردهای انقلاب ، با شکل‌گیری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در تاریخ ۲۷/۲/۵۸ وارد سپاه شد. او از این توصیه، همواره به عنوان راهنمایی خوب و سرنوشت‌ساز یاد می‌کرد. با آغاز شرارت جریانهای ضدانقلاب، سپس با شروع جنگ تحمیلی، آن شهید بزرگوار نیز همچون دیگر جوانان انقلابی، به جبهه‌های نبرد شتافت.

سردار شهید، مبارزی متهور و مؤمن، مدیری مبتکر و مقتدر، و منتقدی صریح الّهجه و منصف بود. او از بنیانگذاران یگان موشکی سپاه بود که در سال‌های مظلومیت شهرها و غربت جبهه‌ها، سرنوشت جنگ را به نفع نیروهای ما تغییر داد، و اکنون که صنایع موشکی جمهوری اسلامی ایران به نقطه قوت کشور، در قبال تهدیدات آمریکا و به عامل وحشتِ اسرائیل در منطقه بدل شده است، ثمره شیرین این تدبیر مبارک است.

او همواره می‌گفت: شرم دارم بگویم سال‌های ممتد و متمادی در جبهه حضور داشته‌ام، اما زنده مانده‌ام؛ زیرا که شاید این، نشان عدم شایستگی من برای شهادت باشد !!. و سرانجام، در پی افزون بر ربع قرن جهاد و ایثار، سر پرشور بر سر پیمان نهاد و همراه با همبالان طوبانشینش، سرلشکر شهید حاج احمد کاظمی و دیگر فرماندهان نیروی زمینی سپاه، در حین مأموریت در منطقه عملیاتی شمال غرب کشور، ساعت نه و سی و پنج دقیقه صبح ۱۹/۱۰/۱۳۸۴ شمسی، برابر با عرفه ۱۴۲۶ قمری، به آسمان پیوست.

* * *

روز نوزدهم آبان ماه سال یکهزاروسیصدوپنجاه‌وهشت ازدواج کردم. ازدواج من بسیار ساده و صمیمی سرگرفت. مهر این پیوند پایدار مهربانی بود، و صداق صداقت این پیمان پاک مشتی غزل ناسفته و بی تکلیف سروده؛ در طول قریب به سه دهه نیز نسیم تبسم‌های صبح فام، گیرانه این شمعدان بوده است و کلام الله مجید آیین‌نامه این آیینه خانه.

همسرم نسبت و نسب به خاندانی دیندار و محترم می‌برد، خانواده پدرش ار موقعیت اجتماعی متوسطی برخوردارند، از ناحیه خانواده مادری به بیت سیادت و روحانیت متصل است؛ سی سال است که به کار تعلیم و تربیت مشغول است و به حکم شوق و شیفتگی به خدمت به دانش آموزان محروم و مستمند ـ به رغم مرارت‌ها و مشقت های بسیاری که متحمل می‌گردد ـ افزون بر دو دهه است که پیوسته عهده دار مدیریت واحدهای آموزشی در جنوبی ترین نقاط تهران بوده است.

او دل در گرو ارادت به آستان قدسی حضرت ثامن الحجج(ع) دارد؛ و مدت مدیدی است که هیچ صبحگاهی را بی زمزمه بیعت با حجت حاضر حق(عج) درک نکرده است. الحق اگر همدلی‌ها و همراهی‌های او نبود این بضاعت ناچیز علمی که مرا فراچنگ آمده و توفیق کم‌ترین خدمتی که برای این بی چیز فراهم گشته، حاصل نمی‌افتاد. جَزاها الله عَنْ الاسلام خَیْرَالجزاء.

حصیله و حصیده این پیوند خجسته پی، چهار تِژ تناور است : دو پسر، به نام‌های حامد و محمدهادی، و دو دختر با نام‌های هدی و بشری، و هر چهار، خلائق خصالند و ملائک مرام، وَهذا مِنْ فَضلِ رَبّی.

حامد، زاده سی‌ویکم اردی‌بهشت ماه یکهزاروسیصدوشصت شمسی است، عمران خوانده سپس با چرخش ذوقی به ادبیات روی آورده است، و اکنون ضمن تحصیل، در پژوهشگاه تواماً مدیریت مرکز دانشنامه‌ها و دبیری گروه ادبیات اندیشه را به عهده دارد؛ سرشار از ذوق و ذکاوت، و مُبادی آداب و مبدأ تدبیر است، خوش می‌نگارد و شیرین می‌سراید، اگر قدر و قرب خویش پاس دارد و بیش از این به خودکشی استعدادی پای نفشارد، می توان به آینده درخشان ادبی‌اش امید بست.

سال ۱۳۸۳ همسر اختیار کرد، از قضا همسرش نیز ادبیات خوانده است و عزم بر ادامه تحصیل و اقامه تحقیق و تدریس در همین رشته، جزم کرده است ـ ان شاء الله ـ خداوند عروسی مهربان و مؤدب، مجد و مؤمن نصیبم کرده است؛ فَلَه الشکرُ علی مااَنْعَم.

هدی خانم متولد یکم بهمن ماه یکهزاروسیصدوشصت‌ویک است، دوران دانش آموزی‌اش را در مدارس علوی و روشنگر سپری کرده، سپس در دانشگاه امام صادق(ع) فلسفه و کلام اسلامی خوانده است. هوش سرشار، تیزفهمی، التزام به موازین، اعتماد به نفس، متانت، صبوری، از جمله خصائل و خصائص اوست؛ پایان نامه کارشناسی‌اش را با عنوان «کارکردهای عقل در فهم دین (عقاید)» سامان داد، مصمم به استمرار تحصیل و تحقیق در فلسفه است ـ وفّقها الله لمرضاته و هداها الی السّداد و الرّشاد.

همسرش مهندسی کامپیوتر خوانده، اکنون نیز به تحصیل در رشته مکاترونیک اشتغال دارد، و اگر خدایش توفیق فرماید علاقه‌مند است به فراخور تحصیلات و تجاربش به کار علمی بپردازد؛ شکرلله جوانی است بس متدین و متعهد، سخت‌کیش و سخت‌کوش، و عنصری است ذکیّ و زکی، و خودباور و خودگردان.

بُشری خانم، فرزند سوم خانواده من است، در روز نهم فروردین ماه یکهزاروسیصدوشصت‌وشش (۲۸ رجب) دیده به دیدارش روشن کرده‌ایم. در دبستان دخترانه علوی، سپس در راهنمایی و دبیرستان روشنگر، دوران دانش آموزیش را به پایان برده، هرچند دانشجوی شیمی است اما سرشار از ذوق ادبی است، هم با شعر سهراب سپهری ممارست دارد هم با دیوان حافظ مؤانست. تیزیابی و خودباوری، سرخوشی و سرزندگی، پشتکار و پیوسته پویی، پایبندی به شوؤن شریعت و جوشش و کوشش دینی و انقلابی، از مؤلفه‌های شخصیتی او را بشمار می‌روند. به فضل الهی او نیز همچون دیگر فرزندانم جویای بینش است و پویای طریق دانش.

محمدهادی، حسن ختام «شعر زندگی» من است. خداوندش در روز دهم بهمن ماه یکهزاروسیصدوهفتاد به ما ارزانی کرده است؛ قبل از تولدش و در جوار مرقد منور حضرت ختمی مرتبت(ص) به تفأل، نام مرکّب و مبارک «محمد» و «هادی» را بر او نهاده‌ام. دوره دبستان را در پیام غدیر و راهنمایی تحصیلی را در نیک‌پرور سپری کرده، اکنون در دبیرستان هاتف با گرایش ریاضی، سرگرم تحصیل است. شکرا که او نیز از شمایل و خصایل برادر و دو خواهرش به کمال بهره دارد؛ بسی شوخ‌طبع است و شیرین حرکات، پاک‌سرشت است و نیکوصفات. از صمیم جان از بارگاه باری، تحقق تفّأل خود را در وجود او مسألت می‌کنم. این فصل از این مسودّه را به قطعه «حسن ختام» که در دوران و ایام نوزادیش پرداخته‌ام، ختام و فرجام می‌بخشم:

وقتی تو می‌خندی

صد چلچراغ سبز روشن می‌شود

در باغ چشمانت.

وقتی تو می‌خندی

رنگین کمانی دلکش و زیبا

در آسمان خانه‌ی من

می‌شود ظاهر.

وقتی تو می‌خندی

چراغان می‌شود دنیا،

دنیا چراغان می‌شود

وقتی «تو» می‌خندی.

تو چلچراغ من،

رنگین کمان آسمان سبز باغ من،

تو باده‌ی بزم فراغ من،

تو «هست» من هستی.

فرزند دلبندم!

می‌دانی آیا:

هستی افسانه است،

ـ وقتی نباشد عشق …؟

می‌دانی آیا:

عشق، شیرین‌ترین افسانه‌ی هستی است؟

(با این همه)

می‌دانی آیا:

زندگی زیباست،

زیبا چنان یک شعر،

یک شعر بارانی؟

دلبند من!

می‌دانی آیا:

تو

حسن ختام شعر من هستی؟

* * *

سال یکهزار‌وسیصدوچهل، پدر مرا برای قرآن‌آموزی به مکتب‌خانه سپرد، همان سال و با همان شیوه سنتی متکی به تلقین و تکرار، قرائت قرآن را فراگرفتم، و طبق معمول مکتب‌خانه‌ها، در کنار تعلیم قرآن، مقداری نصاب الصبیان نیز از برکردم و اندکی هم نوشتن آموختم؛ حاج وهب شیخ لر، میرزای مکتب‌خانه، یادش بخیر.

سال بعد برای کلاس اول به یک دبستان غیردولتی رفتم، بانی مدرسه، آیت‌الله شهید سیداسدالله مدنی بود؛ سیمای جدی و نگاه نافذ معلم کلاس اولم آقای ترابی ـ که همواره کت و شلوار سرمه‌ای و پیراهن سفید یقه بسته بر تن داشت و کلاه بِره بر سر می‌گذاشت، و مردی بلندقامت و سخت‌گیر به نظرم جلوه کرده بود، هنوز از خاطرم نرفته است.

سال هشتاد، همشاگردی دبستانی‌ام سیدصادق موسوی‌پور ـ که اخیراً دار فانی را وداع گفت، رحمه‌الله علیه ـ در مکه به سراغم آمد و اطلاع داد که آقای ترابی به حج مشرف شده و در کاروانی در مجاورت بعثه اقامت دارد؛ با اشتیاق و به استعجال، به همراه وی به دیدار «آقا معلم» شتافتیم، اما به رغم تصور دوران کودکی، با یک پیرمرد افتاده و تکیده روبرو شدم، بسیار مهربان و متواضع؛ او از دیدن من بسیار خرسند شد و من از دیدار او به وجد آمدم و بسیار لذت بردم، لحظه دلپذیری بود. پس از آن دیدار، اینک و در عرض هم، دو «آقا معلم کلاس اول» در خاطرم نقش بسته است: یکی آقای ترابی سال چهل‌ویک، دیگری پیرمرد ساده و صمیمی، ترکه و تکیده‌ای که زائر کاروان شماره . . . . موسم حج سال هشتاد بود! و این دو هیچ شباهتی با همدیگر ندارند.

سال یکهزاروسیصدوچهل‌وهفت ـ یادم نیست در چه فصل و ماهی ـ به تشویق بلکه به تصمیم پدر، در مسجد حاج مجید (خ شیروخورشید سابق تهران) نزد حجت‌الاسلام کمالی، تحصیل دروس حوزوی را آغاز کردم؛ در تهران آن روزگار تنها چند باب مدرسه، و اکثراً در جنوب شرقی آن دائر بود، از قبیل مسجد میرزاجعفر (مدرسه آقای مجتهدی) قائم چیذر (آقای هاشمی)، خان مروی، مجد، حاج ابوالفتح، شیخ عبدالحسین، حجت و . . .؛ در کنار این مدارس به ویژه در غرب تهران، مساجدی که از نعمت امامانی فاضل و صاحب ذوق درس و بحث برخوردار بودند نیز با جذب جوانان و گاه افراد میان‌سال علاقه‌مند به تحصیلات دینی و معارف اسلامی، فارغ از هرگونه نظم و نظارتی، به تدریس دروس و تربیت نفوس می‌پرداختند.

از سال یکهزاروسیصدوچهل‌وهفت تا سال پنجاه، در مسجد حاج مجید نزد حجت‌الاسلام کمالی، در مسجد اصغریه، خیابان بیست متری جوادیه نزد آیت‌الله مجتهد زنجانی نجفی، در منزل آیت‌ا‌لله عبدالصمد خویی نزد خود او، در مسجد صاحب‌الزمان اتابکی نزد شیخ حسین مداح، در مسجد صاحب‌الزمان خیابان عباسی خاکی نزد آقایان حجج‌اسلام محمدزاده مزینانی و علی افخمی (افخم رضایی)، و سرانجام در مهدیه تهران به سرپرستی مرحوم حجت‌الاسلام شیخ احمد کافی نزد آقای محمدزاده، دروس و متون دوره مقدمات (از امثله تا الحاشیه علی التهذیب فی المنطق) را فراگرفتم.

اوائل سال یکهزاروسیصدوپنجاه، در تشرف به آستانه حضرت علی‌بن موسی الرضا(ع) و توسل به ساحت قدسی آن بزرگوار، اسباب انتقال من به قم فراهم گشت، و با قبولی در امتحانات مقدمات و ورود به مدرسه علمیه آیت‌الله گلپایگانی(ره) ضمن اسکان در مدرسه علوی خیابان تهران، تحصیلاتم را در قم ادامه دادم.

مدرسه آیت‌الله گلپایگانی (خ صفائیه) به موازات مدرسه منتظریه (معروف به حقانی) یکی از دو مدرسه جدید قم و پیشگام تحول در نظام آموزشی و تربیتی حوزه، در جهت برنامه‌مند شدن تحصیلات دینی قلمداد می‌شود. در مدرسه آیت‌الله گلپایگانی(ره)،طی سال یکهزاروسیصدو‌پنجاه و پنجاه‌ویک، معالم الدین و ملاذ المجتهدین را نزد آیت‌الله باکویی، مختصر المعانی را نزد آیت‌الله حاج حسن آقاتهرانی، المنطق و اصول الفقه را نزد آیت‌الله مختار امینیان گیلانی، برخی کتب جلد اول و دوم شرح لمعه را نزد حضرات آیات طالقانی، اشتهاردی، محمودی اشتهاردی، صلواتی اراکی، و همچنین دروس تفسیر و عقائد را در محصر آیت‌الله شب‌زنده‌دار شیرازی و ادیان و فرق (بهائیت، مسیحیت و یهودیت) را نزد حجت‌الاسلام عبدالقائم شوشتری، فرا گرفتم.

از آغاز سال یکهزاروسیصد‌وپنجاه‌و‌دو، به انگیزه تمرکز بر دروس اصلی حوزه و تسریع در سپری کردن سطوح، به همراه همشاگردی ارجمندم جناب حجت‌الاسلام شیخ عباس اسماعیلی یزدی مدرسه آیت‌الله گلپایگانی را ترک کردیم و ضمن اسکان در حجره مدرسه خان (آیت‌الله بروجردی ره) با جدیت مضاعف به تحصیل ادامه دادیم، آن‌سان که در ایام تحصیل و تعطیل، حتا در تابستان، روزانه میانگین چهار درس از ابواب مختلف شرح لمعه را، البته اکثراً به صورت خصوصی، نزد استادانی چون حضرات آیات آشیخ علی‌پناه اشتهاردی، محسن حرم‌پناهی قمی(ره)، مرتضی مقتدایی اصفهانی، مصطفی اعتمادی خواجوی تبریزی، سیدابوالفضل موسوی تبریزی ره (ریحانی) درس می‌گرفتیم و مباحثه می‌کردیم.

فرائد الاصول (رسائل) را روز دوازدهم آبان ماه سال پنجاه‌ودو آغاز و روز سی‌ویکم فروردین سال پنجاه‌وچهار به پایان بردیم. المقصد الاول (مبحث قطع) را در نزد آیت‌الله مرتضی بنی‌فضل، المقصد الثانی (مبحث ظن) را در نزد آیت‌الله رسول موسوی تهرانی، المقصد الثالث (مبحث شک) را در نزد مرحوم آیت‌الله ستوده اراکی و آیت‌الله اعتمادی تبریزی، و مبحث تعادل و ترجیح را در نزد آیت‌الله قافی یزدی تتلمذ کردیم؛ هم مباحثه‌ام در همه جلدین شرح لمعه آقای اسماعیلی، و در برخی کتب آن و رسائل شیخ، توأماً حضرات آقایان اسماعیلی یزدی و سیدمحمدرضا مدرسی یزدی بودند.

همزمان با رسائل، فراگیری مکاسب شیخ اعظم نیز، در محضر استادان حضرات آیات ستوده اراکی ره (خیارات) سیدعلی محقق داماد (بیع)، یوسف صانعی و قافی یزدی به فرجام آمد. جلدین کفایه الاصول را، در خلال سال تحصیلی پنجاه‌وسه / پنجاه‌وچهار، در محضر حضرات آیات حرم پناهی، مقتدایی، محقق داماد و جعفر سبحانی تبریزی تدرّس کردم.

به رغم آن که بی‌برنامه‌گی دوره مقدمات در تهران، به من لطمه بسیار زد اما به فضل الهی، مجموعاً طی هشت سال و در نوزده سالگی، مقاطع چهارگانه حوزه پایان پذیرفت، و امتحانات سطوح عالی حوزه را در سال پنجاه‌وچهار با موفقیت پست سر نهادم و از آغاز سال یکهزاروسیصدوپنجاه‌وپنج شمسی، موفق به حضور در دروس خارج فقه و اصول شدم.

این سالها براساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، اتمام دو جلد اصول الفقه و دو جلد شرح لمعه، فوق دیپلم قلمداد می‌گردد، و اتمام رسائل و بخشی از مکاسب، کارشناسی، و اتمام مکاسب و جلدین کفایه، کارشناسی ارشد بشمار می‌رود.

 

زیست نگاره

 


بخش نخست


در هنگامه‌ی تقارن بهار طبیعت (۲۳ فروردین) با بهار شریعت (پنجم رمضان) به سال ۱۳۳۵ ش / ۱۳۷۵ق، زاده شده‌ام؛ نخستین فرزند خانواده‌ام؛ حضرت والد ـ حفظه الله ـ زاده‌ی سال یکهزاروسیصدوپنج خورشیدی است، به جهت تلاقی مولدش با محرم الحرام ، مادرش ـ که شیفته‌ی ذکر حضرت سیدالشهداء(ع) بود ـ نام محرم را برای او می‌گزیند. در نشیب شباب، پدر ناگهان عزم تحصیل در حوزه می‌کند، و بدینسان آن نیت امّی بدین مشیت الوهی تقریر می‌گردد.
والد معظّم، شیدای اهل بیت وحی(ع) است، از ذکر آن حضرات جانش به وجد می‌آید و از ترویج تعالیمشان لذت می‌برد؛ نیم قرن است که نستوه و ناآرام، در یکی از محله‌های جنوبی تهران، به امامت و تربیت نفوس مشغول است؛ بیش از هر کتاب و مکتبی به مطالعه‌ی احادیث نبوی و ولوی علاقه و اهتمام دارد . در شبانه روز چند نوبت به تلاوت کلام الهی می‌پردازد . دهه‌هاست که هرگز تهجّد سحرگاهی‌اش ـ که عاشقانه بدان قیام می‌کند ـ ترک نشده است؛ شب‌های رمضانش روز جهان افروز است ، و شام تا بام آن را به تلاوت و تهجد سپری می‌سازد؛ در صراحت لهجه و غیرت دینی زبانزد است «وَلایَخافُ لَومهَ لاِئم»، الحق از دنیا رویگردان است و به زخارف آن بی اعتنا؛ خدایش نگاه دارد و سایه گرانمایه‌اش بر سر این کم‌ترین پیوسته دارد.
اما والده ـ روحی فداها ـ : تندیس محبت است، گویی نسب به مجنون برده است !، دلش در حصار مثلث«عشق به آل الله» و «حبّ اولاد» و «عِرق انقلاب» اسیر افتاده است؛ عمری است که تار دلش به ساز ذکر عترت مترنم است، گهر عمر نثار جناب والد کرده و جان شیرین فدای فرزندان؛ در هفتاد سالگی ـ و به رغم آن‌که از پاره‌ای بیماریهای دوران کهولت رنج می‌برد ـ هنوز عضو بسیج است و بدین نسبت و سمت مباهات می‌کند، در حضورش کس را یارای کم‌ترین تعرض و تعریض به انقلاب و آرمانهای آن، به حضرت امام(س) و شهدا، به رهبری و پیشگامان نهضت نیست. تلاوت روزانه‌اش ترک نمی‌شود، زمزمه‌ی زیارت عاشورا، در سینه‌ی سینایی‌اش کربلا به پا می‌کند. به قول خود او: پس از شهادت فرزندش، با صدیقه‌ی طاهره(س) احساس قرابت افزون‌تری می‌کند، و از این که سرو سرفرازش «یا حسین» گویان عروج کرده است، در محضر سالار شهیدان(ع)، خویش را سربلند می‌یابد.
حاصل ازدواج والدین که به سال ۱۳۳۱ ش اتفاق افتاده ، چهار پسر و چهار دختر بوده است؛ اما دو تن از پسران و یکی از دختران، در سنین خردسالی فوت شده‌اند ، سردار شهید حاج صفدر(ره۹ نیز روز نوزدهم دی ماه هشتادوچهار به درجه‌ی رفیع شهادت نائل آمد ـ طُوبی لَهُ وَحُسنُ مآب
سایه سار ساحت نورانی پدر و مهد مبارک دامان مادر، از دختران، بانوانی مؤمن و متعهد، متین و معتدل پرورده است؛ و در خورد نیت پاک و تربیت چالاک، حضرت حنّان دو عروس مؤمن و متعهد و سه داماد صالح و صادق، نصیب والدین فرموده است.
و اما برادر: درباره‌ی او گفتنی بسیار دارم و جداگانه به تفصیل خواهم نگاشت، اینک مختصری از مفصل را بازمی‌گویم:
سردار شهید حاج صفدر رشاد (رشادی)، در روز پنجم اردی‌بهشت ماه یکهزاروسیصدوچهل خورشیدی، دیده‌ی دیده‌ور به بسیط جهان گشود؛ چون روزگار کودکی سردار شهید ، مقاون بود با دوران طلبگی پدر و آغاز مبارزات حضرت امام خمینی(س)، جان چالاک و روح بلند او، از آغاز با زهد و ساده‌زیستی انس گرفت و با معرفت و دیانت بالید، و با مرام مبارزه با ستمکیشان و حمایت از ستمکشان بار آمد و برومند گشت.
سردار شهید، پیش از دبستان قرائت قرآن را نزد پدر فراگرفت، مهر ماه یکهزاروسیصدوچهل‌وشش وارد دبستان یغما جندقی (تهران، خیابان قلعه مرغی) شد؛ در سال یکهزاروسیصدوپنجاه‌وپنج، تهران را به شوق فراگیری علوم دینی ترک کرد و وارد حوزه‌ی علمیه‌ی قم شد و در مدرسه‌ی ستّیّه ـ که نمازگاه حضرت معصومه(س) طی مدت کوتاه اقامت آن بانوی بزرگوار در قم بود ـ سکونت گزید و مشغول تحصیل گردید.
اهانت به ساحت حضرت امام(س) در نوزدهم دی ماه پنجاه‌وشش، خشم اقشار ملت به ویژه مدرسان و طلاب حوزه را برانگیخت، و صفدر جوان را نیز همچون هزاران طلبه‌ی دیگر، به عرصه‌ی مبارزه با رژیم ستمشاهی کشاند.
در انتقال پیام‌های حضرت امام(س) و دیگر بیانیه‌ها و جزوات انقلابی، از تهران به قم و بالعکس، فعالیت‌های فرهنگی هنری برای روشنگری و بسیج جوانان و نوجوانان محلات جنوب غرب تهران، حضور فعال داشت. وی همواره با تهّور تمام در تظاهرات و جنگ و گریز با مأموران رژیم شاه شرکت می‌جست و سرانجام در سال پنجاه‌وهفت در درگیریهای خیابانی مورد اصابت گلوله‌ی دژخیمان قرار گرفت و مجروح شد. روز بیست‌ویکم بهمن ماه پنجاه‌وهفت، به همراه حقیر و عده‌ای دیگر از جوانان، در تصرف پادگان قلعه مرغی، مشارکت موثر داشت.
بنا به توصیه‌ی این‌جانب، به اقتضای ضرورت حفاظت از دست‌آوردهای انقلاب ، با شکل‌گیری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در تاریخ ۲۷/۲/۵۸ وارد سپاه شد. او از این توصیه، همواره به عنوان راهنمایی خوب و سرنوشت‌ساز یاد می‌کرد. با آغاز شرارت جریانهای ضدانقلاب، سپس با شروع جنگ تحمیلی، آن شهید بزرگوار نیز همچون دیگر جوانان انقلابی، به جبهه‌های نبرد شتافت.
سردار شهید، مبارزی متهور و مؤمن، مدیری مبتکر و مقتدر، و منتقدی صریح الّهجه و منصف بود. او از بنیانگذاران یگان موشکی سپاه بود که در سال‌های مظلومیت شهرها و غربت جبهه‌ها، سرنوشت جنگ را به نفع نیروهای ما تغییر داد، و اکنون که صنایع موشکی جمهوری اسلامی ایران به نقطه‌ی قوت کشور، در قبال تهدیدات آمریکا و به عامل وحشتِ اسرائیل در منطقه بدل شده است، ثمره‌ی شیرین این تدبیر مبارک است.
او همواره می‌گفت: شرم دارم بگویم سال‌های ممتد و متمادی در جبهه حضور داشته‌ام، اما زنده مانده‌ام؛ زیرا که شاید این، نشان عدم شایستگی من برای شهادت باشد !!. و سرانجام، در پی افزون بر ربع قرن جهاد و ایثار، سر پرشور بر سر پیمان نهاد و همراه با همبالان طوبانشینش، سرلشکر شهید حاج احمد کاظمی و دیگر فرماندهان نیروی زمینی سپاه، در حین مأموریت در منطقه‌ی عملیاتی شمال غرب کشور، ساعت نه و سی و پنج دقیقه‌ی صبح ۱۹/۱۰/۱۳۸۴ شمسی، برابر با عرفه‌ی ۱۴۲۶ قمری، به آسمان پیوست.
* * *
روز نوزدهم آبان ماه سال یکهزاروسیصدوپنجاه‌وهشت ازدواج کردم. ازدواج من بسیار ساده و صمیمی سرگرفت. مهر این پیوند پایدار مهربانی بود، و صداق صداقت این پیمان پاک مشتی غزل ناسفته و بی تکلیف سروده؛ در طول قریب به سه دهه نیز نسیم تبسم‌های صبح فام، گیرانه‌ی این شمعدان بوده است و کلام الله مجید آیین‌نامه‌ی این آیینه خانه.
همسرم نسبت و نسب به خاندانی دیندار و محترم می‌برد، خانواده‌ی پدرش ار موقعیت اجتماعی متوسطی برخوردارند، از ناحیه‌ی خانواده‌ی مادری به بیت سیادت و روحانیت متصل است؛ سی سال است که به کار تعلیم و تربیت مشغول است و به حکم شوق و شیفتگی به خدمت به دانش آموزان محروم و مستمند ـ به رغم مرارت‌ها و مشقت های بسیاری که متحمل می‌گردد ـ افزون بر دو دهه است که پیوسته عهده دار مدیریت واحدهای آموزشی در جنوبی ترین نقاط تهران بوده است.
او دل در گرو ارادت به آستان قدسی حضرت ثامن الحجج(ع) دارد؛ و مدت مدیدی است که هیچ صبحگاهی را بی زمزمه بیعت با حجت حاضر حق(عج) درک نکرده است. الحق اگر همدلی‌ها و همراهی‌های او نبود این بضاعت ناچیز علمی که مرا فراچنگ آمده و توفیق کم‌ترین خدمتی که برای این بی چیز فراهم گشته، حاصل نمی‌افتاد. جَزاها الله عَنْ الاسلام خَیْرَالجزاء.
حصیله‌ی و حصیده‌ی این پیوند خجسته پی، چهار تِژ تناور است : دو پسر، به نام‌های حامد و محمدهادی، و دو دختر با نام‌های هدی و بشری، و هر چهار، خلائق خصالند و ملائک مرام، وَهذا مِنْ فَضلِ رَبّی.
حامد، زاده‌ی سی‌ویکم اردی‌بهشت ماه یکهزاروسیصدوشصت شمسی است، عمران خوانده سپس با چرخش ذوقی به ادبیات روی آورده است، و اکنون ضمن تحصیل، در پژوهشگاه تواماً مدیریت مرکز دانشنامه‌ها و دبیری گروه ادبیات اندیشه را به عهده دارد؛ سرشار از ذوق و ذکاوت، و مُبادی آداب و مبدأ تدبیر است، خوش می‌نگارد و شیرین می‌سراید، اگر قدر و قرب خویش پاس دارد و بیش از این به خودکشی استعدادی پای نفشارد، می توان به آینده‌ی درخشان ادبی‌اش امید بست.
سال ۱۳۸۳ همسر اختیار کرد، از قضا همسرش نیز ادبیات خوانده است و عزم بر ادامه‌ی تحصیل و اقامه‌ی تحقیق و تدریس در همین رشته، جزم کرده است ـ ان شاء الله ـ خداوند عروسی مهربان و مؤدب، مجد و مؤمن نصیبم کرده است؛ فَلَه الشکرُ علی مااَنْعَم.
هدی خانم متولد یکم بهمن ماه یکهزاروسیصدوشصت‌ویک است، دوران دانش آموزی‌اش را در مدارس علوی و روشنگر سپری کرده، سپس در دانشگاه امام صادق(ع) فلسفه و کلام اسلامی خوانده است. هوش سرشار، تیزفهمی، التزام به موازین، اعتماد به نفس، متانت، صبوری، از جمله‌ی خصائل و خصائص اوست؛ پایان نامه‌ی کارشناسی‌اش را با عنوان «کارکردهای عقل در فهم دین (عقاید)» سامان داد، مصمم به استمرار تحصیل و تحقیق در فلسفه است ـ وفّقها الله لمرضاته و هداها الی السّداد و الرّشاد.
همسرش مهندسی کامپیوتر خوانده، اکنون نیز به تحصیل در رشته‌ی مکاترونیک اشتغال دارد، و اگر خدایش توفیق فرماید علاقه‌مند است به فراخور تحصیلات و تجاربش به کار علمی بپردازد؛ شکرلله جوانی است بس متدین و متعهد، سخت‌کیش و سخت‌کوش، و عنصری است ذکیّ و زکی، و خودباور و خودگردان.
بُشری خانم، فرزند سوم خانواده‌ی من است، در روز نهم فروردین ماه یکهزاروسیصدوشصت‌وشش (۲۸ رجب) دیده به دیدارش روشن کرده‌ایم. در دبستان دخترانه‌ی علوی، سپس در راهنمایی و دبیرستان روشنگر، دوران دانش آموزیش را به پایان برده، هرچند دانشجوی شیمی است اما سرشار از ذوق ادبی است، هم با شعر سهراب سپهری ممارست دارد هم با دیوان حافظ مؤانست. تیزیابی و خودباوری، سرخوشی و سرزندگی، پشتکار و پیوسته پویی، پایبندی به شوؤن شریعت و جوشش و کوشش دینی و انقلابی، از مؤلفه‌های شخصیتی او را بشمار می‌روند. به فضل الهی او نیز همچون دیگر فرزندانم جویای بینش است و پویای طریق دانش.
محمدهادی، حسن ختام «شعر زندگی» من است. خداوندش در روز دهم بهمن ماه یکهزاروسیصدوهفتاد به ما ارزانی کرده است؛ قبل از تولدش و در جوار مرقد منور حضرت ختمی مرتبت(ص) به تفأل، نام مرکّب و مبارک «محمد» و «هادی» را بر او نهاده‌ام. دوره‌ی دبستان را در پیام غدیر و راهنمایی تحصیلی را در نیک‌پرور سپری کرده، اکنون در دبیرستان هاتف با گرایش ریاضی، سرگرم تحصیل است. شکرا که او نیز از شمایل و خصایل برادر و دو خواهرش به کمال بهره دارد؛ بسی شوخ‌طبع است و شیرین حرکات، پاک‌سرشت است و نیکوصفات. از صمیم جان از بارگاه باری، تحقق تفّأل خود را در وجود او مسألت می‌کنم. این فصل از این مسودّه را به قطعه‌ی «حسن ختام» که در دوران و ایام نوزادیش پرداخته‌ام، ختام و فرجام می‌بخشم:
وقتی تو می‌خندی
صد چلچراغ سبز روشن می‌شود
در باغ چشمانت.
وقتی تو می‌خندی
رنگین کمانی دلکش و زیبا
در آسمان خانه‌ی من
می‌شود ظاهر.
وقتی تو می‌خندی
چراغان می‌شود دنیا،
دنیا چراغان می‌شود
وقتی «تو» می‌خندی.
تو چلچراغ من،
رنگین کمان آسمان سبز باغ من،
تو باده‌ی بزم فراغ من،
تو «هست» من هستی.
فرزند دلبندم!
می‌دانی آیا:
هستی افسانه است،
ـ وقتی نباشد عشق …؟
می‌دانی آیا:
عشق، شیرین‌ترین افسانه‌ی هستی است؟
(با این همه)
می‌دانی آیا:
زندگی زیباست،
زیبا چنان یک شعر،
یک شعر بارانی؟
دلبند من!
می‌دانی آیا:
تو
حسن ختام شعر من هستی؟
* * *
سال یکهزار‌وسیصدوچهل، پدر مرا برای قرآن‌آموزی به مکتب‌خانه سپرد، همان سال و با همان شیوه‌ی سنتی متکی به تلقین و تکرار، قرائت قرآن را فراگرفتم، و طبق معمول مکتب‌خانه‌ها، در کنار تعلیم قرآن، مقداری نصاب الصبیان نیز از برکردم و اندکی هم نوشتن آموختم؛ حاج وهب شیخ لر، میرزای مکتب‌خانه، یادش بخیر.
سال بعد برای کلاس اول به یک دبستان غیردولتی رفتم، بانی مدرسه، آیت‌الله شهید سیداسدالله مدنی بود؛ سیمای جدی و نگاه نافذ معلم کلاس اولم آقای ترابی ـ که همواره کت و شلوار سرمه‌ای و پیراهن سفید یقه بسته بر تن داشت و کلاه بِره بر سر می‌گذاشت، و مردی بلندقامت و سخت‌گیر به نظرم جلوه کرده بود، هنوز از خاطرم نرفته است.
سال هشتاد، همشاگردی دبستانی‌ام سیدصادق موسوی‌پور ـ که اخیراً دار فانی را وداع گفت، رحمه‌الله علیه ـ در مکه به سراغم آمد و اطلاع داد که آقای ترابی به حج مشرف شده و در کاروانی در مجاورت بعثه اقامت دارد؛ با اشتیاق و به استعجال، به همراه وی به دیدار «آقا معلم» شتافتیم، اما به رغم تصور دوران کودکی، با یک پیرمرد افتاده و تکیده روبرو شدم، بسیار مهربان و متواضع؛ او از دیدن من بسیار خرسند شد و من از دیدار او به وجد آمدم و بسیار لذت بردم، لحظه‌ی دلپذیری بود. پس از آن دیدار، اینک و در عرض هم، دو «آقا معلم کلاس اول» در خاطرم نقش بسته است: یکی آقای ترابی سال چهل‌ویک، دیگری پیرمرد ساده و صمیمی، ترکه و تکیده‌ای که زائر کاروان شماره‌ی . . . . موسم حج سال هشتاد بود! و این دو هیچ شباهتی با همدیگر ندارند.
سال یکهزاروسیصدوچهل‌وهفت ـ یادم نیست در چه فصل و ماهی ـ به تشویق بلکه به تصمیم پدر، در مسجد حاج مجید (خ شیروخورشید سابق تهران) نزد حجت‌الاسلام کمالی، تحصیل دروس حوزوی را آغاز کردم؛ در تهران آن روزگار تنها چند باب مدرسه، و اکثراً در جنوب شرقی آن دائر بود، از قبیل مسجد میرزاجعفر (مدرسه‌ی آقای مجتهدی) قائم چیذر (آقای هاشمی)، خان مروی، مجد، حاج ابوالفتح، شیخ عبدالحسین، حجت و . . .؛ در کنار این مدارس به ویژه در غرب تهران، مساجدی که از نعمت امامانی فاضل و صاحب ذوق درس و بحث برخوردار بودند نیز با جذب جوانان و گاه افراد میان‌سال علاقه‌مند به تحصیلات دینی و معارف اسلامی، فارغ از هرگونه نظم و نظارتی، به تدریس دروس و تربیت نفوس می‌پرداختند.
از سال یکهزاروسیصدوچهل‌وهفت تا سال پنجاه، در مسجد حاج مجید نزد حجت‌الاسلام کمالی، در مسجد اصغریه، خیابان بیست متری جوادیه نزد آیت‌الله مجتهد زنجانی نجفی، در منزل آیت‌ا‌لله عبدالصمد خویی نزد خود او، در مسجد صاحب‌الزمان اتابکی نزد شیخ حسین مداح، در مسجد صاحب‌الزمان خیابان عباسی خاکی نزد آقایان حجج‌اسلام محمدزاده‌ی مزینانی و علی افخمی (افخم رضایی)، و سرانجام در مهدیه‌ی تهران به سرپرستی مرحوم حجت‌الاسلام شیخ احمد کافی نزد آقای محمدزاده، دروس و متون دوره‌ی مقدمات (از امثله تا الحاشیه علی التهذیب فی المنطق) را فراگرفتم.
اوائل سال یکهزاروسیصدوپنجاه، در تشرف به آستانه‌ی حضرت علی‌بن موسی الرضا(ع) و توسل به ساحت قدسی آن بزرگوار، اسباب انتقال من به قم فراهم گشت، و با قبولی در امتحانات مقدمات و ورود به مدرسه‌ی علمیه‌ی آیت‌الله گلپایگانی(ره) ضمن اسکان در مدرسه‌ی علوی خیابان تهران، تحصیلاتم را در قم ادامه دادم.
مدرسه‌ی آیت‌الله گلپایگانی (خ صفائیه) به موازات مدرسه‌ی منتظریه (معروف به حقانی) یکی از دو مدرسه‌ی جدید قم و پیشگام تحول در نظام آموزشی و تربیتی حوزه، در جهت برنامه‌مند شدن تحصیلات دینی قلمداد می‌شود. در مدرسه‌ی آیت‌الله گلپایگانی(ره)،طی سال یکهزاروسیصدو‌پنجاه و پنجاه‌ویک، معالم الدین و ملاذ المجتهدین را نزد آیت‌الله باکویی، مختصر المعانی را نزد آیت‌الله حاج حسن آقاتهرانی، المنطق و اصول الفقه را نزد آیت‌الله مختار امینیان گیلانی، برخی کتب جلد اول و دوم شرح لمعه را نزد حضرات آیات طالقانی، اشتهاردی، محمودی اشتهاردی، صلواتی اراکی، و همچنین دروس تفسیر و عقائد را در محصر آیت‌الله شب‌زنده‌دار شیرازی و ادیان و فرق (بهائیت، مسیحیت و یهودیت) را نزد حجت‌الاسلام عبدالقائم شوشتری، فرا گرفتم.
از آغاز سال یکهزاروسیصد‌وپنجاه‌و‌دو، به انگیزه‌ی تمرکز بر دروس اصلی حوزه و تسریع در سپری کردن سطوح، به همراه همشاگردی ارجمندم جناب حجت‌الاسلام شیخ عباس اسماعیلی یزدی مدرسه آیت‌الله گلپایگانی را ترک کردیم و ضمن اسکان در حجره‌ی مدرسه‌ی خان (آیت‌الله بروجردی ره) با جدیت مضاعف به تحصیل ادامه دادیم، آن‌سان که در ایام تحصیل و تعطیل، حتا در تابستان، روزانه میانگین چهار درس از ابواب مختلف شرح لمعه را، البته اکثراً به صورت خصوصی، نزد استادانی چون حضرات آیات آشیخ علی‌پناه اشتهاردی، محسن حرم‌پناهی قمی(ره)، مرتضی مقتدایی اصفهانی، مصطفی اعتمادی خواجوی تبریزی، سیدابوالفضل موسوی تبریزی ره (ریحانی) درس می‌گرفتیم و مباحثه می‌کردیم.
فرائد الاصول (رسائل) را روز دوازدهم آبان ماه سال پنجاه‌ودو آغاز و روز سی‌ویکم فروردین سال پنجاه‌وچهار به پایان بردیم. المقصد الاول (مبحث قطع) را در نزد آیت‌الله مرتضی بنی‌فضل، المقصد الثانی (مبحث ظن) را در نزد آیت‌الله رسول موسوی تهرانی، المقصد الثالث (مبحث شک) را در نزد مرحوم آیت‌الله ستوده‌ی اراکی و آیت‌الله اعتمادی تبریزی، و مبحث تعادل و ترجیح را در نزد آیت‌الله قافی یزدی تتلمذ کردیم؛ هم مباحثه‌ام در همه‌ی جلدین شرح لمعه آقای اسماعیلی، و در برخی کتب آن و رسائل شیخ، توأماً حضرات آقایان اسماعیلی یزدی و سیدمحمدرضا مدرسی یزدی بودند.
همزمان با رسائل، فراگیری مکاسب شیخ اعظم نیز، در محضر استادان حضرات آیات ستوده‌ی اراکی ره (خیارات) سیدعلی محقق داماد (بیع)، یوسف صانعی و قافی یزدی به فرجام آمد. جلدین کفایه الاصول را، در خلال سال تحصیلی پنجاه‌وسه / پنجاه‌وچهار، در محضر حضرات آیات حرم پناهی، مقتدایی، محقق داماد و جعفر سبحانی تبریزی تدرّس کردم.
به رغم آن که بی‌برنامه‌گی دوره‌ی مقدمات در تهران، به من لطمه‌ی بسیار زد اما به فضل الهی، مجموعاً طی هشت سال و در نوزده سالگی، مقاطع چهارگانه‌ی حوزه پایان پذیرفت، و امتحانات سطوح عالی حوزه را در سال پنجاه‌وچهار با موفقیت پست سر نهادم و از آغاز سال یکهزاروسیصدوپنجاه‌وپنج شمسی، موفق به حضور در دروس خارج فقه و اصول شدم.
این سالها براساس مصوبه‌ی شورای عالی انقلاب فرهنگی، اتمام دو جلد اصول الفقه و دو جلد شرح لمعه، فوق دیپلم قلمداد می‌گردد، و اتمام رسائل و بخشی از مکاسب، کارشناسی، و اتمام مکاسب و جلدین کفایه، کارشناسی ارشد بشمار می‌رود.

 

سفرنامه پاکستان

 

سرزمین پاک: گزارش سفر به پاکستان (بهمن‌ماه ۱۳۷۴)

دیباچه

در آغاز گزارش، مناسب می‌دانم توضیح مختصری راجع به پیوستگی‌ها و همگونی‌های ایران و پاکستان بیاورم، این توضیح بیان‌کننده‌ی میزان اهمیت شبه‌قاره به ویژه پاکستان و ضرورت سرمایه‌گذاری فرهنگی کشورمان در این منطقه می‌باشد.

شبه‌قاره به شدت تحت تأثیر دو فرهنگ اصیل اسلامی و ایرانی است.

آثار و تمدن‌های کشف شدهدر دو کشور جمهوری اسلامی ایران و جمهوری پاکستان مشابه یکدیگر است.

تبار و نژاد مردم دو کشور آریایی است.

کتاب اوستا و کتاب‌های ریگ‌ودا (کتب هندوان) در جامعه آریایی نوشته شده و اسامی مناطق مهم پاکستان در اوستا و همینطور مناطق مهم ایران در ریگ‌ودا آمده است. پاکستان کنونی در اوستا با نام هبته هندو (سرزمین هفت رود، یعنی: راوی، چناب، جهنم، سنلج‌و، رودهای هاکرا و سرو سوتی که از بین رفته و آثار آن باقی مانده است) ذکر شده.

زبان سانسکریت که مادر زبان‌های شبه‌قاره و زبان مقدس آریایی‌های شبه‌قاره بوده است، ریشه زبانی مشترک با فارسی قدیم دارد.

جغرافیای سیاسی دو کشور تا زمان تیموری‌ها (حدود ۵ قرن قبل) یکی بوده است.

من‌باب مثال در زمان هخامنشیان، اشکانیان و سامانیان، پاکستان جزو قلمرو ایران بوده و چند ایالت ایران مانند ایالت گنداژ، سند، مکران و غیره را تشکیل می‌داده.

تاکسیلا که در حومه اسلام‌آباد (پایتخت کنونی پاکستان) است یکی از مراکز تمدنی و فرهنگی ایران بوده و هنوز آثار و کتیبه‌هایی از خط خروشتی و آرامی، در تاکسلا و مانسهره، گلگیت و بلتستان به چشم می‌خورد.

جاده ابریشم از خاور دور تا اروپا، از پاکستان و ایران می‌گذشته است.

ورود اسلام به شبه‌قاره از طریق ایران بوده است. قبل از حمله محمدبن قاسم، مبلغین و بازرگانان مسلمان ایرانی در شبه‌قاره به ترویج اسلام اشتغال داشتند. محمدبن قاسم ثقفی که فرماندار استان فارس ایران بوده است در اواخر قرن اول هجری به سند حمله کرد که لشکریان او اکثراً ایرانی بوده‌اند و قاعدتاً فرهنگ و تمدن ایران سرزمین تسخیر شده را تحت تأثیر قرار داده است.

در زمان غزنویان زبان فارسی زبان دولتی پاکستان قرار گرفت و در ان وره ملتان و لاهور یکی از مراکز مهم زبان و ادبیات فارسی به شمار می‌رفت، به طور مثال مسعود سعد سلمان لاهور که اصلاً همدانی است شاعر برجسته این دوره است. بدین ترتیب، فارسی حدود ۱۲۰۰ سال در منطقه سابقه دارد که بعدها زبان رسمی دین، علم و فرهنگ رایج شبه‌قاره شد و عرفا و مبلغین بزرگ ایرانی وارد شبه‌قاره شده، از زبان پارسی به عنوان پلی بهره برده دین مبین اسلام را ترویج نمودند.

مردانی مانند علی هجویری معروف به داتا گنج بخش که نخستین کتاب عرفانی در نثر فارسی را به نام کشف‌المحجوب تألیف نموده و خواجه نظام‌الدین اولیا معروف به معین‌الدین چشتی، اجمیری (از سیستان)، میرسیدعلی همدانی معروف به شاه همدان (از همدان)، عثمان مرندی معروف به لعل شهباز قلندر (از مرند)، خواجه محمود کامران، میرسیدعلی طوسی (از مشهد)، میرشمس‌الدین عراقی، بهاءالدین زکریا رازی، خواجه شمس‌الدین سبزواری (از سبزوار)، بوعلی قلندر، حمیدالدین ناگواری، خواجه فریدالدین گنج شکر و غیره به شبه‌قاره عزیمت و به توسعه اسلام و عرفان و زبان پارسی پرداختند که در حال حاضر نیز مقبره این عرفا مرجع خلایق است و مکتوبات آنان که تماماً به زبان فارسی است همچنان مقبول عامه می‌باشد.

گلستان و بوستان از کتاب‌های درسی دانشگاهی است و به دیوان حافظ تفأل می‌زنند و در مکتب‌خانه‌ها در کنار تدریس قرآن کریم، کتب اخلاقی و عقیدتی فارسی به خصوص گلستان نیز تدریس می‌گردد.

در زمان تیموریان و مغولها بسیاری از شعرای ایران عصر صفوی به شبه‌قاره عزیمت نمودند از باب مثال از شعرایی مانند:

نظیری نیشابوری، عرفی شیرازی، شکیبی اصفهانی، غزالی مشهدی، واله داغستانی، ظهوری ترشیزی، حزین لاهیجی، بالاطالب آملی، طالب اصفهانی، ملک قمی، کلیم کاشانی، قدسی مشهدی و غیره، می‌توان نام برد. که روی‌آوری آنان به شبه‌قاره موجب پیدایش سبک جدیدی در ادبیات فارسی به نام سبک هندی (اصفهانی) در کنار سبک عراقی و خراسانی شد و شاعران برجسته پارسی‌گوی بسیاری نیز در هند ظهور کردند، از آن جمله‌اند: امیرخسرو دهلوی، فیضی، غنی کشمیری، فانی، ناصرعلی سرهندی، طاهر دکنی، غنیمت کنجاهی، لطف‌الله مهندسی، سلطان باهو، قانع تتوی، تحسین، میرسیدعلی رضوی، حسرت، سودا، مومن، میان‌محمد بخش، شیفته، عبدالقادر بیدل دهلوی (بزرگ شاعران سبک هندی که اکنون نیز در ایران پیروان بسیاری دارد) میرتقی میر، غالب، شبلی نعمالی، الطاف حسین‌حالی و سرآمد و خاتم‌الشعراء علامه اقبال لاهوری.

البته اکنون نیز شعرای پارسی‌گو در پاکستان (که برخی از آنها چنان که بنده در ملاقات‌ها احساس کردم در پارسی‌سرایی بسیار توانا نیز می‌باشند) از جمله حضرات:

مهرعلی، پیرسابق گلره، نصرالدین نصیر، فیض احمدفیض، صوفی غلام مصطفی تبسم، پروفسور محمد اکرم‌شاه که شعری در سفر به میبد به مناسبت شرکت در کنگره میبدی سروده بود، که الحق بسیار فخیم و پخته و سخته بود، دکتر معین‌الدین معین، حسنین کاظمی، پروفسور مقصود جعفری، یعقوب علی‌رازی، پروفسور انور مسعود، حشمت کمال الهامی و غیره.

در حدود اواخر قرن ۸ هجری میرسید علی همدانی به همراه ۷۰۰ تن از سادات ایرانی وارد کشمیر گردیده که اکثر آنان هنرمند بوده‌اند و کلاً فرهنگ و هنر کشمیر و بلتستان را تغییر و هنرهای ایرانی را رواج داده‌اند. به طوری که کشمیر که تا حال یکی از مراکز مهم صنایع دستی شبه‌قاره است، ایران صغیر لقب گرفته است. چنانچه علامه اقبال نیز به این نکته اشاره دارد:

سید السادات، سالار عجم

دست او معمار تقدیر امم

تا غزالی درس الله هو گرفت

ذکر و فکر از دودمان او گرفت

سید آن کشور مینو نظیر

میرو درویش و سلاطین را مشیر

جمله را آن شاه دریا آستین

داد علم و صیعت و تهذیب و دین

آفرید آن مرد ایران صغیر

با هنرهای غریب و دلپذیر

یک نگاه او گشاید صد گره

خیز و تیرش را بدل راهی بده

هنر معماری پاکستان تحت تأثیر معماری ایرانی به خصوص دوره اسلامی است: مسجد جامع تتا در ایالت سند نزدیک شهر کراچی که از شهرهای پیشینه‌دار پاکستان است ابنیه لاهور شبیه ابنیه اصفهان و شهر ملتان تحت تأثیر ساختمان‌های یزد می‌باشد.

کلیه کتیبه‌ها و نوشته‌های انتیه تاریخی پاکستان به زبان فارسی است. حتی در زمان حکومت سیک‌ها و انگلیسی‌ها بیشتر کتسیبه‌ها به زبان فارسی نوشته شده مثلاً لوح یادبود کشتار عمومی سیک‌ها در محل چلیان والا، در نزدیکی گجرات به فارسی نوشته شده است، اکنون نیز نوعاً کتیبه‌ها و الواح به فارسی نوشته می‌شود.

کتیبه یادبود کنفرانس سران کشورهای اسلامی در زمان نخست‌وزیری آقای بوتو سال ۱۹۷۴ (۱۳۵۳ شمسی) در میدان اصلی شهر لاهور به زبان فارسی نوشته شده.

زبان رسمی پاکستان که اردو می‌باشد در اثر اختلاط زبان‌های سانسکریت، فارسی، ترکی، عربی و انگلیسی به وجود آمده و دستور زبان آن طبق قواعد دستور فارسی و حدود ۶۵٪ واژه‌های اردو فارسی و خود واژه اردو به معنای اردوگاه و لشکر، نیز فارسی است و به جهت انگه از تکلم آمیخته سربازان نادرشاهی در اردوگاه پدید آمده بدین نام نامبردار شده است. گرچه زبان اردو حدود ۳۰۰ سال است که زبان مردم به ویژه مسلمانان شبه‌قاره شده، ولی نوشته‌ها و مکاتبات در ادارات حتی مطب پزشکان و حکیمان و دادگاه‌ها، زبان اسناد و اموال غالباً هنوز به فارسی است.

حکمی به زبان فارسی نسخه می‌نویسد و نام داروهای سنتی به زبان فارسی است. (تخم بادمجان، گشنیز، گل گاوزبان، جوشانده، گل بنفشه، گل قند و . . .)

در ادارات دولتی و ارتشی آرم رسمی و شعارهای رسمی هنوز هم به فارسی است.

گواهی تحصیلات یا به فارسی است یا به انگلیسی.

اصطلاحات دینی عموماً به فارسی است. (آب کر، شکیات نماز، نماز، روزه، مبطلات روزه، نماز مسافر، ماه مبارک رمضان، احکام عقد، شب قدر و . . .)

در حال حاضر اقوام هزاره، قزلباش، آفریدی و طوری به فارسی تکمل می‌کنند و در شهرایی مثل کویته دالبندان، پاره چنار، چمن، فارسی، زبان عمومی مردم است و ازکویته تا نوار مرزی ایران همه فارسی می‌دانند.

پاکستان در عصر کنونی تنها کشوری است که با شعار لااله‌الا‌الله به وجود آمد. ایدئولوژی پاکستان نیز بر اساس اسلام شکل گرفته و انگیزه تشکیل پاکستان عقیدتی بوده است.

افکار متفکر بزرگ اسلامی معاصر علامه اقبال، آفریننده تصور پاکستان بوده، در رگ و پی ملت مسلمان شبه‌قاره سرایت کرده است و اشعار اقبال تأثیر بسیار عمیقی در نهضت‌های اسلامی معاصر داشته و به گمان من انقلاب اسلامی ایران آرمان این مرد بزرگ را به تحقق رساند. او در یکی از اشعار خود به اردو گفته است:

تهران هوگو عالم مشرق کاجنیوا

شاید کره ارض کی تقدیر بدل جائی

(اگر تهران، ژنو جهان شرق شود. سرنوشت کره زمین تغییر پیدا خواهد کرد) چنانکه غزل معروف شورانگیز (ای جوانان عجم جان من و جان شما و . . .) پیشگویی ظهور امام خمینی(س) و وقوع انقلاب اسلامی ایران تلقی شده است:

میرسد مردی که زنجیر غلامان بشکند

دیده‌ام از روزن دیوار زندان شما

متفکران و روشنفکران و علماء فعلی پاکستان و توده مردم آن، به شدت شیفته انقلاب اسلامی هستند. مردم ایران نیز همواره از نهضت‌های اسلامی شبه‌قاره پشتیبانی کرده‌اند، و رهبران و روشنفکران ایرانی دید روشنی از حرکت‌های اسلامی و جنبش‌های اسلامی و جنبش‌های آزادی‌خواهانه منطقه به ویژه نهضت تشکیل پاکستان داشته‌اند و کتاب‌های متعددی در این زمینه نوشته‌اند، از جمله می‌توان کتاب «نقش مسلمانان در آزادی هند» نوشته رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای را نام برد. معظم‌له افکار اقبال و رهبران پاکستان را دقیقاً مطالعه و بررسی نموده‌اند چنانچه در سخنرانی که در سال ۱۳۶۷ در تهران برگزار شد، تجزیه و تحلیل عمیق و مفصلی درباره نهضت مسلمانان هند و تأثیر افکار اقبال در آن ارائه فرمودند، که در مطبوعات پاکستان در سطح وسیعی چاپ و بسیار مورد استقبال اقشار مختلف قرار گرفته و در مجالس مختلفی که به مناسبت بزرگداشت چاپ و بسیار برپا می‌شود همواره به سخنرانی ۸۰ دقیقه‌ای ایشان که بیش از ۱۲۰ بیت شعر اقبال را بدون رجوع، بیان فرمودند اشاره می‌شود. (درخور ذکر است در تنظیم دیباچه عمدتاً از مطلبی که رایزنی جمهوری اسلامی ایران در پاکستان در اختیار بنده قرار داد استفاده شده است.)

گزارش سفر

برابر برنامه پیشدیده و به دعوت رایزنی جمهوری اسلامی در اسلام‌آباد، جهت شرکت و سخنرانی در سمینار بین‌المللی (منطقه‌ای) انقلاب اسلامی فرهنگ و توسعه ساعت ۴۵/۱۲ روز سه‌شنبه ۲۴/۱۱/۷۴ خورشیدی برابر ۲۳ رمضان ۱۴۱۶ قمری و ۱۳ FEB 1966 با گلف‌ایر به سمت دوحه (قطر) عزیمت کردم که در زیر گزارش مختصر اقدامات و نکات درخور ذکر از آغاز تا سرانجام این سفر تقدیم می‌شود:

۱ـ در توقف هشت ساعته در دوحه:

۱ـ۱ـ با جناب آقای سیدمحمدحسین هاشمی رایزنی فرهنگی کشورمان که به مناسبت فوت ام‌الزوجه‌اش عازم تهران بود دیدار کوتاهی انجام شد.

۲ـ۱ـ با جناب آقای سخائی سفیر ایران در قطر ملاقات و مذاکره صورت گرفت.

۳ـ۱ـ با قراء اعزامی حضرات آقایان: حجت‌الاسلام درایتی، عباس امام جمعه و . . . دیدار و در ضیافت افطار در منزل جناب آقای گلزار از کارکنان سفارتخانه حضور یافتم و پس از گشت کوتاه در سطح شهر به فرودگاه رفتم و ساعت ۳۰/۲۲ به وقت محلی از دوحه به مسقط (عمان) پرواز کردم و پس از حدود دو ساعت توقف و تعویض هواپیما به سوی کراچی عزیمت نمودم.

۲ـ پس از حدود دو ساعت هواپیما در فرودگاه کراچی به زمین نشست جناب آقای آیینه‌ساز مسئول خانه فرهنگ ایران در کراچی، به استقبالم آمده بود که تا ساعت ۶ صبح همراه من بود در همین فاصله مذاکراتی پیرامون پاکستان و کارهای خانه فرهنگ صورت گرفت.

۳ـ به دلیل تأخیر در پرواز، ساعت ۳۰/۸ صبح روز چهارشنبه از کراچی به قصد اسلام‌آباد پرواز کردم و یکسره از فرودگاه به سفارتخانه و از آنجا به هتل رویال اسلام‌آباد منتقل شدم.

۴ـ پس از ساعاتی استراحت جهت شرکت در افتتاحیه سمینار، به محل هتل مریوت که مهمترین هتل پاکستان می‌باشد عزیمت کردم.

در سمینار شخصیت‌هایی از کشورهای سریلانکا، هند، پاکستان، بنگلادش و . . . حضور داشتند.

عناوین زیر به عنوان موضوعات سمینار اعلام گردیده بود:

تفکر دینی و نقش آن در توسعه اجتماعی.

تجربه انقلاب اسلامی و چالش‌های جهان اسلام.

تأثیرات متقابل فرهنگ و دین و نقش دین در ارتقاء فرهنگی.

فرهنگ اسلامی و اندیشه سیاسی.

موانع و زمینه‌های توسعه کشورهای اسلامی و تجربه انقلاب اسلامی ایران.

دیدگاه اسلام و غرب پیرامون آزادی.

تلفیق دموکراسی و سنت دینی در انقلاب اسلامی ایران.

توسعه از دیدگاه قرآن و سنت.

آزادی، عرفان، عدالت در تجربه انقلاب اسلامی ایران.

تحلیل و ارزیابی بنیادگرایی از دیدگاه اسلام و غرب.

انگیزه‌های اسلامی توسعه در دیدگاه امام خمینی(ره).

انقلاب اسلامی ایران: ریشه‌ها و میوه‌ها.

۵ـ نخستین نشست سمینار با سخنرانی حضرات آقایان: ذوعلم، آخوندزاده، محمدافضل، پروفسور غلام مهدی، فخرزمان، اسحق اشتر غلام‌تاگی بنگش سامان یافت. (که متن مقالات به پیوست می‌باشد)

۶ـ صبح پنج‌شنبه در نشست دوم سمینار حضور یافتم، در این نشست آقایان: ثاقب اکبر، خورشید گیلانی، امجد سعید، . . . سخنرانی کردند. (متن سخنان حضرات ضمیمه می‌باشد)

۷ـ عصر پنج‌شنبه در سومین نشست، حضرات: ظهور احمداظهر، عبدالسلام، امان‌الله شادیزنی، معزالدین، محمدصالح مدنی، شهیدی، علام سرور و خانم زبیده احمد سخنرانی کردند، مقاله‌ای بنده تحت عنوان «علل و دلائل پیدایی و پایایی سکولاریسم» پایان‌بخش برنامه‌های سمینار بود. (متن مقالات به پیوست می‌باشد) گفتنی است: در حاشیه این همایش با دانشوران و سخنرانان تماسها و ماکرات مفیدی صورت پذیرفت.

۸ـ طبق قرار قبلی صبح روز جمعه ۲۷/۱۱/۷۴ ساعت ۸ الی ۳۰/۱۱ طی جلسه‌ای با جناب آقای علی ذوعلم رایزن فرهنگی کشورمان، ضمن استماع گزارش مفصل ایشان، به بررسی مسائل رایزنی، مسائل و روابط فرهنگی پاکستان و ایران پرداخته شد.

۹ـ بنده نسبت به موارد زیر تأکید کردم:

۱ـ۹ـ ضرورت پیشنهاد سیاست‌ها، خطوط‌مشی برنامه‌های کاربردی توسط رایزنی روزمرگی.

۲ـ۹ـ اجتناب از توسعه فیزیکی تشکیلات رایزنی و پیشنهاد تشکیلات و وظایف مناسب به مرکز، جهت بررسی.

۳ـ۹ـ برنامه‌ریزی درازمدت و اولویت دادن به فعالیت‌های بنیادی و پرهیز از روزمرگی.

۴ـ۹ـ سعی بر رفتار ستادی و تقویت خانه‌های هفتگانه فرهنگ و مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان و توسعه روابط مردمی و هدایت غیرمستقیم فعالیت‌ها.

۵ـ۹ـ برنامه‌ریزی ویژه جهت بازآموزی و توجیه ذاکرین و کوشش جهت احراز جایگان و شأن شایسته برای روحانیون پاکستان.

۶ـ۹ـ ارتباط فعال با معاونت‌های سازمان و ارسال گزارش منظم عملکرد رایزنی.

۷ـ۹ـ برنامه‌ریزی جهت تهیه کتاب سبز فرهنگی پاکستان با همکاری مرکز اطلاع‌رسانی سازمان.

۸ـ۹ـ شناسایی و معرفی شخصیت‌های فکری کشور میزبان و ارسال نسخه کتب و مقالات علمی معتبر در حوزه علوم انسانی به خصوص مسائل دینی.

۱۰ـ رایزنی و خانه‌های فرهنگ در زمینه‌های: زبان و ادبیات فارسی، علوم انسانی، هنر، ایران‌شناسی، تبلیغ دینی، پژوهش‌ها و بررسی‌های میدانی و اجتماعی، انتشارات، برپایی همایش‌های انقلابی فرهنگی و . . . فعالیت می‌نمایند.

۱۱ـ آقای ذوعلم، موارد زیر را مشکلات رایزنی فرهنگی و خانه‌های فرهنگ می‌داند:

ـ کمبود نیروی انسانی شایسته.

ـ ابهام در سیاست‌ها و خطوط‌‌مشی و برنامه‌ها.

ـ فقدان شرح وظایف مدون مناسب و توجیه نبودن رایزنان فرهنگی.

ـ عدم وصول منابع علمی، کتب و نشریات و سایر فرآورده‌های فرهنگی از ایران.

ـ فقدان رساله مناسبی جهت معرفی ایران امروز.

ـ بلاتکلیف بودن زمین منظور شده جهت اهداف محل مرکز تحقیقات فارسی.

ـ در معرض آسیب بودن گنجینه گرانبهای خطی مرکز.

۱۲ـ از حدود ساعت ۱۲ تا ۱۶ روز جمعه ضمن گشتی کوتاه در شهر، از جایگاه‌های زیر بازدید به عمل آمد:

ـ دامن کوه که بوستان طبیعی است نسبتاً زیبا و مشرف بر اسلام‌آباد.

ـ پارک راول‌دم (استخر اول) که مجموعه‌ای است مشرف به سد زیر اسلام‌آباد.

ـ پارک شکر پریان (شیرین کوه): بوستانی که سال ۱۹۹۴ رؤسای جمهور و سران حاضر در کنفرانس اسلام‌آباد ـ از جمله جناب آقای هاشمی رفسنجانی ـ هر یک به یادگار درختی در آنجا نشانده‌اند.

ـ فیصل مسجد، که مجموعه‌ای است عظیم توسط سعودی‌ها بنا شده است.

۱۳ـ ساعت ۱۴ از مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان و کتابخانه ارزشمند آن (گنج بخش) بازدید کردم، کتابخانه دارای سی هزار کتاب چاپی و پانزده هزار کتاب خطی است.

بهره‌برداری کافی از کتب موجود نمی‌شود و دریغا که نسخ خطی موجود به شدت در معرض آسیب‌دیدگی است.

۱۴ـ زمین پیش‌بینی شده جهت احداث ساختمان مرکز که در منطقه‌ای در حال تبدیل شدن به منطقه فرهنگی است قرارداد بازدید به عمل آمد، متأسفانه مدتی است پروژه در انتظار تأمین اعتبار است، احتمال بازپس گیری زمین از سوی دولت میزان می‌رود، از دست رفته.

زمین قبلی که در حساس‌ترین نقطه اسلام‌آباد قرار داشته برای همیشه تأسف و تحسر همه را برمی‌انگیزد.

۱۵ـ روز شنبه صبح ۱۱-۸ در جلسه شورای رایزنی جهت بررسی مسائل رایزنی شرکت و از بخش‌های مختلف آن بازدید کردم.

۱۶ـ ساعت ۱۱ طبق قرار قبلی با مسئولین آکادمی اخوت آقایان شهیدی و رضوی ملاقات و مذاکره شد، این آکادمی را جوانان فاضل انقلابی تحصیل کرده دانشگاه و حوزه علمیه قم تشکیل داده‌اند تا حال فعالیت‌های مطالعاتی و ترجمه بسیاری صورت داده‌اند.

۱۷ـ بعدازظهر به جامعه اهل‌البیت و جامعه‌الزهراء که ساختمان محقر و قدیمی آن در مجاورت ساختمان عظیم و مجلل سعودی‌ها قیاس کاخ سبز معاویه و خانه گلین علی را تداعی می‌کند، رفتیم. ساعتی با آقای شیخ محسن‌علی نجفی گفتگو شد، آقای نجفی از عدم حمایت و بی‌توجهی مجمع اهل بیت به جامعه گله‌مند بود.

۱۸ـ ساعت ۳۰/۱۶ با جمعی از روحانیون اهل بیت از جمله آقایان: مولانا شاکر در محل رایزنی ملاقاتی انجام گرفت.

در این دیدار ضمن مذاکراتی پیرامون مسائل فرهنگی و تأکید بر امر وحدت میان شیعه و سنی، برادران درخواست پیامی جهت درج در مطبوعات پاکستان در زمینه وحدت داشتند که فی‌المجلس مطالبی به شرح زیر عرض شد:

«یا ایها الذین آمنوا اعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا»

«بین شیعه و سنی و همه فرقه‌های مسلمان اشتراکات، صد چندان بیش افتراقات است، در توحید نوبت، معاد و همه اصول دارای عقاید مشترکی هستیم. قبله و کتابمان یکی است، همه تابع سنت رسول‌الله هستیم، مایه شگفتی است که بعضی عناصر جاهل یا مغرض این همه اشتراکات را رها کرده به نقاط محدود افتراق تمسک می‌کنند، همه شگفتی مسلمانان به خصوص برادران عزیز پاکستانی باید به اشتراکات توجه کنیم، به همان اندازه که بین شیعه و سنی تفاوت‌هایی هست، میان فرق سنی و بین فرقه‌های شیعه نیز تفاوت وجود دارد و وجود تفاوت‌ها هرگز نباید موجب خصومت گردد اصول بسیاری از افتراقات جنبه علمی دارد و باید علما با یکدیگر پیرامون موارد بحث‌های علمی بکنند و نباید مباحث تخصصی به میان عامه مردم کشانده شود ما همه مسلمان هستیم و هیچ فرقه‌ای، فرقه دیگری را مرتد نمی‌داند، جز عده‌ای جاهل یا غافل که متأسفانه رفتار یا گفتارشان همواره موجب تضعیف جبهه اسلام در برابر کفر می‌شود. در دنیا ما با مسیحیان باب گفتگو و سازش گشوده‌ایم چگونه خود مسلمانان با هم سازش نداشته باشیم دشمنان ما صهیونیست‌ها هستند، هنوز قدس در دست صهیونیست‌ها است. چرا در کشور افغانستان برادران مسلمان رودرروی هم ایستاده می‌جنگند؟ این اختلافات و برادرکشی‌ها طرح و توطئه صهیونیست‌ها هستند باید با هم وحدت کنیم و با آنها مبارزه کنیم، با وجود چنین جبهه گسترده‌ای نباید به اختلافات جزئی بین خودمان دامن بزنیم. در ایران تمام اهل سنت در احوال شخصیه و مسائل مدنی، در هر منطقه براساس فقه خود رفتار می‌کنند. پس از انقلاب اسلامی ایران وضع اهل سنت بهبود چشمگیری پیدا کرده است. دولت خدمات بسیاری به اهل سنت در زمینه‌های سازندگی نموده است دولت پس از انقلاب جهت آبادانی مدارس و مساجد اهل سنت بیش از شیعه اهتمام ورزیده است مساجد و مدارس دینی رونق فوق‌العاده‌ای یافته، جوانان آگاه و پرشور برای عبادت و تحصیل به مساجد و مدارس روی آورده‌اند. در ایران فرقی بین مساجد اهل سنت و شیعه نیست، همه با هم برادر و متحد هستند.

۱۹ـ صبح روز یک‌شنبه جهت بازدید علامع سیدساجد نقوی و بررسی مسائل خانه فرهنگ راولپندی به آن شهر رفتم، مذاکرات مفیدی با جناب آقای نقوی انجام پذیرفت.

۲۰ـ مجدداً به مرکز تحقیقات مراجعت نمودیم، در آنجا مصاحبه مفصلی از حقیر در خصوص شعر و ادب جهت درج در مجله ضبط گردید.

۲۱ـ ظهر ضمن اقامه نماز در محل رایزنی و دیدار و سخنرانی برای کارکنان، جوایزی نیز به رسم قدرشناسی به خاطر مساعی آنان در برپایی موفق سمینار تقدیم ایشان گردید.

۲۲ـ با جناب آقای آخوندی سفیر کشورمان در اسلام‌آباد ملاقات و پیرامون مسائل فرهنگی سیاسی منطقه و پاکستان وروابط میان رایزنی و سفارت گفتگو شد.

۲۳ـ ساعت ۱۷ در جمع مشترک اعضاء انجمن دوستی ایران و پاکستان و نیز، انجمن دوستداران فارسی در محل هتل مریوت حضور یافته پیرامون ویژگی‌های ادبیان انقلاب اسلامی سخنرانی کردم، علی‌رغم این که افطار دعوت بودم، اما بنا به اصرار حضار، حهت شعرخوانی و سخنرانی مجدد افطار را در محل صرف و در زمینه‌ی شعر و عرفان امام صحبت کردم که مورد استقبال و تشویق شورانگیز حاضران قرار گرفت.

در این محفل شخصیت‌های برجسته فرهنگی و ادبی پاکستان از جمله وزیر امور کشمیر حضور داشتند.

در پایان مراسم آقای دکتر محمدحسین تسبیحی(رها) قصیده‌ای از سر لطف با نام رشاد نامه سروده بود قرائت کرد، برخی از ابیات به ترتیب زیر بود:

روشنی بخشد به ما فرهنگ ما، قرآن ما

آمده اسلا ما، سرمایه ایمان ما

انقلاب و توسعه تابنده چون خورشید پاک

جلوه روح خدا در مجلس اخوان ما

مرکز تحقیق، گردیده اکنون میزبان

شد رشاد پاکدل از لطف حق مهمان ما

پیر ما شد گوهرافشان از زلال معرفت

خوش بود در سایه‌اش سیراب گردد جان ما

بشنوید آوای نی از نینوایان ادب

وارثان حضرت اقبال جاویدان ما

از جلال الدین محمد پرتو عشق خدا

همچو ماه آسمان تابنده در ایوان ما

جام می‌داد هماره جلوه رخسار یار

بانگ نوشانوش می بشنو ز می خواران ما

پیر عرفان و ادب خورشید تابان آمده

روضه رضوان شده نک صفحه تابان ما

افسوس که به خاطر فقد مجال، مجبورم از ثبت گفتنی‌های شیرین بسیاری صرف‌نظر کنم.

۲۴ـ غروب روز دوشنبه ۲۹/۱۱/۷۴ به قصد بازدید از لاهور به فرودگاه رفتیم جهت صرفه‌جویی در وقت گزارش ارسالی سرپرست خانه فرهنگ لاهور به تهران را به جای گزارش خودم در ادامه می‌آورم:

گزارش دیدار

حجت‌الاسلام والمسلمین جناب آقای علی‌اکبر رشاد از لاهور (۳۰/۱۱/۱۳۷۴)

جناب آقای رشاد برای یک دیدار یک روزه (۱۸ ساعت) ساعت ۳۰/۲۲ روز دوشنبه بیست‌ونهم بهمن ماه ۱۳۷۴ وارد لاهور شدند و در فرودگاه از سوی آقایان جمشیدی سرکنسول ج.ا.ا. ـ لاهور، قدیمی سرپرست خانه فرهنگ ج.ا.ا. ـ لاهور و کریمی نفر دوم و دیگر کارکنان این نمایندگی مورد استقبال قرار گرفتند.

از آنجا که مدت اقامت در لاهور بسیار کوتاه بود برنامه بسیار فشرده‌ای برای این دیدار تدارک دیده شد. (پیوست ۱) آنچه در پی می‌آید گزارش این دیدار برابر برنامه تدوینی است.

* دوشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۷۴

۱٫ دیداربا حضرت آیت‌الله سیدحسن طاهری خرم‌آبادی

نخستین برنامه دیدار با نماینده مقام معظم رهبری در پاکستان بود که از فرودگاه راهی اقامتگاه ایشان شدیم و پس از دیدار و گفتگو نزدیک ساعت ۰۰/۲۴ برای استراحت به خانه فرهنگ بازگشتیم.

* سه‌شنبه ۳۰ بهمن ماه ۱۳۷۴

۱٫ بازدید از خانه فرهنگ گلبرگ

ساعت ۰۰/۸ تا ۳۰/۸ آقای رشاد با حضور در اتاق کار همکاران خانه فرهنگ با آنها و وظایف و کارهایشان آشنا شدند. در این بازدید از سوی سرپرست خانه فرهنگ و مسئولین واحدها توضیحات لازم به استحضار ایشان رسانده شد و به ویژه در بخش تبلیغات مشکلات گوناگون مانند کمبود تجهیزات و اقلام فرهنگی تبلیغی به ویژه کتب مورد نیاز حوزه‌های علمیه طرح شد که جناب آقای رشا وعده کردند در تهران این موارد را با دیگر معاونت‌های ذیربط سازمان متبوع در میان بگذارند باشد که گشایشی پدید آید.

۲٫ دیدار با آقایان دکتر اکرم شاه و پروفسور ظهیر احمد صدیقی

نامبردگان سر ساعت ۹ در دفتر مسئول خانه فرهنگ به حضور معاون محترم پژوهشی سازمان متبوع رسیدند. پس از معرفی متقابل مهمانان توسط آقای قدیمی، دکتر اکرم‌شاه رئیس بخش اقبال‌شناسی دانشگاه پنجاب مثنوی تازه خود بنام «کاخ سفید» (پیوست: ۲) را قرائت کرد و پس از آن پروفسور ظهیر احمد صدیقی رئیس پیشین و استاد افتخاری بخش فارسی دانشکده دولتی لاور غزل «دیدار شما» را خواند. (این غزل در ص ۷۸ پنجمین شماره «ایران‌شناسی» (بهار ۱۳۷۴) از انتشارات این نمایندگی چاپ شده است.)

سپس جناب آقای رشاد درباره ارزش هنر بویژه ادبیات منظوم و تأثیر آن در جامعه سخن گفت و از اقبال به‌عنوان حکیمی فراملی و فرامرزی نام برد که اندیشه‌هایش نه‌تنها در این زمان بلکه برای اعصار آینده هم تازه خواهد ماند. وی افزود پیش از پیروزی و زمان پیروزی انقلاب اسلامی که مشغله اجرایی کمتری داشته با کلیات فارسی اقبال مأنوس بوده و بیشتر سروده‌هایش در مضمون یا قالب از اقبال تأثیر پذیرفته است از جمله غزلی با این مطلع:

هستم از این مصر اقبال مست

«مصرع من قطره خون من است»

ایشان افزود: پاکستانیها که به فارسی وارد و آشنا هستند باید بیشتر روی آثار اقبال کار کنند. برای نمونه، غرب را از چشم اقبال ببینند و از نگاه اقبال به «غرب‌شناسی» بپردازند. این خود می‌تواند موضوع یک همایش بزرگ اقبال‌شناسی هم باشد. تفکر سیاسی اقبال هم اینگونه بوده که به شیوه‌ای از حکومت مانند حکومت کنونی ایران معتقد بوده است. یعنی صرف نظام جمهوری را نپذیرفته بلکه آن‌را همراه با دین‌باوری می‌خواسته است یعنی حکومت دینی بدون وابستگی به مرامهای غربی.

۳٫ دیدار با رؤسا و استادان بخشهای فارسی دانشگاه

برابر برنامه ابلاغ شده آقایان «دکتر آفتاب اصغر» رئیس بخش فارسی دانشکده خاورشناسی دانشگاه پنجاب، «پروفسور شیخ نوازش علی» استاد زبان فارسی آن بخش، «پروفسور محمد انور ورائیچ» رئیس بخش فارسی دانشکده دولتی لاهور و «پروفسور محمد سرور» استاد زبان فارسی آن بخش با جناب آقای رشاد دیدار داشتند.

نخست آقای قدیمی سرپرست خانه فرهنگ با خوش‌آمدگویی به نامبردگان و معرفی متقابل حضار به جایگاه بخش‌های فارسی دانشکده دولتی لاهور و دانشکده خاورشناسی اشاره کرد سپس آقای دکتر آفتاب اصغر تاریخچه‌ای از دانشگاه پنجاب و بخش فارسی ۱۲۵ ساله آن‌را ارائه داد و پشتیبانی همه‌جانبه دولت محترم جمهوری اسلامی ایران از بخشهای فارسی را خواستار شد. وی برخی مشکلات بخش فارسی دانشکده خاورشناسی را چنین برشمرد:

الف) در سه سال گذشته این بخش چون رئیس مسئولی نداشته و هر از چندگاهی ریاست آن بدست استادی از بخش عربی یا اردو بوده اینک بسیار آشفته و از هم پاشیده است.

ب) در جایی که اتاق رئیس بخش ترکی یک ترکیه کوچک است و در آن چهار دیواری از نیم‌تنه برنجی آتاتورک گرفته تا نقشه‌های گوناگون ترکیه و مناظر طبیعی و جاذبه‌های جهانگردی آن و… به چشم می‌خورد، اتاقهای بخش فارسی نشانه‌ای از فرهنگ ایرانی ـ اسلامی (فارسی) ندارند.

پ) دولت ایران به استادان ممتاز فارسی «نشان سپاس» می‌داده است. شماری از دریافت‌کنندگان این نشان عبارتند از: مرحوم استاد محمدباقر، مرحوم استاد صوفی‌تبسم، استاد غلام‌سرور (کراچی) که این کار هم دلگرم‌کننده استادان و دانشجویان فارسی بوده و هم همیشه این بخش را از همه بخشهای دانشکده یک سر و گردن بالاتر نشان می‌داده است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی دیگر خبری از «نشان سپاس» یا هر نشان دیگری که جمهوری اسلامی ایران صلاح می‌داند نبوده است.

ث) هر ساله دولت ایران اعتباری را برای چاپ کتابهای فارسی به این بخش می‌داد که سالهاست از این اعتبار هم خبری نیست.

ج) زبان فرانسه با اینکه در گروه زبانهای خاوری نیست اما دولت فرانسه در کنار همین دانشکده خاورشناسی ساختمانی ساخته و به نام بخش زبان فرانسه به دانشگاه هدیه کرده است و از آن تاریخ به بعد زبان فرانسه هم از زبانهای رسمی در نظام آموزشی دانشکده شده است. درخواست می‌شود که دولت ایران هم بنای ماندگاری با معماری ایرانی برای گسترش فارسی در این دانشکده بسازد.

وی سپس گزارشی نیز از توانایی‌های گروه استادان بخش فارسی داد از جمله نکات مهم این گزارش این دو نکته است:

۱٫ این گروه استادان، انجمن دوستداران فارسی را تأسیس کرده‌اند که به نشر و گسترش زبان فارسی می‌پردازد و رسالت خود را فارسی‌گویی، فارسی‌خوانی و فارسی‌نویسی می‌داند.

۲٫ بخش فارسی در آینده از استادانی بهره خواهد برد که دست‌پرورده استادان همین بخش بویژه دکتر آفتاب اصغر می‌باشد. وی این را نشانه توفیق خود در تربیت استادان جوان می‌دانست که زندگی و پویایی بخش فارسی را به دنبال خواهد داشت.

پس از آن پروفسور انور ورائچ از بخش فارسی دانشکده دولتی لاهور گزارشی ارائه داد که گزیده آن عبارت است از:

۱٫ کارها:

۱-۱٫ چاپ و نشر هشت عنوان کتاب به زبان فارسی و درباره زبان و ادبیات فارسی.

۲-۱٫ چاپ و نشر منظم فصلنامه «کاوش» به زبان فارسی که در نوع خود در مراکز آموزشی عالی پاکستان بی‌مانند است.

۲٫ نارسایی‌ها:

۱-۲٫ آنچه آقای دکتر آفتاب اصغر از نارسایی‌ها گفتند ما هم گرفتار هستیم.

۲-۲٫ ما برای خرید کتابهای فارسی پول داریم اما در پاکستان کتاب فارسی مناسب پیدا نمی‌شود و اعتبار مربوط را پایان سال برگشت می‌دهیم.

در پایان آقای قدیمی ضمن جمع‌بندی گفتگوها از جناب آقای رشاد خواست که در تهران با دیگر مسئولان محترم سازمان متبوع مسائل را در میان بگذارند و بویژه در کوتاه‌مدت به تجهیز و تقویت بخشهای فارسی به شرح زیر بذل توجه فرمایند:

۱٫ اعزام استادان ایرانی

۲٫ اعتبار ویژه برای تجهیز بخش‌های فارسی (گیرنده ماهواره‌ای سیمای ایران، نقشه‌های فارسی، کتابهای باارزش، صنایع دستی و هنری ایران و…)

۳٫ فراهم کردن زمینه خرید کتابهای موردنیاز بخشهای فارسی از ایران.

جناب آقای رشاد با سپاس از زحمات استادان و رؤسای بخشهای فارسی، این زبان را پیونددهنده کشورهای منطقه دانست و افزود «سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی» نشر و گسترش زبان فارسی را مورد توجه ویژه قرار داده و مدیریتی خاص برای این هدف در تشکیلات خود دارد.

ایشان خطر تهدیدکننده فارسی را بدون دنباله بودن آن در میان جوانان خواند و گفت: «احساس می‌شود زبان ادبی فارسی در پاکستان در میان سالخوردگان و پیش‌کسوتان مانده و آنها از پرورش استادان جوان بازمانده‌اند. این ویژگی را بیشتر در اسلام‌آباد دیدم و می‌توانم بگویم این بلا، دست‌آورد مبارزه انگلیسی با فارسی و پیوند دینی مردم با آن بوده است. امروز ترویج زبان فارسی خود گونه‌ای استعمارزدایی به‌شمار می‌رود پس رسالت امروزین شما استادان پرورش جوانان برای اداره کرسی‌های زبان فارسی و همگانی کردن آن است.»

۴٫ بازدید از مرکز فرهنگی علامه اقبال

در این بازدید که مقارن ساعت ۱۱ انجام شد معاونت محترم پژوهشی سازمان متبوع از کتابخانه، کلاسهای فارسی، کلاسهای هنری و مرکز اطلاع‌رسانی (CD-ROM) آن مرکز دیدن کردند که در هر بخش توضیحات بایسته از سوی آقای قدیمی سرپرست خانه فرهنگ ارائه گردید. همچنین ایشان با جایگاه مرکز مزبور در کار فرهنگی و تبلیغی این خانه فرهنگ و کمبودها و نارساییهای آن آشنا شدند.

۵٫ دیدار با قاضی حسین احمد امیر جماعت اسلامی پاکستان

هیأت ایرانی متشکل از آقایان رشاد، جمشیدی سرپرست سرکنسولگری، قدیمی سرپرست و کریمی نفر دوم خانه فرهنگ در اقامتگاه قاضی در منصوره مورد استقبال وی و آقایان «اسلم سلیمی» (معاون) «چوهدری رحمت‌الهی» (نایب امیر) «همدانی» رئیس دارالعروبه و تنی چند از دیگر شخصیتهای جماعت اسلامی قرار گرفت.

* پس از خوش‌آمدگویی آقای قاضی حسین احمد و تعارفات معمول جناب آقای رشاد از برپایی «شورای همبستگی ملی» توسط علما و گروههای اسلامی در پاکستان ابراز خوشنودی کرد و گفت ما این حرکت تازه را به فال نیک می‌گیریم. استعداد و توانی که صرف اختلافات درونی می‌شود باید برای رودررویی با کفر و الحاد بکار رود. باید در برابر توطئه‌های جدید دشمن برای فروپاشی این یکپارچگی هشیار بود که امید است با وجود شما و علامه سیدساجد و دیگر رهبران این نقشه‌ها ناکام بمانند.

* قاضی: این اختلافات در پاکستان نبوده و ساختگی می‌باشد. این مصیبت هنگام جنگ ایران و عراق از بیرون به این کشور راه یافت و بدرستی می‌توان آن‌را ویژگی و شاخصه جنگ ایران و عراق دانست.

* رشاد: درست است چون ملتی مانند پاکستان به لحاظ فکری و معنوی پشتیبان ملت ایران در این جنگ بودند و حامیان صدام این را نمی‌پسندیدند و اختلاف میان شیعه و سنی را در این کشور دامن زدند اما «شورای همبستگی ملی» باید با همت همه اعضا بکار خود ادامه دهد. روز قدسی که جمعه پیش در پاکستان برگزار شد نشان‌دهنده تأثیر زود هنگام تصمیمات این شورا بود که صفوف مسلمین را متحد و یکپارچه به خیابانها کشانده بود. این راهپیمایی‌ها و گردهمایی‌ها پاسخ عملی به فشارهای آمریکا بر ایران و پاسخ دندان‌شکن به روند سازش اعراب و صهیونیسم بود. من باید از جانب رهبر معظم و ملت ایران از همه شما که روز قدس را با چنین شکوهی برگزار کردید سپاسگزاری کنم.

* قاضی: قدس مشکل همه مسلمانان است و ما هم شرکت در راهپیماییهای روز قدس در جمعه الوداع را وظیفه و تکلیف خود می‌دانیم. هرچند که عرفات سازش کرده است اما بحمدالله جهاد و انتفاضه زنده می‌باشد و این روند را نپذیرفته است.

* رشاد: درست است، آنجا جبهه رودررویی اسلام و صلیبیون و یا اسلام و کفر است. قدس تنها مربوط به فلسطین نیست. به فرموده حضرت امام خمینی(ره) قدس متعلق به همه مسلمانان است و روند سازش کار آمریکا است.

* قاضی: ما آمریکا را هیچگاه دوست نمی‌توانیم بدانیم، این بود که در پاسخ فشارهای تازه آمریکا به ایران من و سیدجواد هادی با هم مشورت کردیم که با روشنگری موضوع، به صدور بیانیه سناتورهای پاکستان در نکوهش آمریکا انجامید و پیامد آن دولت هم ناچار شد آمریکا را سرزنش کند.

* جمشیدی: آقای قاضی مخالفت شما با گذشتن لوله گاز ایران از پاکستان به هند برای چیست؟

* قاضی: این موضوع من به تنهایی نیست. شورای همبستگی بر این موضوع اتفاق‌نظر دارند. برای اینکه ما از همه مسلمانان و کشورهای اسلامی خواسته‌ایم تا هنگامی که مسئله کشمیر حل نشده است از مبادله بازرگانی با هند خودداری کنند. من از ایران در این‌باره گله کرده‌ام اما نوک تیز حمله ما متوجه دولت پاکستان است. ما مزاحم کشیدن لوله گاز از خاک پاکستان به سوی هند خواهیم شد. سازمانها و گروههای اسلامی و مردم کشمیر به ایران چشم امید دارند. در میان دولتهای کشورهای اسلامی ما جز ایران دولت و پشتیبانی نداریم آنوقت اگر ایران هم از پشتیبانی ما درمورد کشمیر دست بردارد دیگر چه کسی را داریم؟

* رشاد: در زمینه فرهنگی علیرغم اینکه پاکستان یک پشتوانه فکری پربار مانند علامه اقبال را دارد اما به‌نظر می‌رسد مردم یعنی توده‌ها و آحاد مردم از اندیشه او بی‌بهره مانده باشند.

* قاضی: درست است، مردم پیام اقبال را نمی‌دانند. در پاکستان درباره اقبال کار علمی بسیار شده است، مرکز بزرگی بنام «اقبال آکادمی» داریم که چنین کارهایی را انجام می‌دهد اما این کارها در میان توده مردم راه نیافته‌اند.

* قدیمی: در یک مقایسه می‌توان گفت اندیشه اقبال در ایران بهتر و بیشتر از پاکستان شناخته شده و ریشه زده است.

* قاضی: برای اینکه زبان اقبال فارسی بود و انقلاب اسلامی هم پیامای مشترکی با پیامهای اقبال داشت.

* کریمی: جناب آقای قاضی چگونه می‌توان اندیشه‌های اقبال را در میان همه مردم گسترش داد؟ آیا علما و خطبا اینکار را می‌توانند بکنند؟

* قاضی: یقیناً چنین است. خودم اقبال را بوسیله مرحوم مولانا مودودی شناختم. اگر مودودی را نمی‌فهمیدم اقبال را هم نمی‌توانستم بفهمم. گفتار و پندار اقبال برای مردم پاکستان حجت است و مردم از قول او راحت مطالب را می‌پذیرند. من و همه خطبا و علما در سخنان و مقالات خود از اشعار اردو و فارسی اقبال استفاده می‌کنیم. این یک راه برای فراگیر کردن اندیشه اقبال است.

* جمشیدی: در آسیای میانه چگونه است؟

* قاضی: در تاجیکستان که زبان مردم فارسی است اندیشه اقبال همراه سروده‌هایش رواج دارد اما در ازبکستان تنها در شهرهای فارسی‌زبان مانند تاشکند و بخارا و سمرقند چنین می‌باشد. در ترکیه هم اقبال و اندیشه‌های اقبال به سبب تعلق‌خاطر وی به مولانا مولوی بلخی رومی جا افتاده است.

* رشاد: باید گفت این موضوع در میان توده مردم ترکیه است و دولت ترکیه به اقبال نمی‌تواند ارادتی داشته باشد چون فکر اقبال از پایه با حکومت ترکیه ناسازگار است.

اقبال اندیشمندی است که در میان مصلحانی چون سیدجمال‌الدین اسدآبادی، محمد عبده و سیدقطب بهترین شناخت از غرب را به مخاطبین آشنا می‌دهد. او دنبال بازسازی و نوسازی اسلام بود نه‌اینکه چیز تازه‌ای را بنام اسلام عرضه کند، او می‌خواست گردوغبارها و پیرایه‌هایی را که بر چهره روشن اسلام نشانده و بسته بودند پاک کند.

امام خمینی(ره) هم‌چنینی رسالتی بر دوش داشتند و از «اسلام ناب‌محمدی» سخن می‌گفتند یعنی اسلام بدون پیرایه‌های عوام و خرافات استعمار ساخته. اما آمریکا از اسلام‌های دیگر خوشش می‌آید همین دیروز معاون سرکنسول آمریکا در یک مهمانی افطار کیک افطار را می‌برد، پیشتر هم که کلینتون حلول ماه مبارک رمضان را به مسلمانان صلح‌جو! تبریک گفته بود.

مطلب دیگر هم اینکه اقبال بهترین تعریف از انسان را دارد. در آن غزل مشهور که می‌سراید:

نعره زد عشق که خونین جگری پیدا شد

حسن لرزید که صاحبنظری پیدا شد

فطرت آشفت که از خاک جهان مجبور

خودگری خودشکنی خودنگری پیدا شد

کلیات فارسی / اقبال آکادمی پاکستان / صفحه ۲۴۴٫

* قاضی: در «اسرار و رموز» هم که فارسی است و دارای دو بخش جداگانه «اسرار خودی» و «رموز بیخودی» می‌باشد اقبال به تربیت بشر می‌پردازد. از پرورش فرد تا خودشناسی او، جایگاهش در هستی، پیوندش با ملت و اهداف ملت اسلامیه سخن می‌گوید. ما از این مجموعه هم در سخنرانیها و نوشته‌های خود بهره می‌بریم.

پس از یک گفتگوی بسیار خودمانی و گرم از آقای قاضی حسین احمد و دیگر سران جماعت اسلامی خداحافظی کردیم.

۶٫ دیدار از آرامگاه علامه اقبال

منصوره را که پشت‌سر نهادیم تا هنگام پرواز کراچی دو ساعتی مانده بود. پس فرصت را غنیمت شمرده و برای ادای احترام به روح اندیشمند بزرگ جهان اسلام مرحوم علامه اقبال راهی مجموعه فرهنگی و تاریخی شهر یعنی مسجد و قلعه پادشاهی شدیم. مگر می‌شود لاهور را پشت‌سر بگذاری و بر مزار اقبال فاتحه‌ای نثار نکرده باشی. مجال زیادی نبود لذا پس از خواندن فاتحه، دیداری شتابزده نیز از پادشاهی مسجد و پادشاهی قلعه داشتیم.

۷٫ ترک لاهور

ساعت ۱۸ مسئولین فرهنگی و سیاسی کشورمان در لاهور، جناب آقای رشاد را تا فرودگاه همراهی کردند و ایشان پس از دیداری بسیار کوتاه و سودمند لاهور را به مقصد کراچی ترک کردند.

گزارش از عیسی کریمی

یکم اسفند ۱۳۷۴

درخور ذکر است: دلنشین‌ترین بخش سفر برای بنده بازدید لاهور و رؤیت «ستاره بلند شرق» اقبال بود، سقف مزار به ابیات غزلی با مطلع:

دم مرا صفت باد فروردین کردند

گیاه را زسرشکم چو پای من کردند

زینت ساخته است. سالهاست شیفتگی شگرفی نسبت به شعر و ذکر اقبال در خود احساس می‌کنم، افزون بر بیست سال پیش سروده‌ام:

از آن ایام جانم پرصفا شد

که لبهایم تر از جام خدا شد

در اقیانوس فکر گرد لاهور

دل پر التهابم در شنا شد

از آن روزی که خواندم شعر اقبال

شدم آزاد و از هر بند رستم

«رموز بیخودی»ش از خود مرا برد

به خود تا آمدم دیدم که مستم

نگاهم از «پیامش» دیدن آموخت

سرم از «گلشن» اندیشیدن آموخت

مرا بیداری از «بانک درایش»

مرا عصیانگری از «شکوه»هایش

زاسرار خودی آگاه گشتم

زخود بیخود شدم از جلوه‌هایش

زیارت حریم مرزبان حماسه و اشراق، به رؤیای به حقیقت پیوسته‌ای می‌مانست و علاقه‌مند بودم زمان لختی درنگ می‌کرد و فرصتی فراخور نجوایی درخور، با آن سترگ به من دست می‌داد، اما افسوس عصر دوشنبه ۳۰/۱۱/۷۴ به قصد بازدید از کراچی و مراجعت به تهران عازم آن شهر شدم به محض ورود به کراچی برای شرکت در مراسم قرآن‌خوانی گروه قراء به مسجد خیرالعمل رفتیم، حدود ساعت ۲۴ جهت دیدار با جناب حجت‌الاسلام بهاءالدینی به منزل وی رفتیم جمع باصفا و پرشوری را در محل اقامت ایشان دیدم، روح کار و تحرک و روابط صمیمانه در خود او و همکارانش مشهود بود.

صبح روز سه‌شنبه از کتابخانه امام خمینی(ره) که به همت جناب آقای سراج‌الدین موسوی و به پشتیبانی مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی تأسیس گردیده بازدید به‌عمل آمد، پس از اقامه نماز در کتابخانه از ساختمان در حال احداث مدرسه امام خمینی که در مقابل کتابخانه قرار دارد بازدید شد.

ان‌شاءالله در آتی این مدرسه بتواند منشأ خدمات و مطلع برکات باشد.

در مسجد ارم باغ متعلق به اهل سنت جهت شرکت در مراسم قراء حضور یافتم، مسجد نسبتاً بزرگی است و تلاوت قرآن و دیگر برنامه‌های قراء اعزامی از جمهوری اسلامی بسیار مورد استقبال بود.

متأسفانه دوستان برای روز چهارشنبه برنامه چندان مفیدی پیش‌بینی نکرده بودند از قسمتهای خانه فرهنگ بازدید به‌عمل آمد و جلسه نسبتاً مفصلی با مسئول خانه فرهنگ و برخی همکاران ایشان داشتم گزارش فعالیتها و بررسی مسائل فرهنگی کراچی موضوع جلسه بود.

فعالیتها فراخور امکانات گسترده و ساختمان عظیم و مجلل خانه فرهنگ نیست.

از مؤسسه حجت‌الاسلام شرف‌الدین موسوی‌علی‌آبادی بازدید و گفتگوی مفصلی با ایشان صورت گرفت.

طبق برنامه، با پرواز از فرودگاه کراچی به سمت تهران سفر نه‌روزه حقیر به پاکستان نیز پایان پذیرفت.

در زیر نکاتی را به‌صورت خلاصه عرض می‌کنم ان‌شاءالله همکاران در سازمان به تناسب موارد را پیگیری خواهند فرمود.

نکاتی که نسبت به اغلب رایزنیها باید اقدام گردد:

۱٫ اعمال حسابرسی ادواری.

۲٫‌ تنظیم و ارسال سیاستهای اصولی، خطوط‌مشی فعالیت و وظایف رایزنیها و خانه‌های فرهنگ.

۳٫ ابلاغ توافقنامه وزارت خارجه و سازمان و دستور حضرت آقا درخصوص سازمان.

۴٫ دستورعمل نحوه ارتباط رایزنیها با معاونتها و واحدهای مرکزی سازمان.

۵٫ ارسال مستمر کتب و نشریات سازمان، جهت تقویت کتابخانه و مرکز اسناد رایزنیها و خانه‌های فرهنگ.

۶٫ تنظیم و ارسال پیوست رساله‌ای باعنوان «ایران امروز» با ویراستاری و آمار روزآمد.

۷٫ تنظیم رساله مناسبی در تبیین حقوقی عقلانی حکومت سالمی و تعریف نهادهای قدرت در نظام جمهوری اسلامی به زبانهای مختلف.

۸٫ توسعه اعزام قاریان و حافظان قرآن با برنامه‌های دقیق و متنوع به کشورهای اسلامی.

۹٫ ارسال رساله حضرت آقا به زبانهای گوناگون.

۱۰٫ ارسال دیش آنتن جهت استفاده از برنامه‌های سیمای جمهوری اسلامی.

موارد عمده‌ای که علاوه بر نکات بالا درخصوص پاکستان باید پیگیری شود:

۱٫ اعزام عناصر مناسب جهت تصدی برخی برجای مانده از قبیل سرپرستی مرکز تحقیقات فارسی

۲٫ تأمین اعتبار موردنیاز احداث ساختمان مرکز تحقیقات فارسی

۳٫ اقدام فوری جهت آسیب‌زدایی و تجهیز بخش نسخ خطی کتابخانه گنج بخش در قبال آسیب‌پذیری

۴٫ تقدیم «نشان سپاس» به فعالین ایرانشناسی

۵٫ ارسال دیوان حضرت امام «س» ـ برای شبه‌قاره

پای کوهی به کلبه پی پک زن

بچه‌ها را شبی گفت که من

آشنایم به این همه جاها

که مرا زندگی گذشت این‌جا

همه پست و بلند را دانم

واقف از دره و بیابانم

چون که خوشبختی شما جویم

سخنی خوش به صدها گویم

سخنم را به هوش گوش کنید

هست آب حیات، نوش کنید

پشت این کوه کاخی است بلند

شاید آن‌را زنقره ساخته‌اند

همه کاخ سفید خوانندش

همچو معبد عزیز دانندش

روی آن گنبدی بزرگ بود

که رموزش به کس عیان نشود

عاملانند ایستاده به در

هر یکی راست نقشه‌یی در سر

اندران کاخ رازهاست بسی

که خبر نیست از آن به هیچ‌کس

هر طرف باغش است و بستان است

گل و نسرین و سرو و ریحان است

آب صافش به جو روان باشد

جو با هر باغ و بوستان باشد

ساز و آواز روز و شب آن‌جاست

نغمه شادی و طرب آن‌جاست

بزم‌هایی میان باغ بود

که درخشان زچلچراغ بود

ماهرویان به دست جام شراب

با نگاهی کنند مست و خراب

می چو در ساغر بلور آرند

آن بلورین تنان سرور آرند

از برای چشیدن آن می

بر در آیند قیصر و جم و کی

شاهزاده و شاه و شیخ و امیر

عالم و فاضل و رئیس و وزیر

مه‌رخان را شوند دست به دست

از می مهر آن عزیزان مست

چون زمستی زخود روند همه

داخل کاخ می‌شوند همه

داخل کاخ دیوی است مهیب

که ندارند به دهر هیچ رقیب

چشمهایش بود چو اخگر سرخ

سر سیاه و دهان چو آذر سرخ

وحشت‌آور صدای او باشد

خون آدم غذای او باشد

دست‌های کریه اوست دراز

چون بگیرد نمی‌گذارد باز

همه آن‌ها به دست دیو افتند

که کند بندشان جدا از بند

پس به دندان درد همه‌کس را

یک به یک می‌خورد همه کس را

چون نماند ازآن گروه کسی

خنده‌هایی زند بلند بسی

پس بگوید که بازهم آرید

از عرب نیز از عجم آرید

گرچه کشمیر باشدم به دهان

هم به دست من است پاکستان

مصر و لیبی ببند من باشد

بوسنی در کمند من باشد

هم فلسطین بود به کام مرا

شام یکسر بود به دام مرا

عربستان بود به پنجه من

ترکیه نیز در شکنجه من

گرکویت است و اردن و یمن است

همه صید من و به قید من است

خون اهل عراق خوردنی است

جگر اهل ری فشردنی است

کابل و قندهار اسیر شد

شکم من هنوز سیر نشد

پیش من آورید هریک را

غوری و غزنوی و اییک را

دگر آرید عده‌یی آدم

ورنه من شهرها زدم برهم

بچه‌ها! دیو تشنه خون است

تشنگیش از حساب بیرون است

هرچه باشد به‌سوی کاخ سفید

از پی حفظ جان خود مروید

مروید از برای دیدن آن

که بود دیذنش به قیمت جان

کلبه ما اگرچه تنگ بود

دره پهناور و قشنگ بود

جنگل این‌جا چه‌قد زیباست

کوه و این دامنش فریباست

چون زجنگل سراسر آگاهید

سوی جنگل روید اگر خواهید

گرچه در جنگل اژدها باشد

شهرها و پلنگ‌ها باشد

پیش آدم پلنگ می‌لرزد

شهر را نیز می‌شود

اژدها می‌گریزد از آدم

فیل بازور و گرگ‌دران هم

زندگی راحت است در جنگل

که در این‌جا زدیو نیست خلل

نشود دیو را چو لقمه کسی

جنگل از شهر خوشتر است بسی

چون ره ما بود زکاخ جدا

ما زدیویم دور و دیو از ما

آه آن کاخ و گنبد مرموز

دیو و آدم خوریش در شب و روز

گر کسی بشنود در آن گنبد

بس صداهای خوف‌زا پیچید

این صداهای چند فردی نیست

بل صداهای چند قوم غنی است

که از عیّاریش فقیر شدند

همه در دام او اسیر شدند

این صداهای ناله است و بکاست

که دم مرگ از آن همه برخاست

قومها را سرانشان کشتند

شمع نام و نشانشان کشتند

خاصه آنها که مست گردیدند

چشم از دهر بسته خوابیدند

داند آن کو نظر کند به علل

رهزنانند رهبران ملل

این چنین رهبران به دار اولی

بر دم تیغ آبدار اولی

خایدان را به تیغ باید زد

همه را بی‌دریغ باید زد

آه این رهبران برای دو جو

ملل خویش را کنند گرو

سوی آن کاخ اگر سران درود

قومها لقمه اجل شوند

راه کاخ ارکی دمی گیرد

دیو در چند روز می‌میرد

کشتن دیو کاری اعظم نیست

رستمی لازم است و رستم نیست

محمد اکرم «اکرام»

لاهور ـ دوم محرم‌الحرام ۱۳۱۳هـ

 

نامه‌ی مرحوم استاد منذر

 

بسمه تعالی شأنه
جناب حجت‌الاسلام و المسلمین حاج آقای رشاد، وفّقّه الله للسَّداد و الرَّشاد
سلامٌ علیکم و رحمه الله


خبر کسالت حضرت‌عالی، که خوشبختانه رو به بهبود است، برای اهالیِ فرهنگ و اندیشه شدیداً موجب نگرانی و تأثر شد و هرکس شنید، به دعای خیر برای عافیتِ سریع و کاملِِ آن جناب، رَطبُ اللسان گردید. چه باید کرد؟ در طریق عشق، «وَلاء» و «بلاء»، و «محبّت» و «محنت»، دوستان قدیمند: البَلاء لِلوَلاء و: هرکه در این بزم مقرّبتر است / جام بلا بیشترش می‌دهند.

بلاها و مِحَن ـ چونان کوره‌ی آتش، بل مخزنِ تیزاب ـ برای مؤمنین، عاملِ «تمحیص» و تهذیب، و برای کفار و منافقین، موجبِ «محق» و نابودی است. جانِ کافر ـ که آینه‌ی فطرت خدایی‌اش را به گل و لایِ «غفلتْ» اندوده، بل به ضربِ «انکار و جُحود»، شکسته ـ در تیزابِ بلا محق و محو می‌شود، و جانِ مؤمن که به اکسیر «توحید» (فطرت الله) زنده است، از کوره‌ی ابتلا، همچون زرِ ناب که زنگارش در مخزن تیزاب ریخته، پاک و تابناک بیرون می‌آید. پس در موج و اوجِ ابتلا، برای مؤمن چه جای غم؟ که جایگاه شادی است، و در پسِ ظاهرِ تلخ و ناگوارش، باطنی خوب و شیرین دارد؛ «مِهر»ی است که در نقاب «قهر» آمده است:

در بـلاهــا می‌چـشـم لـذّات او
مـاتِ اویــم، مــاتِ اویـم، مـاتِ او
عاشقم بر لطف و بر قهرش بِجِد
بوالعجب، من عاشقِ این هر دو ضد!

در معنی، تلنگُری است که به من و ما می‌زنند تا غوغای روزمرّگی، از اندیشه و اندوخته‌ی آینده‌مان غافل نکند و به توفیق اجباری، خلوتی‌مان می‌بخشند که خود و کارخود را آسیب شناسی کنیم و بیش از پیش، هشیارِ کار و بیدارِِ حالِ خود باشیم و نقد عُمْر را در بازار هستی ـ آن سان که زیبنده‌ی یک دیندار فرهیخته، و فرهیخته‌ی دین‌باور است ـ مصرف کنیم. امید است کارهایی که می‌کنیم، تماماً مُهرِ رضایتِ محبوبِ عالَمیان، خداوندگار جهان (جلت عظمته) را بر پیشانی و پسندِ خلیفه‌ی برحقش، صاحب العصر و الزمان (عج)، را به همراه داشته باشد…
استدعای این جانب و دیگر دوستان (جنابان حاج حسین نوری و دکتر احمد کاویانی) از درگاه باری ـ عزّ اسمه ـ آن است که، هرچه زودتر بهبودِ کامل یافته و خدمات مؤثرتان به فرهنگ نورانی اهل بیت (علیهم السلام) را، موفّقتر از پیش، از سر گیرید. ایدون باد!

علی ابوالحسنی (منذر)
دی ماه ۱۳۹۰ هجری شمسی
علی هاجرها الف التحیه و السلام

 

گزارش سفر به سریلانکا

 

گزارش سفر سریلانکا

خلاصه گزارش سفر و مذاکرات مقدماتی

«گفت‌وگوی اندیشمندان مسلمان و بودیست» در سریلانکا

شنبه شب ۲۸/۹/۷۷ ش برابر با ۲۹ شعبان ۱۴۱۹ ق مطابق با ۱۹ دسامبر ۱۹۹۸ م به منظور انجام ملاقات‌های مقدماتی و مذاکرات علمی جهت برپایی کنفرانس گفت‌وگوی اندیشمندان مسلمان ـ بودیست، از طریق دبی به کلمبو عزیمت کردیم، حدود ۱۲ ساعت طی مسیر به طول انجامید.

پس از وصول به کلمبو، برای رفع خستگی مسیر طولانی و پرمشقت، یک‌شنبه عصر مختصری به استراحت سپس با مشاوره مسئولین ایرانی در سریلانکا برنامه‌های این سفر یک هفته تنظیم شد. استقبال و مواجهه متخلفانه و صمیمانه سرپرست رایزنی جناب آقای برخورداری و سفیر جمهوری اسلامی جناب آقای الموتی در آغاز ورود مایه دلگرمی، و ادامه همراهی آنان به خصوص برخورد بسیار مؤمنانه و مسئولانه شخص سفیر تا پایان سفر الحق سرمایه کامیابی این ماموریت بود. رابط دوستانه سفیر و نماینده فرهنگی نیز ستودنی است.

سریلانکا (جزیره سیلان) دارای حدود بیست میلیون نفر جمعیت، کانون چای جهان و برخی از انواع ادویه، و نیز مرکز میوه‌های جنگلی و شبه‌قاره‌ای است. این جزیره از کهن‌ترین کانون‌های بودیسم و اکثریت مردم آن بودایی مسلک و سینهالی زبان و اقلیت اول مسلمانند، مسیحیان و هندوان نیز بخش کوچکی از جامعه مذهبی سریلانکا را تشکیل می‌دهند. مسلمانان تامیل زبانند و منطقه تمرکز جمعیت مسلمان شرق و شمال شرق جزیره و منطقه حائل و مماس با منطقه آشوبزده تامین‌نشین است و این خود اکنون مایه مشکلات عدیده‌ای برای آنان است و وفاداری مسلمین به دولت مرکزی و عدم پیوستن آنان به تامیل‌ها سبب فزونی اعتبار و احترام آنان در نزد دولت و ملت گردیده، زیرا همراهی مسلمین با همزبان استقلال‌طلب خود به معنی تجزیه سهل و سریع جزیره است. مسلمانان تاوان بس ستنگینی را در این راستا پرداخته‌اند.

* دوشنبه ۳۰ آذر ۷۷ / ۲۰ دسامبر ۱۹۹۸

ـ ۳۰/۱۰ صبح: بازدید از فدراسیون سراسری بودایی سریلانکا؛ فدراسیون در یک مجموعه ساده‌ای مستقر است، وظیفه اصلی فدراسیون ارائه خدمات و پشتیبانی معابد و مانکها است، یازده هزار معبد و سی‌ویک هزار مانک با این مرکز مرتبط هستند.

مدیران فدراسیون بر ضرورت زمامداری روحانیون و استقرار حکومت دینی در جوامع به مثابه راهکار حل معضلات جوامع تأکسد می‌ورزیدند، طرح مباحث اجتماعی در گفت‌وگوی بین اندیشمندان مسلمان و بودیست مورد پیشنهاد آنان بود، مدیریت فدراسیون لزوماً به عهده مانک‌ها نیست.

ـ ۳۰/۳ بعدازظهر: طبق برنامه با رهبر فرقه آماراپورا (برمیزنیکایا) که یکی از چهار فرقه بودایی سریلانکا است، ملاقات انجام شد. گفتنی است: بودیسم به دو مذهب عمده ماهایانا و هینایانا (تراودا) تقسیم می‌شود، مسلک بودیسم در جزیره سیلان از چهار گروه به شرح زیر تشکیل می‌شود:

بودیسم

ماهایانا

هینایانا (تراودا)

سیامی نیکایا

مالواته چپتر

عسگیریه چپتر

برمیزنیکایا

آماراپورا

رامانایا

با رهبر فرقه آماراپورا که مردی ۸۵ ساله است، راجع به گذشته و تحصیلات او، برنامه‌های مرکز وی بحث‌هایی گذشت، از ۱۱ سالگی به سلک مانکی در آمده و به مراقیه پرداخته است. تحصیلات آکادمیک ندارد. خود را کتوم وانمود می‌کرد و از پاسخ پرسش‌های مربوط به تجربه معنوی خود استنکاف می‌کرد.

مانک‌های جوان ۴ صبح از خواب بیدار می‌شوند، روزانه دو بار برنامه مدیتشن دارند، (هر بار نیم ساعت) ۴ صبح به نظافت محوطه می‌پردازند، ۵ صبح مراقبه می‌کنند، دو وعده نیز برک فست (افطار) می‌کنند (صبح و ظهر) و بعدازظهر تا غروب که هنگام استراحت آنان است جز مایعات غذای دیگری نمی‌خورند. بعدازظهر ۲ ساعت کلاس دارند و مراقیه دوم ساعت ۱۹ انجام می‌شود.

ـ ساعت ۳۰/۵: از مرکز انتشارات بودیسم بازدید شد، کتب زیادی در نمایشگته وجود نداشت قیمت‌ها نیز بسیار گران بود.

* سه‌شنبه ۱/۱۰/۷۷ ـ ۲۱/DC/98

ساعت یازده صبح با آقای کشمتن جایاکودی، وزیر سه وزارتخانه فرهنگ، امور مذهبی و بودیسم ملاقات شد، ساختمان محل ملاقات مرکز ستادی سه وزارتخانه و بسیار ساده است، آقای جایاکودی قبلاً وزیر دفاع بوده؛ سوسیالیست است، شناخت و نظر مثبتی نسبت به ایران و انقلاب اسلامی دارد، دوست نزدیک نخست‌وزیر فعلی است، محتمل است در آینده خود این سمت را احراز کند. با آقای جایاکودی درباره مبانی و ضرورت و فوائد گفت‌وگوهای فرهنگی دینی صحبت شد. از اراده و اقدام هیأت ایرانی استقبال می‌کرد، وعده کرد ضمن پشتیبانی از کنفرانس پیشنهادی هیأت، دانشگاهیان و رهبران بودایی را به سمت آن ترغیب نماید.

بعدازظهر سه‌شنبه از هفته‌نامه «نوامانی» (ندای بیداری) بازدید و با مدیران آن گفتگو شد، نشریه را مسلمانان اداره می‌کنند و هوادار ایران است، مواضع و مطالب ارزشمندی در نشریه مطرح می‌شود. مدیر مسئول آن آقای رزوی و مدیر داخلی آن آقای محمد طه فرمل، سردبیر آن نیز آقای اظهر حاجی است.

سپس از مرکز مطالعات اسلامی با مدیریت آقای مولوی لافیر مدنی، بازدید شد. عمده وظیفه مرکز دعوت به اسلام، نشر کتب، تولید و توزیع نوارهای صوتی و تصویری دینی است. آلبوم مسلمانان نو ایمان حاکی از استقبال بسیار خوب پیروان دیگر ادیان از اسلام است، به طور میانگین هر هفته شاهد گرایش یک یا دو نفر به اسلام هستند، این مرکز مدرسه‌ای نیز جهت آموزش نوباوگان و نوجوانان تحت پوشش دارد.

اطلاع از اوصاف و خدمات شیخ یوسف حاجر (= حاج) امیر سابق جماعت اسلامی سریلانکا، ما را مشتاق دیدار وی ساخت و به بازدید منزل او شتافتیم، فرد متمکن و مبسوط الیدی بوده است، همه دارایی خود را صرف هواداری انقلاب کرده است، الان وضع مطلوبی ندارد. هنوز شیفته امام و انقلاب است و همچنان پنجاه ‌و هفتی فکر میکند.

بازدید از یک معبد بودایی برنامه بعدی بود

* چهارشنبه ۲/۱۱

ساعت ۱۱ صبح، طبق قرارا پیشین، جلسه مذاکره با طرف اصلی برنامه منظور هیأت در مرکز مطالعات عالی بودیسم تشکیل شد جلسه با حضور تعدادی از مانک‌ها و اساتید دانشگاه‌های: پالی و بودیسم، کلینا، جای واردناپورا، و رییس سابق دانشگاه پالی بودیسم سامان یافته بود.

در این جلس که: بسیار صمیمانه و در فضای مساعدی سپری شد راجع به موضوع هم‌اندیشی (عدالت و صلح)، تعداد مقالات از دو طرف، تاریخ احتمالی توافق شد، قطعیت محل و زمان برگزاری به مشاوره بعدی در تهران و کلمبو موکول گردید.

ساعت ۳۰/۱۲ از نمایشگاه تجاری که برخی از شرکت‌های ایرانی در آن حضور فعال و پررونق و سودآوری داشت بازدید شد.

عصر در جلسه‌ای با شورای مرکزی بنیاد صلح بین ادیان شرکت جستیم، نمایندگان مسلمین، بوداییان، مسیحیان و هندوان در جلسه حضور یافته بودند. در این جلسه مواضع اسلام و ایران در خصوص روابط میان ادیان تشریح و مورد استقبال قرار گرفت.

شب در میهمانی آقای حاج محمد اشرف حضور یافتیم، آقای اشرف مسلمان و وزیر بنادر و کشتیرانی سریلانکا است، حزبی به نام کنگره مسلمانان تأسیس کرده و مدعی رهبری مسلمانان سریلانکا است.

او هوادار امام و همدل با انقلاب اسلامی است، سیاستمدار هوشمند و خوش‌فکری است. جلسه بسیار مفیدی بود، از هر دری سخنی به میان آمد.

 

گزارش سفر قزاقستان

 

کنفرانس رهبران ادیان جهانی و سنتی ـ آستانا:

این همایش، دومین کنگره رهبران ادیان جهانی و سنتی بود که در شهر آستانا اما در محل کاخ صلح و دوستی نیز که تنها ۱۲ روز از بهره‌برداری آن می‌گذشت در روزهای ۲۱ و ۲۲ شهریور ماه برگزار شد.

موضوع اصلی این کنگره عبارت بود از: «دین ، جامعه و امنیت بین المللی»

در این همایش ۴۳ هیئت مذهبی به نمایندگی از ۲۰ کشور جهان شرکت داشتند. بیش از ۱۶۰ نفر از شرکت کنندگان این همایش پیرو ادیان، اسلام، مسیحیت، (فرق کاتولیک، مذاهب مختلف ارتدوکس، مذاهب مختلف پروتستان)، یهودی (سفرادیم، اشکنازی) بودایی، دائوئیزم، شینتوئیزم بودند.

در این کنگره هیأتی از جمهوری اسلامی ایران به ریاست حجت الاسلام و المسلمین رشاد رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و ریاست گروه اسلام و مسیحیت و عضو شورای انقلاب فرهنگی شرکت داشت. دیگر اعضاء این هیئت عبارتند از: آقای دکتر حسین کلباسی اشتری استاد دانشگاه و رئیس گروه اسلام و یهودیت، آقای حسن صفرخانی رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در قزاقستان و خانم رشیدبیگی کارشناس مرکز گفتگوی ادیان.

در این کنگره مقرر شده بود که شرکت کنندگان در چارچوب موضوع اصلی کنگره درد بخش آزادی مذاهب و احترام به سایر ادیان و «نقش رهبران در تحکیم امنیت بین المللی» سخنرانی و بحث و تبادل نظر کنند. بنابر همین توافق حجت الاسلام و المسلمین رشاد مقاله‌ای با عنوان «امنیت جهانی و تقارب و تعامل ادیان» و آقای کلباسی مقاله‌ای با عنوان «آزادی مذاهب و احترام به سایر ادیان» به دبیرخانه این کنگره ارائه نمودند. و ریاست هیئت ایرانی در این رابطه سخنرانی نمود. مقرر است کلیه مقالات در کتاب مجموعه مقالات دومین کنگره رهبران جهانی و سنتی به چاپ رسد.

این کنگره با سخنرانی رئیس جمهوری قزاقستان آغاز شد و در پایان با تأکید بر صدور بیانیه دومین همایش رهبران ادیان جهانی و سنتی که به بیانیه آستانا موسوم است خاتمه یافت. از دیگر برنامه‌هیا این کنفرانی دو ضیافت شام که یکی به دعوت رئیس جمهور و دیگری به دعوت شهردار شهر آستانا بود در دو شب کنفرانس برگزار شد. همچنین برنامه دیدارهای فرهنگی که عبارت بود از بازدید موزه‌ها و سمبل شهر آستانا و آکواریوم این شهر در برنامه‌های میهمانان کنفرانس گنجانده شده بود.

نورسلطان نظر بایف رئیس جمهوری قزاقستان در سخنرانانی افتتاحیه خود گفت: افزایش عدم تحمل مذاهب تا حدی نتیجه روند جهانی شدن است. وی افزود: جهانی شدن چشمان مردم را به بی عدالتی اقتصادی حاکم در جهان نیز باز کرد. به عقیده رئیس جمهوری قزاقستان در چنین شرایطی یک نوع فرار معنوی، فرار از واقعیت صورت می‌گیرد.

نظربایف افزود: تنها با تدابیر و اقدام‌های سیاسی نمی‌توان از این بن بست‌فرهنگی جهانی رهایی یافت و در این امر معلمان روحانی نقش تعیین کننده دارند.

وی تأکید کرد: مسئولیت ویژه رهبران ادیان جهانی و سنتی این است که نگذارند موعظه‌های دینی منجر به اختلاف‌های سیاسی گردد و از سوی دیگر نهادهای دولتی و سازمان‌های مخفی برای اهداف خود از اصل دین استفاده نکنند.

رئیس جمهوری قزاقستان گفت: تحمیل یک سنت فرهنگی به سایر فرهنگ‌ها، تلاش برای ایجاد مناسبات اجتماعی براساس طراحی‌های بیگانه هیچ گاه باعث تفاهم متقابل نمی‌شود، چنین توسعه طلبی فرهنگی باعث مقابله شدید خواهد شد.

وی افزود: تنها احترام به سنت‌های تاریخی سایر اقوام و ملت‌ها، عدالت و صمیمیت در مناسبات تمدن‌ها، مذهب‌ها و مردم می‌تواند موجب ایجاد صلح و تفاهم شود.

نظربایف در بخش دیگری از سخنان خود گفت: سازمان ملل متحد می‌تواند مبتکر برگزاری سال تفاهم مذهبی و فرهنگی شود. به گفته‌ وی، از سال آینده میلادی ۲۰۰۷ یکی از شبکه‌های تلویزیونی قزاقستان به برنامه‌های درس‌های دینی اختصاص خواهد یافت و از شرکت کنندگان همایش دعوت کرد، از نفوذ خود برای ایجاد برنامه‌های تلویزیون‌های کشورهای خود استفاده کنند. وی همچنین از رهبران ادیان شرکت کننده در این کنگره دعوت کرد، همه ساله در کاخ صلح و تفاهم آستانا شرکت کرده و سخنرانی کنند.

پس از سخنرانی افتتاحیه رئیس جمهوری قزاقستان رئیس‌های دیگر هیئتها دعوت رئیس جمهور که مدیریت جلسات را شخصاً به عهده داشت طی دو روز کنگره به سخنرانی پرداختند محور اصلی اغلب سخنرانی‌ها به شرح ذیل بود:

همه ادیان دارای یک هدف هستند هر چند که طرق آنها مختلف باشد.

رهبران دینی جهان امروزه وظیفه سنگینی به عهده دارند و آن حفظ وحدت مردم جهان است.

بسیاری از سیاستمداران از دین استفاده ابزاری کرده و خشونت ‌ها و دعواهای سیاسی را به نام دین تمام می‌کنند.

احترام به آزادی دینی بر همگان و برای همه ادیان واجب است و این یک حق بشری است.

رهبران دینی جهان باید جبهه واحدی تشکیل دهند.

تأکید بر مشترکات ادیان که عبارتست از اخلاق، ایمان به خداوند، آزادی ، عدل، مساوات، رحمت

پیروان ادیان جهت همزیستی مسالمت‌آمیز با یکدیگر مجبور به گفتگوی ادیان هستند و این گفتگوها در زمان ما ضروری است.

با اشاره به اختلافات حاضر در بین پیروان ادیان که در حال حاضر در جوامع مختلف وجود دارد اظهار داشتند که ما متأسفانه به زمان قدیم برگشته‌ایم و اکنون نباید بگذاریم این اختلافات بیش از این ادامه یابد.

۹ـ احترام به حقوق اقلیت‌های دینی در هر کشوری لازم و ضروری است.

۱۰- احترام به همه ادیان و آزادی‌های شخصی از اختلافات دینی جلوگیری می‌کند

خلاصه‌ای از سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین علی اکبر رشاد رییس هیئت ایرانی:

امنیت می‌تواند، به فردی و جمعی؛ ملی و فراملی تقسیم شود؛ برای فهم امنیت، نخست باید متعلق امنیت را مورد تحلیل قرار داد؛ امنیت یک مقوله انسانی است، و متعلق امنیت عوارض اتحادی و انضمامی آدمی است؛ آن‌چه را که ماهیت و هویت آدمی را می‌سازد و مایه امتیاز انسان از سایر جانوران می‌گردد، اوصاف و احوال اتحادی او قلمداد می‌کنیم مانند جان آدمی، دین و …

سایر ارزش‌ها را که به نحوی دیگر ـ غیر از نسبت هویت‌ساز ـ به آدم منسوب است؛ عوارض انضمامی می‌نامیم؛ مانند سرزمین، محیط زیست

پس امنیت عبارت است از «وضعیت مصونیت احوال و متعلقات آدمی از تعرض غیر»

عوامل تهدید امنیت و اسباب تامین امنیت، دو رویه یک سکه قلمداد می‌شوند، آن‌چه وجود آن موجب زوال امنیت می‌گردد ، از این‌رو برای شناخت اسباب تأمین امنیت نخست باشد عوامل تهدید را باز شناخت دین از مهم‌ترین بلکه خود مهم‌ترین عامل تأمین امنیت در افق ملی و فراملی است

به جهت نقش فوق‌العاده دین در تنظیم اعمال و عواطف آحاد انسانی، سوءاستفاده از آن می‌تواند آثار بس مخربی در حیات بشر بر جای نهد؛ از این‌رو دین مانند همه ارزش‌ها، شمشیر دولبه است، در صورت اعتقاد و التزام می‌تواند بزرگترین عامل امنیت جهانی قلمداد گردد، سوءاستفاده از آن می‌تواند آن را به ابزاری خطرناک جهت برانداختن امنیت در آفاق جهان بدل گردد.

با توجه به نکات پیشگفته، امروز تنظیم روابط مسالمت‌آمیز میان رهبران و پیروان ادیان بزرگ، از مبرم‌ترین اقدام‌های خیرخواهانه و بشردوستانه بشمار است و باید مصلحان و مومنان، بدان اهتمام ویژه کنند. من با توجه خطورت روابط میان ادیان به بررسی و گمانه‌زنی مناسبات ادیان در آینده می‌پردازم، کوشش خواهم کرد ضمن توضیح این مطلب که «آیا روند و فرآیند مناسبات ادیان به سمت تقارب و تعامل پیش می‌رود یا تباعد و تنازع؟» بر بایستگی نزدیک‌سازی روابط ادیان و همسوسازی رفتار دینداران انگشت تأکید نهم. میان تمدنها، ممکن است نسبت «تباین» و بیگانگی حاکم باشد

چنانکه ممکن است تمدنها (همه با هم یا برخی با برخی دیگر) مماس و مرتبط باشند

کما اینکه نسبت تقابل نیز می‌تواند همراه با فرآیندی پیوسته در تنازع بوده و در نتیجه به «تباعد» فزاینده‌ی تمدنها بیانجامد، و می‌تواند به تجزیه و زوال و در نتیجه، «تساقط» هر دو یا «تغلّب» یکی (مثلاً تمدن جوان‌تر و پویاتر، یا پربنیه‌تر و قدرتمندتر) بر دیگری منتهی گردد.

چنانکه رابطه‌ی همگرایانه نیز بر اثر تعامل و تکافل تمدنها، به تکامل متوازی دو تمدن بیانجامد یا به ادغام و تداوم آنها در قالب تولد تمدنی جدید منجر شود.

اغلب مورخان و فیلسوفان تمدنی، ادیان و دینواره‌ها را موجد یا مقوّم، محرک یا تداوم‌بخش تمدنها می‌دانند

لهذا به دلیل رابطه‌ی وثیقی که میان دین و تمدن وجود دارد، می‌توان عمده‌ی نسبت‌های مفروض و مناسبات محتمل میان تمدنها را بین ادیان و دینواره‌های گوناگون نیز مفروض و محتمل انگاشت. در این مقاله ما سعی خواهیم کرد به اختصار مناسبات ممکن یا مطلوب آتی میان ادیان را (به همراه توجیه علل و دلائل هر فرض) تبیین و در پایان بر ضرورت تنظیم روابط معتدل و منطقی بین ادیان الهی انگشت تأکید بگذاریم

با توجه به تنوع قرائن و أمارات، و فراوانی متغیّرها و مغیّرها، پیش‌بینی و گمانه‌زنی در مسأله بسی دشوار بل ناشدنی می‌نماید. البته که سخن گفتن از مناسبات آتی ادیان فرع بر رواج دیانت و رونق دینداری است.

عوامل موثر در تکوین منظرها و نظریه‌های کیفیت مناسبات ادیان به دو گروه کلان: علل و عوامل، قابل طبقه‌بندی هستند. کما اینکه هر گروه نیز به دو دسته‌ی درون‌دینی و برون‌دینی تقسیم پذیرند، یعنی: هر یک از وضعیت «تعارض و تنازع» یا «تفاهم و تقارب» مبتنی بر علت‌های تاریخی اجتماعی ـ یا مستند با دلائل فلسفی کلامی بسیاری است.

گروهی از علل و دلائل، مویّد تداوم تنازع و واگرایی ادیان است، و متفکرانی که در عالم مسیحیت و اسلام، گفت‌وگوهای دینی را ناممکن یا نامطلوب، یا نامفید می‌انگارند برای توجیه مخالفت خود، به برخی از همین موارد استناد می‌جویند.

«ایشان در ادامه مقاله خود به ۱۰ نمونه از علل و دلایل در توجیه گمانه‌ای واگرایی اشاره کرد و در ادامه ۵ علت را به مفع منظر احتمال یا ضرورت تقارب ادیان و تعامل دینداران ارائه نموده است»

به دلیل فراوانی علل و عوامل موثر در مسأله، تشخیص (تا چه رسد به تدبیر) فرآیند و برآیند مناسبات آتی ادیان و تمدنها دشوار می‌نماید اما فارغ از صحت و صواب علل و دلائل مؤیّد دو منظر که برخی از آنها برشمرده شد، می‌توان توصیه‌هایی را به مثابه آرزوهای انسانی پیش روی اصحاب و اتباع ادیان ـ به‌ویژه ادیان ابراهیمی که از مشترکات بیشتری برخوردارند ـ نهاد.

هر چند «وحدت دین» تنها به اراده‌ی الهی ممکن است اما «اتحاد ادیان» می‌تواند با عزم جدی دینداران صورت تحقق پذیرد، امروز دهها عامل و انگیزه، ما دینداران را به «تفاهم و تعامل دینی» فرا می‌خواند که به اقتضاء ضرورت تنها به برخی از آنها اشاره می‌کنم

بایستگی رونق بخشیدن به دینداری (به طور عام)، و در هم شکستن هجمه‌ی وسیع الحاد به دیانت و خداگروی و نیز لزوم پیش‌گیری از جنگهای خانمان بلکه جهان‌برانداز و تحکیم وحدت بشری و همچنین ضرورت رفع بحرانها و معضلات بشریت‌سوزی چونان: بحران معنویت و اخلاق، بحران زیست بوم و ترمیم گسست سنت و مدرنیته و بالاخره ضرورت‌های الهی و انسانی بسیار دیگر، همدمی و همدلی، همگامی و همراهی اهل ایمان و اصحاب ادیان را فرض و لازم می‌سازد

به نظر ما طریق مدارات، منحصر در تشکیک در حقانیت مجموعه‌ی ادیان (پلورالیسم دینی) و ترویج نسبیت و شکاکیت (پلورالیسم معرفت‌شناختی) نیست، و حتی حق مطلق انگاشتن دینی خاص به معنی باطل مطلق دانستن سایر ادیان نیست، و نیز مقوله‌ی «نجات» جدای از مسأله‌ی «هدایت» است، نجات در سایه‌ی «رحمت واسعه‌ی الهی» تحقق یافتنی است، علاوه بر آنکه وجود اشتراک بسیار در تعالیم ادیان، نشانه‌ی نوعی یگانگی در مبادی آنها (که به نظر ما عقل و وحی است) می‌باشد، وانگهی مسأله‌ی تحاور و تعامل اصحاب ادیان ملازم با تعیین و تأیید میزان حقانیت دینهای طرف گفت‌وگو و همگام نیست، آنچه مسلم است این است که: ادیان به هم نزدیک‌تر از مکاتب الحادی و بشری‌اند، و سرنوشت دینداران (بیش از دیگر جوامع انسانی) با هم گره خورده است.

خلاصه مقاله آقای دکتر حسین کلباسی عضو هیئت ایرانی:

ـ تجربه بشر در قرون اخیر در حوزه آزادی اندیشه و اعتقاد و بیان و نیز آزمون تأمل برانگیز نظام‌های سیاسی لیبرال در برقراری و حفظ این عرصه حیات آدمی، یعنی آزادی انتخاب و لوازم آن، ضرورت توجه به ظرفیت‌های ادیان در این حوزه را بیش از پیش افزوده است. نفس علاقه روز افزون به گسترش گفت و گوی بین الادیان در واقع چیزی نیست جز احساس خلاء و غیبتی که در دهه‌های قبل نسبت به نقش آفرینی ادیان و جایگاه آنها روی داده بود و اکنون نه تنها متفکران و خبرگان عالم، بلکه افکار عمومی جهان نیز به ظرفیت نامتناهی ادیان الهی در تأمین و حفظ نیازهای روحی و معنوی انسان پی برده است. مقدمات نظری این موضوع، ارائه تعاریف جدیدی از واژگان رایج در فرهنگ بشری ـ که نوعاً محصول دیدگاه‌های سکولار و لیبرال بوده ـ می‌باشد و از زمره آن واژه «آزادی» است که با وجود استعمال گسترده و شایع آن در اغلب عرصه‌های حیات امروز، مع‌الاسف آسیب‌ها و کاستی‌های آن و همچنین افق‌های نوین برآمده از دین و دین‌باوری هنوز بسط و تفصیل نیافته است.

در این مقاله، مقوله «آزادی» از منظر درون دینی و با نظر به مبادی و خاستگاه‌های معرفتی آن مورد توجه قرار گرفته و نشان داده شده است که کامل‌ترین صورت آزادی در عرصه اعتقاد و عمل و بیان و استقرار فرهنگ متناسب با آن، از معبر اعتقاد دینی و منظر ادیان نسبت به انسان، خداوند و طبیعت قابل تحقق است.

خلاصه سخنان خاخام یونامتزگر(خاخام اعظم اِشکنازی رژیم صهیونیستی):

وی پس از تشکرات بسیار و پر تملق از رییس جمهور قزاقستان برای برپایی این کنگره و پس از تمجید فراوان از سخنان آقایان الترکی و طنطاوی و پاتریارک بارتلمئوس، گفت: پیروان اسلام، مسیحیت و همه از فرزندان ابراهیم هستند و همه هوای یکسان تنفس می‌کنند و بین آنان جنگ نیست. همه ما فرزندان اسحاق، یعقوب و محمد (ص) هستیم پس چگونه ممکن است که با یکدیگر نزاع داشته باشیم ما مقدسات همه ادیان را مقدس می‌شماریم و کاریکاتورهایی را که از حضرت رسول توسط روزنامه‌ها چاپ شده بود محکوم می‌کنیم و معتقدیم که نباید مقدسات دینی به مسخره گرفته شود ولی همانگونه که ما مقدسات ادیان را محترم می‌شماریم توقع داریم دیگران نیز مقدسات ما مانند هلوکاست را به مسخره نگیرند همانگونه که در قرآن نیز ذکر شده لایسخر بعض من ….

جناب رییس جمهور: من از شما خواهش دارم که این دو نسخه کتاب نیایش را برای دو اسیر اسراییلی که در اسارت به سر می‌برند از طریق کشورهایی که با ما روابط دیپلماتیک و رسمی ندارند به گروه‌هایی که آنها را اسیر گرفته‌اند برسانید. ما نیز از سوی خود هزاران نسخه از قرآن را در اختیار اسیران مسلمان قرار می‌دهیم.

 

دبیر کل سازمان جهانی «رابطه العالم الاسلامی» شیخ عبدالله الترکی گفت:

امنیت یکی از موضوعات کلیدی است که هر فردی به آن توجه دارد. امنیت همه مردم روی کره زمین بستگی به امنیت کل جهان دارد.

بشریت باید در جستجوی راه تحکیم امنیت باشد. تهدید جهان معاصر که عبارت از تروریسم است پدیده بین‌المللی بوده و جنبه‌ جنایتکارانه دارد. از این جهت این شر جهانی را نباید به قوم یا دین خاصی مرتبط دانست.

 

خلاصه سخنان طنطاوی امام الازهر:

وی با اشاره به آیات قرآنی و ارجاع به آیات مختلف به این مسائل به عنوان حقایق اشاره کرد:

۱ـ همه انسانها با یکدیگر مساوی هستند و تنها ملاک یکی بر دیگری تقوی است. انسانها دارای یک اصل واحدند.

۲ـ حیات انسان بدون عقیده دینی امکان پذیر نیست و همانگونه که جسم طالب غذا است روح انسان محتاج دین است.

۳ـ عقاید دینی در پی حق‌طلبی هستند و باطل را نمی‌پذیرند.

۴ـ هیچ اکراهی در پذیرفتن اعتقاد و ایمان نیست و خداوند پیامبران را به عنوان مبشرین نازل فرموده. چنانچه اکراهی بر دین شخصی باشد او مؤمن واقعی نیست.

۵ـ زعمای ادیان و علمای دینی باید با یکدیگر تعاون و تعارف داشته باشند. عقول انسانی تنها برای سعادت بشری است.

خلاصه سخنان اسقف اعظم بلاروس:

وی در آغاز پیام الکسی دوم پاتریارک کلیسای ارتدکس روسیه را قرائت نمود که در آن اهمیت گفتگوی ادیان و اتحاد رهبران دینی مورد تأکید بود و سپس سخنان کوتاهی اظهار داشت و تأکید کرد گفتگوی ادیان اهمیتی سیاسی و دولتی دارد.

خلاصه سخنان دبیر کل اتحادیه جهانی کلیساهای لوترن:

وی پس از سخنانی در مورد اشتراکات ادیان لزوم آزادی مذهب که آن را جزیی از حقوق دینی و مدنی خواند و گفت ما نمی‌توانیم از این حق آزادی دینی حتی در هنگام جنگ سرپیچی کنیم. وی همچنین به اهمیت گفتگوی ادیان اشاره نمود و اهانت به حضرت رسول توسط کاریکاتورها را بشدت محکوم کرد و گفت آیا استهزاء رسولان خدا یک عمل دینی است و تأکید کرد که امروزه خطر و تهدید برای همه ادیان است.

کاردینال مک کاریک کاردینال واشینگتن:

ما خدای واحد داریم ولی طرق مختلف و اسامی مختلف داریم اما اهداف همه ما یکی است و خدای ما واحد است. تعاون واجب است مساعدت همه فقرا نیز واجب است.

رییس مرکز بودیزم‌های مغولستان:

بودا به ما آموخته است که مخلوقات بشری مساوی هستند. اهداف همه ادیان بشری یکی است. گفتگوی ادیان موجب تقویت حقوق انسان می‌شود. مشارکت در مسئولیت‌های عمومی برای همه بشریت واجب است.

سلمان حسینی الندوی:

در قرآن نکات مشترکی بین اهالی ادیان وجود دارد. در قرآن حمایت از حقوق انسان‌ها، شهادت به حق بدون در نظر گرفتن رنگ، قوم و مذهب مشاهده می شود. حضرت رسول (ص) در حجت الاوداع گفت فخر و اصول جاهلی را فراموش کنید. معنی اسلام امن، امان و صلح است.

محمد قاضی از دانشکده بین المللی اسلامی پاکستان:

وی پس از سخنرانی خود در خصوص نقش رهبران ادیان در ایجاد صلح و امنیت جهانی در خاتمه با اشاره به سخنان خاخام رژیم صهیونیستی اظهار داشت کسانی که دم از حقوق ادیان می‌زنند چرا از زندانیان و شهدای فلسطینی و لبنانی هیچ سخنی به زبان نمی‌آورند.

وندرلیندن رییس اتحادیه اتحاد اروپا:

جامعه بدون دین مانند کشتی بدون بادبان است. دین اساس جامعه است و خط بین حق و باطل است. در دنیا عقاید مختلف وجود دارد ولی ما مجبور به اتحاد بین رهبران دینی و داشتن یک جبهه واحد هستیم.

معاون اول رییس سنای پادشاهی بلژیک:

در دولت بلژیک مراکز مختلفی وجود دارد که در مورد تمدن‌های سرزمین‌های مختلف مطالعه کرده و فوائد هر کدام را می‌یابد. دولت‌های زیادی دردنیا وجود دارد که به رهبران دینی احترام می‌گذارند. دین مطلوب آن دینی است که رهبران ادیان بتوانند در قضایای مختلف دخالت کنند. وجود رهبران دینی نیز واجب است که با اتحاد با یکدیگر موجب از بین رفتن تفاسیر سوء شوند.

شورای مجامع دینی اروپا آقای کتورلی از اسپانیا:

وی در خاتمه سخنرانی خود اظهار داشت فاجعه ۱۱ سپتامبر را برخی مرتبط با اسلام می‌دانند بنده به عنوان یک اسپانیایی شخصاً معتقدم که این مسئله ارتباطی با دین نداشته و با توجه به آموزه‌های اسلام این مسئله با حقیقت دین اسلام مغایرت دارد و رهبران اسلامی باید بگویند که این اعمال به نام اسلام انجام شده ولی اسلام حقیقی نیست و این تفرقه‌ها که به نام اسلام انجام می‌شود هیچ ربطی به اسلام ندارد.

ماهاتیر محمد از مالزی:

اگر فرضاً بپذیریم که واقعه ۱۱ سپتامبر به مسلمانان ربط داشته است باید بدانیم که این حادثه عکس‌العمل آنان برای وقایعی بوده است که در فلسطین و لبنان اتفاق می‌افتد.

جهان امروز در حال اضطراب و نگرانی است. تمدن ما هنوز تا حدودی ابتدایی باقی مانده است. چرا که متاسفانه برخی از نمایندگان آن کشتار را روش کلی حل و فصل مشکلات موجود میان اقوام و ملل‌ می‌دانند. تنها دین می‌تواند ما را از این گونه گمراهی‌ها رهایی بخشد. در بسیاری از نقاط جهان مردم از ایمان و اعتقاد دست کشیده و از نقش آن می‌کاهند. وقت آن فرا رسیده که رهبران دینی به منظور احیای معنویت و گسترش ایدئولوژی حل مسالمت آمیز اختلافات با هم متحد گردند.

مدیر عامل یونسکو در سخنرانی خود گفت:

برگزاری این گونه برنامه‌ها دلیل روشنی بر ضرورت تنظیم برنامه‌های صلح آمیز در جامعه میان ادیان و مذاهب مختلف و انکار هر گونه مناقشات میان آنها می‌باشد. آقای ماتسورا از برگزاری این کنگره حمایت نموده اطمینان داد که سازمان یونسکو جهت مسأله مربوط به تطبیق عملی وظایف و نتایج کنگره توجه ویژه مبذول خواهد داشت.

خاخام سفرادیم اورشلیم:

همه اقوام و مذاهب دارای طریقت و افکاری هستند که باید به آن احترام گذاشته شود. ما پیروان ادیان ناگزیر به زندگی مسالمت آمیز با یکدیگریم همه ما اعم از مسلمان و یهودی، عرب و غیر آن باید با صلح با یکدیگر زندگی کنیم. آنچه که امروزه دولت اسراییل انجام می‌دهد نباید به پای دین یهود گذاشته شود، اتفاقات رخ داده بین ‌اسراییل، فلسطین و لبنان به پای دین یهود نگذارید.

ملاحظات مهم:

ـ رئیس جمهور قزاقستان آقای نورسلطان نظر بایف با برگزاری کنفرانس‌های اینچنین در سطح جهانی می‌کوشد تا بر موقعیت خود در منطقه بیفزاید در این زمینه سیاست زیرکانه ‌ای به کار می‌برد که عبارتست از:

۱- جلب رضایت همه شرکت کنندگان که در این امر نیز بسیار موفق بود.

۲- برپایی کاخ صلح و وفاق

۳- گنجاندن بندهایی که مخاطب آن سازمان‌های جهانی بودند به این معنا که خود را در این سازمان‌ها مطرح نماید.

ـ با برگزاری کنفرانس‌هایی اینچنین فرصت‌هایی جهت دیدارها و آشنایی‌های بین رهبران دینی جهان و در نتیجه ایجاد تفاهم و انس بین مذاهب ایجاد می‌شود.

ـ برگزار کنندگان این کنگره تلاششان جهت جاسازی یهودیان در بین رهبران ادیان کاملاً مشهود بود گر چه این اقدام علنی نبود.

ـ از نقاط قوت این کنفرانس به این نکات می‌توان اشاره کرد:

۱- سطح شرکت کنندگان بالا بود

۲- نظم حاکم بر این کنگره ستودنی بود

۳- امکانات مناسب و کافی جهت میهمانان

۴- برخورد بسیار محترمانه و توجه به شئون میهمانان

۵- وقت گذاشتن کامل رئیس جمهور برای مدیریت مستقیم و حضور در برنامه‌ها

که همه این عوامل نشان از اهتمام دولت قزاقستان بر برگزاری موفق و نتیجه بخش کنگره بود.

از نقاط ضعف این کنفرانس به این نکات می‌توان اشاره کرد:

سطح سخنرانی‌ها پایین بود و اغلب کلیشه‌ای بود

تملق گویی در برخی از سخنرانی‌ها مبالغه آمیز بود

نداشتن وقت جهت بحث و گفتگو

بی ارتباط برخی از سخنرانی‌ها به موضوع اصلی کنفرانس

حضور خاخام‌های صهیونیستی برای تلاش جهت ارتباط با هیئت ایرانی هر چند که توأم با ذلت و تملق بود.

ابهام در مدت برنامه بطوریکه در آغاز مقرر بود که در روز دوشنبه ۱۱ سپتامبر ۲۰ شهریور جلسه کارشناسی و روزهای ۲۱و۲۲و۲۳ جلسات کنگره باشد و سپس در جلسه کارشناسی که بعد از ظهر روز دوشنبه ۲۰ شهریور برگزار شد تصمیم گرفته شد تنها در روز ۲۱ و ۲۲ باشد و در نهایت کنگره در بعدازظهر روز ۲۲ به پایان رسید یعنی عملاً یک روز و نیم به طول انجامید.

جدول زمانبندی سخنرانی‌ها به شرکت کنندگان داده نشده بود.

فضای کنگره بسیار سیاسی بود بطوریکه وجه سیاسی بر وجه دینی و علمی غالب بود هر چند که شرکت کنندگان از رهبران برجسته ادیان جهان بودند. و از نشانه‌های آن قرائت نشدن متون مقدس در کنگره، نخواندن دعا ، این مسائل وجه دیپلماتیک این کنگره را آشکار می‌نمود.

عدم اعتنا کافی ایران به این کنگره در طبقه‌بندی میهمانان توسط میزبان بی تأثیر نبود. ولی به علت ابهت و منزلت جهانی جمهوری اسلامی ایران و برخورد فعال هیئت ایرانی و تأثیرگذاری جلسات کارشناسی دبیرخانه این کنگره و نقش فعال نماینده ایران در این جلسات برخورد با هیئت ایرانی بسیار محترمانه و خوب بود.

به رغم کوشش صهیونیستها برای صحنه سازی مبنی با روبرو شدن با هیئت ایرانی و اخذ تصویر، هیئت ایرانی تنها هیئتی بود که با بی اعتنایی و از موضعی برتر و نوعی ابراز نفرت عکس العمل نشان داده و به رغم کوششهای رئیس و اعضاء هیئت اسرائیلی برای اعزام خبرنگار اسرائیل جهت مصاحبه، رئیس هیئت ایرانی با مخالفت و تندی این پیشنهاد را رد کرد. که این مخالفت با خبرنگار اسرائیل و عدم موفقیت او موجب شد که رئیس و اعضاء هیئت اسرائیل مشاجره آشکاری با خبرنگار خود داشته باشند. پس از این نیز یک بار دیگر در فرصتی چند تن از اعضاء هیئت اسرائیل با هجوم به طرف رئیس هیئت ایرانی سعی در گرفتن عکس از ایشان کردند که با رفتار سرد و بی اعتنا و ترک محل توسط ایشان روبرو شدند.

رئیس هیئت اسرائیل به طور دائم هیئت ایرانی را زیر نظر داشت به طوریکه صندلی خود را که روبروی میز قرار داشت به طرف هیئت ایرانی چرخانده و دائماً هیئت ایرانی را نگاه کرده و مترصد فرصتی کوتاه برای جلب توجه و یا مزاحمت برای هیئت ایرانی بود. وی همچنین دعاهای روزانه خود را دقیقاً سر میز قرائت می‌کرد و در هنگام قرائت به رسم یهودیان خود را حرکت می‌داد و این تظاهر بسیار جلب توجه می‌کرد.

جلوگیری از مزاحمت‌های هیئت اسرائیلی و خبرنگار اسرائیل برای هیئت ایرانی توسط مجریان و محافظان قزاقی بسیار چشمگیر بود به طوریکه دو نفر محافظ در دو طرف جایگاه هیئت ایرانی قرار داشتند که نمی‌گذاشتند خبرنگار اسرائیلی نزدیک هیئت ایرانی شده و از ایشان عکس بگیرد. همچنین در تمام ضیافت‌ها و جلسه اصلی جایگاه رئیس هیئت ایرانی را با یکی یا دو فاصله از هیئت اسرائیل قرار می‌دادند.

به نظر می‌رسد یکی از اهداف صهیونیست‌ها از ایجاد مزاحمت و گرفتن عکس از هیئت ایرانی بازی روانی و ایجاد ناخشنودی در هیئت ایرانی جهت عدم حضور در چنین جوامعی بوده تا هر چه کم رنگ تر هیئت‌های ایرانی در این گونه مجامه شرکت نمایند.

موفقیت‌های هیئت ایرانی شرکت کننده در دومین کنگره:

حضور تأثیرگذار نماینده جمهوری اسلامی ایرانی آقای صفرخانی در جلسات کارشناسی دبیرخانه این کنگره و دخیل نمودن نظرات در متن بیانیه بسیار مؤثر بود.

حضور فعال هیئت ایرانی در ارتباط گیری با اعضاء دیگر هیئت‌ها و ملاقات‌ با برخی افراد مانند ماهاتیر محمد ، و ارتباط با کاردینال مک کاریک، گارگین دوم ، پاتریارک بارتلمؤس و …

ملاقات با رئیس جمهور قزاقستان و ملاقات با رئیس مجلس سنا ملاقاتی ویژه بود.

برخورد صریح و اعتراض تأثیرگذار رئیس ایرانی به اظهارات خاخام صهیونیست مورد توجه دیگر گروه‌ها را شد. به طوریکه هیئتهای مسلمان و حتی اعضاء هیئت بودایی کره شرکت کننده ضمن مراجعه به اعضاء هیئت ایرانی برای موضع گیری در قبال هیئت اسرائیلی تشکر و قدردانی می‌نمودند. و همچنین این اقدام منجر به اعتراضات رئیس هیئت پاکستانی به خاخام صهیونیست شد.

انجام مصاحبه‌های متعدد رئیس هیئت ایرانی با خبرگزارهای مختلف رئیس هیئت ایرانی با خبرگزاری قزاقستان، واحد خبر ریاست جمهوری قزاقستان، روزنامه الاهرام مصر، شرق الاوسط، روزنامه جمهوری آذربایجان، واحد خبری کنفرانس و صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران.

ارائه پیشنهادهای مناسب برای ارتقاء سطح کنگره و پیگیری مصوبات این کنگره که در ملاقات با رئیس جمهور و دبیرکل کنفرانس ارائه شد موجب شد که سریعاً جلسه کارشناسی برگزار شود و در این خصوص با کارشناسان هیئت‌ ‌های دیگر شرکت کننده هماهنگی لازم انجام شد.

بازتاب سخنرانی‌ها و مواضع و ملاقات‌های رئیس هیئت ایرانی در رسانه‌های گروهی.

حضور یک خانم به عنوان عضوهیئت ایرانی موجب جلب توجه خبرنگاران و دیگر هیئت‌ها و تأثیر مثبت بر اذهان آنان شد. به خصوص گفتگو و مصاحبه هایی با وی انجام شد که در روشنگری به دیگران درخصوص موقعیت و منزلت زن در جمهوری اسلامی ایران بسیار مؤثر بود. در حالیکه تنها ۶ خانم به عنوان عضو هیئت در این کنگره شرکت کرده بودند. به طوریکه خبرنگار آلمانی روزنامه کلیسای لوتری در پایان مصاحبه با این عضو از هیئت ایرانی اظهار داشت. حضور یک خانم در هیئت کشوری که متهم است حقوق زن در آن نادیده گرفته می‌شود با توجه به اینکه ماقبل از مصاحبه بیوگرافی شما را از دبیرخانه کنگره اخذ کرده و فعالیت‌های علمی و تجربی شما را در آن مشاهده کرده‌ایم. بسیار پر معنی و شگفت انگیز است. و پاسخ‌های شما را برای سئوالات ما در خصوص وضعیت زنان در ایران پذیرفتنی می‌کند. زیرا در مصاحبه با برخی از گروه‌ها که از کشورهایی آمده‌اند که هیچ اتهامی بر آنان برای نادیده گرفتن حقوق زنان مطرح نیست پرسیدیم که چرا در گروه شما هیچ خانمی حضور ندارد پاسخ دادند که از همراهی عضو زن در گروه معذوریم و نمی‌توانیم بپذیریم که خانمی در گروه باشد.

رئیس مجلس سنا و دبیرکل این کنگره در ملاقات با رئیس هیئت ایرانی اظهار نمود «مقاله شما علمی و کاملاً در چارچوب موضوع بود» در حالیکه بسیاری از مقالات غیر مرتبط و با سطح نازل ارائه شد.

تماس‌ها، مذاکرات و پیشنهاداتی که در ملاقات‌ها از طرف ایرانی ارائه شد جایگاه ایران را به عنوان کشور پیشاهنگ در امر گفتگوی دینی و تمدنی کاملاً برای میزبانان و میهمانان روشن ساخت و رئیس مجلس سنا عنوان نمود که ما باید از تجارب ایران در این زمینه استفاده کنیم. واحد خبری ریاست جمهوری قزاقستان نیز در مصاحبه با رئیس هیئت ایرانی پرسید که شما چه تجاربی در ایران دارید که می‌توانید به ما منتقل کنید.

در جلسه افتتاحیه کنگره که رئیس جمهور قزاقستان کلیه رهبران شرکت کننده را معرفی می‌کرد. حجت الاسلام و المسلمین رشاد رئیس هیئت ایرانی به عنوان سومین نفر معرفی شد و در بعداظهر روز اول نوبت سخنرانی ایشان بود که نشان از اهمیت گذاشتن به هیئت ایرانی بود.

آقای عمر اف که دبیر اجرایی این کنگره و سفیر مصر بود در ملاقات با اعضاء هیئت ایرانی اظهار داشت بسیار خوشحالم که هیئت ایرانی را در کنگره حاضر می‌بینیم زیرا هیچ گفتگوی ادیان بدون حضور ایران پذیرفتنی نیست.

 

ضمیمه ۱

رهبران دینی شرکت کننده در دومین کنگره رهبران ادیان جهانی و سنتی

۱ـ شیخ محمد سید طنطاوی امام الازهر

۲ـ محمود حمدی زقزوق وزیر اوقاف و شؤن اسلامی مصر

۳ـ شیخ منصور صلاح المنهایی نماینده ویژه دولت امارات متحده در امور وقف و شئون اسلامی

۴ـ دکتر محمود احمد القاضی رییس سابق دانشگاه بین‌المللی اسلامی پاکستان

۵ـ سلمان الحسینی الندوی رییس سازمان اسلامی جهانی جوانان هند

۶ـ ابراهیم الشیخ وزیر دادگستری عربستان سعودی

۷ـ آلگی فرحت المری نماینده ویژه اتحادیه جهانی اسلامی دعوت اسلامی لیبی

۸ـ حجت الاسلام والمسلمین علی اکبر رشاد

۹ـ عبدالاستار دبیی علی مفتی اعظم قزاقستان

۱۰ـ عبدالله الترکی از عربستان

۱۱ـ کاردینال انچگری رییس افتخاری شورای عدالت و صلح وابسته به واتیکان

۱۲ـ کاردینال مک کاریک کاردینال کلیسای کاتولیک واشنگتن

۱۳ـ نیلارت اسقف بلاروس نماینده رهبر مسیحیان ارتدکس روسیه

۱۴ـ اسقف نیکلاس بینز کلیسای انگلیکن انگلیس

۱۵ـ پاتریارک اعظم بارتلمئوس کلیسای ارتدکس ترکیه (پاتریارکی قسطنطنیه)

۱۶ـ نوکو دبیر کل فدراسیون کلیسای لوترین سوئیس

۱۷ـ پاتریارک گارگین دوم، رهبر ارامنه جهان مستقر در اچمیادزین

۱۸ـ کیم وون کی رییس دپارتمان امور اجتماعی جوگچون بودیسم کره جنوبی

۱۹ـ معاون رییس اتحادیه سراسری بودیست‌ها در چین

۲۰ـ رییس مرکز آسیایی بودیست‌های مغولستان

۲۱ـ فارادهار ماکوسا جارن رییس دانشگاه بودیست در تایلند

۲۲ـ یونا متزگر خاخام اعظم فرقه اشکنازی اسراییل

۲۳ـ شلاما عمار خاخام فرقه سفرادیم اسراییل

۲۴ـ رییس رهبران اتحادیه‌های معابد شینتوئیزم ژاپن

۲۵ـ معاون رییس دستگاه اداره روابط دینی دائوئیسم چین

۲۶ـ شانیلا کارامشی سومایا رییس انیستیتوی مطالعات مربوط به هندوشناسی و دیالوگ بین ادیان هند

۲۷ـ رییس شورای ملی کلیساهای ایالات متحده آمریکا

۲۸ـ میشل نصیر نماینده شورای جهانی کلیساهای سوئیس (wcc)

میهمانان افتخاری

۲۹ـ آرژنی کیدز معاون دبیر کل سازمان ملل

۳۰ـ رینی وندر لیندن معاون اول رییس پارلمان اروپا

۳۱ـ دبیر کل یونسکو

۳۲ـ ماهاتیر محمد نخست وزیر اسبق مالزی

۳۳ـ رییس مجمع پارلمانی شورای اروپا (فرانسه)

۳۴ـ عضو شورای کارشناسان اتحادیه همکاری و امنیت در امور دینی اروپا

۳۵ـ سناتور جمهوری فرانسه

۳۶ـ رییس مجمع ملی کره

۳۷ـ مستشار ویژه رییس اتحادیه تمدنها (اسپانیا)

۳۸ـ رییس شورای انیستیتو دین و سیاست و امور اجتماعی (آمریکا)

۳۹ـ معاون اول رییس سنای پادشاهی بلژیک

 

ضمیمه ۲

بیانیه دومین کنفرانس رهبران ادیان جهانی و سنتی:

۱ـ اصول گفتگوی بین ادیان

۲ـ مذهب، جامعه و امنیت بین‌الملل

۱-۲٫ آزادی ادیان و شناسایی مسائل دیگر «اجرای احکام دینی و مناسک»

۲-۲٫ نقش رهبران مذهبی دنیا در ایجاد امنیت بین‌الملل

۳ـ بیانیه دومین کنفرانس رهبران و ادیان جهانی و سنتی

۴ـ مسائل اساسی و بنیادی

اصول گفتگوی بین ادیان:

۱ـ گفتگو باید براساس شرافت، صبر، انسانیت و احترام متقابل باشد و نیاز به یادگیری و گوش فرا دادن به طرف مقابل بدون پیش داوری است.

۲ـ گفتگو باید براساس دانش و موقعیت طرفین باشد و فضای مناسب برای اظهارنظر آزاد عقاید باشد و اجازه به کاوش درباره تمام فرهنگ‌ها و زبان‌ها و سنت‌ها باشد.

۳ـ گفتگو باید طوری باشد که پس از انجام آن مخاطب به فکر عمیق فرو رود و نباید افکار و اعتقادات قلبی مخاطب را بکوبد و آن را مجبور به تغییر آن کند. نباید گفتگو بر اساس حذف گروهی از فرهنگ‌ها و مذاهب باشد بلکه باید به تمام آنها احترام بگذارد و باید به طور دقیق آنها را توضیح دهد.

۴ـ گفتگوها باید از تعصب و پیش‌داوری جلوگیری کند همچنین باید افراد را تشویق به تحقیق و فهم دقیق مطالب کند از جنگ و استفاده از خشونت آمیز خود داری کند تا مسائل و مشکلات با بحث حل شود.

۵ـ گفتگو باید راه برای همزیستی مسالمت‌آمیز و با آرامش را برای همکاری بین مردم خلق کند و آنها را به آموزش بهتر و کمک برای فهم ارزش و اهمیت گفتگو و استفاده از رسانه‌ها تشویق کند.

۶ـ گفتگوی بین ادیان می‌تواند به هر نوع از گفت و گو کمک کند به خصوص گفتگوی اجتماعی و سیاسی برای ایجاد جامعه بهتر

۷ـ گفتگوها انسان و روح انسانی را به سوی صبر هدایت می‌کند و تأکید به ایجاد سرگرمی‌های مشابه برای مردم با جایگاه مشابه دارد، و همچنین ارزش‌های مانند زندگی بدون ترس و ایجاد تقدیر و سرنوشتی خوب برای بشر را دارد.

۸ـ گفتگو باید به سهم اساسی و حیاتی مذهب و نقش سازنده آن در جامعه اشاره کند و نقش ارتباطات خوب را بین مردم و احترام متقابل آنها را در جامعه بیان کند.

۹ـ گفتگو به طور کلی برای نسل‌های آینده نیز مناسب است تا از ارتباطات خوبی که بین مردم فرهنگ‌ها و ادیان مختلف استفاده و بهره ببرند.

بیانیه دومین کنفرانس رهبران ادیان جهانی و سنتی

ما رهبران ادیان جهانی و سنتی در دومین کنفرانس بین‌المللی در آستانه در پایتخت قزاقستان جمع شده‌ایم تا:

۱ـ با توجه به برگزاری اولین کنگره و پیروزی و موقعیت آن که در شهرآستانه در تاریخ ۲۳ و ۲۴ سپتامبر سال ۲۰۰۳ برگزار شد و تمام رهبران مذهبی دنیا را برای ایجاد گفتگوی بین ادیان در جهان تشویق کرد و حمایت از بیانه نهایی، بر ادامه آن تأکید دارد.

۲ـ آرزو و میل به کمک و حمایت قدرتمند و دوجانبه برای ایجاد درک متقابل بین فرهنگ‌ها، ادیان، گروه‌های مختلف نژادی که حریفان و مدعیان اصلی تمدن جهانی هستند و کمک به جلوگیری از جنگ‌های فرهنگی و مذهبی مختلف.

۳ـ آگاهی از مذاهب به عنوان عنصر اساسی زندگی بشر و جامعه، در آغاز عصر جدید یک نقش مهم را در ایجاد و آرامش بازی می‌کند

۴ـ توجه به شخصیت بی‌همتای هر مذهب و فرهنگ در ساختن فرهنگ و ادیان زندگی بشر و جامعه بشری

۵ـ ابراز نگرانی نسبت به تشنج و بحران‌های مذهبی ایجاد شده و نبودن عدالت و نقش مذهب برای جلوگیری از خشونت و ایجاد احترام و آرامش در همزیستی بین مردم ادیان مختلف

۶ـ اعتقاد به اینکه بحران‌های اخیر مذهبی و فرهنگی باعث عدم توازن سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، انسانی، منابع اطلاعاتی، مذهبی و غیره شده است.

بحث راجع به موارد ذکر شده در ذیل به عنوان عناوین کنگره «مذهب، جامعه، امنیت ملی» مورد توجه قرار دارد.

۱ـ آزادی ادیان و انجام مناسک توسط پیروان

۲ـ نقش رهبران مذهبی در امنیت ملی

درخواستی از مردم تمامی ادیان برای توجه به موارد زیر:

۱ـ دعوت می‌کنیم که از تمامی دشمنی‌ها، مناقشات و جنگ‌های لفظی و درگیری‌هایی که باعث نفرت و عدم احترام متقابل می‌شوند دست بردارند و نقش اساسی و واقعیت فرهنگ، مذهب، تمدن را درک کنند.

۲ـ اعلام می‌کنیم تا با تلاش بسیار در کنار نهادن نادانی‌ها و تعصبات و تفسیر غلط مذاهب دست بردارند و توجه خود را بر اتحاد ادیان جلب نمایند و از مذهب برای مبارزه با خشونت استفاده نمایند.

۳ـ ما تروریسم و ریشه آن و رشته‌های آن را محکوم می‌کنیم و می‌گویم که عدالت هرگز از طریق ترس و خون‌ریزی ایجاد نخواهد شد و این مسائل خوبی را از بشریت پاک می‌کند.

۴ـ تمام نظریه‌های غلط و اشتباه را درباره خشونت طبیعی و وجود آن در ادیان و تلاش برای ثبت تروریسم به عنوان بخشی از یک مذهب را محکوم می‌کنیم.

۵ـ ما از همه برای همکاری و کار باجدیت برای حذف بحران تروریسم در جوامع دعوت می‌کنیم و اتحاد و آرامش بشر را بالا بریم.

۶ـ ما هرگونه خشونت و شکل تروریسم را پیروان یک دین را مجبور به حمایت از یک دین دیگر کند را رد می‌کنیم و برتری جویی پیروان یک دین، ادیان دیگر را رد می‌کنیم.

۷ـ بر نقش آموزش، سیاست جوانان و فعالیت‌های فرهنگی برای فهم و ایجاد جامعه با فرهنگ تاکید داریم.

ما همچنین از تمام کمیته‌‌های جهانی و بین‌المللی و قاره‌ای و از تمام ادیان و دولت‌های جهان دعوت می‌کنیم تا:

۱ـ از گفتگو‌های بین‌ادیان و تمدن‌ها حمایت کنند و اقدامات لازم را برای ایجاد فرهنگ و صلح و قدرتمند سازی اصول و سیاست‌های اساسی برای زندگی مردم، را فراهم کنند.

۲ـ تلاش کنند تا عدالت بر جهان حکم کند تا یک قانون عدالت بین‌الملل ایجاد شود و قوانین بین‌الملل که برای ایجاد کمک‌های مؤثر بر عدالت جهانی ایجاد شده در سراسر دنیا اجرا شود.

۳ـ به قربانیان تروریسم و خشونت توجه کنید، از تمام قوای خود برای حل و فصل جنگ‌های موجود، و همچنین نابودی سلاح‌های کشتار جمعی استفاده کنید.

۴ـ از تولید و توسعه و استفاده سلاح‌های کشتار جمعی جلوگیری و در افزایش قدرت رژیم‌هایی که از این سلاح‌ها بهره‌برداری نمی‌کنند کمک کنید.

۵ـ به قوانین الهی و سمبل‌های الهی و مکان مقدس احترام بگذارید و از اهانت به آنها جلوگیری کنید.

ما رهبران جهان براساس موارد بالا تصمیم گرفتیم:

۱ـ اقدامات مشترک خود را برای تشویق درک متقابل و مثبت از ارتباطات بین ‌ادیان توسط ملاقات‌های جمعی، سمینارها، خطابه‌ها در رسانه‌ها و اینترنت و موارد مؤثر دیگر انجام دهیم.

۲ـ صبر و تحمل بین‌الملل را در بین نسل جوان افزایش دهیم تا آنها را با فرهنگ‌ها و گفتگو‌ی بین‌ تمدن‌ها و مذاهب آشنا کنیم و ارزش آنها را درک کنند تا سطح علم خود را برای کمک بر نسل جوان برای درک مسائل مذهبی و فرهنگی بدون شک و گمان کمک کنیم.

۳ـ از قدرت مذهبی خود و از اعتبارات و منابع خود برای ایجاد صلح و امنیت و ثبات، استفاده کنیم و ارتباطات خود را در جهت ایجاد ارتباطات پیوسته و حل مسئله فرهنگ و ادیان مختلف استفاده کنیم.

۴ـ تجربیات خود را در اختیار دولت‌ها و مردم و گروه‌های مختلف قرار دهیم تا از جنگ و درگیری خودداری کنند و هیئت‌های مذاکره ایجاد شود.

۵ـ به دبیر کل سازمان ملل اتحادیه تمدن‌ها مراجعه می‌کنیم و از آنها می‌خواهیم که ما را به سازمان سیاسی و رهبران دینی الحاق دهند تا زیر نظر سازمان ملل به گفتگوها و حل مشکلات بپردازیم.

۶ـ تلاش خود را در بالا بردن و رسیدن به اهداف بیانیه خواهیم کرد و به دبیرخانه خود دستور برنامه‌ریزی برای حل مشکلات را می‌دهیم.

۷ـ همایش رهبران را دائماً برگزار می‌کنیم و سومین دوره کنگره رهبران جهان و ادیان سنتی جهان را در سال ۲۰۰۹ برگزار می‌کنیم و از دبیرخانه خود پیشنهاد محل و زمان برگزاری را در خواست می‌کنیم.

۸ـ از سازمان ملل می‌خواهیم تا نظریات مهم داده شده توسط کنگره را برای افزایش گفتگوها بین تمدن‌ها و فرهنگ‌ها و خدایان استفاده کند تا در فهم متقابل و فعالیت بیشتر استفاده کنند.

ضمیمه ۳

سخنرانی نور سلطان نظربایف در ضیافت شام وی روز سه‌شنبه ۲۱ شهریور ماه:

شرکت کنندگان عزیز

میهمانان محترم:

به خواست و اراده الهی و به خاطر آرزوها و رویاهای نسل‌ها، شما اکنون و امروز در این جا جمع شده‌اید.

شما، رهبران دینی بشر، شمایی که رهبران افکار و پیام‌های بشریت هستند، رهبرانی که نامشان و اعمالشان نشان دهنده تاریخ دوره و زمان است.

سه سال بعد از اولین کنگره، قزاقستان از این که یکبار دیگر از شما در پایتخت کشور خود آستانه، پذیرایی می‌کنم خشنودم.

ما از این که این چنین پروژه‌ای را اجرا می‌کنیم که در آن نمایندگان مذاهب و ادیان مختلف در دور یک میز برای آموزش عقاید خود جمع می‌شوند احساس افتخار می‌کنیم، و این اعتقاد در ما قوی‌تر می شود وقتی مشاهدیم که یک کمیته جهانی به طور خستگی‌ناپذیر برای اهداف آن تلاش می‌کند.

وقتی یک پتانسیل قوی برای ایجاد فهم و درک متقابل بین کشورها و ملت‌ها ایجاد می‌شود تا در مناطق صلح برقرار باشد و موقعیت‌های مؤثر برای ایجاد فعالیت‌های متقابل و اعتماد بین ملل ایجاد می‌شود تا با چالش‌ها مقابله کنیم.

تنها راه مقابله با امیال مخرب قدرت گفتگو، استماع با صبر و تحمل عقاید و گوش کردن به آن است.

‎آرامش و اوضاع خوب قزاقستان، این اجازه را به ما می‌دهد که بگوییم که خداوند در زمین و آسمان یکی است و این مسئله برای وفور نعمت در زمین و زیبایی آن کافی است تا نیازهای همه را برآورده کند.

پس زندگی در زمین برای هریک از ما وظیفه‌ای را ایجاد می‌کند که وقتی به صدای خداوند در جهان گوش فرا می‌دهیم برای خدمت به بشریت و ایجاد صبر و حوصله در خود با آینده‌نگری تلاش کنیم.

 

دوستان عزیز

بنده به نمایندگی از ملت خود می‌خواهم بار دیگر به شما خوش‌آمد بگویم و برای شما در امروز و روزهای آینده آرزوی عبادت خالصانه و از ته دل و به حقیقت پیوستن آروزهایتان را دارم و امیدوارم آرمان و ارزوی ما، که ایجاد وجستجو صلح و محبت و اوضاع مناسب برای تمامی ملت‌های سیاره شناخته شده زمین است به حقیقت بپیوندد.

ضمیمه ۴

گزارشی از ملاقات با رییس جمهوری قزاقستان آقای نظربایف

در بعدازظهر روز چهارشنبه ۲۲ شهریور ماه هیئت اعزامی از جمهوری اسلامی ایران به ریاست حجت الاسلام والمسلمین رشاد ملاقاتی اختصاصی با رییس جمهور قزاقستان داشت. در این ملاقات ضمن تعارفات معمول ریاست هیئت ایرانی سلام ریاست جمهور ایران را به وی ابلاغ نمودو عنوان نمود که آقای خاتمی علاقمند به شرکت در این کنگره بود ولی تلاقی آن به سفر دیگری موجب شد که حضور نیابند. وی همچنین از سطح مناسب و نظم حاکم بر کنگره تشکر کرد و دو پیشنهاد جهت مطلوب تر شدن برگزاری این کنفرانس ارائه نمود که عبارت بودند از:

۱ـ تعیین استاندارد و معیارهای مناسب برای تهیه مقالات به سخنرانان جهت تنزل نیافتن سطح مقالات وی در این رابطه افزود: حیف است افرادی با این سطح بالا در چنین کنگره‌ای شرکت کنند ولی سخنرانی‌های سطح پایین و سخیف بشنوند، و مسائل سیاسی را دخیل بر مسائل دینی و علمی کنند.

۲ـ مناسب است در آغاز کنگره بعدی هریک از هیئت‌های شرکت کننده گزارشی از اقدامات عملی خود را که در راستای بیانیه انجام شده ارائه نمایند. این پیشنهاد از طرف رییس جمهور قزاقستان و با عنایت و توجه خاصی استقبال شد و اظهار داشت: شرکت شما در این کنگره بسیار مهم بود. وی در خصوص سخنان خاخام رژیم صهیونیستی اظهار داشت: بنده در ملاقاتی که با وی داشتم عنوان نمودم که شما برای دو یا سه اسیری که داده‌اید جنجال می‌کنید ولی در مقابل صدها اسیر و کشته سکوت کرده‌اید. وی در رابطه با انرژی هسته‌ای ایران گفت ما امیدواریم این مسئله با خود حل شود.

وی با تاکید بر روابط حسنه فی‌مابین ایران و قزاقستان از حجت الاسلام والمسلمین رشاد خواست که سلام وی را به ریاست جمهوری ایران آقای احمدی نژاد و آقای خاتمی ارسال نماید.

وی همچنین از مقاله علمی و در چارچوب موضوع حجت‌الاسلام والمسلمین رشاد تشکر می‌کرد.

ضمیمه ۵

گزارشی از ملاقات رییس هیئت اعزامی از ایران با رییس مجلس سنا و دبیر کنگره آقای ابی‌کایف

این ملاقات در محل کار آقای ابی‌کایف در روز چهارشنبه با حضور حجت الاسلام والمسلمین رشاد و آقای صفرخانی انجام شد. ریاست هیئت ایرانی در این ملاقات از نظم و سطح کنفرانس تمجید کرده اظهار داشت در قیاس با کنفرانس‌های برگزار شده دیگر این کنگره از جهت نظم و سطح ستودنی بود. وی همچنین پیشنهاداتی جهت دور بعدی این کنگره ارائه نمود که عبارت بود از:

۱ـ تعیین معیارهای علمی و فکری و مواضع فکری در مقالات و اعلام آن به سخنرانان تا مواضعی در سخنرانی‌ها اتخاذ نشد که به جای اتحاد موجب تفرقه شود. به عنوان مثال سخنان سخیف خاخام صهیونیست توهینی به همه حضار در جلسه بود و حضار را آنقدر ناراحت کرد که پس از سخنرانی وی هیچ کس برای او کف نزد.

۲ـ در مقام پیگیری مفاد بیانیه اعضاء فعال عمل کنند.

۳ـ مناسب است کمیسیون‌های مستقل دینی تشکیل دهیم تا هر دین دارای یک کمیسیون و دفتری در محل همایش باشد و نظرات را جمع‌آوری کرده به عنوان موضع مشترک ارائه شود.

۴ـ مناسب است به برخی از کشورها که تجربه موفقی در گفتگوی ادیان دارند مسئولیت‌های خاصی داده شود تا اموری را در تبیین کنگره بعهده گیرند.

۵ـ علاوه بر ارتباط با کشورها مناسب است ارتباطی با امراکز علمی که در مدیریت این نوع کنفرانس‌ها توان و تجربه‌ دارند ارتباط برقرار شود.

به عنوان مثال پژوهشگاهی که بنده تأسیس کرده و ریاست آن را بعهده دارم و یا مرکز گفتگوی ادیان و تمدن‌ها که تجربه‌ای طولانی در این زمینه دارد می‌تواند با شما همکاری خوبی داشته باشد.

۶ـ تهیه مجله علمی که بتواند به چند زبان در جاهای مختلف چاپ شود و مقالات مناسبی چاپ کند و بعضی از مقالات مؤثرین حاضر در این کنگره در مجله منعکس شود.

۷ـ پژوهشگاه ما آمادگی دارد به کسانی که با دبیرخانه این کنگره دارند فرصت مطالعاتی بدهد تا با اسلام و تشیع آشنا شوند.

آقای ابی‌کایف نیز ضمن تشکر از حضور هیئت ایرانی اظهار داشت مقاله جنابعالی به لحاظ سطح علمی دقیق و به علل و عوامل نزاع بین ادیان و تعامل بین ادیان اشاره کرده بودند که کاملاً در موضوع کنفرانس بود و نشان داد که دانشمند برجسته‌ای هستید ونظرات مناسبی دارید که باید از آن استفاده کنیم. وی همچنین در خصوص استفاده از تجربیات ایران اظهار تمایل کرده و گفت این مسئله را با جدیت پیگیری کنیم.

در آخر جلسه وی بسیار صمیمانه حجت‌الاسلام والمسلمین رشاد را به دفتر کار شخصی خود برد و ضمن نشان دادن دیوار اتاق ساده خود که دارای سه تابلو ۱ ـ بسم‌الله ۲ ـ نماد شهر آستانا ۳ ـ نماد قزاقستان بود گفت ما به تازگی به این مکان آمده‌ایم و از آنجا که کار خودر ا به تازگی شروع کرده‌ایم شما در اینجا برای ما دعایی کنید که کار ما با موفقیت باشد. حجت الاسلام و المسلمین رشاد نیز دعایی برای او قرائت نمود و ایشان آمین گفت. و اظهار داشت ما از حضور آقای صفرخانی بسیار خرسندیم و او مدیر موفقی است.

ضمیمه ۶

گزارشی از ملاقات با آقای ماهاتیر محمد

در پایان روز چهارشنبه در هتل اکسوس محل اقامت آقای ماهاتیر محمد با حضور آقایان حجت الاسلام والمسلمین رشاد، دکتر حسینی کلباسی و خانم زهرا رشید بیگی این ملاقات انجام شد. حجت الاسلام والمسلمین رشاد ضمن معرفی خود و پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به مطالعات این پژوهشگاه در زمینه اقتصاد اسلامی که در تخصص آقای ماهاتیر محمد نیز هست اشاره نمود و ایشان را دعوت کرد ضمن حضور در ایران در جلسه‌ای که باحضور متخصصین این حوزه برگزار می‌شود سخنرانی نماید. وی همچنین از ایشان به خاطر سخنرانی‌ مفیدشان تشکر نمود.

آقای ماهاتیر محمد نیز ضمن تشکر از دعوت به ایران عنوان نمود بنده با آقای احمدی‌نژاد نیز ملاقات داشته و ایشان نیز از من دعوت نمودند که به ایران سفر داشته باشم که امیدوارم در آینده این سفر انجام شود ولی هفته آینده نیز به دعوت دانشگاهی در اصفهان عازم ایران هستم و سخنرانی در خصوص اقتصاد دارم.

وی همچنین از دیدار با هیئت ایرانی اظهار خشنودی کرد و قول داد در سفر دوم خود به ایران که بهار ۸۶ صورت خواهد گرفت، در پژوهشگاه حضور پیدا کند.

« اشاره»

آشنایی با کشور قزاقستان

جمهوی قزاقستان با مساحت ۳۰۰/۷۱۷/۲ کیلومتر مربع ، پهناورترین جمهوری آسیای مرکزی است و از این حیث هشتمین کشور جهان محسوب می‌شود.

جمعیت این کشور حدود ۱۵ میلیون تن است که از این نظر بعد از ازبکستان در جایگاه دوم قرار دارد. حدود ۶۰% از جمعیت کشور شهرنشین و ۴۰% روستا نشین هستند که هم اکنون ۶۰% جمعیت را قزاق‌ها و حدود ۳۰% روس‌ها و ۱۰% بقیه اقوام را تشکیل می‌دهند. زبان‌های رایج در این کشور قزاقی و روسی است که البته فضای عمومی بیشتر در اختیار زبان روسی است.

آستانا

آستانا(آق ملا)حدود پانصد هزار تن جمعیت دارد و در میان دشت قیچاق واقع شده است هیچ کس از بادهای مداوم آن در تابستان و زمستان که در حال وزیدن است بی نصیب نمی‌ماند، فاصله شهر تا فرودگاه ۱۷ کیلومتر است. بیش از هزارکیلومتر با آلماتا فاصله دارد که این مسافت با هواپیما یک تا دو ساعت و با قطار ۱۴ تا ۲۰ ساعت پیموده می‌شود. آستانا بنا به تصمیم سازمان یونسکو شهر صلح نام گرفته و چهارمین پایتخت قزاقستان به شمار می‌آید. قبل از آن آلماتا و قزل آردا و خیلی قبل‌تر از آن اورینبورگ پایتخت‌های این کشور بوده‌اند. دلایل زیادی برای انتخاب آستانا به عنوان پایتخت جدید قزاقستان وجود داشته است که مهمترین آن عبارتند از:

زلزله خیز بودن آلماتا

نزدیک بودن آن به مرز چین

وجود کارخانه

تسلط بر مرزهای شمالی و ایجاد تعادل در پراکندگی جمعیت. از زمان تصمیم رئیس جمهور قزاقستان در ۱۰ سال قبل مبنی بر انتخاب آستانا به عنوانپایتخت جدید، تاکنون ساخت و ساز با سرعت و قدرت ادامه دارد و بیش از۵۰۰ میلیارد دلار هزینه در برداشته است.

نشان شهر آستانه:

درخت سبز (با تریک) که در افسانه‌های قزاقی یافت می‌شود به عنوان نماد و نشان این شهر انتخاب و ساخته شده است. این بنای زیبا که از فلز و شیشه در قالب درختی تنومند بر افراشته شده، ۱۰۵ متر ارتفاع دارد و به وسیله دو آسانسور مردم را از طبقه همکف به طبقات حمل می‌کند. درفاصله ۹۷ متری آن سکویی قرار داد که پنجه دست رئیس جمهوری قزاقستان با طلا به وزن ۲ کیلوگرم حک شده است مردم با قرار دادن دست خود روی دست رئیس جمهور سرود آهنگی را می‌شنوند که شعر آن توسط وی سروده شده است و این عمل را نوعی بیعت با رهبر کشورشان می‌دانند.

آلماتا:

شهر آلماتی از لحاظ جمعیت بزرگترین شهر این کشور است. از سال ۱۹۲۹ تا سال ۱۹۹۸ به عنوان پایتخت این کشور بوده و جمعیت آن ۰۰۰/۲۰۰/۱ نفر می‌باشد. این شهر توسط روس‌ها در سال ۱۸۴۵ م. در محلی به نام آلماتا (سرزمین سیب) بر سر راه جاده ابریشم تأسیس گردید. آلماتا شهری است سرسبز و پرآب که آب رودهای آن در تابستان و زمستان جاری است.

نوع حکومت:

در کشو رقزاقستان حکومت از نوع جمهوری است رئیس جمهور در رأس قوه مجریه قرار دارد، مدت دوره ریاست جمهوری ۷ سال است که از طریق انتخابات عمومی برگزار می‌شود. براساس قانون اساسی این کشور رئیس جمهور باید قزاق باشد. رئیس جمهور کنونی آقای نورسلطان نظر بایف است که در سال ۱۹۹۱ به این سمت انتخاب گردید و در دوره‌های بعد نیز تاکنون با رأی قاطع مردم انتخاب شده است. نخست وزیر توسط رئیس جمهور و با تأیید پارلمان انتخاب می‌شود. هم اکنون دانیال احمتوف پست نخست وزیری کشور را بر عهده دارد.

روابط فرهنگی و تاریخی جمهوری قزاقستان با جمهوری اسلامی ایران:

روابط فرهنگی و معنوی دو ملت ایران و قزاقستان به گذشته‌های دور برمی‌گردد. به زمانی که سرزمین توران (ترکستان امروزی) همسایه ایران بوده است. کتاب اوستا منظومه حماسی شاهنامه از وقایع تاریخی و چگونگی این روابط خبر داده‌اند.

مردم این شهر تا اواسط قرن سوم به زبان سغدی گفتگوی می‌کردند. منابع مربوط به افراسیاب در نوشته‌های پارسی و تألیفات ترکی یوسف بالاساغونی، قاتادغو بیلیک و دیوان لغات الترک محمود کاشغری در قرن یازدهم به عنوان خلاصه داستان قهرمانان در ادبیات شفاهی مردم ثبت و ضبط گردیده است.

با شکل گیری خانات قزاق و رقابت آنها با ازبکان که موجب بروز اختلاف مرزی و تاخت و تازهای طرفین بوده است، زمینه مناسبی در جهت ایجاد رابطه دیپلماتیک میان ایران و خانات قزاق فراهم آمد. این روابط در دوره پس از نادر شاه ادامه یافت به گونه‌ای که ادیبان و فرهیختگان قزاق در سده‌های اخیر، با فرهنگ و ادب ایرانی مأنوس گشته‌اند و آبای، شاعر ملی قزاق در رأس آنها قرار دارد. با فروپاشی شوروی سابق و استقلال قزاقستان زمینه مناسبی در جهت تبادل و تعامل فرهنگ دو کشور فراهم شد و جمهوری اسلامی ایران اولین کشوری بود که استقلال این جمهوری را به رسمیت شناخت. باگذشت یک دهه از دوره جدید، با توجه به مشترکات تاریخی، فرهنگی و دینی می‌توان گفت روابط فرهنگی ایران و قزاقستان از رشد و توسعه چشم‌گیری برخوردار شده است.

این روابط براساس موافقت نامه دو کشور بوده در سال ۱۳۷۲ برابر ۱۹۹۳ به امضا رسیده است و هر پنج سال یک بار قابل تمدید می‌باشد.

در سال‌های اخیر با سفر مقامات عالی رتبه دو کشور چندین سند همکاری و یادداشت تفاهم بین ایران و قزاقستان به امضا رسید. با تنظیم برنامه مبادلات فرهنگی در سال ۱۳۸۲ (۲۰۰۳) انتظار می‌رود همکاری‌های فرهنگی و علمی بین دو کشور گسترش باید.

ادیان، مذاهب و فرقه‌ها:

جمهوری قزاقستان به لحاظ موقعیت جغرافیایی، محل تلاقی و مرز سه دین جهانی- اسلام، مسیحیت و بودیسم است به همین جهت فرق و مذاهب منشعب از این ادیان فراوانند. از سوی دیگر آزادی ادیان در قزاقستان موجب فعالیت فرقه‌های نو ظهور و بعضاً گمراه کننده گردیده به نحوی که این موضوع باعث نگرانی مردم و برخی از مسئولین دولتی کشور شده است.

فقه حنفی مورد قبول اکثریت مردم مسلمان قزاق است و شیعیان آذری و ایرانیان مقیم قزاقستان از فقه جعفری تبعیت می‌کنند. با توجه به موقعیت و جایگاه هر یک از ادیان و تعداد پیروانشان در جمهوری قزاقستان می‌توان گفت: اسلام در رتبه اول، مسیحیت در رتبه دوم و بودیسم در رتبه سوم قرار دارد.

طریقت یسویه (۴۳۲-۵۶۲ ه.ق ۱۰۴۱-۱۱۶۷م):

طریقت یسویه به رهبری شیخ احمد یسوی شاعر، صوفی و اندرزگوی آسیای میانه بنیان نهاده شد. پس از آنکه استاد وی شیخ یوسف همدانی در سال ۱۱۴۰ م. وفات یافت، وی به عنوان یکی از چهار جانشین او در منطقه «یسی» به تعلیم پرداخت. وی اولین شاعر عارفی است که تعلیمات خود را به زبان ترکی بیان کرده است. از نظر این عارف «آن که عاشق نیست، نه جان دارد، نه ایمان»

نخستین پیروان این فرقه، قزاق‌ها و قرقیزهای صحرانشین بودند. درویشان حلقه خواجه احمد نیز تعلیمات استاد را در تمام خطه ترکستان و تا اقصی نقاط ولگا، قفقاز و آسیای صغیر گسترش دادند. یسویه با نیرو گرفتن از زبان و فرهنگ منطقه حیطه نفوذ خود را تا آناتولی و بلغارستان گسترش داد. اما با پیشرفت فرقه نقشبندیه از نقش آن کاسته شد.

موقعیت اسلام در قزاقستان:

آسیای مرکزی از دیرباز با اسلام پیوندی عمیق داشته و به یک عنوان فاکتور مهم و اساسی در پیوند و نزدیکی ملل آسیای مرکزی نقش بسزایی داشته است. اسلام در سرزمین قزاقستان با توجه به دور بودن از مراکز اسلامی، استعداد آن را داشت که حیات انسانی و اجتماعی قزاق‌ها را تغییر دهد و خدمات ارزشمندی در جهت وحدت ملی و رشد فرهنگی آنان بنماید.

علیرغم تبلیغات وسیع که از سوی مسیونرهای خارجی و مبلغین مسیحی در سالهای اخیر انجام گرفته است استقبال و حضور پرشور مسلمانان و دینداران قزاق در اماکن مذهبی این کشور قابل توجه می‌باشد. سفر آقای نظربایف رئیس جمهور قزاقستان به مکه و مدینه جهت ادای فریضه حج در سال ۱۹۹۴ برای ملت قزاق فراموش نشدنی است . به علاوه هر سال تعداد ۲۰۰۰ نفر از مسلمانان قزاق به زیارت خانه خدا نایل می‌شوند. طی ده سال گذشته تعداد مساجد از ۲۵ به ۲۰۰۰ باب رشد یافته است تعداد نمازگزاران مساجد به سرعت افزایش یافته .

رفع محدودیت‌های موجود بر سر راه تحصیل علوم دینی در این راستا حائز اهمیت است. در کنار مساجد، مدارس دینی افتتاح شد. هم اکنون در شهرهای چیمکنت و آلماتی مراکز علوم دینی دخترانه و پسرانه وجود دارد که دانشجویان در آنها به فراگیری علوم دینی مشغولند. علاوه بر ، دانشگاه روحانیت به شیوه‌ی آکادمیک در رشته‌های مختلف دینی هر سال دانشجو می‌پذیرد. مرکز اسلامی نورمبارک مصر نیز درآلماتی به ترتیب طلاب و روحانیون شاغل در مساجد پرداخته است.

 

گزارش سفر به هند

 

گزارش سفر هند

شرکت در نشست سالانه تشکیلاتی اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان ایرانی هند، خرداد ۱۳۷۳

* مقدمه:

فعالیت‌های سالانه اتحادیه در زمینه‌های مختلف طبق اساسنامه، منوط به تأیید نماینده ولی فقیه در جلسات نشست ویژه سالانه و تشکیلاتی اتحادیه است. این نشستها سالی یک‌بار برگزار می‌شود. در آخرین نشست در سال ۷۰ حضرت آیت‌الله جنتی از سوی مقام معظم رهبری شرکت فرمودند و طبیعتاً می‌بایست سال بعد نیز معظم‌له که نمایندگی مقام معظم ولایت را در اتحادیه داشتند شرکت می‌فرمودند.

طبق روال گذشته هیأت دبیران یکی دو ماه به موعد مقرر اقدامات و تماسهای لازم کتبی و شفاهی را معمول داشتند ولی با حساسیتی که دولت هند نسبت به شخصیت آیت‌الله جنتی داشتند سفارت هند از دادن ویزا امتناع ورزید، با پیگیر‌های مجدد مسئول امور در اتحادیه قرار شد در صورت امتناع سفارت هند از دادن ویزا شخصیت فرهنگی و روحانی دیگری که مورد نظر حضرت آیت‌الله جننتی باشند همراه با قائم‌مقام معاونت بین‌الملل و نماینده تام‌الاختیار ایشان در امور اتحادیه (آقای نظامدوست) اعزام شوند، به پیشنهاد ایشان قرار شد جناب حجت‌الاسلام و المسلمین آقای تقوی، رئیس کمیسیون فرهنگ و ارشاد مجلس در نشست حاضر شوند، این‌بار نیز به خاطر واقعه تخریب مجد بابری، سفارت هند علیرغم یادداشت سیاسی وزارت خارج از دادن ویزا خودداری نمود. به هر حال باتوجه به فشار هیأت دبیران و مشکلات موجود درخصوص ویزا و اینکه نماینده تام‌الاختیار حضرت آیت‌الله جنتی در امور اتحادیه در معیت یکی از شخصیتها برای تشکیل نشست اعزام شوند هر بار سفر به تأخیر و تعویق می‌افتاد این روند بیش از دو سال به طول انجامید. در خلال این دو سال هر نوع تدبیری جهت سفر اندیشیده شد ولی امکان اخذ ویزا نبود تا اینکه با رایزنی از سوی مدیر مسئول روزنامه تهران تایمز با سفرات هند قول صدور ویزا با گذرنامه عادی را دادند. در طول سه چهار ماه اخیر نمایندگی سیاسی جمهوری اسلامی ایران در دهلی طی دو نامه به وزارت امور خارجه (رونوشت به سازمان تبلیغات) حفاظت و اطلاعات سپاه قدس خواستار بررسی و تعیین تکلیف ارتباطات یکی از اعضاء اتحادیه با علماء کشمیر و . . . را متذکر شد. این مسأله نیز ضرورت فوری و قطعی سفر را بیشتر می‌نمود تا این که با آماده‌شدن ویزای جناب حجت‌الاسلام والمسلمین آقای رشاد و آقای مهندس نظامدوست مشکل مرتفع گردید و با کسب اجازه از حضرت‌ آیت‌الله جنتی ور یاست محترم سازمان تصمیم به انجام سفر گرفته شد.

ملاقاتها و نشستهای قبل از سفر

۱٫ ملاقات با حجت‌الاسلام و المسلمین دین‌پرور نماینده محترم ولی فقیه در هند و حجت‌الاسلام والمسلمین موسوی مسئول دفتر نماینده ولی فقیه گفتگو پیرامون مسائل مختلف از جمله فعالیت‌های فرهنگی در هند و ارائه نظریات ایشان درخصوص اتحادیه و نحوه برخورد با مسائل گوناگون.

۲٫ دیدار با آقای شیخ عطار سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران که جهت سمینار منطقه‌ای مسئولین نمایندگی‌های سیاسی جمهوری اسلامی ایران در آسیا در تهران به سر می‌بردند. در این ملاقات که در محل وزارت خارجه انجام شد راجع به اتحادیه و چگونگی نشست و نامه‌های سفارت را در مورد یکی از اعضاء بحث و گفتگو و تبادل‌نظر شد.

۳٫ دیدار با آقای مهندس الموتی رئیس اداره شبه‌قاره وزارت امور خارجه و تبادل‌نظر پیرامون آخرین وضعیت فرهنگی هند.

۴٫ ملاقات با آقای دکتر ابراهیمی یکی از اعضاء باسابقه اتحادیه و دانشجوی انجمن اسلامی پونای هند راجع به مسائل فرهنگی هند و اتحادیه.

۵٫ گفتگو و ملاقات با مسئلو شبه‌قاره هند حفاظت و اطلاعات سپاه قدس.

۶٫ دیدار با ریاست محترم سازمان تبلیغات حجت‌الاسلام و المسلمین آقای محمدی‌عراقی در این ملاقات ضمن بررسی آخرین وضعیت مسائل فرهنگی هند و اتحادیه که در حضور معاونت بین‌الملل حجت‌الاسلام والمسلمین نواب صورت گرفت اقدامات و گفتگوهای انجام شده مطرح شد. در این جلسه ریاست محترم سازمان تذکرات و راهنمایی‌های لازم را ارائه و بر این نکته تأکید فرمودند که سعی شود تشکل اتحادیه انجمن‌های اسلامی هند کماً و کیفاً تقویت شده و در کنار این ماموریت اصلی ضمن سفر به استانها و شهرهای مورد نظر با علماء و روحانیون و شخصیتهای فرهنگی، تبلیغی و علمی مردمی و دانشگاهی دیدار به عمل آید. ضمناً به امور روحانیون مبلغ اعزامی رسیدگی و ماموریت‌های آنها بررسی شود.

۷٫ ارائه گزارش آخرین اقدامات انجام شده حضور حضرت آیت‌الله جنتی نماینده محترم ولی فقیه در اتحادیه انجمنهای اسلامی و استماع نقطه‌نظرات، تذکرات و راهنمایی‌ها و اخذ پیام کتبی ایشان جهت نشست.

ـ نکته قابل تأمل و بسیار مهم که در جمع‌بندی قبل از سفر در ملاقات و دیدار با مسئولین با اطلاعات ناقص و بعضاً ناآگاهانه و مغرضانه و ذهنیت خاص تصریح می‌شد این بود که زمان انحلال اتحادیه فرا رسیده و این اتحادیه دیگر کاری انجام نمی‌دهد و … قابل توجه است که در این بین حضرت آیت‌الله جنتی نماینده محترم مقام معظم ولایت در اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان ایرانی در هند و جناب حجت‌الاسلام والمسلمین آقای عراقی بر حفظ و تقویت اتحادیه تأکید خاصی داشتند. ضمن این که با توجه به حضور جناب آقای رشاد و مسافرت قائم‌مقام معاونت بین‌الملل که در جریان دقیق و همه‌جانبه امور اتحادیه بود اختیار لازم را به نمایندگان خود تفویض می‌فرمودند.

یازدهمین نشست سراسری تشکیلاتی اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان ایرانی در هند

الف: طی طریق از تهران تا دهلی:

در ساعت ۱۶ جمع ۲۳/۲/۷۳ به بمبئی رهسپار شدیم در طول مسیر پرواز با سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران در هند که همسفر بودند در فرصت‌های مقتضی مذاکراتی به عمل آمد، در فروگاه بمبئی جانشین سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران در بمبئی (سرکنسول به بیت‌الله الحرام مشرف شده بودند) مسئول خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران در بمبئی، تنی چند از دانشجویان عضو انجمن اسلامی بمبئی حاضر و اظهار لطف نموده بودند با توجه به ساعت ۵ صبح پرواز به دهلی لاجرم توفیق حاصل شد که در معیت سفیر، سرکنسول جمهوری اسلامی ایران در حیدرآباد و تنی از چند میهمانان به رزیدانس کنسولگری رفته و با آقای پرفسور احمد نذیر گفتگویی راجع به زبان شعر و ادبیات فارسی به عمل‌ آید و ایشان از این جلسه خشنود و مشعوف بودند. پس از استراحت مختصر و اقامه نماز صبح جهت پرواز به دهلی به فرودگاه بمبئی رفتیم. در ساعت ۹ صبح شنبه ۲۴/۲ به دهلی رسیدیم در فرودگاه دهلی از سوی هیأت دبیران اتحادیه آقایان ضرابی، موسوی، کربلایی و آقای مولی‌نژاد مسئول دانشجویی وزارت آموزش عالی و دوستانی از نمایندگی محترم سیاسی مورد استقبال واقع شده و با تصمیم قبلی خودمان و مشورت آقای سفیر به محل دفتر نمایندگی ولی فقیه در دهلی رهسپار شدیم.

ب: دیدار و گفتگو و مشورت با مسئولین مختلف درباره مسائل اتحادیه تا برگزاری نشست:

نظر به اهمیت این نشست و مسائل مطروحه در ایران و هند پیرامون اوضاع اتحادیه تصمیم گرفته شد تا برگزارسی نشست حتی‌المقدور با دیدار و جلسات مختلف با همه مسئولین ذیربط با بصیرت و آگاهی و شناخت کامل و بروز وارد نشست شد و در جریان امور آن به طور جامع قرار گیریم.

ـ شنبه مورخ ۲۴/۲/۷۳

۱٫ دفتر نمایندگی ولی فقیه دهلی ساعت ۳۰/۱۰ جمعه ۲۴/۲/۷۳: جلسه با شورای هیأت دبیران پیرامون مسائل مختلف اتحادیه.

۲٫ دفتر نمایندگی ولی فقیه دهلی ساعت ۳۰/۱۶ جمعه۲۴/۲/۷۳: دیدار و گفتگو با آقای کریمیان رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در هند راجع به نقش اتحادیه و طرح نقطه نظرات ایشان درخصوص فعالیت اتحادیه، ارتباط سفارت با اتحادیه و برعکس و مسائل دیگر.

۳٫ دفتر نمایندگی ولی فقیه دهلی ساعت ۰۰/۱۸ جمعه ۲۴/۲/۷۳: جلسه با آقای مسعود زمانی مسئول روابط عمومی سفارت و دانشجوی قدیم انجمن اسلامی بنگلور در این دیدار آخرین نقطه نظرات ایشان راجع به اتحادیه و انجمنهای اسلامی و مسائل و فعالیتهای فرهنگی سفارت جویا شده و به ایشان قویاً تأکید شد به برادران مسئول انجمن اسلامی بنگلور جهت شرکت در نشست با توجه به تأکید مکرر حضورشان که در ایران به مسئولین گفته شده بود بار دیگر بازگو شد.

۴٫ دفتر نمایندگی ولی فقیه دهلی ساعت ۲۰ جمعه ۲۴/۲/۷۳: جلسه با شورای اسلامی دهلی در این نشست علیرغم نظر برخی از افراد که اظهار داشتند انجمن اسلامی دهلی هماهنگی و همکاری با اتحادیه ندارد، به وضوح و صراحت معلوم شد که انجمن اسلامی دهلی هماهنگی کامل با اتحادیه داشته و خود را عضوی از اعضاء اتحادیه می‌داند، در این جلسه برادران حاضر نقطه نظرات خود را درخصوص فعالیتهای اتحادیه و واحد دهلی، ارتباط با ارگانهای جمهوری اسلامی ایران در هند خصوصاً نمایندگی سیاسی و فرهنگی اظهار نمودند و آنگاه از سوی جناب آقای رشاد تذکرات اخلاقی، تشکیلاتی و راهکارهای فرهنگی ارائه، سپس آقای نظامدوست نیز مطالبی راجع به رسالت دانشجویان، توقعات نظام و انقلاب از اعضاء انجمنهای اسلامی و نحوه همکاری و هماهنگی را متذکر شدند.

۵٫ دفتر نمایندگی ولی فقیه دهلی ساعت ۲۱ جمعه ۲۴/۲/۷۳: در بدو ورود به دهلی در فرودگاه با توجه به مسئولیت آقای مولی‌نژاد و احاطه ایشان در مسائل مختلف دانشجویی مایل بودیم با نامبرده هم دیداری به عمل آید لذا مقرر شد حوالی مغرب ایشان در دفتر نمایندگی ولی فقیه بیایند، حدود دو ساعتی طبق قبول قبلی منتظر آمدن ایشان شدیم که تشریف نیاوردند ظاهراً با توجه به دو سه نفر میهمان و اساتید دانشگاه که از ایران آمده و همراه آنها به خارج از دهلی رفته بودند نتوانسته بودند به موقع بازگردند.

ـ یک‌شنبه ۲۵/۲/۷۳

۱٫ دفتر نمایندگی ولی فقیه دهلی ساعت ۹ صبح: با رسیدن یکی از اعضاء موثر هیأت دبیران از پونا مجدداً هیأت دبیران و مسئولین اتحادیه در نشست مفصلی نقطه‌نظرات و پیشنهادات خود را طرح نموده و ضمن ارائه مطالب مختلف درخصوص عملکرد اتحادیه و فعالیتهای مختلف با یکایک اعضاء به تبادل‌نظر پرداختیم از محور اصلی این نشست چگونگی رفع مشکلات پیش‌آمده مخاطبین اتحادیه و سفارت یا به تعبیر بهتر بین سفیر محترم و یکی از اعضاء اتحادیه بود.

۲٫ رزیدانس سفیر جمهوری اسلامی ایران ساعت ۱۱ صبح: به منظور دانستن آخرین نظریات و هماهنگی کامل قبل از نشست در محل رزیدانس سفارت با جناب آقای شیخ عطار دیدار و گفتگوی مفصلی به عمل آمد. در این خصوص دیدگاههای ایشان در زمینه امور فرهنگی هند، دانشجویان مقیم، اهمیت اتحادیه و روابط متقابل آن با سفارت مطرح و رهنمودها و نظرات حضرت آیت‌الله جنتی و ریاست محترم سازمان تبلیغات درخصوص توجه بیشتر به امور اتحادیه و هماهنگی با آن به اطلاع ایشان رسید که جناب آقای سفیر هم غیر از یکی دو مورد اختلاف با یکی از دانشجویان عضو اتحادیه مقیم دهلی مشکل خاص دیگری با اتحادیه نداشتند بلکه بر ضرورت حفظ و تقویت آن تأکید نمودند.

ج: نشست افتتاحیه اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان ایرانی در هند:

یازدهمین نشست سراسری تشکیلاتی اتحادیه که به «نشست امر به معروف و نهی ‌از منکر» نامگذاری شده بود از ساعت ۱۷ در دو برنامه قبل و بعد از مغرب در سالن اجتماعات رایزنی فرهنگی به شرح زیر منعقد گردید:

۱٫ نخست‌ تلاوت آیاتی چند از نوای آسمانی و دلنشین کلام‌الله مجید توسط یکی از دانشجویان عضو اتحادیه.

۲٫ سپس دبیر ارتباطات اتحادیه برادر آقای علی‌اعظم ضمن خوشامدگویی، گزارش مختصری از نشست اتحادیه بیان نمودند.

۳٫ آنگاه قسمت‌هایی از فیلم زندگانی حضرت امام(ره) به نمایش درآمد، تماشای فرازهایی از زندگی پیامبرگونه رهبر کبیر انقلاب و بنیانگزار جمهوری اسلامی ایران شدیداً حاضرین را تحت تأثیر قرار داد به حدی که قطرات اشک بر گونه‌های قریب به اتفاق حضار جاری بود.

۴٫ این فیلم را به زبان انگلیسی از ایران جهت امور تبلیغی هیأت به هند آورده بودند.

۵٫ استقرار جناب آقایان رشاد، شیخ عطار، کریمیان، نظامدوست، مولی‌نژاد، در محل هیأت رئیسه.

۶٫ در این قسمت پیام کتبی حضرت آیت‌الله جنتی نماینده محترم مقام معظم ولایت فقیه در اتحادیه توسط آقای نظامدوست قائم‌مقام معاونت بین‌الملل سازمان و نماینده تام‌الاختیار ایشان در امور اتحادیه قرائت گردید ابلاغ سلام حضرت آیت‌الله جنتی، دعای خیر آرزوی توفیق مسئولین اتحادیه نیز شفاهاً به سمع حضار رسید.

۷٫ در قسمت بعد جناب آقای شیخ عطار سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران در سخنرانی خود بر ضرورت کارهای منسجم فرهنگی و تبلیغی اتحادیه و اهمیت محوریت علم و دانش به مثابه یک وظیفه مسلم دانشجویان عضو اتحادیه تأکید نمودند. ایشان از توجه اتحادیه نسبت به برگزاری سمینارهای علمی آموزشی تشکر کرد و تعریف و تمجید اساتید دانشگاه‌ها از دانشجویان عضو اتحادیه به عنوان افراد بارز و شاخص درس‌خوان را افتخاری برای اسلام و انقلاب دانست. در پایان ضمن حمایت از اتحادیه بر لزوم هماهنگی و ارتباط با مسئولین و کارگزاران نظام با اتحادیه تأکید داشتند.

۸٫ برنامه بعدی سخنرانی جناب آقای کریمیان رایزن محترم فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در هند بود.

۹٫ اقامه نماز با شکوه جماعت به امامت حجت‌الاسلام والمسلمین آقای رشاد حسن ختام قسمت اول برنامه نشست بود.

۱۰٫ پس از اقامه نماز آقای مولی‌نژاد مسئول امور دانشجویی وزارت آموزش عالی طی صحبتی گزارشی از وضعیت علمی دانشگاه‌ها و بر ارائه ضرورت توجه بیش از پیش دانشجویان به امور تحصیل و عملی تأکید نمود.

۱۱٫ آخرین برنامه جلسه افتتاحیه نشست سخنرانی تحقیقی، پژوهشی و شیوای جناب حجت‌الاسلام والمسلمین آقای رشاد پیرامون «انقلاب اسلامی و امام خمینی از دیدگاه قرآن و احادیث و روایات» بود. ایشان پس از اشارهه مستند به نشانه‌های شاخص انقلاب اسلامی و ملت مسلمان و شریف ایران و رهبریت حضرت امام(ره) حضرت آیت الله حامنه‌ای نقش و وظیفه هر یک از آحاد ملت واحده اسلامی را در دولت کریمه و نهضت جهانی حضرت بقیه‌الله اعظم بیان داشتند بیان مستند روائی انقلاب و رهبری آن در این صحبت و نتیجه‌گیری آن شدیداً مورد توجه خاص مستمعین واقع شد بدیع بودن و تازگی این بحث در محیط و اجتماع ایرانیان مقیم خارج از کشور جاذبیت خاص خود را داشت سخنرانی یک‌ونیم ساعته ایشان اختتامیه نشست عمومی یازدهمین اتحادیه بود.

د: نشست تشکیلاتی مسئولین و اعضاء انجمن‌های اتحادیه:

۱٫ ساعت ۱۲-۹ دوشنبه ۲۶/۲/۷۳ کتابخانه رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی در دهلی: با تلاوت آیات دل‌انگیز کتاب آسمانی جناب آقای رشاد طی صحبت مفصلی به نقش رهبران در تشکیل جوامع اسلامی و اخلاق اسلامی و تقوی به عنوان ضمانت حرکت‌های اسلامی پرداخته و تذکرات و راهنمایی تشکیلاتی ارائه نمودند. در قسمت بعد آقای نظامدوست در خصوص تاریخچه انجمن‌های اسلامی قبل و بعد از انقلاب در سراسر جهان و اهمیت و نقش اتحادیه‌های انجمن اسلامی در کشورهای مختلف در مبارزه منفی با طاغوت و پیروزی انقلاب پرداختند. آنگاه فعالیت و عملکرد انجمن‌ها در دوران سازندگی پس از انقلاب در حیطه‌های انقلاب را بازگو و بر اهمیت و توجه خاص حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب و مسئولین عالی‌رتبه نظام به انجمن‌های اسلامی اشاره نمودند، ایشان در پایان صحبت‌های خود ضرورت پرداختن به خودسازی و رعایت تقوی الهی و ایثار و فداکاری را ضمانت توفیق در امر انجمن‌های اسلامی به عنوان سربازان بسیجی‌های فرهنگی در خارج از کشور دانستند. سپس گزارش انجمن اسلامی دهلی مطرح و در غیاب اعضاء جمع عضویت این انجمن در اتحادیه بحث و تبادل نظر و رأی‌گیری به عمل آمد که این انجمن به عضویت اتحادیه درآمد.

آنگاه ضمن معرفی یکایک اعضاء به هر یک از آنها کتابی از مجموعه دیدار با ابرار هدیه شد.

اقامه نماز جماعت و صرف ناهار و آماده شدن جهت جلسات مفصل تشکیلاتی بعدازظهر در محل رایزنی فرهنگی برنامه بعدی هیأت بود.

۲٫ ساعت ۳ بعدازظهر ۲۶/۲/۷۳ الی اذان صبح ۲۷/۲/۷۳ سالن اجتماعات رایزنی فرهنگی، پس از تلاوت آیاتی چند از کلام‌الله مجید گزارشی از نشست صبح ارائه شد، آنگاه طبق اساسنامه رئیس و منشی‌های جلسه برگزیده شدند.

سپس نمایندگان انجمن‌های پونا، دهلی، رودکی، بمبئی، بنارس و علیگره به عنوان اعضاء اتحادیه گزارش فعالیت مشکلات (نیازها و پیشنهادات خود را مطرح نمودند و در قسمت بعد هیأت دبیران گزارش مدت تصدی خود از نشست دهم تا حال را ارائه و مورد سئوال و پرسش اعضاء قرار گرفتند. در این جلسه که آقای علی‌محمد حلمی مسئول بخش ارتباطات معاونت بین‌الملل حضور داشتند در قسمت‌های مختلف و لازم از سوی جناب حجت‌الاسلام آقای رشاد و آقای نظامدوست توضیحات و راهنمایی و تذکرات لازم داده شد.

این قسمت نشست تا اذان مغرب ادامه داشت پس از اقامه نماز جماعت به امامت حجت‌الاسلام جناب آقای رشاد بحث‌های بسیار مفصل و طولانی در مورد عملکرد هر یک از انجمن‌های عضو و مسئولین و هیأت دبیران و مشکلات و پیشنهاد در جمع اعضاء انجمن‌ها و هیأت دبیران ادامه یافت این قسمت از نشست تشکیلاتی سالانه که از طولانی‌ترین، دشوارترین و حساس‌ترین بخش نشست برای روشن شدن وضعیت آینده و انتخاب هیأت دبیران جدید منعقد می‌شود علیرغم خستگی مفرط و جلسات سنگین و کیفی گذشته تا اذان صبح ادامه پیدا کرد لازم به توضیح است تا پاسی از نیمه شب که اعضاء هیأت در دفتر رایزنی فرهنگی برای برنامه‌‌های دیگر حضور داشتند پاسخ و مشورت لازم را برای حصول نتیجه و رأی نهایی به نشست ارائه می‌نمودند زیرا مشروعیت نشست و انتخابات هیأت دبیران طبق اساسنامه اتحادیه می‌بایست با نظارت و هدایت نماینده ولی فقیه صورت پذیرد.

به هرحال با جدیت و پشتکار، حساسیت و توجه خاص همه اعضاء خاصی که از اخلاص و فداکاری و تعهد و تعبد به وظایف فرهنگی و اسلامی و انقلابی و ضمانت اجرای کارشان بود در آستان اذان صبح در محیطی آکنده ذاز صفا و صمیمیت برادران محترم آقای مسعود گنجی دبیر مالی ـ آقای علی کاظمی دبیر فرهنگی ـ آقای مهندس لطفی دبیر ارتباطات ـ آقای نصر دبیر تشکیلات و آقای اولیاء عضو علی‌البدل انتخاب شدند.

قابل توجه است که با همه مشاکل و نقطه نظراتی که در طی ماههای گذشته در ادامه روال فعالیت‌های اتحادیه وجود داشت تنها و تنها توجه حضرت حق جل و علا و عنایت خاص ولی‌الله الاعظم و نایب برحقش ولی امر مسلمین حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دام‌ظله الوارف و دعای خیر نماینده محترم ولی فقیه حضرت آیت‌الله جنتی و راهنمایی‌های ریاست محترم سازمان تبلیغات و احساس وظیفه و تلاش خستگی‌ناپذیر اعضاء انجمن‌ها و انجام وظیفه مجدانه همراه با دقت و بصیرت و تأمل خاص هیأت اعزامی از جمهوری اسلامی ایران کار مهم و خطیر این نشست به خیر و خوبی و صلاح و صواب و رضایت و هماهنگی کامل از نظر تئوری و نظری خاتمه یافت.

م: نشست با هیأت دبیران، چهارشنبه ۲۸/۲/۷۳:

پس از انتخاب هیأت دبیران جدید در محل دفتر نمایندگی ولی فقیه ضمن صرف صبحانه با برادران هیأت دبیران قدیم و جدید به گفتگو و صحبت نشستیم. در این دیدار ضمن تشکر از مسئولین قدیم و عرض تبریک به دبیران جدید رسالت مهم و سنگین این مسئولین از سوی جناب حجت‌الاسلام آقای رشاد و آقای نظامدوست به تفصیل بیان شد، برادران حاضر نیز ضمن تشکر از توجه مسئولین عالی‌رتبه نظام و نماینده محترم ولی فقیه در اتحادیه و سازمان تبلیغات و هیأت اعزامی اهمیت کارهای فرهنگی در هند را از سوی اتحادیه متذکر و لزوم اختصاص امکانات و بودجه و نشریات را برای تحقق این امر یادآور شدند.

هـ: دیدار با سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران رزیدانس، چهارشنبه ۲۸/۲/۷۳:

بنا به پیشنهاد هیأت اعزامی به جناب آقای شیخ عطار در مورد نشستی مشترک با مسئولین گذشته و حال اتحادیه قرار شذ ایشان پس از نشست اتحادیه در ضیافت شامی در رزیدانس با دوستان جلسه‌ای داشته باشند. در این دیدار پس از طرف شام که با حضور مسئولین فرهنگی نمایندگی سیاسی، اعضاء هیأت دبیران قدیم و جدید انجام شد. نخست گوش جان به تلاوت آیاتی از کلام‌الله مجید سپرده شد آنگاه برادر آقای علی‌اعظم گزارشی از وضعیت اتحادیه و روند نشست و انتخاب ارائه نمودند، سپس جناب آقای رشاد مطالبی در خصوص لزوم هماهنگی و ارتباط قلبی و وظایف دانشجویان بیان داشتند در ادامه جناب آقای شیخ عطار ضمن تبریک به مسئولین اتحادیه ضرورت پرداختن به وظایف علمی و مسلح شدن به دانشی که مورد نیاز مملکت است جهت همکاری با اتحادیه اظهار علاقه نمودند و در پایان آقای نظامدوست نیز با تشکر از همه دست‌اندرکاران شرط اصلی موفقیت قطعی در امور فرهنگی و تبلیغی را ضمن اخلاص و ایثار هماهنگی و همدلی عملی همدیگر دانستند.

ی: نشست به هیأت دبیران منتخب جهت امور مالی:

صبح پنج‌شنبه ۲۹/۲/۷۳ در جلسه‌ای مشترک با هیأت دبیران و آقای حلمی از سوی مسئولین اتحادیه مشکلات و نیازهای شدید بودجه مطرح شد. در این جلسه ضمن توضیحات مفصل آقای نظامدوست راجع به محدودیت‌های ارزی مملکت خصوصاً سازمان و پایبندی به تعهدات سازمان با توجه به تأکید ریاست محترم سازمان طرح گردید، همچنین اضافه شد ما مایل نیستیم با قولهای غیرعملی شما را خوشبین نمائیم ولی با همین امکانات محدود که در حد خود همه ارگان‌های فرهنگی مواجه هستند اتحادیه باید راه خود را که حقیقتاً دشوار است ادامه دهد. البته بودجه انجمن‌های اسلامی هند یک کاسه و مشخص است و تمام تلاش ما بر حفظ وضعیت موجود است.

ملاقات با علماء و روحانیون و رهبران مذهبی

ـ سه‌شنبه ۲۷/۲/ میروت: ملاقات با حجت‌الاسلام آقای محمود حسن‌خان مسئول مدرسه دینی منصبیه.

ـ سه‌شنبه ۲۷/۲/ میروت: دیدار و گفتگو با اساتید و طلاب مدرسه دینی منصبیه.

ـ سه‌شنبه ۲۷/۲/ مظفرنگر: ملاقات با حجت‌الاسلام آقای سیداسدرضا حسینی مسئول حوزه علمیه امام حسین(ع) و امام جمعه مظفرنگر.

ـ سه‌شنبه ۲۷/۲/ مظفرنگر: گفتگو با اساتید و مدرسین و طلاب حوزه علمیه امام حسین(ع).

ـ چهارشنبه ۲۸/۲/ دهلی: صرف صبحانه و گفتگو با حجت‌الاسلام آقای شیخ حسین ذاکری از علماء معروف منطقه کارگیل کشمیر پیرامون اوضاع فرهنگی و تبلیغی منطقه و فعالیت‌های آموزشی و تربیتی مسلمین در کشمیر.

ـ پنج‌شنبه ۲۹/۲/ لکهنو: دیدار و گفتگو با حجت‌الاسلام آقای حمید‌الحسن مسئول حوزه علمیه ناظمیه و مدرسین و اساتید حوزه.

ـ پنج‌شنبه ۲۹/۲/ لکهنو: دیدار با آقای دکتر کلب صادق در منزل ایشان و گفتگو راجع به مسائل تبلیغی و فرهنگی و آموزشی و تربیتی مسلمین هند و دادن هدایایی به ایشان.

ـ شنبه ۳۱/۲/ بنارس: دیدار با هیأت امناء مدرسه دینی حفاظه الایمان.

ـ شنبه ۳۱/۲/ بنارس: دیدار با آقای شمیم‌الحسن (فرزند آقای ضمیرالحسن مسئول مدرسه دینی جوادیه که در غیاب سفر حج پدر عهده‌دار امور مدرسه بود) در این دیدار با مدرسین و طلاب مدرسه گفتگو به عمل آمد و اقامه نماز جماعت مغرب و عشاء شد.

ـ شنبه ۳۱/۲/ بنارس: ملاقات و گفتگو با آقای احمدحسن و ظفرحسین معروف به قمی مسئولین مدرسه دینی ایمانیه و گفتگو با مدرسین این مدرسه.

ـ شنبه ۳۱/۲/ بنارس: دیدار با علماء شیعه و سنی در سالن هتل دیاموند محل اقامت هیأت در بنارس، ملاقات با آقایان مولانا عبدالمتیم و سلام‌الله صدیقی از علماء برجسته و بنام شهر مذهبی و قدیمی بنارس و آقایان احمدحسن و شمیم‌الحسن جعفری امام جماعت مسجد شیعیان و مسئولین مدارس دینی حفاظه الایمان و جوادیه و ایمانیه از برنامه مهم و موثر مدت اقامت در بنارس محسوب می‌شود.

ـ جمعه ۶/۳/ بنگلور: دیدار با مولانا پرفسور یوشع امام جماعت مسجد شیعیان و حضور در منزل ایشان و اهداء هدایای ارزنده به ایشان و بازدید از دفتر کار امامیه ارگانزیشن IMAMIA ORGAMIZATION

ـ یک‌شنبه ۸/۳/ علیپور: حضور در منزل حجت‌الاسلام والمسلمین جناب آقای سیدعباس باقری حفظه‌الله عالم بزرگوار و وارسته علیپور، با توجه به احترام خاصی که ایشان در قلوب مردم شیعه هند دارند تقاضای ملاقات با نامبرده را داشتیم علیرغم کهولت سن (۱۱۰ سال) و بیماری و ناتوانی ایشان اظخار لطف نموده و ما را به حضور پذیرفته و به گفتگو پرداختیم. در پایان برای سربلندی اسلام و مسلمین و موفقیت اسلام و عزت و طول عمر مقام منیع رهبری دعا فرمودند.

دیدار و گفتگو با شخصیت‌های علمی، فرهنگی

ـ جمعه ۲۳/۲/ ساعت ۲۳ بمبئی: رزیدانس کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در بمبئی گفتگو با آقای پرفسور احمدنذیرا استاد اساتید زبان پارسی دانشگاه‌های دهلی، عملکرد راجع به تأثیر زبان پارسی در فرهنگ مردم هند.

ـ شنبه ۲۴/۲/ ساعت ۲۰ دهلی: رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران دهلی ملاقات و گفتگو با اساتید زبان فارسی دانشگاه دهلی در حضور آقای کریمیان رایزن فرهنگی.

ـ پنج‌شنبه ۲۹/۲/ دهلی: ملاقات با آقای حکیم عبدالحمید رئیس دانشگاه معروف و اسلامی «همدرد» و اهداء هدایایی به ایشان.

ـ جمعه ۲۹/۲/ لکهنو: گفتگو با آقای دکتر کلب صادق در ایستگاه راه آهن جهت بدرقه در ایستگاه حاضر شده بودند.

ـ سه‌شنبه ۳/۳/ دهلی: ملاقات‌وگفتگو با آقای‌دکترمنظور‌عالم رئیس INSTITUTE OF OBJECTIVE STUDIES این جلسه ایشان ضمن توضیحات پیرامون اهداف و فعالیت‌های تحقیقاتی و پژوهشی انستیتو یاد شده، نمونه انتشارات مرکز را هدیه نمود آنگاه جناب آقای رشاد پرسش‌هایی در خصوص هیأت علمی،‌ انتخاب موضوعات پژوهشی، گزینش محورهای مطالعاتی و تحقیق در زمینه علوم شیعی نمودند. در انتها هدایایی به ایشان داده شد و مقرر گردید که کتب و انتشارات سازمان و پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی از ایران برای این انستیتو ارسال و متقابلاً انتشارات این مرکز به سازمان ارسال گردد.

ـ پنج‌شنبه ۱۲/۳/ کلمبو: ملاقات با آقای عبدالنعیم شریف مسئول بخش تبلیغات روابط بین‌الملل رابطه العالم اسلامی سعودی و گفتگو پیرامون نحوه مسلمان شدن مسیحی‌ها و بیان ضرورت وحدت و همکاری‌های مذاهب اسلامی در رسیدن به اهداف اساسی اسلام و جلب نظر وی نسبت به مبانی انقلاب اسلامی.

سخنرانی‌ها

ـ یک‌شنبه ۲۵/۲/ دهلی: سالن اجتماعات رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران دهلی سخنرانی جناب آقای رشاد پیرامون «انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب از دیدگاه قرآن و احادیث و روایت» در مراسم افتتاحیه یازدهمین نشست سراسری اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان ایرانی در هند.

ـ دوشنبه ۲۶/۲/ دهلی: کتابخانه رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران دهلی سخنرانی جناب آقای رشاد پیرامون «نقش رهبران و پیروان در جامعه اسلامی».

ـ دوشنبه ۲۶/۲/ دهلی: کتابخانه رایزنی جمهوری اسلامی ایران دهلی سخنرانی آقای نظامدوست پیرامون «گذشته، حال و آینده و انجمن‌های اسلامی دانشجویان ایرانی در انقلاب اسلامی».

ـ سه‌شنبه ۲۷/۲/ میروت: سخنرانی جناب آقای رشاد در جمع طلاب و اساتید و دانش‌آموزان مدرسه دینی منصبیه.

ـ سه‌شنبه ۲۷/۲/ مظفرنگر: سخنرانی جناب آقای رشاد در جمع اساتید و مدرسین و طلاب حوزه علمیه امام حسین(ع).

ـ پنج‌شنبه ۲۹/۲/ دهلی: اقامه نماز جماعت و برگزاری دعای کمیل و سخنرانی جناب آقای رشاد به مناسبت شب عرفه که در محیطی آکنده از معنویت و در حضور کلیه ایرانیان مقیم دهلی و خانواده‌هایشان حال و هوای سرزمین مقدس عرفات را تداعی کردند.

ـ شنبه ۳۱/۲/ بنارس: سخنرانی جناب آقای رشاد در جمع مسئول و اعضاء هیأت امنا و طلاب مدرسه دینی حفاظه الایمان.

ـ شنبه ۳۱/۲/ بنارس: سخنرانی جناب آقای رشاد در جمع علماء برجسته شیعه و سنی شهر مذهبی و تاریخی بنارس در سالن اجتماعات هتل دماوند در این جلسه ضمن خوشامدگویی از سوی نمایندگان علماء شیعه و سنی و تعارفات لازم نخست جناب آقای رشاد طی سخنانی وحدت از دیگاه قرآن و رهبران برجسته اسلامی را یادآور شده و راههای عملی تقریب را متذکر شدند. در ادامه مولانا عبدالمتین و سلام‌الله صدیقی از علماء برجسته اهل تسنن و حجج‌الاسلام احدحسن و شمیم‌الحسن نکات مهمی راجع به انقلاب اسلامی و رهبری و وحدت را مطرح کردند.

ـ چهارشنبه ۴/۳/ پونا: سخنرانی جناب آقای رشاد در جمع عده کثیری از دانشجویان ایرانی انجمن اسلامی سودانی، بحرینی، هندی و فلسطینی پیرامون «دستاوردهای انقلاب اسلامی و پیام آن برای سایر ملل» این سخنرانی عمیقاً مورد توجه دانشجویان کشورهای اسلامی مقیم پونا قرار گرفت.

ـ پنج‌شنبه ۵/۳/ پونا: سخنرانی جناب آقای رشاد در جمع خواهران ایرانی در محل امام باره.

ـ پنج‌شنبه ۵/۳/ پونا: در ساعات روحانی و ملکوتی شب جمعه و دهه دوم ذی‌الحجه در حسینیه عاشقان اهل بیت(ع) و امام و انقلاب در تجمع و حضوری کم‌ سابقه گرد آمده بودند تا از بیانات سرباز ولی‌عصر و طلبه‌ای از حوزه علمیه مدرسه قم مستفیض شوند. این جلسه ویژه ابتدا با کلام نورانی قرآ کریم زینت یافت سپس آقای بابایی یکی از ایرانیان خوش‌ذوق مقیم شعری در رثای حضرت امام(ره) و انقلاب از سروده‌های خود قرائت نمود آنگاه جناب آقای رشاد در سخنرانی مبسوطی «انقلاب اسلامی و رهبری از دیدگاه قرآن و احادیث و روایات» را بیان نمود که این سخنرانی شدیداً مورد استقبال حاضرین قرار گرفت.

ـ شنبه ۷/۳/ بنگلور: سخنرانی جناب آقای رشاد به مناسبت عید سعید غدیر خم در محل انجمن اسلامی دانشجویان بنلگور در حضور حدود ۲۰ نفر از دانشجویان ایرانی و خانواده و دانشجویان عراقی و بحرینی.

ـ شنبه ۷/۳/ بنگلور: سخنرانی جناب آقای رشاد در مسجد شیعیان شهر در جمع عده کثیری از شیعیان مشتاق که برای شرکت در مراسم باشکوه در عید سعید غدیر خم گرد آمده بودند. این سخنرانی پیرامون اهمیت ولایت و عید سعید غدیر خم و ارتباط ولایت با انقلاب اسلامی ایران و به زبان اردو ترجمه گردید.

ـ یک‌شنبه ۸/۳/ علیپور: سخنرانی جناب آقای رشاد در سالن اجتماعات بیمارستان امام خمینی(ره) پیرامون اهمیت علم پزشکی و وظایف پزشکان این برنامه در حضور آقای انجم‌رضا رئیس بیمارستان که از شیعیان خیر و پرتلاش بنگلور می‌باشد انجام شد.

ـ یک‌شنبه ۸/۳/ علیپور: سخنرانی جناب آقای رشاد در محل توسعه تبلیغی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی «شهید دکتر بهشتی کمپلکس» در زمینه وظایف اسلامی امت واحده این سخنرانی پرشور مورد توجه جمع کثیری از مردم علاقمند این شهر قرار گرفت.

ـ سه‌شنبه ۱۰/۳/ کلمبو: سخنرانی جناب آقای رشاد در مراسم اعطاء جوایز به حافظان قرآن مجید منظمه الخدمات الاسلامی ISLAMIC SERVICE ORGANIZATION (I.S.O) پس از سخنرانی اعضاء این موسسه در تجمع باشکوهی جوایز فرهنگی و نقدی خود را از مسئولین جمهوری اسلامی ایران حاضر در جلسه دریافت داشتند.

«نشستهای تشکیلاتی با تشکلهای اسلامی و دانشجویی»

ـ شنبه ۳۱/۲/ بنارس: دیدار در خوابشگاه دانشگاه B.H.U با سه نفر از دانشجویان ایرانی شاغل در دوره دکترا آقایان حلمی، امامی و باقری.

ـ شنبه ۳۱/۲/ بنارس: دیدار و گفتگو با برادران دانشجوی ایرانی در سالن ناهارخوری دانشگاه B.H.U در این دیدار پس از معرفی برادران دانشجو از سوی جناب آقای رشاد و آقای نظامدوست ضمن تذکرات اخلاقی بر ضرورت تهذیب نفس همراه با کسب دانش و آگاهی و بصیرت تأکید شد آنگاه یکایک دانشجویان سئوالات خود را در زمینه‌های مختلف خصوصاً در مورد مسائل اقتصادی مطرح که پاسخ لازم داده شد.

ـ شنبه ۱/۳/ بنارس: نشست و گفتگو با آقای جعفری و اعضاء هیأت امناء «بنیاد امام حسین(ع)» IMAN HUSAIN FOUNDATION در این جلسه که در منزل آقای اشتیاق از تجار و محترمین شیعه و عضو هیأت امناء بنیاد امام حسین(ع) برگزار شد، گزارش پیرامون اساسنامه، اهداف، شکل‌گیری و فعالیت‌های بنیاد مطرح شد آنگاه راهنمایی و تذکرات لازم درخصوص نحوه عضوگیری، فعالیت‌های غیرمستقیم و پوششی، رسیدگی به امور اقتصادی شیعیان از سوی جناب آقای رشاد و آقای نظامدوست داده شد.

ـ چهارشنبه ۴/۳/ پوئا: جمع مسئولین تشکل‌های دانشجویی ایران، سودان، هند، فلسطین و بحرین در نشستی طولانی در محل انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی پونا ابتدا نقطه نظرات خود را راجع به مسائل انقلاب و جمهوری مطرح و سپس سئوالات، متعدد و محوری خود را پیرامون منرجعیت و رهبریت، روابط با آمریکا و غرب، امر تقریب و وحدت بین مسلمین، مساله تورم و اقتصاد و . . . بیان نمودند که پاسخهای لازم و قانع‌کننده دریافت نمودند این جلسه عمومی که در انتهای آن خصوصی و بین هیئت و تشکلهای سودانی، فلسطینی، هندی و بحرینی جداگانه با حضور خواهران مسلمان کشورهای فوق منعقد شد بسیار مورد توجه قرار گرفته و تا پاسی از شب ادامه داشت.

ـ پنج‌شنبه ۵/۳/پونا: دانشجویان بحرینی دانشگاه پونا در محل امام‌باره با هیأت به گفتگو پرداختند این دانشجویان که با صفا و صمیمیت و شناخت خاصی مسائل جمهوری اسلامی را تعقیب می‌نمودند پرسشهای اصلی و قابل توجهی را مطرح کردند در این نشست علاقه و توجه فوق‌العاده و دلسوزانه‌شان نسبت به اعتبار و اعتلاء انقلاب و جمهوری اسلامی و رهبری قابل توجه بود.

ـ جمعه ۶/۳/ پونا: اعضاء شورای مرکزی M.I.S شاخه پونا و نایب رئیس کل تشکیلات دانشجویان مسلمان هند در محل انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی پونا حضور یافتند با توجه به شناخت قبلی و سابقه ارتباط و فعالیت‌های گسترده تشکیلاتی و فرهنگی وتبلیغی این تشکل در دانشگاه‌های سراسر هند از طریق دبیر تشکیلاتی اتحادیه انجمن‌های اسلامی تقاضای ملاقات نموده بودند در این جلسه که با حضور چند تن از اعضاء انجمن اسلامی پونا برگزار شد راجع به اهداف، عضوگیری، فعالیتهای تبلیغی و فرهنگی، ارتباط بین‌الملل، چگونگی غنی‌بخشیدن به فعالیت‌های عمیق و موثر فرهنگی، تهاجم فرهنگی استکبار جهانی دستاوردهای انقلاب و سئوالات مختلفی که پیرامون انقلاب داشتند گفتگوی مفصل و موثری به عمل آمد از نکات جالب این گفتگو احساس نزدیکی و یکی‌بودن آنها و تعمق فکری و تشکیلاتی اعضاء M.I.S و تأثیرپذیری از انقلاب خصوصاٌ رهبری این تشکیلات بود.

ـ یک‌شنبه ۸/۳/ علیپور: حضور در موسسه تبلیغی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی «شهید دکتر بهشتی کمپلکس» علیپور در این جمع تعدادی از مسئولین، گزارش تشکیلاتی فعالیتهای موسسه را بیان نمودند، اجرای سرود جمهوری اسلامی ایران به سبک اردو، شعر و دکلمه از برنامه بعدی بود ارائه راهنمائی‌ها و تذکرات لازم در قسمت‌های مختلف توسط اعضاء هیأت مورد توجه حاضرین قرار می‌گرفت.

ـ یک‌شنبه ۸/۳/ بنگلور: نشست با اعضاء شورای انجمن اسلامی بنگلور، در این جلسه نخست هر یک از اعضاء نظرات خود را راجع به امور مختلف انجمن بیان داشتند آنگاه جناب آقای رشاد رهنمودها و تذکرات اخلاقی و تشکیلاتی مطرح نمودند سپس آقای نظامدوست درخصوص وظایف فردی و اجتماعی مسئولین انجمن جهت هدایت اعضاء و چگونگی فعالتر ‌شدن انجمن با توجه به سابقه خوب این انجمن در گذشته بیان داشتند.

ـ یک‌شنبه ۸/۳/ بنگلور: جلسه پرسش و پاسخ راجع به مرجعیت و رهبری در انقلاب، اصل ولایت فقیه انسجام شیعه و سنی، امور اقتصادی، مسأله رابطه با آمریکا و غرب با جمعی از دانشجویان بحرینی مشتاق و روشن در محل انجمن اسلامی بنگلور.

ـ یک‌شنبه ۸/۳/ مدرس: دیدار و گفتگو با دانشجویان بورسیه‌ای اعزامی از جمهوری اسلامی ایران که به مناسبت عید سعید غدیر در منزل آقای دانایی گرد آمده بودند در جمع شش نفره دانشجویان دوره دکترا که به اتفاق خانواده‌شان حضور داشتند پس از اقامه نماز جماعت اخبار و تحولات و مسائل میهن اسلامی مورد بحث و تا پاسی از شب پرسش و پاسخ ادامه داشت.

ـ‌ سه‌شنبه ۱۰/۳/ کلمبو: جلسه و بحث و گفتگو با هیأت امناء (منظمه الخدمات الاسلامی Islamic Services Organization پیرامون شیعیان و طرح مشاکل و مسائل مسلمانان سریلانکا و بررسی چگونگی رفع آنها با حضور سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران و رایزن فرهنگی در محل کار این هیأت.

ـ جمعه‌۱۳/۳/ بمبئی: حضور در محل انجمن اسلامی بمبئی و دیدار با اعضاء این انجمن، بحث و بررسی پیرامون فعالیت‌ها و عملکرد و استماع نقطه‌نظرات و ارائه راهنمائی‌های لازم خصوصاٌ در مورد فعال‌ترشدن انجمن و ادامه حتمی و قطعی امور و امیدواری به آینده و ابلاغ اهمیت و توجه مسئولین امر به ویژه نماینده مقام معظم رهبری در اتحادیه هند و سازمان تبلیغات اسلامی به انجمن‌های اسلامی.

بازدید از اماکن و آثار فرهنگی

الف) اسلامی:

ـ سه‌شنبه ۲۷/۲/ مظفرنگر: بازدید از ساختمان تازه بنیاد شبانه‌روزی «الزهرا(س) فوندیشن کالج» در این موسسه قرار است با توجه به نیاز مبرم منطقه و مسائل تهاجم فرهنگی و کادرسازی نیروهای تربیت شده اسلامی خواهران طلبه به صورت شبانه‌روزی به سیاق جامعه الزهرا(س) قم علوم اسلامی و روزرافرا گرفته و در نقاط مختلف کشور هند به تعلیم و تربیت بپردازند.

ـ چهارشنبه ۲۸/۲/ آگرا: عزیمت به شهر آگرا و دیدار مقبره اکبر شاه ـ دیدار قلعه سکندر ـ دیدار مجموعه بنای تاریخی و دیدنی تاج محل ـ زیارت مرقد شهید ثالث (عالم بزرگوار قاضی نورالله شوشتری(ره)، و اقامه نماز در مسجد محقر شیعیان مشرف به صحن مرقد شهید ثالث.

ـ پنج‌شنبه ۲۹/۲/ دهلی: دیدار از «دانشگاه اسلامی همدرد» و بازدید از کتابخانه موزه دانشگاهی و اقامه نماز ظهر در مسجد دانشگاه.

ـ پنج‌شنبه ۲۹/۲/ دهلی: دیدار از مرقد نظام‌الدین چشتی.

ـ پنج‌شنبه ۲۹/۲/ دهلی: زیارت مرقد امیر خسرو دهلوی.

ـ پنج‌شنبه ۲۹/۲/ دهلی: بازدید از بنای تاریخی قطب منار در حومه دهلی.

ـ جمعه ۳۰/۲/ لکنهو: بازدید از حوزه علمیه ناظمیه، حجره‌های طلاب و طرح توسعه حوزه، و درمانگاه وابسته.

ـ جمعه ۳۰/۲/ لکنهو: بازدید از درگاه شاه نجف.

ـ جمعه ۳۰/۲/ لکنهو: ‌بازدید از درگاه امام حسین(ع).

ـ جمعه ۳۰/۲/ لکنهو: بازدید از بنای تاریخی برگ مسجد جانع شهر و اقامه نماز جمعه (آقای دکتر کلب صادق امامت جمعه را عهده‌دار و خطبه‌های نماز را ایراد نمودند).

ـ جمعه ۳۰/۲/ لکنهو: بازدید از دارالندوه شامل مجموعه‌ای از سالن‌های اجتماعات مسجد خوابگاه و کلاسهای درس طلاب بلاد مختلف اسلامی.

ـ شنبه ۳۱/۲/ بنارس: بازدید از مدرسه دینی حفاظه‌الایمان.

ـ شنبه ۳۱/۲/ بنارس: بازدید از مدرسه دینی جوادیه و کتابخانه مدرسه.

ـ شنبه ۳۱/۲/ بنارس: بازدید از مسجد GREEN BABY در این بازدید که جهت اقامه نماز عید قربان انبوه مسلمانان اجتماع کرده بودند مدخل و اطراف مسجد شدیدا از سوی نیروهای مسلح امنیتی محاصره و حفاظت میشد زیرا هندوهای افراطی معتقدند این مسجد دومین مسجدی است که قبلا معبد هندوها بوده و مسلمانان آنرا به مسجد تبدیل نموده‌اند بنابراین همچون باربری می‌باید تخریب شود.

ـ یک‌شنبه ۱/۳/ بنارس: اقامه نماز عید قربان در مسجد قائم این مسجد که متعلق به شیعیان است بر خلاف اغلب مساجد و اماکن مذهبی شیعه در هند بسیار مرتب، منظم و تمیز بود بیش از یکصد نفر از اولین ساعات بامداد روز عید جهت اقامه نماز و استماع خطبه در مسجد گرد هم آمده بودند.

ـ یک‌شنبه ۱/۳/ بنارس: زیارت قبر مرحوم میرزاعلی حزین لاهیجی در کنار شهر بنارس قبرستانی قرار دارد بنام فاطمان، مقبره مرحوم حزین لاهیجی شاعر هندی سرای ایرانی در میان مزار و قبور چند تن از عرفا و مسلمانان زیادی قرار دارد لازم به توضیح است مرحوم حزین لاهیجی مورد توجه و عنایت مقام معظم رهبری هستند.

ـ سه‌شنبه ۳/۳/ دهلی: زیارت مقبره میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی شاعر شیرین سخن و پارسی‌گوی این دیار که در خیابان MAUTUTRA در دل باغی گمنام به نام «باغ بیدل‌» مدفون است.

ـ سه‌شنبه ۳/۳/ پونا: دیدار از امام باره (مجموعه وقفی یکی از ایرانیان متدین و خیر اصفهانی مقیم پونا) که محل اقامه نماز جماعت تشکیل جلسات مذهبی و عزاداری اهل بیت عصمت و طهارت و مرکز فعالیت‌های اسلامی در این شهر می‌باشد.

ـ چهارشنبه ۴/۳/ پونا: بازدید از مقبره درویش قمر علی‌خان در ۲۰ کیلومتری حومه پونا.

ـ یک‌شنبه ۸/۳/ علیپور: دیدار از تنها مرکز درمانی، فرهنگی شیعیان منتسب به جمهوری اسلامی ایران، بیمارستان امام خمینی(ره) و عیادت از بیماران

ـ یک‌شنبه ۸/۳/ علیپور: پس از بازدید از بیمارستان به جهت ادامه سایر برنامه‌ها به مرکز شهر علیپور عازم شدیم، شور و شعف ابراز احساسات و اظهار علاقه شدید مردم عاشق و دلسوخته علیپور به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و مسئولین را در سفرهای متعدد شخصیت‌ها به این دیار دیده و یا شنیده‌اید استقبال کم نظیر مردم از مدخل شهر تا محل برنامه بعدی آویختن دسته گل شعارهای انقلابی که از عمق جان و روح و روان این خداجویان و فضیلت پویان فضای این شهر را عطرآگین نموده بود خاطره جمعیت ملیونی امت وفادار ایران اسلامی در مراسم استقبال از امام راحل(ره) و سایر مسئولین عالی‌رتبه نظام در سفرها را به یاد می‌آورد و انصافا این همه شور و شعور هر فردی را عمیقا متاثر و از سویی شکرگزار که این انقلاب و نقش مسیحایی امام(ره) و رهبر انقلاب در عمق دل و جان این مردم رنجدیده و محروم چه کرده است؟

به هرحال این استقبال و اظهار لطف و صفا و صمیمیت و در انتها بدرقه آحاد مردم علیپور عمق وابستگی و پیوستگی آنان را به انقلاب و در عین حال سنگینی بارور سبالت خطیر هر مسئول و مسلمان ایرانی خصوصا در عرصه امر تبلیغ و فرهنگ آشکار و روشن می‌سازد لازم به توضیح است نه تنها برای این هیأت بلکه برای همه عزیزان و بزرگوارانی که به هند و این دیار سفر می‌کنند جدا حضور در میان مردم علیپور و عشق و علاقه پایان ناپذیر آنها به انقلاب اسلامی از شیرین‌ترین و باارزش‌ترین لحظات عمر انسان به حساب می‌آید.

ـ سه‌شنبه ۱۰/۳/ کلمبو: بازدید از محل «منظمه‌الخدمات الاسلامی» و کتابخانه و سالن اجتماعات و کلاس درس این موسسه و مراکز شهر.

ـ پنج‌شنبه ۱۲/۳/ کلمبو: بازدید از کتابخانه سالن مطالعات و مرکز توزیع مجله رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران.

ـ جمعه ۱۳/۳/ بمبئی: بازدید از خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران.

ـ جمعه ۱۳/۳/ بمبئی: بازدید از اقامه نماز در مسجد ایرانیان.

ـ جمعه ۱۳/۳/ بمبئی: بازدید از مسجد خوجه و نماز جمعه شیعیان.

ب: غیراسلامی:

ـ دوشنبه ۲۶/۲/ دهلی: دیدار از معبد اصلی سیک‌ها.

ـ دوشنبه ۲۶/۲/ دهلی: دیدار از معبد اصلی هندوها.

ـ شنبه ۳۱/۲/ بنارس: دیدار از محل تشکیل کلاس‌های بودا در منطقه SARMAI حومه شهر بنارس به اتفاق آقای حلمی.

ـ دوشنبه ۲/۳/ بنارس: دیدار از معبد معروف SHIVA LINK دانشگاه B.H.U

ـ دوشنبه ۲/۳/ بنارس: دیدار از موزه مهاراجه و وسایل نظامی قدیم و اشیاء ‌عتیقه و بازمانده از مواریث مهاراجه در حومه شهر بنارس.

ـ سه شنبه ۲/۳/ دهلی: دیدار از معبد فرقه ضاله بهائیت،‌محوطه وسیع و سرسبز حاشیه شهر دهلی در قلب خود گل شکفته شده نیلوفر آبی را به عنوان معبد بهائیت دارد طراحی معبد و آرشیتکت ساختمان بگونه‌ای است که پایه‌های این معبد و دریاچه‌های کوچک آن را به تعداد ۱۹ (عدد مقدس بهائیت) در دید و نظر هر بیننده‌ای قرار می‌دهد. حفاظت اطلاعاتی و امنیتی غیرمحسوس این مجموعه بهمراه راهنمایان جوان و خوش برخورد و مسلط بزبانهای مختلف (غالباً دختران جوان و عمدتا ایرانی‌الاصل) معبد امر تبلیغ و بیان فرهنگ باصطلاح مدرن فرقه ضاله بهائیت را نشان می‌دهد، تبلیغات این فرقه ضاله چنان کارساز بود که تقریبا همه توریست‌ها و مسافرینی که به پایتخت هند مسافرت می‌نمایند از این معبد به عنوان یک مرکز فرهنگی و بنای زیبا بازدید می‌نمایند قابل توجه است که دورنمای این معبد بر فراز آسمان شهر دهلی نو جلب توجه هر مسافر هواپیما را می‌نماید.

ـ چهارشنبه ۴/۳/ پونا: بازدید از معبد sarna در پارک شهر.

ـ پنجشنبه ۵/۳/ پونا: بازدید از قصر آقاخان، این قصر که به گاندی اهداء شده بود موزه شخصی و نمایشگاه دوره حیات رهبر هند را به تصویر کشیده است.

ـ جمعه ۶/۳/ پونا: بازدید از مجموعه به اصطلاح آموزشی، تربیتی فرقه ضاله OSHO در بهترین نقطه و در حاشیه شمالی شهر پونا در محوطه بسیار وسیعی گروهی به نام پیروان مکتب OSHO گرد آمدند این افراد که از ملیت‌های مختلف هستند از لباس اونیفرم قرمز کم رنگ مانند دشداشه عربی استفاده می‌نمایند. توریست‌ها و بازدیدکنندگان از این مجموعه هر روز صبح در دو برنامه نیم ساعته در گروهی زبان‌های دلخواه تفکیک و در اختیار فردی که از اعضای اصلی مثلا شورای عالی این فرقه هستند قرار داده می‌شود.

ابتداء به تماشای فیلم ۱۰ دقیقه‌ای که بیانگر مواضع و اهداف آنهاست می‌نشینند این فیم که ماهرانه و استادانه ساخته شده ضمن نشاندادن تمام رهبران مذهبی و سیاسی برجسته دنیا پرستشگاههای اصلی و مشهور دنیا را نیز نشان داده و برای به اصطلاح نجات انسانیت و آزادی و استفاده مطلوب از مواهب طبیعی همه فعالیتها و اهداف مذاهب و رهبران ادیان دیگر را تخطئه نموده و اصولا همه را موجب نابودی نسل بشر و جنگ و خونریزی انگاشته و تنها این مکتب که عبارت است از آزادی،‌ استفاده از طبیعت، آموزشهای تربیتی در دنیای خلسه را راه نجات و بهره‌وری اصلی نوع انسان می‌پندارد بهر حال پس از اتمام فیلم که متأسفانه به طرز ماهرانه‌ای به انقلاب و حضرت امام(ره)‌ توهین می‌نمایند توسط راهنمای گروه از محل‌های مختلف کتاب، آشپزی، فضای باز اجتماعی و سالن عظیم آموزشی و خودسازی دنیای خلسه، دیدن و توضیحات مختصر، مبهم ولی بسیار جاذب داده می‌شود. بازدیدکنندگان هم از ملیتهای مختلف و خلاصه انگیزه‌ای پیدا می‌کنند که عجب دنیای جالبی است، ضمن اینکه شعار اصلی‌شان استفاده از طبیعت و نفود در دلها توسط آموزش‌های خاصی است. از ابتدای برخورد با راهنما استنباط قوی نمودیم که وی ایرانی است چون گروه انگلیسی بودیم و توضیحات او بزبان انگلیسی بود احساس نمود جناب آقای رشاد کاملاً برایشان مفهوم نیست و پس از اتمام توضیحات خواستیم به یکی دو سئوال ما پاسخ دهد، نخست بدلیل مشغله و کمبود وقت طفره می‌رفت با اصرار ما تن به این قضیه داد منتهی با شرط کوتاه بودن سئوالات.

در اولین جملات پیش دستی و اظهار شد بهتر است با زبان مشترک خودمان که فارسی است و شما هم که ایرانی هستی صحبت کنیم که تسلیم شد بهرحال پس از چنین تعارفاتی مطرح شد شما که مدعی آزادی بیان و عدم دخالت در سیاست هستید خودتان از همه سیاسی‌تر و چرا به امام و انقلاب و عقیده نه تنها ملت شریف ایران بلکه امت واحده اسلامی پیرو انقلاب و امام اهانت نمودید در پایان معلوم شد نامبرده اهل پاوه کردستان و با دو نام ابیجد و بهرام احسانی معروف و از آلمان به اینجا آورده شده.

قابل ذکر است این فرقه دارای مقاصد خاص شوم سیاسی و اخلاقی و بسیار پیچیده و مرموز و با شعارهای فریبنده دارای پیروان زیادر در کشورها خصوصا دختران و پسران جوان هستند. سازماندهی و کار تشکیلاتی منسجم و منظمی دارند کتابخانه بسیار غنی از حیث ظاهر و دارای انتشارات و مجله بین‌المللی به زبانهای گوناگون که همزامان در پایتخت‌های کشورهای مختلف چاپ و توزیع می‌شود رهبر این فرقه فردی تحصیلکرده و مسلط به چند زبان، سن و با کلام و نگاهی بسیار نافذ و مورد احترام و علاقه وافر پیروان خود است، وی سال قبل مرد.

ـ جمعه ۶/۳/ بنگلور: بازدید از مجلس ایالتی و دادگاه شهر.

ـ سه‌شنبه ۱۰/۳/ کالوتورا: بازدید از معبد معروف بودائیها در کنار دریا در محیط گنبد این معبد مراحل مختلف از تولد تا به اصطلاح مبعوث شدن از تعلیمات تا به اصطلاح اعجاز و بالاخره مرگ بودا تصاویری همراه با زیرنویس بزبان انگلیسی و بودایی نظر هر بیننده زا جلب می‌نماید قداست مجسمه بودا در حدیست که از گرفتن عکس در مقابل مجسمه و پشت آن بازدیدکنندگان را نهی می‌نمایند.

ـ سه‌شنبه ۱۰/۳/ کندی: بازدید از مسجد عظیم‌الجثه بودا در مرتفع‌ترین نقطه شهر زیبای کندی این شهر پایتخت پیشین سیلان بوده است، بزرگی و نمود این مجسمه بحدی است که علیرغم کوهستانی و جنگلی بودن منطقه از فاصله دوری از خارج از شهر کاملاً هویداست.

ـ سه‌شنبه ۱۰/۳/ کندی: بازدید از معبد طلایی و کهن و مشهور بودا که مروی است دندان بودا آنجا نگهداری می‌شود از این معبد به شدت حفاظت می‌شود و تمامی بازدیدکنندگان از SECURITY GATE درب حفاظتی عبور داده می‌شوند.

دیدار با کارگزاران جمهوری اسلامی ایران، دانشجویان و ایرانیان مقیم در هند

ـ شنبه ۲۴/۲/ رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران دهلی: ملاقات با اساتید دانشگاه تهران اعزامی به هند جهت تدریس برای اساتید هندی رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه‌های هند.

ـ چهارشنبه ۲۸۲/ دفتر نمایندگی ولی فقیه دهلی: جلسه با آقایان نجفی و کمیلی نمایندگان معاونت اعزام مبلغ در هند راجع به امور مبلغین اعزامی و مشاکل موجود و نمایندگان معاونت اعزام مبلغ پیرامون وضعیت امور مبلغین.

ـ دوشنبه ۲/۳/ دفتر نمایندگی ولی فقیه دهلی: دیدار و گفتگو با آقای ناصری از اعضای نمایندگی سیاسی جمهوری اسلامی ایران پیرامون مسائل جاری فرهنگی کشمیر و مبلغین اعزامی و نمایندگان سازمان و اتحادیه انجمنهای اسلامی.

ـ دوشنبه ۲/۳/ رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران: دیدار و گفتگو با آقای کریمیان رایزن فرهنگی به اتفاق اعضاء هیأت دبیران منتخب درخصوص محل مورد تقاضای انجمن دهلی در خانه فرهنگ.

ـ سه‌شنبه ۳/۳/ دفتر نمایندگی ولی فقیه دهلی: دیدار و مذاکره با اعضای دفتر نمایندگی ولی فقیه پیرامون امور دفتر و آخرین نظریات راجع به مبلغین اعزامی و صرف ناهار در این محل.

ـ سه‌شنبه ۳/۳/ پونا: استقبال گرم اعضاء انجمن اسلامی و انجمن جمعیت ایرانیان مقیم در فرودگاه پونا.

ـ سه‌شنبه ۳/۳/ پونا: دیدار با مسئولین انجمن جمعیت ایرانیان مقیم در امام باره.

ـ جمعه ۶/۳/ بنگلور: دیدار با تعدادی از مسئولین انجمن اسلامی دانشجویان بنگلور در محل انجمن مذکور.

ـ یکشنبه ۸/۳/ بنگلور: گفتگو با آقای مهدی‌زاده راجع به محور «مدیریت در اسلام» در دانشگاه بنگلور و راهنمایی لازم به استاد مربوطه که مشتاق بررسی این موضوع بودند.

ـ دوشنبه ۹/۳/ کلمبو: دیدار و گفتگو با جناب آقای ناجی راد سفیر جمهوری اسلامی ایران و تبادل نظر درخصوص برنامه‌ها.

ـ چهارشنبه ۱۱/۳/ کلمبو: بررسی مسائل فرهنگی و تبلیغی و راه‌کارهای علمی با سفیر جمهوری اسلامی ایران در محل سفارت.

ـ چهارشنبه ۱۱/۳/ کلمبو: بحث و بررسی پیرامون نحوه همکاری‌های تبلیغی و ارتباط مردمی بامسلمانان در حضور سفیر جمهوری اسلامی ایران در رزیدانس.

ـ پنجشنبه ۱۲/۳/ کلمبو: دیدار با یکایک کارمندان سفارت جمهوری اسلامی ایران در محل کار و آشنا شدن با فعالیت و نقطه‌نظرات آنها.

ـ پنجشنبه ۱۲/۳/ کلمبو: دیدار با کارکنان رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در محل کار گفتگو درخصوص نحوه فعالیت انتشاراتی و توزیع کتب و مجلات و ارتباط با مسلمین.

ـ پنجشنبه ۱۲/۳/ کلمبو: جلسه با آقای سابقی رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در سریلانکا و آقای برخورداری نماینده اعزامی از مرکز درخصوص مسائل مختلف فرهنگی و تبلیغی و طرح و بررسی موارد تبلیغی مورد نیاز رایزنی از جمله کتب انگلیسی و کودکان و فیلم و نوار و …

ـ پنجشنبه ۱۲/۳/ کلمبو: جمع‌بندی برنامه‌های سفر به سریلانکا و طرح نقطه نظرات و نحوه ارتباط بیشتر و هماهنگی فعالیتهای تبلیغی و فرهنگی در این کشور با حضور آقای ناجی‌راد سفیر جمهوری اسلامی ایران.

ـ پنجشنبه ۱۲/۳/ مدرس: دیدار و گفتگو با آقای تفرشی یکی از دانشجویان بورسیه دوره دکترا در طی مسیر بمبئی و توقف کوتاه در فرودگاه مدرس.

ـ جمعه ۱۳/۳/ بمبئی: گفتگو با آقای رضازاده سرکنسول جمهوری اسلامی ایران در بمبئی پیرانمون انجمن اسلامی بمبئی، بنگلور و مسائل مختلف فرهنگی و تبلیغی.

ـ جمعه ۱۳/۳/ بمبئی: دیدار با آقای منفرد مسئول خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران و بحث و بررسی مسائل فرهنگی منطقه و هماهنگی بیشتر سازمان با خانه فرهنگ.

تقویم سفر

ـ مدت سفر: از تاریخ جمعه ۲۳/۲/۷۳ لغایت جمعه ۱۳/۳/۷۳ (۲۲ روز)

ـ سفرهای انجام شده به ترتیب:

الف) هند: بمبئی، دهلی، میروت، مطفرنگر، دهلی، آگرا، دهلی، لکهنو، بنارس، دهلی، پونا، بیگلور، میسور، بنگلور، علیپور، بنگلور، مدرس (مدرس، کلمبو، کلمبو مدرس)، بمبئی.

ب) سریلانکا: کلمبو (از طریق مدرس)، کالتورا، کلمبو، کندی، کلمبو (به مقصد مدرس)

ـ برنامه‌های انجام شده ۱۳۵ مورد شامل:

۱٫ مقدمات سفر:‌ ۷ برنامه

۲٫ نشست اتحادیه: ۱۹ برنامه

الف: طی طریق از تهران تا دهلی

ب: دیدار، گفتگو و مشورت با مسئولین مختلف تا قبل از نشست.

ج: نشست افتتاحیه.

د:‌ نشست تشکیلاتی مسئولین و اعضاء انجمنهای اتحادیه.

م: نشست با هیئت دبیران.

هـ: دیدار با سفیر جمهوری اسلامی به اتفاق هیئت دبیران.

ی: جلسه بررسی نیازها و بودجه و امور مالی اتحادیه با هیئت دبیران.

۳٫ ملاقات با علماء و روحانیون و رهبران مذهبی: ۱۳ برنامه

۴٫ دیدار و گفتگو با شخصیتهای علمی و فرهنگی: ۶ برنامه

۵٫ سخنرانیها: ۱۶ برنامه

۶٫ نشست‌های تشکیلاتی با تشکل‌های اسلامی و دانشجویی: ۱۲ برنامه

۷٫ بازدید از اماکن و آثار فرهنگی: ۴۲ برنامه

الف: اسلامی ۲۹ مورد

ب: غیر اسلامی ۱۳ مورد

۸٫ دیدار با کارگزاران جمهوری اسلامی ایران دانشجویان و ایرانیان مقیم هند: ۲۰ برنامه

 

گاه شمار زندگی

۱۳۳۵ :

– تولد (دوازدهم فروردین برابر با پنجم رمضان یکهزاروسیصدوهفتادوپنج قمری = ‌ Apr .12. 1956)

۱۳۴۰ :

– فراگیری قرائت قرآن ، و نصاب الصبیان

۱۳۴۱ :

– ورود به دبستان

۱۳۴۷ :

– آغاز تحصیلات حوزوی

۱۳۴۸ :

– نخستین تجربه‌ی شعرسرایی

۱۳۵۰ :

– اتمام دوره‌ی مقدمات حوزه

– هجرت به قم و ورود به مدرسه‌ی آیت الله گلپایگانی

– انتشار شعرهای حُسن جهان و خورشید حق

۱۳۵۱ :

– سفر به سنقرکلیایی / نخستین تجربه‌ی تبلیغی (در دو نوبت: مرداد و مهر)

۱۳۵۲ :

– عمامه‌گذاری به دست مرحوم آیت الله‌العظمی گلپایگانی

– آغاز فرائدالاصول

۱۳۵۳ :

– تأسیس انجمن ادبی نغمه

– همکاری با سالنامه‌ی پیام اسلام (نگارش مقاله)

– شرکت در درس منظومه‌ی آیت الله محمد محمدی گیلانی / آیت‌الله دکتر احمد بهشتی

– شرکت فعال در تظاهرات اعتراض به مناسبت شهادت آیت الله حسین غفاری

۱۳۵۴ :

– شرکت در دروس فلسفه‌ی استاد شهید آیت‌الله مرتضی مطهری (مسأله‌ی شناخت)

– مشارکت در مقاومت خونین فرجام سه روزه‌ی فیضیه

– موفقیت در امتحانات پایان سطوح عالی حوزه

۱۳۵۵ :

– شرکت در درس خارج اصول (مبحث الفاظ ـ مقدمه‌ی واجب) آیت الله حسین وحید خراسانی

– شرکت در درس خارج فقه (زکوه) آیت الله علی مشکینی اردبیلی

– ایجاد و هدایت شبکه‌ی حلقات و جلسات جوانان محلات تهران

۱۳۵۶ :

– سخنرانی در مراسم آیت‌الله شهید مصطفی خمینی و تجلیل علنی از حضرت امام

– سخنرانی در اجتماع باغ مانیان (قلعه حسن‌خان) و زدوخورد با مأموران و مجروحیت، و حمله‌ی مأموران به منزل پدری

– توسعه‌ی سخنرانی‌های حماسی اعتراضی در مساجد تهران و برخی شهرستانها

– ارتباط و همکاری با سازمان فجر اسلام

۱۳۵۷ :

– همکاری با جامعه‌ی روحانیت مبارز تهران و امضاء اعلامیه‌های مبارزاتی جامعه

– سخنرانی در منزل آقای سعیدی (خیابان ری) و تعطیل مجلس از سوی رژیم

– تدوین نخستین مجموعه‌ی شعر (ماتمکده)

– مشارکت فعال در تحصّن روحانیت در دانشگاه تهران

– مشارکت در اداره‌ی مراسم استقبال از حضرت امام

– فرماندهی تصرف پادگان قلعه مرغی تهران

– اداره‌ی پادگان قلعه مرغی

– همکاری در تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

۱۳۵۸ :

– اداره‌ی کانونهای جوان غرب تهران (حر ، ابوذر ، میثم ، سلمان)

– تدریس منطق، جهان‌بینی اسلامی، نقد مارکسیسم

– ازدواج

۱۳۵۹ :

– بازگشت به قم جهت ادامه‌ی تحصیل (شهریورماه)

– شرکت در خارج فقه آیت الله منتظری (فقه الحکومه الاسلامیه)

– تدریس مقدمات

۱۳۶۰ :

– مراجعت به تهران به اقتضای ضرورتهای انقلابی

– مشارکت در تأسیس سازمان تبلیغات اسلامی کشور

– تولد آقاحامد

– راه‌اندازی دفتر پشتیبانی جبهه‌ها و تردد فعال به جبهات نبرد

۱۳۶۱ :

– اکتشاف طرح ترور حقیر توسط سازمان مجاهدین خلق

– تولد هدی‌خانم

۱۳۶۲ :

– نگارش مقالات تفسیر مفاهیم قرآنی

– نگارش سرمقاله‌های ماهنامه‌ی اعتصام

۱۳۶۳ :

– راه‌اندازی مدارس علمیه‌ی شهید بهشتی و مجد، و تأسیس مدارس علمیه‌ی شهید مدنی و شهید حقانی و شبکه‌ی دروس نیمه وقت حوزوی، در سراسر استان تهران

– آغاز تدریس سطوح حوزه

– نخستین سفر تشرف به حج تمتع

۱۳۶۴ :

– تدریس در دانشگاه امام حسین(ع)

– تحقیق گروهی «آیات اعتقادی، جهت تهیه‌ی متن درسی برای دانشگاه امام حسین(ع)

۱۳۶۵ :

– شرکت در فقه و اصول آیت‌الله مجتبی‌تهرانی (شهید کلهری)

۱۳۶۶ :

– تولد بشری‌خانم

– تدریس علوم قرآنی در دانشکده‌ی الهیات دانشگاه تهران

۱۳۶۷ :

– سرودن تلویحات

۱۳۶۸ :

– تألیف و انتشار رساله‌ی میخانه‌ی عشق (شرح غزل عرفانی «چشم بیمار»)

– مشارکت در تأسیس مؤسسه‌ی تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی(س)

– سرپرستی تدوین مجموعه‌ی سوگندنامه‌ی ۱ و ۲ و ۳

– سرپرستی تدوین دیوان اشعار امام

– شرکت در دروس الهیات شفای آیت الله محمدی گیلانی

– تصدی قائم مقامی ریاست سازمان تبلیغات اسلامی کشور

– سخنرانی قبل از خطبه‌های نمازجمعه ، در حمایت از رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای(دام ظله)

۱۳۶۹ :

– شرکت در فقه حضرت آیت الله خامنه‌ای (جهاد)

– تصدی امور پژوهشی بعثه‌ی مقام معظم رهبری

– عضویت در کمیسیون علوم انسانی شورای پژوهش‌های علمی کشور

۱۳۷۰ :

– تدریس رسائل (۲/۱۱/۷۰ = ۱۶ رجب ۱۴۱۲ ق آغاز و در ۲۳/۹/۷۲، = ۲۹ ج ۲، ۱۴۱۴ ق پایان یافت)

– تولد آقاهادی

۱۳۷۱ :

– تدریس کفایه‌الاصول برای نخستین‌بار

۱۳۷۲ :

– انتشار قبسات (مجموعه‌ی سروده‌ها)

– انتشار گزیده‌ی غزلهای حکیم فیاض لاهیجی، به مناسبت کنگره‌ی حکیم

– تدریس کفایه‌الاصول (پنجشنبه ۲۵/۹/۷۲ = دوم رجب ۱۴۱۴ ق آغاز و در ۳۰/۸/۷۵ = هشتم رجب ۱۴۱۷ ق پایان پذیرفت)

۱۳۷۳ :

– سفر به هند و سریلانکا (اردی‌بهشت و خردادماه)

– تأسیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

– مشارکت در تأسیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی

۱۳۷۴ :

– تصدی معاونت امور پژوهشی و آموزشی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی

– تدوین و انتشار کتاب ساقه‌های سبز قنوت

– سفر به پاکستان و سخنرانی در «همایش بین‌المللی انقلاب اسلامی، فرهنگ و توسعه»، باعنوان علل و دلایل پیدایی و پایایی سکولاریسم

– سفر به اسپانیا و شرکت در جشنواره‌ی جهانی شعر، و ارائه‌ی شعرهای «خلوت» و «ساقه‌های سبز قنوت»

۱۳۷۵ :

– تدوین و انتشار کتاب شهود و شیدایی.

– آغاز تدریس قواعد فقهیه (به مدت پنج‌سال، از آذر هفتادوپنج = ۱۰ رجب ۱۴۱۷ آغاز، ۲۳ خرداد هشتاد پایان پذیرفت)

– انتشار فصلنامه‌ی قبسات (پاییز)

– انتشار فصلنامه‌ی کتاب نقد (پاییز)

۱۳۷۶ :

– تدوین و انتشار کتاب شور اشراق

– نگارش مقاله‌ی آب حیوان به ظلمت بردن

– شرکت در کنفرانس خانواده – دانشگاه آتن، سخنرانی باعنوان آسیب‌شناسی فمنیسم

– سخنرانی در دانشکده‌ی فلسفه‌ی دانشگاه آتن درباره‌ی فلسفه‌ی کنونی ایران و حکمت نوصدرایی

۱۳۷۷ :

– انتشار نسخه‌ی دوم دیوان امام(ره).

– نگارش مقاله‌ی گفتمان فلسفی نوصدرایی.

– نگارش مقاله‌ی نظریه‌ی رهبرگماری توده‌ای و منطق استنباط.

۱۳۷۸ :

– آغاز طراحی منطق کشف / فهم دین

– تأسیس کانون اندیشه‌ی جوان.

– سفر به آمریکا و تحریم کنفرانس دانشگاه جرج تاون، به‌عنوان اعتراض به رفتار موهن مأموران در فرودگاه جان، اف، کندی

– دریافت حکم خدمت‌افتخاری آستان قدس حضرت ثامن‌الحجج(ع)

۱۳۷۹ :

– انتشار کتاب دموکراسی قدسی

– انتشار رساله‌ی خشونت و مدارا

– انتشار گزیده سروده‌ها (در مجموعه‌ی گزیده‌ی ادبیات معاصر)

– انتشار فصلنامه‌ی ذهن (بهار)

– آغاز طراحی و تألیف دانشنامه‌ی امام علی (ع)

– تصدی ریاست هیأت علمی بعثه

– آغاز تدریس فصوص‌الحکم (۱۴/۱۰ برابر با هشتم شوال ۱۴۲۱ آغاز، و اردی‌بهشت هشتادوسه انجام گرفت.)

۱۳۸۰ :

– تدریس در المعهد الاسلامی للمعارف الحکمیه / لبنان – بیروت

– انتشار دانشنامه‌ی امام علی (ع)

– آغاز تدریس خارج اصول

– مباحثه با پروفسور مک لین (درباره‌ی هرمنوتیک)

– تشرف به عتبات عالیات

– تأسیس حوزه علمیه امام رضا (ع)

۱۳۸۱ :

– مشارکت در تأسیس مؤسسه‌ی پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی

– تصدی معاونت بین الملل بعثه

– تألیف مقاله‌ی دیباچه‌ای بر منطق فهم دین

– آغاز تدریس مقدمه‌ی قیصری (۱/۴/۸۱ آغاز و ۱۹/۳/۸۲ فرجام گرفت)

– مباحثه با پروفسور جان هیک/ پلورالیسم دینی و چالش معیار / ۲۲/۹،۱۳٫Dec.2002 دانشگاه بیرمنگهام)

– شرکت در سومین نشست گفت‌وگوی دینی با دانشکده‌ی سلی‌اوک – دانشگاه بیرمنگام و سخنرانی باعنوان مبانی و منابع سیاست در اسلام

۱۳۸۲ :

– دریافت مدرک سطح چهار (دکتری فلسفه‌ی حوزه)

– انتشار تصحیح و تحقیق جلد هشتم (علم النفس) الأسفار الاربعه فی الحکمه المتعالیه

– انتشار کتاب دین پژوهی معاصر

– آغاز تألیف دانشنامه‌ی فرهنگ فاطمی (س)

– آغاز تألیف دانشنامه‌ی قرآن شناسی

– انتشار مقاله‌ی نهادهای پایه در فهم قرآن

– طراحی «فلسفه‌ی معرفت دینی»

– عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی

۱۳۸۳ :

– انتشار کتاب فلسفه‌ی دین.

– انتشار مقاله‌ی فرجام قدسی تاریخ.

– انتشار مقاله‌ی موانع نواندیشی دینی.

– عضویت در هیأت حمایت از کرسی‌های نظریه پردازی ، نقد و مناظره (ویژه‌ی علوم انسانی و معارف اسلامی).

– عضویت در مجمع جهانی تقریب بین مذاهب اسلامی.

– دومین مباحثه با جان‌هیک

۱۳۸۴ :

– انتشار تماشای جمال (مجموعه‌ی اشعار).

– سخنرانی در هم‌اندیشی روز جهانی فلسفه با عنوان بایستگی‌های کنونی فلسفه در قلمرو پژوهش

– سخنرانی در نشست روز جهانی فلسفه با عنوان فلسفه‌های مضاف

– تأسیس بنیاد علی بن موسی‌الرضا (ع)

– مباحثه با استاد معرفت درباره‌ی نظریه‌ی تأویل و ذوبطون بودن قرآن

– شهادت سردار سرتیپ حاج‌صفدر رشادی

– حضور در گفت‌وگوی دینی با کلیسای کانتری بری / دانشکده سلی‌اوک، سخنرانی با عنوان حق دینداری

– سخنرانی در همایش اتحاد جهانی دانشجویان مسلمان

– سخنرانی در کنفرانس آزادی و اهانت به مقدسات با عنوان آزادی بیان و اهانت به مقدسات

۱۳۸۵ :

– آغاز تدریس نمط سوم اشارات و تنبیهات

– شرکت در هم‌اندیشی حقوق ادیان و اقلیت‌های دینی و سخنرانی درباره‌ی ماهیت حقوقی اهانت به مقدسات

– نگارش و انتشار مقاله‌ی گستره‌ی کارکرد عقل در تفهم و تحقق دین

– توسعه‌ی مدارس حوزه‌ی علمیه‌ی امام رضا(ع)

– تأسیس مرکز رشته‌های تخصصی حوزه‌ی امام رضا(ع)

– تألیف نقد نظریه‌ی پلورالیسم دینی

– تألیف مقاله‌ی فلسفه‌ی مضاف (تابستان)

– تهیه‌ی گاهشمار و زیست‌نگاره‌ی خودنوشت

– راه‌اندازی سایت شخصی

۱۳۸۶ :

ـ سرپرستی طراحی رشته‌ی «منطق فهم دین» / بسفارش وزارت علوم، تحقیقات و فناوری،

ـ سرپرستی طراحی رشته «معرفت شناسی اسلامی» / به سفارش وزارت علوم، تحقیقات و فناوری،

ـ تألیف مقاله «آیا مولانا یک پلورالیست دینی است؟».

ـ تألیف و انتشار کتاب حریت و مدارات.

ـ ملاقات با پروفسور علی العطاس از مالزی/ موضوع: فلسفه و عقلانیت اسلامی/ تهران.

-‌ ملاقات با شیخ نعیم قاسم (قائم مقام دبیرکل حزب‌الله لبنان) / تهران.

ـ ملاقات با دکتر لئونارد… از ایتالیا / موضوع: فلسفه اسلامی / تهران.

ـ دریافت جایزۀ محقق برتر استان تهران.

ـ دریافت لوح تقدیر جشنواره علامه طباطبایی

ـ دریافت لوح تقدیر کتاب دین

۱۳۸۷:

 

ـ آغاز اجرای طرح کلان تحقیق وتدوین مجموعه‌ی فلسفۀ اصول فقه (در ادامه‌ی تحقیق و تدریس چندین ساله‌ی فلسفۀ اصول
ـ طراحی حوزۀ تمحض علمی فلسفۀ دین (ارائه ساختار مباحث و برنامه‌های پیشبرد حوزه).

ـ تألیف مقالۀ معنا منهای معنا .

ـ تألیف و انتشار مقالۀ سیطرۀ مجاز در ساحت هویت تاریخی .

ـ تألیف و انتشار مقالۀ معیار علم دینی .
ـ آغاز تحقیق و تألیف «تحلیل محتوای خطبۀ فدکیه حضرت فاطمه زهرا (س)»

ـ برگزاری اجلاسیه‌ی دفاع و داوری نظریه‌ی ابتنا ( نظریۀ مبنای منطق فهم دین)/ قم،

ـ پذیرش ریاست کرسی فلسفۀ دین (هیأت حمایت از کرسی های نظریه‌پردازی، نقد و مناظره).

ـ ترجمه‌ی کتاب فلسفۀ دین / به انگلیسی،

ـ ترجمه‌ی کتاب دموکراسی قدسی / به انگلیسی،
ـ ترجمه‌ی نقد نظریۀ پلورالیسم دینی جان‌هیک (نقد مفهوم شناختی و روش شناختی ومعرفت¬شناختی نظریه) / به انگلیسی،

ـ ترجمه‌ی مقالۀ کارکرد عقل در تفهم و تحقق دین/ به زبان روسی

۱۳۸۸:

ـ آغاز تحقیق مبانی فلسفه‌ی دین (اقتراح جهانی درباره‌ی فلسفه‌ی دین)

ـ تأسیس و فعال‌سازی «کرسی فلسفه‌ی دین» دبیرخانه‌ی هیأت حمایت از کرسی‌ها.

ـ تألیف کتاب معنا منهای معنا، (چهار مقاله در عرفان و معنویت)

ـ نگارش مقاله سیطره‌ی مجاز، کتاب نقد، شماره ۴۷

ـ نگارش مقاله معیار علم دینی، ذهن، شماره ۳۳

ـ نگارش مقاله درباره‌ی فلسفه‌ی اصول فقه، ذهن، شماره

ـ سخنرانی در آیین رونمایی ‌از طرح چلچراغ حکمت/ کانون اندیشه‌جوان ( استاد مطهری مؤسس الهیات اجتماعی شیعی)

ـ بازبینی و چاپ ترجمه‌ی روسی «گستره و کارکردهای عقل در تفهم و تحقق دین»،

ـ ترجمه‌ی عربی کتاب « فلسفه‌ی دین»،

ـ ترجمه‌ی انگلیسی کتاب «‌فلسفه‌ی دین»،

ـ ترجمه‌ی عربی کتاب «دموکراسی قدسی»،

ـ ترجمه‌ی عربی کتاب «منطق فهم دین»،

ـ انتخاب به عنوان نظریه‌پرداز برجسته در سومین جشنواره فارابی، سالن اجلاس سران

۱۳۸۹:

 

ـ چاپ کتاب منطق فهم دین (دیباچه‌واره‌ای بر روش‌شناسی اکتشاف گزاره‌ها و آموزه‌های دینی)

ـ چاپ کتاب تلویحات (مجموعه‌ی اشعار برای حضرت امام)

ـ تألیف مقاله «مبادی دخیل در تکون و تطور معرفت دینی»، در مجله قبسات

ـ تألیف مقاله نظریه‌ی‌ ابتناء، در قبسات

ـ تألیف مقاله فلسفه‌ی معرفت دینی، در مجله‌ی ذهن

ـ تألیف مقاله درآمدی تأسیسی بر فلسفه‌ی اصول فقه

ـ سخنرانی در مراسم نکوداشت آیت‌الله سبحانی

ـ سخنرانی در مراسم نکوداشت حجت‌الاسلام و المسلمین قرائتی

ـ سخنرانی در مراسم نکوداشت دکتر سیدیحیی یثربی

ـ ترجمه مقاله «فلسفه‌ی معرفت دینی»، به انگلیسی

ـ دیدار با شیخ شفیق جرادی، رئیس المعهد للحکمه الاسلامیه لبنان .

۱۳۹۰:

 

ـ آغاز تحقیق و تدریس فلسفه‌ی فرهنگ

ـ وقوع عارضه خونریزی مغزی/

ـ انتشار مقاله آیا مولانا پلورالیست دینی بود؟ ، در فصلنامه علمی ـ پژوهشی حکمت و فلسفه

ـ انتشار مقاله نظریّهًْ السنّهًْ، قبسات عربی.

ـ تالیف و انتشار مقاله «درآمدی تأسیسی بر فلسفه اصول فقه»، در مجموعه مقالات یاددنامه علامه شعرانی

ـ سخنرانی در همایش غرب‌شناسی با عنوان «برآیی و بایایی غرب‌شناسی»، پژوهشگاه: تالار علامه جعفری

ـ سخنرانی در همایش بین‌المللی بیداری اسلامی، با عنوان انقلاب اسلامی ایران، الگوی فکری بیداری ملت‌های مسلمان

ـ ترجمه مقاله مباحثه با جان هیک، به انگلیسی

ـ ترجمه مقاله آب حیوان به ظلمت بردن، به عربی

ـ ترجمه مقاله نظریه ابتناء۱، به عربی

ـ ترجمه مقاله نظریه ابتناء۲، به عربی

ـ ملاقات با آیت‌الله مکارم شیرازی

۱۳۹۱:

ـ ترجمه‌ی مقاله‌ی مبانی و مضامین التراث الحکمی ـ المعرفی الفاطمی، به عربی

ـ سخنرانی در همایش بین المللی «فاطمه الزهراء عنوان الوحده» /نجف اشرف /به دعوت سیدمقتدی صدر؛ ارائه‌ی مبانی و مضامین التراث الحکمی ـ المعرفی الفاطمی(س)

ـ تالیف و انتشار کتاب مباحثه با جان هیک

ـ تالیف و انتشار مقاله بررسی انتقادی مبادی‌پژوهی اصولیون

ـ تالیف و انتشار مقاله درباره‌ی فلسفه‌ی فرهنگ

ـ تالیف و انتشار مقاله روش اجتهادی تاریخ‌پژوهی

ـ انتشار مقاله ابهامات مفهوم‌شناسی پلورالیسم دینی جان هیک

ـ انتشار مقاله نقد روش‌شناختی پلورالیسم دینی جان هیک

ـ انتشار مقاله نقد مبانی معرفت‌شناختی نظریه‌ی پلورالیسم دینی

ـ تالیف و انتشار مقاله مبانی پیشرفت‌ورزی و الگوی پیشرفت

ـ تالیف و انتشار مقاله استاد مطهری پی‌گذار کلام جدید

ـ ارسال نقد نظریه‌ی آیت‌الله سیستانی با عنوان «النقاش فی‌أطروحه السید السیستانی فی محوریه الإعتبار لتصنیف الأصول»

ـ آغاز دور دوم تدریس نهایهالحکمه.

ـ سخنرانی با عنوان «بایستگی فلسفه‌ی دین اسلامی در همایش فلسفه‌ی دین در موسسه پژوهشی امام خمینی»

ـ سخنرانی در محل کتابخانه ملی، با عنوان نه گام تا الگوی پیشرفت اسلام ـ ایرانی

ـ سخنرانی در ششمین جشنواره بین‌المللی فارابی، با عنوان مبادی عزیمت به تولید علوم انسانی اسلامی

ـ دیدار با حضرت آیت‌الله مصباح یزدی

ـ دیدار با حضرت آیت الله نوری همدانی

ـ دیدار با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای

ـ دیدار با رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، همراه شورای عالی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت

ـ دیدار با رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیان مشکلات پژوهشگاه و حوزه‌ی تهران.

ـ دیدار با آیت الله جعفر سبحانی.

ـ دیدار با آیت الله ناصر مکارم شیرازی.

ـ دیدار با قاضی حسین احمد حقوقدان و سیاستمدار برجسته‌ی پاکستانی.

ـ حضور در چهارمین نشست اندیشه‌های راهبردی، در حضور حضرت آیت‌الله خامنه‌ای

ـ عضویت در هیأت امنای صندوق حمایت از پژوهشگران و فناوران، به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی.

ـ تاسیس انجمن علم اصول فقه حوزه

ـ انتخاب به عنوان رئیس هیات مدیره انجمن اصول فقه حوزه