صبر جوهره ایمان است/آشنایی جرج جرداق با نهج البلاغه

صبر جوهره ایمان است/آشنایی جرج جرداق با نهج البلاغه

آیت الله رشاد گفت: نسبت صبر با ایمان مثل نسبت سر با تن است. مقاومت، جوهره و اصل ایمان است. مقاومت برای کسب نیکی ها و فضائل و انجام تکالیف و واجبات و مقاومت در ترک و دفع رذائل، لازم است.

به گزارش خبرنگار مهر، متن زیر مشروح تازه ترین درس اخلاق آیت الله رشاد است که در ادامه می خوانید؛

اینها را باید هر طلبه ای بخواند!

چقدر خوب بود اگر ما می توانستیم متن نهج البلاغه، صحیفه سجادیه و خطبه فدکیه را به عنوان متن درسی در دستور کار حوزه قرار دهیم. اما اولا همه این تصمیمات در اختیار ما نیست. ثانیا پاره ای از این تصمیمات نیازمند امکاناتی است که برای ما فراهم نیست. البته لاجرم باید به سمتی برویم که این کار اتفاق بیفتد. امیدوارم هر طلبه ای در این دوره ی ده ساله سطح، دست کم یک دور، تفسیر قرآن و این متون شریف را بخواند. البته پیشنهاد برنامه ای من این بود که در سه پایه اول، یک دور فشرده تفسیر قرآن خوانده شود. و بعد از آن در یک سطح بالاتر تا پایان پایه دهم، مورد بررسی و مداقّه قرار گیرد. ولی اقل کار همین است که تا اتمام پایه دهم، یک دور تفسیر و شرح قرآن و سایر متون مذکور خوانده شود. اگر کسی این چهار متن را با دقت و به صورت تفسیری کار کند؛ ذهن شیعی او شکل می گیرد. و هویت شیعی، در وجود او تکون می یابد.

ویژگی های نهج البلاغه صبحی صالح

کلمه ای که می خواهیم مطرح کنیم در بخش کلمات قصار نهج البلاغه قرار دارد. و به ترتیبی که صبحی صالح شکل داده، کلمه هشتاد و دوم است. آن چنان که در گذشته عرض کردم بین نسخه های نهج البلاغه، منقح ترینشان متعلق به دکتر صبحی صالح لبنانی است که اخیرا مرحوم شده اند. ایشان بسیار خوب متن های در دسترس را تصحیح و تحقیق و علائم سجاوندی را دقیقا مراعات کرده است. در انتها لغت نامه ای را در حجم نهج البلاغه ضمیمه و لغات مشکله را معنی کرده است. این نهج البلاغه، در قطعه های جیبی و کیفی هم چاپ شده است و می شود همراه انسان باشد.

ماجرای آشنایی جرج جرداق با نهج البلاغه

ما کمتر از جرج جرداق نیستیم. ایشان به من می گفت: من شبها نهج البلاغه را زیر متکایم می گذارم و می خوابم. او یک مسیحی کاتولیک بود و از طفولیت خود برای من ماجرایی را نقل می کرد. او می گفت: در دوران دبستان که کلاس چهارم یا پنجم بودم یکی دوبار از مدرسه فرار کردم. بار آخر به سمت دشت و صحرا رفتم و پای یک درخت خوابم برد. مادر، برادر بزرگتر و معلمم خیلی نگرانم شده بودند. در بیروت دنبال من گشته بودند و وقتی به دشت آمدند دیدند پای درختی خوابیده ام. مادر و معلمم خیلی تشر زدند که چرا اینجا آمده ای؟و…. برادرم فؤاد- که او هم مثل جرج اهل ادب بوده و هر دو شاعر بوده اند- گفت: ببینیم علت این فرارها چیست؟ وقتی از من پرسید گفتم: حقیقت این است که من به ادبیات علاقه مندم و به دروس دیگر مدرسه علاقه ای ندارم. برادرم گفت: بسیار خب! برویم خانه!. کتاب نهج البلاغه را به من داد و گفت: روی این کتاب کار کن! جرج با آن سن کم، از ارزش نهج البلاغه آگاه نبوده ولی فؤاد مطلع بوده است. جرج جرداق می گفت: کتاب را به من داد و من شیفته آن کتاب شدم و از همان موقع شروع به کار کردن روی این کتاب شدم. و بارها و بارها آن را دوره کردم. کتابی که ایشان نوشت به نام: « الامام علی صوت العداله الانسانیه»؛ در طول تاریخ، بهترین کتاب پیرامون نهج البلاغه است که راجع به نگاه اجتماعی، حماسی، انقلابی و حیث حقوق بشری حضرت امیر المومنین علیه السلام نوشته شده و نظیر آن را هیچ مسلمانی ننوشته است. به زبان های مختلف و از جمله فارسی هم ترجمه شده است. آن زمانی که من در بیروت به منزل او رفتم می گفت: دیگر هیچ وقت از نهج البلاغه جدا نشدم. یک مسیحی درک می کند و اینجور ملازم نهج البلاغه می شود. آن وقت ما طلبه ها چقدر با این کتاب مأنوسیم؟!

پنج توصیه اساسی

در این کلام، حضرت می فرمایند: « اوصیکم بخمس….». من شما را به پنج امر توصیه می کنم که اگر رکاب بتازانید و به تاخت بروید تا این پنج توصیه را به دست بیاورید و آن ها را محقق کنید و عمر گرانمایه را بر سر این بگذارید می ارزد. «آباط» یعنی پهلوهای شکم شتر که سوارکار باید با پاهایش به دو طرف شکم شتر ضربه بزند تا شتر به تاخت برود. «…لوضربتم الیها آباط الابل لکانت لذلک اهلا…». اگر به تاخت بر پهلوهای شتر بکوبید تا به آن برسید جا دارد.

امیدتان به خدا باشد

یکم: «…لایرجونّ احد منکم الا ربّه…». اصل اول اینکه هیچ یک از شما جز به خدا دل نبندید و امیدوار نباشید. اینکه فکر کنید این و آن یا این شی و آن شرایط، به داد شما میرسد و امکانی برای شما فراهم می کند؛ اینجور نیست. همه امیدها را انباشته و متوجه خداوند متعال بکنید. فقط به امید خدا باشید. به هر اندازه که از عوامل و عناصر و اطراف محیط زندگی منقطع شویم به همان نسبت به خداوند متعال متصل می شویم. اگر کمتر ببریم کمتر وصل خواهیم شد. تا آنجا که اگر از همه چیز و همه کس ببریم همه اتصال را با ساحت الهی برقرار خواهیم کرد.

خویش ترس باشیم نه خداترس!

دوم: «…و لایخافنّ الا ذنبه…». از که می ترسید؟ از انسان های شرور؟ از قدرت ها؟ تنها از گناه خود بترسید! ما نباید جز از گناه خود و به عبارتی جز از نفس خود بترسیم! تقوا را گاهی خداترسی معنا می کنند. مگر خدا رحمن و رحیم نیست؟! چرا باید از خدایی که ظلم نمی کند و عادل است ترسید؟! حضرت امیر سلام الله علیه در مسجد نشسته بودند و غلامشان جلوی در مسجد نشسته بود. حضرت چند بار غلام خود را صدا کردند ولی جوابی نشنیدند. آمدند جلوی در مسجد و فرمودند: شما که اینجا بودی چرا جواب ندادی؟ او عرض کرد: برای اینکه از شما نمی ترسم و می دانم آنقدر بزرگوار هستید که اگر پاسخ نگویم مرا تعذیب نمی کنید. حضرت هم چیزی به او نگفتند. یا در جایی دیگر وقتی حضرت با غلام خود به بازار می روند تا لباسی تهیه کنند. حضرت لباس گران تر را به غلام خود می دهد. غلام عرض می کند: این لباس برازنده شماست چرا که امیرالمومنین هستید! حضرت پاسخ می دهند: تو جوانی و این برای تو برازنده تر است. برای من همین لباس ارزان، مناسب است. این چنین برده داری هیچ گونه شباهتی به برده داری آمریکایی ندارد. حضرت همواره نه تنها عادلانه برخورد می کند که فضل می ورزد. حضرت که عبد صالح الهی است ترس ندارد. خداوند متعال هم این گونه است. ما باید از خدا نه که از خود بترسیم. از گناهان خود بیمناک باشیم. عدل الهی ترس ندارد. بلکه این ظلم است که هولناک است. آن هم در خداوند نیست. این رفتار ظالمانه ما با نفس خویش است که ترس دارد. تقوا خداترسی نیست. خویش ترسی است. باید از این دشمنی ترسید که بین دو طرف ما پنهان شده است. باید این را مهار کرد.

صاف بگو: بلد نیستم!

سوم: «…و لایستحین احد منکم اذا سئل عما لایعلم ان یقول لااعلم…» سومین توصیه حضرت که اگر همه عمر خود را بتازید که به این مقام اخلاقی دست پیدا کنید ارزش دارد؛ این است که اگر پاسخ سوالی را نمی دانید خجالت نکشید به این در و آن در نزنید! مستقیما بگوید: بلد نیستم. جواب این سوال را نمی دانم. یادم هست حدودا سالهای چهل و نه یا پنجاه بود که در قم طلبه بودم؛ سوالی پیرامون نماز از مرحوم آیت الله گلپایگانی پرسیدم. ایشان با اینکه مرجع تقلید بودند و میلیون ها نفر مقلد داشتند ولی خیلی راحت و بی تکلف پاسخ دادند: حضور ذهن ندارم؛ باید مراجعه کنم.

 ما طلبه ها خیلی در معرضیم. اگر دقت نداشته باشیم سبب انحراف و احیانا گمراهی افراد می شویم. وقتی فرعی فقهی را اشتباها مطرح کنید؛ طرف مقابل، در معرض عمل قرار می گیرد. آنگاه شرعا موظفید او را پیدا کنید و مطلع نمایید. لذا اگر مسئله ای را نمی دانید بگویید: نمی دانم؛ به دیگری که در این موضوع تبحر دارد مراجعه کن. ما که علامه دهر نیستیم. این را هم در نظر داشته باشید که بلافاصله پاسخ ندهید!

در احوالات علامه طباطبایی

مرحوم علامه طباطبایی اینطور بود که وقتی سوالی طرح می شد؛ چند دقیقه ای سرش را پایین می انداخت؛ آنگاه پاسخ می داد. «علامه» دو تا تاکید دارد. ضمن اینکه عرف شیعی ایران و احیانا نجف -به خلاف افغانستان و پاکستان که شخص را به مجرد مختصر علمی «علامه» می گویند.- به کسی علامه می گوید که جامع علوم باشد. و بالاخص از حیث علوم عقلی در سطح بالایی قرار بگیرد. لااقل مصداقا این گونه است. مثل تفاوت محقق حلی و علامه حلی. علامه طباطبایی حکیم بزرگی بود که به نظر حقیر- که این عرض بنده در کشور پذیرفته شده است- ایشان بنیانگذار مکتب جدیدی در حکمت است. که اسم آن را مکتب« نو صدرایی» گذاشته ام. و بر مبنای مقاله مختصری که در تعریف این مکتب نگاشته ام کتاب ها، مقالات و پژوهش های گسترده ای تألیف شده است. علامه طباطبایی سطح بسیار بالایی داشت. به سمت مرجعیت نرفت ولی در حد مرجعیت بود که حاشیه اش بر کفایه، نمایانگر توان علمی ایشان است. ایشان حکیم و بمعنی الکلمه عارفی پاک باخته بود. بعد باطنی او بسیار فراتر از آثار قلمی ایشان است. الغرض وقتی از چنین مردی سؤال می شد آداب خاصی را رعایت می کرد آنگاه پاسخ می گفت. ابتدا سرش را پایین می انداخت و بعد از تأملی جواب می داد. وقتی کسی به دیدن ایشان می رفت بعد از سلام و خوش آمدگویی در همان سالن ورودی منزلشان می نشست؛ سرش را پایین می انداخت و مشغول ذکر می شد. تا سؤالی پرسیده نمی شد چیزی نمی گفت.

باید ارسطو و افلاطون پیش ما زانو بزنند!

چند سال پیش، دانشکده فلسفه دانشگاه آتن، بنده را برای سخنرانی دعوت کرد. سال پیش از من، مرحوم علامه جعفری در آنجا سخنرانی کرده بود. او به من می گفت: من به آنها اعتراض کردم که چرا اینجا از ارسطو و افلاطون خبری نیست؟ نه خیابانی به نام آنهاست و نه مجسمه ای نصب کرده اید. ما ایرانی ها بدهکار شما هستیم و فلسفه را از شما گرفته ایم بیایید ببینید که در کشور ما چقدر فلاسفه محترم شمرده می شوند. من سال بعد که به آنجا رفتم خلاف این مطلب را عرض کردم. آنجا در جمع اساتید و دانشجویان گفتم: ادوار فلسفه اسلامی شش دوره بوده است. دوره پنجم، ظهور حکمت متعالیه و فلسفه مزدوج مرحوم صدرالمتألهین است و دوره ششم حکمت نوصدرایی است. مرحوم علامه طباطبایی می فرماید: وقتی حکمت وارد جهان اسلام شد؛ دویست و پنجاه مسأله بود و به هفتصد و پنجاه مسأله ارتقاء یافت. این گزارش حضرت علامه است آن هم تا زمان صدرالمتألهین. من آنجا عرض کردم: اگر اکنون ارسطو و افلاطون زنده شوند باید زانو بزنند و فلسفه را در نزد ما بیاموزند. گفتم که از دهه بیست شمسی مکتب جدیدی به نام مکتب نوصدرایی ظهور کرده است. در آنجا هم توضیحاتی پیرامون این مکتب ارائه شد که از آن پس، آثار خوب و ارزشمند بسیاری حول این موضوع انتشار یافت. 

یاد نگرفتن عیب است نه ندانستن!

چهارم: «…و لایستحین احد اذا لم یعلم الشیء ان یتعلّمه…». کسی از اینکه برود چیزی را که بلد نیست یاد بگیرد حیا و شرم نداشته باشد. گاهی گفته می شود ندانستن این چیزی که بلد نیستیم آنقدر شرم آور است که خجالت می کشیم بپرسیم. در جواب چنین شخصی باید گفت: اگر این ندانستن اینقدر بد است پس کاری کن که از این نقیصت خلاص شوی. برو پیش کسی یاد بگیر تا تمام شود. دیگر تا آخر عمر خجالت زده نباشی. بلد نبودن عیب نیست. یاد نگرفتن عیب است. همه انسان ها در ابتداء تولد چیزی نمی دانند و این طبیعی است. اما تداوم این امر طبیعی عیب است و موجب شرمساری است. از اینکه نرویم تا بدانیم باید خجالت بکشیم.

صبر و مقاومت؛ جوهره ی ایمان

پنجم: «…و علیکم بالصبر فانّ الصبر من الایمان کالرأس من الجسد…». توصیه پنجم توصیه به شکیبایی، مقاومت و پشتکار است. نسبت صبر با ایمان مثل نسبت سر با تن است. آن گونه که فرماندهی بدن با سر است. حیات تن با سر محقق می شود. و بدن بدون سر سریعا مزمحل می گردد. سر، شریف ترین نقطه جسم آدمی است. چشم و گوش و زبان و اعضای مهم، در سر است. و هر آنچه از زیبایی های نمودار تصور می شود در سر قرار دارد. سر اصل است و صبر، مثل سر است. صبر در ایمان، مثل سر در بدن ضروری است. اینکه صبر، سر ایمان و تارک و چکاد ایمان است؛ نشانگر اینست که نسبتی اساسی بین صبر که همان مقاومت و ایستایی است با ایمان وجود دارد. و آن اینست که مقاومت، جوهره و اصل ایمان است. مقاومت برای کسب نیکی ها و فضائل و انجام تکالیف و واجبات و مقاومت در ترک و دفع رذائل، لازم است. که همه اینها محتاج صبر، خستگی ناپذیری و پشتکار است. بنابراین هر دو وجه ایمان به صبر برمی گردد.«…و لاخیر فی جسد لارأس معه…». جسدی که سر ندارد می پوسد و ارزشی ندارد. «…ولا فی ایمان لا صبر معه». ایمان بی صبر هم ارزش ندارد. و مانند تن بی سر است.

خوشا چنین بی سر!

البته این بی سری کجا و آن بی سری کجا! آن سر چنان است که وقتی از تن جدا می شود باید بر تربتش سجده کرد. باید عاشقانه حول مرقد او طواف کرد. باید در هر فرصتی از دور و نزدیک او را زیارت کرد. باید در اربعین شهادتش هزاران کیلومتر راه را پیمود؛ مختصر سلامی داد و لاجرم بازگشت. این بی سری سرتر از همه شدن است. به تعبیری که راجع به شهید حججی گفتم سر سردارها شدن است.

ان شاءالله خداوند متعال به ما توان، تحمل و توفیق آن صبر متعالی را که حضرت امیرالمومنین علیه السلام فرموده اند عنایت فرماید.  

مقام معظم رهبری فقیهی مقتدر، جامع نگر و نوگرا هستند

مقام معظم رهبری فقیهی مقتدر، جامع نگر و نوگرا هستند

رئیس شورای حوزه های علمیه استان تهران در همایش «زعیم ذوفنون» با بیان اینکه مقام معظم رهبری وارث فقیهان و حکیمان بزرگ در روزگار ما است، گفت: ایشان یک فقیه مقتدر، جامع نگر و نوگرا هستند.
به گزارش خبرنگار مهر، همایش «زعیم ذوفنون» با حضور فرهاد رهبر، رئیس دانشگاه آزاد اسلامی، آیت‌الله علی‌اکبر رشاد و حجت‌الاسلام عبدالحسین خسروپناه، اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، حجت الاسلام کلانتری معاون فرهنگی دانشگاه آزاد و جمعی از مسوولان و اساتید و دانشجویان دانشگاه آزاد بعد از ظهر امروز در کتابخانه مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات برگزار شد.
آیت الله علی اکبر رشاد، رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در همایش «زعیم ذوفنون» گفت: در کتابی که تالیف شده وجهی که می خواهم عرض کنم مغفول مانده که امیدوارم در چاپ بعدی مورد توجه قرار گیرد و آن مسئله مقام و مرام فکری رهبر انقلاب است.
وی گفت: ما در مورد شخصیتی سخن می گوییم که نسب ایشان به شخصیت های بزرگ تاریخ ایران مانند میرداماد می رسد. مجموعه نظراتی که رهبر انقلاب در عرصه های مختلف تولید کرده اند به دلیل فراوانی کمتر به چشم می آید. هر کدام از نظرات رهبر انقلاب کافی بود که از او یک شخصیت نظریه پرداز جهانی بسازد. مردی که می توان گفت وارث فقیهان و حکیمان بزرگ در روزگار ما است. ایشان در سن ۱۸ سالگی وارد درس خارج می شوند و شاگری آیت الله بروجردی، آیت الله طباطبایی، حضرت امام(ره)، شیخ مرتضی حائری یزدی و آیت الله میلانی را کرده اند. این مرد عظیم عصاره فقهی چنین مردان بزرگ است.
رئیس شورای حوزه های علمیه استان تهران گفت: رهبر انقلاب شخصیتی با ابعاد متنوع دارند که با بزرگان شیعه قابل مقایسه است. ایشان یک فقیه مقتدر، جامع نگر و نوگرا هستند. ایشان ۴ کتاب در حوزه رجال تالیف کرده اند که نشان دهنده دقت ایشان در مباحث حدیثی است. ایشان در حوزه کلام و تفسیر دارای دیدگاههای جدیدی هستند. کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی ایشان یک اثر فاخر است که نشان دهنده ذهن منسجم و ساختارمند ایشان است.
آیت الله رشاد افزود: ایشان در حوزه تاریخ جهان و تاریخ غرب دقایق و ظرائفی را مطرح میکند انسان مبهوت می‌شود. در مورد تاریخ منطقه آنقدر دقیق به ذکر تاریخ می پردازند که نشان دهنده حافظه قوی ایشان و شخص شناسی و نسب شناسی ایشان است. آنچه که مهم است فهم تاریخی و درک تحلیلی از تاریخ و آینده را در تاریخ دیدن است که در بیانات ایشان مشهود است.
رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: ایشان در فهم اجتماعی و قلمرو استراتژیک و مسائل نظامی و روابط بین الملل بی بدیل هستند. ایشان ۲۸ است که درس خارج می دهند. حدود ۷ تن از اساتید بنده صاحب رساله اند اما درس ایشان از ویژگی هایی برخوردار است که در کمتر اساتید دیگر می توان یافت.
این استاد حوزه علمیه قم گفت: روش ارائه، الگوریتم اجتهاد، پرداختن به مباحث نو از قبیل جهاد و … وجه تمایز رهبر انقلاب با دیگران است که با یک ادبیات کاملاً فنی و با موضوع شناسی کاملا دقیق از سوی ایشان تدوین و ارائه شده است. ایشان انواع گونه های هنر را از قبیل تئاتر، موسیقی، سینما و … را به طور فنی می شناسند. هیچ یک از مراجع از حیث موضوع شناسی با ایشان برابری نمی کند.
آیت الله رشاد با بیان اینکه تسلط بر تاریخ اسلام بسیار و فهم مسائل در استخراج حکم بسیار موثر است، گفت: ایشان در این زمینه صاحب نظر هستند و به آرای معاصرین در هر بحثی بسیار مسلط هستند. رجال حدیث را بسیار دقیق می شناسند. بیان بسیار خوب و بدون زوائد دارند و حدود هزار نفر در درس خارج ایشان شرکت می کنند که بی نظیر است. از ویژگی های فقه ایشان دستگاه وار دیدن و نظام مند بودن فقه است.
رشاد در ادامه گفت: ایشان نگاه گره گشا برای حکومت و فقه دارند. پویایی و دقت در تحلیل واژگان و لغات شناسی امتیاز دیگر ایشان است. جهانی اندیشی در فقه از دیگر ویژگی هاست که فتوای ایشان در فقه هسته ای باعث تحول بزرگی است. در تفقه، توجه ایشان در حیثیت اسلام مورد اهمیت است که مثلا درباره حکم ایشان درباره قمه زنی تبلور می یابد. روزآمدی مباحث ایشان، اهتمام به موضوع وحدت و تقریب مذهب اسلامی از دیگر ویژگی های فقه ایشان است.

پیام تسلیت آیت الله رشاد به سردار سرلشگر دکتر رحیم صفوی

پیام تسلیت آیت الله رشاد به سردار سرلشگر دکتر رحیم صفوی

متن پیام ایشان بدین شرح است:

سردار سرلشگر دکتر رحیم صفوی ـ دامت معالیه.

سلام علیکم

بدین‌وسیله ضمن ابراز همدردی، ارتحال اخوی مکرمتان مجاهد جانباز مرحوم سرهنگ حاج سید مرتضی صفوی، که سراسر عمر پر برکت خویش را در جهاد فی سبیل‌الله سپری کرد، به جناب‌عالی و سایر بازماندگان سوگوار تسلیت عرض کرده، از بارگاه بلند باری برای حضرت مستطاب‌عالی و دیگر وابستگان صبر و سلامت، و برای آن فقید سعید، غفران الهی و حشر با حضرت مولی الموحدین علی بن ابی‌طالب (سلام الله علیه) مسئلت می‌دارم.

علی‌اکبر رشاد

رییس شورای حوزه‌های علمیه‌ی استان تهران

و رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی

آغاز شمارش معکوس فروپاشی نظام فرتوت سعودی/ پشت صحنه‌ی سیاست منطقه، اتفاقات تازه‌ای در شُرف شکل‌گرفتن است.

آغاز شمارش معکوس فروپاشی نظام فرتوت سعودی/ پشت صحنه‌ی سیاست منطقه، اتفاقات تازه‌ای در شُرف شکل‌گرفتن است.

بسم الله القهّار المنتقم

انا لله وانا الیه راجعون
خبر هولناک اعدام روحانی زاهد و مجاهد، آیت‌الله شیخ نمر باقر النمر، از سوی رژیم آل‌سعود منحوس، جهان اسلام را در بهت و اندوه عمیقی فروبرد.
این جنایت عظیم، از سویی: عمق سرسپردگی سعودیان یهودی‌تبار و صهیون‌مرام به آمریکای جنایتکار را نشان داد، از دیگرسو: ماهیت سفاک این رژیم دژخیم را آشکارتر ساخت، و از سوی سوم خیمه‌شب‌بازان رسوای مدعی دفاع از حقوق بشر غربی را رسواتر کرد.
تقارن اعدام این روحانی مجاهد و چهل و هفت مسلمان مظلوم حجاز، با سال نو فرنگی و سفر اردوغان بی‌خرد به ریاض، امری تصادفی نیست؛ شهات شیخ شهید و این مسلمانان بی‌پناه، پیشکش عیدانه‌ی سعودیان تکفیری به اربابان کفرکیش، و اعلام جنگ مشترک «اردوغان ـ سلمان» نامسلمان علیه پیروان اهل بیت(ع) بود. این جنایات خیانت‌بار نشان می‌دهد پشت صحنه‌ی سیاست منطقه، اتفاقات تازه‌ای در شُرف شکل‌گرفتن است، و این فاجعه‌ی هولناک، نخستین نتیجه‌ی نحس توافقات ننگین دو ژاندارم اصلی استکبار در منطقه، یعنی ترکیه‌ی خرفت ـ آل‌سعود فاسد بود، و درصورتی که اصحاب سیاست و دستگاه دیپلماسی کشور، واکنش درخوری در قبال این جنایت خونبار، نشان ندهند، باید در انتظار جنایات سهمگین‌تری علیه پیروان اهل بیت(ع) در جهان بود، و اگر در مورد قتل‌عام گسترده‌ی شیعیان بی‌دفاع از سوی ارتش وحشی رژیم سکولار نیجریه، و اهانت به ساحت رهبر قهرمان و ایثارگر مسلمانان آن سامان، جناب شیخ ابراهیم زکزاکی (اعانه الله)، اقدامات شایسته‌ای از سوی مبادی امور صورت می‌بست، بسا امروز شاهد این فاجعه‌ی غم‌انگیز در سرزمین حجاز نبودیم.
به هر حال: شمارش معکوس فروپاشی نظام فرتوت سعودی سرسپرده آغاز شده است، شهادت شیخ نمر باقر النمر، روند سقوط سعودیان را شتاب خواهد بخشید. شاهان و شاهزادگان شکمباره‌ی شهوت‌ران، به زودی تاوان خون این شهدا و یک میلیون شهیدی که از پیروان اهل بیت پیامبر(ص) طی دوازده سال اخیر در جای‌جای منطقه بر زمین ریخته است را خواهند پرداخت. فسیعلم الذین ظلموا ایّ منقلب ینقلبون.
این کمترین، از جانب خویش و اعضای محترم شورا و مدیریت حوزه‌ی علمیه‌ی استان تهران، همه‌ی مسئولان، مدیران، مدرسان و طلاب مدارس، این فاجعه‌ی حزن‌انگیز را به ساحت مقدس حضرت صاحب‌الامر (عج)، رهبر فرهیخته‌ی انقلاب اسلامی، مراجع عظام، عموم مسلمانان، خاصه مردم مظلوم حجاز و منطقه‌ی قطیف تسلیت عرض می‌کنم.
تاکید می‌کنم: صبح یکشنبه سیزدهم دیماه، دروس حوزه تعطیل و مسئولان و مدرسان و طلاب و نیز طبقات جامعه‌ی جلیله‌ی روحانیت که هماره پرچمدار جهاد و شهادت و جلودار ایثار و رشادتند، در مصلای بزرگ امام خمینی(قده) تجمع خواهند کرد تا فریادگر خونخواهی شیخ شهید و یاران به خون خفته‌ی آن راحل رستگار باشند. والسلام.
علی‌اکبر رشاد

آیت‌الله رشاد، رحلت آیت‌الله حاج شیخ محمد فاضل استرآبادی (قدّس سرّه) را تسلیت گفت

آیت‌الله رشاد، رحلت آیت‌الله حاج شیخ محمد فاضل استرآبادی (قدّس سرّه) را تسلیت گفت

متن کامل پیام ایشان به شرح زیر است:

بسمه تعالی

ضایعه‌ی ارتحال ابوالشهید، عالم عامل، آیت‌الله حاج شیخ محمد فاضل استرآبادی (قدّس سرّه)، موجب تالّم و تأسف گردید.

آن روحانی ربانی که صهر عارف عظیم‌الشأن آیت‌الله شیخ محمد کوهستانی (تاب ثراه) بود، علاوه بر برخورداری از مراتب علمی و اخلاقی عالی، در عرصه‌ی خدمات اجتماعی و تربیتی، منشأ آثار مبارکی در خطه‌ی شمال کشور بود و از ارکان حوزه‌های علمیه‌ی آن دیار قلمداد می‌شد و فقدانش مصداق ثُلمه بر پیکره‌ی اسلام، مکتب اهل بیت(س) و حوزه‌های علمیه محسوب می‌گردد.

اینجانب این ضایعه‌ی مولمه را، از سوی خود و اعضای محترم شورا و مدیریت و استادان حوزه‌های علمیه‌ی استان تهران، به محضر مبارک حضرت بقیّه الله‌ (ارواحنا له الفداء)، رهبر فرزانه‌ی انقلاب اسلامی و دیگر مراجع عظام (دامت برکاتهم) و فرزندان عالم و فرهیخته‌ی ایشان، حضرات حجج آقایان حاج شیخ محمدرضا و حاج شیخ محمدهادی فاضل، تسلیت عرض کرده، از بارگاه بلند باری برای او رفعت رتبت، و برای همه‌ی وابستگان و دلبستگان آن مرحوم صبر و اجر مسئلت می‌کنم.
علی‌اکبر رشـاد
رئیس شورای حوزه‌های علمیه‌ی استان تهران

 

شارع مقدس بدون مسامحه‌ هنر را به ارزشی و غیرارزشی تقسیم می‌‌کند

شارع مقدس بدون مسامحه‌ هنر را به ارزشی و غیرارزشی تقسیم می‌‌کند


به گزارش خبرگزاری مهر، آیت‌الله علی‌اکبر رشاد، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در نشست «نسبت هنر و ارزش» در چهارمین هم‌اندیشی سینما انقلاب که شب گذشته ۲۱ بهمن ماه برگزار شد، اظهار داشت: گاه گفته می‌شود هنر هر چه که باشد دارای ارزش ذاتی است و هنر مطلقاً ارزشمند است و هنر ارزشی و غیرارزشی نداریم.
وی ادامه داد: برای ارزیابی این بحث، در ابتدا معانی هنر و ارزش را توضیح می‌دهم تا معلوم شود که هنر چیست و ارزش به چه معناست تا بتوانیم راجع به این پرسش که یک مسئله‌ی فلسفی هم می‌تواند قلمداد شود، بحث کنیم.
آیت الله رشاد واژه‌ی هنر را از جمله واژگان پرکاربرد و واجد معانی و استعمال‌ها و اطلاقات بسیار دانست و با بیان تعاریف مختلف هنر در دوره‌های تاریخی زبان و ادبیات فارسی اظهار داشت: معنای متداول امروزین هنر که معادل فن عربی و Art اروپایی به کار می‌رود، جدید است و مفهوم هنر در شعر «هنر نزد ایرانیان است و بس»، همین مفهوم جدید است.
رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی در تعریف ارزش بیان داشت: ارزش به معنای قیمت، بها، نرخ، ثمن، قدر، درجه، حرمت، سود، بهره، آرزو و گرامی، آمده است؛ ارزش اسم مصدر از ارزیدن به معنای عمل ارزیدن، قیمت و ارج و در تداول امروزین به معنای محسَّن، اخلاقی، متعالی، قدسی است.
آیت الله رشاد علل اربعه‌ی هنر را فاعل، غایت، ماده و صورت معرفی کرد و افزود: این علل اربعه مولفه‌های هویتی هنر را تشکیل می‌دهند.

هنر هم منشأ معرفتی دارد و هم منشا معرفت است
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه هنر از جنس معرفت نیست اما هم منشأ معرفتی دارد و هم منشا معرفت است، ابراز داشت: به تعبیر دیگر، هنر «ناشی» از معرفت و «حاکی» از حقیقت است؛ هنر در مرتبه‌ی ذهنیت (آفرینش هنری)، نوعی بازآفرینی است و در مرتبه‌ی عینیت (اثر هنری) گونه‌ای بازنمایی.
وی افزود: این بازآفرینی و بازنمایی، بازنمایی متعالی حقایق است و از این‌رو تا حقیقت برای بازآفریننده‌ی آن مکشوف نشده باشد، نمی‌تواند آن را برای غیر بازبنمایاند.
آیت الله رشاد با بیان اینکه هنر متعالی، یا از آبشخور فطرت انسانی سیراب و یا از سرچشمه‌ی شهود باطنی دریافت می‌شود، ادامه داد: از آنجا که دریافت فطری و یافت شهودی، هر دو از سپهر الهی نازل و در ساحت انسانی حاضر می‌شوند، از سنخ هم هستند و می‌توانند منشأ پیدایش نوع مشابه و بلکه مشترک از اثر هنری به شمار آیند که ما این هنر را به «هنر متعالی» تعبیر می‌کنیم.

این تلقی که هنر، نوعی صنعت و مهارت است، درک درستی از ماهیت هنر نیست
رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی درباره‌ی تعریف هنر به معنای صنعت و مهارت اظهار داشت: این تلقی که هنر، نوعی صنعت و مهارت است، درک درستی از ماهیت هنر نیست و یا دست‌کم تعریفی ناقص، نارس و تعبیری تک‌ساحتی از حقیقت هنر است و حداکثر می‌توان آن را تعریف صوری و کالبدی هنر، بلکه به تعبیر دقیق‌تر تعریف هنر صوری و صناعی قلمداد کرد.
وی افزود: البته هنرمند در فرایند خلاقیت و در طی انباشت تجربه‌ی هنری، به تدریج به مهارت‌هایی دست پیدا می‌کند، ولی پیش از آنکه مهارتی کسب کرده باشد، او هنرمند است و به مدد قریحه‌ی فطری اثر هنری را خلق می‌کند و مخاطب هنر نیز بی‌آنکه از مهارت‌های هنری سررشته‌ای داشته باشد به صرافت طبع فطری، هنر را فهم می‌کند.
آیت‌الله رشاد با بیان اینکه اثر هنری، فارغ از فن و مهارت و مقدم بر تکنیک و صنعت، هم خلق می‌شود و هم فهم می‌شود، ابراز داشت: شاهد مدعا این است که هنرمندی که اولین اثر خود را خلق می‌کند، هرگز نخست مهارت‌آموزی نکرده و سپس هنرورزی کرده باشد، بلکه معمولاً کسی نخست به طور عملی و بر اثر آفرینش یک اثر، قریحه‌ی هنری را در خود کشف می‌کند و بعد به تعلّم و تمرین می‌پردازد تا مهارتش را افزایش دهد.


مهارت، شاخصه‌ی جوهری هنر نیست
این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: بنابراین، مهارت، شاخصه‌ی جوهری هنر نیست و هنر یک هنرمند ابتدا از درون او می‌جوشد و هنرمند یا به مدد فطرت، اثری را می‌آفریند و یا در شرایطی قدسی قرار می‌گیرد و از بیرون به او چیزی اشراق می‌شود و اثری را خلق می‌کند؛ سپس برای مهارت‌افزایی به فراگیری فن و صنعت روی‌آور می‌شود
وی افزود: بدین‌جهت ذات هنر «فراگرفتنی» نیست، بلکه «فرا آوردنی» و درون‌جوش است و برون‌کوش نیست؛ هنر هرگز از فن و مهارت آغاز نمی‌شود بلکه به تکنیک و صنعت ختم می‌شود و با رهبریِ سرشت الهیِ هنرمند و دلبریِ شاهد قدسی، آغاز و به دل بُردن، مُشاهِد آفاقی می‌انجامد.
آیت‌الله رشاد با بیان اینکه هنر را از دو حیث‌ ساختاری و صورت و شناختاری و سیرت می‌توان تقسیم‌بندی کرد، اظهار داشت: هنر را از نظر ساختاری به «هنر فطری» و «هنر فنی» تقسیم می‌کنیم که در این تقسیم‌بندی، هنر فطری، اکتشافی است و هنر صناعی، اکتسابی؛ هنر فطری، فراستی و فرصتی است، فراگرفتنی نیست، از فطرت برمی‌خیزد و حاصل فرصت است.
وی ادامه داد: اما «هنر فنی» فرا آموختنی و صناعی است و به تصنع پدید می‌آید، در حالی که هنر فطری دل‌انگیز و روح‌نواز است و همچنین هنر صناعی تنها هوس‌انگیز و حس‌نواز و به معنای دیگر ارضاءکننده‌ی خواهش‌های نفسانی و حواس بشر است.

تفاوت هنر شرعی و هنر شهوی و شهودی
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی هنر را از نظر شناختاری و سیرت به سه دسته «هنر شهودی»، «هنر شرعی» و «هنر شهوی» تقسیم کرد و اظهار داشت: هنر شهودی، هنر قرب و اشراق باطنی و هنر شرعی، هنر انتشار داده‌های قالبی دین و التزام و انطباق با احکام ظاهری آن و هنر شهوی، هنر هوس و نفسانیت است.
وی با بیان اینکه هنر شهودی حقیقت‌شکار و شریعتمدار است، تصریح کرد: هنر شهودی یادآور ماقبل هبوط و تجدید عهد نخستین است و جوهر هنر شهودی، عبارت از احیای عهد نخستین و تحکیم تعهد به آن میثاق دیرین در جهت ره‌یافتن به ورای ماده و دست‌یافتن به قرب الهی است.

علت عدم تأثیر در ایمان مخاطب در برخی فیلم‌های شرعی و دینی
آیت‌الله رشاد ادامه داد: بی‌هیچ تعارف و مسامحه‌ای در حکم شارع، هنر به دو دسته ارزشی و غیرارزشی تقسیم می‌شود.
رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی اظهار داشت: هنر شهودی، گره‌زدن ناسوت به لاهوت و ملک به ملکوت و هنر قربی، شهود هستی از سر شیدایی است، اما هنر شرعی هنری است که تنها ملتزم به احکام ظاهری شرعی است و احیاناً موضوع و متعلق آن دینیات است، و ممکن است قربی باشد و ممکن است مقرِّب نباشد.
وی افزود: بنابراین، قسمی از هنر، قابل فرض است که دینی مصطلح و متعارف باشد، اما قربی و قدسی نباشد، اینجاست که یک فیلمساز مسلمان و غیرمسلمان ممکن است راجع به دین فیلم بسازد و در آن از دین و دینی‌بودن سخن بگوید، اما اگر هنر او قربی و قدسی نبود، در ایمان مخاطب تأثیر‌گذار نباشد.
آیت‌الله رشاد ادامه داد: در این حال ممکن است فیلم از لحاظ صناعی و از حیث تکنیک هم در حد بسیار مطلوبی باشد و بر احساس مخاطب تأثیر بگذارد، اما روح او از آن متأثر نشود و به عبارت دیگر عاطفه‌ی او اثر بپذیرد اما جانش هرگز! چراکه این هنر صرفاً دینی است یعنی مثلاً به لحاظ موضوعش منسوب به دین است، اما قربی نیست و روح ندارد.

مخاطب تفاوت هنر شهودی قربی و شهوی قارونی را درک می‌کند
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: برخی از آثار هنری از جمله فیلم صرفاً به اعتبار موضوع یا نمادها یا ادبیات به کار رفته در آن، دینی و معنوی است و امروز از آن به هنر یا فیلم معناگرا تعبیر می‌شود. این دست آثار از حیث قالب قدسی‌اند نه قلب؛ هنر قربی قالبش قدسی است و هنرشهودی روح دارد و هنر شرعی ظاهری می‌تواند قلبش تقلبی و بی‌روح باشد و در نتیجه فاقد قدسیت!
وی افزود: به همین دلیل است که شاید نتوانید از هنر شهودی و قربی به لحاظ منطقی و در مقام بیان برای مخاطب تعریف چندان متفاوتی ارائه کنید، اما در مقام عیان، او تفاوت هنر شهودی قربی و شهوی قارونی را درک می‌کند و وقتی اثر هنری را می‌بیند و یا می‌شنود، درمی‌یابد که قربی است یا قارونی.

فیلمساز آلوده‌ذهنِ تردامن، نمی‌تواند فیلم مینوی و معنوی بسازد
آیت‌الله رشاد با بیان اینکه هنر قربی از لحاظ علل اربعه‌ی فاعلی، غایی، مادی و صوریِ خود باید قدسی باشد، تصریح کرد: فیلمساز آلوده‌ذهنِ تردامن، نمی‌تواند فیلم مینوی و معنوی بسازد، زیرا هر اثری آیه و آیینه‌ی صاحب خود است و او هر قدر که از قدرت و مهارت فنی ـ تکنیکی بالایی برخوردار باشد فقط می‌تواند معنویت را خیلی خوب تبیین و تفهیم کند، اما نمی‌تواند آن را در مخاطبش ایجاد کند. هیچ هنر شهوی، شهودی و شرعی نیست و هر هنر شرعی‌ای لزوماً شهودی نیست، اما هر هنر شهودی، شرعی است و هرگز هنر شهودی شهوی نمی‌تواند باشد.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد: البته الگوی تقسیم شناختاری سه‌انگارانه هنر و تفکیک شرعی از شهودی، زمانی صحیح می‌نماید که مراد از دین، مطلق دین و ادیان باشد، اما اگر شاخص شرعیت انتساب به دین حقیقی و حقیقت دین باشد، آن‌گاه هنر شهودی و شرعی به هم خواهند رسید و هنر دو قسم بیشتر نخواهد داشت؛ طبقه‌بندی هنر به ارزشی و ضدارزشی، بر اساس علل اربعه آن، هم عقلایی و هم شرعی است.
آیت‌الله رشاد با بیان اینکه در شرع، بدون هیچ تعارف و مسامحه‌ای هنر به دو دسته‌ی ارزشی و غیرارزشی تقسیم می‌شود، و این تقسیم‌بندی در همه جای دنیا وجود دارد، ابراز داشت: آیا غربی‌ها حاضرند به هنرهای دینی و قدسی و دارای پیام‌های اسلامی در اسکار جایزه بدهند؟ مشخص است که چنین کاری نمی‌کنند، مگر آنکه در یک فیلم معنویتی پوشالی، عقیم و ضعیف نشان داده شود.
وی با اشاره به اینکه در شرع نیز هنر طبقه‌بندی شده است و گاه هنر شرک است، خاطرنشان کرد: کسی که به جرم هنر ضدارزشی و ضدعدالت مستحق دوزخ می‌شود جرمش بیشتر از یک جرم عادی است؛ زیرا هنر و هنرمند در میان مردم نقش امام را بازی می‌کند و دیگران را به کفر می‌کشاند.

امروز اصحاب فلسفه و فقه و حوزه، تکلیف سنگینی در زمینه‌ی هنر دارند

رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه فلسفه‌ی ما امروز تکلیف سنگینی دارد و اصحاب فلسفه باید به فلسفه‌ی هنر و اصحاب فقه باید به فقه هنر بپردازند، تصریح کرد: حوزه‌ی ما امروز تکلیف سنگینی دارد، چون عالم بشر امروز آغشته به انواع هنر است و اصولاً در حیات انسان مدرن، هنر حرف اول را می‌زند و وقتی هنر به سمت بی‌معنایی و بی‌روحی و ابهام و حیرت و سرگشتگی سیر می‌کند، بشر به سمت از دست‌دادن هویت و حیرت جهت پیدا می‌کند و چنین هنری نتیجه‌ی دیگری نخواهد داشت. حکمت ما باید وارد عرصه شود و هویت هنر را طبقه‌بندی و حکم کلی آن را بیان کند؛ همچنین فقه ما باید وارد عرصه شود و موضوع را بشناسد و آن را طبقه‌بندی کند.

به مناسبت انتخاب آیت‌الله یزدی به عنوان رئیس مجلس خبرگان رهبری

به مناسبت انتخاب آیت‌الله یزدی به عنوان رئیس مجلس خبرگان رهبری

فقیه بصیر حضرت آیت‌الله حاج شیخ محمد یزدی ـ دامت برکاته
ریاست مکرم مجلس خبرگان رهبری

سلام‌الله علیکم
خدمات علمی، دینی و سیاسی درخشان حضرت مستطاب‌عالی طی دهه‌های اخیر، هرگز از خاطر مردم قدرشناس و مؤمن ایران زدوده نخواهد شد؛ اینک نیز تشخیص صواب خبرگان ملت، ساحت سزاوار دیگری را فراروی آن فقیه بصیر قرار داده است که بی‌شک به سرانگشت تدبیر، آن را به فرصتی فرخنده برای تقویت حصن حصین دین و دولت، یعنی ولایت فقیه، و تحکیم بنیان‌های انقلاب مقدس اسلامی تبدیل خواهید فرمود؛ این کمین ضمن سپاسگزاری از برگزیدگان امت، از سوی خود و شورای حوزه‌های علمیه‌ی استان تهران، مدیران و اعضای هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی و مدیران و مدرسین مدارس علمیه‌ی حوزه‌ی مبارکه‌ی امام رضا(علیه آلاف التحیهًْ والثناء) این انتخاب صائب را به رهبری فرهیخته‌‌ی انقلاب اسلامی ـ دام ظله‌ ـ و ملت بزرگوار ایران اسلامی تهنیت می‌گویم، و از بارگاه بلند باری برای جناب‌عالی و دیگر اعضای بصیر و بینش‌ور مجلس خبرگان سلامت و توفیق روز‌افزون مسألت می‌نمایم.

نسبت هنر و ارزش

نسبت هنر و ارزش

 

 

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، آیت الله علی اکبر رشاد رئیس شورای حوزه‌های علمیه تهران و رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، سه‌شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۳ از ساعت ۱۶:۴۵ در حوزه هنری سخنرانی خواهد کرد.

موضوع سخنرانی آیت‌الله رشاد «نسبت هنر و ارزش» است.

گفتنی است این مراسم در تالار سوره حوزه هنری، واقع در خیابان حافظ، نبش سمیه برگزار خواهد شد.

 

 

ضرورت تبارشناسی معرفتی معتزله

ضرورت تبارشناسی معرفتی معتزله

در این همایش علاوه بر سخنرانی حضرات آیات محمدعلی تسخیری، علی‌اکبر رشاد و حجت‌الاسلام دکتر خسروپناه، و برگزاری نشست علمی با حضور حجت‌الاسلام دکتر رهدار و حجت‌الاسلام جبرئیلی، از مجموعه‌ی پنج جلدی نقد اعتزال نو رونمایی شد.

آیت‌الله علی‌اکبر رشاد، رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی دومین سخنرانان این همایش بود. ایشان ضمن بیان مقدمه‌ای درباره‌ی الهیات اجتماعی راست‌گرا و چپ‌گرا گفت: عنوان الهیات اجتماعی از حیثی، معرفت‌شناسی اجتماعی و از حیثی جامعه‌شناسی معرفتی است. الهیات را به معنای معارف دینی، دین‌شناسی و دین‌پژوهی و همچنین به رشته یا رشته‌هایی که موضوع و قلمروی مطالعاتی آن معارف و مسائل دینی است، تعریف می‌کنند.
از الهیات اجتماعی یک تفسیر رایج وجود دارد که معادل الهیات اجتماع و اجتماعیات دین است که ترکیبی اضافی و برشی از دین و معرفت دینی است؛ اما بنده آن را به معنای خاصی به کار می‌برم که دین‌شناسی معطوف به اجتماع و شئون جامعه است. در این حالت ترکیب الهیات اجتماعی یک ترکیب وصفی است.
آیت‌الله رشاد، با ذکر تقسیم‌‌بندی جریان‌ها یا گفتمان‌های دینی و اجتماعی به: ۱٫ متجمّد، ۲٫ متجدّد، ۳٫ مجدّد، برای الهیات اجتماعی، به معنای عام، الهیات را به دو طیف راست و چپ تقسیم کرد و افزود: شاخه‌ی چپ و راست، ذیل گفتمان متجدّد می‌گنجد و به یک اندازه از متن واقع دین و اسلام فاصله دارد.
رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، با ذکر سخن استاد مطهری که شرق و غرب دو لبه قیچی و در مقابل اسلام هستند، خاطرنشان کرد: نظریه‌های این دو جریان، ذیل اعتزال نو و بر مباحث قدرت و ثروت شکل می‌گیرد که در ذیل رویکردهای لیبرال، دیکتاتوری، سوسیالیستی و … غرب شکل گرفته است. وی، این گفتمان را دارای مؤلفه‌هایی دانست و خاطرنشان کرد در جمع‌بندی اعتزال نو دشواری‌های بسیاری وجود دارد که به همین دلیل نمی‌توان در مورد آن شفاف سخن گفت؛ زیرا خالص نیستند و گرایش معیّنی ندارند، بلکه از جریان‌های جهانی گرفته شده و استقلال معرفتی ندارند؛ به همین جهت سیال است و هویت معرفتی و انسجام گفتمانی در این طیف شکل نگرفته و موجب بروز افراط و تفریط در این جریان شده است.
آیت‌الله رشاد، با اشاره به شخصیت‌های شاخص الهیات اجتماعی چپ، همچون: حبیب‌الله پیمان، شریعتی، بنی‌صدر، حبیب‌الله آشوری و شخصیت‌های شاخص راست، همچون: مهندس بازرگان، سروش، شبستری، ملکیان و بیشتر اعضای نهضت آزادی، درباره‌ی بایستگی پیرنگ‌شناسی و پیشینه‌کاوی اعتزال نو تصریح کرد: ردیابی و رگه‌شناسی تاریخی و تبارشناسی معرفتی هریک از شاخه‌های معتزله، تبیین آبشخورهای معرفتی، گونه‌شناسی و تعیین ادوار و طبقات هریک و نیز شناسایی شخصیت‌ها و آثار علمی شاخص و نقطه‌ی عطف و تأثیرگذار هرکدام، لازم است. عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، با اشاره تلویحی به نظریه‌ی قبض و بسط سروش افکار او را بیشتر متمایل به اشاعره دانست، حال آنکه سروش خود را نومعتزله می‌خواند. وی، الهیات اجتماعی راست و چپ را دارای شاخصه‌ی تحلیل‌گرایی و پوزیتیویسم خواند و با ذکر مثال‌هایی در این باره، ضمن جمع‌بندی مطالب خود، سخنانش را به پایان رساند.

ماجرای دیدار با رهبری پیش از نگارش دانشنامه فاطمی/ برای تبیین سبک زندگی فاطمی(س) تلاش کردیم

ماجرای دیدار با رهبری پیش از نگارش دانشنامه فاطمی/ برای تبیین سبک زندگی فاطمی(س) تلاش کردیم

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه‌ی خبرگزاری فارس، نشست نقد دانشنامه‌ی فاطمی با حضور آیت‌الله علی‌اکبر رشاد رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، حجت‌الاسلام والمسلمین محقق داماد استاد دانشگاه شهید بهشتی، حجت‌الاسلام مقیمی حاجی معاون علمی دانشنامه‌ی فاطمی، صادق آئینه‌وند رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، حجت‌الاسلام حسن طارمی استاد حوزه، آیت‌الله محمدهادی غروی پژوهشگر و استاد تاریخ در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی برگزار شد.

در ابتدای این نشست آیت‌الله رشاد درباره‌ی دشواری‌های تألیف این اثر و بازه‌ی زمانی تولید آن گفت: به طور خلاصه بگویم در سالی که به نام امیرالمومنین(ع) نام‌گذاری شد، پیشنهاد شد که مجموعه مقالاتی درباره‌ی ایشان تولید کنیم، آیت‌الله جوادی آملی هم در خطبه‌های نماز جمعه گفتند: خوب است اثری حاوی ۱۰۰ مقاله از ۱۰۰ دانشمند عرضه کنیم، بنابراین دوستان شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز چنین پیشنهادی را به ما دادند که ما هم چون در فکرمان بود، استقبال کردیم.

وی با اشاره به اینکه ابتدا قرار بود این اثر اندیشه‌نامه‌ی امام علی(ع) باشد که در نیمه‌های کار به دانشنامه تبدیل شد، توضیح داد: اینجا از استاد خرمشاهی که مجموعه مقالات این دانشنامه را منتشر کردند تقدیر می‌کنم. تا زمانی که این اثر ۱۳ جلدی منتشر شود، ۲۲ ماه به طول انجامید، خلاصه من هنوز می‌گویم که از کرامات آن بزرگوار بود که ما در یک ساختمان استیجاری با نیروی کم و کمبود امکانات چنین اثری را تدوین کردیم که نسخه‌ای از آن را به خدمت آیت‌الله جوادی آملی ارسال کردیم و ایشان هم اظهار لطف و تعابیر مبالغه‌آمیزی گفتند که بنده خود را شایسته‌ی آن نمی‌دانم، مثلاً اینکه این اثر همچون الغدیر برای ماست.

رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ابراز داشت: اجمالاً بگویم که ایشان به ما گفتند: نمونه‌ی چنین اثری را برای حضرت زهرا(س) نیز کار کنیم که ما هم گفتیم: زهی توفیق! منتها تأمین مالی از کجا؟ آن زمان هم دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی بود که به ما از دفتر رهبری زنگ زدند و ما به خدمت ایشان به همراه یک دوره دانشنامه‌ی امام علی(ع) رفتیم و سپس رهبری به ما برای کار در زمینه حضرت زهرا(س) تأکید کردند.

وی درباره‌ی هفت نکته‌ای که در زمینه‌ی مشکلات موجود در این حوزه وجود داشت، گفت: فقدان منابع علمی کافی درباره‌ی حضرت زهرا(س)، فراوانی اختلافات کلامی، فقر مطالعاتی در جهان اسلام در مبحث زن و خانواده، رسوخ عادات غلط بین متشرحین درباره‌ی زن، رواج و رونق نگرش‌های فمینیستی و تعدد جریان‌های ناکارآمد درباره‌ی امور زنان در کشور، ما را بر آن داشت که به این حوزه ورود کنیم.

آیت‌الله رشاد در پایان توضیح داد: تلاش شد اثر فاخر و ارزشمندی تولید شود، و ما در صدد بودیم، به نحوی غیرمستقیم سبک زندگی آن بزرگوار را تبیین کنیم، ابتدا عنوان فرهنگ فاطمی بر آن گذاشتیم، بعد به دانشنامه تغییر کرد. نیمی از این مجموعه به حیات آن بزرگوار به‌عنوان الگوی زندگی و نیمی نیز به مبحث زن و خانواده پرداخته است. در نهایت آماده هستیم تا از نظرات اساتید استفاده کنیم.