ساختار مباحث عمومی فلسفه‌های مضاف

 

۱٫ هستایی (وجودشناسی مضاف‌الیه)

۲٫ آیایی (امکان تصوری مضاف‌الیه در مقام ثبوت)

۳٫ چیستایی (ماهیت مضاف‌الیه)

۴٫ باشایی / هست‌بود (امکان تصدیقی مضاف‌الیه در مقام اثبات)

۵٫ چهایی (مؤلفه‌ها / اجزاء مضاف‌الیه)

۶٫ پیش‌انگاره‌ها / پی‌ساخت‌ها (مبانی قریبه / مبادی بلا واسطه‌ی مضاف‌الیه)

۷٫ فراپیش انگاره‌ها (مبانی بعیده / مبادی بالواسطه‌ی مضاف‌الیه)

۸٫ چرایی / برایی (غایت مضاف‌الیه)

۹٫ از آنی (مناشی / مصادر مضاف‌الیه)

۱۰٫ کارایی / سودمان (کارکردهای مضاف‌الیه)

۱۱٫ چندانی (قلمرو / کمیت مضاف‌الیه)

۱۲٫ چندگانی / گونه‌شناسی (اقسام / انواع مضاف‌الیه)

۱۳٫ بایایی (ضرورت مضاف‌الیه)

۱۴٫ شایایی (حسن و روایی مضاف‌الیه)

۱۵٫ برینه‌گی (کمال مضاف‌الیه)

۱۶٫ چندی (ارزش‌سنجی مضاف‌الیه)

۱۷٫ کجایی (نسبت و مناسبات مضاف‌الیه با …)

۱۸٫ روشگان (روش‌شناسی مضاف‌الیه)

۱۹٫ چیدمان (ساختار مباحث مضاف‌الیه)

۲۰٫ سنجمان (شیوه‌ها و ابزارهای سره‌آزمایی در مضاف‌الیه)

۲۱٫ بودایی (تاریخ: پیدایش، پیشینه‌کاوی، تطورات خرد و کلان مضاف‌الیه)

۲۲٫ چه‌آیی (گمانه‌زنی درباره‌ی آینده‌ی مضاف‌الیه)

ساختار فلسفه‌ی فقه

الف) درباره‌ی فلسفه‌ی فقه:

۱٫ چستی فلسفه‌ی فقه،

۲٫ پیشینه و کنونه‌ی فلسفه‌ی فقه،

۳٫ نسبت فلسفه‌ی فقه با فلسفه‌ی معرفت دینی، فلسفه‌ی اجتهاد، فلسفه‌ی اصول فقه، فلسفه‌ی حقوق، فلسفه‌ی دین، مقاصدالشریعه، علل‌الشرایع، قواعد فقه و . . .

۴٫ هویت معرفتی فلسفه‌ی فقه،

۵٫ موضوع فلسفه‌ی فقه،

۶٫ قلمرو و ساختار فلسفه‌ی فقه،

۷٫ منابع فلسفه‌ی فقه،

۸٫ روش فلسفه‌ی فقه،

۹٫ غایت فلسفه‌ی فقه.

ب) چیستی فقه و گزاره‌های فقهی و تفاوت قضایای فقهی و اخلاقی.

ج) ادوار و تطورات فقه.

د) موضوع و ساختار فقه.

هـ) غایت و کارکردهای فقه.

و) روش‌شناسی و منابع فقه:

۱٫ فقه و وحی،

۲٫ فقه و سنت قولی،

۳٫ فقه و سنت فعلی (و سیره‌ی معصوم، سیره‌ی عقلائیـّه، عرف عام و خاص، سیره‌ی متشرعه و…)

۴٫ فقه و عقل،

۵٫ فقه و فطرت،

۶٫ فقه و اجماع،

۷٫ فقه و مصحلت،

۸٫ فقه و عدالت،

۹٫ فقه و اراده‌ی دولت،

۱۰٫ فقه و نظریه‌ی انسداد،

و) پویایی و کارآیی فقه. (با توجه به تحول زمان، مکان و انسان)

ز) فقه و نظام‌پردازی.

ح) نسبت و مناسبات با . . .

کلام،

حقوق،

اخلاق،

تربیت،

علوم پایه،

علوم انسانی،

فرهنگ،

و . . .

ط) حکم شناسی.

ی) موضوع‌شناسی و متعلق‌شناسی،

ض) فقه و اختلاف آراء، چرایی و چگونگی،

غ) مذاهب فقهی و عمده مباحث تطبیق،

ل) فقه و کاستگی‌ها و بایستگی‌های کنونی،

غ) فقه و آفات نوظهور.

مطالعات در زمینه‌ی جهانی‌شدن

 

مطالعات در زمینه‌ی جهانی شدن

(فرصت‌ها و توصیه‌ها)

 

پیش‌طرح چالش‌ها و فرصت‌ها (توصیف‌ها و توصیه‌ها)

مراحل مطالعه:

۱٫ توصیف دقیق و تحلیل جامع وضعیت حاضر (چیستی و چگونگی؟)،

۲٫ تعلیل عمیق وضعیت (چرایی؟)،

۳٫ گمانه‌زنی و آینده‌نگری (چه خواهد شد؟ با لحاظ دو فرض مثبت و منفی)،

۴٫ هدفگذاری (چه باید بشود؟ = تصویر وضع مطلوب)،

۵٫ برنامه‌ریزی (چه باید کرد و چه نباید کرد؟ / با لحاظ دو فرض)،

۶٫ ترسیم خطوط مشی (روش/ با لحاظ دو فرض)،

۷٫ زمانبندی اقدامات،

۸٫ آسیب‌شناسی و آفت‌زدایی اقدامات.

(تذکر: در این زمینه پیش‌طرح تنها به توضیح اجمالی مراحل و محورهای ۱، ۲، ۳، ۴، ۶و۷ و با کلان‌نگری پرداخته می‌شود. انتخاب نقش و وظیفه موسسه پس از بحث کلی باید روشن شود)

توصیف و تحلیل (اجمالی)

الف ـ عوامل و زمینه‌ها:

۱٫ مواجهه‌ی اندیشه و نظامات اجتماعی اسلامی با:

۱/۱٫ پروسه جهانی شدن تجربه‌ی واقعیت‌های اداره‌ی حیات اجتماعی انسان،

۱/‌۲٫ دنیای متطوّر امروز،

۱/۳٫ گسترش بی‌سابقه فناوری ارتباطات و ظهور پدیده‌ی انفجار اطلاعات (درخور ذکر است: عوامل سه‌گانه در هر سه دهه‌ی انقلاب، البته با روند فزاینده وجود داشته‌اند)

۲٫ مواجهه‌ی اندیشه و نظامات دینی با هماوردطلبی فزاینده‌ی فکر مسلط جهانی و پروسه (بلکه) پروژه‌ی جهانی‌سازی (این عوامل در دو دهه‌ی اخیر پدیدار شد)

۳٫ ظهور جریان تجدیدنظرطلب داخلی، متأثر از فرهنگ مسلط غربی و مأیوس از تجربه‌ی حکومت دینی (این عامل در آستانه‌ی دهه سوم خودنمایی کرد)

(تذکر: اکنون سه جریان: متصلب مقیّد، متجدّد مقلد، مجدّد مولّد، در عرصه‌ی فکر و فرهنگ ایران معاصر حضور دارند)

متجددان و تجدیدنظرطلبان با طرح تقابل سنت و مدرنیسم و مشابه‌سازی، ظهور رنسانی و پیدایش پروتستان و یا تکرار پروژه‌ی فروپاشی شوروی را آرزو می‌کنند. این جریان در فرآیند تجدیدنظرطلبی به گرته‌بردرای شتاب‌آمیز از بینش و منش مسلط غربی و لقاح مصنوعی مکاتب و مناظر دارج و رائج آن دیار در ذهن و زندگی ایرانی پرداخته است.

مسأله کردن و بومی‌سازی آنچه مسأله‌ی ما مسلمانان و ایرانیان نیست (مانند قرائت‌پذیرانگاری و نفی حجیت متون دینی، تشکیک در عقلانیت آموزه‌های دینی و ترویج فدئیزم، و تبلیغ پلورالیسم دینی، القای تعرض دین و دنیا، دین و عقل، دین و علم، و ….) از ترفندهای این جریان است، البته این ماجرا با این شیوه، ثمری جز ولیده‌ای بی‌تبار، بی‌هویت، ناقص‌الخلقه و زودزاد، به بار نخواهد آورد.

 

ب ـ آرمانها و عقاید القایی:

ـ در حوزه‌ی معرفت‌شناسی: ترویج نسبیت منتهی به شکاکیت (نئوسوفیسم)

ـ در باب جهان‌شناسی: اشاعه‌ی جهان‌بینی علمی:

با ملاک ابطال‌پذیری پوپری

مبتنی بر متدولوژی حس‌گرایانه

جزءبین و جزئی‌نگر

ـ در زمینه‌ی انسان‌شناسی: حیوان‌انگاری آدمی (به لحاظ زیست‌شناختی، جامعه‌شناختی و رفتارشناختی)

ـ در قلمرو دین‌شناسی و دینداری:

ترویج نوعی پروتستان ـ لیبرالیسم منتهی به

آثار شیسم ایدئولوژیک

معنویت منهای ‌شریعت

ـ در عرصه‌ی مناسبات سیاسی، تبلیغ سکولار لیبرالیسم.

گمانه‌زنی آینده (چه خواهد شد؟)

گمانه‌زنی و آینده‌بینی از طریق زیر ممکن است:

۱٫ روش‌شناسی دشمن،

۲٫ بررسی پیشینه و کنونه و ماهیت چالش‌ها و تهدیدات،

۳٫ واکاوی علل پیدایش وضعیت حاضر (عوامل فرامرزی و درون‌مرزی)،

۴٫ ارزیابی برنامه و عملکرد جریان انقلاب در آینده.

ـ برنامه‌ریزی (چه باید کرد؟)

۱٫ ارزیابی نقاط ضعف و قوت گذشته، به همراه بررسی انتقادی استنباطات دینی (الگوهای تجربه شده) از یک سو، نقد مدیریت و عملکرد نخبگان و کارگزان در دهه‌ی اول و دوم از دیگر سو، و تنظیم برنامه‌ی جبران مافات،

۲٫ سعی بر درک ماهیت فکر مسلط جهانی،

۳٫ بررسی استعدادها و استطاعت‌های انقلاب و کیفیت استخدام آنها،

۴٫ سرمایه‌گذاری اصولی و درخور برای تقویت جریان فکری علمی مجدّد و مولد، در جهت ایجاد امکان نظریه‌پردازی،

۵٫ نظریه‌پردازی مثبت برای مواجهه‌ی فعال و مهاجمانه‌ در عرصه‌ی هماوردخواهی‌ها و پروژه‌ی جهانی‌سازی،

۵/۱٫ مبناشناسی و موضع‌سازی دینی در قبال مبانی و مناظر مسلط جهانی،

۵/۲٫ تطبیق عناصر متغیر (مستنبطات و مباحات) با واقعیت‌های آزموده،

۵/۳٫ حراست فعال و بصیرانه از استقلال و هویت دینی ملی در کوران جهانی شدن.

۶٫ نخبه‌پروری،

۷٫ سازماندهی،

۸٫ (امروز چهار لایه‌ی اجتماعی در عرصه‌ی سرنوشت حضور دارند: راست سنتی، چپ سنتی، راست سکولار، نسل سرگشته) تفکیک مرز لایه‌ی چپ سنتی با راست سکولار، و ایجاد وحدت میان دو جریان اصلی انقلاب (چپ و راست) و آگاهاندن و هویت بخشی به لایه‌ی سرگردان،

۹٫ ارزیابی و توجه به جاذبه‌ها و دافعه‌های گفتمان انقلاب و گفتمان رقیب:

از قبیل خردبسندگی و ادعای عقلانیت، اصالت‌التجدد و نوگرایی، همسویی با خواهش‌های نفسانی، نفی تکلیف و اصرار بر تقدم حق، انتساب به فرهنگ فاتح، حس‌گروی و دسترس‌پذیری، موضع اپوزیسیون داشتن و… (در گفتمان رقیب)

و مانند همسویی با فطرت، معنویت، معنابخشی به حیات و هستی، عمق ایمان اسلامی در میان مردم، انس تاریخی ایرانیان با دیانت و آموزه‌های دینی، عرق ملی، دل‌سپردگی توده‌ی مومن به مرام امام و شخصیت رهبری، سرمایه‌گذاری و ایثار نسل حاضر در قبال انقلاب و … (در گفتمان انقلاب)

ـ خطوط مشی:

۱٫ استغفار و تویه عملی نسبت به گذشته و قصد قربت و تحصیل اخلاص از سوی نیروهای انقلاب،

۲٫ هوشمندی در قبال حوادث و حرکات و ابراز غیرت و حمیت، در هنگامه‌ی خطر و هنگام تهدید،

۳٫ صداقت و التزام به تطابق فکر و قول و فعل، پرهیزا ز تشتت آرا و ابهام‌گویی و تحیرافزایی،

۴٫ اجتناب از افراط و تفریط، رعایت عقلانیت و اعتدال روشی در واکنش‌ها،

۵٫ تولید و توسعه‌ی ادبیات فکری خودی و سعی بر مواجهه‌ی فعال و مهاجمانه و قبضه‌ی ابتکار عمل فکری اجتماعی،

۶٫ اهتزاز از سیاست‌زدگی و سیاسی کار، و پرهیز از روزمرگی،

۷٫ اعتقاد و التزام صادقانه به ولایتمداری،

۸٫ توجه به نیروی لایزال مردم مومن و اعتقاد قلبی و التزام عملی به مردم‌سالاری.

انواع و معانی حجیت و مبانی حجیت سنت


حجیتّ، به اعتبارات و حیثیات گوناگونی قابل فرض و تقسیم است:

۱ـ به اعتبار ماهوی یا اکتسابی بودن حجیت، به

۱/۱٫ ذاتی،

۱‌/۲٫ جعلی.

۲ـ به اعتبار جاعل حجیت، به

۲/۱٫ شرعی،

۲/۲٫ عرفی.

۳ـ به اعتبار ابداعی یا غیرابداعی بودن حجت، به

۳/۱٫ تأسیسی (با جعل ابتدائی از سوی شارع)،

۳/۲٫ تأییدی (با اقرار و تقریر از سوی شارع).

۴ـ به اعتبار خصلت حجت و اثر حجیت،

۴/۱٫ واقع نمایی (موصلیت)،

۴/۲٫ عقلانیت (معذریت)،

۴/۳٫ حیرت زدایی (اعراض از شک).

۵ـ به اعتبار درجه‌ی و ثاقت (و رسانایی) حجت، به

۵/۱٫ قطعی،

۵/۲٫ ظنی.

۶ـ به اعتبار هویت و حوزه‌ی حجیت، به

۶/۱٫ معرفت شناختی،

۶/۲٫ شریعت شناختی.

جایگاه و انواع حجیت شریعت شناختی (= حجیت‌های سه‌گانه‌ی: متبوع یا مقبول یا مجعول شارع) به صورت زیر می‌تواند نمودار گردد:

با توجه به انواع پیشگفته، حجیت حجج دینی، به صور زیر متصور است:

۱٫ حجیت ذاتی قطعی،

۲٫ حجیت ذاتی ظنی امضایی،

۳٫ حجیت جعلی شرعی،

۴٫ حجیت جعلی عرفی امضایی.

مبنا یا مبانی حجیت عبارت است از علت یا عللی که استناد دریافت دین را به دال یا کاربرد آن را در درک دین توجیه می‌کند؛ مبانی حجیت مدارک به دو قسم عام (مشترک میان دوال) و خاص تقسیم می‌شود.

مبانی حجیت سنت (بالمعنی الأعم: قولی و فعلی) می‌تواند شأن ناشی از امر و جعل الهی باشد و می‌تواند وصف و هویت اعطا شده به (یا احراز شده در) صاحب سنت باشد.

(درک دین ←دال دینی ← مبنا [شأن یا وصف] ← منشأ [امر و جعل الهی یا احراز وصف])

هر یک از این دو نوع مبنا نیز می‌تواند به مناشی مختلف ارجاع شود، از این رو احتمالات گوناگونی در باب مبانی و مناشی حجیت سنت قابل بررسی است، احتمالات عمده را به صورت زیر می‌توان نمودار کرد:

۱/۱/۱٫ سنت قولی: ما یَنْطِقُ عَنْ الْهَوی اِنْ هُوَ اِلاّ وَحْیٌ یُوحی (النجم / ۳:۵۳)؛ این وحی غیر یا اعم از وحی قرآنی مورد اشاره در قُلْ لَوْشاءَ اللهُ ما تَلَوْتُهُ عَلَیْکُمْ وَ لااَدْرایکُمْ بِهِ . . . (یونس / ۱۶:۱۰) است.

۱/۱‌/۲٫ سنت فعلی: وَجَعَلْنا هُمْ اَئِمّهً یَهْدُونَ بِاَمْرِنا وَ اَوْحَینا اِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیراتِ (الانبیاء / ۷۳:۲۱)

برخی آیات، هم بر ولایت تشریعی و هم بر وحیانیت دلالت دارد:

۱/۲٫ یا اَیُّها الَّذینَ آمَنوُا اَطیعُوا اللهَ وَ اَطیعوا الرَّسُولَ وَ اُولِی الْاَمرِ مِنْکُمْ (النساء / ۵۹:۴)

اِنَّما ولیُّکُمْ اللهُ وَ رَسُولهُ وَ الّذینَ آمَنوُا الَّذینَ یُقیمونَ الصَّلاهَ وَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُونَ (مائده / ۵۵:۵)

۲/‌۱٫ وَ ما رَمَیْتَ اِذْ رَمَیْتَ وَلکنَّ اللهَ رَمی (الانفال / ۱۷:۸)

۲/۲٫ داشتن شأنیت امر و نهی نسبت به آحاد انسانها، ناشی از سعه‌ی وجودی صاحب سنت.

۲/۳٫ . . . اِنَّما یُریدُ اللهَ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً (الاحزاب / ۳۳:۳۳)

نقد نظریه‌ی بعثت وجودی (وحیانیت مبعوث)

با توجه به مبانی و مناشی حجیت، معنا یا خصلت جامع انواع حجیت‌ها و حجت‌ها، «قابلیت احتجاج داشتن» است و برحسب مورد، حجیت می‌تواند به معانی خاصه‌ی زیر باشد:

۱ـ موصلیت (اصابت به واقع و واقع‌نمایی): ناشی از ذاتی بودن حجیت،

۲ـ منّجزیت (لازم‌الاتباع بودن / توأماً صحت و لزوم مؤدّای حجت) ناشی از هویت طریقی حجت.

۳ـ معذّریت (جائزالاتباع بودن / صحت یا جواز مؤدّای حجت) ناشی از برخورداری از عقلانیت شرعی یا عقلایی.

ساختار کلان مقاله‌ی تحلیل محتوای خطبه‌ی فاطمی(س)

 

الف) پیش درآمد:

ـ توصیف ظروف تاریخی صدور خطبه،

ـ بررسی سند خطبه،

ـ نگاهی به نسخ و روایات خطبه،

ـ خلاصه‌ی محتوای خطبه،

ـ غایت تحقیق: آشکارسازی عمق و قوت و غنای معرفتی خطبه.

 

ب) سرفصل‌ها (محورهای محتوایی خطبه):

۱) تحلیل مباحث معرفت‌شناختی،

۲) تحلیل مباحث هستی جهان‌شناختی،

۳) تحلیل مباحث فلسفه‌ی دینی،

۴) تحلیل مباحث الهیاتی:

مبدأ (توحید، وحی، …)

معاد

نبوت

امامت

عدل

۵) تحلیل مباحث شریعت‌شناختی (احکام)،

۶) تحلیل مباحث سیاسی،

۷) تحلیل مباحث تاریخی،

۸) ….

 

ج) مقایسه‌ی خطبه با خُطَب حضرت امیر(ع):

۱)‌ از نظر ادبیات و زبان،

۲) از نظر محتوا،

۳) از نظر رویکرد معرفتی،