منطق فهم دین: دیباچه‌واره‌ای بر منطق اکتشاف گزاره‌ها و آموزه‌های دینی

منطق فهم دین: دیباچه‌واره‌ای بر منطق اکتشاف گزاره‌ها و آموزه‌های دینی

 

مشخصات نشر: تهران: سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۹

 

«منطق اکتشاف گزاره‌ها و آموزه‌های دینی»، نخستین طرح از زمره‌ی تحقیقات کلیدی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی است. این پژوهش از ۱۳۷۹ توسط آیت‌الله علی‌اکبر رشاد، آغاز شده و تاکنون ادامه یافته است. این تحقیق درصدد است، دستگاه یا دانشواره‌ی روشگانی کامل و کارآمد، جامع و روزآمدی را برای فهم دین ارائه نماید. اجمال فعالیت‌های علمی در زمینه‌ی تحقیق و نتایج حاصل از تلاش‌ها محقق طی ده سال گذشته، در مقدمه‌ی ایشان بر اثر حاضر منعکس شده است.
منطق اکتشاف گزاره‌ها و آموزه‌های دینی که اکنون به‌صورت دانشی نو با عنوان «منطق فهم دین» سامان یافته است، حاصل افزون بر پنج هزار ساعت تأمل، تحقیق و تدریس محقق است. نتایج این طرح علمی، علاوه بر آنکه در برخی نشست‌های داخلی مورد بحث و نقد قرار گرفته، گاه در کنفرانس‌های علمی برون‌مرزی نیز ارائه شده، و بخش‌هایی از آن نیز در مراکز دانشگاهی و حوزوی، مورد تدریس قرار گرفته یا در قالب رساله‌های ارشد و دکترا و سطح چهار، تحت هدایت ایشان تفصیل یافته است.

این کتاب در هفت بخش به شرح زیر سامان یافته است:

بخش یکم: چهار دانش جدید: ضرورت، تعریف و ترابط آنها
درآمد: بایستگی نوآوری در دین‌پژوهی
فصل یکم) فلسفه‌ی دین
فصل دوم) منطق فهم دین
فصل سوم) فلسفه‌ی منطق فهم دین
فصل چهارم) فلسفه‌ی معرفت دینی
فصل پنجم) تمایز‌های منطق فهم دین و فلسفه‌ی معرفت دینی

بخش دوم: نظریه‌ی ابتناء (برساختگی تکون و تطور معرفت دینی بر تأثیر ـ تعاملِ متناوب ـ متداومِ مبادی خمسه)
درآمد
فصل یکم) اصل نخست
فصل دوم) اصل دوم نظریه
فصل سوم) اصل سوم نظریه
فصل چهارم) اصل چهارم نظریه

بخش سوم: اجتهادگرایی و قرائت‌پذیرانگاری
درآمد
فصل یکم) مفهوم‌شناسی
فصل دوم) مقارنه‌ی بین دو نظریه
فصل سوم) نقد اجمالی نظریه‌ی قرائت‌پذیری دین

بخش چهارم: فطرت، به‌مثابه‌ی دالّ دینی
درآمد
فصل یکم) تعریف فطرت
فصل دوم) تفاوت و تمایز عقل و فطرت
فصل سوم) دلایل فطرت‌مندی آدمی و فطرت‌نمونی دین
فصل چهارم) گستره‌ی کارکرد فطرت
فصل پنجم) ساختار تفصیلی تحقیق «فطرت، به‌مثابه‌ی دال دینی»

بخش پنجم: گستره‌ی کارکرد و کاربرد عقل در تفهّم و تحقق دین
درآمد: مراد از کارکرد عقل
فصل اول) کارکردهای عام عقل، در کشف و کاربرد دین
فصل دوم) کارکردهای خاص عقل در تحقیق و تحقق هریک از حوزه‌های دین
فصل سوم) ساختار فصول تحقیق تفصیلی کارکرد و کاربردهای عقل در باب دین

بخش ششم: نهادهای راهنمای فهم قرآن‌
درآمد
فصل یکم) تعریف نهادهای راهنمای فهم
فصل دوم) نهاد یکم، وحیانیت قرآن
فصل سوم) نهاد دوم ـ هدایت‌مآلی قرآن
فصل چهارم) نهاد سوم، هویت عقلایی ساخت عمومی زبان قرآن
فصل پنجم) نهاد چهارم ـ فطرت‌نمونی آموزه‌های قرآنی
فصل ششم) نهاد پنجم ـ حکیمانگی و معقولیت قرآن

بخش هفتم: سنّت‌پژوهی
درآمد: کلیات
فصل یکم) تعریف سنّت
فصل دوم) سنّت فعلی
فصل سوم) روش‌شناسی احراز سنّت
فصل چهارم) روش‌شناسی ابراز معنای سنّت
فصل پنجم) ساختار تفصیلی سنّت‌شناسی

حاج آقا مصطفی(ره) بازوی امام در صحنه‌های خطر بود

حاج آقا مصطفی(ره) بازوی امام در صحنه‌های خطر بود

به گزارش اداره روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، به مناسبت چهلمین سالگرد شهادت خلف صالح بنیانگذارکبیر انقلاب اسلامی امام خمینی(ره)، آیت‌الله شهید مصطفی خمینی(ره) کنگره پاسداشت منزلت علمی و خدمات انقلابی ایشان توسط پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، با همکاری نهادهای حوزوی، دانشگاهی و فرهنگی کشور طی دو نشست، در تهران و شهر مقدس قم برگزار شد.

اختتامیه این کنگره روز چهارشنبه مورخ ۳ آبان‌ماه جاری در مدرسه دارالشفا شهر مقدس قم با سخنرانی آیت‌الله علی‌اکبر رشادموسس و رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و رییس شورای سیاستگذاری کنگره ملی پاسداشت منزلت علمی و خدمات انقلابی آیت‌الله شهید مصطفی خمینی(ره)برگزار شد.

در ادامه متن کامل سخنان ایشان از منظرتان خواهد گذشت.

 

شأن علمی شهید آیت‌الله حاج آقا مصطفی خمینی(ره)

تسلیت عرض می‌کنم شهادت دردانه سیدالشهداء، حضرت رقیه سلام‌الله علیها، را و نیز پیشاپیش تسلیت عرض می‌کنم شهادت حضرت امام حسن مجتبی علیه‌السلام، سبط اکبر را. خیرمقدم عرض می‌کنم به محضر میهمانان ارجمند، اساتید محترم، طلاب عزیز و شخصیت‌ها و مسئولین نهادها که در این محفل نورانی به قصد تکمیل مقام و منزلت علمی و خدمات الهی علامه شهید آیت‌الله حاج آقا مصطفی خمینی حضور یافته‌اید. از همه کسانی که در تدارک این مفحل و انجمن ارجمند صاحب نقش بودند نیز تشکر می‌کنم.

مرحوم حاج آقا مصطفی خمینی، همان‌طور که در کلمات رهبر فرهیخته و فرهمند انقلاب شنیدیم شخصیتی جامع‌الاطراف بود. لکن شخصیت ایشان در نزد ما و به‌خصوص نسل جدید، ناشناخته مانده است. سهم عظیم او در انقلاب، نزد نسل اول و دوم انقلابیون شناخته‌شده است، اما نسل جدید، متأسفانه شخصیت او را نمی‌شناسند.

دوستان در شناسایی آثاری که از ایشان و یا درباره ایشان منتشر شده، سعی وافری داشته‌اند، اما دریغ از اینکه حتی یک رساله علمی در تبیین افکار آن بزرگوار در دانشگاه یا حوزه نوشته شده باشد. تنها یک رساله دکتری در مورد ایشان موجود است که متعلق به سرکار خانم دکتر زهرا مصطفوی، همشیره ایشان و صبیه بزرگوار حضرت امام است و به نوآوری‌های فلسفی ایشان پرداخته است. به‌جز این یک رساله، رساله دیگری پیدا کنیم و این مساله مشخص می‌کند که توجه لازم و کافی به ایشان نشده است.

در روزگاری که برای لاطائلات و ترهاتی که بعضی از فیلسوف‌نماها ـ به تعبیر آیت‌الله مکارم که کتابی هم با همین نام دارند ـ این‌همه رساله نوشته می‌شود، از پایان‌نامه‌های ارشد تا رساله‌های دکتری در رشته‌‌های مختلف دانشگاهی. آمار سالانه رساله‌های ایران خیلی بالاست. اخیراً در جایی مطرح می‌شد که در سال افزون بر نهصدهزار عنوان رساله دکتری و پایان‌نامه ارشد نوشته می‌شود. از این آمار میلیونی دریغ که یک رساله را به تبیین آرای مرحوم حاج آقا مصطفی خمینی اختصاص داده باشیم. در حالی‌که ایشان هم مرد جامعی به لحاظ علمی بود، هم مرد برجسته‌ای به لحاظ عملی و هم به حیث انقلابی‌گری و نقش فوق‌العاده‌ای که در انقلاب داشت، بازوی امام در همه صحنه‌های خطر محسوب می‌شد و همواره در کنار ایشان ایستاد. در زمان‌هایی که امام در صحنه نبودند و در بازداشت به‌سر می‌بردند، حاج آقا مصطفی خلأ ایشان را پر می‌کرد، چنان‌که رهبر معظم انقلاب نیز در پیامشان اشاره فرمودند. زمانی‌که امام در زندان بودند ایشان بود که مبارزات را راهبری و جمعیت را هدایت می‌کرد.

نقش ایشان حتی در انقلاب نیز شناخته‌شده نیست. تحقیق کافی و وافی که در خور شأن ایشان باشد و فراخور سهم بزرگی که ایشان در انقلاب دارد، صورت نبسته. حاج آقا مصطفی به لحاظ معنوی نیز جایگاه خاصی دارند. ایشان اهل ذکر بودند، حالاتی داشتند، ساعاتی داشتند، در معرض نفحاتی بودند، شبیه به خود حضرت امام. تعبیر زیبایی بود که حضرت آقا فرمودند: ایشان نسخه دوم امام بود. فلزش از جنس فلز امام بود.

امام شعاری و عاطفی سخن نمی‌گفتند. اگر امام اسیر عاطفه بود با مرگ فرزند ارشد و برومندش، آن‌سان که برخورد کرد، برخورد نمی‌کرد. وقتی به ایشان اطلاع می‌دهند که حاج آقا مصطفی فوت کرده‌اند، درس را ترک نمی‌کنند، درس را می‌دهند، بعد سر جنازه می‌آیند. یکی از دوستان می‌گفتند وقتی ایشان وارد اتاقی شدند که جنازه در آن قرار داشت، صبیه مرحوم حاج آقا مصطفی و نوه امام که پدر از دست داده بود امام را صدا کرد و خواست اظهار کند که پدرم را از دست دادم، یک لحظه چهره امام متغیر شد و نزدیک بود حالت عاطفی پیدا کند، ولی سریع عادی شد. امام عاطفی حرف نزد اگر فرمود مصطفی امید آینده اسلام بود.

در حدی که ما به یاد داریم، امام در سه صحنه، یک جمله ماورایی را به زبان آوردند که در آغاز ادای این عبارت در هر سه صحنه شگفت‌آور می‌نمود و احیاناً بعضی از این صحنه‌ها با دیگری نیز قابل مقایسه نبودند. زمانی‌که حاج آقا مصطفی رحلت کردند، حضرت امام فرمودند: این از الطاف خفیه الهیه است. وقتی در آن زمان این جمله را شنیدیم تعجب کردیم. چطور می‌شود در این شرایط غربت، پسر انسان از دست برود و یاور فکری و عاطفی خود را از دست بدهد، بعد بفرماید از الطاف خفیه الهیه است. در آن زمان هم که هنوز نشانه‌هایی از خیزش مردمی و تلاطمی در جامعه به چشم نمی‌خورد. این نبود که بگوییم ما هم کمی حدس زدیم و فهمیدیم چرا امام می‌فرمایند از الطاف خفیه الهیه است. ما از این فرمایش امام خیلی تعجب کردیم

حضرت امام این جمله را بار دیگر در زمانی‌که موضوع قطع رابطه با امریکا پیش آمد، فرمود. آن زمان هم شاید این فرمایش امام را به‌خوبی درک نکردیم، اما به هر حال، انقلاب پیروز شده بود، نظام اسلامی شده بود، در مصاف بودیم و یک مقدار قابل درک بود.

بار سوم نیز زمانی‌که رژیم بعثی به ایران حمله کرد، حضرت امام این عبارت را به کار بردند. من دقیقاً به خاطر دارم، بعد از پیروزی انقلاب دوباره آمدیم قم و مشغول درس و بحث شدیم. دقیقاً آن لحظه و صحنه را به یاد دارم که در صفائیه بودیم، رادیو را روشن کردیم و بعد از گزارش حمله وسیع هوایی صدام به ایران، امام فرمودند یک دزدی آمده است و سنگی انداخته است و رفته است و جوان‌ها مشغول جوابگویی هستند و مضمون عبارت ایشان هم این بود که این اتفاق از الطاف خفیه الهیه است. البته بعدها مشخص شد که این عبارت امام چقدر ماورایی بود و آن بزرگوار تا کجا را می‌دید.

این مرد چگونه پیش‌بینی کرد که موضوع رحلت حاج آقا مصطفی به پیروزی انقلاب منجر خواهد شد؟ در آن شرایط کسی تصور هم نمی‌کرد. من به یاد دارم که بعد از شهادت ایشان بنده سخنران اولین مجلسی بودم که در تهران برگزار شد. در کوچه مسجد سنگی تهران، اول‌باری بود که مجلسی برگزار می‌شد و آشکارا از امام سخن به میان می‌آمد. گاهی گفته شده که در جای دیگری و فرد دیگری تعبیری از حضرت امام کرده، ولی این‌گونه نیست و جلسه ما جلوتر بود.

آن حادثه پیش آمد و چند روز بعد که عید قربان هم بود مجلس معظمی در سه راه کاروانسرا سنگی و در باغ مرحوم حاج آقا یمانیان برگزار شد. آن مجلس به بهانه عید قربان بود، ولی به مرحوم حاج آقا مصطفی اختصاص داده شد. در آن ایام مبارزات کمابیش شروع شده بود و این بحث‌ها مطرح بود. مأموران باغ را محاصره کردند و زودوخورد شد. حدود هشتصد نفر از نیروهای گارد ریخته بودند و درگیری شد و ما هم کتک خیلی مفصلی خوردیم. بعد از آن به اصفهان رفتیم. چند شبی آنجا بودیم. شب اول دیروقت رسیدم و جایی را پیدا نکردم. به خیابان مسجد سید رفتم و در ساختمان نیمه‌تمامی تا اذان صبح پناه گرفتم. بعد هم برای نماز به مسجد سید رفتم. به مرحوم سید شفتی گفتم خسته هستم. ایشان گفت رادیو بی‌بی‌سی اتفاقات کاروانسرا سنگی را گزارش کرده. بعد از آن به منزل مرحوم آقای خادمی رفتم. بعد از چند روز هم به قم برگشتم و در منزل یکی از دوستان در صفاشهر مستقر شدم. اما پس از چند روز باخبر شدم که آقایان خلخالی، ربانی و ناطق نوری در مسجد اعظم مراسم عظیمی برگزار کرده‌اند و جو کلاً شکسته شده است. غرض اینکه در چنین فضایی قرار داشتیم. در آن زمان نمی‌شد پیش‌بینی کرد که بعد از رحلت ایشان چه اتفاقی رخ خواهد داد و منتهی به پیروزی انقلاب خواهد شد.

در مورد موضوع قطع رابطه و حصر اقتصادی نیز در آن زمان فکر نمی‌کردیم چنین حرکتی منشأ استقلال ما خواهد شد. فکر نمی‌کردیم که جنگ ابهتی از ما پدید خواهد آورد که ترامپ اعتدال روانی خود را از ترس موشک‌های ما از دست داده بدهد و این حرف‌ها را بزند. به هر حال امام مردی ماورایی بود و مرحوم حاج آقا مصطفی هم شِمایی از این ماورائیت را داشتند.

از شخصیت علمی ایشان نیز همگی اطلاع دارید. تقریرات اصول حاج آقا مصطفی به نظر بنده حقیر، جزء آثار اصولی ماندگار روزگار است. مجموعه‌ای در هفت جلد و یک دوره نسبتاً کامل از اصول. البته مهم این است که آیا مقرر آرای دیگران باشیم یا خود مؤسس باشیم. مرحوم حاج آقا مصطفی مؤسس بودند، در رتبه‌ای نازل‌تر از حضرت امام. حضرت آقا فرمودند: امام (ره) مبنابرانداز و مبناساز بودند، مرحوم حاج آقا مصطفی نیز کم‌وبیش همین‌گونه بودند. ایشان در اصول تقریباً در تمامی مسائل نقد و نِقاشی وارد کرده بودند، مخصوصاً خیلی هم اهتمام داشته‌اند که نظرات حضرت امام را نقد کنند و هر جا از والد محققشان تکریمی می‌کنند. قطعاً از اولین کسانی‌که به تفصیل و محققانه نظریه خطابات قانونیه حضرت امام و به تعبیر دقیق‌تر نظریه عدم انحلال خطابات را نقد کردند ایشان هستند. حدود نود صفحه در جلد سوم تقریرات به این نظریه پرداخته‌اند و یک‌یک هفت مقدمه‌ای را که حضرت امام بر این نظریه فوق‌العاده عظیم طرح کرده‌اند، یا ثبوتاً و یا اثباتاً زیر سؤال برده‌اند. یا استدلال کرده‌اند که این مطلب پذیرفتنی نیست و اشکالات آن را هم طرح کرده‌اند، و یا، در مقام اثبات، فرموده‌اند اگر این مبنا و مقدمه درست است، در تأمین نظریه ایشان کاربردی ندارد.

امام در این نظریه می‌خواهند بگویند ترتب معنا ندارد، اهم و مهم تفاوت نمی‌کنند و چه مهم و چه اهم، بالفعل هستند، و اگر متعلق فرد هم باشد، می‌توانیم دو امر داشته باشیم در عرض یکدیگر. از همین مقدمه اول حاج آقا مصطفی شروع می‌کنند و تا مقدمه هفتم همه را ثبوتاً و اثباتاً زیر سؤال می‌برند. البته سپس، در ذیل مقدمه چهارم، نُه اشکال را بر نظریه انحلال مطرح می‌کنند. در آخر نیز دوباره برمی‌گردند و نظریه را تحکیم می‌کنند و تعبیر بلندی راجع به این نظریه دارند و می‌فرمایند: آنچه به ذهن حضرت امام خطور کرده الهام الهی است. این کلام بسیار عمیق و بلند است، چون منشأ آثاری در اصول و فقه می‌شود و در مجموع تصور حقیر این است که نظریه خطابات قانونیه حضرت امام در واقع گرانیگاهی است برای طراحی دیگرباره اصول، یعنی با این نگاه می‌توان اصول را بازسازی کرد، هرچند بعضی مقدمات آن محل بحث باشد. حقیر طلبه نیز در دور دوم خارج اصول، ۴۲ جلسه راجع به این مبحث عرایضی را مطرح کرده‌ام و مکتوب هم هست. ممکن است ما به عنوان طلبه حرف بزنیم، ولیکن معنا استوار است و مبنا بسیار مهم است. قطعاً کسی قبل از ایشان به وسعت و عمق به این نظریه توجه نکرده است. حاج آقا مصطفی در تمام مسائل اصول همین رویّه را داشتند. در تفسیر نیز همین شیوه را داشتند، در حکمت نیز همین‌طور. ایشان کتابی داشته‌اند که با تأسف زیاد، از بین رفته و در جای‌جای تقریر به آن اثر ارجاع می‌دهند، با نام: «القواعد الحکمیه» که یک دوره فلسفه است. احتمالاً خود اثر در هجوم ساواک از دست رفته، ولی آنچه ایشان نقل کرده‌اند، این کتاب مجموعه‌ای از نقدها بر اعاظم حکمت و خاصه صدرالمتألهین (ره) بوده است. همین مواردی که خود ایشان نقل کرده است، حدود پنجاه نقد اساسی بر نظرات اعاظم حکماست و علی‌القاعده بسیاری نقدهای دیگر نیز در این کتاب بوده که بازگو نکرده‌اند. ایشان در حکمت ید طولایی داشتند و واقعاً یک حکیم بودند. نوشتنِ یک دوره حکمت، آن هم حکمت نقادانه و پنجه درانداختن با امثال صدرالمتألهین، کار هر کسی نیست. در حوزه اندیشه سیاسی نیز به همین ترتیب، در حوزه مسائل اجتماعی همین‌طور. رساله ولایت فقیه ایشان را دوستان به فارسی ترجمه کرده‌اند و در دسترس قرار خواهد گرفت، به رغم حجم کم، متن بسیار مستحکمی است و بسیار متقن و دقیق است. در حوزه مسائل تاریخی نیز رساله‌ای در تاریخ ائمه علیهم‌السلام دارند که منتشر نشده. ایشان زاویه دید تاریخیِ بسیار دقیقی داشته‌اند، یعنی علاوه بر جهات عملی و عرفانی و روحانی، یک فرد جامع‌الاطراف، به لحاظ معرفتی هم بوده‌اند.

در هر صورت اگر در مورد مرحوم آیت‌الله حاج آقا مصطفی خمینی هر تعبیری به‌کار بریم رساتر از تعبیر امام نیست که فرمودند: «مصطفی امید آینده اسلام بود»، و سرّ آن نیز هم دو جهتی بود که رهبر معظم انقلاب اشاره فرمودند، یعنی جامعیت علمی ایشان که می‌توانستند در آتیه مرجع باشند و نیز شهامت ایشان. این جهات را مرحوم حاج آقا مصطفی داشتند. مردی بزرگ بودند که در آن زمان از دست دادیم، ولی خداوند متعال برابر با اخلاص افراد در وجود و حیات آنها و در ممات آنها اثر و نقش قرار می‌دهد. ایشان بسا اگر در اوج مبارزات و پس پیروزی حضور داشتند، بازوی نیرومندی برای حضرت امام و پشتوانه بزرگی برای انقلاب می‌بودند، اما خداوند متعال با شهادت ایشان این انقلاب را به اوج رساند و این اقیانوس عظیم مردمی را به تلاطم درآورد و بنیان رژیمی با ادعای ۲۵۰۰ سال سابقه را برکند. به هر حال اگر کسانی از این مراتب برخوردار باشند در چنین زمان‌هایی خودشان را نشان می‌دهند، ولو از دست بروند، با از دست‌دادن، به دست می‌آیند و شأنشان شناخته می‌شود و نقششان برجسته می‌شود.

سوابق تحصیلی و علمی

دانش‌آموخته‌ی حوزه‌های علمیه‌ی تهران و قم هستم؛ دوره‌ی مقدمات را طی سال‌های هزاروسیصدوچهل‌وشش خورشیدی تا سال چهل‌ونه خورشیدی، نزد حجج‌ اسلام کمالی، محمدزاده‌ی مزینانی، علی افخمی (افخم‌رضایی)، آیت‌الله مجتهد زنجانی نجفی، آیت‌ا‌لله عبدالصمد خویی در تهران فراگرفتم.

 

سپس برای ادامه‌ی تحصیل در تابستان سال یکهزاروسیصدوچهل‌ونه، به شهر جهاد و اجتهاد، قم مهاجرت کردم و در مدرسه‌ی علمیه‌ی آیت‌الله العظمی گلپایگانی(ره) ـ که نخستین مرکز آموزشی تحت برنامه و جدید حوزه‌ی قم قلمداد می‌شد ـ پذیرفته و مشغول به تحصیل شدم.

 

پایه‌های سطح دو را نزد حضرات اساتید‌ باکویی، حاج‌ حسن‌ آقا تهرانی، مختار امینیان گیلانی، طالقانی، اشتهاردی،محمودی اشتهاردی، و صلواتی اراکی در این مدرسه سپری‌ کردم.

همچنین در همین دوره در دروس تفسیر و عقائد اسلامی آیت‌الله شب‌زنده‌دار شیرازی، و دروس ادیان و فرق (یهودیت و مسیحیت، وهابیت و بهائیت) حجت‌الاسلام عبدالقائم شوشتری شرکت جستم.

 

سطوح عالی حوزه را نزد حضرات آیات حاج شیخ علی‌پناه اشتهاردی، محسن حرم‌پناهی قمی(ره)، مرتضی مقتدایی اصفهانی، مصطفی اعتمادی خواجوی تبریزی، سیدابوالفضل موسوی تبریزی (ریحانی)(ره) مرتضی بنی‌فضل،آقا‌رسول موسوی تهرانی، ستوده‌ی اراکی، قافی یزدی، سیدعلی محقق داماد و جعفر سبحانی تبریزی طی کردم.

 

پس از اتمام سطوح سه‌گانه‌ی حوزه، مجموعاً افزون بر بیست سال در دروس خارج فقه و اصول حضرات آیات عظام وحید خراسانی، علی مشکینی، حسینعلی منتظری (در قم) و سید علی خامنه‌ای و مجتبی تهرانی (در تهران) شرکت جستم.

 

مقارن فراگیری فقه و اصول، سطوح مختلف فلسفه را نیز نزد اساتید و آیات دکتر احمد بهشتی، شهید مرتضی مطهری،محمد محمدی گیلانی، فراگرفتم.

زیست نامه


بخش نخست


در هنگامه‌ی تقارن بهار طبیعت (۲۳ فروردین) با بهار شریعت (پنجم رمضان) به سال ۱۳۳۵ ش / ۱۳۷۵ق، زاده شده‌ام؛ نخستین فرزند خانواده‌ام؛ حضرت والد ـ حفظه الله ـ زاده‌ی سال یکهزاروسیصدوپنج خورشیدی است، به جهت تلاقی مولدش با محرم الحرام ، مادرش ـ که شیفته ذکر حضرت سیدالشهداء(ع) بود ـ نام محرم را برای او می‌گزیند. در نشیب شباب، پدر ناگهان عزم تحصیل در حوزه می‌کند، و بدینسان آن نیت امّی بدین مشیت الوهی تقریر می‌گردد.

 

والد معظّم، شیدای اهل بیت وحی(ع) است، از ذکر آن حضرات جانش به وجد می‌آید و از ترویج تعالیمشان لذت می‌برد؛ نیم قرن است که نستوه و ناآرام، در یکی از محله‌های جنوبی تهران، به امامت و تربیت نفوس مشغول است؛ بیش از هر کتاب و مکتبی به مطالعه احادیث نبوی و ولوی علاقه و اهتمام دارد . در شبانه روز چند نوبت به تلاوت کلام الهی می‌پردازد . دهه‌هاست که هرگز تهجّد سحرگاهی‌اش ـ که عاشقانه بدان قیام می‌کند ـ ترک نشده است؛ شب‌های رمضانش روز جهان افروز است ، و شام تا بام آن را به تلاوت و تهجد سپری می‌سازد؛ در صراحت لهجه و غیرت دینی زبانزد است «وَلایَخافُ لَومهَ لاِئم»، الحق از دنیا رویگردان است و به زخارف آن بی اعتنا؛ خدایش نگاه دارد و سایه گرانمایه‌اش بر سر این کم‌ترین پیوسته دارد.


<!>

اما والده ـ روحی فداها ـ : تندیس محبت است، گویی نسب به مجنون برده است !، دلش در حصار مثلث«عشق به آل الله» و «حبّ اولاد» و «عِرق انقلاب» اسیر افتاده است؛ عمری است که تار دلش به ساز ذکر عترت مترنم است، گهر عمر نثار جناب والد کرده و جان شیرین فدای فرزندان؛ در هفتاد سالگی ـ و به رغم آن‌که از پاره‌ای بیماریهای دوران کهولت رنج می‌برد ـ هنوز عضو بسیج است و بدین نسبت و سمت مباهات می‌کند، در حضورش کس را یارای کم‌ترین تعرض و تعریض به انقلاب و آرمانهای آن، به حضرت امام(س) و شهدا، به رهبری و پیشگامان نهضت نیست. تلاوت روزانه‌اش ترک نمی‌شود، زمزمه زیارت عاشورا، در سینه سینایی‌اش کربلا به پا می‌کند. به قول خود او: پس از شهادت فرزندش، با صدیقه طاهره(س) احساس قرابت افزون‌تری می‌کند، و از این که سرو سرفرازش «یا حسین» گویان عروج کرده است، در محضر سالار شهیدان(ع)، خویش را سربلند می‌یابد.

حاصل ازدواج والدین که به سال ۱۳۳۱ ش اتفاق افتاده ، چهار پسر و چهار دختر بوده است؛ اما دو تن از پسران و یکی از دختران، در سنین خردسالی فوت شده‌اند ، سردار شهید حاج صفدر(ره۹ نیز روز نوزدهم دی ماه هشتادوچهار به درجه رفیع شهادت نائل آمد ـ طُوبی لَهُ وَحُسنُ مآب

سایه سار ساحت نورانی پدر و مهد مبارک دامان مادر، از دختران، بانوانی مؤمن و متعهد، متین و معتدل پرورده است؛ و در خورد نیت پاک و تربیت چالاک، حضرت حنّان دو عروس مؤمن و متعهد و سه داماد صالح و صادق، نصیب والدین فرموده است.

و اما برادر: درباره او گفتنی بسیار دارم و جداگانه به تفصیل خواهم نگاشت، اینک مختصری از مفصل را بازمی‌گویم:

سردار شهید حاج صفدر رشاد (رشادی)، در روز پنجم اردی‌بهشت ماه یکهزاروسیصدوچهل خورشیدی، دیده دیده‌ور به بسیط جهان گشود؛ چون روزگار کودکی سردار شهید ، مقاون بود با دوران طلبگی پدر و آغاز مبارزات حضرت امام خمینی(س)، جان چالاک و روح بلند او، از آغاز با زهد و ساده‌زیستی انس گرفت و با معرفت و دیانت بالید، و با مرام مبارزه با ستمکیشان و حمایت از ستمکشان بار آمد و برومند گشت.

سردار شهید، پیش از دبستان قرائت قرآن را نزد پدر فراگرفت، مهر ماه یکهزاروسیصدوچهل‌وشش وارد دبستان یغما جندقی (تهران، خیابان قلعه مرغی) شد؛ در سال یکهزاروسیصدوپنجاه‌وپنج، تهران را به شوق فراگیری علوم دینی ترک کرد و وارد حوزه علمیه قم شد و در مدرسه ستّیّه ـ که نمازگاه حضرت معصومه(س) طی مدت کوتاه اقامت آن بانوی بزرگوار در قم بود ـ سکونت گزید و مشغول تحصیل گردید.

اهانت به ساحت حضرت امام(س) در نوزدهم دی ماه پنجاه‌وشش، خشم اقشار ملت به ویژه مدرسان و طلاب حوزه را برانگیخت، و صفدر جوان را نیز همچون هزاران طلبه دیگر، به عرصه مبارزه با رژیم ستمشاهی کشاند.

در انتقال پیام‌های حضرت امام(س) و دیگر بیانیه‌ها و جزوات انقلابی، از تهران به قم و بالعکس، فعالیت‌های فرهنگی هنری برای روشنگری و بسیج جوانان و نوجوانان محلات جنوب غرب تهران، حضور فعال داشت. وی همواره با تهّور تمام در تظاهرات و جنگ و گریز با مأموران رژیم شاه شرکت می‌جست و سرانجام در سال پنجاه‌وهفت در درگیریهای خیابانی مورد اصابت گلوله دژخیمان قرار گرفت و مجروح شد. روز بیست‌ویکم بهمن ماه پنجاه‌وهفت، به همراه حقیر و عده‌ای دیگر از جوانان، در تصرف پادگان قلعه مرغی، مشارکت موثر داشت.

بنا به توصیه این‌جانب، به اقتضای ضرورت حفاظت از دست‌آوردهای انقلاب ، با شکل‌گیری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در تاریخ ۲۷/۲/۵۸ وارد سپاه شد. او از این توصیه، همواره به عنوان راهنمایی خوب و سرنوشت‌ساز یاد می‌کرد. با آغاز شرارت جریانهای ضدانقلاب، سپس با شروع جنگ تحمیلی، آن شهید بزرگوار نیز همچون دیگر جوانان انقلابی، به جبهه‌های نبرد شتافت.

سردار شهید، مبارزی متهور و مؤمن، مدیری مبتکر و مقتدر، و منتقدی صریح الّهجه و منصف بود. او از بنیانگذاران یگان موشکی سپاه بود که در سال‌های مظلومیت شهرها و غربت جبهه‌ها، سرنوشت جنگ را به نفع نیروهای ما تغییر داد، و اکنون که صنایع موشکی جمهوری اسلامی ایران به نقطه قوت کشور، در قبال تهدیدات آمریکا و به عامل وحشتِ اسرائیل در منطقه بدل شده است، ثمره شیرین این تدبیر مبارک است.

او همواره می‌گفت: شرم دارم بگویم سال‌های ممتد و متمادی در جبهه حضور داشته‌ام، اما زنده مانده‌ام؛ زیرا که شاید این، نشان عدم شایستگی من برای شهادت باشد !!. و سرانجام، در پی افزون بر ربع قرن جهاد و ایثار، سر پرشور بر سر پیمان نهاد و همراه با همبالان طوبانشینش، سرلشکر شهید حاج احمد کاظمی و دیگر فرماندهان نیروی زمینی سپاه، در حین مأموریت در منطقه عملیاتی شمال غرب کشور، ساعت نه و سی و پنج دقیقه صبح ۱۹/۱۰/۱۳۸۴ شمسی، برابر با عرفه ۱۴۲۶ قمری، به آسمان پیوست.

* * *

روز نوزدهم آبان ماه سال یکهزاروسیصدوپنجاه‌وهشت ازدواج کردم. ازدواج من بسیار ساده و صمیمی سرگرفت. مهر این پیوند پایدار مهربانی بود، و صداق صداقت این پیمان پاک مشتی غزل ناسفته و بی تکلیف سروده؛ در طول قریب به سه دهه نیز نسیم تبسم‌های صبح فام، گیرانه این شمعدان بوده است و کلام الله مجید آیین‌نامه این آیینه خانه.

همسرم نسبت و نسب به خاندانی دیندار و محترم می‌برد، خانواده پدرش ار موقعیت اجتماعی متوسطی برخوردارند، از ناحیه خانواده مادری به بیت سیادت و روحانیت متصل است؛ سی سال است که به کار تعلیم و تربیت مشغول است و به حکم شوق و شیفتگی به خدمت به دانش آموزان محروم و مستمند ـ به رغم مرارت‌ها و مشقت های بسیاری که متحمل می‌گردد ـ افزون بر دو دهه است که پیوسته عهده دار مدیریت واحدهای آموزشی در جنوبی ترین نقاط تهران بوده است.

او دل در گرو ارادت به آستان قدسی حضرت ثامن الحجج(ع) دارد؛ و مدت مدیدی است که هیچ صبحگاهی را بی زمزمه بیعت با حجت حاضر حق(عج) درک نکرده است. الحق اگر همدلی‌ها و همراهی‌های او نبود این بضاعت ناچیز علمی که مرا فراچنگ آمده و توفیق کم‌ترین خدمتی که برای این بی چیز فراهم گشته، حاصل نمی‌افتاد. جَزاها الله عَنْ الاسلام خَیْرَالجزاء.

حصیله و حصیده این پیوند خجسته پی، چهار تِژ تناور است : دو پسر، به نام‌های حامد و محمدهادی، و دو دختر با نام‌های هدی و بشری، و هر چهار، خلائق خصالند و ملائک مرام، وَهذا مِنْ فَضلِ رَبّی.

حامد، زاده سی‌ویکم اردی‌بهشت ماه یکهزاروسیصدوشصت شمسی است، عمران خوانده سپس با چرخش ذوقی به ادبیات روی آورده است، و اکنون ضمن تحصیل، در پژوهشگاه تواماً مدیریت مرکز دانشنامه‌ها و دبیری گروه ادبیات اندیشه را به عهده دارد؛ سرشار از ذوق و ذکاوت، و مُبادی آداب و مبدأ تدبیر است، خوش می‌نگارد و شیرین می‌سراید، اگر قدر و قرب خویش پاس دارد و بیش از این به خودکشی استعدادی پای نفشارد، می توان به آینده درخشان ادبی‌اش امید بست.

سال ۱۳۸۳ همسر اختیار کرد، از قضا همسرش نیز ادبیات خوانده است و عزم بر ادامه تحصیل و اقامه تحقیق و تدریس در همین رشته، جزم کرده است ـ ان شاء الله ـ خداوند عروسی مهربان و مؤدب، مجد و مؤمن نصیبم کرده است؛ فَلَه الشکرُ علی مااَنْعَم.

هدی خانم متولد یکم بهمن ماه یکهزاروسیصدوشصت‌ویک است، دوران دانش آموزی‌اش را در مدارس علوی و روشنگر سپری کرده، سپس در دانشگاه امام صادق(ع) فلسفه و کلام اسلامی خوانده است. هوش سرشار، تیزفهمی، التزام به موازین، اعتماد به نفس، متانت، صبوری، از جمله خصائل و خصائص اوست؛ پایان نامه کارشناسی‌اش را با عنوان «کارکردهای عقل در فهم دین (عقاید)» سامان داد، مصمم به استمرار تحصیل و تحقیق در فلسفه است ـ وفّقها الله لمرضاته و هداها الی السّداد و الرّشاد.

همسرش مهندسی کامپیوتر خوانده، اکنون نیز به تحصیل در رشته مکاترونیک اشتغال دارد، و اگر خدایش توفیق فرماید علاقه‌مند است به فراخور تحصیلات و تجاربش به کار علمی بپردازد؛ شکرلله جوانی است بس متدین و متعهد، سخت‌کیش و سخت‌کوش، و عنصری است ذکیّ و زکی، و خودباور و خودگردان.

بُشری خانم، فرزند سوم خانواده من است، در روز نهم فروردین ماه یکهزاروسیصدوشصت‌وشش (۲۸ رجب) دیده به دیدارش روشن کرده‌ایم. در دبستان دخترانه علوی، سپس در راهنمایی و دبیرستان روشنگر، دوران دانش آموزیش را به پایان برده، هرچند دانشجوی شیمی است اما سرشار از ذوق ادبی است، هم با شعر سهراب سپهری ممارست دارد هم با دیوان حافظ مؤانست. تیزیابی و خودباوری، سرخوشی و سرزندگی، پشتکار و پیوسته پویی، پایبندی به شوؤن شریعت و جوشش و کوشش دینی و انقلابی، از مؤلفه‌های شخصیتی او را بشمار می‌روند. به فضل الهی او نیز همچون دیگر فرزندانم جویای بینش است و پویای طریق دانش.

محمدهادی، حسن ختام «شعر زندگی» من است. خداوندش در روز دهم بهمن ماه یکهزاروسیصدوهفتاد به ما ارزانی کرده است؛ قبل از تولدش و در جوار مرقد منور حضرت ختمی مرتبت(ص) به تفأل، نام مرکّب و مبارک «محمد» و «هادی» را بر او نهاده‌ام. دوره دبستان را در پیام غدیر و راهنمایی تحصیلی را در نیک‌پرور سپری کرده، اکنون در دبیرستان هاتف با گرایش ریاضی، سرگرم تحصیل است. شکرا که او نیز از شمایل و خصایل برادر و دو خواهرش به کمال بهره دارد؛ بسی شوخ‌طبع است و شیرین حرکات، پاک‌سرشت است و نیکوصفات. از صمیم جان از بارگاه باری، تحقق تفّأل خود را در وجود او مسألت می‌کنم. این فصل از این مسودّه را به قطعه «حسن ختام» که در دوران و ایام نوزادیش پرداخته‌ام، ختام و فرجام می‌بخشم:

وقتی تو می‌خندی

صد چلچراغ سبز روشن می‌شود

در باغ چشمانت.

وقتی تو می‌خندی

رنگین کمانی دلکش و زیبا

در آسمان خانه‌ی من

می‌شود ظاهر.

وقتی تو می‌خندی

چراغان می‌شود دنیا،

دنیا چراغان می‌شود

وقتی «تو» می‌خندی.

تو چلچراغ من،

رنگین کمان آسمان سبز باغ من،

تو باده‌ی بزم فراغ من،

تو «هست» من هستی.

فرزند دلبندم!

می‌دانی آیا:

هستی افسانه است،

ـ وقتی نباشد عشق …؟

می‌دانی آیا:

عشق، شیرین‌ترین افسانه‌ی هستی است؟

(با این همه)

می‌دانی آیا:

زندگی زیباست،

زیبا چنان یک شعر،

یک شعر بارانی؟

دلبند من!

می‌دانی آیا:

تو

حسن ختام شعر من هستی؟

* * *

سال یکهزار‌وسیصدوچهل، پدر مرا برای قرآن‌آموزی به مکتب‌خانه سپرد، همان سال و با همان شیوه سنتی متکی به تلقین و تکرار، قرائت قرآن را فراگرفتم، و طبق معمول مکتب‌خانه‌ها، در کنار تعلیم قرآن، مقداری نصاب الصبیان نیز از برکردم و اندکی هم نوشتن آموختم؛ حاج وهب شیخ لر، میرزای مکتب‌خانه، یادش بخیر.

سال بعد برای کلاس اول به یک دبستان غیردولتی رفتم، بانی مدرسه، آیت‌الله شهید سیداسدالله مدنی بود؛ سیمای جدی و نگاه نافذ معلم کلاس اولم آقای ترابی ـ که همواره کت و شلوار سرمه‌ای و پیراهن سفید یقه بسته بر تن داشت و کلاه بِره بر سر می‌گذاشت، و مردی بلندقامت و سخت‌گیر به نظرم جلوه کرده بود، هنوز از خاطرم نرفته است.

سال هشتاد، همشاگردی دبستانی‌ام سیدصادق موسوی‌پور ـ که اخیراً دار فانی را وداع گفت، رحمه‌الله علیه ـ در مکه به سراغم آمد و اطلاع داد که آقای ترابی به حج مشرف شده و در کاروانی در مجاورت بعثه اقامت دارد؛ با اشتیاق و به استعجال، به همراه وی به دیدار «آقا معلم» شتافتیم، اما به رغم تصور دوران کودکی، با یک پیرمرد افتاده و تکیده روبرو شدم، بسیار مهربان و متواضع؛ او از دیدن من بسیار خرسند شد و من از دیدار او به وجد آمدم و بسیار لذت بردم، لحظه دلپذیری بود. پس از آن دیدار، اینک و در عرض هم، دو «آقا معلم کلاس اول» در خاطرم نقش بسته است: یکی آقای ترابی سال چهل‌ویک، دیگری پیرمرد ساده و صمیمی، ترکه و تکیده‌ای که زائر کاروان شماره . . . . موسم حج سال هشتاد بود! و این دو هیچ شباهتی با همدیگر ندارند.

سال یکهزاروسیصدوچهل‌وهفت ـ یادم نیست در چه فصل و ماهی ـ به تشویق بلکه به تصمیم پدر، در مسجد حاج مجید (خ شیروخورشید سابق تهران) نزد حجت‌الاسلام کمالی، تحصیل دروس حوزوی را آغاز کردم؛ در تهران آن روزگار تنها چند باب مدرسه، و اکثراً در جنوب شرقی آن دائر بود، از قبیل مسجد میرزاجعفر (مدرسه آقای مجتهدی) قائم چیذر (آقای هاشمی)، خان مروی، مجد، حاج ابوالفتح، شیخ عبدالحسین، حجت و . . .؛ در کنار این مدارس به ویژه در غرب تهران، مساجدی که از نعمت امامانی فاضل و صاحب ذوق درس و بحث برخوردار بودند نیز با جذب جوانان و گاه افراد میان‌سال علاقه‌مند به تحصیلات دینی و معارف اسلامی، فارغ از هرگونه نظم و نظارتی، به تدریس دروس و تربیت نفوس می‌پرداختند.

از سال یکهزاروسیصدوچهل‌وهفت تا سال پنجاه، در مسجد حاج مجید نزد حجت‌الاسلام کمالی، در مسجد اصغریه، خیابان بیست متری جوادیه نزد آیت‌الله مجتهد زنجانی نجفی، در منزل آیت‌ا‌لله عبدالصمد خویی نزد خود او، در مسجد صاحب‌الزمان اتابکی نزد شیخ حسین مداح، در مسجد صاحب‌الزمان خیابان عباسی خاکی نزد آقایان حجج‌اسلام محمدزاده مزینانی و علی افخمی (افخم رضایی)، و سرانجام در مهدیه تهران به سرپرستی مرحوم حجت‌الاسلام شیخ احمد کافی نزد آقای محمدزاده، دروس و متون دوره مقدمات (از امثله تا الحاشیه علی التهذیب فی المنطق) را فراگرفتم.

اوائل سال یکهزاروسیصدوپنجاه، در تشرف به آستانه حضرت علی‌بن موسی الرضا(ع) و توسل به ساحت قدسی آن بزرگوار، اسباب انتقال من به قم فراهم گشت، و با قبولی در امتحانات مقدمات و ورود به مدرسه علمیه آیت‌الله گلپایگانی(ره) ضمن اسکان در مدرسه علوی خیابان تهران، تحصیلاتم را در قم ادامه دادم.

مدرسه آیت‌الله گلپایگانی (خ صفائیه) به موازات مدرسه منتظریه (معروف به حقانی) یکی از دو مدرسه جدید قم و پیشگام تحول در نظام آموزشی و تربیتی حوزه، در جهت برنامه‌مند شدن تحصیلات دینی قلمداد می‌شود. در مدرسه آیت‌الله گلپایگانی(ره)،طی سال یکهزاروسیصدو‌پنجاه و پنجاه‌ویک، معالم الدین و ملاذ المجتهدین را نزد آیت‌الله باکویی، مختصر المعانی را نزد آیت‌الله حاج حسن آقاتهرانی، المنطق و اصول الفقه را نزد آیت‌الله مختار امینیان گیلانی، برخی کتب جلد اول و دوم شرح لمعه را نزد حضرات آیات طالقانی، اشتهاردی، محمودی اشتهاردی، صلواتی اراکی، و همچنین دروس تفسیر و عقائد را در محصر آیت‌الله شب‌زنده‌دار شیرازی و ادیان و فرق (بهائیت، مسیحیت و یهودیت) را نزد حجت‌الاسلام عبدالقائم شوشتری، فرا گرفتم.

از آغاز سال یکهزاروسیصد‌وپنجاه‌و‌دو، به انگیزه تمرکز بر دروس اصلی حوزه و تسریع در سپری کردن سطوح، به همراه همشاگردی ارجمندم جناب حجت‌الاسلام شیخ عباس اسماعیلی یزدی مدرسه آیت‌الله گلپایگانی را ترک کردیم و ضمن اسکان در حجره مدرسه خان (آیت‌الله بروجردی ره) با جدیت مضاعف به تحصیل ادامه دادیم، آن‌سان که در ایام تحصیل و تعطیل، حتا در تابستان، روزانه میانگین چهار درس از ابواب مختلف شرح لمعه را، البته اکثراً به صورت خصوصی، نزد استادانی چون حضرات آیات آشیخ علی‌پناه اشتهاردی، محسن حرم‌پناهی قمی(ره)، مرتضی مقتدایی اصفهانی، مصطفی اعتمادی خواجوی تبریزی، سیدابوالفضل موسوی تبریزی ره (ریحانی) درس می‌گرفتیم و مباحثه می‌کردیم.

فرائد الاصول (رسائل) را روز دوازدهم آبان ماه سال پنجاه‌ودو آغاز و روز سی‌ویکم فروردین سال پنجاه‌وچهار به پایان بردیم. المقصد الاول (مبحث قطع) را در نزد آیت‌الله مرتضی بنی‌فضل، المقصد الثانی (مبحث ظن) را در نزد آیت‌الله رسول موسوی تهرانی، المقصد الثالث (مبحث شک) را در نزد مرحوم آیت‌الله ستوده اراکی و آیت‌الله اعتمادی تبریزی، و مبحث تعادل و ترجیح را در نزد آیت‌الله قافی یزدی تتلمذ کردیم؛ هم مباحثه‌ام در همه جلدین شرح لمعه آقای اسماعیلی، و در برخی کتب آن و رسائل شیخ، توأماً حضرات آقایان اسماعیلی یزدی و سیدمحمدرضا مدرسی یزدی بودند.

همزمان با رسائل، فراگیری مکاسب شیخ اعظم نیز، در محضر استادان حضرات آیات ستوده اراکی ره (خیارات) سیدعلی محقق داماد (بیع)، یوسف صانعی و قافی یزدی به فرجام آمد. جلدین کفایه الاصول را، در خلال سال تحصیلی پنجاه‌وسه / پنجاه‌وچهار، در محضر حضرات آیات حرم پناهی، مقتدایی، محقق داماد و جعفر سبحانی تبریزی تدرّس کردم.

به رغم آن که بی‌برنامه‌گی دوره مقدمات در تهران، به من لطمه بسیار زد اما به فضل الهی، مجموعاً طی هشت سال و در نوزده سالگی، مقاطع چهارگانه حوزه پایان پذیرفت، و امتحانات سطوح عالی حوزه را در سال پنجاه‌وچهار با موفقیت پست سر نهادم و از آغاز سال یکهزاروسیصدوپنجاه‌وپنج شمسی، موفق به حضور در دروس خارج فقه و اصول شدم.

این سالها براساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، اتمام دو جلد اصول الفقه و دو جلد شرح لمعه، فوق دیپلم قلمداد می‌گردد، و اتمام رسائل و بخشی از مکاسب، کارشناسی، و اتمام مکاسب و جلدین کفایه، کارشناسی ارشد بشمار می‌رود.

 

سوابق فرهنگی، اجتماعی، مبارزاتی

در سه دهه‌ی گذشته پیوسته به تدریس سطوح عالیه‌ی فقه و اصول، فلسفه و عرفان در حوزه‌ی تهران، و فلسفه‌ی دین وکلام، تفسیر قرآن و منطق فهم دین، در دانشگاه‌های تهران و مشهد اشتغال داشته‌ام.

مؤسس و رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی هستم، که از بزرگ‌ترین مراکز تحقیقاتی دینی و علمی غیردولتی ایران قلمداد می‌شود.

 

پژوهشگاه دارای چهار پژوهشکده می‌باشد و مجموعاً مشتمل بر بیست گروه علمی در زمینه‌های: فلسفه، معرفت‌شناسی، عرفان، قرآن‌پژوهی، فلسفه‌ی دین، کلام، منطق فهم دین؛ اخلاق، فقه و حقوق، سیاست، اقتصاد، مدیریت اسلامی؛ غرب‌شناسی، تاریخ و تمدن، فرهنگ‌پژوهی، انقلاب اسلامی، ادبیات اندیشه و… است.

پژوهشگاه که به انگیزه‌ی پرداختن به مباحث فکری معاصر و اهتمام به نقد و نوآوری در زمینه‌های بالا در بهار ۱۳۷۳ هجری شمسی / ۱۹۹۴ میلادی تأسیس شده است، علاوه بر انتشار افزون بر هشتصد اثر مکتوب از حاصل تحقیقات گروه‌های علمی خود؛ اکنون هشت مجله‌ی علمی را با عنوان‌های «قبسات» (مجله‌ی تخصصی فلسفه‌ی دین/ دارای درجه‌ی علمی پژوهشی)، «ذهن» (مجله‌ی تخصصی معرفت‌شناسی)، «اقتصاد اسلامی» (دارای درجه‌ی علمی پژوهشی)، «حقوق اسلامی» (دارای درجه‌ی علمی پژوهشی) و «کتاب نقد» (مجله‌ی فکری و انتقادی) فصلنامه‌ی بین‌المللی حکمت در زمینه‌ی فلسفه و الهیات، به زبان انگلیسی؛ و فصلنامه‌ی بین‌المللی الحکمه در زمینه‌ی نظامات اجتماعی اسلام، به زبان عربی، و ماهنامه‌ی زمانه (تاریخ و جامعه‌شناسی سیاسی ایران معاصر) منتشر می‌کند.

 

در ده سال اخیر، در پژوهشگاه، چهار دانشنامه تحت نظر بنده با عنوان‌های:

۱٫ دانشنامه‌ی امام علی(ع) (در سیزده جلد منتشر شده)

۲٫ دانشنامه‌ی قرآن‌شناسی (بیست و پنج مجلد، شش جلد آن پایان پذیرفته)

۳٫ دانشنامه‌ی حکمت نبوی(ص) (پانزده جلد، در حال تألیف است)

۴٫ دانشنامه‌ی فرهنگ فاطمی(س) (در شش جلد پایان پذیرفته است).

تدوین شده و یا در حال تدوین است.

 

مؤسس و سرپرست حوزه‌ی علمیه‌ی امام رضا(ع)هستم. حوزه‌ی امام رضا که متشکل از چهار مدرسه‌ی علمیه (رضائیه، ثامنیه، محمدیه، ومؤسسه‌ی آموزش عالی تخصصی) می‌باشد، یک مجتمع حوزوی جامع همه‌ی پایه‌ها و سطوح آموزشی حوزوی و رشته‌های تخصصی (فلسفه، کلام، حقوق عمومی، حقوق خصوصی، جزا و…) است.

 

اکنون عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ،رئیس هیأت حمایت از کرسی‌های نظریه‌پردازی، عضو مجمع جهانی تقریب بین مذاهب اسلامی و عضو شورای سیاست‌گذاری گفت‌وگوی ادیان هستم.

 

در سال هزار وسیصد وهشتاد وهشت از سوی جشنواره‌ی بین‌المللی فارابی به عنوان نظریه‌پرداز برجسته معرفی شدم و به خاطر ارائه‌ی نظریه‌ی ابتنا، جوایز و تقدیرنامه‌هایی از سوی یونسکو، آیسسکو و ریاست جمهوری اسلامی ایران، دریافت کردم.

جهت ارائه‌ی مقاله و سخنرانی در کنفرانس‌های علمی و فکری، به کشورهای مختلف از جمله: آلمان، آمریکا، اتریش، اسپانیا، الجزایر، انگلستان، ایتالیا، بوسنی، پاکستان، ترکیه، تونس، روسیه، سریلانکا، سوئیس، سودان، سوریه، عراق، عربستان، فرانسه، قبرس، لبنان، واتیکان، هند، یونان و… سفر کرده‌ام.

کارنامه‌ی علمی اجرایی سال ۱۳۸۱

کارنامه‌ی علمی ـ اجرایی سال ۱۳۸۱

تحقیقات:

منطق فهم دین

مقاله‌ها و مقالت‌ها

پلورالیزم دین و چالش معیار؛ مجله الوحده؛ ش ۲۷۳؛ شعبان ۱۴۲۵ ق، ۲۲/۹/۸۱؛ گزارش مناظره با پرفسور جان هیک

علل گرایش به سکولاریسم؛ جام جم؛ ۹/۱۰/۸۱

منزلت و موانع عدالت؛ الهدی؛ ۸۴؛ ارائه به همایش سومین گفتگوی صلح و عدالت سنت گابریل اتریش

فلسفۀ فرج؛ کتاب نقد؛ شماره ۴؛ زمستان ۸۱

مواجهه‌ی علمی، انتقادی با مبادی تفکرات معارض:

نقد ‌ آراء جان هیک؛ پلورالیسم دینی

تدریس:

خارج اصول

منطق فهم دین، مقارنه اجتهادگرایی و قرائت پذیرانگاری و سکولاریسم؛ مشهد دانشگاه رضوی؛ ۵/۶/۸۱

نقد قرائت پذیرانگاری؛ مشهد، بسیج اساتید؛ ۱۰/۶/۸۱

منطق فهم دین ۶ و ۷؛ دانشگاه امام حسین؛ ۵/۶/۸۱

هدایت رساله‌ها‌ی حوزوی و دانشگاهی:

انتظارات بشر از دین؛ سطح چهار؛ عبدالحسین خسروپناه؛ ۲۹/۲/۸۱؛ استاد راهنما

صفات و صلاحیتهای مفسّر؛ سطح چهار؛ سید صادق موسوی؛ ۱۲/۱۰/۸۱؛ استاد راهنما

فهم قرآن، ضوابط و روشهای آن؛ کارشناسی ارشد؛ سعیده حسینیان؛ بهمن ۸۱؛ استاد راهنما

رهیافت عقلانی در فهم قرآن؛ کارشناسی ارشد؛ شادی فروهش‌فر؛ زمستان ۸۱؛ استاد راهنما

دین، فطرت و عالم ذر؛ کارشناسی ارشد؛ زهرا تولایی؛ زمستان ۸۱؛ استاد راهنما

همایش‌ها و هم‌اندیشی‌ها:

همایش اختتامیه و آئین شکرانه پایان دانشنامه امام علی ؛ تهران؛ ۹/۲/۸۱

دو بانوی مقدس، دو الگو؛ فاطمه زهرا س الگوی زن معاصر؛ تهران سازمان ارتباطات؛ ۱۵ و ۱۲/۵/۸۱

سومین گفتگوی دینی با دانشگاه بیرمنگام؛ مبانی و منابع سیاست در اسلام؛ انگلستان؛ ۲۱ و ۲۶/۹/۸۱

آیین آغاز تألیف دانشنامه فرهنگ فاطمی؛ دواعی و موانع تألیف؛ تهران؛ ۱۵/۱۰/۸۱

همایش فرهیختگان مکه؛ تهران؛ ۱۶/۱۱/۸۱

سومین گفتگوی دینی با سنت گابریل اتریش (صلح و عدالت)؛ منزلت و موانع عدالت؛ تهران، هتل آزادی؛ ۴ الی ۷/۱۲/۸۱

سخنرانی‌ها:

استاد مطهری و احیای تفکر دینی؛ بسیج اساتید، قرارگاه خاتم؛ ۱۱/۲/۸۱

فلسفه دین؛ ستاد نمازجمعه؛ دانشگاه تهران؛ ۲۷/۲/۸۱

شخصیت شهید بهشتی (احیاگر اصلاح گرا)؛ حزب تمدن اسلامی؛ مسجدنور؛ ۴/۴/۸۱

سکولاریسم؛ دانشگاه علوم پزشکی بقیهالله کرج؛ کردان؛ ۱۸/۴/۸۱

پرسش و پاسخ؛ دارالهدایه مشهد؛ ۲۶ و ۲۵/۴/۸۱

انسان‌شناسی؛ مشهد صحن امام رضاع؛ ۲۸ و ۲۷ /۴/۸۱

حقوق زن و انسان شناسی؛ مشهد آستان قدس؛ ۲۸ و ۲۷ /۴/۸۱

حضرت زهرا س؛ تهران، اکباتان، مسجد امام رضا ع؛ ۲۰ و ۱۹/۵/۸۱

انسان شناسی و حرمت حقوق زن؛ تهران، اکباتان، مسجد امام رضاع؛ ۲۲ و ۲۱ /۵/۸۱

منطق فهم دین ۶، ۷؛ دانشگاه امام حسین مشهد؛ ۵/۶/۸۱

منطق فهم دین؛ بسیج اساتید مشهد؛ ۱۰/۶/۸۱

پلورالیسم دینی؛ دانشگاه امام حسین ع، منظریه اردوگاه باهنر؛ ۱۷/۶/۸۱

شخصیت حضرت علی ع؛ پتروشیمی، هفت تیر؛ ۲۶/۶/۸۱

نقش رهبران دینی در رویارویی با بحران معنویت در جهان معاصر؛ سازمان ارتباطات اسلامی؛ ۲۸/۶/۸۱

انسداد اجتهاد؛ مرکز مطالعات و پژوهشهای حوزه، قم مدرسه فیضیه؛ ۲/۷/۸۱

کارکردهای عقل؛ اردوگاه شهید باهنر؛ ۳/۸/۸۱

حافظ و قرآن؛ ارشاد، نمایشگاه بین المللی قرآن؛ ۱/۹/۸۱

گفتمان مجدد، دستاوردها، آسیب ها و چالش‌ها؛ مرکز پژوهشهای حوزه؛ ۲۸/۹/۸۱

انقلاب در حوزه پیشینه و کنونی حوزه؛ تهران مدرسه امام رضا ع؛ ۲۵/۱۰/۸۱

دستاوردهای انقلاب اسلامی؛ مکه مکرمه، منا؛ ۲۲/۱۱/۸۱

عاشورا روز بزرگ گزینش و روز گزینشهای بزرگ؛ صدا و سیما مرکز همایش ها؛ ۱۶/۱۲/۸۱

گفتمان مجدد، دست آوردها، آسیب‌ها و چالش‌ها؛ مرکز تحقیقات حوزه؛ قم؛ ۲۸/۹/۸۱

 

مصاحبه‌ها:

دین و دنیا، دمکراسی، آزادی؛ شبکه ۴ سیما؛ برنامه زنده؛ ۱۳/۱۰/۸۱؛

تحلیل سه نسل در عاشورا؛ شبکه ۱سیما؛ برنامه زنده؛ ۲۳/۱۲/۸۱؛

عزت، آزادی و آزادگی؛ شبکه ۲ سیما؛ برنامه زنده؛ ۲/۱۱/ ۸۱؛

معرفی پژوهشگاه؛ شبکه ۴ سیما برنامه پرتو؛ ۲۳/۲/۸۱؛

مسئله جهانی‌سازی، رویکرد فلسفی؛ ۲۰/۶/۸۱؛ دانشگاه شریف

روشنفکری دینی؛ ۱۱/۸/۸۱؛ نهاد نمایندگی در دانشگاهها

درباره اظهارات کشیشان آمریکا؛ شبکه جام جم؛ ۱۵/۸/۸۱

لیله‌ًْ‌القدر؛ شبکه ۱ سیما گروه معارف «عرفان»؛ برنامه زنده؛ ۵/۹/۸۱

قرائت پذیرانگاری دین و اجتهاد؛ شبکه ۴ سیما؛ اردیبهشت و خرداد ۸۱

دانشنامه امام علی ع؛ شبکه ۴ سیما؛ ۳۰/۶/۸۱

ترجمه آثار:

مقاله منزلت و موانع عدالت؛ آلمانی؛ زمستان ۱۳۸۱

 

ملاقاتهای علمی و فکری:

رییس جمهور؛ تهران؛ ۲۱/۱۰/۸۱

وزیر ارشاد؛ تهران؛ ۱۹/۴/۸۱

بِشته از اتریش؛ تهران پژوهشگاه؛ ۸/۸/۸۱

دکتر تی‌جان؛ سودان؛ تهران پژوهشگاه؛ ۱۵/۸/۸۱

عبدالباری راشد؛ رییس آکادمی علوم افغانستان؛ تهران؛ ۴/۱۰/۸۱

کارنامه‌ی علمی اجرایی سال ۱۳۸۲

کارنامه‌ی علمی ـ اجرایی ۱۳۸۲

تحقیقات:

منطق فهم دین

مقاله‌ها و مقالت‌ها

اختناق سپید، نقد و نوآوری، بایدها و نبایدها، خطر‌ها و خطاها؛ مجله زمانه؛ شماره۷ و۸؛ فروردین ۸۲

هندسه مناسبات؛ همشهری؛ ۱۵/۲/۸۲

هیدگر؛ روزنامه رسالت؛ ۱۶/۲/۸۲

رابطه انتظار و آینده هستی؛ روزنامه قدس؛ ۲۲/۵/۸۲

موعدگرایی جوهر ادیان الهی؛ روزنامه جوان؛ ۲۷/۵/۸۲

گفتمان مجدد و متجدد؛ روزنامه ابرار؛ ۱/۶/۸۲

اجتهاد در دین پژوهی؛ روزنامه خراسان؛ ۱۲/۷/۸۲

موانع نقد و نوآوری در دین پژوهی؛ سیاست روز؛ ۱۵/۱۰/۸۲

آزادی؛ فصلنامه الهیات / دانشگاه آزاد؛ شماره یک؛ زمستان۸۲

گفتمان متجدد، دست‌آوردها، آسیبها و چالشها؛ زمانه؛ شماره ۹؛ خرداد ۸۲

دیباچه‌ای بر منطق فهم دین؛ قبسات؛ بهار ۸۲

موانع نقد و نوآوری در حوزۀ دین پژوهی؛ کتاب نقد؛ شماره ۲۷ و ۲۶؛ بهار ۸۲

تدریس:

نهادهای پایه در فهم قرآن (۲ درس)؛ قرآن؛ تهران: ستاد مشترک سپاه؛، ۵/۸/۸۲

خارج اصول؛ اصول

فصول‌الحکم؛‌ عرفان

هدایت رساله‌ها‌ی حوزوی و دانشگاهی:

ولایت از دیدگاه آیات و روایات؛ کارشناسی ارشد؛ طیبه رئیسی؛ ۳/۷/۸۲؛ استاد راهنما

دین، فطرت و عالم ذر؛ کارشناسی ارشد؛ زهرا تولایی؛ استاد راهنما

معرفت دینی و معرفت علمی؛ سطح چهار؛ محمد کاوه؛ استاد راهنما

مبانی کلام فهم دین؛ سطح چهار؛ رمضان علی تبار؛ استاد راهنما

جایگاه عقل در قرآن و احادیث؛ کارشناسی ارشد؛ اشرف امین؛ استاد راهنما

ذوبطون بودن قرآن؛ کارشناسی ارشد؛ معصومه شاهرخی؛ استاد راهنما

همایش‌ها و هم‌اندیشی‌ها:

جشنواره علامه طباطبائی؛ موانع نقد و نوآوری در ایران معاصر در حوزه دین‌پژوهی؛ قم؛ ۵/۴/۸۲

جشنواره کتاب ولایت؛ رشت؛ ۱۰/۷/۸۲؛ معرفی دانشنامه امام علی ع بعنوان اثر برتر و جایزه ویژه جشنواره

همایش یک روزه مرکز اسلامی‌ هامبورگ؛ راز جاودانگی اسلام و انطباق پذیری آن با تطورات حیات بشر؛ آلمان،‌ هامبورگ؛ ۱۱/۷/۸۲

هم‌اندیشی مؤلفان دانشنامه قرآن شناسی؛ ضرورت‌های و خطورتها؛ قم؛ ۲۹/۸/۸۲

نخستین هم‌اندیشی به مناسبت روز جهانی فلسفه؛ تهران، پژوهشگاه؛ ۱/۹/۸۲

سخنرانی‌ها:

استاد شهید مرتضی مطهری، مؤسس کلام جدید شیعی ایرانی؛ سازمان تبلیغات اسلامی

رفتارشناسی کنش سیاسی امام خمینی ره؛ سپاه قدس؛ تهران: قرارگاه خاتم الانبیاء؛ ۱۲/۳/۸۲

عدالتخواهی و آزاد اندیشی؛ بسیج دانشجوئی؛ مصلی تهران؛ ۱۷/۳/۸۲

جنبش نرم‌افزاری و تولید علم و آزاد اندیشی؛ تهران تالار سیدالشهداء؛ ۲۸/۳/۸۲

نوفهمی دینی ؛ قم؛ ۵/۴/۸۲

شرح خطبه حضرت زهرا س؛ آستان قدس، مشهد حرم حضرت رضا ع؛ ۱۱/۵/۸۲

فطرت، رازجاودانگی دین؛ سازمان تبلیغات اسلامی؛ اصفهان؛ ۲۲/۵/۸۲

نهضت نرم افزاری / اجتهاد،؛ سازمان تبلیغات اسلامی؛ ۲۳/۵/۸۲

تبیین نهضت نرم افزاری؛ دانشگاه باقرالعلوم؛ کرج اردوگاه ایثار؛ ۲۵/۷/۸۲

دو معجزه خالده، قدر و کوثر …؛ تهران مسجد فاطمیه؛ ۱۸/۸/۸۲

پژوهشهای حوزه؛ سازمان تبلیغات اسلامی؛ قم دارالشفاء؛ ۴/۱۰/۸۲

سنت‌پژوهی؛ حوزه علمیه امام رضا ع؛ مدرسه رضائیه تهران؛ ۱۳/۱۰/۸۲

هویت مدرکیت ادعیه مأثوره؛ نهاد نمایندگی؛ دانشگاه شیراز؛ ۱۷/۱۲/۸۲

نمودها و نمادها در عاشورا؛ سازمان تبلیغات اسلامی؛ تالار سیدالشهداء هفت تیر؛ ۱۷/۱۲/۸۲

آسیب شناسی روشگان معرفت دینی؛ دانشگاه قم؛ ۲۲/۱۲/۸۲

فلسفه معرفت دینی، مبانی حکمی و نظری هنر، دموکراسی قدسی؛ بوسنی و سارایوو؛ ۲۶/۲/۸۲

مصاحبه‌ها:

عرفان در اشعار حضرت امام خمینی ره؛ رادیو فرهنگ؛ پخش زنده؛ ۷/۳/۸۲

طرح کلیدی پژوهشگاه؛ شبکه خبر؛ پخش زنده؛ ۱/۵/۸۲

گفتمان متجدد و مجدد؛ خبرگزاری مهر؛ ۵/۵/۸۲

تعامل حوزه و دانشگاه؛ دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی؛ ۲۷/۵/۸۲٫؛ تهران پژوهشگاه

ملاقاتهای علمی و فکری:

سید افتخار نقوی؛ پاکستان؛ تهران، پژوهشگاه؛ ۲۱/۳/۸۲

هیأت کاردینال تئودور از آمریکا؛ آمریکا؛ تهران، پژوهشگاه؛ ۲۶/۳/۸۲

آقایان آیت‌الله مظاهری و طباطبائی‌نژاد؛ اصفهان؛ ۲۲/۵/۸۲،

عبدالبار راشد رییس آکادمی علوم افغانستان؛ افغانستان؛ تهران، پژوهشگاه؛ ۳۱/۶/۸۲

حضرت آیت الله جوادی آملی؛ قم مسجد رفعت؛ ۱۷/۷/۸۲

عزالدین حسین زنجانی؛ مشهد مقدس؛ ۱۲/۱۰/۸۲

وزیر ارشاد یمن ؛ یمن؛ مکه؛ ۲/۱۱/۸۲

کارنامه‌ی علمی اجرایی سال ۱۳۸۳

کارنامه‌ی علمی ـ اجرایی ۱۳۸۳

تحقیقات:

منطق اکتشاف و گزاره‌‌ها و آموزه‌‌های دینی؛ منطق فهم دین

 

کتاب‌ها

فلسفه دین؛ فلسفه دین؛ سازمان انتشارات؛

علم‌النفس؛ فلسفه اسلامی؛ بنیاد حکمت اسلامی صدرا؛ تصحیح، تحقیق و مقدمه اسفاراربعه

مقاله‌ها و مقالت‌ها

فرجام قدسی تاریخ؛ تاریخ؛ قبسات؛ ۳۳؛ پاییز ۸۳

موانع نواندیشی دینی؛ نواندیشی دینی؛ قبسات؛ ۳۴؛ زمستان ۸۳

فقه و چالشها، کاستی‌ها و بایستگی‌‌های آن؛ فقه؛ کتاب نقد؛ ۳۳؛ زمستان ۸۳

سنت‌پژوهی؛ سنت؛ فقه و حقوق؛ ۳؛ زمستان ۸۳

موانع و مشکلات همزیستی فرهنگی؛ فرهنگ؛ دیالوگ؛ ۱؛ تابستان ۸۳

منزلت و موانع عدالت؛ عدالت؛ دیالوگ؛ ۲؛ زمستان ۸۳

فلسفه نو صدرائی؛ فلسفه اسلامی؛ الفارابی؛ ۳؛ خرداد ۸۳

پژوهشگاه و خاطرات شخصی؛ پژوهشگاه؛ روزنامه قدس؛ ۱۳/۷/۸۳

موانع نواندیشی در دین‌‌پژوهی؛ دین‌پژوهی؛ مشکوهًْ؛ تابستان ۸۳

بایسته‌‌های کنونی فلسفه اسلامی؛ فلسفه اسلامی؛ همشهری؛ ۲۷/۸/۸۳

آغاز دورۀ نو صدرائی ۱؛ فلسفه اسلامی؛ همشهری؛ ۷/۹/۸۳

آغاز دورۀ نو صدرائی ۲؛ فلسفه اسلامی؛ همشهری؛ ۸/۹/۸۳

جایگاه و وظیفه دینی رسانه‌‌ها؛ دین و رسانه؛ روزنامه قدس؛ ۲۰/۱۱/۸۴

یادباد / روزنامه جام‌‌جم؛ شعر؛ جام جم؛ ۲۱/۱۱/۸۳

نقدپلورالیسم جان هیک؛ پلورالیسم دینی؛ جام جم؛ ۱۶/۱۲/۸۳

سرپرستی علمی تحقیقات کلان:

دانشنامه قرآن شناسی ؛ ادامه کار جمعی

دانشنامه فرهنگ فاطمیس ؛ ادامه کارجمعی

دانشنامه امام علیع؛ سرپرستی ویراست دوم

تدریس:

اشارات و تنبیهات (نمط دوم و سوم) ؛ فلسفه اسلامی؛

منطق فهم دین؛ منطق فهم دین؛ قم، پژوهشگاه

نوآوری در سنت‌شناسی؛ سنت؛ مشهد: دانشگاه رضوی

نوآوری و سطوح و ساحات آن و کاستی‌‌ها و نادرستی‌‌های کنونی علوم؛ نوآوری؛ مشهد: دانشگاه رضوی

مبانی و منطق نظام‌‌پردازی؛ نظام‌پردازی؛ تهران، دانشگاه عالی دفاع ملی

هدایت رساله‌ها‌ی حوزوی و دانشگاهی:

مبانی کلامی فهم دین؛ منطق فهم دین؛ سطح چهار؛ رمضان علی‌‌تبار

دین، فطرت و عالم ذر؛ فطرت؛ کارشناسی ارشد؛ زهرا تولایی

معرفت علمی؛ معرفت؛ سطح چهار؛ محمد کاوه

اصول تفکر سیاسی در قرآن ؛ قرآن؛ سطح چهار؛ محمد زارع قراملکی

رابطه فقه و کلام؛ فقه و کلام؛ سطح چهار؛ محمد علی حسین‌زاده

ماهیت کلام؛ کلام؛ سطح چهار؛ مجتبی ارشاد

هدایت‌مآلی قرآن؛ قرآن؛ کارشناسی ارشد؛ نرگس السادات حسینی

نسبت وحی با سنت؛ وحی و سنت؛ کارشناسی ارشد؛ منصوره مرادی مطلق

جایگاه عقل در قرآن واحادیث؛ کارشناسی ارشد؛ اشرف امین

همایش‌ها و هم‌اندیشی‌ها:

کنگره چهل شهید؛ امنیت ملی؛ نقش شهادت و شهدا در کامیابی‌‌ها و امنیت ملی؛ علیشار؛ ۲۳/۱/۸۷

همایش حکمت مطهر؛ استاد مطهری؛ تهران سالن اجلاس؛ ۶/۲/۸۳؛ سالروز شهادت استاد مطهری

چهارمین نشست اسلام وارتدکس روسیه؛ تاریخ؛ ارائه مقالۀ فرجام قدسی تاریخ؛ روسیه، مسکو؛ ۸ و ۷ /۲/۸۳

همایش رسالت محمدی و وجه حُبی اسلام؛ حضرت خاتم؛ رسول عشق و دیانت عاشقانه؛ اتریش، وین؛ ۱۸ تا ۲۰/۲/۸۳؛ هفته وحدت

گفتگوی اسلام و مسیحیان ارمنی؛ اسلام و مسیحیت؛ ارائه مقاله «عدالت صلح از منظر اسلام»؛ بیروت؛ ۳۱/۲/۸۳؛ دومین دوره

کنگره جهانی ملاصدرا؛ فطرت؛ ارائه مقالۀ « فطرت به مثابه پنجمین دال دینی »؛ تهران؛ ۴/۳/۸۳

نشست مقدماتی توسعۀ علم و فناوری؛ تهران؛ ۱۱/۴/۸۳

همایش فهم دین؛ منطق فهم دین؛ ارائه مقاله منطق فهم دین؛ بیروت؛ ۷/۷/۸۳؛ به زبان عربی

همایش توسعه دانش و فناوری در ایران؛ نواندیشی دینی؛ ارائه مقاله موانع نواندیشی و نظریه‌‌پردازی دینی؛ تهران دانشگاه شریف؛ ۲۶ تا ۲۸/۸/۸۳

هم‌‌اندیشی اساتید؛ دین؛ مبانی نوفهمی دین؛ مشهد؛ ۱۹ /۲۰/۸۳

دانشگاه شریف همایش توسعه علم؛ توسعه علمی؛ توسعه علم و تکامل معرفت؛ تهران: دانشگاه شریف؛ ۱۹/۸/۸۳

هم‌‌اندیشی اساتید؛ نواندیشی دینی؛ مبانی نواندیشی دینی؛ مشهد: نهاد نمایندگی؛ ۱۹/۹/۸۳

سخنرانی‌ها:

عاشورا رستاخیز نهادها و نمودها؛ تهران، حسینیه بنی فاطمه؛ ۲۱/۱/۸۳

فلسفه فرج و فرجام تاریخ؛ تهران، مدرسه مطهری؛ ۱۳/۲/۸۳

حجب‌‌النور در اشعار امام‌‌خمینیره؛ تالار رازی دانشگاه تهران؛ ۱۹/۳/۸۳

نگرش حافظ به دنیا؛ قم؛ ۲۱/۳/۸۳

ضرورتهای پژوهشی در باب مذاهب اسلامی؛ قم، دانشگاه مذاهب؛ ۲۱/۳/۸۳

فلسفه انتظار؛ کرج، مسجد فاطمیه؛ ۲۹/۳/۸۳

آسیب‌‌شناسی فمنیسم؛ مشهد: دانشگاه تربیت معلم؛ ۱۶/۴/۸۳

موانع نواندیشی دینی؛ مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی؛ ۱۷/۴/۸۳

مبانی و منطق نظام‌‌پردازی دینی ؛ تهران: دانشگاه عالی دفاع ملی؛ ۴/۵/۸۳

تقوی و تحصیل؛ تهران: حوزه علمیه امام رضا ع؛ ۲۴/۶/۸۳

موانع نواندیشی دینی؛ تهران:دانشگاه صنعتی شریف؛ ۲۶/۸/۸۳

ضرورت و امکان فلسفه‌‌های مضاف اسلامی؛ تهران: نهاد نمایندگی؛ ۳/۹/۸۳

مبانی نوفهمی دینی؛ مشهد: نهاد نمایندگی؛ ۱۹/۹/۸۳

ضرورت توسعه منابع اجتهاد؛ تهران: حوزه امام رضا ع مدرسه رضائیه؛ ۲/۱۰/۸۳

تولید علم و نظریه‌‌پردازی؛ مشهد: دانشگاه آزاد اسلامی؛ ۵/۱۱/۸۳

فلسفه معرفت دینی؛ مشهد: دفترتبلیغات اسلامی؛ ۱۱/۱۱/۸۳

سنت‌پژوهی؛ مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی؛ ۱۵/۱۱/۸۳

مبانی نوفهمی و نظریه‌‌پردازی؛ مشهد: دفتر تبلیغات اسلامی؛ ۱۵/۱۱/۸۳

جلسات و مباحثات علمی:

شوراهای علمی گروههای ۱۲گانه،

حلقه‌‌های نقاد و معین طرح‌‌های کلیدی،

شوراهای تحریریه و پژوهش مجلات.

مصاحبه‌ها:

رؤیت هلال ماه ۱؛ خبرگزاری مهر؛ ۲۰/۸/۸۳؛ درج در سایت خبری مهر، ۲۲/۸/۸۳

فلسفه‌‌های مضاف؛ خبرگزاری مهر؛ ۱۴/۹/۸۳

فعالیت‌‌های پژوهشگاه؛ رادیو فرهنگ؛ پخش زنده؛ ۱۷/۱۱/۸۳

عاشورا، تجلی وحدت حسینی ؛ شبکه یک

برنامه « اشراق»؛ پخش زنده؛ ۲/۱۲/۸۳؛ صدا و سیما

نخبگان؛ شبکه چهار برنامه پرتو؛ پخش زنده؛ ۱۹/۱۲/۸۳

 

ترجمه آثار:

دیباچه‌‌ای بر منطق فهم دین؛ منطق فهم دین؛ مقاله؛ عربی؛ پاییز، ۸۳

فرجام قدسی تاریخ؛ تاریخ؛ مقاله؛ روسی؛ اردیبهشت ۸۳

ملاقاتهای علمی و فکری:

دیدار با هیأت قزاقی از کشور؛ قزاقستان؛ تهران، پژوهشگاه ؛ ۲۰/۳/۸۳؛

دیدار با هیأت کروات؛ بوسنی؛ تهران، پژوهشگاه؛ ۸/۴/۸۳

صدری؛ ایرانی؛ تهران، پژوهشگاه؛ ۱۷/۵/۸۳؛ سفیربوسنی

سید حسن نصرالله و فضل‌‌الله؛ لبنان؛ ۹/۷/۸۳

دیدار با هیأت واتیکان؛ تهران پژوهشگاه؛ ۲۹/۷/۸۳

آقای احمدی‌‌نژاد؛ تهران پژوهشگاه؛ ۲۴/۹/ ۸۳؛ شهردار تهران

پرفسور پیتررابرت‌‌ویل؛ انگلستان؛ تهران پژوهشگاه؛ ۳/۶/۸۳

دکتر جلالی؛ ایرانی؛ تهران پژوهشگاه؛ ۱۲/۶/۸۳؛ سفیرایران و رییس شورای اجرایی سازمان یونسکو

دیدار با مقام معظم رهبری؛ تهران دفتر معظم‌‌له؛ ۱۶/۶/۸۳

عبدالعظیم موسی،؛ امریکایی؛ تهران پژوهشگاه؛ ۲۱/۹/۸۳؛ از رهبران سیاه‌‌پوستان آمریکا

دیدار با شورای پاپی، گفتگوی ادیان واتیکان؛ تهران پژوهشگاه؛ ۲۹/۷/۸۳

کارنامه‌ی علمی اجرایی سال ۱۳۸۴

کارنامه‌ی علمی ـ اجرایی سال ۱۳۸۴

تحقیقات:

ادامه‌ی تحقیق کلیدی منطق کشف دین؛ منطق فهم دین

مطالعه‌ی مجدد و فیش‌برداری آثار جان هیک؛ پلورالیسم دینی

 

کتاب‌های منتشر شده

دین‌پژوهی معاصر؛ سازمان انتشارات؛ تهران؛ ویراست دوم و تجدید چاپ

 

مقاله‌ها و مقالت‌ها

حجب‌النور؛ کتاب نقد؛ ۳۵

فطرت به مثابه دال دینی؛ قبسات؛ ۳۶

مباحثه با جان هیک ؛ قبسات؛ ۳۶؛ پاییز ۸۴

ضرورت تأسیس فلسفه‌ی دین، منطق کشف دین و فلسفه‌ی معرفت دینی؛ قبسات؛ ۳۸

فرجام قدسی تاریخ؛ دیالوگ؛ ۳؛ ۲۰۰۵

نقد نظریه‌ی استاد معرفت در باب بطن و تأویل قرآن؛ کتاب نقد؛ ۳۵

سکولاریزم؛ روزنامه رسالت؛ ۲۸/۱/۸۴

نهضت تولید علم؛ روزنامه جوان؛ ۲۸/۱/۸۴

فلسفه‌های مضاف (۱) و (۲)؛ روزنامه‌ی همشهری؛ ۳۰و۳۱ فروردین ماه

توسعه‌ی علم و تکامل معرفت؛ روزنامه‌ی جام‌جم؛ ۱۱ اردی‌بهشت ماه؛ و کتاب نقد، شماره‌ی ۳۴

درباره‌ی بنیاد نخبگان؛ نشریه‌ی گفتگو؛ خرداد ماه ۸۴

موانع نو اندیشی و نظریه پردازی؛ نشریه مردم سالاری؛ ۲۶ و ۲۱/۷/۸۴،

هویت شرعی رؤیت هلال و طرق احراز آن (۱)؛ روزنامه همشهری؛ ۱۱ آبان ماه

موانع نواندیشی دینی؛ روزنامه سیاست؛ ۱۶/۸/۸۴،

بایستگی بسط کاربرد عقل در دین‌پژوهی؛ روزنامه همشهری؛ ۹ آذر ماه،؛ خردنامه

هویت شرعی رؤیت هلال (۲)؛ روزنامه همشهری؛ ۱۱ آذر ماه

جایگاه فرهنگ دینی؛ روزنامه قدس؛ ۲۹/۸/۸۴

بایسته‌های کنونی دین‌پژوهی؛ روزنامه قدس؛ ۲۷/۱۰/۸۴

تولید علم و نوآوری؛ روزنامه‌ی همشهری؛ ۳ اسفند ماه

آزادی اهانت!؛ زمانه؛ شماره‌های ۴۱و۴۲

 

 

سرپرستی علمی تحقیقات کلان:

سرپرستی تحقیق کلان فقه خانواده و فلسفه‌ی؛ فقه

دانشنامه قرآن‌شناسی؛ قرآن؛ ادامه‌ی کار گروهی

دانشنامه فرهنگ فاطمی؛ فاطمه زهرا(س)؛ ادامه‌ی کار گروهی،

سرپرستی ویراست دوم دانشنامه امام علیع،؛ امام علی(ع)

 

 

کرسی‌های علمی:

فلسفه‌های مضاف؛ فلسفه مضاف؛ عبدالحسین خسروپناه؛ داور؛ نظریه‌پردازی؛ اول دی‌ماه؛ قم

 

 

تدریس:

خارج اصول (مبحث اجتماع امر و نهی)؛ اصول

اشارات و تنبیهات (نمط دوم و سوم)؛ فلسفه

فلسفه‌ی معرفت دینی؛ فلسفه دین؛ هر دو هفته یک جلسه

مبانی منطق اکتشاف گزاره‌ها و آموزه‌های دینی؛ فهم دین؛ یک ترم.

 

 

هدایت رساله‌ها‌ی حوزوی و دانشگاهی:

معرفت علمی، معرفت دینی؛ سطح چهار؛ حجت‌الاسلام کاوه

مبانی کلامی فهم دین؛ سطح چهار؛ حجت‌الاسلام علی تبار

فطرت و ذر؛ کارشناسی ارشد؛ خانم تولایی

جایگاه عقل در قرآن و احادیث؛ کارشناسی ارشد؛ خانم امین

ذوبطون بودن قرآن ؛ کارشناسی ارشد؛ خانم شاهرخی

وحیانیت الفاظ و آموزه‌های قرآن؛ کارشناسی ارشد؛ خانم شفیعی

 

ارزیابی علمی:

فرآیند ظهور و بسط نظریه پلورالیسم دینی جهت؛ مقاله؛ فصلنامه قبسات، ش ۳۷

 

همایش‌ها و هم‌اندیشی‌ها:

اسماء؛ ارائه‌ی مقاله‌ی بایستگی‌های کنونی فلسفه‌ی اسلامی؛ قم؛ ۱/۲/۸۵؛ پژوهشگاه علوم انسانی

نواندیشی دینی؛ ارائه‌ی مقاله فقه و چالش‌های آن ؛ خارطوم، فرهنگستان علوم تونس؛ ۲۲ و ۲۰/۲/۸۴،؛ فرهنگستان علوم تونس

نقش ادیان در بنای تمدن بشری؛ قطر، دانشکده‌ی الهیات دوحه؛ ۸ تیر ماه،؛ دانشکده‌ی الهیات دوحه

اخلاق زیستی؛ ارائه‌ی مقاله‌ی انسان‌شناسی اسلامی؛ تهران؛ ۲۳ و ۲۴ آبان ماه ۸۴،؛ مرکز گفت‌وگوی ادیان و تمدنها با همکاری واتیکان

توسعه‌ی علم‌وفناوری؛ ارائه‌ی مقاله‌ی موانع نوفهمی‌دینی؛ تهران؛ ۲۶آبان ماه؛ دانشگاه صنعتی‌شریف

روز جهانی فلسفه؛ ارائه‌ی مقاله گستره ی کارکرد عقل در دین‌پژوهی؛ تهران؛ ۱ آذرماه،؛ پژوهشگاه

روز جهانی فلسفه؛ ارائه‌ی مقاله ضرورت تأسیس فلسفه‌های مضاف براساس حکمت اسلامی؛ قم؛ ۳ آذر ماه؛ پژوهشگاه

دین و معاصرت؛ ارائه‌ی مقاله‌ی موانع نواندیشی دینی؛ تونس، قیروان؛ ۷ آذر ماه؛ مرکز تحقیقات دانشگاه زیتونه

کنفرانس ارمنستان؛ ارسال مقاله‌ی دین و دنیای معاصر؛ ایروان؛ ۱۴ آذر ماه

هم‌اندیشی اساتید و محققان در باب نهضت تولید علم (موانع توسعه‌ی علوم انسانی)؛ ارائه‌ی مقاله‌ی موانع فرهنگی توسعه‌ی علوم انسانی؛ تهران ، پژوهشگاه علوم انسانی؛ ۱۶ بهمن ماه،؛ پژوهشگاه علوم انسانی

ادیان، صلح و خشونت؛ ارائه‌ی مقاله‌ی مبانی مدارا؛ تهران؛ ۲۶و۲۵ بهمن ماه؛ مرکز گفت‌وگوی ادیان و تمدنها با همکاری دانشگاه بیرمنگهام انگلستان (دانشکده سلی اوک)

خشونت و مدارا؛ ارائه‌ی مقاله‌ی کدام خشونت، کدام مدارا؟؛ ایتالیا؛ بهمن ماه

کنگره ۴۰۰۰ شهید؛ سخنرانی : شعر و ادب و هنر؛ تهران؛ ۱۱/۱۲/۸۴

دومین اجلاس منطقه‌ای ادیان الهی؛ سخنرانی : آزادی بیان و مسأله اهانت به مقدسات دینی؛ تهران؛ ۱۳/۱۲/۸۴

کنفرانس رهبران ادیان؛ سخنرانی در باب ماهیت حقوقی توهین به مقدسات؛ تهران؛ ۱۳ اسفند ماه؛ مرکز گفت‌وگوی ادیان

تجمع سالانه‌ی اتحاد جهانی دانشجویان مسلمان؛ سخنرانی با موضوع سرمایه‌ها و ضرورت‌های اتحاد؛ سودان، خارطوم؛ ۱۶ اسفند ماه،

همایش «گفت‌وگوی ادیان»؛ ارسال مقاله‌ اهداف و قواعد گفت‌وگوی تمدنی و دینی؛ زاگراب؛ ۱۹ اسفند ماه.

هم‌اندیشی مؤلفان دانشنامه فرهنگ فاطمیس؛ قم؛ ۱۹/۳/۸۴

 

 

سخنرانی‌ها:

بایستگی‌های کنونی فلسفه اسلامی؛ پژوهشگاه علوم انسانی؛ قم؛ ۱/۲/۸۴

ضرورتها و ضوابط تألیف؛ پژوهشگاه؛ محققان پژوهشگاه؛ قم؛ پژوهشگاه؛ ۱۹/۳/۸۴

رسالت روحانیت امروز؛ روحانیون؛ مدینه؛ سفر حج؛ ۳۱ مرداد ماه

سخنرانی در موضوع مبعث؛ دانشجویان؛ مکه؛ سفر حج؛ ۱۱ شهریور ماه

ماهیت و فلسفه‌ی غیبت؛ اصفهان؛ ۲۹ شهریور ماه،

سیطره‌ی مجاز و حیات باژگونه‌ی انسان معاصر؛ قم؛ مراسم بازگشایی مدرسه اسلامی هنر؛ ۱۸ آبان

کارکرد عقل در دین پژوهی؛ پژوهشگاه؛ کارکنان و مدیران پژوهشگاه؛ تهران: تالار علامه جعفری؛ ۱/۹/۸۴

راه و رسالت کنونی طلبه؛ حوزه‌ی علمیه‌ی امام رضا(ع)؛ تهران؛ ۲۳ آذر ماه

ماهیت و مراتب ولایت؛ تهران: دانشگاه تهران؛ نماز جمعه؛ ۳۰/۱۰/۸۴

موانع فرهنگی تولید علم؛ دبیرخانه حمایت از کرسیها؛ پژوهشگاه تالار علامه جعفری؛ ۱۶/۱۱/۸۴

آزادی بیان و اهانت به مقدسات دینی، گفتگوی ادیان؛ سازمان ارتباطات اسلامی؛ تهران: سازمان ارتباطات اسلامی؛ ۱۳/۱۲/۸۴

سیطره مجاز، جامعه و فرهنگ؛ سپاه پاسداران؛ مصلی تهران؛ ۲۴/۱۲/۸۴

 

 

جلسات و مباحثات علمی:

شوراهای علمی گروه‌های دوازده‌گانه،

حلقه‌های نقاد و معین طرح کلیدی بازپژوهی و نوسازی فلسفه‌ی اسلامی

حلقه‌های نقاد و معین طرح کلیدی اخلاق اسلامی

شوراهای تحریر و پژوهش مجلات

 

مصاحبه‌ها:

زیبایی‌شناسی و هنر؛ زیبایی‌شناسی؛ ۲۴ مرداد ماه؛ وزات ارشاد

وجه حبّی اسلام و سیره‌ی نبوی؛ سیره نبوی؛ ایام حج؛ شبکه‌ی چهار؛ ۳ شهریور ماه،؛ صدا و سیما؛ مدینه

مبعث حضرت رسولص؛ ۹/۶/۸۴؛ مدینه منوره احد

نهضت علمی امام صادقع؛ امام علی(ع)؛ اردی‌بهشت ماه؛ دانشگاه امام صادقع

نسبت آزادی با ارزشها؛ آزادی؛ ۲۷ و ۲۵/۷/۸۴؛ سازمان ارتباطات اسلامی

بایستگی‌های کنونی فلسفه؛ فلسفه؛ شبکه‌ی ۴ سیما؛ ۲۱ آبان ماه؛ صدا و سیما

فلسفه؛ فلسفه؛ شبکه‌ی ۴ سیما؛ ۱ آذر ماه؛ صدا و سیما

شهادت حضرت علیع ؛ امام علی(ع)؛ شبکه یک سیما برنامه اشراق؛ ۵/ ۸/۸۴،؛ صدا و سیما

موانع فرهنگی تولید علم و نظریه‌پردازی؛ تولید علم؛ ایسنا؛ ۱۵ دی ماه؛

درباره‌ی کتاب دین‌پژوهی معاصر؛ دین‌پژوهی؛ شبکه‌ی ۴ سیما؛ ۸ بهمن ماه؛ صدا و سیما

در مورد شهید صفدر رشادی ؛ شهید رشادی؛ روایت فتح؛ ۹/۱۱/۸۴؛

آزادی اندیشی / نقد و نوآوری؛ نقد و نوآوری؛ خبرگزاری ایسنا؛ ۱۶/۱۱/۸۴؛

درباره‌ی کرسی‌های نظریه‌پردازی؛ نظریه‌پردازی؛ شبکه‌ی ۴ سیما/ برنامه‌ی پرتو؛ ۳ اسفند ماه؛ صدا و سیما

علامه‌ی طباطبایی، موسس حکمت نوصدرایی؛ فلسفه اسلامی؛ خبرگزاری مهر؛ ۲۰ آبان ماه؛

درباره‌ی خوارج؛ خوارج؛ شبکه اول سیما؛ ۳ آبان ماه؛ صدا و سیما

 

 

ترجمه آثار:

فلسفه‌ی دین؛ مقاله؛ عربی؛ موسی ضاهر

فقه و چالش‌های آن؛ مقاله؛ عربی؛ دکتر محمدعلی آذرشب

فقه، چالش‌ها،‌ کاستی‌ها و بایستگی‌های معاصر؛ مقاله؛ عربی؛ دکتر سرور

موانع نواندیشی دینی؛ مقاله؛ عربی؛ دکتر سرور

پلورالیسم دینی و چالش معیار؛ مقاله؛ عربی؛ درج در مجله الوحده

انسان‌شناسی اسلامی؛ مقاله؛ انگلیسی؛ دکتر مُکری

مبانی مدارا؛ مقاله؛ انگلیسی؛ دکتر مُکری

اهداف و قواعد گفت‌و‌گوی تمدنی و دینی؛ مقاله؛ کروات

مباحثه با جان هیک؛ مقاله؛ انگلیسی؛ موسوی جشنی

دین و دنیای معاصر؛ مقاله؛ ارمنی؛ آبان ماه

تصویر اسلامی انسان، انگلیسی؛ مقاله؛ انگلیسی؛ آقایان نکودست و موسوی جشنی؛ درج در مجله دیالوگ ۵ / ۲۴/۸/۸۴،

فرجام قدسی تاریخ؛ مقاله؛ انگلیسی؛ آقایان نکودست و موسوی جشنی؛ درج در دیالوگ ۳ / بهار ۸۴،

موانع نواندیشی دینی؛ مقاله؛ عربی؛ آقای سرور؛ ۶/۹/۸۴

نقش دین در دنیای نو؛ مقاله؛ ارمنی؛ ۱/۹/۸۴

 

 

ملاقات‌های علمی و فکری:

گوستا و و مانوئل و آرایستگی بی‌سان رومان؛ اسپانیا؛ پژوهشگاه؛ ۷/۲/۸۴

صلاح عزالدین ؛ لبنان؛ تهران: پژوهشگاه؛ ۴/۲/۸۴

سید عمار حکیم؛ عراق؛ تهران، پژوهشگاه؛ ۲۶/۲/۸۴

عبدالباری راشد؛ افغانستان؛ تهران، پژوهشگاه؛ ۳۱/۶/۸۴

پروفسور رونالد ویچ؛ بوسنی؛ تهران، پژوهشگاه؛ ۲۸/۹/۸۴

پروفسور بشته؛ انگلستان؛ انگلیس، بیرمنگام؛ ۳/۱۱/۸۴،

شیخ مدحت؛ بوسنی؛ تهران، پژوهشگاه؛ ۱۵/۱۱/۸۴