خاطره آیت الله رشاد از سرودن نخستین اشعار

خاطره آیت الله رشاد از سرودن نخستین اشعار

در مقدمه مجموعه شعر قبسات(تماشای جمال) نیز اشاره کرده ام که شعر من از من ۱۴ سال جوان تر است! من از ۱۴ سالگی به سرودن شعر پرداختم، یعنی قریحه ام فعال شد و طبعم جوشید؛ آن اوان در تهران بعضی هیئات مذهبی بودند که در آنها شرکت می‌کردیم؛ هیئاتی بود و هست که از قدیمی های تهران هم به حساب می‌آید؛ در تهران چند هیئت وجود دارد که بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ سال قدمت دارند و فعال هستند یکی از آنها این هیئتی است که اشاره می‌کنم؛ هیئت بین الطلوعین در محله ما واقع در جنوب غرب تهران و سمت خیابان قزوین -خیابان عباسی آن زمان- واقع بود، بخشی از خیابان آسفالت نبود و معروف شده بود به عباسیِ خاکی، هیئات آنجا فعال بود؛ هیئت صبح های جمعه و بین الطلوعین بین اذان صبح تا طلوع آفتاب تشکیل می‌شد و منبری ها و مداح های خوبی می آمدند و برنامه‌های خوبی هم اجرا می‌شد؛ از جمله اینکه مرتب دعای ندبه هم قرائت می‌شد. تا زمانی که مرحوم کافی مجلسش فراگیر شد و مهدیه را در آن محله احداث کرد که ما هم دیگر به آنجا مراجعه می‌کردیم و بعد از آن اتفاقاً به خود مرحوم کافی هم نزدیک شدیم؛ ایشان مدرسه ای در همان محل مهدیه فعلی راه انداختند و تعدادی طلاب در سطوح مختلف به تلمذ و اساتیدی به تدریس مشغول شدند و به هر حال در این هیئت آمد و شد داشتیم و این هیئات در جهت گیری سروده های آن زمانی بنده که نوجوانی کم سن و سال بودم خیلی تاثیر داشت؛ آن زمان اشعاری را می سرودم که عمدتاً در مراثی و مدایح حضرات معصومین و اهل بیت علیهم السلام بود و این ادامه پیدا کرد؛ البته گرایش من از ابتدا به غزل بود و رفته رفته این جهت تقویت شد گرچه فراز و نشیب زیاد داشت؛ گاهی غزلیات من بسته به شرایط رنگ و بوی عرفانی و گاهی هم اجتماعی می گرفت!
وقتی برای ادامه تحصیل از تهران به قم عزیمت کردم سه سال اول بیشتر شعر گفتم؛ جهت آن این بود که در تهران که بودیم مرحوم پدرم -رضوان الله تعالی علیه- من را از شعر گفتن منع می‌کرد و می‌گفت: وقت خودت را صرف این کارها نکن و درس خودت را بخوان! گاهی به خاطر دارم که پنهانی و دور از چشم ایشان در اتاق خلوت مینشستم که ایشان حضور نداشتند شعر می‌گفتم ولی وقتی به قم رفتیم این محدودیت برداشته شد و به نوعی دو سه سال اول ورود به قم سرخود شدم و شعر زیاد گفتم؛(خنده)
در یکی از نوشته‌ها نیز آورده ام که آن سال‌ها به لحاظ کمّی بیشترین شعر را سروده ام؛ از جمله اشعاری که در آن ایام گفتم که ظاهراً آذرماه سال ۵۰ باید باشد؛ دو غزل است یکی غزل «حُسن جهان» که راجع به وجود مبارک حضرت امام حسن مجتبی(ع) است و دیگری غزل خورشید حق، که در شان نبی اکرم حضرت رسول(ص) سروده ام.

واکنش آیت الله رشاد به ترور دانشمند هسته ای دکتر محسن فخری زاده

واکنش آیت الله رشاد به ترور دانشمند هسته ای دکتر محسن فخری زاده

«دیپلماسی التماس»، نتیجه ای جز وقاحت دشمن در پی نداشته / خواست اصلی جامعه امروز انتقام سخت است
آیت الله علی اکبر رشاد در آغاز درس خارج امروز صبح، ترور دانشمند هسته ای کشورمان، دکتر محسن فخری زاده را محکوم کرد.

استراتژی نرمش ذلیلانه نتیجه ای جز وقاحت دشمن ندارد
آیت الله علی اکبر رشاد ضمن محکوم کردن ترور دکتر فخری زاده گفت: خبر هولناک و تاسف برانگیز ترور ناجوانمردانه دانشمند برجسته فیزیک هسته ای کشور، سردار پر افتخار، دکتر محسن فخری زاده، آن هم در محدوده پایتخت کشور، بسیار بسیار نگران کننده است؛ این فاجعه را به ساحت نورانی حضرت حجت(عج) که یکی از سربازان خود را از دست داده و نیز به محضر مبارک نایب بر حق آن حضرت، رهبر فرهمند، فرزانه و شجاع انقلاب و زعیم امت و عموم جامعه علمی و نخبگانی کشور و به همه مدافعان حریم حریت و استقلال و اقتدار میهن اسلامی و شاگردان، دوستان و دوستداران آن شهید بزرگوار خاصه خانواده معزز و معظم ایشان، عمیقاً تسلیت عرض می کنم.
رئیس شورای حوزهّای علمیه استان تهران افزود: این حادثه ی تلخ، هشدار بزرگی است؛ هشدار انتقال میدان نبرد و میدان کارزار به داخل مرزهای جمهوری اسلامی است. این واقعه نشان می‌دهد که دشمن در حال تغییر سیاست خویش و یا اعمال آن سیاستی که سال ها در پی محقق ساختن آن بود، هست؛ ما وقتی در کنار مرز ها و در بیخ گوش دشمن می جنگیدیم و خروش سلاح‌های مرگبار نیروهای مربوط و مرتبط با نظام ما گوش دشمن را کر و لرزه بر اندام آنها می‌افکند، او هرگز جرات نمی کرد که فعالانه به ما تعرض کند، اما وقتی از جبهه‌ها فاصله می گیریم، وقتی به جای نبرد عادلانه، عاقلانه، قهرمانانه و مقتدرانه با دشمن، به برخورد ضعیف و از موضع ضعف، ذلیلانه و ملتمسانه روی می‌آوریم، نباید انتظار نتیجه ای جز این را داشته باشیم؛ برخورد ذلیلانه و دیپلماسی التماسی ثمره و نتیجه قهری، طبیعی و حتمی جز اینکه دشمن قدم ها و فرسخ ها پیش بیاید و در عمق کشور ما علیه ما عملیات کند نخواهد داشت.

پیوند زدن امور خطیر کشور به تحولات آمریکا اشتباه نابخشودنی است.
مؤسس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با اشاره به ترور شهید سلیمانی تصریح داشت: وقتی بلافاصله بعد از شهادت سردار دلها، و سید الشهدای مقاومت، مقام عالی دیپلماسی کشور با ذلت التماس مذاکره می‌کند و پیام مذاکره به ترامپ می‌دهد و دشمن نیز آنچنان وقیحانه و از موضع قدرت و از موضع بالا پاسخ می دهد که ما نیاز به مذاکره نداریم، وقتی همه امور خطیر کشور به تحولات خارجی پیوند می خورد، وقتی یک انتخابات در کشور دیگری در آن سوی کره زمین رخ می‌دهد و یک مهره با مهره دیگر جابجا می شود بی آنکه ماهیت قضیه تغییر کند در حالی که ما از این سو پیام مذاکره، بلکه التماس مذاکره به دشمن منتقل می‌کنیم، آیا انتظار داریم نتیجه ای جز این فجایع داشته باشد؟
آیت الله رشاد همچنین گفت: وقتی ساده‌لوحانه تصور می‌کنیم که در نظام غدار و جبار آمریکا این مهره با مهره دیگر تفاوت می کند و می گوییم این بهتر از آن است و می گوییم با او ده ها سال است که دوستیم و رابطه داشتیم، وقتی دشمن با کمال وقاحت و طلبکارانه و با بی اعتنایی با ما برخورد می‌کند و ما در مذاکرات غیر علنی و در تماس ها نرمش، ضعف و سازش و ذلت نشان می‌دهیم، طبعاً نتیجه ای جز این نمی تواند داشته باشد.
زمانی که سردار شهید حاج قاسم سلیمانی به شهادت رسید عرض کردم، پس از شهادت سردار دل ها و لااقل تا وقتی که انتقام نهایی را از خصم غدار نگرفته‌ایم اصولاً پیام مذاکره به معنای پذیرش شکست و اظهار ذلت و ابراز ترس است؛ دقیقاً به معنای تسلیم در قبال دشمن است. تاسف‌بار که امروز در حوزه پایتخت، شاهد قدرتنمایی ولو ناجوانمردانه و دزدانه دشمن بشویم.
این استاد خارج حوزه های علمیه ضمن اشاره به کلام امیر مومنان در دعوت به جهاد و قتال با کافران گفت: در این کلام امیرالمومنین علی علیه السلام در خطبه ۲۷ نهج البلاغه که در اواخر عمر شریف خویش بعد از وقوع سه جنگ و سستی نیروها بیان داشته که فرمودند: « أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّهِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّهِ أَوْلِیَائِهِ وَ هُوَ لِبَاسُ التَّقْوَى وَ دِرْعُ اللَّهِ الْحَصِینَهُ وَ جُنَّتُهُ الْوَثِیقَهُ فَمَنْ تَرَکَهُ رَغْبَهً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ الذُّلِّ وَ شَمِلَهُ الْبَلَاءُ وَ دُیِّثَ بِالصَّغَارِ وَ الْقَمَاءِ وَ ضُرِبَ عَلَى قَلْبِهِ بِالْإِسْهَابِ وَ أُدِیلَ الْحَقُّ مِنْهُ بِتَضْیِیعِ الْجِهَادِ وَ سِیمَ الْخَسْفَ وَ مُنِعَ النَّصْفَ أَلَا وَ إِنِّی قَدْ دَعَوْتُکُمْ إِلَى قِتَالِ هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ لَیْلًا وَ نَهَاراً وَ سِرّاً وَ إِعْلَاناً وَ قُلْتُ لَکُمُ اغْزُوهُمْ قَبْلَ أَنْ یَغْزُوکُمْ فَوَاللَّهِ مَا غُزِیَ قَوْمٌ قَطُّ فِی عُقْرِ دَارِهِمْ إِلَّا ذَلُّوا فَتَوَاکَلْتُمْ وَ تَخَاذَلْتُمْ حَتَّى شُنَّتْ عَلَیْکُمُ الْغَارَاتُ وَ مُلِکَتْ عَلَیْکُمُ الْأَوْطَانُ ….»
بی‏تردید جهاد دری است از درهای بهشت که خداوند به روی ویژگان از دوستانش برگشوده است. آری، جهاد لباس برازنده پاکدامنی و پرهیزکاری، و زره امان بخش الهی، و سپر محکم اوست. آن کس که از جهاد بگریزد خداوند تن‏پوش ذلّت بر او پوشانَد، و در طوفان فتنه و بلا سقوط کند، و در زیر چکمه فلاکت خرد و زبون شود، و عقل خود را از دست دهد، و به کیفر فرار از جبهه، حق از او روی گردانَد، و سختی و مشقّت بر او فرود آید، و عدالت از او روی بر تابد. آگاه باشید که من شب و روز، و آشکار و نهان شمایان را به نبرد با اینان فراخواندم و گفتم پیش از آنکه به جنگتان آیند به جنگشان روید.
… به خدا سوگند، مردمی که در خانه‏هاشان نشینند تا دشمن به سراغشان آید، قطعاً ذلیل و خوار شوند. شما آن قدر امروز و فردا کردید و به این و آن پاس دادید تا سیل غارتگران، شما را درنوردید و شهرتان سقوط کرد. اینک لشکر معاویه به سرکردگی مرد «غامدی» به «شهر انبار» درآمده و «حسّان بن حسّان» فرماندار مرا کشته و سپاهیان شما را از مرزها گریزانده است. به من خبر رسیده که بعضی از لشکریان دشمن بر زنان مسلمان و دیگر زنانی که در پناه دولت اسلامند، هجوم برده و خلخال و دستبند و گردن بند و گوشواره آنان را به یغما برده‏اند، و هیچ مردی یاور و مدافع آنها نبوده جز ناله و التماس آنان به دشمن. آنگاه غارتگران باد به غبغب افکنده و بی‏آنکه کشته و مجروحی بر جای گذارند، باز گشته‏اند. فریاد از این سستی براستی مردن به از این ماندن. ای شگفتا و شگفتا به خدا سوگند، همدستی و همداستانی لشکر معاویه بر باطلشان، و جدایی و ناهماهنگی شمایان از حقّتان، دل را می‏میرانَد و لشکر اندوه را بر آدمی چیره می‏سازد…
در این حوادث نیز نیروها به فرمان آن بزرگوار وقعی ننهادند که فرمود باید دفاع کنیم باید هجوم کنیم، بهترین دفاع تهاجم است و اگر تهاجم نکنیم به ما تهاجم خواهد شد و تا زمانی که در موضع ضعف هستیم در موضع دفاع هستیم از حمله دشمن در امان نخواهیم بود می فرمایند که من شب و روز و پنهان و آشکارا شما را به قتال با معاویه و حکام شام دعوت کردم و به شما گفتم که باید با اینها بجنگیم؛ کسی اگر دشمن را به درون مرزها راه داد و خواست درون مرزها امنیت ایجاد کند و با آنها مقابله کند ذلیل خواهد شد؛
کلام معروف حضرت امیر(ع) در اینجاست که می فرمایند: اگر مرد مسلمان غیرتمندی از شنیدن خبر تعدی به زن مسلمان، و تعدی به زن کافر در پناه اسلام بمیرد نباید او را سرزنش کرد و چه بسا باید به او آفرین گفت. علی(ع) می فرمایند به غیرت من برخورد و هرکه غیرت دارد باید به غیرت او بر بخورد.

رد پای تفاهم رژیم صهیونیستی و رژیم یهودی صفت سعودی برای خلق این فاجعه
آیت الله رشاد با مطالبه از دستگاه های اطلاعاتی برای پیگیری این این فاجعه گفت: نتانیاهو نخست وزیر رژیم جعلی، غاصب و سفاک و کودک کش اسرائیل با ولیعهد مزدور یهودی صفت، بلکه یهودی نسبت سعودی ملاقات و تفاهم می کنند و به این سرعت تفاهم خود را عملیاتی می کنند. این عملیات نشان از هم نوع ترورهای صهیونیستی دارد هم نوع ترور های سعودی و تکفیری؛ گونه عملیات حکایت از این دارد که سعودی ها و صهیونیست ها با هم تفاهم و تعامل کرده و این فاجعه بزرگ را آفریدند. نوع عملیات دو وجهی است، هم به گونه‌ای است که صهیونیست ها شیوه دارند و هم به گونه تکفیری‌ها و سعودی‌ها. صهیونیست ها آنچنان عملیات می کنند که بتوانند فرار کنند و طراحی عملیات شان به نحوی است که بتوانند از صحنه بگریزند. شیوه تکفیری‌ها و سعودی‌ها انتحاری است و در این عملیات هر دو شیوه به کار گرفته شده و معلوم می‌شود که نیروهای وابسته به رژیم صهیونیستی و هم نیروهای وابسته به رژیم سعودی و وهابی و تکفیری حاکم بر سرزمین حجاز مستقیماً در این عملیات شرکت داشتند و اسف بار است که دستگاه‌های اطلاعاتی ما نتوانستند این قضیه را کنترل کنند و تاسف بارتر آن خواهد بود که بعد از این واقعه و فاجعه نیروهای ما نتوانند این عناصر را دستگیر کنند و نیروهای ما انتقام سخت نگیرند و با دشمن مقابله به مثل نکنند.

دادن پیام مذاکره مجدد به دشمن نتیجه ای جز ذلت نخواهد داشت.
آیت الله رشاد با اشاره به تعبیر امیرالمومنین که از همان دریچه ای که گزیده می شوید دوباره گزیده نشوید گفت: مذاکره جواب نداده و نمی دهد، این همه خسارت به کشور وارد شد چرا بعد از یک انتخابات پیام ملتمسانه مذاکره می دهیم تا دشمن اینچنین وقیحانه پیشروی کند و علی رغم اقتدار موشکی، با فقدان اقتدار دیپلماتیک، دشمن چنین جرئتی می کند حال اگر شما بر سر اقتدار موضوع موشکلی مذاکره و خلع سلاح بشویم آن موقع می بینید که چه بلایی بر سر مردم و کشور خواهد آمد از خدا بترسید. در مقابل تاریخ و پیش روی خدا باید پاسخگو باشید چرا ضعف نشان می دهید. تنها چاره غلبه بر دشمن اقتدار است: اقتدار علمی، اقتدار نظامی، اقتدار اقتصادی و اقتدار فرهنگی، و بدون اقتدار جبهه را باخته ایم؛ امروزه با وجود اقتدار موشکی دشمن اینطور جرات می کند که در مرکز کشور ما عملیات کند شما اگر چنین اقتدار تهدیدکننده‌ای نداشته باشید چه اتفاقی می‌افتد وقتی شما قدرت دارید و می توانید امروز حتی پایتخت دشمن را با خاک یکسان کنید اینگونه با وقاحت عمل می‌کنند اگر این امکان را از دست بدهید چه بلایی سر ما خواهد آمد؟ و بدون مواجهه بر اساس قاعده فقهی «مقابل به مثل» ما باید منتظر تکرار این فاجعه ها باشیم: « فَمَنِ اعْتَدَى عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَیْکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ: هر که به ستم بر شما تعدی و دست درازی کند به او به قدر ستمی که به شما رسانده است تعرض کنید، و از خدا پروا کنید و بدانید که خدا با پرهیزکاران است. (بقره/ ۱۹۴) این آیه و قاعده فقهی اصطیادشده از آن، مقابله بمثل ، شامل هم کمیت و حدود تعدی و مقابله بمثل با آن می‌شود و هم کیفیت و چگونگی مقابله بمثل، نوع سلاح، میران عمق مقابله بمثل، نحوه اجرای مقابله بمثل، مشمول قاعده است.

انتقام سخت خواسته امروز همه ملت ایران است/ ضرورت اقتدار نظامی برای دفاع
امروز خواسته اساسی ملت انتقام سخت و مقابله به مثل است. ما که دسترسی های فراوانی داریم ما که بیخ گوش دشمن حضور داریم ما که در نقاط حساس و خطیر رژیم‌صهیونیستی و رژیم سعودی و یهودی صفت، حضور داریم؛ ما که می توانیم مستقیماً به آنها ضربه بزنیم چرا انتقام‌ نگیریم؟ این یک خواسته ملی و تقاضای عمومی است که باید انتقام سخت گرفته بشود؛ برای ایجاد امنیت باید امنیت دشمن به خطر بیفتد دشمن اگر از ناحیه ما احساس امنیت کند امنیت ما را به مخاطره می اندازد. هم از نظر نوع و شیوه تعدی هم از حیث حد تعدی و نوع سلاحی که به کار می‌رود و به کار برده می شود باید مقاتله کرد: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ: در مقام مبارزه با آن کافران خود را مهیا کنید و تا آن حد که بتوانید از آذوقه و تسلیحات و آلات جنگی و اسبان سواری زین کرده برای تهدید و تخویف دشمنان خدا و دشمنان خودتان فراهم سازید. سوره مبارکه انفال /۶۰ »
باید تا می توانید در نهایت استطاعت و توان باید قوه و نیرو فراهم کنید هر گونه سلاحی که لازم است برای هدف دفاع برای ایجاد امنیت و برای ترهیب و ترساندن دشمن برای به عقب راندن دشمن و برای بازداشتن او نیاز باشد باید فراهم کنید این دستور صریح خداوند است. به حکم این آیه جمهوری اسلامی باید قوی ترین قدرت نظامی جهان بشود و از انواع سلاح ها و امکان ها و استعدادهای نظامی برخوردار بشود در نهایت توان و استطاعت باید به لحاظ نظامی قرار بگیرد تا اینکه دشمن خداوند و مردم از جمهوری اسلامی بترسد و البته این به این معنا نیست که لزوماً با اعمال و کاربرد هرگونه سلاحی که تولید بشود موافقیم، بلکه منظور این است که بسا به صرف اینکه ما بتوانیم سلاح های پیچیده و پیشرفته و حتی سلاح‌های غیر متعارف را به چنگ بیاوریم و آنها را در اختیار داشته باشیم دشمن دیگر جرات تعدی و تجاوز نخواهدداشت، و ما به هدفمان که ایجاد امنیت و بازدارندگی است رسیده‌ایم و مشکل حل شده است ما هرگز در صدد ایجاد جنگ نیستیم و هرگز از جنگ استقبال نمی کنیم هرگز نباید کشور را به سمت جنگ افروزی پیش برد!

داشتن توان نظامی به منزله جنگ افروزی و جنگ طلبی نیست
جمهوری اسلامی هرگز آغاز کننده جنگ نیست و ما هرگز در صدد برافروختن آتش جنگ در منطقه نیستیم چنان که عمل ما نشان داده است. عمل ما آن بوده تا اینجا که هرگاه دشمن آتش جنگ افروخت ما با اقتدار آن را خاموش کردیم این سیاست ماست و از این سیاست نباید دست بکشیم اما لازمه اعمال این سیاست و تحقق این سیاست این است که ما مقتدر باشیم سلاح های پیچیده و پیشرفته را هر چه که می‌خواهد باشد در اختیار داشته باشیم و بتوانیم اعمال این سیاست را بکنیم تا بتوانیم آتش جنگ را در منطقه خاموش کنیم و الا بدون اقتدار جمهوری اسلامی در منطقه شعله های جنگ شعله ور خواهد شد و منطقه را فرا خواهد گرفت و تا اینجا اگر امنیت نسبی وجود دارد و اگر بارها و بارها دشمن در جنگ افروزی علیه امت اسلامی در منطقه ناکام مانده این ناشی از اقتدار جمهوری اسلامی و نیروهای ما بوده و ما هرگز جنگ طلب نیستیم. تولید سلاح و داشت سلاح و ایجاد اقتدار نظامی اقتدار دفاعی هرگز به معنای جنگ طلبی و جنگ افروزی نیست و بلکه به این معناست که با حضور مقتدرانه جلوی جنگ‌ها و جنگ افروزی ها را بگیریم.
اینکه آنها دانشمندان هسته‌ای ما را مورد حمله قرار می دهند و درصدد نیستند که دیپلمات‌های ما را مورد هجوم قرار دهند این نشان می دهد که نقطه ضعف دشمن در این نقطه است و نقطه قوت ما از اینجا فراهم می شود. به هر حال باید تاسف خورد که چنین فجایعی را شاهد هستیم و در عین اقتدار و در اوج اقتدار چنین مظلوم هستیم؛ امیدواریم که از این حوادث مسئولینی که مشی آنها مماشات است و شیوه آنها دادن پیام ضعف به دشمن و رویه آنها التماس مذاکره است متنبه شوند و بیش از این به کشور لطمه نزند. بایدن و ترامپ از یک قماش هستند، استراتژی آنها یکی است تاکتیک آنها متفاوت است نگویین این دو با هم متفاوت اند ذاتاً یکی هستند هیچ تفاوتی با هم نمی‌کنند امید به آنها نبندید دل به بیرون نبندید دل در گرو دشمن نداشته باشید دشمن دشمن است بلکه می‌خواهد باشد، به درون برگردیم به توانایی ها و ظرفیت های داخلی اعتماد کنیم اقتدار اقتصادی، اقتدار نظامی، اقتدار علمی و اقتدار فرهنگی را در کشور دامن بزنیم و توسعه بدهیم و عمق ببخشیم.

خاطرات استاد

خاطرات استاد

توفیق درک محضر آیت الله میرزا علی مشکینی اردبیلی

خاطره آیت الله رشاد از سرودن نخستین اشعار

خاطرات استاد رشاد از آیت الله محمد یزدی

خاطره آیت الله علی اکبر رشاد از تحقیق گروهی “آیات اعتقادی قرآن”

خاطره تظاهرات به مناسبت شهادت آیت الله حسین غفاری در سال ۵۳

خاطرات آیت الله رشاد از آیین عمامه گذاری به دستان مبارک آیت الله العظمی سیدمحمدرضا گلپایگانی

توفیق درک محضر آیت الله میرزا علی مشکینی اردبیلی

توفیق درک محضر آیت الله میرزا علی مشکینی اردبیلی

یکی از توفیقات تکرار ناشدنی حقیر درک محضر حضرت آیت الله العظمی میرزا علی مشکینی اردبیلی بود؛ البته چه بسا خیلی ها نمی دانند که نام شریف شناسنامه ای ایشان علی اکبر فیض است؛ ما هم درس فقه ایشان را در سال های ۵۴ و ۵۵ هرچند نه خیلی طولانی حضور یافتیم که ایشان فقه زکات می فرمودند، هم دروس اخلاق ایشان را حضور پیدا می کردیم که چهارشنبه ها در مسجد اعظم قم برگزار می شد و بسیار شلوغ و پر رونق بود؛ هم متناوباً درس تفسیر داشتند که درک می کردیم و یا به محضر ایشان می‌رسیدیم. بسیار از وجود نورانی، مبارک و پر فروغ ایشان بهره می‌بردیم؛ ایشان به لحاظ فقهی عنصر بسیار پر ذوقی بود و از قریحه بسیار خوبی در فهم منابع و مصادر فقه برخوردار بود و خاصه اهتمام خاصی به فهم حدیث داشت. در اصول بسیار با ذوق بود. کتب فقهی و احیاناً اصولی ایشان هر یک ارزشمند است؛ در میان این آثار کتاب اصطلاحات الاصول ایشان که بسا خیلی ها به اهمیت و ارزش این کار کمتر توجه می‌ کنند کتاب بسیار با ارزشی است گرچه کتاب ساده‌ای است و کتاب سردستی برای طلاب به حساب می‌آید اما در این کتاب ایشان یک دوره اصول را بسیار پاکیزه و منقح و عمدتا متکی به آراء اصحاب و آراء مشهور تنظیم کرده و خود یک کتاب اصولی بسیار با ارزش است و نشان دهنده ذوق ایشان در معجم نگاری، گزیده سخن گفتن و گزیده مطلب نوشتن است و انصافاً ایشان توانسته توان و قدرت خویش را در نگارش یک فرهنگ نامه فنی نشان دهد؛ این در حالی است که فرهنگ نامه نویسی چندان در حوزه متعارف و معمول نبوده و نیست اما ایشان این هنر را داشته و این کتاب ارزشمند را به این ترتیب نوشته است؛
جلسات درس اخلاق مرحوم آیت الله میرزا علی مشکینی هم محفل انس و محفل حالی بود، واقعا جلسه تحول بود، کمتر کسی بود که در مجلس اخلاق ایشان حضور پیدا کند و از کلمات ایشان متأثر نشود و کمتر کسی بود که اشکش جاری نشود منفعل و منقلب نگردد. هنگامی که در جلسات اخلاق ایشان حضور پیدا می‌کردیم دست‌کم تا جلسه بعد اثر این درس باقی می ماند یعنی لااقل به اندازه یک هفته انسان احساس مصونیت می کرد احساس صفای باطن می کرد و به طور قهری و وضعی آثار کلمات ایشان تا جلسه بعد باقی می‌ماند؛ سر این تاثیرگذاری التزام شخصی ایشان به آن چیزی بود که می گفت یعنی مرحوم آیت الله مشکینی خود مجسمه اخلاق بود مجسمه ارزش‌ها و فضایل اخلاقی و مجسمه تقوا، اخلاص و تواضع بود؛ آنچه را که به مثابه مطالب اخلاقی از فضایل بیان می‌کرد و در نقد رذائل ذکر می فرمود خود کاملاً به آنها توجه داشت یعنی به فضایل کاملاً مجهز و متخلق بود. راز تأثیرگذاری ایشان بر طلبه‌ها و اشتیاق طلاب به حضور در محفل اخلاقی ایشان این بود که چون عامل بود فوق العاده و به نحو کاملا محسوس و مشهودی کلمات ایشان بر انسان تاثیر می گذاشت.
افسوس که جای امثال ایشان امروز در حوزه‌های علمیه خالی است و مخصوصاً در این مقطع به شدت دچار خلا هستیم و زمانی بزرگانی در حوزه بودند مجسمه اخلاق بودند مجتهد اخلاق بودند و اخلاق را مجتهدانه برای طلبه‌ها بیان می‌کردند اما مع الاسف امروز جای چنین شخصیت ها و اشخاصی در حوزه‌های علمیه خالیست.

تنظیم برنامه تهذیبی از مهمترین امور و واجب شرعی برای طلاب است

تنظیم برنامه تهذیبی از مهمترین امور و واجب شرعی برای طلاب است

توصیه های مشفقانه آیت الله رشاد به طلاب جوان

آیت الله علی اکبر رشاد در یادداشتی شفاهی بنا به درخواست مخاطبان و علاقمندان به توصیه های اخلاقی، اعتقادی و علمی و عملی پرداخته اند که در ادامه می خوانید:

اهمیت عالم بر عابد از نگاه دین
بسم الله الرحمن الرحیم. طلاب عزیز باید به اهمیت وجودی و صنفی خود توجه لازم را داشته باشند؛ طلاب در مسیر علم و تقوا طی طریق می کنند و انشاءالله روزی به عالم دین بدل خواهند شد؛ که هیچ چیز، هیچ کس و هیچ صنفی با یک عالم دینی قابل مقایسه نیست؛ حتی اگر کسی اهل تعبّد و تهجّد بوده و روزگاری به قیام و صیام می‌گذرانده و یک سره کار او عبادت است هرگز با یک عالم دین مقایسه نمی شود؛ پیامبر اعظم(ص) نیز فرمودند: “وَ الّذی نَفسُ مُحَمَّدٍ بِیَدهِ ! لَعالِمٌ واحِدٌ أشَدُّ عَلى إبلیسَ مِن ألفِ عابِدٍ ؛ لأِنَّ العابِدَ لِنَفسِهِ و العالِمَ لِغَیرِهِ: سوگند به آن که جان محمّد در دست اوست، هر آینه وجود یک عالم براى ابلیس سخت تر از هزار عابد است؛ زیرا عابد به فکر خویشتن است و عالم در اندیشه دیگران.(کنز العمّال : ۲۸۹۰۸)” علت این است که عابد در اندیشه خویش است و فقط به خویشتن فکر می‌کند ولی عالم به دیگران می‌اندیشد و یک عالم ممکن است هزاران نفر را نجات دهد ولی عابد اگر اعمالش موجب نجات او شود تنها یک نفر که خود اوست را نجات خواهد داد.
یک طلبه برای اینکه که به مراتب عالی و مقاصد بلندی که در ذهن و در سر دارد دست پیدا کند باید با بصیرت حرکت کند و بدون بصیرت حرکت کردن نه تنها مفید نیست که قطعاً مضر است؛ اگر کسی با شناخت و با درک درست مسیر و مقصد عمل کند فوق العاده موفق خواهد بود اما اگر بصیرت نبود و مشعلی فرارو و فرا راه او قرار نداشت و نفهمید از کجا و به کجا باید برود چنین کسی ره گم می‌کند و حال او بدتر از کسی است که هنوز جتی وارد راه هم نشده است؛ کسی که وارد راه نشده و راه نمی رود درجا می‌زند و در یک جا می‌ماند اما کسی که راه می‌رود اما چراغی ندارد، اما مقصدی پیش رو و در نظر ندارد، این فرد از کسی که در مسیر ایستاده یا نشسته وضع وخیم تری دارد چرا که او منحرف خواهد شده از جاده جدا خواهد شد و کسی که از راه دور افتاده و از جاده جدا شده وضع او بدتر از کسی است که هنوز راه نیفتاده و هنوز وارد جاده نشده است.

بصیرت، چراغ راه عالمان دینی
از حضرت امام صادق علیه السلام نقل است که می فرمایند: “العامِلُ عَلى غَیرِ بَصیرَهٍ کَالسّائِرِ عَلى غَیرِ الطَّریقِ، لا یَزیدُهُ سُرعَهُ السَّیرِ إلّا بُعداً؛ کسى که بدون بینش عمل کند، همچون کسى است که در بیراهه مى رود. چنین کسى، هر چه تندتر برود،[از راه] دورتر مى شود.( کلینی، کافی، ج ۱، ص ۴۳)”
کسی که بدون بصیرت و آگاهی عمل می‌کند و کاری انجام می دهد مثل کسی است که در غیر راهی که باید میرفت راه می‌رود، کسی که در مسیر دیگری و در یک راه گم گشته حرکت می کند چنین کسی مرتب از مقصود و از مقصد فاصله می‌گیرد و هر مقدار هم شتابش بیشتر باشد فاصله او نیز بیشتر خواهد شد! چنین کسی هر مقدار سرعت خود را زیاد کند فاصله اش را با هدف و مقصد اصلی بیشتر می کند و لذا شرط مهم دیگری که برای طلاب عزیز لازم است، بصیرت است. تصور کنید اگر بصیرت نبود ما چه چیزی از معرفت به کف می آوردیم و آنچه به دست می‌آوریم به چه کار ما می آمد؟ گاه معرفت و علم بدون بصیرت می‌تواند خطرساز باشد؛ کسی که فاقد علم است خطرش کمتر از کسی است که واجد علم است ولی فاقد بصیرت است! در طول تاریخ تجربه های تلخی از این دست انسان ها داشته‌ایم که علم داشته‌اند، عمل نداشتند و خطرناک بودند. علم داشته‌اند ولی بصیرت نداشتند و چه بسا خطرناک تر بودند؛ چوه خوب گفت شاعر که: چو دزدی با چراغ آید، گزیده تر بَرَد کالا.

از برنامه ریزی تا ارزیابی
یکی از توصیه‌های اساسی بنده حقیر این است که انسان باید هم برنامه داشته باشد و هم کارنامه؛ و برای هر بُرهه زمانی خودش، در یک بازه طولانی مثل تمام عمر باید برنامه داشته باشد؛ اینکه چه برنامه‌ای دارد و نهایتاً به چه کارنامه‌ای می خواهد دست پیدا کند؟ مثلاً در این مقطع از عمر در دوره نوجوانی، جوانی، میانسالی و در دوره کهنسالی چه برنامه‌ای دارد و به چه کارنامه‌ای باید دست پیدا کند؟ اینکه هر سال برنامه من و کارنامه من چیست؟ این ماه، این هفته و امروز برنامه من چیست تا اینکه کارنامه آخر روز من چگونه باید باشد؟
بنده خود عادت دارم که اول هر سال، یک برنامه سالانه تنظیم می کنم! اینکه دقیقاً در محورهای مختلف بناست امسال چه کنم؟ مثلاً در زمینه تحقیق چه کنم در زمینه تدریس، در زمینه تالیفات و در زمینه تهذیب و اخلاقیات چه کنم؟ در زمینه مدیریت، در زمینه ارتباطات و فعالیت‌های اجتماعی چه کنم؟ راجع به همه عرصه‌ها حدود ۱۸ محور را در برنامه کاری خود دارم که نوعاً آخر سال قبل و یکی دو روز آخر تعطیل سال مهمترین کاری که می کنم تهیه کارنامه سال قبل و تنظیم برنامه سال بعد است و برنامه‌های خود را داخل تقویم می‌نویسم و بعد هر از چندی هر برنامه‌ای که اتفاق افتاده و تحقق پیدا می‌کند را علامت می زنم و معلوم می شود که انجام داده‌ام و تاریخ میزنم و در پایان سال مرور می کنم تا ببینم آنچه که به عنوان برنامه پیش‌بینی کرده بودم کدام یک محقق شده، چقدر محقق شده و احیاناً چه برنامه‌هایی بر برنامه‌ای که در آغاز سال تنظیم کرده بودم افزوده شده است؟ در نهایت جمع بندی می کنم و نمره ای به خود می دهم و کمّی و کیفی این ها را تنظیم می‌کنم که بر فرض چند صد ساعت در مجموعه دروسی که از فقه، اصول، حکمت و مباحث دیگر که حسب برنامه در دستور کار داشتم چند ساعت تدریس کرده‌ام چند ساعت تحقیق کرده‌ام چند ساعت کار اجرایی کرده‌ام؟ همه اینها را جمع می زنم!

ریزبینی و نکته سنجی اولویت اصلی برنامه ریزی
البته برنامه من به این ترتیب است که تقویم کنار دست خود را که بالغ بر ده سال از وان نوت(برنامه کامپیوتری) استفاده می‌کنم و قبل از آن نیز از تقویم های کاغذی فیزیکی استفاده می کردم. هر کاری که می کنم اولاً از قبل نوشته‌ام و اگر پیش آمد اضافه می کنم و ثانیاً ساعت کار را درج می‌کنم، ثالثاً میزان ساعتی که صرفاً شده را نیز می‌نویسم. یعنی اگر کسی به تقویم من چه کاغذی چه کامپیوتری مراجعه کند، خواهد دید که چه ساعتی مطالعه کردم چه ساعتی جلسه داشتم چه ساعتی ملاقات چه موقع سخنرانی چه موقع تدریس کرده‌ام، همچنین جلوی هر یک از آنها حتی ساعت صرف شده را هم دقیق یادداشت می کنم. مثلاً اگر تالیف دارم و کتابی می نویسم هر روز هر مقدار وقتی که صرف می‌کنم را دقیق می نویسم در نتیجه تمام فعالیت هایی که انجام می دهم هم زمان اجرای آن ثبت شده و هم میزان وقتی که صرف آن شده را ثبت کرده‌ام؛ یعنی اگر کسی از من سوال کند ۴۰ سال پیش در فلان ماه، فلان روز و ساعت چه میکردید خیلی راحت می‌توانم به شما بگویم که مثلاً فلان ساعت مشغول مطالعه یا تدریس بودم یا ملاقات بودم یا در جلسه بودم یا امر دیگری و همه اینها ثبت شده است، در نتیجه می‌توانم آخر سال بگویم که برای هر کاری چند ساعت وقت گذاشته ام و چه میزان کارم پیش رفته است و یک نوع ارزیابی از اینکه آیا پسرفت نداشته‌ام؟ چرا که کسی که متوقف است به تعبیر روایات مغبون است یعنی امروزش با دیروزش برابر است در واقع مغبون است و به یک معنا پسرفت می‌کند برای که امروز پیشتر از دیروز است باید پیشرفته تر از دیروز بوده باشد اگر کسی دو روزش مساوی بود ضرر کرده است نه اینکه مساوی مانده و خوب است! اصلا مساوی معنی ندارد اگر امروز با دیروز مساوی است یعنی به اندازه یک روز عقب مانده است. اگر حتی برابر با دیروز هم کار کرده باشیم هنوز پیش نرفته ایم و مساوی هستیم و اگر کسی آینده‌اش بدتر از گذشته اش باشد به تعبیر روایات این فرد ملعون است اگر افزوده ای ندارد این فرد دچار نقصان است؛ این حدیث که به عبارات مختلفی از حضرات معصومین به ویژه حضرت امام کاظم(ع) نقد شده بسیار فوق العاده است که می فرمایند: “مَن استَوى یَوماهُ فَهُوَ مَغبونٌ و مَن کانَ آخِرُ یَومَیهِ شَرَّهُما فَهُوَ مَلعونٌ و مَن لَم یَعرِفِ الزِّیادَهَ فی نَفسِهِ فَهُوَ فی نُقصانٍ و مَن کانَ إلَى النُّقصانِ فَالمَوتُ خَیرٌ لَهُ مِنَ الحَیاهِ؛ ‏کسى که دو روزش با هم برابر باشد، زیان کار است. کسى که امروزش بدتر از دیروزش باشد، از رحمت خدا به دور است. کسى که رشد و بالندگى در خود نیابد، به سوى کاستى‏‌ها مى‏‌رود و آن که در راه کاستى و نقصان گام بر مى‏‌دارد مرگ برایش بهتر از زندگى است.( بحارالأنوار، جلد ۷۸، صفحه۳۲۷).”
کسی که دو روزش برابر است ضرر کرده است نه اینکه بگوییم خوب مساوی است! چراکه زمان از دست رفته، زمان سرمایه است، زمان سیال و سیار است و مرتب کم می شود، اگر کسی روز دومش از روز او لش از خیر کمتری برخوردار است دچار شر است چنین کسی نه مغبون بلکه ملعون است و از رحمت خدا به دور است. اگر کسی در خودش افزوده نبیند در روز بعد چیزی نسبت به روز قبل نیافزوده باشد چنین کسی ضرر کرده است؛ مضمون سوره مبارکه والعصر هم همین است انسان همواره در حال ضرر کردن است همینطور که نشسته باشد و هیچ کار بدی هم از او سر نزند دارد ضرر می‌کند، استثناء فقط کسانی هستند که مومن هستند و عمل صالح انجام می دهند و خود صبورند و دیگران را نیز به حق دعوت می‌کنند: الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات…
یعنی دیگران را به حق دعوت و آنها را به مقاومت توصیه می کنند و الا انسان در حال عادی ضرر می‌کند اگر نفع نکند که امروز نسبت به دیروز فراتر نرود در حال ضرر است، چقدر لحن این روایت تکان دهنده است کسی که رو به نقصان می‌رود اگر زیاده ای در خود نبیند در حقیقت دچار کاستی و نقصان است و بعد می فرماید کسی که دچار کاستی و نقصان است مرگ برای او بهتر از زندگی است چون در زنده ماندن ضرر می کند اگر از دنیا برود لااقل دیگر ضرر نمی‌کند و به همان جایی که رسیده در همان جا متوقف می‌ماند؛ الا ایحال در بین همه این برنامه ها مهمترین برنامه، برنامه برای تهذیب نفس برای خودسازی و برای ته تخلیه و تحلیه است اینکه انسان از رذائل خود را تهی کرده و به فضایل خود را آراسته کند این مهم‌ترین است.

ضرورت برنامه ریزی تهذیبی برای درمان خویشتن
باید بنشینیم کلاه خود را قاضی کنیم خودِ خودمان را رو به روی خودمان بنشانیم و به حال و وضعیت خودمان نگاه کنیم نقاط ضعف خود را ببینیم برای نقاط ضعف درمان و نسخه بپیچیم؛ الانسان علی نفسه بصیره: انسان خودش دکتر و پزشک خودش است هر کسی درد خودش را بهتر از دیگری می شناسد و حتی هر کسی درمان درد خود را بهتر از دیگران تشخیص می‌دهد و خودش برای خود باید نسخه بیبچد. نسخه روزانه، هفتگی، ماهانه و سالانه و عمری و بنویسد که من بناست الان که ماه رمضان بوده و محیط معنوی با حال و هوای معنوی بوده چه چیزی به دست آورده ام و بگوید که خوب حالا اینها را که به دست آوردم چگونه باید حفظ کنم تا خودم را به ستون بعدی و به ماه رمضان بعدی برسانم؟ لهذا تنظیم برنامه به طور کلی لازم و به تعبیری واجب و به تعبیری واجب شرعی و فقهی است و در این میان تنظیم برنامه تهذیبی مهم تر از سایر برنامه‌هایی است که انسان باید برای خود تهیه و تنظیم کند.

دلبستگی به دنیا آثار وضعی زیادی برای انسان دارد

دلبستگی به دنیا آثار وضعی زیادی برای انسان دارد

به گزارش خبرنگار اندیشه خبرگزاری شبستان، آیت‌الله «علی‌اکبر رشاد» پیش از آغاز درس خارج فقه که در حوزه علمیه امام رضا(ع) به صورت مجازی برای طلاب این حوزه علمیه برگزار شد، گفت:‌ کسی که قلب او شیفته و مایل به حب دنیا باشد سه چیز غم، حرص و آرزوهای دراز از قلب او جدا نمی‌شود.

وی افزود: کسی که به این عالم مادی دلبستگی داد باید بپذیرد که این حالت برای او آثار وضعی دارد.

آیت‌الله رشاد با تاکید بر اینکه هر کس به دلبسته دنیا باشد سه چیز با قلب او قرین است، عنوان کرد: یکی از آنها هم و غمی است که هیچ وقت تمام نمی‌شود؛ این هم و غم بیهوده همواه با او می‌ماند.

رئیس شورای سیاستگذاری حوزه‌های علمیه ادامه داد: هر کس دلبسته دنیا باشد روزی شاید سر عقل بیایید به گذشته خود و نتایج دلبستگی به دنیای فانی فکر و اندیشه کند و درباره آنچه که باید برای آخرت به دست می‌آورده و به دست نیاورده دچار حسرت شود.

تولیت حوزه علمیه امام رضا(ع)‌ بیان کرد: انسان عاقل باید سرمایه عظیم عمر را خرج به دست آوردن کمال، ورع، تقوا، علم، معرفت، خدمت به بندگان خدا و عبادت کند، اما شخص دلبسته دنیا چنین نمی‌کند به همین دلیل برای از دست دادن سرمایه بزرگ عمر همواره غمناک و محزون خواهد ماند.

 وی با بیان اینکه در طبیعت هر انسانی حرص وجود دارد، ابراز کرد: انسان عاقل، باتقوا و مدیر حرص دنیا را به اندازه لازم و نه بیش از حد در نظر می‌گیرد.

آیت‌الله رشاد افزود: انسان دلبسته دنیا همواره و پیوسته گرفتار حرص است، چون در این دنیا هرچه به دست آورد باز آرزوی فراتر از آن را دارد، بنابراین عطش به دست‌آوردن‌ها یکی پس از دیگری او را آزار می‌دهند.

رئیس شورای سیاستگذاری حوزه‌های علمیه با بیان اینکه انسان وابسته دنیا گرفتار آرزوهای طول و دراز می‌شود، خاطرنشان کرد: آرزوهای طول و دراز همواره همراه انسان است و تمام شدنی نیست، انسان با آرزوهای دور و دراز همواره در حال آزار و اذیت خود است.

بیانات مقام معظم رهبری پیرامون آیت الله علی اکبر رشاد

بیانات مقام معظم رهبری پیرامون آیت الله علی اکبر رشاد

خیلی خوشحالم از زیارت این مجموعه با ارزشی که الحمدلله به همت جناب آقای رشاد و همکارانشان بوجود آمده. من امروز فهرست نام شریف آقایان را که نگاه می‌کردم خیلی خوشحال شدم از جهت این‌که دیدم نام‌های برای من شناخته شده‌ای که یا با خودشان آشنا هستم یا با آثارشان تا حدودی آشنا هستم، اسمشان را در بالای مقالات و کتاب‌ها دیدم در این فهرست جمع آقایانی که تشریف آورده‌اید هست. باید خدا را شکر کنیم و از جناب آقای رشاد هم صمیمانه باید تشکر کنیم. ایشان همت کردند و زیر این بار سنگین شانه‌شان را گذاشتند و امروز الحمدلله یک مجموعه خوبی تشکیل شده و شخصیت‌های با ارزشی و استعدادهای درخشانی و سلیقه‌های خوبی در نگارش و در انتخاب موضوع انسان می‌بیند…. اینکه آقای رشاد حفظه الله می‌فرمایند ما یک جبهه جدیدی شدیم، خیلی خوب است. این احساس، احساس بسیار خوبی است. این جبهه را با داهیه‌های خودش مشخص کنید و این را گسترش دهید.

بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / دیماه ۱۳۷۵

رفتار صوفیانه مورد تأیید اسلام نیست

رفتار صوفیانه مورد تأیید اسلام نیست

به گزارش خبرنگار مهر، آیت‌الله علی اکبر رشاد، صبح امروز در جلسه درس خارج که در مدرسه علمیه امام رضا (ع) برگزار شد، اظهار داشت: امام علی (ع) در فرازی از کلمات قصار نهج البلاغه می‌فرمایند: مرارت، سختی و دشواری دنیا شیرینی آخرت است و شیرینی دنیا تلخی آخرت محسوب می‌شود.
رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در ادامه ابراز کرد: حضرت در این کلام نورانی و عمیق نسبت دنیا و آخرت را تعریف می‌کنند، اینکه چه نسبتی بین رفتار دنیوی و حالت اخروی برقرار است.
تولیت مدرسه علمیه امام رضا (ع) به چگونگی عمل و رفتار انسان با دنیا اشاره کرد و گفت: یکی از روابط اربعه اصلی که انسان با آن مواجه می‌شود رابطه او با دنیا است اینکه انسان با دنیا باید چگونه رفتار کند و چه عملی انجام دهد تا آخرتی آباد داشته باشد، طبق صریح روایات؛ این دنیا مزرعه آخرت است.
رئیس شورای سیاست گذاری حوزه‌های علمیه استان تهران ادامه داد: اگر دنیا کشتگاه واپسین است پس باید انسان با تلاش و کوشش به کاشت و داشت بپردازد تا بتواند در قیامت به برداشت حاصل موفق شود.
آیت الله رشاد از دنیا به عنوان عالم پست یاد کرد و اظهار داشت: انسان با تلاش، تدبیر و تحمل شدائد می‌تواند از این دنیای پست در جهت تکامل و اعمال صالحه بهره ببرد و آخرتی آباد داشته باشد.
وی با بیان اینکه تلخی دنیا حلاوت آخرت است، خاطرنشان کرد: این کلام به آن معنا نیست که تلخی بی ثمر و بیهوده ارزشمند است بلکه مقصود آن است که اگر انسان در این دنیا برای آخرت سعی و تلاش کند به آسایش اخروی نائل می‌شود.
این استاد برجسته حوزوی در پایان خاطرنشان کرد: اسلام دین دنیا گریز نیست بلکه دین دنیا گر است؛ اسلام هرگز کسی را تشویق نکرده که تارک دنیا شود و در کنجی بنشیند و از مواهب دنیا بهره نبرد بلکه آدمی را دعوت می‌کند تا دنیاگر باشد دنیاگرایی که در راستای آخرت است، دنیاگرایی در اسلام مذموم اما دنیاگری در راستای آخرت ممدوح است.

در منظر دیگران

در منظر دیگران

آیت الله العظمی خامنه ای(دام ظله العالی):
خیلی خوشحالم از زیارت این مجموعه با ارزشی که الحمدلله به همت جناب آقای رشاد و همکارانشان بوجود آمده است. باید خدا را شکر کنیم و از جناب آقای رشاد هم صمیمانه باید تشکر کنیم. ایشان همت کردند و زیر این بار سنگین شانه‌شان را گذاشتند و امروز الحمدلله یک مجموعه خوبی تشکیل شده و شخصیت‌های با ارزشی و استعدادهای درخشانی و سلیقه‌های خوبی در نگارش و در انتخاب موضوع انسان می‌بیند…. اینکه آقای رشاد حفظه الله می‌فرمایند ما یک جبهه جدیدی شدیم، خیلی خوب است. این احساس، احساس بسیار خوبی است. این جبهه را با داهیه‌های خودش مشخص کنید و این را گسترش دهید.

بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / دیماه ۱۳۷۵

_________________________________________________________________________________________________

حجت الاسلام والمسلمین استاد عبدالحسین خسروپناه:
آیت الله رشاد شخصیتی است که علاوه بر توان علمیِ شخصی و انگیزش نظریه پردازی و دغدغده های فردی نسبت به نظریه پردازی و تولید علم، دغدغه مدیریتی نیز دارد و تلاش می کند در جبهه انقلاب اسلامی نوآوری و تولید علم شکل بگیرد؛ به تعبیر دیگر اگر جبهه انقلاب را مشتمل بر شبکه های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی بدانیم، استاد رشاد نقش کلیدی در شبکه فکری انقلاب اسلامی به ویژه در دو دهه اخیر داشته است.
ممکن است برخی کار مدیریتی انجام دهند اما خود اهل اندیشه و نظریه پردازی نباشند اما آیت الله رشاد در کنار مدیریت، دغدغده های فکری هم دارد و به دنبال آنها می رود و با روش اجتهادی و استدلالی به مباحث پاسخ می دهد. برای مثال اینکه ایشان درباره «فلسفه فرهنگ»، «علم دینی»، «نظریه فطرت» و «منطق فهم دین» تحقیق و نوآوری داشته، نشان می دهد استاد رشاد در پی تحول در حوزه دانش و معرفت بوده و است.

بیشتر بخوانید

_________________________________________________________________________________________________

حجت الاسلام والمسلمین علیرضا قائمی نیا:
استاد رشاد همواره سفارش می کند که جلوتر از زمان باشید و بحث های مختلف حوزه های فکری را دنبال کنید. این نشان می دهد که ایشان دنبال نوآوری است و در برخی زمینه ها مطالب و اندیشه های نویی دارد.
در گستره هایی چون کلام، بحث های اجتماعی و مقوله فرهنگ در سال های اخیر توجه بیشتری داشته و بعد از اینکه وارد شورای عالی انقلاب فرهنگی شد، بسیار جدی در مورد مساله فرهنگ و فلسفه فرهنگ، مداقه و مطالعه دارد. یکی از مسایلی که در مورد ایشان باید بیان کرد، این است که نگاه انتقادی مثبت دارد. از سوی دیگر بسیار خوش ذهن است. به خاطر می آورم در جلساتی که در گذشته تشکیل می شد با اینکه در حوزه مباحث علوم شناختی مطالعات گسترده‌ای نداشتند اما از ذهن بسیار تیزی برخوردار بودند…
بیشتر بخوانید

_________________________________________________________________________________________________

حجت الاسلام دکتر ابوالفضل ساجدی:
استاد رشاد افزون بر فعالیت های اجرایی و مدیریتی، در مسیر شکوفایی اندیشه های اسلامی در رشته های گوناگون از جمله فلسفه دین،‌ آثار علمی مهمی هم تولید کرده است. از جمله آثار متعدد ایشان کتاب «منطق فهم دین» است که نظریه روش شناسی اکتشافِ گزاره ها و آموزه های دینی را طرح و تبیین می کند. علاوه بر این، دیدگاه ایشان در کرسی های نظریه پردازی مورد بررسی و تایید قرار گرفته و در دانشگاه های متعددی نیز مورد توجه بوده است. لذا ایشان هم در بُعد نظری، تالیف و تحقیق و هم در پژوهشگاه تحتِ اشراف خویش گام های بلند علمی را در مسیر فلسفه دین اسلامی برداشته است.
بیشتر بخوانید

_________________________________________________________________________________________________

حجت الاسلام والمسلمین حبیب الله غفوری:
شخصیت های فرهیخته ای مثل ایشان که در مکتب امام خمینی(ره) رشد کرده اند، درباره حوزه انقلابی دیدگاهی خاص دارند با این مبنا که دین نه تنها از سیاست جدا نیست بلکه سیاست ما عین دیانت ما و دیانت ما عین سیاست ما است و مجموعه دین و مکتب الهی اسلامی مرکب است از مجموعه طرح ها و برنامه ها برای زندگی بشر؛ یعنی همانطور که مباحث علمی، اجتماعی، فرهنگی، ارتباطات اجتماعی و … مطرح است و تکالیف فردی جمعی و حقوق و مباحث اقتصادی در لابلای آیات قرآن و روایات پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) بیان می شود، سیاست هم مورد تاکید است؛ لذا اینکه پیامبر(ص) با ورود به مدینه حکومت تشکیل دادند و مدینه النبی(ص) مرکز اولین حکومت بعد از نزول وحی و بعثت رسول خدا(ص) قرار گرفت، معنایی جز همراهی دیانت و سیاست نمی دهد.
بیشتر بخوانید

_________________________________________________________________________________________________

دکتر محمد محمدرضایی استاد تمام دانشگاه تهران:
استاد رشاد در حوزه کلام و فلسفه اسلامی تبحر دارند و با توجه به ذکاوت و تیزهوشی ایشان در فهم مسایل وارداتی فلسفه دین، در حوزه فلسفه دین متخصص هستند و هم شبهاتی را که از طرق برخی رویکردهای فلسفی به دین و اسلام مطرح شده است به نحو بسیار دقیقی پاسخ می دهند.
و من شهادت می دهم که نوشته ها و مقالات ایشان در این حوزه واقعاً قابل استفاده است و برخی از مقالات ایشان را شخصاً برای استفاده، چندین بار مطالعه نموده ام و به دانشجویان حوزه فلسفه دین و کلام جدید نیز سفارش می کنم که مقالات جناب استاد را مطالعه کنند.
بیشتر بخوانید

_________________________________________________________________________________________________

حجت الاسلام عبدالکریم بهجت پور:
جبهه فکری پژوهشگاه آنطور که آیت الله رشاد آن را سازماندهی کرده، می کوشد تا به عنوان تولیدگر دانش در حوزه علوم انسانی اسلامی نقش داشته باشد و به عنوان جریان تاثیرگذار در روند شکل گیری نظام مقدس جمهوری اسلامی، جایگاه بایسته خود را بیابد. در واقع استاد رشاد آنطور که من در طول سال ها ارادت و رفاقت دریافته ام، همیشه نگاهی عمیق و متفکرانه به حوزه مباحث دینی داشته و در کنار ارادت به نظام و تلاش برای آنکه بتواند جبهه دفاع از نظام و ارزش های بنیادین آن را سامان دهد، به سمت ایجاد پژوهشگاه حرکت کرده اند …
بیشتر بخوانید

_________________________________________________________________________________________________

جناب آقای حامد رشاد پسر ارشد استاد رشاد:
بی تردید تصویری که از «پدر» در قاب ذهن نقش می بندد مرهون رنگ هایی است که از فکر، گفتار و عمل او جان گرفته و ترکیبشان قهرمانی را نقش زده که هیچ کس و هیچ چیز قدرت حذف و جایگزینی اش را ندارد.
اما… وقتی این رنگ ها از مجاهدت، روح انقلابی، دغدغه دائم علمی فرهنگی و رشادتی بی بدیل برای حذف دست اندازهای بزرگراهِ علم و فکر، روح گرفته باشند قطعا این تصویر همانقدر که در قاب تاریخ زنده و پررنگ می ماند، برای فرزند هم جاودانه خواهد بود و هیچ گرد و خاکی از زمان نمی تواند آن را کدر و کمرنگ کند.
بیشتر بخوانید

نشست گفتمان مجدد نواندیش، مکتب فلسفی نوصدرایی برگزار شد

نشست گفتمان مجدد نواندیش، مکتب فلسفی نوصدرایی برگزار شد

آیت الله علی اکبر رشاد در این نشست هم اندیشی که به صورت مجازی برگزار شد، به تشریح نقش فاخر امام راحل و علامه طباطبایی در گفتمان سازی فلسفه اصیل اسلامی در عرصه های مختلف اجتماع و فرهنگ و حوزه معرفت دینی پرداخت.

استاد علی اکبر رشاد در نشست گفتمان مجدد نواندیش، مکتب فلسفی نوصدرایی که به شکل مجازی و به همت مدرسه علمیه امام رضا(ع) تهران برگزار شد، گفت: تهران پس از حضور حکیم موسس زنوزی دارای نشاط فلسفی شد و صدها حکیم به سمت تهران آمدند.

وی افزود: این رونق به شکلی پیش آمد که تهران را شهر هزار حکیم می گفتند. پس از فتح تهران به دست فتحعلی شاه تهران کلا دو مدرسه داشت که یکی از آنها تخریب شده و یکی از آنها مدرسه امام رضا(ع) است. پس از پایتخت شدن تهران، این شهر رونق می گیرد و حوالی ۱۲۰ مدرسه علمیه در تهران تاسیس شد.

رئیس حوزه علمیه تهران بیان کرد: وقتی امواج فلسفی از غرب به ایران رسید تاثیر خود را نیز گذاشت و حکمای ما از جمله حکیم شعرانی با فراگیری زبان در این زمینه فعال شدند. اوج گیری این مکتب به دهه ۲۰ بر می گردد که با حضور علامه همراه است.

وی گفت: با ظهور علامه و امام راحل در عرصه فلسفه و فقه، اولین های بزرگی در بدنه حوزه و جامعه و سیاست ما شکل گرفت. گفتمانی که این دو بزرگوار آغاز کردند رو به گسترش گذاشت و شخصیت های دیگری نیز ظهور کردند. این گفتمان بسیار جامع است و اضلاع گوناگونی دارد که دامنه بسیار وسیعی در عرصه های مختلف دارد. همچنین در حوزه اجتماعیات و الهیات و کلام نیز جایگاه بسیار جامعی دارد.

رییس و موسس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی همچنین یادآورشد: علامه، بنیانگذار الهیات جدیدی در بدنه شیعه و اسلام است. آیت الله شهید مطهری نیز در حوزه الهیات اجتماعی خدمات بسیاری را آغاز کردند. امام راحل نیز بعد فقهی این گفتمان را راهبری می کردند. در عرصه فلسفی، حضرت امام در فلسفه نوصدرایی صاحب نقش است زیرا ایشان مدرس اسفار بودند و مباحث عرفانی را مطرح می کردند و رویکرد نقادانه ای را نیز در حوزه حکمت دارند.

وی افزود: یکی از وجود این گفتمان مجدد انتقادی بودن این گفتمان در عرصه حکمت است. علامه طباطبایی جایگاه خود را در تاریخ شیعه و علم دارند که این جایگاه بسیار عالی است. ایشان از عناصر جامع هستند. حاشیه ایشان بر کفایه، از حاشیه های عمیق و دقیق است و به همین دلیل ایشان تنها در فلسفه و تفسیر خلاصه نمی‌شوند.

رئیس حوزه علمیه تهران بیان کرد: بیش از ۷۰ فلسفه مضاف استخراج و تولید محتوا شده است که در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی روی آنها کار شده است. امتداد فلسفه در حوزه کاربردی برای حل مشکلات فلسفی و زیرساخت های اساسی در عرصه های مختلف می تواند نقش مهمی در بسط این جریان باشد. در حوزه معرفت شناسی، فلسفه دینی و معرفت دینی و علوم قرآن و فلسفه عرفان و انسان شناسی و فلسفه علم و علم دینی و علوم انسانی و… این فعالیت، جدی بوده است.

وی گفت: برای بسط فلسفه و تولید معارف جدید و گره گشایی از حیث جهاد نظری حیطه حیات بشری معاصر، راهی جز بسط و ارتقای فلسفه خاصه در قالب فلسفه های مضاف نداریم که بدون مبانی و تحکیم مبادی و پیش انگاره ها در هیچ جایی نمی توان گام برداشت که کار تولید این پیش انگاره ها بر عهده فلسفه است.