فراخوان رزمایش همدلی و مواسات برای کمک مومنانه

فراخوان رزمایش همدلی و مواسات برای کمک مومنانه

به مناسبت فرارسیدن ماه مبارک رمضان موسس و رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و ریس شورای حوزه‌های علمیه استان تهران در پیامی آغاز ماه مبارک رمضان را تبریک گفته و نکاتی را خاطر نشان شدند.

آیت‌الله رشاد همچنین در این پیام نکاتی را خطاب به طلاب و فضلای حوزه علمیه یادآور شدند.

متن پیام ایشان به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم
یا ایّها الَذین آمَنوا کُتبَ علَیکُم الصیامُ کَما کُتِب عَلی الذینَ مِن قَبلِکم لَعلَّکُم تَتّقُونَ
برغم پیامدهای تلخ بلای ویروس کرونا در اقصا نقاط عالم و شرائط ناگواری که متوجه همه‌ انسان‌ها و مسلمانان و هم‌میهنان عزیز شده است، ولی این فاجعه‌ی جهانگیر و ویرانگر دارای پیاوردهای مثبت بسیاری نیز بوده است.
از جمله‌ی پیاوردهای مثبت بحران کرونازدگی، عطف توجه بشر مغرور مدرنیته زده، به ناتوانی‌های ذاتی و همیشگی انسان و عدم کفایت علوم و ابزارهای مادی موجود برای رفع مشکلات حیات، و نیز زنده شدن احساس نیاز به قدرت لایزال الاهی و حاجت‌مندی بشر به معنویات و لزوم اتکاء به اسباب فرامادی در مقابله با بحران‌ها و بلاها بوده است. اکنون که در شرف تشرف به رمضان المبارک هستیم، شایسته است:
۱ـ فضلا و طلاب عزیز از فرصت مساعد کنونی برای تقویت و توسعه‌ی معنویت و دیانت به نحو درخور و فراخور بهره برداری کنند، و با توجه به محدودیت‌های الزامی اعمال شده بر مساجد و مشاهد و لزوم اجتناب از تجمعات، با استفاده از ابزارهای نوین ارتباطی و شیوه‌های ابتکاری در راهنمایی طبقات مختلف خاصه جوانان بطور مضاعف اهتمام بفرمایند.
۲ـ مؤمنین ضمن سعی بر بهره‌مندی حداکثری از فیوضات ماه ضیافت الاهی، از فرصت پیش‌آمده کمال بهره برداری را برای راهنمایی منسوبین و مرتبطین خصوصا جوانان بفرمایند. متدینین باید خانه‌ها را به مساجد و معابدی کوچک برای ارتباط معنوی و مناجات با خداوند بزرگ بدل کنند. دعا برای رفع این بلا و تبدیل این نقمت به نعمت از جمله‌ ی مهم‌ترین خواسته‌های اهل ایمان در این ایام و لیالی باید باشد.
۳ـ طبقات آسیب‌پذیر جامعه، در شرائط پیش‌آمده، آسیب بیش‌تری دیده‌اند، چنان که رهبر معظم انقلاب (حفظه الله) دعوت فرموده اند، افراد متمکن و برخوردار، در این ایام برای کمک و مواسات مؤمنانه برای کاهش آلام افراد محروم و آسیب دیده جدیت فزون‌تری بفرمایند. مواسات با همنوعان و دادرسی محرومان، از نشانه‌‌های تقوا و شروط قبول طاعات و عبادات است. و السلام علی من اتبع الهدی.
ملتمس دعای خیر

علی‌اکبر رشاد
۳۰ شعبان المعظم ۱۴۴۱

ایشان عمر خویش را، صرف مبارزه با نظام ستمشاهی و خدمت در سنگرهای انقلاب کرد

ایشان عمر خویش را، صرف مبارزه با نظام ستمشاهی و خدمت در سنگرهای انقلاب کرد

پیام تسلیت آیت الله رشاد بمناسبت رحلت فقیه پارسا و آزاده آیت الله امینی:

ایشان عمر خویش را، صرف مبارزه با نظام ستمشاهی و خدمت در سنگرهای انقلاب کرد

 إنا لله وإنا الیه راجعون

با کمال تاسّف و تاثّر مطلع شدیم فقیه پارسا و آزاده، یار دیرین حضرت امام خمینی (قدّ) و همراه صادق رهبر معظم انقلاب اسلامی (دام ظلّه) حضرت آیت الله ابراهیم امینی (طاب ثراه) دار فانی را وداع گفته­اند.

ایشان که از تلامذه­ی حضرت امام خمینی و علامه طباطبائی (قدّس سرّهما) بود، عمر بلند و بابرکت خویش را، در کنار پیشگامان انقلاب صرف مبارزه با نظام ستمشاهی و تحمل زندان و تبعید در آن دوران سیاه، و خدمات ارزنده در سنگرهای گوناگون انقلاب و نظام اسلامی در دوره پیروزی کرد، الحق او از هیچ تلاشی در پشتیبانی از رهبری حضرت امام خمینی (قده) و آرمانهای انقلاب اسلامی و همراهی رهبر معظم انقلاب دریغ نکرد.

اینک این ضایعه­ی مولمه را، از سوی خود و شورا و مرکز مدیریت حوزه علمیه­ی استان تهران، ونیز مسئولان و مدبران پژوهشگاه، به محضر مبارک رهبر معظم انقلاب اسلامی (دام ظله)، حوزه­های علمیه، شاگردان و فرزندان سوگمند آن شخصیت خلیق و خدوم تسلیت عرض کرده، از بارگاه باری برای بازماندگانش صبر و سلامت، و برای آن فقید سعید، غفران و حشر با اولیاء را مسئلت می­دارم.

علی­اکبر رشاد                                                                                                   

  6، ۲، ۹۹

قدردانی از خدمات مدافعان سلامت، خاصه اساتید و طلاب جهادی

قدردانی از خدمات مدافعان سلامت، خاصه اساتید و طلاب جهادی

آیت الله رشاد با اشاره به خدمات کادر درمانی کشور و اساتید و طلاب جهادی:

با مشاهده ی صحنه‌های ایثار شما مجاهدمردان و مجاهدزنان، دهها بار گریسته‌ام/ قدردانی از خدمات مدافعان سلامت، خاصه اساتید و طلاب جهادی.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

ضمن تجدید ارادت به ساحت سرفراز عوامل دستگاه سلامت کشور: وزیر دلسوز و پرتلاش و دیگر مسؤولان متعهد وزارت بهداشت، پزشکان، پرستاران، عناصر پیراپزشکی، کارگران مستضعف و گمنام مراکز درمانی، و سایر طبقات جهادی، خاصه استادان و طلاب عزیز حوزه‌های علمیه، که افزون بر دو ماه است، به حکم تکلیف شرعی، جان بر طبق اخلاص نهاده، سر از پا نشناخته در نبردی شورانگیز و شرافتمندانه، ‌ضمن دفاع از سلامت هموطنان عزیز و تسکین درد مبتلایان، حیثیت نظام اسلامی و اعتبار حوزه‌‌ی پزشکی و روحانیت شیعه را در منظر جهانیان صدچندان ارتقاء بخشیده اند، بنده‌ی کمترین بار دیگر فروتنانه و صمیمانه از سوی خود و همه‌ی ارکان حوزه‌ی علمیه‌ی عریق تهران، از یکان یکان آنان تشکر و قدرشناسی می‌کنم.

خدای سبحان گواه است که: با مشاهده ی صحنه‌های ایثار و نثار این مجاهدمردان و مجاهدزنان، از رسانه‌ها، دهها بار از شدت هیجان و احساس غرور گریسته‌، اشک بر دامن فشانده‌ام و برای سلامت و پیروزی همه‌ی آنان دعا کرده‌ام.

خدمات عناصر و عواملی که معروض داشتم، همه و همه ارزشمند و قابل تحسین‌ است؛ اما به اقتضای عهده‌داری سمت خادمی مدرسان و طلاب عزیز، از سویی، و خصوصیات وظائفی که این عزیزان برعهده گرفته‌اند از دیگرسو، موظفم عرض ارادت و قدردانی مضاعف نثار محضر شاگردان امام صادق (ع) و سربازان جهادی حضرت حجت (ارواحنا فداه) بدارم.

اساتید و طلاب جوان در این دوره‌ی تلخ و غم‌انگیز، علاوه بر حضور در کنار مبتلایان به ویروس منحوس و کمک به کادر درمان کشور، در قالب گروههای جهادی همه روزه و نوعا شب‌ هنگام تا دیروقت، کار بسیار پرمشقت تغسیل، تکفین و تجهیز جنازه‌ی درگذشتگان را انجام می‌دهند.

 این خدمت ارزنده مایه‌ی تسلی خاطر بازماندگان سوگواری شده است که عزیزانشان غریبانه و گاه حتی بدون حضور نزدیک‌ترین بستگان و دوستان، عروج می‌کنند و به خاک سپرده‌ می‌شوند.

در آستانه‌ی ماه ضیافت الله، برای درگذشتگان رحمت و مغفرت، برای بازماندگاه صبر و سلامت، و برای همه‌ی این مجاهدمردان و مجاهدزنان، اجر و سعادت دنیوی و اخروی مسالت می‌دارم. جزاهم الله خیر جزاء المحسنین.

                                                             کمترین طلاب علی اکبر رشاد  

                                                                 پنجم اردی‌بهشت ۹۹

چهارمین جلسه خارج فقه مهندس ژنتیک و جنگ بیولوژیک

چهارمین جلسه خارج فقه مهندس ژنتیک و جنگ بیولوژیک

قلمروهای تأثیر زیست‌فناوری بر معرفت و معیشت بشر

در جلسه قبل سه عرصه را طرح کردیم و عرض کردیم : اولین عرصه‌ای که مهندسی ژنتیک با آن مرتبط است، عرصۀ «علم» و دانش است. این فناوری، در روزگار ما با ابعاد و زوایای گوناگون علم سر و کار پیدا کرده است. دومین عرصۀ مرتبط، حوزه «معرفت» و «شناخت» است. حسب ادعا، گفته می‌شود: مهندسی ژنتیک بر حوزه ذهن تاثیرگذار است؛ بدین ترتیب مهندسی ژنتیک با علوم شناختی پیوند می‌خورد. سومین عرصه‌ای که مهندسی ژنتیک با آن مرتبط است، حوزه «الهیات» و «عقائد دینی» است.زیرا مهندسی ژنتیک بعضی پرسش‌ها و شبهات کلامی را در حوزه عقاید دینی تولید کرده است. این سه عرصه حوزه‌هایی بود که در جلسه گذشته بحث شد.

مهندسی ژنتیک و حوزه مسائل اخلاقی و ارزشی

چهارمین عرصه‌ای که امروز مهندسی ژنتیک با آن ارتباط پیداکرده است، حوزه اخلاق و ارزشهاست. می‌گویند در حوزه دستکاری ژنهای انسانی، یا حیوانی، یا نباتی، یا در محیط زیست، کارهایی صورت می‌پذیرد که با اخلاق سازگار نیست. بر اساس همین تصور بعضی از اصحاب ادیان، از ورود در حوزه مهندسی ژنتیک و زیست‌فناوری نهی می‌کنند. شاید در میان فقهای ما نیز کسانی باشند که حتی به معصیت و حرمت ورود مطلق یا محدود در مهندسی ژنتیک فتوا بدهند. مثلا وقتی سلول بنیادی انسانی را فرآوری می‌کنیم و با طی فرآیند‌های زیست‌فناورانه یک انسان به وجود می آید. به اصطلاح از طریق «استنساخ»، «نمونه‌سازی» یا «مشابه‌سازی» صنعتی، نه از رهگذر «نکاح و نطفه» یک انسان متولد می‌شود. ( این عمل علاوه بر پرسش‌های فقهی که پیش روی ما قرار می‌گیرد و احکام فقهی که بر آن مترتب است) این حادثه جنبه اخلاقی هم دارد. مثلا اینکه این بچه که براساس طی فرآیند‌های زیست‌فناورانه به دنیا آمده، این نوزاد فاقد پدر و مادر و خانواده است، او به هیچ  خانواده ای تعلق ندارد. این با «اخلاق برین الاهی» و با «اسلوب حیات طیبه» که بنیاد آن بر نهاد خانواده استقرار دارد سازگاری ندارد.

خدای متعال انسان را زوج آفریده است: «و َمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَرَحْمَهً» (روم: ۲۱)بر اساس این آیه نهاد خانواده تا حدی مهم و ارزشمند است که از نشانه‌های الهی قلمداد شده است. زن و مرد با هم رکن اصلی نهاد خانواده را تشکیل می‌دهند، بنیاد و اساس خانواده بر والدین (زوج و زوجه) استوار می‌شود. زندگی الهی و حیات طیبه، در گرو تشکیل نهاد خانواده است، اما با فرآوری سلول بنیادی و تولد فرزند خارج از روند و بستر خانواده، این مقوله از میان می رود و فرزندی متولد می‌شود که نه مهر مادر را می‌چشد و نه سایه پدر را بر سر احساس می‌کند.چنین رفتاری در خصوص انسان خلاف اخلاق است؛ بلکه با توجه به احتمالات خطرناکی که بر این روند صناعی و نه طبیعی مترتب است حکم فقهی نیز پیدا می‌کند، مثلاً نسل‌هایی به وجود خواهند آمد به دلیل از میان رفتن روند طبیعی زاد و ولد و از بین رفتن نهاد خانواده، و برکات و آثار ارزشمند زیست در محیط خانواده، دچار بحرانهای روانی و اجتماعی خواهند شد، تا جایی که می‌تواند به بحرانزدگی و سقوط بشریت منجر شود. احیاناً در مورد حیوانات، نباتات و اشجار و محیط زیست نیز حسب مورد مشکلات خطرناک و بحرانزا قابل فرض است، مثلا بر اثر تصرفات غیرطبیعی، جهش و چرخش‌هایی در حیوانات، نباتات و اشجار رخ دهد که آنها را به موجودات دارای آثار خطرناک و مهلک تبدیل کند، یا منابع و ذخائر و محیط زیست، آسیب ببیند و نسلهای بعدی در معرض خطرات زیستی قرارگیرند و بسا بشریت در معرض خطر انقزاض قرارگیرد. قطعا این تصرفات با اخلاق الاهی سازگار نیست، کما این که با مشیت تشریعیه الهیه نیز مخالف است، و احکام تکلیفی و وضعی خاصی بر آن مترتب است.

مهندسی ژنتیک و حوزه مسائل قضایی و جزائی

پنجمین عرصه‌ای که اکنون مهندسی ژنتیک با آن ارتباط جدی پیداکرده است، حوزه قضاست. در این باره موارد متعددی را می‌شود مثال زد، از جمله این که آیا می‌توانیم به داده‌ها و دستاورد‌های زیست‌فناوری، در فرآیند دادرسی اعتماد و استناد کنیم؟ مثلاً آیا می‌شود با رمزگشایی از طریق آزمایش «دی ان ای» (التقَنیّات الشیفره الوراثیه)  هویت انسان زنده یا میت را تشخیص داده، بر اساس آن قضاوت کنیم؟ مثلا برغم انکار هویت از سوی متهم، هویت او را احراز کنیم و بر این تشخیص ترتیب اثر بدهیم و بر اساس آن اقدام کنیم؟ یا بر اساس استفاده از تکنیک رمزگشایی از بدن و دی ان ای، میت را شناسایی کنیم؟ و بگوییم این جسد متعلق به فلان فرد است و براساس آن شؤون مربوط به او را سامان بدهیم؟ یا مثلا در معرکۀ نبرد، اعضای قطع شده رزمندگان را براساس آزمایش‌های «دی ان ای» حکم کنیم که مثلاً این عضو قطع شده از آنِ فلان بدن است و آن را به بدن آن شخص ملحق کنیم؟. و نیز مثلا بر اساس این آیا می‌شود نَسَب را هم اثبات و احراز کرد با استشهاد و تمسک به دستاوردها و پیاوردهای فرآیندهای زیست‌فناورانه ما نسب را مشخص می‌کنیم و  برآن اساس مثلاً در مورد ارث قضاوت کنیم یا نمی‌شود. البته این مثال‌ها جنبه‌ی فقهی دارد. در آینده در جای مناسب خود از جنبه فقهی به اینگونه موارد خواهیم پرداخت.

مهندسی ژنتیک و عرصه‌های اجتماعی و فرهنگی

ششمین عرصه‌ای که مهندسی ژنتیک با آن ارتباط جدی و وسیعی پیداکرده است، حوزه مسائل اجتماعی، فرهنگ، سبک زندگی، امور تمدنی است. پیامدها و دستاوردهای زیست‌فناوری ومهندسی ژنتیک بسیاری از ساحات حیات انسانیو شئون بنیادین حیات بشر را فرا می‌پوشد، و با روند پرشتاب و روز افزونی که توسعه و تعمیق می‌یابد سبک زندگی بشر به نحو بنیادین و گسترده تغییرخواهد کرد.

انباشت تحولات در سبک زندکی، مقدمۀ ظهور «تمدن بیوتِک»

ما معتقدیم جوهر تمدن، صنعت و فناوری یا علوم و احیاناً نظامات اجتماعی خاص نیستند. بلکه همه اینها «مقدمات» یا «مقارنات» یک تمدن قلمداد می‌شوند، که سبب تکوین یک سبک زندگی متفاوت و خاص خواهند شد. آنگاه که سبک زندگی جدیدی به وجود می‌آید، تمدن جدیدی شکل گرفته است. از این جهت کانون و گرانیگاه و جور و روح هر تمدنی سبک زندگی است که بر اثر این «مقدمات» و «مقارنات »پدید می‌آید. تمدن جدید با سبک زندگی خاص و جدید ظهور می‌کند و به فعلیت می‌رسد. به تعبیر دیگر: انباشت تدریجی تحولات پیش آمده در سبک زندگی تحت تاثیر عوامل و علل مختلف به پیدایش یک تمدن جدید منتهی می‌شود. اگر دقت کنیم خواهیم دید: همه تمدن‌ها در طول تاریخ، بر اساس همین رویه و روند یعنی با شکل‌گیری سبک زندگی‌ جدید صورت‌ بسته‌اند. تفاوت جوهری میان تمدنها نیز ناشی از نوع سبک زندگی پدیدآمده توسط آنها مربوط می‌شود.

فرآیندهایی که در زیست‌فناوری در عرصه‌های مختلفی اتفاق می‌افتد و دستاوردهایی که از آنها حاصل می‌شود همه ابعاد و صور زندگی انسان معاصر را تحت تأثیر قرار داده، رفته رفته این تغییرات و تاثیرات به حدی انباشته می‌شود که به کلی سبک زندگی بشر را تغییر می‌دهد؛ به این ترتیب، تمدن جدیدیبنیان گذاشته می‌شود. وقتی «جوهر» تمدن که همان سبک زندگی است تغییر می‌کند، «جلد» آن هم تغییر می‌کند. وقتی «قلب» تمدن که همان سبک زندگی است تغییر می‌کند، «قالب» و کالبد آن هم تغییر می‌کند. به این ترتیب، تمدن جدیدی به وجود می‌آید که بسا بتوانیم از این تمدن نو به تمدن بیولوژیک و «الحضاره البیولوجیه» تعبیر کنیم. البته در صورتی که فرایندهای زیست‌فناوری تحت مدیریت دین و بالحاظ احکام و اخلاق قرار داشته باشد، این تحول و تبدل می‌تواند با تمدن نوین اسلامی سازگاری و همسویی داشته باشد.

مهندسی ژنتیک و حوزه بهداشت و درمان

هفتمین عرصه‌ای که مهندسی ژنتیک با آن پیوند ژرف و گسترده‌ای دارد حوزه بهداشت و درمان است. اکثر افراد از تأثیر مهندسی ژنتیک بر این عرصه تا حدودی آشنایی و آگاهی داریم و غالبا می‌دانیم مهندسی ژنتیک و زیست‌فناوری سهم و نقش بسیار در تحول بهداشت، درمان و داروسازی و دیگر زمینه‌های مرتبط با پزشکی دارد، اما اطلاعات ما دقیق و وسیع نیست؛ اکنون ثابت شده و احیانا تجربه شده که می‌توان با شیوه استنساخ، مشابه‌سازی و همانندسازی و از رهگذر تولد بدون نکاح و نطفه انسان یا حیوانی را پدید آورد که چنین انسانی فاقد والدین طبیعی است؛ هم اکنون در دنیا و کشور خودمان هم این فرایند در مورد حیوانات تجربه شده است؛ دانشمندان ما با فرآوری سلول‌های بنیادین به طور مکرر حیواناتی را به دنیا آورده اند. امروز با «فرآوری‌» و «دستکاری‌»،یا انتقال و تلفیق، و به تعبیر عربها «تعدیلات»، به نمونه‌های جدیدی از جنبندگان دست پیدا می‌کنیم. همچنین مسئله «الشیفره الوراثیه» یا «دی ان ای» در قلمرو پزشکی کارکردهای اعجاب آوری پیدا کرده است. کما اینکه از رهگذر طب زیست‌فناورانه و طی فرآیندهای بیولوژیک گاه به تشخیص و درمان امراضی که در گذشته لاعلاج بودهدسترسی پیدا کرده‌ایم.

امروزهنظریه جدیدی در حوزه پزشکی به نام «معالجه شخصی» مطرح شده است،به این معنا که اصولاً افراد حَسَب «رمز اختصاصی» جسمانی‌شان (دی ان ای) از هر حیث و جهتی از جمله در نظر بیماری و درمان خصوصیات خود را دارد؛ در نتیجه، درمان دقیق، آن است که هر شخصی را از حیث اختصاصات بررسی و خودش مورد مطالعه قرار دهیم و درمان اختصاصی آن فرد را تجویز کنیم. به این فرایند اصطلاحاً « معالجه شخصی» می‌گویند. طب پیشرفته و پزشکی به سمتی پیش می‌رود که بهداشت، تشخیص، و درمان کاملاً شخصی  و فردی شود. می‌گویند: چنین نیست که حتی اگر نوعی بیماری در یک جامعه ای  اپیدمی ‌و فراگیر می‌شود برای همه آحاد آن جامعه یک نسخه واحد بپیچیم و یک نوع دارو و دستور بهداشتی و درمانی صادر کنیم. بلکه حتی در بیماری‌های فراگیر اجتماعی که آحاد جامعه با آن درگیر می‌شوند هم باید فرد به فرد آحاد آن جامعه با لحاظ مختصات آن مورد مطالعه قرار گیرند و برای یکان یکان آن‌ها نسخه‌ای جداگانه و متفاوت، که ناظر و ناشی از مختصات بیولوژیک اوست نوشته شود. چرا که عوامل گوناگونی بر بیمار شدن، زیرا علل و عوامل و فرآیند بیمارشدن هر فرد، و نیز روش و روند درمان هر شخصی تابع وضعیت زیستی خاص اوست. بدین‌سان مهندسی ژنتیک در حوزه سلامت و بهداشت، در حوزه معالجه و درمان نقش پررنگ‌تری نسبت به گذشته پیدا می‌کند. با توجه به توضیحاتی که عرض شد، زیست‌فناوری پزشکی حوزه مهم و جدید دیگری قلمداد می‌شود که احکام فقهی بسیاری بر آن مترتب است.

مهندسی ژنتیک و حوزه داروسازی

هشتمین عرصه‌ای که بشدت متاثر از زیست فناوری است، عرصه داروسازی(الصیدله الحیویه) است. امروزهبا إعمال و استخدام فرآیندهای زیست‌فناورانه، داروهای جدید بسیاری تولید می‌شود. درصد معتنابهی از داروسازی، تحت تأثیر فرآیند‌های زیست‌فناورانه صورت می‌بندند. البته این امر تازگی ندارد و در طول تاریخ،بشر با صورت‌های ساده و اولیۀ اعمال زیست‌فناوری در داروسازی آشنا بوده و یکی از عرصه‌هایی که از دیرباز تحت تأثیر فرآیند‌های زیست‌فناوری بوده، همین صنعت داروسازی است. امروزه بر اثر پیشرفت مهندسی ژنتیک، ما به فنون، فرآیندها و فرمول‌های بسیار فراوانی دست پیدا کرده ایم که با إعمال آن‌ها، داروسازی توسعه پیدا کرده، داروهای جدید کشف و ساخته شده و این حوزه مانند پزشکی به شدت و شتاب در حال گسترش است.  داروسازی زیست‌فناورانه به نحو روزافرون بسط پیدا می‌کند.

این قلمرو گسترده قطعا به لحاظ علمی مهم، هم احکام اخلاقی بسیار دارد، هم احکام فقهی فراوان. شاید یکی از فصول فربه فقه مهندسی ژنتیک را تشکیل دهد که در دروس آینده به بخش‌هایی از آن خواهیم پرداخت. ان شاء الله الهادی الموفِق.

مهندسی ژنتیک و عرصه کشاورزی

نهمین عرصۀ درگیر با مهندسی ژنتیک، حوزه کشاورزی است. صورتهای ساده زیست‌فناوری از دیرباز در زمینه گیاهان و درختان و محیط کشت و کار، به کار گرفته می‌شده است، اما این زمینه، امروز بسیار وسیع و متنوع شده است.  چنان که عرض شد، یکی از چهار بخش تقسیم رایج، «التکنولوژی الحیویه الخضرا» یا زیست‌فناوری سبز است که عمده حوزه‌های نباتی، دامی، غذایی و دارویی را شامل می‌شود. هواداران مهندسی ژنتیک در حوزه کشاورزی، توجیهات و توضیحات بسیاری را برای ضرورت آن در این زمینه ارائه می‌کنند و یکی از علل اساسی توسعه، تعمیق و تکثیر کاربرد زیست‌فناوری را در این قسم این نکته عنوان می‌کنند که بر اثر افزایش جمعیت کره زمین و محدودیت منابع غذایی، بزودی بشر با بحران غذا رو به رو می‌شود. آنها تصور می‌کنند منابعغذایی در کره خاکی بسیار محدود است. و اگر در منابع اولیۀ موجود را با دستکاری غنی‌سازی و متنوع‌سازی نکنیم که این امر تنها با زیست‌فناوری میسر است، در آینده نزدیک پاسخگوی نیاز‌های غذایی و حتا دارویی مورد نیاز آحاد انسانی نخواهیم بود و بدین ترتیب نسل‌های آینده با یک بحران وحشتناک مواجه خواهندشد. کره زمین که روزی همه جمعیت آن چند صد میلیون بوده، امروز از هفت میلیارد فراتر رفته و پیش‌بینی می‌شود که در آخر دهه پنجاه قرن میلادی حاضر (سال ۲۰۵۰ ) جمعیت کره زمین حدود بیست میلیارد نفر شود. می‌گویند:اگر فرآیندهای زیست‌فناورانه را وارد عرصه زراعت و بطور کلی حوزه دام و طیور و گیاهان و درختان نکنیمدر تغذیه این جمعیت سرسام آور و عظیم دچار مشکل خواهیم شد. لذا بناچار باید به این موضوع بپردازیم و با إعمال و کاربست فرآیندهای زیست‌فناورانه، به تولید و بارآوری و بازپروریگیاهان و درختان و بالا بردن بازدهی آنها و تولید محصول و میوۀ بسیار، دست پیدا کنیم تا بتوانیم پاسگوی نیازهای گسترده باشیم. البته این نظریه‌محل تأمل جدی است و مخالفان هم فراوانی دارد، چرا که خدای متعال، حسب حکمت خود، منابع لازم، بلکه کافی ای رابرای تغذیه و تأمین نفوس بشری که بر کره زمین در طول حیات همه نسل‌های تا قیام  قیامت به عرصه وجود خواهندآمد ملحوظ فرموده است. بشر باید این منابع را کشف و آماده بهره‌برداری کند. عملا هم در طول تاریخ، این حقیقت به اثبات رسیده است که بشر هر چه پیش رفته و جمعیت هر چه افزون تر شده، هیچگاه دچار کسری از لحاظ منابع نشده است. اگر هم دچار چنین شرایطی شود به این جهت است که درصدد برنیامده منابع ناشناخته را کشف کند. البته لقائل‌أن یقول: موهبت توان استخدام زیست‌فناوری بوسیله بشر در حقیقت تحت مشیت تکوینیه الاهیه برای حل همین مشکل تدبیر شده و بر همین اساس مشیت تشریعه الاهیه نیز این عمل مباح و بسا در مواقعی واجب باشد. بلکه بسته به عوامل و علل دخیل در قضیه زیست‌فناوری سبز متعلق احکام خمسه تکلیفی و وضعی قررا می‌گیرد.

به هر حال: از دو زوایه (مثبت و منفی) می‌توان راجع به زیست‌فناوری سبز، بحث کرد. ضرورت‌ها و ضرر‌ها یا مواهب و معطیات، و این جهت احکام اخلاقی و فقهی بسیاری را تولید می‌کند.

الان به سرعت بخش‌های بزرگی از ربع مسکون کره خاکی بر اساس فرآیندهای زیست‌فناورانه زیر کشت می‌رود؛ آنچنان که حسب ادعای برخی مقالات و آمار‌ها تاکنون چیزی حدود هزار و بیست میلیون هکتار از اراضی به شیوه‌های زیست‌فناورانه زیر کشت رفته است. یکی از داده‌ها و دستاوردهای زیست‌فناوری این  است که نیاز انسان را به استفاده از زمین پایین می‌آورد و از زمین کوچک، می‌توان محصول فراوان به دست آورد.

مهندسی ژنتیک و عرصه غذا و تغذیه

حوزۀ دهم مرتبط با مهندسی ژنتیک ، عرصه غذاست. به بخشی از این مسئله در عرصه قبلی یعنی مسئله کشاورزی و زیست‌فناوری نباتی اشاره کردیم؛ چرا که بخش مهمی ‌از تولید غذا از طریق طی فرآیندهای زیست‌فناورانه در قالب محصولات زراعی به دست می‌آید. مهندسی ژنتیک در تکثیر مواد غذایی و کمیت‌افزایی، تنوع بخشیدن و بالا بردن کیفیت و خصوصیات مثبت آن بسیار نقش‌آفرین است. البته همانطور که عرض شد، همین نقطه، یکی از نقاط پرچالش میان مخالفین و موافقین و مهندسی ژنتیک است. چرا که در مصرف فرآورده‌های حاصل از اعمال فرآیندهای زیست‌فناورانه احتمال ضرر بسیار بالا است. فرضاً اگر خود فرد نسبت هم از ضرر محتمل به خود پیشگیری کند، مثلاً تولید کند، صادر کند و به دیگری بفروشد، احتمال «إضرار» مطرح می‌شود که احکام اخلاقی و فقهی خاص خود را دارد و باید در موقع مناسب به آن بپردازیم. چنان که با کاربست اسالیب وفرآیندهای زیست‌فناورانه در قلمرو دارو هم همین مسئله مطرح می‌شود.

مهندسی ژنتیک و محیط زیست

یازدهمین حوزه درگیر با مهندسی ژنتیک، عرصۀ محیط زیست است.  در ذیل برخی از موارد قبلی به پاره آی از ابعاد و عناصر زیست محیطی مهندسی ژنتیک، و جنبه‌های آفت‌زا و آفت‌زدا بودن توسعه فرآیندهای زیست‌فناورانه در این عرصه اشاره کردیم؛ مخالفین کاربست فرآیندهای زیست‌فناورانه در محیط زیست می‌گوینداین فرآیندها موجب تخریب منابع و محیط خواهد شد، موافقان از منافع و احیانا ضرورتهای آن سخن به میان می‌آورند. به هر حال این عرصه نیز بشدت چالش‌خیز است و از هر دو سو مهم و حساس است باید بدقت بررسی و تحلیل شده در آراء فقهی نیز هر دو حیث ملحوظ نظر باشد.

مهندسی ژنتیک و صنعت

دوازدهمین حوزه بشدت مرتبط با مهندسی ژنتیک ، عرصۀ صنعت است. امروز تاثیر زیست‌فناوری  در حوزه صنعت بسیار جدی شده است. بعضی از سازمان‌های جهانی و نهادهای بین المللی، در زمینه زیست‌فناوری  و صنایع گوناگون برآوردها و پیش بینی‌های اعجاب‌آوریمی‌کنند. گفته می‌شود مهندسی ژنتیک در قلمرو صنعت به حدی توسعه پیدا می‌کند که عن قریب، اگر بخواهیم پنج صنعت بزرگ را به عنوان برترین‌ها و گسترده ترین‌ها در میان صنایع معاصر نام ببریم یکی از این‌ها مهندسی ژنتیک خواهد بود. به این جهت که عرصه‌ها و زمینه‌های کاربست این فناوری و نیز دستاوردها و فرآورده‌هایی که إعمال این فناوری در دسترس بشر قرار می‌دهد، کمیت بزرگ و حجم وسیعی از محصولات صنعتی را تشکیل خواهد داد. در زمینه تأثیرات ژرف و شگرف مهندسی ژنتیک در عرصه‌های صنعتی نیز با تهدیدات و تحدیات احتمالی مواجهیم. مهندسی ژنتیک و حوزه اقتصاد

سیزدهمین حوزه مرتبط با مهندسی ژنتیک ، عرصۀ اقتصاد و تجارت است. امروز زیست‌فناوری در اقتصاد بشر معاصر و در مناسبات تجاری او بسیار تعیین کننده شده است. آن چنان که بعضی گزارش‌ها حاکی از آن است که محصولات و فراوده‌های تجاریِ زیست‌فناورانه تا سال ۲۰۲۴ (چهارسال دیگر) به هفت هزار و دویست و هفتاد و یک میلیارد دلار خواهد رسید و بدین ترتیب این فراورده‌ها بخش بزرگی از تجارت جهانی را به خود اختصاص خواهد داد. به طوری که بعضی کشورها بخش عمده اقتصادشان را از طریق عرضه فراورده‌های ناشی از مهندسی ژنتیک، اداره می‌کنند.گاهی بعضی از کشورهای کوچک براساس تولیدات ناشی از مهندسی ژنتیک در زمره کشورهای نسبتاً ثروتمند قرار می‌گیرند،از باب مثال، هلند که کشور کوچکی است وبلحاظ مساحت، به اندازه دو سوم خوزستان ایران است و بشدت از نظر خا فقیر است و فاقد خاک کافی است، بنده خودم دیده‌ام که از نقاط دیگر خاک منتقل می‌کنند و با خاکریزی سواحلشان را با هزینه زیاد و با زحمت بسیار وجب وجب به زمین تبدیل می‌کنند تا زیرساخت لازم را برای کشاورزی ایجاد کنند. این کشوری که به لحاظ مساحت بسیار کوچک است، به لحاظ ماده اولیه کشاورزی یعنی خاک بسیار فقیر است سالانه مقدار هشتاد میلیارد دلار، یعنی بیش از دو برابر فروش نفت ایران و شانزده برابر صادرات کشاورزی ما انواع فراورده‌های کشاورزی صادر می‌کند. (صادرات ما حسب آمارها در حوزه کشاورزی در مجموع پنج میلیارد دلار است). درآمد حاصل از دام اصلاح نژادشده، انواع داروی تولیدی، و نیز انتقال یافته‌های علمی، و سایر جنبه‌های این فناوری وضعیت کمتر از این نیست. این موارد تنها یک مثالهایی است که در مورد عرصه تجارت رایج بیوتکنولوژی رایج اشاره کردم؛ پس از این نیز انواع دیگری که پدید خوآهدآمد که قطعا برایند و برونداد تجاری و اقتصادی آنها بسی سرسام‌آور خواهدبود. فارغ از نزاع‌ها و چالش‌هایی که در این زمینه وجود دارد، به هر حال این موارد نشان دهنده آن است که مهندسی ژنتیک در حوزه تجارت و اقتصاد بشر نقش فوق‌العاده تعیین کننده‌ای بر عهده گرفته و کشورهای کوچکی از این رهگذر دارند به کشورهای ثروتمند تبدیل می‌شوند. در این مسابقه عظیمی‌که در جهان آغاز شده، اگر بعضی کشورها از این امکان و ظرفیت بهره نگیرند بازنده خواهند بود. الان آمریکا در این حوزه رتبه اول جهانی را دارد. نود و شش میلیارد دلار در زمینه فناوری‌ها و فراوردهای مهندسی ژنتیک صادرات دارد. چین در این زمینه رتبه دوم است. ولی با یک خیز شتاب آلودی دارد حرکت می‌کند. بسا عن قریب بتواند آمریکا را پشت سر بگذارد. خب به هر حال قدرت‌ها برای تقویت اقتصادشان و رونق بخشیدن به تجارتشان از امکانات و ظرفیت‌ها استفاده می‌کنند. این مسئله می‌شود مسئله بشر و فقه باید احکام آن را بیان کند.

مهندسی ژنتیک و امنیت

چهاردهمین حوزه ای‌که باید از آن نام ببریم مهندسی ژنتیک و عرصه امنیت است. مسئله مهندسی ژنتیک در حوزه امنیت امروز از اهمیت فوقِ فوق العاده برخوردار شده است. اصولاً مسئله زیست‌فناوری دارد به مسئله اول امنیت بشر و سرویس‌های جاسوسی تبدیل می‌شود. امروز، سرقت ژن‌ها و اطلاعات مربوط به ژنوم اقوام کشورهای مختلف، یکی از میدان‌های وسیع عمل سرویس‌های جاسوسی است و اکنون، آمریکایی‌ها و رژیم صهیونیسیتی دارند روی جمع‌آوری و شناسایی ژنوم اقوام ایرانی بشدت کار می‌کنند و متأسفانه بعضی اطلاعات در این زمینه‌ها توسط افراد جاهل یا خائن فاش می‌شود و به دست آنها می‌رسد. در نتیجه آن‌ها می‌توانند با افزایش اطلاعاتشان در زمینه ژنوم هر یک از اقوام ایرانی و خصوصیات زیستی و دی ان ای افراد خاص، علیه کشور و ملت ما توطئه کنند. این امر در جنگ بیولوژیک کاربرد فوق العاده‌ای دارد. از این جهت، این مسئله، مسئله امنیتی بسیار مهمی‌شده است.الان چون جلسه درس هستیم من بعضی از مثال‌ها را نمی‌توان بزنم. مثال‌هایی که تعجب انسان را برمی‌انگیزد. همانطور که سرویس‌های جاسوسی در این زمینه بشدت فعال شده‌اند، دقت و مراقبت‌ها هم از ناحیه کشورهای مختلف در خصوص مقاماتشان، در خصوص اقوام تشکیل دهنده ترکیب جمعیتی کشورشان، افزایش پیدا کرده است.

مهندسی ژنتیک و امور نظامی

پانزدهمین حوزه، عرصه نظامی‌ و  صنایع نظامی‌ و عرصه جنگ بیولوژیک است. این عرصه، عرصه بسیار گسترده‌ای است. زمانی که به مبحث فقهی مربوط به جنگ بیولوژیک برسیم بیشتر توضیح خواهیم داد که این مسئله ابعاد، ساحات و سطوح و لایه‌های فراوانی دارد. چنان که قبلاً هم اشاره کردیم، موضوع نقش مهندسی ژنتیک در نظامی‌گری و جنگ به نحوی دارد به مهمترین مسئله قدرت‌ها تبدیل می‌شود. جنگ بیولوژیک امروزه به پیشرفته‌ترین اسلوب و شیوه نظامی‌گری بدل شده است. هر چند گفتیم جنگ شناختی یک شیوه جدیدتری است که دارد پیش روی بشر گشوده می‌شود، ولی هنوز و همچنان در آینده به جهت خصوصیاتی که این اسلوب جنگ بیولوژیک ‌دارد در آینده هم توسعه خواهد یافت. مجالی نیست تا من الان در خصوص این مسئله توضیح بیشتر بدهم. ولی عرض می‌کنم به جهت خصوصیاتی که این اسلوب و سبک نظامی‌گری و سلاح‌های بیولوژیک دارند، بسا تا قرن‌ها این سبک و سلاح‌های مربوط به آن بی‌بدیل قلمداد شوند و جایگزین ناپذیر به شمار بیایند. پس بنابراین یکی از عرصه‌ها و زمینه‌ها، زمینه به اصطلاح جنگ بیولوژیک و تولید سلاح‌های بیولوژیک است.

این پانزده عرصه‌ای است که مهندسی ژنتیک با آن‌ها درگیر است و قهراً مسائل فقهی فراوانی معطوف به هر یک از این عرصه قابل طرح است.  و باید در فقه مهندسی ژنتیک به پاسخ آنها بپردازیم.

زمان سپری شد. ان شاالله جلسه آینده به روش دستیابی به فروع فقهیه و تبویب این قسم از فقه خواهیم پراخت و آن را مورد بحث و بررسی قرار خواهیم داد و سپس الگویی را برای ساختاربندی مباحث فقه مهندسی ژنتیک ارائه خواهیم کرد.

وصل الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین ۳۰/۱/۱۳۹۹

ادامه درس خارج فقه مهندسی ژنتیک توسط آیت الله رشاد در ماه مبارک رمضان

ادامه درس خارج فقه مهندسی ژنتیک توسط آیت الله رشاد در ماه مبارک رمضان

حوزه علمیه امام رضا (ع) تهران طی اطلاعیه ای اعلام کرد: با توجه به اینکه بجهت شرائط کرونایی دروس خارج فقه و اصول و فلسفه اصول آیت الله رشاد مدتی تعطیل شد، پیرو تقاضای فضلای محترم و طلاب عزیز، مقرر شده است درس فقه استاد در ماه مبارک رمضان (باستثنای ایام و لیالی قدر) برگزار گردد.

توضیح اینکه: در این ایام بمناسبت واقعه کرونا، استاد رشاد درسی را آغاز کردند تحت عنوان «خارج فقه مهندسی ژنتیک و جنگ بیولوژیک» (فقه التکنولوجیا الحیویه و الحرب البیولوجیه)، این درس هفت صبح روزهای زوج هفته ارائه می‌شود، که بصورت برخط (آنلاین) از طریق شبکه ایشیا (مدرسه فقاهت) قابل دریافت است. (روش اتصال به شبکه در پایگاه رسمی استاد، توضیح داده شده است)

صوت و متن دروس نیز در پایگاه رسمی آیت الله رشاد، پایگاه رسمی حوزه امام رضا (ع)، کانال آیت الله رشاد و کانال حوزه علمیه استان تهران در شبکه‌های ایتا، سروش و بله، برای استفاده طلاب عزیز متناوبا بارگذاری می‌شود.

                                                      حوزه علمیه امام رضا (ع) تهران

                                                          بیست و هشتم شعبان ۱۴۴۱

دیباچه ای به مناسبت ششمین چاپ دانشنامه امام علی

دیباچه ای به مناسبت ششمین چاپ دانشنامه امام علی

سجده ی سپاس بر آستان بلند جانان میساییم که پس از فترتی ممتد در تجدید چاپ دانشنامه (به جهت مضایق مالی) اینک و در طلیعهی هجدهمین سال انتشار نخستینش، سازمان انتشارات پژوهشگاه، بر آن شده است که چاپ ششم این اثر فخیم و فاخر را روانهی بازار فکر و فرهنگ نماید. بدین مناسبت، شایسته دیدم: نکاتی چند را به اختصار برای آگاهی مخاطبان فرهیختهی آن عرض کنم:
یک. دانشنامه امام علی(ع) که مطالب و مطاوی آن از سویدای دل همکاران مخلصم ـ که همگی از استادان و فضلای دلداده وسرسپردهی ساحت نورانی امام عدالت و آزادی، و امیر حکمت و بلاغت بودند ـ برخاسته بود، به طرز کمنظیری مورد اقبال مخاطبانش قرارگرفت، و بر خلاف عرف گستردهنگاشتهها، در کمتر از هشت سال، پنج نوبت و در شمارگان حدود دههزارتایی، فرایند چاپ را تجربه کرد، و این اتفاق از نگاه اهل فن، پدیدهای شگرف و شگفت قلمداد شد.
دو. در این مدت، تفقد لطفآمیز رهبر فرهیختهی انقلاب اسلامی، حضرات مراجع تقلید، اساتید حوزه و دانشگاه، سایر طبقات فکری و علمی، از پدیدآورندگان، موجب دلگرمی و اطمینان دستاندرکاران شد. گذشته از دهها تقریظ و دستخط رسیده از دانشمندان و اندیشمندان داخلی و خارجی با مضمون ارج گذاری، ابراز لطف نسبت به مجموعه، از سوی برخی اعاظم، بطور شفاهی یا کتبی ـ که ذکر آنها در مجال این مسوّده نمیگنجد ـ مایهی امتنان مضاعف گردید.
سه. کسب امتیازات و افتخارات متعدد در داوریهای علمی و جشنوارههای پژوهشی کشور نیز نکتهی درخور ذکر است، که برگزیدگی دانشنامه در جشنوارههای «کتاب سال جمهوری اسلامی ایران»، «کتاب سال حوزه»، «کتاب سال ولایت»، «پژوهش برتر دینی سال(کنگره دینپژوهان)»، «جایزه ملی غدیر(بخش پژوهش)»، «جشنواره بینالمللی امام علی(ع) پژوهان»، و «کنگره ابعاد شخصیتی امیرالمؤمنین علی‌(ع)»، و …، از جملهی آنهاست.

چهار. در طی این سالها، بخشهای قابل توجهی از این مجموعه، در قالب رسالههای مفرده یا مقالات برگزیده، از سوی دغدغهمندان معارف عُلوی علوی در ممالک اسلامی، به صورت خودانگیخته به زبانهای انگلیسی، عربی و… ترجمه و منتشر شد، که نوعاً مسؤولان پژوهشگاه بر حسب اتفاق از این رخدادها مطلع میشدهاند.

پنج. راهی که به عنایت و کرامت آشکار امیرالمؤمنین‌(ع) و با نگارش دانشنامهی امام علی(ع) آغاز گردید، در قامت پژوهشکده دانشنامهنگاری دینی در پژوهشگاه، به شکلی حرفهایتر و مطابق با تراز فن دائره‌المعارف نویسی و در قالب تألیف دانشنامههای متعددی تداوم یافت، و منجر به فراگرد آمدن زمرهای از متخصصین این فن در پژوهشکده دانشنامهنگاری شد. طی دههی گذشته، این پژوهشکده علاوه بر تألیف و انتشار دانشنامهی فاطمی(س) در شش مجلد، طراحی دانشنامهی نبوی‌(ص) و تألیف بخش نخست آن، طراحی و تألیف کلان دانشنامه‌های قرآنشناسی در چهل جلد را در دستور کار خود قرارداده است که دو جلد نخست از دانشنامه‌ی علوم قرآن منتشر شده است. اکنون پژوهشکده با حدود بیست گروه علمی و تخصصی، درکار تألیف بیش از ۶۰۰ مدخل مربوط به دانشنامهی قرآنشناسی و دانشنامه نبوی‌(ص) است.

شش. آنچه از مجموع تمناها دربارهی دانشنامهی امام علی(ع) در این سالها محقق نشد، تهیهی ویراست دوم آن و افزودن مجلد مستقلی در موضوع امام علی (ع) و هنر بود، که به جهت فقدان بودجه تا کنون میسر نشده است؛ از ساحت سبحانی برای تحقق این دو امر توفیق مسألت داریم، فإنه ولیالتوفیق.
در پایان این سیاههی کوتاه، خود را مکلف میدانم یاد کنم از همراهان همدلی که در این بازه، از خاک به افلاک پرکشیدهاند و اینک دیگر در جمع ما نیستند، استادان گرانقدر: آیت الله محمدهادی معرفت، علامه سید مرتضی عسکری، علامه سید محمد جعفر مرتضی عاملی، ‌دکتر سید جعفر شهیدی، حجتالاسلام والمسلمین محمددشتی، حجت‌‌الاسلام والمسلمین داوود الهامی، حجت‌الاسلام والمسلمین علی دوانی، حجت‌‌الاسلام والمسلمین محمد رضاکاشفی و حجت‌‌الاسلام والمسلمین محمد نقی نظرپور. امید میبرم که بر خوان کرم مولا(ع) میهمان و متنعم باشند.

بایستگی تبیین عرصه‌ها و ابعاد تاثیر زیست فناوری بر معرفت و معیشت بشر معاصر

بایستگی تبیین عرصه‌ها و ابعاد تاثیر زیست فناوری بر معرفت و معیشت بشر معاصر

آیت الله رشاد در جلسه سوم درس خارج فقه مهندسی ژنتیک و جنگ بیولوژیک مطرح کرد:
عرصه‌ها و ابعاد تاثیر زیست فناوری بر معرفت و معیشت بشر معاصر/ مهندسی ژنتیک با توحید در خالقیت منافات ندارد .
اشاره:
آنچه پیش روی خوانندگان ارجمند قرار دارد، سلسله مباحثی است برگرفته از دروس خارج فقه آیت الله رشاد که تحت عنوان «فقه مهندسی ژنتیک و جنگ بیولوژیک» (فقه التکنولوجیا الحیویه و الحرب البیولوجیه)، هفت صبح روزهای زوج، در مؤسسه آموزش عالی حوزوی امام رضای تهران ارائه می‌شود. این دروس بصورت برخط (آنلاین) از طریق شبکه ایشیا (مدرسه فقاهت) قابل دریافت است. (روش اتصال به شبکه در پایگاه رسمی استاد، توضیح داده شده است)
بسم الله الرحمن الرحیم

بایستگی تبیین عرصه‌ها و ابعاد تاثیر زیست فناوری بر معرفت و معیشت بشر معاصر
در جلسه قبل، زیست فناوری را به پنج بخش تقسیم کردیم ، آن بخش‌بندی تقسیمی بود که اصحاب دانش مهندسی ژنتیک و براساس «زمینه‌های کاربست زیست فناوری» ارائه می‌کنند، و البته کاملا منطقی و فنی است؛ اما در آن جلسه وعده کردیم در جلسه بعد ما نیز تقسیمی بر اساس «عرصه‌ها و ابعاد تاثیر زیست فناوری بر معرفت و معیشت بشر معاصر» ارائه کنیم. در این جلسه (امروز) قصد داریم تقسیم پیشنهادی خویش را عرضه کنیم.
از آنجا که این تقسیم علاوه بر جامعیت، از جنبه کاربردی و عینی بیش‌تری برخوردار است، از این رو تناسب بیش تری با مباحث فقه زیست‌فناوری دارد. اهمیت و ارزش تقسیم پیشنهادی ما (تقسیم زیست فناوری بر اساس عرصه‌ها و ابعاد تاثیرات بر معرفت و معیشت بشر معاصر) که به جلسه چهارم و شاید جلسه پنجم نیز کشیده شود، از این نکته نهفته است که: چون فقه عهده‌دار بیان احکام این عرصه هست، سیر و ساختار این عرصه‌ها می‌تواند چارچوب و الگوی مناسبی برای صورت بندی ابواب فقه زیست‌فناوری انگاشته شود. علاوه بر این که: تبیین این عرصه‌ها، از سویی بمثابه تشریح دامنه و ابعاد زیست‌فناوری قلمداد ‌شده، مکمل موضوع‌شناسی فقه زیست‌فناوری بشمار خواهد آمد، از دیگرسو اهمیت زیست‌فناوری و فقه مربوط بدان را هرچه افزون‌تر نشان خواهد داد.
،
زیست‌فناوری بطرز ژرف و شگرفی، ابعاد گوناگون حیات معرفت و معیشتی بشر معاصر را تحت تاثیر قرار داده، و مسائل و مباحث بسیاری را پیش روی علوم و معارف دینی نهاده است که حسب مورد باید از پایگاه دانش های مختلف از جمله فلسفه و کلام، اخلاق و فقه (و بیش از همه فقه) به پاسخ آنها پرداخته شود. در این جلسه سعی می‌کنیم ذیل هر یک از عرصه‌ها و ابعاد، به نمونه‌هایی از این مسائل و مباحث اشاره کنیم.

ابعاد و عرصه‌های وسیع مهندسی ژنتیک
زیست‌فناوری، اکنون حداقل با پانزده عرصه مهم حیات انسان درگیر است و در اکثر این عرصه‌ها تواما منشا ظهور خطرات و مخاطرات و نیز دست‌آوردهای شگرف و شگفتی شده است، اول فهرست این عرصه‌ها را عرض می‌کنیم سپس به توضیح اجمالی هر کدام از آنها می پردازیم؛ این عرصه‌ها و ابعاد آن‌سان که در متن نوشته‌ آورده‌ایم عبارتند از: ۱ـ المجالات العلمیّه (عرصه‌های علم و دانش)، ۲ـ المجالات المعرفویّه (عرصه‌های معرفتی و شناختی)، ۳ـ المجالات العقَدیّه و الکلامیّه (عرصه‌های عقیدتی و الاهیاتی)، ۴ـ المجالات الأخلاقیّه (عرصه‌های اخلاق و ارزشهای انسانی)، ۵ـ المجالات القضائیّه (عرصه‌های دادرسی)، ۶ـ المجالات الإجتماعیّه (عرصه‌های اجتماعی)، ۷ـ المجالات الصحّیّه/الطبّیه (عرصه‌های بهداشتی و درمانی)، ۸ـ المجالات الصیدلانیّه (الصیدله الحیویّه) (داروسازی و تولید مواد بهداشتی و زیبایی)، ۹ـ المجالات الزّراعیّه (عرصه‌های کشاورزی به معنی وسیع آن)، ۱۰ـ المجالات الغذائیّه (عرصه‌های تولید مواد غذائی و مساله تراریخته‌ها)، ۱۱ـ المجالات البِیئیّه (عرصه‌ی محیط زیست)، ۱۲ـ المجالات الصناعیّه (عرصه‌های گوناگون صنعت)، ۱۳ـ المجالات الإقتصادیّه (عرصه‌های گوناگون اقتصاد و تجارت)، ۱۴ـ المجالات الأمنیّه (عرصه‌های امنیتی)، ۱۵ـ المجالات العسکریّه (عرصه‌های تولید سلاح و جنگ بیولوژیک)، ۱۶ـ المجالات الفقهیه (عرصه‌های گوناگون دانش فقه). چنان که ملاحظه‌می‌فرمایید: دامنه تاثیر زیست فناوری بسیاری از ساحات و سطوح حیات معرفتی و معیشتی بشر را فرامی‌گیرد. آیا همین فهرست برای اثبات اهمیت و وسعت، خطورت و ضرورت فقه زیست‌فناوری بسنده نیست؟
یک) تاثیرات کنونی زیست فناوری بر عرصه علم و دانش:
امروز بیوکنولوژی و فناوری زیستی در حوزه علم و دانش علی‌الاطلاق، از اهمیت فوق العاده‌ای برخوردار شده است. زیست فناوری وارد عرصه‌ها و ساحات علمی مختلفی شده و داده های بیوتک در حال متحول ساختن عرصه های گوناگون علمی است، است. به طرزی که بعضی از فرایند گسترش زیست‌فناوری به «انقلاب علمی بیولوژیک» تعبیر می‌کنند. در این بُعد از مسئله که زیست‌فناوری چه مقدار در توسعه و تعمیق علم بشر و اکتشافات علمی موثر افتد یک امر است و بسیار مساله پر اهمیتی است. و این جهت در احکام این فن و فروع فقهی معطوف به فرآیندهای زیست‌فناورانه می‌تواند بسیار موثر باشد. لهذا باید با لحاظ اهمیت علمی مهندسی ژنتیک و به اعتبار نقش و سهمی که دست‌آوردهای مهم و خطرات احتمالی که این دانش در حیات انسان می‌تواند داشته باشد، ، نسبت به حکمِ این رفتار علمی (مهندسی ژنتیک) نظر داد. و احکام تکلیفیه و حقوق ناشی از آن و نیز احکام وضعیه‌ای که بر آن مترتب است، فروع مربوط را اجتهاد و بیان کرد.

دوم) زیست فناوری و عرصه معرفت‌شناسی و علوم شناختی:
دومین عرصه‌ای که زیست‌فناوری می تواند (البته حسب ادعا) بر آن تاثیرگذار باشد ساحت معرفت است. گفته شده: زیست‌فناوری در فرآیند تکون معرفت بشر، دخالت می‌کند. ادعا شده می توان با دست‌کاری ژن‌ها و عناصر زیستی، روی عقاید انسان تاثیر گذاشت. البته اکنون در مقام بررسی صحت و سقماین ادعا، و این که در صورت تاگذاری، میزان تاثیر آن چیست نیستیم. این مطلبی علمی است که باید در جای خود مورد بحث و بررسی قرار گیرد. اما ادعا شده می توان با دستکاری ژن‌ها عقاید افراد را مدیریت کرد. با دستکاری عناصر زیستی فردی را مؤمن و دیگری را کافر و ملحد بار آورد. این بدان معناست که از رهگذر مهندسی ژنهای آدمیان می‌توان افکار و گرایشها و عقائد آنها را نیز مهندسی کرد. در این صورت صحت این ادعا، مهندسی ژنتیک در معرفت‌شناسی و توسعه علوم‌شناختی هم می‌تواند موثر باشد. حسب ادعا باورها و عقائد اشخاص تابعی از هندسه ژنتیکی آنهاست حوزه علوم‌شناختی درگیر باشد و می توان با مهندسی ژنها روی ذهن و به تبع آن بر روی شناخت انسان تاثیر گذاشت. چنان که ادعاشده می‌توان از رهگذر مهندسی ژنتیک بر اخلاق بشر تاثیرگذاشت این هم عرصه و بعدی دیگر از مهندسی‌ژنتیک ا که باید مورد بررسی قرار گیرد و احکام فقهی آن استخراج و اعلام شود، و در صورت صحت این ادعا این بخش از فقه زیست فناوری بطور مضاعف از ضررورت و اهمیت برخوردار خواهدشد..

سوم) زیست فناوری و عرصه الاهیات:
یکی دیگر از ابعاد بسیار پراهمیت و گسترده‌ای که باید به بحث درباره آن و نیز احکام ناشی از این وجه زیست‌فناوری پرداخت، رابطه زیست فناوری با عقائد دینی است؛ مهندسی ژنتیک مانند برخی علوم نوظهور دیگر که در بدو ظهور و براساس تصورات اولیه از رابطه و تاثیر و تاثر آن با الاهیاتپاره ای شبهات کلامی را تولید می‌کند. در بادی امر، افرادی با نگاههای سطحی، بعضی شبهات عقیدتی را مبتنی بر داده‌های آن دانش جدید مطرح می‌کنند ؛ در اینجا هم همین اتفاق افتاده است.
آیا مهندسی ژنتیک دخالت در خلقت است؟
گفته می‌شود: زیست‌فناوری در بعضی از موارد مانند، استنساخ، باصطلاح مشابه‌سازی که با مهندسی روی سلول‌های بنیادی یک موجود زنده موجود زنده دیگر به وجود می‌آید، این خلق موجود دوم است، پس دانشمند بیولوژیست و زیست فناور خالق آن بشمار می‌اید یا دست کم به نحوی شرکت یک انسان در امر خلقتیا دخالت او در افعال الهی و تدابیر الهی در قلمرو حیات و هستی است. این با توحید مثلا أفعالی -خصوصاً توحید در خالقیت- سازگار نیست!. مگر بنا نیست که فقط خداوند متعال خالق باشد. انسان را، حیوان را، نبات را بیافریند؟ اکنون که دانشمند انسان را استنساخ و مشابه سازی کرده، – العیاذ بالله -کار خدا را انجام می دهد.
آیا خلقت الاهی ناقص است؟
آیا با مهندسی ژنتیک و از رهگذر با جابه‌جایی و انتقال سلولها ‌ از یک انسان، حیوان، یا نبات ،به انسان، حیوان، یا نبات دیگر اوصاف انسان، حیوان، یا نبات دوم را تغییر می‌دهیم، مثلا ژن مربوط به اوصاف خوبی که در این موجود هست را پیدا می‌کنیم و آن را به موجود دیگر منتقل می کنیم. در نتیجه، آن صفت را در موجود دوم به وجود می آوریم. این آیا به این معنا نیست که درختان، گیاهان یا حیواناتی که خدای متعال آفریده بوده ناقص یا ضعیف بوده‌اند؟ بشر دارد با زیست فناوری خلقت این‌ها را تکمیل می‌کند. خدای متعال فلان میوه – مثلاً موز- را که خلق کرده، صورت ارگانیک و طبیعی آن خیلی کوچک، نازیبا، بد مزه و احیاناً ناگوارا است ، اما ما با مهندسی‌ژنتیک این موز را هم به لحاظ کمّی و هم به لحاظ کیفی، تغییر می‌دهیم. اندازه، شکل، رنگ، طعم و خواصش را تغییر می‌دهیم. و جهات مثبت و صفات مثبت آن را افزایش می‌دهیم و جهات و صفات منفیش را از میان می‌بریم؛ شما یک موزِ به اصطلاح “تراریخته” را در کنار یک موز طبیعیی و ارگانیک بگذارید، می‌بینید که از جهات کمی و کیفی، محصول تراریخته بسا کامل‌تر است. آیا این به این معنا نیست که خلقت الهی ناقص، ضعیف و پست بوده و با دستکاری و تصرف بشر کامل‌تر شد ؟. بشر نمونۀ برتر از آنچه حضرت باری آفریده بوده پدید آورد.؟ (العیاذ بالله)، این به معنای نقص خلقت نیست؟ به این معنا نیست که انسان به جای خدای باری تعالی آمد و خلقت را تکمیل کرد ؟ اگر خالق متعال «قادر»، ، «حکیم»، «عادل»، «ذوالفضل» و «فیاض» است، چرا از همان اول موجودات، اعم از انسان، حیوان، درخت و گیاه را کامل و با اوصاف برتر خلق نفرمود؟ پس بنابراین مهندسی‌‌‌‌‌‌‌ ژنتیک در واقع نشان می‌دهد که خلق ناقص است و با ورود بشر به عرصه خلقت، موجب کمال آفرینش و اکمال خلایق می‌شود «سُبحانهُ وَ تعالیٰ عَمّا یَقولوُنَ علوّاً کبیراً» (الإسراء: ۴۳).
پاسخ به اشکالات کلامی ناشی از پیشرفت مهندسی ژنتیک
این دو نمونه از اشکال کلامی ناشی از اعمال فرایند زیست‌فناوری است که مطرح می‌شود، و برخی اصحاب ادیان بر اساس همین توهمات و تفهمات سطحی و عامیانه گفته اند: مهندسی‌‌‌‌‌‌‌ ژنتیک شرعا ممنوع است! ‌ولی با اندکی تأمل درمی‌یابیم که این سخنان سخت و سست و سخیف است، این توهمات ناشی از آن است که مطرح کنندگان چنین شبهاتی ، ۱. «حقیقت خلقت» (ابداع و ایجاد) را درک نکرده‌اند، میان «ایجاد» و ا«ِعداد» تفاوت نمی‌نهند، ۲. فهم درستی از نقش خالق و باری، مقدِّر و مدبّر عالم ندارند، ۳. «نظام علیّ معلولی» و «سنت‌های حاکم بر حیات و هستی» را نمی‌شناسند، ۴. بین «علت» و «معِدّ» خلط می‌کنند، ۵. به ضرورت دوام فیض آگاه نیستند، ۶. از «خصائص نشئه مادی» بی‌اطلاعند، ۷. «خصائل موجودات مادی» اطلاع ندارند، ۸. به «تداوم تکاملی» (صیرورت) خلقت عنایت ندارند،۹. از «فرایند لایقفی خلقت» (حرکت جوهری موجودات) آگاهی ندارند، و۱۰. به «نقش اسباب» در این فرایند تفطن ندارند
هرچند این مطالب مباحث کلامی است، اما بناچار مختصرا به آنها می‌پردازیم، زیرا همین شبهات و توهمات گاه پیش‌فرضهای نظرات و فتاوای ناصواب در زمینه زیست فناوری قرار می‌گیرند.
مهندسی ژنتیک با توحید در خالقیت منافات ندارد .
اوّلاً: خلق به معنی «ایجاد از عدم» است، و خداوند «فاطر» است، یعنی آفرینش او بی‌پیشنه است، خلفت را از کسی اخذ و اقتباس نکرده است: به تعبیر قرآن «فاطر السموات و الأرض» است (فاطر: ۱)؛ پس غیر از «تصرف و تغییر در اشیاء موجود» است. آنچه در فرایند زیست‌فناوری در خصوص تکثیر موجودات زنده (که بالاترین حد زیست‌فناوری است) رخ می‌دهد «استنساخ» و نسخه‌برداری یا مشابه‌سازی است و تصرف و تغییر در موجودات خلق شده است.
و ثانیاً: «اعداد» یعنی فراهم کردن اسباب و زمینه‌سازی برای خلقت، و این غیر از ایفای «نقش علی» است. بر فرض آنکه فعل و انفعالات واقع شده در فرایند زیست‌فناوری را خلقت بیانگاریم، دانشمند زیست‌شناس با آگاهی از قواننی حیات که حداوند منا جعل فرموده است، تنها نقش اِعدادی و تمهیدی ایفا می‌کند و نه بیش‌تر. زیست‌شناس زمینه تحقق را بر اساس قوانین حاکم فراهم می اورد.
وثالثاً: بر هستی و حیات «نظام علی ـ معلولی» حاکم است که خداوند این نظام را پدیدآورده، علیت را او وضع فرموده، و خاصیت علیت را حق تعالی به آنچه علت می‌نامیمش بخشیده، و خصوصیت معلولی را او به آنچه معلول می‌نامیمش اعطا فرموده است. این که هرچیزی از هرچیزی پدید نمی‌آید، و اینکه مثلا گندم از گندم و جو از جو پدید می‌اید اثر مشیت تکوینیه اوست.
و رابعاً: خداوند منان پیوسته در حال افاضه هستی و حیات است: «کلَّ یومٍ هو فی شأن» (الزحمن: ۲۹). و حق تعالی [چنان که در برخی متکلمین مسیحی پنداشته‌اند] ساعت‌ساز بازنشسته نیست. او علی الدوام بر اساس سنت‌هایی که جعل کرده و بر جهان جاری ساخته است با اسباب (که انسان نیز در زمزه آن است) در کار تدبیر حیات و هستی است. دانشمند زیست‌شناس ابزار خدا در اعمال قوانین حاکم بر هستی و حیات است، نه خالق هستی و حیات.
به گمان این افراد سطحی‌نگر: گویی خدای متعال همه عالم را، ساخته و پرداخته و به فعلیت نهای رسانده و اسباب خلق و امر را نیز به کناره هستی آویخته، و خودش هم گوشه‌ای نشسته است. در حالی که چنین نیست.
و خامساً: اینان می‌پندارند عالم ماده و نشئه مادی به فعلیت تامه رسیده است، در حالی که نشئه مادی پیوسته در کار فرگشتن است، عالم هماره در حال تکامل است؛ موجود ممکن و مادی همواره در حال شدن است، هرگز به کمال نهایی نمی رسد؛ کمال موجود ممکن و مادی نسبی است، و الا ممکن و مادی نخواهدبود (واجب و مجرد خواهدشد) دلالت عمده نظزیه « حرکت جوهری ملاصدرا» همین است.
انسان در حقیقت ابزار و اسباب خدای متعال است برای ایجاد زمینه و إعداد تحقق خلقت و تکامل خلایقدر آیات مختلفی از کتاب الاهی پاسخ این شبهات داده شده است.
فعل زیست‌شناس، طفیلی فعل الاهی است
قرآن می فرماید: هم خودتان، آفریده ما هستید؛ هم فعلتان آفریده ما است. در سوره صافات می‌فرماید: ” وَاللَّهُ خَلَقَکُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ” خود شما را ما آفریدیم، عمل شما را هم ما آفریدیم. یعنی کاری که شما می‌کنید ما می‌کنیم. در نتیجه بشر خالق نیست و اگر فرایند تکاملی حیات و فرگشتیِ زیست، با نقش آفرینی بشر طی می شود این به معنای این نیست که بشر خلقت و خلایق را تکامل می بخشد. بلکه او ابزاری در اختیار خدای متعال برای تحقق خلقت و تداوم خلقت است؛ خداوند سبحان خطاب به پیامبر اعظم (ص) و مؤمنین فرموده است: «فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لکِنَّ اللهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللهَ رَمى وَ لِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً إِنَّ اللهَ سَمِیعٌ عَلِیم»( سوره انفال آیه ۱۷) این شما نبودید که آنها را کشتید بلکه خداوند آنان را کشت! و [اى پیامبر] این تو نبودى که [خاک و سنگ به صورت آنها] انداختى بلکه خدا انداخت! و خدا می‌خواست به این وسیله امتحان خوبى از مؤمنان بگیرد. خداوند شنوا و دانا است.
پاسخ شبهات زیست‌فناورانه در احادیث
این شبهات در روایات ما نیز مورد توجه بوده و پاسخ آنها در احادیث اهل بیت (سلام الله علیهم اجمعین )مطرح شده و اشکالات پاسخ یافته است. در کلمات حضرات معصومین علیهم‌السلام، قطعات و فقرات بسیار دقیق و ارزشمندی داریم که در مقام پاسخگویی به چنین شبهاتی می‌توانیم به آنها تمسک کنیم. مثلاً حدیثی که -البته متعدد است- از حضرت صادق سلام الله علیه نقل شده است «أَى اللّه ُ أن یُجرِیَ الأشیاءَ إلاّ بِألاسبابٍ» خدای متعال اباء دارد، (بنا ندارد چنین عمل کند) از اینکه اشیا و امور را جز با اسباب انجام دهد. بنا ندارد، نه اینکه نمی‌تواند. بنا ندارد. سنت باری تعالی این است که اشیا و امور را به وسیله اسباب مربوط به خود آن‌ها جریان بدهد و تدبیر کند. «أبیٰ اللهُ أنْ یُجریَ الأشیاءَ إلا بالأسبابِ، فَجَعَل لِکلِّ سَببٍ شَرحاً، وَ لِکلّ شَرحٍ علماً، و جعَلَ لکلّ عِلمٍ باباً ناطقاً، عرَفَهُ مَن عَرَفَه و جَهِلهُ مَن جَهلهُ، وَ ذلکَ رَسولُ اللهِ (ص) و نَحنُ» (بصائر الدّرجات للصفّار: ج۱، ص۶) “ابَى اللّه ُ أن یُجرِیَ الأشیاءَ إلاّ بِألاسبابٍ. البته «یَجری» بفتح یاء (لازم) هم تلفظ کنیم اشکال ندارد. یعنی خدا نمی خواهد اشیاء جز به اسباب جریان پیدا کند. معمولاً در السنه “یجری” خوانده می شود. ولی یُجری أدق است. ” اجمال توضیح این روایت –که نمی خواهیم توقف کنیم- این است که خدای متعال سنت، دأب و رویه‌اش این است که همه امور را با اسباب آن انجام دهد. در حقیقت خدای تبارک و تعالی نظام علیّ و معلولی را در عالم جعل و جریان داده است. این دأب الهی است. سنت الهی است و ابا دارد از اینکه خود او از این روند و داب خارج شود. خداوند تبارک و تعالی همواره بر اساس همین سنن که مهمترین آن‌ها، نظام علیّ و معلولی حاکم بر هستی است عمل می‌کند. البته هر سببی توضیح دارد و هر توضیحی دانشی دارد و هر دانشی باب ناطق هم دارد. که اگر شناختیم، شناختیم. اگر نشناختیم، نشناختیم و گمراه شدیم. باب ناطق علومی که شرح این اسباب می کند کیست؟ فرموده‌اند رسول خدا و ما. یعنی ائمه طاهرین سلام الله علیهم هستیم.
خداوند همه شؤون عالم را با اسباب آن تمشیت می کند
کما اینکه در روایت مشابه دیگری قریب به همین مضمون آمده است: « و ایضاً فی حدیث آخر: «أبیٰ اللهُ أنْ یُجریَ الأشیاءَ إلا بالأسبابِ، … وَ جَعَلَ لکلّ عِلمٍ باباً ناطقاً، مَن عرَفَهُ عَرَفَ اللهَ و مَن انکَرهُ أنکَر اللهَ، ذلکَ رَسولُ اللهِ (ص) و نَحنُ» (همان : ص ۵۰۵) ». در روایت دوم نکته خاصی وجود دارد. آن این که، هر علمی باب ناطقی دارد که هر که این باب ناطق را بشناسد خدا را شناخته است. و هر آن که آن باب ناطق را انکار کند خدا را انکار کرده است. آن ابواب ناطق چه کسانی هستند؟ مثل روایت قبلی فرمودند: پیامبر و ما ائمه اهل بیت (سلام الله علیهم اجمعین) هستیم. یعنی ما را که مظاهر اسماء الاهی هستیم نشناسد حق متعال را نشناخته و نخواهد توانست شناخت، چرا که ما مظهریم و نمادیم و او بود است، حتی رسول خدا و ائمه طفیلی و وسیله و واسطه اند.
به هر حال این روایت می‌گوید همه امور و شئون عالم در چارچوب شناختی‌ای به نام نظام علیّ حاکم بر حیات هستی اداره می‌شود و خدای متعال، داب او بر این مستقر است که براساس نظام علیّ و معلولی و اسباب و مسببات حتی در هستی تصرف می‌فرماید. در واقع مشیت تکوینیۀ الهیه، در چارچوب نظام علیّ و معلولی که خود او جعل فرموده و جریان داده جریان پیدا می‌کند .در نتیجه هر فعل و انفعالی که در این عالم انجام می‌گیرد در چارچوب این نظام صورت می‌پذیرد. هر کس دیگری جز حق تعالی در این فعل و انفعال‌ها دخالت می‌کند نقش ابزاری و اعدادی دارد. نقش علیّ ندارد و علت فقط خود حق تعالی است.
مهندسی ژنتیک و کشف اعجاز علمی قرآن
نکته دیگری را عرض می‌کنم. اصولاً به عکس آنچه تصور می شود مهندسی‌ژنتیک احیاناً ممکن است به عقاید آسیب بزند و گویی با فهم مهندسی‌ژنتیک، قواعد آن و إعمال این قواعد، دایرۀ دین محدود می‌شود و در حوزه معرفت و عقاید جا برای دین تنگ می‌شود . چنین نیست. بلکه به عکس، با اکتشافاتی که در علوم مختلف از جمله در حوزه زیست‌فناوری و مهندسی وراثی صورت می‌پذیرد، پرده‌های بسیاری از اسرار خلقت و عظمت خلایق کنار می‌رود. عظمت نظام خلقتی و عظمت خالق آن و قدرت، حکمت، عدل و فضل او آشکارتر می‌شود. ما با دستیابی به قضای او قوانین علمی به اسرار خلقت و عظمت خالق ان پی می‌بریم. عظمت خالق آن را بیشتر درک می کنیم. به قدرت، حکمت، عدل، فضل و مقام فیاضیت او بیشتر پی می‌بریم مثلاً فرض کنید در همین موضوع دی ان ای (DNA) به اصطلاح عربی “: «التقَنیّات الشیفره الوراثیه» ،
ریست‌فناوری؛ تحول علمی و انقلاب معرفتی به نفع دین
کشف رمز زیستی و حیاتی اختصاصیهر موجود زنده، ضمن اینکه بسترساز یک انقلاب علمی بزرگ در قلمرو علم و دانش است، بسترساز یک انقلاب معرفتی در حوزه دین نیز هست. یعنی مبانی عقیدتی دین را تحکیم می بخشد‌. چرا که با فهم این واقعیت به عظمت و قدرت و حکمت الهی پی می‌بریم. چرا که می‌بینیم خدای متعال آفرینش را چنان بنا کرده که هر موجودی، بلکه هر فردی از افراد، خصوصیاتی دارد که در دیگری نیست. در گذشته مسئلۀ به اصطلاح اثر انگشت کشف شد. که اثر انگشت هرفردی مختص او است. در تاریخ و در جهان هرگز اثر انگشتی قابل تکرار شدن نیست. قرآن کریم هم این را بیان فرموده بود که ما قادریم انگشت فرد را بعد خلقت بازسازی کنیم. شما می گویید اگر مردیم جسم ما متلاشی شد تبدیل به خاک شد چگونه زنده می‌شویم؟ خدای متعال فرمود که: « بَلی‏ قادِرینَ عَلی‏ أَنْ نُسَوِّیَ بَنانَهُ» (قیامت: ۴) بلکه ما قادریم جزئیات بنان و انگشتان هر انسانی را (که اختصاصی اوست و میان انسانها مشابه ندارد) مثل سابق بازسازی کنیم. همان خصوصیاتی که در انگشت آن فرد بود باز دوباره به وجود بیاید خب این را از معجزات قرآن تلقی می‌کردیم و چنین هم هست، که تقریباً یک مورد بود که کشف شده بود. امروز مشخص شده‌است اصولاً اختصاصات هر فرد از هر نوع از حیوانات یا احیاناً گیاهان و نیز انسان، بسیار بسیار زیاد است. یکی از آنها همین جهتی است که در موضوع آزمایش‌هایی که به صورت دی ان ای انجام می شود. اگر در این حوزه مطالعه بیشتر، عمیق‌تر و ژرف‌تری انجام دهیم، پی به عظمت خالق می‌بریم. پی به عظمت خلقت می‌بریم. ایمان به حکمت و قدرت و عدل و فضل و فیض او پیدا می‌کنیم. ایمان ما تقویت می‌شود. بنابر این، این‌جور نیست که با مهندسی ژنتیک بگوییم احیاناً دین به مخاطره می‌افتد یا تضعیف می‌شود. این شبهات پاسخ دارد. قرآن کریم وقتی از عظمت و دقت و حکمتی که در آفرینش بشر حاکم است سخن گفته می فرماید:”فتبارک الله احسن الخالقین” خدای متعال برترینِ خالق‌ها است. به این معنی که خلق او برترین خلق‌ها است. اگر او برترین خالق است، پس مخلوق او برترین مخلوقات است. البته اینجا “ان” افعل التفضیل نیست. به معنای مبالغه است.
معنی حقیقی خلقت و خالق حقیقی عالم از زبان قرآن
در هر حال در سوره واقعه از آیه ۵۷ تا ۷۳٫ در مجموع در این ده -پانزده آیه قرآن خلقت را معنی کرده و تصرفات انسانی و نقش و سهم او را در فرایند خلقت توضیح داده است. که دقیقاً و به طور کامل شبهه خالقیت غیرخدا و نقص خلقت و نقش آفرینی جز خدا در این فرآیند آفرینش که امروزه مطرح می‌شود رابه خوبی توضیح داده است. می فرماید: «…. نَحْنُ خَلَقْنَاکُمْ فَلَوْلَا تُصَدِّقُونَ ﴿۵۷﴾ أَفَرَأَیْتُمْ مَا تُمْنُونَ ﴿۵۸﴾ أَأَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقُونَ ﴿۵۹﴾ نَحْنُ قَدَّرْنَا بَیْنَکُمُ الْمَوْتَ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِینَ ﴿۶۰﴾ عَلَى أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثَالَکُمْ وَنُنْشِئَکُمْ فِی مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿۶۱﴾ وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَهَ الْأُولَى فَلَوْلَا تَذَکَّرُونَ ﴿۶۲﴾ أَفَرَأَیْتُمْ مَا تَحْرُثُونَ ﴿۶۳﴾ أَأَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ ﴿۶۴﴾ نَشَاءُ لَجَعَلْنَاهُ حُطَامًا فَظَلْتُمْ تَفَکَّهُونَ ﴿۶۵﴾ إِنَّا لَمُغْرَمُونَ ؟﴿۶۶﴾ بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ ؟﴿۶۷﴾ أَفَرَأَیْتُمُ الْمَاءَ الَّذِی تَشْرَبُونَ ﴿۶۸﴾ أَأَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ ﴿۶۹﴾ لَوْ نَشَاءُ جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا [تلخ/ناگوارا] فَلَوْلَا تَشْکُرُونَ ﴿۷۰﴾ أَفَرَأَیْتُمُ النَّارَ الَّتِی تُورُونَ ﴿۷۱﴾ أَأَنْتُمْ أَنْشَأْتُمْ شَجَرَتَهَا أَمْ نَحْنُ الْمُنْشِئُونَ ﴿۷۲﴾ نَحْنُ جَعَلْنَاهَا تَذْکِرَهً وَمَتَاعًا لِلْمُقْوِینَ [بیابانگردان]﴿۷۳﴾»
“نَحْنُ خَلَقْنَاکُمْ فَلَوْلَا تُصَدِّقُونَ” یعنی ما شما را آفریدیم. پس چرا این را تصدیق نمی‌کنید؟ بعد می‌فرماید :چگونه ما آفریننده‌ایم، خلقت چرا از آن ماست. آن زمانی که این آیات نازل شده بحث از مهندسی‌ژنتیک که در میان نبوده “أَفَرَأَیْتُمْ مَا تُمْنُونَ” آیا نطفه‌ای که از شما خارج می‌شود را دیده‌اید ؟ آیا شما دارید این نطفه را خلق می‌کنید؟ هرگز، شما فقط اسباب هستید، ابزار هستیدُ مجرا هستید: “أَأَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقُونَ” ما آفریده‌ایم یا شما خلق کردید؟ شما تنها ابزار، وسیله و مجرای فعل و انفعالاتی هستید که اتفاق می‌افتد تا انسان جدیدی خلق می‌شود. “نَحْنُ قَدَّرْنَا بَیْنَکُمُ الْمَوْتَ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِینَ” مرگ را ما خلق کردیم و این یک امر بی‌‌سابقه است. بی‌پیشینه است. ما از کسی اقتباس نکرده ایم. شما انسان‌ها باید از ما اقتباس کنید “عَلَى أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثَالَکُمْ وَنُنْشِئَکُمْ فِی مَا لَا تَعْلَمُونَ” ما می‌توانیم کسانی را از میان ببریم با مرگ منتقل کنیم به عالم دیگر به جای این‌ها انسان‌های دیگر و احیاناً موجودات دیگری را به وجود بیاوریم. “وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَهَ الْأُولَى فَلَوْلَا تَذَکَّرُونَ” وقتی این آفرینش ابتدایی، آفرینش به اصطلاح اول که آفرینش در این عالم است را ملاحظه می کنید، چرا متذکر و متنبه نمی‌شوید که همین آفرینش را می‌توانیم در این عالم تکرار کنیم.
زراعت در حقیقت فعل خداوند و زارع حقیقی اوست
باز در ادامه مثال دوم :”أَفَرَأَیْتُمْ مَا تَحْرُثُونَ آنچه شما کشت می‌کنید را دقت کرده‌اید؟ آیا شما زراعت می کنید یا ما زارع هستیم؟ شما ابزار هستید شما در واقع نقش خویش و بیل را ایفا می‌کنید. “أَأَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ” این ما هستیم که زارع هستیم. زراعت را ما انجام می‌دهیم. زارع حقیقی خدای متعال است. خدای متعال قوانینی را جعل فرموده، خواصی در مواد و فرآیندها قرار داده، این را خدای متعال انجام داده است. نظام علیّ و معلولی که در عالم حاکم فرموده است، خدای متعال کرده است. شما در بستر این نظام و در چارچوب این قواعد و با بهره‌برداری از این مواد دارید به مثابه ابزار عمل می‌کنید تا این قواعد الهی محقق شده، مشیت تکوینیه الهیه در خارج تحقق پیدا کند. نه اینکه تصور کنید شما زراعت می‌کنید. شما گیاه می‌رویانید. خیر! ما می‌رویانیم . اما شما متوجه شدید که می‌شود در یک فرایندی فعل و انفعالاتی انجام داد که گیاه روییده شود.
زیست فناوری؛ کشف و کاربرد فرایندهای حیات
این مساله به اصطلاح آن است که بگوییم مثلا زمانی بشر نمی‌دانسته هر گیاهی از حبه و هسته و دانۀ گیاه قبلی به وجود بیاید. فقط می‌دید در این دشت یک گیاه خشک می‌شود. همانجا یا در یک نقطه دیگری شبیه، آن گیاه می‌روید. بعد آرام آرام متوجه شد که این بر اثر این است که این هسته و دانه زیر خاک قرار می‌گیرد و در یک شرایطی واقع می شود که تحولاتی در او به وجود می‌آید که سبز می‌شود. بعد متوجه این شدکه من می‌توانم این دانه و این هسته را از اینجا مثلاً برداشت کنم ببرم جای دیگری قرار بدهم و همین اتفاق آنجا بیفتد. مثلاً دانه را جا به جا کرد. حبه را جابه جا کرد. هسته درخت را جابه جا کرد. بُرد یک جای دیگری آن را کاشت و درخت دیگری به وجود آمد. او درخت را خلق کرد یا اینکه ، او به مثابه ابزار و اسباب عمل کرد تا اراده تکوینیه و مشیت تکوینیه الهی تحقق پیدا کند؟. در خلق درخت، این، کاره ای نبود جز اینکه نقش اعدادی داشت. نقش اسبابی داشت. احیاناً اگر مثلاً متوجه شد که درست است که یکی از راه‌های مثلاً رویش درخت آن است که هسته‌ای را در یک شرایط خاصی زیر خاک قرار دهیم و فعل و انفعالاتی اتفاق بیفتد که درخت جدیدی به وجود بیاید. حالا اگر متوجه شد که به اضافۀ این روش، روش دیگری هم در عالم وجود دارد. کشف کرد به روش دیگری هم درخت را تکثیر کرد. به جای اینکه مثلاً هسته آن را ببریم در یک جایی قرار دهیم و بعد قوانین را فهمیدیم که حرارت، نور و سایر شرایط لازم را باید فراهم کنیم تا این درخت سبز شود، رشد کند، تنومند شود و بار دهد، متوجه شدیم یک فرآیند دیگری در این خلقت وجود دارد و آن این است که می توانیم قلمۀ آن را بزنیم و رفت این کار را کرد و از این روش و از این فرآیند استفاده کرد و دوباره درخت به وجود آمد، سبز شد و بار داد. آیا می‌شود گفت این خلق کرده است ؟ کدام یک از این قوانین دست بشر است همه این قوانین، قوانین الهی است. “أَأَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ” شما دارید کشت می کنید یا ما داریم کشت می‌کنیم؟ در حقیقت شما اسباب ما و ابزار ما هستید، زرع حقیقتا کار ماست و در حقیقت زارع ماییم. . کار شما و اراده شما منشأ خلقت نیست. اراده ما منشأ خلقت است. و شما مطابق اراده ما و طبق قوانین ما عمل می‌کنید و زراعت صورت می‌بندد.

چرخه بارش تابع مشیت الاهی است
در آیه بعد آمده است:”فَرَأَیْتُمُ الْماءَ الَّذِی تَشْرَبُونَ” آبی را که می نوشید روی آن تأمل کرده اید؟ رأی و دری و درایت کرده اید؟ آیا ” أَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ” شما از ابرها آن را فرو می‌آورید؟ شما احیاناً پیش از آنکه آب از ابر فرو بچکد ان را جابه‌جا می‌کنید؟ از دریاها تبخیر می‌کنید؟ این فعال و انفعالات را انجام می‌دهید؟ این قانون را شما جعل کرده‌اید و شما جریان می‌دهید؟ چنین نیست. شما آب را شیرین کرده اید؟ “لَوْ نَشَاءُ جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا” ما اگر اراده می‌کردیم، اگر مشیت تکوینی ما تعلق می‌گرفت، به جای اینکه آب شیرین و گوارا باشد تلخ و ناگوارا می‌توانست باشد. “فَلَوْلَا تَشْکُرُونَ” پس چرا سپاسگزار نیستید؟ یا شاهد دیگری را ذکر می‌کند. “أَفَرَأَیْتُمُ النَّارَ الَّتِی تُورُونَ” آیا به آتشی را که بر می‌افروزید دقت کرده‌اید؟ “أَ أَنْتُمْ أَنْشَأْتُمْ شَجَرَتَها أَمْ نَحْنُ الْمُنْشِؤُنَ” شما موادی که با آن آتش بر می‌افروزید را پدید می‌آورید یا ما پدید آورنده‌ایم؟ درخت و کنده و هیزم را شما ایجاد کرده‌اید یا ما به وجود آورده‌ایم؟ شما کجا بودید؟ “نَحْنُ جَعَلْنَاهَا تَذْکِرَهً وَمَتَاعًا لِلْمُقْوِینَ” این ما هستیم که این فرآیند ها را مایه تذکر و تنبه و توجه و تفتن انسان قرار دادیم تا بشر به این‌ها فکر کند و به خالقیت الهی و عظمت خلقت پی ببرد. این مایه تنبه شود.

فعلاً ما تا اینجا سه عرصه و حوزه مهندسی ژنتیک راتوضیح دادیم. . مایل نیستم این قسمت‌ها را طولانی بشود، اما از آنجا که این‌ها همه زمینه‌ها و ابعاد موضوعی فقه مهندسی‌ژنتیک هم به حساب می‌آید. ما باید این بحث‌ها را اجمالاً طرح کنیم. در این بخش اخیر که مربوط به مباحث مهندسی‌ژنتیک و الهیات و شبهات کلامی بود لازم دیدیم مقداری طولانی بحث کنیم
بقیه عرصه‌ها را هم در جلسه آینده توضیح خواهیمداد؛ ان‌شاء‌الله.و الحمد لله و صل الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین.

دومین جلسه خارج فقه مهندسی ژنتیک و جنگ بیولوژیک

دومین جلسه خارج فقه مهندسی ژنتیک و جنگ بیولوژیک

سلسله دروس خارج
فقه مهندسی ژنتیک و جنگ بیولوژیک (جلسه دوم)
آیت الله علی اکبر رشاد


اشاره:
آنچه پیش روی خوانندگان ارجمند قرار دارد، سلسله مباحثی است برگرفته از دروس خارج فقه آیت الله رشاد که تحت عنوان «فقه مهندسی ژنتیک و جنگ بیولوژیک» (فقه التکنولوجیا الحیویه و الحرب البیولوجیه)، هفت صبح روزهای زوج، در مؤسسه آموزش عالی حوزوی امام رضای تهران ارائه می‌شود. این دروس بصورت برخط (آنلاین) از طریق شبکه ایشیا (مدرسه فقاهت) قابل دریافت است. (روش اتصال به شبکه در پایگاه رسمی استاد، توضیح داده شده است
بسم الله الرحمن الرحیم
تعریف، موضوع، گستره، اهمیت و منطق مساله‌شناسی فقه مهندسی ژنتیک
جلسه گذشته، درباره ضرورت پرداختن به مباحث «فقه مهندسی ژنتیک و جنگ بیولوژیک»، پاره ای نکات را عرض کردیم. اکنون لازم است اجمالا به بیان «تعریف»، «موضوع»، «گستره»، «اهمیت» و «منطق مساله‌شناسی» فقه مهندسی ژنتیک بپردازیم، لهذا باید چند نکته را به عنوان امور مقدماتی طرح کنیم. علت بیان این امور، در این نکته نهفته است که «تعریف»، «موضوع»، «گستره» ، «اهمیت» و «منطق مساله‌شناسی» فقه مهندسی ژنتیک در گرو توضیح آنهاست؛ و البته موضوع‌شناسی نقش محوری را در این مباحث دارد؛ زیرا هر چهار مسأله «تعریف»، «گستره»، «اهمیت» و «منطق مساله‌شناسی» فقه مهندسی ژنتیک به نحوی به موضوع آن ارجاع می‌شود. لهذا قبل از بیان این سه جهت اول باید موضوع شناسی را طرح کنیم، موضوع شناسی اهمیت فوق العاده ای در فقه دارد. در واقع بیان این امور مقدماتی به ما کمک می کند تا موضوع این قسم از فقه را بشناسیم. چرا که موضوع، موضوع جدیدی است و قبل از آن که موضوع شناخته شود، ورود در بحث از حکم و بیان فروع دور از صواب است. چه آن که موضوع سهم بزرگیدر تولید فروع فقهیه و صحت آراء فقهی دارد، و درستی نظرات فقهی در هر بخشی از فقه در گرو موضوع شناسی است. از این جهت عرض کردیم ناچاریم سه الی چهار امر تمهیدی و مقدماتی را پیش از ورود در بحث اصلی -که از مباحث مبنایی شروع خواهد شد و سپس وارد مسایل و فروع فقهی خواهیم شد،- مطرح کنیم.
همین جا تاکید می کنیم که بحث “جنگ بیولوژیک” و الحرب البیولوجیه یکی از فروع مهم و محوری زیست فناوری و التکنولوجیه الحیویه است و احکام آن نیز ذیل این قسم فقه مورد بحث قرار خواهد گرفت. البته واضح است اگر موضوع دروس فقه الجهاد هم بود، مبحث جنگ بیولوژیک و تولید، نگهداشت، بیع و شراء و کاربرد سلاحهای بیولوژیک را باید در خلال آن طرح می کردیم.
سه نکته‌ای که بمثابه نکات مقدماتی بحث خواهیم کرد عباتند از:
نکته اول شناخت این دو ترکیب و دو عنوان است: عنوان «التکنولوجیا الحیویه» و ترکیب ها و واژگان کلیدی دیگری است که در فهم این قسم از فقه نقش اساسی دارند. و نیز شناخت ترکیب و عنوان “الحرب البیولوجیه” است. در کنار توضیح این دو عنوان،به ماهیت هر یک از اینها و به بیان عرصه هایی که این دو عنوان درانها به کار می روند،به تعبیری قلمرو این دو عنوان و احیانا انواع و اقسام آنها نیز می پردازیم.
امر دومی که ( بمثابه دومین نکته مقدماتی) توضیح خواهیم داد، اهمیتزیست فناوری و عرصه های آن است، و در ذیلِ بیان اهمیت اصل التکنولوژی الحیویه و زیست فناوری، به بیان اهمیت فقه زیست فناوری نیز خواهیم پرداخت.
اهمیت منطق تولید مساله و ساختاربندی در فقه
امر سومی که ( بمثابه سومین نکته مقدماتی) توضیح خواهیم داد روش ا در دست یابی به فروع فقهی و ساماندهی مباحث این قسم از فقه است. این حوزه پیش از این مورد بحث نبوده تا کسانی از سلف، مسائل آن را بیان کرده باشند و ما هم ذیل بیان آن بزرگان اگر نظری داریم عرض کنیم. دلیل عمده و مهم اینکه مثلا در دروس خارج، عروه سید یزدی (قدّه) را مبنا قرار می دهند این است که مرحوم سید، تقریبا در هر بابی فروع را استقرا و استقصاء کرده و اکنون مشخص است چه مسایلی در هر باب مطرح است. فقیه نظرخود را در خصوص آن مسایل طرح و ارایه می کند. یکی از علل اصلی اینکه فقهای ما بیشتر مایلندبه شرح نگاری و تعلیقه زنی ذیل آثار سلف بپردازند تا متن نگاری جدید و مستقل، همین جهت است. کتابی مانند شرایع که شرح و تعلیقه فراوانی دارد، این است که مرحوممحقق حلی درشرایع به یک طراحی ساختار منسجم و استقصای فروع و مسائل فوق العاده ارزشمند دست زده که فقهای پس از خود را از صرف وقت در این زمینه ها بی نیاز کرده است. در نتیجه فقها سراغ فروعی که محقق مطرح کرده و رای ایشان و ارا دیگری که ذیل رای ایشان مطرح شده می روند و انها را مورد بررسی قرار میدهند. سپس از میان آنها را یکی را انتخاب می کنند (رای مختار) یا رای جدیدی ابداع می کنند ( رای مخترع و مقترح). اما در بابی که هنوز پیشینه معرفتی و علمی ندارد و کسی راجع به آن وارد بحث نشده، تولید فروع طبعا کار بسیار دشواری است. ما باید منطقی بیابیم و بر اساس آن،فروع آن باب را تولید کنیم. در این جهت، ما امر سوم را تحت عنوان “الامر الثالث: منهجیه تنسیق بحوث فقه التکنولوجیه الحیویه و الحرب البیولوجیه” بحث خواهیم کرد. در واقع باید منهج و منطق تولید و صورت بندی مباحث فقه زیست فناوری و جنگ بیولوژیک را توضیح دهیم که چگونه بنا ست به گستره مسایل قابل طرح در ذیل این عنوان دست پیدا کنیم. این امور را به عنوان امور مقدماتی باید لاجرم و لامحاله بحث کنیم. بنابر این از فضلا و دوستانی که در این جلسه مجازی حضور مجازی دارند تقاضا می کنم مقداری حوصله بفرمایند تا بتوانیم این مقدمات را عرض کنیم و زمینه برای ورود در مباحث اصلی یعنی فروع فقهیه این عنوان فراهم شود.
نکته اول: شناخت ماهیت زیست فناوری، ابعاد و اقسام آن
اما نکته اول: “الامر الأول: التعرف علی العنوان و التراکیب المفتاحیه للمبحث” “التکنولوجیه الحیویه” عنوان شایع تری است که برای بحث راجع به این مسئله مهم انتخاب کرده ایم. ولی این ترکیب، معادل ها و برابرنهاد های دیگری هم در زبان عربی و در زبان های دیگر دارد. در واقع، گاه از “التکنولوجیه الحیویه” به “الهندسه الوراثیه” و ” التقانه الحیویه” یا «التقَنیّه الحیویه» تعبیرمیکنند. واژه”تکنولوجی” را در زبان عربی تغییر دادند و “التقانه” یا التقَنیّه را ساخته اند.. یعنی لفظ انگلیسی تکنولوژی را، تعریب کرده اند و “التقنیه” یا التقانه تلفظ می‌کنند. گاه ازهمین عنوان به “بیوتکنولوجی”.گاه “بایوتکنولوجی” نیز تعبیر می شود. که البته این کلمه دوم به اصطلاح و لفظ فرانسوی نزدیکتر است.گاهی گویی ترخیم می کنند می گویند: “بیوتک” biotechدرفارسی هم گاهی اهل فن از این واژه استفاده می کنند. در انگلیسی هم تعبیر بیوتکنولوژی Biotechnology رایج است.درفارسی هم فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای این عنوان، واژۀ زیبای “زیست فناوری” را جعل کرده است. اینها واژه های معادل و مرادفی است که برای عنوان بحث ما یعنی “التکنولوجیه الحیویه” شایع است و به کار می رود.
تعریف سنتی زیست فناوری
زیست فناوری (التکنولوجیه الحیویه) یک تعریف محدود،سنتی و قدیمی دارد که در آن به قلمرو محدودی اشاره می کند. یعنی کاربرد قدیمی و مقدم ی که این واژه داشته دایره محدودی را شامل می شده است. زیست فناوری چنان که به اجمال اشاره کردیم،پیشینه تاریخی طولانی دارد. درحقیقت هرگونه مهندسی عناصر زیستی را به زیست فناوری می توانیم تعبیر کنیم. بنابراین، صورتهای قدیمی‌تر زیست فناوری که به هزاران سال پیشتباز می گردد و صورتهای ساده و اولیه آن در بین بشر رایج بوده است. مثلا بشر در تولید بعضی از نوع غذاهایی چون پنیر یا ماست ، در حقیقت از نوعی زیست فناوری استفاده می کرده است. ماده ای که در مخمرهایی که برای تهیه مثلا خمیر نان، پنیر، ماست، ترشیجات و امثال اینها به کار می رفته ، در حقیقت بشر از نوعی زیست فناوری ساده استفاده می کرده است. این عمل و فناوری در واقع پیشینه تاریخی چند هزار ساله دارد. در عصر ما این فناوری در مراحل مختلف تحولات بسیاری را تجربه کرده است. در مرحله متاخر و ماقبل اخیر، عمدتا زیست فناوری به فعالیت هایی که در ان از طریق دست‌کاری و ترکیب ژنها و عناصر زیستی به تکثیر و تغییر موجودات زنده اقدام می شده اطلاق می شده است. موجودات زنده هم که عرض می کنیم شامل انسان،حیوان و نبات می شود. یعنی حیات نباتی و قلمرو گسترده ای در حوزه زراعت، اصلاح، تعدیل و احیانا ارتقا نباتات هم مشمول زیست فناوری است. درواقع، تکثیر فناورانه موجودات و کائنات زنده، احیانا استنساخ حیوان و نبات، برگرفتن یک سلول در یک فرایند علمی، باراوردن ان و ساخت موجود مشابه از ان که اصطلاحا به آن استنساخ می گویند این را در زیست فناوری اراده می کردند. احیانا بعضی از بیماری هایی را که با اعمال فرایند زیست فناوری بهبود می بخشیدند این را جزو عناصر زیست فناوری و “التکنولوجیه الحیویه” می دانستند. و زیست فناوری عمدتا به این نوع امور اطلاق می شده است. ، برای دفع، رفع و علاج امراضی که احیانا در انسان،حیوان، نبات یا محیط زیست پیدا می شد فرایندی اعمال می کردند و ان را زیست فناوری تعبیرمی کردند. یامثلا به تعبیر عربی ان “تقَنیّات شیفره الوراثیه” همان که ما امروز در زبان رایج از آن به دی ان ای (DNA)تعبیر می کنیم و در عربی به آن ” تقَنیّات شیفره الوراثیه ” تعبیر می کنند یا گاهی از آن به “الماده الوراثیه” یا “الرمز الجینی” یا کد ژنتیکی هر موجود زنده از جمله انسان تعبیر می شود. اینکه در شناسایی افراد می گویند دی ان ای او را آزمایش و بررسی کنیم، یعنی کد ژنتیکی او را بشناسیم و رمز ژنی او را کشف کنیم. فرض کنید ببینیم این دستی که قطع شده مال این بدن است. این هم بخشی از زیست فناوری و التکنولوجیه الحیویه در دوره متأخر قلمداد می شده است. در نتیجه تعریف را بر اساس این موضوعات ارائه می کردند. اما در زمان حاضر، چون قلمرو این حوزه معرفتی و علمی و عملی بسیار وسیع شده، دیگر به به موضوعات محدود اشاره نمی شود. چرا که قلمرو عرصه های کابرد زیست فناوری بسیارگسترده تر از آن شده که بتوان عرصه های آن را براساس این مسایل، تعریف کرد.
تعریف جدید زیست فناوری
بنده با مراجعه به مقالاتی که اهل فن کما بیش در این زمینه نوشته اند تعریفی را تنظیم کرده ام. عبارت آن را عرض کرده و توضیح خواهم داد: «کل التطبیقات التکنولوجیه التی تستخدم الکائنات الحیه او مشتقاتها لإنتاج و تعدیل فی مختلف مجالات الحیاه لأغراض صحیه و طبیّه او صیدلانیه و دوائیه او زراعیه و غذائیه، او بیئیّه و أمنیّه، او عسکریّه و دفاعیّه، و ما شاکل»
در واقع زیست فناوری عبارت است از «هر گونه عملیات و فرایند فناورانه ای که سعی می کند موجودات زنده و موجودات متعلق و مشتقِ به عناصر زنده، را برای تولید یا اصلاح و تعدیل و ارتقاء در عرصه های مختلف حیات و در زمینه های مختلف انجام دهد».
ماهیت و قلمرو زیست فناوری
عرصه های مختلفی که زیست فناوری در آنجا به کار می رود و ان بسترهای بحث های فقهی می شود (و ابواب فقه زیست فناوری را تشکیل می‌دهد). ما باید احکام ان عرصه ها و کاربرد زیست فناوری در انها مشخص کنیم. در مختلف مجالات حیات با اهداف گوناگون، گاه با هدف بهداشتی و درمانی گاه با هدف تولید دارو، گاه با هدف اصلاح زراعت و گیاهان و درختان، گاهی با هدف اصلاح، ارتقا یا تولید نوعی غذا یا با هدف اصلاح و حفاظت محیط زیست، یا با هدف امنیتی یا با اهداف نظامی و دفاعی این فرایند انجام شود. این درواقع،تعریف جامع و وسیع زیست فناوری “کل التطبیقات التکنولوجیه التی تستخدم الکائنات الحیه او مشتقاتها لإنتاج و تعدیل فی مختلف مجالات الحیات لأغراض صحیه و طبیه، او صیدلانیه و دوائیه، او زراعیه و غذائیه، او بیئیه و أمنیه، او عسکریه و دفاعیه و ما شاکل ” مجموعۀ إعمال و کاربست فرایند زیست فناورانه البته در همه عرصه ها و زمینه ها و در همه مراحل فرایند کاربرد، از جنس زیست شناسی است. از جنس به اصطلاح مطالعه ژن و مواجهه با ژنها ولیکن به شیوه مهندسی است. . لهذا این حوزه معرفتی وقلمرو، در واقع دو آبشخور دارد. یک آبشخوری زیست شناسانه و آبشخوری مهندسی. به همین جهت است که دومین تعبیری که بعد از شایع ترین تعبیر (التکنولوجیه الحیویه) از این عنوان می شود تعبیر (الهندسه الوراثیه) در زبان عربی است. کلمه هَندسه ریشه فارسی دارد که همان “اندازه” است. عرب آن را معرب کرده و از آن، واژه “هَندسه” را ساخته و مشتقات دیگری چون کلمه “مهندس” به وجود اورده است. تهندس و هَندسه در واقع “هندسه پذیری” یا “هندسه دادن”، ایجاد هندسه در حوزه وراثت و عناصر زیستی هر موجود است. در نتیجه “الهندسه الوراثیه” به لحاظ شیوع، دومین ترکیبی است که در این زمینه به کار می رود. بعد هم سایر ترکیب هایی که به آنها اشاره شد.
تقسیمات زیست فن آوری
در مجموع این حوزه علمی به اقسامی تقسیم شده است. به أشکال مختلف می شود این حوزه معرفتی را تقسیم کرد.
ما بیشتر از اینکه فصول لازم را برای دسته بندی فروع فقهیه بدست اوریم و مشخص کنیم یک دسته بندی تفصیلی تری را عرض خواهیم کرد. تقسیم شایعی که بین اهل فن رایج هست را عرض کنم. مجموعا زیست فناوری و التکنولوجیه الحیویه را به چهار بخش کلی تقسیم کرده اند. به اعتبار هر یک از این حوزه ها و رنگ هر یک از انها، اسم هر بخش و هر حوزه را به رنگ آن حوزه نام گذاری کرده اند.
مثلا یک حوزه “التکنولوجیه الحیویه الحمراء”. است (الحمراء مؤنث الأحمر به معنی سرخ و قرمزرنگ) زیست فناوری سرخ.این عنوان را به زیست فناوری هایی که در حوزه طب صورت می بندد اطلاق می کنند. آنجایی که اطبا با مهندسی وراثی و ژنی سعی می کنند به معالجه امراض پرداخته یا داروهایی تولید کنند. به این اعتبار که در معالجات با عنصر خون سرو کار بیشتری هست. ظاهرا به اعتبار این جهت عنوان این قسمت را زیست فناوری سرخ/قرمز یا التکنولوجیه الحیویه الحمراء گذاشته اند.
قسم دوم با عنوان “التکنولوجیا الحیویه الخضراء” تعبیر می شود (الخضراء مؤنث الأخضز به معنی سبزرنگ). “زیست فناوری سبز” که مربوط به حوزه زراعت و اصلاح نباتات و اشجار است. در ذیل آن به مسائل مربوط به اصلاحات غذایی، توسعه و تکثیر غذا پرداخته می شود. در واقع زیست فرایندهای طی شده در حوزه زارعت،نباتات، اشجار، احیانا سموم و کودها و نیز تولید غذا. این قسمت را که امروز دامنه گسترده ای هم دارد به زیست فناوری سبز تعبیر می کنند.
از قسم سوم به “التکنولوجیه الحیویه البیضاء” تعبیر می شود (البیضاء مؤنث الأبیض به معنی سپید رنگ). عنوان زیست فناوری سفید را به حوزه ای اطلاق می کنند که به مسائل صنعتی مربوط می شود. آن دسته از فعالیت های زیست فناورانه ای که در قلمرو صنعت به کار می رود. فرض کنید در مسائل مربوط به درمان پوست. در حوزه موادی که در آن ها تغییراتی ایجاد می شود ولی با کاربرد فرایند زیست فناورانه،مهندسی ژن و عناصر زیستی.
قسم چهارم با عنوان “التکنولوجیه الحیویه الزرقاء” (الزرقاء مؤنث الأزرق به معنی نیلگون و رنگ آبی) یا در فارسی زیست فن اوری آبی، تعبیر می شود به ان دسته فرایندهای زیست فناورانه ای که در خصوص دریاها هست، تکنولوژی ها و فنونی که برای بیولوژی دریایی و موجودات دریایی اعمال می شود اختصاص دارد. که این قسم هم قلمرو بسیار گسترده ای را تشکیل می دهد. این اجمالی بود از تبیین عنوان “التکنولوجیه الحیویه” و اشاره به اقسام چهار گانه شایع آن.
تعریف جنگ بیولوژیک
در مورد عنوان “الحرب البیولوجیه” توضیحات بیشتری می توان داد.اما ما اینجا اجمالا اشاره می کنم و می‌گذریم و زمانی که به مباحث خاص فقهی آن رسیدیم تبیین بیش‌تری ارائه خواهیم کرد. الحرب البیولوجیه (جنگ بیولوژیک) عبارت است از:« هرگونه دستکاری (ترکیب و ترتیبی) که در عناصر زیستی انجام می پذیرد و موجودات زنده‌ای تولید شده، توسعه پیدا می کند و با هدفگیری به سوی دشمن، برای ضربه زدن به او مورد استفاده قرار می گیرد». از این حوزه به “الحرب البیولوجیه” یا مرادف های آن “الحرب الجرثومیه” یا “الحرب المیکروبیه” تعبیر می شود که در فارسی هم “جنگ بیولوژیک” یا “جنگ میکروبی” به عنوان معادل ان به کار می رود. این یکی از شیوه های پیشرفته و جدید-بلکه حسب تلقی بسیاری، تنها شیوه و نحوه جنگی پیشرفته است که بشر به آن دست یافته است. این پیشرفته ترین شیوه جنگ آوری است.سلاح هایی که با طی فرایند های زیست فناورانه تولید می شود، امروز پیشرفته ترین سلاح ها قلمداد می شد. هر چند که این ظرفیت و این امکان دهشتناک و بشرسوز در اختیار دولتهای مدعی حقوق بشر و قدرتهای مستکبر و ضد بشری عصر ما است.
فناوری‌ها و جنگ‌افزارهای پیشرفته معاصر
در روزگار ما فناوری نظامی و صنایع نظامی و دفاعی پیشرفت های بسیاری کرده است. از سلاح های موشکی، ” الصاروخیه”، یا هسته ای “النوویه” ، یا سلاح های شیمیایی “الکیمیاویه” ، یا بیولوژیک “البیولوجیه” ؛ اینها در واقع سلاح های مدرن و پیشرفته ای است که متاسفانه به دست بشر افتاده و غالبا به دست قدرت ها و نظام ها یی که رفتار ضد بشری در حیات بشر معاصر ایفا می کنند افتاده است. تصور عمومی این است که پیشرفته ترین سلاح ها، سلاح های بیولوژیک است و البته که تاکنون تعبیر درست و تلقی صحیحی بوده، اما جدیدا وضع طور دیگری شده است.
«جنگ شناختی»؛ جدیدترین شیوه جنگ‌آوری
ولی اخیرا بشرِ، رفته سراغ سلاح جدیدتری که الان به مثابه آخرین و واپسین و جدید ترین سلاح و کاربرد آن به عنوان پیشرفته ترین شیوه جنگ آوری و جنگ قلمداد می شود. آن هم جنگ بر اساس علوم شناختی و با تکیه بر رسانه است. امروز از شیوه تصرف در ذهن انسان و تصورات او، انسان را مدیریت می کنند و ضربه می زنند.
الان این قضیه اشاعه بیماری کووید ۱۹ حسب نظر بعضی کارشناسان و به استناد پاره ای قرائن -که کم هم نیستند- لااقل به عنوان یکی از قرائت هایی که در تحلیل واقعیات این پدیده مطرح است، از نوع جنگ بیولوژیک تلقی شده است. در عین حال یکی از مسائلی هم که جدیدا پیش آمده و امروز آن را بشر ستمگر و قدرتهای غالب، کانون های جهانی قدرت و ثروت ، به کار می برند و مورد توجه قرار می گیرد جنگ مبتنی برتصرف در ذهن و تصورات حریف و خصم است که بر اساس علوم شناختی به وجود می آید.برای این قضیه به عنوان دست کم یک قرائت از حادثه سقوط هواپیمای اوکراینی، می توان آن را مثال زد (تصرف در وهم اوپراتور که هواپیما را موشک کروز تصور کند). بر اساس قرائنی که این تحلیل را تایید می کند این را نوعی جنگ براساس علوم شناختی توسط آمریکایی ها علیه ایران می توان تفسیر کرد. و در نتیجه می توان گفت هر چند تا کنون جنگ بیولوژیک پیشرفته ترین شیوه جنگ آوری و نظامی گری قلمداد می شد. اما شیوه جدیدتری اکنون در شرف دارد بروز و ظهور است تحت عنوان «جنگ شناختی» یعنی جنگ آوری بر اساس داده های علوم شناختی.
پس بنابراین عنوان جنگ بیولوژیک، الحرب البیولوجیه یا الحرب الجرثومیه، عبارت است از: «جنگی که بر اساس استفاده از میکروب ها و مولکول های دستکاری شده و سلاحهای حاصل از ترکیب و ترتیب جابجایی عناصر زیستی، صورت می‌بندد» .
اهمیت و گستره زیست فناوری و فقه آن
بحث دیگری که به اجمال الآن مطرح کنیم و در جلسه بعد تفصیل آن را بیان خواهیم کرد « اهمیت و گستره زیست فناوری و فقه آن» است. چون مطلب « عرصه ها و ساحات زیست فناوری » از سویی ساختاربندی فروع فقهی را که بناست مورد بحث قرار دهیم تشکیل خواهد داد، و از دیگرسو اهمیت آن را آشکار خواهدساخت، باید آن را به تفصیل بیان کنیم.
چرا که این مبحث که عرض می کنیم یعنی “مجالات التکنولوجیه الحیویه” و میدان های راهبردی کاربست زیست فناوری و نیز مسائل و مطالبی که راجع به بخش‌های مختلف آن به صورت مثبت و منفی، مخالفین و موافقین مطرح کرده اند، اهمیت اصل زیست فناوری و هم اهمیت فقه زیست فناوری (فقه التکنولوجیا الحیویه) را را نشان می هد، زیرا زیست فناوری موضوع فقه زیست فناوری است، وقتی موضوع پراهمیتباشد حکم هم پراهمیت خواهدشد، همانطور که در علومی چون حکمت و الاهیات که موضوع آن أشرف موضوعات است، می گویند ان علم آن هم که بیان کننده احکام آن موضوع است، اشرف آن علوم است. وقتی موضوعی از اهمیت خاص برخوردار است یا اهم موضوعات است، آنچه که عهده دار بیان احکام ان موضوع است هم اهمیت خاصی پیدا می کند. در واقع کسب اهیمت می کند از موضوع خودش. لهذا وقتی اهمیت التکنولوجیا الحیویه و زیست فناوری و شاخه ها و عرصه های آن را توضیح دهیم، هم اهمیت پرداختن به فقه زیست فناوری و هم عرصه ها،شاخه ها و ابواب ذیل این بخش از فقه مشخص می شود. از این جهت چون اهمیت بیشتری دارد فقط فهرست آن را می گوییم چون وقت ما رو به اتمام است، جلسه بعد گرچه نمی خواهیم به تفصیل وارد شویم لا محال و ناچار باید آن ها را ارائه کنیم تا عرصه بحث و میدان بحث، بستر مباحثی که طرح خواهیم کرد مشخص شود.
اهمیت زیست فناوری
زیست فناوری و التکنولوجیه الحیویه از ابعاد مختلف و در عرصه گوناگون از اهمیت فوق العاده برخوردار است. به لحظ علمی مباحث علمی فراوانی ایجاد و تولید کرده، لهذا این حوزه علمی و عملی در دانش و داش‌پژوهی از اهمیت خاصی برخوردار است. اجازه دهید تنها فهرستی عرض کنم. چون وقت سپری شده تبیین و توضیح و نسبت فقه را به این موضوعات به جلسه بعد موکول کنیم. من تا اینجا شانزده، هفده حوزه را که درواقع درگیر با مسئله زیست فناوری است فهرست کرده ام. به نحوی یک تقسیم جدیدی است. می خواهیم در کنار اون تقسیم مشهوری که توضیح دادیم زیست فناوری به چهار قسم تقسیم شده، ما براساس این موضوعات فکر می کنیم اگر تفصیل پیدا کند حوزه ها و اقسام و زیست فناوری به این ده، هفده قسم و حوزه تقسیم می شود.
حوزه ها و قلمروهای مسائل زیست فناوری
حوزه علم؛ نفس دانش زیست فناوری احکامی دارد. حوزه های معرفتی و عقیدتی. چرا که ادعا می شود زیست فناوری در عقاید تاثیر دارد و می توان با مهندسی ژنتیک بر عقاید افراد تاثیر گذاشت. در حوزه کلام،اخلاق،قضا،مسایل اجتماعی،مسائل بهداشتی و درمانی،مسائل زراعی،تولید دارو ، تولید غذا،محیط زیست،صنعت،اقتصاد،امنیت،نظامیگری و آخر هم در زمینه فقه معطوف به این قلمروهاست. این شانزده محور و موضوع و ساحت و حوزه با مسئله زیست فناوری درگیر است. اما کیفیت درگیرشدن این حوزه ها و این ساحات و عرصه ها با مباحث فقهی نیاز به توضیح دارد که براساس آن بتوانیم ابواب فقهی را که ذیل فقه مهندسی ژنتیک قابل طرح و بحث است مشخص کنیم.
ان شاالله در جلسه بعد، این بخش را به تفصیل بازگو خواهیم کرد و پس از آن امر سوم را که عرض کردیم یعنی منهج تولید فروع ، فروعِ ذیل همین ساحات، همین بخش ها، تولید فروع فقهیه ای که از ما پاسخ فقهی می طلبد بیان می کنیم منهج و منطق تولید و تنسیق فروع فقهی مربوط به این عرصه های پانزده، شانزده گانه ای که عرض شد. آنرا به جلسه بعد موکول می کنیم و ان شاالله جلسه بعد که چهارشنبه صبح خواهد بود بتوانیم این دو بخش را به پایان ببریم و از هفته آینده مختصری به مبانی نظری و قواعد اصولیه و قواعد فقهیه مرتبط به این قلمرو بحثی و فقهی خواهیم پرداخت و بعد از آن وارد فروع فقهیه خواهیم شد. انشاالله
و صل الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین.

نخستین جلسه خارج فقه مهندسی ژنتیک و جنگ بیولوژیک

نخستین جلسه خارج فقه مهندسی ژنتیک و جنگ بیولوژیک

سلسله دروس خارج
فقه مهندسی ژنتیک و جنگ بیولوژیک
آیت الله علی اکبر رشاد

اشاره:
آنچه پیش روی خوانندگان فاضل و فرهیخته قرار دارد، سلسله مباحثی است برگرفته از دروس خارج فقه آیت الله رشاد که تحت عنوان «فقه مهندسی ژنتیک و جنگ بیولوژیک» (فقه التکنولوجیا الحیویه و الحرب البیولوجیه)، هفت صبح روزهای زوج، در مؤسسه آموزش عالی حوزوی امام رضای تهران ارائه می‌شود. این دروس بصورت برخط (آنلاین) از طریق شبکه ایشیا (مدرسه فقاهت) قابل دریافت است. (روش اتصال به شبکه قبلا در پایگاه رسمی استاد، توضیح داده شده است:


بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله، و الصلوه علی رسول الله، وعلی آله آل الله، و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله، الی یوم لقاء الله.
با سلام خدمت فضلایی که از سراسر کشور و احیانا خارج از کشور، از امروز بشیوه مجازی به این جلسه بحث پیوسته ه اند.
اعیاد شعبانیه خاصه میلاد مبارک و نورانی حضرت بقیه الله سلام الله علیه و عجل الله تعالی فرجه الشریف را به همه مسلمین و آزادگان تبریک عرض میکنیم. همچنین گرامی می‌داریم علما ، چهره ها و مردم عادی را که بر اثر بیماری کووید نوزده در این ایام جان باخته اند.

شؤون جهانی در پساکرونا
درمقدمه بحث، به عنوان بیان فلسفه پرداختن به دروسی تحت ، عنوان “فقه التکنولوجیا الحیویه و الحرب البیولوجیه” که معادل ان در فارسی “مهندسی ژنتیک و جنگ بیولوژیک” است مطالبی را عرض می کنیم.
در این جلسات بنا داریم مباحث فقهی این حوزه بسیار گسترده را به اجمال مورد بحث قرار بدهیم.
در توضیح اینکه چرا این سلسله دروس را به جای بحث های عادی که طی سنوات داشته ایم شروع می کنیم، عرض می کنم،واقعه کرونا در واقع یک مفصل تقسیم تاریخ است، و جهان در شرف یک چرخش تاریخی است،. تاریخ جهان، به ما قبل کرونا و ما بعد کرونا تقسیم و براثر این فاجعه انسانی و این کارثه و حادثه تلخ، جهان، دیگرگون خواهد شد. این واقعه بسیاری از شئون بشری را تحت تاثیر قرار خواهد داد. بسا ساختارهای جهانی مورد بازنگری قرار بگیرد و پاره ای از اتحادیه ها منحل و تبدیل شود. اقتصاد جهان پس از کرونا تغییر خواهد کرد و این واقعه، حتی مباحث الهیاتی را نیز تحت تاثیرقرار خواهد داد.
جهان در شرف یک چرخش تاریخی است
این واقعه تلخ و فاجعه انسانی حتی در حوزه اخلاق و سبک زندگی بشر تاثیر گذار خواهد بود.در حوزه علم، تاثیر شگرفی خواهد گذاشت. این واقعه در قلمرو نظامیگری و حوزه تولید سلاح، تاثیر خود را خواهد گذاشت. چنان که در زمینه فقه هم این واقعه می تواند آثار و پیامدهایی داشته باشد که از جمله آنها و از ابعاد و بخش های پراهمیت آن، به وجود آمدن حوزه های جدید در فقه است. این واقعه اهل حوزه و اصحاب فقه و تفقه را به اندیشه فرو برده و آنها را موضوعاتی جدیدی که لازم است از نگاه شریعت به آن نگریسته و فقه آنها تولید بشود متوجه می کند.
براساس این تصور و احساس ضرورت، به نظر رسید که در چارچوب جلسات محدود و معدودی و از باب فتح باب، بحث در زمینه نو مهندسی ژنتیک و جنگ بیولوژیک که احتمال می رود چنان که بعض سران کشورها ، و سیاسیون و استراتژیست ها آن را مطرح کرده اند واقعه کرونا از جنس جنگ بیلوژیک قلمداد شود، را مورد توجه قرار دهیم
حادثه کرونا و مسؤولیت کنونی حوزه:
در چنین شرایطی و در افق آینده و عالم پسا کرونا، حوزه، مسئولیت هایی دارد که در جای خود و در زمان مناسب باید به آن پرداخت. از جمله این مسئولیت ها این است که به بُعد فقهی از سویی و جهت اخلاقی از دیگر سو بپردازد و به ابواب و مسائلمرتبط با این واقعه و پیامدهای این کارثه و حادثه جهانی بپردازد. بنابر این، در حد وسع خود و بضاعت کم، به عنوان یک طلبه به این مسئله و موضوع اجمالا می پردازیم. چرا که حوزه می بایست در مواجهه مناسب، معقول و منطقی با حوادث و وقایع اینچنینی پیش آهنگ و پیشتاز باشد و به گمانه زنی ، آینده شناسی و آینده پژوهی مبادرت ورزیده، متناسب با نیازهایی که در شرف پدید آمدن است موضع بگیرد و به ان نیازها و احتیاجات بپردازد.
راه تحول و تکامل فقه
تحول و تکامل فقه هم در گرو چنین رفتار علمی و منطقی است. البته برخی اساتیدو فضلای جوان، گاه تحت عنوان مسائل مستحدثه به مسائلی که مورد ابتلای جهان و انسان امروز است می پردازند. ولی این مقدار کفایت نمی کند. پرداختن به فروعی محدود و به اصطلاح، تک مسئله ها، به صورت گسیخته و غیرمنسجم، چندان در تحول و تکامل علم فقه موثر نخواهد بود. تحول هر علمی از جمله علم فقه، به تحول مولفه های آن است. باید درپنج حوزه «مبانی»، «موضوع»، «مسایل»، «غایت» و «منهج» که «مولفه های رکنی علم» اند تحول به وجود بیاید تا علم متحول شود. باید در حوزه مسایل، عرصه های جدید و فتح نشده گشوده شود. نه در غالب تک مسئله ها، بلکه اهل فضل به بسته ای از مباحث و مسایل در یک حوزه پر اهمیت و نوپیدا بپردازند و تولید ادبیات جدید شود. تااز این رهگذر، به تدریج ابوابی در فقه افزوده شود و در تحول و تکامل فقه تاثیر بگذارد. چنان که در مواقعی از تاریخ، فقه ، خاصه فقه مکتب اهل بیت سلام الله علیهم در مواردی پیش قدم شده و تاثیرات تاریخی در تحولات داشته است.
فتوای مترقی و سرنوشت‌ساز رهبری در سلولهای بنیادین
از باب نمونه و به م مناسبت عرض می کنم در همین مسئله تکنولوژی بیولوژیک و به اصطلاح زیست فناوری، در روزگار ما تحت تاثیر یک فتوای ارزشمند و مترقی، اتفاق با ارزش ی افتاد. آن این بود که در مسئله سلول های بنیادین که از مهم ترین مباحث و مسائل حوزه زیست فناوری (التکنولوجیا الحیویه) است، چندین سال پیش این پرسش مطرح شد که آیا در حوزه سلول های بنیادی جایز است ورود کنیم یا جایز نیست؟ آیا ورود در این حوزه های مطالعاتی، در حوزه علم، به نحوی دخالت در خلقت الهی نیست؟ بعضی چنین تصور و توهمی داشتند. در آن ایام وقتی این سوال مطرح شد، در آمریکا – زمان بوش پسر بود که به اصطلاح اینها مدعی اند مذهبی هستند- بوش گفت این اقدام یک اقدام خلاف اخلاق است. چون دخالت در کار خدا است. نوعی دخالت در خلقت است. ولی پس از استفتائی که از رهبر معظم انقلاب شد که آیا چنین مطالعات علمی مجاز هست یا نه؟ ایشان فرمودند؛ نه هیچ مشکلی ندارد. ایشان فتوا به حلیت و جواز داده بودند. البته توصیه کرده بودند که در خصوص سلول های بنیادین حیوانی و احیانا نباتی فعلا مطالعه شود. پس از ان، این کار در ایران شروع شد. نهی آقای بوش در آمریکا تاثیر منفی خودش را گذاشت. این فتوای مترقی رهبر معظم انقلاب تاثیر مثبت خودش را در ایران گذاشت. لذا ما الان در زمره کشورهایی هستیم که در رتبه های بالا و ردیف های اول این دانش هستیم. بخشی از دانش زیست فناوری تحت تاثیر همین فتوای مترقی و زنده، اینگونه هست.
ضرورت ورود دین به مباحث الهیاتی و فقهی زیست فناوری
در هر حال، ورود دین چه در افق الهیات و مباحث کلامی، چه در افق اخلاق و مباحث اخلاقی، چه در افق فقه و مباحث احکامی و حتی در افق علم و تولید معرفت می تواند تاثیرات تحول آفرین، تاریخ ساز و سرنوشت سازی را رقم زند. بزرگان ما البته باید وارد شوند. بنده طلبه تنها از باب فتح باب بحث وارد می شوم. احیانا ممکن است بر اثر طرح این مباحث، و پاره ای نکاتی که به ذهن می رسد و به نحو ناقص و نارس عنوان خواهیم کرد دیگرانی هم در این حوزه ورود کنند و بحث هایی را مطرح کنند.
عنوان بحث، همانطور که عرض کردیم ” التکنولوژجیا الحیویه و الحرب البیولوجیه” مهندسی ژنتیک و جنگ بیولوژیک”واحیانا مسئله تولید، نگهداشت، خرید، فروش، احیانا کاربرد جنگ افزارهای به اصطلاح بیولوژیک خواهد بود. می خواهیم ببینیم احکام اینها چیست. مباح است یا خیر. جایز است یا خیر. احیانا اگر جایز است در چه حدود و با چه مبانی جایز است. اگر ممنوع است به لحاظ شرعی ادله اش چیست. این را می خواهیم بحث کنیم.
ما اجمالا می خواهیم بحث کنیم. به همین جهت چند محور محدود را بناست مورد بحث قرار دهیم هر چند، مجموعه مباحثی که در حوزه زیست فناوری با معنای وسیع و قلمرو گسترده آن قابل طرح وبحث است بسیار وسیع است. چنانکه اگر کسی موضوع اصلی خارج فقه اش را به مباحث و مسائل عنوان فقه زیست فناوری اختصاص دهد حد اقل باید پنج سال و بسا بیش از آن یعنی یک دوره معتنابهی از خارج فقه را باید به این مسائل بپردازد.چون مباحث فراوانی در این بخش قابل طرح است. وقتی به ساختار مباحث زیست فناوری که اشاره خواهیم کرد برسیم، فهرست و قائمه ای از آن مباحث ارائه خواهیم کرد و آنجا روشن خواهد شد که چه مقدار و چه مباحثی و با چه ابعاد گسترده ای از لحاظ فقهی در این زمینه قابل بحث است. همینطور از لحاظ اخلاقی -که البته از موضوع بحث ما خارج هست- و نیز در حوزه الهیات و مباحث کلامی فهرست بلند بالایی از مباحث قابل طرح و بحث است.
سیر و ساختاردروس فقه مهندسی ژنتیک
اجمالا سیر بحث های این جلسات محدود و معدود بنا داریم و محورهای اصلی آن را برای مخاطبین اجمالا عرض می کنم. از همه فضلای عزیز و محترم تقاضا می کنم این محورهایی که عرض می کنیم را مورد تامل قرار دهند، به منابع مراجعه کنند، اگر مقالاتی وجود دارد -گرچه ادبیات این بحث ها بسیار فقیر است و مقاله و کتاب کمتر نوشته شده است- جستجو و دسترسی پیدا کنند و مطالعه کنند و پیشنهاداتشان را در جهت تکمیل و توسعه بحث ارائه فرمایند.

ابتدا چند نکته را تحت عنوان “امور تمهیدیه” مورد بحث قرار خواهیم داد. از جمله راجع به تحلیل عنوان “فقه التکنولوجیا الحیویه و الحرب البیولوجیه” خود این عنوان را باید تبیین کنیم. مراد از بیوتکنولوژی و زیست فناوری و منظور از جنگ بیولوژیک چیست. بعضی از “مفردات مفتاحیه” و واژه های کلیدی که در این بحث به کار می رود به اصطلاح مفهوم شناسی و مبادی تصوری بحث را تحت عنوان “التعرف علی التکنولوجیا الحیویه فی الجمله و التلویح الی ماهیتها و نطاقها و اقسامها مورد اشاره قرار خواهیم داد.
“التعرف علی التکنولوجیا الحیویه فی الجمله و التلویح الی ماهیتها و نطاقها و اقسامها” یک محور و امر اولی است که ذیل بحث های مقدماتی عرض خواهیم کرد. همچنین در “الحرب البیولوجیه، التعرف علی الحرب البیولوجیه و التلویح الی نطاقها و اقسامها.”
محور دومیکه ذیل بحث های تمهیدی و مقدماتی مورد بحث قرار خواهیم داد اهمیت زیست فناوری و ابعاد و میادین و ساحاتی است که زیست فناوری شامل آنها می شود “اهمیه التکنولوجیه الحیویه و مجالاتها الاستراتجیه فی عهدنا الراهن. در روزگار ما زیست فناوری از یک گسترش و سعه بی نظیری برخوردار شده مباحث فراوانی در ذیل این عنوان طرح می شود. “التکنولوجیه الحیویه” دارای ابعاد مختلف و عرصه های گوناگون است. علاوه بر اینکه در بخش هایی- بلکه همه بخشهای- از این مباحث هم خطرات و مخاطراتی مطرح است و دستاوردهای ارزشمندی به جهات مختلف وجود دارد. در نتیجه باید اهمیت زیست فناوری و ابعاد و عرصه های آن اجمالا مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
بعضی امور مقدماتی را باید مورد اشاره باید قرار بدهیم. امر نخست، مباحث مفهومی شناسی و مباحث مربوط به مبادی تصوریه، امر دوم،اهمیت زیست فناوری و ابعاد و ساحات آن در روزگار ما و احیانا احتمالات مختلفی که هم از با رویکرد مثبت و هم از با رویکرد منفی در این زمینه مطرح است. محور سومی که در بخش مقدماتی باید مورد بحث قرار بدهیم پیشینۀ تاریخی این مسئله است. پیشینۀ تاریخی از دو جهت مورد توجه است. هم به لحاظ موضوع و به اصطلاح عملی و هم به لحاظ به اصطلاح علمی و نظری. یعنی اینکه در تاریخ بشر زیست فناوری چه پیشینه ای دارد. گاهی ادعا شده که زیست فناوری به معنای وسیع آن -ولو در صورت های ابتدایی- پیشینه ای شش هزار ساله دارد. این لازم است اجمالا مورد بحث و اشاره قرار بگیرد. و بعد در دوره اسلامی و در کتاب، سنت و فقه ما به لحاظ نظری چه مقدار به این مسئله پرداخته شده است.امر چهارم در واقع روشی است که با آن باید به مباحث فقه زیست فناوری و مهندسی ژنتیک دست پیدا کنیم. چون این مبحث دارای پیشینه و ادبیات غنی نیست و طبعا فقهای ما مثل سایر ابواب فقه به این مبحث نپرداخته اند. به نحوی که بتوانیم بگوییم سیر و مسیر بحث چیست و چه مباحث و مسائلی در ذیل این عنوان مطرح شده و ما باید به آن وارد شویم. باید با یک روش شناسی مناسب و منهجیۀ مناسبی ترتیب و تنسیق فروع قابل طرح ذیل این عنوان را ارائه کنیم. در”منهجیۀ تنسیق بحوث فقه التکنولوژیه الحیویه و الحرب البیولوجیه” ما با یک منطقی که در نظر داریم و عرض خواهیم کرد توضیح می دهیم که چگونه می توان فروعات این بحث فقهی را تنظیم کرد و با یک ترتیب منطقی و سیر منسجمی آنها را مورد بحث و بررسی قرار داد و نظر داد.
این چهار نکته نکاتی است که به مثابه بحث های مقدماتی باید به آنها پرداخته شود. بعد از آن بنا داریم به اجمال و در حد سه فصلی که الان عرض می کنیم به مباحث اصلی این عنوان بپردازیم.
محور اول دروس فقه ژنتیک و جنگ بیولوژیک
فصل اول در خصوص مبادی و به اصطلاح امروز پیش انگاره های نظری فقه مهندسی ژنتیک و نیز قواعد اصولیه ای که به نحوی مرتبط ب و ذات الصله است به این موضوع و همچنین قواعد فقهیه ای که می توانند در این حوزه بحثی مورد تمسک قرار بگیرد اختصاص دارد. ما پیش از آنکه به فروع بپردازیم می خواهیم به پاره ای از مبانی و زیرساخت های معرفتی و قواعد این مبحث بپردازیم. “المبادی النظریه و القواعد الاصولیه و القواعد الفقهیه” یک فصل را به این مبحث اختصاص خواهیم داد. البته این به این معنا نیست به تفصیل در این محورها وارد شویم بلکه در حد ارائه فهرست است. چون ورود تفصیلی به این محورها به یک دوره نسبتا طولانی نیاز دارد و قصد تطویل نداریم. اجمالا اشاره کنیم مبادی نظری بحث زیست فناوری و مهندسی ژنتیک چیست. همچنین بگوییم چه قواعد اصولیه ای با این مبحث مرتبط است. نیز توضیح دهیم که کدام قواعد فقهیه می تواند در مقام اصطیاد فروع جزئیه در این زمینه به کار بیاید.
محور دوم دروس فقه ژنتیک و جنگ بیولوژیک

فصل دوم ی که بناست به آن بپردازیم خلاصه ای و نمونه هایی نموذج و نماذج از فروع فقهی التکنولوژی الحیویه، فقه مهندسی ژنتیک را مورد بحث قرار خواهیم داد این را البته با دسته بندی که عرض خواهیم کرد الان بنا را بر مرور اجمالی می گذاریم و به همین اکتفا می کنیم. در واقع ما در فصل دوم از مباحثمان نمونه ای از فروع فقهی عنوان زیست فناوری را با ترتیب منطقی که عرض می کنیم مطرح خواهیم کرد. چون ابعاد و ساحات و عرصه های زیست فناوری مختلف است، ذیل هر یک از ابعاد و ساحات پاره ای از احکام را و پرسش های فقهی را طرح خواهیم کرد و در وقت بسیار محدودی که داریم به پاسخ آنها بر اساس ادله و مبانی خواهیم پرداخت.
محور سوم دروس فقه ژنتیک و جنگ بیولوژیک
فصل سوم و آخرین فصلی که بنا داریم انشاالله اگر توفیق الهی همراه باشد صلاحیتی باشد ان اشالله به آن بپردازیم پاره ای و نمونه هایی از فقه الحرب البیولوجیه است فقه جنگ بیولوژیک که خب امروزه قدرت ها از آن استفاده می کنند و پرسش هایی را ایجاد کرده است. در قلمرو های مختلف از جمله قلمرو فقه در این زمینه هم ما به اجمال بحث را برگزار خواهیم کرد. چون مبحث جنگ بیولوژیک در واقع یکی از فروعات و محورهای زیست فناوری و فقه زیست فناوری است.به لحاظ اهمیت و به اعتبار اینکه این روزها در دنیا مطرح شده است که بیماری کووید نوزده و شیوع ویروس کرونا از نوع جنگ بیولوژی است، به این اعتبار این محور را تفصیل بیشتری خواهیم داد. ولی خب نه چندان مفصل. لهذا محور سوم این سلسلسه بحث ها و دروس ما ذیل عنوان فصل سوم “نبذه من فروع فقه الحرب البیولوجیه”خواهد بود که هم مباحثی دارد در زمینه جهات امنیتی و هم جهات جنگی و در زمینه سلاح بیولوژیک و هم انواع مسائلی که در زمینه جنگ های بیولوژیک قابل طرح هست و حکم فقهی دارد. اجمالا به اینها هم ان شالله خواهیم پرداخت
در پایان جلسه اول و توضیحات مقدماتی من تاکید می کنم که بنا داریم ان شاالله به عنایت الهی و توجهات حضرت حجت، سلام الله علیه این بحث ها را روز های زوج ارائه کنیم ان شاالله راس ساعت هفت درس را شروع می کنیم و به صورت آنلاین برخط و زنده این دروس از طریق شبکه ای شیا و مدرسه فقاهت پخش خواهد شد.
با توجه توضیحاتی که عرض شد، سیر و ساختار اجمالی مباحث این سلسله دروس به ترتیب زیر خواهد بود:
دروس فقه
التکنولوجیا الحیویّه و الحرب البیولوجیّه
فاتحــه: فی البحث عن عدّه امور تمهیدیّه یجدر بنا التّلویح الیها اجمالاً، قبل الخوض فی صلب البحث عن فقه التکنولوجیا الحیویّه و الحرب البیولوجیّه:
الأمر الأوّل: التعرّف علی العنوان و المفردات و التّراکیب المفتاحیّه للمبحث.
۱ـ التعرّف علی «التّکنولوجیا الحیویّه» فی الجمله، و التلویح إلیٰ «ماهیّتِها»، و «نطاقِها» و «اقسامِها».
۲ـ التعرّف علی «الحرب البیولوجیّه» و التلویح إلی «نطاقها» و «اقسامها».
الأمر الثّانی: اهمّیّه التّکنولوجیا الحیویّه و مجالاتها الإستراتجیّه فی عهدنا الرّاهن من جهتی التحدّیات و المعطیات (و بالتّالی اهمیه فقه التّکنولوجیا الحیویّه و اخلاقها ) من منظارات مختلفه:
الأمر الثّالث: نشئه «التّکنولوجیا الحیویّه» و «الحرب البیولوجیّه» عبر التأریخ.
الأمر الرّابع: منهجیّه تنسیق بحوث فقه التکنولوجیا الحیویّه و الحرب البیولوجیّه.

الفصل الأوّل: نظره عابره إلی «المبادئ النظریّه» و «القواعد الأصولیه» و «القواعد الفقهیه» المتعلّقه [ذات الصّله] بفقه التّکنولوجیا الحیویّه و الحرب البیولوجیّه.
أ‌) نظره عابره إلی المبادئ النظریّه [المباشره و القریبه و البعیده] لفقه التّکنولوجیا الحیویّه و الحرب البیولوجیّه.
ب‌) نظره عابره إلی القواعد الأصولیّه المتعلّقه [ذات الصله] بفقه التّکنولوجیا الحیویّه و الحرب البیولوجیّه.
ت‌) نظره عابره إلی القواعد الفقهیّه المتعلّقه [ذات الصله] بفقه التّکنولوجیا الحیویّه و الحرب البیولوجیّه.
الفصل الثّانی: نبذه من فروع فقه التّکنولوجیا الحیویّه، فنحث عنها من خلال عدّه فصوص.
الفصّ الأوّل: فی ما یتعلّق بالهَندسه الوراثیّه الإنسانیّه .
الفصّ الثّانی: فی ما یتعلّق بالهَندسه الوراثیّه الحیوانیّه .
الفصّ الثّالث: فی ما یتعلّق بالتکنولوجیا الحیویّه النّباتیّه و الزّراعیّه .
الفصّ الرّابع: فی ما یتعلّق بالتکنولوجیا الحیویّه الغذائیّه .
الفصّ الخامس: فی ما یتعلّق بالتکنولوجیا الحیویّه الصحّیّه .
الفصّ السّادس: فی ما یتعلّق بالصیدله الحیویّه و استخدام التکنولوجیا الحیویه فی تصنیع الأدویه .

الفصل الثّالث: نبذه من فروع فقه الحرب البیولوجیه.
الفص الأوّل: فی ما یتعلّق بالتکنولوجیا الحیویّه الأمنیّه .
الفص الثانی: فی ما یتعلّق بالتکنولوجیا الحیویّه العسکریّه .
الفص الثالث: فی ما یتعلّق بالأسلحه الدمّاره . وصل الله علی محمد و اله الطاهرین .

او سالهای متمادی، سر از پا نشناخته در در تعلیم طلاب و تربیت نفوس کوشید

او سالهای متمادی، سر از پا نشناخته در در تعلیم طلاب و تربیت نفوس کوشید

پیام تسلیت آیت الله رشاد بمناسبت رحلت استاد حجت الاسلام والمسلمین رجائی:
در پی ارتحال مدرس سطوح عالی حوزه علمیه امام رضای تهران، حجت الاسلام والمسلمین استاد رجائی، پیام تسلیتی از سوی آیت الله رشاد رییس شورای حوزه-های علمیه تهران و تولیت حوزه امام رضا (ع) منتشر شد. در این پیام تاکید شده است: این مربی متخلّق و دلسوز و بی ادعا عمر گرانمایه¬‌ی خویش را یکسره در مسیر ترویج مکتب اهل بیت (سلام الله علیهم اجمعین) و تربیت طلاب جوان صرف و سپری کرد.
متن این پیام به شرح زیر است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
إنّا لِلّه و إنّا إلیه راجعون
خبر ارتحال روحانی زاهد و مدرس فاضل سطوح عالی حوزه‌ی علمیه‌ی امام رضا (ع)، حضرت حجت الاسلام والمسلمین استاد سعید رجائی اربابی (قدّس سرّه) را همراه با تاسف شدید و اندوه عمیق دریافت کردم.
این مربی متخلّق و دلسوز و بی ادعا عمر گرانمایه¬‌ی خویش را یکسره در مسیر ترویج مکتب اهل بیت (سلام الله علیهم اجمعین) و تربیت طلاب جوان صرف و سپری کرد، او که از اساتید فاضل حوزه‌ی عریق پایتخت قلمداد می‌شد، سالهای متمادی، سر از پا نشناخته و بی هیچ توقعی در تعلیم طلاب و تربیت نفوس کوشید. بلاریب این خدمات شایان و نمایان، ذخیره¬ی ارزشمندی برای او در «یوم لایَنفَعُ مالٌ و لابَنُون» خواهد بود؛ طوبی له و حسن مآب.
این¬جانب از سوی خویش، مدیران، اساتید و طلاب حوزه‌ی علمیه‌ی امام رضا (ع)، این ضایعه‌ی مولمه را، به شاگردان و ارادتمندان و بستگان سوگمند، خاصه همسر و فرزندان برومند آن راحل رستگار، تسلیت عرض کرده، از بارگاه بلند باری برای آن فقید سعید رفعت رتبت و حشر با اولیای الهی، و برای وابستگان و دلبستگان آن مرحوم، صبر و اجر مسئلت دارم.
علی¬اکبر رشاد
۲۱/۱/۱۳۹۹