نامه‌ی مرحوم استاد منذر

 

بسمه تعالی شأنه
جناب حجت‌الاسلام و المسلمین حاج آقای رشاد، وفّقّه الله للسَّداد و الرَّشاد
سلامٌ علیکم و رحمه الله


خبر کسالت حضرت‌عالی، که خوشبختانه رو به بهبود است، برای اهالیِ فرهنگ و اندیشه شدیداً موجب نگرانی و تأثر شد و هرکس شنید، به دعای خیر برای عافیتِ سریع و کاملِِ آن جناب، رَطبُ اللسان گردید. چه باید کرد؟ در طریق عشق، «وَلاء» و «بلاء»، و «محبّت» و «محنت»، دوستان قدیمند: البَلاء لِلوَلاء و: هرکه در این بزم مقرّبتر است / جام بلا بیشترش می‌دهند.

بلاها و مِحَن ـ چونان کوره‌ی آتش، بل مخزنِ تیزاب ـ برای مؤمنین، عاملِ «تمحیص» و تهذیب، و برای کفار و منافقین، موجبِ «محق» و نابودی است. جانِ کافر ـ که آینه‌ی فطرت خدایی‌اش را به گل و لایِ «غفلتْ» اندوده، بل به ضربِ «انکار و جُحود»، شکسته ـ در تیزابِ بلا محق و محو می‌شود، و جانِ مؤمن که به اکسیر «توحید» (فطرت الله) زنده است، از کوره‌ی ابتلا، همچون زرِ ناب که زنگارش در مخزن تیزاب ریخته، پاک و تابناک بیرون می‌آید. پس در موج و اوجِ ابتلا، برای مؤمن چه جای غم؟ که جایگاه شادی است، و در پسِ ظاهرِ تلخ و ناگوارش، باطنی خوب و شیرین دارد؛ «مِهر»ی است که در نقاب «قهر» آمده است:

در بـلاهــا می‌چـشـم لـذّات او
مـاتِ اویــم، مــاتِ اویـم، مـاتِ او
عاشقم بر لطف و بر قهرش بِجِد
بوالعجب، من عاشقِ این هر دو ضد!

در معنی، تلنگُری است که به من و ما می‌زنند تا غوغای روزمرّگی، از اندیشه و اندوخته‌ی آینده‌مان غافل نکند و به توفیق اجباری، خلوتی‌مان می‌بخشند که خود و کارخود را آسیب شناسی کنیم و بیش از پیش، هشیارِ کار و بیدارِِ حالِ خود باشیم و نقد عُمْر را در بازار هستی ـ آن سان که زیبنده‌ی یک دیندار فرهیخته، و فرهیخته‌ی دین‌باور است ـ مصرف کنیم. امید است کارهایی که می‌کنیم، تماماً مُهرِ رضایتِ محبوبِ عالَمیان، خداوندگار جهان (جلت عظمته) را بر پیشانی و پسندِ خلیفه‌ی برحقش، صاحب العصر و الزمان (عج)، را به همراه داشته باشد…
استدعای این جانب و دیگر دوستان (جنابان حاج حسین نوری و دکتر احمد کاویانی) از درگاه باری ـ عزّ اسمه ـ آن است که، هرچه زودتر بهبودِ کامل یافته و خدمات مؤثرتان به فرهنگ نورانی اهل بیت (علیهم السلام) را، موفّقتر از پیش، از سر گیرید. ایدون باد!

علی ابوالحسنی (منذر)
دی ماه ۱۳۹۰ هجری شمسی
علی هاجرها الف التحیه و السلام

 

دیدگاهتان را بنویسید