ساختار مباحث فلسفه‌ی معرفت دینی

تعریف، پیشینه، مسائل، غایت و کارکردها، …

۱٫ امکان و عدم امکان تعریف معرفت دینی (بررسی چرایی و چگونگی)،

۲٫ معیار (یا معیارهای) معرفت دینی،

۳٫ تعریف معرفت دینی بالمعنی‌الأعم (محصَّل سعی موجَّه برای اکتشاف دین)،

۴٫ تعریف معرفت دینی بالمعنی‌‌الأخص (برآمده از کاربست منطق فهم دین).

۱٫ گونه‌شناسی و طبقه‌‌بندی دستگاه‌ها‌ی معرفت دینی، «در زمان» و «همزمان»

الف) به تبع ادیان و مذاهب، و به اعتبار عامل‌های «محور ا‌نگاشته شده» در تکون معرفت:

فصل سوم) هستی‌‌شناسی معرفت دینی:

۱٫ نحوه‌ی وجود معرفت دینی (اعتباری یا حقیقی / معرفت درجه‌ی یک یا معرفت درجه‌ی دو / … )

۲٫ انواع تقسیم قضایا و قیاسات معرفت دینی.

۱٫ امکان معرفت دین / معرفت دینی،

۲٫ نسبت معرفت دینی با نفس‌الأمر ‌دین (در دستگاه‌های گوناگون، و در حوزه‌های مختلف)،

۳٫ ملاک صدق معرفت دینی (در دستگاه‌های گوناگون)،

۴٫ نسبت و مناسبات معرفت دینی به دیگر معرفت‌ها،

* مباحث این فصل نیز با لحاظ دستگاه‌های معرفت دینی «محقَّق»، و معرفت دینی «مطلوب»، مطرح می‌شوند.

۱٫ تبیین منابع و مناشی معرفت دینی در دستگاه‌های (معرفت دینی) مختلف،

۲٫ تبیین منابع معرفت دینی بر اساس منطق فهم دین.

۱٫ تبیین فرایند و سازوکار تکون معرفت دینی، بر اساس نظریه‌های گونه‌گون،

۲٫ شرح و اثبات «نظریه‌ی ابتناء» (نظریه‌ی مختار).

۱٫ تطور (تحول) معرفت دینی بر اساس نظریه‌های مختلف،

۲٫ عوامل تحول معرفت دینی،

۳٫ انواع تحول (تطور) معرفت دینی،

۴٫ معیار ارتقاء و قهقرا در معرفت دینی.

۱٫ اضلاع و ساحات معرفت دینی،

۲٫ ساختار و بافتار معرفت دینی (شاکله‌ی معرفت دینی) بر اساس نظریه‌های مختلف،

۳٫ هندسه و شاکله‌ی معرفت دینی بر اساس نظریه‌ی مختار (هرم ـ شبکه‌سانی).

۱٫ کارکرد منطقی (روشگانی) معرفت دینی در طراحی «منطق فهم دین»،

۲٫ کارکردهای معرفتی معرفت دینی،

۳٫ کارکردهای ایمانی و آرمانی معرفت دینی،

۴٫ کارکردهای عملی (معیشتی) معرفت دینی.

۱٫ قلمرو بینش و عقائد،

۲٫ قلمرو دانش و علم،

۳٫ قلمرو منش و اخلاق،

۴٫ قلمرو کنش و حقوق و تکالیف،

۵٫ قلمرو پرورش و تربیت.

۱٫ چیستی آسیب، و آسیب‌شناسی،

۲٫ گونه‌شناسی و طبقه‌بندی آسیب‌ها،

۳٫ سامانه‌ی سنجمانی و انواع سنجه‌های معرفت دینی،

۴٫ شیوه‌های آسیب زدایی و مواجهه‌ی پیشگیرانه با آسیب‌ها.

چنانکه از عنوان فصول این دانش برمی‌آید، بازپژوهی فرانگر ـ عقلانی دانش‌های مستَنبَط از کتاب و سنّت نیز (با لحاظ اقتضائات مربوط به هرکدام) می‌تواند به ‌عهده‌ی فلسفه‌ی معرفت دینی باشد.

از میان محورها و فصول فلسفه‌ی معرفت دینی، دو محور آن به سه مسئله‌ای که مهم‌ترین و اصلی‌ترین رسالت فلسفه‌ی معرفت دینی قلمداد می‌شوند، می‌پردازند:

۱٫ «تکّون معرفت دینی»، که به بررسی فرایند و تحلیل و تفکیک انواع مبادی ذی‌نقش و ذی‌سهم در تکون معرفت دینی می‌پردازد.

۲٫ «تحوّل معرفت دینی» که به بررسی استقرایی، عینی و پسینی علل و انواع تحوّل در معرفت دینی و ارزیابی نظریه‌های تحوّل و ارائه‌ی نظریه‌ی تحوّل خواهد پرداخت.

این دو مسئله، اصلی‌ترین و مهم‌ترین مباحثی هستند که در ذیل عنوان فلسفه‌ی معرفت دینی قابل طرح و بررسی‌اند و اصولاً حتی مسئله‌ی «ماهیت معرفت دینی»، یعنی بررسی سرشت و صفات معرفت دینی، قابل اتخاذ و اصطیاد از دو محور فوق است. مسئله‌ی آسیب‌شناسی و «تخطی معرفت دینی» نیز به‌‌نحوی به همین دو مسئله باز می‌گردد. ارزش معرفتی معرفت دینی، مبتنی بر این دو مسئله است. تقریباً مسئله‌ی کانونی فلسفه‌ی معرفت دینی، یکی تکون معرفت دینی است و دیگری نظریه‌ی تحوّل است و عمده‌ی چالش‌هایی که در دو دهه‌ی اخیر در ایران و پیش از آن، در برخی نقاط جهان اسلام و پیش‌تر از آن نیز در دنیای غرب مطرح بوده و همچنان در جریان است، همین دو مسئله است و سایر مسایل به‌نحوی متخذ از (یا مترتب بر) این دو مسئله و نوع پاسخی‌اند که از آن‌ها به‌دست می‌آید.

مسئله‌ی تکوّن معرفت دینی، از حیثی با فلسفه‌ی منطق اکتشاف گزاره‌ها و آموزه‌های دین و از حیث دیگر با فلسفه‌ی معرفت دینی در پیوند است، از این‌رو، سه دانش فلسفه‌ی منطق کشف دین و فلسفه‌ی معرفت دینی در این مسئله، با هم تلاقی می‌کنند؛ از دیگر سو نظریه‌ی مبنا که منطق اکتشاف قضایای دینی بر آن ابتناء می‌یابد به نحو اساسی تحت تأثیر پاسخ‌های دو فلسفه‌ی مضاف یاد شده به همین مسئله، شکل می‌گیرد. «مبانی منطق اکتشاف گزاره‌ها و آموزه‌های دینی» به نحو پیشینی و به منظور تأسیس اصول و اسس دانش منطق فهم دین، به مقوله‌ی تکون، تکامل و تحول معرفت دینی می‌پردازد، دانش منطق فهم دین، با پذیرش انگاره‌ی پیاموارگی دین و بر اساس برایند روش‌شناختی سرشت و صفات اضلاع پیام دینی صورت می‌بندد، فلسفه‌ی معرفت دینی به تحلیل فرانگر ـ عقلانی پدیده‌ی معرفت دینی ـ که برایند کاربست روش‌شناسی ناشی از فرایند پیامواره‌انگاری دین است ـ به مسئله تکون و تکامل و تطور فهم دین و معرفت دینی می‌پردازند. بنابراین هر سه دانش با مبادی تکوین کشف / فهم و مسئله تکون معرفت دینی درگیر هستند.

از آن‌جا که اگر پرسش شود، معرفت به دین چگونه تکوین می‌یابد؟ پاسخ خواهیم شنید: با تنسیق و مضبوط کردن کاربست مبادی خمسه، وقتی راجع به معرفت دینی (نه معرفت دین) نیز بحث می‌‌کنیم، از جمله می‌خواهیم بفهمیم که معرفت دینی تا چه میزان از آن مبادی تأثیر پذیرفته و تا چه حد عوامل حقاً، نابحق دخیل در تکون و تحول معرفت دینی دخالت گردیده است. از این رو بایسته است ترابط و تمایز دو دانش مورد بازکاوی قرار گیرد. این بازکاوش را در فصل بعد صورت خواهیم داد.

پاسخ دهید