تحول حوزه

تحول حوزه

 



 

وضعیت کنونی حوزه‌‌های علمیه و نیاز آنها به تحول


همان‌گونه که رهبری معظم، فرهیخته و فرهمند فرموده‌اند، آرمان تحول در حوزه واقع‌شدنی است؛ یعنی پدیده‌ی تحول در حوزه یک اتفاق تاریخی است که خواه ناخواه رخ خواهد داد؛ اگر مدیریت شود، سلامت و سرعتش تضمین خواهد شد؛ اگر مدیریت نشود یا سالم رخ نخواهد داد و یا سریع و در حد انتظار معقول واقع نخواهد شد و یا احیاناً نه سالم و نه سریع اتفاق خواهد افتاد و بسا به ضد خودش تبدیل شود.


اهمیت و جایگاه تحول در حوزه


حوزه در واقع نما و نماد دین است و درحقیقت دین با انقلاب گره خورده است. اگر حوزه‌ی ما تحرکی افزون‌تر از آنچه تاکنون از خود نشان داده ـ از قبیل حضور در انقلاب و ارکان نظام ـ نشان ندهد، این عدم تحرک به انقلاب و نظام منتقل می‌شود.
امروز در حوزه نیاز به تولید علم ـ افزون‌تر از آنچه تاکنون داشته‌‌ایم ـ داریم و در این زمینه تحولی عظیم مورد نیاز است. تحول رویکردها هم به وضوح دیده می‌شود. اقتضای تحول را جایگاه انقلاب و نظام اسلامی، توقعات مسلمانان و شیعیان جهان اسلام بر حوزه‌ی شیعی، تحمیل می‌کنند. این اقتضائات به نوعی خارج از اراده‌ی ما و دست کم دور از اراده‌ی مستقیم ما شکل می‌گیرند.


فرق تحول و تبدل


تبدّل چه بسا منتهی به تغییر ماهیت شود؛ مانند آنچه در حوزه‌های علمیه‌ی مسیحیت در غرب رخ داد. ما در اینجا از کلمه‌ی تحول استفاده می‌کنیم تا به تغییر حالات ـ نه تغییر ذات ـ اشاره کنیم. حوزه همچنان باید حوزه بماند. معنای تحول حوزه، عبارت است از حوزه‌تر کردن حوزه. یعنی بازگشت به سنت‌های اصیل و آزموده‌ی مغفول یا متروک یا منحرف شده که طی هزار سال آن‌ها را آزموده‌ایم. زمانی که می‌گوییم می‌خواهیم حوزه را متحول کنیم، یعنی به دنبال بازگشت به هویت خود هستیم و می‌خواهیم با پیشینه‌ی حوزه و حوزویان آشتی کنیم.


ارکان مدیریت تحول در حوزه


تحول دارای دو رکن است که عبارتند از:

۱٫ بازشناسی سنت‌های اصیل
تحول بدون بازگشت به گذشته و احیای سنت‌های اصیل فراموش‌شده، مغفول و مجهول‌مانده ممکن نیست، برای تحقق آن راهی نیست جز اینکه سنن اصیل، آزموده، عمیق، دقیق، بومی بازمانده از سلف را بازشناسیم و بازآراییم و به زبان و ظرفیت زمان، بازارائه کنیم.

 

۲٫ روز آمد کردن سنن اصیل حوزه
دوم، روزآمدسازی زمان‌آگاهانه‌ی علمی، مدیریتی و تربیتی این سنت‌هاست. این هدف اصلی گفتمان مجدد در حوزه است که براساس آن می‌کوشد آنچه را از سلف بازمانده، تجدید کند و بر ظرفیت و اقتضائات زمان منطبق سازد.


مقایسه مدیریت تحول رسالت نخبگان حوزه


رهبری معظم انقلاب در دیدار با نخبگان و طلاب و فضلای حوزه حدود یک سال و اندی پیش فرمودند: «تحول واقع خواهد شد، باید آن را مدیریت کرد» (اشاره به ‌بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعى از اساتید، فضلا، مبلّغان و پژوهشگران حوزه‌هاى علمیه کشور، در تاریخ ۸/۹/۱۳۸۶) یعنی اصل تحول در اختیار کسی نیست و این تحول در حوزه اتفاق خواهد افتاد. زیر پوسته حوزه یک جریان بانشاط، فعال، مولد و بسیار تأثیرگذار در حال بالندگی و رشد و تکامل است. آنچه از دهه بیست در ایران رخ داد و امثال علامه طباطبایی و حضرت امام(ره) و سپس استاد مطهری ظهور کردند، بار دیگر به‌صورت عمیق‌تر و با گستره بسیار وسیع‌تری در حال تجدید شدن است.


مؤلفه‌های حوزۀ مطلوب


برای مؤلفه‌های تحول در حوزه می‌توان به پانزده شاخصه‌ اشاره کرد:

۱٫ تبار پیوستگی
۲٫ زمان آگاهی و زمان آگاه

۳٫ حکومتی نگری

۴٫ آینده نگری

۵٫ نواندیشی

۶٫ ابداع

۷٫ جامع نگری

۸٫ جهانی‌نگری

۹٫ استعدادورزی

۱۰٫ معنویت‌منشی

۱۱٫ اخلاق نمونی

۱۲٫ پرهیز از افراط و تفریط در برنامه ریزی اخلاقی

۱۳٫ پژوهش‌محوری

۱۴٫ پرورش‌مآلی و نه حافظه‌محوری.

۱۵٫ نظم‌پذیری


شناخت موانع رشد


مجموعه موانعی را که همواره دانش‌کش، معرفت‌برانداز، استعدادکش و فرصت‌سوز است، می‌توان به دو دسته تقسیم کرد:

 

۱٫ موانع درونی و انفسی
موانع درونی و انفسی که از درون ما برمی‌خیزد و از درون مانع تحرک برونی می‌شود،

 

۲٫ موانع برونی و آفاقی
پاره‌ای موانع برونی و آفاقی است، برای مثال عدم دسترسی به امکان و ابزار کافی برای تحقیق و امثال اینها.

دیدگاهتان را بنویسید