حاصل عمر

 

نگاهی به هندسه معرفتی آثار و آراء استاد رشاد

و گلگشتی در دست‌آوردها و نوآوری‌های علمی ایشان

 

دکتر محمد رعایت جهرمی

حضرت حجت الاسلام والمسلمین علی اکبر رشاد، در سال ۱۳۳۵ شمسی در خانواده­ای روحانی و انقلابی دیده به جهان ملکی گشوده­است. ایشان تحصیلات خود را در در زمینه علوم دینی، فقه و اصول و فلسفه در حوزه تهران آغازکرده و در حوزه قم و مجددا در تهران، تا وصول به درجه اجتهاد ادامه داده­، ودارای دکترای فلسفه اسلامی از حوزه است، و اکنون دانشیار پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی و استاد خارج فقه و اصول­ حوزه تهران است.

استاد رشـاد، افزون بر سه دهه‌ بطور پیوسته به تدریس سطوح عالی فقه و اصول، فلسفه و عرفان در حوزه تهران، و فلسفه دین و کلام، علوم قرآن و منطق فهم دین، در دانشگاه‌های تهران و مشهد اشتغال داشته و دوازده سال است که به تدریس خارج فقه و اصول در حوزه مشغول است. از ایشان افزون بر سی جلد کتاب و بیش از پنجاه عنوان مقاله علمی در زمینه‌های فلسفه، معرفت­شناسی و عرفان، فلسفه دین و کلام، علوم و معارف قرآنی، فقه، اصول، فلسفه‌ی اصول، اندیشه‌ی سیاسی، شعر و ادبیات، منتشر شده است.

استاد رشـاد مؤسس و رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی است، که از بزرگ‌ترین مراکز تحقیقاتی دینی و علمی غیردولتی ایران قلمداد می‌شود. پژوهشگاه دارای پنج پژوهشکده و پنج مؤسسه‌ی وابسته می‌باشد و مجموعاً مشتمل بر بیست گروه علمی در زمینه‌های فلسفه، معرفت‌شناسی، عرفان، قرآن‌پژوهی، فلسفه‌ی دین، کلام، منطق فهم دین؛ اخلاق، فقه و حقوق، سیاست، اقتصاد، مدیریت اسلامی؛ غرب‌شناسی، تاریخ و تمدن، فرهنگ‌پژوهی، انقلاب اسلامی، ادبیات اندیشه و… است.

علاوه بر انتشار افزون بر هشتصد اثر مکتوب از حاصل تحقیقات گروه‌های علمی پژوهشگاه؛ اکنون نه مجله‌ی علمی با عنوان‌های «قبسات» (مجله‌ی تخصصی فلسفه‌ی دین/ دارای درجه‌ی علمی پژوهشی)، «ذهن»مجله‌ی تخصصی معرفت‌شناسی/ دارای درجه‌ی علمی پژوهشی)، «اقتصاد اسلامی» (دارای درجه‌ی علمی پژوهشی)، «حقوق اسلامی» (دارای درجه‌ی علمی پژوهشی) و «کتاب نقد» (مجله‌ی فکری و انتقادی در حوزه علوم انسانی) فصلنامه‌ی بین المللی فلسفه‌ی دین (به زبان انگلیسی) و فصلنامه‌ی بین‌المللی قبسات در زمینه‌ی نظامات اجتماعی اسلام، (به زبان عربی)، ماهنامه‌ی زمانه (تاریخ و جامعه‌شناسی سیاسی ایران معاصر) و ماهنامه‌ی حاشیه (ویژه‌ی طلاب و فضلای جوان حوزه) نیز از سوی منتشر می‌شود.

در پژوهشگاه، چهار دانشنامه تحت نظر مستقیم استاد رشاد با عنوان‌های زیر تدوین شده و یا در حال تدوین است.: ۱٫ دانشنامه‌ی امام علی(ع) (در سیزده جلد منتشر شده) ۲٫ دانشنامه فاطمی(س) (در شش جلد پایان پذیرفته است). ۳٫ دانشنامه‌ی قرآن‌شناسی (بیست و پنج مجلد، که شش جلد آن پایان پذیرفته)۴٫ دانشنامه‌ی نبوی(ص) (پانزده جلد، در حال تألیف است)

استاد رشاد پیشینه سی سال سرپرستی حوزه را در کانامه خویش دارد، او مؤسس و رئیس حوزه‌ی علمیه‌ی امام رضا(ع) است. حوزه‌ی امام رضا(ع) که متشکل از چهار مدرسه‌ی علمیه (رضائیه، ثامنیه، محمدیه، و مؤسسه‌ی آموزش عالی امام رضا) می‌باشد، یک مجتمع حوزوی جامعِ همه‌ی پایه‌ها و سطوح آموزشی حوزوی و رشته‌های تخصصی (فلسفه، کلام، حقوق عمومی، حقوق خصوصی، جزا و…) است.

ایشان اکنون عضو حقیقی شورای عالی انقلاب فرهنگی، رئیس هیأت حمایت از کرسی‌های نظریه‌پردازی، رئیس شورای حوزه‌های علمیه استان تهران و عضو شورای عالی الگوی اسلامی ـ ایرانیِ پیشرفت است؛ ایشان همچنین مؤسس قطب فلسفه‌ی دین و عضو مؤسس انجمن علمی اصول فقه حوزه است.

استاد رشاد در سال هزار و سیصد و هشتاد و هشت از سوی جشنواره‌ی بین‌المللی فارابی به عنوان «نظریه‌پرداز برجسته» معرفی شد و به خاطر ارائه‌ی نظریه‌ی ابتنا، جوایز و تقدیرنامه‌هایی از سوی یونسکو، آیسسکو و ریاست جمهوری اسلامی و وزارت علوم جمهوری اسلامی ایران، به وی اعطا گردید.

ایشان جهت ارائه‌ی مقاله و سخنرانی در کنفرانس‌ها و مجامع علمی و فلسفی، به کشورهای مختلف از جمله: آلمان، آمریکا، اتریش، اسپانیا، الجزایر، امارات، انگلستان، ایتالیا، بوسنی، پاکستان، ترکیه، تونس، روسیه، سریلانکا، سوئیس، سودان، سوریه، عراق، عربستان، فرانسه، قبرس، لبنان، واتیکان، هند، یونان و… سفر کرده است.

حوزه­های علمی فکری مورد اهتمام استاد، قلمرو گسترده­ای را تشکیل می­دهد. آثار و آراء ایشان را از حیث هندسه معرفتی(حوزه­ها و رشته­های مورد مطالعه) وهمچنین سطوح و ساحات فعالیتهای علمی ایشان را از جهت گستره (نقد و نظریه پردازی، تدریس و تحقیق و نیز تاسیس ومدیریت موسسات علمی و فرهنگی)، می توان ذیل ده عنوان کلان طبقه­بندی و گزارش نمود که عبارتند از: ۱- فلسفه(به معنای گسترده آن) اعم از سنتی و مدرن و فلسفه­های مضاف و معرفت شناسی. ۲ـ فلسفه دین ، کلام و کلام جدید. ۳ـ عرفان و اخلاق. ۴- فقه. ۵ ـ اصول فقه و فلسفه اصول. ۶- منطق فهم دین. ۷- قرآن پژوهی. ۸- اندیشه سیاسی. ۹- نظام آموزش و پرورش. ۱۰- شعر و ادبیات.

اما در حوزه نخست یعنی فلسفه، استاد، صاحب تاملات و نوآوری های منحصر به فردی در دو قلمرو فلسفه صدرایی و فلسفه های مضاف می باشند. ایشان ضمن ارائه تبیین روشمند درباره فلسفه معاصر ایران تحت عنوان فلسفه نوصدرایی در قالب سخنرانی و مقاله­نگاری ، و مصاحبه­های فراوان، به تعریف مکتب مذکور پرداخته و در چارچوبی بدیع، مختصات ساختاری، روش شناختی و محتوایی مکتب نوصدرایی را تعیین می کنند. استاد در مقاله گفتمان فلسفی نوصدرایی، پس از اشاره به ادوار پیدایش و بالش حکمت و عقلانیت اسلامی، به تبیین گفتمان فلسفی معاصر ایران پرداخته و از آن تحت عنوان مکتب نوصدرایی تعبیر می کنند. به نظر استاد، عقلانیت اسلامی، پنج دوره را سپری کرده است و اکنون در دوره ششم حیات خود است. ایشان در مقام تبیین دیدگاه خود در باب ظهور مکتب نوصدرایی در نگاهی جامع، با ذکر نمونه های بیشماری، دگرگونی های ایجاد شده در گفتمان فلسفی معاصر ایران را در سه زمینه صوری و شکلی، روشی و محتوایی، دسته بندی می کنند.

مباحث فلسفه­های مضاف نیز از جایگاهی مهم و کانونی در هندسه فکری استاد رشاد برخوردار است، بدین جهت اهتمام بسیاری برای نظریه­پردازی در این حوزه معرفتی گسترده ورزیده است. با عنایت به اهمیت مسئله تولید علوم انسانی- اسلامی، باور استاد رشاد به ضرورت انکارناشدنی این مهم با مقوله فلسفه های مضاف نیز، درخور توجه است. ایشان در باب فلسفه مضاف، دهها مقاله و سخنرانی علمی ارائه کرده و در مورد برخی از فلسفه­های مضاف، در مقیاس جندین مجلد، اثر مکتوب پدیدآورده که برخی از آنها در جریان آماده­سازی برای انتشار است، که در ادامه مقاله به معرفی آنها خواهیم پرداخت. شماری از مقالات و سخنرانیهای استاد در این زمینه به صورت یک جلد با عنوان “درآمدی تاسیسی بر فلسفه های مضاف اسلامی” در شرف انتشار است. فعالیت استاد در این خصوص شامل چند محور است:

۱ـ تاسیس یا تدوین فلسفه­های مضاف اسلامی؛ این محور در دو سطح قابل دسته­بندی است: یک ـ تاسیس برخی شاخه های بی پیشینه، مانند فلسفه منطق فهم دین، فلسفه معرفت دینی، فلسفه اصول فقه، دو ـ تدوین الگوی اسلامی برخی رشته­های رایج و موجود مانند فلسفه دین اسلامی، فلسفه علوم انسانی، فلسفه فرهنگ و فلسفه هنر. کارآمدسازی و روزآمدسازی حکمت اسلامی از معبر طرح نگاه فلسفی به علوم و مقولات مختلف در قالب فلسفه های مضاف بدانها مورد اهتمام ویژه ایشان طی دو دهه اخیر بوده است. از این رهگذر تحقیق، تدریس و نوشتن در زمینه فلسفه فرج و فلسفه تاریخ، فلسفه تمدن، فلسفه پیشرفت­ورزی و مبانی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، مبانی سبک زندگی اسلامیع فلسفه نهاد خانواد و فلسفه حقوق زن، و فلسفه سایبرنتیک، و … مورد توجه استاد قرارداشته.

۲ـ ارائه تعریف جدید و ابداعی از فلسفه های مضاف. تعریف چندساحتی استاد که مجال تفصیل آن در این مقال نمی گنجد علاقه­مندان را به سایت ایشان و کتب و مقالات منتشر شده­شان ارجاع می­دهیم. در مجموع فلسفه­های مضاف از نظر استاد عبارتند از : “دانش­ها یا معرفت­های دستگاهواره­ای که عهدار پژوهش فرانگر- عقلانی علم­ها یا امرهای کلان، برای دستیابی به احکام کلی مضاف­الیه و موضوع­ هر یک از آنها”.

۳ـ ارائه تقسیمات و طیقه بندی جدید از فلسفه­های مضاف رویکر سوم ایشان در مطالعات مربوط به فلسفه­های مضاف است. از جمله تقسیمات پیشنهادی ایشان، تقسیم این فلسفه­ها به «بسیط»، «مرکب» و «مضاعف» از یک سو و فلسفه­های مضاف به «علوم» و «امور» از دیگر سوست.

۴ـ ارائه هندسه جدید و ابتکاری از مباحث فلسفه های مضاف وجه چهارم مطالعات ایشان در این زمینه­هاست . ایشان در این حوزه مباحث بیشماری مطرح نموده اند، ایشان در زمینه هر یک از این دانشها حدود بیست محور اصلی پیشنهاد داده­اند. به جهت پرهیز از طولانی شدن مقاله داز درج نمونه آنها اجتناب کرده خواهندگان را به سایت استاد ارجاع میدهیم.

اما در زمینه معرفت شناسی، ابداع استاد، ارائه نظریه سازه سه ضلعی تکون معرفت است. در مقام توضیح این دیدگاه از رجوع به دیگر اثر وزین ایشان یعنی کتاب”نظریه ابتتناء ناگزیریم. اثری که به باور صاحب نظران، در حوزه مطالعات معاصر در زمینه معرفت دینی، پیشگام و تاثیرگذار بوده است. در واقع استاد، نظریه ابتناء را به مثابه نظریه ای مبنا برای فلسفه معرفت دینی، مطرح نموده اند. از آنجا که در خصوص تکون و تحول معرفت دینی تا کنون دیدگاه برجسته ای مطرح نگردیده، میتوان برای نظریه ابتناء، وجه تاسیسی قائل شد. ایشان بر این باورند که “معرفت دینی برایندِ فرایندِ تأثیر ـ تعاملِ متناوب ـ متداومِ مبادی خمسه‌ی دین، به‌عنوان پیام الهی است. ، مبتنی بر چهار اصل، به شرح زیر است:اصل نخست) فرایندمندی تکون و تطور معرفت و برایندوارگی معرفت دینی،اصل دوم) دوگونگی سازِکارهای دخیل (روا / بحق، و ناروا/ نابحق) در تکون معرفت دینی، و بالتبع امکان سرگی و ناسرگی معرفت دینی،اصل سوم) پیاموارگی دین و شمول آن بر اضلاع و مبادی خمسه‌ی دخیل در فهم دین، به‌عنوان پیام الهی،اصل چهارم) برساختگی کشف و کاربرد صائب و جامع دین، بر کشف و کاربرد صائب و جامع مبادی بحق دخیل. اصل سوم نظریه، مهم‌ترین رکن نظریه‌ی ابتناء است. براساس این اصل، فرایند پدیده‌ی پیام‌گزاری، درگیر اضلاع و مؤلفه‌های پنجگانه‌ی «پیام‌دهنده»، «پیام»، «پیام‌افزارها»، «قلمرو و متعلق پیام»، و «پیام‌گیرنده» است. استاد رشاد، از این اضلاع به مبادی «مصدرشناختی»، «دین‌شناختی»، «معرفت‌شناختی»، «قلمروشناختی» و «مخاطب‌شناختی» دین تعبیر می‌کند. وی معتقد است: “از آن‌جا که هر یک از مبادی خمسه، دارای سرشت و صفات و مختصاتی است، این مختصات خودآگاه و ناخودآگاه، ثبوتاً و اثباتاً در فهم دین (و تکون معرفت دینی و تطور آن) به نحو تعیین‌کننده‌ای سهم‌گذار و نقش‌آفرین‌اند”. استاد رشاد بر این باورند که کلیت نظریه ابتناء به لحاظ معرفت شناختی، مبتنی بر انگاره ای معرفت شناختی است که از آن به سازه سه ضلعی سازکار ساخت معرفت، تعبیر می کنند. ایشان در پنج بخش به تشریح سازه مذکور می پردازند: مقدمه نخست بر محدودیت و مشروط بودن معارف بشری، تاکید کرده و معرفت تام و نامتناهی را مختص ذات تام و نامتناهی می داند. مقدمه دوم، مشتمل بر این دیدگاه است که علاوه بر خصایص نوعی ذاتی، خصایص شخصی سلبی و ایجابی گوناگون بشری نیز در فرایند تکون معرفت دخیلند. بخش سوم، بر یکسان نبودن متعلقات معرفت نیز صحه می گذارد. چهارم: سه ضلع فرایند تکون معرفت، شناختگر، شناخته و پیراشناخت ها هستند. ضلع سوم، به دو قسم شناخت یارها(معدات) و شناخت شکن ها(موانع) تقسیم می شوند. استاد، ژرف اندیشانه بر این باورند که ترکیب های محتمل اضلاع ثلاثه با دیگری، به یکی از وضعیتهای چهارگانه ذیل، خواهد انجامید: ۱- تبعد از واقع ۲- تحجب از واقع ۳- تقرب به واقع ۴- تعرف به واقع. چنانکه استاد رشاد در مقدمه اثر متذکر می شوند، “ظهور پاره‌ای تشکیک‌ها و تشویش‌ها در باب امکان و روشمندی اکتشاف دین، و مبانی و منطق تکون و تحول معرفت دینی و حدود انطباق معرفت دینی با نفس‌الأمر دین، از سویی، و وجود برخی کاستی‌ها و کژی‌ها در روشگان‌های رایج دین‌پژوهی، از دیگر سو”، اصلی ترین انگیزه ایشان در “طراحی و تدوین دستگاه روشگانی‌یی کارآمد و روزآمدِ برای «کشف و کاربرد گزاره‌ها و آموزه‌های دینی»، و نیز تبیین مبانی‌یی متقن و منسجم برای پاسخ‌گویی به مسائل نوپدید در ساحات «معرفت دینی»” محسوب می شوند.

چنانکه اشاره شد، در سالهای اخیر، مقولات علم دینی و فلسفه علوم انسانی، در قالب مقالات، کتب، سخنرانی ها و تقریرات، جایگاه ویژه ای در هندسه فکری استاد یافته اند. از ابتکارات ایشان در این زمینه­، ارائه برای الگوی طبقه بندی علوم انسانی است. ایشان بر این باورند که نقطه آغاز در علوم انسانی، تعریف انسان یا انسان شناسی است و با توجه به عرصه­ها و حقایق مورد مواجهه جوانحی و جوارحی آدمی، و نیز حکمت و اجکام(الزامی و ارزشی که متوجه افعال می­گردد)می­توان علوم انسانی را طبقه­بندی نمود. به این اعتبار که موضوع علوم انسانی، موضوعی واقعی و حقیقی است در زمره علوم حقیقی دسته بندی می شود، هر چند که برخی شاخه ها یا مباحث آن می تواند در زمره علوم و مباحث اعتباری طبقه بندی شود. پس علوم انسانی، هویتش را از فلسفه علوم انسانی، اخذ می کند. بعد از الهیات، علوم انسانی، اشرف علوم است چرا که انسان، اشرف مخلوقات است. “در نگرش انسان‌شناختی اسلامی می‌توان گفت انسان‌شناسی، جزئی از الهیات است و انسان مجلای اسما و صفات الهی است و به این اعتبار، مرتبه این دسته از علوم، نظیر و یا قرین به مرتبه الهیات است”. به باور استاد، با توجه به معیار تمایز علوم، بسته به تعریفی که ما از انسان ارائه می کنیم علوم انسانی ما متفاوت خواهد شد. لذا، تعبیر رایج اسلامی سازی یا بومی­سازی علوم انسانی، اشتباه است، چراکه پیامد تعریف نوین ما از انسان، تفاوت تعریف با مبانی غربی و نزدیک شدن به علوم انسانی مبتنی بر مبانی دینی و اسلامی خود است. پس تحول در علوم انسانی در گرو انسان شناسی دینی است. چنانکه اشاره شد، استاد رشاد در ترابط علوم انسانی با فلسفه علوم انسانی برای فلسفه علوم انسانی، جایگاه هویت بخشی، قائل بوده و لذا، در قالب رساله ای مستقل و در شرف انتشار به ارائه فلسفه علوم انسانی اسلامی، پرداخته اند. از آنجا که بسط تفصیلی نوآوریهای استاد، در این گفتار نمی گنجد تنها به برخی از رئوس رساله حاضر که حکایتگر نگاه جامع، دستگاهی و همه­شمول ایشان است، می پردازیم: ایشان پس از بررسی همه جانبه واژه فلسفه، به تعریف فلسفه مضاف پرداخته و در ادامه به صورت تفصیلی، تبیین و نقد برخی تعاریف ارائه شده از فلسفه مضاف را در دستور کار قرار می دهند. اقسام فلسفه های مضاف و بایستگی های تاسیس فلسفه های مضاف اسلامی از دیگر مباحث مهمی هستند که استاد با ژرف نگری و موقع سنجی در مقام تمهیداتی ضروری برای ورود به بحث اصلی یعنی”درباره فلسفه علوم انسانی” پیش می کشند. ایشان در این بخش به ایضاح تعریف، امکان، ضرورت، فائده مندی، موضوع، منابع، روش، قلمرو، مسائل و در نهایت، هویت معرفتی فلسفه علوم انسانی اسلامی،در قوالبی تفصیلی اهتمام می ورزند. استاد با کاربرد تعبیر رسالت تاریخی، بر جایگاه خطیر حوزه در تولید علوم انسانی اسلامی تاکید ورزیده و در جهت نیل بدین مقصود، ضرورتهایی را گوشزد می کنند که برخی از آنها از این قرارند: طراحی منطق استنباط و اصطیاد علوم انسانی، تولید فلسفه های علوم انسانی مستند به نصوص و منطق معتبر دینی، ایجاد نهضت نقد بومی و بیگانه، راه­اندازی مطالعات تطبیقی و بینامکاتبی و تشکیل قطب های علمی. البته بسیاری از راهکارهای مذکور توسط ایشان در حوزه های علمیه و پژوهشگاه، در جریان پیگیری­اند. به طور کلی، می توان برای رویکرد خاص استاد به مسائل و موضوعات مختلفی که تاکنون در قالب کتب و مقالات بدانها پرداخته اند ویژگیهای مشترکی یافت: استاد، ضمن اعتنای جدی به تبار معرفتی خود و میراث بازمانده از سلف، فرزند عصر خویش است، بدین معنا که با اشراف کامل و اغتنام سرمایه­های موجود اسلامی و ملی، اعتنا وآگاهی به فضای فکری و اجتماعی عصر خود، و موقع سنجی ستودنی، و در عین حال آینده­نگرانه ، دغدغه ها و نیازهای معرفتی و فکری زمانه را تشخیص می دهند و در جهت آسیب شناسی و ارائه راهکار و نظریه­پردازی برمی آیند. این امر بخصوص در مطالعات ایشان در حوزه فلسفه دین، فلسفه علم اصول، فلسفه فرهنگ، فلسفه علوم انسانی، منطق فهم دین، الگوی پیشرفت، سبک زندگی ، بسیار مشهود است. در کنار اشراف به مقتضیات زمان، و ضرورتها و نیاز های جاری، ایشان در چارچوبی کاملا علمی و آکادمیک به طرح و تبیین موضوعات و مباحث می پردازند. علاوه بر پیشگامی و ابتکار در دسته بندی های دقیق جامع و مانع از موضوعات، طرح مباحث ومسائل در متن نگاه فرانگر و دستگاهی استاد به گونه ایست که به سختی می توان مورد یا موضوعی را بدانها افزود یا از آنها کاست و این نشانه روشنی است از جامعیت و مانعیت در آثار وافکار ایشان.

در حوزه دین پژوهی و به طور خاص، فلسفه دین، در کنار نظریات و نوآوری های عامی که در قلمرو فلسفه­های مضاف بدان ها پرداختیم، استاد صاحب اثری با عنوان “فلسفه دین” و مقاله­ای مرتبط با تعریف خاص از فلسفه دین هستند. تبیین مبانی معرفتی، از دغدغه­های دیرین استاد رشاد در رویکرد به حوزه های مختلف است. بدین جهت، تبیین مبانی فلسفه دین در آثار ایشان مورد توجه ویژه است. استاد معتقد است به فاصله فرو ناکاستنی میان مسالک گوناگونی که از آنها امروز به عنوان ادیان تعبیر می­شود و تفاوتهای فاحش مین فلسفه­های رایج و تلقی­ها از فلسفه، فلسفه دین واحد ممکن نیست، از این رو ایشان به طراحی و تاسیس فلسفه دین اسلام پرداخته­اند.

مقاله “فلسفه معرفت دینی” و نیز مقاله “تفاوت ها و تشابه های فلسفه معرفت دینی و فلسفه دین”، عرصه های ورود تاسیسی استاد رشاد به فلسفه معرفت دینی به عنوان یک دانش جدید فلسفی می باشند. در مقاله نخست ایشان تصریح می کنند که به دنبال تاسیس دانش نوینی با عنوان فلسفه معرفت دینی و تشریح محورها و مسائل آن هستند. مفهوم شناسی و تعریف تحلیلیِ سه تعبیر کلیدی یعنی معرفت دینی، منطق فهم دین و فلسفه معرفت دینی، به باور ایشان ضروریست. از سوی دیگر در ساحت دین پژوهی، باید به بیان زمینه ها و ضرورتهای تاسیس این دانش و کارکردهای آن پرداخت تا به ساختاری نوین از دانش نائل شد. فلسفه معرفت دینی از جمله فلسفه های مضاف به علم ها و معارف است. استاد می نویسند: “بدینسان فلسفه‌ی معرفت دینی عبارت خواهد بود از دانش عهده‌دار مطالعه‌ی فرانگر ـ عقلانی «محصَّلِ کاوش موجه برای کشف دین»”. از نظر دور نمی داریم که استاد، در زمینه فلسفه معرفت دینی، نظریه ابتناء را به عنوان چارچوبی جامع برای مطالعه معرفت دینی مطرح نموده اند که پیش از این به تفصیل بدان پرداختیم.

اما نظریه ابتنا در نگاه پیشینی نظریه مبنا برای تاسیس دستگاه روشگانی جامع فهم دین توسط استاد رشاد نیز قلمداد شده و این کارکرد نظریه در کتاب منطق فهم دین، مطرح گردیده است. استاد از سال ۱۳۷۹ بدین امر پرداخته اند و پس از ده سال کار پیوسته علمی و فکری در نهایت به عنوان حاصل نخستین طرح از تحقیقات کلیدی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با نام منطق فهم دین، انتشار یافته است. اهتمام استاد به اهمیت منطق فهم دین تا بدانجاست که به تاسیس گروهی مستقل با همین نام در پژوهشگاه انجامیده است. چنانکه در پیشگفتار کتاب آمده این اثر حاصل افزون بر پنج هزار ساعت تفکر و تامل، تحقیق و تدریس استاد است.

انعکاس دیدگاه های استاد در زمینه منطق فهم دین تاسیسی اایشان در رساله های کارشناسی ارشد و دکترایی که هدایت کرده­اند ، کنفرانس های علمی ملی و برون مرزی و نیز محافل حوزوی و دانشگاهی، شایان توجه است. یکی از برجستگی های تبلور یافته در شخصیت علمی استاد، توجه به تحقیق، تدریس و نگارش ناظر به یکی از سه محور بنیادی، نظریه پردازی، نوآوری یا نقادی و اجتناب از رویه توصیفی است، ایشان بیش از آن که مطالعه بکنند به تفکر و تامل اهتمام میدارند. در اینجا به برخی از نقدهای توام با نوآوری استاد در کتاب منطق فهم دین اشاره می کنیم: نقد ساختاری و کارکردی اصول فقه رایج، نقد نظریه قرائت پذیرانگاری دین، نقد یگانه انگاری عقل و فطرت و نقد نظریه های زبان قرآن.

اما طراحی و تدوین منطق های فرعی، از جمله منهج فهم قرآن را باید در زمره آن دسته از فعالیتهای استاد قلمداد کرد که مشترک میان حوزه منطق فهم دین و قرآن پژوهی است. ایشان طرحواره منهج فهم قرآن را تنظیم و ارائه نموده اند تا فقدان دانشی مدون در این باب احساس نشود. در زمینه قرآن پژوهی، طبقه بندی علوم قرآنی، طراحی منطق فهم قرآن و تبیین بدیع نهادهای پایه در فهم قرآن، از نوآوری های استاد است. در این حوزه ایشان صاحب مقالاتی با عناوین “سنن حاکم بر جامعه و تاریخ از نظرگاه قرآن”، “نگاهی به تاریخچه علوم القرآن و تعریف و تقسیم علم المفردات” و “نهادهای راهنمای فهم قرآن” می باشند. شایان ذکر است که مجموعه مقالات قرآن پژوهی ایشان نیز در دست تنظیم برای انتشار است.

استاد رشاد در زمینه حدیث پژوهی، مقاله وزینی در سال ۱۳۸۳ تحت عنوان “سنت پژوهی” در مجله فقه و حقوق نگاشته اند که دربردارنده بدایع درخور توجهی در این حوزه است. از آن جمله می توان به تعریف خاص ایشان از سنت، تقسیمات سنت و مناهج ابراز و احراز سنت اشاره کرد. مبادی پژوهی علم اصول در قالب بررسی انتقادی مبادی پژوهی اصولیون و ارائه نظریه و نظر و نقد در مسائل مختلف اصول فقه، عمده ترین فعالیتهای استاد در قلمرو دانش اصول فقه، قلمداد می شود. دروس خارج اصول ایشان، بهترین مرجع برای بهره برداری شایسته از محضر ایشان بوده و هست. استاد رشاد در باب فلسفه اصول نیز به طراحی و تدوین تفصیلی فلسفه اصول فقه به مثابه یک دانش مستقل، پرداخته اند. مقاله ای در همین خصوص با عنوان “درآمدی تاسیسی بر فلسفه اصول فقه” در مجله ذهن، انتشار یافته است، حاصل تاملات و تحقیقات و تدریسهای دهساله ایشان در زمینه فلسفه اصول فقه در قالب چندین مجلد در دست تدوین است.

اما در حوزه علوم اجتماعی، فعالیتهای گسترده استاد، ذیل چهار عنوان کلی فرهنگ، آموزش و پرورش، اندیشه سیاسی و الگوی پیشرفت و سبک زندگی، دسته بندی می شود. ایشان در سالهای اخیر به مقوله فرهنگ، التفات ویژه ای داشته اند. در جهت تدوین فلسفه فرهنگ بر اساس حکمت اسلامی و به مثابه یک دانش، مقاله­های “درآمدی تاسیسی بر فلسفه فرهنگ”، “تعریف فرهنگ” از سوی ایشان نگاشته ومنتشرشده است. مجموعه دروس فلسفه فرهنگ در سالهای اخیر در کنار کتاب فلسفه فرهنگ نیز در دست انتشار است. کتاب “معنا منهای معنا”، منبع خوبی برای دسترسی به دیدگاه های استاد در زمینه عرفان و معنویت است که درون مایه نقادانه دارد. این اثر که نظریه­ای را با عنوان “سیطره مجاز” مطرح کرده و سپس بر اساس آن افکار و آرای سیدحسین نصر و مصطفی ملکیان و معنی ورزی های مدرن را به نقد کشیده شامل دو بخش دیگر در بررسی ادبیات عرفانی امام خمینی(ره)است.

دستاورد استاد برای تحول ساختار و بافتار آموزش و پرورش بر اساس تجربه دیرین نظام حوزه­های علمیه، ارائه نظریه و نظام آموزشی پرورش مآل در قالب مقاله ای مدون و جامع و نیز تحقیق تفصیلی­ای که اکنون در جریان است می­باشد. در حوزه های اندیشه سیاسی، مدل دموکراسی قدسی استاد در دو کتاب کلیدی دموکراسی قدسی و حریت و مدارات، تبلور یافته است. بسیاری از فعالیتهای بنیادی و کلیدی استاد در سالیان گذشته، مرتبط با مقتضیات زمان بوده است که از آن جمله می توان به آثار یا جلسات درسی اشاره نمود که ناظر به رهنمودهای مقام معظم رهبری در زمینه مسائل کلان جهان اسلام و ایران اسلامی بوده است. در این خصوص، پیش تر به مقوله فرهنگ اشاره نمودیم. دقت نظر و نظام سازی استاد پیرامون مقولات الگوی پیشرفت و سبک زندگی نیز بی ارتباط با این دسته از دغدغه های ایشان نیست. استاد در مقاله ها و مقالت های بیشماری که در سایت شخصی ایشان، قابل دسترس است، به تبیین مبانی پیشرفت ورزی و الگوی پیشرفت اسلامی و نیز مبانی سبک زندگی اسلامی اقدام نموده اند.

آثار و ابتکارات استاد رشاد در حوزه ادبیات در سه بخش مهم، دسته بندی می شوند: مباحث نظری درباره فلسفه ادبیات، نثر خاص ایشان ، و واژه پردازی و اصطلاح سازی علمی در حوزه­های معرفتی مورد مطالعه .البته باید مجموعه های شعر منتشر شده از استاد در قوالب مختلف اعم از کلاسیک و نو وسفید را بدان ها افزود. تفلسف ایشان در حوزه ادبیات در قالب فلسفه ادبیات در تبیین مبانی شعر حکمی، نمود یافته است. برجسته ترین آثار استاد در این حوزه، کتاب “شور اشراق”، مقاله “شعر حکمی” و مقاله “فلسفه ادبیات دینی” می باشند. اما در زمینه سبک نگارش و نثر از یک سو و نیز واژه پردازی و اصطلاح سازی از سوی دیگر، ایشان صاحب سبک بوده و از اصطلاح نامه آراء و آثار منحصر به فرد و خاص خود برخوردارند. همین مساله باعث شده تا به ابداعات ادبی ایشان در اکثر قلمروهای علمی مانند دین­پژوهی، انواع فلسفه­های مضاف، علم اصول، اندیشه سیاسی، مورد توجه ارباب نظر قرارگیرد…. لذا می توان ابتکار، ذوق سرشار و در نهایت، جریان سازی را شاخصه های فعالیت استاد در این عرصه ارزیابی نمود.

شایان ذکر است که تاکنون بسیاری از کتب و مقالات ایشان به زبانهای دیگر از جمله عربی، انگلیسی، مالایا، فرانسه، اسپانیایی و ترکی آذربایجانی ترجمه شده است. در چارچوب کرسی های علمی، علاوه بر کرسی نظریه ابتناء که در سال ۱۳۸۸ برگزار گردید، سه کرسی دیگر را در دست برگزاری دارند که عبارتند از: نقد پلورالیسم دینی جان هیک، سنت پژوهی(تعریف، طبقه بندی و روش شناسی سنت قولی و فعلی) و فلسفه اصول فقه. برخی از تاملات و تحقیقات در دست اجرا یا تحت هدایت ایشان که اکثرا تداوم فعالیتهای استاد در سالهای اخیر است، اکنون از این قرارند: ۱- بسط نظریه ابتنا و تکمیل دانش منطق فهم دین و شاخه­های هشتگانه آن . ۲- اقتراح جهانی درباره فلسفه دین: ده پرسش فلسفی درباره‌ی فلسفه‌ی دین با دویست فیلسوف دین معاصر در میان نهاده شده که پس از طبقه‌بندی وتحلیل این نظرات، تدوین و به چهار زبان منتشر خواهد شد.. ۳٫ دوره تفسیر موضوعی تخصصی: استاد در این تحقیق، در صدد استنباط علوم انسانی از قرآن با همکاری جمعی از اساتید و فضلا می باشند. ۴- فلسفه اصول فقه. ۵٫نظریه و نظام علمی پرورش­مآل که با الهام از سنتـهای دیرین علمی تربیتی حوزه، در حال تدوین است. ۶- دانش­نامه قرآن شناسی و دانش­نامه نبوی. ۷- فلسفه فرهنگ و ۸- فلسفه علوم انسانی.

پاسخ دهید