شاگرد خاص امام (حضرت آيت الله العظمي مجتبي تهراني)

درباره استاد بزرگوار ما حضرت آيت الله العظمي مجتبي تهراني، مي توان گفت از اوتاد و استوانه هاي معنوي جامعه ما بودند. وجود و حضور ايشان مايه آرام و سكون معنوي جامعه بود. اهتمام خاصي كه ايشان بر مسائل و مباحث اخلاقي، معنوي و سلوكي داشت در بين علما، فقها و مراجع كنوني بي نظير بود. ايشان اهتمام فوق العاده يي به اين مساله داشت. به همين جهت هم افزون بر 30 سال جلسات مباحث اخلاقي شان تعطيل نشد و به هيچ عنوان اجازه نمي داد كه اين جلسات و مباحث تعطيل شود و سفر و برنامه هاي ديگر زندگي و دروس شان را با محوريت اين جلسات اخلاق و تربيتي كه هزاران جوان دانشگاهي و طلبه و طبقات فرهنگي به مجلس ايشان مشرف و بهره مند مي شد، تنظيم مي كرد. به آن اندازه كه ايشان به مجالس معرفتي و معنوي خودشان كه طي چندين دهه برگزار مي شد و به قصد تربيت نفوس اين جلسات داير مي شد، توجه داشت به مباحث فقهي و حقوقي اين مقدار اهتمام نمي كرد. حاصل اين اهتمام هم اين شد كه دايره المعارف عظيمي از دروس و مباحث مطرح شده از سوي ايشان امروز در حوزه اخلاق و عرفان و سير و سلوك بر جاي مانده است. همچنين ايشان پنج ـ شش دوره خارج اصول را تدريس كرد و بسياري از كتب فقهي را در درس هاي خود تدريس كرده بود و اينها توسط شاگردان شان تقرير شده: هرچند منتشر نشده اما مجموعه دروس اخلاقي و سلوكي ايشان، هم از حجم بيشتر و هم از نظم خاصي برخوردار است. به همين حيث، ايشان خيلي سال ها پيش شايد نزديك به 20 سال (دست كم پانزده سال) بنده را خواست و فرمود: با اينكه افراد بسياري پيشنهاد مي دهند كه اين دروس را در اختيار آنها قرار دهيم و آنها تدوين كنند و عرضه شود، اما مايلم شما اين كار را عهده دار شويد و نظارت كنيد و مجموعه دروس اخلاقي و سلوكي تنظيم و عرضه شود بسياري افراد از حوزه و دانشگاه مراجعه مي كنند و دروس را مي خواهند و حتي بعضي از مدرسان برجسته و شناخته شده حوزه ها مراجعه مي كردند كه اين مباحث را در اختيار بگيرند تا مورد استفاده قرار بگيرد. ايشان فرمود شما اين مجموعه را نظارت كن تا تدوين و آماده عرضه شود. فرموده بودند اگر دروس فقهي و اصولي را تدوين كرديد، من نهايتا ببينم، اما مباحث اخلاقي و سلوكي را به همين ميزان كه شما نظارت مي كنيد و تنظيم مي شود كفايت مي كند و لازم نيست كه من هم ببينم. بر همين اساس ما اقدام كرديم در حدود 30 جلد مباحث اخلاقي ايشان آماده شد كه حدود 10 جلد آن منتشر شده و مباحث سلوكي ايشان هم حدود 20 جلد خواهد شد. اهتمام خاص ايشان در مقام نظر به ارائه اين مباحث و تدوين اين مباحث فوق العاده است و هم در مقام عمل، يعني آنچه به عنوان دوره اخلاق ايشان و همين طور مباحث سلوكي و عرفاني ايشان كه امروز در دسترس است و ان شاء الله تكميل مي شود و به عنوان وظيفه سعي مي كنيم همه را تنظيم و عرضه كنيم. استاد بيش از اين در مقام عمل و عينيت به اين امر اهتمام كرد يعني آثار تكويني ايشان بيش از آثار كتبي است: هر چند احيانا ده ها جلد اثر فقهي، اصولي، اخلاقي و عرفاني تدوين و عرضه شود به اندازه يي كه در عمل و عينيت ايشان روي جامعه و طبقات مختلف تحصيلكرده خصوصا از حوزه و دانشگاه تاثير گذاشتند و شاگردان بي نام و نشان را تربيت كردند. اگر مي شد بررسي مي كرديد كه از مجموعه كساني كه در عرصه جهاد در مسير امام (ره) وارد شدند از جوان ها، دانشگاهيان، طلاب و كساني كه در مسير جهاد في سبيل الله و در راستاي آرمان هاي حضرت امام(ره) و استاد ايشان به شهادت رسيدند مي ديديد كه جمع كثيري از مجاهدان مسير امام(ره) و شهدايي كه در اين مسير طي انقلاب و جنگ به شهادت رسيدند تربيت يافتگان مجلس انس و معرفت ايشان هستند. آنچه به صورت مكتوب و احيانا به صورت صوتي از آن بزرگوار در حوزه هاي معرفتي باقي مانده بخشي از آثار معنوي مينوي ايشان قلمداد مي شود. بايد آثار و تاثيرات آن بزرگوار را در وجود و نفوس هزاران نفري كه طي اين چندين دهه از محضر معنوي ايشان بهره مند شدند جست وجو كرد و آن، بسي وسيع تر، گسترده تر و ماندگار تر است، چراكه نسلي كه ايشان در مجالس معرفتي و سلوكي تربيت كرد اين نسل، نسل بعدي را تربيت خواهد كرد. اين اثر معنوي و مينوي عملي و عيني ايشان در وجود افراد و نفوس آحادي كه به محضر ايشان ارادت داشتند، دوره به دوره و نسل به نسل حفظ خواهد شد كه قابل برآورد و مقايسه نيست. آيت الله تهراني از شاگردان خاص حضرت امام(ره) بودند و از بدو نهضت امام(ره)، در كنار امام(ره) حضور داشتند و از خواص شاگردان امام بودند كه در خواص مربوط به امور نهضت و همچنين در قلمرو علم و عرصه عمل ايشان حضور و نقش داشت و فعال بود، لهذا از همان سال هاي 40 و 41 كه رسما نهضت حضرت امام (ره) آغاز شد، ايشان كنار دست امام(ره) در بيت امام(ره) و در مجالس، برنامه ها و برقراري ارتباطات و در پشتيباني از آرمان ها و نهضت ايشان بود به همين جهت مي توان گفت كه ايشان در زمره بانيان و پي گذاران هرچند نه چندان با نام و نشان انقلاب در كنار حضرت امام(ره) قلمداد مي شد. زماني كه امام(ره) در قم بودند و بعد تبعيد شدند ايشان پيگير آرمان هاي حضرت امام (ره) بود و مدرسه يي را در قم با همراهي ديگر شاگردان حضرت امام(ره) تاسيس كرده بود و كتابخانه يي را به وجود آورده بود با حمايت حضرت امام (ره) و تاميني كه از سوي ايشان مي شد و سرانجام آن زمان ساواك ريخت و اين كتابخانه را از بين برد و جمع كرد و مدرسه عملاتعطيل شد و طلاب پراكنده شدند و بعد هم كه حضرت امام (ره) به نجف رفتند و ايشان هم مدتي به نجف مشرف شد و در دسته حضرت امام (ره) حضور پيدا مي كرد و در كنار حضرت امام (ره) بود: وقتي به تهران مراجعت كرد باز محضر ايشان كانون هدايت و جهت دهي به جوانان، فضلاو طلاب بود و در واقع منزل و محضر ايشان و محلي كه ايشان به مثابه دفتر كاري و محل برنامه هاي ايشان قلمداد مي شد محضر آمد و شد علما و مبارزان به حساب مي آمد و شخصيت ها و روحانيون و علمايي كه در واقع مبارزات را در تهران هدايت مي كرد به نحوي از جمله به محضر ايشان وصل شدند و در ارتباط با ايشان بودند. ايشان از بدو نهضت در كنار حضرت امام (ره) بود و در طول نهضت هم نقش آفرين بود، اما هرگز مايل نبود كه نام شان مطرح شود و پس از پيروزي انقلاب هم همچنان در مسير حضرت امام (ره) و حامي آرمان هاي ايشان بود، اما هيچ گاه آشكارا خودنمايي نكرد و هرگز سمتي نپذيرفت. سمت ها براي ايشان بي ارزش بود هيچ شوق سمت و جايگاه در مسائل دنيوي نداشت و موضوع مرجعيت ايشان را هم شاگردان ايشان ازجمله حقير طلبه و بسياري از بزرگان با اصرار در معرض قرار مي دادند استنكاف مي كردند با اينكه مرجعيت يك مقام معنوي، معرفتي و هدايتي است كسي كه صلاحيت دارد و داراي شانيت است خود به خود شبيه به امامت است. هرچند كه به هر حال ذاتا اين مرتبت و اين موقعيت جنبه اعتباري دارد اما شبيه به مقام امامت است، گويي پايي در امامت و تكوين و حقيقت دارد و به عالم حقايق وصل است و اگر كسي استنكاف هم بكند مردم مراجعه مي كنند و اگر آراي او منعكس باشد و بتوانند به آراي او دست پيدا كنند، مي توانند از آراي او تقليد كنند. با وجود اينكه مرجعيت يك حالت تعيني دارد نه تعييني و خود به خود اتفاق مي افتد اما ايشان به شدت استنكاف داشت از اينكه اين شرايط فراهم شود و اين موقعيت پيش بيايد. استاد به شدت از مقام، موقعيت هاي اجتماعي، سياسي و دنيوي پرهيز و اجتناب داشت، به همين جهت با وجود اينكه موقعيت ها و مناصب بسياري را به محضر ايشان پيشنهاد داده بودند و شايد ايشان به نحوي هم مي دانست ممكن است اين مناصب مورد نظر حضرت امام(ره) هم باشد و دست كم ايشان رضا دارد بر اينكه اين منصب را بپذيرد، اما هرگز تن درنداد و به زندگي طلبگي خود ملتزم و پايبند بود به درس و بحث طلبگي و تربيت نفوس و مباحث اخلاقي و پشتيباني از آرمان هاي حضرت امام(ره) بي آنكه نامي از ايشان مطرح باشد و ايشان جايگاهي را احراز كنند، لهذا مي توان گفت ايشان از شاگردان حضرت امام (ره) و از پيشاهنگان و پيشقراولان پيگيري آرمان هاي مبارزاتي حضرت امام (ره) قلمداد مي شد.

پاسخی بگذارید