سخن غیر علمی زدن به نام «طب اسلامی» تضعیف جایگاه دین است

سخن غیر علمی زدن به نام «طب اسلامی» تضعیف جایگاه دین است

واکنش آیت‌الله رشاد به رفتارهای نابهنجار بعضی عمامه بسرها و اظهارات برخی مدعیان طب اسلامی؛
سخن غیر علمی زدن به نام «طب اسلامی» تضعیف جایگاه دین است/ فسق عالم دینی جرم مضاعف است
آیت الله رشاد تاکید کرد: اگر کسی بطور غیرعلمی که جان انسانها را به مخاطره می‌افکند تجویز طبی کند و بر اثر آن جسم و جان افراد لطمه ببیند مرتکب جرم شده و ضامن است.
آیت الله علی اکبر رشاد در درس خارج فقه القضاء در مبحث « وظاف قضائی ولی امر »، در واکنش به اظهارات اخیر برخی از مدعیان طب اسلامی اظهار داشت: احمد بن محمد بن خالد بَرقی از امام علی (ع) نقل کرده که حضرت فرموده اند: «یجبُ علی الإمام أن یحبِسَ الفساقَ مِن العلماء و الجُهّال مِن الأطبّاء و المفالیس مِن الأکرِیاء». (وسائل: ج۱۸، ص۲۲۱، باب ۳۲ از أبواب کیفیّه الحکم، حدیث ۳٫) بر امام مسلمین واجب است که سه گروه را بازداشت و زندانی کند: ۱. علمای فاسق، ۲. اطبای جاهل، ۳. متصدیان حمل و نقل مفلس فاقد سرمایه. این سه طبقه از طبقات مهم جامعه اند، چون : دین مردم در دست گروه اول است، و جان مردم دست گروه دوم است . مال مردم دست گروه سوم است. علمایی که فاسق هستند و مقتضیات این شأن و صنف مقدس را رعایت نمی‌کنند باعث لطمه زدن به عقائد مردم می‌شوند، افرادی که دست به طبابت می‌زنند ولی جاهل هستند و از سر علم و روش‌های علمی طبابت نمی‌کنند، در حقیقت طبیب نیستند و برای خود دفتر و دستگاه طبابت راه انداختند و جان مردم را به خطر می افکنند، و کسانی که حمل و نقل نفوس و اموال را بر عهده دارند سرمایه‌ها و اموال مردم به باد می‌دهند، بسا این عنوان سوم شامل حمل و نقل اموال و دارایی ها به شیوه‌های مدرنی مانند عملیات بانکی نیز بشود؛ بر امام واجب است این افراد از این این سه صنف مهم را دستگیر و حبس کند.
وی افزود: در دورانهای گذشته این گروهها وجود داشتند و لطمات بسیاری به مردم می‌زدند، امروز هم هستند، اما در گذشته حکومت دینی برقرار نبود و فقها فاقد بسط ید بودند و درباره آنها نمی‌توانستند کاری بکنند، اما در روزگار کنونی این روایت فرصت اجرای فراوان دارد چرا که اکنون الحمد لله حکومت اسلامی برپاست و فقیهی جامع، متقی، عادل، هوشمند، کاردان، کارآمد، قاطع، شجاع، دلسوز در رأس امور است و قوای سه گانه و نهادهای مسؤولی نیز برای اجرای قوانین و عدالت در جایگاههای مربوط حضور دارند. با این وجود متأسفانه شاهد صحنه های هرج و مرجی در حوزه دیانت، طبابت و اموال مردم هستیم.
آیت الله رشاد ادامه داد: باکسانی که از علم دین هم بهره‌ای دارند اما ملتزم به مقتضیات این شأنیت یعنی عالم دینی بودن نیستند و مرتکب خلاف شرع و شان می‌شوند باید برخورد جدی شود. اگر قبل از انقلاب اسلامی کسانی با لباس روحانیت مرتکب فساد می‌شدند شرایط به گونه‌ای نبود که زمینه مقابله و کیفر آنان فراهم باشد، بسا حتی اگر کیفر می‌شدند رژیم سفاک و هتاک پهلوی از آنان حمایت می‌کرد اما الآن چنین نیست.
تولیت حوزه علمیه امام رضا (ع) با تاکید بر اینکه در حکومت اسلامی هیچ روحانی نباید و نمی‌تواند مرتکب فسق و فساد شود و آزاد در میان مردم راه برود، اظهار داشت: یکی از مواریث گرانبهای حضرت امام راحل (قده) راه اندازی دادگاه ویژه روحانیت بود، این اقدام نشانه ذکاوت، دوراندیشی، خردمندی او و بیانگر عدالت خواهی و اهمیت مضاعف قائل شدن نسبت به اجرای حد و حق در مورد این قشر اجتماعی حساس است و به این معناست که ایشان توجه داشتند که خطای روحانیت می‌تواند نسبت نظام، انقلاب و دین مردم بسیار مخاطره آمیز باشد و باید با آن جدی تر برخورد شود.
رئیس شورای حوزه‌های علمیه استان تهران در ادامه با اشاره به اینکه دادگاه روحانیت برکات زیادی در این سال‌ها داشته است، عنوان کرد: افراد متخلف بسیاری تا کنون در این دادگاه مجازات شده اند، افراد زیادی که فاقد صلاحیت بودند از این سلک اخراج شدند و بعضی دیگر نیز که ممکن بود مرتکب خطا شوند جرأت نمی‌کنند خطا کنند؛ بنابراین دادگاه روحانیت یک نهاد بسیار با برکتی بوده است.
وی با بیان اینکه حیثیت روحانیت حیثیت یک فرد نیست بلکه حیثیت یک جماعت است، گفت: طبقه علما و روحانی همانند عمامه سفیدشان می‌ماند که اگر نقطه سیاهی بر آن نقش ببندد دیده می‌شود، بنابراین روحانیون باید مراقب کردار و رفتار خود باشند. گاهی اوقات وقتی یک روحانی خطا می‌کند درست است که فرد خطا کرده اما تصور مردم و بازتاب مساله دامن جامعه روحانیت بلکه ایمان و دیانت را می‌گیرد و همه متهم می‌شوند، دین تضعیف می‌شود. از این جهت خلاف و تخلف فرد روحانی جرم مضاعف است و اقتضای کیفر مضاعف دارد.
آیت الله رشاد با اشاره به اینکه روحانیت همواره در میان اقشار مختلف اجتماعی پاک‌ترین قشر بوده است و هنوز هم چنین است و اگر بعضاً خطایی از کسی سر زد نباید آن را به پای همه روحانیت نوشت ، تاکید کرد: در میان اقشار اجتماعی کمترین متخلفین مربوط به جامعه روحانیت می‌شود. روحانیت باید عادل باشد اما نباید از او انتظار عصمت داشت، و همین مقدار هم باید از آنان توقع داشت؛ اما مشاهده خدشه در عدالت روحانیت قهرا خدشه بر دیانت وارد می‌کند و لذا آقایان باید مراقب رفتارهای خود و افراد همصنف خود باشند.
تولیت مدرسه علمیه امام رضا (ع) درخصوص جایگاه و قداست لباس روحانیت، گفت: لباس روحانیت، لباس رسالت و امامت یعنی مسؤولیت و راهبری است. روحانیت الگو است و اگر الگوها لغزش‌کنند آن لغزش به کسانی که از آنان الگوپذیری دارند منتقل می‌شود و در نهایت فساد در جامعه توسعه پیدا می‌کند. و اگر کسی در لباس روحانیت خطا کند به حیثیت دین ضربه می‌زند. بنابراین در جامعه باید قاعده و قانونی را تأسیس و تنظیم کرد که مطابق شئون جرم تعریف و کیفر تعیین شود تا کسانی که شأن بالاترین دارند جرم و کیفر آنان دو برابر باشد.
عضو فقهی هیات امنای فرهنگستان علوم پزشکی تصریح کرد: اطبای جاهل و فاقد دانش و تخصص که با سلامت و جان مردم بازی می‌کنند حکومت اسلامی موظف به برخورد قانونی با آنان است، گفت: متأسفانه در دهه اخیر از طب مکمل که شامل انواع «طب سنتی» و «طب اسلامی» و غیره می‌شود سوء استفاده بسیاری شده و در آن افراط صورت می‌پذیرد؛ برای مثال کسی که می‌آید و می‌گوید واکسن کرونا را نباید زد؛ این چه حرفی است که زده می‌شود! چنانچه رهبر معظم انقلاب در خصوص یک نوع خاص واکسن و از کشور خاص وارد می شود و مشکوک است و احتمال توطئه در آن می‌رود حکم یا فتوا به تحریم می‌دهند به معنی تحریم مطلق واکسن نیست، این تحریم و منع ناشی از حکم عقل و شرع است زیرا به دشمن در حال جنگ که به هرطریقی و از هر فرصتی برای توطئه علیه ما استفاده می‌کند نباید اعتماد کرد، عقل و شرع می‌گوید نباید به دشمنی که با او در حال جنگ هستیم اعتماد کنیم؛ دولت آمریکا با ایران در حال جنگ است چطور می‌توان به این دشمن اعتماد کرد که امنیت و سلامت مردم را به تدابیر آنها سپرد؟ کدام عاقلی در حوزه دارو و درمان به دشمن جانی جان خود اعتماد می‌کند؟.
این استاد خارج فقه و اصول حوزه تاکید کرد: در همین حین که مقام معظم رهبری فتوا می‌دهند عده‌ای نیز می‌آیند و می‌گویند اصلاً نباید واکسن زد؛ این کلام خلاف عقل، شرع و علم است. این چه حرفی است که گفته می‌شود اگر کسی واکسنی را تزریق کند احساسات جنسیتی او تغییر می‌کند؛(۱) این سخن بر اساس چه مبنای علمی گفته می‌شود؟ اگر کسی چنین سخنی بگوید مرتکب جرم شده است. و اگر کسی بطور غیرعلمی که جان انسانها را به مخاطره می‌افکند تجویز طبی کند و بر اثر آن جسم و جان افراد لطمه ببیند مرتکب جرم شده و ضامن است
تولیت حوزه علمیه امام رضا (ع) در پایان خاطرنشان کرد: کسانی که ادعای طبابت می‌کنند در حالی که طبیب نیستند در اصل با جان مردم بازی می‌کنند و بدتر از آن این است که آنان بیایند و به اسم طب اسلامی این اظهارات را بیان کنند این جرم مضاعف است زیرا با این سخن اسلام را بدنام می‌کنند در حالی که علم و دین تعارضی با یکدیگر ندارند. اینکه عده‌ای بیایند و بر اساس روایات بی سند و بدون رعایت منطق اجتهاد فنی و مضبوط، فتوای طبی صادر کنند این خلاف شرع و عقل و علم است. این افراد آبروی حوزه، دین و روحانیت را می‌برند و به شائبه تعارض دین و علم دامن می‌زنند، و جامعه علمی به دین بدبین می‌کنند و این لطمه به دین و ایمان وارد می‌کند و جرم است.

– پی نوشت:
(۱) اخیرا در کانال رسمی یکی از مدعیان طب اسلامی آمده بود: به کسانی که واکسن می‌زنند نزدیک نشوید. زیرا اینها میکروچیپ دارند و دچار تغییر ژنتیکی شده‌اند و از سنخ انسان بودن خارج شده‌اند و مانند ربات کنترل‌شده عمل می‌کنند و ژن ایمان و اخلاق و نجابت را از دست داده‌اند و تمایل به همجنس‌بازی پیدا کرده‌اند.

پیام تسلیت آیت الله رشاد بمناسبت رحلت آیت الله سید محمد ضیاآبادی

محضر آیت الله ضیاآبادی او طی افزون بر نیم قرن، محفل انس طالبان معرفت و معنی بود.
در پی ارتحال معلم اخلاق، مفسر قرآن، استاد دیرین حوزه علمیه تهران، آیت الله سیدمحمد ضیاآبادی، پیام تسلیتی از سوی آیت الله علی اکبر رشاد، صادر شد.
رییس شورای حوزه‌های علمیه استان تهران در این پیام تاکید کرده‌ است:
فقدان او که از ذخائر معرفتی و معنوی پایتخت بشمار بودند، سبب خلأ معرفتی جبران‌ناپذیری در این کلانشهر خواهد شد.
متن این پیام به شرح زیر است:
إنا لله وإنا الیه راجعون
با تاسف و تاثر عمیق مطلع شدیم معلم اخلاق، مفسر قرآن، استاد برجسته حوزه علمیه تهران، آیت الله سیدمحمد ضیاآبادی (طاب ثراه) دار فانی را وداع گفته اند.
محضر او طی افزون بر نیم قرن، محفل درس و انس برای طلاب، دانشجویان و طبقات طالب معنی و معرفت بود. فقدان او که از ذخائر معرفتی و معنوی پایتخت بشمار بودند، سبب خلأ معرفتی جبران‌ناپذیری در این کلانشهر خواهد شد. با رحلت این مدرس متبحر، حوزه عریق و اصیل تهران یکی از اساتید دیرین خود را از دست داد.
الحق او از مصادیق رجال معنوی معرفتیای بود که: «هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلى حَقیقَهِ الْبَصیرَهِ، وَ باشَروُا رُوحَ الْیَقینِ، وَ اسْتَلانوُا مَا اسْتَعْوَرَهُ الْمُتْرَفُونَ، وَ أَنِسُوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجاهِلُونَ، وَ صَحِبُوا الدُّنْیا بِأبْدانٍ اَرْواحُها مُعَلَّقَهٌ بِالْمَحَلِّ الأَعْلى…
این‌جانب این ضایعه¬ی مولمه را، به محضر مبارک رهبر معظم انقلاب اسلامی (دام طله الوارف) و سایر مراجع عظام تقلید (دامت برکاتهم)، ارکان حوزه علمیه تهران، شاگردان و فرزندان سوگمند آن استاد خلیق و خدوم تسلیت عرض کرده، از بارگاه بلند باری برای بازماندگانش صبر جمیل و اجر جزیل، و برای آن فقید سعید، غفران و حشر با اولیائش را مسئلت می دارم.
علی اکبر رشاد
۲۱، ۱۱، ۱۳۹۹

کاخ جوانان! و خاطرات شکل گیری کانون های جوانان در تهران

کاخ جوانان! و خاطرات شکل گیری کانون های جوانان در تهران

از سیاست های رژیم شاهنشاهی این بود که طبقات مختلف جوانان را به سلسله اموری مشغول کند؛ از توسعه مراکز فساد گرفته تا توسعه شراب فروشی ها و می کده ها. از دسترسی به مواد مخدر گرفته که یکی از محورهای اصلی توسعه و توزیع مواد مخدر ایران خواهرشاه(اشرف) بود تا ظاهراً تبلیغ ورزش. مراکزی که سلسله فعالیت‌های هنری سالم و ناسالم انجام می‌شد و بعضی فعالیت‌های فرهنگی به عنوان کاخ جوانان شکل گرفت. به لحاظ روانی هم یک جور به جوانان القا می کردند که درست است شاه در کاخ زندگی می کند ولی شما هم کاخ دارید! در منطقه غرب تهران نرسیده به میدان راه آهن، یک کاخ جوانان بود؛ در سمت خیابان اتابکی آن زمان، پشت امامزاده حسن(ع) اواخر خیابان قزوین یک کاخ جوانان دیگری بود. در خیابان فلاح (ابوذر فعلی) کاخ جوانان دیگری وجود داشت. در هر نقطه از تهران جایی را درست کرده بودند که البته نسبت به آن زمان اماکن تمیز و پر امکاناتی هم بودند. از رقص و آواز، فعالیت های فرهنگی و هنری، در آمیختگی دختر و پسر از این مسائل استفاده می‌کردند و جوانان را به این مراکز جذب می‌کردند. اما آرام‌آرام در آستانه پیروزی انقلاب که فضا قدری بازتر شده بود به نحوی جوانان را ترغیب کردیم که وارد این مراکز بشوند و فعالیت‌های جدیدی را شروع کنند. از جمله در بعضی از این مراکز تئاترهایی را اجرا کردیم. بعضی از جوانان بودند که مختصر سررشته ای در این زمینه داشتند از جمله مرحوم فرج الله سلحشور که از بچه های خیابان ۱۳ متری حاجیان و ۳۰ متری جی و از بچه های مسجد جوادالائمه – مسجد بسیار کوچکی بود و حاج شیخ غلامرضا مطلبی از دوستان قدیم ما امام جماعت آنجا بود- اما در عین حال آقای سلحشور ارتباطی هم با بچه های جنوب غرب تهران داشت. مرحوم سلحشور آن زمان ذوق هنری خوبی داشت و تئاتری با نام “حُر” ساخت و مکرراً در همان کاخ جوانانی که نزدیک میدان راه‌آهن بود آن را اجرا کرد و این سبب شد که هم خودش به عنوان حُر لقب گرفت و تا مدتی به ایشان به جای سلحشور می گفتند حر! و هم آن کاخ جوانان به اسم کانون حُر نامیده شد. یعنی کاخ را به نام کانون فرهنگی حُر نامگذاری کردند. البته ظاهراً بعدها کانون حر تخریب شد چون اتوبان‌های بزرگی در آن مسیر احداث شد و به نظر می‌رسد که کلاً از بین رفت! یکی دیگر از این ها کاخی بود که در خیابان فلاح سابق (ابوذر فعلی) قرار داشت آنجا را نیز ما به عنوان کانون فرهنگی ابوذر نامگذاری کردیم. خوب اینها مراکز فعالیت های فرهنگی بودند و جوانان اوایل انقلاب آنجا جمع می شدند و حساسیتی هم به وجود آورده بود. گروه‌های چپ و مارکسیست اهتمام داشتند تا بتوانند این مراکز را در اختیار بگیرند. پشت امامزاده حسن(ع) کاخ دیگری بود که آنجا را تحت عنوان کانون فرهنگی میثم نامگذاری کردیم. بالاتر به سمت هاشمی کاخ دیگری بود که تحت عنوان کانون فرهنگی سلمان نامگذاری کردیم. ما این چهار کاخ که تقریبا غرب تهران را پوشش می داد، تحت نظر گرفتیم و فعالیت های هنری، کلاس‌های طلبگی، درس اخلاق، مباحث نهج البلاغه، تفسیر، سخنرانی و امثال اینها را درکانون ها برگزار می‌کردیم. فعال ترین این ها البته کانون ابوذر بود که هم نزدیک محل ما بود و هم جوانان بیشتری در آن منطقه بودند. مجموعاً همین مراکز بسیار بسیار منشا تاثیر فرهنگی در آن منطقه بودند به طوری که حتی جریان‌های چپ یکی دو مرتبه برنامه ریزی و نیروهای خود را سازماندهی کردند تا این کانون ها را محاصر و تصرف کنند. یک نوبت جمع قابل توجهی از مارکسیست های آن روز نیروها را سازماندهی کردند و آمدند تا به زور و اجبار کانون میثم را از دست ما خارج کنند؛ البته جوانان بیشتر متدین و انقلابی بودند و ما هم حضور داشتیم و اجازه ندادیم ولی آنها امید داشتند که این کانون ها را اشغال کنند. تا جایی که گاهی در صدد بر می‌آمدند تا مراکز نظامی را نیز تصرف کنند. از جمله یک نوبت با جمع زیادی آمدند قصد داشتند به پادگان قلعه مرغی حمله کنند و ما در منطقه سریعاً اعلام کردیم، جوانان و مردم آمدند، جمعیت بسیار عظیمی با دیواره انسانی چند لایه از پادگان حفاظت کردیم و نگذاشتیم به دست آنها بیافتد البته در داخل پادگان برخی نظامیان دون پایه بودند که گرایش مارکسیستی داشتند و یا به گروه هایی مثل چریک‌های فدایی وصل بودند و از داخل هماهنگ کرده بودند که پادگان را در اختیار مارکسیست ها قرار دهند و با آنها همراهی کنند که بحمدلله جریان را شناسایی کردیم و با آنها برخورد شد.

پیام تسلیت آیت الله رشاد بمناسبت ارتحال آیت الله جلالی خمینی

پیام تسلیت آیت الله رشاد بمناسبت ارتحال آیت الله جلالی خمینی

پیام تسلیت آیت الله رشاد بمناسبت ارتحال آیت الله جلالی خمینی:
این عالم متین از روحانیون مبارز و مردمی برجسته‌ی شرق پایتخت بشمار می‌رفت.
در پی ارتحال آیت الله جلالی خمینی (ره)، پیام تسلیتی از سوی حضرت آیت الله رشاد رییس شورای حوزه¬های علمیه تهران منتشر شد.
متن این پیام به شرح زیر است:

انا لله و انا الیه راجعون.
ارتحال روحانی خدوم و خلیق، پیرو پیشکسوت امام راحل (قدّه) و یار دیرین رهبر معظم انقلاب اسلامی (دام ظله)، و موسس و مسؤول مدرسه علمیه شرق تهران، آیت الله حاج شیخ حیدرعلی جلالی خمینی (قدّس الله رمسه) موجب تاسف و تاثر گردید.
این عالم متین که از روحانیون مبارز و مردمی برجسته‌ی شرق پایتخت بشمار بود، عمر گرانمایه¬‌ی خویش را یکسره در خدمت به اسلام، ترویج مکتب اهل بیت (سلام الله علیهم اجمعین) حمایت از انقلاب اسلامی و تربیت طلاب جوان سپری کرد. بلاریب این خدمات گرانبار ذخیره¬ی ارزشمندی برای او در « یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُوْنَ » خواهد بود؛ طوبی له و حسن مآب.
این¬جانب این ضایعه‌ی مولمه را، به حضرت بقیت الله (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء)، ارکان حوزه¬های علمیه¬ی تهران، خانواده آن مرحوم، بویژه فرزندان برومند حجج اسلام محمدرضا و مهدی جلالی خمینی، و نیز شاگردان و دوستداران این روحانی مردمی تسلیت عرض کرده، از بارگاه بلند باری برای آن فقید سعید حشر با اولیاء الهی، و برای وابستگان و دلبستگان آن مرحوم، صبر و اجر مسئلت دارم. غفر الله له و لنا و اسکنه فسیح جنانه.
علی¬اکبر رشاد
۱۵/۱۱/۱۳۹۹ مطابق بیستم جمادی الثانیه ۱۴۴۲

آیت‌الله مصباح؛ کانون پیوند شهامت، معنویت و مشائیّت / لزوم تدوین «مکتب مصباح»

آیت‌الله مصباح؛ کانون پیوند شهامت، معنویت و مشائیّت / لزوم تدوین «مکتب مصباح»

به گزارش ایکنا، نشست بزرگداشت چهلمین روز درگذشت آیت‌الله مصباح یزدی با عنوان «میراث مجاهد حکیم» روز گذشته، سه‌شنبه ۱۴ بهمن‌ماه، به همت خبرگزاری ایکنا و با همکاری مؤسسه آموزش عالی حوزوی امام رضا(ع) با حضور آیت‌الله علی‌اکبر رشاد، رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی؛ حجت‌الاسلام داوود مهدوی‌زادگان، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و حجت‌الاسلام حیدر همتی، رئیس موسسه آموزش عالی حوزوی امام رضا(ع)، برگزار شد.

آیت‌الله علی‌اکبر رشاد سخنان خود را با تلاوت آیات ۳۵ تا ۳۸ سوره نور آغاز کرد. خداوند در این آیات می‌فرماید: «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاهٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَهٍ الزُّجَاجَهُ کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَهٍ مُبَارَکَهٍ زَیْتُونَهٍ لَا شَرْقِیَّهٍ وَلَا غَرْبِیَّهٍ یَکَادُ زَیْتُهَا یُضِیءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُورٌ عَلَى نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشَاءُ وَیَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَیُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ رِجَالٌ لَا تُلْهِیهِمْ تِجَارَهٌ وَلَا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاهِ وَإِیتَاءِ الزَّکَاهِ یَخَافُونَ یَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ لِیَجْزِیَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَیَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ یَرْزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ».

مصباحی در چراغدان حکمت
وی در ادامه اظهار کرد: هر چند در میانه دهه مبارک فجر قرار داریم و باید این ایام را تبریک عرض کنیم، اما سوگمندانه باید تسلیت بگوییم، چه آنکه در اربعین یک حکیم، یک فقیه، یک شخصیت مجاهد، یک متفکر نظریه‌پرداز و یک مرد اخلاق قرار داریم. علامه بزرگوار آیت‌الله مصباح یزدی جلوه‌ای از نور الهی بود، قبسی از تلالو صفات الهی بود. او مصباحی بود که در چراغدانی قرار داشت. چراغدانی منشورواره که حاصل مکاتب و مسالک چندین شخصیت برجسته روزگار ما بود. مردی که چنان شجره مبارکه‌ زیتونه نه شرقی فکر می‌کرد و نه غربی می‌اندیشید، بلکه مستقل می‌اندیشید و از هر گونه درآمیختگی با افکار بیگانه بری بود. نور می‌بخشید و روشنایی می‌بخشید حتی اگر به او روغن و سوختی نمی‌رسید. همواره با وجود نورانی‌اش ارواح طالبان حقیقت و نورانیت را نورانی می‌کرد. وجودش نور علی نور بود و همه را به سمت نورانیت الهی هدایتگر بود. آری او حقا مردی بود که هرجا مستقر بود، آنجا بیتی می‌شد که یاد خدا در آن مشحون بود.

استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: او از سه چراغدان بهره داشت و در چراغدانی منشورواره و چند وجهی و چند سویه بود. از سویی میراث‌دار حکمت علامه طباطبایی بود. او در حکمت، جلوه مشائیت علامه بود. اگر دیگر شاگردان علامه بزرگوار در مکتب نوصدرایی جلوه اشراقیت او بودند، علامه مصباح، جلوه مشائیت علامه طباطبایی در حکمت بود. او میراث‌دار مشائیت علامه طباطبایی بود، در عین حال او جلوه معنویت و سلوک آیت‌الله بهجت بود. او شاگرد فقهی و معنوی آیت‌الله بهجت بود. او امتداد معنویت بهجتی بود در عین حال میراث‌دار شهامت امام عزیز بود. او اندیشه سیاسی را از امام برگرفته بود، شجاعت و شهامت در جهاد و ایثار برای خدا را از امام وام گرفته بود. معنویت و تهذّب را از آیت‌الله بهجت وام گرفته بود، حکمت را از آیت‌الله علامه طباطبایی وام گرفته بود.
مواجهه فلسفی آیت‌الله مصباح با خود فلسفه
وی در ادامه یادآور شد: مردی بود که عمر بابرکتی را سپری کرد و میراث غنی و شکوهمندی را به ارث نهاد. ۱۳۰ عنوان اثر منتشر‌شده در ۱۶۵ جلد در قلمروهای معرفتی مختلف بر جای نهاد. او حقاً رنگین‌کمانی از معرفت بود. فلسفه، معرفت‌شناسی، کلام، تفسیر، قرآن‌پژوهی، حدیث‌پژوهی، اخلاق، فقه و حقوق، اندیشه سیاسی، تاریخ و جامعه‌شناسی سیاسی، علوم اجتماعی و فرهنگ‌پژوهی، همه و همه میادینی بودند که فکر بلند او در این میادین ترک‌تازی می‌کرد. با این همه او یک فیلسوف بود، فیلسوف به معنی‌الکلمه، یعنی آزاداندیش بود و در فلسفه هم فیلسوف بود. بعضی فیلسوف‌اند، اما نسبت به سایر شئون و علوم، یعنی نسبت به فلسفه تعبد دارند و صرفاً فلسفه‌دان هستند، اما او فلسفه‌دان نبود، بلکه فیلسوف بود، یعنی نسبت به خود فلسفه هم مواجهه فلسفی و آزاداندیشانه داشت.

آیت‌الله رشاد تصریح کرد: شروح ایشان در فلسفه مشاء، در فلسفه صدرا، در فلسفه نوصداریی و میراث حکمی استادش علامه طباطبایی را ملاحظه کنید؛ مشحون از نقد است. شرح ایشان بر الهیات شفا در پنج جلد، شرح ایشان بر برهان شفا در چهار جلد، شرح ایشان بر جلد اول اسفار در دو جلد، شرح ایشان بر جلد سوم اسفار در یک جلد، شرح ایشان بر جلد هشتم اسفار در دو جلد، شرح ایشان بر نهایهالحکمه علامه طباطبایی در دو جلد و تعلیقه ایشان بر نهایهالحکمه که مشتمل بر ۴۸۰ تعلیقه است، عمدتاً انتقادی است. اگر از آغاز تا انجام تعلیقات نهایهالحکمه را مرور کنید، غالب تعلیقات انتقادی است؛ یعنی بر آرای استاد خود منتقدانه تعلیقه زد؛ این یعنی فیلسوف. فیلسوف آن کسی است که آزاد بیندیشد و از چیزی نهراسد، از نقد و هجمه نگران نباشد، چه در عرصه حکمت و معرفت و چه در عرصه عمل و معیشت.

بنیان‌گذار مسلکی جدید در حکمت نوصدرایی
رئیس شورای حوزه‌های علمیه استان تهران افزود: الحق تعلیقه او بر نهایه، خود بنای مکتبی دیگری در حکمت نوصدرایی است. حکمت نوصدرایی میراث علامه طباطبایی و شاگردان اوست و علامه مصباح در مکتب نوصدرایی یک مسلک جدیدی بنا نهاد. گرایش عقلانی ایشان بسی غلیظ‌تر از حیث اشراقی بود. گرچه خود علامه طباطبایی حکمت صدرایی را به سمت مشائیت سوق داد ولی علامه مصباح مکتب نوصدرایی را بیش از استادش به سمت عقلانیت جهت داد و مواجه عقلانی با حکمت، خصوصیت فلسفی ایشان بود. ایشان البته در حوزه حکمت یک فیلسوف بود ولی فقیه نیز بود، مجاهد نیز بود، اندیشمند سیاسی نیز بود.
وی افزود: او فیلسوف بود، ولی نه تنها در فلسفه سنتی بلکه فلسفه را امتداد بخشید. در حقیقت او از جمله بانیان امتداد حکمت صدرایی در عرصه‌های معرفت و معیشت معاصر بود. او در فلسفه علوم انسانی دست بلندی داشت، ید طولایی داشت و آن بیضایی که از ید طولای او در فلسفه علوم انسانی برآمد روشنگر پیش رو و مسیر و راه نرفته نسل معاصر بود و نسل معاصر با مشعلی که او فرارویشان نهاد می‌توانند این راه را طی کنند و بر اساس افکار او می‌توان علوم انسانی اسلامی را در شاخه‌های مختلف بنا نهاد. ایشان در حوزه فرهنگ، جامعه‌شناسی و مدیریت کارهای مفصلی انجام داده است، چنانکه به صورت مکتوب در دسترس است. این‌ها مجموعه بسیار گرانبهایی است که اگر مورد توجه قرار گیرد می‌تواند گره از کار فروبسته برخی رشته‌ها باز کند و سرمایه بزرگی است، برای تأسیس و توسعه علوم انسانی اسلامی.

آثار تدوینی و تکوینی آیت‌الله مصباح
رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تأکید کرد: اگر روزی از من بپرسند او را به چه چیزی وصف می‌کنی من برجسته‌ترین وصف او را در این می‌دانم که او فیلسوف علوم انسانی اسلامی بود. او تنها میراث معرفتی بر جای ننهاد، آثار تکوینی او کم از آثار تدوینی او نیست. او هزاران شاگرد در حوزه و دانشگاه پرورد و در میان شاگردان علامه مصباح چندین و چند استاد مصباح نسل جدید سراغ داریم. از میان شاگردان او کسانی ظاهر خواهند شد که مصباحی دیگرند و چراغی در چراغدان حکمت اسلامی قلمداد خواهند شد. ایشان نه تنها میراث تدوینی و تکوینی بسیار بر جای نهاد، میراث تمشیتی عظیمی هم بر جای نهاد و سیره او در اخلاق، در جهاد، در مردمداری، در زهد، در ساده‌زیستی، در ایثار و شجاعت و شهامت گویای این مسئله است. ایشان سیره عظیمی هم بر جای نهاد که کمتر مورد توجه است.

وی ادامه داد: بنده به نقل این مطلب قناعت می‌کنم که حکایت از همین شیوه رفتاری و سلوک جهادی دارد. ما به خاطر داریم در نیمه اول دهه پنجاه، ایشان در مقابل پاره‌ای از جریان‌های فکری که آن زمان پیدا شده بود و به نحوی التقاطی بود ایستاد و با همه وجود به صحنه آمد. در دوره‌های اخیر هم چندین نوبت به صحنه آمد. در دوره اخیر ایشان به عرصه سیاست هم ورود کرد. اگرچه ایشان جز پیشکسوتان انقلاب و از شاگردان خاص امام بود، اما عموما در جریان‌های روز و نزاع‌های روز ورود نمی‌کرد ولی این اواخر ورود کرد.
آیت‌الله رشاد افزود: من زمانی از او پرسیدم شما در این نزاع‌ها ورود نمی‌کردید چطور شد که الان وارد شدید. ایشان جمله‌ای گفت که هرگاه در این سنوات نقل کردم حالم منقلب شده است. گفت که من احساس کردم اگر ما سکوت کنیم امر بر مردم مشتبه خواهد شد، اگر ما سکوت کنیم باید فردای قیامت پاسخگوی محضر الهی باشیم و بنده به اینجا رسیدم که به هر قیمتی شده است به صحنه بیایم ولو می‌دانم بسیاری بر من حمله خواهند کرد و افترا خواهند بست. ایشان اشاره کردند به برخی اعاظم امروز که از دوستان گذشته ایشان بودند و گفتند ولو برخی دوستان من مرا ملامت کنند و از این رفتار باز دارند ولی من احساس تکلیف کردم و آنچه وظیفه تشخیص دهم عمل می‌کنم.

ضرورت تدوین مکتب مصباح
وی در پایان گفت: به هر حال ایشان مرد وظیفه‌شناسی بود و برای انجام وظیفه شرعی‌اش از هیچ چیزی دریغ نمی‌کرد و هرگز کوتاه نمی‌آمد. بر او جفا بسیار شد، به او اهانت شد. ایشان یک فقیه بود، یک مجاهد بود، یک اندیشمند بود. ملل دیگر بر اندیشمندانشان از هر جریانی باشند حرمت می‌نهند ولی متاسفانه بر او جفا شد، بر او افترا بستند، به او اهانت کردند ولی خدای متعال کسانی که خالصانه در راه او گام برمی‌دارند حمایت می‌کند و به آنها آبرو می‌دهد. در پایان، تنها تأکیدی که می‌کنم این است بی آنکه گرفتار افراط و تفریط شده باشیم بر آثار تدوینی و تکوینی او تمرکز کنیم و سعی کنیم افکار او را صورت‌بندی کنیم و آنچه بتوان از آن به عنوان مکتب مصباح تعبیر کرد را صورت‌بندی و ارائه کنیم که نسل ما سخت نیازمند این افکار دقیق و زلال است که همگی از متن کتاب و حکمت برآمده است.

خاطرات آیت الله رشاد از شکل گیری تشکل ها و محافل مبارزان انقلابی در نقاط مختلف شهر تهران

خاطرات آیت الله رشاد از شکل گیری تشکل ها و محافل مبارزان انقلابی در نقاط مختلف شهر تهران

پیش از انقلاب اسلامی در دهه های ۴۰ و ۵۰ مناطق شرق تهران بیش از غرب تهران از وجود روحانیون انقلابی بهره‌مند بود؛ به رغم اینکه غرب تهران مخصوصاً جنوب غرب، به لحاظ کمّی شمار روحانیون بیشتر از نقاط دیگر تهران بود؛ معدودی از آقایان در متن مبارزه بودند و از بین آقایانی که در غرب تهران بودند از جمله حاج شیخ رضا مطلبی که الان هم در قید حیات هستند، مسجد و مدرسه ای دارند و بسیار موفق هم هستند ایشان از جمله دوستانی بود که بازداشت شد و زندان تحمل کرد، از جمله روحانیونی بود که در جنوب غرب تهران پای کار انقلاب بود؛ در شمال غرب تهران هم یکی دو نفر از آقایان فعال بودند، بنده هم در کنار این آقایان فعالیت می کردم، البته تمرکز فعالیت‌های بنده بیشتر در غرب تهران بود به اعتبار اینکه محله ما به حساب می‌آمد، اما رفته رفته ارتباطات ما به شمال، شمال شرق و جنوب شرق تهران هم کشیده شد.
در نقاط مختلف تهران با گروه‌های متعددی از جوانان مرتبط بودیم؛ غرب تهران ازخیابان ۱۳ آبان فعلی(۹آبان سابق) تا نازی آباد، تا جوادیه، راه آهن، خزانه، اتابکی، خیابان قلعه مرغی، بریانک، تا محله طرشت و بالای میدان آزادی. در سمت شرق تهران هم خیابان شهید مدنی فعلی که آن موقع نظام آباد گفته می شد و سمت پیروزی، پایین تر سمت تیردوقلو و پایین تر از آن میدان شوش، اینجاها هم گروه گروه جوان هایی بوند که فعالیت می کردند و با ما مرتبط بودند و من به مناسبت های مختلف با آن ها جلسه داشتم و با برخی حتی جلسات منظم هفتگی داشتم؛ غالباً پنج شنبه، جمعه یا شب جمعه از قم به تهران می آمدم و در قالب هیات و جلسات تفسیر با ایشان در ارتباط بودیم؛
مباحث تفسیری، نهج البلاغه و … می گفتیم، منبر میرفتیم، سخنرانی می‌کردیم و فعالیت‌های دیگری بود؛ آرام آرام که شرایط مناسب تر می شد و اطلاعیه و بیانیه های حضرت امام(ره) می‌رسید بین آنها توزیع می‌کردیم با بعضی مراکز آن زمان امکاناتی فراهم شده بود اطلاعیه ها را بصورت استنسیل و فتوکپی تکثیر می کردیم چون امکانات امروزی پرینت و چاپ نبود! گروهی بود تحت عنوان فجر اسلامی که اطلاعیه ها را تکثیر می‌کردند، گاهی اطلاعیه ها را از افرادی می گرفتیم و به افراد دیگری می دادیم و بدین نحو توزیع می شد؛ با طیف گسترده ای از جوانان در نقاط مختلف تهران مرتبط بودیم خیلی هم آن زمان ساده و بی امکانات و بدون تجهیزات فعالیت می کردیم و خیلی هم از این بابت خوشحال و راضی بودیم مثلاً اینکه در یک مسجد گمنام در انتهای یک کوچه بن بست، ده بیست نفر نوجوان و جوان را دو هم جمع می کردیم، انگار دنیا را به ما دادند، گرچه همینطور هم بود یعنی همین گروه های جوان تبدیل شدند به یک جبهه و همین قطرات بدل شد به یک سیل خروشان!
گاهی در بعضی مساجد رفته‌رفته منبرها و سخنرانی های شورانگیزی شروع شد. در مسجد اصغریه بیست متری جوادیه آن زمان، در مسجد سیدالشهدا خیابان فلاح که بعدها نام آن را به ابوذر تغییر دادیم، مسجد آقای مطلبی که بنام مسجد فلاح بود که از ملاکین و افراد با نفوذ و وکلای مجلس آن زمان بود و آن منطقه ملک او بود و یک مسجد کوچک هم آنجا ساخته بود، در مسجد بریانک که بعدها به مسجد المهدی نام‌گذاری شد، در مسجدی در محله طرشت مسجد موسی بن جعفر(ع). بعضی از مساجد را پایگاه فعالیت ها قرار داده بودیم، منبر می رفتیم و گاهی پیش می آمد که مورد تعقیب نیز قرار می گرفتیم و در این تعقیب و گریزها خاطرات جالبی پیش می‌آمد؛
مثلاً فرض کنید در مسجدی منبر می رفتیم شب اول صحبت می کردیم شب دوم مأمورین مطلع می شدند به آنجا می آمدند. حضور پیدا می‌کردند، کنترل می کردند و منتظر بودند که ما بیاییم؛ یک مرتبه می دیدند بالای منبر هستیم ولی متوجه نبودند که ما مثلاً پشت وانت که با یک برزنت هم پوشیده شده بود آمدیم و از درب زنانه وارد شده و یاالله یالله گویان بالای منبر رفتیم. گاهی منتظر بودند تا از منبر پایین آمدیم ما را دستگیر کنند یک مرتبه آخر منبر روضه بود و چراغ‌ها خاموش می شد با لباس شخصی بیرون می زدیم و اینها متحیر بودند که کجا رفت! یا گاهی وقتی از مسجد خارج می شدیم ما را تعقیب می‌کردند، خوب آن مناطق محله ما بود و کوچه خیابان ها را می شناختیم مثلاً از یک خیابان باریک که می خواستیم عبور کنیم و یکی دو ماشین بودیم ماشین پشت سری به عمد خراب می شد، می ایستاد و ترافیک می شد مامورین گیر می افتادند و دوستان ما را فراری می دادند!
ایام خوب و روزگار خوشی بود، بعدها همین جوانان در نهادهای انقلاب وارد شدند بسیاری از آنها شهید شدند و بسیاری هم در سپاه، در کمیته انقلاب اسلامی، کمیته امداد، بنیاد مستضعفان و بیشتر و مخصوصاً در جهاد سازندگی آن زمان وارد شدند و خیلی موثر بودند. بعضی از آنها هم به موقعیت‌هایی رسیدند و مسئولیت های عمده ای در کشور برعهده گرفتند؛ غالباً یا شهید شدند یا جانبازند و همچنان پای کار انقلاب باقی مانده اند؛ البته کسانی هم بین این ها انگشت شمار راه گم کرده اند که امیدواریم خداوند آنها را هدایت کند!

اسلام چیزی به عنوان دوگانه جنگ و صلح ندارد

اسلام چیزی به عنوان دوگانه جنگ و صلح ندارد

به گزارش خبرنگار مهر، آیت الله علی اکبر رشاد امروز در جلسه درس خارج فقه که در مدرسه علمیه امام رضا (ع) برگزار شد، با استناد به فرازی از کلام حضرت علی (ع) اظهار داشت: حضرت در فرازی می‌فرمایند: السلام امانا من المخاوف؛ بعضی از شارحان نهج البلاغه سلام کردن را موجب امنیت از ترس‌ها و خوف‌ها قرار داد؛ بر اساس این تبیین و ترجمه مقصود این می‌شود که مردم به یکدیگر سلام دهند تا از هم نترسند.

رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ادامه داد: به نظر می‌رسد این ترجمه و شرح درستی نیست، در کلام حضرت سلام در حقیقت به همان مفهومی است که در قرآن کریم به بهشت دارالسلام اطلاق شده است یا به معنای اجتماعی آن سلام به معنای صلح است.

استاد برجسته حوزوی با تاکید بر اینکه خداوند متعال صلح و صلاح را برای امنیت انسان‌ها وضع کرده است، گفت: خداوند همانگونه که برای عزت اسلام به جهاد امر کرده به همان صورت به قصاص نیز فرمان داده تا به این وسیله از جان و مال انسان‌ها صیانت شود؛ صلح نیز به همین منظور وضع شده است.

رئیس شورای سیاست گذاری حوزه‌های علمیه استان تهران وجود قانون صلح را لازمه ایجاد نظم در جهان دانست و عنوان کرد: وقتی قانون صلح نباشد گویی دنیا جنگل است و هر آن احتمال دارد قوم و قبیله‌ای به سرزمینی یورش ببرد. بخصوص در روزگار کنونی که مرزها و فاصله‌ها برداشته شده و نگرانی یک ملت و کشور تنها از همسایه مجاور خود نیست و می‌توان گفت کل عالم همسایه یکدیگر شدند و کل عالم به یک دهکده تبدیل شده است، در نتیجه قدرت‌هایی که در آن سوی زمین زندگی می‌کنند و هزاران کیلومتر آن طرف تر از قاره‌ها هستند همواره احتمال دارد به ملت دیگری تعرض کنند. از همین رو همانگونه که خداوند متعال جهاد را وضع فرمود تا اسلام عزت خود را حفظ کند سلام، صلح و قوانین مربوط به زندگی مسالمت‌آمیز را نیز وضع فرمود تا انسان‌ها در امنیت زندگی کنند و نگران و ترسان نباشند. مراد کلام امیر نیز همین مهم است.

وی افزود: همانگونه که خداوند برای جهاد به موقع دستور صادر فرموده همان طور برای سلام به جا و به موقع تاکید داشته است، سلام یک امر الهی است. گاهی بعضی افراد چنین مطرح می‌کنند که در اسلام صلح مقدم است یا جنگ؟ آیا جنگ و جهاد بر صلح مقدم است؟ هر دوی این سوالات اشتباه است. اسلام چیزی به عنوان دوگانه جنگ و صلح ندارد بلکه دوگانه صلح و امنیت وجود دارد؛ بنابراین جنگ مقابل صلح نیست همانگونه که جنگ در مقابل امنیت قرار ندارد.

آیت الله رشاد ادامه داد: جنگ و صلح دو گزینه متقابل و مقابل هم نیستند چرا که گاهی جنگ صلح برقرار می‌کند. زمانی که یکی به دیگری ستم می‌کند و موجب نقض عدالت می‌شود با چنین شخصی باید جنگید تا تعرض دیگری نداشته باشد. از این رو دوگانه جنگ و صلح نداریم بلکه دوگانه تعدی و امنیت داریم، آنگاه که یکی متجاوزانه می‌جنگد و امنیت را از بین می‌برد و صلح را به مخاطره می‌اندازد در اینجا برای ایجاد امنیت جنگ لازم است. صلح زمانی معنا دارد که حق و حقوق کسی ضایع نشود.

درباره استاد

آیت‌الله علی‌اکبر رشاد، دانش‌آموخته حوزه‌های علمیه تهران و قم، مدرس خارج فقه و اصول حوزه و استاد تمام پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی است.
وی افزون بر چهل سال است که به تدریس فلسفه‌ی دین و کلام، منطق فهم دین، تفسیر و علوم قرآنی، در دانشگاه، و سطوح عالی و خارج فقه و اصول، فلسفه و عرفان در حوزه‌ علمیه‌ اشتغال دارد.
حاصل افزون بر بیست سال تدریس خارج «قواعد فقهیه»، «صلوه الجمعه»، «صلاه المسافر»، «ولایه الفقیه»، «فقه السیاسه»، «فقه القضاء»، «فقه التکنولوجیا الحیویه» (فقه زیست فناوری و مهندسی ژنتیک)، «فلسفه الفقه»، و دو دوره «خارج اصول» و سه دوره «خارج فلسفه اصول»، در قالب مجلداتی مستقل تنظیم یا در شرف انتشار است.
ارائه «نظریه‌ ابتناء»، «نظریه علم دینی»، «نظریه معرفت‌شناسی واقع گرای دینی»، «نظریه تناسق مؤلفه‌های رکنی علم»، «نظریه آموزش پرورش‌مآل»، «نظریه اسلامی پیشرفت»، «نظریه الخطاب الشرعی»، «نظریه معنویت دینی»؛ «طراحی و ارائه منطق فهم دین بمثابه دانش»، « طراحی و ارائه فلسفه مضاف بمثابه دانش»، «طراحی و ارائه فلسفه اصول بمثابه دانش»، « طراحی فلسفه فقه بمثابه دانش»، «طراحی و ارائه ساختار جدید فقه»، «طراحی اصول فقه بر اساس نظریه‌ ابتناء»، « طراحی و ارائه فلسفه دین اسلامی»، و « طراحی و ارائه فلسفه فرهنگ بمثابه دانش» و « طراحی و ارائه الگوی طبقه‌بندی علوم»؛ همچنین حدود چهل جلد کتاب و افزون بر یکصد مقاله علمی، پژوهشی و تخصصی منتشرشده در داخل و خارج کشور به زبانهای گوناگون، از جمله ثمرات قریب به پنج دهه تلاش بی وقفه تحقیقاتی استاد است؛ که از سوی نهادهای معتبر علمی ملی و بین‌المللی بارها مورد انتخاب و تکریم واقع شده است؛ از جمله آنهاست: معرفی‌ به عنوان «نظریه‌پرداز برجسته» کشور، از سوی جشنواره‌ی بین‌المللی فارابی، و جوایز و تقدیرنامه‌هایی از سوی یونسکو، آیسسکو و ریاست جمهوری و وزارت علوم جمهوری اسلامی، به جهت ارائه‌ی «نظریه‌ی ابتناء»؛ برگزیده جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران؛ برگزیده جایزه کتاب سال حوزه، در دو نوبت؛ اعطاء جایزه‌ی جهانی علوم انسانی به عنوان «نظریه‌پرداز برجسته در زمینه ی مبانی و روش شناسی علوم انسانی اسلامی»؛ برگزیده کتاب سال هیأت علمی دانشگاه های سراسر کشور؛ معرفی به عنوان یکی از پانصد شخصیت تاثیرگذار جهان اسلام، از سوی موسسه بین المللی rissc ؛ در سالهای۲۰۲۰ و۲۰۱۱ م.
ایشان هم‌اکنون مؤسس و رئیس حوزه‌ی علمیه‌ی‌ امام رضا(ع)، مؤسس و رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، رئیس شورای حوزه‌های علمیه‌ی استان تهران، مؤسس و رئیس مؤسسه آموزش عالی حوزو‌ی‌ امام رضا(ع)، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، عضو شورای عالی الگوی پیشرفت اسلامی ـ ایرانی، رئیس هیات حمایت از کرسی‌های نظریه‌پردازی، عضو انجمن جهانی فلسفه‌ی دین اسلامی و عضو فقیه هیات امنای فرهنگستان علوم پزشکی است.