افتخارات و جوایز

افتخارات و جوایز

در این بخش جوایز و نشان هایی که بصورت شخصی و یا برای تصدی جایگاه های علمی و اجرایی گوناگون طی بیست سال گذشته(بر اساس مستندات موجود) به آیت الله علی اکبر رشاد اهدا شده نمایه می گردد:

کل افتخارات و جوایز بدست آمده تا این لحظه: ۶۰ مورد
 بیشترین افتخارات ثبت شده: سال ۱۳۹۴ (۷ مورد)
 جوایز احراز شده از جشنواره فارابی: ۶ مورد
 جوایز احراز شده از کتاب سال حوزه: ۸ مورد
جوایز احراز شده به عنوان دستگاه برتر: ۲۲ مورد
 جوایز احراز شده توسط تحقیقات(آثار و …): ۲۳ مورد
 جوایز احراز شده به عنوان محقق برتر: ۹ مورد

  • سال ۱۳۹۹
    علی اکبر رشاد / انتخاب به عنوان ۵۰۰ مسلمان تاثیرگذار جهان در سال ۲۰۲۰
  • سال ۱۳۹۸
    علی اکبر رشاد / دانشنامه امام علی(ع) اثر شایسته تقدیر کنگره بازخوانی ابعاد شخصیتی امام علی(ع)
    علی اکبر رشاد/ عنوان نظریه پرداز برتر جهان اسلام از چهارمین کنگره بین المللی علوم انسانی اسلامی
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / مرکز پژوهشی برتر حوزوی در بیست و یکمین دوره جایزه کتاب سال حوزه.
  • سال ۱۳۹۷
    علی اکبر رشاد / لوح تقدیر همایش ملی حکیم طهران؛ نکوداشت مقام علمی آقا علی مدرس زنوزی
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / مرکز پژوهشی برتر حوزوی در بیستمین همایش کتاب سال حوزه.
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / دستگاه برگزیده توسعه دهنده گفتمان انقلاب اسلامی
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / لوح تقدیر آیین ملی چهل سالگی انقلاب اسلامی / سازمان بسیج اساتید و دانشگاه‌ها.
  • سال ۱۳۹۶
    علی‌اکبر رشاد / مقاله تعریف فلسفه‌های مضاف / شایسته تقدیر نخستین دوره جشنواره مقالات علمی حوزوی کشور.
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی/ لوح تقدیر از سوی معاونت پژوهش مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه جهت حضور در چهارمین نمایشگاه پژوهش دستاوردهای علمی و پژوهشی.
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی/ لوح تقدیر از کنگره بین‌المللی قرآن و علوم انسانی.
  • سال ۱۳۹۵
    علی اکبر رشاد / دانشنامه‌ امام علی(ع) / جایزه ویژه پژوهش در عرصه امام علی(ع) در چهارمین جشنواره بین المللی امام علی پژوهان
    علی اکبر رشاد / محقق برگزیده در عرصه علوم انسانی دومین دوره کتاب سال هیأت علمی دانشگاه های سراسر کشور؛ «نشان دهخدا» .
    علی اکبر رشاد / چهره فعال برگزیده در عرصه بین الملل سومین همایش حوزه علمیه.
    علی اکبر رشاد / جایزه برتر پژوهش در عرصه امام علی (دانشنامه‌ امام علی(ع)) در سومین دوره جایزه هنری غدیر.
  • سال ۱۳۹۴
    علی اکبر رشاد / کتاب «منطق فهم دین / رتبه سوم نخستین جشنواره علمی پژوهشی علامه طباطبایی .
    علی اکبر رشاد / دانشنامه فاطمی (س) / برگزیده هفدهمین همایش کتاب سال حوزه.
    علی اکبر رشاد / مدیر مسئول فصلنامه ذهن / دریافت رتبه علمی پژوهشی از معاونت پژوهش حوزه های علمیه.
    علی اکبر رشاد / مدیر مسئول فصلنامه فقه و حقوق اسلامی / کسب رتبه برتر مجلات حوزوی در ارزیابی معاونت پژوهش حوزه های علمیه.
    علی‌اکبر رشاد / لوح تقدیر نخستین همایش ملی پیشرفت از منظر قرآن و حدیث.
    علی‌اکبر رشاد / لوح تقدیر همایش بزرگ حوزه و عرصه بین‌الملل.
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / دستگاه برگزیده در عرصه پژوهش و نشر آثار از سوی مرکز مدیریت حوزه های علمیه.
  • سال ۱۳۹۳
    علی اکبر رشاد / قطب علمی فلسفه دین اسلامی / تنها قطب علمی برتر کشور در سال ۹۳ از سوی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری.
    علی اکبر رشاد / تقدیر از نظریه ابتناء برساختگی تکون و تطور معرفت دینی بر تأثیر تعامل مبادی خمسه در همایش کرسی های نظریه پردازی، نقد و مناظره.
    علی‌اکبر رشاد / گواهی درجه یک کرسی موفق / نظریه ابتناء.
  • سال ۱۳۹۲
    علی اکبر رشاد / مدیر مسئول فصلنامه علمی پژوهشی قبسات/ نشریه برگزیده در رده پژوهش تخصصی.
    علی اکبر رشاد / مدیر مسئول فصلنامه علمی پژوهشی قبسات / احراز گواهی ضریب تأثیر IF و کسب رتبه دوم.
    علی اکبر رشاد / مدیر مسئول فصلنامه علمی پژوهشی اقتصاد اسلامی/ احراز گواهی ضریب تأثیر IF و کسب رتبه دوم.
    علی اکبر رشاد / مدیر مسئول فصلنامه انتقادی نظری کتاب نقد / نشریه برگزیده در رده پژوهش عمومی.
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / لوح تقدیر دومین همایش ملی و اولین جشنواره ارتقای کیفیت آثار، محصولات و فعالیت‌های فرهنگی.
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / لوح تقدیر همایش فلسفه حقوق زن در اسلام.
  • سال ۱۳۹۱
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / شایسته تقدیر در نخستین دوره معرفی نهادهای پژوهشی فرهنگی غیردولتی به مناسبت ششمین دوره هفته پژوهش.
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / برترین موسسه پژوهشی کشور از ششمین دوره جشنواره بین‌المللی فارابی.
  • سال ۱۳۸۹
    علی اکبر رشاد / مدیر مسئول فصلنامه علمی پژوهشی قبسات / نشریه برتر در گزارش سالانه نشریات علمی حوزه توسط معاونت پژوهشی حوزه
    علی اکبر رشاد / مدیر مسئول فصلنامه علمی پژوهشی فقه و حقوق / نشریه برتر در گزارش سالانه نشریات علمی حوزه توسط معاونت پژوهشی حوزه
  • سال ۱۳۸۸
    علی‌اکبر رشاد/ نظریه‌پرداز برجسته از سومین جشنواره بین‌المللی فارابی.
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / موسسه پژوهشی کشور از سومین جشنواره بین‌المللی فارابی.
    علی‌اکبر رشاد / لوح تقدیر کتاب “معنا منهای معنا “.
  • سال ۱۳۸۷
    علی اکبر رشاد / لوح تقدیر و تندیس / عضو شورای سیاستگذاری جشنواره بین‌المللی فارابی.
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / لوح تقدیر از پانزدهمین جشنواره و نمایشگاه بین‌المللی مطبوعات و خبرگزاری‌ها.
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / مرکز برتر علمی از همایش «خانواده پژوهی پنجره‌ای به سوی آینده».
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / لوح تقدیر و تندیس / کنگره سراسری اقتدار علمی و اقتدار ملی.
  • سال ۱۳۸۶
    علی‌اکبر رشاد / پژوهشگر برتر سال استان تهران
  • سال ۱۳۸۵
    علی‌اکبر رشاد / لوح تقدیر / استاد برتر امر آموزش و پرورش / دانشگاه عالی دفاع ملی.
  • سال ۱۳۸۴
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، دستگاه برگزیده نمایشگاه کتاب استان قم.
  • سال ۱۳۸۲
    علی‌اکبر رشاد / دانشنامه امام علی‌(ع) / برگزیده کتاب سال جمهوری اسلامی ایران.
    علی‌اکبر رشاد / دانشنامه امام علی‌(ع) برگزیده پنجمین همایش کتاب سال حوزه.
    علی‌اکبر رشاد / دانشنامه امام علی‌(ع) / شایسته تشویق از طرف پنجمین دوره کتاب سال ولایت.
  • سال ۱۳۸۱
    علی اکبر رشاد / مدیر مسئول فصلنامه قبسات، برگزیده نخستین جشنواره مطبوعات اسلامی.
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، دستگاه پژوهشی برگزیده در دومین نمایشگاه مراکز علمی ـ پژوهشی حوزه علمیه قم.
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، دستگاه دارای لوح تقدیر برگزیده در حوزه نشریات در نخستین جشنواره مطبوعات اسلامی.
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، دستگاه شایسته تقدیر در نخستین دوره معرفی نهادهای پژوهشی غیر دولتی.
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، رتبه نخست دومین نمایشگاه دستاوردهای مراکز حوزوی.
  • سال ۱۳۸۰
    علی‌اکبر رشاد / دانشنامه امام علی‌(ع) / پژوهش دینی سال از سوی دبیرخانه دین‌پژوهان کشور.
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / تقدیر شده در اولین دوره معرفی نهادهای پژوهشی ـ فرهنگی غیردولتی» از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
  • سال ۱۳۷۹
    علی اکبر رشاد / مدیر مسئول فصلنامه قبسات اخذ درجه علمی ـ ترویجی از سوی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری.
    پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی / «نهاد علمی تحقیقاتی ممتاز» به انتخاب مدیریت حوزه علمیه قم.

بررسی مبانی و نظام فلسفه دین

بررسی مبانی و نظام فلسفه دین

نسبت و مناسبات و تفاوت و ویژگی های نظام معنوی با سایر اضلاع و ابعاد نظام معرفتی دین
در جدولی که ذیل مطلب خواهد آمد، هندسه معرفتی دین دقیقاً مشخص شده، اضلاع و ابعاد این هندسه بیان می شود. نخست، پنج ساحت تعریف شده است و سپس در محورهای مختلف توضیح داده‌ شده و عملاً نسبت آنها با همدیگر مشخص می گردد. حوزه عقاید، از مجموعه گزاره‌های جزمی تشکیل می‌شود، که متناسق و متفاعل هستند اینها را طوری تعریف کرده‌ام که هریک از اینها یک نظام باشد و تعریف نظام لحاظ شده است «تتشکّل من مجموعه قضایا حتمیه متناسقه و متفاعله، تحکی عن حقیقه الکون و واقعیّه الکائنات الغیبیّه (الّتی لاتقبل الشهود الحسّی) و عن شؤونِ تلکم الکائنات، و تَعکِس رؤیا کونیهً شمولیهً یجب علی العباد الإیمان بها استکمالاً لنفوسهم، و تمتلک قداسه ذاتیّه» که در واقع متشکل از مجموعه‌ای از گزاره‌های جزمی سازگار و سازوار و در عین حال متفاعل که با هم در تعامل و تفاعل هستند که حکایت‌کننده از حقیقت کون، حقیقت وجود و موجوداتی که دیده نمی‌شوند (موجودات غیرحسی) است و همین‌طور از شوؤن این موجودات است که بازتابنده بینش جهان‌شمولی و جهان‌بینی انسان است و یک جهان‌شمولی کامل (تَعکِس رؤیا کونیهً شمولیهً) را باز می‌تاباند و بر بنده‌های خدا واجب است که به این گزاره‌ها و جهان‌بینی ایمان بیاورند. غایت آن تکمیل و استکمال نفوس است و گزاره‌های آن قدسی است که این تعریفی از عقاید است.

تعریف حوزه علم دینی
در تعریف حوزه علم دینی، طوری که ویژگی‌های نظام در آن دیده شده است باید گفت: «تتشکّل من مجموعه قضایا فرَضیّه متناسقه و متفاعله، تصف الکائنات المشهوده (الّتی تخضع للتجربه و الإختبار و الفحص المادی) و عن شؤونِ تلکم الکائنات، تهدف الی اطلاع العباد علیها، تحسیناً لمجالات حیاتهم الدّنیویّه و ترسیخاً لإعتقاداتهم الدینیّه، و لاترتبط بالإیمان الدّینی مباشره» متشکل از مجموعه گزاره‌های فرضیه است و نه جزمی. علم، جزمی است؛ متناسق و متفاعل است که موجودات مشهود را توصیف می‌کند، موجوداتی که در دسترس تجربه و آزمایش و فحص مادی و حسی هستند و شوؤن این دسته از موجودات، غرضش، اطلاع بندگان خدا از موجودات و کائنات مشهود است از چه جهتی، غایت است، چه کارکردی دارد و کارکرد این گزاره‌ها، بهبود حیات دنیوی انسان و استحکام حیات دینی انسان است و ارتباط مستقمی به ایمان دینی ندارد و مثل گزاره‌های قبلی که عقاید را تشکیل می‌داد، لزوماً معلَّق به ایمان نیستند و رأساً نباید به این‌ها ایمان بیاوریم، مگر آنکه انکار آن موجب انکار ضروری دین شود.
تعریف گروه سوم که محل بحث ما است (ساحت ملکوتی و ماورایی و معنوی) این‌طور است که «تتشکّل من مجموعه تعالیم متعالیه سلوکیّه متناسقه و متفاعله، تربط بملکوت الکون و باطنه، و تُعنی بترقیه مراتب العباد الوجودیّه و الذاتیّه، و تترتّب علیها آثار خارقهٌ للعاده و العلل المادّیه الظّاهریه حسب الموارد». نظام معنوی، روحی یا ملکوتی یا سلوکی و ماورایی در مقابل متشکل از مجموعه‌ای از آموزه‌ها است (دوتای قبلی مربوط به گزاره‌ها بودند و اخبار می‌دهند و این سه تای بعدی آموزه و انشاء هستند). آموزه‌های برین سلوکی هستند، رفتاری هستند که متناسق و سازگار هستند و متفاعلند و با هم در درون یک نظام تعامل می‌کنند که نه به ظاهر و محسوس بلکه به ملکوت و باطن و کون هستی توجه می‌کند که جهت‌گیری و کارکردش ترقی و ارتقای وجودی بندگان خدا (ارتقای ذات و وجود انسان‌ها) است. یعنی کسی که به این تعالیم ملتزم است و درچارچوب اصول حکم می‌کند مرتبه وجودی‌اش ارتقاء پیدا می‌کند و باعث ارتقای وجودی او می‌شود و عمل این آموزه‌ها برآیند و آثار خارق‌العاده‌ای دارد. آنچه را که ما در شرایط عادی زندگی‌مان به آنها عادت کرده‌ایم نقض می‌شود. مثلاً مار، نیش می‌زند ولی با صدقه و دعا و عنایت و نذر و نیازی بر خلاف عادت، سم تأثیر خود را نمی‌گذارد و آنچه که ما به علل مادی عادت کردیم نقض می‌شود و علل عادی و مادی خنثی می‌شود و آثار خارق‌العاده‌ای از این معنویات به دست می‌آید. ملاحظه می‌فرمایید که علی‌الاصول و حسب عادت،‌ نباید کسی از آن طرف کره زمین در چارچوبی فراتر و ورای ماده خبر داشته باشد ولی اهل معنا خبر دارند که همه خرق عادت و نقض علل مادی است. علل مادی اجازه نمی‌دهد که ما ادراک حسی پیدا کنیم اما در عالم معنا و عالم ماورا و نظام معنوی این اتفاق می‌افتد. حسب‌المورد می‌تواند علل مادی را نقض کند و آثار خارق‌العاده‌ای داشته باشد؛ چرا که عالم معنا بر عالم ماده حاکم است؛ چون حاکم است تفوق دارد و از این جهت است که معنویات بر مادیات فایق هستند و لذا می‌بینید که خداوند متعال به مؤمنین وعده می‌دهد که به ملائکه در جنگ کمک کنند و با چند نفر پیروز شوند. قاعده این است که در جنگ عده زیاد بر عده قلیل پیروز شوند اما برخلاف قاعده این اقلیت است که پیروز می‌شوند.
بخش چهارم نظام اخلاقی است که «تتشکّل من مجموعه تعالیم قیمیه سلوکیّه متناسقه و متفاعله، تهتمّ بتخلیه النفوس الإنسانیّه عن الرذائل و تحلیتها بالفضائل» اخلاقی که مجموعه‌ای از آموزه‌های ارزشی و رفتاری سازوار متفاعل است که جهت‌گیری و کارکرد آن این است که نفوس را از رذایل تخلیه می‌کند و نفوس را به فضائل تحلیه می‌کند.
بخش پنجم که شریعت است و معرفت آن فقه می‌شود «تتشکّل من مجموعه تعالیم سلوکیّه تزکویّه متناسقه و متفاعله، تستهدف تنظیم شؤون حیاه الإنسان المختلفه، من حیث الواجبات و الحقوق (التکلیفیات) و الوضعیّات، تَتْبع المصالح و المفاسد الصدوریّه او السلوکیّه او الوقوعیّه علی نمط مانعه الخلوّ عنها» گزاره‌های فقهی و شریعت، تعالیم رفتاری هستند که سازوار و متفاعل هستند و کارکرد و جهت‌گیری آنها تنظیم شوؤن حیات انسان است، اقتصاد انسان، مدیریت انسان، سیاست انسان و … را می‌خواهد تنظیم کند؛ از چه جهتی می‌خواهند تنظیم کند؟ از جهت اخلاقی و معنوی نه، اما از جهت و حیث وظایف و حقوق، که یک‌جا می‌شود تکلیفیات. فقه سه کار دارد: مشخص‌کردن وظایف، حقوق و وضعیات. این را هم باید توجه داشته باشیم که برخلاف آنچه که مشهور است که فقه، واجبات و تکالیف را مشخص می‌کند باید بگوییم که حقوق را هم مشخص می‌کند. آنچه در فقه از حقوق بحث می‌شود کم از وظایف نیست؛ در نتیجه فقه عهده‌دار سه چیز است و گزاره فقهی سه نوع‌اند: وظایف، واجبات، حقوق و احکام وضعیه. که این احکام و احکام شریعتی و فقهی، از مصالح و مفاسد تبعیت می‌کنند و معتقدیم که مبتنی بر مصالح و مفاسد هستند منتهی مصالح و مفاسد سه گونه‌است: مفاسد و مصالح صدوریه که یعنی نفس اینکه حکمی صادر شود ولو نوبت به تحقق نرسد که گاهی مصلحت بر صدور حکم است؛ بخش‌نامه تهدید‌آمیز بشود، در همین است و بازدارنده است و هیچ‌وقت نوبت به عمل نرسد و نقض شود که این مسأله صدوریه است و خیلی‌ها قبول ندارند اما ما قبول داریم؛ یا مصلحت سلوکیه است، یعنی فرد، مکلف حرکت کند ولو نشود؛ داستان حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل. این مصلحت سلوکیه است؛ همین‌قدر ببینند که حضرت ابراهیم تا کجا قرار است پای عبودیت می‌ایستد؟ سومی هم وقوعیه است؛ واقع شود و از وقوع آن، مصلحتی تنظیم شود. منتهی این به این معنا نیست که هر سه نوع مصلحت در همه احکام وجود دارد، بلکه این مصالح و یا احیاناً مفاسد آن در در احکام وجود دارد و به نحو مانعه الخلو. نمی‌شود که حکمی الهی باشد و یکی از اینها را نداشته باشد ولی می‌شود که هرسه را داشته باشد.
محل بحث ما ساحت حیث درونی، روحی، ملکوتی و معنوی قضیه است. ما ذیل ستون‌های پنج‌گانه در شانزده یا هفده محور، مختصات این اضلاع را توضیح داده‌ایم و مختصات ضلع سوم که محل بحث ما است مشخص شده است و در اینجا آمده است. جوهر و گوهر این ساحت اتصال به ملکوت هستی و با ماواری ماده است. در واقع این حوزه مربوط به ملکوت عالم می‌شود نه به مُلک عالم. روح این گزاره‌ها و آموزه‌های معنوی، ملکوتی بودن آنها است. امهات قضایا، قضایای اصلی که این حوزه را تشکیل می‌دهد چیست؟ مثلاً در عقاید، «لا اله الا الله» است یا «انّا لله و انّا إلیه راجعون» است. در حوزه علم، اینکه عالم ماده و عالم ناسوت و عالم محسوس، قانون‌مند است و این قضیه، عمق و اصل این بخش است. در حوزه معنویات، قضایای کلی، حاوی و حاصل از بیان رابطه با باطن عالم و علل باطنی نافذ در حیات هستی است. این‌گونه قضایا، قضایایی که می‌گویند با عالم باطن و باطن عالم و علل باطنی نافذ و متفوق بر سایر علل این را بیان می‌کنند و این‌گونه قضایا امهات این نظام می‌شوند و قسمت‌های دیگر هم قضایای حاوی حامل بیان رئوس فضایل است و فقه هم قضایای کلی حاوی حامل تکالیف حقوق و وضعیات است. قلمرو هریک از اینها بیان شده است؛ قلمرو قسم سوم، روابط چهارگانه انسان است. بقیه هم همین‌طور هستند. هر مطلب اخلاقی و هر مطلب فقهی، مربوط به یکی از روابط اربعه می‌شود. در این جهت مشترک هستند.
متعلقات به چه چیزی تعلق می‌گیرد؟ آموزه‌های معنوی به چه چیزی تعلق می‌گیرد؟ عرض کردیم که به واقعیت‌های ماورایی و ملکوت هستی، به باطن هستی متعلق و میدان و ساحت موضوع این قضایا و گزاره‌ها است. ماورایی و ملکوت هستی است. پیش‌فرض‌ها و پیش‌انگاره‌های هریک از این ساحات، مثلاً در حوزه عقاید، اصل علیت است و در حوزه علم،‌ قانون‌مندی خلقت است. در این حوزه پیش‌فرض این است که عالم هستی جز واقعیت مُلکی و وجه مادی مشهودش، واقعیت ملکوتی و وجه باطنی نیز دارد. وجه باطنی هستی نیز مانند وجه مُلکی آن تحت نظام علّی تدبیر می‌شود. اما علل ملکوتی بر علل ملکی تفوق دارند. این پیش‌انگاره‌های این حوزه به حساب می‌آید. احکام، اینکه حکم فقهی هریک از این بخش‌ها چیست، در بخش معنا، و قضایای این حوزه،‌ به عناوین ثانوی می‌توانند مشمول احکام تکلیفی قرار بگیرند. یعنی می‌شود گفت که این قضیه و این آموزه یا سلوک معنوی که شما دارید مثلاً مباح است یا بسا با حکم ثانوی مکروه و یا حرام شود. یا احیاناً مستحب یا واجب شود ولی بالاخره حکم شرعی دارد و محکوم به احکام فقهی و شرعی است. جایگاه قضایای هریک از این پنج حوزه در کلان هندسه چیست؟ در قِسم نظام معنوی، مبتنی بر قضایای عقیدتی و ایمانی است. یعنی ما معنویات را هم مبتنی بر عقاید می‌دانیم از این جهت که ما براساس عقایدی که داریم معتقدیم عالم دارای ملکوت و مُلکی است و این یک مطلب عقیدتی است و قهراً نظام معنوی بر این مبنای کلامی مبتنی است. کما اینکه از آن طرف آموزه‌های الزامی و نیز آموزه‌های ارزشی اخلاقی در مقام استنباط آن و عمل به آن و باید مورد ملاحظه قرار بگیرند. بنابراین قضایا و آموزه‌های معنوی از حیثی مبتنی بر بعضی از این نظام‌ها است و از حیثی هم آن نظام‌ها از این قضایا به مثابه موضوع استفاده می‌کنند و حکم اخلاقی و حکم فرعی صادر می‌کنند. تعامل ساحات، هریک با دیگری چه تعاملی دارند هم مورد بحث است. در حوزه معنویات می‌گوییم که مکمل زیست مؤمنانه و تلطیف‌کننده روح آدمی است. بدون معنویات فقط براساس عقاید و احکام، زندگی اداره نمی‌شود و به معنویات نیاز داریم. یعنی انسان ذاتا به معنویات نیازمند است و این معنویات و آموزه‌های معنوی باعث تلطیف روح انسان مکلف می‌شود. دستاوردها و نتایج و پیامدها و کارکردهای هریک از این ساحات است. کارکرد حوزه معنویت این است که زندگی مؤمنانه را هم تکمیل می‌کند؛ انسان مؤمن آن کسی است که حیث معنویات را دارا باشد و در این دستاورها و پیامدهای این حوزه هم باعث تلطیف زندگی مکلفین می‌شود.
محور دیگر هدف و غایت است؛ غایات هریک از این مساحات و ساحات، در محور سوم، تزکیه و استکمال نفس و تحقق انفسی منزلت عبداللهی و خلافه اللهی انسان است که از رهگذر تحفظ بر سلوک و براساس آن در ساحت روابط اربعه به دست می‌آید و جامعه معنوی یک جامعه لطیف و دلپذیری می‌شود.
در محور بعدی نتایج مترتب و کارکرد گفته شده است که حصول آرامش، حصول آرامش باطنی و رضامندی روحی در ساحات روابط به حساب می‌آید. منابع هریک از اینها چه است که هریک از اینها به لحاظ منابع، اضلاع و محورهای پنج‌گانه، تفاوت چندانی ندارند و البته در حوزه معنویات مسأله اشراق وجود دارد که در بخش‌های دیگر حضور ندارد. درواقع فطرت، عقل، کتاب و سنت بالمعنی الاوسع،‌ و تعالیم حضرات معصومین (ع) و اولیای الهی، مصادر و منابع این حوزه هستند که در تعالیم اولیای الهی، مسایل اشراقی هم جایگاه پیدا می‌کند. درحقیقت، با اشراق هم بسیاری از گزاره‌ها و آموزه‌های معنوی دریافت می‌شود و کارکرد دارد ولو در جاهای دیگر، اشراق، حجیت نداشته باشد.
مورد بعدی، مسأله اکتشاف است و اینکه چه چیزی اجازه نمی‌دهد که ما این حوزه و از جمله حوزه معنوی را درست کشف کنیم. گفته شده است که در واقع، آفات انفسی، آفات آفاقی می‌تواند مؤثر باشد ولی در بخش معنویات،‌ مسأله بیشتر در معرض خطر است، چراکه کاسب‌کاران و سواستفاده‌چیانی وجود دارند که می‌خواهند استفاده کنند لهذا کار حاشیه‌دار است و موانع برای فهم و تشخیص معنویات واقعی از غیرواقعی، مقداری دشوار است و به همین جهت در دوره ما، یک‌ سلسله عرفان‌واره‌هایی ظهور کرده است که اتفاقاً‌ مدعی هم هستند. به هرحال همان‌ موانعی که در بخش‌های دیگر هست،‌ در اینجا هم حضور دارد.
مطلب بعدی، راجع به این است که آیا گزاره‌هایی که ما درباره هریک از این موارد از جمله معنویات تحصیل می‌کنیم اولاً دچار چه تطوراتی می‌شود؟ گفتیم تطورات ارتقایی و قهقرایی هر دو اتفاق می‌افتد. ما از دین گاهی فهم ارتقایی و پیشرفته داریم و می‌توانیم به دست بیاوریم که حاصل آن می‌شود نوزایش، چرخش و گسترش و بازنگری و پالایش معرفت دین. هم می‌تواند دریافت‌های قهقرایی و نزولی داشته باشیم و از گذشتگان تنزل کنیم و فهم غیردقیق‌تری به وجود بیاید که این می‌شود فروکاهشی. این هم راجع به آسیب‌ها.
البته برخی از موارد که به زبان فشرده عرض می‌کنم پشتوانه‌هایی دارد که در مقالات و کتاب‌هایم مفصل توضیح داده شده است. مثلاً همین قسمت یا قسمت بعدی در مقاله‌ای که فصلی از کتاب علم دینی هم است در یکی از مجلات به چاپ خواهد رسید با عنوان معرفت‌شناسی واقع‌گرای دینی، که در آنجا توضیح داده‌ام که این عوامل و موانع تأثیرگذرا هستند.
علل تطورات را گفته‌ایم که برحسب نوع تطور و تحول از جمله تأثیر ایجابی و سلبی عناصر سه‌گانه شناخت‌گر یعنی فاعل شناسا،‌ شناخته (متعلَّق شناسا) و شناخت‌یارها، عوامل و عناصری که در کنار عنصر شناخت‌گر و عنصر شناخته در تحقق شناخت مؤثر هستند. اینها تأثیرگذارند در اینکه معرفت ما دچار آسیب بشود یا کمک کنند که معرفت دچار آسیب نشود.
آخرین مطلب هم درباره ارزش معرفتی این‌ها است. ارزش معرفتی قضایای هریک از این پنج ضلع در چیست که در بخش معنویات گفته شده است که گزاره‌ها غالبا و نوعا ظنّی است و عمده قضایای این حوزه آزمون‌پذیر هستند. اینها بحث‌های معرفت‌شناسانه است و نگاه معرفت‌شناسانه به قضایای معنوی دارد. برای سنجش و صحت و سقم استنباطات،‌ نیازمند سنجه‌هایی است که براساس سازگاری با قضایای چهار حوزه دیگر باید طراحی شود. این هم ارزشیابی معرفت‌شناختی این قضایا.
این شانزده هفده محور، محورهایی هستند که می‌توانیم براساس آنها، نظام معنوی را در قیاس با چهار نظام دیگر ارزیابی و بررسی کنیم. این بحث، بحث بسیار مفصلی است که نیاز به جلسات متعددی دارد. همین مباحثی که ارایه شد احیاناً یک جلد خواهد شد.

  • دریافت جدول هندسه معرفت دینی:      

HendesemarefatDini

حلقه نظام پردازی

سلسله مباحث « حلقه نظام پردازی» (شورای پژوهشکده نظام‌ها) روزهای دوشنبه بصورت یک هفته در میان برگزار می شود. متن این مباحث در پایگاه رسمی آیت الله رشاد، پایگاه رسمی حوزه امام رضا (ع)، کانال آیت الله رشاد و کانال حوزه علمیه استان تهران، در شبکه‌های ایتا، سروش و بله، برای استفاده فضلا و طلاب عزیز متناوبا بارگذاری می‌شود.

آیات الاحکام

سلسله دروس «آیات الاحکام» در سال‌ جاری، روزهای چهارشنبه ساعت ۱۰ تا ۱۱ صبح بصورت مجازی برگزار می‌شود. این دروس بصورت برخط (آنلاین) از طریق شبکه ‌اینترنتی (ایشیا/ مدرسه فقاهت) قابل دریافت است. ضمنا صوت و متن دروس نیز در پایگاه رسمی آیت الله رشاد، پایگاه رسمی حوزه امام رضا (ع)، کانال آیت الله رشاد و کانال حوزه علمیه استان تهران، در شبکه‌های ایتا، سروش و بله، برای استفاده فضلا و طلاب عزیز متناوبا بارگذاری می‌شود.

خارج فقه السیاسه

سلسله دروس خارج «فقه السیاسه» در سال‌ جاری، روزهای پنج شنبه ساعت ۷: تا ۸:۳۰ صبح بصورت مجازی برگزار می‌شود. این دروس بصورت برخط (آنلاین) از طریق شبکه ‌اینترنتی (ایشیا/ مدرسه فقاهت) قابل دریافت است. ضمنا صوت و متن دروس نیز در پایگاه رسمی آیت الله رشاد، پایگاه رسمی حوزه امام رضا (ع)، کانال آیت الله رشاد و کانال حوزه علمیه استان تهران، در شبکه‌های ایتا، سروش و بله، برای استفاده فضلا و طلاب عزیز متناوبا بارگذاری می‌شود.

فقه زیست فناوری

درس خارج فقه معاصر در سال‌ جاری ، عصر روزهای پنج شنبه یک ساعت و نیم به مغرب در موضوع «فقه مهندسی ژنتیک و جنگ بیولوژیک» (فقه التکنولوجیا الحیویه و الحرب البیولوجیه) بصورت مجازی برگزار می‌شود. این دروس بصورت برخط (آنلاین) از طریق شبکه ‌اینترنتی (ایشیا/ مدرسه فقاهت) قابل دریافت است.
جهت دسترسی به آرشیو دروس لینک زیر را کلیک کنید:
http://eshia.ir/Feqh/Archive/rashad/Feqh2/99

اتمام مراحل علمی جلد سوم دانشنامه قرآن شناسی زیر نظر آیت الله رشاد

اتمام مراحل علمی جلد سوم دانشنامه قرآن شناسی زیر نظر آیت الله رشاد

به گزارش اداره روابط عمومی و اطلاع رسانی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، به نقل از پژوهشکده دانشنامه نگاری دینی مراحل علمی جلد سوم دانشنامه قرآن شناسی به اتمام رسید.

بنا بر این گزارش تمام مراحل علمی جلد سوم دانشنامه علوم قرآن انجام شده و نسخ پایانی مقالات به تصویب شورای علمی دانشنامه رسیده و این مجلد هم اکنون در حال طی نمودن مراحل نشر و آماده سازی می باشد.
دانشنامۀعلوم قرآن فاز اول از کلان دانشنامه قرآن‌شناسی است که در مرحله تولید قرار گرفته و دوجلد نخست آن اسفندماه سال ۹۵ طی مراسم با شکوهی با حضور مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در قم رونمایی شد.
دانشنامه قرآن شناسی، ساختار موضوعی بوده و حدود هزار مدخل را پوشش می دهد که در سه بخش عمده‌ مباحث پیرامون قرآن‏ (علوم قرآنی)، حکمت نظری (درون قرآنی)و حکمت عملی (درون قرآنی) پی گیری می شود.
لازم به یادآوری است جلد سوم این دانشنامه بنا به شرایط بهداشتی حال حاضر کشور، فصل زمستان سال جاری طی مراسمی رونمایی خواهد شد.

پیام تسلیت آیت الله رشاد بمناسبت رحلت آیت الله حاج سیدمحمدحسین میرسجادی

پیام تسلیت آیت الله رشاد بمناسبت رحلت آیت الله حاج سیدمحمدحسین میرسجادی

با ارتحال این فقیه زبده، حوزه‌ی تهران، اسطوانهی استواری را از دست داد .
در پی ارتحال استاد برجسته‌ی حوزهی علمیهی تهران، عالم صمدانی و فقیه ربانی، مرحوم آیت الله حاج سیدمحمدحسین میرسجادی (طاب ثراه) پیام تسلیتی از سوی آیت الله علی اکبر رشاد، ریاست شورای حوزه‌های علمیه استان تهران صادر شد.
متن این پیام به شرح زیر است:
إنا لله وإنا الیه راجعون
با تاسف و تاثر عمیق مطلع شدیم استاد برجسته‌ی حوزهی علمیهی تهران، عالم صمدانی و فقیه ربانی، مرحوم آیت الله حاج سیدمحمدحسین میرسجادی (طاب ثراه) دار فانی را وداع گفته¬اند. ایشان که از تلامذه¬ی فقهای عظام آیت الله خوئی، آیت‌الله سید محمود شاهرودى و آیت‌الله شیخ باقر زنجانى، و میراثدار جد بزرگوارشان سیدابوالحسن اصفهانی (قدهم) بشمار میرفتند، سراسر عمر پربرکت خویش را، سخاوتمندانه صرف تزکیهی نفوس و ارائه‌ی خدمات علمی و دینی به جامعه‌ی ایمانی پایتخت و تدریس سطوح عالی و خارج فقه و اصول و تربیت طلاب در مدارس علمیه تهران نمودند.
با ارتحال این فقیه زبده، حوزه‌ی تهران، اسطوانهی استوار دیگری را از دست میدهد که رخنه‌ای در بنیه و بنیاد آن قلمداد می‌شود و این خلأ بزودی جبران نخواهد گشت.
بندهی کمترین به عنوان خادم حوزهی عریق و عظیم تهران، این واقعه‌‌ی مولمه را از سوی خود، شورا و مرکز مدیریت، به محضر شریف صاحب اصلی حوزه‌ها، حضرت بقیت الله (ارواحنا فداه)، رهبر معظم انقلاب و دیگر مراجع عظام (دامت برکاتهم)، ارگان حوزه‌ی علمیه تهران، شاگردان و فرزندان سوگمند آن بزرگوار، خاصه یادگار گرانقدرش حضرت حجت الاسلام والمسلمین سید مرتضی میرسجادی تسلیت عرض کرده، از بارگاه بلند باری برای آن فقید سعید، غفران و حشر با اجداد طاهرینش و برای بازماندگان آن فقید راحل صبر و سلامت، مسئلت می¬دارم.
علی¬اکبر رشاد
رییس شورای حوزه¬های علمیه¬ی استان تهران
۹، ۷، ۱۳۹۹

روانشناسی قدرت در کلام امیرالمومنین (ع)

روانشناسی قدرت در کلام امیرالمومنین (ع)

آیت الله رشاد در نخستین جلسه درس خارج فقه سال تحصیلی جدید حوزه امام رضا(ع):
روانشناسی قدرت در کلام امیرالمومنین (ع)/ دست‌یابی به قدرت ظاهری، برخی مسئولین را از مسیر انقلاب جدا می‌کند!

آیت الله علی اکبر رشاد در آغاز درس خارج فقه امروز صبح، در نخستین جلسه سال تحصیلی حوزه های علمیه، با اشاره به «روانشانسی قدرت» در کلام امیر مومنان حضرت علی علیه السلام تصریح کرد: قدرت دو قسم است: واقعی و ظاهری؛ «قدرت ظاهری» و کاذب موجب غرور و سرکشی و حتی چرخش صدوهشتاد درجه ای افراد ظاهراً بزرگ اما باطنا حقیر و ضعیف النفس می‌شود. اما «قدرت واقعی» و صادق در انسانهای باطنا بزرگ، موجب ثبات قدم و تواضع و برخورد بزرگوارانه آنان می‌شود. راز چرخش چهره‌ها و تغییر مبانی و مواضع فوق العاده و تعجب آور برخی افراد در این بیان بلند امیر حکمت و بلاغت نهفته است.
مشروح بیانات آیت الله علی اکبر رشاد:
آیت الله علی اکبر رشاد رییس شورای حوزه های علمیه استان تهران در ابتدای درس خارج فقه زیست فناوری و مهندسی ژنتیک در حوزه علمیه امام رضا(ع) تهران با بیان کلام مولای متقیان که فرهوده اند: «مَنْ نَالَ اسْتَطَالَ»: یعنی هر که به قدرت رسید سرکش و مغرور می‌شود، گفت: امیر حکمت و بلاغت، حضرت علی علیه السلام در حکمت ۲۰۷ کتاب شریف نهج البلاغه به یکی از اصول بسیار مهم روانشناسی قدرت، البته قدرت ظاهری، اشاره فرموده است؛ یعنی کسی که به قدرت دست یافته و به نعمت و مواهبی دسترسی پیدا کرده و استطاله می‌کند، زیاده روی، دست درازی، سرکشی، طغیان و گردن کشی می‌کند. اصولاً قدرت موجب استکبار، عجب و خود برتربینی می شود.
وی در بیان اقسام قدرت گفت: قدرت دو جور است؛ قدرت واقعی – قدرت ظاهری؛ قدرت صادق – قدرت کاذب. در این کلام امیرالمومنین علیه السلام، سخن از قدرت ظاهری و قدرت کاذب است، نه قدرت واقعی و قدرت صادق و سالم. چرا که در قدرت واقعی و کسی که حقیقتاً مقتدر می شود اثر آن استطاله، طغیان و گردن کشی یا خودبرتربینی و عُجب نیست، بلکه اثر آن معکوس است؛ یعنی اگر قدرت، حقیقی و واقعی باشد فرد آن‌چنان نفس قوی، سلیم و نفس متین و موقری پیدا می کند که به این بادها نمی لرزد، به اینکه قدرتی دارد و اقتداری به هم زده است غرور به او دست نمی دهد، فریفته نشده و دچار خودبرتربینی نمی‌شود؛ بر عکس اگر قدرت حقیقی و واقعی باشد انسان را به فروتنی و تواضع وا می دارد. قدرت واقعی، حقیقی و سالم و صالح این اثرش را دارد.
آیت الله رشاد تاکید کرد: قدرت ظاهری و قدرت کاذب به اعجاب و طغیان منجر می شود، چون قدرت واقعی نیست و انسان ضعیف النفس است درونش حقیر است در درون احساس حقارت می کند و لذا تا قدرت را به کف می آورد رفتار نابهنجار از او سر می زند و به سرکشی گردنکشی دست می‌زند و به دیگران، اموال و جان دیگران دست درازی می کند. این خاصیت قدرت کاذب و قدرت ظاهری چون چون حقیقتاً قدرت نیست و الا اگر کسی قدرت دارد به کاری که حاکی از ضعف نفس و حقارت باطن است دست نمی زند چون زورگویی و گردنکشی نشانه حقارت باطنی است و پیداست که این فرد عنصر وقور و متین و حقیقتاً بزرگی نیست و به تعبیر دیگر کسی که دست به قدرت پیدا می کند اگر قدرت حقیقی و باطنی باشد وقتی بزرگ‌می شود بزرگوار هم می شود اما کسی که به قدرت ظاهری دست پیدا می کند و به ظاهر بزرگ می شود باطن او بزرگوار نمی شود، در نتیجه کارهایی که خلاف بزرگواری است از او سر می زند. خداوند متعال قادر علی الاطلاق است اما هرگز ستم نمی کند، امیرالمومنین علی علیه السلام مقتدر و قدرتمند بود اما متواضع تر از او در عالم سراغ نداریم.
این مدرس خاج فقه و اصول افزود: امروز قدرت کاذب استکبار جهانی خصوصا آمریکا گفت: امروز شاهد هستیم که در غزب یک قدرت صوری و ظاهری به نام آمریکا ظهور کرده است اگر چه قوس نزول و سقوطش را طی می‌کند؛ یک امپراطوری پوشالی و بی محتواو بی مایه، فاقد بن و ریشه و پیشینه تاریخی است. کسانی که امروزه قدرت و حکومت را در این سرزمین بی تاریخ در قبضه دارند احساس قدرت کاذب می‌کنند و از قدرت ظاهری برخوردارند، بی آنکه بفهمند این قدرت واقعی نیست و با این توهم که مقتدرند گردنکشی می‌کنند و در صدد هستند که به همه عالم حتی به همپیمانانشان، حتی به اروپایی‌ها نیز زور می گویند حتی به دیگر کفار عالم، چه رسد به مومنین و مسلمانان جهان. این خاصیت قدرت کاذب و قدرت ظاهری است؛
رییس شورای حوزه های علمیه استان تهران در پاسخ به این سوال که چطور است بعضی از مسئولین و متولیان امور قبل از تصدی مسئولیت و قبل از تولیت سمت انسان های صالح و عناصر سالم و افراد متواضع و فروتنی هستند اشخاص متخلقی هستند اما وقتی به مقام می‌رسند به سمت دسترسی پیدا می‌کنند و به قدرت می رسند آرام آرام شخصیت آنها تغییر کرده و فکر آنها عوض می شود فعل آنها تغییر پیدا می‌کند نیز گفت: مع الاسف در کشور خودمان نیز هستند بی آنکه تصریح کنم به عنوان و سمتی چراکه همه مخاطبان و شنوندگان و بینندگان و خوانندگان این مطالب، خود به مصادیق منتقل خواهند شد و ضمیر مرجع خود را پیدا می کند. اینکه می‌بینیم افرادی صالح و سالم، متخلق و متعهد و حتی متعبد هستند وقتی به قدرت می رسند به تدریج تغییر می کنند حتی به ضد خودشان بدل می‌شود، ما مقامات و مسئولان کمی نداشتیم که در طول این افزون بر ۴۰ سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی وقتی در جایگاه های مسئولیتی قرار گرفتند در یک فرآیند پرشتاب شخصیتشان به ضد شخصیت قبلی‌شان تبدیل شد و گاهی از هر حیث کاملاً زیر و رو شدند. سر این مساله در چیست؟ آیا اینها قبلاً هم فاسد بودند؟ قبلاً هم دارای این خصایل منفی بودند یا بعداً چنین شدند؟ بعید نیست که بعضی از اینها چنین بوده و نفاق ورزیده باشند! اما به نظر می رسد بر اساس کلام امیرالمومنین علیه السلام کسی که به قدرت برسد گردن کش می شود چون قدرتِ کاذب است و ظاهری است و این قدرتی که به کف آمده با باطن فرد که حقیر است هم افق نیست، آن باطن بروز پیدا می‌کند و این قدرت را ابزار طغیان و گردنکشی و غرور و خود برتر انگاری و خود برتر بینی و اعمال این خود برتری کاذب وا می‌دارد و این حالت را در برخی افراد به وجود می‌آورد؛
رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تصریح داشت: لذا نباید تعجب کرد در صدر اسلام کسانی که در زمره مسلمانانی بودند که در همان اوان و زمان آغاز بعثت در صدر اسلام مسلمان شدند و در جنگ های مختلف در غزوات در کنار پیامبر اعظم شمشیر زدند اما بعد به فرهنگ جاهلیت بازگشتند و عملاً و فکراً در مقابل اسلام و در مقابل آرمان ها و آموزه های نبوی قرار گرفتند و سعی کردند که تعالیم نبوی و اسلام آزادی بخش را نابود کنند و در فکر و فعل در مقابل اسلام ایستادند هر چند که بعضی از آنها مدعی تداوم مسیر پیامبر اعظم(ص) بودند و ادعای خلافت آن بزرگوار را داشتند.
آیت الله رشاد در پایان یادآور شد: در روزگار ما نیز بودند و هستند مقامات و مسئولانی که در مراتب مختلف سمتی قرار گرفتند، صد و هشتاد درجه تغییر کردند و به جاهلیت قبل از انقلاب بازگشت کردند، و حال آنا پس از دستیابی به قدرت با حال آنها پیش از قدرت، دچار چرخش ۱۸۰ درجه متفاوت است و حتی گاه در مقابل آرمانهای انقلاب موضع می‌گیرند و انسان از این چرخش شگفت زده می‌شود! این مسئله به جهت اصل روان شناسی قدرت است که وقتی به قدرت کاذبِ ظاهری کسی دسترسی پیدا می‌کند در حالی که باطنش مقتدر نیست، ظاهر بزرگ است ولی باطن بزرگ نیست؛ بزرگ شده‌اند اما بزرگوار نیستند، در نتیجه به هنجار شکنی و شالوده شکنی و تقابل با انقلاب، اخلاق و تعالیم دینی که پیشتر مروج و مدافع آنها بوده اند دست می‌زند. یک تذکر در پایان عرض کنم و آن این که در جامعه‌شناسی بحثی هست تحت عنوان: «چرخش نخبگان»، برخی تحلیلگرام می‌خواهند چرخش هایی را که برخی چهره‌ها در فرایند چهل سال گذشته بدان مبتلا شده اند به اصل جامعه‌شناسی چرخش نخبگان تطبیق بدهن، و این یک اشتباه بزرگ است؛ زیرا آنچه در این دوره و در کشور رخ می نوعا مصداق «چرخش چهره‌هاست» نه « چرخش نخبگان » ؛ چون اکثزیت چشمگیر نخبگان کشور پای آرمانهای انقلاب ایستاده اند و اکثریت افراد دچار دگردیسی و چرخش مصداق نخبه نیستند، آنها فقط چهره اند یعنی به دلیلی مشهور شده اند، شهره و چهره‌اند، نه نخبه و فرهیخته.