جرم تضعیف نظام، سوء استفاده از منصب، جرائمی سنگین‌تر از رشوه خواری است

جرم تضعیف نظام، سوء استفاده از منصب، جرائمی سنگین‌تر از رشوه خواری است

به گزارش اداره روابط عمومی و اطلاع رسانی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به نقل از خبرنگار خبرگزاری رسا، آیت‌الله علی‌اکبر رشاد رییس شورای سیاست‌گذاری حوزه‌های علمیه استان تهران و رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، امروز پیش از آغاز درس خارج فقه که در مدرسه علمیه امام رضا(ع) برگزار شد، با اشاره به دستگیری برخی عناصر فاسد و مفسد قضایی گفت: این روزها عناصری دستگیر شدند که به تخلفات حادی در زمینهٔ فساد مالی و اداری متهم هستند، عناصری که در دستگاه قضا دارای مسؤولیت بودند.

وی افزود: دستگاه قضا باید ملجأ تظلم و مرجع دادخواهی برای طبقاتی قلمداد شود که بر آنان ستم شده، حقشان تضییع، اموال‌شان غارت و آبروی‌شان مورد تعرض قرار گرفته است؛ اما مع الاسف عناصری از این دستگاه بسیار خطیر و مهم، نسبت به مسائل مالی مرتکب تخلفات حادی شدند که غالب آن خلاف‌ها را در ادبیات قضایی تحت عنوان ارتشاء، رشوه خواهی و رشوه‌گیری مورد بحث و بررسی قرار می‌دهند.

آیا جرم مجرمان قضایی تنها ارتشاء است؟
آیت‌الله رشاد با بیان اینکه رشوه یک جرم و ارتشاء تخلف و معصیت است، عنوان کرد: آیا در شرایط فعلی و راجع این افراد و جایگاهی که در دستگاه قضا داشتند و تأثیراتی که رفتار آنان در جهات مختلف بر جای می‌گذارد می‌شود جرم آنان را تنها به ارتشاء قلمداد کرد و در همین فضا و افق مورد بررسی قرارداد و حکم صادر کرد؟

رییس شورای سیاست‌گذاری حوزه‌های علمیه استان تهران ادامه داد: آیا عمل این افراد فاسد و مفسد مشمول عوامل تشدید کننده دیگری هم می‌شود؟ آیا عمل آنان دارای وجوه دیگر نیز هست؟ به تعبیر دیگر می‌توان عنوان و تعابیر دیگری را بر رفتار افراد فاسد و مفسد بار کرد که آن عنوان‌ها جرائم سنگین‌تری از جرم ارتشاء قلمداد می‌شود؟

وی افزود: خوب است قضات محترم به این جهت توجه کنند که آیا فعلی که آنان مرتکب شدند متعلق بوده و موضوع عنوان ارتشاء است و در همین حد و اساس باید راجع آنان قضاوت و حکم صادر شود یا اینکه نه علاوه بر این عنوان عناوین و جرائم بسیار سنگین‌تر دیگری می‌تواند بر این رفتار و عمل آنان صدق کند؟ تا تحت عنوان‌های دیگر این افراد مفسد محاکمه شوند.

تضعیف نظام بزرگ‌ترین تخلف مجرمان قضا
آیت‌الله رشاد به حرمت تضعیف نظام جمهوری اسلامی اشاره کرد و گفت: اگر کسی در یک عنوان مؤثر و دستگاه مهم حکومت اسلامی که مرتکب خلاف می‌شود آیا این خلاف سبب تضعیف نظام اسلامی نمی‌شود؟ و آیا تضعیف نظام اسلامی جرمی سنگین‌تر از جرم ارتشاء نیست؟ و آیا چنین افرادی را علاوه بر اینکه به جهت ارتکاب جرم رشوه‌گیری به جرم سنگین‌تر یعنی تضعیف نظام اسلامی است نباید محاکمه کرد؟

تولیت مدرسه علمیه امام رضا(ع) ادامه داد: آیا رفتار آنان مصداق سلب اعتماد عامه مردم نسبت به ‌نظام و حکومت اسلامی نمی‌توان تلقی کرد؟ فعل این مجرمان نمی‌تواند سبب سلب اعتماد مردم از نظام اسلامی شود؟ آیا سلب اعتماد از نظام اسلامی و اعتماد عمومی جرم کوچکی است؟ آیا این سلب اعتماد و یا تضعیف حکومت اسلامی حرام است یا مکروه قلمداد می‌شود؟ و اگر حرام است یک حرکت عادی و یا گناه فردی محسوب می‌شود؟ یا عمل این افراد فاسد مفسد مصداق سوءاستفاده از منصب قلمداد می‌شود؟ آیا سوء استفاده از منصب در نظام اسلامی جرم کوچکی است؟ آیا جرم و عمل این افراد مجرم مصداق عنوان اسائه استخدام سلطه نیست؟

سوء استفاده از قدرت علیه نظام و به زیان مردم است
وی درباره سوء کاربرد قدرت، عنوان کرد: کسانی که در نظام اسلامی دارای جایگاه و قدرتی می‌شوند باید آن قدرت را در جهتی که به نفع نظام و مردم است به کار بگیرند اما اگر از آن قدرت علیه نظام و به زیان مردم به کار ببندند جرم بسیار سنگینی است، آیا این افراد مرتکب چنین جرمی نشدند؟

رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: این مجرمان فاسد به‌عنوان عناصر مسؤول مرتکب این جرم شدند که یکی از آنان با لباس روحانیت و به‌عنوان معمم که نماد دین و دین‌داری است و به‌مثابه عالم دینی انگاشته می‌شود. عمل این فرد که سبب تضعیف ایمان مردم و باعث به باد رفتن اعتقاد جوانان از اصل دین می‌شود آیا جرم این شخص کوچک است؟ آیا تحت این عنوان نمی‌شود این مجرمان را محاکمه کرد؟

آیت‌الله رشاد ادامه داد: برای عالم دینی و روحانی محدودیت‌هایی وجود دارد فراتر از محدودیت‌هایی که به ‌حکم اولیه شرعی متوجه دیگر آحاد جامعه می‌شود؛ ما یک حکم شرعی داریم که از آن به‌عنوان حرمت شرعی یاد می‌شود و آحاد متکلفین نباید مرتکب آن شوند اما یک حرمت دیگری نیز وجود دارد که از آن به‌عنوان حرمت شأنی نام‌برده می‌شود یعنی به ‌مثابه حکم شرعی او نیز شرعی است اما این حکم به اقتضای‌شان افراد جاری می‌شود.

فساد روحانی مجرم بسیار سنگین تر از جرم مردم عادی است
رییس شورای سیاست‌گذاری حوزه‌های علمیه استان تهران اضافه کرد: بنابراین با توجه به شأنی که افراد دارند نباید مرتکب حرمت شأنی شوند؛ در بحث عدالت مبحثی به‌عنوان خلاف مروت وجود دارد که گفته می‌شود اگر کسی خلافی را که خلاف عرف است مرتکب شود که دون شأن این فرد باشد برای مثال فرد عادی ساندویچی به دست بگیرد و در خیابان بخورد مسأله خاصی نیست اما اگر یک عالم دینی محترم و موجه این فعل را مرتکب شود هرچند که فی حد نفسه برای دیگران مباح است گفته می‌شود او مرتکب خلاف مروت شده و از عدالت ساقط است ونمی شود امامت یک نماز جماعت را بر عهده بگیرد و کسی پشت او نماز اقامه کند.

وی گفت: حال اگر کسی با لباس روحانیت که مرتکب امر حرامی شود آیا جرم این فرد در ارتکاب به این عمل حرام با افراد عادی که مرتکب این عمل می‌شوند برابر است؟ آیا نمی‌توان این را به ‌مثابه عامل تشدیدکننده جرم و حکم قلمداد کرد؟

آیت‌الله رشاد ادامه داد: کسی که با لباس روحانیت مرتکب جرم می‌شود صد چندان اثر منفی در جامعه دارد، زیرا چنین فردی دین مردم را به مخاطره می‌اندازد نه دنیای آنان را، بسیاری از جرائم به خاطر آن است که به دنیای مردم آسیب می‌رساند و جرم محسوب می‌شود اما وقتی کسی مرتکب خطایی می‌شود که دین و آخرت مردم به مخاطره می‌افتد و جوانانی منحرف می‌شوند که آخرتشان به باد می‌رود چه کسی مقصر است؟

رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی اضافه کرد: کسی که بدون اینکه واجد شرایط باشد لباس روحانیت به تن کرده باشد و یا کسی که ابتدا واجد صلاحیت بوده و بعد صلاحیت خود را از دست‌داده و با این لباس مرتکب جرمی شود، به نظر می‌رسد اگر این فرد رشوه گرفت کافی نیست تنها به خاطر آنکه مرتکب ارتشاء شده محاکمه شود بلکه باید او را به خاطر جرم بزرگ‌تر نیز محاکمه کرد زیرا او به دین لطمه زده و به اعتقاد مردم خدشه وارد کرده است.

تولیت مدرسه علمیه امام رضا(ع) در پایان خاطرنشان کرد: بنده به‌عنوان یک طلبه عرض می‌کنم قضات محترم در چنین مواردی و به خصوص در پرونده‌ای که در این ایام در جریان است به این مهم توجه کنند که چه‌بسا جرائم این افراد فاسد و مفسد تحت عناوین جرم‌های سنگین‌تر و عنوان‌های سخت‌تری باید مورد بررسی قرار گیرد و حکم متناسب با این متخلفان صادر شود.

زورگویی و زورگیری از ظواهر افت و افول و زوال و انحطاط قدرت آمریکایی است

زورگویی و زورگیری از ظواهر افت و افول و زوال و انحطاط قدرت آمریکایی است

آیت الله علی اکبر رشاد رییس و موسس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و رییس شورای مدیریتی حوزه های علمیه استان تهران در ابتدای درس خارج خود با محکوم کردن رفتار ضدبشری آمریکا، این امپراطوری ظالم را رو به افول دانست.
آیت الله علی اکبر رشاد با اشاره به تحولات اخیر آمریکا گفت: فجایع بزرگی طی چند روز اخیر در کشور آمریکا در حال وقوع است؛ گرچه بعضی می خواهند این جنایات را در حد خشونت پلیسی فرو بکاهند و بگویند که پلیس آمریکا خشونت کرده ولی واقعیت امر این است که این ماهیت دولت آمریکاست؛ دولت آمریکا ماهیتاً غاصب و غارتگر و خشونت گر و جنایتکار است! در خارج از سرزمین آمریکا که دیگر پلیس آمریکا حضور ندارد! این همه خشونت، این همه غصب و غارت، جنایت و قتل، به دست ارتش آمریکا که نماد قدرت آمریکایی است تحقق پیدا می‌کند و طی روزهای اخیر هم که رئیس جمهور آمریکا دستور داد ارتش به خیابان‌ها بیاید و با ارتش، مردم خودشان را سرکوب می کنند، آمریکا آنچه را که در خیابان‌های شهرهای خود مرتکب می شود صد چندان بدتر را در سایر کشورها طی این عمر پلشت و پست خود مرتکب شده‌ است.
وی افزود: انسان صحنه های فجیعی را مشاهده می کند، به رغم محدودیت های خبری که ایجاد کرده‌اند و مشکلاتی که برای انعکاس اخبار در جریان و جریانات داخلی آمریکا پدید آمده و اجازه نمی‌دهند اخبار به بیرون درز پیدا کند اما برخی صحنه ها که از قتل سیاه پوست مظلوم پخش می شود بسیار دلخراش و جانگداز است؛ وقتی انسان صحنه قتل را که با آن وضع فجیع و بی رحمانه اتفاق می‌افتد می بیند اشک در چشمانش حدقه می‌زند و بارها از دیدن این صحنه حال انفعال به من دست داده است. در خیابان ها ضرب و شتم می کنند، نوزاد شیرخوار را از بغل مادر روی زمین می‌اندازند و مادر را کتک می‌زنند و شگفت آور این است، کشوری که در دنیا به دروغ و فریب، به بهانه دفاع از حقوق بشر لشکرکشی می‌کند و ده‌ها هزار و بیش از آن را در کشورهای مختلف به قتل می رساند و در حالی که یک قاچاق فروش و یک قاتل اعدام می شود فریاد وا دریغا و فریاد حقوق بشری کشورهای غربی گوش فلک را کر می کند، در این دو هفته که از جنایات آمریکا می‌گذرد یکی از سران کشورهای فرانسه، انگلستان، آلمان و دیگر همپیمان های آنها که همواره دم از حقوق بشر می‌زنند حتی کمترین اعتراضی به این همه جنایت و فاجعه نداشته اند و بلکه برخی غیرمستقیم این جنایات را توجیه و تایید نیز می‌کنند. صدراعظم آلمان گفته است که ما با رییس جمهور منتخب همکاری می کنیم و می خواهیم که سعی کنند با هم متحد شوند و احیاناً حق را به جانب ترامپ می‌دهد که ارتش را به خیابان ها کشانده است، این بدین معناست که به نحوی ضمنی این جنایات و فجایع را تایید می‌کنند.
این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به درماندگی اخیر آمریکا در مدیریت ویروس کرونا گفت: آمریکایی که ادعای ابرقدرتی جهان را داشت در مقابل عوامل طبیعی عادی مثل شیوع کروناویروس درمانده شد. بیشترین کشته در سراسر جهان متعلق به این کشور مدعی است، بیشترین مورد ابتلاء مربوط به این کشور پر ادعاست و کار آمریکا و بعضی از کشورهای غربی در این حادثه طبیعی به راهزنی و زورگیری و ماسک دزدی کشید! امروز هم در مقابل تظاهرات یک مشت رنگین پوست که نوعاً فقیر هستند درمانده شده تا جایی که ارتش را به خیابان ها کشانده است! این آقای رئیس جمهوری که می گفت من دور آمریکا برای حفاظت از آمریکایی‌ها در مقابل غیرآمریکایی ها دیوار می کشم، روز جمعه دور کاخ سفید برای حفاظت از کاخ سفید در مقابل آمریکایی‌ها دیوار کشید! این است ابرقدرتی این مدعیان! این ها همه نشانه های زوال این امپراطوری پر ادعا و پرطمطراق است، البته نه از آن جهت که عده ای در خیابان‌ها ریختند و ارتش و پلیس آمریکا با آنها مقابله می‌کند این تازه یکی از مظاهر و ظواهر افت و افول و زوال و انحطاط قدرت آمریکایی است.
وی رفتار ضدبشری آمریکا را بزرگترین دلیل افول این قدرت پوشالی دانست و تصریح داشت: بالاترین و بهترین دلیل، رفتار ضد بشری و ضد اخلاقی و در واقع انحطاط اخلاقی و انحطاط حقوقی آمریکا دلیل اصلی فرا رسیدن دوره فروپاشی این قدرت به حساب می‌آید؛ زورگویی و زورگیری نشانه هبوط و سقوط این قدرت پوشالی است! اینکه در مقابل یک قدرت نوظهور نمی‌تواند کمترین عکس العملی از خود نشان دهد نشانه زوال و انحطاط آمریکا است. عین الاسد به آن شکل موشک باران می‌شود و حتی جرات نمی‌کنند آمار کشته‌ها را به درستی اعلام کنند و مجبور می‌شوند به دروغگویی های آشکار و سفیهانه مانند اینکه فقط عده‌ای دچار مختصر ضربه مغزی شده اند! با همه تهدیداتی که می کنند، پنج کشتی غول‌پیکر ایرانی حرکت می کند و هزاران کیلومتر را در مقابل دوربین های آنها و جلوی نیروهای نظامی آنها رزمایش می‌کند و رژه می‌رود و از این سمت عالم به آن سمت عالم مواد سوختی منتقل می‌کند و به آنها اعلام می کنند که اگر کمترین خطایی کنید، دست از پا خطا کنید و تعرضی کنید پاسخ سنگین دریافت خواهید کرد و جرئت مقابله نمی کنند! کی در گذشته آمریکا اینچنین دچار ضعف و فتور و ترس و احتیاط شده بود؟ این نشانه افول قدرت آمریکایی است.
وی در پایان گفت: در داخل کشورمان متاسفانه بعضی اندک شمار که به بزک کردن سیمای زمخت و وحشی آمریکا مشغول هستند حتی در این شرایط سعی می کنند این جنایت‌ها را توجیه کنند و این تاسف آور است و تاسف آور تر اینکه گاه بعضی مسئولین ما هم بد سلیقه می‌کنند یا احیاناً سوء نیت دارند که برخی رفتارها را در این شرایط مرتکب می‌شوند که به نفع آمریکا تمام می‌شود از جمله همین آزادسازی آقای مایک وایت افسر نیروی دریایی آمریکا در این شرایطی که ترامپ سخت تحت فشار هست و در انزوا قرار گرفته با آزاد کردن این جاسوس به هر بهانه‌ای به داد ترامپ می‌رسند که ترامپ هم دستپاچه طی یک روز دو سه بار توییت می‌زند و از مسئولین ما تشکر می‌کند و امیدوار می‌شود به سازش و تسلیم و شعار می‌دهد که من پیروز خواهم شد یعنی آزادسازی فرد را چراغ سبز تلقی می‌کند برای نزدیک شدن به خود و این را نشانه ای می داند که ما نرمش نشان می‌دهیم و به سمت سازش پیش می رویم و اگر به سمت سازش پیش برویم او پیروز خواهد شد و این را صریحاً در توییت خود شعار می‌دهد!
آیت الله رشاد با محکوم کردن وقایع اخیر کشور آمریکا گفت: آنچه که امروز در خیابان های شهرهای گوناگون آمریکا و ایالت های مختلف این کشور اتفاق می افتد مایه تاسف و تاثر است و گویی حقوق فقط حقوق سفیدپوستان آمریکایی و غربی است و بقیه انسان ها یا انسان نیستند یا فاقد حقوق انسانی هستند و این فجایع بسیار بسیار تاثر انگیز و تاسف بار است و امیدواریم که خداوند متعال بشریت را از چنگال این دژخیمان وحشی نجات دهد!

پیام تبریک آیت الله علی اکبر رشاد به دکتر محمدباقر قالیباف و منتخبین مجلس یازدهم

پیام تبریک آیت الله علی اکبر رشاد به دکتر محمدباقر قالیباف و منتخبین مجلس یازدهم

 آیت الله علی اکبر رشاد رییس و موسس پژوهشگاه و رییس شورای حوزه‌های علمیه استان تهران طی پیامی خطاب به آقای دکتر محمدباقر قالیباف، تشکیل مجلس یازدهم را به وی و دیگر منتخبان ملت تبریک گفت. در این پیام تاکید شده است: حیثیت جبهه‌ی انقلاب در این مقطع به همت و اهتمام شما عزیزان گره خورده است، و کامیابی آن، کارآمدی و کامیابی این جبهه قلمداد شده، ناکامی آن (العیاذ بالله) ناکارآمدی و ناکامی این جبهه به شمار خواهد آمد. رییس شورای حوزه‌های علمیه استان تهران در این پیام آمادگی این حوزه‌ عریق را برای همکاری با مجلس محترم در زمینه‌ی تاسیس و توسعه فقه قانونگذاری، اعلام داشته است. متن پیام آیت الله رشاد به شرح زیر است:

حضرت مستطاب آقای دکتر محمدباقر قالیباف (مازال موفقاً)
ریاست مکرم مجلس شورای اسلامی
سلام علیکم بما صبرتم
سجده‌ی سپاس بر آستان باری می‌بریم که به عنایت و هدایت او، مردم انقلابی میهن عزیز، بار دیگر سکان تقنین را به مردان جهاد و جدیت سپردند. این کمترین این رخداد مبارک را اوّلاً به آحاد ملت و ثانیاً به جناب عالی و سایر منتخبین محترم تهنیت عرض می‌کنم. امیدوارم در سایه‌ی الطاف الاهی و عنایات خاصه‌ی حجت حاضر حق (عج)، رهنمودهای راهبردی زعیم حکیم امت (دام ظله الوارف)، و با تدبیر و تلاش حضرت‌عالی و همکارانتان این فرصت «دیرباب» و «زودگذر» به مجالی مغتنم برای تقریب سیر و سیرت مجلس به وضعیت آرمانی، بدل گردد.
از باب اغتنام فرصت، خاضعانه چند نکته را تقدیم محضر می‌کنم، اطمینان دارم: این نکات از سوی حضرت مستطاب عالی و نمایندگان متعهد و انقلابی به عین عنایت نگریسته، مورد توجه قرار خواهد گرفت.
۱٫ از سویی: شخص شما و شمار معتنابهی از وکلای محترم این دوره، بازمانده‌ی خیل شهیدان سترگ و سرداران بزرگی همچون همّت، زین الدین، باقری، باکری، خرازی، کاظمی و سبهبد سربلند قاسم سلیمانی بشمارید؛ از دیگرسو: مجلس شورای اسلامی عصاره‌ی ملتی است که در عصر حاضر و در نگاه ملل جهان، نماد حریت، استبدادستیزی، استقلال‌خواهی، اقتدارگرایی، استکبارشکنی، جهاد، مقاومت، و شهادت‌طلبی قلمداد می‌شود؛ این امر مستلزم آن است که مجلس خود بر قله‌ی این ارزشهای بایستد، و در مقام نظر و عمل تداوم بخش نظر و عمل شهیدان بزرگوار بوده، مطابق مرام و منزلت چنین ملتی رفتار نماید.
باید توجه داشت که: عنوان مجلس جدید به نام «گفتمان انقلاب اسلامی» نشان شده است، مردم نیز با چنین اراده و آرمانی پای صندوق‌های رای حاضر شده‌اند؛ بدین‌سان حیثیت جبهه‌ی انقلاب در این مقطع به همت و اهتمام شما عزیزان گره خورده است، و کامیابی آن، کارآمدی و کامیابی این جبهه قلمداد شده، ناکامی آن (العیاذ بالله) ناکارآمدی و ناکامی این جبهه به شمار خواهد آمد.
۲٫ قطعا ارتقاء منزلت مجلس و شان نمایندگی ملت، مورد اهتمام جناب عالی و دوستان عزیز مجلس است. اگر چنان که امام راحل (رضوان الله وسلامه علیه) فرموده‌اند: «مجلس در راس امور است» که حقا و شانا چنین است؛ این نهاد نورانی باید درخور و فراخور چنین منزلت و مرتبتی عمل کند؛ و در یک جمله: تحفظ بر استقلال قوه‌ی مقننه و تقویت نقش هدایتی و نظارتی مجلس، با رفتار پدرانه، فراجناحی و بدور از ملاحظات سیاسی، برخورد منصفانه، مشفقانه، روشمند و معیارمدار، با امور و شؤون کشور، بویژه تخلفات نهادها و مدیران میسر می‌شود.
۳٫ برغم سپری شدن یک چله از فتح الفتوح انقلاب اسلامی و طی ده دوره‌ی مجلس شورای اسلامی، ترابط و تعامل مجلس و حوزه‌های علمیه، همچنان در نازل‌ترین حد و مرتبه قرار دارد. در دوره‌های گذشته: نه مجلس چندان که باید در امور تقنین از حوزه مدد جسته است و نه حوزه چنان که شاید به مجلس مدد رسانده است. از این رو توقع می‌رود: با تعامل دوسویه‌ی این دو رکن اساسی جامعه‌ی اسلامی، این امر در این دوره‌ی مجلس سامان گیرد و این کاستی جبران گردد. ان شاء الله الهادی.
مجلس می‌تواند در انعکاس نیازهای کشور به حوزه‌های علمیه در زمینه‌های فقه و اخلاق کاربردی نقش بی‌بدیلی ایفا کرده، به دائرشدن کرسی‌های علمی و فقهی لازم در این عرصه‌ها به اساتید و فضلای حوزه کمک کند؛ حوزه‌ها نیز می‌توانند به گشودن گره‌های نظری در شؤون تقنین به مجلس یاری برسانند.
مع الاسف باید اذعان کرد که: «فقه تقنین» جای خود را در حوزه‌های علمیه نگشوده است؛ این‌جانب به عنوان کمترین خادم حوزه‌ی پایتخت، عرض می‌کنم: حوزه‌ی عریق و اصیل تهران آمادگی دارد با همکاری مجلس محترم، در حد مقدورات برای رفع این نقیصه گام بردارد.
خاطرنشان می‌سازد: از باب وظیفه‌گذاری ملی، ظرفیت عظیم‌ علمی و نظری گروههای علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی نیز می‌تواند در زمینه‌های گوناگون مورد نیاز مجلس در خدمت آن نهاد ارجمند قرار گیرد.

کمترین طلاب: علی اکبر رشاد
رئیس شورای حوزه‌های علمیه استان تهران
یازدهم خرداد ۱۳۹۹، مطابق هشتم شوال ۱۴۴۱

نهمین جلسه خارج فقه مهندسی ژنتیک و جنگ بیولوژیک برگزار شد

نهمین جلسه خارج فقه مهندسی ژنتیک و جنگ بیولوژیک برگزار شد

آیت الله رشاد در نهمین جلسه درس خارج فقه مهندسی ژنتیک مطرح کرد:
قواعد اخلاقی مرتبط با فقه زیست فناوری.
اشاره:
آنچه پیش روی خوانندگان ارجمند قرار دارد، سلسله مباحثی است برگرفته از دروس خارج فقه آیت الله رشاد که تحت عنوان «فقه مهندسی ژنتیک و جنگ بیولوژیک» (فقه التکنولوجیا الحیویه و الحرب البیولوجیه)، هفت صبح روزهای زوج هفته، در مؤسسه آموزش عالی حوزوی امام رضای تهران ارائه می‌شود. این دروس بصورت برخط (آنلاین) از طریق شبکه ‌اینترنتی Eshia (ایشیا/ مدرسه فقاهت) قابل دریافت است. (روش اتصال به شبکه در پایگاه رسمی استاد، توضیح داده شده است)
ضمنا صوت و متن دروس نیز در پایگاه رسمی آیت الله رشاد، پایگاه رسمی حوزه امام رضا (ع)، کانال آیت الله رشاد و کانال حوزه علمیه استان تهران، در شبکه‌های ایتا، سروش و بله، برای استفاده فضلا و طلاب عزیز متناوبا بارگذاری می‌شود.

بسم‌الله الرحمن الرحیم
خارج فقه مهندسی ژنتیک و جنگ بیولوژیک / جلسه نهم / ۱۰/۲/۱۳
جلسه گذشته بحث فشرده‌ای را در خصوص «قواعد الفقه» مرتبط با فقه مهندسی ژنتیک طرح کردیم. گرچه وعده کردیم ذیل هریک از قواعد ، مثال‌هایی را از فروع فقهیۀ مرتبط به هر قاعده در حوزه مهندسی ژنتیک ذکر کنیم، اما به تدریج، در فصولی که در ساختار فقه مهندسی ژنتیک پیشنهاد دادیم، اشاره خواهیم داشت. علاوه بر این، در خلال توضیح هر یک از قواعد به پاره‌ای از مثال‌ها اشاره کردیم. می‌توانیم تا اینجا به همین مقدار کفایت کنیم. تا هرچه سریعتر، به مباحث مربوط به فصول اصلی فقه مهندسی ژنتیک برسیم.
تقدم بحث از قواعد اخلاقیۀ بر قواعد فقهیه
قبل از اینکه وارد فروع جزئیۀ حوزه مهندسی ژنتیک شویم باید به قواعد اخلاقیه مرتبط با مهندسی ژنتیک بپردازیم. گرچه بهتر بود بحث از قواعد اخلاقیه را پیش از قواعد فقهیه مطرح می‌کردیم. چرا که علاوه بر اینکه فروع فقهیه نمیتواند ناقض قواعد اخلاقیه باشد، بسا قواعد فقهیه و قواعد الفقه در بعضی موارد بر قواعد کلی اخلاقی مبتنی است و از آن سرچشمه سرچشمه گرفته است. بنابراین، بحث از قواعد اخلاقیه، مقدم از بحث از قواعد فقهیه است.
متن دین و احکام پنجگانه آن
مجموعه‌ای قواعد وجود دارد که می‌توانیم از آنها به قواعد اخلاقیه تعبیر کنیم. قواعد اخلاقیه، دسته‌ای از احکام هستند که حیث ارزشی دارند و “احکام تحسینیه” اند. اینها از حُسن و قُبح ذاتی و واقعی افعال نشأت می‌گیرند. در مجموع، در متن دین، پنج دسته حکم وجود دارد:
اول: احکام تکوینیه‌ای که متعلق ایمان هستند و از آنها به «عقائد» تعبیر می‌کنیم.
دوم: احکام تکوینیه‌ای که رأساً و مباشرتاً متعلق ایمان نیستند. هرچند ممکن است آنها هم در شرایطی و مع الواسطه باید مورد اعتقاد باشند. به بیانی، انکار آنها اگر ملازم انکار ضروری نوع اول باشد یا به آن منتهی شود، حکم احکام دسته اول، یعنی احکام تکوینیه متعلق ایمان را پیدا کنند. دسته دوم احکام تکوینیه‌ای هستند که مانند دسته اول واقع‌مند بوده، حکایت از واقع تکوین می‌کنند این احکام به حوزه مُلکی و طبیعات و محسوسات عالم تکوین مربوط هستند. اما دسته اول، عمدتاً به حوزه ملکوت عالم تکوین و مغیَّبات مربوط می‌شوند. سوم: احکامی‌ هستند که از آنها به «احکام معنویه» تعبیر می‌کنیم. احکامی‌که خدای متعال و اولیای الهی به بشر می‌آموزند. اینها غیر از احکام تکوینیۀ اعتقادیه و احکام تکوینیه علمیۀ دسته دوم که علم دینی را تشکیل می‌دهند هستند؛ دسته سوم احکام، حیث معنوی دارند و بوسیله التزام و عمل به انها می‌توانیم ارتباط خاصی با هستی برقرار کنیم. هستی از این احکام متأثر می‌شود. می‌توان در ارتباط و پیوند با هستی داد و ستد کرده، تأثیر و تأثُّر ایجاد کرد. مانند معجزات، کرامات، ادعیه، مناجاتها، نذورات، خیرات، همه احکامی‌هستند که در این دسته قرار میگیرند.
چهارم: احکامی‌که از حُسن و قُبح ذاتی افعال و اعمال نشأت می‌گیرند و از آنها به «احکام تحسینیه» تعبیر می‌کنیم. این دسته همان‌هایی هستند که از آنها به اخلاق تعبیر می‌شود.
پنجم: احکامی‌که بایدها و نبایدها و الزامات را تشکیل می‌دهند. دسته چهارم تشکیل دهنده احکام ارزشی‌اند که از آنها به شاید و نشایدها تعبیر می‌کنیم. از دسته پنجم به باید و نبایدها تعبیر می‌کنیم.
در مبحثی که امروز مطرح می‌کنیم، منظور از اخلاق،گروه چهارم از احکام الهی است. اما بنا نداریم وارد فروع احکام و قضایای احکام اخلاقی شویم. بلکه صرفا از باب بیان بغضی نمونه‌ها و ذکر قواعد و اُسس اخلاقی، جهاتی را یادآور خواهیم شد. حتی درصدد ارائه فهرست کامل هم نیستیم. بلکه تنها نمونه‌هایی را بازگو می‌کنیم تا گفته باشیم احیاناً چه قسمی‌ از احکام اخلاقی در حوزه فقه مهندسی ژنتیک کاربرد دارد و باید در مقام استنباط به آنها ارجاع شود. لهذا این مبحث را تحت عنوان قواعد اخلاقیه، نظر همان قواعد فقهیه به صورت فشرده و گزیده مطرح می‌کنیم.
قبل از ارائه فهرست، چند نکته را عرض می‌کنم.
نکته اول اینکه در اینجا چه معنایی از قواعد اخلاقیه و اخلاق مراد ما است؟ این یک بحث طویل الذیل و محل نزاع است. باید به اجمال بیان کنیم اخلاق را به چه مفهومی‌اراده می‌کنیم.
نکته دوم اینکه، تفاوت بین قواعد اخلاقیه و احکام اخلاقی چیست؟
نکته سوم اینکه، تفاوت بین قواعد اخلاقیه و قواعد فقهیه چیست؟
نکته چهارم، در خصوص کارکرد قواعد اخلاقیه در فقه که در ذیل فقه کلان و فقه مهندسی ژنتیک قرار می‌گیرد. قواعد اخلاقیه طبعاً در این حوزه دارای کاربرد هستند.
در جلسه امروز، بعد از ذکر این نکات مقدماتی، فهرستی از نمونه‌هایی از قواعد اخلاقیه را ذکر خواهیم کرد.
مفهوم شناسی قواعد اخلاقیه
قواعد اخلاقیه که در حوزه بیوتکنولوژی کاربرد پیدا می‌کند محل بحث ماست. اصطلاحاً به آن بیوتکنولوژی می‌گویند. چنانکه اشاره کردیم مراد ما از قواعد اخلاقیه، دسته چهارم از احکام الهیه است. یعنی احکام نشأت گرفته از حُسن و قُبح ذاتی و عقلیِ افعال و اعمال. از اشکالاتی که در مباحث بیوتکنولوژی مطرح می‌شود خلط بین اخلاق و حقوق است. مجموعه مقالاتی که نوشته می‌شود معمولاً از تعبیر «اخلاق زیستی» استفاده می‌کنند. ولی وقتی وارد متن مقاله می‌شوید می‌بینید عمدتاً مباحث حقوقی و قانونی مطرح می‌شود. کما اینکه گاهی به لسان حقوق به عنوان حقوق مطلب مُعَنوَن شده، ولی وارد متن مقاله که می‌شوید می‌بینید پاره‌ای نکات اخلاقی دارد مطرح می‌شود. در مطالب و مقالات مربوط به بیوتکنولوژی بین مباحث اخلاقی، حقوقی و بلکه قانونی و به تبع آن فقهی خلطی اتفاق می‌افتد.
بنده تصور می‌کنم این اتفاق ناشی از آنست که افرادی که در این قلمرو قلم می‌زنند نوعاً مسیحیان هستند. ما در مسیحیتِ محقق و موجود، چیزی بنام حقوق و شریعت و فقه نداریم. سخن از اینها به میان نمی‌آید. مسیحیانی که مؤدب به آداب دینی هستند و می‌خواهند به موازین شرعی پایبند بمانند، به تورات مراجعه می‌کنند. البته در تورات شریعت و فقه وجود دارد؛ یهودیان فقه خاص خودشان را دارند. گرچه – چنانکه بعضی چنین کرده‌اند- از همین انجیل هم پاره‌ای گزاره‌های حاکی از باید و نبایدها را بنحوی اصطیاد کرده‌اند. ولی به هر حال، انجیل و مسیحیت محقق و موجود، فاقد فقه است. این امر، اهل قلم و اصحاب اندیشه متدین به مسیحیت کنونی را ناخودآگاه به این سمت کشانده که اخلاق را جایگزین حقوق -به تعبیر مذهبی و دینی آن فقه- کنند و عمدتاً از اخلاق سخن بگویند. البته چون پاره‌ای از این مباحث ماهیتاً اخلاق نیستند و روشن است که اخلاق با حقوق تفاوت می‌کند، طبعاً بین این دو خلط می‌شود. این آفتی است. به لحاظ نظری، این در عین حال می‌تواند ناشی از این باشد که کسانی که قائل به حقوق طبیعی هستند به نحوی بحث را جهت دهند و کسانی که قائل به حقوق وضعی به معنای پوزیتیویستی و تحصلی هستند به طرز دیگری ان را تدبیر کنند.
اصحاب حقوق طبیعی مثل مسلمان‌ها قائل به حُسن و قُبح ذاتی و واقعی افعال هستند. طبعاً اخلاق مبتنی بر این مبنا را دارای یک پایۀ خارجی و واقعی می‌دانند. در واقع، پای گزاره‌های اخلاقی را بند یک واقعیت خارجی می‌دانند. بر خلاف آنها، پوزیتیویست‌ها می‌گویند اخلاق و حقوق، قراردادی است و منشأ حقیقی و واقعی ندارد. در طبیعت آدمی ‌و هستی چیزی تعبیه نشده که پاره‌ای قضایا از آنها نشأت بگیرد و نام آنها را حقوق یا احیاناً اخلاق بگذاریم. احیاناً این خلط می‌تواند ناشی از رویکرد به حقوق طبیعی که مناشی طبیعی و واقعی برای حقوق قائل است باشد که حقوق را برساخته و برخاسته از خصوصیات طبیعی مثلاً انسان میداند. اگر چنین باشد، تفکیک بین اخلاق و حقوق دشوار می‌شود. در نتیجه چنین افرادی اخلاق و حقوق را با هم خلط می‌کنند.
ما درصدد هستیم قواعد اخلاقیه، به معنای کلیات حاکی از شاید و نشاید‌های نشأت گرفته از تحسین و تقبیح ذاتی و واقعی افعال انسانی را مورد بحث قرار دهیم. روشن است که این با قواعد و فروع فقهیه تفاوت پیدا می‌کند. ما در اینجا درصدد هستیم قواعد اخلاقیه و نه احکام اخلاقیه را بحث کنیم. در نتیجه ما بنا نیست به فروع و جزئیات گزاره‌های اخلاقی بپردازیم. اصولاً در بحث فقه مهندسی ژنتیک و هر قسمی‌ از فقه، به فروع اخلاقی نباید پرداخت و فقط باید از قواعد اخلاقیه بحث شو. جهتش هم این است که، چنانکه عرض شد، ما در دین پنج دسته احکام داریم.
اشتراکات و تفاوت‌های احکام خمسه
این پنج دسته با هم اشتراکات و تفاوت‌هایی دارند. از جمله اشتراکات آنها این است که هر کدام یک نظام واره اند. از یک انسجام درونی و تفاوت برونی با دیگر احکام برخوردارند. ولی مجموعۀ این پنج دسته احکام و نظام واره، یا خُرده نظام‌ها، یک کلان نظام را تشکیل می‌دهند. تبعاً هیچیک از این خُرده نظامها نمی‌تواند با دیگری در تهافت و تعارض باشد. اگر چنین فرض شود، آن وقت آن نظام کلی و کلان به دست نخواهد آمد. بنابراین وقتی به استنباط فقهی دست می‌زنیم، باید توجه داشته باشیم استنباطات ما در فروع فقهیه با مبادی و قواعد اخلاقیه و تکوینیه تعارض نداشته باشد. چه از نوع اول که متعلَّق ایمان است، چه از نوع دوم که از آنها به علم دینی تعبیر می‌کنیم. همچنین که نباید با احکام معنویه و قواعد کلیه اخلاقیه در تعارض باشد. از آنجا که باید در مقام استنباط جزئیه فرعیه فقهیه، جانب قواعد اخلاقیه را داشته باشیم، اشاره به این قواعد لازم است. هم قواعد فقهیه و هم احکام فقهیه هر دو از چیزی که از آنها به مبادی و مبانی نظری فقه یا شریعت تعبیر می‌کنیم نشأت می‌گیرند و چون قواعد فقهیه (فروع کلیه فقهیه) و احکام فقهیه (فروع کلیه فقهیه) نه تنها نباید سرِ ناسازگاری با مبادی نظری و پیش انگاره‌های نظری داشته باشند بلکه باید از آنها سرچشمه گرفته باشند؛ در حوزۀ نسبت بین احکام فقهیه و قواعد اخلاقیه هم کما بیش همین نسبت و رابطه برقرار است. و ما باید لاأقل قواعد اخلاقیه را نظیر فقهیه به نحوی زیرساخت و یا کلیِ حاکم قلمداد کنیم. بعضی از فروع فقهیه، اصولاً مبتنی بر قواعد فقهیه یا قواعد اخلاقیه است. بنابراین نقش و کارکرد قواعد اخلاقیه یک کارکرد زیرساختی است. از این جهت باید در فروع فقهیه جزئیه به آنها توجه شود. به این لحاظ است که در آغاز مباحث فقه مهندسی ژنتیک اشاره‌ای به قواعد اخلاقیه می‌کنیم. ما در حد یک فهرست، به بعضی از این موارد و احیاناً ثمراتی که در قلمرو فقه مهندسی ژنتیک بر هریک از اینها مترتب است اشاره خواهیم کرد.
قاعده «التحفظ علی کرامه الإنسان الذاتیه»
یکی از قواعد مهم، قاعده «التحفظ علی کرامه الإنسان الذاتیه» است. انسان دارای کرامت ذاتی است. خدای متعال انسان را ذاتاً و فطرتاً و به لحاظ سرشتی، دارای ارزش و کرامت آفریده است. تا وقتی که او از انسانیت اعراض نکرده و به حدی از ذات خودش فاصله نگرفته که در حقیقت چیزی شبیه تبدُّل ماهیت پیدا کند – گرچه فلاسفه تبدل ماهیت را محال می‌دانند- این ارزش ذاتی محفوظ است. لهذا، صیانت از این کرامت اصل اساسی و بسیار پر اهمیتی قلمداد می‌شود. باید این اصل در فروع فقهیه‌ای که در حوزه فقه مهندسی ژنتیک مطرح خواهد شد نقض نشود. لهذا در مسائل خاصی مانند مقام معالجه، وقتی دو انسان بیمار، نیازمند معالجه هستند، ما نمی‌توانیم با توجیهاتی از قبیل اینکه یکی سالمند و دیگری جوان یا یکی شریف و دیگری وضیع است بین اینها تفاوت قائل شویم. بگوییم امکانات محدودی که داریم را صرف جوان‌ترها می‌کنیم. مانند آنچه که در فاجعه کرونا در بعضی کشورهای غربی اتفاق افتاد و هم اکنون نیز جریان دارد. این اصل می‌گوید انسان دارای کرامت ذاتی است و در این جهات انسانها با هم تفاوت نمی‌کنند. یا مثلاً در خصوص ژن‌های جنینی که گاهی گرفتن این ژنها از جنین، مستلزم اعدام، نابود کردن، اتلاف و از بین بردن جنین است. خب آیا می‌توانیم چنین کاری بکنیم یا نمیتوانیم؟ این می‌تواند یک اصل اخلاقی قلمداد شود که اگر او انسان است، ارزش ذاتی دارد و ما حق تعدی به حریم حیات او نداریم.
قاعده«التحفظ علی الأسرار الجنومیه للأشخاص»
قاعدر «التحفظ علی الأسرار الجینومیه للأشخاص» است. ژنوم انسانی جعبه سیاه اطلاعات و خصوصیات هر شخص قلمداد می‌شود. ژنوم‌ها نقشه ژنی اشخاص هستند و مجموعه اطلاعاتی که می‌شود از ژنوم انسانی کشف کرد فراوان است. به تعبیری ژنوم انسانی، خلوت ژنتیکی انسان است. اطلاعات ژنتیکی هر فرد، حریم خصوصی او قلمداد می‌شود. در نتیجه، در کار جدی روی ژنوم انسانی باید این مسئله مورد توجه قرار گیرد که اسرار ژنتیکی افراد برای کسانی کشف می‌شود. فراتر از آن، گاهی این اسرار ضبط می‌شود. گاهی پیش می‌آید افرادی به نحوی وارد سیستم‌های کامپیوتری می‌شوند و این اسرار را به دست می‌آورند و افشاء می‌کنند. احیاناً افراد را تهدید و از آنها باج خواهی می‌کنند. اگر ژنی به تعبیر رایج می‌خواهد از کسی به دیگری منتقل شود؛ اینکه ژن از چه کسی به چه کسی منتقل شد یک سرّ است. بسا افرادی که دریافت کننده ژن هستند مایل نباشند شخصِ دهنده آنها را بشناسد. اینها اسرار افراد قلمداد می‌شود و می‌تواند تحت قاعده «التحفظ علی الأسرار الجنومیه للأشخاص» محل تأمل باشد. توجه به این جهت مهم است. گاهی افشای اسرار و اطلاعات ژنومی‌افراد اگر نواقصی در ژن او وجود داشته باشد، افشای عیب او قلمداد می‌شود. گاهی افشای بعضی توانایی‌ها و استعدادهای فوق‌العاده یک فرد قلمداد می‌شود یا کسی راضی نیست خصوصیاتش فاش شود و در اختیار غیر (بیگانه یا دشمن) قرار گیرد. چرا که می‌تواند برای او خطراتی داشته باشد. این مسئله مهمی‌است که مورد توجه دانشمندان، نخبگان و سیاسیون هست و مخصوصاً این جهت بین سیاسیون بسیار مورد توجه است .چون این اطلاعات می‌تواند در جنگ بیولوژیک مورد سوء استفاده رقیب یا دشمن انسان قرار بگیرد.
قاعده «حسن اطلاع بیمار از تصرفات اطباء»
در همین عداد قاعده حُسن اطلاع بیماران -یا به تعبیری شدیدتر- ضرورت اطلاع بیماران تحت معالجه بر پیامدهای تصرفاتی که توسط اطباء، علمای حیوی و احیایی و زیست شناسان در ژن آنها رخ می‌دهد. انسانی به پزشک مراجعه کرده و پزشک تشخیص داده با انتقال یک ژن سالم به او می‌شود مثلاً عضوی را برویاند. وقتی این اتفاق بیفتد، ممکن است سلسله پیامدهایی برای او داشته باشد و این بیمار باید از آن مطلع باشد.
قاعده «عدالت بینا نسلی»
اصل دیگر اشتراک نفوس یا به تعبیر دیگر عدالت بین نسلی است. ما جهان را متعلق به یک فرد یا جمع یا نسلی خاص نمی‌دانیم. جهان، تکوین و طبیعت از آنِ همه موجوداتی است که در بستر طبیعت و در پیوند با آن هستند. انسان به عنوان اشرف مخلوقات عالم؛ آحاد ، اقوام ، ملل و بلکه نسل‌های انسانی با هم در امکان بهره‌برداری از مواهب طبیعت مشترک هستند. می‌توانیم بگوییم قاعده اشتراک نفوس در مواهب طبیعی و تکوینیِ در دسترس بشر باید به مثابه یک قاعده طبیعی مورد توجه قرار گیرد و نقض این مبنا ناصواب است. طبعاً اگر بناست احکامی‌ با مطالعه فعل و انفعالات ژنتیکی و فرآیندهای زیست‌فناورانه صادر شود، به لحاظ شرعی حتماً باید بر این اصل التزام داشته باشد. بحث‌های فراوانی ذیل این قابل طرح است که منجر به تولید فروع فقهیه مختلف می‌شود. ما الان مجال پرداختن به آنها را نداریم.
قاعده «قبح ایذاء حیوان»
قاعده دیگری که می‌توان مطرح کرد قبح ایذاء حیوان است. تصور نکنیم که حیوان حریم ندارد و انسان موجود بلا منازع و عالَم هم مِلک طلق اوست. هرگونه تصرفی را می‌تواند در هستمندان دیگر اعمال کند. حیوان برای خود حقوقی دارد که در منابع روایی ما هم فراوان آمده است. در برخی آیات به بعضی حقوق اشاره شده است. در علوم و مکاتب حقوقی هم به چنین مباحثی پرداخته‌اند مخصوصاً در روزگار ما این مسائل از یک شیاع و وسعت بیشتری هم برخوردار شده است. به هر صورت، یکی از اصول می‌تواند این قاعده باشد. بعضی وجه اخلاقی این قبیح را در این می‌دانند که این موجب جریحه دار شدن احساسات انسانی می‌شود. از این جهت خلاف اخلاق است. بله این هم یک حیث قضیه است. ولی ما عرض می‌کنیم این قاعده یک حیث عمیق‌تر و درونی‌تر دارد. آن این است که نفس ایذاء حیوان از زاویه حیوان و از این جهت که حیوان یک موجود ذی حق است و حق حیات دارد مجاز نیست و خلاف اخلاق است. بعضی می‌خواهند همه جهات اخلاقی را به انسان پیوند بزنند. اخلاق را صرفاً یک امر انسانی برای صیانت، آرامش و آسایش انسان قلمداد کنند. از این جهت، اصول ارزشهای اخلاقی را صیانت کنند، به آن التزام داشته باشند و بر ارزش آنها تاکید کنند. اما ما می‌خواهیم عرض کنیم، اصول اخلاقی می‌تواند به نحوی به حیوان هم ارجاع شود. از آن جهت که حیوان نباید زجر بکشد. حق نداریم حیوان را ایذاء کنیم. اگر چنین کردیم دست کم نقض یک اصل اخلاقی را کرده ایم .
بعضی قواعد دیگر نیز قابل طرح است. مثل اینکه آیا ما می‌توانیم در امر حیاتی و زیستی وارد شویم و آن را به کالا تبدیل کنیم و احیاناً در فرآیند تجارت قرار دهیم. مثلاً فعل و انفعالاتی که می‌توان در وجود انسان انجام داد و او را وارد آزمایشگاه کرد، جزئی از او را جدا کرد و مورد آزمایش قرار داد. خود این هم محل بحث و تأمل است. انسان را شیئ انگاشتن و او را تا حد یک شیء آزمایشگاهی تنزل دادن. احیانا تولید انسان آزمایشگاهی و درجه دو، نکاتی است که می‌تواند در کنار اصل کرامت ذاتی انسان، منشأ ارائه و اصطیاد یک قاعده اخلاقی مستقل قلمداد شود.
فهرست قواعد می‌تواند مُطَوَّل باشد که چون بنای ما در این سلسله جلسات بر گزیده گویی است به همین میزان اکتفا می‌کنیم و ذکر فهرست تفصیلی لازم نیست. شاید در نوشته‌هایی که داریم إن شاء الله فهرست را بیاوریم.
این هم یک مبحث از مباحثی بود که باید قبل از ورود به فروع مطرح می‌کردیم. از جلسه بعد وارد فصول اصلی فقه مهندسی ژنتیک خواهیم شد.